ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 3 - صفحه 45


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 3
    306MB
    32 دقیقه
  • فایل صوتی ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 3
    31MB
    32 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

604 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    رزا محمدی گفته:
    مدت عضویت: 363 روز

    سلام به همه ی دوستان عزیزی که توی سایت به این ارزشمندی هستند و درس میگیرن و نکته برداری میکنن

    من بخوام بگم توی ارتباط گرفتن با آدما خیلی اشتباه میکنم و واقعا یکی از سخت‌ترین کارها برای من هست

    ولی هربار که ارتباط میگیریم بعدش به تمام رفتار و حرفهام فک میکنم اشتباهاتم و متوجه میشم شاید اولش خودم و سرزنش کنم ولی بعدش میگم این هم بخشی از مسیر و پیشرفت هست و سعی میکنم در دیدار بعدی اشتباهاتم و تکرار نکنم و فکر میکنم خیلی تو این زمینه موفق میشم

    و برای شروع کسب و کارم هم چندبار اشتباه کردم و هربار درس بزرگتری گرفتم و همیشه فک میکنم خدا بهترش و برام در نظر داره و قراره با کمک خدای خودم بهترین ها برام رقم بخوره میگم شاید تا الان اتفاقی که میخواستم نیفتاد که با سایت شما آشنا بشم و راه رو کاملتر و پرقدرت تر شروع کنم

    خدای رزاق و وهاب من، من میخوام و می‌دونم که تو میدی

    خدایا شکرت

    هزاران هزار بار شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    حدیث گفته:
    مدت عضویت: 768 روز

    سلام به همه دوستان و استاد عزیزم

    اشتباه کردن وخطا کردن تو زندگی همه هست ومن هم همیشه چه اشتباهات ریز و چه درست داشتم ودارم …دروغ چرا بعد از اشتباه همیشه اول خودمو سرزنش میکنم که چرا اینطوری شد وبعد میگم خوب حالا شده چیکار کنم که بهتر بشه تمرکز میکنم وفکرمیکنم تا راه حل پیدا کنم یا از کسی کمک میگیرم .وقتی اشتباهم درست میشه همیشه این جمله رو با خودم میگم ،میگم چه خوب شد اشتباه کردم وگرنه اینو یادت می‌گرفتم واز نتیجه خیلی خوشحال میشم ..مطمئنم همیشه اشتباهات منو بزرگتر وعاقل تر میکنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    پریا گفته:
    مدت عضویت: 1674 روز

    سلام وقت به خیر

    سپاس از استاد عزیز و خانم شایسته

    درود بر همه هم فرکانسی های عزیز

    فایلهای بسیار ارزشمندی هستند دارای اطلاعاتی بسیار گرانبها که چشم و گوش آدم را باز می کند

    خب اشتباه که نمیشه انجام نشه بالاخره جزیی از مسیر پیشرفت هست منم در موارد مختلف اشتباهاتی داشته و دارم و در تلاش برای بهبود و کسب اطلاعات و کارکردن روی خودم هستم

    اشتباه بزرگ من حرف زدن در مورد اتفاقات منفی و گذشته و مرور خاطرات منفی هست

    به سرعت پشیمون میشم خودم را سرزنش نمی کنم اما مرتب به خودم تلنگر می زنم که حواسم باشه

    گاهی از دستم در میره اما باز خودم را جمع می کنم حس بدی میده که باید برطرف بشه

    فایلها را مرتب گوش میدم باور ساختم با صدای خودم و مرتب گوش میدم خیلی دارم بهتر میشم

    برای من در خیاطی هم همینطور بود بسیار ترس داشتم اما همین هم در حال رفع مشکلات هستم و کوتاه نمیام و باید پیشرفت کنم خراب کردم اما ادامه دادم ذهنم خیلی مقاومت داره اما من مرتب با خودم حرف می زنم تا بتوانم به جلو برم

    تلاش داشتن و ناامید نشدن مهم ترین کاری هست که باید انجام بدم هر بار که بهتر میشم خودم را تشویق می کنم خیلی وقت ها خسته میشم یه استراحت به خودم میدم اما باز هم ادامه میدم

    برای همه آرزوی بهترینها را دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    فاطمه قربانی گفته:
    مدت عضویت: 242 روز

    سلام استاد عزیزم

    سپاسگزارم بازم که دارم این فایل رو گوش میدم و آگاهی هایم زیاد میشود.

    در مورد سوال قسمت اول ابتدا اشتباهی که میکنم ناراحت میشم تو ذوقم میخوره ولی خودمو خیلی سرزنش نمیکنم و توی یک سری اشتباهات این دید رو دارم که حتما مراقب باشم و ازش درس بگیرم که دیگه مسیر قبل رو نرم و اما یک سری اشتباهات هواسم هست که دیگه انجامشون ندم ولی یه جورایی فقط هواسم به مسیر که میرم هست در واقع روی او سوژه که اشتباه انجام شده محافظ نمیزارم فقط هواسم به سوژه هست که آسیب نبینه (مثلا اگه اشتباه قبل روی سوژه ضرر رسونده)

    راجب به تمرین

    مرحله یک توضیح اشتباه :

    آخرین اشتباهم سر آزمونم بود ، زمانبندی یادم رفت بکنم یعنی 55 تا سوال بود توی یک ساعت یک دقیقه و خورده ایی میتونستم روی هر سوال وایسم ولی یک سری سوالات اسون بودن زیر یک دقیقه زمان میخواست ولی یک سری سوالات به شدت طولانی بودن جواباش که حتی بیشتر از دو دقیقه میخواست من باید جوری زمان بندی میکردم کا سوالات اسون رو زیر 20 ثانیه حل میکردم و میرفتم سراغ سوالت تشریحی که دو دقیقه میخواستن و این عدم زمانبندی باعث شد که من سوال آخر که یک سوال تشریحی سه قسمتی بود رو قسمت اخر شو اونم نصفه جواب بدم در واقع یک سوالم بی جواب ماند و از نمرم کسر شد

    مرحلا ی دو : واکنشم

    وقتی آزمون تمام شد ناراحت بودم بخاطر اون انتظاری که از خودم داشتم منو قانع نکرد پایان آزمون یک حس مبهم داشتم خودمو سرزنش نکردم ولی ناراحت بودم چون هم حس میگردم قبول میشم بخاطر اون سوالات تشریحیم که خیلی توضیح دادم و هم احساس میکردم رد میشم یک حس نارضایتی داشتم

    مرحله سه: درس

    ازین اشتباهم این درس رو گرفتم که حتما باید زمانبندی کنم یک تایمر بذارم کنار دستم و از قبل که ازمون مجدد 25 تا سوال تستی و 5 تا سوال تشریحی دو قسمتی هست که درواقع میشه همون 10 تا سوال تشریحی و 25 تا تستی جمعه 35 تا سوال بشیم دقیق حساب کنم که حداقل و حداکثر زمان رو روی یک سوال بذارم

    و همچنین به اگاهی ها و توانایی های خودم باور کامل داشته باشم چون این باعث قدرت میشه در آزمون اینده

    مرحله چهار: چگونگی عمل به درس

    چون هنوز ازمون برگزار تشده و 5 روز دیگه برگزار میشه همون روش که در مرحله ی سوم گفتم یک تایمر میزارم کنار دستم و هواسم به زمان هست و همچنان هواسم به کنترل استرسم هم باید باشه

    مرحله پنج : مانیتور کردن ذهن

    همین ازمونم که اشتباهم عدم زمانبندی بود اگه کنترل رو دست ذهنم میدادم دیگه تا یک هفته افسردگی داشتم برا همون هی باخودم حرف میزدم و میگفتم تو تلاشتو کردی و تکامل رو طی کردی الان باید بسپاری به بخدا و اینجوری اروم میشدم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    شیما مظفری گفته:
    مدت عضویت: 2230 روز

    سلام وقت بخیر و تشکر از استاد و همسر محترم ایشون

    نشون دادن واکنش ذهنی درست دربرابر اشتباهات از جمله مواردی بوده که من ضعف داشتم و بعد از کسب تجربه تو زندگی بخصوص بخش حرفه‌ای و روابط انسانی متوجهش شدم. هنوزم که هنوزه گاهی خودمو سرزنش می‌کنم یا به خودم میام و می‌بینم که دارم بابت یه اشتباه در گذشته مدتها فکر می‌کنم و به خودم حس بد می‌دم. امیدوارم که به لطف خداوند هدایتگرم بتونم نکاتی که تو قسمت مطرح شدن رو وارد زندگیم کنم چون می‌دونم که خیلی خیلی تو بالاتر رفتن سطح زندگیم و احساس خوشبختی داشتن بهم کمک می‌کنه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    علیرضا زارع گفته:
    مدت عضویت: 273 روز

    سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد عباس منش و خانم شایسته گرامی و همه هم سایتیهای عزیزم .در مورد سوال این فایل :صادقانه بگویم که اشتباهات که این اواخر انجام دادم این بود که به دلیل اینکه دنبال بازنشستگی بودم .قبل از اینکه بازنشست بشوم از کارو شغلم بنا به دلایلی بیرون آمدم .که نمیخواستم اینطور بشود ولی دیگه شد متاسفانه . و احساسم هم که دیگه معلوم هست خود کرده را تدبیر نیست .بجز پشیمانی احساس دیگه ای نداشتم .واز یکطرف خودم را قانع میکردم . جواب تمر ین مرحله اول :گفتم که قبل از اینکه بازنشست شوم از کارم بیرون آمدم .دلیلش هم این هست که با افکار ورفتار خودم شرایطی پیش آمد که مدیر ما فوق من پس از پایان قرار داد .گفت به شما نیاز نداریم .به همین سادگی .من هم که دیگه راهی نداشتم غرورم هم اجازه نمی داد .که بروم حالا التماس کنم یا خواهش کنم .گفتم ایرادی نداره و خدا بزرگه .اونیکه تا اینجا من را آورده بقیه اش هم خودش درست میکنه .فقط تنها امیدم همین بود که خدا هست . حالا خونه اجاره ای هستم .و مقداری هم قسط دارم .تا اینکه بالاخره به لطف خدا .امسال 1404 پایان خرداد ماه باز نشست شدم .ولی خوب واقعا اگر تا الان یا بیشتر سر کار بودم یا بیشتر به نفع خودم بود .ولی دیگه کاری هست که شده . در مورد تمرین مرحله دوم :احساس پشیمانی داشتم .ولی خوب خودم را سرزنش نکردم .و مرتب به این امیدبودم و هستم که دوباره یه شرکت دیگه میروم سرکار .و امیدم به خدا هست دیگه .و تا به الان هم پیش هیچ کس خواهش و تمنا نکرد ه ام که من را استخدام کنند …. در مورد تمرین مرحله سوم : درسی که از این اشتباه گرفتم اینکه تا یه جای دیگه وکار دیگه پیدا نکردم .نباید کاری کنم که شرایط جوری رقم بخورد که بهم بگویند به شما نیازی ندارم .واز همه مهمتر اینکه به تواناییهای خودم مغرور نشوم وزیاد روی عقلم حساب نکنم همچنین روی ادمها وفقط روی خدا حساب کنم واز او راهنمایی بخواهم …چون من در زمان اشتغالم واقعا برای خودم و دیگران احترام قائل بودم و هستم .ولی محیطی که من کار میکردم ..با این که مدیر یک واحد بودم ..بی احترامی و نا سپاسی از سوی کارفرما زیاد می دیدم .نه برای من فقط برای همه همین طوری بود و برام قابل تحمل نبود . و بطور کلی حاصل این بیکاری این شده است که با افتخار به سمت این سایت الهی هدایت شدم .و تصمیم دارم که بعد از 45سال زندگی به روش خودم ..حالا بیایم و به روش استاد عباس منش و فهم قوانین الهی و هستی زندگی جدیدم را از نو بسازم . در مورد جواب مرحله چهارم: واقعیت این هست که هنوز هیچ ایده ای و را همکاری پیدا نکرده ام .و فعلا روی خودم دارم کار میکنم …حالا یا باید مجددا به شغل قبلی برگردم و حرفه ای که 24سال با هاش زندگی کردم و همزمان روی باورهایم کار کنم ..یا اینکه وارد یک حوزه کاری جدیدی بشوم یا اینکه بنشینم و تمام تمرکز را بگذارم رو آموزشهای استاد عباس منش..و منتظر ایده های الهی باشم …ولی باز یه حسی به من میگه که همه چیز درست میشه .به امید پروردگار وهاب

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1517 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    سوال این قسمت:

    به اشتباه مهمی که اخیرا انجام دادی فکر کن. در آن زمان چه واکنشی داشتی و چطور با خودت برخورد کردی؟

    -اشتباهی که اخیرا مرتکب شدم توجه به نکات منفی فردی و صحبت کردن پشت سر او بود با اینکه بارها تصمیم گرفته بودم انجام این کار را متوقف کنم اما باز هم آن را تکرار کردم از خداوند طلب بخشش و توبه کرده و دوباره تعهد خود را به یاد آوردم

    آیا احساس شما این بود که:

    ” اشتباهی است که رخ داده و اشکالی ندارد. ببینم چه درسی برایم دارد؛ ببینم چه تغییر یا بهبودی ایجاد کنم که در آینده این اشتباه تکرار نشود؛ ببینم چطور می توانم در این موضوع بهتر شوم”؛

    -کمی خود را سرزنش کردم اما چون نسبت به گذشته مدت زمان کوتاه تری توانستم احساس خوب را خوب نگه داشته تمرکز خود را از روی نکات منفی او بردارم متوجه شدم تمرکز من بر نکات منفی افراد کمتر شده خداوند مرا می بخشد تنها کافی است سعی کنم در آینده عملکرد بهتری داشته باشم ذهن خود را کنترل کرده و بر نکات مثبت افراد تمرکز کنم

    آیا به شدت خود را سرزنش کردی!

    -خیر کمی خود را سرزنش کردم چون این اشتباهی است که به صورت مکرر تکرار می کنم به همین خاطر هر بار احساس بدی داشته اما وقتی خودم را با خودم مقایسه می کنم می بینم نسبت به گذشته عملکردم بهتر شده بنابراین با طلب بخشش از خداوند درخواست می کنم به من کمک کند که دیگر این عادت مخرب را به صورت مکرر تکرار نکنم

    آیا آن اشتباه را به شخصیت خود وصل کردی و به احساس ناتوانی رسیدی؟!

    -خیر احساس ناتوانی ندارم اما می دانم تبدیل به عادت و شخصیت من شده و باید جلوی آن را گرفته و به تدریج با سپاسگزاری از ویژگی های مثبت اشخاص به احساس خوب نسبت به انها دست یافته تا بتوانیم واکنش آنها را به نفع نه ضرر خود برانگیخته کنم

    باید بتوانم اهرم رنج و لذت در این زمینه ایجاد کرده تا ذهن من به صورت ناخودآگاه به نکات مثبت افراد توجه کند

    آیا به این نتیجه رسیدی که کلا به درد این کار نمی خوری؟!

    -خیر با توجه به باورها عادات طرز فکر گذشته داشتن چنین رفتارها و واکنش هایی طبیعی است و به نسبت گذشته رفتار ها و واکنش های من نسبت به دیگران بهتر شده خودم را مقصر و مسئول رفتار نامناسب آن ها دانسته و خود را کمتر سرزنش می کنم اما دوست دارم اکنون که هر روز بر روی باورها و افکر خود کار می کنم بهتر بتوانم ذهن خود را کنترل کرده و به احساس خوب برسم

    الگوی تکرار شونده و پاشنه ی آشیلی است که باید آن را برطرف کرده تا رشد و پیشرفت بیشتر در تمام جنبه ها و زمینه ها داشته باشم

    تمرین این قسمت:

    مرحله اول:

    به اشتباه اخیری که مرتکب شدی فکر کن و با جزئیات آن را توضیح بده.

    -صحبت کردن پشت سر افراد و توجه به نکات منفی آنها

    مرحله دوم:

    توضیح بده وقتی آن اشتباه رخ داد، چه احساسی داشتی؟

    -احساس عصبانیت از رفتارهای نامناسب آنها

    احساس قربانی شدن

    احساس حسادت

    احساس گله و شکایت وغر زدن

    چطور واکنش نشان دادی و چه برخوردی با خودت داشتی؟

    -سعی کردم تمرکز خود را از روی آنها برداشته به انجام کار دیگر بپردازم از خداوند طلب بخشش کرده و از او درخواست کردم به من کمک کند که بتوانم این باور مخرب را یکبار برای همیشه کنار بگذارم

    آیا خودت را سرزنش کردی؛

    -بله البته کمی چون از خود انتظار دارم بتوانم افکار خود را بهتر کنترل کرده اجازه ندهم دیگران با رفتار نامناسبشان کنترل ذهن و افکار مرا در دست گرفته احساس مرا بد کنند

    اینکه باور داشته باشیم دیگران هیچ تاثیری در زندگی من نداشته من با باورها و افکار خود واکنش منفی آنها را برانگیخته کرده و انها هیچ تاثیری در زندگی من ندارند

    من خالق اتفاقات زندگی خود با باورها و افکارم هستم و اینکه هم چنان دیگران را موثر و تاثیر گذار در اتفاقات و نتایج زندگی خود می دانم شرک به خداوند است و خداوند شرک به خودش را هرگز نمی بخشد

    اما اینکه نسبت به گذشته عملکرد بسیار بهتری داشته قابل انکار نیست و اگر بتوانیم همین روند را ادامه دهم حتما می توانم در آینده به طور کامل این عادت مخرب را کنار بگذارم

    آیا به توانایی هایت شک کردی و از ادامه کار نا امید شدی؛

    -خیر به نسبت گذشته عملکرد بسیار بهتری دارم با توجه به اینکه انجام این کار برای ما به صورت عادت درآمده لازم است تمرکز بر نکات مثبت افراد یا عدم تمرکز بر نکات منفی آنها را به حدی تمرین و تکرار کنم که جزئی از عادت و شخصیتم شده و الگوهای تکرار شونده ی گذشته را متوقف کند

    باید بتوانیم جلوی الگوی تکرار شونده و مخرب گذشته را گرفته و با سپاسگزاری از خداوند به خاطر ویژگی رفتار های خوب افراد الگوی جدید در ذهن خود شکل دهیم

    یا اینکه تمرکز خود را بر درس ها و بهبودهایی گذاشتی که آن اشتباه می تواند برایت داشته باشد؟

    -توجه خود را بر درس ها و اتفاقات خوبی که در آینده می تواند با ترک این عادت مخرب برایم رخ دهد قرار داده ام اینکه با توجه به نکات مثبت افراد ،افراد بسیار بهتری به سمت من جذب و هدایت می شوند

    اینکه واکنش مثبت افراد را به نفع خود برانگیخته می کنم

    افراد منفی از زندگیم حذف شده و افراد با کیفیت جایگزین آنها می شوند

    مرحله سوم:

    با توجه به توضیحات استاد عباس منش درباره ذهنیت قدرتمند کننده و محدود کننده در برخورد با اشتباه، به این موضوعات فکر کن که:

    • چه درس هایی می توانی از اشتباه اخیر خود بگیری تا در موقعیت های مشابه آینده، عملکرد بهتری داشته باشی؟

    -اینکه هنگام توجه به نکات منفی باید بتوانیم با استفاده از روش های بیرونی مثل بازی کامپیوتری خواب نفس عمیق پیاده روی و پرداختن به کار مورد علاقه

    یا با تکرار باورهای درست مانند دیگران هیچ تاثیری در زندگی ما ندارند ما با باورها و افکار خود زندگیمان را خلق می کنیم ما خالق 100 درصد اتفاقات زندگی خود هستیم ما واکنش مثبت یا منفی افراد را به نفع یا ضرر خود برانگیخته می کنیم

    جلوی شکل گیری افکار منفی و ادامه یافتن آن را گرفته و با سپاسگزاری از نعمت ها و داشته ها افراد خوب عادت مناسب توجه به نکات مثبت و زیبایی ها را در ذهن خود شکل دهیم

    تکرار این روند باید تا حدی ادامه یابد که توجه به زیبایی ها و نکات مثبت افراد جزئی از عادات رفتار و شخصیت ما شود

    نباید اجازه دهیم دیگران یا هر عامل بیرونی دیگر بتواند ما را به واکنش وادار کرده و در ما احساس بد ایجاد کند

    هیچ فرد و اتفاقی ارزش آن را ندارد که احساس ما را بد کند

    احساس بد با هر منطقی اتفاقات بد را برای ما رقم می زد

    • این اشتباه چه فرصت هایی برای بهتر شدن برایت دارد؟

    -این اشتباه باعث شد متوجه شوم تا چه حد تغییر کرده ام چون هنگام مواجه شدن با تضادها و چالش ها متوجه می شویم که تا چه حد باورها تبدیل به شخصیت ما شده است و با مقایسه ی واکنش خودم نسبت به افراد در گذشته و اکنون متوجه شدم تغییرات بسیار زیادی در واکنش های خود ایجاد کرده ام و اگر این روند را ادامه دهم حتما می توانم این عادت مخرب را به حداقل یا حتی صفر برسانم

    • از چه زاویه قدرتمندکننده ای باید به این اشتباه نگاه کنی تا نه تنها به توانایی هایت شک نکنی بلکه برای بهتر شدن، انگیزه بگیری؟

    -اکنون حتی نسبت به هفته های پیش عملکرد بسیار خوبی داشته و کمترین میزان احساس بد را تجربه کردم و همین پیشرفت نشان می دهد که می توانم روند بهبود را تا جایی تکرار کرده که توجه به نکات مثبت افراد جزء شخصیت من شده و حتی نکات منفی آنها را نیز در ذهن خود به صورت مثبت تفسیر کنم

    که البته تغییر روند تا این حد نیاز به صرف زمان انرژی تغییر باورها به صورت اساسی ریشه ای و بنیادین دارد

    بسیاری از باورها از جمله باور به خالق بودن و اینکه دیگران هیچ تاثیری در زندگی ما ندارند باید درست شده تا نتایج به صورت اساسی تغییر کند

    مرحله چهارم:

    پس از تفکر و پاسخ به سوالات مرحله قبل، بنویس چه ایده ها و راهکارهایی داری تا آن درس ها و بهبودها را در عمل اجرا کنی؟

    -ایجاد باورهای مناسب مانند:

    دیگران هیچ تاثیری در زندگی ما ندارند

    ما با باورها و افکار خود به رفتار افراد شکل می دهیم

    ما خالق 100 درصد اتفاقات زندگی خود با افکارمان هستیم

    دیگران مقصر و مسئول اتفاقات نتایج و شرایط زندگی ما نیستند

    تنها رابطه ی دائمی ما رابطه با خداوند است

    -تمرکز بر اهداف و یادگیری مهارت

    -حذف افراد نامناسب

    -صحبت کردن و نوشتن در مورد زیبایی ها

    -سپاسگزاری از خداوند به خاطر افراد خوب و مثبت و سایر نعمت ها

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1517 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    باورهای محدود کننده در مورد اشتباه کردن:

    -اگر اشتباهی مرتکب شوم ناتوان هستم

    در واقعیت:

    در هر زمینه ای می توانیم رشد و پیشرفت کنیم

    یادگیری تمام مهارت ها آسان و تحقق یافتنی است

    چیزی به اسم استعداد ذاتی وجود ندارد

    به هر چیزی علاقه داشته باشیم می توانیم با تکرار و تمرین مداوم در آن پیشرفت کنیم

    استعداد ها و توانمندی های خود را محدود نکنیم

    ما در هر زمینه ای می توانیم رشد و پیشرفت داشته باشیم

    بهترین افراد ممکن است اشتباه کنند

    به خاطر اشتباهاتمان خود را سرزنش و تحقیر نکنیم

    -اگر اشتباه کنم مردم برای من ارزش قائل نیستند

    بسیاری از مواقع ترس از اشتباه به خاطر مهم بودن حرف و واکنش افراد است

    می ترسیم مردم ما را شکست خورده ناتوان و ضعیف بدانند

    در واقعیت:

    نظر و دیدگاه دیگران در مورد ما به هیچ وجه مهم نیست

    ما برای حرف و نظر مردم زندگی نمی کنیم

    این که نظر مردم برای ما حائز اهمیت باشد به ما ضربه می زند

    سبک شخصی خود را داشته و مطابق با آن عمل و رفتار کنیم

    نظر و حرف مردم را نادیده بگیریم

    مهم این است که خودمان بدانیم در حال رشد و پیشرفت هستیم

    نگران واکنش مردم به دنبال قانع و راضی کردن آنها نباشیم

    -اگر اشتباهی مرتکب شوم به این معناست که به درد نخور هستم و باید انجام کار را متوقف کنم

    در واقعیت:

    اگر در انجام کاری مرتکب اشتباهی شدیم به این معناست که نیاز به یادگیری مهارت بیشتر در ان زمینه داریم

    خود را به خاطر اشتباهاتمان سرزنش و تحقیر نکنیم

    برخی اوقات اشتباهات ما می تواند به دلیل انجام روش نادرست باشد

    در واقعیت:

    در صورت اصلاح روش، انجام کار با موفقیت پایان می پذیرد

    نسبت به توانمندی های خود شک و ترید نداشته باشیم

    به روش های بهتر فکر کرده و از اشتباهات خود درس و تجربه کسب کنیم

    هیچ گاه فکر نکنیم توانایی انجام کار را نداشته بی عرضه و ناتوان هستیم

    در انجام هر کاری می توانیم بهترین عملکرد ممکن را داشته باشیم

    ما می توانیم در هر زمینه ای بی نهایت رشد و پیشرفت داشته باشیم

    یادگیری مهارت ها در ابتدا سخت و دشوار به تدریج با تکرار هزاران و میلیون ها باره ی آن بهتر و بهتر می شود

    الگوهای شکل گرفته گذشته در ذهن ما بر اثر تکرار و تمرین مداوم بهتر و بهتر شده و جزئی از عادات و رفتارهای ما می شود

    با شکل گیری مسیر عصبی جدید با تکرار و تمرین مداوم می توانیم در تمام زمینه ها رشد و پیشرفت کنیم

    نگاه خود را به اشتباهاتمان تغییر دهیم

    در عمل از درس ها و تجربیات دریافت شده از اشتباهات استفاده کنیم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1517 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    اگر هنگام انجام کاری مرتکب اشتباه شویم چه واکنشی از خود نشان می دهیم؟

    به اشتباهات خود فکر کرده و نحوه ی برخورد خود را به یاد می اوریم؟

    در صورت انجام اشتباه آن را فرصتی برای رشد و پیشرفت بیشتر در نظر گرفته یا خود را به شدت سرزنش و تحقیر کرده ان را به شخصیت خود متصل و احساس ضعف و ناتوانی داریم؟

    -نحوه ی واکنش ما به اشتباهات بیانگر ذهنیت و باورهای ماست

    -فردی با داشتن ذهنیت قدرتمند کننده اشتباهات خود را به راحتی پذیرفته و آن را فرصتی برای رشد و پیشرفت بیشتر می داند

    -فردی با داشتن ذهنیت محدود کننده

    با انجام اشتباه احساس ضعف و ناتوانی کرده خود را بی ارزش و به درد نخور می داند احساس عصبانیت داشته و به خود ناسزا می گوید

    اگر افرادی به آنها اشتباهاتشان را گوشزد کنند در مقابل آنها حالت تدافعی پیدا بحث کرده و مقاومت می کنند

    افراد دارای ذهنیت قدرتمند کننده:

    +اشتباهات خود را می پذیرند

    +اشتباهات خود را به شخصیتشان متصل نمی دانند

    +هنگام اشتباه کردن فکر نمی کنند ناتوان و ضعیف هستند و هرگز نمی توانند اشتباهات خود را جبران کنند

    +می دانند همه ی افراد ممکن است اشتباه کنند

    +به خاطر اشتباهات خود را سرزنش و تحقیر نمی کنند

    +می پذیرند مهارت یافتن در انجام هر کار همواره با اشتباه همراه است

    +به جای سرزنش و تحقیر خود به خاطر اشتباهات بررسی کنیم چگونه می توانیم از آنها درس و تجربه کسب کرده رشد و پیشرفت کنیم

    افراد دارای ذهنیت محدود کننده:

    +با انجام اولین اشتباه احساس شکست می کنند

    +احساس می کنند به درد نخور هستند و انجام کار مورد نظر را کنار می گذارند

    +با باورهای مخرب سدی مستحکم در برابر رشد و پیشرفت بیشتر ایجاد می کنند

    در واقعیت:

    -اگر نتوانیم ذهن خود را هنگام اشتباه کردن کنترل کنیم در آینده بارها و بارها اشتباهات خود را تکرار می کنیم

    -اشتباهات خود را با اقدامات درست دیگران مقایسه نکنیم

    -اشتباهات خود را فرصتی برای رشد و یادگیری بیشتر بدانیم

    -مسئولیت اشتباهات خود را بپذیریم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    مهدی تاتلاری گفته:
    مدت عضویت: 2093 روز

    سلام به استادان و دوستان عزیزم

    اشتباهی که اخیرا انجام دادم پول قرض کردن بود یه مسائلی داشتم برای پرداخت بدهی هام پول قرض کردم ولی نتونستم تو زمانی که قول داده بودم پرداخت کنم مسائلم که حل نشد هیچ به طلبکارهام هم اضافه شد

    الان که فکر میکنم به این قضیه، باورهای محدود کنندم اینه که کار نیست ،همه بیکارن ،پول نیست، پول دست مردم کمه، مشتریها پدر ادم در میارن پول بدن،یه جا پرداخت نمیکنن خورد خورد پول میدن اونم باید صد بار زنگ بزنی دعوا کنی تا پول بدن نمیشه تو زمان کم پولهای بزرگ ساخت

    اخیرا بره یه مشتری کار انجام دادم نصف حسابش مونده بود ولی من کارشو تموم کردم و تحویلش دادم چندین بار زنگ زدم ولی نشد جواب نمیداد امروز فردا میکرد تا اینکه نسشتم فکر کردم به خودم گفتم استاد میگه ما هستیم که داریم اتفاقات رو خلق میکنیم به خودم گفتم یعنی مقصر منم؟

    یه خورده بعد گفتم بله اقا مهدی ایراد از توعه نه اون بنده خدا قانون اینه که تو داری با افکارت، کانون توجهت و باورهات اتفاقات زندگیت رو شکل میدی

    اینهمه استاد تو اول فایلها این قانون رو تذکر میده و بعد از گذشت اینهمه وقت که شنیدم این قانونو هنوز باور نکردم انصافا فقط شنیده بودم فک میکنم مهمترین و اولین باوری که باید بسازم همین قانونه مثل پی ساختمون میمونه که اول باید اینو باور کنی بعد ما بقی باورها و البته یه مقدار هم به نکات مثبتش توجه کردم تحسینش کردم موقعیتش رو جایگاهش رو شرکتش رو

    جالبه که همین که به خودم گفتم که ایراد از منه و یه مقدار تحسینش کردم و به نکات مثبتش توجه کردم در کمال ناباوری که قید این مانده حسابو داشتم میزدم یواش یواش گفتم ولش کن بی خیال گفتم یه بار دیگه زنگ میزنم شد شد نشد نشد همین که زنگ زدم جواب دادو کل حساب در عرض یه نصفه روز برام واریز کرد

    من مدام داشتم تو افکارم باهاش میجنگیدم که فلان کارو کنم اینجوری کنم برم کارها رو بردارم بیام از شرکتش

    حالا باورهایی که باید بسازم اینه اول منم دارم خلق میکنم شرایط زندگیمو

    فرصتها فراوونه

    مشتریهای خوب که یه جا پرداخت میکنن و بی نهایت کار دارن که من براشون میتونم انجام بدم وثروتمندن فراوونه و هر روز دارن بیشتر و بیشتر میشن

    لازم نیست چیزی بفروشی تا مسائلت رو حل کنی خداوند آمادس تا ما درخواست کنیم و بی نهایت بهمون ببخشه هر چقدر که بخواهیم میبخشه بهمون حتی چندین برابر بیشتر

    من لایق کار کردن بامشتریهای خوب هستم با همین امکاناتی که دارم

    هر روز داره منابع بیشتری از ثروت کشف و استخراج میشه

    هر روز داره خونه های بیشتری ساخته میشه ماشینهای بیشتری تولید میشه

    اگه پول نیست پس چطور اینهمه ماشین صفر کیلومتر تو خیابونها دارن میرن و میان پول هست که مردم میخرن اگه اونا تونستن پول بسازن و بخرن من هم میتونم

    خدایی که به اون بنده ها ثروت داده به من هم میده

    خداوند از خودم بیشتر دوست داره که من ثروتمند بشم و با ثروتمند شدنم به گسترش جهان کمک کنم

    من دست به خاک بزنم طلا میشه

    من ارزشمندم نه به خاطر تواناییهام به خاطر موجودیتم تو این دنیای مادی ارزشمندم چونکه اشرف مخلوقاتم نماینده ی خداوند روی زمینم

    خداوند مدیر برنامهای منه هدایت میکنه من رو به سمت نعمتها ثروتها دستان نازنینش روی زمین

    فرصتهای پول ساختن هر روز برام بیشتر ،بزرگتر و اسونتر میشه

    من از همه لحاظ اماده ی دریافت نعمتها هستم.

    و در اخر در مورد قرض کردن همینجا به خودم قول میدم که دیگه از هیچکس پول قرض نکنم وقتی خداوندی هست که سریع الاجابه هست و بدون منت بهم میبخشه و روزی دادن به ما رو به خودش واجب کرده و بیشتر از درخواستهام بهم میبخشه چرا شرک بورزم برم سراغ بنده هاش

    استاد سپاسگزارم برای تولید این فایل و طراحی این سایت

    خدا رو شکر که هستید و هر بار از یه طریقی این باورهای محدو کننده مارو از اون اعماق ذهنمون میکشید بیرون واقعا سپاسکزارم خیلی خیلی زیاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: