رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیده‌ایم» - صفحه 10 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیده‌ایم»
    721MB
    50 دقیقه
  • فایل صوتی رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیده‌ایم»
    46MB
    50 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2470 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    صادق گفته:
    مدت عضویت: 3791 روز

    با سلام خدمت استاد و دوستان عزیزم

    پاسخ به این سوال که چرا ورزشکاران ما وقتی که یکم سنشون بالا میره فکر میکنن از کار افتاده شدن و به قول معروف عمر ورزشیشون گذشته اینه که:

    به نظر من در طی سالیان دراز که انسان ها تکاملشون رو طی کردن و ورزشکاران زیادی وارد ورزش شدن و آزمون و خطا کردن و مسابقات زیادی رو شرکت کردن و بعد ازون با دیدن ورزشکاران زیادی که در درجوانی فوق العاده بودن و با بالا رفتن سن دیگه اون توانایی قبلی رو نداشتن.

    به این نتیجه رسیدن که انسان میتونه در سنین جوانای بهتر ورزش کنه و اگر سن بالا بره انسان تواناییش کمتر میشه و کمکم این باور در ذهن اونها شکل گرفته که بله عمر مفید ورزشی انسان از سنین فلان تا فلان هستش و اون رو هی گفتن و دیدن و این موضوع تبدیل به یک باور و یک پیش فرضی در ذهن اون ها شده انگار این سد رو توی ذهنشون ساختن که از این فراتر نمیشه و به همین دلیل هستش که امروزه بیشتر ورزشکاران دیگه نمیتونن خارج ازون عمر مفید ورزشیشون کار کنن و ورزش کنن

    فقط کسانی میتونن فارغ از این که چه سنی دارن وارد ورزش بشن و کارهایی رو بکنن که دیگران نتونستن بکنن که باور داشته باشن این ذهنشونه که داره همه چیز رو میسازه و اونها میتونن هر کاری رو انجام بدن مثل مایکل فلپس که باور کرد که توی هر سنی میتونه ورزش کنه و قهرمان بشه

    و درواقع میخوام این موضوع رو بگم اگر فردی از یک کره دیگه بیاد به زمین و قوانینی که زمینی ها برای عمر مفید ورزش دارن رو هم ندونه و ما بهش بگیم که تو میتونی تا آخرین لحظه عمرت با توان بالا ورزش کنی و این پیش فرض رو یا ما یا خودش توی ذهنش بسازه اون میتونه تا زمان مرگش جزو بهترین افراد در اون رشته ورزشی باشه

    در واقع فقط این باور ها و پیش فرض های ماست که داره مارو محدود میکنه واگر اونهارو تغییر بدیم میتونیم هر کاری بکنیم

    و مثال پایانی این که یک زمانی ورزشکاران دو به این نتیجه رسیده بودن که انسان نمیتونه در کمتر از یک زمان مشخص مسیر صد مایل رو بدود و تمامی ورزشکاران رشته دو این رو پذیرفته بودن و کسی نمیتونست این رکورد رو بزنه اما وقتی شخصی با باورهای متفاوت این رکورد رو شکست هزاران نفر هم این رکورد رو شکستن در واقع هیچ چیزی تغییر نکرد فقط پیش فرض ها و باورهای افراد تغییر کرد که تونستن این رکورد رو بزنن

    در نهایت برای همه آرزوی لحظه رسیدن به هدف رو دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 27 رای:
    • -
      رضا فرسادپور گفته:
      مدت عضویت: 3832 روز

      موافق هستم با نظرتون

      ب نظر منم تبعیت کردن از ی الگو فکری چه مثبت و چ منفیش ، میتونه ما رو کم کم ب همون مدل ذهنی وارد کنه و خب باورامونو شکل میده و در نتیجه اتفاق میوفتن

      مثل همون فیلی ک تو بچگیش پاشو میبندن ب ی درخت

      وقتی ک بزرگ میشه باز هم وقتی ک با ی بند کوچیک بسته میشه نمیتونه خودش رو ازاد کنه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    روح اله عبداللهی گفته:
    مدت عضویت: 4247 روز

    ? انسان مادی گرا ?

    اکثر انسانها تعریف یک زندگی خوب را داشتن سلامتی جسمانی و تامین خوراک، خوراک و مسکن خوب می دانند. رشد فکری و روانی یک انسان چون قابل سنجش فیزیکی نیست معیار یک انسان موفق به حساب نمی آید. افراد مسن با حسرت در مورد دوران جوانی خود صحبت می کنند.

    ? رشد و تکامل ?‍

    هر قدر سن بالاتر می رود انسان کاملتر می شود. مطابق قانون هر چیزی برود چیز بهتری جایگزین آن می شود. پیری سلولها هم با افزایش تجربه، علم و خرد جایگزین می شود.

    ? تعریف ورزش ?‍

    عملی فیزیکی جهت افزایش تناسب اندام است. طبق تعریف ذهن نقش خاصی ایفا نمی کند. در طول تاریخ چون شغل اکثر مردم فیزیکی بوده مردان و جوانان مهمتر از زنان و افراد مسن بوده اند. این باور باعث موفقیت بیشتر مردان در طول تاریخ نسبت به زنان شده است. اکنون که بشر به ذهن خود متکی تر می شود تعادل در حال ایجاد شدن است.

    ? ورزشکار موفق?

    رونالدو سالمترین انسان دنیا قلمداد می شود. قدرت و میدان دید بالا، تصمیم گیری سریع، اندام عضلانی و متناسب. او اکثر موفقیتهای خود را بعد از 25 سالگی به دست آورده است. رونالدو یادگیری و تمرین مداوم را عامل موفقیت خود می داند. اما اعتراف کرد که اکثر افراد با وجود این کارها به هدفشان نمی رسند.اکثر افراد موفق دلیل اصلی موفقیت خود که باورهای در جهت خواسته هاست را نمی دانند. اما عملکرد ورزشکار است که باورهای او را نشان می دهد.

    ? وقتی باور به وجود می آید ??

    بعد از 2 طلای سنگین وزن وزنه برداری در المپیک 2000 سیلی از رکورد داران سنگین وزن در ایران پدیدار شدند. بعد از طلای رنگرز در کشتی فرنگی و ظهور محمد بنا به عنوان مربی کشتی گیران زیادی در مسابقات جهانی و المپیک موفق به کسب مدال طلا شدند. بعد از برنز ساعی در المپیک 2000 گرفتن مدال تکواندو در المپیک عادی شد. وقتی یک الگوی موفقیت برای ورزشکاران ایجاد می شود ورزشکاران موفق بیشتر می شوند.

    ? میزان فیزیکی بودن یک ورزش و سن ?

    هر قدر ورزشی مثل کشتی و وزنه برداری فیزیکی تر باشد تصور بر این است که بعد از 25 سالگی بدن ورزشکار رو به افول می گذارد. ورزشکارانی مثل محمد توکلی، حسن رنگرز، مهدی حاجی زاده، کورش باقری و … در حدود 25 سالگی از ورزش قهرمانی کنار رفتند. ایشان دلایل روانی، جسمی و خانوادگی را دلیل خود می دانند. اما در ورزشهایی مثل سوارکاری فردی مثل نیک اسکلتون در 58 سالگی طلای المپیک ریو را می گیرد.

    ? المپیک میدان سنجش آمادگی ?‍

    بسیاری از ورزشکارانی که در مسابقات مختلف قهرمان می شوند در المپیک نمی توانند قابلیتهای خود را نشان دهند. چون آنجا آمادگی ذهنی حرف اول را می زند. بانوان ما بعد از عدم موفقیت در المپیک ریو اعتراف کردند که چون در کانون توجه بوده اند نتوانستند آرامش خود را حفظ کنند. افرادی مثل یزدانی، تقوی، احمدی، خدابخشی، عاشورزاده و … با عدم مدیریت ذهن خود در المپیک ناکام بودند. به خاطر همین کسانی که در المپیک مدال طلا می گیرند نابغه محسوب می شوند. این نبوغ از ذهن و نه از جسم ناشی می شود. افرادی مثل رضازاده، ساعی، دبیر، خادم و … در عرصه های غیر ورزشی هم موفق هستند.

    ? نقش باور در موفقیت ورزشکار ??‍

    ورزشکاری که باور دارد میزان آمادگی جسمانی مهمتر از آمادگی ذهنی اش است بعد از 25 سالگی کم کم قابلیتهای خود را از دست می دهد. مثل ناکاتای ژاپنی که در 29 سالگی از فوتبال و رسول خادم در 26 سالگی از کشتی خداحافظی کردند. اما ورزشکاری که باور دارد دلیل موفقیت او باورهایش است فردی مثل میورای ژاپنی می شود که در 50سالگی در سطح اول ژاپن فوتبال بازی می کند. یا محمود نامجو که در 41 سالگی در مسابقات جهانی کشتی برنز گرفت. یا روژه میلای کامرونی که در 42 سالگی در جام جهانی بازی کرد.

    ? نقش تعهد در موفقیت ورزشکار ???

    هادی ساعی که در 24 سالگی برنز المپیک را گرفت می گوید به آن دوره به عنوان تدارک دوره بعدی فکر می کردم. یعنی هدفش رسیدن به طلا نبوده است. اما می گوید متعهد شدم در دوره بعدی طلا بگیرم و گرفت. قبل از المپیک پکن که 32 ساله شده بود همه مخالف شرکت او بودند. او می گوید یک تعهد نوشتم و گفتم اگر طلا نگرفتم این را به همه نشان دهید. در المپیک با یک تکواندو کار 25 ساله که 15 سانتی متر بلندتر و 10 کیلوگرم سنگین تر از خودش بود مبارزه کرد و در حالی که 4-2 عقب افتاده بود 4-6 برنده و قهرمان شد. او می گوید حاضرم حذف شوم اما نقره و برنز نگیرم. او نفرات دوم و سوم را فقط برای معرفی نفر اول به حساب می آورد.

    بهداد سلیمی در 26 سالگی در المپیک ریو در حالی که زانویش مصدوم بود وزنه 116 کیلوگرمی را بالا برد که در تمرینات هم نتواسته بود بلند کند و از تالاخادزه 23 ساله ای که اسطوره گرجستان است و 115 کیلوگرم زد و در اوج آمادگی بود بالاتر قرار گرفت.

    ? قائم به ذات یا غیر بودن ورزشکار ?

    مارک تایسون ستاره بوکس جهان بعد از 25 سالگی وارد حاشیه شد و افول کرد. کسی که برای رسیدن به احساس خوب محتاج عوامل بیرونی است از مسیر درست خارج می شود. مایکل فلپس بعد از 26 سالگی که از موفقیت ورزشی اشباع شده بود سمت لذتهای واهی رفت و رو به افول گذاشت. او دیگر خواسته ای نداشت و دچار خلا احساسی شد.کسی که می خواهد خلا احساسی خود را با عوامل بیرونی پر کند باعث بزرگتر شدن این خلا و وابستگی او به غیر می شود. سیگار، قلیان، مواد مخدر، الکل و امثال آنها وابستگی ورزشکارانی است که نمی توانند احساس خوب را در درون خود ایجاد کنند. وقتی شخصیت ورزشکار به همراه تخصص و شهرتش رشد نمی کند آنها باعث تشدید شخصیت رشد نیافته او می شود. پول فراوان افرادی مثل رونالدو و سرنا ویلیامز را بخشنده تر و افرادی مثل تایسون و کانتونا را خشن تر می کند. در واقع وقتی ظرف آماده نیست پول، شهرت و مهارت ورزشکار باعث نابودی ورزشکار می شود.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
  3. -
    علی شاهمراد گفته:
    مدت عضویت: 2988 روز

    بنام خداوند بخشنده مهربان

    سلام خدمت استاد عزیز و تمام دوستان

    طبق آموزشهایی که دیدیم ازاستاد و باورهایی که ساختیم ب این نتیجه میرسیم که انسان باتغییر باورهاش ب هرچی که بخواهد میرسد ،

    انسان برای درست کردن باورها بادیدن خیلی خیلی زودتر میتونه ب نتیجه برسه،

    خداوند حتی بااین وجودکه ب تمام پیامبرانش وحی میگرد باز خیلی ازپیامبران برای درست باورکردن وجود خداوند از خداوند نشانه میخواستن،

    و ما هر یک از اخبار پیامبران را بر تو باز گو کردیم تا بوسیله ی آن ، دلت را استوار گردانیم ، و در این (قرآن) برای تو حق ، و برای مؤمنان موعظه و تذکری آمده است .120 هود

    و هرکسی که میخواهد ب خواستهایی که مردم فکرمیکنن نشدنی هست برسه باید طبق آیه زیر از همه مردم پیروی نکنه و فقط روباورش کارکنه

    وَإِن تُطِعْ أَکْثَرَ مَن فِی الْأَرْضِ یُضِلُّوکَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ ۚ إِن یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا یَخْرُصُونَ

    اگر از بیشتر مردم پیروی کنی، تو را از راه خدا دور می‌سازند. چرا که آنان جز از ظنّ و گمان پیروی نمی‌کنند و آنان جز به دروغ و گزاف سخن نمی‌گویند.

    سوره انعام آیه 116

    سپاسگزارم ازهمتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  4. -
    مرجان شاد گفته:
    مدت عضویت: 3370 روز

    سلام مجدد به استاد و دوستان عزیزم

    استاد در خصوص سوال مسابقه من فقط یه نکته رو بگم اونم اینکه باور عموم جامعه در مورد ورزشکارا اینه که کسایی که تو سن پایینتر هستند موفقترن اگه توجه کنید تو گزارشهایی که از فوتبال یا والیبال (چیزهایی که من تا به حال دیدم) خیلی مواقع گزارشگر برمیگرده میگه آقای فلانی که وارد سی سالگی شده مسن ترین بازیکن تیم والیبال هست استفاده از همین لفظ مسن ترین به نظرم ذهنیت خیلی بدی رو ایجاد میکنه یا چند وقت پیش یه جا میخوندم که سید جلال حسینی مسن ترین بازیکن تیم ملی هست و باید خداحافظی کنه و این حرفها..میدونید مخاطببی که میشنوه یا اینو میبینه ناخوداگاه تو ذهنش این میاد که خب مثلا فلان بازیکن الان تو سن سی سالگی یا 32 سالگی که رسانه عمومی داره راجبش اینطور حرف میزنه داره خداحافظی میکنه از حرفه اش حالا اگه کسی سنش مثلا 28 سال باشه با شنیدن همین کلمه ممکنه با خودش بگه خب اگه اینطوری باشه من دیگه اصلا نمیتونم الان شروع کنم اصلا کی شروع کنم کی خداحافظی کنم!!!! و ممکنه هیچ وقتم برای رسیدن به خواستش اقدام نکنه.مثلا خودم تو سن 25 سالگی رفتم کلاس کاراته با این هدف که تو مسابقات مختلف شرکت کنم و مدال بگیرم و همینجوری پیشرفت کنم و برسم به تیم ملی ..ولی وقتی رفتم باشگاه و به مربیم گفتم که هدفم چیه دقیقا جمله ای که بهم گفتن این بود ((اگه میخواستی به این هدف برسی باید حداقل از 10،11سالگی شروع میکردی))که منم کلا گذاشتمش کنار.(البته اون موقع با قوانین آشنا نبودم?) حالا این باور فقط تو ورزش نیستا تو زمینه های دیگه ای هم این باور که اوج شکوفایی یه آدم تو سن 20-25 سالگی هست وجود داره بعد اون دیگه ذهن وارد اسپاسم میشه و قدرت یادگیری هیچی رو نداره و تحلیل میره.. مثل موسیقی،مثل ادامه تحصبل و .(ولی خوشبختانه همیشه مثال نقض هایی پیدا میشن که خلاف اون باورهای غلط رو اثبات میکنن )..یعنی انقدر این باور رو ترویج میدن که اگه ورزشکار سنش از سی رفت بالا مسن میشه و نمیتونه مث قبل فعالیت کنه که نه تنها همون ورزشکارها بلکه مردم دیگه هم این حرف رو باور میکنن و منتظرن ببینن این آدم کی خداحافظی میکنه و میره…

    نمیخواستم تو مسابقه شرکت کنم فقط خواستم همین نکته رو بگم چون همیشه وقتی مسابقه ای رو تماشا میکردم و اون گزارشگر از لفظ ((مسن ترین)) استفاده میکرد با خودم میگفتم مگه سن مهمه؟حالا هر سنی میخواد داشته باشه مهم اینه که توانایی بازی کردنو داره..

    هر جا که هستید شاد و سالم و ثروتمند باشید .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
  5. -
    علیرضا نقدیان گفته:
    مدت عضویت: 1975 روز

    هشتاد و چهارمین روز ، از روز شمار تحول زندگی من – فصل سوم

    .

    .

    خدیا شکرت هر روز بعد از ظهر میرم بالای یک کوه و وسط درختان کاج میشینم و با خودم حرف میزنم و یا مینویسم در مورد خواسته هام و فایل گوشی میدم آهنگ های انگیزه بخش رپ میزارم گوش میدم و حسم اینه که من خوشبخت ترین آدم هستم .خدایا شکرت البته نجواها همیشه هست . واقعا اینقدر از انجام اینکار لذت میبرم که حد و نهایت نداره امروز گفتم بزار فایل سفرنامه رو اونجا گوش بدم و دیوانه شدم اصلن یه احساس دگروگونی و شکفتگی جدید در بدنم به وجود اومد نفهمیدم که چجوری من چند ساعت اونجا بودم و مثل یه آدم مست اومدم از کوه پایین واقعا خیلی جاها از فایل برام گنگ بود و نامفهوم اصلن یه حال عجیبی داشت واقعا استاد من با وجود شما یه خدای دیگه رو شناختم الان چیزی از فایل زیاد توی ذهنم نیست ولی :

    .

    + من خدا رو اینجوری میبینم با وجود اینکه افراد زیادی ناسپاس هستند و صبح تا شب خودشون رو در فرکانس های منفی تری قرار میدن بازهم این خدا اینقدر مهربونه که جوری جهان رو قرار داده که هر روز حتی فقیر ها هم دارند پیشرفت میکنند نسبت به گذشته خودشون .

    .

    + من خدا رو اینجوری میبینم که زندگی من رو داده دست خودم و من رو جانشین خودش روی زمین گذاشته و من رو اشرف مخلوقات قرار داده پس من اگر به وظیفه بندگی خودم عکمل کنم جهان در تسخیر منه و سر تعظیم در برابر تمام خواسته های من فرود می آوره .

    .

    + من خدا رو اون آدمی میبینم که با من مهربانانه رفتار میکنه ، اون آدمی که کاری برای من انجام میده بدون چشم داشت ، اون دوستی که هدیه بهم میده ، پدر و مادر مهربان ، پول هایی که میاد تو حسابم ، حال خوبی که دارم و هر روز بیشتر میشه ، سپاس گذاری بیشتر و… هزاران نکته دیگه من خدا رو سعی میکنم در همه ی این مراحل یاد کنم و به خودم بگم این خداست داره این کار رو برای من انجام میده .

    .

    + من خدا رو میبینم که وقتی دارم در مسیر رسیدن به خواسته ای حرکت میکنم و هنوز نرسیدم هی یه احساسی بهم میگه توکل کن نترس خودت رو زجر نده لذت ببر من خدا رو توی این آگاهی هایی که به ذهن من میرسه میبینم .

    .

    + من خدا رو تو صروت آدم ها میبینم از وقتی تصمیم گرفتم که به آدم ها لبخند بزنم آدم ها من رو میبینند یه برق خاصی تو نگاهشون میبینم یه جور دیگه به من نگاه میکنند انگار که یه دوستی رو 10 ساله ندیدند و الان بعد ده سال دارند میبینن اون رو اصلن خیلی برام عجیبه تا حالا آدم ها اینجوری بهم نگاه نمیکردند بدون اینکه من براشون کاری بکنم حتی غریبه ها بعضی وقتا به خودم نگاه میکنم میگم نکنه صورتم چیزی شده شلوارم مشکل داره یا لباسم خیلی ضایع هست اینجوری نگاه میکنند ولی هر چیزی رو چک میکنم میبینم من یه آدم خیلی معمولی هستم .

    .

    + من خدا رو میبینم وقتی هر جا میرم کار اداری دارم یا کارای دیگه دارم توی اتفاقات روز مره میبینم که چقدر راحت داره کار هام انجام میشه من اینها رو میبینم .من خدا رو تو صورت اون آدمی میبینم که مهربانانه با من رفتار میکنه چون من قبلش رو دیدم و اصلن نمیتونستم با آدم ها ارتباط بر قرار کنم و همیشه ازشون دوری میکردم.

    .

    + من خدا رو توی اون کد تخفیفی میبینم که یه اپلیکیشنی هر وقت به خدماتش نیاز دارم برام میفرسته قبل از اینکه من کاری کنم خودش میفرسته . من خدا رو توی این میبینم که پول های من با برکت شده همین ماه قبل حساب کردم باورتون نمیشه که من چقدر بیشتر از پولی که توی حسابم هست پول هزینه کردم .

    .

    + من خدا رو توی انرزی روزانه خودم میبینم که چقدر من آدم پر انرژی شدم .

    .

    + من خدا رو میبینم که هدایت میکنه من رو از کدوم مسیر برم ، من خدارو میبینم که چند بار ماشینمون خاموش شده گفتم این دیگه تمومه خراب شد و الان اینجا میمونم توی کمتر از 5 دقیقه خودش درست شده ف من خدا رو میبینم که تاحالا یکبار هم ماشینمون هزینه سنگین نداشته من خدا رو میبینم که باورتون نمیشه دنده ماشینمون خراب شد و اصلن دنده نمیخورد ماشین و خودش درست شد بدون اینکه کاری بکنم.

    .

    + من خدا رو میبینم که زمان انتخاب رشته کنکور با اینکه چیزی از قانون سر در میاوردم گفتم خدایا من تلاشم رو کردم بقیش با خودت به رشته ای هدایت شدم که کلی کمبود نیرو الان دارند و الان یه قانونی تصویب شده که نیاز بازار کار رشته ما چند برابر شده در حالی که یه قانونی وضع شده که به ظاهر من رشته ای رو که فکر میکردم قبلا بهتره بازار کارش بدتر شده !

    .

    + من خدا رو میبینم که از زمانی که قانون رو یکم شناختم حتی یکبار هم سر من کلاه نرفته ، حتی یکبار هم اتفاق بدی برای من نیوفتاده در هیچ زمینه ای ف حتی یکبار هم کسی با من بد رفتاری نداشته تو جامعه

    .

    + من خدا رو میبینم وقتی استاد میاد با عزت نفس از نتایجش میگه من خدارو میبینم در رابطه ای که استاد با خانوم شایسته عزیز داره من خدا رو میبینم در اینکه استاد توی همین سال جدید چه اتفاقات خوبی براش افتاده .

    .

    + من خدا رو میبینم هر روز که نشانه های واضح در مورد خواسته من بهم میگه

    .

    + من خدا رو میبینم وقتی میبینم از یه آدم افسرده به یه آدمی تبدیل شدم که انقدر همیشه با خودم شادم و با بقیه میخندم خیلی ها قشنگ میگن دیوونه ای چجوری حالت اینقدر خوبه یا بعضی از افراد نزدیک بهم میگن خل شدی به شوخی بهشون میگم تو دنیایی که عاقلاش شما باشین بزار من خل باشم خخخخ.

    .

    + من خدا رو میبینم تو صورت اون ادمی که داره میگم فلان چیز رو خریدم انقدر و مبلغ بالایی میگه من خدا رو میبینم تو ماشین اون فری که به ظاهر فقیر هست اما همون فد ماشینش رو کاستوم کرده و کلی وسیله براش گرفته ، من خدا رو میبینم تو خونه اون کارگری که تو دل دهات هست وتو خونش دستشویی فرنگی داره ، یخچال برند داره ، تلویزیون ال ای دی نه خیلی خوب اما قیمت بالا داره ، زنش کلی طلا داره و…. من خدا رو میبینم از زمانی که تصمیم گرفتم و بهش گفتم بهم نشون بده فراوانی رو تو دل دهات های دور افتاده هم که رفتم بهم نشون داد فراوانی رو گفت ببین همه جا هست .

    .

    + من خدا رو میبینم وقتی که از هوای ملایم یا نا ملایم و بارونی هم لذت میبرم من خدا رو میبینم وقتی که زیر بارون قدم میزنم و میخندم با خودم و عشق میکنم من خدارو میبینم وقتی که علاوه بر اینکه خودم هم دارم پیشرفت میکنم پدرمم هم پول های عجیب و غریبی میاد تو حسابش و کلی اتفاقات خوب داره تو زندگیمون میوفته .

    .

    خدایا شکرت که هدایتم کردی این متن زیبا رو بنویسم اولش هیچ ایده ای نداشتم که چی بنویسم همیشه سعی میکنم تو کوچکترین اتفاقات به خودم یاداور بشم که ببین این کار رو فقط خدا میتونست هماهنگ کنه که اینجوری بشه ولی ذهن هم خیلی وقت ها نمیزاره و هی میخواد فراموش کنه یا عادی جلوه بده انگار که خودم انجام دادم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  6. -
    پریسا نجفی مقدم گفته:
    مدت عضویت: 2967 روز

    سلام . من تازه به گروه عالی شما وارد شدم و خیلی خوشحالم که اینجا هستم. به نظر من باور ورزشکاران باعث افت توان آنها میشود . وقتی باور به محدوده ی زمانی دارند و باور دارند که بعد از سن مشخصی توان آنها افت پیدا میکند ، حتما این اتفاق برای آنها می افتد. کافیست که یک نفر این باور را بشکند و در سنین 40 یا 50 سالگی قهرمان مسابقات شود ، کم کم این محدوده ی زمانی بین ورزشکاران بی اعتبار می شود.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  7. -
    مهر محبت گفته:
    مدت عضویت: 2983 روز

    با سلام خدمت همه عزیزانی که نظر مینویسن و کمک میکنن تا دوستان دیگه هم سطح باورهایشان بهتر از قبل بشه.

    من که با خوندن مطالب شما خوبان خیلی باورهای خوب و قدرتمند کننده پیدا کردم.

    اما میخوام یه دیدگاه دیگه بنویسم.

    همه میدونیم که بیشتر حجم بدنمون رو اب تشکیل داده.

    و به نظر من آب یکی از هوشمند ترین عناصر خلقته.

    که خود خدا هم در قران فرموده در ابتدا همه جا آب بود .

    دانشمندان زیادی روی آب آزمایشهای فراوونی انجام دادن. که یک نمونشو خیلی هامون خوندیم یا دیدیم ::::که تعدادی دانشمند ژاپنی روی ظرفهای مختلفی که حاوی آبه کلمات خوب ،مثل خدا و اسم پیامبران مثل مسیح رو نوشتن و روی تعدادی ظرف هم کلمات منفی و بد مثل شیطان نوشتن.

    بعد همه ظرفهای اب رو منجند کردن و بعد بلورهای هر دو آزمایش رو زیر میکروسکوپ مشاهده کردن و دیدن که بلورهای منجمد شده که کلمات خوب داشته ، دارای اشکال هندسی خیلی زیبایی بوده و اون ظرفهایی که کلمات بد و منفی داشته دارای بلورهای درهم و برهم بوده. نتایج این آزمایش رو میتونین در اینترنت ببینین

    این مطالب رو داشته باشین تا یه موضوع دیگه رو هم بگم و بعد نتیجه گیری کنیم.

    روانشناسان طبق تحقیقات متوجه شدن که، برای شکلگیری یک باور مثبت باید حداقل 60 یا 70 نفر (که البته عددش رو دقیق یادم نیست) جملات تاکیدی مثبت رو به ما بگن ، که اگه همین جملات رو خودمون به خودمون بگیم اثرش به اندازه اون 70 نفر اثر گذاره.

    و حالا نتیجه گیری:::::از اونجایی که قسمت عمده جسم ما رو آب تشکیل داده ، پس ما با در معرض قرار دادن خودمون در معرض جملات و افکار درست میتونیم ، با کمک خاصیتهای عجیب اب ، بر روی جسممون تاثیر مثبت بگذاریم و همچنین میتونیم باورهای ادمهای موفق رو هم پیدا کنیم (چه در قران و چه در دنیای بیرون) و از اون طریق هم سطح باورهامون رو ارتقاء بدیم .

    همچنین به قول استاد جسم و روح و روان ما باهمدیگه در تبادل و تعامل هستن و هر گونه تاثیر چه مثبت و چه منفی بر جسم، در دیگر اجزاء وجودمون هم اثر میگذاره .

    و به قول عیسی مسیح (ع)::: از کلام تو بر تو حکم میشود.

    .

    و چه بسیارند ورزشکاران و انسانهای موفقی که به کمک همین روشهای تلقینی و تاکیدی که گفته شد حصارهای محدودیتی که در ذهن عموم جامعه هست رو شکوندن.

    پس این هم میتونه یه عامل مهم در محدود ماندن یا فرا رفتن از محدودیتهای ذهنی عوام جامعه باشه.

    ممنون شکیبایی کردین و خوندین????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
    • -
      صنوبر یوسف زهی گفته:
      مدت عضویت: 4097 روز

      بسیار جالب وعالی بود واین تاثیرباورهای ذهن رو رو جسم نشون میده،اثرباوورهای محدودکننده ورزشکاران برعضلات ومحدودکردن کارعضلات درسنین پایبن،یا علت درمان پذیری زودترودیرتریا عدم درمان بیماران باتوجه به ذهنیات وباورهای اونهاواینکه چه چیزی رو باور می کنندواثرباورروجسم ودرمان پذیری رو من به وفوردیدم.باتشکرمن همین الان این قضیه به ذهنم خطور کردکه درمطالعهنظرشمابهش برخوردم،سپاسگذارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    میلاد بنانی گفته:
    مدت عضویت: 3665 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به دوستان و استاد گرامی

    خیلی از عوامل دخالت دارن در عمر ورزشی یک ورزشکار که بتواند سالهای طولانی در حرفه خود موفق باشند

    ابتدا باور های شخص مهم است که چه باوری از خود و توانایی های خود دارد و بسیاری از موفقیت ها و شکست ها به واسطه همین باور شکل گرفته است

    کریس رونالدو در یک مصاحبه اعلام کرده بود که من بهترین بازیکن تاریخ هستم

    کسی که چنین باوری از خودش داشته باشه مطمئنن به دستاورد های بزرگی هم میرسه که همین الان هم داریم به وضوح موفقیت هاش رو در فوتبال مشاهده می کنیم

    قهرمانی های مختلف – موفقیت های فردی که کسب کرده همه اینها از باور بسیار قوی از خود شکل گرفته است

    یا در مصاحبه دیگر زلاتان گفته بود که من هر چه سنم بالاتر میره جوانتر می شوم

    به خاطر همین باور است که در سن 30 تا 35 سالگی تعداد گل های زده اش بیشتر از دوران جوانی اش که فوتبال بازی می کرده است اینها همه نشان دهنده این است که باور نقش مهمی در حرفه ورزشی یک شخص دارد که اگر باور هات قوی باشن اتفاقات هم به نفع تو رقم می خورن و اگر باور هات ضعیف باشن اتفاقاتی که دوست نداری وارد زندگیت می شن

    دومین عامل بحث هدف

    که چه هدفی رو در حرفه ورزشی دنبال می کنند که به آنها این توانایی رو میده که تا سن 40 سالگی به ورزش خود ادامه دهند

    هدف یک نوع انگیزه است که شخص را به حرکت در می آورد

    الان در حال حاضر بوفون که تا سن 40 سالگی فوتبال بازی میکنه در مصاحبه ایی اعلام کرده بود که من زمانی از فوتبال خداحافظی می کنم که قهرمان چمپیونز لیگ شوم خوب بوفون برای خودش یک هدفی رو قرار داده که باعث انگیزش میشه و اونو به حرکت به سمت هدفش سوق میده و با اینکه به سن 40 سالگی هم رسیده هنوز قصد خداحافظی نداره

    مثال بعدی گرت بری است بازیکنی که در لیگ انگلیس بازی میکنه اونم سنش فکر کنم 37 یا 38 سال باشه اونم همچنین هدفی برای خودش تعیین کرده هدفش هم شکستن رکورد بیشترین بازی در لیگ انگلیس است که امسال موفق شد این رکورد رو هم بزنه و بعد از زدن این رکورد اعلام کرد که در پایان فصل از فوتبال خداحافظی

    می کنه

    وقتی کسی هدفی برای خودش تعیین نکرده باشه مطمئنن نمی تواند مدت طولانی به ورزش کردن ادامه دهد

    سومین عامل انگیزه

    انگیزه به خودی خود محرک خوبی برای ادامه حرکت و پیشرفت است وقتی شما انگیزه ایی نداشته باشید که برای آن بجنگید خود به خود از حرفه و از ورزش خود کنار میکشید و مسیر سر پایینی را تجربه خواهید کرد

    از پپ گواردیولا پرسیدن که چرا از سرمربیگری تیم بارسلونا کناره گیری کردید؟

    در پاسخ اعلام کردن که من دیگر نمی دانستم برای چه موفقیت و چه پیشرفتی به بازیکنانم انگیزه بدهم

    وقتی شما تمام جام ها و تمام موفقیت های ممکن را با تیم خود بدست آورده اید تنها فقط انگیزه می تواند تیم شما را به جلو حرکت دهد

    فرگوسن سرمربی تیم منچستر ، به مدت 27 سال سرمربی تیم منچستر بود وقتی ازش خواستن درباره راز موفقیتش در این 27 سال سخن بگویید اعلام کرد که در این 27 سال فقط انگیزه ام این بود که بتوانم لیورپول را به پایین کشیده و منچستر رو به عنوان بهترین تیم انگلیس معرفی کنم و همین کار را هم کرد و در سال 2013 توانست این کار را انجام دهد ببینید که انگیزه چه ارمغانی می تواند برای انسان بدست آورد

    جهارمین عامل اعتماد به نفس

    اعتماد به نفس بهترین عامل در موفقیت شخص است وقتی شما در تیمی ثابت بازی می کنی و شخصیت مهمی برای تیم خود هستی خود به خود اعتماد به نفست بالا میره و وقتی اعتماد به نفست میره بالا بازی بهتری ارائه میدی و گل های زیادی به ثمر میرسانی و وقتی شما در تیمی هستی که نیمکت نشینی و بازی های زیادی نمیکنی اعتماد به نفست پایین می آید و زمانی که به بازی هم بری نمی توانی تمام توانایی های خود را ارائه بدی و موفق و پیشرفت نخواهی داشت

    در مسابقات فردی هم برد و باخت خیلی بر روی اعتماد به نفس ورزشکار تاثیر خواهد گذاشت هر چقدر برد ها بیشتر اعتماد به نفس بیشتر و برعکس هر چقدر باخت ها بیشتر اعتماد به نفس کمتر

    یکی از عوامل موفقیت های راجر فدرر و کریس رونالدو و مسی و سایر ورزشکاران در اعتماد به نفسی که دارن و این عامل مهمی است

    پنجمین عامل موفقیت

    خود موفقیت می تواند ورزشکار را به جلو سوق دهد هر چقدر شما بتوانید موفقیت های زیادی به دست آورید برای موفقیت های بعدی تلاش خواهید کرد خود کریس رونالدو اعلام کرد که تا زمانی که بتوانم در حرفه خود موفق باشم و به دستاورد ها و موفقیت های بعدی برسم از فوتبال خداحافظی نخواهم کرد کریس رونالدو بنای ادامه فوتبال خود را به موفقیت هایی که در سالهای بعد به آن دست پیدا خواهد کرد گره زده است موفقیت خود عامل تحریک کننده برای ادامه حرفه ورزشی ورزشکار به شمار می آید

    از خداوند متعال برای همه دوستان شادی ، ثروت ، موفقیت خواستارم

    بچه ها موفق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
  9. -
    نسترن پامیر گفته:
    مدت عضویت: 3451 روز

    سلام به استاد عزیزم و دوستان خوبم

    چقدر این فایل شما زیبا بود با اینکه سرکار بودم و گوش می کردم نتوانستم جلوی اشکاهایم را بگیرم در لابه لای حرفایتان جواب سوال هایی را می دادید که انگار خدا از زبان شما با من حرف میزد و می گفت اینگونه است حالا برو و عمل کن من در کنارت هستم.

    بخاطر فراهم کردن این شرایط و این جمع زیبا که واقعا مثل خانواده هستیم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم. به امید روزی که همه اعضای این خانواده در کنار شما جمع شوند و همدیگر را از نزدیک ببینیم چه روزی شود آن روز….

    نگهبانی از نیمکت

    روزی لویی شانزدهم در محوطه کاخ خود مشغول قدم زدن بود که سربازی را کنار یک نیمکت در حال نگهبانی دید. از او پرسید: «تو برای چی اینجا قدم میزنی و از چی نگهبانی میدی؟»

    سرباز دستپاچه جواب داد: «قربان من را افسر گارد اینجا گذاشته و به من گفته خوب مراقب باشم!»

    لویی، افسر گارد را صدا زد و پرسید: «این سرباز چرا این جاست؟»

    افسر گفت: «قربان افسر قبلی نقشه قرار گرفتن سربازها سر پستها را به من داده من هم به همان روال کار را ادامه دادم!»

    مادر لویی او را صدا زد و گفت: «من علت را میدانم، زمانی که تو 3 سالت بود این نیمکت را رنگ زده بودند و پدرت به افسر گارد گفت نگهبانی را اینجا بگذارند تا تو روی نیمکت ننشینی و لباست رنگی نشود! و از آن روز 41 سال می گذرد و هنوز روزانه سربازی اینجا قدم میزند!»

    فلسفه عمل تمام شده، ولی عمل فاقد منطق، هنوز ادامه دارد!

    این همان باورهای و افکار ما هستند که نسل به نسل انتقال پیدا کردند و ما هم بدون دلیل قبول کردیم بدون اینکه حتی علتش را بدانیم چه در دنیای ورزش چه در زندگی عادی همه مون اینقدر این باورها ریشه دارند که گاهی حتی می ترسیم بپرسیم چرا هستند حتی می ترسیم تغییرشان دهیم (البته به لطف خدای مهربان در کنار استاد عزیز و شما دوستان اجازه ریشه دواندن دوباره را به آنها نمی دهیم و ذهنمان را از افکارها و باورهای غلط که مثل علف هرز هستند پاک می کنیم به جایش گل می کاریم و درخت می کاریم و باغی زیبا درست می کنیم)

    عزت نفس و عدم خودباوری و نداشتن سبک زندگی مخصوص خودمان و عدم شناخت قدرت ذهن بر جسم ما را در این محدودیت ها نگه می دارد و اجازه نمی دهد قدمی به جلو برداریم تغییر ایجاد کنیم

    انگار پاهای در زنجیرهای سربی قفل شده اند حتی اگر زنجیرها باز شوند هیچ عکس العملی نشان نمی دهیم. استاد عزیزم شما برای من مثل لویی شانزدهم می مانید انگار اومدید بپرسید که اینجا چرا قدم میزنید و ما هم درگیر اعتقادات و باورها هستیم و داریم ازشون نگهبانی می کنیم و شما به تلنگر می زنید چرا اینجا هستیم و باید چیکار کنیم…خدای مهربان را سپاس سپاس سپاس به خاطر بنده خوبی مثل شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 29 رای:
  10. -
    اسماعیل ذوالفقاری گفته:
    مدت عضویت: 3817 روز

    باسلام خدمت خانواده صمیمی عباسمنش و استادعزیزم.

    *توضیحی کوتاه در باره ی خودم: بنده 20 سال سن دارم. من یک ورزشکار حرفه ای در رشته ی فوتبال هستم. واز سن16سالگی شروع به فعالیت در این رشته شدم. بنده در این 4 سال به موفقیت های خوبی رسیده ام. بنده در لیگ برتر مازندران و بازی های کشوری سابقه بازی دارم و مقام های خوبی کسب کرده ام. و امیدوارم که مطلبی که ارائه می کنم مفید باشد و نتایج خوبی کسب کنید.

    *عواملی که باعث می شود ورزشکاراندر سنین بالا افت کنند:

    1٫باور: یکی از عواملی که ورزشکاران در سنین بالا افت می کنند باور است.

    شاید این کلمه برای شما عزیزان اشنا باشد. اما حداقل در ورزشکاران ایرانی چنین چیزی نیست.انها معتقد هستند که هر چه سن انسان رو به بالا می رود میزان تنفس/میزان حجم عضله/میزان کارایی/و…. به صورت محسوسی افت می کند. انها با باورهایی که مربیان/نزدیکان/رسانها/ و….ایجاد می کننداین را در درون خود همانند بذری می کارند و رشد می دهند که هر چه سن انها بالا می رود انها قادر به کارایی های گذشته خود نیستند و تنها یه خاطر اینکه این موضوع را باور کرده اند این نتایج را میگیرندو اگر هزاران بار این موضوع را برایشان بگویی که دلیل نتایج شما باور های شماست انها قبئل نمی کنند و بر باورهای محدودکننده ی خودپا فشاری می کنندهر چند که ما نمونه های خارجی زیادی داریم که همین حالا در سنین خیلی بالادرسطح اول دنیا هستند.

    مثال: شما جان لوئیجی بوفون را میبینید. ایشان از سال 1998در جام جهانی حضور داشته و تا به امروز در سطح اول اروپا بازی می کند.

    مصاحبه ای که ایشان و مدیر برنامه اش با روزنامه ی دلا اسپورت داشتند. مدیر برنامه اش گفت:<>

    پس عزیزان یادتان باشد که ورزش حرفه ای محل رقابت شناسنامه ها نیست. بلکه محل رقابت صاحبان ان شناسنامه هاست >>>>

    2٫ تصور و تصویر ذهنی و درونی ان شخص: خیلی از ورزشکاران وقتی پا به سنین بالا می گذارند مدام در ذهن و تصورات شخصی خود این را می پرورانند که توانایی ها و کارایی های خود را که در گذشته داشته اند را از دست داده اند. انها مدام با ذهن و تصورات و افکار غالب درونی خود بر این باور می شوند که نمیتوانند در سنین بالا تر کارایی های بالاتری داشته باشند به دلیل این که انها متخصصین و پزشکانی که دورو بر و اطراف ان ها هستند هزاران دیل و منطقی می اورند که نمی شود که در سنین بالاتر به موفقیت برسند. واین را نمی دانند که هر فردی متناسب با باور های غالبی که دارد نتایج را می گیرد.

    دیوید بکهام رمز موفقیت های ستار گان فوتبال رو این گونه توصیف می کند:<>

    3٫ ایمان نداشتن به خود و خدای خود: بسیاری از ورزشکاران این ایمان را در خود نمی بینند که بتوانند در سنین بسیار بالا هم نتایج عالی بگیرنند. انها با موانع ذهنی که در خود می سازند این ایمان به خود را از دست می دهند. انها به خود و خدایی که در درون انها است اعتقاد و ایمان راسخ ندارند . این سن و سال ها را ما انسان ها درست کردیم و گرنه در نظر خداوند سن و سالی وجود ندارد.

    حرف اخر: به نظر بنده در ورزش حرفه ای سن و سال هیچ معنایی ندارد و ما می توانیم همین حالا نمونه های داخلی و خارجی را برایتان مثال بزنم که چطور بدون توجه به سن و سال همچنان به موفقیت های خود ادامه می دهند. در فوتبال ایران مهدی رجب زاده در سن 35 سالگی در سطح اول فوتبال ایران بازی می کند .و باز هم به حرف اول خود باز می گردم که فقط“ فقط به باور انسان ها بستگی دارد که چطور این موضوع را در ذهن خود باور کنند هر طور که این موضوع را باور کنید ان هم به شما پاسخ می دهد .

    اگر بر این باور باشید که در سنین بالا نمی شود نفر اول ورزش جهان شود خب نمی شود و ادم ها و شرایطی که باور دارید را جهان به شما نشان می دهد. ولی اگر بر این یاور باشید که در سنین بالا هم می شود به موفقیت های چشم گیری برسید قطعا اگر در وجود و ذهن و روح خود این موضوع را بپذیرید ان موقع هم نیرویی در شما به وجود می اید که تا به حال ان را تجربه نکرده باشید.

    <>

    من اسماعیل ذوالفقاری خدادند عزیزرا شاکرم که باز هم این فرصت را داد که بتوانم نظر خودم را با شما عزیزان به اشتراک بگذارم . امیدوارم که این نظر بنده به شما عزیزان کمک کرده باشد.

    در پناه خداوند شاد. پیروز. سلا مت و ثروتمند باشید . یا علی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 29 رای: