هدفگذاری و تأثیر آن در زندگی - صفحه 32 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری هدفگذاری و تأثیر آن در زندگی
    361MB
    34 دقیقه
  • فایل صوتی هدفگذاری و تأثیر آن در زندگی
    22MB
    22 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

649 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فائزه احمدخانی گفته:
    مدت عضویت: 1173 روز

    سلامی پر از عشق ب استاد عزیزم و بانو شایسته بزرگوار️

    استاد عزیزم با این فایل هم دوباره شاهکاری ب پا کردین و یک غوغا درونمون ایجاد کردین برای تامل کردن سپاس گذارم بینهااااایت ازتون برای این فایل درجه یک

    اول از همه میخوام تحسینتون بکنم ب خاطر جسارت و شهامت و ایمان و استمرارتون توی مسیر زندگیتون و رشد

    و باز هم تحسینتون میکنم ب خاطر جسارتی ک در اون زمان ک ب لحاظ فیزیکی و اندامی با الانتون تفاوت داشتین ،از خودتون ویدئو گرفتین و جلوی دوربین و بچه های دوازده قدم اعلام کردین ک میخواین یک تغییر در اندامتون و داشتن انرژی بهتر داشته باشین، این حرکت فوق العاده جسورانه بود و من وقتی داشتم اون قسمت فایل رو میدیدم خدا میدونه ک چقققققققققدرر تحسینتون کردم و قربون صدقتون رفتم ب خاطر اون حرکت شجاعانه و عالی

    ک با دیدن نتیجه الانتون باعث شدین ک خیلیییییی از ماها بچه های سایت و دوره هاتون یک همچین جنس جسارتی رو الگو بگیریم و ازش استفاده کنیم ، استاد عزیزم من بعد از دیدن این فایل رفتم و توی دفترم سه تا تعهد دادم ((ب خداوند و ب خودم)) و شما فرمودین ک اول از اینکه ب لحاظ ذهنی ببینیم ک آمادگی و جسارت رسیدن و جسارت اعلام کردنش رو داریم؟ و بعد ب افرادی ک تحسین میکنن و انرژی خوبی رو منتقل میکنن اعلام کنیم و اینطوری باعث میشه ک راه ها باز بشه برای تحقق اون خواسته یا هدف

    خب الان من بعد از دیدن این فایل ک سه تا تعهد ب خودم دادم و حتما هم توی زندگیم خلقشون میکنم و این جسارت رو ایجاد کردم درونم ک همینجا اعلامشون کنم و خودم رو بیشتر متعهد کنم برای تحقق این سه خواسته ام و چ جایی بهتر از اینجا؟ و چ افرادی بهتر از شما و بچه های سایت برای اعلام چنین جسارتی؟…

    اول اینکه: تعهد دادم ب خودم ک امسال، سال 1402 سالی هست من بحث روابطم رو ب طور موثر درستش میکنم و روی احساس ارزشمندی و احساس لیاقت خودم کار میکنم و درنهایت دستان خدوند و جهان رو باز میزارم تا اینکه فرد ایده آل و رابطه دلخواهم وارد زندگیم بشه.

    دوم اینکه: من عاشق زبان انگلیسی هستم و رشته تحصیلی ام هم همین هست، خودم رو متعهد کردم ک در این زبان رشد چشمگیری داشته باشم و ب درست ترین شکل مکالمه و تلفظ صحیح رو یاد بگیرم و دستان خداوند رو هم باز گذاشتم ک ب هر موسسه زبانی ک برای من بهترین هست هدایتم بکنه و مهم تر از همه اینکه با خودم مهربون باشم و روند یادگیری و تغییر زبان رو درک کنم و تغییرات و یادگیری های حتی کوچک خودم رو تحسین بکنم تا انشالله نتیجه دلخوام رخ بده.

    و سوم اینکه: مهم ترین تعهدم ک خیلی زود ب زود فراموشش میکنم، توجه ب زیبایی ها و خواسته هام هست، من خودم رو متعهد کردم ک جز ب خواسته ها و زیبایی ها و خوبی ها فکر نکنم حتی در خلوت و تنهایی خودم و هر بار ک نجواهای ذهنی میان سراغم شروع میکنم ب گفتن عبارت های مثبت ب خودم و خودم رو تحسین میکنم ، از خودم کلی تعریف میکنم ، جلوی آینه می ایستم و خوبی ها و تغییرات مثبت و توانایی های خودم رو با صدای بلند با خودم تکرار میکنم .

    و این تعهد ، تعهدی دائمی هست توی زندگی من

    ک انشالله خداوند کمکم کنه و قوی ام بکنه در مسیر تعهدم .

    این سه تعهدم رو اینجا پیش شما استاد عزیزدل و دوستان عزیزم اعلام کردم ک هم ب لحاظ ذهنی متعهد بمونم و هم انرژی عالی دریافت کنم برای ادامه مسیر ، چون قطعا اعلام چنین تعهد هایی پیش شما عزیزان باعث میشه احساس سردی و ناامیدی و ناتوانی در طول مسیرم ، کمتر سراغم بیاد و بیشتر تمرکزم روی تعهدی ک دادم و نتیجه دلخواهم باشه.

    و دوستان انشالله بعده ها قطعا نتایج عاالی تعهداتم رو باهاتون درمیون میزارم و منتظر خوندن و دیدن نتایج عالی شما عزیزان هم هستم ب امید خدا.

    استاد عزیزم اگر بخوام تجربم از سوالی ک مطرح کردین بگم و توضیحی درموردش بدم ،میتونم زمانی رو بگم ک برمیگرده ب سه یا چهار سال پیش ک یکی از عزیزانم یک سایت آموزشی عالی دارن ایشون برای خوندن یک سری آنونس ها توی سایتشون دنبال یک دوبلور با صدای دلخواه خودشون میگشتن تا یک متنی رو براشون بخونه و با صدای ایشون ابتدای ویدئو هاشون قرار بدن

    من اون زمان 16 یا 17 سال داشتم ،اما صدای خوبی داشتم و وقتی میدیدم اون فرد عزیز داره دنبال یک دوبلور میگرده تا متن های انتخابیش رو بخونه ، با خودم گفتم من ک صدای خوب و قشنگی دارم ، چرا من این متن هارو نخونم؟؟

    چندین بار سعی کردم ب اون فرد بگم ک بده متن هاتو من بخونم اما اصصصلااا روم نمیشد و خجالت میکشیدم و حتی نمیتونستم بهش بگم حداقل از من یک تست صدا بگیر اگر خوشت اومد من این کارو برات انجام میدم .

    این ک میگم (خجالت میکشیدم) در ظاهر خجالت کشیدن هست اما دارای ریشه بود درون من ، بی عزت نفسی و عدم احساس لیاقت و بها دادن ب نجواهای ذهنیم بود و [[ از طرفی خییییلییی خیییلییییی زیاد میخواستم اون کار رو خودم انجام بدم و از طرفی هم با خودم میگفتم این یک سایت آموزشیه ، بچه بازی نیست ک بده تو براش بخونی!!! ، نکنه با پیشنهاد من مخالفت بکنه اون وقت من ضایع میشم، نکنه مسخرم بکنه و …….. کلیییی نجوا ]]

    و اینو بگم ک این احساس عدم لیاقت و برنداشتن قدم اول و نداشتن اعتماد ب نفس و کلی نواقص دیگه باعث من از کاری ک عاشقش بودم و هستم ، 3 سال دور بمونم و همچنان جرئت بیان کردنش رو هم نداشتم ، تا اینکه بالاخره شروع کردم ب کار کردن روی عزت نفس خودم ،روی احساس لیاقت خودم و دااااااائم هم توی ذهنم خودم رو در حالتی میدیدم ک درحال ضبط اون فایل ها هستم و تجسم میکردم ک فایل هایی ک با صدای قشنگ من ضبط شده روی سایت قرار گرفته و آماده فروش هست و مشتریان زیادی دارن اون فایل ها و یادم میاد رفتم و توی دفترم نوشتم (( این فایل های صوتی رو آخرش خودم ضبط میکنم)) و ب خدا گفتم : خدایا سپردم دست خودت تو بهترین زمان و بهترین مکان برام رقم بزن این خواسته ام رو ،چون واقعا ازش لذت میبرم….

    خلاصه بعد از بهتر شدنِ کمی فقط کمی احساس لیاقت درونم و کمی رشد عزت نفسم و بُلد کردن این توانایی ارزشمندم پیش خودم ، بعد از سه سال خودِ اون فرد محترم و عزیز یک شب ب من زنگ زد و گفت میخوام تمااام اون متن ها و کتاب هایی ک دارم رو تو برام صوتی کنی و همکاری ما با هم استارت بخوره

    راستش از اون خواسته من سه سال بود ک گذشته بود و من فراموش کرده بودم و اولش ک اون فرد عزیز پیشنهادش رو ب من داد سخت ب نظرم رسید و باید درموردش فکر میکردم اما وقتی و چند ساعت از تماس تلفنیمون باهم گذشت یک دفعه ب شکل یک الهام خیلی درونی یادم اومد ک پیشنهاد ایشون ب من ب علت درخواست و تلاش ذهنی و درونی خود من بوده…

    وااااااااای خداااااای من چقققققققدرررر احساسم عالی بود اون شب چقققققدر ذوق کردم اون شب و چقدر صفحات دفترم رو ورق میزدم تا خواسته ای رو ک نوشته بودم رو پیدا کنم و یک منطق قوی ذهنی برای خودم بیارم ک (( دیدی میشود؟ دیدی بالاخره اتفاق افتاد؟… ، زمان و مکان مناسبش رسید؟…))

    و من الان حدودا یک سال هست ک با اون فرد عزیز و محترم ک واااااقعااااا دست مهربون خدا و یک رفیق بسسیار بسسیار خوب و مهربون و صمیمی برای من هستن کار میکنم و از این توانایی بیییینظیر خودم ک کاشفش خداوند بود استفاده میکنم و از این راه مسئله هزاران نفر رو حل میکنم و از طرفی هم واقعا احساس سرزندگی، لذت ،عشق و قدرت رو درونم احساس میکنم و ب جرئت میگم استاد عزیزم زمانهایی ک من سر ضبط کتاب و تولید کتاب صوتی هستم واقعا انگار ساعت و زمان برام معنا نداره (( نه گشنه ام میشه، نه تشنه ام میشه، نه خوابم میگیره، و در یک حالت تعادل وجودی قرار میگیرم)) خداروشکر ، از بس ک عااااشق این کار هستم و در طول ضبط فقط تمرکز میکنم ب شنیدن صدای خودم و چقققققققدر لذت میبرم از صدای قشنگ و دلنشین خودم و کیف میکنم از این توانایی ام ک بدون هیچ گونه دوره دیدن و کلاس رفتن درون من وجود داره ، الان میفهمم ک میگین (( استعداد مهم نیست، ایمان مهمه ،ایمان مهمه، ایمان مهمه، استمرار مهمه…)) و چ عزت نفس و چ اعتماد ب نفسی میگیرم از این توانایی ارزشمندم فاارغ از نتیجه مالی ک برام داره.

    و اما یک فلش بک خییلیییی مهم بزنم ب دورانی ک اولین کتاب صوتیم رو شروع کردم ب خوندن ، توی اون زمان من هیچ تجربه ای از گویندگی ، از دوبله و تولید محتوا و تولید کتاب صوتی نداشتم و اولین تجربه کاری من ب شکل حرفه ای و یک محصول فروشی بود، من اولین کتاب رو شروع کردم ب خوندن و صوتی کردن و خییلییی جاها تپق میزدم ، بلد نبودم ،اشتباه تلفظ میکردم ، صدام و گلوم میگرفت و درنهایت خیلی از مواقع و روزها نتیجه خوبی دریافت نمیکردم و راضیم نمیکرد و صاحب سایت عزیز هم وااااقعا بهم لطف داشتن و بعد از اینکه فایل هارو براشون میفرستادم و بعد از گوش کردن متوجه کلی پتق من میشدن ک واقعا با ادیت هم رفع نمیشد ب هیچ عنوان من رو سرزنش نمیکردن و ب هییچ عنوان من رو تو حالت اضطرار و عجله قرار نمیدادن و تنها کارشون این بود ک ب من روحیه و انگیزه میدادن و بهم میگفتن ک (( فائزه هیچ وقت قانون تکامل رو فراموش نکن)) تو برای حرفه ای شدن توی این کار باید تکاملت رو طی بکنی ، تو همین الان هم عالی هستی و کوچک ترین رشد من رو بهم تبریک میگفتن و روحیه میدادن.

    و ناگفته نماند ک جاهایی ک فایل رو خراب میکردم خودم رو سرزنش میکردم ، خودم رو مسخره میکردم، عصبانی میشدم ، ناامید میشدم و با خودم لج میکردم

    و متوجه شدم مادامی ک من چنین احساسات منفی رو درمورد خودم دارم خودم کار ب هیییچ عنوان خوب پیش نمیره و متوجه شدم اگر بخوام ب این شکل پیش برم و خودم سرکوب کنم هیچ رشدی اتفاق نمیوفته، و یک چیز رو هم خوب توجه شدم این بود ک (( چون سایت یک سایت کاملا حرفه ای و آموزشی و دارای مخاطب های حرفه ای بود ، و قرار بود این فایل های صوتی ب فروش برسن در سایت، پس من باید احساس لیاقت رو درون خودم بیشتر و بیشتر میکردم و هر بار خودم رو تحسین میکردم ،کوچکترین پیشرفت خودم رو میدیدم و با خودم بازگو میکردم ،توی دفترم سپاس گذاری میکردم از خداوند و از خودم ، و مثلا اگر دیروز 10 تا تپق میزدم و امروز 9 تا تپق ، خودم رو ب خاطر همین پیشرفت تحسین میکردم و این رو یک رشد برای خودم میدیدم و ب خودم روحیه میدادم ، صدای خودم رو تحسین میکردم، از صدای خودم پیش خانوادم تعریف میکردم و از خداوند هدایت میخواستم و ازش میپرسیدم و توی دفترم مینوشتم (( خدایا من را آسان کن برای آسانی ها و مسیرم را آسان و هموار ساز)) و درخواست راحتترین روش ها و مسیر ها رو از خداوند میکردم و اجازه میدادم و اجازه میدم ک خداوند راه آسان رو ب من نشون بده و هدایتم کنه و ازش درخواست میکردم و میکنم ک خدایا کمکم کن در مسیری ک تو هدایتم میکنی انعطاف پذیر باشم، چون من ب دنبال لذت هستم ، و اننققققدرر این روند رو ادامه دادم تا رسیدم ب جایی ک الان ب راحتی و بسیار روان و مسلط تر هر فصل کتاب رو میخونم و انقدر تعداد تپق ها کمه ک اصلا انگار وجود نداره و فایل هم نیاز ب ادیت خاصی نداره و درنهایت من عشق میکنم از این کاری ارزشمندی ک درحال انجامش هستم و این توانایی ارزشمندم.

    این مسیر تکاملی من و طی کردن روند من بود تا ب اینجا ک خیلی جاها ب علت عدم درک(( قانون تکامل)) ، (( درک نکردن روند)) ، (( توقع زیادی داشتن از خودم)) ، (( ندیدنِ کوچکترین پیشرفت هام)) و (( سرزنش خودم))،(( مقایسه خودم با افرادی ک دراین کار بودن)) و… باعث کندتر شدن پیشرفت خودم و پسرفت خودم و بد پیش رفتن همه چیز میشدم ، و ب اون شکل فقط باعث میشدم همه چیز ب شکل نادلخواه من پیش بره حتی چیزی ک عاشقش بودم و اما با تغییر دادن هر کدوم از اون دیدگاه ها و باورها با عث شدم ب کلی مسیرم و نتیجه ام تغییر بکنه ، تغییر(( درک روند و درک قانون مهم تکامل))، (( ب اندازه خودم از خودم توقع داشته باشم)) ، (( دیدن و تحسین کوچکترین رشد و پیشرفت خودم)) ، (( روحیه دادن و تحسین خودم درهر جهت))،(( مقایسه نکردن خودم با دیگران و درک اینکه هرکسی سرجای خودش هست من هم سرجای خودم)) ، (( کمرنگ شدن مقایسه خودم با دیگران ب این علت ک من میدونم در مسیری هستم ک میخواهم هرروز بهترین خودم رو ب خودم ارائه بدم ، پس من با دیروز خودم مقایسه میشم و نه با آدمهایی ک نمیدونم مسیر تکاملیشون چطور بوده و هست و خبری از درونشون ندارم)) باعث شده ک من الان درحال تجربه یک نوع لذت و عشق خاص از شغلم هستم.

    و از همه مهم تر از زمانی ک احساس لیاقت رو درونم بیشتر و پررنگ تر کردم ن تنها از سمت صاحب کار و صاحب سایت عزیزم خیلی تشویق و تحسین میشم بلکه پیشنهادات زیادی هم درمورد کتاب صوتی و گویندگی از دیگران دارم بدون اینکه من تبلیغی درمورد خودم خودم کرده باشم و بدون اینکه شبکه اجتماعی داشته باشم، اما میدونم ک این جهان هست ک داره کار خودش رو درست انجام میده و من ب خداوند اعتماد میکنم .

    و بیییییینهایت عاشقانه از شما استاد عزیزم سپاس گذارم ک بازهم من و ما رو ب فکر و تامل دعوت کردین و کمک کردین این جسارت درونمون ایجاد بشه برای بازگو کردن تعهداتمون️️️️️️ و از صاحب سایت عزیزی ک براشون کتاب صوتی تولید میکنم هم عاشقانه سپاس گذارم برای صبوری و مهربونیشون و تحسین هاشون .

    و منتظر نتایج عاااالی دوستان عزیزم هستم

    استاد عزیزم عااااااااااااااااااشقتونم خیلی زیاد️️️️

    در پناه الله یکتا شد و سلامت و سعادتمند باشید️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    سعیده و مهدی گفته:
    مدت عضویت: 2712 روز

    به نام خدا سلام

    سلام استاد بی هایت ارزشمندم

    استاد خیلی خیلی دوستتون دارم

    شما عشقید عشق

    قدم اول

    انتخاب هدفی واضح ومشخص

    مهمترین چیزی که این روزها نیاز دارم و به نظرم اولویت اصلی زندگیم هست و اگه به این هدف برسم می تونم به بی نهایت هدف دیگه هم برسم

    درمان کج خلقی، درمان اضطراب، درمان استرس. تنظیم هورمونهام تا دیگه هورمون هام بهم نریزه

    چرا این هدف مهمه چون؟ من هر وقت هدفی میذارم مثلا هدفم کار کردن روی قانون سلامتی و خیلی خوب پیش میرم ولی وقتی نزدیک پریودم میشه کلا روحیه ام بهم میریزه و خیلی زود عصبی می شم و دعوا می کنم و تخریب میشم و دیگه نمی تونم بلند بشم و خودم رو هم خیلی سرزنش می کنم این باعث شده که خیلی از اهدافم دور بشم. و بی هدف زندگی کنم و این بی هدفی منو دیوانه می کنه هیچ چیز توی دنیا بدتر از بی هدفی برای من نیست وقتی هورمونهام بهم میریزه نمی تونم ذهنم رو کنترل کنم و کنترل ذهن خیلی واسم سخت میشه و چون نمی تونم ذهنم رو کنترل کنم و دست به کارهایی میزنم که نباید بزنم و یا تعهدم رو زیر پا میذارم و این تعهد شکنی منو تخریب می کنه و باعث میشه که بترسم از هدف گذاری چون وسط کار روزی پیش میاد که من نمی تونم به تعهدم عمل کنم و خیلی اذیت میشم.

    در قدم اول استاد گفتن که باید به یک سری افراد مناسب بگیم که من همچین هدفی دارم و می خوام بهش برسم. ولی تو اطرافیانم کیا هستن که مناسبن؟ همسرم؟ نمی دونم

    به نظرم مناسب ترین افراد اعضای خانواده صمیمی عباس منش هست ولی به نظرم این تعهد دادن به این افراد چون نمی بینمشون زیاد تاثیرگذار نباشه.

    خدایا خودت بگو که باید به کیا تعهد بدم؟

    قدم بعدی رو هم برمیدارم و ایده ای که الان به ذهنم می رسه عمل کردن به دوره قانون سلامتی هست خدایا همین جا ازت می خوام منو برای رسیدن به هدفم کمک کنی و هدایتم کنی.

    اولین نتیجه ای که این هدفمندی برای من داشته اینه که امروز که روز اوله بی نهایت حالم خوبه و اینکه هدفمند روزم رو شروع کردم بی نهایت حالم خوبه و باید به نتایج خیلی کوچیک رو هم ببینم و تایید کنم و خودمو تحسین کنم

    خیلی مهمه که چک آپ فرکانسی ام رو حتما بنویسم و گاهی اونو بخونم و به خودم یادآور بشم که این مسیر باعث شده من به این نتیجه برسم و برای این که نتایجم پایدار و روز به روز بزرگتر بشه باید ادامه بدم تا تبدیل بشه به عادت این خیلی مهمه.

    سعیده اگه الان تونستی ی خونه فوق العاده رهن کنی که هرکس می بینه شگفت زده میشه اگه درآمد همسرت روز به روز بیشتر میشه و تو هم درآمد داری هرچند کمه ولی داریش

    این همش نتیجه کارکردن های قبلیته و اگه می خوای ادامه پیدا کنه باید به راهی که استاد گفتن ادامه بدی باید بشه جزئی از شخصیتت

    اگه ادامه ندی نتایج خوب هم از بین میره. فکر کن از اون بالا بیفتی زمین و چقدر زجر آور و من قبلا این تجربه رو داشتم که از بالا با مخ خوردم زمین و چقدر دردناک بود.

    من باید اهرم رنج و لذت رو توی ذهنم خوب بذارم عمل به قانون سلامتی مساوی با خوشبختی و ثروت و سلامتی و آرامش و شادی و زیبایی

    و عمل نکردن مساوی با جهنم هم توی این دنیا و هم جهان آخرت

    و چقدر لذت بخشه که بشی الگوی دیگران و این همون باقیات و صالحات هست و چه معامله خوبی دو سر برده این که تو به هدفت می رسی و کمک می کنی به دیگران با یک تیر دوتا نشون میزنی و مهم ترین احساس اینه که بدونی توی زندگی دیگران تاثیر مثبت داری. الگو بشی برای خواهرات و پدرت بهت افتخار کنه و خودت به خودت افتخار کنی

    خدایا منو به این مرحله برسون

    از بچگی آرزوهای بزرگی داشتم و دوست نداشتم آدم عادی باشم بخاطر همین همیشه شاگرد اول کلاس بودم و برای کنکور هم خیلی تلاش کردم، من روزی 18 ساعت هم درس می خوندم و هر کاری که لازم بود انجام بدم تا تو کنکور بتونم دانشگاه صنعتی شریف رو بیارم رو انجام میدادم. الان که فکر می کنم علت اون همه تلاش این بود که تونسته بودم اهرم رنج و لذت رو توی ذهنم خیلی خوب جا بذارم. برای من اون روزها درس نخوندن و قبول نشدن توی کنکور مساوی بود با مرگ و این باعث شده بود حتی توی حمام هم درس بخونم. و اگه می خوام الان هم توی این هدفم موفق بشم باید خیلی روی اهرم رنج و لذت کار کنم. من اون موقع به سختی کار نگاه نمی کردم فقط به نتیجه توجه می کردم این که اگه قبول بشم چی میشه. الان هم باید فقط نتیجه رو ببینم و خودمو ببینم که بهش رسیدم و چقدر خوشحالم

    اون موقع ها خیلی ارتباطم با خدا قوی بود و همش ازش کمک می خواستم

    اون موقع ها خیلی خودم رو تشویق میکردم و خودمو سرزنش نمی کردم

    اون موقع از اطرافیانم هیچ الگویی نداشتم ولی ایمان داشتم که میشه. ولی الان کلی الگو دارم از افرادی که تونستن بیماری های لاعلاج رو درمان کنند پس من هم می تونم بیماریم رو درمان کنم.

    فقط باید استمرار داشتت

    خدایا خودت کمکم کن.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    آتنا گفته:
    مدت عضویت: 1973 روز

    سلام به استاد عزیز و تمام اعضای این خانواده ی صمیمی

    حرف هایی که میزنید بعد از این دو سال و خورده ای که با شما همراه هستم کامل با پوست و استخوانم درک کردم و تک تکشو تجربه کردم

    .

    1. یک زندکی ای که هر روز رو به بالاست و به قول شما سینوسی نیست نتیجه ی داشتن هدف و تعهد رسیدن به هدفه. چون به نظر من نداشتن هدف و انگیزه ی کافی برای حرکت کردن باعث میشه که ما تا یک نتیجه ی کوچیک میگیریم مسیرمون رو رها کنیم و بی انگیزه بشیم برای حرکت و این سم هست برای ما. بی هدفی بدترین چیزه . حرکت نکردن رو به بالا و پیشرفت نکردن بدترین چیزه چون جهان شما رو توی یک نقطه ی خاص ثابت نگه نمیداره یا رشد میکنید یا سقوط.

    توی قرآن هم گفته دقیقش رو یادم نیست ولی با این مضمون وقتی یک مهم رو به نتیجه رسوندی و ازش ازاد شدی به مهم دیگر بپرداز. این یعنی اینکه همیشه باید هدف داشته باشیم و همیشه باید برای رسیدن به اهدافمون حرکت کنیم.

    .

    2. مسیری که مارو به موفقیت رسونده دوباره هم مارو به موفقیت های بزرگتری میرسونه یعنی اگه ما از این قانون استفاده کردیم و درامد خودمونو افزایش دادیم مثلا دو برابر کردیم پس دوباره هم میتونیم از قانون استفاده کنیم و این درامد حالامون هم دو برابر کنیم.

    دوستان من فهمیدم ثروتمند شدن در این جهان وظیفه ی منه. این جهان به تک تک ما نیاز داره تا باور کنیم و ثروتمند بشیم چون ثروتمند شدن ما باعث فراوانی بیشتر میشه باعث گسترش اسن جهان میشه باعث خلق و ایجاد ثروت بیشتر و بیشتر میشه باعث میشه تبدیل به الگو شیم تا بقیه هم باور کنن که میتونن باعث میشه موقعیت و فرصت ها و ایده ها بیشتری برای بقیه ایجاد کنیم با هر هزارتومن پولی که به هر طریقی خرج میکنیم به کسب و کارهای بسیار زیادی کمک میکنیم و دست خداوند میشیم برای رسوندن روزی به دیگران.

    من مشاور املاک هستم قبلا به شدت با بقیه رقابت میکردم و چشمم دنبال این بود کی چقدر قرارداد مینویسه که من از همه بهتر باشم. اما چشمام باز شد به لطف خداوند و هدایت هاش. فهمیدم هرکسی که قرارداد میبنده اول از همه قابل تحسینه دوم اینکه به نفع منه چون این ثروتی که به جریان میندازه باعث ایجاد مشتری های جدید برای همه میشه چون اکثرا کسایی که خونه میفروشن یا پول میزارن روش یه خونه ی بزرگتر میخرن یا یه مبلغی ازش کم میکنن باز هم خونه میخرن. یا اگه سازنده باشن میرن زمین میخرن یا برای ساخت خونه های بیشتر خرحش میکنن و این یک زنجیرست که با هر معامله بزرگتر و بزرگتر و فراوان تر میشه.

    این باعث شد که من باور کنم که امکان نداره مشتری کم بشه حداقل توی این شغل چون این یه زنجیرست و این پول توی این کار کمتر و بیشتر دوباره به جریان میوفته امکان نداره کم بشه هیچ هروز بیشتر و بیشتر هم میشه !

    .

    3 . ما وقتی هدف تعیین کنیم و برای رسیدن به اون هدف تسلیم خداوند باشیم خداوند مارو قدم به قدم هدایت میکنه

    من یه مثال میزنم. منی که هر ماه دیگه توی بدترین شرایط روحی و ذهنیم حداقل یه قرارداد فروش داشتم 2 ماه بود قرارداد ننوشته بودم. خب شکل بازار تغییر کرده بود و من این رو درک نمیکردم چون مسیر خودمو میخواستم برم و نمیزاشتم که هدایت بشم اگهی میزاشتم هرکی زنگ میزد اگه پولش نقد بود بازدید میدادم اگه نقد نبود اصلا جوابشم دیگه نمیدادم . و تقریبا به جایی رسیدم که برای اپلین بار حتی یک مشتری درحال پیکیری هم نداشتم و لیست مشتریام خالی بود.

    تا اینکه قانون افرینش رو شروع کردم و گشتم دنبال مشکل. میدونستم این مشکل یه جایی درون منه نه بیرون من.

    بجز باورهای محدود کننده ای که داشتم و پیداشون کردم و شروع کردم کار کردن روی اون ها من متوجه شدم که به اسم فقط از خداوند هدایت میخوام اما انقدر مقاومت دارم که اجازه به دریافت هدایت هاش نمیدم. اجازه نمیدم که به مسیر درست هدایت شم و چسبیدم به یک روشی که توی شکل دیگه ای از بازار بهش هدایت شدم و نتیجه داده و حالا که شکل بازار تغییر کرده من تسلیم نیستم تا خداوند به من بگه چیکار کنم و تکیه کردم به یک روش خاص..

    من ذهنم رو خالی کردم تمام اگهی هامو پاک کردم و از خداوند هدایت خواستم که بهم مسیرو نشون بده.

    چند روز گذشت و مدیر دفترمون صدام کرد توی اتاقش . اولش گفت شما از نیروهای اصلی دفتر هستی و الان دو ماهه کاری نکردی و من انتظار نداشتم و شروع کرد کلی حرف زد باهام. گفت شکل بازار عوض شده باید خلاق باشی اینکه 4 تا فایل انتخاب کنی و اگهی کنی فایده نداره ، چند تا مشارکت تا حالا نوشتی چند تا تهاتر داشتی چند تا ویلایی فروختی اینا همه عیار مشاور رو مشخص میکنه . اسنکه بشینی توی یک ماه 5 تا فروش ببندی هنر نیست و هنرت الان مشخص میشه و ..

    هرچند تمام این حرف هارو با دلسوزی و برای کمک کردن به من زد. ولی من واقعا بهم برخورده بود و ناراحت بودم. اومدم بیرون و رفتم دم دفتر قدم زدم و یکم فکر کردم دیدم این همون هدایت خداوند بود برای من. که داره بهم میگه بابا خودتو رها کن بزار من هدایتت کنم چجوری معامله ببندی. تو معامله میخوای پول میخوای؟ بسپار به من دیگه به چجوریش کار نداشته باش. و با احساس خوب برگشتم توی دفتر. به خودم که اومدم دیدم بحث تهاتری که مدیرمون گفت بین هزاران جمله ی دیگه توی ذهنم پررنگه و هی داره تکرار میشه . گفتم خب این یه نشونست چجوری این کارو انجام بدم و روی چه فایل هایی کار کنم از خدا خواستم که هدایتم کنه. به خداوندی خودش حتی یادم نیست چجوری به ذهنم خطور کرد با اینکه این جریان مال 7 ، 8 روز پیشه. فرداش گشتم فایل هایی که گیر پول بودن و یه بخش کمی پول میخواستن مابقیه ی پول رو تهاتر میکردن پیدا کردم و اگهی کردم.

    گوشی من از اون روز از شرایطی که 3 روزی یه بار زنگ میخورد امکان نداشت ربع ساعت یه بار زنگ نخوره و مشتری های مختلف نیان.

    و الان که دارم صحبت میکنم هم به یکی از ارزوهام رسیدم که دوتا جلسه توی یک روز داشته باشم هم 3 تا کار تقریبا دیگه اماده ی جلسه دارم که یکی از اون ها 3 تا قرار داد توی دل همه ، یکیشون دوتا قرارداد توی دل همه ، و یکیشون هم یه فروش نقدی هست.

    همچنان دارم با جدیت روی خودم کار میکنم و سپاسگذار خداوندی هستم که این جهان رو برای من افرید و قوانین ثابتی خلق کرد که در هر حالتی قابل اتکا هستن . قوانینی که همه به درون من برمیگردن و هیچ چیزی از بیرون کنترلی روی زندگی من نداره. در واقع چیزی که داره نتایج من رقم میزنه همه توی مشت من و در اختیار من هستن.

    استاد از شما هم سپاسگزارم بابت اموزش قوانین به این سادگی. برای این سایت فوق العاده که هیچ چیز کم نداره . برای فایل های رایگان ، برای بخش نتایج دوستان که انقدر بینظیره برای سریال زندگی در بهشت ، برای صداقتتون که باعث این ایمان و تعهد من شده. سپاسگزارم که یک روزی تصمیم به موفقیت گرفتید و تعهد دادید و عمل کردید و موفقیت شما باعث موفقیت میلیون ها میلیون ادم شد. سپاسگزارممم سپاسگزارمممم…

    من دیروز کامل وقت گذاشتم و نتایج اقای رضا عطار روشن رو دیدم و گریه میکردم از خوشحالی تز یاداوری گذشته ی خودم و خوب یه احساس نزدیکی بیشتر هم کردم چون من هم دزفولی هستم بزرگ شده ی اهوازم اما دزفولیم و الان اصفهان ساکن هستم.

    اینجا توی این کامنت و به شاهدی این خانواده ی بزرگ میگم یک روزی در اینده ی نزدیک من موسس بزرگترین املاک اصفهان میشم و اون رو در کل ایران گسترش میدم. من سرکار خانم آتنا رضائی پور، 23 ساله ، در تاریخ نهم مرداد 1402 متعهد میشم که به جایگاهی که حق الهی منه برسم به جایگاهی که خداوند ایده ی اون رو به من داد و لایق اون هستم. تعهد میدم که برسم…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    پریوش معبودی گفته:
    مدت عضویت: 1285 روز

    به نام نور

    سلام به استاد بزرگوارم و همه دوستان

    من هدف گزاری کردم چون سالهاست دارم فایلهای با ارزش شما رو گوش میکنم و الان حدود دوساله دارم یه مهارت جدید یاد میگیرم و زمانیکه به هدفم برسم و در کار جدید حرفه ای بشم به طبع میتونم به خیلی از خواسته های دیگم برسم چون هدف اصلی من خیلی بزرگه و منشا بقیه خواسته هام و در تمام مدت این فایلهای شماست که روشنگر مسیر منه و هادی من در تمام روزهام و لحظه هام ولی واقعیتش خیلی جرات ندارم هدفمو اعلام کنم و این فایل شما بمن یاداوری کرد که حداقل به دوستای صمیمی بگم و اعلام کنم که دارم چه کار بزرگی انجام میدم و در نهایت بشما خدا قوت میگم برای این فایلها که زمان میزارید و در اختیار ما قرار میدین و سپاس فراوان از زحمتهای مریم عزیزم ..خدا شماهارو برای ما خفظ کنه و ماشالا بشما ️️️️️️️️️️️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    فاطمه بهرامیان گفته:
    مدت عضویت: 1068 روز

    به نام خدایی که به تنهایی کافیست.

    سلام به استاد عزیزو مریم جان.

    کلید:باورهایی برای امکان پذیر بودن خواسته.

    فایل:هدفگزاری و تاثیر آن درزندگی.

    خدارو شکر برای نتایج عالی استاد در زمینه های مختلف که الگویی عالی شدن برای ما.

    برای هدف گزاری

    اول باید هدف مشخص بشه

    وبعد این هدف رو با افرادی مطرح کنیم تا هر وقت در انجام کار سست شدی یادت بیفته که گفتی می خوای به این هدف برسی.

    ومرحله بعد فقط به راههای از پیش تعیین شده توسط عقل اکتفا نکن بلکه اجازه بده جریان هدایت تو رو ببره وهدایت راههایی رو برات باز می کنه که تو حتی بهش فکر هم نکردی.

    از افراد موفق الگو بگیر.

    سعی کن در این مسیر کارهایی که انجام دادی تبدیل بشه به عادت وبعد به شخصیتت تا وسط راه کار رو رها نکنی.

    ومرحله بعد تو با رسیدن به هدفت باعث گسترش جهان می شی و به افراد زیادی کمک می کنی در این مسیر.

    من خیلی از هدفهایی که تو زندگی داشتم رو نیمه کاره رها کردم یا ترسیدم وبه مسیر راحتتر رفتم.

    اما از زمانی که با این مباحث آشنا شدم خیلی سعی می کنم اگه هدفی دارم بیشترتلاش کنم خودم رو لایق وشایسته بدونم تا برسم به هدف.

    وقتی استاد ودوستانم رو می بینم که چقدر موفق شدند مرتب به خودم می گم تو چیزی کم نداری تو هم می تونی موفق بشی.

    یکی از اهدافی که با اومدن به سایت انتخاب کردم ثروتمند شدن هست وبرای این کار همش روی ذهنم کار کردم مطالب رو گوش می دم و سعی می کنم رعایت کنم ودر کارمون هم نکاتی که استاد می گن رو رعایت کنیم ومطمئن هستم که به هدف می رسیم.

    همین که می بینم شما چقدر جدی هستید در رسیدن به اهدافتون واین هدف سلامتی رو چطور محقق کردید از اون وزن به این وزن ایده ال و خوش اندامی رسیدید این برای من الگو وانگیزه می شه که حرکت کنم.

    استاد بهتون تبریک می گم وهمیشه تحسینتون می کنم برای این عزم واراده .

    خواسته دیگه من خرید دوره های ثروت وسلامتی هست وتمام تلاشم رو می کنم تا هزینه خرید این دوره ها رو به دست بیارم.

    خدارو شکر برای این هدایت.

    استاد متشکرم.

    در پناه خدا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    فاطمه ربیعی گفته:
    مدت عضویت: 1736 روز

    بنام خداوند بخشنده ی مهربان

    سلام استادعزیزم سلام مریم جانم سلام بچه های خوب سایت

    استاد خواستم نشانه امروز من رو بزنم این فایل ودیدم دانش کردم وقتی توضیحات زیرپروفایل رو خوندم گفتم همینه این فقطططط وفقط برای منه استادمخصوص من گذاشته تمااااام اخه من تصمیم گرفتم که این کارمو بذارم کنار من پرسنل داروخونه هستم ده یازده ساله که کار میکنم هیچ پیشرفتی نداشتم فقط در جا میزنم واین تصمیمو قطعی کردم که فردا برم باصاحب کارم صحبت کنم برای استعفا بااینکه چندین بار بهش گفتم وهی میگفت دلیلش چیه میخوای بری چرا واسه چی و…چندبار هم که گفتم بهش میگفت پرسنل زیاد هست نه این که نیست ولی شما خیلی خوبی خیلی مهربونی نمیخوام از دستت بدم خلاصه بااین همه اسرارصاحب کارم واین داروخونه عالی بزرگ شیک ویو دریا داره نوساز و همکارای خوب رسیدگی به پرسنل عالی انجام میشه تنها داروخونه ای تو شهرمون هست که ازهمه لحاظ عالیه وهمیشه گل میگیرن گل میارن بی مناسبت هدیه میدن همیشه میخندن حال همه اونجا خوبه تولد همه همکارام توسط صاحب کارم جشن میگیرن وخیلی خوبه همه چیز باوجود این همه بازم میخوام استعفا بدم و مقاومت خیلی زیادهمسرم وخونوادم وهمکارام میگن اول کار پیدا کن بعد استعفا بده بمون فلان بهمان گفتم من چیزی رو دارم میبینم که شما نمیبینید اخه گفتم خدایی که منو به این مسیر اورد میتونه بهترشو بهم بده میتونم تومسیر موردعلاقم برم هم لذت ببرم هم ثروت بسازم هم حالم همیشه خوبه چراباید تومسیری باشم که علاقه ای ندارم بهش،استاد فهمیدم اون پوله نیست که مارو خوشبخت میکنه مامانم بهم میگه اگه حقوقتو اضاف کرد میمونی گفتم نه مامان میخوام یه کاری برم که احساس شوروشعف وهیجان بهم بده کاری که به خاطرش متولد شدم ازصفر میخوام شروع کنم وحاضرم بایه مبلغ خیلی کوچیکی درامد داشته باشم ولی حاصل تواناییم باشه حاصل استعدادم باشه حاصل شوروشوقم باشه اون احساس خوبی که داره ثروت هم به دنبال داره اون وقته که میتونی لذت ببری ازچیزی که خودت خلقش کردی وثروت نتیجه طبیعی این نوع نگاهه..میخوام بگم این ثروت نیست که حال خوب رو بهمون میده این حال خوب که ثروت رو میاره

    استاد گفتین چه الگوهایی باعث شد که ادامه بدین الگو همین مهاجرتم ازیه شهر به شهر دیگه دیدم بدون هیچ برنامه ای بدون هیچ هماهنگی ای ازقبل برام کار اوکی شد خونه اوکی شد به صورت معجزه وار توکامنت های قبلیم توضیح داده بودم برای همسرم کار اوکی شد مافقط قدم برداشتیم حرکت کردیم بدون اینکه قدم بعدی برامون واضح باشه ولی وقتی قدم اول برداشتیم قدم دوم خدابهمون گفت بخاطر همین نتایج الان یه درصد شک ندارم واسه این تصمیمم چون دیده بودم ومسیرشو میدونم از کجا اب خورده باسپاسگزاری ازجای کوچیکی که توش زندگی میکردم از توجه وتمرکز رو خواسته هام از سپاسگزاری از داشته هام ودیدن نعمت هایی که تو زندگیم داشتمو ودارم از شنیدن مرتب فایل ها از خواندن قران همه این ها دلیل نتایجم بوده والان همین کارو میکنم وادامه میدم ومیگم خدایی که این کار بااین صاحب کارخوب وهمکارای عالی و فوق العاده بهترین نقطه شهر بهم داده این خونه ی عالی رو بهم داده میتونه کاربعدی خونه بعدی با امکانات باز بهتر بهم بده بخاطر همین نمیترسم وادامه میدم باارامش بااحساس خوب وتمام مقاومت های اطرافم رو شکوندم وفقط به حرف دلم گوش میکنم خدایاااا شکرت

    استاددد حالم خیلی خوبه اخه من سفر به دور امریکا رو شروع کردم هرروز نگاه میکنم گفتم اخه چرا هدایت نمیشم به جاهای زیبا چرا پس اتفاق نمیفته استاد نمیدونم چرا ما میخوایم همه چیز سریع اتفاق بیفته وصبر نمیکنیم،استاد امروز صبح ازمسافرت برگشتم واااای خدای من یه جاهایی رفتم استاد باورت نمیشه تمام چیزهایی که تو سریال به دور امریکا رو دیدم وتجربه کردم منوهمسرم همیشه دوتایی میریم و همه چیز عادی بود ولی این سری داداشم هم همرامون اومد که عضو سایت هم هست ودیگه نورعلی نور شد تو مسیر همش درمورد قوانین صحبت میکردیم چقدر ذوق داشتیم ثروت ها رو میدیدیم تحسین میکردیم همش زیبایی وزیبایی بود همش عشق وحال بود چندتا کافه رفتیم چندتا رستوران چقدر جای سرسبز رفتیم کوه رفتیم ابشار رفتیم اخه قبلا منو همسرم میرفتیم ولی خیلی هیجانی نبود داداشم گفت یادته استاد مثل این جاها رو میرفت فیلم میگرفتن با مریم گفتم اااااه اره اره راست میگی گفتمممم خدایااااا شکرتتتت دقیقا همینه ،استاد خونواده همسرم اونجا زندگی میکنن یعنی بدون اینکه هزینه هتل وغذا بدیم جای خواب وغذای خوب رایگان فقط مامیرفتیم تفریح میکردیم وشبا میومدیم خونه مامان همسرم اینا استراحت میکردیم چه تجربه خوبی بود چقدررررر لذت بردیم چقدر باورپذیرتر شد برام که میشود میشود سفرهای بعدی بهترو راحت تر ولذت بخش تر باشه وقتی یه بار اتفاق بیفته برای ذهن منطقی میشه وما باید فقط این احساس خوب و همیشگی درخودمون ایجاد کنیم وحرکت کنیم وتسلیم باشیم جالبه که تو گوگل مپ میزدیم جاهای دیدنی وتفریحی قلبمون خیلی احساس خوبی نمیداد بهمون تااینکه میومدیم بیرون میگفتیم هدایت میشیم وواقعا هدایت میکرد خدا مارو به جاهای رویایی وخیلی زیبا،ذهن کارش نجواست ولی این ماهستیم باید افسارشو بگیریم وهمیشه یاداوری کنیم برای خودمون همیشه باید این ورودی ها رو کنترل کنیم واگاهانه توجهمون رو بذاریم روزیبایی ها ثروت ها نعمت ها سلامتی روابط عاشقانه تاهدایت بشیم سمتشون

    خدایا شکرت خدایا شکرت

    عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    کبری محمدی گفته:
    مدت عضویت: 2240 روز

    به نام خداوندبخشنده مهربان

    سلام به استادومریم جان ودوستان عزیزم دراین سایت الهی،من همین ابتداازخداهدایت میخواهم که بهترین کلمات وحرفهارابه دست قلمم بدهدومن بتوانم بنویسم.

    من هدفی که داشتم گرفتن گواهینامه بود، من اصلاهیچ وقت ماشین نداشتم یعنی پدرم ماشین نداشت یعنی یه هفت الی هشت سال پیش یک نیسان داشت وبه مدت دوسال نگه داشت وچون دیدنمیتونست باهاش کارکنه زودفروخت ومیخوام بگم من اصلاقبل ازاینکه برم گواهینامه ام رابگیرم اصلاباهیچ ماشینی رانندگی نکرده بودم وخب وقتی رفتم توکلاس های شهری برای رانندگی شرکت کردم واقعا سختم بودچون کسایی که ماشین داشتن بهتر میتونستن این کاررابه قولی هندل کنندیه مطلب داخل پرانتزبگم من بعدازاینکه گواهینامه گرفتم هنوز ماشینی سوارنشدم یعنی هنوزماشین نخریدم ولی رسیدن به هدفم یعنی گرفتن گواهینامه هدف مهمی برام بود.

    حالاادامه میدم داستان گرفتن گواهینامه، من وقتی خواستم برم پارسال ثبت نام کنم برای گواهینامه قبلش زنعموام که سنش 46الی 47سال بودرادیدم که چقدرراحت وبهترداره رانندگی میکنه حتی دختراش راهم هرجامیرفت میبردحتی ازاین شهربه شهردیگر،من وقتی زنعموام رادیدم ناخواسته زنعموام الگوقرارگرفتم که من هم باید مثل اون یک راننده خوب وحرفه ایی باشم ویادمه همون ابتدا که رفتم برای ثبت نام باخودم گفتم من میخوام یک راننده خوب ولایق وحرفه ایی باشم وهمین اتفاقاماجراهم ازاینجاشروع شد چون فقط به خاطرهمین یک فکر وتصمیم، پروسه گواهینامه گرفتنم خیلی طول کشیدوقتی ثبت نام میکنی تادوسال اجازه داری که از اون کارتکست استفاده کنی واگرنتونستی تودوسال گواهینامه رابگیری بازیه هزینه ای بدی وبازپروسه هاوکلاسهارابایدشروع میکردی واین یعنی افتضاح بودبرای من که من دوباره کاری کنم وبرای من خط قرمز بودولی به خودم قول دادم که باید این دوسال باکمک خداوندحتماباید به سرانجام برسانم.

    ماجرااین بودکه من بعدازگذارندن کلاسهای ایین نامه که البته ازمون آیین نامه راجلسه دوم قبول شدم وبعد رفتم آزمون شهری که بارها وبارها تواین آزمون ردشدم وبارها وبارهامیبایس ذهنم راکنترل کنم به قولی ادامه میدادم ومیبایست جانمیزدم،جلسه 8الی نهم بودکه دیگه مامان صداش درامدوگفت تونمیتونی رانندگی کن وکلی غرمیزد توداری پولتوحیف میکنی… وهرباردیگه میخواستم برم برای آزمون دیدم مامانم ناراحت میشه ومن سعی میکردم قایمکی بدون اینکه مامان بفهمه برم آزمون وخب اینکه قایمکی برم هم خیلی سختم بود چون سرکارمیرفتم چون وسایلهای کارم رابرمیداشتم وسایلهایی برای آزمون میبردم (یک بالش هم میبردم میزاشتم موقع آزمون پشتم چون مربیم گفته بود چون تعادل پاروی کلاژنداری وخب کمی قدت کوتاهتره میبایست یک بالش بذاری پشتت) بعدازجلسه سیزدهم یک بارهم عیناصدای هدایت راشنیدم که فعلانروبرای آزمون این دقیقابعدازیک سال ثبت نامم بودوگفتم چشم نمیرم وبه مدت 7الی هشت ماه نرفتم بعد شروع کردم که برم، من وقتی رفتم مربیم ازاونجارفته بودوهدایت برای همین خوب درک کردم که همیشه بامربی قبلی ماشین تیبامیرفتم برای تمرین ولی ماشین ازمون پراید بود، واینکه اصلاارتباطم بامربی قبلی ام خوب نبود(قانون آموزشگاه که میرفتم این بودکه باید بامربی خودم برم و نمیتونستم مربی ام راعوض کنم) درادامه جلسه 14راهم رفتم وخوب بازبه مامان گفتم میرم سرکار وبایه به قولی با بدبختی رفتم وخوب قبول نشدم.

    من اون موقع هم که تصمیم گرفتم دیگه بادروغ به خواسته هام نرسم وخوب این روند توهمه جنبه های زندگیم اجرامیکردم، ازاینکه به مامان دروغ میگفتم خودم به قولی آزرده میشدم ومیگفتم من دارم گناه میکنم خلاصه اینکه باید راهی پیداکنم که وقتی میرم آزمون به مامان دروغ نگم، وخوب همش تواین فکربودم یعنی من شرایط کارم جوری بودکه (که اینجاشرایط کارم راتوضیح نمیدم چون خیلی کامنتم طولانی میشه) یک هفته به اختیارخودم بودم چه ساعتی وچه موقع روزبرم سرکارولی هفته بعدش باید منظم میرفتم.

    گفتم اشکال نداره رفتنم به آزمون را میندازم هفته ای که تایمش اختیارخودمه، من تواین فکرهابودم که همون هفته مامان وبابا به مدت یک ماه رفتند شهرستان ومن رفتنم به کلاس تمرین وآزمونم راحت شد واتفاقا همون جلسه قبول شدم، وخب این مطلب هم یادم رفت بگم برادرم میگفت ازاینکه هی میری ردمیشی باعث میشه رانندگیت خوب باشه،

    ومن درسی که گرفتم ادمهایی بودن که همون جلسه اول ودوم ازمون قبول میشدندوخب اونامطمعنا ملاکشون فقط همون مدرک یعنی گرفتن گواهینامه بودوخب مسلماخیلی زود هم باطبق قانون به هدفشون میرسیدند.

    من فقط حالانمیخوام کامنتم طولانی میشه من مطلبی که توجلسه اخرتمرین ام قبل ازامون فهمیدم این بودعیناتوناخداگاه ذهنم، این ترس وزدن ماشین به اصطلاح به درودیوار توذهنم داشتم من جلسه اخر مربی یهو گفتن این ادا اَتفارا چیه ازخودت درمیاری، خودتوووجمع کن (من موقع رانندگی بسیارفرمون روسفت میگرفتم وکمی که یه اشتباه کوچک میکردم لبم راگازمیگرفتم) باعث شدبفهمم هم خیلی ترس داشتم که ترس هاهم ریخت واینکه نمیتونستم تعادل داشتم موقع رانندگی وخب مسلماوقتی من خودم ماشین بخرم خیلی بهتر رانندگی خواهم کرد، چون به عینه موردهایی دیدم بااینکه مدرک رانندگی دارن وبارهاماشین رابه قولی اینوروانورمیزنن ودرنهایت میگندمن ادم این کارنیستم.تشکرمیکنم ازاستاد عزیزم برای اراءه این تمرین، یه عالمه ترمزهام درمورد رسیدن به خواسته هایم تونستم دربیاورم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1557 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    -همواره هدفی را برای خود انتخاب کنیم که با دستیابی به آن به سایر اهداف خود دست میابیم

    -هدف اصلی از تحقق اهداف خود را به درستی مشخص کنیم

    -راه رسیدن به تمام اهداف یکسان است

    -تنها کافی است زمانی که به هدفی دست میابیم راه تحقق آن را برای سایر اهداف به کار بریم

    -زمانی که به هدفی دست میابیم برای تحقق سایر اهداف کمتر دچار خطا و اشتباه می شویم

    -برای تحقق تمام اهدافمان نیاز است انرژی بالایی داشته باشیم بنابراین اولین هدف خود را بالا بردن انرژی جسمانی قرار دهیم

    -با رعایت قانون سلامتی علاوه بر داشتن انرژی بالا بسیاری از بیماری های ما نیز درمان خواهد شد

    چند نکته برای تحقق اهداف:

    +اگر نسبت به تحقق هدفمان اطمینان داشته باشیم می توانیم آن را با دیگران در میان بگذاریم

    +بیان کردن هدف خود جلوی جمع نیاز به جسارت و شجاعت زیادی دارد

    +برای ایجاد تعهد بیشتر نسبت به تحقق خواسته می توانیم آن را با دیگران که افرادی مثبت و قضاوت گر نباشند در میان بگذاریم

    +با داشتن باورها و افکار هم جهت با خواسته خداوند ما را به افراد شرایط موقعیت ها ایده های مناسب برای تحقق اهدافمان هدایت می کند

    +ذهن خود را برای دریافت الهامات خداوند باز بگذاریم

    +نخواهیم که از مسیر مشخص به اهداف خود دست یابیم

    +به اولین ایده ای که به ذهنمان می رسد عمل کرده و اجازه دهیم توسط خداوند به ایده های بعدی هدایت شویم

    +به مسیر خاص وابستگی نداشته باشیم

    +به تدریج با ایجاد نتیجه ،نتایج به ما انگیزه ی بیشتر برای حرکت می دهند و با حرکت کردن نتایج بزرگتر شده و در چرخه ی مثبت قرار می گیرد

    +هیچ گاه مسیر تحقق اهداف خود را فراموش نکنیم

    +مسیر تحقق اهداف را تبدیل به عادت و شخصیت خود کنیم

    +با بازگشت به مسیر گذشته همان نتایج گذشته را کسب می کنیم

    +دریافت نتایج متفاوت به دلیل عمل کردن به شیوه ی متفاوت است

    +به دنبال نتایج ناپایدار و موقتی نباشیم

    +برای دریافت نتایج پایدار مسیر درست تحقق اهداف را به صورت پایدار و همیشگی ادامه دهیم

    +به هیچ وجه به مسیر نامناسب گذشته باز نگردیم

    +در ذهن خود نتایج ناپایدار و نوسانی را تبدیل به اهرم رنج کنیم

    +دریافت نتایج باید به ما انگیزه برای حرکت داده نه ما را در همان نقطه ثابت نگه دارد

    +نتایج کوچک باید به ما انگیزه برای حرکت بیشتر دهد

    +وقتی به نتایج پایدار دست میابیم نه تنها خودمان بلکه دیگران را نیز منتفع کرده و تبدیل به الگویی برای آنها خواهیم شد

    +با تحقق هر هدف به هزاران و میلیون ها نفر مستقیم و غیر مستقیم کمک می کنیم

    +بدانیم با تحقق هر هدف علاوه بر خدمت به خود به جهان خدمت می کنیم

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    امین زندی گفته:
    مدت عضویت: 1360 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام بر استاد عزیزم

    سلام بر استاد شایسته و همه دوستان عزیزم

    هدف به دست آوردن سلامتی بود

    من به طور ناخودآگاه تجسم میگردم و اینکه خدای من منو به این سلامتی رسونده ازش تشکر میکردم

    باز گذاشتن دستان خداوند و آشنا شدن به طور معجزه اسا با استاد آشنا شدم من هیچ چیز درباره هدفم نمیدونستم فقط اینو میدونستم که خدا منو میرسونه به سلامتی و اصلا به طور معجزه اسایی تجسم میگردم و اشک میرختم و واقعا از آمپول هایی که میزدم خسته شده بودم و با دوره قانون سلامتی به این راه رسیدم و مدام با خودم و خدای خودم حرف میزدم

    از اون طرف هم ی سری رنج ها زیاد شده بودن و باعث شد من به این راه ناخودآگاه توسط معجزه های خداوند هدایت بشم

    هدف گذرای کردم که تمام وامهایی که بدهکارم رو پرداخت کنم

    و در کارم موفق شدم آرام آرام این وام ها رو پرداخت کنم و این شد که تمام چک های موجود رو به طور معجزه اسایی حذف کردم و خداروشکر اعتماد به نفس من بالاتر رفت به لطف خدا

    خیلی همین به یاد آوردن اون هدف ها به من کمک کرد و این بین مدام با خودم گفتگوهای ذهنی مدام بود که منو به طور معجزه اسایی به اون هدفها رسوند

    یعنی نقش گفتگو های مداوم با خودم خیلی خیلی پ رنگ بود تو زندگی من و همیشه مثل ی رفیق خوب با خودم حرف میزدم

    استاد ممنونم برای این فایل برم که فایل رو گوش بدم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    مریم خلوصی گفته:
    مدت عضویت: 2090 روز

    سلام استاد با این فایلی که گذاشتین برگشتم به ماه های اولی که دوره 12 قدم رو تازه شروع کرده بودم اون روز ها تازه با شما آشنا شده بودم و اولین محصولی که خریدم همین دوره‌ی 12 قدم بود و کاملا فکوسم رو گذاشته بودم رو دوره و تمرینات و در همون قدم های 3 و 4 نتایجی گرفتم که نه تنها خودمو شکه کرد بلکه اطرافیانم هم مات و مبهوت از نتایج من بودن به جایی رسیده بودم که هر کس میخواست کاری رو انجام بده از من نظر می‌پرسید و خلاصه که دوران شگفت انگیزی بود اونجا بود که دیگه هدف هامو فراموش کردم و اصلا یادم رفت چطوری به این نتایج زیبا رسیدم دیگه تمرین ستاره قطبی رو هم انجام نمی‌دادم چه برسه به گوش دادن فایل ها و از اونجا سر پایینی شروع شد خلاصه بگم یک سالی طول کشید تا بفهمم که آقاااا از چه راهی به اون نتایج رسیده بودم اصلا چی کار کردم چه تغییراتی در شخصیت و سبک زندگیم ایجاد کرده بودم که طی 2 ،3 ماه همچین نتایجی گرفته بودم دوباره شروع کردم به انجام تمرینات و ساخت باور های درست و درک بهتر قوانین الهی الان خیلی اوضاع تغییر کرده من با 2 سال پیشم زمین تا آسمون فرق دارم من دیگه دلیل هر رفتار و گفتار خودم و دیگران رو میدونم و به هدفی که امسال برای خودم تعیین کردم قطعا میرسم با شناخت قانون تکامل

    ازتون ممنونم بابت این سایت فوق العاده و این آموزش ها و آگاهی های بی نظیر همینطور از مریم عزیزم هم سپاسگزارم بابت زحماتی که برای بروز رسانی ها انجام میده و طرح تمرینات فوق العاده در دوره شیوه حل مسائل

    شما زوج بی‌نظیری هستین ، دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: