اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
باسلام و احترام خدمت استاد گرانقدر و قشنگ و پیامبرگونه ام و سلام به یار خوبش استاد شایسته مهربان و عزیزدلم و سلام به دوستانی که کلمه کلمه کامنت هاشون از روی عشق و برای بهتر شدنمه
استاد بوسه میزنم بر دستانت بخاطر اینهمه آگاهی ناب که بی توقع در اختیارمان میگذاری و خدارا بمن شناساندی و با سخنان گهربارت ذره ای به مسیر درست زندگیم هدایت و راهنمایی شدم. الهی شکرت بخاطر حضورم در این سایت الهی و خالص…
سوال جلسه3:چه نوع افرادی رو من توی ارتباطاتم جذب میکنم بر اساس الگوهای تکرارشونده شان؟
من همیشه بنوعی سنگ صبور دوستام بودم و بهم اعتماد داشتن و رازهاشونو و درد دلاشونو بمن میگفتن و الانم میگن و واسه سبک شدنشون
دوستای من دقت که میکنم دوستای زیادی نداشتن و همیشه بیشتر من تنها دوست صمیمیشون بودم.
توی ارتباطاتم با این حال که من هیچوقت پول قرض نمیکنم ولی توی ارتباطاتم مدام تقاضای پول قرضی ازم میکنن و از لحاظ مالی ازم کمک میخوان
بعضی مشتریام بعد اتمام کارشون تقاضای کار قرضی میکنن مخصوصا مشتریانی که باهام صمیمی تر و احسلس نزدیکی بیشتری میکنن
بعضی مشتریا به بهونه ناراضی بودن پولمو ندادن که خداروشکر مدتیه این موردو دیگه نمیبینم
کیس های ازدواجی من همه گوش بگیر خانوادشون بودن و توان تصمیم گیری از خودشون نداشتن و تا به الان خانواده هاشونم همه مخالف ازدواج ما بودن و کنسل شدن و خودشونم تلاش خاصی نکردن و مطیع حرف خانواده هاشون بودن و حس میکردم اولویت اولشون نیستم و با مشورت من تصمیمات نهایی رو نمیگرفتن
یکی از کیس های ازدواجی من از بس وام و قرض گرفته بود مجبور به گرفتن پول نزول شده بود و میدیدم داشت توی بدهی ها غرق میشد و هرسال بدتر از سال قبل و مدام از منم پول قرض میکرد و طول میکشید تا بتونه تسویه حساب کنه که من مدتیه با دیدن پترن های تکراریشون که قول میدادن و به تعویق مینداختن و تمام اراده مو جمع کردم و ازشون جدا شدم و همه چیزو به خدا سپردم.
توی ارتباطاتم به وضوح میبینم همه مدام دنبال پولن که بدهی هاشونو صاف کنن و همیشه پول لازمن و اخیرا ارتباطاتمو باهاشون کمتر کردم و تمرکزمو گذاشتم روی خودم و ارتباطم باخدا
توی اکثر ارتباطاتم میبینم مدام دنبال مشاوره گرفتن از من و یا حتی مشاوره های پولی هستن و مدام با زندگی و اطرافیانشون در جنگ و جدال هستن
معمولا کسانی باهام قرار فلان ساعتو میذارن سر ساعت مقرر نمیرسن و همیشه دیر میرسن
در پناه الله یکتا شاد و سلامت و ثروتمند و سعادتمند، باشید
سلام به همه دوستان و استاد گرامی که اینقدر فایلهای پر از اگاهی برامون میزارن و سوالهایی که مارو به فکر وامیداره که خومونو بشناسیم باورهارو بشناسیم و روی اون باورها کار کنیم تا تغییر کنیم
استاد من تا بحال به شخصیتم و افرادی که با من در ارتباط هستن فکر نکرده بودم که چرا این ادما میان توزندگی من و حرفها و حرکاتی انجام میدن که اصلا دوست ندارم .وحالا با این فایلها فهمیدم که میتونم افراد در روابطم رو هم تغییر بدم
افرادی که من به سمت خودم جذب میکردم با کلی فکر این گونه افراد هستن
1.افرادی که دنبال کمک هستن و از من میخان که بهشون کمک کنم و با اعتماد به نفس کمی که داشتم نمیتونستم بگم نه
2.افرادی که سنشون از من پایینتر یا بالاتره
3.افرادی که خیلی تنها هستن و دوست دارن من باشون همکلام بشم
4.افرادی که میخان با من درد و دل کنن تمام زندگی شونو برامن تعریف کنن که به لطف خدا و این فایلها خیلی کمتر شدن
5.افرادی که فکر میکنن من ضعیف هستم و هیچ توانایی ندارم و میخان به من دل داری بدن
6.افرادی که در مورد مسال ناراحت کننده و گرفتاریهاشون بام حرف بزنن .
اینها افرادی هستن که قبلا با من در ارتباط بودن که گفتم به لطف هدایت خداوند و فایهای بی نظیر استاد خیلی بهتر شدم و این افراد کم شدن و حالا میفهمم که چقدر تغییر کردم از وقتی که روی این فایلها و سایت کار میکنم
من همش فکر میکردم که چون مسال مالی بهتر نشده پس تغییر هم نکردم اما نه اون افرادی که در مدار بد و نارضایتی بودن از من دور شدن و من در مدار بهتر یا افراد بهتر قرار گرفتم
خدارا صدهزار بار شکر میکنم که به این مسیر ایمان توکل توحید تقوا نعمت و ثروت و حال خوب هدایتم کرد تا از زندگیم توی این دنیا لذت ببرم
یادمو اون فایل اومد که گفتید هیچ وقت فامیلهاتون پشتتون نبودن و هیچ کس پشتتون در نیومده
منم توی روستایی هستم مثل شما همه طایفه ای هرکه تعداد مرداشون بیشتره و بیشتر درگیری ایجاد میکنن مورد توجه و تأیید بیشتر هستند تمسخر دیگران کار خیلی جالبی هست و اونی که بهتر و بیشتر تمسخر میکنه دوست داشتنی تر و عزیز تره و چون مردم میترسن توی جمع تمسخر بشن یا پشت سرشون حرف بزنن باهاشون درگیر یا بحث نمیکنن
بابا بزرگ من [پدرمادرم]ادم ترسویی بود
پدر خودم هم نه حامی و نه شهامتی داشت ولی شجاع تر از پدر بزرگم بود
من خداروشکر یه شش سالیه به فرکانس بهتری رفتم
ولی بخاطر اینکه همه 33سال عمرم فکر کروم نه فامیلی داریم نه طایفه ای نه برادری نه حامی انسانی
احساس های زیادی تجربه کردم
شرک
احساس ضعف
ترس
باج
احساس تنهایی
و الان هم احساس ترس با شنیدن حتی یک صدای جیغ بچه توی اون روستا منو مثل بید میلرزاند
احساس ترس نمیزاره لحظه ای از خانه باغ طبیعت آبوهوای کوه لذت ببرم
اینا باعثی میشه که دلیل موجه و به خودم اثبات کنم که من از این خونواده اومدم و ارزشمند و لایق رابطه نیستم
ضعیف
تو سری خور
باعث میشه گفتگوهای ذهنیم اینا باشه
الگوی تکراری دیگه ی زندگی من
توی زمینه رابطه
من توی یه خانواده ای بزرگ شدم که نه روابط با فامیل نه توی خونه رابطه درستی بود
پدر مادر و برادر بزرگم کنترل کننده شدید بودن
الان ازدواج کردم نزدیک به 4ساله به شدت خواهان برقراری رابطه خانوادگی و رفت و امد هستم
بعد از برقراری یکی رابطه
طولی نمیکشه شروع به ناسپاسی از رابطه بوجود اومده میشم
ذهن شروع میکنه به دنبال نکات منفی رابطه یا اونطرف میگرده
فکر میکنم دیده نمیشم
تایید نمشم
بهم ارزش نمیدن
با اینکه رابطه ای برقرار شده که بخاطرش خیلی خوشحال بودم اولش احساس نارضایتی و تنهایی باز سراغم میاد و کم کم کار به قهر و قطع رابطه میشه
عین پدرم نتونستم رابطه خوبی با خانواده همسرم داشته باشم
و
الگوی قهر
رو تکرار میکنم
فقط اینو میدونم که احساس بی ارزشی خوب نبودن عدم لیاقت خود کم بینی ترس و ضعف و شرک باعث این شرایط میشه برام
این احساس تنهایی شدید باعث میشه توی روابط زیر بار شرک میرفتم و تن به هر رابطه و شروع به باج دادن میکردم و هنوز هم توی بعضی زمینه ها خود کم بینی و مقایسه باعث احساس بی ارزشی و برتری دیگران میشه
درود و رحمت خدا بر شما استاد عزیز و خانم شایسته عزیز،
استاد در رابطه با افراد که چه نوع دوستانی مدام بر سر راهم قرار میگیرند الحمدالله با به کار بردن کانون توجه اینکه شما یادم دادید ،خدارو شکر افراد با عدالت مسئولو متعهد چشم و دلپاک و سخاوتمند و امانتدار و مطمئن راز دار امانتدار و ابرو دار با معرفت و متعهد و حواس جمع به احساسات دوستانشون و محترم و لایق و مهربان فداکار و خیلی با پشتکار و جدی و صبور سر راهم میان و من خیلی خداروشاکر هستم و خوشحالم الحمدالله بابت این موضوع الهی شکرش و از شما ممنونم بخاطره اموزشهای عالیتون واقعا تشکر میکنم.
الان که فکر میکنم میبینم گذشته زندگیم پر بود از الگوهای تکرار شونده که چجورم تکرار میشد اغلب هم هواستم نبود که داره یسری اتفاقات هرچندروز یا چند ماه یکبار برام رخ میده و منم مدام میگفتم خدایا چرا نمیتونم برا فلان مشکلم راهی پیدا کنم و هی اونم زود به زود تکرار میشد چونکه من به اندازه ای که باید حرکت کننده و عملگرا نبودم اغلب یا اگر هم عمل کننده بودم عمل کردنم در مسیر اشتباه و باورهای نادرست بود که اغلب کار بدتر میشد اما بهتر نمیشد برا حل خیلی از مسائل های زندگیم دیگه نمیدونستم باید چکار کنم
*نمیدونستم حرکت کنم که مخرب باشه اوضاع بدتر هم بشه
یا ذهنی حرکت کنم که دست از تقلاهای کم ارزش دست بکشم،چونکه خیلی وقتها ممکنه ما مرزهای باریک و تعادل بین اینارو با باورهای نادرست بصورت کج فهمی برداشت کنیم یا از اینور بوم بیفتیم یا از اونور بوم*
من هنوزم یسری الگوهای تکراری در زندگیم دارم حتی بعضا بظاهر کم اهمیت اما به خودم میگم چرا باید این موارد تکرار بشند و من باید بتونم اینارو شکست بدم نه موارد تکراری منو شکست بدند
ممکنه بعضی اوقات اینقدر اون موارد در ناخودآگاهمون تکرار شده باشند دیگه فکر کنیم خب منطقی هستند،،
اما بقول بازیگر فیلم «اکولایزر»
میگه خب دنیات رو تغییر بده
یعنی نمیشه،نمیتونم،امکان نداره،شانس ندارم،غیرممکنه،و… نداریم تو میتونی دنیات رو با ذهنت تغییر بدی
بهتون پیشنهاد میکنم اگر هنوز این فیلم ندیدین حتما برید ببینید خیلی عالیه و نکات ارزشمندی داره
من هرزمان میخوام یسری الگوهای تکراری یا باورهای مخرب ذهنمو تغییر بدم یاد این جمله میفتم « باورت عوض کن»
نکات کمک کننده ای که الان به یاد دارم برا تغییر موارد تکراری یا ناتوانی در وجودم
#از تجسم خلاق استفاده میکنم که تا الان یه عالمه نتایج واقعی و لذتبخش کسب کردم یکیش همین دو هفته قبل بود شب تجسم کردم و اصلا مسیر برا خدا تعیین و تکلیف نکردم بلکه فقط اعلام کردم که خدایا من همچین چیزی میخوام،،
#وقتی چیزی میخوام و به تضادش برمیخورم خیلی عاجزانه میگم خدایا اینو دیگه واقعا ازت میخوام و یه جورایی به خداوند میگم من بهت گفتم دیگه بقیه شو خودت میدونی من که بهت گفتم خودتم داری میبینی که چقدر بهش نیاز دارم
همین باعث میشه از جاهایی بهم بده که خودم بارها شده سوپرایز شدم فقط من باید بقیه اش رو بسپارم به خودش شاید از نظر آدمها یا خودم جواب بظاهر دیر رخ بده
اما قانون اصلی میگه بهترین بموقع اش برات رخ میده پس هرروز فقط رو خودت کار کن و ببین ایرادهات چیه،،
خب این نکته هم خیلی مهمه که ما باید جدی بگیریم که چرا خیلی از ما آدمها یسری الگوهای تکرار شونده در زندگیمون هست اما دیگه کتک خوردنمون ملس شده و واقعا هربار هم اون ضربه ها سنگینتر و ویران کننده تر میشند اما خب یسری ها اصلا نمیخواهند بپذیرند،فکر کنند،و باور کنند و درنهایت تغییر کنند،،
من خودم الان دارم نگاه میکنم چقدر به گذشته خودم حتی همین چندسال اخیر یسری الگوهای تکراری واضح و مسخره رو نمیتونستم ببینم و فقط مدام سوال میکردم که خدایا ایراد کجاست؟ چرا پیدا نمیشد!؟
چونکه من خیلی اوقات میخواستم با نگهداشتن همون مولفه های قبلی و مساله ام حل بشه اما نمیشد که هیچ بلکه اصلا نمیتونستم تشخیص درست بدم
خب طبیعی هم بود چونکه من باورهای مخرب اینقدر منو کر،کور،لال کرده بود که تقلا کردنهام نتایج کمتر داشت تا بیشتر
اما بهرحال حتی همون نتایج و تصمیمات بظاهر نادرستم الان یه عالمه درس و رشد درونی برام داره که من نباید اونهمه مسیرهای نادرست واردشون بشم،
یکی از مولفه هامو تغییر دادم که الان دو ماهه دارم تهران زندگی میکنم
یکی دیگه از مولفه هام رو تغییر دادم امروز خیلی راحت و خود به خود جواب اومد سمتم و من انگیزه گرفتم و باورم قویتر شدم
که کافیه من ترمزهای ذهنمو آزاد کنم راهکارها خیلی راحت تر بسمتم میاند،،
حتی همین الان که دارم این کامنت و تایپ میکنم ورزشمو انجام بدم چجور
نشستم اما سرمو نزدیک پاهام نگهداشتم که تمرینات کششی پاهام انجام بشه
اینم خودش یه راهکار و ایده کارساز خوبی ست
خدایا شکرت از اینکه من را مثل خودت خالق خلاق خلق کردی که در هرلحظه میتونم زندگیمو طبق دلخواهم خلق کنم
چرا هرلحظه،چونکه
هیچ لحظه ای عادی نیست
مثل همیشه همتونو دوست دارم
استاد و مریم بانوی عزیز مثل همیشه عالی و آموزنده هستید.
بنام خدایی که هر لحظه کنارمه..استاد عزیزم و مریم بانوی گلم خدا قوت..واقعا بابت این فایل ها خیلی ممنونم و خدارو شکر میکنم..در پاسخ به این سوال باید بگم که هر فردی چه همسر چه خانواده خودم چه خانواده همسرم چه دوستان هر کسی که وارد رابطه ی من شده واقعا بهم هیچ ابراز محبتی نداره همیشه همه مشکلاتشون رو برامن میگن هیچ وقت در مورد خوشی هاشون باهام حرف نمزنن..افرادی که دور وبر من هستن همهزود عصبانی میشن مثل خودم..هنسرم همیشه سرزنش میکنه کوچکترین چیز رو هم من هم بچه هامو..حتی در مورد لباس پوشیدن من دوست داره چیزایی که اون میخواد رو بهرم بپوشم حتی رنگ مورد علاقه اون باشه..بیشتر افرادی که بامن ارتباط دارن فقط به فکر خودشونن همیشه احساس میکنم داره ازم سو استفاده میشه..همیشه حسی دارم که بهشون کمک کنم حتی کمک مالی در حالی که خودم اوضاع مالی خوبی هم نداشته باشم تو فکرمه که اطرافیانی که نیاز دارن بهشون کمک کنم فکر میکنم باید بقیه رو نجات بدم اکثرا با اطرافیان به شکل نصیحت حرف میزنم در حالی که خودم تو اون زمینه مشکل دارم الان میفهمم من چقدر عقب موندم از اموزه هام وگفته های استادم…ولی خدارو شکر الان متوجه چه چیزایی دارم میشم..همیشه افراد در مورد من وکارام نظر میدن الان فهمیدم من تراز قضاوت وتایید دیگران دارم حتی در مورد اینکه چه لباسی بخرم چی بپوشم همیشه نگرانم نکنه دیگران چیزی بگن یا تایید نشم یا کسی تو فامیل بهتر از من بپوشه..همسرم ادم خشک و زود عصبی بشو هستش میدونم اینا جذب باورهای هودمه استاد دارم هیلی تلاش میکنم که بتونم باورهاموبازسازی کنم اره من دوران کودکی پرو مادرم همیشه با هم بحث داشتن این باور رفته توذهنم که زن وسوهر دعوا میکنن ولی باز اشتی نیکنن الانم همه اطرافیانم بیشتر روابط عاطفی سطح پایینی دارن چون من تومداری نیستم که ادمهای با روبط عالی رو جذب کنم ولی باتوکل بخدا میخوام مدارم رو تغییر بدم اینجا اول بخودم وخدایم بعد به استادم تعهد میدم که هر ثانیه مراقب افکارم باشم و رو عزت نفسم که مهمترین نقطه ضعفه کارکنم..خدایاشکرت برای وجود استاد واین سایت پر بار
منم الان 38 سالمه تا الان تقریبا با هرکی رابط عاطفی برقرار کردم متاسفانه هیچ کدومشون برام خرج نمیکردن و برام وقت نمیزاشتن و من همیشه فکر میکردم که اونا مقصر هستن اما الان متوجه شدم یه ایرادی از منه که همه یه شکل با من رفتار میکنن در حالی که همشون میگن تو خیلی دختر خوبی هستی و واقعا هم دختر خوبی هستم اما نمیدونستم چرا اینجوری میشه هیچ کدوشون برام وقت نمیزاشتن در حالی که برای دوستای قبلی و بعد از من در حالی که اصلا هم دخترای خوبی نبودن کلی وقت میزاشتن و هزینه میکرن
و من الان میتوجه شدم که ایراد از منه و باید روی خودم کار کنم
خداروشکر میکنم که متوجه شدم و میتونم روی خودم کار کنم و این باور غلط رو اصلاح کنم تا دیگه تکرار نشه
استاد بینهایت ممنون و سپاسگزارم بابت تهیه این فایلهای ارزشمند
وقتی به سوال شما فکر کردم اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که تمام افرادی که من باهاشون در ارتباط هستم نسبت به من مهربان هستند و مورد احترام همه حتی شخصی که باهاش کار میکنم
اما یک چیز که جالب نیست در افراد اینه که از من توقع پول دارند
طوری که حتی وقتی درآمدم به حسابم واریز میشه حتی به نزدیکترین فرد هم نمیگم چون بلافاصله خواسته هاشون رو لیست میکنن حتی همسر و فرزندانم
البته یکبار با همسرم در این مورد مفصل گفتگو کردم و تا حدودی کم شده اما رفع نشده.
و تا به حال پولی به مدت چند هفته بیشتر در حسابم نمونده.
خدایا ما را هدایت کن به راه راست راه کسانی که به آنان نعمت داده ای نه آنان که غضب کرده ای و نه گمراهان آمین یا رب العالمین
به نام خداوندی که تمام جهان رو براساس قوانین بدون تغییر و ثابت خلق کرده و سپاسگزار هستم که به این سایت هدایت شدم تا با این قوانین آشنا بشم و یاد بگیرم شرایط دلخواه زندگی خودم رو خلق کنم اون هم به راحتترین و دلخواه ترین شکل ممکن
سلام به استاد عزیز که خداوند کلام شما رو برای صحبت با ما انتخاب کرد
من خیلی سال هستش که به این نکته باور داشتم و دارم و در هر لحظه از زندگیم حواسم به نشونه ها و صحبتهای خداوند با خودم بود چون اعتقاد دارم خدا زبان ندارد اما از زبان بندگانش با ما سخن میگوید، خدا دست ندارد اما با دستان بندگانش راه را برای زندگی راحتتر برای ما باز میکند و در تمام لحظات تنهاییم که باهاش صحبت میکردم این ندا در گوش و درونم بود تا اینکه 9 ماه پیش به این سایت رویایی هدایت شدم و الان شما دارین قوانین رو بیان میکنین
امروز صبح که بیدار شدم بخاطر بازرسی که فردا صبح از عملکرد دو سال کاری گذشته ام قرار بشه دچار حال اضطرابی وحشتناکی بودم، یاد گرفتم اول حالم رو خوب کنم تا با فرکانس خوب فاصله ام با خواسته ام کوتاه کنم تا با کمترین کار فیزیکی بیشترین نتیجه رو بگیرم اومدم داخل سایت و این فایل زیبا رو دیدم و خدایا خدایا چه چیزهایی که از درونم نجوشید از خاطراتی که در اونها همین حس اضطراب رو بخاطر همین شرایط مشابه بارها تجربه کردم یادم اومد…
فهمیدم باورهای بدی در مورد کار دارم و باید به دل طبیعت برم و بنویسم تا به باورهای خوب برسم
اما سوالی که پرسیدین:
جوابش بی ربط به آگاهی در مورد باورهای نادرست کاریم نیست
فهمیدم من مداوم با انسانهایی برخورد میکنم چه همکار چه صاحبکار چه اعضای خانواده و فامیل و دوست که این افراد دو دسته هستند یا افرادی هستند که به شدت نیاز به همراهی محبت صحبت دارن و مداوم زمان من و اشغال فعالیت خودشون میکنن و یا به شدت مستقل و قوی هستن و اصلا زمانی برای من ندارن و از من هم انتظار به شدت قوی بودن دارن
اما در هر دو گروه چیزی مشترک هست هر دو گروه به شدت از قبول مسئولیت شونه خالی میکنن و از من انتظار کار فراوانتر از توان چه ذهنی چه روحی و چه بدنی دارن و من تمام مدت روز دنبال زمانی برای انجام کارهای دلخواه خودم هستم که معمولا هم یا این زمان بسیار کوتاه هست یا اصلا وجود نداره
نمیدونم ریشه چه باوری در من هست که منتهی به این نتایج شده این رابطه های نادلخواه باعث نارضایتی من از شرایطم میشن و من همیشه یا عصبانی هستم یا مضطرب یا افسرده و ناراحت و این سیکل ادامه داره مگر زمانهایی که اون رو میشکنم و شروع میکنم میگم همه با من مهربان هستند و از من حمایت میکنن و شرایط کمی بهتر میشه اما دوباره شرایط تغییر میکنه این اوضاع اینقدر در زندگیم تکرار شده که تمایلی به ازدواج کردن و یا حتی دوست شدن با افراد جدید رو بخاطر قبول یکسری مسئولیت جدید رو ندارم و همیشه ترجیح میدم تنهایی فعالیت کنم از زندگی تا کار و تفریح
از دوستانی که دوره کشف قوانین رو تهیه کردن ممنون میشم راهنماییم کنین
با سلام و احترام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان و دوستان خوبم
قبل از آشنایی با این آگاهیها خانوادم و دوستایی که تو زندگی من بودن همه بدون استثناء مسائل و مشکلات مالی و عاطفی ناراحت کننده داشتند و همیشه هم من رو وارد مسائل و مشکلاتشون می کردن اگر وام می خواستن من باید ضمانت می کردم اگر پول قرض می خواستن حتی اگه خودم نداشتم تمام سعیم و می کردم که پول رو جور کنم اکه برای کار خیر می خواستن پول جمع کنن باز من بودم اگه خونه می خواستن رهن کنن من بودم که دنبال خونه می گشتم و خلاصه همه جا من بودم اگه دعوا و بحث و جدل بود باید من حلش می کردم که همه اینها باعث می شد آرامشم بهم بریزه و هیچ وقت برا خودم زندگی نمی کردم و این برمی گرده به دوران بچگی ام که پدرو مادرم همیشه از من توقع داشتن که کمک کننده باشم و این باور در من نهادینه شده بود که انسانیت حکم می کنه به دیگران کمک کنیم وگرنه خدا قهرش میاد.
خدا روشکر بعد از آشنایی با استاد این باور در من شکسته شد و با باور به اینکه هرکسی مسئول زندگی خودش و من نمی تونم زندگی افراد رو تغییر بدم و همه به یک اندازه به خدا نزدیکند و اینکه از من کمک بخوان در واقع دچار شرک شدن.
خدا رو صد هزار مرتبه شکر 99 درصد این آدمها از زندگی من حذف شدن و نزدیکترین افراد خانوادم هم بندرت در مورد این مسائل به من زنگ می زنند.
اما یه موردی که 2 سالی هست در زندگیم داره تکرار میشه اینه که افرادی جذب زندگی ام می شن و باهاشون روابط دوستی داریم اهل مشروب و سیگار هستن که البته اکثرشون زن و شوهر هستند و آخر هقته میان باغ ما و به قول خودشون می خوان چند ساعتی خوش باشن و بزنن برقصن در صورتی که من از بچگی از سیگار و مشروب و …. متنفر بودم و هستم.و سر این قضیه من همیشه با همسرم بحث دارم که چرا بدون هماهنگی با من درخواستشون و قبول می کنی.متاسفانه این قضیه ظاهرا خیلی عمومیت پیدا کرده حتی خانمها هم گرایش پیدا کردن به این مسایل وقتی ازشون می پرسم چرا؟ می گن می خوایم چند ساعتی خوش باشیم و از غم و غصه ها فارغ. و من باز این حرف استاد توی گوشم زنگ می زنه که مسیری که اکثریت مردم می رن مسیر اشتباهه.
بی نهایت سپاسگزار خداوندم که من و به این مسیر زیبا هدایت کرد.
و بی نهایت سپاسگزار استاد سخاوتمندم هستم که این آگاهیها رو با ما به اشتراک می ذارند.
باسلام و احترام خدمت استاد گرانقدر و قشنگ و پیامبرگونه ام و سلام به یار خوبش استاد شایسته مهربان و عزیزدلم و سلام به دوستانی که کلمه کلمه کامنت هاشون از روی عشق و برای بهتر شدنمه
استاد بوسه میزنم بر دستانت بخاطر اینهمه آگاهی ناب که بی توقع در اختیارمان میگذاری و خدارا بمن شناساندی و با سخنان گهربارت ذره ای به مسیر درست زندگیم هدایت و راهنمایی شدم. الهی شکرت بخاطر حضورم در این سایت الهی و خالص…
سوال جلسه3:چه نوع افرادی رو من توی ارتباطاتم جذب میکنم بر اساس الگوهای تکرارشونده شان؟
من همیشه بنوعی سنگ صبور دوستام بودم و بهم اعتماد داشتن و رازهاشونو و درد دلاشونو بمن میگفتن و الانم میگن و واسه سبک شدنشون
دوستای من دقت که میکنم دوستای زیادی نداشتن و همیشه بیشتر من تنها دوست صمیمیشون بودم.
توی ارتباطاتم با این حال که من هیچوقت پول قرض نمیکنم ولی توی ارتباطاتم مدام تقاضای پول قرضی ازم میکنن و از لحاظ مالی ازم کمک میخوان
بعضی مشتریام بعد اتمام کارشون تقاضای کار قرضی میکنن مخصوصا مشتریانی که باهام صمیمی تر و احسلس نزدیکی بیشتری میکنن
بعضی مشتریا به بهونه ناراضی بودن پولمو ندادن که خداروشکر مدتیه این موردو دیگه نمیبینم
کیس های ازدواجی من همه گوش بگیر خانوادشون بودن و توان تصمیم گیری از خودشون نداشتن و تا به الان خانواده هاشونم همه مخالف ازدواج ما بودن و کنسل شدن و خودشونم تلاش خاصی نکردن و مطیع حرف خانواده هاشون بودن و حس میکردم اولویت اولشون نیستم و با مشورت من تصمیمات نهایی رو نمیگرفتن
یکی از کیس های ازدواجی من از بس وام و قرض گرفته بود مجبور به گرفتن پول نزول شده بود و میدیدم داشت توی بدهی ها غرق میشد و هرسال بدتر از سال قبل و مدام از منم پول قرض میکرد و طول میکشید تا بتونه تسویه حساب کنه که من مدتیه با دیدن پترن های تکراریشون که قول میدادن و به تعویق مینداختن و تمام اراده مو جمع کردم و ازشون جدا شدم و همه چیزو به خدا سپردم.
توی ارتباطاتم به وضوح میبینم همه مدام دنبال پولن که بدهی هاشونو صاف کنن و همیشه پول لازمن و اخیرا ارتباطاتمو باهاشون کمتر کردم و تمرکزمو گذاشتم روی خودم و ارتباطم باخدا
توی اکثر ارتباطاتم میبینم مدام دنبال مشاوره گرفتن از من و یا حتی مشاوره های پولی هستن و مدام با زندگی و اطرافیانشون در جنگ و جدال هستن
معمولا کسانی باهام قرار فلان ساعتو میذارن سر ساعت مقرر نمیرسن و همیشه دیر میرسن
در پناه الله یکتا شاد و سلامت و ثروتمند و سعادتمند، باشید
سلام به همه دوستان و استاد گرامی که اینقدر فایلهای پر از اگاهی برامون میزارن و سوالهایی که مارو به فکر وامیداره که خومونو بشناسیم باورهارو بشناسیم و روی اون باورها کار کنیم تا تغییر کنیم
استاد من تا بحال به شخصیتم و افرادی که با من در ارتباط هستن فکر نکرده بودم که چرا این ادما میان توزندگی من و حرفها و حرکاتی انجام میدن که اصلا دوست ندارم .وحالا با این فایلها فهمیدم که میتونم افراد در روابطم رو هم تغییر بدم
افرادی که من به سمت خودم جذب میکردم با کلی فکر این گونه افراد هستن
1.افرادی که دنبال کمک هستن و از من میخان که بهشون کمک کنم و با اعتماد به نفس کمی که داشتم نمیتونستم بگم نه
2.افرادی که سنشون از من پایینتر یا بالاتره
3.افرادی که خیلی تنها هستن و دوست دارن من باشون همکلام بشم
4.افرادی که میخان با من درد و دل کنن تمام زندگی شونو برامن تعریف کنن که به لطف خدا و این فایلها خیلی کمتر شدن
5.افرادی که فکر میکنن من ضعیف هستم و هیچ توانایی ندارم و میخان به من دل داری بدن
6.افرادی که در مورد مسال ناراحت کننده و گرفتاریهاشون بام حرف بزنن .
اینها افرادی هستن که قبلا با من در ارتباط بودن که گفتم به لطف هدایت خداوند و فایهای بی نظیر استاد خیلی بهتر شدم و این افراد کم شدن و حالا میفهمم که چقدر تغییر کردم از وقتی که روی این فایلها و سایت کار میکنم
من همش فکر میکردم که چون مسال مالی بهتر نشده پس تغییر هم نکردم اما نه اون افرادی که در مدار بد و نارضایتی بودن از من دور شدن و من در مدار بهتر یا افراد بهتر قرار گرفتم
خدارا صدهزار بار شکر میکنم که به این مسیر ایمان توکل توحید تقوا نعمت و ثروت و حال خوب هدایتم کرد تا از زندگیم توی این دنیا لذت ببرم
سلام وقت همگی بخیر
استاد عباس منش
یادمو اون فایل اومد که گفتید هیچ وقت فامیلهاتون پشتتون نبودن و هیچ کس پشتتون در نیومده
منم توی روستایی هستم مثل شما همه طایفه ای هرکه تعداد مرداشون بیشتره و بیشتر درگیری ایجاد میکنن مورد توجه و تأیید بیشتر هستند تمسخر دیگران کار خیلی جالبی هست و اونی که بهتر و بیشتر تمسخر میکنه دوست داشتنی تر و عزیز تره و چون مردم میترسن توی جمع تمسخر بشن یا پشت سرشون حرف بزنن باهاشون درگیر یا بحث نمیکنن
بابا بزرگ من [پدرمادرم]ادم ترسویی بود
پدر خودم هم نه حامی و نه شهامتی داشت ولی شجاع تر از پدر بزرگم بود
من خداروشکر یه شش سالیه به فرکانس بهتری رفتم
ولی بخاطر اینکه همه 33سال عمرم فکر کروم نه فامیلی داریم نه طایفه ای نه برادری نه حامی انسانی
احساس های زیادی تجربه کردم
شرک
احساس ضعف
ترس
باج
احساس تنهایی
و الان هم احساس ترس با شنیدن حتی یک صدای جیغ بچه توی اون روستا منو مثل بید میلرزاند
احساس ترس نمیزاره لحظه ای از خانه باغ طبیعت آبوهوای کوه لذت ببرم
اینا باعثی میشه که دلیل موجه و به خودم اثبات کنم که من از این خونواده اومدم و ارزشمند و لایق رابطه نیستم
ضعیف
تو سری خور
باعث میشه گفتگوهای ذهنیم اینا باشه
الگوی تکراری دیگه ی زندگی من
توی زمینه رابطه
من توی یه خانواده ای بزرگ شدم که نه روابط با فامیل نه توی خونه رابطه درستی بود
پدر مادر و برادر بزرگم کنترل کننده شدید بودن
الان ازدواج کردم نزدیک به 4ساله به شدت خواهان برقراری رابطه خانوادگی و رفت و امد هستم
بعد از برقراری یکی رابطه
طولی نمیکشه شروع به ناسپاسی از رابطه بوجود اومده میشم
ذهن شروع میکنه به دنبال نکات منفی رابطه یا اونطرف میگرده
فکر میکنم دیده نمیشم
تایید نمشم
بهم ارزش نمیدن
با اینکه رابطه ای برقرار شده که بخاطرش خیلی خوشحال بودم اولش احساس نارضایتی و تنهایی باز سراغم میاد و کم کم کار به قهر و قطع رابطه میشه
عین پدرم نتونستم رابطه خوبی با خانواده همسرم داشته باشم
و
الگوی قهر
رو تکرار میکنم
فقط اینو میدونم که احساس بی ارزشی خوب نبودن عدم لیاقت خود کم بینی ترس و ضعف و شرک باعث این شرایط میشه برام
این احساس تنهایی شدید باعث میشه توی روابط زیر بار شرک میرفتم و تن به هر رابطه و شروع به باج دادن میکردم و هنوز هم توی بعضی زمینه ها خود کم بینی و مقایسه باعث احساس بی ارزشی و برتری دیگران میشه
از خدا قدرت عمل و اجرای چیزهایی که دارم رو مخام
به نام خدای کامل و توانا ،
درود و رحمت خدا بر شما استاد عزیز و خانم شایسته عزیز،
استاد در رابطه با افراد که چه نوع دوستانی مدام بر سر راهم قرار میگیرند الحمدالله با به کار بردن کانون توجه اینکه شما یادم دادید ،خدارو شکر افراد با عدالت مسئولو متعهد چشم و دلپاک و سخاوتمند و امانتدار و مطمئن راز دار امانتدار و ابرو دار با معرفت و متعهد و حواس جمع به احساسات دوستانشون و محترم و لایق و مهربان فداکار و خیلی با پشتکار و جدی و صبور سر راهم میان و من خیلی خداروشاکر هستم و خوشحالم الحمدالله بابت این موضوع الهی شکرش و از شما ممنونم بخاطره اموزشهای عالیتون واقعا تشکر میکنم.
به نام نامها
سلام به همگی
پیدا کردن الگوهای تکرار شونده
الان که فکر میکنم میبینم گذشته زندگیم پر بود از الگوهای تکرار شونده که چجورم تکرار میشد اغلب هم هواستم نبود که داره یسری اتفاقات هرچندروز یا چند ماه یکبار برام رخ میده و منم مدام میگفتم خدایا چرا نمیتونم برا فلان مشکلم راهی پیدا کنم و هی اونم زود به زود تکرار میشد چونکه من به اندازه ای که باید حرکت کننده و عملگرا نبودم اغلب یا اگر هم عمل کننده بودم عمل کردنم در مسیر اشتباه و باورهای نادرست بود که اغلب کار بدتر میشد اما بهتر نمیشد برا حل خیلی از مسائل های زندگیم دیگه نمیدونستم باید چکار کنم
*نمیدونستم حرکت کنم که مخرب باشه اوضاع بدتر هم بشه
یا ذهنی حرکت کنم که دست از تقلاهای کم ارزش دست بکشم،چونکه خیلی وقتها ممکنه ما مرزهای باریک و تعادل بین اینارو با باورهای نادرست بصورت کج فهمی برداشت کنیم یا از اینور بوم بیفتیم یا از اونور بوم*
من هنوزم یسری الگوهای تکراری در زندگیم دارم حتی بعضا بظاهر کم اهمیت اما به خودم میگم چرا باید این موارد تکرار بشند و من باید بتونم اینارو شکست بدم نه موارد تکراری منو شکست بدند
ممکنه بعضی اوقات اینقدر اون موارد در ناخودآگاهمون تکرار شده باشند دیگه فکر کنیم خب منطقی هستند،،
اما بقول بازیگر فیلم «اکولایزر»
میگه خب دنیات رو تغییر بده
یعنی نمیشه،نمیتونم،امکان نداره،شانس ندارم،غیرممکنه،و… نداریم تو میتونی دنیات رو با ذهنت تغییر بدی
بهتون پیشنهاد میکنم اگر هنوز این فیلم ندیدین حتما برید ببینید خیلی عالیه و نکات ارزشمندی داره
من هرزمان میخوام یسری الگوهای تکراری یا باورهای مخرب ذهنمو تغییر بدم یاد این جمله میفتم « باورت عوض کن»
نکات کمک کننده ای که الان به یاد دارم برا تغییر موارد تکراری یا ناتوانی در وجودم
#از تجسم خلاق استفاده میکنم که تا الان یه عالمه نتایج واقعی و لذتبخش کسب کردم یکیش همین دو هفته قبل بود شب تجسم کردم و اصلا مسیر برا خدا تعیین و تکلیف نکردم بلکه فقط اعلام کردم که خدایا من همچین چیزی میخوام،،
#وقتی چیزی میخوام و به تضادش برمیخورم خیلی عاجزانه میگم خدایا اینو دیگه واقعا ازت میخوام و یه جورایی به خداوند میگم من بهت گفتم دیگه بقیه شو خودت میدونی من که بهت گفتم خودتم داری میبینی که چقدر بهش نیاز دارم
همین باعث میشه از جاهایی بهم بده که خودم بارها شده سوپرایز شدم فقط من باید بقیه اش رو بسپارم به خودش شاید از نظر آدمها یا خودم جواب بظاهر دیر رخ بده
اما قانون اصلی میگه بهترین بموقع اش برات رخ میده پس هرروز فقط رو خودت کار کن و ببین ایرادهات چیه،،
خب این نکته هم خیلی مهمه که ما باید جدی بگیریم که چرا خیلی از ما آدمها یسری الگوهای تکرار شونده در زندگیمون هست اما دیگه کتک خوردنمون ملس شده و واقعا هربار هم اون ضربه ها سنگینتر و ویران کننده تر میشند اما خب یسری ها اصلا نمیخواهند بپذیرند،فکر کنند،و باور کنند و درنهایت تغییر کنند،،
من خودم الان دارم نگاه میکنم چقدر به گذشته خودم حتی همین چندسال اخیر یسری الگوهای تکراری واضح و مسخره رو نمیتونستم ببینم و فقط مدام سوال میکردم که خدایا ایراد کجاست؟ چرا پیدا نمیشد!؟
چونکه من خیلی اوقات میخواستم با نگهداشتن همون مولفه های قبلی و مساله ام حل بشه اما نمیشد که هیچ بلکه اصلا نمیتونستم تشخیص درست بدم
خب طبیعی هم بود چونکه من باورهای مخرب اینقدر منو کر،کور،لال کرده بود که تقلا کردنهام نتایج کمتر داشت تا بیشتر
اما بهرحال حتی همون نتایج و تصمیمات بظاهر نادرستم الان یه عالمه درس و رشد درونی برام داره که من نباید اونهمه مسیرهای نادرست واردشون بشم،
یکی از مولفه هامو تغییر دادم که الان دو ماهه دارم تهران زندگی میکنم
یکی دیگه از مولفه هام رو تغییر دادم امروز خیلی راحت و خود به خود جواب اومد سمتم و من انگیزه گرفتم و باورم قویتر شدم
که کافیه من ترمزهای ذهنمو آزاد کنم راهکارها خیلی راحت تر بسمتم میاند،،
حتی همین الان که دارم این کامنت و تایپ میکنم ورزشمو انجام بدم چجور
نشستم اما سرمو نزدیک پاهام نگهداشتم که تمرینات کششی پاهام انجام بشه
اینم خودش یه راهکار و ایده کارساز خوبی ست
خدایا شکرت از اینکه من را مثل خودت خالق خلاق خلق کردی که در هرلحظه میتونم زندگیمو طبق دلخواهم خلق کنم
چرا هرلحظه،چونکه
هیچ لحظه ای عادی نیست
مثل همیشه همتونو دوست دارم
استاد و مریم بانوی عزیز مثل همیشه عالی و آموزنده هستید.
خداقوت به همگی.
بنام خدایی که هر لحظه کنارمه..استاد عزیزم و مریم بانوی گلم خدا قوت..واقعا بابت این فایل ها خیلی ممنونم و خدارو شکر میکنم..در پاسخ به این سوال باید بگم که هر فردی چه همسر چه خانواده خودم چه خانواده همسرم چه دوستان هر کسی که وارد رابطه ی من شده واقعا بهم هیچ ابراز محبتی نداره همیشه همه مشکلاتشون رو برامن میگن هیچ وقت در مورد خوشی هاشون باهام حرف نمزنن..افرادی که دور وبر من هستن همهزود عصبانی میشن مثل خودم..هنسرم همیشه سرزنش میکنه کوچکترین چیز رو هم من هم بچه هامو..حتی در مورد لباس پوشیدن من دوست داره چیزایی که اون میخواد رو بهرم بپوشم حتی رنگ مورد علاقه اون باشه..بیشتر افرادی که بامن ارتباط دارن فقط به فکر خودشونن همیشه احساس میکنم داره ازم سو استفاده میشه..همیشه حسی دارم که بهشون کمک کنم حتی کمک مالی در حالی که خودم اوضاع مالی خوبی هم نداشته باشم تو فکرمه که اطرافیانی که نیاز دارن بهشون کمک کنم فکر میکنم باید بقیه رو نجات بدم اکثرا با اطرافیان به شکل نصیحت حرف میزنم در حالی که خودم تو اون زمینه مشکل دارم الان میفهمم من چقدر عقب موندم از اموزه هام وگفته های استادم…ولی خدارو شکر الان متوجه چه چیزایی دارم میشم..همیشه افراد در مورد من وکارام نظر میدن الان فهمیدم من تراز قضاوت وتایید دیگران دارم حتی در مورد اینکه چه لباسی بخرم چی بپوشم همیشه نگرانم نکنه دیگران چیزی بگن یا تایید نشم یا کسی تو فامیل بهتر از من بپوشه..همسرم ادم خشک و زود عصبی بشو هستش میدونم اینا جذب باورهای هودمه استاد دارم هیلی تلاش میکنم که بتونم باورهاموبازسازی کنم اره من دوران کودکی پرو مادرم همیشه با هم بحث داشتن این باور رفته توذهنم که زن وسوهر دعوا میکنن ولی باز اشتی نیکنن الانم همه اطرافیانم بیشتر روابط عاطفی سطح پایینی دارن چون من تومداری نیستم که ادمهای با روبط عالی رو جذب کنم ولی باتوکل بخدا میخوام مدارم رو تغییر بدم اینجا اول بخودم وخدایم بعد به استادم تعهد میدم که هر ثانیه مراقب افکارم باشم و رو عزت نفسم که مهمترین نقطه ضعفه کارکنم..خدایاشکرت برای وجود استاد واین سایت پر بار
سلام وقت بخیر
منم الان 38 سالمه تا الان تقریبا با هرکی رابط عاطفی برقرار کردم متاسفانه هیچ کدومشون برام خرج نمیکردن و برام وقت نمیزاشتن و من همیشه فکر میکردم که اونا مقصر هستن اما الان متوجه شدم یه ایرادی از منه که همه یه شکل با من رفتار میکنن در حالی که همشون میگن تو خیلی دختر خوبی هستی و واقعا هم دختر خوبی هستم اما نمیدونستم چرا اینجوری میشه هیچ کدوشون برام وقت نمیزاشتن در حالی که برای دوستای قبلی و بعد از من در حالی که اصلا هم دخترای خوبی نبودن کلی وقت میزاشتن و هزینه میکرن
و من الان میتوجه شدم که ایراد از منه و باید روی خودم کار کنم
خداروشکر میکنم که متوجه شدم و میتونم روی خودم کار کنم و این باور غلط رو اصلاح کنم تا دیگه تکرار نشه
مرسی از استاد عزیز که برای ما وقت میزارید
ارزو بهترین ها برای شما استاد عزیزم
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به همه عزیزانم
استاد بینهایت ممنون و سپاسگزارم بابت تهیه این فایلهای ارزشمند
وقتی به سوال شما فکر کردم اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که تمام افرادی که من باهاشون در ارتباط هستم نسبت به من مهربان هستند و مورد احترام همه حتی شخصی که باهاش کار میکنم
اما یک چیز که جالب نیست در افراد اینه که از من توقع پول دارند
طوری که حتی وقتی درآمدم به حسابم واریز میشه حتی به نزدیکترین فرد هم نمیگم چون بلافاصله خواسته هاشون رو لیست میکنن حتی همسر و فرزندانم
البته یکبار با همسرم در این مورد مفصل گفتگو کردم و تا حدودی کم شده اما رفع نشده.
و تا به حال پولی به مدت چند هفته بیشتر در حسابم نمونده.
خدایا ما را هدایت کن به راه راست راه کسانی که به آنان نعمت داده ای نه آنان که غضب کرده ای و نه گمراهان آمین یا رب العالمین
در پناه خدای مهربانم باشید
به نام خداوندی که تمام جهان رو براساس قوانین بدون تغییر و ثابت خلق کرده و سپاسگزار هستم که به این سایت هدایت شدم تا با این قوانین آشنا بشم و یاد بگیرم شرایط دلخواه زندگی خودم رو خلق کنم اون هم به راحتترین و دلخواه ترین شکل ممکن
سلام به استاد عزیز که خداوند کلام شما رو برای صحبت با ما انتخاب کرد
من خیلی سال هستش که به این نکته باور داشتم و دارم و در هر لحظه از زندگیم حواسم به نشونه ها و صحبتهای خداوند با خودم بود چون اعتقاد دارم خدا زبان ندارد اما از زبان بندگانش با ما سخن میگوید، خدا دست ندارد اما با دستان بندگانش راه را برای زندگی راحتتر برای ما باز میکند و در تمام لحظات تنهاییم که باهاش صحبت میکردم این ندا در گوش و درونم بود تا اینکه 9 ماه پیش به این سایت رویایی هدایت شدم و الان شما دارین قوانین رو بیان میکنین
امروز صبح که بیدار شدم بخاطر بازرسی که فردا صبح از عملکرد دو سال کاری گذشته ام قرار بشه دچار حال اضطرابی وحشتناکی بودم، یاد گرفتم اول حالم رو خوب کنم تا با فرکانس خوب فاصله ام با خواسته ام کوتاه کنم تا با کمترین کار فیزیکی بیشترین نتیجه رو بگیرم اومدم داخل سایت و این فایل زیبا رو دیدم و خدایا خدایا چه چیزهایی که از درونم نجوشید از خاطراتی که در اونها همین حس اضطراب رو بخاطر همین شرایط مشابه بارها تجربه کردم یادم اومد…
فهمیدم باورهای بدی در مورد کار دارم و باید به دل طبیعت برم و بنویسم تا به باورهای خوب برسم
اما سوالی که پرسیدین:
جوابش بی ربط به آگاهی در مورد باورهای نادرست کاریم نیست
فهمیدم من مداوم با انسانهایی برخورد میکنم چه همکار چه صاحبکار چه اعضای خانواده و فامیل و دوست که این افراد دو دسته هستند یا افرادی هستند که به شدت نیاز به همراهی محبت صحبت دارن و مداوم زمان من و اشغال فعالیت خودشون میکنن و یا به شدت مستقل و قوی هستن و اصلا زمانی برای من ندارن و از من هم انتظار به شدت قوی بودن دارن
اما در هر دو گروه چیزی مشترک هست هر دو گروه به شدت از قبول مسئولیت شونه خالی میکنن و از من انتظار کار فراوانتر از توان چه ذهنی چه روحی و چه بدنی دارن و من تمام مدت روز دنبال زمانی برای انجام کارهای دلخواه خودم هستم که معمولا هم یا این زمان بسیار کوتاه هست یا اصلا وجود نداره
نمیدونم ریشه چه باوری در من هست که منتهی به این نتایج شده این رابطه های نادلخواه باعث نارضایتی من از شرایطم میشن و من همیشه یا عصبانی هستم یا مضطرب یا افسرده و ناراحت و این سیکل ادامه داره مگر زمانهایی که اون رو میشکنم و شروع میکنم میگم همه با من مهربان هستند و از من حمایت میکنن و شرایط کمی بهتر میشه اما دوباره شرایط تغییر میکنه این اوضاع اینقدر در زندگیم تکرار شده که تمایلی به ازدواج کردن و یا حتی دوست شدن با افراد جدید رو بخاطر قبول یکسری مسئولیت جدید رو ندارم و همیشه ترجیح میدم تنهایی فعالیت کنم از زندگی تا کار و تفریح
از دوستانی که دوره کشف قوانین رو تهیه کردن ممنون میشم راهنماییم کنین
با سلام و احترام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان و دوستان خوبم
قبل از آشنایی با این آگاهیها خانوادم و دوستایی که تو زندگی من بودن همه بدون استثناء مسائل و مشکلات مالی و عاطفی ناراحت کننده داشتند و همیشه هم من رو وارد مسائل و مشکلاتشون می کردن اگر وام می خواستن من باید ضمانت می کردم اگر پول قرض می خواستن حتی اگه خودم نداشتم تمام سعیم و می کردم که پول رو جور کنم اکه برای کار خیر می خواستن پول جمع کنن باز من بودم اگه خونه می خواستن رهن کنن من بودم که دنبال خونه می گشتم و خلاصه همه جا من بودم اگه دعوا و بحث و جدل بود باید من حلش می کردم که همه اینها باعث می شد آرامشم بهم بریزه و هیچ وقت برا خودم زندگی نمی کردم و این برمی گرده به دوران بچگی ام که پدرو مادرم همیشه از من توقع داشتن که کمک کننده باشم و این باور در من نهادینه شده بود که انسانیت حکم می کنه به دیگران کمک کنیم وگرنه خدا قهرش میاد.
خدا روشکر بعد از آشنایی با استاد این باور در من شکسته شد و با باور به اینکه هرکسی مسئول زندگی خودش و من نمی تونم زندگی افراد رو تغییر بدم و همه به یک اندازه به خدا نزدیکند و اینکه از من کمک بخوان در واقع دچار شرک شدن.
خدا رو صد هزار مرتبه شکر 99 درصد این آدمها از زندگی من حذف شدن و نزدیکترین افراد خانوادم هم بندرت در مورد این مسائل به من زنگ می زنند.
اما یه موردی که 2 سالی هست در زندگیم داره تکرار میشه اینه که افرادی جذب زندگی ام می شن و باهاشون روابط دوستی داریم اهل مشروب و سیگار هستن که البته اکثرشون زن و شوهر هستند و آخر هقته میان باغ ما و به قول خودشون می خوان چند ساعتی خوش باشن و بزنن برقصن در صورتی که من از بچگی از سیگار و مشروب و …. متنفر بودم و هستم.و سر این قضیه من همیشه با همسرم بحث دارم که چرا بدون هماهنگی با من درخواستشون و قبول می کنی.متاسفانه این قضیه ظاهرا خیلی عمومیت پیدا کرده حتی خانمها هم گرایش پیدا کردن به این مسایل وقتی ازشون می پرسم چرا؟ می گن می خوایم چند ساعتی خوش باشیم و از غم و غصه ها فارغ. و من باز این حرف استاد توی گوشم زنگ می زنه که مسیری که اکثریت مردم می رن مسیر اشتباهه.
بی نهایت سپاسگزار خداوندم که من و به این مسیر زیبا هدایت کرد.
و بی نهایت سپاسگزار استاد سخاوتمندم هستم که این آگاهیها رو با ما به اشتراک می ذارند.