پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 3 - صفحه 12 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 3
    205MB
    25 دقیقه
  • فایل صوتی پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 3
    12MB
    25 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

701 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    آزاده کاکاوندی گفته:
    مدت عضویت: 1700 روز

    به نام خداوند جان وخرد

    کزین برتر اندیشه برنگذرد

    خداوند نام و خداوند جای

    خداوند روزی ده رهنمای

    خداوند کیوان و گردان سپهر

    فروزنده ماه و ناهید و مهر

    ز نام و نشان و گمان برترست

    نگارندهٔ بر شده پیکرست

    سلام خدمت استاد عزیزم

    سلامی بر بانوی بهشت مریم شایسته عزیز

    و سلامی ب گرمی آفتاب خدمت دوستان عزبزم

    خدایاشکرت در این سایت زیبای بهشتی هستم

    خدایاشکرت برای حضور استاد عزیزم تو زندگیم

    همیشه تو زندگبم یکی از سپاسگزاریام ب خاطر حضور استاده و این سایت زیبای بهشتی که باعث میشه هرروز خودمونو موشکافی کنیم که به خودشناسی برسیم

    خب بریم سراغ سوال این برنامه

    برای من الگوهای تکرارشونده خواب اینه که من همیشه از وقتی مادرم 7سال پیش به لقای پروردگار پیوستندیا هرشب یا چن شب ی بار من هرشب مادرم تو خوابه منه دلیلشم نمیدونم و جالب اینه ک من اصلا یادم نمیاد چه خوابی میبینم اما فقط تنها چیزی ک یادم میاد اینه مادرم تو خوابم بوده و اینکه به شکلهای مختلف این خواب تکرار میشه

    خواب دیگه که همیشه تکراری میشه برای من افکار روزانه اس که هرشب خواب میبینم ینی من از لحظه ای که میخابم تا بیدار میشم خواب میبینم و افکار پریشان روزانه اس یا طی روز گفتگوهای زیادی که خانواده صحبت مبکنن

    مثلا چن شب پیش برادرزاده ام درمورد دوستش هی صحبت میکرد از سوتیهایی که ایشون با دوستاش داره میگفت و من شب تا صبح اون دوست برادرزاده ام تو خوابم بود

    یا دیشب من نتایج آقای عطاران برای همین برادرزاده ام میگفتم که شب از وقتی خوابیدم تا صبح خواب آقای عطاران میدیدم و همش آیه بما کانو یعملون..بما قدمت ایدیهم و یا بما کسبت ایدیهم تکرار میکردم

    ینی من هر اتفاقی توی روز میفته توی خواب میبینم

    و هیچ وقت فکر نمیکردم اینا حتما الگوهای تکراری هستندکه به باورهای من ربط داره

    بازم از استاد عزیزم سپاسگزارم که باعث میشه ما در مورد خودمون تفکر کنیم

    انشالله که بتونم در زمان و مکان مناسب دوره کشف قوانین زندگی رو بخرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    ریحانه رحمتی گفته:
    مدت عضویت: 1668 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به استاد جان جان جان من و مریم جان جان جان من و دوستان عالی و بینظیرم

    استاد امروزکه من روی ماهتون رو دیدم اشک شوق از چشمم همینطور جاری میشد و چه حس خوبی رو دریافت کردم . استاد چند وقته میخواستم یه چیزی رو به شما بگم ولی هی یادم میرفت و اون این هستش که استاد چقدر صداتون تغییر کرده. مخصوصا که الان دارم هم روی دوره ی کشف قوانین و 12 قدم کار میکنم این تغییر رو به شدت حس میکنم . چقدر صداتون روحانی شده ، چقدر لطیف و نرم تر شده

    استاد در رابطه با موضوعی که گفتید من خودم زیاد خواب نمیبینم و تا حالا خوابهای تکراری نداشتم اما میخوام یه ماجرایی رو تعریف کنم که شاید براتون جالب باشه .

    و این ماجرا مربوط به همسرم هست . همسرم از بچگی تا زمانی که ما با هم ازدواج کردیم همیشه یک خواب ثابتی رو میدیدن . خواب میدیدن همیشه پرواز میکنند و مدل پروازش تو خواب خیلی عجیب بود برام . معمولا پرواز کردن باید اینطوریِ که دستها باز هست اما برای همسرم اینطوری نبود . ایشون همیشه دستهاشون بسته و چسبیده به پهلوها و فقط با بالا پایین کردن مچ دست ها پرواز میکردن . من همیشه بهش میخندیدم و به شوخی می گفتم که آخه این چه مدل پرواز کردنه . این ماجرا خواب دیدن همسرمون همینطور ادامه داشت تا سه سال پیش . یه روز تو خونه بودم ،تلویزیون رو روشن کردم دیدم یه برنامه ایی داره پخش میشه که مجریش خانم رضایی هست .همون مجری برنامه کودک تو زمان بچگی ما . من با دیدنش کلی ذوق کردم و اون خاطرات بچگی مون دوباره برام تکرار شد . بعد تو این برنامه یه تیکه کارتونی رو نشون داد که شبیه به خوابهای همسرم بود .

    یادتونه زمانی که برنامه کودک شروع میشد یه پسر بچه ی کوچولویی میومد دستهاش به پشتش بود و قدم میزد و بعدش پرواز میکرد و اون پرده رو کنار میزد .

    پرواز کردن اون بچه رو یادتون هست ، همسرم تو خواب همنطوری پرواز میکرد . بعد من این رو قضیه رو به همسرم گفتم که اون پسر بچه تو کارتون زمان بچگیمون بود خیلی شبیه تو پرواز میکنه . وقتی این رو گفتم ، همسرم گفت اون پسر بچه منم . میگفت همیشه وقتی که برنامه کودک شروع میشد همه، بلا استثناء چی تو خانواده چی تو فامیل می گفتند که این پسر بچه ، حمید هستش . و این تو ناخودآگاه همسرم رفته بود و باورش کرده بود و داشت تو خوابهاش بهش نشون داده میشد .

    استاد شاید باورتون نشه از 3 سال پیش تا الان ،شاید همسرم 2 بار خواب پرواز دیده باشه . این در حالی بود که ایشون ، تقریبا هر شب خواب پرواز رو میدیدن خخخخخ

    و همیشه به من میگه چرا به من گفتی ، من داشتم تو خوابم با پرواز کردن ، لذت میبردم . خخخخخخخ

    استاد یه چیزی رو که متوجه شدم همین خوابهای تکراری یه پیامی رو داره به ما نشون میده که یه چیزی تو ناخودآگاه ما هست که ما باورش کردیم و داره مثل ترمز عمل میکنه . پیدا کردن و ارتباط گرفتنش میتونه خیلی بهمون کمک کنه و موضوع رو ریشه ایی درستش کنیم

    در پناه خدا باشید

    دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    مهناز ذوالفقاری گفته:
    مدت عضویت: 2094 روز

    سلام به استاد عزیز و همه دوستان

    استاد عزیز درباره خواب ها گفتین که بارها برای همه ما این جنس خواب ها اتفاق افتاده و قابل لمس و باور هست دلیل وقوع این جنس از خواب ها…

    هفته گذشته ویلای یکی از بستگان دعوت بودیم و مادرم بارها عنوان کرد این جمله را که چه ویلای تمیز و مرتبی و تحسین می کرد صاحب خانه رو…برای تشکر تماس گرفت مادر با صاحب خانه و شنیدم که بین گفتگو مادر به ایشون گفت که چند بار خواب دیدم دستت رو تو دستم گرفتم و میگم افرین به شما که تا این حد نظم و زیبایی دادی به خونه(کانون توجه)

    استاد عزیز این مثال رو زدم که بگم خواب هایی هستند که از احساسات ،باور ها و کانون توجه ما نشات میگیرن .

    اشاره داشتین به چند خواب تکرار شونده و من به یاد اوردم که در گذشته چه حجمی از این خواب ها تکرار میشد:نرسیدن به جلسه امتحانی ،گم شدن برگه امتحان ،رو در رو شدن با شخص شیطانی یا حیوان درنده که نمیشد قدم از قدم برداری و توان فرار نداشتی…

    اما من میخوام از خواب هایی بگم که دلیل اشون برام روشن نیست و این روزها برای من بسیار نشتی انرژی ایجاد کردن و خیلی نیاز دارم که استاد عزیز از زبان و نگاه شما بشنوم دلیل تکرار این خواب ها رو

    به صورت مختصر درباره چند خواب تکرار شونده که ارتباط به اتفاقاتی در آینده داره مینویسم :

    اغاز ماجرا از اخذ یک تصمیمی برای زندگی بود

    و رغبت بالا برای اقدام کردن به این تصمیم

    ،اما بارها از طریق تکرار خواب های خواهرم دچار شبهه و بهتر بگم ترس شدم …از یک سمت رغبت به انجام این تصمیم و از سمت بعدی ترس تمام وجودم رو در می گیره …

    بارها از پنجره و زاویه قانون به این مسئله نگاه کردم و خودم رو متقاعد کردم که طرح اینده از طریق تکرار باورها و یا توجه به نا خواسته ها شکل می گیره …اما درست در زمانی که عزمم رو جذب عمل می کنم باز هم خواب ها من رو عقب می کشه…

    در قران این کلام رو از خداوند بارها می شنویم که تنها خداوند به غیب اگاه هست و حتی پیامبر هم صاحب این امتیاز نبوده است…

    با این حال خواب ها گاها واقعیت هایی رو بر من روشن می کنند که قدرت تصمیم گیری رو ازم سلب می کنن…

    در تصمیمی که ازش یاد کردم یکی از دوستانم هم هستن و دقیقا بحث اصلی این شخص هست…

    خانواده مخالفت دارن برای این تصمیم و اصرار دارن به اینکه در جامعه این الگو به ندرت دیده شده و یا مورد تمسخر اطرافیان قرار گرفتن وووو

    من دنبال الگو ها گشتم و ذهنم رو متقاعد کردم و تا حدود زیادی موفق بودم …

    خواهرم بارها میبینه در خواب که از سمت این شخص به جز اینکه من لطمه خواهم دید،خانواده درگیر میشن و نتایج جبران ناپذیری برای من و خانواده خواهد داشت…

    با خودم بارها تکرار کردم که جدی نگیر این خواب ها رو ،حاصل ذهنیت و نگرانی هست

    اما کد هایی رو از خواب برام تعریف می کنه که فقط شخص من در جریانش هستم و شخص مقابل اون رو برای من بازگو کرده و خواهرم به هیچ وجه اون رو نشنیده…

    با در یک شب خواب مشترکی دیدم با اتفاقات مشترک ،که من برام امکان پذیر بود که اون خواب رو با این فکت توجیه کنم که قسمت مهم خواب مربوط به اتفاقی بوده که من از این شخص شنیدم و در خواب با توجه به نگران بودن درباره اون مساله کاملا طبیعی بوده دیدنش در خواب…اما دقیقا همون خواب رو خواهرم می بینه با ماجراهایی که از اون کاملا بی خبر بوده…به قدری براش ناراحت کننده بود این خواب که باعث تپش قلب و مراجعه به دکتر میشه…

    با تمام این کد های مشترکی که در خواب هر دو نفر بود،باز من شروع کردم به منطقی کردن که نه نمیشه و چرا بشه…و من حواسم میشه به باورها و رفتار و مرکز توجهاتم…

    اما دو روز پیش سه اتفاقی رو برام تعریف کرد از همین دوست که در یک شب دیده بود …

    بهم گفت خواب دیدم یک هدیه برای شما پست می کنه و همون لحظه بود که من در حال باز کردن هدیه ام بودم…اینکه دیده بود گوشی من دست ایشون هست و در وانساپ استیکر هایی رو که من برای یک دوستی ارسال کرده بودم رو میبینه و درباره اون صحبت می کنیم و دقیقا با تمام جزئیات این صحنه دو روز قبل تر برام اتفاق افتاده بود…قسمت سومش درباره این بود که میبینه من و ایشون با هم عهد میبندیم که اگر خانواده مخالفت رو همچنان داشتن برای تصمیم مشترکون ،در کنارشون شرایط رو قبول می کنیم و بعد همون مورد رو بینمون حل می کنیم…و دقیقا با تمام جزئیات این صحبت بینمون اتفاق افتاده بود…این مورد و اشاره موردی درست به اون واقعا من رو دچار ترس زیادی کرد که اگر این موارد اتفاق افتادن که خواهرم در خواب دیده بوده پس قطعا خوابی رو که برای یک سال و هشت ماه بعد از عمل کردن به تصمیم اخذ شده از طرف من هست هم اتفاق خواهد افتاد…

    استاد عزیز لطفا درباره دلیل این جنس از خواب ها صحبت کنید یا راهنمایی کنید تا برام روشن بشه این مسئله که بیشتر حجم ذهنم رو مدتی هست در برگرفته و از راه قوانین نشد درکش کنم…

    استاد عزیز بارها با خودم تکرار میکنم که حتی اگر خواب ها صورت واقعیت به خودشون بگیرن نهایتش مدتی بهم می ریزم و بعد درسش رو میگیرم و ادامه مسیر…اما در خواب ها تکرار سختی های جبران ناپذیر دیده شده برای خانواده ،که این مساله دال بر نگرانی های من هست…

    سپاسگزارم از شما استاد گرامی که تمام مسیر هایی که ازش یاد می کنید برای رسیدن به نعمت های دنیوی و اخروی ،از مسیر خودشناسی انجام پذیر هست و این مسئله رو در تمام دوره ها بهش اشاره دارین…آئینه ای در مقابل هر کدام از ما گذاشتین تا مشاهده گر خود و دلیل اتفافات زندگی ایمون باشیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    اکرم رستمی گفته:
    مدت عضویت: 1775 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم ومریم بانوی زیبا

    من قبلا خیلی از این قبیل خوابها میدید که از بلندی پرت میشم یا یک سیاهی دنبالم میکنه ومن با تنش ودادوفریاد لرز از خواب می‌پریدم وکلی میترسیدم اما از روزی که روی خودم کار میکنم واز دوره های استاد بی نظیرم استفاده میکنم خداروشکر سرم روی بالشت قرار میگیره خواب میرم راحت واسون وفردا سرحال بیدار میشم

    ویادم یکی از دوره های استاد رو کار می‌کرد واینکه استاد میگفتن تو بی توجه باش به اطراف وحرف بقیه تو اگه مسیرت درست باشه خداوند خودش تورو حمایت میکنه شب خواب رفتم خواب دیدم

    من وسط یک جنگ بودم ونشسته بودم نقاشی میکشیدم با حرف استاد که خدا خودش حمایتم میکنه اونا می‌جنگیدند دعوا میکردن همدیگر رو می‌کشتند اما انگار منو که کنار دیوار نشسته بودم ونقاشی میکشیدم نمی‌دیدند ومن باخیال راحت کار خودم رو میکردم واز اون روز این قدر این موضوع رو درست فهمیدم که تغییرات من از همان زمان شروع شد

    والان خیلی کم خواب میبینم واگر خوابی باشد یا دارم میخندم یا دارم خوش میگذرونم وتفریح هستم خداروشکر خدایی بزرگ هدایتگر دارم که حتی توی خواب هم حواسش به من هست

    وخداروشکر استادی بی نظیر ودستی از دستان خداوند رو دارم برای درست تغییر کردنم برای آموختن بهترین راههای توحیدی وخدایی وشناخت خدای درست وواقعا

    وسپاس گزارم از مریم جان که یک الگو زن واقعی برای من هستن

    خدایا شکرت بابت این همه خوبی وزیبایی وفراوانی وراحت

    ممنونم از تک تک اعضای این سایت که با خوندن کامنتهای زیباتون کلی باورهای درست پیدا میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    مهرداد ضیایی گفته:
    مدت عضویت: 3798 روز

    درود براستادعزیزودانا

    واقعیتش اینه که من به ندرت خواب می بینم شاید درسال دوتا سه بار که وقتی هم ازخواب بیدارمیشم تقریبا هیچی ازخواب یادم نیست وزود فراموش میکنم ونمیدونم چیزخوبی هست یا بد وخیلی مایلم که این بحث بیشتر بازبشه وشما فایل های بیشتری روی سایت بگذارید البته همسرم همیشه خواب میبینه وباتمام جزئیات برام تعریف میکنه وبرای من عجیبه که ایشون چقدرخواب میبینه.

    درهرصورت موضوع جالبی هست وواقعاسپاسگزارم اززحمات شما ومریم بانو.

    ارزوی سلامتی وارامش بی پایان دارم برای همه دوستان عزیزم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    نیلوفر قاسمی گفته:
    مدت عضویت: 1392 روز

    الگوهای تکرار شونده قسمت 3 : خواب

    سوال : چه نوع خواب های تکراری رو میبینید ؟؟؟

    1. روابط :

    من زمانی که رابطه ام با شخصی مختل میشه خیلی خوابش رو میبینم یا زمانی که واسه یک شخصی خیلی زیاد دلتنگ باشم خیلی زیاد و پشت سر هم خوابش رو میبینم تا خودش رو ببینم و دلتنگیم برطرف بشه

    2. رانندگی :

    خب من گواهینامه ندارم و بارها از بچگی این خواب رو دیدم که ماشین بابام رو برداشتم زدم به جایی یا اینکه من سوار ماشین ام رانندگی بلد نیستم و تو اتوبان ام

    و وقتی ام پا میشم خیلی عرق کرده بدن ام و خواب بسیار ترسناکیه واسم

    3.پرواز :

    خواب پرواز کردن رو زیاد میبینم یا خواب اینکه سبکم و دارم میدوئم به سرعتی خیلییییییلی زیاد و باور نکردنی

    4. Battel( یک اصطلاح برای مسابقات رقص خیابانی ):

    خیلی خواب مییبینم که دارم بتل میدم و همش تو مسابقه ام و معمولا هم خیلی خوب دارم کارم رو انجام میدم

    ریشه یابی ترمز‌ ها یا همون باور محدود کننده :

    1. دلیل اول : من خیلی ادم کینه ای هستم درواقع و خیلی سخت گذشته رو رها میکنم واسه همین ادمایی که تو گذشتم هستن و هنوز یکسری خاطرات بد ازشون دارم خوابشون رو میبینم که معمولا تو خواب حالت خوبیم ندارم باهاشون

    دلیل دوم : از نظر احساسی وابسته ام و ادمایی که خیلی دوستشون دارم رو سخت فراموش میکنم و وابستگیم رو از بین میبرم حتی اگه‌بارها ثابت بشه ادم‌زندگی من نیست

    2. خب یکی از بزرگترین ترس های زندگی من رانندگیه

    یعنی انقدر میترسم که تو دلشم نمیرم خیلی وقته‌این ترس رو دارم‌

    و خب بیشترم به خاطر‌اینکه خودم ماشین ندارم و دوست ندارم واسه ماشین بابام اتفاقی بیافته و …

    3. من به خاطر مشکلات جسمانی ایم یه آرزوی دور ودراز دارم اونم دوندگی عه که احساس میکنم با قانون سلامتی خیلی دارم بهش نزدیک میشم اما باز زمان میبره ایشالله به زودی این آرزو به حقیقت می‌پیوندد:)

    4. خب اینم یکی دیگه از همون ترس هایی هست که به دلایل زیادی من‌جمله کمال گرایی تو دلش نرفتم و این خواب رو بارها میبینم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    فرزاد امان اله زاده گفته:
    مدت عضویت: 1848 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام استاد جان

    یکی از سوالاتی هست که من شاید بیشتر از 16 سال به جوابی نرسیدم و از هرکسی هم پرسیدم جواب قانع کننده ی بهم نداده و اون اینه که چرا من خواب نمیبینم.واقعا نمیدونم

    شاید جواب بعضیا این باشه که ما هممون خواب می‌بینیم فقط به یاد نمیاریم،ولی من هر چقدر به این موضوع دقت میکنم و میخوام یه چیزی یادم بیارم میبینم واقعا من خواب ندیدم تو این سال های زیادی هست .این در حالی که من سرم تا روی بالشت میزارم خوابم میگیره و هر چقدر هم دیر بخوابم صبح زود بیدار میشم و خیلی وقته نه تجربه خواب خوب و ن بد و ترسناک نداشتم

    ولی در عوض مادرم هرشب میگه فقط با مرده ها حرف میزنه نصف شب از خواب بیدار میشه قرص آرامبخش میخوره تا خوابش ببره و وقتی این خوابارو برا من تعریف میکنه میگم مگه میشه این همه خواب ببینی ودر جواب میگه تا چشمامو رو هم میذارم خواب میبینم و به من بر میگرده میگه که یک نعمته خواب ندیدن و منم اینو قبول کردم

    ولی خیلی مشتاقم که استاد ببینم جوابش در مورد خواب دیدن یا ندیدن چیه .اگه بگن که خواب دیدم مثل الگوهای تکرار شونده هستند ویا یک نشانه ؟!!!

    انوقت من باید بگردم دنبال حل مسله که بهترین جواب هارو درجواب استاد و کامنتهای بچه ها پیدا میکنم

    این سایت یک نعمت و یک ثروت بی نهایت هستش که این همه آگاهی در اختیار ما گذاشته . همین دو روز پیش بود در مورد روابطم مسایلمو گفتم و کامنت بچه هارو خوندم دقیقا هر کامنتی رو که میخوندم ،منو به جواب مسالم می‌برد و جالب‌تر اینکه در این دو روز که من تمرکزمو گذاشتم روی روابطم و صلح درونم میبینم چه نشانه های واضحی دریافت میکنم و چه ارزش‌های که تا به حال زیر باورهای غلط خودم دفنش کرده بودم پدیدار میشه

    بقول استاد کوچکترین تغییر در رفتار و باورهای ما توسط جهان هستی و خداوند پاسخ داده میشه و این خدای عزیز در لحظه جواب درخواست های ما رو میده

    من در این دو روز بقدری تجربه های شیرینی به دست آوردم که با خودم میگم چرا من این شخصیت دوست داشتنی خودمو تا به حال پیدا نکرده بودم چرا من این همه شجاعت داشتم و خودم ازش بی اطلاع بودم و جواب این سوالم برمیگرده به احساس لیاقت و ارزشمندی .من کافیه یه سر سوزن به خودم و توانایی هام اعتماد کنم خداوند پاداش اون سر سوزن اعتمادت و با نعمتهای میده که تا به حال فکرشو نمیکردم

    خداوند و سپاسگزارم که در جمعی هستم که فارغ از اینکه اون بیرون چی میگذره ما اینجا در حال شناخت قوانین خداوند هستیم و اجرای اون در زندگیمون و پاداش این عمل کردن سعادتمندی هم در این دنیا و هم در آخرت هستش

    عاشقانه دوستون دارم و در پناه خدواند شاد و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    اعظم م گفته:
    مدت عضویت: 1593 روز

    سلام وآرزوی سلامتی برای استاد نازنین ودوستان عزیز

    قبلاً خیلی خواب های تکراری می‌دیدم…همش خواب مرده ها ،،یا خواب پرواز،،،یا خواب اینکه مدرسه میرم

    همش خواب خونه ی مادر بزرگم را می‌دیدم ،یا کابوس های وحشتناک

    یه زمانی متوجه شدم خودم باعث به وجود اومدن اون خواب ها میشم،،باخودم گفتم ،،چرا من همیشه از این خواب ها میبینم ،چر ا بقیه نمی بینندتا اینکه یک روز با قاطعیت به خودم گفتم نمی‌خوام از این خواب ها ببینم.وچندین بار تکرار کردم که وارد ضمیر ناخودآگاهم بشه،،،وجالبه که جواب داد و خیلی کمتر شد،،باقاطعیت میتونم بگم 99درصد اثر گذار بود…

    منی که هرشب کابوس می‌دیدم به صفر رسید و این عالی بود.

    ووقتی بعد از چند ماه دوباره تکرار شد ،،،در طول روز با خودم گفتم نمی‌خوام هیچ خوابی ببینم مگر این که الهامی از طرف خدا باشه.

    ومیدونم باید بیشتر روی خودم کار کنم

    واین که مدام میرفتم تعبیر خواب هام را تو اینترنت سرچ میکردم

    وهر چه بیشتر این کار را می‌کردم بیشتر خواب میدیدم،،،تا اینکه یه نشانه از جایی خواندم که هرچه بیشتر دنبال تعبیر خواب هایتان باشید شیطان بیشتر فرصت رشددر درون شما پیدا میکند…. واین هم یک. راهکار عالی بود ودیگه سراغ تعبیر خواب نرفتم

    و جملات تاکیدی هم بسیار تاثیر گذار بود که دیگه نمی‌خوام خواب ببینم.

    هرچیزی که کانون توجه ما در طول روز باشد همان را در خواب هایمان میبینم، چه چیزهایی که بهشون فکر میکنیم و چه چیزهایی که به اونها توجه میکنیم،برای من که دقیقا همونه!!!

    ممنون از استاد عباس منش عزیز

    بابت اینکه آشغال های زیر مبل را هم نشانمان میدهند

    یا خواب میدیدم،،مدام پرواز میکنم

    که متوجه شدم میخوام واقعیات زندگی ام را انکار کنم،،دنبال چیزی میگردم که مرا فراتر از این مشکلات ببره ومنم منم بکنم

    که موقع بیداری به خودم گفتم اگه خیلی زرنگم این پایین باشم وپیشرفت کنم و عالی شدن را یاد بگیرم و اشتباهاتم را شناسایی کنم و عملگرا باشم ، لزومی نداره همیشه،در حال پرواز باشم.و جالبه دیگه نمی‌بینم پرواز میکنم.

    دست ذهنم برام رو شده

    و باورهای ما را چیزهایی که بیشتر به اون ها توجه میکنیم تشکیل میده وباعث اتفاقاتی میشه که بیشتر در زندگیمان رخ میدهد

    باتشکر وسپاس فراوان

    استاد نازنینم دوستت دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    مریم مهدوی فر گفته:
    مدت عضویت: 1156 روز

    درودبه استادعزیزم ومریم نازنین

    وهمه دوستان عالیم

    به لطف شمااستادعزیزوذهنی که همه جوره باکلام به کلام شماهرروزآرامش عالی تری رابه خودگرفته است وفقط تمرکزروی نکات مثبت رایادگرفته وهرروزآن راآپدیت می کندوروزهایش راباعملکردبه فرامین شمامی گذراندوتمام امور راباتوکل وایمان به خداوندسپرده دیگرجایی برای خواب دیدن برایش باقی نمانده وبه لطف شماوخداوندیکتایم مدت زیادی سپری شده که دیگرازآن خواب های پرازترس ودلهره وعجیب وغریب خبری نیست وبااین همه توجه به اتفاقات عالی وبی نظیروهرروزپررنگ تروهرروزبابت هرآنچه که دارم شاکروسپاسگزارترمی شوم چقدرسبک شده ام وذهنم آرام است،انگارهمه چیزبه روال خدایی جلومی رودوتوفقط نظاره گرمعجزه هاهستی وبرای خداونددست می زنی وشادوسرمست زندگی می کنی ومن باتمام وجودم عاشقانه زندگی می کنم هرچه می خواهدبشودراضی شده ام به رضای خودش فقط می خواهم بندگی کنم ورعایت اصولش راچهارچوب زندگیم قرارداده ودست دردست استادم به پیش بروم وهرروزازروزقبلم عالی ترومتغیرتر،مسیردرست وراست است دارم می پیمایم وچقدرمناظرزیباودل انگیزاست این هرروزخواب دیدن من درواقعیت است وبیداری،خدایاشکرت.

    درپناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت وعالی بدرخشید.

    خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    متشکرم متشکرم متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    hanife sepehri گفته:
    مدت عضویت: 1694 روز

    به نام خداوند مهربان خالق یکتا

    سلام به شما استادان عزیز و گرامی که خیلی دوستتون دارم

    چقدر دلم برای دیدن چهره ی زیبای خانم شایسته عزیز تنگ شده

    استاد عزیزم از شما سپاس گزارم که به من یاد می‌دهی چگونه رفتاری داشته باشم تا بتوانم قوانین بدون تغییر جهان هستی را بشنوم ،درک کنم ،ببفهمم ،و عملیش کنم

    استاد عزیزم من کامنت فایل قبلیم رو از شما تایید نگرفتم

    اومدم ببینم که چه چیزی باعث شده که نتونستم نظرتون رو جلب کنم .من الگو های تکراری در نوشتن کامنت هایم دارم ،هر بار که شروع به نوشتن می‌کنم فقط انتقاد از خودم بوده ، به زبان اوردن ضعف هایم بوده

    در حالی که امروز انگار یه صدایی ته دلم گفت که تو خیلی تغییر کردی ، تو خیلی ادم متفاوت تری شدی

    چرا اینقدر سعی داری توانایی هایت را نادیده بگیری

    همین که تو سایت هستی پا در مسیر موفقیت گذاشته ای خیلی از کارهای گذشته را دیگر تکرار نمیکنی .

    نظرات و انتقادات دیگران خیلی کمتر تو را از کوره در میارند . از شدت و عصابانیتت خیلی کمتر تر شده ،چون از خودت بیشتر انتظار داری نمیتوانی توانایی های کسب شده ات را ببینی ،

    حالا بریم سر اصل مطلب:

    چه خواب های تکراری داری که تقریبا هر شب میبینی

    استاد عزیزم من وقتی بچه بودم بیشتر خواب میدیدم که هر بار از دست حیونی مثل گرگ و سگ و روباه خودم رو قایم میکنم و اون حیوان مراپیدا میکنه تا من میام پا به فرار بگذارم توانایی دویدن سریع را ندارم.خیلی به سختی فرار میکنم بعد از خواب می پرم میگم که خدا رو شکر یه خواب بود

    بعد که بزرگتر شدم تو دوران مدرسه همیشه خواب همکلاسی هام رو میدیدم که چند وقته ندیدمشون بعد همدیگرو میبینیم و بغل میکنیم بعد از خواب بیدار میشدم میگفتم کاشکی از خواب بیدار نمیشدم .تا مدت چند سال ،خیلی وقت ها هنوز هم میبینم که چقدر با هم شوخی میکردیم

    استاد من بدون استثنا تو تمام این مدت 10سالی که از کلاس دوم دبیرستان بر اثر بی علاقگی به درس فرار کردم و نرفتم مدرسه حتی با گریه های مادرم حاضر نشدم ادامه تحصیل بدهم همیشه خواب میبینم که سر کلاسی هستیم و معلم میخواد امتحان بگیر ه استرس فراوان دارم و به هر سوالی نگاه میکنم نمیتونم جوابش را بدهم ، یا چند تا سوال رو بلدم. با خودم تو خواب میگم من چطور تونستم جواب این سوالات رو بدهم .

    یا تو دوران مجردی و عالم عشق و عاشقی. همیشه خواب میدیدم که جشن عروسی من و طرف مقابل ولی تا میخواهیم به هم برسیم من از خواب بیدار میشوم حتی جوری که گریه هم میکردم چرا من رو از خواب بیدار کردند ،

    تا سه سال پیش دیگه خواب اون طرف مقابل ام رو ندیدم

    یا حدود یک سال خواب یه فرد رو میدیدم که میخواد رابطه بر قرار کنه و من با چشم پر از اشک و گریه واقعی از خواب می پرم طوری که ضربان قلبم انگار به صد در ثانیه رسیده .گلوم بغضی گرفته که خدای من این چه خوابی بود که من دیدم .

    یا بدون استثنا از هر چی توی طول روز حرف بزنم خوابش رو میبینم .

    همین دیروز عکس یه گاو نر رو دیدم که خیلی قلدور بود . شب فقط داشتم با یه بچه کوچیک هر جا قدم میگذاشتم یه گاو نر بستن که داره به سمت من حمله میکنه تا که از خواب هراسان بیدار شدم و گفتم وای راحت شدم ،

    یا تا پنج سال فقط خواب میدیدم که مادر بزرگ و پدر بزرگ خدا بیامرزم میان تو خواب من وچقدر من انها رو با عشق و علاقه اغوش می‌گیرم چقدر اشک میریزم از دیدن انها میگم نه نه بَبا شما که اومدین ،وبیدار میشم که خوابه .

    استاد عزیزم من 31سال دارم توی تمام این مدت چرا خواب ندیدم که به یک مال خیلی زیاد میرسم

    چرا خواب ندیدم که با عشقم سال های سال دارم زندگی خوشی رو سر میکنم

    چرا خواب ندیدم که تو درسهایم موفق ام و به درجات عالی رسیدم

    چرا خواب ندیدم که تو یک باغ بهشتی ام همیشه

    چرا همش خواب های چرند پرند میدیدم که اخرش اشک و گریه بوده تهش فرار کردن بوده ،تهش نرسیدن بوده، تهش جداشدن بوده ،تهش ترسو واهمه بوده ،واقعا وقتی در طول روز به چیز های جالب توجه کردم خواب های خوبی دیدم اما تعدادشون خیلی به ندرت اتفاق میفته. چون من کمتر به اتفاقات جالب زندگی توجه میکنم.

    استاد عزیزم. من از شما سپاس گزارم بابت تمام فایل هایی که می‌گذارید اما امروز واقعا به قلبم ندا شد که من دارم رو به بهبود میروم قراره با کار کردن تمرکزی به حال و احساس عالی برسم که تهش خوشبختی و اخرش ثروت و شادیه بی پایانه.

    خدایا شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: