پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 10 - صفحه 22 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 10
    181MB
    22 دقیقه
  • فایل صوتی پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 10
    21MB
    22 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

454 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه رستاخیز گفته:
    مدت عضویت: 1624 روز

    به نام خدایی که مارا به آسان ترین شکل ممکن به مسیر خواسته هایمان هدایت میکند

    به نام عشق

    اللَّهُمَّ مَوْلاَیَ کَمْ مِنْ قَبِیحٍ سَتَرْتَهُ وَ کَمْ مِنْ فَادِحٍ مِنَ الْبَلاَءِ أَقَلْتَهُ (أَمَلْتَهُ) وَ کَمْ مِنْ عِثَارٍ وَقَیْتَهُ وَ کَمْ مِنْ مَکْرُوهٍ دَفَعْتَهُ وَ کَمْ مِنْ ثَنَاءٍ جَمِیلٍ لَسْتُ أَهْلاً لَهُ نَشَرْتَهُ

    خدایا! ای سرور من چه بسیار زشتی مرا پوشاندی و چه بسیار بالاهای سنگین و بزرگی که از من برگرداندی و چه بسیار لغزشی که مرا از آن نگهداشتی و چه بسیار ناپسند که از من دور کردی و چه بسیار ستایش نیکویی که شایسته آن نبودم و تو در میان مردم پخش کردی

    خداروشکر میکنم که در مسیر شناخت الگوهای ذهنی خودم قرار گرفتم و دارم سعی میکنم درجهت بهبودشون قدم بردارم

    بازخوردهای دیگران درمورد من:

    من خیلی مواقع میشنوم که به من میگن تو خیلی آدم حساس و زودرنجی هستی

    مسئولیت پذیری افراطی نسبت به مسائل داری

    دچار وسواس هستی

    توانایی های خودت رو کم میبینی

    نمیتونی خیلی قاطع صحبت کنی

    زیاد به بقیه مسائل رو توضیح میدی درحالی که نیازی به توضیح دادن نیست

    تجربه کافی درمورد مسائل مختلف نداری

    حواس پرتی و درست دقت نمیکنی

    آینده نگر نیستی

    نمیتونی از پس زندگی بربیای و انسان ساده ای هستی

    وقتی درموردشون فکر میکردم دیدم خودم باید بیشتر برای خودم مهم باشم تا بتونم فارغ از نظر دیگران انتقادهای درست رو تشخیص بدم و درجهتشون قدم بردارم

    باید تکاملم رو طی کنم و صبورترباشم تا بتونم درجهت تغییر باورهام قدم بردارم

    اما برای اینکه باورهای منفی کمتری داشته باشم بیشتر سعی میکنم روی نکات مثبت خودم و اطرافیانم تمرکز کنم تا بهتر بتونم احساس خوبم رو بیشتر کنم

    از شما استاد عزیزم و مریم جان یک دنیا سپاسگزارم بابت این پرسش های بی نظیر

    درپناه معبود یکتا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    مهدی قربان گفته:
    مدت عضویت: 833 روز

    سلام به استاد عزیزم تایید وتحسین میکنم این باورهای درست توحیدی وعزت نفست رو الان که به خودم فکر میکنم الگوهای تکرار شونده هست در ذهنم یکی اینکه دیگران بسیار حس خوبی بهم داران وبسیار دوست داشتنی هستم به نظر خودم چیزی که خودم بهش توجه نکردم این که انسان مهربانی هستم ولی برعکس چیزی چند سالی باعث شده که مدام از سرمایه که داشتم درست نتیجه نگیرم بی هدف زندگی کردنم هست یکی دیگه الگوهای تکرار شونده که مدام باعث شده با افرادی مواجه بشم که از مریضی یا نیاز به دلسوزی یا نیاز به توجه کردن داشته باشن در درون هنوز به الگوها در ذهنم تکرار میشه یکی دیگه از الگوهای کارهام درست پیش نمیره این که مدام کارهایم به فردا می سپارم اینکه خداوند هر موقعه دستم گرفته و می خواسته خیری بهم برسونه همون باورهای شرک آلود باعث شده همیشه به اون نتیجه دل خواهم نرسم چون همیشه با عجله خواستم به نتیجه دلخواهم برسم واین باعث شده از که از کارم یا اون موقعیت درست استفاده نکنم ودر شرایط نادلخواهم قرار بگیرم این هر چند وقته یک بار من وارد یک روابط نا سالم میشم این توجه ام به نازیباها هست از خداوند می خواهم با توجه به این متن یاد آوریم بشه شرایط نا دلخواه گذشته وبه یاد بیارم وامروز با توجه به باورهای قدرتمند کننده توحیدی وتوجه کردن به زیبای ها وسپاس گزاری کردن به خاطر داشته هام وتحسین کردن افراد سعادت مند وثرومند در این میسر قدم بردارم که این همش نشانه از عدم احساس لیاقت وکمبود عزت نفس هست خدایا گه هنوز گه گداری شیطان در ذهنم میگه کوچیک ترین اتفاق رو می خواد ربط بده خداوند و مر از خدای خودم بترسونه ودور کنه ولی خداوندی از بچگی تا الان خیر رو خوبیش بن من رسونده خداوند من این لیاقت درونم خودم می بینم که درمسیر درک درستی از آگاهی قوانین تو قرار بگیر سهم کو چیک من انجام بقیش با تو با هدایت به بهترین ها واین آگاهی ها در عمل در شخصیتم بهبودی ایجاد کنه در مسیر ثروت سعادت رابط سلامتی چرا که جز این راه توحیدی راهی دیگر نمی بینم این فضا رو در ذهنم ایجاد کن که فقط بندگی تو رو بکنم تا در شرایط دلخواهم قرار بگیرم چون من هیچی نمی دانم اگر توانایی هست اگر سلامتی هست ونعمت های که در زندگیم هست از بخشندگی توهست ومرا با بخشندگی خودت در مسیر توحید قرار بده هرگز رهایم نکن با توجه به اینکه چند شرایطی برام پیش اومده بود وذهنم میگفت خدا تو رو دوست نداره ولی خدا رو شکر تهه دلم روشنه که خداوند چقدر مرا دوست داره واون نیروی خیرش را در وجودم آنچان پرورش میده که هرگز درو از خودش نباشم خداوند خداوند کمک کن فرکانس هایم رو تنظیم کن با شرایط دلخواهم دنبال تایید نباشم درست فکر کردن وصیح فکر کردن به من یاد بده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    دانیال گفته:
    مدت عضویت: 2633 روز

    سلام

    بازخوردهایی که زیاد از ادمها میگیرم :

    اول اینکه به من میگن خیلی کم حرف و آرومی و بعضی وقتا اصلن احساس نمیکنیم که تو هم تو این جمع وجود داری که خودم فکر میکنم برمیگرده به درونگرا بودن من و بودن در جمع هایی که هیچ حرف مشترکی برای زدن با هم نداریم، ولی میدونم که این یک ایراده و باید حلش کنم

    بعضی وقتا بهم میگن تو خیلی بی ذوقی ، مثلا برای چیزهای جدید هیچ ذوقی و هیجان و اشتیاقی نداری که این خصوصیت هم اصلا خوب نیست ، همانطور که وقتی یک لطفی در حق بقیه میکنیم یا کاری واسش انجام میدیم و طرف ذوق میکنه و خوشحال میشه ما هم خوشحال میشیم و دوست داریم باز هم واسش کاری انجام بدیم که خوشحال بشه ، جهان هم وقتی ذوق و هیجان ما رو واسه چیزهای جدید میبینه شرایط و موقعیت هایی رو پیش روی ما قرار میده تا ما بیشتر ذوق کنیم و خوشحال باشیم

    بعضی وقتا زبون من خیلی تلخه و حرفایی رو به بقیه میزنم که خیلی ناراحت میشن ، حتی چند بار دوستام بهم گفتند که زبونت مثل نیش مار جعفریه . شاید به خاطر اینه که وقتی یک مسائل کوچیک بوجود میاد و من از کسی ناراحت میشم ناراحتیم رو نمیگم و این ناراحتی ها جمع میشه جمع میشه و یهو با یکسری کلمات تلخ و نامناسب میریزه بیرون .

    از اینکه زیادی روی تمیز بودن و بهداشت حساسم خیلی بازخورد میگیرم که در مورد بقیه باید این موضوع رو تعدیلش کنم چون باعث میشه بقیه ناراحت بشن و روابطم با بقیه خراب بشه

    از ایراد گرفتنم واسه بقیه و اینکه زیاد گیر میدم که چی درسته و چی غلطه خیلی بازخورد میگیرم ، شاید به خاطر اینه که فکر میکنم من مسئول بقیه م من باید بقیه رو اصلاح کنم یا به خاطر کمالگرایی هست که فکر میکنم همیشه همه باید کار رو به بهترین نحو و در بالاترین سطحش انجام بدهند.

    چقدر خوشحالم که ایرادهامو نوشتم و باعث شد واسه هر کدومش زنگوله هایی درون ذهنم به صدا در بیاد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    شاهین آقایی گفته:
    مدت عضویت: 2182 روز

    سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و دوستانم

    امروز روی نشانه من کلیک کردم

    و این جلسه بازشد یه موضوع تکرارشونده در روابط من وجود دارد

    در هر محیط کاری که وارد میشوم روزهای اول با اشتیاق عالی انرژی خوب کلی حس امید میرم و نتایج خوب میسازم جالبه بعد از چند ماه خیلی مسائل پیش میاد و اون بهشتی که اول بود از بین میره و حتی نکات منفی آنقدر زیاد میشه که دوست دارم برم یه جای دیگه و تمام احساس ارزشمندی من خراب میشه

    من الان جایی که هستم حتی تو تصورات من نبود ولی میگم چرا از جای قبلی اومد اینجا اونجا بهتر بود الان اونجا خودم صاحب کار بودم و کلی مواردی که ذهنم را درگیر میکنه و خودم را سرزنش میکنم

    میگم شاهین تو از اونجا ناراضی بودی که اومدی بیرون و باید اینجایی که هستی بتونی به احساس بهتر برسی و رشد کنی نمیشه هر سه ماه یکبار بری یه جای جدید اونم با بهانه های ذهنی

    ریشه های زیادی که واضح است

    یک عادی شدن شرایط است

    دو من آدمی هستم که زودرنج هستم پذیرش انتقاد ندارم

    سه نمیتونم با افراد رابطه بزارم و مثل اونها باشم احساس تفاوت میکنم شاید به خاطر ملیت است اما با إیرانی های اینجا هم من مسئله دارم حسادت میکنم

    موضوع مقایسه کردن خیلی تکرار شونده است

    من دوست دارم خودم صاحب کسب و کار باشم به روش خودم کار کنم

    من به شدت باورهام تخریب شده و این به خاطر اتفاقاتی است که بعد از مهاجرتم رخ داده

    اصلا سخته خودم را باور کنم و احساس کنم یک هنرمند هستم یا یک انسان و توانایی هام خیلی تخریب شده کاری که هفده سال براش وقت گذاشتم و فکر میکنم هیچی نیستم کاره من ارزش نداره

    بعضی وقت ها میگم بیخیال این مسیر شو برگرد برو سر یه کار دیگه حتی این یه ترمز برای مهاجرت بعدی ام است که جزو اهدافم است ولی واقعا به نظر من تا زمانی که تغییر انجام نشه محیط تغییر کنه همان نتایج قبلی تکرار میشود

    تصمیم دارم شروع کنم از فایل های دوره احساس ارزشمندی کمک بگیرم روی باورهای ثروت کار کنم

    و به لطف خدا اوضاع و شرایط تغییر میکند و هرگز هیچ چیز ماندگار نیست

    من توانایی تغییر باورها رو دارم

    در پناه خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1493 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    تمام اتفاقات زندگی خود را:

    با افکار باورها و کانون توجه خود به وجود می آوریم

    هر آن چیزی که در زندگی ما رخ می دهد چه خوب یا بد خواسته و ناخواسته:

    توسط ما خلق می شود نه هیچ عامل بیرونی دیگر

    واکنش های ما به اتفاقات و شرایط باعث می شود:

    از همان جنس اتفاقات و شرایط بیشتر یا کمتر را در زندگی خود تجربه کنیم

    فارغ از اینکه اتفاقات: جالب یا ناجالب باشد

    به هر آن چیزی که توجه کنیم: از همان جنس بیشتر و بیشتر وارد زندگی ما خواهد شد

    کافی است به موضوع خاص توجه کنیم:

    بیشتر و بیشتر نشانه های آن را در زندگی خود می بینیم

    زمانی که احساس بد داریم غر می زنیم بحث می کنیم:

    اتفاقات بحث های بیشتر و نارضایتی بیشتری برای ما رخ می دهد

    زمانی که احساس خوبی داشته و به نکات مثبت توجه کرده و سپاسگزاریم:

    کانون توجه ما اتفاقات بهتری را برای ما رقم می زند

    اگر اتفاق یا الگوی تکرار شونده در زندگی ماست:

    افکار و فرکانس های خاصی را به جهان هستی ارسال می کنیم

    باورهای بنیادین و اساسی در ذهن ما که بسیار قدرتمند است هر بار فرکانس هایی را به جهان هستی ارسال کرده که:

    الگوهای تکرار شونده شکل می گیرند

    الگوهای تکرار شونده می تواند:

    گم کردن اشیاء بحث کردن بیمار شدن از دست دادن پول ماندن در ترافیک خراب شدن ماشین…. باشد

    شرایط و اتفاقاتی در زندگی ما تکرار شده:

    که آن را طبیعی دانسته به عنوان جزئی از زندگی پذیرفته یا دیگران را مقصر اصلی رخ دادن آنها می دانیم

    مراقب: الگوهای تکرار شونده در زندگی خود باشیم

    اگر اتفاقاتی هر چند وقت یکبار در زندگی ما تکرار شده یا افرادی که با آنها برخورد می کنیم ویژگی های یکسانی دارند:

    به دنبال باورهایی در ذهن خود باشیم که چنین شرایط و نتایجی را برای ما به وجود آورده اند

    تمام اتفاقات و شرایط زندگی خود را با: افکار و باورهای خود ایجاد می کنیم

    باور:

    فکری است که بارها و بارها تکرار می شود

    توسط والدین جامعه شنیده ها دیده ها ایجاد شده و با باور کردن و تکرار کردن آنها در ذهنمان:

    اتفاقات را جذب و وارد زندگی ما می کند که با باورهای بنیادین مان هماهنگ است

    یکی از راه ها برای تشخیص باورها:

    بررسی اتفاقات تکرار شونده است

    قدم اصلی برای تغییر الگوهای تکرار شونده:

    تشخیص آنها طبیعی نداستن آنها دانستن این قانون که ما با افکار و باورهای خود اتفاقات زندگی مان را رقم می زنیم است

    اگر الگوهای تکرار شونده مثبت باشند نشانگر:

    داشتن باورهای مناسب و

    اگر الگوهای تکرار شونده منفی باشند نشانگر:

    داشتن باورهای نامناسب است

    افرادی که درک درستی از قانون ندارند الگوهای تکرار شونده ی مثبت و منفی را :

    به شانس و تصادف نسبت می دهند

    اتفاقات تکرار شونده باید به ما یاد آوری کند:

    باورها و فرکانس های یکسانی که به جهان هستی ارسال می کنیم چنین اتفاقاتی را برای ما رقم می زند

    اتفاقات تکرار شونده را: با باورها و فرکانس های خود خلق می کنیم

    به سوال زیر پاسخ دهیم تا به الگوی تکرار شونده خود پی ببریم:

    چه بازخوردها و انتقاداتی را اغلب از افراد دریافت می کنیم؟

    بد قول بودن نامنظم بودن مغرور و خودخواه بودن خیلی آرام بودن فراموشکار ….

    الگوهای تکرار شونده را: از انتقادات و بازخوردهای دیگران بیابیم

    ایرادات خود را پیدا کرده و تغییرات را در شخصیت خود اعمال کنیم

    الگوهای تکرار شونده منفی و مثبت وجود دارند اما:

    با یافتن الگوهای تکرار شونده ی منفی می توانیم باورهای مخرب و نامناسب خود را شناسایی و برطرفشان کنیم

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    زهرا کرمی گفته:
    مدت عضویت: 3005 روز

    به نام خدای مهربانم

    سلام به روی ماهتون

    این فایل نشانه من بود فکر کردم الگوهای تکرار شونده در من چیه یک موردی که خیلی تکرار میشه سلامتی خدا را شکر من بدن سالمی دارم قبل از آشنایی با قوانین من معده ام درد می گرفت با دوره 12 قدم معده من از این رو به آن رو شد تا این چند سال یک بار هم قرص نخوردم فکر کنم فقط یک بار شربت معده خوردم البته من به شدت اعتقاد دارم وقتی احساس بدی داری جسم درگیر میشه ولی از آن موقع که قانون سلامتی آمده تا کوچکترین مسیله ای پیش می یاد ذهن من میگه به خاطر اینکه قانون سلامتی رعایت نمی کنم در صورتیکه من قبلاً خیلی چیزها را می خوردم خیلی هم سرحال بودم با اینکه الان حدود 80درصد قانون سلامتی را رعایت می کنم باز هر چند روز یک بار یا بی حال میشم یا یک دردی دارم البته من نمی خواهم قانون سلامتی را زیر سوال ببرم با قانون سلامتی خیلی همه چیز عالی میشه ولی کسی که مثل من برنج و تنقلات غذاهای مختلف نمی خوره تازه هم لاغر هستم و هم خیلی خیلی تحرک دارم باید خیلی سرحال و پر انرژی باشم البته بگم من همین الان هم پر انرژی هستم شاید کسی من ببینه بگه دختر تو از 6 صبح بیداری این همه کار می کنی دیگه از خودت چی می خواهی ولی من انتظار بیشتری از خودم دارم من این فکر تو سرم دارم اگه کوچکترین احساس بدی در من به وجود بیاد یا اگر ده روز یک بار یک میوه مثل سیب بخورم ذهنم می گیه به خاطر این دو مورد هست بالاخره انسان هستم نمیشه احساس بد نشه ولی باید کنترل کرد در مورد غذا خوردن هم خیلی ها هستند اطرافم همه چیز می خورند و خیلی هم سرحال هستند نمی خواهم بگم این روش درسته ولی به نظرم آن احساس خوب با باور مناسب خیلی موثر هست البته من دارم تکاملی پیش میرم که100 درصد قانون سلامتی را اجرا کنم

    بازخورد از دیگران جز خوبی چیزی نیست چون زیاد هم ارتباطات ندارم اینکه چقدر صورت قشنگ خوبی داری چقدر خوش اندامی چقدر آرامش داری چقدر مودبی سرت تو کار خودت به کسی کار نداری ورزشکار واقعی هستی چیزهای مفید می خوری

    باز خورد منفی چقدر لاغر شدی معده ات مثل یک بچه کردی چقدر بی خیالی چرا محکم حرف نمی زنی چرا به همه آنقدر رو میدی چرا انقدر ملاحظه آدمها را می کنی

    خدا را شکر می کنم به خاطر این مسیر الهی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    Baharak گفته:
    مدت عضویت: 381 روز

    سلام از دل

    مدتی طول کشید تا بفهمم چرا توی رابطه‌هام همیشه یه الگو تکرار می‌شه.

    من مدام جذب آدم‌هایی می‌شدم که برای رابطه‌ ، جدی نبودن.

    اول فکر می‌کردم اونا بد هستن و من خوبم ،

    ولی بعد فهمیدم نه… خودم داشتم این آدم‌ها رو انتخاب می‌کردم.

    ( البته وقتی با استادم آشنا شدم، تازه اینو دیدم )

    حالا چرا ؟

    چون خودم از تعهد می‌ترسیدم.

    از مسئولیتِ یه رابطه‌ی دو نفره، از نزدیک شدن واقعی، از موندن.

    پس ناخودآگاه می‌رفتم سمت کسی که اونم اهل موندن نبود، یا این فرکانس رو ارسال میکردم .

    انتخاب‌هام از روی آگاهی نبود، از روی ترس بود. و‌ جالب اینکه خودم قبلش میگفتم ما که قراره یه مدت کوتاه باشیم ( من واقعا ترس از مسئولیت داشتم )

    گاهی از ترسِ بی‌توجهی و از دست دادن، طوری رفتار می‌کردم که طرف فکر می‌کرد خیلی وابسته‌ام و قراره ولش نکنم . درحالی‌که وابستگی نبود، اضطراب بود.

    می‌ترسیدم نادیده گرفته بشم، کنار گذاشته بشم، فراموش بشم . برای همین ناخودآگاه بیشتر پیام می‌دادم، بیشتر توضیح می‌دادم و بیشتر خودمو ثابت می‌کردم.

    اما همین ترس باعث می‌شد اون‌ها عقب بکشن.

    من از ترس نزدیک‌تر می‌شدم و اون‌ها از فشار دورتر.

    یه چرخه که از عشق نمی‌اومد، از ترس می‌اومد.

    « مسئله این بود که هنوز یاد نگرفته بودم از جای امن دوست داشته باشم، نه از جای ترس. »

    باور درست :

    « من برای اینکه کسی کنارم بمونه، لازم نیست خودم رو قربانی کنم یا چیزهایی که برام مهمه رو نادیده بگیرم.»

    یه موضوع دیگه :

    من یه باور عمیق توی خودم داشتم که هر کسی میاد سمتم، حتماً یه نیت پشتشه.

    یه جور حسِ «سلام گرگ بی‌طمع نیست».

    همین باعث می‌شد همیشه گارد داشته باشم و تجسم و‌سناریو نویسی.

    الان می‌دونم اینم یه باورِ ساخته‌شده‌ست ، از تجربه‌ها و باورهای قدیمی ، نه از واقعیت امروز.

    مسئله این نبود که همه می‌خواستن سوءاستفاده کنن، مسئله این بود که من دنیا رو از پشتِ ترس‌هام می‌دیدم.

    «الان که اینا رو می‌بینم، حس می‌کنم یه قدم جلوترم.

    چون تا وقتی نفهمی چرا یه چیزی رو تکرار می‌کنی، نمی‌تونی عوضش کنی.»

    باور درست :

    «مرز گذاشتن یعنی احترام به خودم و دیگرانه.

    می‌تونم اعتماد کنم، ولی آرام و مرحله‌ای.»

    وقتی اینارو مینوشتم‌ فقط فکر میکردم و‌ بیشتر عمیق میشدم در موردش ، چون احساس کردم هنوز جای تغییر دارم .

    امروز فقط ذوق نوشتن داشتم و گوش کردن به صدای شما استاد عزیز ، چون اومدن تو سایت انگار حضور‌ زنده در کنار شماست .

    خداروشکر که هستین .

    سپاسگزارم ، سپاسگزارم ، سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    لنا رشيدي زاده گفته:
    مدت عضویت: 864 روز

    با سلام

    زودباورم و حرفای بقیه رو راحت باور می کنم،تو هر جمعی راحت جور نمی شم با بقیه،تو عصبانیت نمی تونم خودمو کنترل کنم و تصمیم انی می گیرم که بعدش اکثرا پشیمون می شم اینا رو بهم گفتن و خودم هم می پذیرم ولی واقعا سعی می کنم اصلاحشون کنم ولی در عمل باز تکرار می شن در مقابل ادم های متفاوت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    عباس حیدری گفته:
    مدت عضویت: 1626 روز

    قسمت دهم الگوهای تکرار شونده

    سوال: چه الگوهای تکرار شونده ای در بازخوردهایی که افراد از رفتار و عملکرد تان به شما می‌دهند، می‌توانید پیدا کنید؟

    1- بهم میگن مغروری و بقیه رو آدم حساب نمی‌کنی

    2- به خودت نمیرسی اهمیت نمدیی نامنظمی هستی و به بهداشت و سرقیافه اهمیت نمیدی و شلخته ای

    3- پشت گوش اندازی

    4- دروغگویی

    5- خیلی آدم بی مسئولیتی هستی

    6- تنبلی و اگه بخای به چیزی برسی میرسی ولی خودت نمیخای

    7- خودت عقل کل میدونی – زیادی شعار میدی و بقیه رو نصیحت میکنی

    8- خیلی آدم مورد اعتمادی هستی و زود بهت اعتماد میکنیم

    9- چرا اینقدر ساکتی ؟ چرا ما سر از کار تو در نمیاریم ؟

    10- ادم شلخته ای هستی همیشه اتاقت کثیفه ماشینت نشستست لباسات درهم برهمه کتابات ولوان وسط اتاق رخت خوابت جمع نمیکنی ….

    11- خیلی آدم عجولی هستی و میخای زود به نتیجه برسی صبر نداری

    12- خیلی زودرنجی هر وقت هرکی یچیزی میگه بهت سریع بهت برمیخوره

    13- خیلی یه بحث کشش میدی و ادامه میدی

    14- خیلی گوشه گیری و تو جمع نمیای و از جمع فراری هستی

    15- یه حرف اشتباه رو هر بار تکرار میکنی و یه خطا اشتباه رو تکرار میکنی

    سپاس بی کران

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    abolfazl گفته:
    مدت عضویت: 914 روز

    بنام خدواند مهربان.

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته عزیز.

    الگو های تکرار شوند در مورد خرید اجناس در مورد هرچیزی درمورد اون خواسته تحقیق نکردم مثلا از یه جای لباس اینترنتی گرفتنم بدون اینکه ببینم قابل استفاده هست یانه برم جای از افراد دیگه بپرسم یا اینکه تحقیق کنم در مورد اون وقتی از اون ناراضی بودم و به دست رسید سعی کردمم حسمو خوب کنم و ازش استفاده کنم و به خودم گفتم که دیگر اگر خواستم یه محصولی رو بگیرم درموردش اطاعات کسب کنم.

    اتفاقی مجدا برام اتفاقا افتاد این بود که خواستم گوشی همراه برای خودم تهییه کنم ولی دوباره هم گرون خریدم و هم اینکه گوشی خراب بود و….

    الگو های تکرار شوند بدهکاری خوش سانسی بد شانسی باید به خودمون بگیم ک چون اون افکاری که تو ذهمنمون رو تغییر ندادیم اون اتفاقات برامون میفته ک حداکثر مون این الگو های رو داریم.

    سوال: چه الگو های از باز خورد افراد میگیریم؟

    باز خوزد های ک من از افراد میگیرم

    1. با هر کسی ارتباط گرفتم سنگ صبور اون ها بودم به اتفاقات بدی ک براشون افتاده گوشی میگردم و حس مسولیت میکردم ک باید کمک شون کنم این یکی از الگو های تکرار شونده منه ولی چند شب پیش تمومش کردم بدون رو دروایسی به طرف متقابلم گفتم که اگر قراره سنگ صیورت باشم و باهام درد ودل کنی باهام حرف نزن و به همین سادگی.

    2.یکی چیزی ک حس میکنم خیلی تمرکزم روش گذاشتم و از طرف خودم دیگران دارم اونو جذب میکنم الاننم سخته م بگم ولی بهترین جا برای ثبت تغییرات عمل قبل و بعد کامنت نوشتن هستش

    من ببیبنی خیلی بزرگه واینکه توی مدرسه خیلی نمیت.نم ارتباط بگیریم یا اگر بگیرم منو مسخره میکنند سعی میکنم که اتفاقات خوب دورم رو ببینم و به حرف اونا توجه یی نکنم ولی اون حرفا باعث شده ک ارام نباشم عصبی باشم و همش تویی خودم باشم که افراد منو یکی ادمی که نمیتونه ارتباط بگیره اغلب میشناسن تویی مدرسه این اتفاق ک افتد تا خودمو درگیر کاری نکنم مدام بهش فکر میکنم بعد تویی خونه افرادی ک باهاشون زندگی میکنم اون افراد هم همون رفتار رو باهام دارن بعضی اوقات به خودم میگم که چرا باید این اتفاقات واسم بیفته ولی خوب جوابی پیدا نکردم براش اللان ک انی فایل رو گوش دادم خیلی چیزی ازش یاد نگرفتم ولی حس ارامی بهم میده انگار صدای استاد مثل اینکه ادم رو اروم کنه.{الان متوجه شدم که این افکاری درمن ریشه کرده و تویی احساس لیاقت و خود ارزشمندی من تاثیر زیادی گذاشته و همچینین کانون جذب}

    3. ولی در سرکار من ادمی هستم ک میتونم با مشتری ارتباط بگیرم محصولی رو به خوبی به فروش برسونم از مشتری های که مانده دانر زنگ بزنم به راحتی و ازشون درخواستته حسشابشون رو بکنم.

    {تازه با بخش عقل کل اشنا شدم و فهمیدم چه کنجینه یی بزرگی هست ک میتونم ازش استفاده کنم}

    در مسیر موفیقت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: