ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1 - صفحه 134


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1
    175MB
    25 دقیقه
  • فایل صوتی ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1
    24MB
    25 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1524 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Ali.akhoondy گفته:
    مدت عضویت: 120 روز

    سلام بر استاد و دوستان

    راستش من همیشه دوست داشتم که از موفقیت دیگران خوشحال بشم ولی نمیتونستم یعنی اصلا این قوانین رو نمیدونستم و اینکه همه احساساتم از باورهایم میاد خدارو شکر که الان فهمیدم یعنی در هر زمینه ای اگر حالم بد باشد یه باورهای مخربی دارم.

    من از موفقیت خانوادم خیلی خوشحال میشدم چون اونارو از خودم میدونستم ولی از موفقیت اقوام و دوستانم احساس حسد و ناتوانی،کافی نبودن،بی ارزشی،عقب افتادن رو داشتم و میخواستم احساساتو عوض کنم نمیتونستم یعنی بحث باورهارو و ریشه رو نمیدونستم و احساساتم مدتها بد میماند یادمه دوستم که ماشین خریده بود و از جلور میرفت احساسم بد میشد و برای اینکه حالمو خوب کنم میرفتم تو ماشینش واز ماشینش و اپشنال های ماشین ازش سوال میکردم تا اینکه از راه و روشش بپرسم و اینجوری میخواستم احساسمو خوب کنم.

    سوال دوم.ولی باخودم میگفتم اون که به این موفقیت رسیده منم میتونم.من حتی توانایهام بیشتر از اونه و نباید اونو با خودم مقایشه کنم بچها مقایسه کردن با دیگران یه سم مهلکه که به شدت احساسات رو پایین میاره و تمرکز میره رو نازیبایها ،هرچه از مقایسه بگم کم گفتم فقط خودمو با دیروز خودم باید مقایسه کنم.

    افراد موفق

    درسهایی که گرفتم فقط و فقط کار کردن روی نقاط ضعفم و تغیر باورها و تغیر نگرش و دیدگاه به شرایط جوری نگاه کنم که احساس بهتری بهم بده.داشتن الگوهای موفق که از موفقیتشون انرژی بگیرم و بیشتر تلاش کنم و بتونم اون احساسات بد قبلی رو نداشته باشم.

    من به این خیلی فکر میکردم که چرا موفقیت افراد باید حال منو خراب کنه به جای انکه خوشحال بشم و راهی پیدا نمیکروم یعنی موضوع باورهارو نمیدونستم که به لطف خدا اینو فهمیدم .سپاسگذارم از استاد و دوستان خوبم

    هر کسی موفق میشه راه رو برای من هموار تر میکنه

    ما سیستم ذهنی یکسان داریم پس هر کس تونسته منم میتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    حسین رحمانی گفته:
    مدت عضویت: 686 روز

    سلام بر گروه تحقیقاتی عباسمنش و همه دوستان ارزشمندم

    میخوام تمرین و جواب سوال ها رو اینجا بنویسم

    برام جالب بود فکر می کردم که از موفقیت دیگران خوشحال میشم ولی ای دلا غافل

    جواب سوال اول وقتی کسی از اطرافیانم موفق می شوند چه احساسی دارم من خوب فکر کردم دیدم وقتی دوستای صمیمیم خونه خریدن حسادت کردم و احساس ناتوانی و بی عرضگی به من دست داد وقتی یکی از فامیل هامون به موفقیت مالی رسید خیلی احساس بی ارزشی و خشم نسبت به خودم پیدا کردم

    دقت که می کنم احساس بی ارزشی، شکست، عقب افتادن، حسادت، احساس ناتوانی نامیدی و درماندگی بهم دست میده

    هر چند گاهی خوشحال هم می شوم

    مخصوصا در بحث موفقیت مالی این احساس ها برای من زیاده

    جواب سوال دوم: دیدن این موفقیت ها و پیشرفت ها به من کمک می کنه بفهمم که اونا که گاها از من کمتر بلدن و می تونن تونستن پس من هم حتما می تونم یه جورایی راه رو برای من باز کردن

    دوم مقایسه نکنم و شرایط خودم رو ببینم خودم رو با موفقیت هایی که الان دارم و روزهایی برام آرزو بود مقایسه کنم شاید به بعضی از هدف های مالی نرسیدم ولی به خیلی از اهداف و آرزوهام رسیدم روی این بهبودها و پیشرفت ها تمرکز کنم و برای اهداف مالی هم ازش کمک بگیرم

    این اطرافیانی که موفق شدن می تونن برای من الگو باشت و ازشون یاد بگیرم ببینم چکار کردن منم همون کارها رو بکنم

    جواب سوال سوم: درس هایی که می تونم بگیرم اینه که الان هوشمندانه روی باورهام کار کنم روی خودم کار کنم تا در آینده منم الگو باشم برای بقیه یا حداقل دیگه این احساس ها رو نداشته باشم و به جاش خوشحال شم چون خودمم رو هم لایق و موفق ببینم قطعا احساس بهتری خواهم داشت.

    از توجه همگی ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    زهرا گفته:
    مدت عضویت: 928 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربانم

    سلام به دوستان عزیزم

    خداروشکر میکنم برای هدایت به این فایل و این خودشناسی

    چون خودم از خیلی قبل تر متوجه حسادتم شده بودم ولی نمیدونستم چطور اون رو اصلاح کنم و میدونستم و اگاه بودم که این قضیه بده و به ضرر من هست و فقط داره من رو اذیت میکنه و احساس منو بد میکنه

    من ترکیبی از دو حس هستم

    هم تحسین میکنم

    هم حسادت میکنم

    ولی بخش اغلبش حسادت هست و من شدیدا احساس ناتوانی میکنم‌. از اون فرد ناخوداگاه بدم میاد و دقیقا طبق گفته استاد فکر میکنم من دیگه به چشم نمیام و مییرم تو مسیر جا زدن

    بعد که اگاه شدم سعی کردم جلوش رو بگیرم و خودم رو به ویژگی های مثبت افراد سوق بدم

    و ون رو اهرم موفقیت خودم کنم

    ولی ضعیف بودم نسبتا

    مرحله اول: موفقیت های کسب شده توسط نزدیکان و دوستان خود را به یاد بیاور و لیستی از آنها تهیه کن.

    موفقیت دو تا از همکارانم که یکی تو روابط با چند نفر اوکیه و من به شدت حسودیم میشه

    و تو یک رابطه خوبه که دوطرفست و کلی چیزای عاشقانه و جذاب داره

    موفقیت اون یکی همکارم که ساعت کاریش کم و کارش سبک تر شده

    موفقیت همکلاسیم که تحسین استاد ها رو میگیره

    مرحله دوم: در مقابل موفقیت هر فردی که لیست کرده ای، بنویس: چه احساسی درباره موفقیت آن فرد داری؟

    در همه این موقعیت ها من به شدت حسادت میکنم و میخوام خودم رو نشون بدم

    مرکز توجه باشم

    توانایی هام رو نشون بدم

    از اون افراد بدم میاد و بعد حسم رو کنترل میکنم و باهاشون خوب میشم

    و حسادت میکنم و این حسادت من رو ضعیف میکنه و توان رو ازم میگیره و حس میکنم دیگه دیده نمیشم

    و چند بار خواستتم درستش کنم و میدونم رویه اشتباهیه

    مرحله سوم: این سوالات را از خود بپرس و به آن جواب بده.

    سوال اول: از چه زاویه ی مثبتی به موفقیت های این افراد نگاه کنم که باعث شود:

    به خودباوری برسم

    الهام بخش من باشد و برای اقدام در راستای تحقق خواسته هایم ایده بگیرم؛

    برای رابطه خوب از زاویه ای که لذت ببرم و تحسین کنم ذوق کنم و بگم من هم لیاقت اینو دارم که با فرد مورد علاقم رابطه عاشقانه دلخواهمک داشتته باشم

    در مورد همکارم اینن که امکان پذیره که توانایی ها و استعداد های من دیده بشه و کارم راحت تر بشه و ازادی زمانیم هم بیشتر شه

    به خصوص این که قبلا هم تجربشو داشتتم

    و متوجه این شدم من واقعا باید دستاورد هامو به یاد بیارم و یادم بمونه و این که یکی از پیشرفت های جدید من کامنت گذاشتن بیشتر تو سایته

    الان دارم خودم رو مجبور میکنم بعد هر فایل کامنت بزارم و تا کامنت نزاشتم نرم فایل بعدی

    سوال دوم: چه درس هایی می توانم از مسیری بگیرم که منتهی به موفقیت این افراد شده است؟

    که می شود

    که نیازی نیست تلاش اضافی کنی‌

    تایم کاری ببری بالاتر یا فشار وارد کنی

    با اعتماد به نفس

    با تمرکز به خودت

    با الویت قرار دادن خودت

    با توجه به خودت

    با توجه به کارت و توجه نکردن و انرژی هدر ندادن برای چیزای بیهوده

    میشه که همه چی بهتر بشه

    و مسیر چیده میشه

    خدایا صدهزار مرتبه شکرت برای این هدایت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    محمدصادق روشن زاده گفته:
    مدت عضویت: 476 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان که هر آنچه دارم از ان اوست

    سلام به استاد گرامی و تمام دوستان عباس منشی گل گلاب

    استاد در رابطه با سوال اول این بگم که من قبل اینکه با آموزه های شما اشنا بشم درونن هرکسی که به هر موفقیتی میرسید میدیدم ناامید میشدم احساس تنفر نداشتم ولی انگار یه احساس حسادت در درونم شکل میگرفت مثلا زمانی که عمو من ماشین عوض کرد و من دیدم یه احساس حسادت در درون من شکل گرفت که چرا ما عوض نمی‌کنیم چرا عمو تونسته ما نه بعضی وقت ها به حدی می‌رسید که به خانواده خودم بدوبیراه میگفتن که شما مقصرید

    ولی الان اصلا اینطوری نیستم یا حداقل تلاش می‌کنم که از یه زاویه دیگه ای نگاه کنم که به من احساس خوبی بده مثل زمانی که دایی من مهاجرت کرد و با اینکه من اویل آشنایی من با آموزه های شما بود ولی این باور در من شکل گرفت که میشود به همین سادگی مهاجرت کرد حتی زمانی که در ایران هستی در بهترین خونه ماشین باز میشود

    استاد من اکنون تلاش می‌کنم هرکسی به هر موفقیتی که میرسه از زاویه ای بهش نگاه کنم که به من احساس خوبی بده و درسی ازش بگیرم که به من کمک کنه برخلاف گذشته که مثلا میرفتم خونه مادربزرگم و نمیدونم چرا ولی هی اون زمان میگفتم غذاش بو میده ولی الان عاشق غذای مادربزرگم هستم

    یا مثلا شوهرعمم ماشین های متنوعی عوض میکنه این خواسته در من بوجود میاد که اره منم میخوام ماشین های متنوعی امتحان کنم

    خب میرسیم به تمرین استادجان

    من یه سری از موفقیت های خانوادم میرسم

    خواهرم: کسب مدال طلا در مسابقات منطقه ای پینگ پنگ

    دایی: مهاجرت با خانواده به کانادا

    شوهرعمم: عوض کردن خانه و ماشین

    عموم: عوض کردن ماشین

    احساس من در مقابل موفقیت خواهرم احساس خوب و بدون هیچگونه احساس بدی و منفی بود بگونه ای که کلی تشویق و تحسین کردم و حتی حضوری بهش گفتم

    احساس من در مقابل موفقیت دایی برای مهاجرت کردن خیلی خوب بود و واقعا این باور در من تقویت کرد که میشود حتی میشود در بهترین زمان و موقعیتی که هستیم باز مهاجرت کنیم و حتی قبل اینکه از ایران برود من به آخرین خانه رفتم و وقتی به محله رسیدم خیلی از اون محله خوشم اومد و به خودم قول دادم که حتما منم یک روزی در این منطقه خونه ای میخرم

    احساس من در مقابل موفقیت شوهرم در زمانی که خانه خرید احساس خاصی نداشتم چون خونه قبلی 60 70متری و تک خواب بود و تنها برای اینکه خونه بزرگ تری بخرن چندخیابون بالاتر اومدن تا خونه بزرگ تر و 2اتاق خوابه بخرن درسته از نگاه خودشون موفقیت هست ولی چون از نگاه من تغییر بزرگی در محله ایجاد نشده احساس نه بد و نه خوبی به من دست نداد البته که چون خونه قدیمی بود و زمانی که بازسازی شد خیلی خوشم اومد چون تفاوت بعد و قبل دیدم کلی حال کردم و دیدم که با هزینه و تمرکز میشه چه نتیجه ای بدست آورد اما زمانی که ماشین عوض میکنن خیلی خوشحال میشن مخصوصا آخرین ماشینی که عوض کردن و تارا خریدن دیدم چه ماشینی هست اصن اون ارتفاع بهش نمیومد و کلی تحسین کردم که طی چندسال از رانا به207اتوماتیک و الان به تارا رسیدن

    احساس من در مقابل عموم در قبال خرید ماشین قبلا بد و منفی بود و کلی حسادت میکردم ولی الان تحسین میکنم تو دل خودم که افرین به گسترش جهان کلی کمک میکنه با اینکه الان ماه ها هست که ندیدمش ولی همین حرکتش مورد پسند من است

    خب استاد در رابطه با الگوهایی که میتونم بگیرم این هست که در رابطه با خواهرم این الگو و باور میتونم بگیرم که من برای هر کاری کامل نیستم ولی برای شروع اوکیم و نباید کمال گرایی باشم همین خواهر من قبلا با خودم چندسال به صورت حرفه ای پینگ پنگ تمرین میکرد و الان نگفت که نه من باید چند وقت به صورت حرفه ای و جدی تمرین کنم بلکه فقط اقدام کرد و تو دلش توکل کرد برخداوند چون منم پاشنه اشلیم کمال گرایی هست باید خیلی بر روی این موضوع کار کنم که نیاز نیست برای انجام دادن هرکاری پرفکت باشم فقط باید اقدام کنم حرکت کنم و تو مسیر چیزهایی که باید یادبگیرم و آموزش ببینم به من گفته میشه

    در رابطه با مهاجرت دایی این باور و الگو در من تقویت شد که مهاجرت اصلا سخت نیست همین دایی من اصلا به سختی مهاجرت نکرد با اینکه تنها به خواست خودش یک سال دیرتر اقدام کرد اونم بخاطر این که رو زبان کار کنه وگرنه زودتر میتونست بره ولی خیلی راحت بدون هیچ دردسری رفت و حتی زمانی که اونجا رسید خیلی زود ماشین گرفت و باور این که در دل هر مشکلی راه حلش وجود داره در من تقویت شد من فقط باید حرکت کنم و توکل کنم به خداوند بخشنده مهربان

    در رابطه با شوهرعمم میتونم این درس بگیرم که حتی یک قدم حتی یک قدم کوچک در رابطه با بهبود وضعیت و کیفیت زندگیم و خارج شدن از محیط امن زندگیم باز ارزشمند است

    در رابطه با عموم این باور و الگو و این درس میگیرم که وضعیت فعلی من دلیلی بر وضعیت آینده من نیست چون همین عموی من قبلا تو وضعیت نابسامانی بوده ماشین قدیمی بوده کیا ریو بوده ولی الان کلی پیشرفت کرده کلی آدم براش کار کرده و اینا تنها در چندسال هست و این نشون میده که فرکانس های هرلحظه ما داره هر ثانیه اینده ما رقم میزنه

    استاد سایر درس هایی که میتونم بگم از خواهرم این هست که توکل کنم پشت کار داشته باشم و ناامید نشوم

    از دایی میتونم این درس بگیرم که نترسم اقدام کنم و یک برنامه ریزی درست انجام بدم

    از شوهر عمم میتونم این درس بگیرم که قدم های کوچک خودم ببینم بهشون افتخار کنم

    از عموم این درس میتونم بگیرم که ناامید نشم حرکت کنم و نزارم که تضاد ها مانع من بشن

    استاد بسیار زیاد از شما سپاس گزارم بابت تمام آموزش هاتون

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    زهرا یکتاپرست گفته:
    مدت عضویت: 220 روز

    بنام نیرویی که در درونم حضور دارد

    خدایا شکرت برای حضورت برای هر لحظه ای که از قلبم احساست میکنم

    خدایا شکرت که اکنون فقط با عشق برای آرامش خودم مینویسم،چرا که همیشه ذهنم میگفت یه جوری بنویس که دیگران خوششون بیاد یعنی یه پاشنه آشیله برام توجه و تایید دیگران،اما من هر لحظه با یادآوری به خودم میگم که من تغییر میکنم و تلاش میکنم تنها برای لذت لردن و آرامش خودم،

    خدایا شکرت که در مسیرم پایدار هستم و دوره خانه تکانی رو تمام کردم

    و اکنون به قدو دوم صفحه خوش آمدی رسیدم قدم خودشناسی

    استادان عزیزم از صمیم قلبم برایتان عشق و آرامش را از خدا میطلبم

    چقدر عالی صحبت کردین استاد و چه تمرین هایی

    خدای من این یعنی روب رو شدن با خودم اینکه ببینم با خودم چند چندم،

    من کاملأ صادقانه به سوالات پاسخ دادم و اینجاهم ثبت میکنم تا بعد ها ببینم چقده تغییر میکنم

    و یه رد پا بمونه برای هم فرکانسی های عزیزم

    سوال اول: من از موفقیت بعضی از افراد خیلی خوشحال میشم و کلی احساس خوب میگیرم

    مانند چند روز پیش که برادرم ماشین خریده بود واقعا از ته قلبم تبریک گفتم و براش بهترین ها رو از خدا خواستم،

    من ذهنم روی موفقیت یه نفر حساسه اونم شریک کاری همسرم هست چرا که وقتی یه موفقیتی داشته باشن ذهنم میگه از حق ما خوردن چون همسرم تو کار با شریکش حتی حساب و کتاب نداره و اونا تو ظاهر از ما بیشتر خرج میکنن و من شدید به اونا حسادت داشتم وتازه الان یه کم بهتر شدم و ایمانم رو دارم قوی میکنم که من تنها مسول زندگی خودم هستم و هیچ نیازی ندارم به همسرم مدام بگم جدا بشه تو کار،

    الان به این باور بیشتر کار میکنم که خدا روزی منو میده و این باورهای خودمه که من کمتر دریافت میکنم حتی اگه اون شریک هم نبود من بیشتر ازین پریافت نمیکردم چون من به ادازه ایمان خودم دریافت میکنم هر چند واقعا هنوز یه ذره هم تغییر نکردم تو این یه مورد ولی خدارو شکر میکنم که حداقل فهمیدم مشکل از ذهن و باوره منه نه اون طرف یا همسرم ،حتما همسرم هم مسول زندگی و روابط کاری خودش هست،

    یا در مورد یکی از آشنایان که آنلاین فروش داره وقتی میبینم که اون بیشتر از من کار و در أمد داره احساسم بهش بد میشه اینم بر میگرده به باور کمبود ،اینکه مشتری کمه باوری که میگه پول دست مردم کمه گرونی هست

    خدارو شاکرم که اینم شناسایی شد امروز

    من از زندگی و موفقیت خانوادگی جاریم خیلی احساس عالی دارم واقعا هیچ حس حسادتی ندارم ماشین عالی هریدن خیلی تحسین کردم و خیلی بیخیالو علی بی غمه همیشه هم همه چی براش خوب پیش میره خیلی راحت و خوب حرفش رو میزنه اعتماد ب نفسش بالاست همیشه تحسینش میکنم

    یه اشنا دارم که خانومه یه کار رو از تو خونه شروع کرد و الان بعد وند سال مغازه زده خیلی عالیه کارش من همیشه تحسینش میکنم خدارو شکر میکنم که تونسته موفق بشه و من هوشحالم که یه خانوم اینطوری تکاملی داره از موفقیت و کارش لذت میبره

    درس هایی که گرفتم اینه که باید روی باور فراوانی کار کنم،

    حسادت رو آفت بدونم برای مسیرم

    من گاهی در برابر افراد موفق اخساس خود کوچک بینی دارم که امروز از صحبت های استاد این بهم ثابت شد پس باید روی احساس لیاقت خودم بیشتر کار کنم و باورم بشه منم فارغ از خانواده و سطح پایین مالی به اندازه دیگران ارزشمندم چون منم از خدام و به اندازه اونا به خدا و منبع وصلم،

    درس میگیرم که باید باخودم و خدام ب صلح برسم و این یعنی یه روزمرغفلت نکنم هر روز باید رو خودم کار کنم تمرین و تمرین،

    من باید روی هیچ کس و هیچ مشتری حساب نکنم فقط رو روی خدا حساب کنم و تسلیم او باشم و با توکل و ایمانم خدا همه چی میشه برام

    پس باید شکر گذار خدا باشم و موفقیت دیگران رو تحسین کنم و منم مسیر درست رو ادامه بدم،

    خدارو شکر که کانل این تمرین رو تو دفترم یادداشت کردم و تونستم یه فایل عالی رو کامل گوش بدم و عمل کنم

    سپاس از استاد خوب و مهربونم بابت این فایل های هدیه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    عماد گفته:
    مدت عضویت: 131 روز

    بسم الله ربّ العالمین

    سلام بر دوستان عزیز

    سپاس فراوان از استاد عباس‌منش عزیز که با انتشار آگاهی‌های طلایی، موجب ارتقای ما در تمامی زمینه‌ها می‌شوند.

    سوال:

    اگر یکی از دوستان یا نزدیکان شما به موفقیت قابل توجهی برسد، شما چه احساسی درباره موفقیت آن فرد داری؟

    آیا خوشحال می شوی و انرژی و انگیزه می گیری؟!

    آیا موفقیت او الهام بخش شما می شود؟!

    یا شما را به احساس حسادت، ناتوانی می رساند؟!

    پاسخ:

    تا پیش از آشنا شدن با قوانین خداوند و جهانی که آفریده، به‌طور معمول چنین عکس‌العلمی داشتم:

    از شنیدن موفقیت دیگران خوشحال می‌شدم؛ اما نه خیلی عمیق. تا حدی احساس حسادت می‌کردم، احتمالا به خاطر اینکه من تا آن زمان آن موفقیت را کسب نکرده‌ بودم. اما حس ناتوانی نسبت به کسب موفقیت سایرین نداشتم، شاید به‌‌ این دلیل که موفقیت‌های زیادی در زندگی‌ام کسب کرده بودم و فکر میکردم اگر من هم بخواهم، می‌توانم به چنین موفقیتی برسم.

    اخیرا با کسب آگاهی‌های فوق‌العاده از مطالب استاد‌ عباس‌منش عزیز، واقعا نگاهم در این زمینه تغییر کرده است. اصلا خودم را با سایرین مقایسه نمیکنم. هرکسی در هر جایگاه بالا و یا پایینی است، طبق قانون و عملکردی که داشته، در جایگاه شایسته خود قرار دارد. تمرکز من بر بهبود خودم نسبت به قدم‌های قبلی و گذشته‌ام است. این نگاه باعث شده که ذهنم درگیر افراد، موفقیت‌ها و شکست‌هایشان و نهایتا مسیرشان نشود، صرفا تمرکزم بر اهداف و مسیر خودم باشد.

    با این حال، ما انسانیم و سرشار از احساس، تلاش می‌کنم هر خبری از جمله موفقیت یا شکست دیگران را که می‌شنوم، با تمرکز بر نکات مثبت آن تجربه، خود را در فرکانس “حس و حال خوب” نگه دارم.

    امیدوارم هر لحظه نور هدایت الهی در قلبمان روشن‌تر شود.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    Moonlight گفته:
    مدت عضویت: 457 روز

    سلام دوباره به استاد عزیزم

    دومین کامنتیه که امروز مینویسم و خوشحالم که به تعهدم دارم عمل میکنم و هرروز تقریبا دارم کامنت مبنویسم:)

    از خدا نشونه خواستم و اینم فایل نشونه م بود و دلیل حال بد چند روز پیشم رو قشنگ فهمیدم

    همونطور ک توی یکی از کامنت های چند روز پیشم نوشته بودم، توی کلاس موسیقی مون سه تا گروه شدیم و هرگروه یک آهنگ رو تمرین میکنه و من حس میکردم خیلی توی خوندن و ایستادن جلوی صحنه خیلی بدم و دو تا گروه دیگه خیلی عالی زدن و بعد اجرام گریه م گرفت از بس بنظر خودم بد بودم..بعدشم افسردگی گرفتم.که خب خودم ام میدونستم چرا:)

    بخاطر مقایسه و این قضایا

    خلاصه

    امروز هم از همون میخوام استفاده کنم به عنوان مثال. و درباره ش بنویسم.

    سوال قسمت اول:

    اگر یکی از دوستان یا نزدیکان شما به موفقیت قابل توجهی برسد، شما چه احساسی درباره موفقیت آن فرد داری؟

    بستگی داره

    مثلا توی مورد بالا که همکلاسی هام بهتر از من میخوندن خب توی اجرا موفق بودن دیگه. من خیلی خیلی ناراحت شدم و حس میکردم خیلی بی استعداد م:)ولی با این وجود ادامه دادم چون عاشق موسیقی م. ولی بازم اگه این حسادت شدت پیدا کنه…جلوی کارمو میگیره، نباید شدت بگیره:)

    آیا خوشحال می شوی و انرژی و انگیزه می گیری؟!

    خب توی مواردی مثل موسیقی، اصلااااااا

    چون توی این موضوع خیلی ادعا دارم و میخوام همیشه عالی باشم و اگه نباشم خیلی خیلی ناراحت میشم و افسردگی میگیرم کلا

    آیا موفقیت او الهام بخش شما می شود؟!

    خیر!!!!توی موسیقی(که علاقه اصلی منه)خیر!

    یا شما را به احساس حسادت، ناتوانی می رساند؟!

    متاسفانه بله احساس ناتوانی میکنم بشدت و احساس بدرد نخور بودن و افسردگی و احتیاج دارم همش یک نفر بهم بگه کارم خوبه یا اونقدر تمرین کنم که توی ذهن خودم بهتر بشم ازونا و گرنه حسم خیلییییی بد میشه

    تمرین این قسمت:

    نکته مهم: قبل از انجام تمرین، لازم است ابتدا سوال این قسمت را جواب داده باشی.

    سپس با دقت توضیحات فایل را گوش دهی و نکته برداری کنی و در پایان، به عنوان تمرین در بخش نظرات این قسمت، مراحل زیر را انجام بده:

    مرحله اول: موفقیت های کسب شده توسط نزدیکان و دوستان خود را به یاد بیاور و لیستی از آنها تهیه کن.

    خب اول

    یکی از افرادی که یک مدت باهاش دوست بودم(و هم فرکانسی نبودیم)

    خیلی خیلی ثروتمنده(یعنی خانواده شون کلا ثروتمندن)و من خیلی حسودی م می‌شد بهش چون شرایط ش تقریبا عین منه ولی مامان باباش خیلی پولدارن و من همش حس میکردم ازش عقبم

    یا توی کلاس موسیقی مون دوتا گروه دیگه خیلی خوب اجرا میکردن و من بازم حسودی م می‌شد بهشون و احساس میکردم خیلی بدرد نخورم

    مرحله دوم: در مقابل موفقیت هر فردی که لیست کرده ای، بنویس: چه احساسی درباره موفقیت آن فرد داری؟

    خب اینو که نوشتم:) حسودی و احساس بدبختی و اینکه همش میخوام به اون فرد برسم وگرنه احساس بدبختی شدید میکنم و افسردگی میگیرم

    و اینکه

    بشدت حس میکنم به قانون به اندازه کافی عمل نکردم و ذهن م بشدت میزنه توی سرم و خودسرزنشی و احساس بد هم میگیرم

    مرحله سوم: این سوالات را از خود بپرس و به آن جواب بده.

    سوال اول: از چه زاویه ی مثبتی به موفقیت های این افراد نگاه کنم که باعث شود:

    به خودباوری برسم

    الهام بخش من باشد و برای اقدام در راستای تحقق خواسته هایم ایده بگیرم؛

    راستش واقعا نمیدونم ولی فکر کنم میتونم ازین زاویه نگاه کنم که…

    خب بالاخره موفقیت اون ها منجر به موفقیت من میشه چون من با اون ها در ارتباطم و وقتی اطرافیانم موفق میشن نشونه اینه که منم در یک مدارم و من هم یکم برم جلو تر به موفقیت میرسم و موفقیت بقیه نشونه موفقیت منه، فقط باید ادامه بدم و تحسین شون کنم و تلاش کنم و دیدن موفقیت اون ها باعث میشه من انگیزه بگیرم و بیشتر تلاش کنم و در نهایت بهش برسم..

    درواقع دیدن موفقیت اون ها نشون میده منم میتونم بهش برسم و چقدر موفقیت در دسترسه و برای ذهنم اینو ممکن میکنه!

    سوال دوم: چه درس هایی می توانم از مسیری بگیرم که منتهی به موفقیت این افراد شده است؟

    راستش این یکی رو واقعا نمیدونم…متاسفانه هیچوقت نمیرم ازشون بپرسم بخاطر همون دلایلی که استاد گفتن. با خودم فکر میکنم اگه ازشون بپرسم شاید فلان فکرو بکنن و…

    ولی با صحبت کردن باهاشون هم میتونم به خیلی چیزا پی ببرم مثلا اینکه چقدر وقت گذاشتن و چقدر تلاش کردن و چه باور هایی داشتن که به این موفقیت رسیدن…

    همین دیگه:) مرسی استاد بابت فایل های هدیه:)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    ابراهیم گفته:
    مدت عضویت: 1670 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    * سوال قسمت اول:

    اگر یکی از دوستان یا نزدیکان شما به موفقیت قابل توجهی برسد، شما چه احساسی درباره موفقیت آن فرد داری؟

    آیا خوشحال می شوی و انرژی و انگیزه می گیری؟!

    آیا موفقیت او الهام بخش شما می شود؟!

    یا شما را به احساس حسادت، ناتوانی می رساند؟ *

    من خوشحال میشم،تبریک میگم،تحسین میکنم

    احساس من احساس ناتوانی است.اینکه من نمیتونم.

    حالا ریشه از کجا آب میخوره نمیدونم.

    ولی میدونم که احساس ناتوانی دارم.به دلایل مختلفی برای خودم میارم و میگم من نمیتونم.

    * سوال اول: از چه زاویه ی مثبتی به موفقیت های این افراد نگاه کنم که باعث شود:

    به خودباوری برسم

    الهام بخش من باشد و برای اقدام در راستای تحقق خواسته هایم ایده بگیرم *

    از نظر فکر و ایده و توانایی خودم رو عالی میدونم ولی تو عملیاتی کردن اونها و شروع ترس دارم.

    ترس از شکست؟

    ترس از اشتباه؟

    ترس از؟؟؟؟

    حرف مردم برام مهم بوده و کم شده

    الان که فکر میکنم اینو درک میکنم که این صحبت‌های پدر و مادر بزرگوار در کودکی بوده و طنین اندازه هنوز!

    لایه های مخفی ذهن اون چیزی که باید با کار کردن روی خودمون و جواب دادن بیرون بریزه.

    نباید بزاریم ترسها بر ما حکومت کنند.

    از خدا میخام منو هدایت کنه بین این همه توانایی یکی رو تبدیل به کسب و کار شخصی کنم.کسب و کاری که خودم و فقط خودم باشم و تکیه بر خدا داشته باشم.

    از خدا میخام منو هدایت کنه تا احساس لیاقت و عزت نفس رو بهبود بدم.

    از خدا میخام که درون منو پر از نور کنه،ایمان منو زیاد و تقوای منو زیاد کنه

    از خدا میخام درون منو قوی و قوی تر کنه

    از خدا میخام فرشته هاشو مامور رسوندن من به هدفهام کنه.

    از خدا میخام موانع درونی رو برام روشن کنه و خودش راه حل بهم بده

    استاد عزیزم سپاسگزارم

    استاد شایسته عزیز سپاسگزارم

    خدایا شکررررت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    Masome گفته:
    مدت عضویت: 143 روز

    سلام من جواب سوالات را نوشتم ولی چون خصوصی بود اینجا درج نکردم اما در اکثر مواقع نسبت به موفقیت نزدیکانم احساس خشم و حسادت کردم مخصوصا کسانیکه توی زندگیم یجورایی بدی ازشون دیدم.

    هر چقدر این افراد در حق من بدی کرده اند حس خشم و‌حسادت من نسبت به

    آنها بیشتر بود.

    اما چون مدت کوتاهی هست روی خودم کار میکنم و وارد سایت شدم یک احساسم رو نسبت موفقیت یکی از دوستان تونستم تغییر بدم.

    ابتدا حس خشم و حسادت داشتم ولی بعد بخودم گفتم ببین وقتی اونا خریدن پس منم میتونم بخرم و در دلم بهشون تبریک گفتم تحسین کردم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  10. -
    سهیلا راد گفته:
    مدت عضویت: 1158 روز

    به نام خدایی که هر چه دارم از اوست

    اصلا نمیدونم چطور به این فایل هدایت شدم. با اینکه قبلا گوش دادم ولی انگار الان یه ادم دیگه داره گوش میده.

    برای هر شخص متفاوته. مثلا خواهرم و مادرم و برادرهام هرکاری کنن فوق العاده بهم می‌چسبه. البته جدیدا فهمیدم این احساسم برای یکی از بردارهام تغییر کرده.

    اما درباره یکی از دوستام واقعا تناقض دارم . هم خوشحال میشم هم احساس حسادت غم حسرت رو تجربه میکنم

    اونا همه چیز رو با تکامل بدست اوردن. آروم آروم. اما با برنامه. هدف میذاشتن و تیک میزدن. و من واقعا توی سینم احساس گره میکنم. برای این حد از احساس بد متاسفم ولی الان فهمیدم که فقط به خاطر طرز فکرمه. دوستم به تازگی ماشین خارجی خرید با اینکه هیچ پولی نداشتن. حسادت من برای ایمان دوستمه. طوری به خدا ایمان داره و مطمئنه که از هیچ همه چیز رو بدست میاره. همش میگم چرا منم نمیتونم اینطوری خدا رو ببینم. ولی الان دارم میفهمم فک کردن به همین چراها باعث بدتر شدن احساسم میشه. توی این خرید ماشین من یکسری نگاه هام تغییر کرد. اینو بگم که من از ته دلم خوشحال میشم. یه خوشحالی واقعی. تحسینش میکنم اینکه لایقه اون چیزیه که بدست آورده چون واقعا هم تلاش میکنه هم ایمان داره هم رها میکنه. منم دوست دارم این خصوصیات رو توی خودم بوجود بیارم. برای همین خیلی درباره طرز فکری ازش سوال میکنم اونم کامل برام میگه.

    چیزی که فهمیدم و یادگرفتم ازش اینه حتی اگه نداری اون خواسته رو فقط باور کن خدا بهت میده. دیگه رهاش کن. به کارهات برس. زندگیتو بکن. لذتتو ببر و درباره چگونگی اصلا فکرنکن

    این سری درباره خرید ماشین اینطوری شدم پس برای توام میشه. وقتی از هیچ تونستن صاحب ماشین بشن توام میتونی. ایمانت رو حفظ کن. به خدا باور داشته باش. کم‌نخواه. به چگونگی کار نداشته باش و فقط بخواه و رها کن. و زندگیتو بکن

    این دوست من باور داره هیچوقت هیچ اتفاق بدی براش نمی‌افته چون خدا مراقبشه

    باور داره خدا همیشه روزیشو میده و به راحتی هرچی میخواد رو میخره

    باور داره خواسته هاش برای خدا کاری نداره و کوچیکه

    باور داره لیاقت چیزهای بزرگ و بهترین رو داره و همیشه به من میگه به کم‌ راضی نباش. اون بهترینو بخواه

    باور داره خدا کارهاش رو براش انجام میده و هیچوقت نگران مسائل مالی نیست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: