عمل به قوانین خداوند، چگونه زندگیمان را متحول می کند - صفحه 5 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری عمل به قوانین خداوند، چگونه زندگیمان را متحول می کند513MB75 دقیقه
- فایل صوتی عمل به قوانین خداوند، چگونه زندگیمان را متحول می کند72MB75 دقیقه













به نام خدا
سلام خدمت استاد زیبارو که دلمون بسیار زیاد برای دیدن صورت پر از ایمان و اطمینانشون تنگ شده بود و امروز زیباترین هدیه رو دریافت کردیم!
سلام خدمت بانوی اول این سایت،بانو شایسته ی عزیز که این پروژه بهترین و به جا ترین خانه تکانی برای این ماه بود!
و سلام خدمت تمامی دوستان عزیز،که همگی شدند جزئی از خانواده ی ما!
صبح زودتر از زمان همیشگی بلند شدم و رفتم بیرون و به خدا و جهان و کل کائنات سلام کردم و استقامت کوهها رو تحسین کردم و سپاسگذاری از خدا بخاطره اینکه یک روز دیگه رو برای بهتر زندگی کردنمون و خلق یک روزه فوق العاده،فرصت دادند و به گل زیبایی که در حیاط دارم صبح بخیر گفتم و اون قدر سرحال و بشاش هست که بغلش کردم و چشمامو بستم و یه حس عالی ازش گرفتم!
گفتم خدایا!
إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعینُ
خدایا!تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری میخواهیم!
اینم از استاده گلم یاد گرفتم که سره صبحی همه چیز رو بسپرم به خودش و جریان زیبای هدایت!
اومدم و چون صبح زود بود و همه ی اهل خونه خواب بودند گفتم طبق قراره روزانه،یه لایو دیگه رو باز کنم ولی این فایل زیبا رو دیدم و صداش رو کم کردم و گذاشتم گوشم و شروع شد!
چقدر سپاسگذاری و قانونش بی نقصه!
وقتی از هر آنچه که داری و تشکر میکنی و تمرکزت رو از کاستی ها برمیداری،نتیجه میشه فوقه تصور!
وقتی لیلا جان میاد و آگاهانه از یه تکه کره ی داخل یخچال سپاسگذاری میکنه که کنترل ذهن قوی میخواد و احساس خوب رو جاری ساختن در اون لحظات سخت،تقوایی از جنس ایمان به غیب میخواد و نتیجه میشه امروزی که پر است از نعمت و ثروت برای لیلا جان!
وقتی چیزی رو خودت نداری ولی حسرت اون رو نمیخوری وبجاش تحسین میکنی دستاوردهای دیگران رو،خدا مثل آیینه برمیگردونه بهت همه ی اون چیزایی رو که برای دیگران میخواستی!
وقتی تمام وقتت رو میزاری برای دیدن فایل های رایگان و از هر فرصتی برای گوش دادنشون استفاده میکنی،لاجرم خدا به این تعهدت پاسخ میده و ثروتی بهت میده که میتونی همه ی محصولات سایت رو داشته باشی و از آگاهی هایش نهایت استفاده رو ببری!
خدایا شکرت برای نتایج فوق العاده ی لیلای عزیز،برای نتایج تک تک دوستان و برای هر روزی و هر لحظه ای که خودم دارم بهترین ها رو برای خودم با قدرت خودت خلق میکنم!
خدا جانم!امروزم تا به الان پراست از معجزه،پر است از ردپای تو در تک تک لحظه هام،هر جایی رفتم حضورت رو زودتر از همه اونجا حس کردم!
من چطوری سپاسگذار تو و قوانین ثابتت باشم که هر چقدر بگم کم گفته ام!
وقتی صبح تمام تمرکزت رو میزاری روی زیبایی ها و نکات مثبت زندگیت،هدایت میشی به یه جای فوق العاده که پر است از ثروت و نعمت و حال خوب!
در بهترین زمان برات هم پول میشه،هم دارایی،هم حال خوب،هم زمان بندی فوق العاده،هم دست مهربون،هم یه رضایت عالی از هر آنچه که امروز دیدی و لذت بردی،هم یه عزیزه دل که برات همه چی میشه!
معبودم!شکرت که روزمون رو با نام و یادت در این سایت شروع میکنیم و در تمام طول روز سعی میکنیم آگاهانه تمرکز کنیم بر وفور نعمت هایت و زیبایی هایی که در همه جا هست و نشانه هایت که در این جهان بیشمارند و شب دوباره با آگاهی های این سایت و کامنت های فوق العاده ی دوستان به پایان می رسونیم یه روزه زیبای دیگه رو!
زیبایی های زیادی رو دیدم،آگاهی های بی نظیری رو شنیدم،ثروت های فراوانی رو بهم نشون دادی،نتایج عالی دوستان رو شنیدم،خبرهای خوبی رو به گوشم رسوندی،اتفاقات خوبی رو تجربه کردم،خریدهای عالی داشتم و ثروت خوبی وارده حسابم شد از رزق بی پایان خودت!
شکرت که ما میخوابیم ولی تو رو خواب نمیگیره!
ماخسته میشیم ولی خستگی برای تو معنایی نداره!
مهربانم!که لحظه لحظه ام شده پر از حس حضورت،لیاقت سپاسگذاری بیشتر و بندگی ات رو به من اعطا کن.
سلام بر استاد عزیزم ومریم بانوی شایسته
در محصولات مختلف کامنت گذاشته ام و از نتایجم در گوشه وکنار سایت ردپا به جا گذاشته ام.
من از سال 98با شما آشنا شدم وبا آشنایی با شما کلا شخصیت جدیدی ساخته شد.یک من جدید که قابل مقایسه با من قبلی نیست.
امروز با شنیدن فایل شما ونتایج لیلای عزیز تصمیم گرفتم که بیایم واز خودم رد پا به جا بگذارم البته نمی خواهم از نتایجم بگویم چون به نتایجم در کامنتهای قبلی وفایلهایی که فرستادم اشاره کرده ام.
امروز به این فکر میکردم که من در این 5 سال چه چیزهایی از شما یادگرفتم ومیخواستم آموخته هایم را بنویسم تا به خودم ودوستانم یاد آوری شود.امروز آمده ام تا به عنوان شاگرد این مکتب امتحان پس بدهم….
من یاد گرفتم:به هر آنچه توجه کنی از جنس همان وارد زندگیت می شود.
من یاد گرفتم: زندگی من را کانون توجه من وفرکانس های من می سازد.تو به چه چیز توجه می کنی وچه فرکانسی به جهان ارسال می کنی؟
من یاد گرفتم:یک قانون ساده وجود دارد ،احساس خوب اتفاقات خوب را رقم می زند،پس در هر شرایطی باید بتوانم با تغییر زاویه ی نگاهم احساسم را خوب کنم وبدانم که احساس بد داشتن به هردلیلی مثل فرو بردن دستت در آتش است به هر حال دستت می سوزد.
من یاد گرفتم:تمرکزم را بر نکات مثبت زندگی،طبیعت،شرایط وآدمهای اطرافم بگذارم همواره برای آنها شکرگزار باشم.
من یاد گرفتم با تمرین ستاره ی قطبی وفانوس دریایی هرروز آگاهانه شکرگزاری کنم،هرروز آگاهانه بر نکات مثبت تمرکز کنم،هر روز آگاهانه خالق زندگی وشرایطم باشم نه برگی در دست باد.
من یاد گرفتم:در روابطم بر نکات مثبت آدمها (هر چند کوچک)تمرکز کنم اینگونه اوضاع عوض می شود ویا او با تو هم مدار می شود یا از زندگیت می رود.
من یاد گرفتم:استعدادها وتوانایی های خودم را ببینم هرگز خود را با دیگران مقایسه نکنم چون مثل مقایسه ی سیب با پرتقال است.
من یاد گرفتم:هر کدام از ما آدمها موجودات منحصر به فردی هستیم با مسیر رشد وتکامل منحصر به فرد خودمان وهیچ دو انسانی شبیه هم نیستند وانسانها در مسیر رشد وتکاملشون سر راه یکدیگر قرار میگیرند تا به هم کمک کنند حتی انسانهایی که ما را آزرده می کنند آمده اند تا نقطه ضعف های ما را به ما نشان دهند.
من یادگرفتم:رفتار انسانها با من آینه ی تمام نمای باورهاو شخصیت من هستند.
من یاد گرفتم:هیچ چیز وهیچ کس در زندگی من اثر ندارد مگر اینکه من باور کنم ونه تنها دیگران سر سوزنی در زندگی من اثر ندارند من هم نمی توانم دیگران را تغییر دهم.
من یاد گرفتم:هر انسانی در جایگاه درست خودش قرار دارد پس حسادت نکنم بلکه شرایط خوب افراد را تحسین کنم وبا این فکر که اگر آنها توانسته اند من هم می توانم،اهرم وانگیزه ای برای پیشرفت خود بسازم.
من یاد گرفتم:به جای تمرکز بر دیگران وزندگیشان،تمرکزم را فقط وفقط روی خودم ،بهبود شخصیتم ورسیدن به اهدافم بگذارم.
من یاد گرفتم:هرگز دیگران را قضاوت نکنم ودر هر شرایطی از خود بپرسم اگر من جای او بودم وهمان شرایط را داشتم آیا ممکن بود همین کار را بکنم؟
من یاد گرفتم:من بدون هیچ عامل بیرونی،به خودی خود ارزشمندم چون بنده ی خدا هستم واو از روح خود در من دمیده است.
من یاد گرفتم :خداوند یک سیستم است که با توجه به ورودی های ما ،طبق قوانین وبدون هیچ خطایی ،خروجی را ظاهر می کند،اگر تو بخواهی در مسیر خوبی،خوشبختی وشادی گام برداری شرایطش برای تو مهیا می شود واگر بخواهی در مسیر بدی،بدبختی وغم گام برداری باز هم شرایطش برای تو مهیا می شود.
من یاد گرفتم:همه انسانها وهمه ی جهان تکه های از یک هوش کیهانی هستیم،تکه هایی از خدا،وهمه کس وهمه چیز دستی از دستان خداوند است در جهت رشد وتکامل من.
من یاد گرفتم:زندگیه مرا باورهای من می سازد
من یاد گرفتم:حرفها ورفتارهای فی البداهه وناگهانیه من باورهای اصلی مرا نشان می دهند ووفتی باور درست در من ساخته ونهادینه می شود که در رفتار وشخصیتم دیده شود.
من یاد گرفتم:بزرگترین راز رسیدن به اهداف ،حس لیاقت وارزشمندیست ومن باید خودم را لایق احترام،فراوانی،ثروت،زندگی خوب ،ارتباطات عالی و…..بدانم.
من یاد گرفتم :موفقیت، ،داشتن احساس خوشبختی دائمی است.
من یاد گرفتم:موفقیت ،حاصل یک سری کارهای درست متوالی است.
من یاد گرفتم:خوشبختی ،لذت بردن از مسیر زندگیست نه رسیدن به هدف
من یاد گرفتم:برای بخشش وانفاق هر چیزی اول باید به آن برسی واز آن پرولبریز شوی تا بتوانی بدون توقع ببخشی فقط برای حال خوب خودت
من یاد گرفتم:چگونه هدف گذاری کنم واهدافم را به اهداف کوچکتر تقسیم کنم وبرایش روتین روزانه بسازم وبرای هر پیشرفت کوچکی خودم را تشویق کنم تا انگیزه بگیرم
من یاد گرفتم:تضادها موهبتی هستند برای وضوح خواسته وبا حل مسائل که جواب آن در دل خود مسئله هست ،هرروز پیشرفت میکنی
من یاد گرفتم:درک قانون مانند هر چیزی در زندگی تکاملی است،تو اول می شنوی بعد درک می کنی وبعد عمل می کنی وزمانی که عمل می کنی لاجرم نتایج می آید
من یاد گرفتم:مسیر درست ،مسیر راحت وآسانه،مسیری که قلبت بهت میگه وحالت باهاش خوبه
من یاد گرفتم:برم توی دل ترسهام ،کمالگرا نباشم وبرای هر پیشرفت کوچکی خودمو تشویق کنم
من یاد گرفتم:با احترام برای روابط خودم با دیگران حدوحدود تعیین کنم
من یاد گرفتم:ایمان همه چیزه اما ایمان بدون عمل حرف مفته
من یاد گرفتم :بر دوش خدا سوار باشم وبه خداوند اعتماد کنم وپذیرای هر چیزی باشم که در مسیر زندگیم پیش می آید.
من یاد گرفتم:خوشبختی لیاقت،ثروت،حال خوب به دست آوردنی نیست بلکه اجازه دادنی است،همه ی اینها در زندگیه همه ی ما وجود داره ما با باورهای اشتباه وترمزها جلوی ورود اونها به زندگیمون را گرفتیم
من یاد گرفتم :صفر وصدی وجود ندارد وهمه ی ما در مسیر رشد وتکاملمون هر روز باید روی خودمون کار کنیم وهر بار ورژن جدیدی از ما ساخته میشه همونطور که استاد عباسمنشی که امروز روبروی منه با استاد عباسمنش 5سال پیش خییییلی متفاوته بسیار قوی تر وخودساخته تر
من یاد گرفتم:تکامل را در همه چیز رعایت کنم وعجله نکنم
من یاد گرفتم:خداوندقدرتمندترین قدرتمندان است ومن فقط باید از او بخواهم ودقت کنم که شرک در دل مومن از راه رفتن مورچه ی سیاه در دل تاریکی بر سنگ سیاه نامحسوس تر است
من یاد گرفتم:هرگز وهرگز برای حرف مردم زندگی نکنم وخود واقعیم باشم وخود واقعیم را زندگی کنم
اینهاگوشه کوچکی از آموزه های منه وباید دفترها سیاه کنم از آنچه در این مکتب آموختم
همین بس که از لحاظ رشد شخصیتی این 5سال زندگی،معادل 40سال زندگیه من است وبرای من تولدی دوباره بوده
تمام تلاشم را میکنم که آموزه هایم را هر روز زندگی کنم
استاد جان سپاسگزار وجود پر مهر شما ومریم عزیز ودوستان هم فرکانسی هستم
به امید دیدارتون
سلام به لیلا جانِ نازنین.
هدایت شدم از کامنت دوستان به کامنتت.
خیلی ازت ممنونم که نوشتیش.
ممنونم از جمع بندیِ بی نظیرِ اموزش های استاد که تو درس هات، جذاب بهشون اشاره کردی.
کامنتت منو به فکر فرو برد که:
سمانه تو چی یاد گرفتی تو این 5 سال؟
برای منم شده نزدیکِ 5 سال، از فروردین 99 تا الان…
آیا چیزی یاد گرفتی؟
چیزی درونت نهادینه شده تا شخصیتت رو به اون سمت تغییر مسیر بده؟
توی زندگی شخصیت تونستی چه استفاده هایی بکنی از این اگاهی ها؟
من بر اساس عملکردم میخوام بگم چی یاد گرفتم.
بعضیاشو نوسانی یاد گرفتم یعنی عینِ یویو، میرم و میام.
بعضیارو کمتر، یعنی فقط تو مرحله شنیداری هستم، بعضیارو درک کردم، بعضیا رو هم توی عملم پیاده کردم و میکنم…
– یاد گرفتم توجهم رو از ناخواسته بردارم، بذارم روی خواسته هام، روی زیبایی ها، روی نکات مثبت، روی داشته هام.
امروز ظهر دوباره وارد یه الگوی تکرار شونده تو حیطه ی روابط شدم.
الان داشتم مفصل با خودم صحبت میکردم، یعنی مینوشتم.
پاسخ اومد تو باید سکوت کردن رو بیشتر و تمرکزی تر تمرین کنی.
این واکنش گرا بودن بهت اسیب های زیادی میزنه.
به قول خودت:
حرف درست رو اگه با لحن بد بگی، مثل سَم میمونه.
تو بلد نیستی بی طرفانه صحبت کنی.
تو شخصیتِ دلسوز و حامی داری گاهی، که حسابی بالا میاد.
همین دلسوزی و حمایت شاید تو رو متوقع کنه در برابر دیگران.
تو باید تمرین کنی سکوت کنی تا اول داخلت اروم شه، به صلح برسی با خودت، بعدا کلامی که روی زبونت میشینه خودش اروم میشه.
تو چالش امروز، تونستم اگاهانه کنترل ذهن کنم بعد از مدتی.
رفتم پیاده روی.
توجه کردم به زیبایی های اطرافم.
توجهم (افکار نازیبای ذهنم) رو از اون اتفاق و نازیبایی و حس بد برداشتم، گذاشتم روی زیبایی های اطرافم.
اول خودمو اروم کردم.
و بعدش پاداشم رو گرفتم.
اینکه تونستم امشب یه دل سیر بنویسم با خودم، پاداشم بود و هست.
– یاد گرفتم بهبودگرایی از نونِ شب برای من واجب تره.
چون نقطه ی مقابل کمال گرایی هست.
نقطه ی مقابل شتاب و عجله در به نتیجه رسیدنِ اهدافم هست.
شتاب جزیی از شخصیت منه.
کار دستم میده، هم تو گفتار، هم عمل، هم رفتار…
بهبودگرایی همونیه که باعث میشه تکامل رو بهتر درک کنم.
یه دونه بهبود همون یه قدم مثبت در روند تکاملی هست.
– یاد گرفتم جهان مثل اینه عمل میکنه.
به هر چی توجه کنی همونو میگیری.
هر کاری انجام بدی، همونو دریافت میکنی.
وقتی به خودم احترام نمیذارم، دنبال تایید دیگرانم، چشم و دهنم مطیع دیگران میشه، لاجرم کوچکتر و حقیقتر و بی اعتماد به نفس تر هم میشم.
امشب به یاد خودم اوردم کجاها داری خطا میری و از جاده خارج شدی.
– یاد گرفتم صد بار اگر توبه شکستی بازآ.
خطا دارم، به قانون پشت میکنم و طبق نظر خودم رفتار میکنم و از جاده خارج میشم، ولی دوباره برمیگردم همینجا که دوباره تلاش کنم برای بهبودم.
اینکه برمیگردم و بازنگری میکنم، بهبودِ منه.
– یاد گرفتم هدایت بخوام از خدا.
– یاد گرفتم کنترل کنم ذهنمو.
گاهی موفقم گاهی نه، ولی تلاشمو میکنم.
– یاد گرفتم رییس کیه؟
مدیر عامل کیه؟
جهان مال کیه؟
پول و ثروت جهان مال کیه؟
تو عمل و درک این مبحث ضعیفم.
ولی همین مرحله هم عالیه، چون قبلا نمیدونستم.
– یاد گرفتم اگه سعی کنی ذهنت رو کنترل کنی و از زاویه ای نگاه کنی که بهت حس خوب بده، برای تو شرایط عوض میشه و ورق برمیگرده.
– یاد گرفتم توجه کنم که آیا خوشحالی و حس خوبم رو دارم گره میزنم به عوامل بیرونی یا نه؟
مسیولیت اعمالمو به عهده میگیرم یا نه؟
اینکه پاسخ مثبته یا منفی اهمیت نداره الان.
اینکه دارم این سوال رو میپرسم و صادقانه به خودم جواب میدم خیلی مهمه.
چون بر اساس جوابی که به خودم میدم میتونم رفتارمو عوض کنم.
اگه سوالی نباشه که بهبودی حاصل نمیشه.
اگه بخوام بنویسم باید حالا حالاها بنویسم.
اما میخوام به خودم احترام بذارم و برم بخوابم.
جسمم نیاز به خواب داره، روحم نیاز به استراحت و آرامش.
امیدوارم دوباره بیام و ادامه بدم چیا یاد گرفتم تو این 5 سال…
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلام لیلا جانم
از خوندن کامنتت لذت بردم
چقدر قشنگ وکامل نوشتی..
و اینکه چقدر قانون رو خوب درک کردی وعمل کردی.
قانون ساده اما عمل کردنش و مهار ذهن یکم نیاز به طی شدن تکامل داره..
شماهم چکیده ای از کل محصولات استاد رو در کامنت رو نوشتی و من همه این باورهای عالی و نکته های مهم رو در دفترم نوشتم..
سپاسگزارم از شما
روی ماهت رو میبوسم
شاد باشی گلم
سلام بر دوست عزیز هم فرکانسیم
خدا راشکر که کامنتم براتون مفید بوده ،از خداوند هدایت خواستم تا با نوشتن آموزه های استاد به زبان ساده به خودم ودیگران کمک کنم.خدا راشکر ایشالا که همه ما با تکرار وعمل به آموزه های استاد هر روز در مسیر تکاملی خودمون قدم برداریم وبا حال خوبمون وانجام رسالتمون به گسترش جهان کمک کنیم.
در پناه خدا باشید
سلام لیلا جان
عجب کامنت زیبا و کاملی نوشتی
واقعا دست مریزاد
من وقتی به کامنت شما رسیدم و شروع کردم به خواندن ، همینطور کامنت رو خواندم و خواندم و آمدم پایین
و در دل تحسین کردم شما رو که چه کامل نوشته ای ، چه دقیق نوشتهای ، چه عمیق و در عین حال به زبان ساده نوشته ای
خیلی از آموزه های استاد برایم تکرار شد
کامنت ارزشمند شما انگار چکیده ای است از بسیاری محصولات و فایل های دانلودی سایت
به نوبه خودم ، از این که وقت گذاشتی و اینها رو تایپ کردی خیلی متشکرم
در پناه حق شاد و پولدار باشی و بشی استاد کنترل ذهن
سلام دوست هم فرکانسیه من آقا مهدی
خدارا شکر که کامنت من براتون مفید بوده واز دعای خوبتون برام سپاسگزارم.
وقتی میخواستم کامنتم رو بنویسم از خداوند خواستم به من کمک کنه تا آموزه های استاد عزیزم به زبانی ساده ومفید برای خودم ودوستان بر زبانم جاری بشه .به قول استاد اعتبارش رو به خدا میدم وهرروز هرشب خودم کامنت رو میخونم تا بهم یادآوری بشه ودر ذهنم تثبیت بشه.
امیدوارم همه ما در مسیر رسالت خودمون به بهترین پیشرفت ها برسیم
در پناه خدا باشید
بنام خداوند بخشنده و مهربان
خدایا هر آنچه که دارم از آن توست وتو به من دادی.
خدایا هر موفقیتی که دارم ازآن توست و تو به من دادی.
خدایا هر توانایی که دارم از آن توست و تو به من دادی.
خدایا می پذیرم که همه کارها را تو برای من داری انجام میدی.
خدایا هدایتم کن تا فقط محتاج تو باشم.
خدایا هدایتم کن تا فقط وابسته به تو باشم.
خدایا مرا هدایت کن به راه راست
به راه کسانی که به آنها نعمت دادی.
سلام
سلام به استاد عباس منش و خانم شایسته و دوستان سایت.
استاد خیلی خیلی از دیدن شما خوشحال شدم و خیلی دلم براتون تنگ بود.
خدارا سپاسگزارم بابت بودن در فرکانس دیدن دوباره شما و شنیدن این همه شعور و آگاهی که از کلام شما جاری میشود.
مثل همیشه این آگاهی ها در زمان درست به دستم رسید .
کامنت لیلا جان را من خونده بودم و حسابی لذت بردم از نتایج عالی که کسب کردن.
خیلی خوب مسیر تکاملی که طی کردن و طبق قوانین عمل کردن ، مخصوصا کنترل ذهن در زمانی که تضادها انسان را محاصره میکنه ، خیلی نیاز به توکل و ایمانی بالایی میخواد که لیلا جان خوب از پس آنها برآمد ، خوب طبیعی که این همه نتیجه عالی هم بگیره.
من لیلای عزیز را تحسین می کنم بابت ثروتی که خلق کرده .
لیلای عزیز را تحسین میکنم بابت روابط عالی که خلق کرده.
لیلای عزیز را تحسین میکنم برای سلامتی که خلق کرده.
این همه نعمت و ثروت و فراوانی و آسانی و
آرامش گوارای وجودت لیلا جانم.
……………
استاد من خیلی لذت بردم از صحبتهای شما ، آنجایی که در مورد ، افرادی که مخالف شما هستن ، گفتین.
واقعا شما خیلی عالی عمل کردین .
چون انسان همیشه یه شور و عطشی داره برای اینکه جواب بقیه بده ویا بخواد دستاوردهایی که داره به بقیه ثابت کنه.
شما چنان عزت نفسی و احساس لیاقتی در خودتون ساختین که در چنین شرایطی به راحتی ذهنتون کنترل میکنید و کاری به بقیه هم ندارین و سرتون به کار خودتون هست.
استاد عزیزم تحسین میکنم بابت شخصیت قوی و قدرتمندی که در خودتون ایجاد کردین.
سپاسگزار شما هستم برای فایل زیبایی که به رایگان در اختیار من قرار دادین.
در پناه الله یکتا
سلام استاد جان و خوانندگان کامنت ها
بابت دوره خانه تکانی ذهن ممنونم عزیز
من امروز داشتم در مدار تاریک و آهنگ های غمگین غرق میشدم
یهو دویدم و اومدم تو سایت و همین که خواستم مدارم عوض شد و حالم بهتر شد
آدم در کسری از ثانیه میتونه پرت بشه از مدار بیرون
و البته برگشتن به مدار قدرت بیشتری میخواد اون لحظه و اینکه سخت آدم میتونه بفهمه ولی همینجور که یادم دادید نشانه در مدار نامناسب احساس ترس و نگرانی هست و اوایل آدم به قول شما یو یو هستیم ولی به امید الله به ثبات بیشتری در مدار میرسم
من حتی برای کارم از مطالب شما ایده گرفتم و مطمعنم یه روزی بیش از ملیون ها نفر تحت تأثیر این ایده من خواهد بود، و عالیه که جلوه ای از آموزه های شما باشم
سلام به استاد عزیزم و همه دوستان
باورتون میشه من حتی از دیدن افزایش قیمت محصولات هم خوشحال میشم.
واقعا بعضی محصولات خیلی از اساتید خیلی گرونتره و در و گوهرهای استاد به شدت لایق قیمتهای بالاتره
استاد جان چقدر عالی کامنت لیلا جان رو تحلیل کردین و چقدر از رشد لیلا جان لذت بردم و چقدر بعضی جاها غبطه خوردم و بعضی جاها میگفتم همینه دقیقا همینطوره
قبلا که فرکانس پایینتری داشتم برای فایلهای هادی جان و آقا رضا میگفتم کاش استاد کمتر حرف میزد و زود بقیه داستان رو بشنوم ولی الان برمیگردم و چندین بار حرفهای شما رو میشنوم
استاد جان معرکه ای.بی نظیری و سپاس از رب برای بودن در کنار شما ️️️
به نام خدایی که مرا انسان آفرید ،سلام بر استاد عباسمنش عزیز،
اگر بتوانید طوری کار کنید که: گویی مشکلی ندارید، متوجه خواهید شد که واقعا هیچ مشکلی ندارید
همه مشکلات به باور شما بستگی دارند
آنها را باور می کنید و برای همین دچار مشکل می شوید
این کار، نوعی هیپنوتیزم است مدام با خود می گویید اینطور یا آنطور هستید، کامل نیستید،
لایق نیستید. این را تکرار می کنید تا در قلب شما بنشیند و عاقبت به واقعیت تبدیل شود.
بکوشید طوری رفتار کنید که گویی مشکلی ندارید. ناگهان خواهید دید که روحیه تازه ای دارید و واقعا هیچ مشکل خاصی ندارید.
دیگر بر عهده خودتان است که مشکلات را نگاه دارید یا برای همیشه آنها را فرو افکنید.
اگر متوجه شوید این شما هستید که مشکلات را نگاه می دارید،
دیگر هیچ مشکلی به شما نمی چسبد
با وجود این، ما بدون مشکل نمی توانیم زندگی کنیم.
پس مشکل می سازیم.
بدون وجود مشکلات احساس تنهایی می کنیم و هیچ کاری برای انجام دادن نخواهیم داشت.
با وجود مشکلات شاد می شویم. کاری باید انجام داد؛
باید درباره کاری فکر کنیم
در نتیجه مشغول می شویم
این اعتقاد که لایق نیستید و چنین و چنان هستید، بسیار نفسانی است
شما می خواهید لایق و شایسته شوید. چرا؟
چرا نمی توانید با تمام عدم شایستگیها و محدودیتها یتان کنار بیایید؟
زمانیکه آنها را بپذیرید، خواهید دید که به راحتی جاری می شوید
انسان میتواند به دو راه زندگی کند:
یا میتواند مرداب راکد انرژی شود
یا این که میتواند جریانی پویا و روخانه ی انرژی شود.
مرداب راکد چیزی فراتر از خودش را نمی شناسد، زیرا هرگز از چارچوب خودش فراتر نمی رود.
در مرداب راکد انرژی به خود تبدیل میشود
انرژی ای که همچون رودخانه روان است به تو کمک می کند همواره از خودت فراتر بروی.
همواره درحال فراتر رفتن است.
حرکتش به سوی دریاست
به سوی بی نهایت
به سوی بی حدو مرز
زندگی باید همچون رودخانه باشد، همیشه روان،بدون توقف.
همیشه آماده ی رفتن به سوی ناشناخته ، همیشه آماده ی دست شستن از آشنا واستقبال از خطر ناآشنا
راه درست زندگی، دل به دریا زدن است
همیشه درحال اکتشاف بودن
همیشه به ستاره ها رسیدن
آن گاه زندگی به گونه ای طبیعی مراقبه گرانه میشود.
زیرا هر لحظه با خود شگفتی فراوان می آورد.
هر لحظه تازه است.
تو نمی توانی به چیزی بیندیشی
مجبوری با آن رو در رو شوی
انسان تکراری میتواند
در مورد زندگی اش بیندیشد.
میتواند برای زندگی اش طرح و نقشه بکشد زیرا او پیش بینی پذیر است.
همه می دانند که قرار است فردا و پس فردا چه بکنند.
اما انسان مراقبه گر پیش بینی ناپذیر است.
نه فقط برای دیگران ،
بلکه برای خودش نیز
نمی داند که لحظه ای بعد چه اتفاقی خواهد افتاد، از این رو با طرح ونقشه کشیدن و اندیشیدن ناآشناست، زندگی او باز و پذیراست. شاداب تر و تازه به استقبال لحظات می رود.
با آن قلب پذیرا، تو آهسته آهسته از چیزی آگاه میشوی که خدا، حقیقت،
فرا گاهی یا روشنی می خوانیش
نام هایی مختلف برای یک چیز واحد
سلام آقای احمدی عزیز
امیدوارم در بهترین حال و احوالتون باشید.
خیلی لذت بردم از خوندن کامنتتون
ممنونم بابت نوشته هاتون.
چون من از امروز درحال کارکردن تمرکزی روی سپاسگزاری هستم.
خوندن اون تیکه از متن شما که گفتید: انسان تکراری می تواند در مورد زندگیش بیاندیشد و….
معرکه بود برام.
من برداشتم این شد که تمرکز بیشتر روی سپاسگزاری داشته هام و تحسین موفقیت دیگران بدون قضاوت شیوه عملکرد و هر کلا هرگونه قضاوتی در مورد شخص خودشون و جایگاهشون باعث پیشرفت من خواهد شد.
و فرصت من برای قضاوت رو از من خواهد گرفت و کم کم مسیر ذهنم در اینمورد رو به بهبود خواهد رفت.
خیلی دوست داشتم این تیکه رو.
برای من نشونه بود.
بازم سپاسگزارم ازتون
در پناه خداوند مهربان باشید.
به نام خدای وهاب
سلام به روی ماه استاد جانم و مریم عزیز
سلام دوستان الهی من
خدارو صد هزار مرتبه شکر به خاطر این هدیه قشنگ این هدایت و نشانه زیبای خدا
چقدر خوشحال شدم اول صبح که چشمامو باز میکنم با یه همچین هدیه نابی روبرو میشم اونم توی شرایطی که دارم با تضادهای زیادی دست و پنجه نرم میکنم و روزی هزار بار دارم از خدای خودم نشانه و هدایت میخام
خدایا شکرت چقدر جوابات قشنگه
این روزها که دارم با تمام وجودم سعی میکنم برم توی دل بزرگترین ترسهام و هر لحظه پناه میبرم به تنها جایی که دارم این فایل چقدر به موقع بود برام ومن سعی میکنم تمام اتفاقات رو نشانه و هدایت ببینم و باور دارم که وقتی دعا میکنم خدا از طریق آدمها شرایط و اتفاقات جوابم رو میده
و این فایل هم جواب خداونده به من و امیدوارم بتونم ازش به بهترین شکل استفاده کنم و چراغ راهم قرار بدم
استاد جانم چقدر قشنگ گفتین از نظر و نگاه دیگران که ما باید بی تفاوت باشیم و نقشی در اون نداریم و من دقیقا توی شرایطی هستم که حرف و نظر دیگران خیلی برام بلد و ترسناک شده بود و چقدر آرامش گرفتم از این صحبتهاتون
خدای بزرگ و نزدیکم مینویسم تا رد پایی باشه برام و سالهای بعد بیام رد پای خودمو بخونم و بگم اعظم دیدی چقدر ترسیده بودی ولی انجامش دادی و رفتی توی دل ترسهات و نتیجه عالی گرفتی
لیلا خانم عزیزززز عاشقتم که باعث شدی استاد جان بیاد و برامون فایل بزاره چقدر بانی خیر شدی .چقدر الگویی برای ما خانمها
خدایا کمکم کن که بهترین استفاده رو از هدایتت ببرم همونجوری که این همه سال مواظبم بودی توی بدترین شرایط الان هم باور دارم که تو خدای من همان خدای موسی هستی و من هم روبروم دریای نیله اونم طوفانی ولی من تورو دارم و باور دارم که برای من هم دریارو باز میکنی تا رد بشم
استاد جانم کرور کرور ازت سپاسگزارم من مدتیع که کامنت نزاشتم به دلیل مشغله بسیار زیادی که داشتم ولی هر روز به سایت عزیزم سر میزدم و فایلهارو تا جایی که میشد گوش میکردم و دوسدارم از مریم عزیزم تشکر کنم و خدا قوت بهش بگم
خدایا شکرت به خاطر شروع این روز قشنگ
خدایا شکرت به خاطر لیلا جان و نتایجی که گرفتن خدایا شکرت که اومدم و کامنت نوشتم چون من میدونم که کامنت نوشتن با آدم چکار میکنه و وقتی مینویسم تاثیرش رو توی تمام وجودم و تمام اتفاقات جهانم میبینم
آخیییییییش چقد حالم خوب شد که نوشتم دوسدارم به خودم بگم اعظم ازت خواهش میکنم فراموش نکن و سعی کن نت جایی که میتونی بیای کامنت بنویسی و بخونی چون تو یادت میره و نیاز به تلنگر داری
استاد جاااااان بقول حامد همایون ..حالم دگرگون میکنی
عاشقتونم بوس به کله ی همتون
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خداوند بخشنده مهربان
خدایا ممنونم و سپاس بابت این فرصت طلایی که ب من دادی تا بتونم کامنت بنویسم
استاد عزیزم سلام .
خانم مریم شایسته دوست داشتنی و دوستان گلم سلام
چند روزی از خدا درخواست میکردم که استاد فایل جدید بزاره
که خداوند ب درخواست من جواب داد
چ قدر خوش حال هستم که بعد مدت ها چهره ماه استاد دیدم
چ قدر سپاس گزار خداوندم که همیشه ب درخواست ما جواب میده
استاد یک پاشنه آشیل من در رابطه .روابط عاطفی بود من همیشه دوست داشتم اون طرف مقابل ب من توجه کنه حال من بپرسه نمیدونم بگه کجایی
و خیلی ضربه خوردم و هنوزم در این مورد ضعف زیادی دارم
مهم ترین نکته بعدی اینه من اگه کسی ازم تعریف کنه خیلی خوش حال میشم ولی اگه فقط یکم بدمو بگه یا انتقادی کنه زودی ناراحت میشم بهم میریزم
چرا
ضعف درون منه که هنوزم هست داره اذیتم می کنه و باید روی خودم کار کنم
من باید مسیر درست برم کاری هم ب صحبت بقیه نداشته باشم که چی میگن
پس ایمان داشته باشم که هر اتفاقی برای من بیفته به نفع من
چ قدر استاد. زیبا گفتن خداوند ما آزاد آفرید
استاد عزیزم اگر شما فایل جدید میزارید که پر از آگاهی ناب که هربار میبینم تکراری نمیشه ب این معنا که کلمات شما پر از حرف های خداست
این باور توحیدی شما هست که همه دلتنگ شما میشن
نه به این معنا از شما تعریف کنن . دقیقا من متوجه یک قانون شدم. باید الهامات بیان تا شما فایل جدید بزارید چ قدر صحبت منطقی شما ارزشمند هست
استاد عزیزم مسیر شما مسیر خداس.
صحبت جالبه شما در فایل مقدمه روز شمار تحول زندگی من.
خیلی افراد از این فایل ها حتی روحشون خبر نداره فقط درصد کمیه که آماده دریافت اگاهی نابه
خدایا ازت ممنونم خدایا شکرت
چ قدر باور که ساختی دوست داشتم استاد هر انتقادی از شما بشه باعث میشه شما بهتر از قبل ب مسیر ادامه بدی و به قانون عمل کنی
چ قدر زیبا استاد من متوجه شدم ذهن شما تربیت شده برای فقط فقط توجه ب زیبای ها خدایا شکرت.
مثال . خوندن کامنت زیبا لیلا عزیز
پس ماهم با کار کردن روی ذهنمون میتونیم فقط توجه ب زیبایی ها داشته باشیم خدایا شکرت
استاد عزیزم ازت ممنونم و سپاس گذارم که وقت باارزش گذاشتی و این همه توضیحات ناب دادی و همین جور لیلا عزیز که این کامنت بارزش گذاشت که باور کنیم میشود از شرایط ب ظاهر سخت ب شرایط دلخواه خودمون برسیم
نمیدونی استاد چ قدر انگیزه منو زیاد کرد این کامنت بارزش لیلا و توضیحات بارزش شما کارکردن
روی دورهی دوازده قدم
توجه لیلا عزیز ب قانون تکامل که استاد همین روند طی کردن و توضیح دادن
که اروم اروم حرکت کردن دونه دونه الهامات خداوند مهربون اومد
ماهم نباید یک شبه بخواهیم ب جای دوست داریم برسیم
و یک قانون مهم استاد توضیح دادن به جای حسادت کردن نسبت ب بقیه
خداوند شاکر باشیم بقیه این نعمت دارن و باور بسازیم اگه بقیه این نعمت دارن پس ماهم میتوانیم داشته باشیم
دادن تموم بدهی لیلا عزیز و رسیدن ب اون خونه دلخواه و همین طور شعبه های جیگری
و درآمد عالی
خدایا شکرت چ قدر خوش حال شدم دیشب سر کار بودم وقتی که استاد عزیزم توضیح دادن دست زدم خوش حال شدم چ ذوقی داشتم چ حال خوبی لیلا عزیز
بابت خونه زیبا و شعبه های جیگری لیلا عزیز داره خدایا شکرت خدایا شکرت
خدایا سپاس فراوان بابت این همه نعمت و فرصت این همه فراوانی
بازم یک سپاس گزاری ویژه بابت نعمت زیبا که خداوند متعال ب لیلا عزیز بخشید خدایا ازت ممنونم شکرت
استاد عزیزم خیلی دوست داریم احتیاج داشتیم که دوباره برای ما از قانون صحبت کنی دوباره بهش توجه کنیم و عمل کنیم بهش . عاشقانه منتظر فایل جدید شما هستیم
استاد عزیزم ممنون از همین جا برات آرزوی سلامتی و موفقیت و شادی میکنم و روی ماهت میبوسم
ساعت هم 8.25صبح هست چ صبح زیباو قشنگی
هرکجا هستید شاد باشید سالم و ثروتمند در دنیا و آخرت خدانگهدار
بسم الله الرحمن الرحیم
سپاس خداوند بلند مرتبه بخشایشگر رو که به من بهای الهی خودش رو از ازل بخشید و به سفره پر از مائده زمینش دعوتم کرد تا در این بزم سهمی داشته باشم.
خدایی که خواست من خلق بشم و با مهر خاصش منو پروراند و متنعم کرد.
بیمار شدم شفا داد،
گرسنه شدم طعام داد،
خسته شدم قوت داد،
درمانده شدم پناه داد،
ناامید شدم قوت قلب داد،
خوار و خفیف شدم عزت داد،
تهیدست شدم دولت و ثروت داد،
تنها شدم همدم داد،
لب تر کردم نعمت داد،
درخواست کمک کردم استاد داد،
پرسش کردم پاسخ داد،
حرکت کردم برکت داد…
.
.
.
سلام
نور و سرور الهی تقدیم به قلبهای نورانی همه شما. از صدر مجلس که استاد جانم نشستند تاااااا هر آنجا که یاران این فضای مقدس حس منو درک می کنند.
الهی شکر که این قفل زبان باز شد و اشک جاری شد تا بتونم با قلبم بنویسم.
استاد عباسمنش عزیزم، تصورتون می کنم یه پسر بی اندازه شر و شیطون که یک جا بند نمیشه، توی کوچه و خیابون در حال دعوا و کتک کاریه، تو مدرسه و محل همه از دستش شاکین، حرف کسی رو گوش نمیکنه، کسی فکرشم نمیکنه که این پسر یه روزی بتونه یه زندگی آروم و معمولی هم داشته باشه….
اما چی میشه که این پسر سرکش تبدیل میشه به ریسمان الهی برای وصل شدن اینهمه آدم جورواجور از شخصیتها و قومیتها و سن و سالهای مختلف، ساکن کشورهای مختلف با فرهنگهای مختلف، با میزان سواد و آگاهی مختلف، که هرکدوم روابط مختلفی با خدا دارن؟
چی میشه که همون پسر ناآروم تبدیل میشه به این شخصیت سرشار از آرامش و فروتنی و خشوع در برابر رب؟
چی میشه که قلبش اینجوری مثل یه پروانه کوچولو بال بال میزنه برای ذره ای توحید و تسلیم؟ که با خوندن دلنوشته های مخلصانه و صادقانه یک دوست انقدر لبریز میشه که به جوش و خروش میاد و اینجوری تراوش میکنه؟
غیر از مقام بلندمرتبه تسلیم و آگاهی از قدرت پروردگاره؟
غیر از کلمه ی پرمفهوم توحیده؟
من می خوام اول از همه شما استاد عباسمنش بزرگم رو تحسین کنم که با شکستن منِ خودتون و قبول عظمت رب اینهمه تغییر رو ابتدا در خودتون و بعد در همه ماها ایجاد کردید.
هر کس به اندازه ظرف وجود خودش.
هرکس به اندازه ای که باور کرده که حرفهای شما حقه، این قرآن حقه، این قوانین حقه و ثابته،
هرکس به میزان تعهد و تلاشش برای کنترل ذهنش.
من که هیچ ادعایی ندارم. دست تسلیمم بالاست و همزمان شکرگزار تمام داشته هام هستم.
اما وقتی نتایج دوستانم در فقط همین یک فایل رو خوندم بارها و بارها بخاطرشون اشک سپاسگزاری ریختم و شکر کردم که خیلیها از من نتایج خیلی بزرگتر و بیشتری رقم زدن.
هرچند باز هم میگم بی اندازه شکرگزار نتایج خوب خودم هستم.
بعد از شما مریم جان شایسته نازنینم رو تحسین می کنم بابت ثبات قدم و قدرت بی نظیرشون در خلق خواسته هاشون، در کنترل ذهنشون و اینهمه دستاوردی که بعضیهاش رو ماها می بینیم.
مریم جانم شما سزاوار کلمه سنگین «موحد» هستید. شما ارزشی در جهان خلق کردید که تا نسلها و نسلها پابرجا خواهد موند و الگوی کسانی مثل من شدید که توی جامعه امروزی دنبال الگوی زن موفق و قدرتمند می گشتن. اونم با ورژن ایرانیش.
بعد از شما دلم می خواد اسم چند نفر از عزیزان سایت رو بیارم که می شناسمشون و درباره شون خوندم و ازشون درس و تاثیر گرفتم. همه این عزیزان به گردن من حق دارن.
آزاده خانم عزیز که مصاحبه حضوریشون با استاد بی نهایت برام درس آموز بود.
آقا سید حبیب حافظان و وجیهه بانوی عزیز که عشق و احترام خاصشون نسبت به هم منو شگفت زده می کرد و در من درخواست چنین رابطه ای رو ایجاد کرد.
سید علی خوشدل و عادله و شکیبا کیانی فر عزیز.
آقا رسول خانکی و فاطمه عزیز که جز محبت و پایبندی به قوانین چیزی ازشون ندیدم.
سعیده جان شهریاری عزیز که وجود نورانیش جلای قلبمه.
لیلا جان بشارتی عزیز که این همه شهد و شکر بخاطر ایشون توی سایت از زبان استاد و همه بچه ها جاری شد. ماشالله به ایشون و نوش جااااانشون اینهمه نعمت و دلخوشی.فراوانتر باد.
آقا جواد بایرامی عزیز که داستان تحول زندگیشون رو پارسال که خوندم خیلی بهم چسبید.
آقا ابراهیم عزیز که داستان استخدامش در شرکت صنایع فولاد اهواز برام سند و مدرکی برای خلق هر غیرممکنیه.
آقا رضا عطارروشن عزیز که نمونه یک خالق و یک شاگرد نمونه مکتب استاده.
زهرا کاسه ساز عزیز که یک جمله بهم گفت و همون یک جمله برام یک دنیا ارزش داشت.
سمانه جان صوفی عزیز که برام نماد استواری و تعهد برای تغییره.
آقا اسدالله زرگوشی عزیز که نماد آرامش و صلح درون و احساس خودارزشمندیه.
شهرزاد عزیز که برام الگوی یک business woman خدابین و خداشناسه.
آقا احمد فرهنگیان عزیز، آقای خاص.
آقا مجید عزیزی پیردوستی عزیز
آقا مصطفی ابوطالبی که تازه اینجا برای اولین بار کامنتشون رو خوندم و اشکها بود که از چشمام بخاطر تجربیات و احساسات قشنگشون سرازیر میشد.
پاکیزه جان بارکزی با اون جمله قشنگ همیشگیش: به نام خدایی که همه چیز می شود همه کس را.
سارا جان مرادی همت عزیزم که استاد موشکافی باورهای محدودکننده خودش هست.
آقا حمید امیری عزیز که قلب صافش باعث روشنتر شدن مفهوم آیات قرآن برای منه.
آقا جمال عزیز که پاسخهاشون در بخش عقل کل درهایی از آگاهی رو به روی من باز کرد.
.
دوستان خیلی زیادی بودن که من با کمال افتخار تونستم از برکت وجودشون استفاده کنم ولی الان حضور ذهن نداشتم که نام ببرم یا اسمشون فراموشم شده.
در کل اینجا مخزن احساس خوب و باورهای مناسبه.
اینجا جاییه که همه مون بی رودربایستی و خجالت اومدیم که خودمون رو کندوکاو کنیم و از هم یاد بگیریم.
اینجا نزدیکترین جا به خداست. چون ماها به اصل خودمون وصل میشیم و خدا در اصل ما، در نهاد ماست.
دلم می خواد باز هم از نتایج خوب زندگیم بگم اما حسی در درونم میگه الان اینجا ننویس.
بذار این کامنت فقط به تحسین دوستانت و نتایج ارزشمندشون بگذره.
قبلا زیاد از خودت نوشتی، فرصت زیاده. باز هم خلق کن و بعد بیشتر بنویس.
انقدر حالم خوبه، انقدر الان غرق سپاسگزاری ام از اینهمه فراوانی نعمت، فراوانی آدمهای خوب، احساسات خداییِ برانگیخته شده، از اینهمه درسی که دارم با خوندن سرگذشت زندگی و تحولات مثبت تک تک دوستانم می گیرم.
کدوم دانشگاه می خواست اینا رو به من یاد بده؟
چند تا عمر طبیعی بایستی زندگی می کردم تا اینهمه درس زندگی رو بتونم یاد بگیرم؟
چقدر بایستی پول می دادم تا فقط یک دوره آموزش مهارتهای زندگی رو پاس کنم، اونم نه بر پایه ی توحید؟
اما خدا بر سرم منت گذاشت و دعوتم کرد به این بهشت روی زمین در جوار استادی که خودش رو از فرش به عرش رسونده، و هر کدوم از ما به میزان باورپذیریمون باهاش همراه بشیم بالا میریم.
اینهمه انسان شریف و نجیب در کنار هم جمع شدن و دارن هر روز اسم خدا رو به زبون میارن.
احساس می کنم تو مجلس صوفی های سفیدپوشِ محضر حضرت مولانا در حال رقص سماعم و از خود بی خود شدم.
گویند که در خانه ی دل هست چراغی/ افروخته کاندر حرم افروختنی نیست
یک دانه ی اشک است روان بر رخ زرین/ سیم و زر ما شد که اندوختنی نیست
گاهی گرفتار روزمرگی ها و خستگیهای روحی میشم، ولی همین که یک ساعت به ندای الله از زبان استادم گوش میدم دوباره جون می گیرم.
من این زندگی جدیدم رو با همه سالهای گذشته عمرم عوض نمی کنم.
ناراحت نیستم که به اون صورت گذشت، بایستی می گذشت تا من به این نقطه از تکاملم برسم و شاگرد این مدرسه بشم.
الان که اومدم، پس باید تا میتونم استفاده کنم.
تاجی روی سر خودم می بینم که با تمام داشته های دنیا عوضش نمی کنم.
من بهتر شدن و رشد کردن رو به خودم بدهکارم.
من موظفم به توحیدی که قبولش کردم بیشتر و بیشتر عمل کنم.
تمام درخواستم از خدا همینه.
.
سازت اگر عشق بنوازد
همه خلقت خواهند رقصید
و زبانت اگر شیرین باشد
همه پروانهها گرد تو خواهند آمد
.
پس عشق را بنواز
با زبان شیرینت بخوان
و با قلبت پذیرا باش…
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
«وَإِلَىٰ ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَکُم مِّنْ إِلَٰهٍ غَیْرُهُ هُوَ أَنشَأَکُم مِّنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ فِیهَا فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ إِنَّ رَبِّی قَرِیبٌ مُّجِیبٌ»
(ﻭ ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﻗﻮم ﺛﻤﻮﺩ ، ﺑﺮﺍﺩﺭﺷﺎﻥ ﺻﺎﻟﺢ ﺭﺍ [ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻳﻢ ]ﮔﻔﺖ : ﺍﻱ ﻗﻮم ﻣﻦ؛ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﭙﺮﺳﺘﻴﺪ؛ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺟﺰ ﺍﻭ ﻫﻴﭻ ﻣﻌﺒﻮﺩﻱ ﻧﻴﺴﺖ ؛ ﻭ ﺍﻭ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺯﻣﻴﻦ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺁﺑﺎﺩﺍﻧﻲ ﻛﻨﻴﺪ ؛ ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺁﻣﺮﺯﺵ ﺑﺨﻮﺍﻫﻴﺪ ، ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﺍﻭ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩﻳﺪ ؛ ﺯﻳﺮﺍ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭم [ﺑﻪ ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﺶ] ﻧﺰﺩﻳﻚ ﻭ ﺍﺟﺎﺑﺖ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﺩﻋﺎﻱ ﺁﻧﺎﻥ ﺍﺳﺖ)
(61 هود)
—————————————————————————
سلام و درود فراوان به شما خواهر گرانقدر ، خانم رضایی بزرگوار. الهی که در کنار خانواده حال دلتون عالی عالی عالی باشه و در هر ثانیه از لحظات زندگی تون، نور و رحمت و فضل پروردگار در زندگی تون جاری باشه.
خداوند از طریق دستان ارزشمندش منو هدایت کرد به این کامنت و دیدم اسم من رو در کنار اسم استاد عباس منش عزیزمون و استاد شایسته گرانقدر و شاگردان زرنگ کلاس نوشتین. واقعاً دیدن اسمم کنار دوستان و شاگردان زرنگ و توحیدی و ارزشمند استاد برام مایه افتخاره.
کلی احساسم خوب شد و کلی از خوندن کامنتتون لذت بردم. نه فقط به خاطر اینکه از من یاد کرده بودین بلکه از همون ابتدای شروع کامنت احساسم فوق العاده بود. و اینم بخاطر فرکانس مثبتی بوده که بر قلب شما جاری شده و کامنت رو با احساس خوب نوشتین. الهی صد هزار مرتبه شکر.
الهی صد هزار مرتبه شکر بخاطر این قانون شگفت انگیز احساس خوب مساوی ست با اتفاقات خوب. فقط خداوند خودش میدونه در پاسخ به این فرکانسهای مثبت ما قراره چه پاداشهایی که مایه روشنی چشمها و قلبهای ماست به زندگی مون عطا کنه.
بینهایت تحسینتون میکنم این تعهد و این استقامت و تلاش مستمر شما در مسیر توحید و خودسازی. از درگاه خداوند بینهایت نعمت و ثروت و فراوانی و آرامش و احساس خوب رو براتون درخواست میکنم.
خداوند توی سوره انفال به پیامبر و فرستاده خودش میگه: «فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ وَلِیُبْلِیَ الْمُؤْمِنِینَ مِنْهُ بَلَاءً حَسَنًا إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ» (ﺷﻤﺎ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﻜﺸﺘﻴﺪ ، ﺑﻠﻜﻪ ﺧﺪﺍ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﻛﺸﺖ . [ ﺍﻱ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ] ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﺗﻴﺮ ﭘﺮﺗﺎﺏ ﻛﺮﺩﻱ ، ﺗﻮ ﭘﺮﺗﺎﺏ ﻧﻜﺮﺩﻱ ، ﺑﻠﻜﻪ ﺧﺪﺍ ﭘﺮﺗﺎﺏ ﻛﺮﺩ؛ ﻭ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺳﻮﻱ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺁﺯﻣﺎﻳﺸﻲ ﻧﻴﻜﻮ ﺑﻴﺎﺯﻣﺎﻳﺪ؛ ﺯﻳﺮﺍ ﺧﺪﺍ ﺷﻨﻮﺍ ﻭ ﺩﺍﻧﺎﺳﺖ)
وقتی خداوند به پیامبرش میگه «اعتبار همه موفقیت ها و تلاشها و پیروزها با منه»، اون وقت واقعاً من چه اعتباری میتونم به خودم بدم؟!
توی دعای کمیل، حضرت علی علیه السلام یه جمله ای داره که اینجوری با خداوند مناجات میکنه «و چه بسیار نام نیکویی که از من در بین مردم نشر دادی و من اهلش نبودم»
همینکه امروز توی بزرگترین و توحیدی ترین سایت موفقیت جهان حضور دارم، در کنار بهترین اساتید، در کنار خانواده ای اینقدر توحیدی و نورانی و ارزشمند همین خودش یعنی خداوند منت سرم گذاشته و حالا توی سایت اسم منو به نیکی سر زبون دوستانم قرار داده، من واقعاً چه اعتباری میتونم به خودم بدم؟؟ من با چه عقل و منطقی میتونستم این کارو بکنم؟ همه این کامنتهایی که نوشته شد و برای دوستان جذابیت و شیرینی داشته، همه اش بخاطر آیات قرآن بوده که جذابیت پیدا کرده، 1400 ساله خداوند گفته اگه میتونید یه آیه مثل آیات قرآن رو بیارید ، میلیاردها نفر اومدن و رفتن ولی هنوز هیچکس نتونسته یه آیه شبیهش رو بیاره.
من یه دفتری دارم که هر روز یا هر چند روز بعنوان نتایج و اتفاقات و نشانه های خوب و مثبت میرم سراغش و چندتا موضوع رو مینویسم ، برای زمانهایی که ذهنم بخواد نجوا کنه. تو زمانی که نجوا بیاد سراغم میرم سراغ این دفتر و نتایج و نشانه ها و لحظاتی که حالم خوب بوده رو میخونم. تا به ذهنم بفهمونم حتی توی تاریکترین لحظات بازم بینهایت نعمت و برکت و رحمت خداوند وجود داره برای شکرگزاری و سپاسگزاری.این کامنت شما رو بعنوان نشانه توی دفترم نوشتم، و البته سایر اتفاقات زیبایی که این روزها دارم تجربه میکنم.
وقتی خواستم یه کامنت قدردانی براتون بنویسم اپلیکیشن قرآن رو باز کردم و آیه 61 سوره هود روی بنر تبلیغات برنامه بود.
دیدم چقدر زیباست که خداوند ما رو از دل ذرات همین زمین زیر پامون به این جهان آورده ، برای توحید و یکتاپرستی و بندگی خودش و اینکه تجربه کنیم و زمین رو آباد کنیم و آبادانی و زیبای و ثروتها و نعمتها رو گسترش بدیم و به همدیگه خیر و منفعت برسونیم ، دیر یا زود زمین زیر پامون سقف اتاقمون میشه ، پس یادمون باشه رب ما بسیار بسیار به همون نزدیکه و بینهایت اجابت کننده درخواستهای ماست. حق انتخاب با ماست که از این قدرت اجابت و نزدیکی خداوند چطوری قراره استفاده کنیم…
ازتون بسیار ممنون و سپاسگزارم و قدردان محبت و مهربانی شما هستم.از درگاه خداوند متعال بینهایت نعمت و ثروت و فراوانی و سلامتی و آرامش و برکت رو برای زندگی تون خواستارم.
خانه دلتون نورانی به نور رب العالمین «اللهُ نورُ السَّماواتِ و الأرضِ»
«فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»
بسم الله الرحمن الرحیم
وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ ۚ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ
و خدای شما فرمود که مرا با (خلوص دل) بخوانید تا دعای شما مستجاب کنم. آنان که از (دعا و) عبادت من اعراض و سرکشی کنند زود با ذلت و خواری در دوزخ شوند.
~~~~~~~~~~~~~~~~~~
سلام آقا حمید عزیز و دوست داشتنی.
شما بیش از اونچه که فکر می کنید ارزش خلق کردید و این نشون میده چقدر احساس ارزشمندی درونی خودتون رو افزایش دادید و همون شش قدم از «12 قدم» اثر خودش رو گذاشته، همینطور «عزت نفس» و «احساس لیاقت».
شما زوری نمیزنی که دیده بشی ولی نور خداوند هرجا تجلی کنه ناگزیر دیده میشه. حس میشه.
من می دونم که شما بدون تهیه دوره قانون سلامتی و فقط از روی حس جستجوگر مقدس خودتون و با هوش بالایی که در زمینه های مختلف ما داریم نمودش رو به عینه می بینیم، تونستی به مقدار مناسبی طبق قانون سلامتی عمل کنی و این زیبایی ظاهری که داری و آرامشتون قطعا محصول همین تعهد و جستجوگریه.
شما نیایشهای بسیار زیبایی ابتدای همه نوشته هات می نویسی که دل هر کسی رو نرم میکنه و حس همزادپنداری با بندگی خودت ایجاد می کنی.
شما فروتنی خاصی داری که من به شخصه قشنگ درکش می کنم.
شما هر روز هستی، روزی چند بار می نویسی، علاوه بر دفترنویسی های خودت. این اصلا کار آسونی نیست.
شما خواستی وقتت آزاد بشه که شده. اگر شما این درخواست رو از جهان نمی داشتی این اوقات خلوت و وصل حاصل نمیشد.
اطلاعات عمومی و تخصصی و زبان انگلیسی فوق العاده تون هم که بماند. ماشاالله یه گلوله استعدادی که دعای خالصانه می کنم به تدریج همه شون رو به مرحله عمل برسونید و لذتشو ببرید.
این از این که فرموده بودی اسم من کنار اسم شاگرد زرنگا اومده. شما خودت شاگرد ممتازی.
البته من کسانی رو نام بردم که خودم به شخصه ازشون تاثیر گرفتم و تو مدار آشناییشون قرار گرفتم و مطمئنا افراد بسیار زیادی هستند که من آشنا نشدم یا کامنتی ازشون نخوندم.
راستش امروز از سر ظهر اتفاق ناخواسته ای برام افتاد که متاسفانه حالم رو برای چند ساعتی بد کرد.
خیلی تلاش کردم ذهنم رو دوباره تیون کنم روی فرکانس خوب.
دوست داشتم پاسخ مناسبی بنویسم ولی نتونستم. تا بالاخره به لطف خدا این تسلط تا درصد بسیار بالایی صورت گرفت و خوشحالم که تونستم یکمی نفس راحت بکشم و با حال خوب براتون بنویسم.
اول کامنتم هم آیه ادعونی استجب لکم رو نوشتم چون در تمام این چند ساعت با خدای خودم داشتم حرف میزدم و ازش درخواست گذشت و حال خوب می کردم.
وسط کامنت نوشتن واسه شما که خودش حس فوق العاده ای داشت، مادر عزیزم هم تماس گرفت و کلی احساس خوب بهم منتقل کرد و داستان یکی از دوستان نورانی و شفای روح یافته اش رو برام تعریف کرد و باعث شد خیلی حالم بهتر بشه.
از تماس تلفنی سرظهر که حاوی معجونی از تحقیر و تهدید و گله و شکایت و احساسات بسیار بد بود و باعث شد بزنم جاده خاکی، توی حدود 5 ساعت رسیدم به این احساسات خدایی و این اشک شکرگزاری و لبخند رضایت.
الهی صدهزار مرتبه شکر برای شاگردی استاد عباسمنش و این قرآنی که توی قلبم نشسته، به نازی که لیلی به محمل نشیند…
راستی دایی حمید، نوا خانم دخترم حدود 3-4 هفته دیگه ان شاالله به دنیا میاد و حتما عکسش رو میگذارم دایی ها و خاله ها ببیننش و واسش بخونن:
غمت در نهانخانه دل نشیند
به نازی که لیلی به محمل نشیند
نوایی، نوایی، نوایی، نوایی…
.
غم هم که خودت میدونی توی این شعر به معنی عشق هست.
ماشاالله خوب هم از اشعار فاخر سردرمیاری.
یادمه پارسال یکی از اولین کامنتهایی که ازت خوندم نوشته بودی «توی پارک نشستم و با مورچه هایی که ازم بالا میرن حرف میزنم.(نامبرده به حضرت سلیمان ارادت خاصی داره)»
خلاصه که از هر دری سخنی گفتیم تا بگیم آقا حمید امیری عزیز شما نور چشم همه ما و این سایت هستی و ازت ممنونم که احساسات خوب و الهیت رو با ما به اشتراک می گذاری و دلمون رو به نور الله قرص و محکمتر می کنی.
خدا حفظت کنه و آسون بشی برای آسانیها. دلت به رضایت پروردگار شاد بشه. و نعمت و ثروت و خوشبختی و سلامتی ازت چکه کنه.
طوریکه هرجا رفتی بوی عطر خداییت اونجا رو پر کنه و از خودت نور بجا بگذاری.
مثل استاد عباسمنش…
سلام سعیده جان
مطالعه کامنت شما
یک دنیا شور وشوق واحساس خوب داشت
سپاسگدارم هستی
بودنت بسیار زیباست
بودنت رو دوست دارم
بودنت رو تحسین میکنم
سپاسگذادم بابت هستی وبودنت
عالیه گاهی یک کلمه یا یک جمله کافیه تا یک سبد حال خوب دریافت کنیم
سپاسگذارم
به نام خدایی که در این نزدیکیست….
سلام استاد جانم و سلام مریم جانم و سلام به بچه های فوق العاده سایت
استاااااااااد دمتونگرم چقدر تغییر آخه!!!
من اول از هر چیزی محو تغییرات شما شدم
اجازه بدین قبل از آگاهی های این فایل ارزشمند شمارو تحسین کنم که شما الگوی منین در همه جوانب از هر جا
تحسین میکنم این پوست شفاف شمارو چقدر دارم لذت میبرم
تحسین میکنم این شادابی پوست صورتو
تحسین برانگیزه این حد از انرژی شما
تحسین برانگیزه این چهره و فیسی که به قول خودتون به جوانی 20ساله میخوره
استاد الحق که هیج فرقی با یک جوون 20ساله ندارین
واقعا اعجاب برانگیز است
خدای من شکرت خدای من شکرت
باریکلا بهتون استاد باریکلا ماشاا….
منم از خداوند میخواهم که منو به دوره قانون سلامتی در زمان مناسب هدایت کند چون خواهان چنین تغییراتی هستم الهی شکر….
بریم سراغ فایل:::
از کجاش بگم دقیقا از اینکه چقدر توحیدی حرف زدین
از اینکه از به بسم الله دفترمو باز کردم نکته برداری کنم محو حرفاتون شدم و غرق شدم در این آستانه بهشتی و نورانی ….
استاد باید بگم این فایل به جرئت یکی از فایل های توحیدی هست که سرتاسرش پر بود از نور الهی
اینقد فضای روحانی و معنوی ایجاد شده بود که من غرق آگاهی شدهبود و دیگر توانی برای نوشتن نبود..
الله و اکبر الله و اکبر
فتبارک الله و احسن و الخالقین
شما تحسین برانگیز هستین استاد :)
حدود چند سال پیش که توی اون خونه کاه گلی قدیمی بودیم یادمه همیشه مامان میگفت که من اجازه نمیدم برای مائده خواستگار بیاد تو این خونه
چون زشته آبرومون میره
من میخندیدیم میگفتم برو مامان جان
اگه خواستگار میخواد برای خونه و وضعیت مالی بیاد میخوام تا صدسال نیاد
اون موقع اصلا با قانون آشنایی نداشتم
ولی زمینشو داشتم و هر چی مامان میگفت که زشته و آبرو میره و این حرفا
من مخالفت میکردم میگفتم من همینم که هستم
و به خاطر کسی تغییر نمیکنم
از اون زمان تا به الان این باورم به لطف قانون بهترم شده
استاد وقتی گفتین که پشت سرتون چه حرفایی میزدن
و ری اکشن شما فقط بی توجهی بود
جقدر تحسینتون کردم
دارم یاد میگیرم از قبلم بهتر شدم
چون من آدم پیگیری بودم و هستم همچنان
عجیب آدم دعوایی(درسته دخترم ولی وقتی کسی پشت سرم حرف میزد میرفتم دماغشو میووردم پایین چون با این حساب فکر میکردم دارم از حقم دفاع میکنم)
بزرگتر که شدم فهمیدم فایده ای نداره هر چی بحث کردن دارم انرژی صرف میکنم
در صورتی که همین انرژی و میتونم بزارم برای کارم
رفته رفته بهتر شدم دیگه دنبال ثابت کردن خودم نبودم از ادمایی که اطرافم چنین ویژگی هایی داشتن آگاهانه فاصله گرفتم و تنها تنها شدم
امروز فهمیدم این ویژگی عدم از خودارزشمندی هست
خدااااااای من
چقدر من تو در و دیوار بودم فکر میکردم دارم از حقم دفاع میکنم و به حساب خودم ادم با عزت نفس و با اعتماد به نفسی هستم
آخه چقد کج فهمی درباره قانون
_چقدر نگران دیدگاه دیگران درباره خودت هستی؟!
_چقدر دلیل رفتارهای شما، تایید شدن توسط دیگران است؟!
+جوابی که میتونم برای این سوال بدم 50/50 هست
چون دختر سرکشی بودم از اول دنبال تایید شدن نبودم
کار خودمو میکردم
و مدام دنبال این بودم از همه بهتر بشم
همون عجله کردن برای بهتر شدن
مادامی که تلاش میکردم بزنم از همه جلو
داشتم درجا میزدم دریغ از یه ذره رشد…..
_تغییر باورها، به خوبی خود را در تغییر عملکرد و رفتار ما نسبت به قبل، نشان می دهد؛
+دقییییییقا با این جمله ای که گفتین موافقم
من همیشه فکر میکردم تغییر نکردم و رشد نکردم
تا اینکه امروز با این حرفتون به فکر فرو رفتم و نشستم فکر کردم از چندسال پیش تا به امروز
زندگی من زمین تا آسمون تغییر کرده
تغییر به سمت بهبود نه پسرفت
مستقل شدم از لحاظ زمانی و مکانی و مالی
سالن یا در واقع خونه از خودم دارم
رابطه توحیدی زیبایی دارم
به مسیر علایقم هدایت شدم
رابطم با خانواده با خواهرم با عزیزدلم با اطرافیانم در بهترین حالت خودشه
ایمانم قوی تر شده
استمرارم بیشتز شده
حرف مردم برام کم اهمیت ترین چیز در دنیا شده
قدرت و به دست خدا میدم تا عوامل بیرونی
هر روز قدم برمیدارم به سمت بهبود و پیشرفت
بیزنس خودمو ران کردم
درآمد ازش دارم
دوستای ناخوبمو با دستای خودم حذف کردم
ورودی ها ورودی هامو عجیب کنزتل میکنم
مثلا همین امشب باغ دعوت بودیم دورهمی با خانواده
مامان بهم زنگزد گفت باغ دعوتیم میای گفتم نه
چندین ساله میتونم با جرئت بگم نه
توانایی نه گفتنم قوی تر شده به مراتب عالی شدم
به راحتی میگم نه نمیام شما برین
از این دستاوردها به فراوانی دارم
من نغیییر کردم خیلی
ولی به اندازه ای که روی خودم کار کردم نتیجه گرفتم
اگر بیشتر کار کنم بیشتر نتیجه میگیرم
میتونم بگم این فایل بارها دیدن داره
میخوام دوباره و دوباره بشینم ببینم و هر بار آگاهی بهم گفته شد کامنت کنم
حتی برای کامنت نوشتن هم میخوام صدای قلبمو بشنوم
استادجان دلم تحسینتون میکنم با تموم وجودم
عاشقتوووووونم
سلام مائده،
اینجا که گفتی کسی در باره من بد میگه و میرفتم دماغش رو میآوردم پایین،
من هم پاشنه آشیلم این هست گرچه مثل شما نمیرم جلو اما تو ذهنم دماغ خودم رو میارم پایین از بس که هی فکر میکنم اگر این و بگم اگر اینطور گفته بودم حاش سر جاش میومد و دیگر تکرار نمیکنه،
آدم باید حتما جواب بده تا طرف حساب بیاد دستش،
بله عزیزم من پاشنه منم همینه اما به ظاهر درسته با طرف خوب حرف میزنم.
اما تو مخم با طرف جنگ دارم،
اما اینجا که گفتی به مرور فهمیدی حرف زدن فایده نداره، یه چیزی ته دلم تکون خورد نمیدونم چی بود.
فقط خدا گفت بنویس تا بهت بگم چی دقیقا بلید کتی که الان موقع نوشتن بهم گفت.
همونی که استاد هزاران بار گفته هزاران بار،
ت جه توجه توجه، آره توجه بشه بهش قدرت میدی ، اعراض کن اعراض.
خوب مغزم من همیشه میگفت نه فقط جواب فقط دعوا وگر نه جواب نمیده( گرچه اصلا تو عمل اهل جواب نیستم فقط تو ذهن)
باید طرف حالیش بشه.
مائده جان از اون ذهنم میگفت دعوا از اینور استاد میگفت اعراض خب،
ذهن میگفت ببین فلانی جواب میده چقدر به نتیجه میرسه همه حرفش رو گوش میدن،
اگر راست میگی یه منطق برای اعراض بیار،
خب خدایی راست میگفت من دلیلی برای اینکه اعراض خوبه و طرف متوجه کارش میشه که اشتباه و من درست میگم نبود.
الان مائده خدا بهم گفت مر بانو تو احساس لیاقتت ضعیف وگرنه دختر چرا باید برات مهم باشه که طرف چه فکری درباره ات میکنه .
وای استاد چی گفتی،
گفتی توجه بهش قدرت میده.
اعراض باعث میشه طرف ازت دورتر و دورتر بشه.
و باعث اتفاقا محبوبت تو بین دیگران میشه.
و اتفاقا به نفع تو میشه.
و اینکه بحث کردن و قانع کردن دیگران درباره تو یعنی خودن برای خودت احساس ارزش نمیکنی وااااااااای.
بخاطر همین نن همش میگم بجنگم تا طرف رو سر جاش بدونم.
این سر جاش نشوندن، یعنی اینکه من خودم رو ثابت کنم،
وای یعنی به بیرون ثابت کنم و اونا هم با تسلیم شدن این حس رو بهم بدن حق با منه و اونا اشتباه میگن درباره من.
وای خدا یعنی من نگران حرف اونام نگران فکر اونام، نگران زاویه دید اونا نسبت به خودمم
وای یعنی چی مریم یعنی چی؟
مریم جان برگرد درون خورت ببین اون حرفی که طرف زده خودت اون رو نسبت به خودت قبول داری یا نه،
مثلا شلخته ای یا نه، باور کن اگه ته دلت خودت رو یه درصد هم شلخته بدونی، بخاطر همین با اون طرف میجنگی که بگی حرفت اشتباه،
اما اگر ته دلت شلختگی رو بباب مثلا بچه داشتن و…. بزاری اصلا حرف طرف رو پشیزی اهمیت قائل نیستی ،
مریم زاویه دید خیلی مهمه، پس تو ه کاری زاویه دیدت رو عوض کن تا با خودت مهربونتر باشی مریم دوست دارم.
مائده جان وسط کامنت یکهو نیاز دیدم بت خودم همدردی کنم و نوشتم .
ممنون از پیامت که یه دری رو برام باز کرد
عزیییییزم عزییییزدلم
شکر خداوند و به جا میارم برای اینکه فرصتی بهمون میده تو این سایت الهی کنار هم باشیم و از آگاهی های همدیگه استفاده کنیم
خداروشکر که این کامنت باعث تاثیری شد
حالا بیا باهمدیگه بیشتر اینو بازش کنیم تا منطقمون قوی تر بشه و دیگه ذهن به خودش اجازه نده
بیاد کول کول کنه و کوخ بریزه:)
تصور کن دوستت میاد بهت میگه مریم یه چیزی ازت شنیدم
واقعا انتظارشو ازت نداشتم دختر
این چه کاری بود کردی
چرا به فلانی تهمت زده بودی یا دروغ گفته بودی یا مثلا پشتش حرف زدی
یا هر چیز دیگه!!!!
دوستت هزارتا چیز بارت میکنه
و بهت هزارتا حرف میزنه
و بعدشم بهت از تو انتطار نمیرفت واقعا که….
این در صورتی هست که تو یا اون کارو کردی یا نکردی
دو حالت بیشتر نداره
در هر دوحالت قانون میگه باید اعراض کرد حالا چرا باید بی توجهی کنیم در صورتی که حق با ماست؟!!
+قانون میگه: مادامی که تو توجهتو بزاری سر این بحث کردن ها و این جور داستانا از جنس اینو تو زندگیت بیشتر تجربه میکنی
+قانون میگه:
مادامی که تو انرژیتو صرف کشش دادن این موضوعات کنی
پس بنابراین داری زمانتو انرژیتو صرف چیزهایی میکنی که دوسشون نداری
و وقتی ک ما بیایم کِش بدیم این موضوعات و بیایم بحث کنیم
و یا حتی بریم خودمونو ثابت کنیم
هیج اتفاقی جز بهم ریختگی اشفتگی و عصبانیت و ناراحتی به دنبال نخواهد داشت….
برای همینه که لستاد میگه
به هر چیزی با هر منطق قوی هر چقدر میخواد اون منطق قوی باشه
توجه کنی
از جنس اونو وارد زندگیت میکنی
(حالا این موضوع میتونه خوب باشه
ما چیزهای خوبو جذب میکنیم و به زندگیمون دعوت میکنیم
یا میتونه ناخوب باشه
پس لتفاقات ناخوب دیگه ای مثل اینو و از جنس اینو به زندگیمون دعوت میکنیم)
داستان همینقد ساده است
همین که میان میگن مائده تو بی نظمی یا شلخته ای یا دروغگویی
یا زشتی یا زیبایی یا هدف نداری
یا بی عرضه ای
یا هر چی دیگه…..
من تلاش کنممممم تلاش کنم که سخصیت واکنش گرا نداشته باشم
تلاش کنم که بی توجه باشم
تلاش کنم که جوابی ندم و زبون بازی نکنم به حساب اینکه فکر کنه من یاد ندارم جواب بدم
میدونی ؟؟؟
اینکه حتی بخوایم فکر کنیم بقیه در مورد من چه فکری میکنند
این نشان از عدم عزت نفس و اعتماد به نفس و لیاقت هست
و من اینجا دارم خودمو کوچیک ، خورد و ضعیف جلوه میدهم
دوس داشتم اینارو بگم تا برای خودمم مروری بشه
عااااااشقتممممم دختر فوق العاده
سلام مائده،
مدونی این رو با پوست و جون درک کردم که وقتی به یه اتفاق بد هی دامن بدی و هی توجه و هی توجه کنی که کنی ،
اون اتفاق هی دامن میخوره.
حدود چند سال قبل یک نفری در من بدی کرد که بماند خودم بهش قدرت داده بودم.
در همان حین همسرم پشت من بود
حتی از من تشکر کرد که بخاطر اون آروم بودم و چیزی نگفتم و حتی من رو به بستی دعوت کرد.
اما امان از نشخوار ذهنی، هی پیش خودم میگفتم فلانی با من بد کرده و حالا همسرم نباید با اون حرف بزنه و بخاطر من ارزش قائل باشه و با اون حرف نزنه.
(مائده الان که این جمله رو نوشتم میدونی خدا بهم چی الهام کرد؟
اینکه ..
چون تو برای خودت ارزش قائل نبودی و تحت تاثیر حرف های اون آدم خودت رو بی ارزشتر دونستی، از یه عامل بیرونی یعنی همسرت انتظار داشتی با بی اعتنا با اون فرد به تو اون حس ارزشمندی که نداری رو بهت برگردونه)
سرت رو درد نیارم ، هر روز و هروز من یا به زبان میآوردم بدی های اون فرد رو پیش همسرم یا دیگران که اون حس بی ارزشی که بهم دست داده بود با حمایت دیگران بدست بیارم،
یا که درون ذهنم هی نشخوار و هی نشخوار میکردم،
جوری که همسرم که الان از نظر من یه آدم بی حس و بی احساس هست، آلام که به گذشته نگاه میکنم میبینم که خودم باعث شدم که ایشون به چنین فردی نسبت به من تبدیل بشه،
جوری که احساس ارزشمندی برایم نمیکنن،( حسی که به خودم دارم نگووو)
و این اتفاقات که نگاه میکنم من کلا آدم سپاسگزاری نبودم، به بهترین سفرها و بهترین روابط عاطفی رو داشتم،
اما بخاطر عدم سپاسگزارم و توجه به زیبایی های همسرم و سفرم،
توجه ام رو میزاشتم روی نقاط ضعف ایشون( گرچه نقطه ضعف ایشون از نظر من اون موقع ضعف بود الان که نگاه میکنم بخاطر اینکه به اجبار از ایشون کاری میخواستم که کنن تا من حس ارزشمندی بگیرم ، و ایشون انجام نمیداد برای من نقطه ضعف ایشون بود)
یا توی سفر بجای لذت بردن و توجه به زیبایی ها، توجه ام فقط روی اتفاقاتی بود که خلاف میلم بود.
و اینگونه ایشون رو من خودم تبدیل به آدمی کردم که ازم متنفر باشه، در حالی که من سعی در این داشتم که ایشون به من احساس ارزشمندی بده که هیچ الان حس بی ارزشی ازشون دریافت میکنم.
و منی که مدام در حال سفر های خاص بودم الان فقط خانه و خانه..
الان اصلا ناراحت نیستم.
الان با عمق وجود بخاطر این اشتباه هاتم درس گرفتم که بقول استاد همین درس من رو پیشرفت میده.
درسی که گرفتم این بود که مری جون.
زاویه دیدت رو خودت میتونی تنظیم کنی روی چی بزاری، همین زاویه دید تو رو نسبت به موجودات دیگر برتر کرده پس نهایت استفاده رو ازش کن،
زاویه دیدت = توجه ات رو ، بزار روی چیزهای خوب روی چیزهای که بهت احساس خوب میده.
و بخاطرشون از خدا که به اون شکل وارد زندگیت شده تشکر کن،
درس بدی که بهم داد این بود که ….
مری جون به هرچی بیشتر توجه کنی ، زاویه دیدت رو روی اون قسمت تنظیم کنی حالا روی قسمت بدش اگر تنظیم کنی یا روی قسمت خوبش تنظیم کنی،
همون قسمت هی بیشتر و بیشتر از کانال زاویه دیدت وارد زندگیت میشه.
پس مری جون زوایه دیدت رو بزار روی قسمت خوب هر چیزی که بهت احساس خوب میده و…
زاویه دیدت رو از روی قسمت هر چیزی که بهت احساس بد میده بچرخونید یه سمت دیگه یعنی اعراض کن که از کانال زاویه دیدت وارد زندگیت نشه ،
پس مراقب کانال زاویه دیدت باش،
که کجا تنظیم شده و قراره چی بیاد .
هر هر چی کانال زاویه دیدت اونحا بیشتر بمونه، صدرصد بیشتز از اون وارد کانال زاویه دیدت میشه و پیش به سوی زندگیت میاد،
جالبه استاد گفت اگر به نعمت ها بیشتر توجه کنی، دروازه های نعمت برتون باز میشه،
الان میدونی چی به دلم اومد، اینکه اگر روی اون نعمت زاویه دیدمون باشه ، در یه کوچولو بازه اگر بیشتر زاویه دیدمون روی اون نعمت باشه و زنگ بزنیم در رو برامون با روی خوش باز میکنن و به استقبالمون میان،
خب تا این جای کار که این باور که زاویه دیدمون روی هر چی بیشتر بمونه اون چیز رو بیشتر و بیشتر وارد کانال زاویه دیدمون و زندگیمون میکنیم، رو باور دارم.
اما داشتم مینوشتم که با اون حس بد که بخاطر اون اتفاق افتاده چکار کنم ، یعنی بزارم به حال خودش و برم !؟
اما خوب نمیشه، چون اون قسمتی از منه،
یعنی مثل یه بچه که گریه میکنه بی ارزش زیر پام لهش کنم و برمش برای اون قسمتم که درد دیده ارزشی قلیل نباشم؟!
چون اعراض رو من اینطور درک کردم که به هر چیزی که احساس بدی بهت میده ، روتختی برگردن و بروز.
یعنی روم رو از این قسمتم که بهش توهین شده احساس بی ارزشی کرده و… روم رو ازش برگردنم به اصلاح نسبت بهش اعراض کنم و برم؟
باهاش بی تفاوت باشم ؟چونکه باید اعراض کرد؟
آخه گناه داره وی پس آرومش کنه؟
در حین نوشتن این جملات بودم که خداوند یکسری الهامات بهم کرد ، که الان مینویسم.
از اعراض خدا این مفهوم رو بهم داد.
اعراض یعنی همددری .
یعنی قبل از اعراض با خودم همدردی کنم،
یعنی همدردی و الهام یه جوری تو هم قاطی هستند و یکی.
هر وقت احساس بد داری مریم، چشات رو ببند، بشین روبروی خودت و خودت رو از روبه رو ببین، و بشین روبه روی خودت و دست رو بزار روی سرت و دست بکش و بگو مربانو چت شده؟
الهی دورت بگردم بهم بگو
و اون مریمی که تو خودش گوله شده و احساس بد داره، برای اونکه روبه رو هست ، تعریف کنه که چش شده، به حرف هاش توجه کن بجای اینکه فرار کنی یا به اصطلاح اعراض کنی.
بعد که پای حرف های خودت نشستی .
یه عنوان برای حرف هات پیدا کن( این عنوان پاشنه اشیلته، مثلا از طی حرف های که زده برات تو متوجه شدی که که مریم میگه فلانی برای مریم لرزش قائل نبودهو تو بزار عنوان رو مریم ارزشمندی دریافت نکرده)
بعد از همدردی و شنیدن پای حرف هات و عنوان گذاری برو از بیرون خودت و اون آدمی که ارزش احساس بد دیدی رو عین یه فیلم از بیرون نگاه کن و به اصلاح زاویه دیدت رو جابه جا کن باور کن که چیزهای جالبی میبینی.
خدایا سپاس بابت زاویه دیدی که در اختیار خودتی
.
مائده ….