این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2023/05/abasmanesh-4.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2023-05-17 01:02:472023-05-20 21:42:41هدفگذاری و تأثیر آن در زندگی
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
چقدر از دیدن اندام زیباتون لذت میبرم به جرات میتونم بگم تا حالا با دیدن اندام زیبا آنقدر لذت نبرده بودم و از این زاویه بهش نگاه نکرده بودم که اگه یه نفر تونسته از اون اندام به این اندام برسه پس منم میتونم
تو دی ماه 1400 از طریق دوستم با داستان باورها آشنا شدم اونم با مسیر لاغری با ذهن
سرچ زدم تو اینستا و تو یکی از پست ها یکی از فایل های شما تو یه پیج دیگه ای بود چون اصلا تو مدار شما نبودم یادم نیست کدوم فایل ،فقط یادمه چون اندامتان رو دیدم گفتم ایشون اگه میگه باور چرا رو اندامش کار نمیکنه و پست و زدم رفت بارها اسمتون رو از استاد هایی که صحبت میکردن شنیده بودم برای همین توی گوگل سرچ زدم که ببینم این استاد عباس منش کیه وقتی شما رو دیدم گفتم اولش تعجب کردم نتایج قانون سلامتی رو گداشته بودید رو سایت
خودمو خیلی سرزنش کردم که ببین چقدر راحت در مورد مردم قضاوت میکنی
من از لحاظ سلامتی باورهای محدود کننده ای دارم و خیلی از مشکلاتی که شما تو قانون سلامتی میگید رو دارم
یعنی وجود یه همچین دوره ای برای من معجزه است خیلی به ذوق اومده بودم ولی وقتی قیمت دوره رو دیدم حتی وقتی با تخفیف بود برام خیلی گرون بود کلا ناامید شدم و گفتم اینجور که بوش میاد من حالا حالا ها نمیتونم این دوره رو تهیه کنم بدون اینکه عضو سایت بشم از سایت رفتم بیرون ولی همیشه گوشه ی ذهنم خرید قانون سلامتی بود و هست
همیشه از شما شنیدم یه هدفی مشخص کردم براش قدم بردار
الویت هاتو مشخص کن و تلاش کن تا برای رسیدن به اون هدف
الان تو این مرحله از زندگیم مهمترین الولیت من داشتن درآمد
چون رسیدن به این هدف بهم کمک میکنه به خیلی از خواسته هام برسم
یکی از اون خواسته های مهم تهیه دوره قانون سلامتی
چند روزی میشه که برای خودم یه هدف خیلی کوچیک مشخص کردم و دارم میبینم که خدا چطوری هدایتم میکنه همین فایل بزرگترین نشونه از اینکه مسیرم درسته
قدم اول اینکه هدفت رو اعلام کن
خوب وقتی اینو گفتید گفتم من به کی بگم هدفمو کجا بگم که بهتر باشه
گفت هیمنجاا بگو
اینجا بهترین جا
من تو این پیام مینویسم که
هدفم اینه تا پایان امسال از درآمد صفر مطلق به ماهی 20 تومن برسم
و دوره قانون سلامتی رو تهیه کنم اونم با درآمد خودم
اینجا تنها جایی که به ذهنم رسید و میدونم پر از آدمای مثبت هست
دومین قدم اینه به ایده هایی که گفته میشه در اول مسیر عمل کنم ولی ذهنمو باز بزارم برای هدایت
خوب اولین ایده ای که به ذهنم رسید اینه از لیست دانلود ها برم توی باور های ثروت ساز کار کنم و تمریناتی که میگید رو انجام بدم
و در کنارش رو عزت نفسم کار کنم
فعلا این قدم رو برمیدارم تا خدا هدایتم کنه
من خیلی هدف ها برای خودم مشخص میکردم ولی تقریبا میتونم بگم هیچ کدوم رو به مرحله عادت نرسوندم و تا نتیجه کوچولو میگرفتم برمیگشتم به سبک قبلی
البته خودمو سرزنش نمیکنم چون همین پیدا کردن مسیر درستم تکاملی و همین اشتباهات بهم کمک کرده یه سری قوانین رو بهتر بتونم درک کنم
یکی از هدف هایی که بهش رسیدم یاد گرفتن رانندگی بود
بخاطر یه سری تضاد هایی که تو زندگی برام پیش اومده بود مثل دور بودن خونه مامانم ،پسرم رو کلاسی ثبت نام کردم که دور از خونه بود و وقتی میخواستیم کلاس بریم واقعا اذیت میشدیم
تصمیم گرفتم که رانندگی رو یاد بگیرم
همون روزی که متعهد شدم خداوند یه همراه هم برام فرستاد و دختر عموم هم با من همراه شد
چقدر نجوا میاومد که مگه رانندگی بچه بازی
اگه بری به یه آدم بزنی چی اگه به یه ماشین مدل بالا بزنی چی و ……
من فقط نتیجه ی نهایی رو میدیدم تو ذهنم که دارم تنهایی میرم خونه مامانم
بدون اینکه قانون رو بدونم هر روز این لحظه رو تصور میکردم و مطمئن بودم اگه تلاشمو کنم واقعی میکنم اون لحظه رو
یه جاهایی کم میآوردم میگفتم من نمیتونم اما هدف اصلیم رو که به یاد میآوردم انگیزه میشد
چند نفر رو انتخاب کرده بودم و مدام میگفتم اگه اون تونسته پس من حتما میتونم
خلاصه هر روز نجوا بود ولی قدرت اشتیاقی که من برای آموزش دیدن داشتم بیشتر بود
هر روز هر جوری میشد تمرین میکردم
جلوی خونه هی ماشین رو برمیداشتم و پارک کردن رو تمرین میکردم
بارها توسط همسایه ها مسخره میشدم نگاه تمسخر آمیز همسایه های مرد اذیتم میکرد ولی بهم انگیزه میداد میگفتم حالا که مسخره شدم باید ادامه بدم
آنقدر ادامه دادم تا به هدفم رسیدم
اولین باری که تنها رفتم خونه مادرم یه حس قدرت فوق العاده داشتم
هر سری که میخواستم تنها برم جایی نجوادمیاومد نری دیونه اتفاقی بیافته چیکار میکنی
ولی همش میگفتم بابا من همون آدمی ام که یه بار تونستم برم تنهایی جایی الآنم میتونم
و هر روز به خودم میگفتم چطوری میتونم پارک بهتری بکنم چون تمرکزم رو این موضوع بود هر کسی بهم یه راهی میگفت همه رو امتحان میکردم و آسون ترین راه رو یاد گرفتم و سعی کردم اونو تمرین کنم
به هدفم رسیدم ولی برای هر روز بهتر شدن قدمی برنداشتم
گفتم هدف من این بود بتونم خودم تنهایی برم خونه مامانم نمیخام دیگه شوماخر بشم
ولی اینجا بود که تلاشی برای پیشرفت نگردم و این برام یه درس بزرگ بود
که هر روز باید برای بهتر شدن تلاش کنم
چند روز پیش توی فایل درس زندگی از یک بازی با یاد آوری یه سری موضوع ها
به خودم گفتم من یه سری هدف دارم چه قدمی براشون برداشتم ؟
اون فایل شد یه تلنگر برای من
و من شروع کردم به ریز کردن هدفم
و قدم براش برداشتم
اینکه گفتیو اجازه بدید خدا هدایت کنه و راه حل ها رو بهتون میگه فوقالعاده حس خوبی داره
اینکه یه کسی که قدرت کل جهان دستشه هدایتت میکنه و بهت همه چیز رو میگه نگران نباش
یکی از بهترین حس های دنیاست
تلاشم رو میکنم که این سری متعهد تر عمل کنم و به ایده هایی که الهام میشه با ایمان بیشتری عمل کنم
هیچ ایده ی دیگه ای ندارم ولی آنقدر به صحبت های شما و هدایت خداوند اطمینان دارم که مطمئنم میام و اینجا مینویسم به چه راه کارها و شرایط و آدم هایی هدایت شدم که بهم کمک کردند به هدف برسم
افرین افرین توهمین الان بسیار بسیار پیشرفت داشتی به لطف خدا کامنت شما را خواندم و لذت بردم از این همه قدم هایی که برداشتی خدارا شکر
تصور کن میری بلیط هواپیما بگیری ولی نمیدونی کجامیخواهی بری ؟ مسول اژانس از شما سوال میکنهمقصدت کجاست وتونمیدونی اون برای توکاری نمی تونه بکنه
همه درخواست هات از خداوندرا بنویس وبرای هرکدامشون کوچکترین قدم را بردار در روز حتی اگر اونقدم مطالعه یک کامنت یا یک سرچ در گوگل باشه قدم به قدم خداوند وقتی تعهدتورا ببینه تورا هدایت میکنه سعی کن همیشه حالت خوب باشه همیشه در هر حالی سپاسگزار انچهکهداری باش
درهایی از نعمت بروی شما باز میشه
این مطالب رایگان استاد گنجه تک تکش حاوی مطالب بسیار مفیده استفاده کن موفقشاد سالم وثروتمند باشی در پناه الله مهربان رب العالمین
نمیدونم باید چیکار کنم ولی خدا آنقدر قشنگ هدایت میکنه
که اگه من یاد بگیرم ذهنمو آروم کنم صدای این هدایت رو میشنوم
بابت نکته ای که گفتید ازتون سپاسگزارم دقیقا همینه من باید خواسته ام رو بنویسم و براش قدم بردارم اوایل فکر میکردم قدم برداشتن یعنی یه کار بزرگی انجام دادن ولی اینجا یاد گرفتم قدم برداشتن رو از کارای کوچیک شروع کنم و همه ی همین قدم برداشتن ها هم یعنی پیشرفت
با نام و یاد خدا و عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامی…
دوستان بنده دوره 12 قدمو چند ماهه که شروع کردم، اما تا قدم چهارم استاپ کردم و هدایتی رفتم سراغ دوره احساس لیاقت تا بعد از اون ان شاالله دوباره برم سراغ ادامه 12 قدم…
میدونید چرا؟ بنظرم قبل از اینکه با 12 قدم تکاملی بریم دنیال رسیدن به خواسته هامون اول باید به خودشناسی برسیم تا اصالت خواسته هامونو درک کنیم، بفهمیم کدوم خواسته ها مربوط به خودمونه و کدومش نشات گرفته از عقده های گذشته، ثابت کردن به بقیه، کمک کردن به دیگران و هزار تا موضوع شرک آمیز دیگس…
چرا؟
به چند دلیل:
1- خیلی از خواسته هامون عقده های دوران گذشتس و با کلی تلاش و گذاشتن هزینه و عمرمون وقتی بهش میرسیم تازه میفهمیم که این اون چیزی نبوده که من دنبالش بودم
2- این که اون خواسته ها، خواسته های حقیقی خودمون نبوده و تهش یه نگاه شرک آلود بوده خودش مانع میشه برای رسیدن…یا دچار عجله میشیم، یا کمالگرایی و هزار تا داستان دیگه
3- با احساس آرامش هزار برابر و با صبر و توکل و لذت از مسیر جلو میریم…
پس اول تخلیه از خواسته ها و آرزوها و عقده هایی که مال خودمون نیست یا اعتقاد نادرستی که بخاطر عدم خودشناسی پشتشه…اونم با دوره احساس لیاقت..
بعد تحلیه و زینت به باورهای درست دوره 12 قدم که صددرصد با سرعت هزاران برابر ان شاالله بهش میرسیم…
خواستم فقط اشاره کنم که جلسه 4 احساس لیاقت با من همون کاری رو کرد که چنگ رودکی با امیرنصر سامانی!
واقعا رها میشید و با حال عالی در مسیر خودشناسی و دستیابی به خواسته هایی که باعث رشدتون میشه حرکت میکنید…
شاید قبلاً دلیل سخت دانستن هدف را شرایط و دیگران میدانستم اما نمیدانستم حتی استفاده از عبارتی که احساس خوبی از رسیدن به هدف را به ما میدهد بسیار تأثیرگذار است
مانند استفاده از عبارت (رسیدن به انرژی ایده آل)
به جای (رسیدن به وزن ایده آل) به عنوان هدف.
جسارت اعلام هدف در برابر دیگران خود نشان دهنده ایمان و احساس خوب از دست یافتنی بودن آن در ذهن ماست و کسی که ایمان دارد به هدفش با این ترفند خود را بیشتر متعهد می کند که به هدفش دست یابد.
از یه صبح سرد پاییزی 2 درجه ای ولی رنگارنگ و بسیار زیبا(پنجشنبه 9 اکتبر)
خداروشکر که خودش خیلی قشنگ داره منو هدایت میکنه تو این چله که هرروز چه فایلی رو ببینم
دیروز از رو ایمیل کامنت مامانم هدایت شدم به کامنت ندا بشارتی عزیز زیر این فایل و بعد کامنت لیلای عزیز و سلسله جوابهای زیباش
اول که کلی تحسین کردم این دوتا خواهر دوست داشتنی رو:) و چقدر خوشحال شدم برای جفتشون و چقدر قوانین برام مرور شد
بعدم حس کردم این هدایت خدا بود و این فایل رو باید امروز به عنوان روز سوم گوش بدم و براش کامنت بذارم
سیستم هدف گزاری و تاثیر آن در زندگی
–هدف تعیین کنیم
–هدف رو برای خودمون روشن و واضح کنیم، مثلا برای استاد الزاما هیکل یا وزن خاص نبود، انرژی جسمانی بود
–وضعیت فعلی رو بنویسیم برای خودمون که یادمون نره، و وضعیتی که میخوایم بهش برسیم
معمولا الگو و راه رسیدن به اهداف یکیه، فقط جزییات متفاوته
»»»اگر خیلی مطمئن و متعهد هستیم که میخوایم به این هدف حتما برسیم، بهتره بیایم اعلامش کنیم (به فرد یا افرادی که جاجمنتال و منفی نگر نباشن)
این باعث میشه یه احساس تعهد مضاعفی بکنیم و به راحتی کم نیاریم
»»»وقتی هدف مشخص داریم، و ایمان داریم، باور داریم، خداوند هدایتمون میکنه، از راههایی و به مسیرهایی که شاید اول اصلا به اونها فکر هم نکنیم
پس: اگر اول راه ایده ی خاصی نداریم، نگران نباشیم و باعث نشه متوقف بشیم، وقتی قدم اول رو برداریم قدم های بعدی گفته میشه
»»»و این نکته ی مهم: ممکنه یه سری ایده ی اولیه ما داشته باشیم، ولی بعد ایده های کاملا متفاوتی بیاد، باید ذهنمون و قلبمون رو باز بذاریم برای ایده ها و الهامات و هدایت ها
نچسبیم به یه ایده یا یه مسیر خاص
»»»وقتی نتایج کم کم میاد، همون نتیجه بهمون انگیزه ی مضاعف میده برای ادامه ی مسیر
مسیر و الگو رو یادمون بمونه، به خودمون یادآوری کنیم که چجوری شد که به این نتایج رسیدم، و اون مسیر رو، اون رفتارها، کارها… اونا رو حفظ کنیم و عادت جدید ایجاد کنیم و اون رو بکنیم لایف استایل جدیدمون
حواسمون باشه دوباره برنگردیم به حالت قبلی، اگر برگردیم به روتین قبلی، نتایج قبلی رو هم دوباره میگیریم
اگر نتایج پایدار میخوایم، باید تو مسیر و روتینمون هم پایدار باشیم
حالا هدفای من
یکی همین چله، یا دوره ی چهل روزه، که در اصل یه ایده و یه وسیله بود برای “بزرگتر کردن ظرفم و رسیدن به دو تا از خواسته هام و حتی فراتر از خواسته هام” ولی الان خودش شده یه هدف کوتاه مدت، یه چیزی که هرروز متعهدانه و با ذوق براش تایم میذارم که انجامش بدم، و هر روزی که انجامش میدم دقیقا یه حس achievement و حس خیلی خوبی بهم میده و انگیزه ی مضاعف برای ادامه
یا مثلا زبان فرانسه خوندن، که درواقع یک step و یک requirement هست که باید انجامش بدم برای هدف pr، و اینم الان شده یه هدف میان مدت، چند ماهه، و اینم باز یه جورایی به زندگیم معنای بیشتری داده، یه تایم فریم مشخص داره و منو ملزم میکنه به اینکه وقت بذارم حداقل هفته ای چندروز برای فرانسه خوندن …
خب من قبلا این مسرو رفتم برای آیلتس، و میدونم چجوری نتیجه ی دلخواه رو گرفتم، میدونم الانم باید اون تعهد و استمرار رو داشته باشم،
و قشنگیش همینه که کم کم لایف استایل آدم عوض میشه، ینی اگر درست کار کنی خود به خود عوض میشه، چون باید از یه سری کارهای غیر ضروری بزنی، باید یه کم منظم تر و با برنامه تر بشی تا بتونی به زبان خوندنت برسی
خدا رو شکر برای این آگاهی ها و هدایت ها
این کامنت رو دیروز نوشتم ولی همونطور که تو کامنتم تو فایل «نشانه ی من برای واضح شدن قدم بعدی ام» توضیح دادم، دیروز هی نشد و نشد که این کامنت رو کامل کنم و ارسال کنم
و آخرش کاملا هدایتی و یه جورایی زورکی D: هدایت شدم به اون فایلِ نشانه و کامنت روز سوم از چله م رو اونجا نوشتم:)
امروزم که جمعه ست و من جدیدا جمعه ها سرکار نمیرم
قرار بود یه آزمایش خون و سونوگرافی انجام بدم، رفتم خیلی راحت و بی دردسر آزمایشم رو انجام دادم، بدون هیچ معطللی، ینی یه نفرم قبل من نبود و بلافاصله رفتم آزمایشم رو دادم:)
برای سونو یادم رفته بود وقت بگیرم، تو راهم زنگ زدم برای امروز و فردا وقت نداشت، وسط هفته هم که من نمیتونم، برای جمعه ی دیگه وقت گرفتم و گفتم یه کم برای خودم پیاده روی کنم،
بعدم رفتم یه farmers market که نزدیک خونمونه و یه سبد توت فرنگیِ تازه خریدم:)
برگشتنه اون مرکز سونوگرافی سر راهم بود، گفتم برم بهشون بگم اگر احیاناً فردا کنسلی داشتن به من زنگ بزنن که برم
داشتم میومدم بیرون که یه خانوم دکتری که مکالمه مون رو شنیده بود گفت اگه نسخه ت رو آوردی الان میتونی بشینی برات انجام بدیم:)
به همین راحتی، به همین خوشمزگی
کلی خدا رو شکر کردم و با خوشحالی نشستم و الان تو همین تایم انتظارم اومدم این کامنت رو کامل کنم و بفرستم که دیدم متنی که از قبل اینجا تو باکس کامنت کپی کرده بودم نپریده و همینجا مونده:)
گفتم خب دیگه معلومه الان وقتشه کامنت این فایل رو بفرستم، دیروز وقتش نبود
سلام به استاد مهربان و پرقدرت و باارادهام، همینطور مریم جان گلی و یک سلام گرم و بینظیر به همه ی هم پاره های نازنین اعضای گرم و صمیمی عباس منش.
چند روز پیش که این فایل روی سایت اومد من به خودم گفتم باید کامنتم را بذارم این چند روز انقدر شلوغ ِ خوبی بودم که نتونستم با تمرکز وقت بذارم الانم فقط یک ساعت وقت دارم تا رفتن به کافه ( خنده ) من دوست دارم یک تشکر کنم از بچه هایی که منو پیدا میکنند و کلی تحسینم میکنم به خاطر کامنت نوشتن و وجودم … ببین چه شده بر بچه ها واقعا خوشحالم و سپاس گزار، چقدر عزت نفس بچه ها رشد کرده ماشاا.. عزت نفس جمعی.
خداروشکر میکنم به خاطر وجود ارزشمند شما استاد جان درست تو قدم اول جلسه ششم یادمه که هدف گذاری کردید روی وزنی که میخواستید (اسفند 97) و انرژی که میخواستید و خب یادمه به خاطر همین هدف با همون داشته هاتون هدایت شدید به هر روز یک قدم برداشتن برای پاکسازی پارادایس در قالب سریال زندگی در بهشت.
من واقعا این جمله را با دیدن شما و این سریال بهتر درکش کردم؛ « هدف فقط به زندگی تو جهت میده و عمده رشد تو در مسیر شکل میگیره و تو در مسیر به همه چیز میرسی. ».
اتفاقا دیروز بود توی شورت استوری یوتیوب هدایت شدم به دیدن یک شخصی که 475 پوند بوده تا اینکه مریض میشه خسته میشه و تصمیم میگیره بجنگه برای اونی که باید باشه تلاش جدیدش از وزنش 250 پوند کم میکنه و اما مسیرو اشتباه میره و تا 470 پوند برمیگرده و دوباره تصمیم میگیره برای زندگیش برای رشدش، تلاش دوباره، افکار جدید کارهای جدید، استمرار، صبوری، تمرکز بالا و بدنسازی فوق العاده و حالا رسیده به یک وزن فوق العاده و مهم تر متفاوت تر از همیشه بودنش، یک بدن کات شده و ساخته شده.
داستان این آدم و داستان شما اینو به من محمد توانا میگه که، آدمی تا هدف داره زنده است ولی زندگی واقعی را وقتی واقعا با پوست و استخوانت حسش میکنی که دلیل های تو برای رسیدن به هدفت که همون باورهاست همون اهرم رنج و لذتِ بیشتر و قوی تر بشه توی ذهن خلاقت … و اون وقت که پایانی هم نداره بلکه هر بار میشه مثل هر چیز دیگه بیشتر و بیشتر حس بشه، از هر لحظه ی زندگیت از هر دم و بازدمت از هر قدم برداشتنت لذت میبری عشق میکنی و خداروشکر میکنی خدارو …
الهی شکرت که یهو منو بیدار کردی و کشوندی به انجام یک کار عقب افتاده؛ نوشتن برای این قسمت دیدن این قسمت … این قسمتی که توی باشگاه پر شده و دقیقا حالا من چند روزی هم میشه که از دومین ماه متوالی به بهترین و پرخرج ترین و پر حس و حال ترین باشگاه شهرم میگذره، و چقدر رشد کردم و چقدر از خودم راضیم، خداروشکر، واقعا واقعا استاد جان با ورزش منظم و مستمر مثل GYM دارم بهتر از همیشه زندگی را حسش میکنم دارم پر انرژِی بودن که هیچ خدای پرانرژِی بودن را حس میکنم چقدر تو کارهام چقدر تو کافه بهم کمک کرده با این همه فرشته سروکار داشته باشی توی کافه و اصلا کم نیاری که هیچ بلکه عاشق این انرژیت بشن و اگر اگر منو یک روزی کم انرژِی و افتاده باشم و ببین بهم بگن که محمد تو مثل همیشه نیستی الان ماا اون محمد پرانرژی را میخوایم. واوو خداروشکر میکنم.
و یک چیز بگم من همیشه خودم را اینجور آدمی تجسم میکردم یک ادم بسیار شاد و هپی که وقتی ادمای دنیا هر جایی باشن کامنت هاشو میخوانن، سفرنامه هاشو میخوانند، عکسشو میبیند، ویدیوهاشو میبینن، صداشو می شنون، اسمشو میشنون با اینکه اصلا نمی شناسنش، ولی انرژی بگیرن و خنده بیاد رو لبشون و برن جلو … و خوشحالم که این روزها بیشتر از همیشه توی این تجسمم که دیگه نه رویایی نه هدف بلکه شخصیت منه دارم زندگی میکنم.
و استاد جون این شخصیت امروزی من این حال متفاوت من این نگاه های متفاوت امروز من به خاطر درس های شماست، من باید اینو بگم و باید علاوه بر توی قلبم از شما تشکر کردن به شما هم بگم اینو … آره عادت سپاس گزاری. توی تفسیر آیه ی 7 ابراهیم خواندم که برای رسیدن به یک سپاس گزاری واقعی چندتا چیز با هم میتونه بهت کمک کنه، زبانی، یعنی من به شما بگم + قلبی، یعنی من تو دلم هم از شما سپاس گزار باشم.
خوشحالم …
خوشحالم و سپاس گزار برای خیلی چیزها
برای داشتن 12 قدم
برای داشتن کلی کتاب و فایل ها
برای داشتن دوستای فوق العاده
برای این آرامش
برای توانا بودن خالق بودن اونم با قدرت افکار و باورها
برای چهره ی زیبام برای ذهن خلاقم برای پرانرژِی بودنم
برای مارکو بودنم برای ایران گرد بودن و انگیزه ی بالام برای جهان گردی به زودی زود و اولین سفر خارجی یوهوو
اگر خیلی میدونی و مطمئنی که میتونی به هدفت برسی میتونی بیای جلوی دوربین و اعلامش کنی – من گفتم استاد برنامه ی این شش ماهه اول سال را Im in
درس دوم؛
وقتی قدم برداری برای هدفت با همون داشته هات خداوند هم هدایتت میکنه برای قدم بعدی
چقدر خوبه این؛ من میخوام به این هدفم برسم و راه های رسیدن به هدفم را باز میذارم، اجازه میدم خداوند منو هدایت کنه.
درس سوم:
وقتی اولین نتیجه میاد انگیزه بیشتر میاد و خودش مهر محکمی از نگاه متفاوت و عملکرد متفاوتت هست. پس ادامه میدیم.
یک واقعیت از این جهان را خیلی تحسینش میکنم، و اونم اینه که این جهان براساس رشد استوار شده خداوند براساس رشد کدنویسیش کرده یعنی این جهان چیزی رشد نمیشناسه و چطور این جهان این زندگی روی کره ی زمین مخصوصا داره رشد میکنه؟ توسط اشرف مخلوقاتی که قدرت خلق زندگیشون بهشون داده شده با قدرت افکار و ذهن، وقتی هر کدام از ما هدفی داریم و میایم تلاش کنیم برای رسیدن بهش ما قراره خیلی خالص تر بشیم خیلی بیشتر از همیشه نیازه تمرکز کنیم روی مهم ترین شخص زندگیمون که خودمون باشیم، قراره خیلی آرامش بیشتری را تجربه کنیم، فراوانی را بیشتر باور کنیم، احساس لیاقت بیشتر، ارزشمندی بیشتر قراره یک کلمه! قراره کلی خداگونه تر بشیم و با رشد ما که عمده رشد توی مسیره نه اول مسیر، با رشد ما از نگاه جز به کل، این جهان در بعد بزرگتر رشد میکنه و بله که خداوند، جهان حمایت میکنه از هر کسی که بخواد این جهان را رشد بده و جای بهتری برای زندگی تبدیلش میکنه.
درس بعد؛
محمد تو با رسیدن به هدفت الگویی میشی برای دیگران برای خانواده ات .. اخ اخ اره دقیقااا
یک سری کارهاا را که انجام میدم، یک سری جاها که میرم و اون حس و حال و تغییرم را به اشتراک میذارم توی پلتفرم های شبکه های اجتماعیم، استاد یک سری ادم هان سریع میرن اون کارو انجام میدن، یا میخوان.
مثلا من پنج شنبه شب بعد از تایم کافه ساعت 23 تایم ماساژ به روش سنگ داغ گرفتم که یک روش تبتی هست و اون وری ها از این روش برای تمرکز بیشتر شاگرداشون و خودشون استفاده میکنند اما این ور اسیا بیشتر جنبه ی درمانی داره، خب من که خداروشکر سالم سالمم ولی میخواستم تجربه اش کنم، اقا رفتیم بعد از یک ساعت و نیم نگم چه حسی را تجربه کردم خودتون برید تجربه اش کنید ( خنده ) تجربه ی باز شدن 7 چاکرای بدن و پرواز روح از بدن … فوق العاده بود فوق العاده.
تولید محتواش کردم و خداروشکر بر و بر از دیروز تا الان کلی مشتری سرازیر شده به سمت این دوستم از همین دنبال کننده های من .. و خداروشکر برای نعمت تکنولوژِی و اینترنت که زندگی را ساده تر کرده و این سادگی خودِ مسیر خداست … از تک تک عزیزای دلمم ممنونم به خاطر کامنت های فوق العاده اشون وقتی که میذارن عشقی که به جریان میذارن.
تا روزی دیگه و قسمت دیگه شما را به خدای بزرگ و متعال می سپارم.
سلام استاد جان میدونم که مثل همیشه یا در حال مسافرت هستین یا در حال بهبود و بهتر کردن سایت یا ماشین ها یا پرادایس پس حالتون رو مطمینم عالیه
و سلامی به خنکی این نسیمی که داره میسوزه الان به همه اعضای خانواده عباسمنش
خدارو شکر میکنم که امشب به لطف الله مهربان هدایت شدم به این فایل زیبا
چقدر نکات فوقالعاده ای استاد بیان کردن
شاید من در خودم نمیبینم که مثلا هدفم رو به چند تا از دوستان صمیمی یا اونا که انگیزه بهم میده بگن بعد تلاش کنم چرا که تعهد دادم
ولی ی حمله از استاد همیشه منو رو به جلو هول میداد و میده از الان به بعد
تعهد یعنی یا میمیرم یا انجامش میدم
یعنی اگه من مفهوم تعهد رو درک کنم و باورش کنم کلا میجنگم و تعهد میدم
به خدا استاد همین حرفارو چند روز پیش داشتم به کارمندان میزدم که با نتایج چقدر باعث گسترش جهان میشیم و چقدر میشه
استاد به لطف آموزشهای شما حرکت های کردم از لحاظ مالی بیشتر که تو چشمه که برای همسایه هام این باور اومده که میشه و اونها هم به لطف خدا نه تنها خودشون بلکه دست سه چهار نفر رو گرفتن و دارن کار میکنن و به قول خودمون دارن نون میخورن
استاد وقتی فایل قدم اول رو یا دوم رو فکر کنم دیدم گفتم بابا این شکم مگه آب میشه چجوری میخواد آبش کنه این رو
بعد به خودم میگفتم نه این استاد عباسمنش هر چی بگه انجام میده و بهش میرسه
برای هدف یا برای رسیدن به خواسته استاد یکی از کلام های از شما که خیلی به من کمک کرد این بود که من کلا وقتی در مورد چیزی حرف میزنم که اتفاق افتاده باشه و با نتیجه حرف بزنم و این حرف انگار زنگ بیدار باش من بود انجام میدادم میشد دیگه کسی نمیتوانست بگه نمیشه میگفتم من انجام دادم میشه
خیلی سرحال شدی استاد بهتون تبریک میگم و واقعا سپاسگذارم که باعث انرژی و انگیزه نه تنها در من بلکه در خانواده من شدین
استاد دارم خونمو تعمیر میکنم نمیدونی چقدر هم خودم خوشحالم هم بچه هام از بهترین سرامیک ها رفتن انتخاب کردن تا بهترین کابینت و بهترین نورپردازی و بهترین لوله کشی و پکیج و همه چی و به خودم میگم بابا دیدی تونستی دیدی میشه دیدی چقدر. راحت بود
درباره این فایل که استاد فرمودین هدفهامون رو به دیگران بگیم من یه نکته رو بگم و اون اینکه شاید عده ای این تیکه از کلام شمارو خوب توجه نکنن که به کسانی بگیم که در مدار مثبتن( در یه کلام عباسمنشی ان).
اگه بیاییم صرف اینکه برای من انگیزه میشه که حرکت کنم، پس بیام به اطرافیانم و دیگران هدفم رو بگم این باعث میشه اونا کلی انرژی منفی بدن و حتی شاید مسخره کنن و این باعث بشه نه تنها برام انگیزه نشه بلکه از اون دور بشم.
مثل خودم که کلی داشتم نتیجه میگرفتم و……
بعد اومدم گفتم و هدفامو هم گفتم و با فاصله هزاران کیلومتر از هدفام دور شدم.
و دوباره اومدم دارم از اول شروع میکنم و مهر سکوت زدم رو لبم.
اگه بخام با سرعت موفق بشم نباید با کسایی که هم مدار من نیستن صحبت کنم.
این مورد رو چون تو زندگی خودم به عینه تجربه کردم دوس داشتم با شما دوستان هم فرکانسی ام به اشتراک بزارم.
اگرچه استاد هم اشاره کردن بارها وبارها در صحبتاشون.
اون که تو مدار باشه میگیره این حرفارو.
اون که نباشه اصلا نمیشنوه و وقتی دوباره میاد دوره هارو دوره میکنه و حرفای استاد رو مرور میکنه میگه وایییییییییییی استاد که اینارو گفته بود چطور من نفهمیدم( مث خود من).
انشالا همه در مدار مثبت و رو به رشد باشیم و برای گفتن این اگاهیهای ناب بهدیگران که در مدارش نیسن روزه سکوت بگیریم.
و سوگند به شب، آنگاه که آرام گیرد (و تاریکیاش همه جا را بپوشاند)؛
ما وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَ ما قَلى
(که) به هیچ وجه پروردگارت تو را رها نکرده و از تو بدش نیامده است؛
وَ لَلْآخِرَهُ خَیْرٌ لَکَ مِنَ الْأُولى
و قطعاً آخرت برای تو بهتر از دنیاست؛
وَ لَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضى
و بهزودی پروردگارت (پاداشی) به تو عطا میکند که (کاملاً) راضی خواهی شد.
سلام به استاد جانم، مریم جان شایسته و همه دوستای عزیزم.
از خدا میخوام ، که آنچه رو که باید، بهم بگه که بنویسم. دوست دارم یه رد پایی از خودم بذارم از نقشه مسیر، جاهایی که جای کار بیشتر داره و جاهایی که خوب جواب داده.
استاد عزیزم اول از همه میخوام ازتون تشکر کنم قلبا، شما خدا رو به من شناسوندین، شما اعجاز قرآن رو درک کردین و با کلام ساده منتقلش کردین. شما بهم یاد دادین مهمترین رابطه ای که دارم، رابطه با خودمو و خداس. قطعا تشکر زبانی نمیتونه حق مطلب رو ادا کنه. پس اجازه بدین با نتایجی که از اومدن تو مسیری که شما بهم یاد دادین ازتون قدردانی کنم.
استاد جان، من چن روز پیش تز دکترامو با موفقیت دفاع کردم و ارائم جزو بهترین ارائه های دانشگاه انتخاب شد. استاد جان اگه بخوام از احساسم الان بگم براتون، باید بگم که یه باری به اندازه کل کره زمین از روی شونه هام برداشته شده. سبکم، آرومم، خدا راضیم کرد تو این زمینه.
توی این پروسه، به خصوص این هفته آخر قبل دفاع، چنان حجمی از وسوسه ها و نجواهای شیطان اومده بودن بالا، که خواب رو ازم گرفته بودن. اونجا بود که فهمیدم من خیلییییی خیلیییی بیشتر باید روی توحید کار کنم. هزار بار هم این جمله ها رو به خودم میگفتم:
1- خدایی که منو تا اینجا آورده، بقیشم میبره
2- الخیر فی ماوقع
3- و افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد
4- و مَن یَتوکَّل عَلی الله فهوَ حَسبُه
5- فالله خیر حافظا و هو الرحمن اراحمین و…..
ولی صدای نجوا قطع نمیشد، پیوسته بود. تا اینکه عصر روز قبل دفاعم، به طرز معجزه آسایی قلبمو خدا آروم کرد، مسلط، مثل همون تعبیر قرآن که برای مومنان هیچ ترسی وجود نداره. درس های زیادی این مدت گرفتم:
درس اول: وقتی تا اون حد تحت فشار بودم، فهمیدم که من در زمینه توحید هنوز خیلیییییی کار دارم، به خصوص رو حساب کردن خدا تو زمینه هایی که فک میکنم خودم بیشتر حالیمه. امان از این بلدم بلدم کردن ها که آدمو میندازه رو یه سیکل فرسایشی و داغون. متعهد کردم خودمو آگاهانه ببندم به قرآن و داستان های توحیدی. به حدی که شخصیتم توحیدی تر بشه.
درس دوم: جلوی نجواها رو همون لحظه اول که هجوم میارن بگیرم. نذارم بهش زمان بخوره، هر چقدر زمان بیشتری ذهنم رو آزاد بذارم برای زمزمه نجواها، به همون اندازه کارم سخت تره برا رها شدن ازشون. اصلا باید همه قوامو به کار بگیرم برای مراقبت از ذهنم.
درس سوم: اینقدر آگاهای های دوره احساس لیاقت رو کار کنم و بهشون مسلط بشم که توی لحظات سخت، لازم نباشه که زور بزنم که خودمو سرپا نگه دارم. اونی که باید منو قبول داشته باشه خودمم، وگرنه دنیا بیان بگن تو خفنی و خودم اینو نپذیرمش هیچ فایده ای نداره.
درس چهارم: هر لحظه به خودم یادآوری کنم که حالت چطوره؟ هر لحظه احساسمو رصد کنم و تنظیمش کنم.
درس پنجم: احساس و حال خوب خودم رو تو اولویت قرار بدم، بین خودمو کارم، خودمو بچم، خودمو همسرم، خودمو و پولم، همیشه خودمو انتخاب کنم و همه برنامه هامو بر این اساس بذارم. اینطوریه که همه چی سر جای خودش قرار میگیره، وقتی رابطم با خودم خوبه. بنفیتشم به همه میرسه.
درس ششم: چگونگی رو رها کنم. این خیلی جای کار داره. یه لیست بلند و بالا از موقعیت هایی که خدا از جاهایی که فکرشو نمیکردم برام ساخته، باید درست کنم و هر روز بخونمش.
درس هفتم: قبل رسیدن به هدف، هدف بعدی رو مشخص کنم. رسیدن به هدفمو جشن بگیرم و یه استراحت بکنم، ولی یه خیز بزرگ هم بردارم برای هدف بعدیم.
استاد نمیدونید چن وقتیه که از چپ و راست و بالا و پایین، زمین و زمان بهم دارن میگن، هدف بعدیم بهبود شرایط مالی هس. گرچه تو همین 8 ماه اخیر ورودی مالیم 4 برابر شده و بدهی هام صفر شده، ولی خیلی موارد هس که هنوز تب رسیدن بهشون رو دارم. و به شدت براشون انگیزه دارم. و میخوام که خداییه خدا رو توی این موضوع هم امتحانش کنم. تارگتم رسیدن به آزادی مالی هس، در حدی که همین جایی که هستم برای خونواده سه نفرمون بتونم یه خونه بخرم، نقد، بدون وام و بدهی.
استاد برای جایزه به خودم و خونوادم، دیروز یه آروی رنت کردیم برای 10 روز سفر به شمال کبک. خیلی براش هیجان دارم و خوشحالم. اول اینکه از نظر مالی اینقدر دستم باز بود که این جایزه روبه خودم بدم. و بعد اینکه یه حسی بهم میگه، این سفر میشه نقطه عطف زندگیم از نظر مالی. به این خاطر که لذتی که این سفر بهم میده، موتور حرکتم به سمت تارگت بعدیم رو راه میندازه. استاد برنامم اینه که تمرکزمو بذارم رو روانشناسی ثروت و احساس لیاقت. و البته که دست خدا رو کاملااااا باز گذاشتم، خودش بهم بگه کی، چی رو بشنوم و کی، چیکار کنم.
نمیدونم چقدر چیزایی که نوشتم ربط داشت به موضوع این فایل، ولی چون هیچ ایده ای نداشتم این رد پا رو کجا بذارم، خدا خودش گفت، همینجا جای درستشه. منم گفت چشم عشقم.
استاد عزیزم زبانم از تشکر کردن از شما قاصره، از خدا میخوام چنان معجزاتی رو برام تو تارگت جدیدم رقم بزنه که من، بیام تمام مدت براتون از دستاوردای جدیدم بگم و اینطورییی قدر دانی کنم ازتون.
استاد جونم از تجربیات سفرمون به شمال کبک هم براتون عکس میدم، میخوام بهتون قشنگی های اینجا رو نشون بدم و موتیوتتون کنم برای یه سفر به دور کبک. گرچه اگه برنامه سفر به کانادا رو نذارین خودم تا چن ماه دیگه که پاس کانادا تو دستمه، میام آمریکا پیشتون. ( پس تو این مدت اگه اومدنی شدین به کانادا، حتمااااااا خبر بدین:))
تنتون سالم، قلبمون آروم، خونتون آباد و پر از یاد خدا.
میدونی چقدر کامنتت بموقع رسید دستم. تو کارم چن روزه که به یه سری چالش ها خوردم، که قطعا اومدن که بررگترم کنن. و درست کامنتت رو زمانی گرفتم که نجواها داشتن کرم میکردن.
الهام عزیز مرسی که با قلب مهربونت تحسینم کردی.
مرسی که با کامنتت بهم یادآوری کردی، چقدر مهمه که همواره رو خودم کار کنم.
قطعا هر آنچه از تحسین برام نوشتی، در درون خودت موج میزنه، از شجاعت و جسارت و احساس لیاقت.
تنت سالم و قلبت آروم و رزق و روزی جز جدایی ناپذیر زندگیت
چند وقتیه که هدایت شدم به کامنتهای زیبای شما و لذت میبرم از نتایج عالی که میگیرین
تبریک میگم بهتون بخاطر موفقیت تون در ارائه و دفاع تز دکترا
پشتکارتون عالیه و ستودنی
من هر وقت کامنتهاتون رو میخونم تحسینتون میکنم و با عشق پنج ستاره رو در پایین کامنتتون میزارم، ولی امروز یه حسی بهم گفت براتون کامنت بزارم و از این طریق سپاسگزاری خودم رو ابراز کنم بخاطر اشتراک گذاری مطالب و نتایج عالی تون
ضمنا این رو هم بگم که عکس پروفایلتون خیلی قشنگه و حس خوبی رو منتقل میکنه
بهترین ها رو براتون آرزومندم چون عالی هستین و عالی عمل میکنین
بسیار سپاسگزارم بابت پیام پر از محبتتون. و خوشحالم که خوندن کامنت های من حس خوبی بهتون میده. بخدا منم وقتی کامنت ها رومیخونم و بچه ها از نتایجشون میگم، به قدری خوشحال میشم و انگیزه میگیرم که حد نداره.
من تازه چن وقته که این رو یاد گرفتم که چقدر کامنت گذاشتن، کار پربرکتیه. اول اینکه آدمو متوجه تغییراتی که داشته میکنه، بخصوص وقتی برمیگردی مثلا به کامنت سه ماه پیشت. بعد اینکه تحسین هایی که از دوستان دریافت میکنی، موتورتو همیشه روشن نگه میداره برا ادامه مسیر، بعد اینکه اون انگیزه و حس خوبی که به دیگران میدی چندین برابرش دوباره وارد زندگیت میشه. و کلا این پروسه به قول خانم شایسته عزیز سوده و سوده و سود.
جناب نیکو عزیز، هر جای این دنیا که هستین تنتون سالم و قلبتون آرام و موفقیت هاتون همیشگی باشه.
خدا رو شکر که باز هم فرصتی فراهم شد تا با جریان این آگاهی ها همراه بشم و با اونها بزرگ
صبح اولین باری که این فایل رو دیدم و همراهی اون موسیقی با اون حرکات موزون روی ی بدن متعادل و موزون قلبم لرزید از اون نوع لرزیدن هایی که خداوند توی قرآن از کلمه وجلت براش استفاده میکنه :
مؤمنان همان کسانى اند که چون خدا یاد شود دلهایشان بترسد و چون آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان بیفزاید و بر پروردگار خود توکل مى کنند انفال (2)
دیدن این فایل در قالب یک جسمی که اینقدر متحول شده بود( سوای از بعد روحانی و ذهنی ) جز آیت خداوند برای من چی میتونه باشه آیتی که بر ایمان من به خداوند میتونه بیفزایه و توکل من بر اون رو بیشتر کنه
من توی این فایل خیلی چیزها رو که توی قرآن اومده و شما به یادم آوردین از زمان آشناشدن براتون باز هم برام مرور کرد مثل:
مفهوم مومنون :
الذین یومنون بالغیب
والذین یقیمون الصلات و یوتون الزکات
و مما رزقناهم ینفقون
چقدر قشنگ میشه این مفاهیم رو توی این روندی که شما طی کردین استاد به وضوح دید .اینکه شما هدفتون رو انتخاب میکنن و دست هدایت رو باز میزارین یعنی همون ایمان به غیب
اینکه شما اینقدر به بدن و مکانیسم اون توجه کردین که چطور خالق این بدن اون رو منظم ساخته و با چه مکانیسمی داره مدیریت میشه بطور طبیعی یعنی همون یقیمون الصلاه
اینکه شما میاین و نتایج و دستاوردهاتون رو در اختیار افراد آماده میزارین یعنی همون دادن زکات و انفاق کردن
هر چی بیشتر داره میگذره منطبق بودن رفتار و عملکرد شما با قرآن چقدر داره بیشتر خودش رو نشون میده
استاد شما توی فایل های اجرای توحید در عمل که این روزها هر روز صبح اشک من رو در میارن میگین همه چی توحیده چقدر الان دارم بهتر درک میکنم این مفهوم رو .اینکه هیچ چیز بیرون از ما نیست و همه چیز در درون ماست
حتی اینجا برای رسیدن به این هدف هم شما به درون خودتون مراجعه کردین .درسته شما رفتین تحقیقات وسیعی انجام دادین در مورد بدن اما باز هم جهت به سمت درون بود وقتی درون تغییر کرد توی بیرون هم تجلی اون ظاهر شد
یکی دیگه از مفامیم که با این فایل من بهتر درکش کردم و یا بهتره بگم درکش کردم ی کم چون تا حالا فکر میکردم درکش کرده بودم مفهومه تکامله که باز هم توی قرآن سند و مدرکش هست همون آیه هایی که با ثم شروع میشن که گذشت ی زمانی رو داره نشون میده
استاد شما توی همه ی دوره هاتون دارین میگین تکامل باید رعایت بشه و چقدر قشنگ من با بودن توی دوره دوازده قدم از سال 98 تا الان این روند تکاملی رسیدن به انرژی جسمانی شما رو به یاد آوردم و درکش کردم که برای رسیدن به هر خواسته ای باید زمان مناسبش طی بشه
چقدر همین به من کمک کرد که ی ایراد بزرگ توی خودم کشف کنم و اونم اینه که من هدفم رو توی دوره حل مسایل گذاشتم رسیدن به استقلال مالی ی فرآیندی که باید زمان مناسبش برای من طی بشه اما من ناخودآگاه انتظار فوری و آنی دارم که توی یک سال این برای من اتفاق بیفته و چقدر همین به من استرس وارد میکنه
الان دارم میفهمم چرا توی اهرم رنج و لذت میگین حداقل 5 سال رو در نظر بگیرین برای این فرآینده و رنج و لذت هاش رو بنویسین
استاد عباس منش ی شبه یا ی ساله به این هدفش نرسید زمان برد چند سال اونوقت من انتظار دارم که ی ساله ثروتمند بشم نمیگم نمیشه توی یکسال ثروتمند شد شاید برای کسی که ظرفش آماده باشه اتفاق بیفته اما حداقلش اینه که دو سه سال روند تکاملی طی بشه مخصوصا برای فردی که ذهنیت فقیری داشته مثل من
چقدر دیدن همین فایل به من کمک کرد که ی کم آرومتر بشم و انتظار بیجا از خودم نداشته باشم
ی نکته ی دیگه که باز این فایل به من کمک کرد توی درکش مفهوم هدایت بود که یعنی چی هدایت ها از راه میرسن یعنی چی باید واگذار کنی به خداوند .استاد اون زمانی که این هدف رو انتخاب کردن هیچی نمیدونستن که قراره چکار کنن فقط هدف رو انتخاب کردن و اعتماد کردن به جریان هدایت .اما نکته ی مهم اینه که باز هم بقول خود استاد این داستان هدایت هم خودشه تکامل داره و باید این تکامله طی بشه تا اون نتیجه ی دلخواه بوجود بیاد
چقدر درک همین موضوع میتونه به من کمک کنه در پیدا کردن مسیر مورد علاقم که من فقط بیام هدفم رو انتخاب کنم و بنویسمش و با ایمان به خداوند وهدایت هاش قدم بردارم تا مسیر برام مشخص بشه و اگر تا حالا نشده یعنی ایمانه قوی نبوده یعنی توحیده هنوز خوب ساخته نشده و برای همین هم خداوند بهم الهام کرد که برو توحیدت رو درست کن تا خوب پایه هاش محکم بشه
به نام خداوند مهربان
سلام به استاد عزیز و خوش اندامم
سلام به خانم شایسته ی نازنینم
چقدر از دیدن اندام زیباتون لذت میبرم به جرات میتونم بگم تا حالا با دیدن اندام زیبا آنقدر لذت نبرده بودم و از این زاویه بهش نگاه نکرده بودم که اگه یه نفر تونسته از اون اندام به این اندام برسه پس منم میتونم
تو دی ماه 1400 از طریق دوستم با داستان باورها آشنا شدم اونم با مسیر لاغری با ذهن
سرچ زدم تو اینستا و تو یکی از پست ها یکی از فایل های شما تو یه پیج دیگه ای بود چون اصلا تو مدار شما نبودم یادم نیست کدوم فایل ،فقط یادمه چون اندامتان رو دیدم گفتم ایشون اگه میگه باور چرا رو اندامش کار نمیکنه و پست و زدم رفت بارها اسمتون رو از استاد هایی که صحبت میکردن شنیده بودم برای همین توی گوگل سرچ زدم که ببینم این استاد عباس منش کیه وقتی شما رو دیدم گفتم اولش تعجب کردم نتایج قانون سلامتی رو گداشته بودید رو سایت
خودمو خیلی سرزنش کردم که ببین چقدر راحت در مورد مردم قضاوت میکنی
من از لحاظ سلامتی باورهای محدود کننده ای دارم و خیلی از مشکلاتی که شما تو قانون سلامتی میگید رو دارم
یعنی وجود یه همچین دوره ای برای من معجزه است خیلی به ذوق اومده بودم ولی وقتی قیمت دوره رو دیدم حتی وقتی با تخفیف بود برام خیلی گرون بود کلا ناامید شدم و گفتم اینجور که بوش میاد من حالا حالا ها نمیتونم این دوره رو تهیه کنم بدون اینکه عضو سایت بشم از سایت رفتم بیرون ولی همیشه گوشه ی ذهنم خرید قانون سلامتی بود و هست
همیشه از شما شنیدم یه هدفی مشخص کردم براش قدم بردار
الویت هاتو مشخص کن و تلاش کن تا برای رسیدن به اون هدف
الان تو این مرحله از زندگیم مهمترین الولیت من داشتن درآمد
چون رسیدن به این هدف بهم کمک میکنه به خیلی از خواسته هام برسم
یکی از اون خواسته های مهم تهیه دوره قانون سلامتی
چند روزی میشه که برای خودم یه هدف خیلی کوچیک مشخص کردم و دارم میبینم که خدا چطوری هدایتم میکنه همین فایل بزرگترین نشونه از اینکه مسیرم درسته
قدم اول اینکه هدفت رو اعلام کن
خوب وقتی اینو گفتید گفتم من به کی بگم هدفمو کجا بگم که بهتر باشه
گفت هیمنجاا بگو
اینجا بهترین جا
من تو این پیام مینویسم که
هدفم اینه تا پایان امسال از درآمد صفر مطلق به ماهی 20 تومن برسم
و دوره قانون سلامتی رو تهیه کنم اونم با درآمد خودم
اینجا تنها جایی که به ذهنم رسید و میدونم پر از آدمای مثبت هست
دومین قدم اینه به ایده هایی که گفته میشه در اول مسیر عمل کنم ولی ذهنمو باز بزارم برای هدایت
خوب اولین ایده ای که به ذهنم رسید اینه از لیست دانلود ها برم توی باور های ثروت ساز کار کنم و تمریناتی که میگید رو انجام بدم
و در کنارش رو عزت نفسم کار کنم
فعلا این قدم رو برمیدارم تا خدا هدایتم کنه
من خیلی هدف ها برای خودم مشخص میکردم ولی تقریبا میتونم بگم هیچ کدوم رو به مرحله عادت نرسوندم و تا نتیجه کوچولو میگرفتم برمیگشتم به سبک قبلی
البته خودمو سرزنش نمیکنم چون همین پیدا کردن مسیر درستم تکاملی و همین اشتباهات بهم کمک کرده یه سری قوانین رو بهتر بتونم درک کنم
یکی از هدف هایی که بهش رسیدم یاد گرفتن رانندگی بود
بخاطر یه سری تضاد هایی که تو زندگی برام پیش اومده بود مثل دور بودن خونه مامانم ،پسرم رو کلاسی ثبت نام کردم که دور از خونه بود و وقتی میخواستیم کلاس بریم واقعا اذیت میشدیم
تصمیم گرفتم که رانندگی رو یاد بگیرم
همون روزی که متعهد شدم خداوند یه همراه هم برام فرستاد و دختر عموم هم با من همراه شد
چقدر نجوا میاومد که مگه رانندگی بچه بازی
اگه بری به یه آدم بزنی چی اگه به یه ماشین مدل بالا بزنی چی و ……
من فقط نتیجه ی نهایی رو میدیدم تو ذهنم که دارم تنهایی میرم خونه مامانم
بدون اینکه قانون رو بدونم هر روز این لحظه رو تصور میکردم و مطمئن بودم اگه تلاشمو کنم واقعی میکنم اون لحظه رو
یه جاهایی کم میآوردم میگفتم من نمیتونم اما هدف اصلیم رو که به یاد میآوردم انگیزه میشد
چند نفر رو انتخاب کرده بودم و مدام میگفتم اگه اون تونسته پس من حتما میتونم
خلاصه هر روز نجوا بود ولی قدرت اشتیاقی که من برای آموزش دیدن داشتم بیشتر بود
هر روز هر جوری میشد تمرین میکردم
جلوی خونه هی ماشین رو برمیداشتم و پارک کردن رو تمرین میکردم
بارها توسط همسایه ها مسخره میشدم نگاه تمسخر آمیز همسایه های مرد اذیتم میکرد ولی بهم انگیزه میداد میگفتم حالا که مسخره شدم باید ادامه بدم
آنقدر ادامه دادم تا به هدفم رسیدم
اولین باری که تنها رفتم خونه مادرم یه حس قدرت فوق العاده داشتم
هر سری که میخواستم تنها برم جایی نجوادمیاومد نری دیونه اتفاقی بیافته چیکار میکنی
ولی همش میگفتم بابا من همون آدمی ام که یه بار تونستم برم تنهایی جایی الآنم میتونم
و هر روز به خودم میگفتم چطوری میتونم پارک بهتری بکنم چون تمرکزم رو این موضوع بود هر کسی بهم یه راهی میگفت همه رو امتحان میکردم و آسون ترین راه رو یاد گرفتم و سعی کردم اونو تمرین کنم
به هدفم رسیدم ولی برای هر روز بهتر شدن قدمی برنداشتم
گفتم هدف من این بود بتونم خودم تنهایی برم خونه مامانم نمیخام دیگه شوماخر بشم
ولی اینجا بود که تلاشی برای پیشرفت نگردم و این برام یه درس بزرگ بود
که هر روز باید برای بهتر شدن تلاش کنم
چند روز پیش توی فایل درس زندگی از یک بازی با یاد آوری یه سری موضوع ها
به خودم گفتم من یه سری هدف دارم چه قدمی براشون برداشتم ؟
اون فایل شد یه تلنگر برای من
و من شروع کردم به ریز کردن هدفم
و قدم براش برداشتم
اینکه گفتیو اجازه بدید خدا هدایت کنه و راه حل ها رو بهتون میگه فوقالعاده حس خوبی داره
اینکه یه کسی که قدرت کل جهان دستشه هدایتت میکنه و بهت همه چیز رو میگه نگران نباش
یکی از بهترین حس های دنیاست
تلاشم رو میکنم که این سری متعهد تر عمل کنم و به ایده هایی که الهام میشه با ایمان بیشتری عمل کنم
هیچ ایده ی دیگه ای ندارم ولی آنقدر به صحبت های شما و هدایت خداوند اطمینان دارم که مطمئنم میام و اینجا مینویسم به چه راه کارها و شرایط و آدم هایی هدایت شدم که بهم کمک کردند به هدف برسم
سلام دوست خوبم زینب خانم
افرین افرین توهمین الان بسیار بسیار پیشرفت داشتی به لطف خدا کامنت شما را خواندم و لذت بردم از این همه قدم هایی که برداشتی خدارا شکر
تصور کن میری بلیط هواپیما بگیری ولی نمیدونی کجامیخواهی بری ؟ مسول اژانس از شما سوال میکنهمقصدت کجاست وتونمیدونی اون برای توکاری نمی تونه بکنه
همه درخواست هات از خداوندرا بنویس وبرای هرکدامشون کوچکترین قدم را بردار در روز حتی اگر اونقدم مطالعه یک کامنت یا یک سرچ در گوگل باشه قدم به قدم خداوند وقتی تعهدتورا ببینه تورا هدایت میکنه سعی کن همیشه حالت خوب باشه همیشه در هر حالی سپاسگزار انچهکهداری باش
درهایی از نعمت بروی شما باز میشه
این مطالب رایگان استاد گنجه تک تکش حاوی مطالب بسیار مفیده استفاده کن موفقشاد سالم وثروتمند باشی در پناه الله مهربان رب العالمین
سلام آقای ربانی عزیز
ممنونم بابت کامنت پر انرژیتون
یه وقتایی مسیر رو گممیکنم
نمیدونم باید چیکار کنم ولی خدا آنقدر قشنگ هدایت میکنه
که اگه من یاد بگیرم ذهنمو آروم کنم صدای این هدایت رو میشنوم
بابت نکته ای که گفتید ازتون سپاسگزارم دقیقا همینه من باید خواسته ام رو بنویسم و براش قدم بردارم اوایل فکر میکردم قدم برداشتن یعنی یه کار بزرگی انجام دادن ولی اینجا یاد گرفتم قدم برداشتن رو از کارای کوچیک شروع کنم و همه ی همین قدم برداشتن ها هم یعنی پیشرفت
ممنونم ازتون
براتون از خدای مهربون بهترین ها رو میخام
بنام خدای هدایتگرم
سلام ب همگی
ای خداااا
واقعا چطوری هدایت میشیم ما
نمیدونم از کجا بنویسم
ولی
خلاصه ترین حالت اینکه که بگم
من مدتها بود دلم میخواست برم باشگاه
و بهانه ام دخترم بود که نوزاد بود و حالا ٣ ساله شده
خدا هدایتم کرد که دخترم رو کلاسی ثبت نام کردم
و زیر اون ساختمون
باشگاه خانم هاست
وقتی دخترم رو میبرم میبینم تو اون تایم خانمها در رفت و امد باشگاهن
دیروز نشانه هدایتم معرفی جلسه ٣ قانون سلامتی بود
بخدا کفتم
خدایا من واقعاا هنوز امادگی ذهنی و البته مالی برای تعهد تغذیه دوره رو ندارم
خدایا من ب مسیر اسان کاهش وزن هدایت کن
امروز که اومدم نشانه هدایتم رو بزنم ی اضطراب اومد سراغم
گفتم خدایا خواهش میکنم قانون سلامتی نباشه
نشانه روزم سفر ب دور امریکا قسمت ٢١5 بود
ی نفس راحت کشیدم
کامنت های برتر رو شروع کردم ب خوندن
تو کامنت سعیده جان
همون چند خط اولش لینک این فایل هدف گذاری رو گذاشته بود. که بیایم ببینیم
من کامنت تا همین لحظه رها کردم و زدم روی لینک
کامنت اول
برای سید علی عزیز بود
خدایااااا توش ب وضوح گفته بود که هدایت شده ب ورزش
روزی یک ساعت
هوازی
گفتم خدایا
ممنونم از هدایتت
کامنت بعدی
کامنت سعیده جان بود
خوندم دیدم
اونم نوشته میخواد بره باشگاه
و گفتم اینهههه
خدا ی مدت هست بهم میگه حواست ب سلامتیت باشه
ولی باز من نمیگرفتم
خدا
گفت بابا این بنده من
نمیگیره چی میگم
بذار ببرمش سر اصل مطلب ( حاج خانوم نمیتونی دوره رو مار کنی؟؟؟
باشه
نکن
باشگاه که میتونی بری )
و امروز دونه دونه برام روشن شد که تو اون یکساعت که دخترم کلاس
من برم باشگاه در حالیکه توی ترم گذشته که دخترم رو میبردم کلاس متوجه این موضوع نشده بودم ( در مدار نبودم)
دوتا باشگاه اونجا هست
یکی زیر زمین ساختمون کلاس دخترم
و یکی دیگه دو تا فرعی با لاتر
و شنبه میرم دنبالش
و خدا هدایت کنه من ب بهترین مکان و بهترین مربی
الان دیدم که کامنت سید علی و سعیده دقیقا برای یکسال پیش بوده
٢٧ اردیبهشت ۴٠٢
و امروز ٢٧ اردیبهشت ۴٠٣
اول تخلیه بعد تحلیه!
با نام و یاد خدا و عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامی…
دوستان بنده دوره 12 قدمو چند ماهه که شروع کردم، اما تا قدم چهارم استاپ کردم و هدایتی رفتم سراغ دوره احساس لیاقت تا بعد از اون ان شاالله دوباره برم سراغ ادامه 12 قدم…
میدونید چرا؟ بنظرم قبل از اینکه با 12 قدم تکاملی بریم دنیال رسیدن به خواسته هامون اول باید به خودشناسی برسیم تا اصالت خواسته هامونو درک کنیم، بفهمیم کدوم خواسته ها مربوط به خودمونه و کدومش نشات گرفته از عقده های گذشته، ثابت کردن به بقیه، کمک کردن به دیگران و هزار تا موضوع شرک آمیز دیگس…
چرا؟
به چند دلیل:
1- خیلی از خواسته هامون عقده های دوران گذشتس و با کلی تلاش و گذاشتن هزینه و عمرمون وقتی بهش میرسیم تازه میفهمیم که این اون چیزی نبوده که من دنبالش بودم
2- این که اون خواسته ها، خواسته های حقیقی خودمون نبوده و تهش یه نگاه شرک آلود بوده خودش مانع میشه برای رسیدن…یا دچار عجله میشیم، یا کمالگرایی و هزار تا داستان دیگه
3- با احساس آرامش هزار برابر و با صبر و توکل و لذت از مسیر جلو میریم…
پس اول تخلیه از خواسته ها و آرزوها و عقده هایی که مال خودمون نیست یا اعتقاد نادرستی که بخاطر عدم خودشناسی پشتشه…اونم با دوره احساس لیاقت..
بعد تحلیه و زینت به باورهای درست دوره 12 قدم که صددرصد با سرعت هزاران برابر ان شاالله بهش میرسیم…
خواستم فقط اشاره کنم که جلسه 4 احساس لیاقت با من همون کاری رو کرد که چنگ رودکی با امیرنصر سامانی!
واقعا رها میشید و با حال عالی در مسیر خودشناسی و دستیابی به خواسته هایی که باعث رشدتون میشه حرکت میکنید…
به نام خدای مهربان
سلام و درود به استاد خوش اندام و پر انرژی ام
شاید قبلاً دلیل سخت دانستن هدف را شرایط و دیگران میدانستم اما نمیدانستم حتی استفاده از عبارتی که احساس خوبی از رسیدن به هدف را به ما میدهد بسیار تأثیرگذار است
مانند استفاده از عبارت (رسیدن به انرژی ایده آل)
به جای (رسیدن به وزن ایده آل) به عنوان هدف.
جسارت اعلام هدف در برابر دیگران خود نشان دهنده ایمان و احساس خوب از دست یافتنی بودن آن در ذهن ماست و کسی که ایمان دارد به هدفش با این ترفند خود را بیشتر متعهد می کند که به هدفش دست یابد.
خدارو سپاسگزارم که امروز به این فایل هدایت شدم
خدایا شکرت
سلام سلام صدتا سلام
از یه صبح سرد پاییزی 2 درجه ای ولی رنگارنگ و بسیار زیبا(پنجشنبه 9 اکتبر)
خداروشکر که خودش خیلی قشنگ داره منو هدایت میکنه تو این چله که هرروز چه فایلی رو ببینم
دیروز از رو ایمیل کامنت مامانم هدایت شدم به کامنت ندا بشارتی عزیز زیر این فایل و بعد کامنت لیلای عزیز و سلسله جوابهای زیباش
اول که کلی تحسین کردم این دوتا خواهر دوست داشتنی رو:) و چقدر خوشحال شدم برای جفتشون و چقدر قوانین برام مرور شد
بعدم حس کردم این هدایت خدا بود و این فایل رو باید امروز به عنوان روز سوم گوش بدم و براش کامنت بذارم
سیستم هدف گزاری و تاثیر آن در زندگی
–هدف تعیین کنیم
–هدف رو برای خودمون روشن و واضح کنیم، مثلا برای استاد الزاما هیکل یا وزن خاص نبود، انرژی جسمانی بود
–وضعیت فعلی رو بنویسیم برای خودمون که یادمون نره، و وضعیتی که میخوایم بهش برسیم
معمولا الگو و راه رسیدن به اهداف یکیه، فقط جزییات متفاوته
»»»اگر خیلی مطمئن و متعهد هستیم که میخوایم به این هدف حتما برسیم، بهتره بیایم اعلامش کنیم (به فرد یا افرادی که جاجمنتال و منفی نگر نباشن)
این باعث میشه یه احساس تعهد مضاعفی بکنیم و به راحتی کم نیاریم
»»»وقتی هدف مشخص داریم، و ایمان داریم، باور داریم، خداوند هدایتمون میکنه، از راههایی و به مسیرهایی که شاید اول اصلا به اونها فکر هم نکنیم
پس: اگر اول راه ایده ی خاصی نداریم، نگران نباشیم و باعث نشه متوقف بشیم، وقتی قدم اول رو برداریم قدم های بعدی گفته میشه
»»»و این نکته ی مهم: ممکنه یه سری ایده ی اولیه ما داشته باشیم، ولی بعد ایده های کاملا متفاوتی بیاد، باید ذهنمون و قلبمون رو باز بذاریم برای ایده ها و الهامات و هدایت ها
نچسبیم به یه ایده یا یه مسیر خاص
»»»وقتی نتایج کم کم میاد، همون نتیجه بهمون انگیزه ی مضاعف میده برای ادامه ی مسیر
مسیر و الگو رو یادمون بمونه، به خودمون یادآوری کنیم که چجوری شد که به این نتایج رسیدم، و اون مسیر رو، اون رفتارها، کارها… اونا رو حفظ کنیم و عادت جدید ایجاد کنیم و اون رو بکنیم لایف استایل جدیدمون
حواسمون باشه دوباره برنگردیم به حالت قبلی، اگر برگردیم به روتین قبلی، نتایج قبلی رو هم دوباره میگیریم
اگر نتایج پایدار میخوایم، باید تو مسیر و روتینمون هم پایدار باشیم
حالا هدفای من
یکی همین چله، یا دوره ی چهل روزه، که در اصل یه ایده و یه وسیله بود برای “بزرگتر کردن ظرفم و رسیدن به دو تا از خواسته هام و حتی فراتر از خواسته هام” ولی الان خودش شده یه هدف کوتاه مدت، یه چیزی که هرروز متعهدانه و با ذوق براش تایم میذارم که انجامش بدم، و هر روزی که انجامش میدم دقیقا یه حس achievement و حس خیلی خوبی بهم میده و انگیزه ی مضاعف برای ادامه
یا مثلا زبان فرانسه خوندن، که درواقع یک step و یک requirement هست که باید انجامش بدم برای هدف pr، و اینم الان شده یه هدف میان مدت، چند ماهه، و اینم باز یه جورایی به زندگیم معنای بیشتری داده، یه تایم فریم مشخص داره و منو ملزم میکنه به اینکه وقت بذارم حداقل هفته ای چندروز برای فرانسه خوندن …
خب من قبلا این مسرو رفتم برای آیلتس، و میدونم چجوری نتیجه ی دلخواه رو گرفتم، میدونم الانم باید اون تعهد و استمرار رو داشته باشم،
و قشنگیش همینه که کم کم لایف استایل آدم عوض میشه، ینی اگر درست کار کنی خود به خود عوض میشه، چون باید از یه سری کارهای غیر ضروری بزنی، باید یه کم منظم تر و با برنامه تر بشی تا بتونی به زبان خوندنت برسی
خدا رو شکر برای این آگاهی ها و هدایت ها
این کامنت رو دیروز نوشتم ولی همونطور که تو کامنتم تو فایل «نشانه ی من برای واضح شدن قدم بعدی ام» توضیح دادم، دیروز هی نشد و نشد که این کامنت رو کامل کنم و ارسال کنم
و آخرش کاملا هدایتی و یه جورایی زورکی D: هدایت شدم به اون فایلِ نشانه و کامنت روز سوم از چله م رو اونجا نوشتم:)
امروزم که جمعه ست و من جدیدا جمعه ها سرکار نمیرم
قرار بود یه آزمایش خون و سونوگرافی انجام بدم، رفتم خیلی راحت و بی دردسر آزمایشم رو انجام دادم، بدون هیچ معطللی، ینی یه نفرم قبل من نبود و بلافاصله رفتم آزمایشم رو دادم:)
برای سونو یادم رفته بود وقت بگیرم، تو راهم زنگ زدم برای امروز و فردا وقت نداشت، وسط هفته هم که من نمیتونم، برای جمعه ی دیگه وقت گرفتم و گفتم یه کم برای خودم پیاده روی کنم،
بعدم رفتم یه farmers market که نزدیک خونمونه و یه سبد توت فرنگیِ تازه خریدم:)
برگشتنه اون مرکز سونوگرافی سر راهم بود، گفتم برم بهشون بگم اگر احیاناً فردا کنسلی داشتن به من زنگ بزنن که برم
داشتم میومدم بیرون که یه خانوم دکتری که مکالمه مون رو شنیده بود گفت اگه نسخه ت رو آوردی الان میتونی بشینی برات انجام بدیم:)
به همین راحتی، به همین خوشمزگی
کلی خدا رو شکر کردم و با خوشحالی نشستم و الان تو همین تایم انتظارم اومدم این کامنت رو کامل کنم و بفرستم که دیدم متنی که از قبل اینجا تو باکس کامنت کپی کرده بودم نپریده و همینجا مونده:)
گفتم خب دیگه معلومه الان وقتشه کامنت این فایل رو بفرستم، دیروز وقتش نبود
خدایا شکرت برای هدایت هات
شکرت برای بزرگتر شدن ظرفم
شکرت بابت خودت و خداییت
در پناه خدا باشیم همگی
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خدای یکتای جهان آفرین.
سلام به همهی عزیزان دلم
سلام به استاد مهربان و پرقدرت و باارادهام، همینطور مریم جان گلی و یک سلام گرم و بینظیر به همه ی هم پاره های نازنین اعضای گرم و صمیمی عباس منش.
چند روز پیش که این فایل روی سایت اومد من به خودم گفتم باید کامنتم را بذارم این چند روز انقدر شلوغ ِ خوبی بودم که نتونستم با تمرکز وقت بذارم الانم فقط یک ساعت وقت دارم تا رفتن به کافه ( خنده ) من دوست دارم یک تشکر کنم از بچه هایی که منو پیدا میکنند و کلی تحسینم میکنم به خاطر کامنت نوشتن و وجودم … ببین چه شده بر بچه ها واقعا خوشحالم و سپاس گزار، چقدر عزت نفس بچه ها رشد کرده ماشاا.. عزت نفس جمعی.
خداروشکر میکنم به خاطر وجود ارزشمند شما استاد جان درست تو قدم اول جلسه ششم یادمه که هدف گذاری کردید روی وزنی که میخواستید (اسفند 97) و انرژی که میخواستید و خب یادمه به خاطر همین هدف با همون داشته هاتون هدایت شدید به هر روز یک قدم برداشتن برای پاکسازی پارادایس در قالب سریال زندگی در بهشت.
من واقعا این جمله را با دیدن شما و این سریال بهتر درکش کردم؛ « هدف فقط به زندگی تو جهت میده و عمده رشد تو در مسیر شکل میگیره و تو در مسیر به همه چیز میرسی. ».
اتفاقا دیروز بود توی شورت استوری یوتیوب هدایت شدم به دیدن یک شخصی که 475 پوند بوده تا اینکه مریض میشه خسته میشه و تصمیم میگیره بجنگه برای اونی که باید باشه تلاش جدیدش از وزنش 250 پوند کم میکنه و اما مسیرو اشتباه میره و تا 470 پوند برمیگرده و دوباره تصمیم میگیره برای زندگیش برای رشدش، تلاش دوباره، افکار جدید کارهای جدید، استمرار، صبوری، تمرکز بالا و بدنسازی فوق العاده و حالا رسیده به یک وزن فوق العاده و مهم تر متفاوت تر از همیشه بودنش، یک بدن کات شده و ساخته شده.
داستان این آدم و داستان شما اینو به من محمد توانا میگه که، آدمی تا هدف داره زنده است ولی زندگی واقعی را وقتی واقعا با پوست و استخوانت حسش میکنی که دلیل های تو برای رسیدن به هدفت که همون باورهاست همون اهرم رنج و لذتِ بیشتر و قوی تر بشه توی ذهن خلاقت … و اون وقت که پایانی هم نداره بلکه هر بار میشه مثل هر چیز دیگه بیشتر و بیشتر حس بشه، از هر لحظه ی زندگیت از هر دم و بازدمت از هر قدم برداشتنت لذت میبری عشق میکنی و خداروشکر میکنی خدارو …
الهی شکرت که یهو منو بیدار کردی و کشوندی به انجام یک کار عقب افتاده؛ نوشتن برای این قسمت دیدن این قسمت … این قسمتی که توی باشگاه پر شده و دقیقا حالا من چند روزی هم میشه که از دومین ماه متوالی به بهترین و پرخرج ترین و پر حس و حال ترین باشگاه شهرم میگذره، و چقدر رشد کردم و چقدر از خودم راضیم، خداروشکر، واقعا واقعا استاد جان با ورزش منظم و مستمر مثل GYM دارم بهتر از همیشه زندگی را حسش میکنم دارم پر انرژِی بودن که هیچ خدای پرانرژِی بودن را حس میکنم چقدر تو کارهام چقدر تو کافه بهم کمک کرده با این همه فرشته سروکار داشته باشی توی کافه و اصلا کم نیاری که هیچ بلکه عاشق این انرژیت بشن و اگر اگر منو یک روزی کم انرژِی و افتاده باشم و ببین بهم بگن که محمد تو مثل همیشه نیستی الان ماا اون محمد پرانرژی را میخوایم. واوو خداروشکر میکنم.
و یک چیز بگم من همیشه خودم را اینجور آدمی تجسم میکردم یک ادم بسیار شاد و هپی که وقتی ادمای دنیا هر جایی باشن کامنت هاشو میخوانن، سفرنامه هاشو میخوانند، عکسشو میبیند، ویدیوهاشو میبینن، صداشو می شنون، اسمشو میشنون با اینکه اصلا نمی شناسنش، ولی انرژی بگیرن و خنده بیاد رو لبشون و برن جلو … و خوشحالم که این روزها بیشتر از همیشه توی این تجسمم که دیگه نه رویایی نه هدف بلکه شخصیت منه دارم زندگی میکنم.
و استاد جون این شخصیت امروزی من این حال متفاوت من این نگاه های متفاوت امروز من به خاطر درس های شماست، من باید اینو بگم و باید علاوه بر توی قلبم از شما تشکر کردن به شما هم بگم اینو … آره عادت سپاس گزاری. توی تفسیر آیه ی 7 ابراهیم خواندم که برای رسیدن به یک سپاس گزاری واقعی چندتا چیز با هم میتونه بهت کمک کنه، زبانی، یعنی من به شما بگم + قلبی، یعنی من تو دلم هم از شما سپاس گزار باشم.
خوشحالم …
خوشحالم و سپاس گزار برای خیلی چیزها
برای داشتن 12 قدم
برای داشتن کلی کتاب و فایل ها
برای داشتن دوستای فوق العاده
برای این آرامش
برای توانا بودن خالق بودن اونم با قدرت افکار و باورها
برای چهره ی زیبام برای ذهن خلاقم برای پرانرژِی بودنم
برای مارکو بودنم برای ایران گرد بودن و انگیزه ی بالام برای جهان گردی به زودی زود و اولین سفر خارجی یوهوو
اگر خیلی میدونی و مطمئنی که میتونی به هدفت برسی میتونی بیای جلوی دوربین و اعلامش کنی – من گفتم استاد برنامه ی این شش ماهه اول سال را Im in
درس دوم؛
وقتی قدم برداری برای هدفت با همون داشته هات خداوند هم هدایتت میکنه برای قدم بعدی
چقدر خوبه این؛ من میخوام به این هدفم برسم و راه های رسیدن به هدفم را باز میذارم، اجازه میدم خداوند منو هدایت کنه.
درس سوم:
وقتی اولین نتیجه میاد انگیزه بیشتر میاد و خودش مهر محکمی از نگاه متفاوت و عملکرد متفاوتت هست. پس ادامه میدیم.
یک واقعیت از این جهان را خیلی تحسینش میکنم، و اونم اینه که این جهان براساس رشد استوار شده خداوند براساس رشد کدنویسیش کرده یعنی این جهان چیزی رشد نمیشناسه و چطور این جهان این زندگی روی کره ی زمین مخصوصا داره رشد میکنه؟ توسط اشرف مخلوقاتی که قدرت خلق زندگیشون بهشون داده شده با قدرت افکار و ذهن، وقتی هر کدام از ما هدفی داریم و میایم تلاش کنیم برای رسیدن بهش ما قراره خیلی خالص تر بشیم خیلی بیشتر از همیشه نیازه تمرکز کنیم روی مهم ترین شخص زندگیمون که خودمون باشیم، قراره خیلی آرامش بیشتری را تجربه کنیم، فراوانی را بیشتر باور کنیم، احساس لیاقت بیشتر، ارزشمندی بیشتر قراره یک کلمه! قراره کلی خداگونه تر بشیم و با رشد ما که عمده رشد توی مسیره نه اول مسیر، با رشد ما از نگاه جز به کل، این جهان در بعد بزرگتر رشد میکنه و بله که خداوند، جهان حمایت میکنه از هر کسی که بخواد این جهان را رشد بده و جای بهتری برای زندگی تبدیلش میکنه.
درس بعد؛
محمد تو با رسیدن به هدفت الگویی میشی برای دیگران برای خانواده ات .. اخ اخ اره دقیقااا
یک سری کارهاا را که انجام میدم، یک سری جاها که میرم و اون حس و حال و تغییرم را به اشتراک میذارم توی پلتفرم های شبکه های اجتماعیم، استاد یک سری ادم هان سریع میرن اون کارو انجام میدن، یا میخوان.
مثلا من پنج شنبه شب بعد از تایم کافه ساعت 23 تایم ماساژ به روش سنگ داغ گرفتم که یک روش تبتی هست و اون وری ها از این روش برای تمرکز بیشتر شاگرداشون و خودشون استفاده میکنند اما این ور اسیا بیشتر جنبه ی درمانی داره، خب من که خداروشکر سالم سالمم ولی میخواستم تجربه اش کنم، اقا رفتیم بعد از یک ساعت و نیم نگم چه حسی را تجربه کردم خودتون برید تجربه اش کنید ( خنده ) تجربه ی باز شدن 7 چاکرای بدن و پرواز روح از بدن … فوق العاده بود فوق العاده.
تولید محتواش کردم و خداروشکر بر و بر از دیروز تا الان کلی مشتری سرازیر شده به سمت این دوستم از همین دنبال کننده های من .. و خداروشکر برای نعمت تکنولوژِی و اینترنت که زندگی را ساده تر کرده و این سادگی خودِ مسیر خداست … از تک تک عزیزای دلمم ممنونم به خاطر کامنت های فوق العاده اشون وقتی که میذارن عشقی که به جریان میذارن.
تا روزی دیگه و قسمت دیگه شما را به خدای بزرگ و متعال می سپارم.
دوستون دارم.
به نام خدا
سلام استاد جان میدونم که مثل همیشه یا در حال مسافرت هستین یا در حال بهبود و بهتر کردن سایت یا ماشین ها یا پرادایس پس حالتون رو مطمینم عالیه
و سلامی به خنکی این نسیمی که داره میسوزه الان به همه اعضای خانواده عباسمنش
خدارو شکر میکنم که امشب به لطف الله مهربان هدایت شدم به این فایل زیبا
چقدر نکات فوقالعاده ای استاد بیان کردن
شاید من در خودم نمیبینم که مثلا هدفم رو به چند تا از دوستان صمیمی یا اونا که انگیزه بهم میده بگن بعد تلاش کنم چرا که تعهد دادم
ولی ی حمله از استاد همیشه منو رو به جلو هول میداد و میده از الان به بعد
تعهد یعنی یا میمیرم یا انجامش میدم
یعنی اگه من مفهوم تعهد رو درک کنم و باورش کنم کلا میجنگم و تعهد میدم
به خدا استاد همین حرفارو چند روز پیش داشتم به کارمندان میزدم که با نتایج چقدر باعث گسترش جهان میشیم و چقدر میشه
استاد به لطف آموزشهای شما حرکت های کردم از لحاظ مالی بیشتر که تو چشمه که برای همسایه هام این باور اومده که میشه و اونها هم به لطف خدا نه تنها خودشون بلکه دست سه چهار نفر رو گرفتن و دارن کار میکنن و به قول خودمون دارن نون میخورن
استاد وقتی فایل قدم اول رو یا دوم رو فکر کنم دیدم گفتم بابا این شکم مگه آب میشه چجوری میخواد آبش کنه این رو
بعد به خودم میگفتم نه این استاد عباسمنش هر چی بگه انجام میده و بهش میرسه
برای هدف یا برای رسیدن به خواسته استاد یکی از کلام های از شما که خیلی به من کمک کرد این بود که من کلا وقتی در مورد چیزی حرف میزنم که اتفاق افتاده باشه و با نتیجه حرف بزنم و این حرف انگار زنگ بیدار باش من بود انجام میدادم میشد دیگه کسی نمیتوانست بگه نمیشه میگفتم من انجام دادم میشه
خیلی سرحال شدی استاد بهتون تبریک میگم و واقعا سپاسگذارم که باعث انرژی و انگیزه نه تنها در من بلکه در خانواده من شدین
استاد دارم خونمو تعمیر میکنم نمیدونی چقدر هم خودم خوشحالم هم بچه هام از بهترین سرامیک ها رفتن انتخاب کردن تا بهترین کابینت و بهترین نورپردازی و بهترین لوله کشی و پکیج و همه چی و به خودم میگم بابا دیدی تونستی دیدی میشه دیدی چقدر. راحت بود
خدارو صدهزار مرتبه شکر
سپاسگذارم از شما
سلام.
درباره این فایل که استاد فرمودین هدفهامون رو به دیگران بگیم من یه نکته رو بگم و اون اینکه شاید عده ای این تیکه از کلام شمارو خوب توجه نکنن که به کسانی بگیم که در مدار مثبتن( در یه کلام عباسمنشی ان).
اگه بیاییم صرف اینکه برای من انگیزه میشه که حرکت کنم، پس بیام به اطرافیانم و دیگران هدفم رو بگم این باعث میشه اونا کلی انرژی منفی بدن و حتی شاید مسخره کنن و این باعث بشه نه تنها برام انگیزه نشه بلکه از اون دور بشم.
مثل خودم که کلی داشتم نتیجه میگرفتم و……
بعد اومدم گفتم و هدفامو هم گفتم و با فاصله هزاران کیلومتر از هدفام دور شدم.
و دوباره اومدم دارم از اول شروع میکنم و مهر سکوت زدم رو لبم.
اگه بخام با سرعت موفق بشم نباید با کسایی که هم مدار من نیستن صحبت کنم.
این مورد رو چون تو زندگی خودم به عینه تجربه کردم دوس داشتم با شما دوستان هم فرکانسی ام به اشتراک بزارم.
اگرچه استاد هم اشاره کردن بارها وبارها در صحبتاشون.
اون که تو مدار باشه میگیره این حرفارو.
اون که نباشه اصلا نمیشنوه و وقتی دوباره میاد دوره هارو دوره میکنه و حرفای استاد رو مرور میکنه میگه وایییییییییییی استاد که اینارو گفته بود چطور من نفهمیدم( مث خود من).
انشالا همه در مدار مثبت و رو به رشد باشیم و برای گفتن این اگاهیهای ناب بهدیگران که در مدارش نیسن روزه سکوت بگیریم.
روزه سکوت.
روزه سکوت
یاحق.
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
وَ الضُّحى
سوگند به ابتدای روز؛
وَ اللَّیْلِ إِذا سَجى
و سوگند به شب، آنگاه که آرام گیرد (و تاریکیاش همه جا را بپوشاند)؛
ما وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَ ما قَلى
(که) به هیچ وجه پروردگارت تو را رها نکرده و از تو بدش نیامده است؛
وَ لَلْآخِرَهُ خَیْرٌ لَکَ مِنَ الْأُولى
و قطعاً آخرت برای تو بهتر از دنیاست؛
وَ لَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضى
و بهزودی پروردگارت (پاداشی) به تو عطا میکند که (کاملاً) راضی خواهی شد.
سلام به استاد جانم، مریم جان شایسته و همه دوستای عزیزم.
از خدا میخوام ، که آنچه رو که باید، بهم بگه که بنویسم. دوست دارم یه رد پایی از خودم بذارم از نقشه مسیر، جاهایی که جای کار بیشتر داره و جاهایی که خوب جواب داده.
استاد عزیزم اول از همه میخوام ازتون تشکر کنم قلبا، شما خدا رو به من شناسوندین، شما اعجاز قرآن رو درک کردین و با کلام ساده منتقلش کردین. شما بهم یاد دادین مهمترین رابطه ای که دارم، رابطه با خودمو و خداس. قطعا تشکر زبانی نمیتونه حق مطلب رو ادا کنه. پس اجازه بدین با نتایجی که از اومدن تو مسیری که شما بهم یاد دادین ازتون قدردانی کنم.
استاد جان، من چن روز پیش تز دکترامو با موفقیت دفاع کردم و ارائم جزو بهترین ارائه های دانشگاه انتخاب شد. استاد جان اگه بخوام از احساسم الان بگم براتون، باید بگم که یه باری به اندازه کل کره زمین از روی شونه هام برداشته شده. سبکم، آرومم، خدا راضیم کرد تو این زمینه.
توی این پروسه، به خصوص این هفته آخر قبل دفاع، چنان حجمی از وسوسه ها و نجواهای شیطان اومده بودن بالا، که خواب رو ازم گرفته بودن. اونجا بود که فهمیدم من خیلییییی خیلیییی بیشتر باید روی توحید کار کنم. هزار بار هم این جمله ها رو به خودم میگفتم:
1- خدایی که منو تا اینجا آورده، بقیشم میبره
2- الخیر فی ماوقع
3- و افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد
4- و مَن یَتوکَّل عَلی الله فهوَ حَسبُه
5- فالله خیر حافظا و هو الرحمن اراحمین و…..
ولی صدای نجوا قطع نمیشد، پیوسته بود. تا اینکه عصر روز قبل دفاعم، به طرز معجزه آسایی قلبمو خدا آروم کرد، مسلط، مثل همون تعبیر قرآن که برای مومنان هیچ ترسی وجود نداره. درس های زیادی این مدت گرفتم:
درس اول: وقتی تا اون حد تحت فشار بودم، فهمیدم که من در زمینه توحید هنوز خیلیییییی کار دارم، به خصوص رو حساب کردن خدا تو زمینه هایی که فک میکنم خودم بیشتر حالیمه. امان از این بلدم بلدم کردن ها که آدمو میندازه رو یه سیکل فرسایشی و داغون. متعهد کردم خودمو آگاهانه ببندم به قرآن و داستان های توحیدی. به حدی که شخصیتم توحیدی تر بشه.
درس دوم: جلوی نجواها رو همون لحظه اول که هجوم میارن بگیرم. نذارم بهش زمان بخوره، هر چقدر زمان بیشتری ذهنم رو آزاد بذارم برای زمزمه نجواها، به همون اندازه کارم سخت تره برا رها شدن ازشون. اصلا باید همه قوامو به کار بگیرم برای مراقبت از ذهنم.
درس سوم: اینقدر آگاهای های دوره احساس لیاقت رو کار کنم و بهشون مسلط بشم که توی لحظات سخت، لازم نباشه که زور بزنم که خودمو سرپا نگه دارم. اونی که باید منو قبول داشته باشه خودمم، وگرنه دنیا بیان بگن تو خفنی و خودم اینو نپذیرمش هیچ فایده ای نداره.
درس چهارم: هر لحظه به خودم یادآوری کنم که حالت چطوره؟ هر لحظه احساسمو رصد کنم و تنظیمش کنم.
درس پنجم: احساس و حال خوب خودم رو تو اولویت قرار بدم، بین خودمو کارم، خودمو بچم، خودمو همسرم، خودمو و پولم، همیشه خودمو انتخاب کنم و همه برنامه هامو بر این اساس بذارم. اینطوریه که همه چی سر جای خودش قرار میگیره، وقتی رابطم با خودم خوبه. بنفیتشم به همه میرسه.
درس ششم: چگونگی رو رها کنم. این خیلی جای کار داره. یه لیست بلند و بالا از موقعیت هایی که خدا از جاهایی که فکرشو نمیکردم برام ساخته، باید درست کنم و هر روز بخونمش.
درس هفتم: قبل رسیدن به هدف، هدف بعدی رو مشخص کنم. رسیدن به هدفمو جشن بگیرم و یه استراحت بکنم، ولی یه خیز بزرگ هم بردارم برای هدف بعدیم.
استاد نمیدونید چن وقتیه که از چپ و راست و بالا و پایین، زمین و زمان بهم دارن میگن، هدف بعدیم بهبود شرایط مالی هس. گرچه تو همین 8 ماه اخیر ورودی مالیم 4 برابر شده و بدهی هام صفر شده، ولی خیلی موارد هس که هنوز تب رسیدن بهشون رو دارم. و به شدت براشون انگیزه دارم. و میخوام که خداییه خدا رو توی این موضوع هم امتحانش کنم. تارگتم رسیدن به آزادی مالی هس، در حدی که همین جایی که هستم برای خونواده سه نفرمون بتونم یه خونه بخرم، نقد، بدون وام و بدهی.
استاد برای جایزه به خودم و خونوادم، دیروز یه آروی رنت کردیم برای 10 روز سفر به شمال کبک. خیلی براش هیجان دارم و خوشحالم. اول اینکه از نظر مالی اینقدر دستم باز بود که این جایزه روبه خودم بدم. و بعد اینکه یه حسی بهم میگه، این سفر میشه نقطه عطف زندگیم از نظر مالی. به این خاطر که لذتی که این سفر بهم میده، موتور حرکتم به سمت تارگت بعدیم رو راه میندازه. استاد برنامم اینه که تمرکزمو بذارم رو روانشناسی ثروت و احساس لیاقت. و البته که دست خدا رو کاملااااا باز گذاشتم، خودش بهم بگه کی، چی رو بشنوم و کی، چیکار کنم.
نمیدونم چقدر چیزایی که نوشتم ربط داشت به موضوع این فایل، ولی چون هیچ ایده ای نداشتم این رد پا رو کجا بذارم، خدا خودش گفت، همینجا جای درستشه. منم گفت چشم عشقم.
استاد عزیزم زبانم از تشکر کردن از شما قاصره، از خدا میخوام چنان معجزاتی رو برام تو تارگت جدیدم رقم بزنه که من، بیام تمام مدت براتون از دستاوردای جدیدم بگم و اینطورییی قدر دانی کنم ازتون.
استاد جونم از تجربیات سفرمون به شمال کبک هم براتون عکس میدم، میخوام بهتون قشنگی های اینجا رو نشون بدم و موتیوتتون کنم برای یه سفر به دور کبک. گرچه اگه برنامه سفر به کانادا رو نذارین خودم تا چن ماه دیگه که پاس کانادا تو دستمه، میام آمریکا پیشتون. ( پس تو این مدت اگه اومدنی شدین به کانادا، حتمااااااا خبر بدین:))
تنتون سالم، قلبمون آروم، خونتون آباد و پر از یاد خدا.
سلام به مرضیه عزیزم .
خیلی برات خوشحالم برای قبولی ات و تحسین ات میکنم که مثل همیشه قوی عمل کردی .
من بهت افتخار میکنم و درسهای زیادی ازت گرفتم .
کامنتهای اخیر شما را مطالعه کردم و در جریان روند پیشرفت شماهستم.
تحسین میکنم شما را برای علم و دانشی که داری.
تحسین ات میکنم برای کنترل ذهنی که به خرج دادی.
تحسین میکنم شما برای احساس لیاقتی گه در خودت پیدا کردی .
تحسین میکنم برای شجاعت و جسارتی که داری.
تحسین میکنم برای رشد مالی که داشتی .
تحسین میکنم شما را که به لیاقتی که برای خودت قائل هستی و خودت را به یک سفر جذاب دعوت کردی.
تحسین میکنم شما را برای چهره زیبایی که دارین .
مرضیه عزیزم همیشه شاد و موفق و ثروتمند باشی .
الهام عزیزم سلام
میدونی چقدر کامنتت بموقع رسید دستم. تو کارم چن روزه که به یه سری چالش ها خوردم، که قطعا اومدن که بررگترم کنن. و درست کامنتت رو زمانی گرفتم که نجواها داشتن کرم میکردن.
الهام عزیز مرسی که با قلب مهربونت تحسینم کردی.
مرسی که با کامنتت بهم یادآوری کردی، چقدر مهمه که همواره رو خودم کار کنم.
قطعا هر آنچه از تحسین برام نوشتی، در درون خودت موج میزنه، از شجاعت و جسارت و احساس لیاقت.
تنت سالم و قلبت آروم و رزق و روزی جز جدایی ناپذیر زندگیت
سلام به مرضیه خانم
چند وقتیه که هدایت شدم به کامنتهای زیبای شما و لذت میبرم از نتایج عالی که میگیرین
تبریک میگم بهتون بخاطر موفقیت تون در ارائه و دفاع تز دکترا
پشتکارتون عالیه و ستودنی
من هر وقت کامنتهاتون رو میخونم تحسینتون میکنم و با عشق پنج ستاره رو در پایین کامنتتون میزارم، ولی امروز یه حسی بهم گفت براتون کامنت بزارم و از این طریق سپاسگزاری خودم رو ابراز کنم بخاطر اشتراک گذاری مطالب و نتایج عالی تون
ضمنا این رو هم بگم که عکس پروفایلتون خیلی قشنگه و حس خوبی رو منتقل میکنه
بهترین ها رو براتون آرزومندم چون عالی هستین و عالی عمل میکنین
سلام جناب نیکو عزیز
بسیار سپاسگزارم بابت پیام پر از محبتتون. و خوشحالم که خوندن کامنت های من حس خوبی بهتون میده. بخدا منم وقتی کامنت ها رومیخونم و بچه ها از نتایجشون میگم، به قدری خوشحال میشم و انگیزه میگیرم که حد نداره.
من تازه چن وقته که این رو یاد گرفتم که چقدر کامنت گذاشتن، کار پربرکتیه. اول اینکه آدمو متوجه تغییراتی که داشته میکنه، بخصوص وقتی برمیگردی مثلا به کامنت سه ماه پیشت. بعد اینکه تحسین هایی که از دوستان دریافت میکنی، موتورتو همیشه روشن نگه میداره برا ادامه مسیر، بعد اینکه اون انگیزه و حس خوبی که به دیگران میدی چندین برابرش دوباره وارد زندگیت میشه. و کلا این پروسه به قول خانم شایسته عزیز سوده و سوده و سود.
جناب نیکو عزیز، هر جای این دنیا که هستین تنتون سالم و قلبتون آرام و موفقیت هاتون همیشگی باشه.
تاثیر هدفگزاری بر زندگی
به نام خدای غفور رحیم
با سلام خدمت استاد عزیزم و همه ی دوستان الهی ام
خدا رو شکر که باز هم فرصتی فراهم شد تا با جریان این آگاهی ها همراه بشم و با اونها بزرگ
صبح اولین باری که این فایل رو دیدم و همراهی اون موسیقی با اون حرکات موزون روی ی بدن متعادل و موزون قلبم لرزید از اون نوع لرزیدن هایی که خداوند توی قرآن از کلمه وجلت براش استفاده میکنه :
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ ﴿2﴾
مؤمنان همان کسانى اند که چون خدا یاد شود دلهایشان بترسد و چون آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان بیفزاید و بر پروردگار خود توکل مى کنند انفال (2)
دیدن این فایل در قالب یک جسمی که اینقدر متحول شده بود( سوای از بعد روحانی و ذهنی ) جز آیت خداوند برای من چی میتونه باشه آیتی که بر ایمان من به خداوند میتونه بیفزایه و توکل من بر اون رو بیشتر کنه
من توی این فایل خیلی چیزها رو که توی قرآن اومده و شما به یادم آوردین از زمان آشناشدن براتون باز هم برام مرور کرد مثل:
مفهوم مومنون :
الذین یومنون بالغیب
والذین یقیمون الصلات و یوتون الزکات
و مما رزقناهم ینفقون
چقدر قشنگ میشه این مفاهیم رو توی این روندی که شما طی کردین استاد به وضوح دید .اینکه شما هدفتون رو انتخاب میکنن و دست هدایت رو باز میزارین یعنی همون ایمان به غیب
اینکه شما اینقدر به بدن و مکانیسم اون توجه کردین که چطور خالق این بدن اون رو منظم ساخته و با چه مکانیسمی داره مدیریت میشه بطور طبیعی یعنی همون یقیمون الصلاه
اینکه شما میاین و نتایج و دستاوردهاتون رو در اختیار افراد آماده میزارین یعنی همون دادن زکات و انفاق کردن
هر چی بیشتر داره میگذره منطبق بودن رفتار و عملکرد شما با قرآن چقدر داره بیشتر خودش رو نشون میده
استاد شما توی فایل های اجرای توحید در عمل که این روزها هر روز صبح اشک من رو در میارن میگین همه چی توحیده چقدر الان دارم بهتر درک میکنم این مفهوم رو .اینکه هیچ چیز بیرون از ما نیست و همه چیز در درون ماست
حتی اینجا برای رسیدن به این هدف هم شما به درون خودتون مراجعه کردین .درسته شما رفتین تحقیقات وسیعی انجام دادین در مورد بدن اما باز هم جهت به سمت درون بود وقتی درون تغییر کرد توی بیرون هم تجلی اون ظاهر شد
یکی دیگه از مفامیم که با این فایل من بهتر درکش کردم و یا بهتره بگم درکش کردم ی کم چون تا حالا فکر میکردم درکش کرده بودم مفهومه تکامله که باز هم توی قرآن سند و مدرکش هست همون آیه هایی که با ثم شروع میشن که گذشت ی زمانی رو داره نشون میده
استاد شما توی همه ی دوره هاتون دارین میگین تکامل باید رعایت بشه و چقدر قشنگ من با بودن توی دوره دوازده قدم از سال 98 تا الان این روند تکاملی رسیدن به انرژی جسمانی شما رو به یاد آوردم و درکش کردم که برای رسیدن به هر خواسته ای باید زمان مناسبش طی بشه
چقدر همین به من کمک کرد که ی ایراد بزرگ توی خودم کشف کنم و اونم اینه که من هدفم رو توی دوره حل مسایل گذاشتم رسیدن به استقلال مالی ی فرآیندی که باید زمان مناسبش برای من طی بشه اما من ناخودآگاه انتظار فوری و آنی دارم که توی یک سال این برای من اتفاق بیفته و چقدر همین به من استرس وارد میکنه
الان دارم میفهمم چرا توی اهرم رنج و لذت میگین حداقل 5 سال رو در نظر بگیرین برای این فرآینده و رنج و لذت هاش رو بنویسین
استاد عباس منش ی شبه یا ی ساله به این هدفش نرسید زمان برد چند سال اونوقت من انتظار دارم که ی ساله ثروتمند بشم نمیگم نمیشه توی یکسال ثروتمند شد شاید برای کسی که ظرفش آماده باشه اتفاق بیفته اما حداقلش اینه که دو سه سال روند تکاملی طی بشه مخصوصا برای فردی که ذهنیت فقیری داشته مثل من
چقدر دیدن همین فایل به من کمک کرد که ی کم آرومتر بشم و انتظار بیجا از خودم نداشته باشم
ی نکته ی دیگه که باز این فایل به من کمک کرد توی درکش مفهوم هدایت بود که یعنی چی هدایت ها از راه میرسن یعنی چی باید واگذار کنی به خداوند .استاد اون زمانی که این هدف رو انتخاب کردن هیچی نمیدونستن که قراره چکار کنن فقط هدف رو انتخاب کردن و اعتماد کردن به جریان هدایت .اما نکته ی مهم اینه که باز هم بقول خود استاد این داستان هدایت هم خودشه تکامل داره و باید این تکامله طی بشه تا اون نتیجه ی دلخواه بوجود بیاد
چقدر درک همین موضوع میتونه به من کمک کنه در پیدا کردن مسیر مورد علاقم که من فقط بیام هدفم رو انتخاب کنم و بنویسمش و با ایمان به خداوند وهدایت هاش قدم بردارم تا مسیر برام مشخص بشه و اگر تا حالا نشده یعنی ایمانه قوی نبوده یعنی توحیده هنوز خوب ساخته نشده و برای همین هم خداوند بهم الهام کرد که برو توحیدت رو درست کن تا خوب پایه هاش محکم بشه
سپاسگزارم استاد عزیز