این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2017/11/abasmanesh.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2017-11-08 10:37:442025-12-03 03:40:35همه ما به یک اندازه به نعمت ها دسترسی داریم
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به دوستان سایت و سلام مخصوص به استاد عباسمنش .استاد حرفاتون خیلی به دلم میشینه .جنس حرفاتونو دوست دارم .استاد از وقتی با شما آشنا شدم جور دیگه ای به قرآن نگاه می کنم .من همیشه معنیاشو می خوندم ولی درک درستی نداشتم ولی الان تقریبا دارم درک می کنم .اتفاقا دیروز داشتم سوره کافرون رو می خوندم خدا به پیامبر می فرماید به کافران بگو آیین شما برای خودتان وآیین من برای خودم .و نگفته به زور برو و به اونها بگو باید به آیین من ایمان بیاورید .ودر سوره بقره فرموده ما بر دلها وگوشهای آنها مهر نهادیم .به قول شما هر کس خودش باید به این نتیجه برسه که باید تغییر بکنه .
و از خدا هدایت بطلبه وخدا از راههای مختلف کمکش می کنه .
من الان آرامش دارم چون میدونم دنیا صاحب داره وهر کی هرکی نیست واز بچگی به اینا فکر می کردم خدا چطوری همه مردم رو کنترل می کنه وهمه چیزو اداره می کنه و بعد از آشنایی با شما تا جایی که ظرفیتشو داشته باشم به جواب سوالام دارم می رسم .
سلام و درود بر استاد عباسمنش مهربان و همه دوستان عزیز
چقدر کلام شما نافذ و دلنشینه واقعا هر موضوعی رو عالی توضیح میدید.
اتفاقا پدر من به واسطه جایگاه شغلی که داشت میتونست برای دیگران کار پیدا کنه. در فامیل هم پسرهای جوون زیاد داشتیم که دنبال کار خوب میگشتن. دونفر از اینها خیلی تنبل بودن اصلا به فکر زندگی و موفقیت و درامد نبودن کل وقتشون به بطالت میگذشت. به اصرار خانوادشون پدر من واسه اینها چندبار کار جور کرد کارایی که خیلی درامد خوبی داشت و راحت میتونستن پیشرفت کنن ولی در کمال ناباوری بقیه خیلی راحت این کارارو بعد مدتی ول میکردن با اینکه وضع مالی خوبی نداشتند و نیازمند این درامد بودن.
در واقع خودشون نمیخواستن از اون وضعیت بیرون بیان و ما میخواستیم مجبورشون کنیم که در مسیر موفقیت قرار بگیرند که خب نمیشد چون مخالف با قوانین جهان بود.
واقعا کمک اجباری ب دیگران نتیجه ای جز آسیب رساندن به آنها و خودمون نداره
“اشو” هم درمورد کمک به دیگران تفسیر خیلی جالبی داره:
«هرگاه پولدار باشید ناخود آگاه در برابر مردم فقیر احساس گناه میکنید.
صدقه دادن بار گناهانتان را سبک میکند.
با خودتان میگویید: من کار خیری انجام میدهم، یک بیمارستان یا مدرسه میسازم. به سازمانهای خیریه کمک میکنم.
با این افکار احساس شادی میکنید.
صدقه دادن نشانه تقوا نیست. بلکه نوعی ابراز تاسف است بخاطر اعمالی که برای به چنگ آوردن ثروت انجام داده اید.
مثلا صد روپیه بدست آورده اید، و ده روپیه اش را صدقه میدهید. با این کار نفستان احساس امنیت میکند.
به خدا میگویید: ” من در این معامله هم سود بردم و هم به فقرا کمک کردم.”
اما من در مورد صدقه حرفی نمیزنم، بلکه از شریک شدن و سهیم شدن حرف میزنم.
میگویم: اگر چیزی داری آن را قسمت کن. نه بخاطر آنکه به دیگران کمک کنی. با قسمت کردن و سهیم شدن، انسان رشد میکند. هر چه بیشتر سهیم شوی بیشتر رشد میکنی.
بخشش فقط دادن پول به دیگری نیست، ممکن است مرد ثروتمندی از عشق تهی باشد،عشقت را با او تقسیم کن.
شاید فقیری عشق را بشناسد، اما بسیار گرسنه باشد، غذایت را با او سهیم شو.
شاید ثروتمندی از شعور و آگاهی بی بهره باشد، آگاهی و درکت را با او سهیم شو.
“فقیر هزارو یک شکل دارد”. هر چه که دارید، قسمت کنید.
اما بدانید هدفم از این حرفها این نیست که این سهیم شدن از شما انسان با تقوایی میسازد و یا در بهشت جای خواهید داشت.
قسمت کردن با صدقه دادن متفاوت است. اینجا صحبت از داشتن یا نداشتن طرف مقابل نیست.
شریک شدن بر اثر وفور و فراوانی است، اما صدقه دادن بخاطر نیاز و فقر دیگری است.
در صدقه دادن به نظر می آید که شما توانا و بالاترید و نفر مقابل پایین و پست و درمانده است.
یک گداست و او به شما نیاز دارد.
من این را نمی پسندم.
اینکه احساس کنید شما توانگرید و او محتاج شماست، این احساسی زشت و غیر انسانی است.
اما در سهیم شدن اینگونه نیست.
وقتی آنچه که در اختیار دارید، حتی اگر به کوچکی یک لبخند باشد با دیگران قسمت میکنید، بدون اینکه به داشتن و نداشتن طرف مقابل نگاه کنید، احساس شادی عظیم خواهید کرد.
کسی که فقط پول روی پول میگذارد، آدم خوشحالی نیست.
او همیشه عبوس و نگران است و آرامش ندارد و نمیتواند لذتی ببرد.
چرا که برای لذت بردن، انسان باید با دیگران شریک شود.
زیرا همه لذات و شادیها، نوعی شراکت و سهیم شدن است. »
ممنون استاد بزرگوارم از این فایل عالی و آگاهی بخش
امیدوارم همه اعضای خانواده صمیمی عباسمنش در عشق و آرامش و ثروت زندگی کنند.
افکار قالبی در مورد صدقه دادن در جامعه با گزاره هایی مثل: به مستمندان صدقه بده، به فقرا صدقه بده و… نمود داره. ولی خود من با هر کسی که حسم خوب بشه بهش کمک(نه صرفا به نام صدقه) میکنم. یعنی حسم را ملاک ارزیابی در مورد کمک قرا میدم به عبارتی اگر درون و حسم بگه به فلانی کمک کن بلافاصله و با هر مبلغی که بتونم این کارو میکنم. یعنی در کمک کردن هم باید حس خوب بگیری تا هم گیرنده هم دهنده از آن طریق برکت ببینن و حس آرامش فقط یکی از این برکاته. متاسفانه اغلب مواردی که در دین وجود داشته یا مبهم تبیین شده یا بصورت کلیشه ای بیان شده.
خود من هم با توجه به شرایط و جایگاهم چند بار از فامیل و اشنایان سپرده اند که برای چند نفر کار پیدا کنم ولی فعلا موفق نشدم و احساس خوبی ندارم از این بابت. ولی یه حسی بهم میگه صبر کن!! اینکه بین صبر و تحقق این امر رابطه ای وجود داره یا نه برام مبهمه… امیدوارم توفیق خوشحال کردن خانواده های ایشان را داشته باشم.
بله کاملا درست میگید هر عملی اگر همراه با طرز فکر درست باشه و حس خوبی بهمون بده قطعا باعث رشد ما میشه. خوشحالم که ما در این جمع گرم و صمیمی به دنبال اگاهی هستیم و کورکورانه حرف دیگران رو قبول نمیکنیم و میخواهیم حقیقت رو کشف کنیم.
درمورد افرادی هم که بهتون گفتند کار جور کنید بهتره با خود فرد صحبت کنید و ببینید ایا واقعا هدف مشخصی داره و انگیزه داره برای اینکه رشد کنه یا فقط بخاطر حرف دیگران میخواد سرکار بره. شاید شما دستی از دستان قدرتمند خدا باشید که بوسیله شما به اون افراد کمک کنه به خواستشون برسن. فعلا به حستون اعتماد کنید هر اتفاقی که خیر باشه براتون پیش میاد به خدا توکل کنید.
با سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته و تشکر از شما
سلام به همه اعضای محترم سایت
روز شمار روز سیزدهم
چقد نرم و آروم هدایت شدم به روزشمار و چقد لذت بخش و شیرینه
هر روز یه فایل پربار و حرفهای الهی که استاد عزیز با هدایت الهی برامون ضبط کرده،،همش حرفای خداست از طرف خداست..چی بهتر از این
خدایا صدهزار مرتبه شکرت
امروز یاد گرفتیم نباید به هیچکس زوری کمک کنیم نخواهیم زوری کسی را خوشبخت کنیم
تا قبل از این فکر میکردم واقعا ما برای خدمت به خلق،،خلق شدیم..و همیشه یه احساس نامطلوبی را در پی داشت این طرز فکر،،،که نکنه کوتاهی کرده باشم در حق کسی و..ولی حالا فهمیدم من هیچ وظیفه ای در برابر کسی ندارم،،چقدددد خوب!خدای من متشکرم …آخیش راحت شدم
تازه بابت این موضوع خدا هم از دست بندش ناراحت نمیشه که بگه چرا به فلانی کمک نکردی …تازه میگه اگه حس خودت خوب میشه کمکش کن.اگه دوست داری اجباری نیست…. تو آزادی..خداوند بنده هاشو به هم محتاج نیافریده..خدایا شکرت
یادم باشه نخوام دیگرانو نصیحت کنم و به راهی که من میدونم درسته و خوبه بیارم..سخنرانی نکنم و اجازه بدم نتایجم حرف بزنن
من در زندگی دیگران کاره ای نیستم و هیچ تغغییری نمیتونم در دیگران ایجاد کنم اگر خودشان نخواهند باید تسلیم باشم که نمیتونم تغغیرشون بدم فقط خودمو میتونم تغغیر بدم پس انرژیمو واسه خودم نگه میدارم و صرف بهتر شدن خودم میکنم.
همه به یک اندازه به خداوند نزدیکیم.فقط باید باورش کنیم بیشتر و بیشتر…و روی باورامون درباره خدا ،جهان هستی و نعمتهاش،،،و خودمون واحساس لیاقت خودمون کار کنیم.
خدایا کمکمون کن هر روز بهتر و توحیدی تر بشیم
هر روز به تو نزدیکتر بشیم بیشتر و بهتر باورت کنیم
و به این مسیر الهی ثابت قدم و استوار ادامه بدیم. آمین
به نام خدای مهربان سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان خوبم و خانم شایسته نازنین
روز سیزدهم از دوره زیبای روز شمار تحول زندگی من
طبق قول و قرارم نتایجی که بعد از شروع این دوره زیبا وارد زندگیم شده رو مینویسم تا هم ردپا باشه هم قوت قلب هم توجه به نشانه ها
خوب بخاطر اینکه برای خودم یادآوری بشه تا یادم بمونه که از کجا شروع کردم و وقت شروع چه حال و احوالی داشتم یادم باشه که وقت شروع بسیار از لحاظ مالی در مضیقه بودم و پول خرید مایحتاج زندگی برام یه کابوس بزرگ بود و هیچ دلخوشی نداشتم و گهگاهی با فایل های استاد آروم میشدم و به قول استاد مثل مسکن بود برام و اونقدر بی پول بودم که حتی نتونستم کادوی تولد نه برای همسرم نه برای دخترم تهیه کنم و تا الان هیچ سالی نشده بود که من به دختر و همسرم کادو ندم و همیشه هم بهترین کادو رو من بهشون میدادم ولی امسال حتی نتونستم یه کادوی کوچیک براشون بخرم اما خداروشکر خداروشکر خداروشکر که خدا منو هدایت کرد که اشکال کارم رو بفهمم و وارد این دوره زیبا شدم و بعد از همون جلسه اول بود که اتفاقات خوب بوم بوم یکی پس از دیگری وارد زندگیم شد و کار پاره وقت شروع کردم روابطم روزبه روز بهتر شد و قوانین رو بهتر فهمیدم و یاد گرفتم ایراد کارم کجاست و حالا که دوروز مونده به روز زن دارم میرم برای همسرم کادویی بخرم که هر دو مناسبت یعنی تولدش و روز زن رو جبران کنه میخوام براش موبایل و ساعت هوشمند بخرم اونم نقد مطمئنم خیلی خوشحال میشه واقعا خداروشکر بابت این آموزش های زیبا و ارزشمند و خداروشکر بابت این قانون بدون تغییر خداوند که خلق زندگیم رو به دست خودم داده و چه نعمتی از این بالاتر…
اما درباره این فایل ارزشمند:
من هم بار ها و بارها در دام این تفکرات افتادم که بخوام دیگران رو تغییر بدم و فرشته نجات زندگیشون بشم و اینجا یکی از کارهام رو مثال میزنم:
پدر و مادرم دارای افکار منفی زیادی هستند و همیشه خودشون رو به دلیل نداشتن پول از مسافرت رفتن محروم میکردن و منم تا زمانی که مجرد بودم و با خانواده زندگی میکردم از مسافرت رفتن محروم بودم و این تضاد باعث شده بود همیشه در رویاهام به این فکر کنم که یه روزی من پولدار میشم و پدر و مادرم رو مسافرت میبرم حالا که خودم زندگی مستقل دارم و گهگاهی مسافرت میرم همیشه دوست داشتم پدر و مادرم رو هم با خودم ببرم تا اونا هم لذت ببرن و به من افتخار کنن و بالاخره یه بار تونستم با خانواده که مسافرت میریم پدرومادرمم همراه خودم ببرم یادمه اون سال اصفهان رفتیم و من کلی ذوق داشتم و کلی اطلاعات کسب کرده بودم و هرجا می رفتیم با شور و شوق مثل تورلیدرها برای خانواده ام توضیح میدادم که ویژگی های مکانی که الان هستیم اینه و پیش خودم میگفتم الان پدرومادرم کلی برای من کیف میکنن اما هربار بعد از هر بازدید اونا کلی نکته منفی میگفتن که کلا انرژی من از بین میرفت و هربار این سوال در ذهن من می چرخید که آخه چرا اونا به جای لذت بردن اینقدر دنبال نکات منفی هستن و الان با این فایل فهمیدم که من نباید به زور اونا رو به شادی به سفر به دیدن نکات مثبت تشویق میکردم یاد گرفتم هرکسی خالق زندگی خودشه یاد گرفتم هرکسی هرجایی هست سرجای درست خودشه یاد گرفتم ما هیچ قدرتی برای شاد کردن کسی که یه عمره تمرکزش روی نکات منفیه نداریم اونجا ذهنم پراز علامت سوال بود و امروز جواب تمام سوالاتم رو گرفتم و باید از این به بعد فقط دنبال تغییر کردن و لذت بردن خودم باشم.
سپاسگزارم از خداوندی که هادی ، حامی و حفاظت کننده من است.
سپاسگزارم از استاد عباسمنش عزیزم که الگویی است عملی در شناخت و درک و عمل به قوانین جهان هستی با زبان نتایج.
سپاسگزارم از خانوم شایسته مهربان و قدرتمند و خانواده صمیمی عباسمنش که حامی من در درک بهتر قوانین هستند.
امروز روز سیزدهم سفر من و یازدهم شهریور 1402.
یادت باشه امیرعلی اولین قدم برای هماهنگ شدن با قوانین زندگی، دست برداشتن از تلاش برای تغییر دیگران است. تمام اتفاقات زندگی من بدون استثناء نتیجه باورها و فرکانس های من است.
امیرعلی امروز 39 سال و 3 ماه از تولد تو گذشت کلی چک و لگد خوردی از عمل نکردن به این قانون بس نیست؟
امیرعلی از امروز متعهد شو و بپذیر که جز خودت رو نمی تونی تغییر بدی فقط خودت یعنی اومدی تو این دنیا تا زندگی کنی تجربه کنی لذت ببری و هر روز بهتر و بهتر زندگی کنی، به سادگی به زیبایی و عزتمندانه .
وقتی تو تمرکزت روی خودت باشه و زندگی خودت رو تغییر دادی در هر جنبه ای چه مالی چه سلامتی چه روابط و چه معنویت اول تو خودت برس به نعمت ها بذار نعمت ها وارد زندگیت بشه بعد اگر کسی ازت سوال پرسید بگو من این مسیر رو اومدم و دارم ادامه میدم تو هم میخوای بسم الله این گوی و میدان .
بسه امیرعلی هر چی چک و لگد خوردی از عدم رعایت این قانون.
امروز من امیرعلی متعهد می شوم با هدایت و حمایت الله این قانون رو رعایت کنم تو زندگیم و فقط و فقط تمرکزم روی تغییر باورهام شخصیت خودم و شرایط زندگیم باشه.
خدایا سپاسگزارم که اینگونه در زمان و مکان مناسب بهم آگاهی میدی و هدایت و حمایت و حفاظتم میکنی.
سپاسگزارم از استاد عزیزم و عزیز دلشون که این آگاهی ها رو با ما به اشتراک می ذارن.
بنام خداوند و یگانه خالق جهان هستی که من را خالق اهداف و خواسته ها و آرزوهای مقدس الهی ام آفرید
سلام به همگی
باید قبول کنیم که هرگز نمی توانیم فردی را تغییر دهیم که هنوز آماده ایجاد تغییر نیست
البته من خیلی وقته که این موضوع رو کاملا درک کردم . توی این چند سالی که در این سایت بلطف خدای هدایت گرم حضور دارم خیلی خوب این موضوع رو متوجه شدم که من به هیچ عنوان توانایی تغییر دیگران رو ندارم .. بقول استاد عزیزم کَل اگر دوا نمود ی سر خود را دوا می نمودی دقیقا از همین حرفا قبلنا خیلی شنیدم . و ای کاش در همین حد جواب میدادند .. آنها فکر می کنند تلاش کردن یعنی بیل و کلنگ زدن و تلاش های سخت فیزیکی .. اصلا این تلاش های ذهنی براشون نامفهومه .. آنقدر مسخره ام کردنددددددد .. آنقدر بهم خندیدنددددددد.. با اینکه تغییر رشد منو دارند در زندگیم میبینند ولی از نظر اونها. رشد و پیشرفت یعنی یهویی و کولاکی پولدار و ثروتمند شدن .. هنوز هم با نگاه های مسخره آمیزشان دارند بهم میگن .. یعنی چه که از صبح تا شب توی سایت و انرژی مثبت و قانون جذب و استاد و مدیتیشن های متعدد هستی… پشت سرم پچ پچ می کنند
و حتی این دفتر هایی که مدام به خودم چسبوندم و هی می نویسم و یا فایل ها رو نگاه می کنم . همه و همه باعث خشم و نفرت آنها از من شده .. با اینکه به هیچکس کاری ندارم
ولی انگار اصلا قبولم ندارند .. بعبارتی با تنه و مسخره بهم میگن چقدر علافی یعنی اصلا نه این حرفها رو قبول دارند و نه حتی حاضرند برای یکبار هم که شده صدای این فایل ها رو بشنوند من همیشه باید یواشکی اینا رو ببینم و بشنوم … و بقول قرآن خداوند مهر گذاشته بر قلب هایشان … حتی نزدیکترین افراد زندگی مون رو نمی تونیم تغییر بدیم .. مثلاً دخترم که سی و چند سالش هست همش بخاطر تغییر فرکانسم از من بنوعی دور شده . خدا رو شکر گذارم که با تغییر مدارم تمام افراد منفی یا از زندگیم حذف شدند و یا دوری و دوستی شده در صورتی که در یک خانه زندگی می کنیم و شاید روزها با هم صحبتی نداشته باشیم فقط در حد یک سلام و احوالپرسی .. وقتی هم به یک تضادی بر می خوردیم بیشتر از همیشه عصبانی میشه و سر و صدا به پا می کنه ولی من آنقدر صبور شدم که فوری میام سر دفتر م شروع می کنم به نوشتن و سپاسگذاری و روی کنترل ذهنم کار کردن و باورهای توحیدی مو بیشتر و بیشتر ساختن .. البته تضادهای ما اغلب مالی هستش و باید روی این موضوع بیشتر روی خودم کار کنم … من خودم خیلی خیلی تغییر کردم .. یعنی خیلی آروم شدم و با خودم در صلح هستم .. تضادهای سلامتی ام. حل شد و الان در سلامتی کامل هستم مدام پیاده روی می کنم و کوه میرم و زبان آلمانی گوش میدم و روی اعتماد بنفس ام کار کردم و کارهای هنری انجام میدم و . برای هر چیز کوچکی شکرگذاری می کنم و اگر چیزی رو فراموش کردم و یا از تیررس نگاه من رد شده که نتونستم سپاسگذاری کنم خیلی از خودم دلگیر میشم و می گم پس هنوز نگاه های من نصبت به نعمت هام بینا نشده و یا هنوز به صداهای درست و مناسب شنوا نشده هر چند هر لحظه مدام از خداوند خواستم که شکرگذار هر لحظه ای در زندگیم باشم و دقیقا به همین شیوه هم رفتار می کنم ولی باز هم دوست دارم بیشتر و قشنگتر و زیباتر به این نعمت شکرگذار بودنم هدایت بشم .. خدایاااا شکرت که توفیق شکرگذاربودن را بلطف استاد عزیزم به من ارزانی داشتی.
من فقط مسعول اعمال و رفتار خودم هستم . یعنی من خیلی هنر داشته باشم خودم رو تغییر بدم . و احساسم رو خوب کنم . و کنترل ذهن داشته باشم که از هر کاری سخت تر است . تا رشد و پیشرفت کنم.
ما هیچ قدرتی برای خوشحال کردن فردی که سالهای متمادی، بر نکات منفی هر موضوعی متمرکز شده، نداریم، حتی اگر بهشت را به او نشان دهیم دقیقا همین طوره استاد جان .. منم قبلنا همین طوری بودم همیشه نیمه ی خالی لیوان رو میدیدم . همیشه منفی ها رو بیشتر متوجه میشدم .. و دقیقا هم جهان از همون جنس رو به من بیشتر و بیشتر نشون میداد . ولی از آنجایی که خودم خواستم که هدایت بشم .. خودم خواستم که تغییر کنم به چنین استاد نازنین و سایت و دوستان الهی هم مسیرم هدایت شدم و این یکی از بزرگترین نعمت های هستش که در اثر تغییراتمربوجود آمده شکر خدا … و الان کاملا تغییر کردم یعنی خیلی بندرت پیش میاد که به آدم های منفی برخوردی داشته باشم . بجز نزدیکترین فرد که دخترم باشه ..که همیشه ی خدا معترضه . همیشه غذاها بده . همیشه آدم ها براش منفی هستند . همیشه بچشم مشکوک به همه نگاه می کنه همه چیز وفق مرادش نیست اگر بهترین غذاها رو براش درست کنی فوری میاد میگه من اصلا از این چیزها خوشم نمیاد . اگر من غذای رژیمی و سالم و گیاهی بخورم کلی مسخره میشم . شاید اینها نتیجه ی فرکانس های چند سال پیش منه که الان دارم از دخترم میبینم . خلاصه به این نقطه رسیدم که من فقط توانایی تغییر خودم رو دارم .و بهیچ عنوان نمی تونم کسی رو تغییر بدم
مشکلات، تنها تضادهایی هستند برای شناساندن خواسته های واقعی ما و فرصتی برای جهت دادن به اهداف زندگی مان خدا رو شکر هر روز بیشتر روی باورهایم دارم کار می کنم و به وضوح و شفافیت بیشتری برای اهدافم رسیدم و با قانون تکامل پیش میرم . همین که احساسم خوبه یعنی در مسیر درست و مناسب هستم و خدا رو شکر گذارم.. کلا افراد منفی از زندگیم دور شدند و بجاش افراد خوب و درست مناسب و جدید به زندگیم وارد شدند و همیشه روی خوب و خوش دیگران رو میبینم و از هر جهت بهم کمک می کنند خدا رو شکر ..
من فقط می تونم با اعمال و رفتارم تغییرات مو به دیگران نشون بدم .. و می گذارم نتایجم صحبت کنند .. پس من هیچ حرفی با دیگران در این رابطه ندارم .. هر وقت تغییرات درست و مناسب در زندگیم ایجاد بشه که مورد توجه باشه خودشون میان ازم می پرسند که چطوری موفق شدم آنوقت شاید بتونم براشون توضیح مختصری بدم ولی آدرس سایت رو بهشون میدم اونم اگر مایل باشند .. فعلا که در مسیر رشد و پیشرفت برای رسیدن به اهداف و خواسته ها و آرزوهای مقدس الهی خودم هستم و یکی از اهدافم رسیدن به اعتبار نیک و آزادی بلحاظ پولی و مالی و استقلال پولی و مالی و رسیدن به بی نیازی از لحاظ مالی و بلند آوازگی در زندگیم هستم که آزادی زمانی و آزادی مکانی رو همراه با آرامش و آسایش و رفاه و خیر و خوشی و عشق و سلامتی و برکت رو وارد تجربه ی زندگیم کنم .. و از خداوند مسیر رسیدن به این اهدافمو در خواست کردم و مدام دارم روش کار می کنم ..
واقعا ما باید در تک تک امور کوچیک زندگیمون به این توحید برسیم
چقد این اگاهی به درد من میخورد
چون من در مورد دیگران نه اما کمی در مورد همسرم این حساسیت رو داشتم و دوست داشتم باهم فایل ببینیم
هرچند ایشون صحبتاتون رو تایید میکرد و موافق بود اما الان میفهمم کارم اشتباه بوده
شاید ایشون به خاطر من تا اخر فایلو گوش میداده
به هر حال اون خودش میتونه واسه زمانش تصمیم بگیره که چطور استفاده کنه
و من همیشه هر وقت متوجه میشدم با دوستاش بزم گرفته و دراگ یا مشروب مصرف کرده کلی حالم بد میشد و همش میخواستم باهاش صحبت کنم نصیحتش کنم حتی قهر میکردم تا ازین مسیر بیرون بکشمش
و هر وقت از پیش دوستاش برمیگشت مدام چکش میکردم بوش میکردم و شده بودم مثل پلیسا و اونو هم دروغگو کرده بودم
الان میفهمم فقط باید اعراض کنم
شاید مسیری ک همسر من هدایت بشه مثل مسیر من نباشه
اما ته مسیر جفتمون خداست
مثل چهار تا خیابونی که همشون به یه میدون میرسن اما چهار تا خیابون متفاوتن
با تمام احترامی که واسه استاد عزیزم قائلم و تا اخر زندگیم از حرفا و نصیحتاشون استفاده میکنم اما هزاران نفر دیگه هستند که هدایت شده هستند اما شاید تو این سایت نباشن
پس منم همسرمو مجبور نمیکنم که دوستاشو عوض کنه که با من فایل گوش بده
یه مثال جالبی هم که دارم من عاشق ورزشم
و در هفته پنج روز روزی دوساعت ورزش میکنم و اندام فیت دارم
اما هیچوقت به همسرم کاری نداشتم
اون نوشابه میخورد من اب
رستوران میرفتیم اون پیتزا میخورد من فیله گریل
و جالب اینجاست ایشون بدون درخواست من تصمیم گرفته باشگاه و ورزشو شروع کنه
حرف شما استاد
ما رو خودمون کار کنیم پیشرفت کنیم دیگران میان میپرسن چیکار کردی
میان تو مسیر ما
و اون مثال زیباتون که رستوران سلف سرویسو مثال زدید
دقیقا مثل یه دایره میمونه که خداوند مرکز این دایره ست و ماها با یه شعاع به این مرکز وصلیم
هیچ انسانی نیست که رها شده باشه
من دیگه یاد گرفتم دلم برای کسی نسوزه
یعنی این عادتو از پدرم یاد گرفتم اما گاهی وقتا حس میکردم نکنه من سنگدلم
اما الان میفهمم که کارم درست بوده
به من ربطی نداره من ناتوانم از هدایت دیگری
مثل اینه من تو ماشین خودم نشسته باشم پشت فرمون تو اتوبان و هی بوق بزنم واسه ماشین کناری داد بزنم دندرو عوض کن
بپیچ اینور
یواش برو
اشتباه داری میری
هم خودم حواسم از رانندگیم پرت میشه هم اون طرفو گیج و حواس پرت میکنم و جفتمون ممکنه تصادف کنیم
اون خودش اگه خیابون اشتباهو رفت دور میزنه و راحت برمیگرده چرا من اذیتش کنم
خداروشکر میکنم که قلب منو باز گذاشته تا حرفاتونو اینقد قشنگ متوجه بشم
موضوعات و مطالبی که اینجا دارم یاد میگیرم موضوعات و مطالب کاملا شخصیه
اینا مطالب اجتماعی مثل قوانین راهنمایی رانندگی یا مثل قانون خدمات شهرداری و … نیستن
کاملا دیدگاه های شخصی هستن
پس نباید اینقدر ساده باشم که بیام مطالب شخصی که اینجا دارم با کلی زحمت یاد میگیرم و تمرین میکنم و تو ذهن خودم تکرارشون میکنم و سعی میکنم ذهن خودمو کنترل کنم و شخصیت خودمو از اساس تغییر بدم و … رو بیام به همه بگم !!!!
ای ملت همسر پدر مادر بیایید اینجور فکر کنیم و اینجور عمل کنیم و خوشبختی اینجوریه و فلانه و فیسار و …
کاملا اشتباهه …
اینا مطالب و دیدگاههای کاملا شخصیه نباید بیام حتی به همسر خودم هم بگم یا حتی بخوام یا بدتر بیام القا کنم
مثل یاد گرفتن تعمیرات تلوزیون هستش
این یه مهارت کاملا شخصیه که کسایی که تو دوره اش شرکت کردن و بهاشو پرداخت کردن یاد میگیرن و ازش استفاده میکنن
چه لزومی داره این مهارت شخصیمو بیام مثلا به همسرم یاد بدم؟ چه دلیلی داره ذهن ایشون رو هم چنین و چنان کنم؟
بیام به همسرم توضیح بدم شرح بدم که برد الکترونیکی تلوزیون چطور عیب یابی میشه و چطور با تجهیزات و لوازم تعمیرات میتونیم این عیب رو برطرف کنیم و چه نکات ایمنی رو هم باید رعایت کنیم و ….
آخه چه لزومی داره من بیام اینو به مادرم که خانه دار هستن یاد بدم یا توضیح بدم؟
چه لزومی داره؟ ها؟
به چه دردشون میخوره؟
و این درحالی باشه که خودم هیچ استفاده ای هم نتونستم از این دوره تعمیرات تلوزیون بکنم و ایشون هم هیچ وقت نه ازم خواستن که بدونن؛
نه سوالی در این موضوع ازم پرسیدن تا حالا؛
که در این صورت واقعا واویلاست ….
واقعا باید به اعمال و تفکرات خودم باید یه باز نگری بیشتری داشته باشم
چیزیو بیام به کسی توضیح بدم و بخام یادش بدم که نه از من خواسته نه حتی در موردش ازم سوال کرده و نه تا حالا دنبالش بوده رو بیام بهش یاد بدم
آخه این چه کاریه آخه؟!!!
بعدا چه عواقب سنگینی میتونه برام داشته باشه و ایجاد کنه؟
لذا باید توجه داشته باشم و حواسم باشه که مطالبی که اینجا دارم یاد میگیرم:
اولا یک مهارته
در ثانی کاملا مهارت شخصیه
ثالثا هیچ لزومی نداره یه مهارت شخصی رو که اتفاقا کلی بابتش به لحاظ وقت و زمان و انرژی و گاها مالی براش هزینه کردم رو بیام به کسی یاد بدم یا حتی توضیح بدم
پس باید این اعتماد به نفس و این عزت نفسو داشته باشم که حتی اگر چنان چه ازم سوال هم کردن هم باز قدرت نه گفتن داشته باشم و نیام بگم ..
تازه اگر اگر اگر …. التماسم کردن اگر با التماس ازم درخواست کردن و پرسیدن که چطور زندگیم داره اینقدر ساده و روان و اسان پیش میره اون وقت فقط و فقط بیام اینو بگم:
سایت استاد عباس منش؛
اونجا همه چیزو توضیح داده برید اونجا خودتون ببینین
همین و بس
همینو بس
پس بنابراین از حالا به بعد باید بیشتر حواسم باشه که :
سکوت سکوت و سکوت
تمرکز روی خودم تمرکز روی خودم تمرکز روی خودم
تمرین تمرین و باز هم تمرین
رمز موفقیت در این حوزه هستش
انشا الله از این به بعد به حرف استادم بیشتر عمل میکنم و در این باره بیشترحواسم باشه که مهارتهای شخصیم رو به هیچ کسی و هیچ احد الناسی هیچ توضیحی ندهم؛
چون ازم نخواستن و اصولا لزومی هم نداره که یه مهارت شخصی رو که ازم نخواستن رو بیام بهشون توضیح بدم یا بخام یادشون بدم؛
این نشونه ضعف در عزت و اعتماد به نفس منه که بخوام کسی رو تو این مسیر با خودم همراه کنم که تازه او ازم نخواسته باشه !!!
این نشونه ترس از مسیر میتونه باشه؛
میتونه نشونه این باشه که من از این که تغییر کنم و به مدار بالاتری برم حس تنهایی میکنم کسانی که الان باهاشون در ارتباطم منو تنها بزارن و من در مدارهای بالاتر تنها بمونم که این باز خودش یه نشونه دیگری داخلش هست که نشون میده من چقدر به اطرافیانم و طرز تفکرات و نظرات و عقایدشون وابسته هستم و وابسته شدم؛
نشونه اعتماد نداشتن به این مسیر هم میتونه باشه؛
نشونه شک به خودم یا به مسیری که میرم میتونه باشه؛
نشونه شک به توانایی هام میتونه باشه؛
نشونه ضعف در ایمان و توکلم میتونه باشه
اخه چرا باید بخام کسی رو تو این مسیر با خودم همراه و هم قدم کنم؟ دلیلش چیه؟
چرا از اینکه بخام تغییر کنم و به مدارهای بالاتری برم حس تنهایی میکنم؟ فقط و فقط میتونه از ضعف در ایمان و توکل و عزت و اعتماد به نفس من باشه؛
نشونه وابستگی به تفکرات الانم و به اطرافیانم باشه؛
احتمالا میترسم اگر تغییر کنم اون وقت مجبور به جدا شدن از اطرافیان الانم باشه و این در من حس تنهایی ایجاد میکنه و این حس تنهایی حس دومی ایجاد میکنه و اون تنها ماندن در ادامه مسیر هست که البته ممکنه به این مسیر شک هم داشته باشم؛
یعنی از یک طرف به درستی و الهی بودن این مسیر هنوز شک دارم و به قدر کافی ایمان ندارم؛ از طرفی نمیخام از تفکرات و اطرافیان الانم هم جدا بشم،
خپ معلومه که تو این وضعیت آدم نمیتونه پیشرفت کنه،
اصلا یه جورایی مثل برزخ میمونه انگار!!!
یعنی از هر دو طرف راهو برای خودم بستم!!!
میتونه نشونه مقاومت ذهنی در برابر تغییر شخصیتم باشه؛
میتونه نشونه این باشه که از لحاظ ذهنی و روحی خودمو در تقابل با تغییر میبینم نه دوست داشتن تغییر کردن؛
خودمو وابسته کردم به طرز تفکرات و عقاید الانم؛
میتونه نشونه این باشه که هنوز من آماده تغییر نشدم تازه تازه دارم رشد میکنم و تو مسیر رشد و پیشرفت قدم برمیدارم؛
با نظر من آمادگی برای تغییر
یعنی شجاعت
یعنی رشد ذهنی
یعنی رسیدن به مرحله رشد شخصیتی
انشا الله بتونم خودمو به لطف خداوند باز هم بیشتر و بیشتر کشف کنم و رشد و پیشرفت بدم
انشا الله انشاالله انشاالله
در پناه الله یکتا شاد پیروز موفق سربلند و ثروتمند باشید
وقفه ی زیادی در روز شمار انداختم.و تعهدم کمرنگ شده بود. احساس گناه داشتم اما خوش حالم و خدا رو شکر میکنم که باز هم برگشتم و قطعا نسبت به قبل تعهدم پررنگ تر شده . حسم بم گفت که برگردم و فایل های روز شمار رو از اول گوش کنم و فهمیدم که روی عزت نفس و درک قانون تکامل و کنترل ورودی ها و رابطه با خدا نیاز به کار کردن بیشتر دارم .
و اما فایل امرزو روز شمار:
☘️با قلبمون ارتباط برقرار کنیم. به چیزی نچسبیم وقتی شرایطش جور شه ، پیش میاد.
اجازه بدیم که هدایت شیم . همه ی ما هدایت میشیم. (استاد حتی ضبط کردن فایل هاش هم هدایتیه. و هر وقت اون احساس بیاد فایل ضبط میکنه. ) و اینطوری تاثیر گذار تر هم هست .(آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند)
☘️همه هدایت میشن. (مثل همسایه ی استاد که دنبال کشف قوانین بوده و با استاد آشنا شده)
🌈از این جا به بعد جملات استاد رو نوشتم چون تا درک این آگاهی هاخیلی فاصله دارم
☘️کسی که توی مدار موفقیت نیست ، کسی که خودش نمیخواد موفق بشه کل دنیا هم بخوان ، این اتفاق نمیفته.
☘️چقدر از ماها زندگی خودمون رو نابود کردیم برای اینکه فکر کردیم داریم به دیگران کمک میکنیم .
☘️ما باید بپذیریم نه میتوانیم سرنوشت کسی رو به سمت خوبی هدایت کنیم نه میتوانیم سرنوشت کسی رو به سمت بدی وشکست هدایت کنیم. ما دستمون کوتاهه . ما فقط میتونیم زندگی و سرنوشت خودمون رو تغییر بدیم .
☘️ما باید به این حالت تسلیم بودن در مورد تغییر دیگران برسیم تا بتونیم از زندگیمون لذت ببریم و خوشبختی رو تجربه کنیم.
☘️ما نمیتونیم زندگی کسی رو که خودش نمیخواد عوض کنیم.حالا اگه یکی خودش بخواد ما چه بخواهیم چه نخواهیم نمیتونیم جلوشو بگیریم.
☘️خیلی از مواقع افراد انرژیشونو بر روی دیگران می گذارند به این هوا که دارن بشون کمک می کنند . درصورتیکه هم اونو دارن از هدف دور می کنند هم خودشونو دارن از هدفشون دور می کنند .
☘️قانون مهم جهان هستی : تک تک ما به یک اندازه به خداوند نزدیک هستیم.
تک تک ما به یک اندازه به این خوان نعمت دسترسی داریم .اینجوری نیست که فکر کنید یک آدم خاصی بیشتر دسترسی داره ، یه سری آدما کمتر دسترسی دارن و اونی که بیشتر دسترسی داره باید یک کاری بکنه برای اونا که کمتر دسترسی دارن.
☘️اگر اون آدمایی که به قول قرآن خودشون خودشونو محروم کردند ، خودشون به خودشون دارن ظلم میکنند، اگر اون آدما بیدار بشن دست دراز می کنند ونعمت ها رو هر چی بخوان بر میدارن.اگر بیدار نشن شما اگه دست دراز کنی به اون ها بدی برخلاف مسیر قانون حرکت کردی و به خودت ضربه زدی و به اونا ضربه زدی.
☘️یک موقعی هست درد وغم و گشنگی وتشنگی و دربه دری و بیچارگی و بی خونگی و… نیازه برای بیداری یک انسان . باید این مرحله ها رو طی کنه. مثل اون جوجه ای هست که باید اون درد رو اون فشار بیرون اومدن از تخم مرغ رو بپذیره دردشو بکشه برای اینکه بدنش قوی تر شه. اگه ما بیایم کمکش کنیم مثل همون باز کردن پیله برای کرم ابریشم ، باعث میشیم جوجمون از بین بره.
☘️ما پس چطور باید به دیگران کمک کنیم؟؟ با کمک کردن به خودتون با پیشرفت خودتون با موفقیت خودتون وبا الگو سازی از خودتون می تونین به دیگران کمک کنید.
کی من میتونم ایمان افراد رو نسبت به خدا بیشتر کنم؟ آیا غیر از زمانییه که خودم نتیجه گرفته باشم؟
☘️کمک های ما به دیگران به دیگران کمک نمیکنه به ما کمک میکنه .
☘️اگر ما قوانین جهان هستی رو خوب درک کنیم اگه ما بحث مدارها رو خوب درک کنیم، اگه ما خداوند رو عظمتشو مهربانیشو بخشندگیشو خوب درک کنیم خیلی خیلی راحت زندگی میکنیم خیلی شاد زندگی میکنیم خیلی طبیعی زندگی میکنیم .
طبیعی یعنی یک زندگی سالم ، شاد، پر از نعمت و ثروت ، پر از زیبایی و آرامش ، پر از روابط قشنگ، پر از روحیه ی خوب، پر از عشق، پر از یکتا پرستی، پر از خوشبختی ، پر از سعادت،پر از نعمت ، این یک زندگی طبیعیه.یعنی انسان باید به این شکل زندگی کنه. هر چیزی غیر از این یعنی غیر طبیعی .
☘️اگر ما قوانین جهان هستی رو درک نکنیم زندگیمون غیرطبیعی میشه .رنج ها، غم ها ، مشکلات میاد.اما این مشکلات میاد برای اینکه به ما بفهمونه قوانین چیه.حالا بعضی ها زودتر میفهمن بعضی ها دیر تر.اما هر کسی در زمان خودش می فهمه . ما نمیتونیم زمان فهمیدن کسی رو زودتر کنیم یا دیرتر.ما باید تسلیم باشیم در مقابل تغییر دیگران.ما باید به این درک برسیم.
☘️ما بی اندازه به خداوند نزدیک هستیم.ما بینهایت متصل هستیم و دسترسی داریم به نعمت های خداوند.اگر اینو باور کنیم اگر آسوده باشیم اگر تسلیم پروردگارباشیم اگر توکل کنیم اگر ایمان داشته باشیم دریافتشون میکنیم.انقدر راحت دریافت میکنیم که اصلا عادیه برامون انگار نه انگار که یک معجزه رخ داده
سلام دوست عزیزم بخاطر نظر زیبات مچکرم همون خط اول ک گفتی ب چیزی نچسبید خودش پیش میاد من جوابمو گرفتمو من خیلی این جمله رو شنیده بودم ولی انگار الان به کارم اومد و حس بدمو ازم گرفت ممنونم باز
سلام به دوستان سایت و سلام مخصوص به استاد عباسمنش .استاد حرفاتون خیلی به دلم میشینه .جنس حرفاتونو دوست دارم .استاد از وقتی با شما آشنا شدم جور دیگه ای به قرآن نگاه می کنم .من همیشه معنیاشو می خوندم ولی درک درستی نداشتم ولی الان تقریبا دارم درک می کنم .اتفاقا دیروز داشتم سوره کافرون رو می خوندم خدا به پیامبر می فرماید به کافران بگو آیین شما برای خودتان وآیین من برای خودم .و نگفته به زور برو و به اونها بگو باید به آیین من ایمان بیاورید .ودر سوره بقره فرموده ما بر دلها وگوشهای آنها مهر نهادیم .به قول شما هر کس خودش باید به این نتیجه برسه که باید تغییر بکنه .
و از خدا هدایت بطلبه وخدا از راههای مختلف کمکش می کنه .
من الان آرامش دارم چون میدونم دنیا صاحب داره وهر کی هرکی نیست واز بچگی به اینا فکر می کردم خدا چطوری همه مردم رو کنترل می کنه وهمه چیزو اداره می کنه و بعد از آشنایی با شما تا جایی که ظرفیتشو داشته باشم به جواب سوالام دارم می رسم .
ممنون از خدا وممنون از شما که هستین
سلام و درود بر استاد عباسمنش مهربان و همه دوستان عزیز
چقدر کلام شما نافذ و دلنشینه واقعا هر موضوعی رو عالی توضیح میدید.
اتفاقا پدر من به واسطه جایگاه شغلی که داشت میتونست برای دیگران کار پیدا کنه. در فامیل هم پسرهای جوون زیاد داشتیم که دنبال کار خوب میگشتن. دونفر از اینها خیلی تنبل بودن اصلا به فکر زندگی و موفقیت و درامد نبودن کل وقتشون به بطالت میگذشت. به اصرار خانوادشون پدر من واسه اینها چندبار کار جور کرد کارایی که خیلی درامد خوبی داشت و راحت میتونستن پیشرفت کنن ولی در کمال ناباوری بقیه خیلی راحت این کارارو بعد مدتی ول میکردن با اینکه وضع مالی خوبی نداشتند و نیازمند این درامد بودن.
در واقع خودشون نمیخواستن از اون وضعیت بیرون بیان و ما میخواستیم مجبورشون کنیم که در مسیر موفقیت قرار بگیرند که خب نمیشد چون مخالف با قوانین جهان بود.
واقعا کمک اجباری ب دیگران نتیجه ای جز آسیب رساندن به آنها و خودمون نداره
“اشو” هم درمورد کمک به دیگران تفسیر خیلی جالبی داره:
«هرگاه پولدار باشید ناخود آگاه در برابر مردم فقیر احساس گناه میکنید.
صدقه دادن بار گناهانتان را سبک میکند.
با خودتان میگویید: من کار خیری انجام میدهم، یک بیمارستان یا مدرسه میسازم. به سازمانهای خیریه کمک میکنم.
با این افکار احساس شادی میکنید.
صدقه دادن نشانه تقوا نیست. بلکه نوعی ابراز تاسف است بخاطر اعمالی که برای به چنگ آوردن ثروت انجام داده اید.
مثلا صد روپیه بدست آورده اید، و ده روپیه اش را صدقه میدهید. با این کار نفستان احساس امنیت میکند.
به خدا میگویید: ” من در این معامله هم سود بردم و هم به فقرا کمک کردم.”
اما من در مورد صدقه حرفی نمیزنم، بلکه از شریک شدن و سهیم شدن حرف میزنم.
میگویم: اگر چیزی داری آن را قسمت کن. نه بخاطر آنکه به دیگران کمک کنی. با قسمت کردن و سهیم شدن، انسان رشد میکند. هر چه بیشتر سهیم شوی بیشتر رشد میکنی.
بخشش فقط دادن پول به دیگری نیست، ممکن است مرد ثروتمندی از عشق تهی باشد،عشقت را با او تقسیم کن.
شاید فقیری عشق را بشناسد، اما بسیار گرسنه باشد، غذایت را با او سهیم شو.
شاید ثروتمندی از شعور و آگاهی بی بهره باشد، آگاهی و درکت را با او سهیم شو.
“فقیر هزارو یک شکل دارد”. هر چه که دارید، قسمت کنید.
اما بدانید هدفم از این حرفها این نیست که این سهیم شدن از شما انسان با تقوایی میسازد و یا در بهشت جای خواهید داشت.
قسمت کردن با صدقه دادن متفاوت است. اینجا صحبت از داشتن یا نداشتن طرف مقابل نیست.
شریک شدن بر اثر وفور و فراوانی است، اما صدقه دادن بخاطر نیاز و فقر دیگری است.
در صدقه دادن به نظر می آید که شما توانا و بالاترید و نفر مقابل پایین و پست و درمانده است.
یک گداست و او به شما نیاز دارد.
من این را نمی پسندم.
اینکه احساس کنید شما توانگرید و او محتاج شماست، این احساسی زشت و غیر انسانی است.
اما در سهیم شدن اینگونه نیست.
وقتی آنچه که در اختیار دارید، حتی اگر به کوچکی یک لبخند باشد با دیگران قسمت میکنید، بدون اینکه به داشتن و نداشتن طرف مقابل نگاه کنید، احساس شادی عظیم خواهید کرد.
کسی که فقط پول روی پول میگذارد، آدم خوشحالی نیست.
او همیشه عبوس و نگران است و آرامش ندارد و نمیتواند لذتی ببرد.
چرا که برای لذت بردن، انسان باید با دیگران شریک شود.
زیرا همه لذات و شادیها، نوعی شراکت و سهیم شدن است. »
ممنون استاد بزرگوارم از این فایل عالی و آگاهی بخش
امیدوارم همه اعضای خانواده صمیمی عباسمنش در عشق و آرامش و ثروت زندگی کنند.
افکار قالبی در مورد صدقه دادن در جامعه با گزاره هایی مثل: به مستمندان صدقه بده، به فقرا صدقه بده و… نمود داره. ولی خود من با هر کسی که حسم خوب بشه بهش کمک(نه صرفا به نام صدقه) میکنم. یعنی حسم را ملاک ارزیابی در مورد کمک قرا میدم به عبارتی اگر درون و حسم بگه به فلانی کمک کن بلافاصله و با هر مبلغی که بتونم این کارو میکنم. یعنی در کمک کردن هم باید حس خوب بگیری تا هم گیرنده هم دهنده از آن طریق برکت ببینن و حس آرامش فقط یکی از این برکاته. متاسفانه اغلب مواردی که در دین وجود داشته یا مبهم تبیین شده یا بصورت کلیشه ای بیان شده.
خود من هم با توجه به شرایط و جایگاهم چند بار از فامیل و اشنایان سپرده اند که برای چند نفر کار پیدا کنم ولی فعلا موفق نشدم و احساس خوبی ندارم از این بابت. ولی یه حسی بهم میگه صبر کن!! اینکه بین صبر و تحقق این امر رابطه ای وجود داره یا نه برام مبهمه… امیدوارم توفیق خوشحال کردن خانواده های ایشان را داشته باشم.
بله کاملا درست میگید هر عملی اگر همراه با طرز فکر درست باشه و حس خوبی بهمون بده قطعا باعث رشد ما میشه. خوشحالم که ما در این جمع گرم و صمیمی به دنبال اگاهی هستیم و کورکورانه حرف دیگران رو قبول نمیکنیم و میخواهیم حقیقت رو کشف کنیم.
درمورد افرادی هم که بهتون گفتند کار جور کنید بهتره با خود فرد صحبت کنید و ببینید ایا واقعا هدف مشخصی داره و انگیزه داره برای اینکه رشد کنه یا فقط بخاطر حرف دیگران میخواد سرکار بره. شاید شما دستی از دستان قدرتمند خدا باشید که بوسیله شما به اون افراد کمک کنه به خواستشون برسن. فعلا به حستون اعتماد کنید هر اتفاقی که خیر باشه براتون پیش میاد به خدا توکل کنید.
با سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته و تشکر از شما
سلام به همه اعضای محترم سایت
روز شمار روز سیزدهم
چقد نرم و آروم هدایت شدم به روزشمار و چقد لذت بخش و شیرینه
هر روز یه فایل پربار و حرفهای الهی که استاد عزیز با هدایت الهی برامون ضبط کرده،،همش حرفای خداست از طرف خداست..چی بهتر از این
خدایا صدهزار مرتبه شکرت
امروز یاد گرفتیم نباید به هیچکس زوری کمک کنیم نخواهیم زوری کسی را خوشبخت کنیم
تا قبل از این فکر میکردم واقعا ما برای خدمت به خلق،،خلق شدیم..و همیشه یه احساس نامطلوبی را در پی داشت این طرز فکر،،،که نکنه کوتاهی کرده باشم در حق کسی و..ولی حالا فهمیدم من هیچ وظیفه ای در برابر کسی ندارم،،چقدددد خوب!خدای من متشکرم …آخیش راحت شدم
تازه بابت این موضوع خدا هم از دست بندش ناراحت نمیشه که بگه چرا به فلانی کمک نکردی …تازه میگه اگه حس خودت خوب میشه کمکش کن.اگه دوست داری اجباری نیست…. تو آزادی..خداوند بنده هاشو به هم محتاج نیافریده..خدایا شکرت
یادم باشه نخوام دیگرانو نصیحت کنم و به راهی که من میدونم درسته و خوبه بیارم..سخنرانی نکنم و اجازه بدم نتایجم حرف بزنن
من در زندگی دیگران کاره ای نیستم و هیچ تغغییری نمیتونم در دیگران ایجاد کنم اگر خودشان نخواهند باید تسلیم باشم که نمیتونم تغغیرشون بدم فقط خودمو میتونم تغغیر بدم پس انرژیمو واسه خودم نگه میدارم و صرف بهتر شدن خودم میکنم.
همه به یک اندازه به خداوند نزدیکیم.فقط باید باورش کنیم بیشتر و بیشتر…و روی باورامون درباره خدا ،جهان هستی و نعمتهاش،،،و خودمون واحساس لیاقت خودمون کار کنیم.
خدایا کمکمون کن هر روز بهتر و توحیدی تر بشیم
هر روز به تو نزدیکتر بشیم بیشتر و بهتر باورت کنیم
و به این مسیر الهی ثابت قدم و استوار ادامه بدیم. آمین
به نام خدای مهربان سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان خوبم و خانم شایسته نازنین
روز سیزدهم از دوره زیبای روز شمار تحول زندگی من
طبق قول و قرارم نتایجی که بعد از شروع این دوره زیبا وارد زندگیم شده رو مینویسم تا هم ردپا باشه هم قوت قلب هم توجه به نشانه ها
خوب بخاطر اینکه برای خودم یادآوری بشه تا یادم بمونه که از کجا شروع کردم و وقت شروع چه حال و احوالی داشتم یادم باشه که وقت شروع بسیار از لحاظ مالی در مضیقه بودم و پول خرید مایحتاج زندگی برام یه کابوس بزرگ بود و هیچ دلخوشی نداشتم و گهگاهی با فایل های استاد آروم میشدم و به قول استاد مثل مسکن بود برام و اونقدر بی پول بودم که حتی نتونستم کادوی تولد نه برای همسرم نه برای دخترم تهیه کنم و تا الان هیچ سالی نشده بود که من به دختر و همسرم کادو ندم و همیشه هم بهترین کادو رو من بهشون میدادم ولی امسال حتی نتونستم یه کادوی کوچیک براشون بخرم اما خداروشکر خداروشکر خداروشکر که خدا منو هدایت کرد که اشکال کارم رو بفهمم و وارد این دوره زیبا شدم و بعد از همون جلسه اول بود که اتفاقات خوب بوم بوم یکی پس از دیگری وارد زندگیم شد و کار پاره وقت شروع کردم روابطم روزبه روز بهتر شد و قوانین رو بهتر فهمیدم و یاد گرفتم ایراد کارم کجاست و حالا که دوروز مونده به روز زن دارم میرم برای همسرم کادویی بخرم که هر دو مناسبت یعنی تولدش و روز زن رو جبران کنه میخوام براش موبایل و ساعت هوشمند بخرم اونم نقد مطمئنم خیلی خوشحال میشه واقعا خداروشکر بابت این آموزش های زیبا و ارزشمند و خداروشکر بابت این قانون بدون تغییر خداوند که خلق زندگیم رو به دست خودم داده و چه نعمتی از این بالاتر…
اما درباره این فایل ارزشمند:
من هم بار ها و بارها در دام این تفکرات افتادم که بخوام دیگران رو تغییر بدم و فرشته نجات زندگیشون بشم و اینجا یکی از کارهام رو مثال میزنم:
پدر و مادرم دارای افکار منفی زیادی هستند و همیشه خودشون رو به دلیل نداشتن پول از مسافرت رفتن محروم میکردن و منم تا زمانی که مجرد بودم و با خانواده زندگی میکردم از مسافرت رفتن محروم بودم و این تضاد باعث شده بود همیشه در رویاهام به این فکر کنم که یه روزی من پولدار میشم و پدر و مادرم رو مسافرت میبرم حالا که خودم زندگی مستقل دارم و گهگاهی مسافرت میرم همیشه دوست داشتم پدر و مادرم رو هم با خودم ببرم تا اونا هم لذت ببرن و به من افتخار کنن و بالاخره یه بار تونستم با خانواده که مسافرت میریم پدرومادرمم همراه خودم ببرم یادمه اون سال اصفهان رفتیم و من کلی ذوق داشتم و کلی اطلاعات کسب کرده بودم و هرجا می رفتیم با شور و شوق مثل تورلیدرها برای خانواده ام توضیح میدادم که ویژگی های مکانی که الان هستیم اینه و پیش خودم میگفتم الان پدرومادرم کلی برای من کیف میکنن اما هربار بعد از هر بازدید اونا کلی نکته منفی میگفتن که کلا انرژی من از بین میرفت و هربار این سوال در ذهن من می چرخید که آخه چرا اونا به جای لذت بردن اینقدر دنبال نکات منفی هستن و الان با این فایل فهمیدم که من نباید به زور اونا رو به شادی به سفر به دیدن نکات مثبت تشویق میکردم یاد گرفتم هرکسی خالق زندگی خودشه یاد گرفتم هرکسی هرجایی هست سرجای درست خودشه یاد گرفتم ما هیچ قدرتی برای شاد کردن کسی که یه عمره تمرکزش روی نکات منفیه نداریم اونجا ذهنم پراز علامت سوال بود و امروز جواب تمام سوالاتم رو گرفتم و باید از این به بعد فقط دنبال تغییر کردن و لذت بردن خودم باشم.
ممنونم استاد عزیزم بابت این فایل زیبا
ممنونم خانم شایسته نازنین
ممنون از بچه های سایت بابت کامنت های زیباشون
هوالرزاق
به نام تنها قدرت مطلق جهان هستی
سپاسگزارم از خداوندی که هادی ، حامی و حفاظت کننده من است.
سپاسگزارم از استاد عباسمنش عزیزم که الگویی است عملی در شناخت و درک و عمل به قوانین جهان هستی با زبان نتایج.
سپاسگزارم از خانوم شایسته مهربان و قدرتمند و خانواده صمیمی عباسمنش که حامی من در درک بهتر قوانین هستند.
امروز روز سیزدهم سفر من و یازدهم شهریور 1402.
یادت باشه امیرعلی اولین قدم برای هماهنگ شدن با قوانین زندگی، دست برداشتن از تلاش برای تغییر دیگران است. تمام اتفاقات زندگی من بدون استثناء نتیجه باورها و فرکانس های من است.
امیرعلی امروز 39 سال و 3 ماه از تولد تو گذشت کلی چک و لگد خوردی از عمل نکردن به این قانون بس نیست؟
امیرعلی از امروز متعهد شو و بپذیر که جز خودت رو نمی تونی تغییر بدی فقط خودت یعنی اومدی تو این دنیا تا زندگی کنی تجربه کنی لذت ببری و هر روز بهتر و بهتر زندگی کنی، به سادگی به زیبایی و عزتمندانه .
وقتی تو تمرکزت روی خودت باشه و زندگی خودت رو تغییر دادی در هر جنبه ای چه مالی چه سلامتی چه روابط و چه معنویت اول تو خودت برس به نعمت ها بذار نعمت ها وارد زندگیت بشه بعد اگر کسی ازت سوال پرسید بگو من این مسیر رو اومدم و دارم ادامه میدم تو هم میخوای بسم الله این گوی و میدان .
بسه امیرعلی هر چی چک و لگد خوردی از عدم رعایت این قانون.
امروز من امیرعلی متعهد می شوم با هدایت و حمایت الله این قانون رو رعایت کنم تو زندگیم و فقط و فقط تمرکزم روی تغییر باورهام شخصیت خودم و شرایط زندگیم باشه.
خدایا سپاسگزارم که اینگونه در زمان و مکان مناسب بهم آگاهی میدی و هدایت و حمایت و حفاظتم میکنی.
سپاسگزارم از استاد عزیزم و عزیز دلشون که این آگاهی ها رو با ما به اشتراک می ذارن.
خدایا شکرت
تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم.
شهریور 1402
امیرعلی
بنام خداوند و یگانه خالق جهان هستی که من را خالق اهداف و خواسته ها و آرزوهای مقدس الهی ام آفرید
سلام به همگی
باید قبول کنیم که هرگز نمی توانیم فردی را تغییر دهیم که هنوز آماده ایجاد تغییر نیست
البته من خیلی وقته که این موضوع رو کاملا درک کردم . توی این چند سالی که در این سایت بلطف خدای هدایت گرم حضور دارم خیلی خوب این موضوع رو متوجه شدم که من به هیچ عنوان توانایی تغییر دیگران رو ندارم .. بقول استاد عزیزم کَل اگر دوا نمود ی سر خود را دوا می نمودی دقیقا از همین حرفا قبلنا خیلی شنیدم . و ای کاش در همین حد جواب میدادند .. آنها فکر می کنند تلاش کردن یعنی بیل و کلنگ زدن و تلاش های سخت فیزیکی .. اصلا این تلاش های ذهنی براشون نامفهومه .. آنقدر مسخره ام کردنددددددد .. آنقدر بهم خندیدنددددددد.. با اینکه تغییر رشد منو دارند در زندگیم میبینند ولی از نظر اونها. رشد و پیشرفت یعنی یهویی و کولاکی پولدار و ثروتمند شدن .. هنوز هم با نگاه های مسخره آمیزشان دارند بهم میگن .. یعنی چه که از صبح تا شب توی سایت و انرژی مثبت و قانون جذب و استاد و مدیتیشن های متعدد هستی… پشت سرم پچ پچ می کنند
و حتی این دفتر هایی که مدام به خودم چسبوندم و هی می نویسم و یا فایل ها رو نگاه می کنم . همه و همه باعث خشم و نفرت آنها از من شده .. با اینکه به هیچکس کاری ندارم
ولی انگار اصلا قبولم ندارند .. بعبارتی با تنه و مسخره بهم میگن چقدر علافی یعنی اصلا نه این حرفها رو قبول دارند و نه حتی حاضرند برای یکبار هم که شده صدای این فایل ها رو بشنوند من همیشه باید یواشکی اینا رو ببینم و بشنوم … و بقول قرآن خداوند مهر گذاشته بر قلب هایشان … حتی نزدیکترین افراد زندگی مون رو نمی تونیم تغییر بدیم .. مثلاً دخترم که سی و چند سالش هست همش بخاطر تغییر فرکانسم از من بنوعی دور شده . خدا رو شکر گذارم که با تغییر مدارم تمام افراد منفی یا از زندگیم حذف شدند و یا دوری و دوستی شده در صورتی که در یک خانه زندگی می کنیم و شاید روزها با هم صحبتی نداشته باشیم فقط در حد یک سلام و احوالپرسی .. وقتی هم به یک تضادی بر می خوردیم بیشتر از همیشه عصبانی میشه و سر و صدا به پا می کنه ولی من آنقدر صبور شدم که فوری میام سر دفتر م شروع می کنم به نوشتن و سپاسگذاری و روی کنترل ذهنم کار کردن و باورهای توحیدی مو بیشتر و بیشتر ساختن .. البته تضادهای ما اغلب مالی هستش و باید روی این موضوع بیشتر روی خودم کار کنم … من خودم خیلی خیلی تغییر کردم .. یعنی خیلی آروم شدم و با خودم در صلح هستم .. تضادهای سلامتی ام. حل شد و الان در سلامتی کامل هستم مدام پیاده روی می کنم و کوه میرم و زبان آلمانی گوش میدم و روی اعتماد بنفس ام کار کردم و کارهای هنری انجام میدم و . برای هر چیز کوچکی شکرگذاری می کنم و اگر چیزی رو فراموش کردم و یا از تیررس نگاه من رد شده که نتونستم سپاسگذاری کنم خیلی از خودم دلگیر میشم و می گم پس هنوز نگاه های من نصبت به نعمت هام بینا نشده و یا هنوز به صداهای درست و مناسب شنوا نشده هر چند هر لحظه مدام از خداوند خواستم که شکرگذار هر لحظه ای در زندگیم باشم و دقیقا به همین شیوه هم رفتار می کنم ولی باز هم دوست دارم بیشتر و قشنگتر و زیباتر به این نعمت شکرگذار بودنم هدایت بشم .. خدایاااا شکرت که توفیق شکرگذاربودن را بلطف استاد عزیزم به من ارزانی داشتی.
من فقط مسعول اعمال و رفتار خودم هستم . یعنی من خیلی هنر داشته باشم خودم رو تغییر بدم . و احساسم رو خوب کنم . و کنترل ذهن داشته باشم که از هر کاری سخت تر است . تا رشد و پیشرفت کنم.
ما هیچ قدرتی برای خوشحال کردن فردی که سالهای متمادی، بر نکات منفی هر موضوعی متمرکز شده، نداریم، حتی اگر بهشت را به او نشان دهیم دقیقا همین طوره استاد جان .. منم قبلنا همین طوری بودم همیشه نیمه ی خالی لیوان رو میدیدم . همیشه منفی ها رو بیشتر متوجه میشدم .. و دقیقا هم جهان از همون جنس رو به من بیشتر و بیشتر نشون میداد . ولی از آنجایی که خودم خواستم که هدایت بشم .. خودم خواستم که تغییر کنم به چنین استاد نازنین و سایت و دوستان الهی هم مسیرم هدایت شدم و این یکی از بزرگترین نعمت های هستش که در اثر تغییراتمربوجود آمده شکر خدا … و الان کاملا تغییر کردم یعنی خیلی بندرت پیش میاد که به آدم های منفی برخوردی داشته باشم . بجز نزدیکترین فرد که دخترم باشه ..که همیشه ی خدا معترضه . همیشه غذاها بده . همیشه آدم ها براش منفی هستند . همیشه بچشم مشکوک به همه نگاه می کنه همه چیز وفق مرادش نیست اگر بهترین غذاها رو براش درست کنی فوری میاد میگه من اصلا از این چیزها خوشم نمیاد . اگر من غذای رژیمی و سالم و گیاهی بخورم کلی مسخره میشم . شاید اینها نتیجه ی فرکانس های چند سال پیش منه که الان دارم از دخترم میبینم . خلاصه به این نقطه رسیدم که من فقط توانایی تغییر خودم رو دارم .و بهیچ عنوان نمی تونم کسی رو تغییر بدم
مشکلات، تنها تضادهایی هستند برای شناساندن خواسته های واقعی ما و فرصتی برای جهت دادن به اهداف زندگی مان خدا رو شکر هر روز بیشتر روی باورهایم دارم کار می کنم و به وضوح و شفافیت بیشتری برای اهدافم رسیدم و با قانون تکامل پیش میرم . همین که احساسم خوبه یعنی در مسیر درست و مناسب هستم و خدا رو شکر گذارم.. کلا افراد منفی از زندگیم دور شدند و بجاش افراد خوب و درست مناسب و جدید به زندگیم وارد شدند و همیشه روی خوب و خوش دیگران رو میبینم و از هر جهت بهم کمک می کنند خدا رو شکر ..
من فقط می تونم با اعمال و رفتارم تغییرات مو به دیگران نشون بدم .. و می گذارم نتایجم صحبت کنند .. پس من هیچ حرفی با دیگران در این رابطه ندارم .. هر وقت تغییرات درست و مناسب در زندگیم ایجاد بشه که مورد توجه باشه خودشون میان ازم می پرسند که چطوری موفق شدم آنوقت شاید بتونم براشون توضیح مختصری بدم ولی آدرس سایت رو بهشون میدم اونم اگر مایل باشند .. فعلا که در مسیر رشد و پیشرفت برای رسیدن به اهداف و خواسته ها و آرزوهای مقدس الهی خودم هستم و یکی از اهدافم رسیدن به اعتبار نیک و آزادی بلحاظ پولی و مالی و استقلال پولی و مالی و رسیدن به بی نیازی از لحاظ مالی و بلند آوازگی در زندگیم هستم که آزادی زمانی و آزادی مکانی رو همراه با آرامش و آسایش و رفاه و خیر و خوشی و عشق و سلامتی و برکت رو وارد تجربه ی زندگیم کنم .. و از خداوند مسیر رسیدن به این اهدافمو در خواست کردم و مدام دارم روش کار می کنم ..
خدایا خودت دستمو محکم توی دستان قدرتمند خودت گره بزن ..
خدایا خودت کمکم کن که مسیر برام راحت تر و آسان تر و کوتاهتر بشه .
خدایاااا شکرت که آسان کردی آسانی های نعمت هایت را بر من
خدایا شکرت که بر من احاطه شده است وفور و فراوانی پول و ثروت و نعمت و برکت و خیر و خوشی و شادی و شادمانی های الهی در زندگیم..
خدایا هدایتم کن در مدار ثروت لایق دریافت ثروت جاری تو باشم الهی امین
خدایا شکرت بابت هدایتهای عالی و اتفاقات قشنگ زندگیممن لایق بهترین درآمد هستم
من لایق داشتن تمام خواسته هایم هستم
من لایق داشتن بالاترین درآمد نقدی هستم
من لایق داشتن همواره حال خوب هستم
من لایق داشتن همواره بهترین ها هستم
من لایق داشتن همواره اتفاقات عالی هستم
من لایق تجربه همواره اتفاقات بینظیر هستم
خدایا شکرت که به خزانه ی ثروت های الهی هستم
من خودم منبع پول و ثروت و نعمت الهی هستم
اگر آگاهی خداوند در من جاری شود دیگر هیچ محدودیتی در مورد جذب و دریافت مداوم پول و ثروت ندارم
من لایق همواره معجزات بینظیر خداوند در زندگی ام هستم
من در مدار عشق هستم
من در مدار نور هستم
من لبریز از ارتعاش عشق هستم
خدایا سپاسگذارم سپاسگذارم سپاسگذارم
به نام خدای مهربونم
سلام خدمت استادای عزیزم و دوستانم
روز دوازدهم از تحول روزشمار زندگی من
استاد ممنونم از صحبت های توحیدیتون در همه جنبه ها
واقعا ما باید در تک تک امور کوچیک زندگیمون به این توحید برسیم
چقد این اگاهی به درد من میخورد
چون من در مورد دیگران نه اما کمی در مورد همسرم این حساسیت رو داشتم و دوست داشتم باهم فایل ببینیم
هرچند ایشون صحبتاتون رو تایید میکرد و موافق بود اما الان میفهمم کارم اشتباه بوده
شاید ایشون به خاطر من تا اخر فایلو گوش میداده
به هر حال اون خودش میتونه واسه زمانش تصمیم بگیره که چطور استفاده کنه
و من همیشه هر وقت متوجه میشدم با دوستاش بزم گرفته و دراگ یا مشروب مصرف کرده کلی حالم بد میشد و همش میخواستم باهاش صحبت کنم نصیحتش کنم حتی قهر میکردم تا ازین مسیر بیرون بکشمش
و هر وقت از پیش دوستاش برمیگشت مدام چکش میکردم بوش میکردم و شده بودم مثل پلیسا و اونو هم دروغگو کرده بودم
الان میفهمم فقط باید اعراض کنم
شاید مسیری ک همسر من هدایت بشه مثل مسیر من نباشه
اما ته مسیر جفتمون خداست
مثل چهار تا خیابونی که همشون به یه میدون میرسن اما چهار تا خیابون متفاوتن
با تمام احترامی که واسه استاد عزیزم قائلم و تا اخر زندگیم از حرفا و نصیحتاشون استفاده میکنم اما هزاران نفر دیگه هستند که هدایت شده هستند اما شاید تو این سایت نباشن
پس منم همسرمو مجبور نمیکنم که دوستاشو عوض کنه که با من فایل گوش بده
یه مثال جالبی هم که دارم من عاشق ورزشم
و در هفته پنج روز روزی دوساعت ورزش میکنم و اندام فیت دارم
اما هیچوقت به همسرم کاری نداشتم
اون نوشابه میخورد من اب
رستوران میرفتیم اون پیتزا میخورد من فیله گریل
و جالب اینجاست ایشون بدون درخواست من تصمیم گرفته باشگاه و ورزشو شروع کنه
حرف شما استاد
ما رو خودمون کار کنیم پیشرفت کنیم دیگران میان میپرسن چیکار کردی
میان تو مسیر ما
و اون مثال زیباتون که رستوران سلف سرویسو مثال زدید
دقیقا مثل یه دایره میمونه که خداوند مرکز این دایره ست و ماها با یه شعاع به این مرکز وصلیم
هیچ انسانی نیست که رها شده باشه
من دیگه یاد گرفتم دلم برای کسی نسوزه
یعنی این عادتو از پدرم یاد گرفتم اما گاهی وقتا حس میکردم نکنه من سنگدلم
اما الان میفهمم که کارم درست بوده
به من ربطی نداره من ناتوانم از هدایت دیگری
مثل اینه من تو ماشین خودم نشسته باشم پشت فرمون تو اتوبان و هی بوق بزنم واسه ماشین کناری داد بزنم دندرو عوض کن
بپیچ اینور
یواش برو
اشتباه داری میری
هم خودم حواسم از رانندگیم پرت میشه هم اون طرفو گیج و حواس پرت میکنم و جفتمون ممکنه تصادف کنیم
اون خودش اگه خیابون اشتباهو رفت دور میزنه و راحت برمیگرده چرا من اذیتش کنم
خداروشکر میکنم که قلب منو باز گذاشته تا حرفاتونو اینقد قشنگ متوجه بشم
ممنونم از تک تکتون ک تا اینجا خوندید
دوستون دارم
یه موضوعی که امروز به من الهام شد اینه که :
موضوعات و مطالبی که اینجا دارم یاد میگیرم موضوعات و مطالب کاملا شخصیه
اینا مطالب اجتماعی مثل قوانین راهنمایی رانندگی یا مثل قانون خدمات شهرداری و … نیستن
کاملا دیدگاه های شخصی هستن
پس نباید اینقدر ساده باشم که بیام مطالب شخصی که اینجا دارم با کلی زحمت یاد میگیرم و تمرین میکنم و تو ذهن خودم تکرارشون میکنم و سعی میکنم ذهن خودمو کنترل کنم و شخصیت خودمو از اساس تغییر بدم و … رو بیام به همه بگم !!!!
ای ملت همسر پدر مادر بیایید اینجور فکر کنیم و اینجور عمل کنیم و خوشبختی اینجوریه و فلانه و فیسار و …
کاملا اشتباهه …
اینا مطالب و دیدگاههای کاملا شخصیه نباید بیام حتی به همسر خودم هم بگم یا حتی بخوام یا بدتر بیام القا کنم
مثل یاد گرفتن تعمیرات تلوزیون هستش
این یه مهارت کاملا شخصیه که کسایی که تو دوره اش شرکت کردن و بهاشو پرداخت کردن یاد میگیرن و ازش استفاده میکنن
چه لزومی داره این مهارت شخصیمو بیام مثلا به همسرم یاد بدم؟ چه دلیلی داره ذهن ایشون رو هم چنین و چنان کنم؟
بیام به همسرم توضیح بدم شرح بدم که برد الکترونیکی تلوزیون چطور عیب یابی میشه و چطور با تجهیزات و لوازم تعمیرات میتونیم این عیب رو برطرف کنیم و چه نکات ایمنی رو هم باید رعایت کنیم و ….
آخه چه لزومی داره من بیام اینو به مادرم که خانه دار هستن یاد بدم یا توضیح بدم؟
چه لزومی داره؟ ها؟
به چه دردشون میخوره؟
و این درحالی باشه که خودم هیچ استفاده ای هم نتونستم از این دوره تعمیرات تلوزیون بکنم و ایشون هم هیچ وقت نه ازم خواستن که بدونن؛
نه سوالی در این موضوع ازم پرسیدن تا حالا؛
که در این صورت واقعا واویلاست ….
واقعا باید به اعمال و تفکرات خودم باید یه باز نگری بیشتری داشته باشم
چیزیو بیام به کسی توضیح بدم و بخام یادش بدم که نه از من خواسته نه حتی در موردش ازم سوال کرده و نه تا حالا دنبالش بوده رو بیام بهش یاد بدم
آخه این چه کاریه آخه؟!!!
بعدا چه عواقب سنگینی میتونه برام داشته باشه و ایجاد کنه؟
لذا باید توجه داشته باشم و حواسم باشه که مطالبی که اینجا دارم یاد میگیرم:
اولا یک مهارته
در ثانی کاملا مهارت شخصیه
ثالثا هیچ لزومی نداره یه مهارت شخصی رو که اتفاقا کلی بابتش به لحاظ وقت و زمان و انرژی و گاها مالی براش هزینه کردم رو بیام به کسی یاد بدم یا حتی توضیح بدم
پس باید این اعتماد به نفس و این عزت نفسو داشته باشم که حتی اگر چنان چه ازم سوال هم کردن هم باز قدرت نه گفتن داشته باشم و نیام بگم ..
تازه اگر اگر اگر …. التماسم کردن اگر با التماس ازم درخواست کردن و پرسیدن که چطور زندگیم داره اینقدر ساده و روان و اسان پیش میره اون وقت فقط و فقط بیام اینو بگم:
سایت استاد عباس منش؛
اونجا همه چیزو توضیح داده برید اونجا خودتون ببینین
همین و بس
همینو بس
پس بنابراین از حالا به بعد باید بیشتر حواسم باشه که :
سکوت سکوت و سکوت
تمرکز روی خودم تمرکز روی خودم تمرکز روی خودم
تمرین تمرین و باز هم تمرین
رمز موفقیت در این حوزه هستش
انشا الله از این به بعد به حرف استادم بیشتر عمل میکنم و در این باره بیشترحواسم باشه که مهارتهای شخصیم رو به هیچ کسی و هیچ احد الناسی هیچ توضیحی ندهم؛
چون ازم نخواستن و اصولا لزومی هم نداره که یه مهارت شخصی رو که ازم نخواستن رو بیام بهشون توضیح بدم یا بخام یادشون بدم؛
این نشونه ضعف در عزت و اعتماد به نفس منه که بخوام کسی رو تو این مسیر با خودم همراه کنم که تازه او ازم نخواسته باشه !!!
این نشونه ترس از مسیر میتونه باشه؛
میتونه نشونه این باشه که من از این که تغییر کنم و به مدار بالاتری برم حس تنهایی میکنم کسانی که الان باهاشون در ارتباطم منو تنها بزارن و من در مدارهای بالاتر تنها بمونم که این باز خودش یه نشونه دیگری داخلش هست که نشون میده من چقدر به اطرافیانم و طرز تفکرات و نظرات و عقایدشون وابسته هستم و وابسته شدم؛
نشونه اعتماد نداشتن به این مسیر هم میتونه باشه؛
نشونه شک به خودم یا به مسیری که میرم میتونه باشه؛
نشونه شک به توانایی هام میتونه باشه؛
نشونه ضعف در ایمان و توکلم میتونه باشه
اخه چرا باید بخام کسی رو تو این مسیر با خودم همراه و هم قدم کنم؟ دلیلش چیه؟
چرا از اینکه بخام تغییر کنم و به مدارهای بالاتری برم حس تنهایی میکنم؟ فقط و فقط میتونه از ضعف در ایمان و توکل و عزت و اعتماد به نفس من باشه؛
نشونه وابستگی به تفکرات الانم و به اطرافیانم باشه؛
احتمالا میترسم اگر تغییر کنم اون وقت مجبور به جدا شدن از اطرافیان الانم باشه و این در من حس تنهایی ایجاد میکنه و این حس تنهایی حس دومی ایجاد میکنه و اون تنها ماندن در ادامه مسیر هست که البته ممکنه به این مسیر شک هم داشته باشم؛
یعنی از یک طرف به درستی و الهی بودن این مسیر هنوز شک دارم و به قدر کافی ایمان ندارم؛ از طرفی نمیخام از تفکرات و اطرافیان الانم هم جدا بشم،
خپ معلومه که تو این وضعیت آدم نمیتونه پیشرفت کنه،
اصلا یه جورایی مثل برزخ میمونه انگار!!!
یعنی از هر دو طرف راهو برای خودم بستم!!!
میتونه نشونه مقاومت ذهنی در برابر تغییر شخصیتم باشه؛
میتونه نشونه این باشه که از لحاظ ذهنی و روحی خودمو در تقابل با تغییر میبینم نه دوست داشتن تغییر کردن؛
خودمو وابسته کردم به طرز تفکرات و عقاید الانم؛
میتونه نشونه این باشه که هنوز من آماده تغییر نشدم تازه تازه دارم رشد میکنم و تو مسیر رشد و پیشرفت قدم برمیدارم؛
با نظر من آمادگی برای تغییر
یعنی شجاعت
یعنی رشد ذهنی
یعنی رسیدن به مرحله رشد شخصیتی
انشا الله بتونم خودمو به لطف خداوند باز هم بیشتر و بیشتر کشف کنم و رشد و پیشرفت بدم
انشا الله انشاالله انشاالله
در پناه الله یکتا شاد پیروز موفق سربلند و ثروتمند باشید
ما اول باید برای تغییر کردن آمادگی کسب کنم بعد بیایم روی تغییر کردن خودم سرمایه گزاری کیم
سرمایه گزاری اعم از
وقت و زمان
مالی
انرژی ذهنی و روحی
اول باید آمادگی ذهنی و روحی لازم رو برای رشد خودم و تغییر خودم کسب کرده باشم؛
اول خودم در درون خودم به این نتیجه رسیده باشم که بابا باید من تغییر کنم
بعد بیام برای تغییر خودم تلاش ذهنی انجام بدم که در این صورت تغییر خیلی خیلی برای ذهن قابل قبول و راحت خواهد شد
اون موقع ذهن خودش دهن باز میکنه برای پذیرش تغییر
خودش گرسنه میشه و به دنبال تغییر میجوید
پس اول آمادگی لازمه اونم نه هر آمادگی؛
آمادگی به قدر کافی برای پذیرش تغییر
بعد بیام خودمو تغییر بدم …
من تازه دارم میفهمم که من آمادگی کافی برای تغییر رو هنوز در خودم ایجاد نکرده بودم و داشتم به خودم فشار می آوردم
یه پام روی گاز بوده و یه پام روی ترمز
ترمز اصلی من اینجا بوده
یعنی میتونم بگم این یکی از بزرگترین پاشنه آشیلهای من بوده و هنوزم هست
کسب آمادگی لازم و کافی برای تغییر
بعد شروع کنم برای تغییرات لازم
در پناه الله یکتا شاد پیروز موفق سربلند و ثروتمند باشید
به نام خدا وبا سلام
روز سیزدهم سفرنامه
وقفه ی زیادی در روز شمار انداختم.و تعهدم کمرنگ شده بود. احساس گناه داشتم اما خوش حالم و خدا رو شکر میکنم که باز هم برگشتم و قطعا نسبت به قبل تعهدم پررنگ تر شده . حسم بم گفت که برگردم و فایل های روز شمار رو از اول گوش کنم و فهمیدم که روی عزت نفس و درک قانون تکامل و کنترل ورودی ها و رابطه با خدا نیاز به کار کردن بیشتر دارم .
و اما فایل امرزو روز شمار:
☘️با قلبمون ارتباط برقرار کنیم. به چیزی نچسبیم وقتی شرایطش جور شه ، پیش میاد.
اجازه بدیم که هدایت شیم . همه ی ما هدایت میشیم. (استاد حتی ضبط کردن فایل هاش هم هدایتیه. و هر وقت اون احساس بیاد فایل ضبط میکنه. ) و اینطوری تاثیر گذار تر هم هست .(آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند)
☘️همه هدایت میشن. (مثل همسایه ی استاد که دنبال کشف قوانین بوده و با استاد آشنا شده)
🌈از این جا به بعد جملات استاد رو نوشتم چون تا درک این آگاهی هاخیلی فاصله دارم
☘️کسی که توی مدار موفقیت نیست ، کسی که خودش نمیخواد موفق بشه کل دنیا هم بخوان ، این اتفاق نمیفته.
☘️چقدر از ماها زندگی خودمون رو نابود کردیم برای اینکه فکر کردیم داریم به دیگران کمک میکنیم .
☘️ما باید بپذیریم نه میتوانیم سرنوشت کسی رو به سمت خوبی هدایت کنیم نه میتوانیم سرنوشت کسی رو به سمت بدی وشکست هدایت کنیم. ما دستمون کوتاهه . ما فقط میتونیم زندگی و سرنوشت خودمون رو تغییر بدیم .
☘️ما باید به این حالت تسلیم بودن در مورد تغییر دیگران برسیم تا بتونیم از زندگیمون لذت ببریم و خوشبختی رو تجربه کنیم.
☘️ما نمیتونیم زندگی کسی رو که خودش نمیخواد عوض کنیم.حالا اگه یکی خودش بخواد ما چه بخواهیم چه نخواهیم نمیتونیم جلوشو بگیریم.
☘️خیلی از مواقع افراد انرژیشونو بر روی دیگران می گذارند به این هوا که دارن بشون کمک می کنند . درصورتیکه هم اونو دارن از هدف دور می کنند هم خودشونو دارن از هدفشون دور می کنند .
☘️قانون مهم جهان هستی : تک تک ما به یک اندازه به خداوند نزدیک هستیم.
تک تک ما به یک اندازه به این خوان نعمت دسترسی داریم .اینجوری نیست که فکر کنید یک آدم خاصی بیشتر دسترسی داره ، یه سری آدما کمتر دسترسی دارن و اونی که بیشتر دسترسی داره باید یک کاری بکنه برای اونا که کمتر دسترسی دارن.
☘️اگر اون آدمایی که به قول قرآن خودشون خودشونو محروم کردند ، خودشون به خودشون دارن ظلم میکنند، اگر اون آدما بیدار بشن دست دراز می کنند ونعمت ها رو هر چی بخوان بر میدارن.اگر بیدار نشن شما اگه دست دراز کنی به اون ها بدی برخلاف مسیر قانون حرکت کردی و به خودت ضربه زدی و به اونا ضربه زدی.
☘️یک موقعی هست درد وغم و گشنگی وتشنگی و دربه دری و بیچارگی و بی خونگی و… نیازه برای بیداری یک انسان . باید این مرحله ها رو طی کنه. مثل اون جوجه ای هست که باید اون درد رو اون فشار بیرون اومدن از تخم مرغ رو بپذیره دردشو بکشه برای اینکه بدنش قوی تر شه. اگه ما بیایم کمکش کنیم مثل همون باز کردن پیله برای کرم ابریشم ، باعث میشیم جوجمون از بین بره.
☘️ما پس چطور باید به دیگران کمک کنیم؟؟ با کمک کردن به خودتون با پیشرفت خودتون با موفقیت خودتون وبا الگو سازی از خودتون می تونین به دیگران کمک کنید.
کی من میتونم ایمان افراد رو نسبت به خدا بیشتر کنم؟ آیا غیر از زمانییه که خودم نتیجه گرفته باشم؟
☘️کمک های ما به دیگران به دیگران کمک نمیکنه به ما کمک میکنه .
☘️اگر ما قوانین جهان هستی رو خوب درک کنیم اگه ما بحث مدارها رو خوب درک کنیم، اگه ما خداوند رو عظمتشو مهربانیشو بخشندگیشو خوب درک کنیم خیلی خیلی راحت زندگی میکنیم خیلی شاد زندگی میکنیم خیلی طبیعی زندگی میکنیم .
طبیعی یعنی یک زندگی سالم ، شاد، پر از نعمت و ثروت ، پر از زیبایی و آرامش ، پر از روابط قشنگ، پر از روحیه ی خوب، پر از عشق، پر از یکتا پرستی، پر از خوشبختی ، پر از سعادت،پر از نعمت ، این یک زندگی طبیعیه.یعنی انسان باید به این شکل زندگی کنه. هر چیزی غیر از این یعنی غیر طبیعی .
☘️اگر ما قوانین جهان هستی رو درک نکنیم زندگیمون غیرطبیعی میشه .رنج ها، غم ها ، مشکلات میاد.اما این مشکلات میاد برای اینکه به ما بفهمونه قوانین چیه.حالا بعضی ها زودتر میفهمن بعضی ها دیر تر.اما هر کسی در زمان خودش می فهمه . ما نمیتونیم زمان فهمیدن کسی رو زودتر کنیم یا دیرتر.ما باید تسلیم باشیم در مقابل تغییر دیگران.ما باید به این درک برسیم.
☘️ما بی اندازه به خداوند نزدیک هستیم.ما بینهایت متصل هستیم و دسترسی داریم به نعمت های خداوند.اگر اینو باور کنیم اگر آسوده باشیم اگر تسلیم پروردگارباشیم اگر توکل کنیم اگر ایمان داشته باشیم دریافتشون میکنیم.انقدر راحت دریافت میکنیم که اصلا عادیه برامون انگار نه انگار که یک معجزه رخ داده
خدایا شکرت💚
سلام دوست عزیزم بخاطر نظر زیبات مچکرم همون خط اول ک گفتی ب چیزی نچسبید خودش پیش میاد من جوابمو گرفتمو من خیلی این جمله رو شنیده بودم ولی انگار الان به کارم اومد و حس بدمو ازم گرفت ممنونم باز
…..
سلام دوست عزیزم
خیلی خوشحالم که این نظر تاثیر داشته براتون و حستون خوب شده . امیدوارم همیشه شاد و موفق باشید درپناه خداوند هدایتگر .😃🌹