اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
اول از همه میخوام از جناب عباسمنش تشکر بکنم واینجورمواقع میگیم شیر مادرت حلالت باشه ،من خودم دوره کشف قوانین ،دوره عزت نفس،تمام کتابهای الکترونیکی رو خریدم وکار کردم ودوره ثروت یک رو هم همسرم خرید و با هم داریم کار میکنیم اینو میخوام به بچه های سایت عباسمنش بگم خدا وکیلی استاد فایل های رایگانش هیچ فرقی با دوره هاش نمیکنه حتی خیلی از رایگان ها بهتراز دوره هستن خواهشا جدی بگیرین وکار کنین همین فایل های الگوهای تکرار شونده هیچ فرقی با کشف قوانین نداره قدر این استاد وبه خدا بدونین فقط جدی کار کنین دل بدین به حرفای استاد فکر نکنین تو دوره ها استاد فن آخر میگه اون راز که یک شبه ثروتمند بشین یا به خواسته ها تون برسین رو میگه
در مورد الگوهای تکرار شونده در مورد افرادی که من جذب میکنم افرادی هستند بد قول چه از لحاظ انجام کار وتاهد کاری ،افرادی هستند بی پول ولنگ پول ،
افرادی که حرف هاشون با عمل هاشون اصلا نمیخونه میشه گفت دروغگو هستند
هر چی میگذره این باور بیشتر میشه که من خالق زندگی خودم هستم خدایا شکرت
چه رابطه عاطفی چه رابطه با مشتری هام چه رابطه با ادمهایی که وارد زندگیم میشن و چه رابطه با دوست هام همگییییی از من پایین تر هستن از هر نظری
و همش درحال نالیدن و منم همیشه با خودم فکر میکردم من بااااید ذهنیت اینارو تغییر بدم باید کمکشون کنم خوشبخت بشن
باید براشون وقت بذارم توضیح بدم
من کاملا و به شدت ادم حمایتگری هستم متاسفانه
و جدیدا پشت سرهم دارم ازین جریان ضربه میخورم و چند روز پیش تصمیم گرفتم دیگه حمایتگر نباشه
هرکسی اومد نالید بهش بگم پناه برخدا درست میشه همین و بس
هرکسی از دوستام به مشکلی برخوردن بگم درست میشه یا حتی با خیلی از دوست های صمیمیم قطع رابطه کردم که در ارامش بیشتری باشم
و شروع کنم به جذب ادمهای جدید با افکار و باورهای جدیدی ک دارم میسازم
این مسئله یکی از مهم ترین مسائل زندگی منه ک همیشه هر روز داره برام تکرار میشه و ازین روند واقعا خسته شدم
اما جدیدا دارم به خودم میگم زندگی مسائل بقیه به من مربوط نیست من نمیدونم این شخص چه افکاری داره چه باوری داره اگه خودش بخواد هدایت میشه خودش بخواد راه درست براش باز میشه
من نمیتونم بزور کاری براش انجام بدم
و باورهای تکرار شونده بعدیم اینه که چون خودم خیلی ادم حسود شکاکی تو رابطه عاطفیم هستم مدام ادمهایی مثل خودم رو جذب میکنم که از من شدیدتر کنترل گر هستن و اینارو فهمیدم و دارم روی خودم کار میکنم
نکته بعدی اینه اگه پارنترم با خانوادش یا فامیلهاش بخواد تفریح یا مسافرتی بره شدیدا حسادت میکنم و دلم نمیخواد بره
و دارم روی خودم کار میکنم که درست بشم
اگه دوستهای صمیمیم جایی میرفتن به من تعارف نمیکردن یا چیزی ازمن پنهون میکردن بین خودشون بمونه به شددددت عصبی میشدم و واکنش نشون میدادم و کلی دعوا بعدم بلاکشون میکردم
دارم روی تمام نقاط ضعفم کار میکنم تا بهبودشون بدم
و با باورهای جدید ادمهای جدید شرایط جدید وارد زندگیم کنم و این سری خیلیییی آگاهانه تر خواسته هامو جذب کنم
چقد خوبه که قوانین میفهمییی چقد خوبههه که هر لحظه خودتو بهتر میشناسیییی خدایااا شکرتتتت مننن دوتا از دوره هایی که بهشون نیاز دارم بعد عزت نفس؛ ( همیشه از خدا راهنمایی میخواستم که کدوم دوره بخرم ؛ بسیار الگو های تکرار شونده دارم که ازارم میداد بعد به اینجا به این فایل های ارزشمند هدایت شدم ؛ به غیر اینم مشکلی داشتم درباره مسئله ذوق ها و خوشحالی حبابگونه که بعد از خواستم از خدا به جلسه ششم دوره عزت نفس هدایت شدم فهمیدم چرا بعد یک موفقیت یک شادی موقتی دارم یهو باز انگار همه چی عادیه کسل میشم و ازارم میداد خدا راهنماییم کرد به این جلسه البته بگم جلسات قبل انجام داده بودم منتها تازه اماده این جلسه شدم که امادگیشم از فایل ایا ما میتوانیم زندگی دیگران را تغییر دهیم یا نه؟ جلسه اول بود ؛ البته درمورد نتیجه اعتمادم به نشانه ام خواهم نوشت بیشتر ؛ عو چقده نکته تو این متن اومده بوس به کلتون بریم سراغ اصل ماجرا :) خدایا شکرت.
راستی اون دوتا دوره یکیشون کشف قوانین زندگی بعدیشم حضور ذهن ندارم.
درمورد الگوهای تکرار شونده روابط:
من با کمک عزیزه دلم باور های تکرار شونده خودمونو دسته بندی کردم برای هر کدوم اسم های جدا گذاشتم تا بهتر توضیح بدم بریم سراغشون .
اولین باور : ((سختی تا آشتی)) من همیشه 22 هر ماه تقویم خارجی مصادف با روز 2 ( دوم) تقویم ایرانی خودمون یک آشتی خیلی شیرین داشتیم و بسیار از این بابت خوشحال و خرسند بودیم ؛ حالا چرا 2 هر ماه تقویم خودمون؟ چون ؛ اشنایی من با عزیزه دلم ساعت 1 بامداد ؛ در روزه 2 امرداد 403 بود.که میشه 22 جولای 2024 ؛ دلیل اینکه دقیق نوشتم به خاطره اینکه هر ماه در همین روز یعنی ماه گردمون ما یک اشتی بسیارررر شیرین از نظر خودمون داریم! حالا چرا میگم از نظر خودمون بیاید فلش بک بزنیم به چند روز قبل تر یا رندش کنیم دو هفته تا یک هفته قبل تر از ماه گردمون یا شاید حتی وسط ماه یا حتی اولش ؛ دعوای شدیدی بین ما شکل میگیره و خیلی همو تخریب میکنیم و بسیار دعوا اوج میگیره هی بین این تخریب دنبال حل مسائل میگردیم ؛ دنبال اینکه اره این پاشنه اشیل ماست این اشتباه ماست باید اینو حلش کنیم؛ و این شده بود یک تکرار تکرار و تکرار ؛ ما در روز ماه گردمون اشتی میکردیم درمورد دعوا های این ماه صحبت میکردیم ؛ کلی خوشحال که اره بعد کلی بحث دعوا حتی گاهی تا مرز کات کردن میرفتیم و ما باز بهم وصل میشدیم و این موضوع از یک پست در اینستاگرام شروع شد؛ ( یک روانشناس ترکیه ای نشون میداد با دست که وقتی دو نفر میخوان بهم نزدیک شن در رابطه هی ی چیزی این وسط نمیزاره اینا تقلا میکنن تقلا میکنن یهو بهم چفت میشن همه چی خوب میشه یعنی باید هی درگیر بشید دعوا کنید تا همه چی اروم بشه انگار نمیشه با عشق با ارامش مسائل موضوعات عاشقانه حل کرد و همین اروم اروم تبیدل شد به یک باور در رابطمون و بوم همه چی هر ماهی یکبار میترکه تکرار میشه و دوباره اشتی میکنیم ؛ برای این اسمشو گذاشتم باور غلط سختی تا آشتی.
باور اشتباه دوم : ( هیجان بی ذوق )
چندین وقت بود با عزیزه دلم به مشکل های زیادی خورده بودیم کمتر بهم توجه میکردیم یا ابراز علاقمون به شدت کم شده بود ؛ رابطمون بیشتر تشکیل از منطق ؛ قضاوت ؛ حل مسائل با درگیری و احساس بد شده بود ؛ یادمه اوایل رابطمون ما خیلی بهم توجه میکردیم با ذوق بهم پیام میدادیم و یک دوستت دارم ساده برامون خیلی قشنگ و دل نشین بود؛ تا اینکه بعد از یک مدت یک باوری که باز هم از اینستاگرام به ارث بردیم همین بود ؛ که اوایل روابط همه چی هیجان داره همه چی شهوته ذوق اشناییه و این عشق نیست ! بعدش دوره منطق نمیدونم جدیته ! و کم کم این وارد رابطه شیرین من با عزیزه دلم شد! که باعث اتفاقات ناخشایند زیادی مثل : ایرادی نداره انقد بحث میکنیم انقد دعوا داریم اینا عشق واقعی اینا برا رابطمون خوبه مگه نمیدونی اونا هیجان بود ! کم کم این تبدیل شد به یک باور در رابطم با عزیزه دلم که باعث شد اون هیجان کور بشه و غافل از اینکه همون هیجان عشقه همون لذت اوایل رابطه عشق واقعی بین ماست ! نه این منطق و این قضاوت های زیاد ! اینام خوبه ولی نه اینکه از اون ور بوم بیوفتیم نه اینکه حتما باید بزنیم تو کله هم یا گیسه همو بکشیم به نقل قول از عشقم ؛ ( و این موضوع همیشه تکرار میشد و ما برای حل هر چیزی هر چند وقت یکبار گیسه همو میکشیدیم) میشه با ارامش یا عشق با هیجان هم حل مسائل کرد و برای همین اسم این باور گذاشتم هیجان بی ذوق .
باور اشتباه سوم (( بد زخم یا همون تو زخمت دیر خوب میشه یا فلانی خوش زخمه زود خوب میشه ؛! اسم این باور گذاشتم بد زخم ).
منو عزیزه دلم یک چیزی که در ما همیشه تکرار میشد این بود که ؛ اگه یک دعوای میکنیم اگه یک بحثی میکنیم اثرات میمونه تو دلمون میمونه!!! یادمون نمیره !!! شاید اشتی کردیم ؛ ولی اثراتش هست جای اون زخم میمونه!!! یا اگه زخمم خوب بشه اون بحث تموم بشه بخواد جای زخمش بمونه یکم طول میکشه!!! و همین الگوی تکرار شونده باعث شده بود ما مسائل چندین ماه پیش یا چندین هفته پیش که بیمون حل شده بود وسط بکشیم و مثل یک سر کوفت توی سره هم بزنیم !!! و باوری که اون الگور پمپاژ میکرد بهش تنفس میداد این بود : اگه دعوامونم بشه گاهی یادمون نمیره یا نیاز به زمان داریم تا درست بشه ( برای مثال : اگه دوماه دعوا بحث داشتیم پس باید یک ماه بهم فرصت بدیم تا جای اون زخم خوب شه ).
دیر زخم ! چقد بهش میاد.
خب بریم سراغ نتیجه گیری این مسائل :
بعد دوماه اتفاقات ناخوشایند من امروز به این فایل گوش دادم همین امشب با عزیزه دلم موضوعش پیش بود و دیشب من دیگه تصمیم گرفتم با عزیزه دلم رو راست باشم بهش گفتم تو منو اذیت میکنی و یک سری فکرای غلط درمورد من در خودت ایجاد کردی یک الگوی تکرار شونده دیگه! اوه الان یهو اومد تو ذهنم؛ بعد توضیح اینم مینویسم ؛ دیشب روک بهش گفتم اگه قرار باشه اینجوری پیش بریم من دیگ ادامه نمیدم و اون کوتاه اومد یهو به یک باره همه چی از دیشب شروع شد امروز این فایل گوش دادم امشب درمورد این الگوها درمورد عشقم صحبت کردیم و باورتون نمیشه انگار نه انگار دو ماه باهم دعوا داشتیم امروز مثل روزای اول رابطمون شده بودیم و برا هم ذوق هیجان داشتیم مرسی استاد خوشحالم که شمارو تو زندگیم دارم الله یکتارو سپاسگذارم بابت این همه نظم و زیبایی .
نتیجه گیری : دلیل اینکه من هر بار درگیره چندین شخصیت موافق مانند هم ولی با ظاهر و شرایط متفاوت میشم اینکه که؛ از نظر شخصیتی بسیار دوس دارم حل مسئله کنم ؛ خیلی زیاد دوس دارم به بقیه کمک کنم ! خیلی دوس دارم یکی مشکلی داشته باشه من حلش کنم! و اون افراد همشون ویژگی ها مشابه ی دارن وای چقد قانون دقیق درسته هرچی بیشتر میرم جلو بیشتر تعجب میکنم خدایا شکرت بابت نظم؛ ویژگیشون اینکه انسان هایی هستن که مشکلات زیادی در بیشتر زمینه هایی که من بلدم دارن!!! راهنماییشون میکنم و عاشقم میشن! اما خب با نمک خوشگلم هستم جوری نیستم که افراط کنم حوصله سر ببرم یعنی این الگو تکرار شونده دارم که همشون همچین وجه اشتراکی دارن ؛ و بله به خاطره شخصیت خودمه باور های بنیادی که ریش در اعماق ذهنم دارن ؛ استاد عزیزم بوس به کله بزرگت جا داشت اینو بگم نتونستم خودمو نگه دارم اینجوری نگاه نکنید کامنتمو:)
مسپارمتون به خدا در پناه الله یکتا باشید استاد عزیزم و همسر قشنگشون الان میفهمم نعمت داشتن یک یار خوب چقده قشنگه و اونو امشب فهمیدم وقتی که با عشقم دنبال الگوهای تکرار شونده گشتیم منتها اینم بگم عزیزه من اصلا درمورد اگاهی های این دوره چیزی نمیدونه و فقط به زبون خودمون این موضوع حل کردیم و الگوهارو پیدا کردیم ؛ استاد نعمت بزرگی دارید در زندگیتون که همچین شریک باهوش و با عشقی دارید منم یکیشو دارما اینم بگم بازم نتونستم خودمو نگه داریم نخندید عههههههه :) بوس به کله همتون چ کوچیش چ بزرگش عاشقشتونم اینام شوخیه گوگولی های من دوستتون دارم در پناه الله یکتا شاد سلامت در دنیا اخرت باشید اینو سه بار گفتم اخرشم نرفتم این سری دیگه میرم هی نگید باز گفت باز نرفت عه باز همون شد نه جدی دیگ رفتم فعلا عزیزان 🫂
دوستان دوستان اومدم ویرایش بزنمممم فکر کردید رفتم نه خیرم باز امدم باز امدم سبک هوشیار امدم ؛
خب راستی قبل اینکه این کامنتو بنویسم برای تمرین جلسه 6 عزت نفس که استاد عزیز میگن قبل هر کاری تجسم کنید تا بهتر انجام بدید اون کارو من برای این متن به مدت یک دقیقه تجسم کردم که عالی مینویسم عالی میشهههه و و و چیزایی که تجسم کردم دیگه و واقعا عالی شد خدارو شکر که با استاد اشنا شدم هر انچه که دارم از خداست خدانگهدارررر:)
من یه ارتباطی در خودم پیدا کردم بین عواملی که من رو از نظر احساسی برانگیخته میکنه و جنس آدمهایی که از نظر ارتباطی به طورممیخورند میبینم.مثلا من از اینکه مدام کنترل بشم بدم میاد و من رو خیلی برانگیخته میکنه و دقیقا از همونجنس آدمهای کنترل کننده به زندگیم وارد میشن.
من از اینکه ناعادلانه باهام برخورد بشه یا کسی بهم دروغ بگه ،خیلی خیلی برانگیخته میشم واحساساتم آسیب میبینه و دقیقا از همون جنس آدمهایی که میتونن غیرعادلانه با من رفتار کنن یا بهم دروغ بگن وارد روابطم میشن.
استاد عزیز پرسیدن چه الگوهای تکرار شوندهیی در روابط داریم.
من قبل از آشنایی با آموزههای استاد آدمهایی را جذب میکردم که نیاز به کمک داشتند، نیاز به یک شنونده که از دردهایشان حرف بزنند. قبلا آدمی بودم که خودم را در برابر احساسات و مشکلات دیگران و خوب کردن حالشان مسئول میدانستم و هرکاری میکردم تا حس بهتری داشته باشند و از زندگی لذت ببرند. اما الان به لطف استاد اولا آدمهای بدبخت جذب نمیکنم و آدمهای بهتری وارد زندگیام میشوند، دوما اگر آدم نامناسب و غمگینی هم به تورم خورد، حس و حال خودم را خراب نمیکنم و حتی دلسوزی هم نمیکنم چون معتقدم هر کس هر بلایی سرش میآید بخاطر خودش است و من مسئول خوب کردن حال دیگران نیستم.
جدیدا متوجه شدهام که علاقمند آدمهایی میشوم که سرد و بیاحساس هستن و ازین موضوع ناراحت میشم و حس کمبود و دوست نداشتنی بودن میکنم.
البته این موضوع جز دو سه بار بیشتر تکرار نشده اما همین نشان میدهد که باور نادرستی دارم و باید اصلاحش کنم.
از خدا میخواهم در اصلاح این باور غلط کمکم کند و هدایتم کند به سمت آدمهای درست و اتفاقات عالی.
سپاسگذار خداوندم برای این همه نعمت و آرامش و آگاهی.
سپاسگذار استاد برای حرفهای زیبا و مفید شان که سخاوتمندانه آن را با ما به اشتراک میگذارند.
من انسان هایی رو جذب میکنم که مسئولیت پذیر نیستن اصلا و این منو آزار میده هرکاری براشون میکنم اما بازم میبینم کاری که بهشون میسپرم رو درست انجام نمیدن و خودم باید آخر انجام بدم
انسان های رو جذب میکنم که باورهای مذهبی دارن یا اینطور بگم متعصب هستن
انسان های شاد و فوق العاده و ثروتمند رو جذب نمیکنم
انسان هایی که جذب میکنم از لحاظ مالی و اجتماعی از خودم پایین تر هستن
باسلام خدمت استاد و تمام دوستان موضوع این کامنت این هست که افرادی که در دایرهای ارتباطی ماه هستند چه ویژگی مشترکی دارند من در اکثر موارد با افرادی ارتباط دارم که موفقیت خاصی کسب نکردند ویا مشکلی دارند که راهحلی برایش ندارند
من استایل ورزشی پسرونه ای دارم لباس پوشیدنم هم همونجوریه .در واقع من یک ترنس هستم
ب نظر من بحث جنسیت چیزی نیس ک باعث بشه خانم یا اقا بودن رو محدود کنه.
ولی من تیپای اسپرت رو دوست دارم و همیشه مدل لباس پوشیدن اسپرت هستش.
من با هرکسی ک تو دفعه اول اشنا میشم یا ارتباط میگیرم چ خانم چ اقا خیلی در موردم قضاوت میکنند چ تو محیط کاری چ دوستانه و چ عاطفی .
و سوالای عجیب قریب ازم میپرسند تو تاحالا کسیو دوس داشتی تو پسرونه فک میکنی یا دخترونه تو ادم ازادی هستی شاید ادم خلافکاری هستی ب نظر خیلی کارای عجیب قریبی ازت بر بیاد و این قضاوتها تقریبا تو همه ارتباطهام بوده
بعد من با هر اقایی ک ارتباط میگیرم ب هر نحوی چ کاری چ مذهبی چ فلسفی اخرش ب این موضوع میرسیم ک کنجکاو میشن ک تمایلات جنسیت چیه و خیلی کنجاوانه و مصرانه روی این سوالشون میمونند من هم بعد از مدتی بهشون میگم ک اگر این موضوع ادامه پیدا کنه این ارتباطو قطع میکنم
و ی ویژگی دیگه ای تو ارتباط با اقایون دارم اینه اوایل خودشون رو ادمای قوی جسور و با اعتماد ب نفس جا میزنند و البته همینطور هم هستند میبینم رفتاراشون تو اجتماع و حتی دراین حد ک هی میخان منو تحقیر کنند و جایگاه خودشون رو بالاتر از من بدونند ولی من هیچوقت زیر بار ادعای غرور امیز کسی نمیرم ولی بعد از مدتی ضعیفترین ادمی میشن ک میشناسم و همش میخان ک مورد حمایت من قرار بگیرند و من پشتیبانیشون کنم.
یکی دیگه از ویژگیهای ادمای دورو برم اینه ک همشون از لحاظ مالی ضعیف هستند .یا بعد از مدتی ک من باهاشون ارتباط میگیرم فقیر میشند
و اینکه تو اول ارتباطهام زیاد از من خوششون نمیاد ولی بعد از ی مدت دیگه ولم نمیکنند من هرچقدر هم بخوام این ارتباطو قطع کنم هم باز از هردری سعی میکنند ک ارتباطو ادامه بدند .اتقاقا همین حالا هم یکیشونو دارم و من از هر جایی بلاکش میکنم از ی جا دیگه پیداش میشه.
بعد ی چی دیگه هم تو ارتباطهام هست اینکه همشون ازم کوچکترن .چ اقا چ خانم .
ادمای نزدیک زندگیم هم خیلی ازم متوقع هستند از پدرومادرم گرفته تا زنداداش و برادرزاده و….
سلام استاد از وقتی اومدم سر کار مدام ضایعات میزدم و این از ترس و کمبود عزت نفسم درمورد یادگیریه مهارت های افست دهی و افست گیری بود و من فقط استرس میکشیدم و تضاد های این موضوع رو درک نمیکردم که باید برم درست یادبگیرم تعویض ابزار و اندازه گیری و افست دهی رو
تضاد ها تا جایی پیش رفت که من مجبور شدم یاد بگیرم وگرنه کارم رو از دست میدادمش برای تمام این مهارت ها من به یکی از بچهها وابسته بودم که وقتی ی روز نبود من لنگ بودمو دیگه یادگرفتم جوری که نسبت به هم دستگاهییم که 2ساله اینجاست ولی من چند ماهه هستم بهتر شدم وقتی تمرین کردم و مدام تمام مسیولیتش رو پذیرفتم
اما الان یک تضاد دیگه ای دارم من مدام یکی از ابزار هام میشکنه فقط هم تو شیفت من میشکنه
نمیدونم به دلایل مختلف این اتفاق میوفته دیگه فک میکنم بدشانسیه که باید فقط برامن پیش بیاد اولش از حواس پرتی و تمرکز نداشتن و سهل انگاری پیش میومد اما الان خود به خود هم اتفاق میوفته حالا به خودم دارم میگم من مسیول این اتفاق هستم من دارم جذب میکنم باید احساس و افکارم در مدار خوب بیاد اما حتی ستاره قطبیم رو انجام دادم تو فرکانس خوبی بودم ولی باز همینجوری شد نمیدونم دلیلش چیه اخه چه باوری هست چه ایرادی دارم حساس شدنمه؟ لطفاً راهنماییم کنید چون این موضوع خیلی مهمه و تو کارم کلی ضرر کردم عملا بجای حقوق گرفتن باید ی چیزی هم بدم و تهدید ب اخراجم ممنون میشم بهم کمک کنید تا بتونم دلیل اتفاقات رو بهتر بفهمم
سلام جناب واقعا ممنونم که کامنتم رو جواب دادید باورتون نمیشه من تا میام موضوعم رو کامنت میکنم همین که تو این سایت مینویسمش خدا حلش میکنه نمیدونم دلیلش شاید اینه که وقتی کامنت میزارم واقعی مقاومتم رو کنار میزارم و قبول میکنم که من مسئولم مقصر خودمم ایراد از خودمه فرکانسمه باید حل بشه بسه
هدایتی که اتفاق افتاد این هم زمانی بود که یک شخص ماهر بیاد به شرکت من به مدیر و سرپرست خطم گفتم فلانی وقتی اینجا کار میکرد این مشکل نبود یک محموله 2000تایی فقط با یک مته کار میشد و حالا در روز 12بار تعویض مته برای زدن 70تا قطعه؟خنده داره
من در دوره ای که ایشون اینجا بوده نبودم اما وصفشون رو شنیدم و طبق صحبت های استاد درمورد ارزش ابزار و فرد متخصص من این برداشت رو داشتم که راه حل به دست این ادم هست اصرار کردم بیاد یک مته تیز کرد 70تا قطعه زد
دوباره امروز اومد و من ازشون درخواست کردم که بهم آموزش بدن
توضیحاتی که دادن بیشتر ایراد از تیزکاری بود اما اطلاعاتشون برای من هم عالی بود xمرکز رو گرفتن ویژگی های یک ابزار خوب رو گفتن
و اینکه چطور افست بگیریم
همه ی این ها برای من یک شوقی ایجاد کرد که هرچیزی یک مسیر و راهی داره ما قطعه ی شیرفرمان تولید میکنم و من تراش کار هستم
دوست دارم هر تجربه ای دراین مورد دارید بامن به اشتراک بزارید ممنونم
اما این خبر خوشحال کننده رو دارم که این شخص میخواد بیاد و باز استخدام بشعو اینکه من امروز با مدیرم که صحبت کردم توجیه شد واقعا مشکل از کجاست تا قبلش تمام مقصر ما بودیم
و اینکه شروع کردم به دودستگاهه کارکردن دوتا تراشی که 5تا سوراخکاری میشه رو دارم کارمیکنم و برای همین به خودم میگم باز هم در عرض 6ماه هرچقدر هم اشتباه کرده باشم ایرادی نداره تمام ضرر ها هم فدای سرم عوضش الان دارم میفهمم چه چیزهایی رو عملی باید یاد بگیرم چه علاقه هایی دارم و با کنجکاوی از شخصی که دانشش رو داره میتونم یادبگیرم
سعی میکنم هرروز بیشتر با تمام وجودم کارکنم هرچند که خیلی اضافه کاری ها برای من سنگینه اما اهرم رنج و لذتم جوریه که باید پیشرفت کنم
سلام و عرض ادب خدمت استاد عباس منش عزیز و دوست داشتنی و خانم شایسته بزرگوار
خداروشکر میکنم که در مسیر هدایت خداوند قرار گرفتم و به این فایل از طریق “من را به سوی نشانه ام هدایت کن” هدایت شدم.
اما در رابطه با سوال این بخش که چه الگوهای تکرار شونده ای درباره روابط، در زندگی شما هست؟
سوال قشنگیه و به نظرم میشه الگو ها رو شناسایی کرد و بعد از شناخت الگو و کار کردن روی خودمون ناخوادگاه ادم های اطافمون رو فیلتر کنیم
یکی از مواردی که هبش توجه کردم از دوره کودکی تا کنون همیشه توی جمع دوستان من یه نفر بوده که احساس زرنگی میکرده و میخواسته یه جوری مثلا به منم درس زرنگی رو بده که الانشم توی همکارانم دارم ازین مورد افراد و جالبیش اینجاست که خودشون رو خیلی بالا میگیرن که رئیس و روءسا رو نباید بهشون بخندی و بری سمتشون و نباید بهشون باج بدی بعد دقیقا برعکسش رو خودشون عمل میکنن و اسمش رو میذارن زرنگی.
یا مثلا یه سری از دوستانی که سطح مالی زندگیشون از من بیشتر هست رو در همه دوران روابط دوستی داشتم که نگاه بالا به پایین هم دارند.
و تقریبا در هر دوره زندگیم به اصطلاح استاد یه ادم “علی بی غم ” وجود داشته که کلی خندونده منو و کلی ازش انرژی گرفتم و کلی موقعیت ها ازش بیخیالی یاد گرفتم.
یک سری آدم دائما نالان از زندگی هم دورم بوده که الان تقریبا 2 -3 سالی هست که دیگه ازشون خبری نیست خداروشکر
سلام به همگی
اول از همه میخوام از جناب عباسمنش تشکر بکنم واینجورمواقع میگیم شیر مادرت حلالت باشه ،من خودم دوره کشف قوانین ،دوره عزت نفس،تمام کتابهای الکترونیکی رو خریدم وکار کردم ودوره ثروت یک رو هم همسرم خرید و با هم داریم کار میکنیم اینو میخوام به بچه های سایت عباسمنش بگم خدا وکیلی استاد فایل های رایگانش هیچ فرقی با دوره هاش نمیکنه حتی خیلی از رایگان ها بهتراز دوره هستن خواهشا جدی بگیرین وکار کنین همین فایل های الگوهای تکرار شونده هیچ فرقی با کشف قوانین نداره قدر این استاد وبه خدا بدونین فقط جدی کار کنین دل بدین به حرفای استاد فکر نکنین تو دوره ها استاد فن آخر میگه اون راز که یک شبه ثروتمند بشین یا به خواسته ها تون برسین رو میگه
در مورد الگوهای تکرار شونده در مورد افرادی که من جذب میکنم افرادی هستند بد قول چه از لحاظ انجام کار وتاهد کاری ،افرادی هستند بی پول ولنگ پول ،
افرادی که حرف هاشون با عمل هاشون اصلا نمیخونه میشه گفت دروغگو هستند
هر چی میگذره این باور بیشتر میشه که من خالق زندگی خودم هستم خدایا شکرت
سلام به همه دوستان عزیزم و استاد مهربونم
الگوهای تکرار شونده من در روابط اینه
چه رابطه عاطفی چه رابطه با مشتری هام چه رابطه با ادمهایی که وارد زندگیم میشن و چه رابطه با دوست هام همگییییی از من پایین تر هستن از هر نظری
و همش درحال نالیدن و منم همیشه با خودم فکر میکردم من بااااید ذهنیت اینارو تغییر بدم باید کمکشون کنم خوشبخت بشن
باید براشون وقت بذارم توضیح بدم
من کاملا و به شدت ادم حمایتگری هستم متاسفانه
و جدیدا پشت سرهم دارم ازین جریان ضربه میخورم و چند روز پیش تصمیم گرفتم دیگه حمایتگر نباشه
هرکسی اومد نالید بهش بگم پناه برخدا درست میشه همین و بس
هرکسی از دوستام به مشکلی برخوردن بگم درست میشه یا حتی با خیلی از دوست های صمیمیم قطع رابطه کردم که در ارامش بیشتری باشم
و شروع کنم به جذب ادمهای جدید با افکار و باورهای جدیدی ک دارم میسازم
این مسئله یکی از مهم ترین مسائل زندگی منه ک همیشه هر روز داره برام تکرار میشه و ازین روند واقعا خسته شدم
اما جدیدا دارم به خودم میگم زندگی مسائل بقیه به من مربوط نیست من نمیدونم این شخص چه افکاری داره چه باوری داره اگه خودش بخواد هدایت میشه خودش بخواد راه درست براش باز میشه
من نمیتونم بزور کاری براش انجام بدم
و باورهای تکرار شونده بعدیم اینه که چون خودم خیلی ادم حسود شکاکی تو رابطه عاطفیم هستم مدام ادمهایی مثل خودم رو جذب میکنم که از من شدیدتر کنترل گر هستن و اینارو فهمیدم و دارم روی خودم کار میکنم
نکته بعدی اینه اگه پارنترم با خانوادش یا فامیلهاش بخواد تفریح یا مسافرتی بره شدیدا حسادت میکنم و دلم نمیخواد بره
و دارم روی خودم کار میکنم که درست بشم
اگه دوستهای صمیمیم جایی میرفتن به من تعارف نمیکردن یا چیزی ازمن پنهون میکردن بین خودشون بمونه به شددددت عصبی میشدم و واکنش نشون میدادم و کلی دعوا بعدم بلاکشون میکردم
دارم روی تمام نقاط ضعفم کار میکنم تا بهبودشون بدم
و با باورهای جدید ادمهای جدید شرایط جدید وارد زندگیم کنم و این سری خیلیییی آگاهانه تر خواسته هامو جذب کنم
چقد خوبه که قوانین میفهمییی چقد خوبههه که هر لحظه خودتو بهتر میشناسیییی خدایااا شکرتتتت مننن دوتا از دوره هایی که بهشون نیاز دارم بعد عزت نفس؛ ( همیشه از خدا راهنمایی میخواستم که کدوم دوره بخرم ؛ بسیار الگو های تکرار شونده دارم که ازارم میداد بعد به اینجا به این فایل های ارزشمند هدایت شدم ؛ به غیر اینم مشکلی داشتم درباره مسئله ذوق ها و خوشحالی حبابگونه که بعد از خواستم از خدا به جلسه ششم دوره عزت نفس هدایت شدم فهمیدم چرا بعد یک موفقیت یک شادی موقتی دارم یهو باز انگار همه چی عادیه کسل میشم و ازارم میداد خدا راهنماییم کرد به این جلسه البته بگم جلسات قبل انجام داده بودم منتها تازه اماده این جلسه شدم که امادگیشم از فایل ایا ما میتوانیم زندگی دیگران را تغییر دهیم یا نه؟ جلسه اول بود ؛ البته درمورد نتیجه اعتمادم به نشانه ام خواهم نوشت بیشتر ؛ عو چقده نکته تو این متن اومده بوس به کلتون بریم سراغ اصل ماجرا :) خدایا شکرت.
راستی اون دوتا دوره یکیشون کشف قوانین زندگی بعدیشم حضور ذهن ندارم.
درمورد الگوهای تکرار شونده روابط:
من با کمک عزیزه دلم باور های تکرار شونده خودمونو دسته بندی کردم برای هر کدوم اسم های جدا گذاشتم تا بهتر توضیح بدم بریم سراغشون .
اولین باور : ((سختی تا آشتی)) من همیشه 22 هر ماه تقویم خارجی مصادف با روز 2 ( دوم) تقویم ایرانی خودمون یک آشتی خیلی شیرین داشتیم و بسیار از این بابت خوشحال و خرسند بودیم ؛ حالا چرا 2 هر ماه تقویم خودمون؟ چون ؛ اشنایی من با عزیزه دلم ساعت 1 بامداد ؛ در روزه 2 امرداد 403 بود.که میشه 22 جولای 2024 ؛ دلیل اینکه دقیق نوشتم به خاطره اینکه هر ماه در همین روز یعنی ماه گردمون ما یک اشتی بسیارررر شیرین از نظر خودمون داریم! حالا چرا میگم از نظر خودمون بیاید فلش بک بزنیم به چند روز قبل تر یا رندش کنیم دو هفته تا یک هفته قبل تر از ماه گردمون یا شاید حتی وسط ماه یا حتی اولش ؛ دعوای شدیدی بین ما شکل میگیره و خیلی همو تخریب میکنیم و بسیار دعوا اوج میگیره هی بین این تخریب دنبال حل مسائل میگردیم ؛ دنبال اینکه اره این پاشنه اشیل ماست این اشتباه ماست باید اینو حلش کنیم؛ و این شده بود یک تکرار تکرار و تکرار ؛ ما در روز ماه گردمون اشتی میکردیم درمورد دعوا های این ماه صحبت میکردیم ؛ کلی خوشحال که اره بعد کلی بحث دعوا حتی گاهی تا مرز کات کردن میرفتیم و ما باز بهم وصل میشدیم و این موضوع از یک پست در اینستاگرام شروع شد؛ ( یک روانشناس ترکیه ای نشون میداد با دست که وقتی دو نفر میخوان بهم نزدیک شن در رابطه هی ی چیزی این وسط نمیزاره اینا تقلا میکنن تقلا میکنن یهو بهم چفت میشن همه چی خوب میشه یعنی باید هی درگیر بشید دعوا کنید تا همه چی اروم بشه انگار نمیشه با عشق با ارامش مسائل موضوعات عاشقانه حل کرد و همین اروم اروم تبیدل شد به یک باور در رابطمون و بوم همه چی هر ماهی یکبار میترکه تکرار میشه و دوباره اشتی میکنیم ؛ برای این اسمشو گذاشتم باور غلط سختی تا آشتی.
باور اشتباه دوم : ( هیجان بی ذوق )
چندین وقت بود با عزیزه دلم به مشکل های زیادی خورده بودیم کمتر بهم توجه میکردیم یا ابراز علاقمون به شدت کم شده بود ؛ رابطمون بیشتر تشکیل از منطق ؛ قضاوت ؛ حل مسائل با درگیری و احساس بد شده بود ؛ یادمه اوایل رابطمون ما خیلی بهم توجه میکردیم با ذوق بهم پیام میدادیم و یک دوستت دارم ساده برامون خیلی قشنگ و دل نشین بود؛ تا اینکه بعد از یک مدت یک باوری که باز هم از اینستاگرام به ارث بردیم همین بود ؛ که اوایل روابط همه چی هیجان داره همه چی شهوته ذوق اشناییه و این عشق نیست ! بعدش دوره منطق نمیدونم جدیته ! و کم کم این وارد رابطه شیرین من با عزیزه دلم شد! که باعث اتفاقات ناخشایند زیادی مثل : ایرادی نداره انقد بحث میکنیم انقد دعوا داریم اینا عشق واقعی اینا برا رابطمون خوبه مگه نمیدونی اونا هیجان بود ! کم کم این تبدیل شد به یک باور در رابطم با عزیزه دلم که باعث شد اون هیجان کور بشه و غافل از اینکه همون هیجان عشقه همون لذت اوایل رابطه عشق واقعی بین ماست ! نه این منطق و این قضاوت های زیاد ! اینام خوبه ولی نه اینکه از اون ور بوم بیوفتیم نه اینکه حتما باید بزنیم تو کله هم یا گیسه همو بکشیم به نقل قول از عشقم ؛ ( و این موضوع همیشه تکرار میشد و ما برای حل هر چیزی هر چند وقت یکبار گیسه همو میکشیدیم) میشه با ارامش یا عشق با هیجان هم حل مسائل کرد و برای همین اسم این باور گذاشتم هیجان بی ذوق .
باور اشتباه سوم (( بد زخم یا همون تو زخمت دیر خوب میشه یا فلانی خوش زخمه زود خوب میشه ؛! اسم این باور گذاشتم بد زخم ).
منو عزیزه دلم یک چیزی که در ما همیشه تکرار میشد این بود که ؛ اگه یک دعوای میکنیم اگه یک بحثی میکنیم اثرات میمونه تو دلمون میمونه!!! یادمون نمیره !!! شاید اشتی کردیم ؛ ولی اثراتش هست جای اون زخم میمونه!!! یا اگه زخمم خوب بشه اون بحث تموم بشه بخواد جای زخمش بمونه یکم طول میکشه!!! و همین الگوی تکرار شونده باعث شده بود ما مسائل چندین ماه پیش یا چندین هفته پیش که بیمون حل شده بود وسط بکشیم و مثل یک سر کوفت توی سره هم بزنیم !!! و باوری که اون الگور پمپاژ میکرد بهش تنفس میداد این بود : اگه دعوامونم بشه گاهی یادمون نمیره یا نیاز به زمان داریم تا درست بشه ( برای مثال : اگه دوماه دعوا بحث داشتیم پس باید یک ماه بهم فرصت بدیم تا جای اون زخم خوب شه ).
دیر زخم ! چقد بهش میاد.
خب بریم سراغ نتیجه گیری این مسائل :
بعد دوماه اتفاقات ناخوشایند من امروز به این فایل گوش دادم همین امشب با عزیزه دلم موضوعش پیش بود و دیشب من دیگه تصمیم گرفتم با عزیزه دلم رو راست باشم بهش گفتم تو منو اذیت میکنی و یک سری فکرای غلط درمورد من در خودت ایجاد کردی یک الگوی تکرار شونده دیگه! اوه الان یهو اومد تو ذهنم؛ بعد توضیح اینم مینویسم ؛ دیشب روک بهش گفتم اگه قرار باشه اینجوری پیش بریم من دیگ ادامه نمیدم و اون کوتاه اومد یهو به یک باره همه چی از دیشب شروع شد امروز این فایل گوش دادم امشب درمورد این الگوها درمورد عشقم صحبت کردیم و باورتون نمیشه انگار نه انگار دو ماه باهم دعوا داشتیم امروز مثل روزای اول رابطمون شده بودیم و برا هم ذوق هیجان داشتیم مرسی استاد خوشحالم که شمارو تو زندگیم دارم الله یکتارو سپاسگذارم بابت این همه نظم و زیبایی .
نتیجه گیری : دلیل اینکه من هر بار درگیره چندین شخصیت موافق مانند هم ولی با ظاهر و شرایط متفاوت میشم اینکه که؛ از نظر شخصیتی بسیار دوس دارم حل مسئله کنم ؛ خیلی زیاد دوس دارم به بقیه کمک کنم ! خیلی دوس دارم یکی مشکلی داشته باشه من حلش کنم! و اون افراد همشون ویژگی ها مشابه ی دارن وای چقد قانون دقیق درسته هرچی بیشتر میرم جلو بیشتر تعجب میکنم خدایا شکرت بابت نظم؛ ویژگیشون اینکه انسان هایی هستن که مشکلات زیادی در بیشتر زمینه هایی که من بلدم دارن!!! راهنماییشون میکنم و عاشقم میشن! اما خب با نمک خوشگلم هستم جوری نیستم که افراط کنم حوصله سر ببرم یعنی این الگو تکرار شونده دارم که همشون همچین وجه اشتراکی دارن ؛ و بله به خاطره شخصیت خودمه باور های بنیادی که ریش در اعماق ذهنم دارن ؛ استاد عزیزم بوس به کله بزرگت جا داشت اینو بگم نتونستم خودمو نگه دارم اینجوری نگاه نکنید کامنتمو:)
مسپارمتون به خدا در پناه الله یکتا باشید استاد عزیزم و همسر قشنگشون الان میفهمم نعمت داشتن یک یار خوب چقده قشنگه و اونو امشب فهمیدم وقتی که با عشقم دنبال الگوهای تکرار شونده گشتیم منتها اینم بگم عزیزه من اصلا درمورد اگاهی های این دوره چیزی نمیدونه و فقط به زبون خودمون این موضوع حل کردیم و الگوهارو پیدا کردیم ؛ استاد نعمت بزرگی دارید در زندگیتون که همچین شریک باهوش و با عشقی دارید منم یکیشو دارما اینم بگم بازم نتونستم خودمو نگه داریم نخندید عههههههه :) بوس به کله همتون چ کوچیش چ بزرگش عاشقشتونم اینام شوخیه گوگولی های من دوستتون دارم در پناه الله یکتا شاد سلامت در دنیا اخرت باشید اینو سه بار گفتم اخرشم نرفتم این سری دیگه میرم هی نگید باز گفت باز نرفت عه باز همون شد نه جدی دیگ رفتم فعلا عزیزان 🫂
دوستان دوستان اومدم ویرایش بزنمممم فکر کردید رفتم نه خیرم باز امدم باز امدم سبک هوشیار امدم ؛
خب راستی قبل اینکه این کامنتو بنویسم برای تمرین جلسه 6 عزت نفس که استاد عزیز میگن قبل هر کاری تجسم کنید تا بهتر انجام بدید اون کارو من برای این متن به مدت یک دقیقه تجسم کردم که عالی مینویسم عالی میشهههه و و و چیزایی که تجسم کردم دیگه و واقعا عالی شد خدارو شکر که با استاد اشنا شدم هر انچه که دارم از خداست خدانگهدارررر:)
سلام به خانواده صمیمی عباسمنش
من یه ارتباطی در خودم پیدا کردم بین عواملی که من رو از نظر احساسی برانگیخته میکنه و جنس آدمهایی که از نظر ارتباطی به طورممیخورند میبینم.مثلا من از اینکه مدام کنترل بشم بدم میاد و من رو خیلی برانگیخته میکنه و دقیقا از همونجنس آدمهای کنترل کننده به زندگیم وارد میشن.
من از اینکه ناعادلانه باهام برخورد بشه یا کسی بهم دروغ بگه ،خیلی خیلی برانگیخته میشم واحساساتم آسیب میبینه و دقیقا از همون جنس آدمهایی که میتونن غیرعادلانه با من رفتار کنن یا بهم دروغ بگن وارد روابطم میشن.
بنام خدای بخشنده و نهایت مهربان
سلام به همه دوستان و استاد عزیز
استاد عزیز پرسیدن چه الگوهای تکرار شوندهیی در روابط داریم.
من قبل از آشنایی با آموزههای استاد آدمهایی را جذب میکردم که نیاز به کمک داشتند، نیاز به یک شنونده که از دردهایشان حرف بزنند. قبلا آدمی بودم که خودم را در برابر احساسات و مشکلات دیگران و خوب کردن حالشان مسئول میدانستم و هرکاری میکردم تا حس بهتری داشته باشند و از زندگی لذت ببرند. اما الان به لطف استاد اولا آدمهای بدبخت جذب نمیکنم و آدمهای بهتری وارد زندگیام میشوند، دوما اگر آدم نامناسب و غمگینی هم به تورم خورد، حس و حال خودم را خراب نمیکنم و حتی دلسوزی هم نمیکنم چون معتقدم هر کس هر بلایی سرش میآید بخاطر خودش است و من مسئول خوب کردن حال دیگران نیستم.
جدیدا متوجه شدهام که علاقمند آدمهایی میشوم که سرد و بیاحساس هستن و ازین موضوع ناراحت میشم و حس کمبود و دوست نداشتنی بودن میکنم.
البته این موضوع جز دو سه بار بیشتر تکرار نشده اما همین نشان میدهد که باور نادرستی دارم و باید اصلاحش کنم.
از خدا میخواهم در اصلاح این باور غلط کمکم کند و هدایتم کند به سمت آدمهای درست و اتفاقات عالی.
سپاسگذار خداوندم برای این همه نعمت و آرامش و آگاهی.
سپاسگذار استاد برای حرفهای زیبا و مفید شان که سخاوتمندانه آن را با ما به اشتراک میگذارند.
سلام و درود فراوان
خوشحالم که فایل قسمت 2 رو تونستم ببینم
در ادامه میخوام به این سوا جواب بدم
من انسان هایی رو جذب میکنم که مسئولیت پذیر نیستن اصلا و این منو آزار میده هرکاری براشون میکنم اما بازم میبینم کاری که بهشون میسپرم رو درست انجام نمیدن و خودم باید آخر انجام بدم
انسان های رو جذب میکنم که باورهای مذهبی دارن یا اینطور بگم متعصب هستن
انسان های شاد و فوق العاده و ثروتمند رو جذب نمیکنم
انسان هایی که جذب میکنم از لحاظ مالی و اجتماعی از خودم پایین تر هستن
انسان های قدرتمند رو جذب نمیکنم
انسان های شکست خورده رو جذب میکنم
خعلی سپاسگزارم ازتون استاد
باسلام خدمت استاد و تمام دوستان موضوع این کامنت این هست که افرادی که در دایرهای ارتباطی ماه هستند چه ویژگی مشترکی دارند من در اکثر موارد با افرادی ارتباط دارم که موفقیت خاصی کسب نکردند ویا مشکلی دارند که راهحلی برایش ندارند
سلام دوستان عزیزم .
من استایل ورزشی پسرونه ای دارم لباس پوشیدنم هم همونجوریه .در واقع من یک ترنس هستم
ب نظر من بحث جنسیت چیزی نیس ک باعث بشه خانم یا اقا بودن رو محدود کنه.
ولی من تیپای اسپرت رو دوست دارم و همیشه مدل لباس پوشیدن اسپرت هستش.
من با هرکسی ک تو دفعه اول اشنا میشم یا ارتباط میگیرم چ خانم چ اقا خیلی در موردم قضاوت میکنند چ تو محیط کاری چ دوستانه و چ عاطفی .
و سوالای عجیب قریب ازم میپرسند تو تاحالا کسیو دوس داشتی تو پسرونه فک میکنی یا دخترونه تو ادم ازادی هستی شاید ادم خلافکاری هستی ب نظر خیلی کارای عجیب قریبی ازت بر بیاد و این قضاوتها تقریبا تو همه ارتباطهام بوده
بعد من با هر اقایی ک ارتباط میگیرم ب هر نحوی چ کاری چ مذهبی چ فلسفی اخرش ب این موضوع میرسیم ک کنجکاو میشن ک تمایلات جنسیت چیه و خیلی کنجاوانه و مصرانه روی این سوالشون میمونند من هم بعد از مدتی بهشون میگم ک اگر این موضوع ادامه پیدا کنه این ارتباطو قطع میکنم
و ی ویژگی دیگه ای تو ارتباط با اقایون دارم اینه اوایل خودشون رو ادمای قوی جسور و با اعتماد ب نفس جا میزنند و البته همینطور هم هستند میبینم رفتاراشون تو اجتماع و حتی دراین حد ک هی میخان منو تحقیر کنند و جایگاه خودشون رو بالاتر از من بدونند ولی من هیچوقت زیر بار ادعای غرور امیز کسی نمیرم ولی بعد از مدتی ضعیفترین ادمی میشن ک میشناسم و همش میخان ک مورد حمایت من قرار بگیرند و من پشتیبانیشون کنم.
یکی دیگه از ویژگیهای ادمای دورو برم اینه ک همشون از لحاظ مالی ضعیف هستند .یا بعد از مدتی ک من باهاشون ارتباط میگیرم فقیر میشند
و اینکه تو اول ارتباطهام زیاد از من خوششون نمیاد ولی بعد از ی مدت دیگه ولم نمیکنند من هرچقدر هم بخوام این ارتباطو قطع کنم هم باز از هردری سعی میکنند ک ارتباطو ادامه بدند .اتقاقا همین حالا هم یکیشونو دارم و من از هر جایی بلاکش میکنم از ی جا دیگه پیداش میشه.
بعد ی چی دیگه هم تو ارتباطهام هست اینکه همشون ازم کوچکترن .چ اقا چ خانم .
ادمای نزدیک زندگیم هم خیلی ازم متوقع هستند از پدرومادرم گرفته تا زنداداش و برادرزاده و….
سلام استاد از وقتی اومدم سر کار مدام ضایعات میزدم و این از ترس و کمبود عزت نفسم درمورد یادگیریه مهارت های افست دهی و افست گیری بود و من فقط استرس میکشیدم و تضاد های این موضوع رو درک نمیکردم که باید برم درست یادبگیرم تعویض ابزار و اندازه گیری و افست دهی رو
تضاد ها تا جایی پیش رفت که من مجبور شدم یاد بگیرم وگرنه کارم رو از دست میدادمش برای تمام این مهارت ها من به یکی از بچهها وابسته بودم که وقتی ی روز نبود من لنگ بودمو دیگه یادگرفتم جوری که نسبت به هم دستگاهییم که 2ساله اینجاست ولی من چند ماهه هستم بهتر شدم وقتی تمرین کردم و مدام تمام مسیولیتش رو پذیرفتم
اما الان یک تضاد دیگه ای دارم من مدام یکی از ابزار هام میشکنه فقط هم تو شیفت من میشکنه
نمیدونم به دلایل مختلف این اتفاق میوفته دیگه فک میکنم بدشانسیه که باید فقط برامن پیش بیاد اولش از حواس پرتی و تمرکز نداشتن و سهل انگاری پیش میومد اما الان خود به خود هم اتفاق میوفته حالا به خودم دارم میگم من مسیول این اتفاق هستم من دارم جذب میکنم باید احساس و افکارم در مدار خوب بیاد اما حتی ستاره قطبیم رو انجام دادم تو فرکانس خوبی بودم ولی باز همینجوری شد نمیدونم دلیلش چیه اخه چه باوری هست چه ایرادی دارم حساس شدنمه؟ لطفاً راهنماییم کنید چون این موضوع خیلی مهمه و تو کارم کلی ضرر کردم عملا بجای حقوق گرفتن باید ی چیزی هم بدم و تهدید ب اخراجم ممنون میشم بهم کمک کنید تا بتونم دلیل اتفاقات رو بهتر بفهمم
سلام خانم کاظمی
احساس کردم همکار هستیم بحث افست گیری مطرح کردید
منم شغلم ماشین کاری سی ان سی هست
دوران هنرستان من وقتی یک قطعه ای خراب می کردم خیلی احساس بی عرضگی می گردم
الان که سال هاست از اون دوران میگذره به این نتیجه رسیدم ماشین کاری یک مهارت که با تکرار و تمرین و کسب تجربه هی بهتر می شویم
خودتون سرزنش نکنید
سوال بپرسید در محل کار
تمرین کنید
تکرار کنید
احساس خوب نگه دارید
نمی دانم شما با تراش کار می کنید یا فرز سی آن سی؟
علت شکست ابزار معمولا ورود ناگهانی و حرکت سریع به دل قطعه کار هست یا سرعت برشی نامناسب که مربوط به دور و پیشروی و پارامتر عمق بار دهی هم می شود
خانم کاظمی ببینید کجاها اینسرت یا الماس می شکند از سرپرست کارگاه بخواهید که برنامه اصلاح کنه
و احساس گناه و عذاب وجدان از خودتون دور کنید
هر روز صبح برای شروع کار درخواست هدایت کنید از خداوند
ای کاش من مییومدم از نزدیک قطعه کار و دستگاه و برنامه چک می کردم
در شرکت ما چند نفر ماشین کار خانم داریم من شهامت و جسارت شما و این خانم ها تحسین می کنم
فردا حتما این درخواست از سرپرست کارگاه کنید که بیاد ایراد کار در بیاره حتما حتما
نترس که خدا با شماست.
سلام جناب واقعا ممنونم که کامنتم رو جواب دادید باورتون نمیشه من تا میام موضوعم رو کامنت میکنم همین که تو این سایت مینویسمش خدا حلش میکنه نمیدونم دلیلش شاید اینه که وقتی کامنت میزارم واقعی مقاومتم رو کنار میزارم و قبول میکنم که من مسئولم مقصر خودمم ایراد از خودمه فرکانسمه باید حل بشه بسه
هدایتی که اتفاق افتاد این هم زمانی بود که یک شخص ماهر بیاد به شرکت من به مدیر و سرپرست خطم گفتم فلانی وقتی اینجا کار میکرد این مشکل نبود یک محموله 2000تایی فقط با یک مته کار میشد و حالا در روز 12بار تعویض مته برای زدن 70تا قطعه؟خنده داره
من در دوره ای که ایشون اینجا بوده نبودم اما وصفشون رو شنیدم و طبق صحبت های استاد درمورد ارزش ابزار و فرد متخصص من این برداشت رو داشتم که راه حل به دست این ادم هست اصرار کردم بیاد یک مته تیز کرد 70تا قطعه زد
دوباره امروز اومد و من ازشون درخواست کردم که بهم آموزش بدن
توضیحاتی که دادن بیشتر ایراد از تیزکاری بود اما اطلاعاتشون برای من هم عالی بود xمرکز رو گرفتن ویژگی های یک ابزار خوب رو گفتن
و اینکه چطور افست بگیریم
همه ی این ها برای من یک شوقی ایجاد کرد که هرچیزی یک مسیر و راهی داره ما قطعه ی شیرفرمان تولید میکنم و من تراش کار هستم
دوست دارم هر تجربه ای دراین مورد دارید بامن به اشتراک بزارید ممنونم
اما این خبر خوشحال کننده رو دارم که این شخص میخواد بیاد و باز استخدام بشعو اینکه من امروز با مدیرم که صحبت کردم توجیه شد واقعا مشکل از کجاست تا قبلش تمام مقصر ما بودیم
و اینکه شروع کردم به دودستگاهه کارکردن دوتا تراشی که 5تا سوراخکاری میشه رو دارم کارمیکنم و برای همین به خودم میگم باز هم در عرض 6ماه هرچقدر هم اشتباه کرده باشم ایرادی نداره تمام ضرر ها هم فدای سرم عوضش الان دارم میفهمم چه چیزهایی رو عملی باید یاد بگیرم چه علاقه هایی دارم و با کنجکاوی از شخصی که دانشش رو داره میتونم یادبگیرم
سعی میکنم هرروز بیشتر با تمام وجودم کارکنم هرچند که خیلی اضافه کاری ها برای من سنگینه اما اهرم رنج و لذتم جوریه که باید پیشرفت کنم
باز هم ممنونم از شما
به نام خداوند آرامش دهنده و روزی رسان
سلام و عرض ادب خدمت استاد عباس منش عزیز و دوست داشتنی و خانم شایسته بزرگوار
خداروشکر میکنم که در مسیر هدایت خداوند قرار گرفتم و به این فایل از طریق “من را به سوی نشانه ام هدایت کن” هدایت شدم.
اما در رابطه با سوال این بخش که چه الگوهای تکرار شونده ای درباره روابط، در زندگی شما هست؟
سوال قشنگیه و به نظرم میشه الگو ها رو شناسایی کرد و بعد از شناخت الگو و کار کردن روی خودمون ناخوادگاه ادم های اطافمون رو فیلتر کنیم
یکی از مواردی که هبش توجه کردم از دوره کودکی تا کنون همیشه توی جمع دوستان من یه نفر بوده که احساس زرنگی میکرده و میخواسته یه جوری مثلا به منم درس زرنگی رو بده که الانشم توی همکارانم دارم ازین مورد افراد و جالبیش اینجاست که خودشون رو خیلی بالا میگیرن که رئیس و روءسا رو نباید بهشون بخندی و بری سمتشون و نباید بهشون باج بدی بعد دقیقا برعکسش رو خودشون عمل میکنن و اسمش رو میذارن زرنگی.
یا مثلا یه سری از دوستانی که سطح مالی زندگیشون از من بیشتر هست رو در همه دوران روابط دوستی داشتم که نگاه بالا به پایین هم دارند.
و تقریبا در هر دوره زندگیم به اصطلاح استاد یه ادم “علی بی غم ” وجود داشته که کلی خندونده منو و کلی ازش انرژی گرفتم و کلی موقعیت ها ازش بیخیالی یاد گرفتم.
یک سری آدم دائما نالان از زندگی هم دورم بوده که الان تقریبا 2 -3 سالی هست که دیگه ازشون خبری نیست خداروشکر