ایمانی که عمل نیاورد‌، حرف مفت است!! - صفحه 8 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1190 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حسن کفاش دوست گفته:
    مدت عضویت: 3197 روز

    سلام دوستان و همراهان گرامی

    نمی دونم امروز حسم به من می گفت بیا و اینجا یه چیزی بنویس مثل یه درد دل ساده نمی دونم مثل چی . بعضی وفتها که در حال گفتگو با دیگران هستی چقدر زیاد رگه های شرک را در مردم می بینی. دیروز داشتیم با دوستان در مورد اینکه هر کس چندتا فرزند داره صحبت می کردیم و دیدم که بسیاری از افراد چقدر به این موضوع که بزرگ کردن بچه و یا داشتن بچه و هزینه های آن چقدر زیاد است و … فکر می کردند و در این میان اصلا اینکه خدایی هست که اون خدا می تونه هرکاری که شما بخواهید را برای تان انجام دهد و اوست رب العالمیان، اوست رحمان و رحیم و اوست وهاب و اوست رزاق و اگه از اون هر کاری که بخواهید برای شما انجام می دهد را فراموش کرده اند و به همه چیز از قیمت دلار و کی رئیس جمهور میشه و اون چی میگه و … فکر می کنند ولی برای لحظه ای حاضر نیستند به او کسی فکر کنند که در ساده ترین حالت این بدن به این پیچیدگی و این عظمت را آفریده و اینکه چه کسی توانایی ساختن حتی کوچکترین عضو بدن انسان را دارد . به خدا اگر یک لحظه به این فکر کنیم که کسی که به این راحتی انسان را خلق می کند، کسی که به این راحتی باران را و آب را برای زندگی همه ما خلق می کند که هیچ پایانی نمی توان برای قدرت این خالق در نظر گرفت، این همه موجودات را از همه نوع خزنده و پرنده و چرنده و … را می آفریند آن وقت نمی تواند برای تو و زندگی تو و فرزند تو طرحی بیافریند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ واقعا ما چقدر کم و یا به جرات بگویم هیچ اندازه به خدا ایمان نداریم و همیشه فکر می کنیم که دیگران هستند که می توانند در زندگی ما تاثیر گذار باشند. دیروز در اخبار آمده بود که آقای ظریف وزیر امور خارجه ایران استعفا داده است و کسانی که بورس ایران مشغول هستند اعلام کردند که با ریزش قیمت سهام مواجه بوده و اصطلاحا شاخص قرمز شده است. ببینید این کفر نیست که ما قیمت سهام و یا سایر شاخص های زندگی مان در اختیار بودن و یا نبودن دیگران باشد؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!! غیر کفر اسم این چیست؟؟؟؟؟؟؟!!!!! افرادی که این را باور دارند مگر کافر نیستند ؟؟؟؟؟؟ من واقعا نمی توانم حرفهای کسانی که می گویند ما نمی توانیم از پس مخارج زندگی خودمان هم بر بیاییم در این شرایط و بچه دیگه هزینه مازاد است را درک کنم. خودم الان خیلی وضع مالی عالی ندارم که بی نیاز باشم از همه مسائل مالی، اما خدایی را باور کردم و باور دارم که همه چیز را برای من فراهم خواهد کرد. شاید یکسال پیش نیز من هم در همین وضعیت این دوستان بودم ولی با توکل به خداوند بزرگ با نشانه هایی که می بینم به مسیرهایی هدایت شده ام که درحداقل موارد این است که آرامش بسیار زیادی دارم و به شرایط کاری و زندگی رسیده ام که بسیار آرامش خوبی دارم، حالم خوبه و ایمان دارم که قطعا اتفاقات خوبی برای من خواهد افتاد همانطور که نشانه های آن را به جرات می بینم و از این بایت خدا را بسیار بسیار و بی نهایت شاکر هستم که من را دارد هدایت می کند. نگران هیچ چیز نیستم، و اگر هم از نظر مالی رشد نمی کنم بابت یکسری باورهای مخربی است که باید اصلاح کنم. آرام هستم، متوکل هستم و با فایلهای استاد لذت می برم و هر بار که یک فایل استاد را گوش می کنم دنیایی از آگاهی های جدید وارد زندگی من می شود و هیچ فرقی نداره کدامین فایل از کدامین دوره و یا کدامین زمان باشد. همه اش آگاهی است آگاهی ناب ناب ناب . به خداوندی خدا من به این یقین رسیده ام که با توکل به خدا و ایمان قلبی به رب العالین و درخواست از او همه چیز به من می رسم و به نظر خودم این یعنی ایمان و عمل، عمل یعنی آرامش آرامش آرامش.

    با آرزوی موفقیت همه دوستان

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      زهره زیدآبادی گفته:
      مدت عضویت: 1652 روز

      سلام بر دوست خوب خدا

      در خیابان ، زیر سایه ی خنک یک ساختمان سه طبقه سفید ، روی صندلی ماشین ، دراز کشیدم و دارم کامنتهای شما رو از اولین روز ورودتون به سایت استاد رو مطالعه میکنم .

      کامنتهای دوستان عزیزی چون شما رو که موفقیت کسب کرده اند از اول تا به آخر مطالعه میکنم و گاهی تا دو هفته طول میکشه

      امروز نوبت شما بود ، کل کامنت ها در 22 صفحه !!!!

      مدتهاست سکوت کرده ام و با خودم و درونم و اعمالم روزگاری زیبا رو میگذرونم ، اما این چند خط که براتون میفرستم باعث شد اشکهای گرمم رو حس کنم و لذت ببرم و امروز برایم‌ عید فطر شد :

      ((((دیروز داشتیم با دوستان در مورد اینکه هر کس چندتا فرزند داره صحبت می کردیم و دیدم که بسیاری از افراد چقدر به این موضوع که بزرگ کردن بچه و یا داشتن بچه و هزینه های آن چقدر زیاد است و … فکر می کردند و در این میان اصلا اینکه خدایی هست که اون خدا می تونه هرکاری که شما بخواهید را برای تان انجام دهد و اوست رب العالمیان، اوست رحمان و رحیم و اوست وهاب و اوست رزاق و اگه از اون هر کاری که بخواهید برای شما انجام می دهد))))

      حالا چرا نتوانستم ننویسم ؟

      دیروز سه قلوهای زیبایم را در کلاس هفتم ثبت نام کردم

      وقتی برگشتم خونه به خلوتگاهم رفتم و اجازه دادم ذهنم من و ببره به گذشته

      نشستم بر قایق زمان و به چشمانم گفتم با من تعارف نکنید و خجالت نکشید

      این گوی و این میدان

      هر وقت دلتان گریه خواست : بسم الله

      با خط زیبایم نوشتم :

      الم نشرح لک صدرک

      و وضعنا عنک وزرک

      الذی انقض ظهرک

      زهره : اگر در طول این 13 سال در یک سجده شکر میموندی ، نمیتونستی شکر نعمت و بجا بیاری

      به خودت یادآوری کن زهره ی قدرتمندم :

      چقدر تو سزاوار و شایسته ای دختر ، چقدر پاکیزه و لایق بهترین هایی که خداوند از لطف و کرمش تو رو انتخاب کرد و سه فرشته رو بهت امانت داد تا تو رو در عرش اعلی مادر خطاب کند !

      به چشمانم گفتم کمی مهلت دهید تا صفحه دفترم رو ببینم اما گوششان بدهکار نبود که نبود ،

      مولای من ، خالق من و چه زیبا سینه ام را باز کردی برای پذیرش این مسئولیت و چه مقتدرانه با من تقسیم کار کردی 100 برای خودت و صفر برای من ؟؟؟

      من به فدای شانه های تووووو

      من به فدای سخاوت توووووو

      اگر گوشهایم را نمی بستی و سینه ام را فراخ نمیکردی ، حرفهای یاوه گویان که از کمبود رزق و روزی برایم میگفتند :

      چون ماهی مرده ای در مسیر رودخانه جهل به اسفل السافلین میرفتم ،

      اگر دلم را نخریده بودی حرفهایشان ، طعنه ها و متلک هایشان که بوی شرک و بی خدایی میداد و مرا از اینده ای ترسناک و تاریک سه شاخه گل امانتت میترساند من الان کجا بودم ؟

      اگر لحظه ای نگاهت با من نبود کمرم می شکست

      اما نعم المولی و نعم النصیر به راستی برازنده فقط توست

      برایم همسر شد در زمانی که درد یتیمی بر سر دخترکانم نشست

      برایم پول شد زمانی که برای نان شب محتاج شدم

      برایم همسفر شد زمانی که کوله بار مهاجرت رو قدرتمندانه بستم

      برایم هادی شد و مرا به سمت این گنجنامه ی ارزشمند عباسمنش هدایت کرد

      آیا سزاوار است که سر از سجده ی شکر بردارم و لحظاتی بدون او باشم ؟

      هرگز

      سخنم به دراز کشید دوست عزیزم ،

      سه دسته گلتون

      موفقیت ها و مهاجرتتون

      ایمان و توکلتون

      همسر عزیزتون

      همتون و عاشقانه دوست دارم و به خدای محافظ میسپارمتون

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
      • -
        حسن کفاش دوست گفته:
        مدت عضویت: 3197 روز

        سلام دوست عزیز

        چقدر خوشحالم برای این همه صلابت شما .

        چقدر لذت بردم از این ارتباط صمیمانه خودتان با خدای خودتون.

        لذت بخش است بودن یا معبودی که جز او نیست.

        لذت بخش است خلوت کردن با کسی که همه چیز را آفریده است و قادر به آفرینش همه چیز است.

        لذت بخش است سپردن فرمان زندگی به کسی که کل کائنات رو داره مدیریت می کنه، زندگی من و شما که براش مدیریت کردن کاری ندارد.

        من هرچه دارم از توکل به خدا دارم

        و هرچه که ندارم از کفر و بی ایمانی به خدا و شرک است.

        هرچه دارم جاهایی بود چه سهم خدا 100 بود و سهم من صفر.

        و هرچه که ندارم جاهایی بود که سهم خدا صفر بود و سهم من صفر

        تلاش میکنم که بر ذهن چموشم غلبه کنم و اونجاها رو هم سهم خدا رو‌ صفر کنم.

        چقدر تحسین تون می کنم

        مادری کردن و پدری کردن برای سه تا فرشته الهی. خدا بهتون قدرت عالی بده.

        شما سزاوار و لایق داشتن این نعمتها بودید.

        خدایا شکرت

        برای مهاجرت تون که رفتن به دل ترس هاست بی نهایت بهتون تبریک میگم. خدا باشجاعان است و بی نهایت نعمت پاداش شجاعت شما خواهد بود.

        برای شما و دختران گل تون بهترین ها رو آرزو می کنم و سپاسگزارم از شما که کامنت های من رو که همه اعتبارش به رب خودم است رو می خوانید. از خدای خودم می خواهم که بر قلب شما جاری کند آنچه را که لازم دارید و سینه‌ شما گشاده تر کند.

        در پناه الله یکتا شاد باشید و سربلند.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
      • -
        شهلاحیدری گفته:
        مدت عضویت: 1519 روز

        سلام به زهره نازنیم

        مادری قوی وخدادوست

        چقدرررررر لذت بردم از دلنوشته هات باخدا بانوی زیبای من

        چقدر تحسین کردم شمارو به خاطر حال خوبت باخدا

        حال خوبت رو خودم تنهایی خریدارم

        من عاشق خودت واون خدات هستم که هیچ وقت لحظه ای بنده ش رو به حال خودش رها نمیکنه

        میبخشه بی منت ورفیقی خالص وبی ریا هستش

        بهترینهارو برات از خدای بزرگم خواستارم..

        در پناخ خودش باشی بانوی قوی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    شیما گفته:
    مدت عضویت: 4092 روز

    ???سلام به همگی???

    استاد عزیزم برای این فایل ازتون سپاسگزارم بسیار تاثیر گزار بود مثل همیشه… و موزیکی که در انتها بود من رو داغون کرد? چقددددر زیبا بود.

    امروز صبح نوشته زیر رو برای خودم و خدای مهربان می‌نوشتم،گفتم که اینجا هم ثبت بشه:

    امروز قوی تر از هر روز خدا رو احساس میکنم. میدونم که انقدر سریع جواب خواسته هام رو میده که برای خودم هم باور نکردنیه….خدایا عاشقتم خیلی ماهی

    خدای خوب من ازت ممنونم. شکرت که هستی، که تورو دارم، چون تو همه چیزی. تو تمام خواسته های منی. تو عشق من میشی، تو همراه من میشی، تو خنده رو لبام میاری، تو لبخندی میشی که دیگران با دیدنم بهم هدیه میدن ، تو هوامو داری، تو نور امیدی تو دل من، تو دوستم میشی، تو حس خوب تو اول صبح میشی برام، تو سلامتی و شادابی من میشی، تو برای من به شکل اتفاقات خوب میشی، تو برای من ثروت میشی برام به شکل دریم بوردهایی که میسازم میشی.

    خدایا خودت میدونی که چقدددددددددر دوست دارم و امروز بیشتر از هر روز. خدایا به من این نعمت رو عطا کن که هر روز بیشتر از دیروز ایمانم بهت محکم تر بشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  3. -
    حامد امیری گفته:
    مدت عضویت: 2728 روز

    سلام استاد عزیزم‌ خیلی دوست دارم.

    هر فایلی ضبط کردید برای من به موقع بوده. چرا همیشه این اتفاق میفته؟ چون این آگاهی ها از جانب‌ خداونده و از آنجا که شما دستان خداوند هستید ما داریم از طریق شما میشنویم.

    این فایل هم اون فضایی رو که چند روزه درش بودم رو شکوند، واقعیتش اینه که یه نگاه حسرت آمیز داشتم نگاه میکردم به کسایی که دارن دوره ۱۲ قدم رو میخریدن، در حقیقت داشتم توی ذهنم قضاوت میکردم. معلومه خیلی کار دارم. اول راهم و نمیتونم ادعا کنم که دیگه حالا قانون رو متوجه شوم و تموم دیگه!! خیلی جا داره روی خودم کار کنم.

    این ایمانی که شما از اول داشتید و این نگاه توحیدی که شما دارید رو من نگاه میکنم به خودم میگم خیلی کار داری آقا حامد !

    و در حقیقت این فایل فضایی رو در من شکوند که دیگه من اصلا حرفی ندارم بزنم الان ، برم روی قویتر کردن ایمانم کار کنم و بیشتر از این الان ننویسم.

    فعلا با اجازه !!!!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  4. -
    شبنم مقصودی گفته:
    مدت عضویت: 3511 روز

    سلام و درود و مهر فراوان خدمت استادگلم و اعضای خانواده عزیزم در گروه تحقیقاتی عباسمنش.

    بعد دیدن این فایل نگاهی به نتایجم کردم،دیدم واقعا به همون اندازه که کار کردم نتیجه گرفتم.

    فقط در جنبه مالی نتایجم خیلی ضعیف تر بوده بعلت باورهای بشدت محدود که خودمم خبرنداشتم و بعدش این باورها رو اینطرف و اونطرف میخونم یا میشنوم و میبینم که منم این باورو دارم و میام باور درست رو مینویسم و تکرار میکنم.

    گرچه یه مدتی هست در جنبه مالی هم به آرامی در مدار ثروت قرارگرفتم، همینکه نگرانیم راجع به پول کمتر شده و ناخودآگاه میگم خدا میرسونه و هربار که پولی خرج میکنم خوشحالم،همینکه مشتریان خوبی دارم واقعا،همینکه میرم سر جیبم یا دفتری که مدتهای طولانی سرش نرفته بودم و میرم بازش میکنم میبینم یه پولی وسطش هست،تو خیابون راه میرم میبینم یه پولی روی زمین افتاده،همینکه میرم جایی و میبینم افرادی رو که خیلی راحت و کاملا نقد خرید میکنن و این باور رو در من میسازه که هرکسی خالق شرایط خودش هست، همینکه همش دارم ماشینهای مدل بالا رو میبینم تو خیابون،همینکه با شنیدن خبرهای اقتصادی بهم نمیریزم و واقعا از شنیدنشون دوری میکنم و اینگونه مواقع بشدت سعی میکنم نتایج مالی استاد،بچه های سایت، برادرم،افراد ثروتمند و… رو بخودم یادآوری کنم و هزاران موارد دیگری که نشانه قرارگرفتن من در مدار ثروت هست.

    ولی در سایر جوانب زندگی؛ معنویت، سلامتی، روابط خیلی نتایج خوبی گرفتم.

    ازوقتی که روی خودم کارکردم همیشه افرادی بسمتم اومدن و میان که خیلی انسانهای خوبین و هرکدوم واقعا دست خداوند هستن و هرکدوم واقعا بدون اینکه من کار خاصی انجام بدم بمن عشق و محبت دارند.مدت خیلی طولانی هست با کسی بحث و درگیری ندارم.در آرامش خودم بسر میبرم.با خداوند رابطه دوستانه تر و قشنگتری دارم.از تنهابودن با خودم بشدت لذت میبرم.

    ازلحاظ سلامتی واقعا یادم نمیاد آخرین بار کی مریض شدم.تا یادم میاد سالم بودم.

    با این فایل استاد، تکاملی که طی کردم برام واضح شده،دقیقا یادم میاد که حدود 3ماه بود با استاد آشنا شده بودم یه روزی مادرم بهم گفت چشمت خوب شده،دیگه قرمز نیست.نگاه کردم دیدم راست میگه واقعا مدتی هست که من چشمم کاملا سالمه و پیش خودم گفتم قانون جواب میدهد و ادامه دادم حتی روزهایی که گاهی از مسیر خارج میشدم بازهم این سلامتی سرجاش بود.چون خیلی خوب روش کار کرده بودم و به این راحتیها از بین نمیرفت.

    برام واضح شد که من بدون هیچ تبلیغی یه عالمه مشتری خوب سرم ریخت تا جاییکه دیگران باور نمیکردن من مشغولم و سرم شلوغه و سفارش میگیرم و من فقط یه آیه از قرآن رو باور کرده بودم

    اونم این آیه که (خداوند به هرکس که بخواهد بی سبب روزی بیحساب میبخشد و تنها اوست مستجاب کننده هر دعایی)

    میتونم اون لحظه رو یادم بیارم دقیقا که چقدر از خوندن این آیه ذوق زده شدم و چقدر نتایج عالی گرفتم.

    اونم فقط بخاطر اون حرف توحید عملی هست که استاد اینقدر تاکید میکنه.

    من اونموقع اصلا نمیدونستم تبلیغ کردن یعنی چی،ولی چون همه چی رو دست خدا میدونستم سرم همیشه شلوغ بود.

    اینروزها سعی فراوانی در کنترل ذهنم و تمرکز بر روی نکات مثبت دارم.

    مدام خودم را با فایلهای استاد و نکات مثبت و … بمباران میکنم.

    و میبینم که همه چیز داره به آرامی تغییر میکنه.

    میبینم که شخصیتم خیلی بیشتر از قبل داره تغییر میکنه.

    نشانه های هرچند کوچک رو جدی بگیریم و باور کنیم که قانون جواب میدهد.

    خیلی خدا رو سپاسگزارم واقعا.

    برای استادعزیز و تک تک شما دوستان مهربان، آرزوی بهترینها رو در هرچیزی دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      حمید جاوید گفته:
      مدت عضویت: 3536 روز

      با سلام

      نشانه های هرچند کوچک رو جدی بگیریم و باور کنیم که قانون جواب میدهد.

      واقعا جدی گرفتن نشانه ها و صحبت کردن در موردشون و تایید کردن اینکه من هستم که با استفاده از قانون این نتیجه رو ساختم پس میشه، پس منم که خلق میکنم و……………..

      همه اینا باعث میشه عالی بودن روند زندگی و طبیعی دونستنش رو ی روال طبیعی بدونیم و باور کنیم اگر غیر از این بود غیر طبیعی محسوب می شد

      شاد باشید (:

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        شبنم مقصودی گفته:
        مدت عضویت: 3511 روز

        با درود و مهر دوست عزیز.

        بله قطعا همین جدی گرفتن نشانه های هرچند کوچک موجب دیدن و پدیدآمدن نشانه های بزرگ و بزرگتر میشود.

        و نشانه های بزرگتر موجب ساخته شدن باورهایی محکمتر و قوی تر میشود و دوباره این باورها نتایج عظیم تری رو بوجود میاورد و این روند تا ابد همچنان ادامه دارد. و فقط یک موضوع در میان هست که چقدر ما اجازه میدهیم و میخواهیم که این نشانه ها به زندگیمان وارد شوند و به چه میزان به آنها توجه میکنیم.

        با آرزوی شادی و بهترینها برای شما

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    یاسر آزادی خواه سلیمی گفته:
    مدت عضویت: 3059 روز

    به نام رب العالمین به نام خداوند بخشنده و مهربان🤩

    سلام به استاد گل و دوستان هم فرکانسیو خانوم شایسته گرامی🌹

    امروز میخوام از نتیجه ی مالی که خودم تو این یکماه گرفتم بنویسم👌

    من 1401/7/1 یه دفتر برداشتم و تمامه درآمدهامو در طوله یکماه داخلش نوشتم تا 1401/8/1 و البته که قبلش تعهد داده بودم که درآمدم رو 3برابر کنم😍

    درآمدم تا قبل از این تاریخ حدودا 1میلیون بود الان که اینو مینویسم درآمدم تو این ماه حدود 6 میلیون شده و برای خودم حیرت آوره، تازه دوتا 3 میلیون یعنی 6 میلیون دیگه ام از سود بانکی پولی که پدرم بهم داده بود که تو بانک بزارم دریافت کردم که اونو اصلا جزو درامدم حساب نکردم و به خودم گفتم ببینم خودم شخصا درامدرو میتونم 3 برابر کنم یا نه و دیدم چقدر راحت تونستم💪

    بدونه اینکه زحمت خاصی بکشم یا تبلیغات خاصی بکنم مشتریام پشت هم زنگ میزدن تازه به جای کاره خودشون برای دوستانو آشناهاشونم سفارش میکردن😄 که انجام بدم

    خلاصه که درآمده من به جای 3 برابر شدن نزدیک 6برابر شد و مطمئنم بیشترم میشه

    استاده عزیزم فقط میخواستم بگم ممنونم که انقدر با عشق قوانین رو بهم آموزش دادی تا خودم رو پیدا کنم ❤️❤️

    تازه من فقط از فایل های رایگان نتیجه گرفتم تازه اونم یک چهارمه فایلها 😲

    استاد عباس منش عزیز از خدا شاکرم که انسانی رو سره راهم قرار داد تا بهم یاد بده همه چی آسونه همه چی بینهایته فراوانی بی نهایته🙏

    خدا میدونه با ادامه دادنه این آگاهی ها تا یکسال دیگه چقدرررر درآمدم بیشتر شده خدا میدونه کجام و چه نعمت های بی نظیری وارد زندگیم شده😯

    سلامتیم که 20، 20 واقعا 20 سرحاله سرحال شادابه شاداب، حتی حساسیت فصلیم دیگه نمیگیرم😄

    روابط بی نظیر شده بی نظیر، به خدا یه عشقیو از عزیزه دلم دریافت میکنم که اصلا شگفت زده میشم❤️

    غریبه ها انگار چندین ساله باهام رفیق صمیمین یه جوری به خدمتم در میان یه جوری کارامو پیش میبرن من فقط میگم اوهااا چیشد که این شد، رفتاره مشتریام اخ اخ انقدرررر صبورن انقدر مهربون شدن 🤩

    معنویتم با خدا خیلییی بهتر شده خیلییی🤲، حالا که نتایج مالی گرفتم میتونم بگم شد میتونم بگم میشه میتونم بگم به خدا آسونه

    به خدا تو این یه ماه اصلا زجر نکشیدم اصلا تلاش الکی نکردم اصلا حرص نخوردم انقدررر راحت انقدرررر راحت این 6میلیون وارد حسابم شد که به خودم میگفتم چه باحال نیاز نیست اونکاره سختو انجام بدم چه باحال نیاز نیست صبح تا شب بدوام، استراحت میکنم تمرکز میکنم و توجه میکنم به اون مبلغه به اون راحتیه و خودش میاد البته نه اینکه بشینم خونه و هیچکاری نکنم نه، ولی همه چی چیده میشد که راحت انجام بشه و چه چیدمانی قشنگ تر از دسته خدا🤲❤️

    کلیییی ترمز دیگه دارم کلی تازه یکیشو برداشتم این شد کلشو بردارم چی میشه

    دیگه هیچ چیزی رویا نیست هیچ چیزی فقط کافیه تمرکز کنم فقط کافیه بپذیرم مسئولیته تمامه اتفاقات زندگیم رو

    استاد وقتی خودم رو بخشیدم دنیا منو بخشید جهان منو بخشید وقتی گفتم هر اشتباهی در گذشته کردم اشکال نداره من ادمم میخوام زندگی کنم میخوام لذت ببرم باید خودم رو ببخشم وقتی بخشیدم اصلا یه چیزی از پایین سرم خالی شدم گفتم آخییییییش

    ساعتها تو شبکه های اجتماعی بودم ساعتها تو سایتهای بی اهمیت بودم ساعتها تو صفحات ادمها دنباله راهو چاره برای خودم میگشتم ساعتها حسرت میخوردم، استفاده از شبکه های اجتماعیم تقریبا 16ساعت بود!!! 8ساعته باقیشم خواب بودم

    اما حالا ساعته استفادم صفره صفره صفره و ساعته کار کردن رو خودمو باورهام، ورزش کردن، شکرگذاری کردن، لذت بردنم شده 16 ساعت، وقتی میام تو سایت انگار اومدم تو بهشت انگار اومدم سره سفره غذای روح انگار خدا میگه بیا اینجا فرشته ها جمعن ❤️

    خدایاشکررررت این همه تغییر فقط تو 2 ماه 🤲🌹

    به خدای بزرگ میسپارمتون به اون الله که ایمان آوردن بهش و انجام دستوراتش مارو به پادشاهیه جهان میرسونه(چقدر این جملاتو دوست دارم) به همون میسپارمتون

    🌹گل برای گل🌹

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  6. -
    اندیشه افشین گفته:
    مدت عضویت: 3209 روز

    بقرآن بقرآن بقرآن عمل به همیییییین یک ساعت حرف هایی که استاد گفت برابر با کسب صدها نتیجه ست … چقدر من ایده گرفتم چقدر باور هام تغییر کرد با تمام این یک ساعت … چه پاسخ هایی که دریافت کردم …..بارها گفتم که این فایل ها به هییییییییییچ عنوان ، رایگان نیستند …. فایلهای دانلودی ، گنجینه ای نفیس است برای خانه تکانی قلبها و سلامت تَن ها و بهبود ذهن های افسرده و منبع ایجاد رزق و نعمت الهی و جذب عشاق و تشنگانی که همدیگر را در پیچ ها جا گذاشته و گم کرده اند …..

    یاد خودم افتادم ، یک سال و نیم پیش حدود ساعت سه شب ، دربدر دنبال راهی برای نمردن ، دربدر دنبال خدایی که من را ببیند و صدایم را بشنود ، دربدر بخدا ، بقرآن دربدر بودم …. سقفی بود بالای سرم ، همسری مهربان و فرزندانی سالم و شغلی مستقل که از من یک کارآفرین ساخته بود ….اما من دربدر بودم ، پول نداشتم ، آرامش نداشتم ، نگران و مضطرب ، پریشان و خسته و ترسو بودم ….دربدر خدایی که چهره اش را از یاد برده بودم و در کودکی جایش گذاشته بودم …. آواره کانال های موفقیت تلگرام و دست آویز جایی که کمکم کنند که کمی برخیزم ، بخندم ، کسی که فقط امید بمن بدهد ، از موفقیت ناامید بودم و راضی شده بودم به حرفهای قشنگی که لحظه ای آرامم کنند که حداقل جانی برای خندیدن با بچه هایم و آشپزی داشته باشم …. چقدر بدبخت بودم … یک سال در دوره های یک نفر شرکت کردم که فقط ادای موفق ها را در می آوردم ، این شخص تبلیغ زیاد میکرد و بعد از جذب مخاطب به هیچیک از وعده هایش عمل نمی کرد و حتی کارمندانش با هم به مشکل برخوردند و من شروع به سرچ کانال های موفقیت میکردم و شبها از غم و غصه و نگرانی خواب نداشتم و در همان بیداری های شبانه فایلی صوتی را دانلود کردم که بیدار تر شدم ، حدود یک ساعت و نیم بود و من تا صبح بیدار موندم و چنان انرژی و جانی در تنم جاری شد که تا صبح شد تمام خونه را زیر و رو کردم و یک وانت لوازم بلااستفاده که البته نو بودند را بخشیدم و همان روز از موسسه خیریه بمن زنگ زدند و گفتند چه آدم هایی که برایت دعا کردند ….و بعد حریص و تشنه بودم که بدونم این صدای چه کسی بود که من را دیوانه کرد…. به یکی از کارمندان همان شخصی که در دوره هایش شرکت کرده بودم پیام دادم و فایل را برایش فرستادم و گفتم این کیه گفت :«این صدای عباس منشه» و من سرچ کردم و فکر میکردم عباس منش ، کسی با سن بالا با ظاهری مذهبی و ریش باشه که وقتی چهره استاد را دیدم باورم نشد که اون حرفهایی که من را شیدا و دیوانه کرده بود را این مرد گفته باشه چهره ای جوان ، زیبا ، دوست داشتنی ، خودمونی ، انگار که سالها میشناختمش ، کانالش را پیدا کردم و به خانم فرهادی عزیزم زنگ زدم وقتی از قیمت محصول شاکی شدم و ایشون که سرشار از تجربه هستند من را راهنمایی کردند که ما شصت هفتاد تا فایل رایگان روی سایت داریم اول اونها را گوش کن بعد حتما میتونی محصول بخری ، مثل یک دانش آموز که به حرف معلمش گوش می کنه و مهمتر از گوش کردن ، باور میکنه ، من این حرفشون را بعنوان روند آموزش هاشون گوش و باور کردم و خوشبختی من ، از اون روز شروع شد …… استاد عزیزم شاید فایل های تو از نظر خودت رایگان باشه ولی قسم می خورم و به جرأت میگم که از گرون ترین دوره های موفقیت ، باارزش تر و تاثیر گذار ترند و اگر کسی نتیجه نمی گیره قطعا در وجود خودش باید دنبال علتش بگرده….. هزاران سپاس و سپاس و سپاس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  7. -
    علی میرفخررجایی گفته:
    مدت عضویت: 1765 روز

    به نام خداوند بخشنده و بخشایشگر

    سلام به استاد مهربونم و خوش قلبم و خانم شایسته ی مهربان،

    سلام به همه‌ی دوستان عزیزم، در سایت،

    3 سال زمان برد تا من درکم مثل درک استاد بشه که کل اتفاقات زندگی من داره توسط خودم توسط افکار خودم توسط باور های خودم رقم میخوره،

    از کجا اینو میگم ؟ از اونجایی که حرکت کردم،از اونجایی که تو این سه ساله کلی نتیجه گرفتم،

    درسته که هنوز خیلی فراره و ما خیلی راحت گول میخوریم در مورد اعمال فیزیکی ،

    اما خدارو شکر الان تو سطحی هستم،که هر روز دارم به یاد خودم میارم که علی اتفاقات داره با افکار تو رقم میخوره ها،به جای کارهای بیهوده به جای دویدن دنبال یه قرون دو زار به جای حساب کردن روی اینستاگرامو پدرو شغل پدرو استادتو هررررر عامل بیرونی ،

    باباااااا

    بیا بشین این مغذتو درست کن،

    بیا بشین خواستتو تجسم کن خودش اتفاق میوفته

    روز های اول نمیتونستم این جمله رو بپذیرم،چون ناآگاه بودم اما وقتی به یاد آوردم کل اتفاقات گذشته ی زندگیم رو که خودم با افکارم اون اتفاقات رو به وجود آوردم،بعد هم که با دوره یمقدس دوازده قدم ، قدم به قدم این موضوع رو امتحان کردم آگاهنه و تجربه کردم،

    بااااور کردم که کل اتفاقات داره توسط افکار من رقم میخوره،

    کل اتفاقات زندگی هر فردی که ما میبینیم چه فقیر چه ثروتمند به مشهور چه غیر مشهور چه موفق چه بد بخت ،

    بازتاب دقیقی هست از افکار درون و باور های خودشون،

    من هم مثل همه همه چی رو عامل می‌دونستم الا ذهن خودم،

    خدا خدا هم میکردم یه جاهایی هم که بهش توکل میکردم نتیجم میگرفتم،اما بازهم ته ذهنم این بود که شانس وجود داره،اگه بشه چی اگه نشه چی وجود داره،

    اطمینان خاطر نبود،باور نبود،

    من هم واکنش نشون میدادم به اتفاقات به آدم ها به پدرم به مادرم

    منم میرفتم روضه میرفتم حرم امامان بلکه مورد قرب درگاه الهی قرار بگیرم،

    دریغ از اینکه خدای من از رگ گردن به من نزدیک تر بوده ،اجابت کننده ی درخواست درخواست کننده

    ,

    میدونید ما خیلی چیزا رو باور کردیم اما واقعا چرا ما خدارو باور نکردیم؟! چرا به همه چیز قدرت می‌دادیم الا خدا؟!

    ،

    البته من حس میکنم حتی کشف حقایق و شناخت خداوند یک مسیری هست در این دنیای مادی که هرکس خودش بخواد بهش هدایت میشه ،

    .

    استاد جان این شما میگید من که نه تبلیغی کردم نه کاری کردم نه رفتم داد بزنم آی بیاید از محصولات من استفاده کنید،هرکس که آماده باشه جهان هدایتش می‌کنه به سمت من،

    این باور شماست همون خداوندی که به ما معرفی کردین داره این کارو برای شما انجام میده،

    بزارید از خودم بگم

    آره وقتی من آماده بودم خداوند منو هدایت کرد به سمت شما، وقتی من در مدار شما قرار گرفتم خیلی قشنگ صحبت های شمارو پذیرفتم و وارد سایت شدم و ثبت نام کردم و تحول باورهای من شروع شد،

    چقدررررر استاد حرفتون درسته ،چفدر این راحته چقدر عزت مندانست که اجازه بدی خداوند افراد درست رو در زمان درست به سمت شما هدایت کنه،

    دیگه ما چی باید ببینیم تا باور کنیم؟!

    من هم بعد از خدمتم با یک سری کتاب های موفقیتی آشنا شدم در واقع همون ها هم کاملا هدایتی بود،خداوند منو هدایت کرد،منو آماده کرد،

    وقتی میدیدم تو کتاب های خارجیا هم حرف از خداوند میشه مقاومت هام کمتر شد،چون فقط فکر میکردم خدا برای کسایی که به امامان اعتقاد دارن یا شیعه هستن!!! به خاطر ورودی های ذهنم و تبلیغ مذهبیون،

    اما خداوند مهربان لطفشو شامل حالم مردم و هدایتم کرد،قلبمو نرم کرد برای پذیرفتن حقایق،

    خود من هم دقیقا از کسایی هستم که قبل از شما با یکی دو تا از این بچه های موفقیت آشنا شدم یک مقدار انگیزه و امیدم بیشتر شده بود و بعد در زمان مناسب،

    استاد من از طریق شاگردمون که یک زندانی بود آشنا شدم!!!

    ما بیرون یک کارگاه هم داشتیم که زندانیانی که تحت حمایت انجمن بودن پیش ما کار میکردن و فایل های شما از طریق یکی از همون ها به من معرفی شد،

    استاد یه چیز جالب تر،

    وقتی من یک مقدار داشت مدارم از لحاظ ثروت هم تغییر میکرد و احساسم به سمت ثروتمند شدن تغییر میکرد، باز از طریق یکی از همون زندانی ها دائم به من اسرار میشد که علی آقا بیا این ارز دیجیتال و بخر کاری ندارم که با مبلغ دو میلیون میتونی 1 میلیارد از این سهم بگیری و این خیلی رشد میکنه،

    اولش مقاومت داشتم،از نشونه و این داستانا هم خیر نداشتم،و فکر نمیکردم شاید این پیام خداوند باشه،

    بعد من گفتم آخه دو تومن چیه دیگه،من خریدم،

    استاد بعد از چند ماه اون ارز چنان رشد کرد که همه به من میگفتن تو چطوری فهمیدی این ارز رشد می‌کنه و خریدی؟

    اما من به خاطر ذهن فقیرم همون تو رشد های اول فروختمش،اما الان همون 2 میلیون نزدیک به 2 میلیارد قیمتش شده،

    نمی‌خوام بگم ارز دیجیتال ثروتمند می‌کنه نه،

    وقتی من در مدار مناسب قرار گرفتم از طریق دستان خداوند هدایت شدم و عمل کردم و اون نتیجه شد،

    و این همون باوره که وقتی من در مدار مناسب قرار بگیرم به بی نهایت طریق خداوند ثروت رو وارد زندگیم می‌کنه نه از طریقی که بقیه میگین

    ،

    من روزهای اولی که این فایل شمارو میدیدم،همش فکر میکردم باید پاشم یه کار فیزیکی بدون فکر و ایمان و باور انجام بدم،

    حتی من اون اوایل پاشدم اومدم تهران اما اصلا من باوری نساخته بودم،خدارو باور نکرده بودم هنوز،و به محض اینکه پولم داشت تموم میشد ترسیدم برگشتم اصفهان،

    اما بعدش وقتی آماده تر شدم خداوند به اون طریق که خودش میدونست خیلی شیک و مجلسی تو پر غو منو آورد تهران و بزرگم کرد و رشدم داد و آماده ترم کرد،

    من اصلا اون موقع نمی‌فهمیدم ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است یعنی چی،

    اما الان می‌خوام یک مقدار از این روند صحبت کنم که هم برای خودم یاد آوری بشه هم شاید برای دوستان تازه وارد یک مقدار مفید باشه،.

    ایمان با عمل یه آکاهی ها به وجود میاد،

    وقتی استاد کارهایی که گفتن تو دوره ی دوازده قدم انجام دادم ،آروم آروم داشتم خدارو باور میکردم باور میکردم که همه خداوند داره کار میده داره جواب میده به درخواست ها و فرکانس های من،

    وقتی من اینو یک کوچولو باور کردم بیشتر بهش عمل کردم،وقتی بیشتر بهش عمل کردم بیشتر داشتم نتیجه می‌گرفتم به خصوص تو مواردی که مقاومتم کمتر بود مثل روابط اما بود،تو روابط خیلیییی نتیجه گرفتم الان همه عاشقم میشن همه بهم کمک میکنن همه ی درخواست هام قبول میشه،

    خب این نتایج باعث شد جنس اقدامات من یک مقدار شجاعانه تر بشه یک مقدار فرق کنه،

    وقتی عمل کردم و در مسیر های متفاوت حرکت کردم با باور درست دیدم که اونطرف هم داره کار میده،

    واین ایمانی رو هر روز داشت در من تقویت میکرد که هم به صورت ذهنی بیشتر روی خودم کار کنم هم به اون قدم هایی که بهم گفته میشه با ایمان بیشتر عمل کنم و حرکت کنم،

    مثل الان که من برای اینکه ایمانم قوی شده که من در هر مسیری که حرکت کنم خداوند بهم کمک می‌کنه و با کار کردن روی باورهای ثروت آفرینم هر کجا که باشم پر هر شرایطی هدایت میشم که پول هم بیاد تو زندگیم،

    من حرکت کردم و هر قربانی لازم بود برای رسیدن به هدفم پرداخت کردم هر شجاعتی لازم بود به خرج دادم توکل کردم،

    و با یک چمدون الان توی یک باشگاه زندگی میکنم برای اینکه تمرکز صد در صدی روی تمریناتم باشه و کل ذهنم تو این فضا باشه ،اولش ترس داشت اما صدای الهام خداوند خیلی بلند تر بود برای حرکت کردن

    و من فقط عمل کردم،

    الان هم باید باز هم عمل کنم،باید خیلی جدی تر روی ذهنم کار کنم تا روی فیزیکم،

    در واقع این ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت هست،

    هم باید در مورد عمل به قانون باشه که خیلی مهم تره میتونیم بگیم 99 درصد کاره و هم باید در مورد حرکت فیزیکی باشه همون قدمی که بهمون الهام میشه بهمون گفته میشه،که 1 درصد کاره،

    باید روی ایمانمون کار کنیم، باید بیشتر خدارو باور کنیم،.به خدا خود من هنوز توکلم به خیلی از موارد بیشتر از خداونده،

    یه موقع های شرمنده ی خدا میشم،که من به این اپلیکیشنه بیشتر توکل دارم تا خداوند،

    اما به خدا قدرت خداوند میلیارد ها برابره قدرت انسانه،

    وقتی من رابطه ی بین کار کردن روی باور هام و احساس خوب رو با نتایج میفهمم،همینو باید بارها و بارها به یاد خودم بیارم که این اصله بابا ،

    این وظیفه ی منه،بقیش وظیفه‌ی اونه،

    وظیفه ی من اینه که به احساس خوب برسم احساس یقین ایمان توکل فراوانی ،خداوند به بی نهایت طریق نعمت هارو وارد زندگیم میکنه،

    ،

    آره استاد الان خیلی حواسم هست و خیلی دارم به این موضوع عمل میکنم که به جای اینکه به عوامل بیرونی گیر بدم بیام این درون خودمو درست کنم،

    هر چیزی اون بیرونه بازتاب دقیقی از درون منه،

    خدایا شکرت،

    شکرت به خاطر درک این لحظم،

    و از خدای مهربانم می‌خوام مثل همیشه کمکم کنه هدایتم کنه تا باورهای تقویت بشه،ایمانم بیشتر بشه،صبرم بیشتر بشه،توکلم بیشتر بشه،

    و من باید با افکار خوب منتظر اتفاقات خوب باشم،من باید با ورودی خوب و رسیدن به احساس بهتر منتظر اتفاقات خوب باشم و همینطور برعکس،

    واقعا هر خیری به ما میرسه از طرف منبع هست،منبع خیر و برکت ،منبع رزقو روزی،و هر سری به ما میرسه،برای اینه که ما از منبع دور شدیم ،و درگیر عوامل بیرونی شدیم،درگیر قوانین زمینی شدیم،

    این فایل خیلی خوبه خیلی آگاهی بخشه و هر بار تو مسیر به من کمک میکنه،

    خدایا شکرت،

    برم سر تمرینم،

    استاد جانم میبوسمت،

    برای همه‌ی دوستانم هم آرزوی بهترین هارو میکنم،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
    • -
      حدیث سادات حسینی گفته:
      مدت عضویت: 1107 روز

      علی عزیز سلام!

      با تمرکز نشستم پشت میز تحریرم و شروع کردم به گوش دادن روزشمار امروز. « ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است » گوش دادم و تمرکز کردم و کیف کردم و خواسته هام رو تجسم کردم و ایمان استاد رو تحسین کردم. میخواستم بیام کامنت بذارم که دستم خورد اومدم رو کامنت شما. نگهش داشتم چون مطمئن بودم این اتفاق شانسی نیفتاده. شروع کردم به خوندن کامنتت و بعد از هر پاراگراف بیشتر تعجب می‌کردم از این نشانه های واضح؛ از این هدایت شفاف. تو تک تک جملاتت داشتم جواب سوال هام رو می‌گرفتم. دو سه جا درمورد دو راهی هایی که الان توش هستم حرف زدی و من فقط می‌تونستم بگم خدایا شکرررررررت. تو امروز دستی از دستان خدا شدی برای هدایت من. نشانه ای شدی برای حرکت در مسیر درست. امیدوارم توی هر لحظه بهترین اتفاقات ممکن برات بیفته. موفق و مؤید باشی ️

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    مجید گفته:
    مدت عضویت: 2824 روز

    سلام به استاد بادیدن فایلها وخواندن دیدگاها من انرژی گرفتم وتصمیم گرفتم مبلغی ازدرامدم راهزینه این فایلها کنم که روزبه روز من راشجاعتر مکند من یک شب تصمیم گرفتم که به قبرستان روستایمان بروم وببینم چه اتفاقی می افتد ورفتم ودیدم به غیر از خدا هیچ کس انجا نبود ونتیجه این فایلهاست که من میبینم وروز به روز شجاعترمی شوم و ایمانم قویتر می شودوخدارا هروز شاکرم که لیاقت داشتم کهخداونداستاد راسرراه منگذاشت و دوره تکاملم داره تی مشود وباور کنم که رزق میاید به دنبالم نه من به دنبال رزق بروم باتشکر ازهمه واستاد خوبم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  9. -
    حمید جاوید گفته:
    مدت عضویت: 3536 روز

    با سلام

    بچه ها ی موضوعی رو میخواستم درموردش صحبت کنم. موضوعی که به این فایل و محتویش یعنی توحید عملی=ایمانی که عمل نیاورد حرف مفته مربوطه

    الان داشتم با خودم در مورد نتایج عالی که امروز گرفتم صحبت میگرفتم و میگفتم که چرا وقتی تو اوایل راه هستیم و یا وقتی همیشه به قانون عمل نمیکنیم، با عمل کردن به قانون نتیجه ای رو میگیریم ذهن شروع میکنه به گفتن این مطلب که خب افرین این نتیجه خوب رو گرفتی، حالا بیا برو مرخصی (خودم اینجوری تعبیر میکنم)؟؟؟!!!!!

    یعنی انگار سیستم مغزیمون یجوری طراحی شده که انگار عمل کردن به قانون، تو هر جنبه ایش، توجه به زیبایی، اقدام کردن و عمل کردن به الهام و هر چیز دیگه ای براش ی کار طاقت فرساس که ازش انرژی میگیره و وقتی یبار انجامش میده میگه خب دیگه انجامش دادی، حالا بیا برو تو جمع بشین یکم اختلاط کن، یکم حرف مفت بزن، یکم غیبت کن، یکم فیلم ببین، یکم بر خلاف قانون عمل کن!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟

    هی میگفتم چرا اینجوریه؟

    این الهام بهم شد.

    اینکه هنوز قانون رو باور نکردی!!!!

    خب در چه زمینه ای باور نکردم؟؟؟؟

    در این زمنیه که فک میکنی زندگی طبیعیه اینکه همش مشکل وجود داشته باشه، ترس باشه، کارا خوب و ساده پیش نره و …..

    و این نتیجه ای که حالا گرفتی و خوب پیش رفت ی چیز شانسی بوده، پس خودتو الکی خسته نکن!!!!!

    خب اینجوری میشه که همش یکم عمل میکنیم دوباره روز از نو روزی از نو!!!!!!!!

    بعد گفتم خب راه کار چیه؟؟؟

    ک گفت اول باور کن قانون و طبیعت جهان اینه که همه چیز با فرکانس تو ساخته میشه.

    طبیعیه اینکه که همه چیز همیشه عالی باشه، همیشه پر برکت باشه، همیشه شادی باشه، همیشه روابط عالی باشه، ثروت از درو دیوار برات بریزه، همیشه ارامش باشه، ازادی باشه و در یک کلام

    همیشه ساده تر از قبل زندگی پیش بره و در تمام جهات عالی و هر بار هم باز ساده تر و عالی تر (:

    وقتی اینو باور کردی خب بیا آگاهانه شکرگزار باش.

    وقتی ب قانون عمل میکنی و نتیجه میگری هی بیا در موردش صحبت کن و سپاسگزار باش و به خدا بگو که خدایا شکرت که اولا قوانین ساده ای رو وضع کردی که همیشه ثابته و دوم اینکه به من این قدرت رو دادی که از این قانون استفاده کنم و زندگیم رو اونجوری که میخوام رقم بزنم.

    پس اول به خودم میگم

    1) قانون اینه که من فرمانروای زندگیمم و خودم زندگیم رو رقم میزنم، اونم هرجوری که بخوام

    2) روال طبیعیه زندگی اینه که وقتی من فرکانس همسو با خواسته رو میفرستم، این نتایج عالی هم پیش بیاد

    پس 3) اگاهم به این قدرت و اگاهانه براش به درگاه خداوند سپاسگزارم

    شاد باشید….(:

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  10. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 962 روز

    به نام ربّ

    سلام با بی نهایت عشق برای شما

    رد پای روز 19 بهمن رو با عشق مینویسم

    من وقتی بعد نماز صبح قرآن رو از ادامه آیه دیروز خوندم به قدری حیرت انگیز بود که ،انگار من اصلا تاحالا نخونده بودم این معانی رو

    سوره بقره

    وَعَلَّمَ ءَادَمَ ٱلۡأَسۡمَآءَ کُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمۡ عَلَى ٱلۡمَلَـٰٓئِکَهِ فَقَالَ أَنۢبِـُٔونِی بِأَسۡمَآءِ هَـٰٓؤُلَآءِ إِن کُنتُمۡ صَٰدِقِینَ(٣١)

    و خدا همۀ اسماء را به آدم یاد داد، آن گاه حقایق آن اسماء را در نظر فرشتگان پدید آورد و فرمود: اسماء اینان را بیان کنید اگر شما در دعوى خود صادقید

    وقتی این آیه رو خوندم خیلی حس خوبی داشتم

    رفتم اسماء خدارو خوندم و کلی آرومم کرد

    قُلۡنَا ٱهۡبِطُواْ مِنۡهَا جَمِیعࣰاۖ فَإِمَّا یَأۡتِیَنَّکُم مِّنِّی هُدࣰى فَمَن تَبِعَ هُدَایَ فَلَا خَوۡفٌ عَلَیۡهِمۡ وَلَا هُمۡ یَحۡزَنُونَ(٣٨)

    گفتیم: همه از بهشت فرود آیید، تا آن گاه که از جانب من راهنمایى براى شما آید، آنان که پیروى او کنند هرگز بیمناک و اندوهگین نخواهند شد

    این آیه رو وقتی خوندم دقیقا همون هدایت هایی که توی این یکسال و به خصوص توی این دوماه ، که دوره هارو کار میکنم و خدا ریز به ریز بهم میگفت و هدایت میکرد و سبب آرامشم میشد ، که سبب میشد قدم بردارم برای ترس هام و به شجاعت و توحید در عمل تبدیل بشه ، یادم اومد و دستامو به صورتم گذاشتم و تشکر کردم و دستامو بوس کردم چقدر لذت بخش بود ،

    وای من تاحالا تو این یک سال این سوره رو چندین بار خونده بودم

    اما هیچ وقت متوجه نشده بودم که منظورش همینه که طیبه وقتی خدا ریز ریز هدایتت میکنه و هر روز تو داری توجه میکنی و شاخک هاتو تیز میکنی تا دریافت کنی ، و وقتی سعی میکنی عمل کنی بهشون و ترس هات رو به شجاعت تبدیل میکنه و بعد قدم برمیداری

    هرگز ترس و اندوهی به تو نخواهد رسید طیبه

    شاید این که من بارها تو این سال سوره بقره رو خوندم و این آیه رو متوجه نشدم ،دلیلش این باشه که من اون موقع به این مقدار سعی و تلاش نداشتم که شاخکام تیز باشه و یا ترس هایی داشتم که هنوز به توحید در عمل تبدیل نشده بود ، برای همین وقتی آیه هارو میخوندم هیچی متوجه نمیشدم

    اما الان همین که این آیه رو خوندم تک تک لحظه های این دوماهم اومد جلوی چشمم و داشتم لذت میبردم از یادآوریشون

    چون من ترس هامو تبدیل به شجاعت کرده بودم و ایمانم رو به خدا نشون داده بودم

    و این آیه رو که خوندم، گفتم دقیقا من الان به قدری درآرامشم که حس فوق العاده ای دارم

    چقدر جذابه این آیه

    من توی این دوماه به قدری ترس هام تبدیل به شجاعت شدن که من وقتی به چکاب فرکانسیم نگاه کردم متحیر بودم، از این همه تغییر خودم ، در عرض دو ماه و البته یک ماهش، تغییرات ،بیشتر بود

    چون من بیشتر سعی کردم در عمل ایمانم رو در مورد خیلی چیزا نشون بدم و مهم ترینش ،رهایی از خواسته عشق بود

    الان میفهمم چرا استاد در دوره عشق و مودت و عزت نفس نمیدونم کدوم یکی بود که میگفت خودتون حتی درمسیر درست باید مسیرتون رو پیدا کنید و کورکورانه از من پیروی نکنید

    هر کس حتی در مسیر درست حتی از استاد عباس منش با اینکه درست هست پیروی کنه ،درست نیست

    و میگفت خودتون برین قرآن رو بخونین

    من الان که دارم قرآن رو میخونم درک میکنم و کم کم انگار وقتش شده

    چون من قبلا هیچی از این آیات درک خاصی نداشتم

    با اینکه حتی این آیه رو بارها خونده بودم

    من وقتی متوجه این آیه شدم لذتش چندین برابر شد که من انگار یه درک عمیق تری نسبت به این موضوع نترس و نگران نباش داشتم

    که انگار خدا به وضوح داره بهم میگه که ببین طیبه

    تو قدم برداشتی و من درک آیات رو دارم یکی یکی طبق مدارت بهت عطا میکنم تا رشد کنی

    تا وقتی درک کردی و به یاد تک تک کارهایی که انجام دادی و سبب رشدت شد ، افتادی

    اینجوری راحت تر درک میکنی معنی آیات رو

    در همه جنبه ها عمل کنی ، میری مرحله بعدی ، همه چیز به عمل کردن تو بستگی داره طیبه

    قدم برداری درک همه چی رو بهت میدم

    خدای من سپاسگزارم

    الان که دارم مینویسم نمازمو خوندم و با خدا دُلمه خوردیم و بعد الان 6:7 هست که دارم قرآن میخونم و مینویسم

    میگم دلمه خوردیم؟!

    آره دلمه برگ انگور

    یه غذای بهشتی

    صبح زود مادرم و خواهرم رفتن جمعه بازار

    دلمه درست کرده بود ،منم یه کاسه برداشتم و بعد نمازم که تموم شد گفتم خدا موافقی دلمه بخوریم ؟

    رفتم یه کاسه برداشتم و دلمه هارو با لذت خوردیم ،به قدری خوش طعم و بهشتی بود که لذت بردم از این همه طعم های زیبا

    نمازم که تموم شد گفتم

    چقدر خدا باحاله آخه

    وقتی دوباره قرآن رو میخوندم

    سوره بقره

    یَٰبَنِیٓ إِسۡرَـٰٓءِیلَ ٱذۡکُرُواْ نِعۡمَتِیَ ٱلَّتِیٓ أَنۡعَمۡتُ عَلَیۡکُمۡ وَأَوۡفُواْ بِعَهۡدِیٓ أُوفِ بِعَهۡدِکُمۡ وَإِیَّـٰیَ فَٱرۡهَبُونِ(4٠)

    اى بنى اسرائیل، به یاد آرید نعمتهایى که به شما عطا کردم، و به عهد من وفا کنید تا به عهد شما وفا کنم، و تنها از من بر حذر باشید

    وقتی این آیه رو خوندم یاد عهدی که با خدا بستم که به من یاد داده بود که فقط و فقط جای خدا در قلبم هست و بندگی خدارو بکنم ،و دیدگاهم رو که دارم تغییر میدم ، عهد کردم .

    هر لحظه سعی میکنم یادم بیارم بگم که این دنیا گذرا هست و از دوره عشق و مودت و عزت نفس یاد گرفتم

    و من میخوام در لحظه بهترین حس هارو تجربه کنم و رها باشم و میدونم که این خداست که بهترین هارو از طریق بی نهایت دستانش به من هدیه میده

    خدایا شکرت

    سوره بقره

    وَلَا تَلۡبِسُواْ ٱلۡحَقَّ بِٱلۡبَٰطِلِ وَتَکۡتُمُواْ ٱلۡحَقَّ وَأَنتُمۡ تَعۡلَمُونَ(4٢)

    و حق را به باطل مپوشانید و حقیقت را پنهان نسازید و حال آنکه واقفید

    وای من تا حالا هیچ کدوم از این آیات رو متوجه نمیشدم

    اینجا که میخوندم ، گفتم داره دروغ گفتن رو میگه که همیشه سعی کنیم حقیقت رو بگیم

    که استاد عباس منش میگفت اگرخواستی دروغ بگی ، اول به خودت بگو من ترسو نیستم و حقیقت رو میگم

    سوره بقره

    وَٱسۡتَعِینُواْ بِٱلصَّبۡرِ وَٱلصَّلَوٰهِۚ وَإِنَّهَا لَکَبِیرَهٌ إِلَّا عَلَى ٱلۡخَٰشِعِینَ(45)

    و یارى جویید از خدا به صبر و نماز، که نماز امرى بسیار بزرگ و دشوار است مگر بر خداپرستان فروتن

    نماز=توجه

    یاد خودم افتادم

    من قبلا نماز رو به سختی میخوندم، فکرم هزار جا میرفت و اصلا متوجه نبودم معنی آیات چیه حتی به قدری ترس داشتم که با خدا سر نماز صحبت کنم ، حس گناه شدید داشتم

    اما الان وقتی این آیه رو خوندم با خودم گفتم چقدر من با خدا دوست شدم و الان که فکر میکنم نماز برای من به قدری شیرین و دل انگیز شده که من وقتی نماز میخونم با خدا میخندیم و با معنی آیات، که دارم تو دلم میگم کیف میکنم

    حتی من دو روزه وقتی عربی آیات رو میخوندم سر نماز یه جریانی حس کردم و بعدش به فارسیش بلند معنیاشو گفتم و حس کردم اینجوری خیلی برام راحت تره

    و چقدر رفته رفته نماز خوندن و با خدا صحبت کردن آسون و آسون تر میشه برای من

    سوره بقره

    وَٱتَّقُواْ یَوۡمࣰا لَّا تَجۡزِی نَفۡسٌ عَن نَّفۡسࣲ شَیۡـࣰٔا وَلَا یُقۡبَلُ مِنۡهَا شَفَٰعَهࣱ وَلَا یُؤۡخَذُ مِنۡهَا عَدۡلࣱ وَلَا هُمۡ یُنصَرُونَ(4٨)

    و حذر کنید از آن روزى که هیچ کس به کار دیگرى نیاید، و شفاعت هیچ کس پذیرفته نشود، و فدا و عوض از کسى قبول نکنند، و هیچ یارى کننده و فریاد رسى نخواهند داشت

    چقدر لذت بخش بود خوندن آیات قرآن

    خدایا شکرت

    من امروز یه حرفایی با خودم میزدم ،میگفتم طیبه عجله نکن ،باید تکاملتو طی کنی و اگر عمل نکنی هیچ اتفاقی رخ نمیده

    امروز یه چیزی عجیب بود

    نمیدونم با اینکه میدونم که خدا هدایتم میکنه و همیشه ریز به ریز و با حالت تاکیدی هم همیشه کمکم میکنه و هدایتم‌میکنه

    اما بازم هنوز برام عجیبه و بعد میگم نه این عجیب نیست

    حیرت انگیزه

    خدا داره هر لحظه هدایتت میکنه

    ریز به ریز

    من امروز رفتم اینستاگرام تا از اکسپلور نشونه ای بگیرم از خدا ،که همیشه فایلایی که از استاد عباس منش و یا آیات قرآن و یا صحبت های استاد الهی قمشه ای رو میشنیدم

    میگفتم الان صد در صد همینا هست

    اما نه

    انگار کل 80 درصد صفحه اکسپلور یهویی تغییر کرده بود به مصاحبه های قهرمان سنگ‌نوردی سرعت ،رضا علیپور

    متعجب شدم

    چرا انقدر تکرار

    اما نه ،میدونستم هدایته ، ولی باز متحیر بودم

    و میدونستم که با این تکرار و تاکید ،خدا صد در صد میخواد با من صحبت کنه و یه چیز مهم بهم بگه

    قبلش یه فایل از استاد دیدم

    در مورد تغییر مدار و باور، داشت صحبت میکرد میگفت :

    اگر میخوای مدارهات تغییر کنن ،باید روی باورهات کار کنی

    هرچقدر بیشتر روی باورهات کار کنی

    میتونی تغییرات سریع تر داشته باشی

    اما هرچقدرم سریع تر بشه

    یک شبه نمیشه

    هرچقدرم کار کنی ،سیستم باورها اینجوری نیست

    یعنی فرکانس اینجوری نیست ،که بشه یهویی تغییرش داد

    مثل یه کاشت درخت میمونه

    نمیتونی یه کاری بکنی ،یه درخت درلحظه رشد کنه و میوه هم بده ،هر کاری بکنی اتفاق نمی افته

    این با قانون جهان در تضاده

    میتونیم رو باورامون کار کنیم و آرام آرام پله هارو طی کنیم

    مدارهارو طی کنیم

    اگر میخوای به ماهی 100 میلیون ،100 میلیارد برسی

    اول باید مدار های کوچیکتر رو چیکار کرده باشی؟ تجربه کرده باشی و یه نکته خیلی مهم

    باید مدارهای کوچک رو ، درش به یک مقداری هم توقف کرده باشی

    اینو که شنیدم به فکر رفتم باخودم گفتم طیبه دوباره به این فکر نباش که تابلوی جدیدت رو شروع کنی و به مبلغ بالاتر بفروشی

    تو هنوز تکاملت رو در فروش نقاشیات طی نکردی

    باوراتو درمورد فروش نقاشی قوی نکردی

    بعد وقتی دیدم پشت سر هم به صورت تاکیدی فایلای مصاحبه رضا علیپور قهرمان سنگ نوردی جهان رو نشون میداد

    شاخکامو تیز کردم و به دقت صحبت هاشو گوش دادم

    یه قسمتشو دیدم میگفت :

    اونجایی که من بزرگ شدم محبتی نبود و خلاف بود و …

    معلمش بهش گفته علیپور از اوناست که معتاد میشه تو جوب میمیره میگید نه نگاه کنید

    و اون پسری که معلمش گفته بودن میمیره

    قهرمان جهان شده

    بعد گفت : توی دیوار مدرسه ما نوشته بود

    آدمی ساخته افکار خویش است ،فردا همانی میشود که امروز می اندیشد

    گفت اون داستان اینکه من قهرمان شدم ،اون دو خط بود

    و میگفت من هیچ جوره نباید قهرمان جهان میشدم

    من نه مربی داشتم

    نه امکانات در سطح جهان ،اصلا من سطح کشور هم نداشتم

    من جایی مدال آوردم که اصلا دنیا تعریفی واسه مدال من نداشت

    من جایی قوانین رو عوض کردم که کشورایی عین آمریکا و ژاپن قواعدشون تغییر کرد

    تو سن 19 سالگی قهرمان دنیا شدم

    من بدون مربی قهرمان جهان شدم

    میگفت وقتی بچه بوده خانواده اش میگن این دیوونست

    این حرفارو که میشنیدم انگار خدا میگفت ببین من هر روز دارم بهت تاکید میکنم اما جدی نگرفتی

    8 ماه زمان داری

    تو هم میتونی

    بعد هی پشت سر هم ادامه مصاحبه هاش به صورت تیکه ای تو اکسپلور میومد و نگاه میکردم و از هر فایل یه پیام دریافت میکردم

    یکی از صحبتاش میگفت نسبت به خودم بی رحم بودم

    وقتی تمرین میکردم دستم درد میکرد انقدر رو دستم میزدم تا دردش مثل آتیش بشه و درد رو نفهمم

    میگفت اهمیتی نداشت برام که عضله هام پاره بشه ،میدونستم اما اهمیت نداشت

    یا باید این راهو تموم میکردم یا باید برمیگشتم تو اون تاریکی

    صحبتاشو که شنیدم یاد نوشته استاد عباس منش افتادم که میگفت تو یه کیف گذاشته بود و گردنشون آویزون کرده بودن که دقیق جمله شون یادم نیست

    فکر کنم اینو گفتن که یا میمیری یا موفق میشی

    وقتی گوش میدادم به صحبت هاش متوجه شدم که من دارم افکار محدودم رو میگم

    میگفتم مگه گناه نیست آدم به بدنش سختی برسونه و اعضای بدن شکایت میکنن از ما که چرا سخت گرفتی بر بدنت

    یا اینکه چرا شبو نخوابیدی بدنت تحلیل میره و کلی باور محدود دیگه که میدونستم چرا من نمیتونم شبا بیدار بمونم

    چون به قدری باورای محدودم قوی بودن که تا میومدم بیدار بمونم هم خوابم میگرفت هم میترسیدم که از بی خوابی مریض بشم

    تا اینکه متوجه شدم و به خودم گفتم ببین وقتی این سنگ نورد میگه من شبا نمیخوابم و خوابم کمه و حتی از استاد رنگ روغنت شنیدی که دو ساعت میخوابه

    یا از خیلی از نقاشا

    حتی استاد فرشچیان میگفت دو ساعت میخوابیده

    پس نترس طیبه

    عادت میکنه ذهنت به شیوه جدید

    وقتی این همه آدم بیدار موندن و سلامتن و مهم تر از همه صورتشونم پوستش خوب هست

    پس تو باید باور قوی بسازی و انقدر تکرار کنی که ذهنت قبول کنه و شبا بیدار بمونی و نهایت 4 ساعت بخوابی

    ……

    بعد دیدم میگفت

    یه مربی دارم خیلی بی رحمه

    هیچ رحمی بهم نداره

    حتی بهم یه روز استراحت نمیده

    مکث کرد و گفت

    اون خودمم

    آره

    اون مربی خودمم

    تلاش کنید ،متوقف نشید

    دنیا برای ترسوها نیست

    …….

    و گفت وقتی درد رو پذیرفتم دیگه دردی رو نفهمیدم

    درواقع چیزی که میخوام بگم پذیرفتنه

    هر شرایطی که داری باید بپزیری

    تا زمانی که نپذیری شکوه سراغت نمیاد

    …..

    وقتی تمام این صحبت هارو شنیدم منم تصمیم گرفتم تو دفترم بنویسم و نوشتم

    نوشتم و با خودم عهد کردم

    میدونم بارها تو این چند ماه عهد کردم و یه سریاشونو عمل نکردم

    اما سعی کردم و قدم هایی برداشتم

    اینبار از خدا کمک خواستم که قدم هامو بیشتر بردارم و عمل کنم

    میدونم من باید قسمت خودمو درست انجام بدم و همه اش برمیگرده به باورام

    من باید بشینم و از خودم سوالایی بپرسم که چرا سبب میشه تعلل کن

    و اینم میدونم که همه تعلل کردن هام به ترس هام برمیگردن و شرک هستن

    و البته که به قول استاد عباس منش ،یک شبه نمیشه موحد شد مثل حضرت ابراهیم تسلیم بود

    اونم تکامل داشته

    پس من به خودم میگم طیبه تو فقط یه کاری انجام بدی

    و اون اینه که به قول استاد که میگفت تکامل رو اگر میخواین به سرعت طی کنین ، تجربیاتتونو بیشتر کنید سرعت میگیره

    تو باید وقتی یه کاری رو انجام دادی به سرعت بری سراغ کار دیگه و انجامش بدی

    اینجوریه که سریعتر طی میکنی

    و تبدیل به ایمان میشه

    من در دفتر مخصوص خودم نوشتم و امضا کردم به خودم‌گفتم طیبه شبا هم کمتر میخوابی ، یا میمیری یا موفق میشی که پیشرفت کنی در مهارتت نقاشی

    و تلاش ذهنی رو 99 درصد انجام بدی

    حتی خدا بارها به من گفته بود شبا نخواب و من کمکت میکنم ،حتی به من گفته بود از طریق بی نهایت دستانش و نشونه هاش ، که حتی تو میتونی فقط دو ساعت بخوابی

    من کمکت میکنم

    و عهد کردم که این سوال و جوابی که تازه یاد گرفتم ،هر روز از خودم بپرسم و باورهای قوی رو بنویسم و ضبط کنم درهمه جنبه ها و تکرار کنم

    بعد نوشتم و نوشتم

    دقیقا این جمله رو می نوشتم :

    من نمیدونم چی قراره رخ بده

    فقط تاریخ 1404/07/12 رو بهم‌نشونه دادی و 12 دی گفتی 9 ماه مانده وبه من درک این نشونه ات رو دادی و گفتی که باید تمرکز بذارم

    هیچی نمیدونم

    درهمه جنبه ها عشق ،شادی ،سلامتی ،آرامش ،ثروت و نعمت و نقاشی و طراحی های ایده الهام شده توسط خدا

    هیچی نمیدونم و نمیدونم هیچی درموردشون بگم

    میخوام اعتماد کنم ، در همه جنبه ها میخوام بی نیازم کنی ربّ من

    اینارو که نوشتم مسجد کنار خونه مون قرآن قبل اذان مغرب رو گذاشت

    قشنگ یه حسی بهم گفت گوش بده به آیات

    نشونه ای برای تو هست

    من دقت کردم اما چند آیه رو که خوند نمیتونستم تشخیص بدم

    هی گوشامو تیز میکردم متوجه بشم آیات رو ، تا اینکه یه تیکه از آیه رو متوجه شدم و تو برنامه قرآن گوشیم نوشتمش

    آیه 59

    سوره انعام

    وَعِندَهُۥ مَفَاتِحُ ٱلۡغَیۡبِ لَا یَعۡلَمُهَآ إِلَّا هُوَۚ وَیَعۡلَمُ مَا فِی ٱلۡبَرِّ وَٱلۡبَحۡرِۚ وَمَا تَسۡقُطُ مِن وَرَقَهٍ إِلَّا یَعۡلَمُهَا وَلَا حَبَّهࣲ فِی ظُلُمَٰتِ ٱلۡأَرۡضِ وَلَا رَطۡبࣲ وَلَا یَابِسٍ إِلَّا فِی کِتَٰبࣲ مُّبِینࣲ(5٩)

    و کلیدهاى خزائن غیب نزد اوست، کسى جز او بر آن آگاه نیست و نیز آنچه در خشکى و دریاست همه را مى داند و هیچ برگى از درخت نمى افتد مگر آنکه او آگاه است و نه هیچ دانه اى در زیر تاریکى هاى زمین و نه هیچ تر و خشکى، جز آنکه در کتابى مبین مسطور است

    مگه میشه این همه هماهنگی

    اگر با منطق بخوای بگی ، نه نمیشه

    اما منطقی وجود نداره ، وقتی خدا قدرتمند ترین ربّ جهان هستی ،به این دقت داره میچینه و به این دقت داره ریز به ریز کمکت میکنه و هدایتت میکنه تا با دیدن این نشونه ها تو مسیر ایمان به خدا ثابت قدم باشی و ادامه بدی

    من دقیقا اون لحظه در دفترم نوشتم ، میخوام اعتماد کنم

    نوشتم که هیچی نمیدونم

    بلافاصله بعد نوشتنم ،قرآن خوند

    و وقتی آیه ای رو تلاش میکردم بفهمم و معنیشو ببینم

    دقیقا آیه ای رو شنیدم و متوجه شدم و نوشتم که دیدم معنیش مرتبط بود با همین نوشته من، که گفتم میخوام اعتماد کنم

    اینا یعنی چی ؟ یعنی اینکه خدا حتی ریز تر از اون چیزی که من فکرش رو میکردم داره هدایتم میکنه

    حتی تو آیه 59 بهم گفت که

    گفتی اعتماد میکنم

    و من با این آیه کلید دادم بهت و کلید های خزائن غیب دست اوست …

    دیگه اگر کوتاهی کنی خودت کم کاری کردی طیبه

    من قسمت خودمو همیشه درست انجام میدم و ببین چه ریز به ریز دارم بهت هدایت میرسونم‌و مشتاق تر از تو هستم‌که هدایتت کنم و به خواسته هات برسی و این تویی که باید باورهاتو قوی کنی طیبه

    چون من با باورهای تو هست که بهت پاسخ میدم

    پس دیگه از این به بعدش با توست

    یا از 9 ماه که تقریبا 8 ماهش مونده ،با عمل کردنت ،زندگیت دگرگون میشه

    یا اینکه با عمل نکردنت هیچ اتفاقی برات رخ نمیده

    تصمیم با تو هست طیبه

    من همه جوره کمکت میکنم

    اما

    زمانی که عمل کنی

    عمل کنی

    عمل کنی

    عمل کنی

    ادامه بدی

    ادامه بدی

    و باورهاتو قوی کنی

    و….

    وقتی نوشتم و امضا کردم ، رفتم برگه ای که کنار بوم نقاشیام چسبونده بودم ،نوشته بودم چکش خورد

    به مبلغ 974 میلیون دلار

    تاریخ سال بعد رو نوشتم

    یه حسی بهم میگفت تاریخ ننویس

    تو هنوز تکاملت رو برای فروش نقاشیات طی نکردی

    تاریخ ننویس

    اما تلاش کن

    ولی نوشتم و میخوام یه برگه دیگه بنویسم بدون تاریخ و به خدا اعتماد کنم و رها باشم

    و در مسیر تکاملم لذت ببرم

    من امروز به قدری خوشحال بودم که ، خدا کاری کرد که آب ساختمونمون با فشار قوی بیاد تا طبقه 8 و خیلی خیلی خوشحال بودم

    امروز باورهایی که مجدد نوشته بودم با صدای خودم ضبط کردم و یک ساعت شد

    و از خدا نشونه خواستم و گفتم به من نشونه بده و دوباره شگفت زده ام کرد

    سفر به دور امریکا 77 نشونه اومد

    خیلی لذت بخش بود این قسمت برای من

    و آهوهایی که دیدم

    خدایا شکرت

    این روزا من تمرینای دیگه رو هم انجام میدم

    اینکه عشق رو خود خواهانه برای حس خوبم میبخشم

    عشقی که برای من نیست و من از خودم هیچی ندارم

    خدا داره یادم میده

    من در طول روز چند باری چشمامو میبندم و یا وقتی میرم بیرون به آدما نگاه میکنم و تجسم میکنم که یه عشق بی نهایت عظیم که خدا به قلبم هدیه داده و به قدری بی نهایته که منم بی نهایت میتونم ببخشم و میدونم که بی نهایت به توان بی نهایت به قلبم این عشق باز میگرده

    و خودخواهانه میبخشم و به قدری به وضوح حسش میکنم که

    چند باری وقتی چشمامو میبستم قشنگ انرژی عشق رو میدیدم که به قلب آدما و کسانی که تجسم میکردم ارسال میشه و حتی دریافت کردنشون رو هم حس میکردم

    خدایا شکرت

    من کل روزم رو سعی کردم شاخکامو تیز کنم

    وقتی کارامو هم انجام میدادم و به فایلای باورای قوی که با صدای خودم ضبط کردم گوش میدادم و به فایلای استاد گوش میدادم

    مادرم که شب از جمعه بازار اومد

    گفت طیبه یکی از آینه دستیایی که نقاشی کار کردی فروش رفته ، خیلی خوشحال بودم

    دو هفته بود آینه هام فروش میرفت

    یه بار بیشتر از هزینه آینه واریز کرده بودن و این هفته آینه ای که جند ماه بود فروش نمیرفت فروخته شده بود

    اینا همه اش نشونه هست ، اینکه خدا میگه باورای نقاشیتو تکرار کردی داره جواب میده پس ادامه بده به تکرار باورها

    بعد مادرم گفت طیبه درصد فروش امروزم رو بهت میدم و 300 به من داد

    با پول فروش آینه دستیم 450 شد

    این سبب شد من بیشتر سعی کنم آینه دستی رنگ کنم و شروع کردم به سرعت

    خدایا بی نهایت سپاسگزار این همه ریز ریز هدایت هات هستم

    میدونم که برات عزیزم و عاشقمی ،منم عاشقتم ربّ دلم ،ربّ ماچ‌ماچی جذابم

    شکرت بی نهایت سپاسگزارم

    الهی که نور خدا به شکل شادی و سلامتی و آرامش و عشق و ثروت و نعمت جاری بشه در زندگی استاد عزیز و مریم جان شایسته و همکارانتون و تک تک عضو خانواده صمیمی عباس منش و تمام انسان های جهان هستی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای: