همه ما به یک اندازه به نعمت ها دسترسی داریم - صفحه 24 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1282 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1440 روز

    سلام بر استادعزیز

    سلام بر دوستان خوبم

    در همین ابتدا این را خوب درک کردم

    که هدایت خداوند همیشه وجود دارد و به الهامات درونی خودم توجه کنم و به آنها عمل کنم

    هدایت خداوند من را به فضای مناسب و مکان می برد به شرط آنکه به دستهای هدایگر او اعتماد داشته باشم و خودم را بی قید و شرط به آغوش او بسپارم

    همیشه این به یادم باشم

    کبوتر با کبوتر و باز با باز

    یعنی هرکس در مدار خودش انسانهایی هم مدار و هم فرکانس با خودش را دریافت می کند و با آنها روبرو می شود

    وقتی کسی که در مدار موفقیت و مدار ثروت نیست هرگز من نمی توانم او را خوشبخت کنم

    چرا که من هیچ نمی توانم در سرنوشت دیگری تاثیر بگذارم و فکر می کنم می توانم به دیگری کمک کنم آنهم کسی که در مدار تغییر نیست

    اما وقتی کسی که در مدار تغییر است و می خواهد تغییر کند اگر من هم به او کمک نکنم باز جهان هستی دستهای او را می گیرد و به او کمک خواهد شد

    بنابراین هرگز این را از ذهن خودم دور کنم که من هیچ تاثیری در سرنوشت دیگری ندارم

    چرا که

    همه ما به یک اندازه به همه نعمت های خداوند دسترسی داریم

    جهان مثل یک بوفه میز ناهار است و هرکس به اندازه ذهن و فکر و باورهای خودش می تواند از این سفره بهره مند بشود

    بنابراین دلسوزی جایی در این جهان ندارد

    هیچکس و هیچ فرد خاصی بیشتر از این خوان نعمت دسترسی ندارد بلکه همه ما به یک اندازه از این خوان نعمت بهره داریم

    یادم باشد

    گاهی اوقات درد و رنج و ناراحتی یک فرد نیاز است تا او بیدار بشود

    مثل درد و رنجی من از کار خودم دریافت کردم تا به نقطه اکنون برسم

    من با پیشرفت خودم می توانم به خلق جهان کمک کنم

    من با دانست آگاهی های لازم می توانم به همنوعان خودم کمک کنم

    پس دلسوزی بیجا ممنوع

    من باید به این درک برسم که در مقابل تغییر دیگران تسلیم باشم و هرگز دنباتل تغییر دیگران نباشم

    چرا که خودم بیشتر از همه دچار درد و رنج می شود و حتی از خواسته و مسیر خودم دور و دور تر می شود

    واقعا این فایل عالی

    یکی دیگر از بهترین روزشمار تحول من امروز رقم خورد

    ممنونم استاد عزیز

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    علیرضا خنجری گفته:
    مدت عضویت: 2198 روز

    سلام سلام

    یعنی اگه استاد عباسمنش تونسته به این همه ثروت و نعمت و خوشبختی برسه

    منم میتونم به این همه که هیچی حتی بیشترش برسم

    و حتی میتونم به برعکس این همه نعمت برسم

    برم ته بدبختی

    فقط و فقط و فقط خودم میتونم مسیر را انتخاب کنم و به خدا بگم که به کدوم مسیر هدایتم کنه

    استاد من خودم زیاد تجربه اینکه بخوام بقیه را خوشبخت کنم یا بقیه را بیارم تو مسیر

    را نداشتم چیزی پر رنگی نبوده که بشدت یادم باشه

    ولی بعضی اوقات تا اومدم دست یکی را بگیرم

    همونجا ی چک خوردم و به خودم گفتم اقا بیخیال من نیستم

    ولی چیزی که من درک میکنم

    این که ما بیشتر میخوایم

    همسر ، پارنتر و دوست دختر یا دوست پسر خودمون را به زور تغیر بدیم

    چون حس میکنم اگ اون تغیر نکنه و ما تغیر کنیم از هم جدا میشیم

    پس میام با اون حرف میزنم کلی کار میکنم

    که اونم بیاد تو مسیر تا ما جدا نشیم

    و اینجاس که جهان شروع میکنه به بدبخت کردن ما

    چون تمرکز من از روی خودم میره روی ی شخص دیگه

    ولی من میدونم

    که اگه بخوام ادم های اطرافم مناسب باشند

    پارنترم اون ویژگی هایی که میخوام داشته باشه

    را میام رو خودم کار میکنم

    و کاری به بقیه ندارم

    و من علیرضا خنجری خودمو بهبود میدم و اینجاس که جهان اون ادم مناسب را وارد زندگی من میکنه

    همگی در پناه الله یکتا

    همه ی ما به ی اندازه به نعمت ها دسترسی داریم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    محمدرضا احمدی گفته:
    مدت عضویت: 1540 روز

    بنام خداوند هدایتگر

    سلام به استاد عزیزم که کلمه استاد با شما معنا پیدا میکند

    سلام به همه عزیزانم که در این مسیر الهی قدم گذاشتند

    من امروز صبح در تمرین ستاره قطبی نوشتم که خدایا هدایتم کن در تمام امور و کارهام

    من چند روزی دچار ترمز احساس گناه شدم و این احساس گناه هم دقیقا منشاش از جایی نشات گرفته که من بر خلاف قوانین از اشنایانم سرمایه اولیه گرفته بودم با این نیت که به آنها کمک کنم تا زندگی بهتری داشته باشند اما طبق قانون که تو همین فایل هم اشاره کردید شرایط طوری رقم خورد که من بهای عاطفی و مالی زیادی پرداختم و آدم بده داستان شدم

    اما لطف خداوند انقدر گسترده هست که در جایی که خلاف قوانین قدم برمیداریم بازهم نعمت و هدایت خودش را قرارداده

    این تضادها هم باعث پیشرفت من و شناخت و درک بهتر قوانین شد که اگر این تضاد نبود شاید به این زودی ها قوانین را درک نمیکردم، این جمله شمارا من الان با تمام وجودم درک میکنم که ما سرنوشت کسی را نمیتوانیم تغییر بدهیم ، دوستان عزیزم این موضوع درک کنید که شما حتی نمیتونید به پدر و مادر و همسر و فرزندتون کمک کنید ، به خدا این توانایی ما نداریم ، منی میگم که بهای بسیار سنگین دادم هم مالی ، هم عاطفی و زمانی اما به قول استاد مهم واکنش ما به اتفاقات هست ، مهم باورهایی که بعد از اون تضادها در ما شکل میگیره ، مهم درس هایی که یادمیگیریم ، من وقتی این قانون درک کنم که توانایی خوشبخت کردن و بدبخت کردن هیچ کس را ندارم دیگه دچار احساس گناه نمیشیم ، حالمون بد نمیشه

    اگر توانایی کنترل احساس گناه نداشته باشیم اگر مدام احساس بد داشته باشیم از در و دیوار اتفاقات همسنگ با اون احساس درک میکنیم .

    خداوند با ما صحبت میکنه زمانیکه کاری برخلاف قوانین بخواهیم انجام بدیم قلبمون به ما هشدار میده نکنه با صدای ذهنتون صدای قلبتون نادیده بگیرید که عقوبت سخت و دردناکی در پیش خواهید داشت

    خداوند هر لحظه در حال هدایت ماست ب شرط اینکه به صدای درونمون گوش بدیم بهش توکل کنیم ، به قول استاد زمانی حرف های استاد با تک تک سلول های بدنمون درک میکنیم که تجربش کرده باشیم چه در جهت + چه در جهت –

    استاد هزاران مرتبه شکر که به لطف رب به این مسیر هدایت شدم و هر موقع از خدا میخام هدایتم کنه میام و به سایت شما سر میزنم و جوابم در اکثر مواقع میگیرم

    در پناه الله یکتا شاد، پیروز سالم و سعادتمند در دنیا و اخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    علی نوری گفته:
    مدت عضویت: 2477 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    خداوند مهربان رو بی نهایت مرتبه سپاسگزارم که هر روز منو داره با قوانینش آشنا می کنه.

    روز سیزدهم روز شمار تحول زندگی من و یه فایل فوق العاده دیگه

    ما توانایی تغییر سرنوشت هیچ کس رو چه به سمت خوبی و یا به سمت بدی نداریم.

    ما فقط و فقط می تونیم زندگی خودمون رو تغیر بدیم.حتی اگر دیگران نخواهند ما تغییر کنیم مهم فقط و فقط خودمون هستیم.

    همه ما به یک اندازه به نعمت و ثروت و شادی و سلامتی و در یک کلمه به خداوند نزدیکیم.

    مهم باور و عملکرد ماست.

    شما فقط زمانی می تونید به دیگران کمک کنید که خودتون موفق شده باشید، خودتون پیشرفت کرده باشید و با الگو ساختن خودتان به دیگران کمک بکنید.

    خدایا بی نهایت ازت سپاسگزارم.

    استاد عباس منش ممنوتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    ملکه قربانی گفته:
    مدت عضویت: 1116 روز

    به نام خدای مهربان سلام به استاد عزیز و خانم شایسته ودوستان همقدم همه‌ی ما به یک اندازه به نعمت های خداوند دسترسی داریم ما از تعقیر دیگران عاجزیم هر کسی مسئول زندگی خودش است هیچ کس به اندازه ی ارزنی توانایی تعقیر دیگران را ندارد وقتی ما می‌توانیم به دیگران کمک کنیم که اول به خودمان کمک کرده باشیم وقتی حسابی در همه‌ی موارد پیشرفت کرده باشیم اون وقت اطرافیان اگر خواستن از ما تقاضا می‌کنند در این صورت ما کمک می‌کنیم

    نوح پیامبر هم نتوانست به فرزند خودش کمک کند

    چرا که در مسیر درست نبود ودر واقع هم مدار نبودند

    وقتی با تضاد بر خورد می‌کنیم خواسته ها شکل می‌گیرند با این تضاد ها به رشد و پیشرفت می رسیم

    طبیعی زندگی کردن حق ماست وقتی در مدار درست قرار بگیریم زندگی پر از نعمت و فراوانی وعشق می شود در غیر این صورت همه‌ی زندگی زجر و رنج آور می شود

    این ماجرای همسایه استاد را من هم در اوایل زندگیم تجربه کردم واقعا درد اون را حسابی حس می‌کنم واقعا همین طور است آخرش هم آدم بده شدیم چقدر این جهان هستی منظم کارها را انجام می‌دهد وما هیچ توانایی در این قانون نداریم البته اگر به این درک برسیم

    خدایا مرا آسان کن برای آسانی ها

    تنها تو را می پرستم وتنها از تو کمک می‌خواهم

    ما را به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت داده‌ای نه راه گمراهان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    محمود کاظمی گفته:
    مدت عضویت: 1220 روز

    به نام خداوند وهاب

    الله اکبر به این هدایتی که خداوند در هر لحظه داره مارو به سمتش میبره

    امروز روز 13 از روز شمار تحول زندگیمه

    واین مجموعه فایل هارو استاد جان ومریم خانم عزیز خیلی وقت پیش ترا آماده کردن وقرار دادن روی سایت ولی من بعد از چندین وقت هدایت شدم به اینجا و روز شمارمو شروع کردم وحالا شده 13 روز که گذشته از همراهی من بااین آگاهیی ها وامروز این فایلو دیدم

    وبا هر جمله استاد فقط به خودم میگفتم خدااای من خدااای من تو داری چیکار میکنی با من.بخدا این مسیر سراسر لذته او معجزه ودیدن خداوند که چجور برای تو داره همه چیو میچینه تا تو رشد بکنی وبزرگ بشی وآماده دریافت بیشترو بیشتر از این خان نعمت

    خدایا شکرت

    وحالا مسئله ای که برام پیش اومده همین یکی دوروز پیش ویه جورایی درگیرش شده بودم دقیقا ربط داره به این فایل روز شمارم که چقدر منو آگاه تر کرد وبهم فهموند که مسیرم درسته

    حالا بگم که من بعد از چندین وقت توی سایت بودن وتغیر ایجاد کردن روی خودم حالا دارم میبینم که توی عمل میتونم از آموزه های استاد استفاده بکنم

    چون همین یکی دوروز پیش یه نا خواسته ای برام پیش اومده بود ویه تصمیم خیلی مهم توی خانواده داشتن میگرفتن که من به شدت مخالف اون تصمیم بودم ودلم نمی خواست که اون کار انجام بشه چون تمام اتفاقات بعد از اون تصمیم به نفع هیچ کودممون نبود.ولی خانواده ام یعنی پدر ومادر مصمم بودن به اجرای اون.واینجا جایی بود که داشتن نشون میدادن باورها که تغیر کردن یا فقط حرف مفت بودن که من تغیر کردم.خلاصه اولش دلیلو منطق آوردم براشون وقشنگ توضیح دادم براشون که پیامد این تصمیم مهم چیزی جز نا کامی وناراحتی چیزی در پی نداره ولی اونا اصلا توجهی نداشتن ومصمم ترم تازه شده بودن برای انجامش واینجا من بیاد آورم که من توی زندگی بقیه هیچ تاثیری نمی تونم بزارم چه خوب چه بد واصلا من فقط می تونم خودم وزندگی خودم رو تغیر بدم تازه اونم اگر متعهد باشم روی تغیر ریشه ای باورام واجراشون. وخلاصه از یک طرف خیلی ناراحت میشدم که دارن چه مشکلیو برای خودشون به وجود میارن آخه پدرو مادرمن واز طرفیم ایمان داشتم که من نا توانم توی تغیر دیگران وتغیر زندگیشون و می دونستم که الخیر فی ما وقع است وخدا وند حواسش به همه بنده هاش هست و من نباید کاری بکنم که در آخر بشم آدم بده داستان چون به قول استاد برای به دنیا اومدن پروانه باید صبر کرد نمیشه بریم پیلشو باز کنیم به هوای اینکه زود تر اون پروانه رو داشته باشیم ولذت ببریم نه نمیشه باین کار ما اونو نا بود میکنیم.

    وخلاصه که به خودم گفتم من هیچ کاری انجام نمیدم اگر این قانون قانونه خودش بلده چیکار بکنه وخودش می دونه چی به صلاحه کیه و یه جورایی مسله به اون مهمیو کلا رهاش کردم وسپردم دست خدایی که توانا ترین دست هاست توی کل کیهان وگفتم تو بهتر میدونی.

    و اصلا به طور عجیبی آرامش وجودم پر کرد دیگه نگرانشون نبودم دیگه به خودم نمیگفتم محمود خانوادتن تو دیگه چجور آدمی هستی برو اصلا دعوا بکن باهاشون هر کاری که لازمه رو بکن ونزار این مشکلو برای خودشون درست بکنن (اون ورژن قبلیم اگه هنوز بود تمومه این کارو میکرد )

    وخیلی با خودم احساس در صلح بودن کردم چون می دونستم که کی بهتر از خدا می تونه مراقب ومحافظ خانواده ام باشه کی بهتر از خدایی که عاشقانه تک تک بنده هاشو دوست داره می تونه خیرشونو بخواد ورشدشون بده

    ورها کردم

    ودر این نا باوری جایی که تصمیمه گرفته شده بود کارم اصلا تموم شده می دونستن یه هوو همه چیز برعکس شد وهمه چیز تغیر کرد واونا اصلا خودشون نظرشون تغیر کرد الله اکبر به این بزرگیت خدایااا که دیوانه دیواانه شدم.

    اصلا مگه می شد اینا که تصمیمشو نو گرفته بودن قول قراراشونم گذاشته بودن حتی 90 درصد کارای لازمشم انجام داده بودن .حالا تغیر کردن وعوض شد داستان

    ودرسی که برام داشت وافتخاری که به خودم میکنم که توی اون شرایط حساس که قبلا اگر همچین چیزی میشد کلو هووم میرختم بهم وهیچ چیزی نمی تونست جلو دارم باشه حالا آروومه آرووم فقط سپردم به دست خداوند ولذت بردم از لحظه هام جوری که صبح اون روزی که قرار بود اونا برن وتصمیمشونو عملی بکنن من ساعت 5 صبحش رفتم زدم به دل کوه ویه کوه نوردی عالی کردم.تازه توی کوهم دنبال یه نوع گیاه دارویی بودم گفتم خدایا تو بهم بگو کودم طرفی برم.(چون دوتا دهانه کوه بود با فاصله نسبتا طولانی از هم که نمی دونستم کودم طرفی برم) وخیلی راحت احساسم بهم گفت سمت چپیو برو ورفتم ودوتا کلا بوته پیدا کردم توی کل مسیرم.وتوی راه برگشتم گفتم از اون یکی مسیرم برگردم شاید اونجاهم باشه و توی اون یکی مسیره بااینکه بیشترم کوه نوردی کردم حتی یه دونه هم ندیدم.وچقدر همونجا خدارو سپاگذاری کردم ولذت بردم از هدایتی که همیشه همرامه وبهم میگه کودم مسیرو برم اگر اعتماد بکنم بهش. وبعدشم اومدم خونه دیدم که داستان تغیر کرده وهمه چیز درستو خوب شده

    واین یکی دوروزه همش داشتم به این اتفاقات فکر میکردم وعشق میکردم وافتخار میکردم به خودم که واقعا تغیراتی توی وجودم شکل گرفته که اینجوری شده.

    وحالاهم این فایل روز شمار 13 که دیگه مهر محکمی کوووبوند پای تموم باورایی که تغیر دادم توی وجودم

    خدایاا شکرت برای این زندگی سراسر زیبایی وهدایت

    خدایا شکرت برای این سایت فوق العاده

    خدایا شکرت برای ایمانی که توی دل مشکلات همه چیو برامون ارامو دلپذیر میکنه

    استاد بی نظیرم ومریم خانم فوق العاده متشکرم ازتون وسپاسگذارتونم

    ومی دونم تنها چیزی که می تونه واقعا سپاسگذاری منو بهتون نشون بده نتایجیه که می تونم از این مسیر بدست بیارم وبیام واینجا با جون دل بنویسم تا بگم منم تونستم وشده

    در پناه الله یک تا شادو سلامت باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    زهرا کریمی گفته:
    مدت عضویت: 1285 روز

    روز 13 سفرنامه

    سلام بچه های پیرو قوانین الهی

    بنظرم همه اون کسایی که خودشون کردن فرشته نجات بقیه خبری از قانون ندارن و اگر هم دارن . ولی دارن نادیده می‌گیرند و در کل بهش عمل نمی‌کنند.

    حتی استاد عباسمنش هم از وقتی قوانین رو درک کرد و باهاشون همسو شد دیگه هیچکسی حتی خواهر یا مادرش یا عزیز ترین دوستاش رو به زود و اجبار نخواست راهنمایی کنه .

    و هر کس اینجاست به خواست قلبی خودشه .

    یه زمانی بود فکر میکردم اگه شدید مذهبی بشم حتما خوشبخت میشم و خدا خیلی بیشتر دوسم می‌داره و اون روزها یادمه دست دخترای فامیل رو میکشیدم تا بیان باهم نماز و قرآن بخونیم . واقعا افتضاح بود کارم . فکر میکردم … نه اونا نمیفهمن …منکه میفهمم باید راهنمایی شون کنم … جالبه هیچکس هم بهم چیزی نمی‌گفت اتفاقا تشویق هم میشدم …. و این منو مسمم می‌کرد. ولی بازیگوشی بچه ها خستم کرد و بعد سه چهار بار بیخیال شدم .

    ولی اون دوران سخت مشغول عبادت بودم . نمازهای طولانی . قرآن خوندن بدون اینکه اصلا چیزی ازش بفهمم … حامله هم بودم و فکر میکردم اینجوری دارم از بچم مراقبت میکنم . خلاصه که فوق‌العاده به خودم و بقیه سخت میگرفتم .

    خداروشکر اون روزها تموم شد ولی الان احساس آرامش خیلی بیشتری دارم .

    من دیگه برای هیچکس حتی بچم اصراری ندارم که اون کاری که من فکر میکنم درسته رو انجام بدن .

    .

    دیگه هیچکس رو راهنمایی نمیکنم فقط در حد گفتن نظر اونم اگه خودش خواست بدونه

    .

    دیگه دلم برای هیچکس نمیسوزه چون میدونم خودش کاری کرده که به اون نقطه از زندگی برسه

    دیگه سعی نمیکنم به کسی خیر برسونم که با خودم فکر کنم به به من چقدر خیر هستم . نه من وقتی خیرم میرسه که خودش ازم بخواد و من هم احساس خوبی از اون کار داشته باشم .

    دیگه وقتی گدایی رو میبینم نه دلم میسوزه نه پولی میدم . هرچند قبلا هم نمی‌دادم ولی کمی احساسم بد میشد که ای بابا چقدر بدبخته . ولی الان فکر میکنم چقدر خودشو بدبخت نشون میده .خدا هدایتش کنه .

    ازینکه این قانون رو فهمیدم خیلی خوشحالم خیلی احساس خیال راحتی میکنم و احساس میکنم حالا بهتر به اهداف خودم میرسن با تمرکز بیشتر چون توجه ام بیشتر روی خودم تا بقیه .

    اینکه فلانی داره عمرش رو تباه میکنه به من ربطی نداره واقعا . من خیلی بخوام هنر کنم خودم رو رشد میدم . اگه منم بیخیال خودم بشم با اون فرقی نمیکنم.

    وقتی ما این قوانین رو رعایت میکنیم اول خودمون احساس عذاب وجدان میکنیم بعد بقیه بهمون میگن بی رحم تو خودخواهی تو فقط بفکر خودتی و….. ولی ما همین‌جا هاست که باید ذهنمون رو کنترل کنیم با یاد آوری قوانین و جوانب رعایت نکردنش و نباید اجازه بدیم احساس مون بر منطق قلبه کنه که دچار جهل نشیم . چون ما یه وقتایی از قانون هم خبر داریم ولی اونقدر احساسی میشیم که رعایتش نمی‌کنیم.

    چقدر استاد درست میگه که ما کی میتونیم به بقیه کمک کنیم یا در مورد خدایی که شناختیم بگیم ؟ وقتی خودمون نتیجه گرفته باشیم وقتی خودمون ثروتمند شده باشیم وقتی خودمون تبدیل به انسانی شدیم که همواره شاد حتی وقتی تو کشورش 90 درصد مردم در حال ناله کردن از زمین و زمان هستن .

    واقعا برای همین نکته س که حرفایی استاد در جان ما نفوذ کرده و قشنگ باور میکنیم و حتی میتونیم خودمون رو بجاش تصور کنیم . چون خودش تمام حرفاش رو تجربه کرده . ولی خیلی از اساتید روحانیون یا حتی روانشناس ها وقتی به زندگی خودشون نگاه میکنی کلا از زندگی نا امید میشی از بس که لب و دهنن فقط یچیزی حفظ کردن و میان یه وقتی و یه پولی ازت میگیرن و هی تکرار و تکرار .

    دقیقا برای همین بود که از یک جایی به بعد که با استاد آشنا شدم پیش هییییییییچ روانشناسی نرفتم و پای هیچ ملا و دکتری نشستم

    فعلا خدانگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    مصیب کمالی گفته:
    مدت عضویت: 1998 روز

    سلام عرص ادب خدمت استاد عزیز چقدرمقاومت دارد.این ذهن من بابعضی حرفای شما این همون پاشنه آشیل منه که ماتوانای کمک به کسی رانداریم وباجیب خالی نمی‌توان بخشش کرد یا سال‌های افتادم که دربه دردعوا زندان وهزاران کارخلاف بودم ومادرم همیشه دعامیکرد وبرایم گوسفند نزر می‌کرد که شاید من تغیر کنم همیشه بامن حرف می‌زد ودعای می‌کرد خوب شوم وچقدر بادیگران صحبت می‌کرد که بافرزندم صحبت کنین که از راهی که داره میره برگرده آخ چقدر دعا کردن وتا اینکه من باسرخوردم زمین له شدم خودم شب رفتم روی پشت‌بوم خونه گفتم خدایا میخوام خوب زندگی کنم وتوبه کنم وجالب ازاون شب 10ساله میگذره که من زندگی دارم صاحب زن بچه ابروعزت اعتبار ودوتا شغل آبرومند دارم واقعا وقتی نگاه میکنی که نوح نتونست برای فرزندش کاری کند وابراهیم براری پدرش وابوالفضل بری دای خودش شمر وچقدر الگو هست ولی این ذهن به خاطر باورهای که داره مقاومت میکنه استاد بعد ازتغیر من درمنطقه ماول وله به پاشود که آغا مصیب خوب شده توبه کرده وجالب است همون دعواگرعرق خورشد کربلای خداراشاهده میگیرم نمیدونی چقدرجوانها استاد تغیر کردن وچقدر فکرمیکنم حداقل بالای 100نفرازمنطقه ما ازمن الگو گرفتن خوب شدن ازم سوال میکردن چه کارکردی بابا تواخرخط بودی ولی من راه که رفته بودم اون زمان راه انجمن معتادان بود گفتم فقط ازطریق انجمن میتونین خوب زندگی کنین الان حداقل 500انجمنی درمنطقه ما است اون زمان ما3نفربودیم چی شد ها ماکه درخونه کسی نرفتیم فقط هرروز موفق ترمیشیدیم وخبردارمیشدن مصیب فلان کارم کرد الان بهم گفته شد بزرگترین خدمت به بشریت خدمت به خودته آغا آدما دونبال حرررف نیستن آدما به زندگی عمل کردنگاه میکنن من هنوز مقاومت دارم گاهی که من باید به دیگران کمک کنم اغامحمد عربستان بود 2هزارسال پیش من ندیدمش چه جوری من عاشقش شدم چه جوری من دارم قران میخونم نیازی نیست بیای وکنارادما حرررف بزنی کمکشون کنی راه درست بشه میان تومسیرت وهمین امام حسین که من واقعا یک الگوی که عاشقشم وبرای هدفش حاصرشد جونش رابده مگه چه جوری کمک کرد جزاین نبود یکتاپرست بود تغیر کرد وامروز ازاون هزاران نفر یادگرفتن وراه راگیداکردن بله همینه خداراصدهزارمرتبه شکرهروز بایک فایل یک ترمزذهنی برداشته می‌شود واین فایلهای دانلودی کنجه گنج وما نمیتونیم کسی راتغیر بدیم استاد تازه خیلی ازدوستای من حتی گاهی میومدن کنارم باهم صحبت میکردیم ومیگفتن به زودی ترک میکنیم الان درزیرخاک هستن استاد چقدر از قتی تومسیر شمارا گرفتم به چقدرنعمت رسیدم که آدما شجاع شدن ورفتن دونبالش روزی درمنطقه خودمون داشتم دفتراملاک میزدم همه به من میخندیدن ولی من باقدرت باور داشتم جواب میده منطقه ای که اصلا چیز ی به عنوان بنگاه زمین باجمعیت 20هزارنفری نداشت ومن شروع کردم وخوامیدونه الان 4تابنگاه زده شده خداراشکر به رشد منطقه کمک شده وهزاران دلیل مدرک منطقی دارم ولی ذهن میخواد حرف بزنه بابا ماکسی رانمیتونی تغیر بدیم خدا دست زیاد داره حالا مادرم سیر درست باشیم الگو میشیم وکمک میکنیم مثل استاد عباس منش این که نیومد درخونه من بگه بیا میخوام زندگیت تغیر بدم من یه فایلی توی اینستا ازایش ن دیدم ووارد سایت شدم والان هم تازه محصولاتش دارم جالبه میگه من میگم عمل میکنی بکن نمیکنن به من ربطی نداره خخخخ بابا همین استاد خودش بزرگترین الگو هست خداراشکر ممنون استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      زکیه لرستانی گفته:
      مدت عضویت: 1997 روز

      سلااام ب آقا مصیب عزیز

      واقعا دمتون گرم

      خدا بهتون عزت بده

      چقدررر لذت بردم

      چقد تحسینتون کردم

      ماشاالله ب این اراده تون خدا حفطتون کنه

      واقعا خدا همیشه هست

      فقط کافیه ازش بخواییم

      فرقی نداره تو چ شرایطی باشیم

      چقد راهو اشتباه رفته باشیم

      از هر زمانی ک شروع کنیم

      زندگیمون تغییر میکنه

      خدا دستمون و میگیره

      واقعا بهتون تبریک میگم

      و چقد بهتون افتخار کردم

      چقد الگوی خوبی شدین

      برای منطقه تون

      چقد ایمان قوی داشتین ک شروع کردین و اولین نفر بودین تو زدن مشاور املاک

      و چقد خوب خدا بهتون پاداش داد

      عزت داد

      آبرو داد

      ثروت داد

      دمتون گرم واقعا

      سپاسگزارم بابت ردپای ارزشمندی ک از خودتون

      ب جا گذاشتین

      درپناه الله یکتا باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        مصیب کمالی گفته:
        مدت عضویت: 1998 روز

        سلام دوست عزیز هم خانواده ای من خداراسپاس گزارم که کامنت من برای شماالهام بخش بود هرچی درزندگی هست ازلطف وفضل خدای من هست خداراشاکرم وازشما تشکرمیکنم که وقت گذاشتین کامنت من راخوندین خداراسپاس گزارم ازوجود استاد عزیز ازوجود آدمی که این روزها باپوست گوشتم درک میکنم ازطرف خداوند اومده راه درست رانشون مون بده خدایاشکرت آره خداهست وخداهست چقدراین روزها باخواندن قرآن آرامش دارم اینم ممنون استاد هستم سالها قرآن روی تاخچه باگوشی خاک می‌خورد الان که میبینم چقدر این کتاب داره بهم کمک میکنه خداراشاکرم شاکرم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    ساناز جون گفته:
    مدت عضویت: 1741 روز

    به نام خدایی که به همه بندگانش به یک اندازه نزدیک است

    با سلام به استاد عزیز و خانم شایسته نازنین و سلام به خانواده با عشق عباسمنشی

    روز 13 سفرنامه

    ما باید بپذیریم که نمی‌توانیم سرنوشت کسی را به سمت خوبی یا بدی هدایت کنیم ما نمی توانیم زندگی کسی را تغییر دهیم اگر خودش نخواهد و همچنین اگر کسی تصمیم گرفته باشد زندگی اش راتغییر دهد هیچ کس نمی‌تواند مانع او شود یا روند تغییرو پیشرفتش را متوقف کند همه ما به یک اندازه به خداوند نزدیک هستیم و هر کس در این جهان در هر جایگاهی هست در جای درستش قرار گرفته است پس ما نباید برای کسی دلسوزی کنیم چون با این فرکانسی که ارسال میکنیم فقط باعث می‌شویم که خودمان در همان شرایط بد او قرار بگیریم مثلا اگر کسی خانه ندارد یا بیمار است یا …. نباید اصلا ترحم و دلسوزی نسبت به او داشته باشیم اگر هم میخواهیم به کسی کمک کنیم نباید فکر کنیم که مامیتوانیم زندگی اش را عوض کنیم یا ما منجی زندگی کسی هستیم ما باید با این نیت به دیگران کمک کنیم که این کار به خودمان کمک می‌کند و پاداش کار خوبمان به ما برمی‌گردد.

    ما تنها با رشد و پیشرفت و موفقیتمان می‌توانیم الگوی بسیار خوبی برای دیگران باشیم که کسانی که به دنبال موفقیت هستند ما را الگوی خودشان قرار دهند و راه ما را ادامه دهند و به خوشبختی و سعادت برسند مثل استاد عباسمنش عزیز که الگوی عالی هستند در همه زمینه های زندگی که می‌توانیم بگوییم اگر ایشان توانستند ما هم می‌توانیم . بهترین کاری که در حق دیگران می‌توانیم انجام دهیم این است که خوب زندگی کنیم و جهان را جای بهتری برای زندگی کردن کنیم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    محمد مهدی عباسی گفته:
    مدت عضویت: 1241 روز

    به نام خدا

    روزشمار تحول زندگی من روز سیزدهم

    همه ما مثال ها و نمونه های بارز بسیاری در افراد نزدیک یا شنیده هایی داریم،کمک به دیگری باعث دردسر یا مشکل بیشتر برای او شده است.

    اگر شخصی از زندگی اش ناراضی است،کمبود دارد و بخواهد زندگی خودش را تغییر دهد جهان هستی (خداوند) او را به مسیر درست هدایت میکند،داستان هدایت دوستان را در این سایت مطالعه فرمایید ،خداوند از بی نهایت طریق افراد را هدایت کرده است ،داستان هدایت خودمان را به یاد بیاوریم که خداوند چگونه هدایت کرده است؟

    چه انرژی بخشیده است تا حرف ها را باور کنیم ؟

    چه کلام خاصی در استاد است ؟

    موفق و سربلند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: