اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
فکر میکنم مهمترین دلیلش این باشه که با ما همیشه معامله گرانه برخورد شده،
بهمون گفتن اگه مشق هاتو خوب بنویسی جایزه داری، اگه این کارو انجام بدی انگاه این کار دیگه رو اجازه میدیم انجام بدی،
ذهن ما یه ذهن معامله گر هست، فکر میکنیم برای کمک دیگران باید خدا بهمون پولی بده تا ما هم کمک کنیم ، در غیر اینصورت این رابطه یه چیزی کم داره از نظرمون!
منم همین فکر رو داشتم اما الان که به عقب نگاه میکنم میبینم هیچ بایدی در کار نیست..
معلم اگه تمرین میده فرقی واسش نداره تو انجام میدی یا نه!
این تویی که از دانش و عمق اگاهی اون عقب میمونی..، کمک نکرن هم همینطوره از حس خوبی دیر میمونی.
دوست عزیز ممنون از کمنت فوقالعاده و تأثیر گذار ی که گذاشتی🙏
واقعا با خوندن بخشی از داستان زندگی شما، داشتم به لحظه هایی که خودم به خدا شرک ورزیده بودم و ترمزهایی که مشابه ترمز های شما تو زندگیم داشتم فکر میکردم.
از ممیم قلبم خوشحالم که با هم در مسیر درست قرار گرفتیم. آیات الاهی با قلب آدم بازی میکنه و آدم رو تکون میده 🤲🤲🤲❤️❤️❤️
سلام و وقت بخیر خدمت استاد عزیز دوست داشتنی و تمام هم فرکانسی های عزیزم
من خودم این باور داشتم ویکی از بزرگ ترین ترمز های ذهنم است که متوجه ان شدم من قبلا می گفتم خدایا ب پول بده ی پول خیلی زیاد من جهزیه میخرم برای کسی که محتاجه یا می دیدم که افرادی سر چهارراه نیازمند کمک هستن می گفتم ب من پول بده به همه این افراد کمک می کنم تا بتوننن شرابط خودشو تعییر بدن الان فهمیدم که من فقط زندگی خودمو می تونم تعییر بدم ن کسی دیگه و هر کس مسئول زندگی خودش هست خودمو لایق ثروت نمی دونستم لایق نعمت های زیاد نمی دونستم مثلا می گفتم ماشین بخرم یا خونه بد بابام یا هر کسی دیگه بگه ماشینتو بده یا خونه رو بدم ب اون ها و اونا استفاده کنن واصلا ب فکر اینکه خودم از این نعمت استفاده کنن نبودم الان متوجه شدم که این باور اشتباه بوده ودارم کار می کنم روی خودم تا این ترمز های مخفی ذهنمو برطرف کنم تا ثروت فراوان وارد زندگی من بشه
به نظر من این کار معامله با خدا از چند باور ذهنی اشتباه نشات میگیره:
1) باور عدم شایستگی و عزت نفس: با خودمون فکر می کنیم که لیاقت داشتن آنچه را که از خدا می خواهیم نداریم بنابراین باید خدار ایک جوری راضی کنیم که لیاقتش را داریم یا شایستگی ثروت را بعدا پیدا می کنیم با هاش وارد معامله میشیم و قول کارهای نیکوکارانه را می دیم.
2) باور کمبود و عدم فراوانی: فکر میکنیم دنیا برا اساس کمبوده داره اداره میشه و اگه خدا بمن بده باید از یکی بگیره یا به بقیه نمیتونه بده بنابراین ما بهش قول می دیم که کار ترا ما انجام میدیم به شرطی که ثروته را بدهی
3) باور اینکه پول کثیفه و ثروتمندان هم ادمهای خسیس و بخیلی هستن بنابراین به خدا و خودمون داریم قول می دیم که ما اینجوری نمیشیم
۱ وقتی چنین درخواستی از خداوندداریم ینی نمیخوام تکاملمونو طی کنیم و دوست داریم یهو راه صدساله رو ی شبه بریم
۲ اینکه با اینکار داریم یجورایی درخواست از خدارو شرطی میکنیم ینی من ب دیگران کمک میکنم وقتی تو ب من ثروت بدی ندی کمک نمیکنم و بنطرمن کسی ک این طرز فکر رو داره جای اینک هدفش از کمک کردن ب دیگران کمک ب خودش باشه خیال میکنه ک با این کار داره ب مسیر زندگی دیگران و تغییر میده ک اینکار این قانون رو ک ک هیچ کس توزندگی هیچکس تغییر نمیتونه تغییر ایجاد کن رو زیر سوال میبره
۳ باور مخرب دیگ اینکه شخصی ک چنین درخواستی داره خداوندرو یجورایی مث یک انسان میبینه ک با این حرفا کمن میخوام باین پول مسجد بسازم ب فلانی کمک کنم و …
محمدرضا جان حالا منو بگو که میگم خدایا من که دارم طبق حرفی که خودت زدی مهاجرت میکنم و محدودیت ها رو نمیپذیرم، ولی اگر موافق نشدم ولی، اگر پول نساختم چی
پول فلان کار از کجا بیارم
اونجا چکار کنم
نکنه دست از پا درازتر برگردم
نکنه توی غربت مستاصل بشم…
غربت؟
غربت؟
پس خدا چی میشه، یعنی باور ندارم که هر کجا که هستم خدا با منه؟
مگه تا الان میلیون میلیون پول واریز نکرده به زندگیم؟
حتما فکر کردم که دیگه سهم من تموم شده و پولی دیگه قرار نیست بسازم؟
یا دیگه کوپن من تموم شده و خدا دیگه سرش شلوغه باید بره به نفر بعدی برسه که نمیره؟؟
پس اینی که مینویسم هر روز که خدا بی نهایت ثروتمنده و بی نهایت به من لیاقت دریافت و پولدار شدن داده و عاشق پولدار کردن ه منه و موفقیت منه چی میشه؟
اگر باور نداشته باشم
پس هرچی که مینویسم
حرف مفته
.
توحید عملی در کار نیست، فقط حرف مفت مینویسم که بگم آره من دارم روی خودم کار میکنم، ولی نتیجه که نگرفتم خدا نداده
تقصیر رو بندازم گردن خدا
یا اینکه یکم اینقدر که مینویسیم و دریافت نمیکنم چیزهایی که میخوام
پس حتما تغییر نکردم و اونقدر لیاقت ندارم که بخوام دریافت کننده نعمت های دلخواه م باشم
من باید باورم رو به خدا بیشتر کنم
باور لیاقت م رو تقویت کنم
.
خدایا ازت ممنونم که محمدرضا رو هدایت کردی که کامنت بنویسه و هدایتم کردی که بخونم و هدایتم کردی که بنویسیم
سلام استاد عزیزم خانم شایسته عزیزم مثل همیشه سوپرایز شدم و هدایتی اومدم توی این صفحه و سوال فوق العاده فیلم برداری فوق العاده و کامنت دوستان فوق العاده اصلا وقتی کامنت هارو میخونم ترمز های ذهنیم زورش کم میشه و دهن نجواهای ذهن بسته میشه و اما
منم میخواستم نظر خودمو بگم
فردی که میخواد به دیگران کمک کنه چون احساس لیاقت نداره این درسته
ولی من اینو از یه دیدگاه دیگه هم میخوام بگم که فرد داره به خدا توهین میکنه و خودشو جای خدا میزاره میخواد روزی رسون بشه و تشخیص دهنده فرکانس و جایگاه افراد بشه !!!
در صورتیکه کار اون بنده اینه که فقط روزی خودشو بگیره فقط روی احساس لیاقت خودش کار کنه فقط تسلیم خدا باشه
کار بنده ( کار اون فرد ) خدایی کردن نیس !
کار ما خدایی نیست ….
کار ما این نیست که بیایم و بشیم روزی رسون …..
ما خدارو خوب نشناختیم ما قدرت خدارو درک نکردیم
که اگر قدرت خدارو درک کنیم حتی یک ثانیه هم نگران نیستیم و جوش زندگی بقیه رو نمیزنیم
چون امکان داره همون ادمی ک تو داری براش دل میسوزونی و میخوای جنتلمن بازی در بیاری و بهش روزی برسونی
همیشه از خودم میپرسیدم این ترمز ترمز که تو فایل های استاد میگن چیهههه؟؟؟؟؟
اون موقه شاید نمیتونستم این جوابو پیدا کنم اماااا الان بخاطره اینکه آگاهیم روز به روز داره بیشتر میشه،خوب درکش میکنم.
بنظرم این درخواست تماما ترمز بود،
-اینکه خدا وقتی به من ثروت میده که به بنده هاش کمک کنم،میخواد بگه خدا با شرط خاصی ثروت میده
-دومین ترمز اینکه میخواد من زمانی لیاقتو داشتن ثروتو پیدا میکنم که به بنده های خدا کمک کنم،میگه من بقدر کافی لایق نیستم ،وقتی لایق دریافت میشم که در برابرش برای بنده های خدا کاری کنم،اینجوری که خدا بهم نعمت و ثروت میده.
در حالی که اصلا اینجوری نیست باید این باورو جایگزین کنیم،که:
-نعمت های خداوند بدون هیچ قیدو شرطی به ما داده میشع
-من لایق دریافت نعمت و ثروت از جانب پروروگارم هستم.
-نعمت های خداوند روز به روز داره بیشتر میشه .
-خداوند عاشق ثروتمند شدن ماست ،چون مااا به روند گسترش جهان کمک میکنیم.
و هزاران باور درست که میتونه باعث بشه پارو از رو ترمز برداریم و ماشین به امید الله یکتا حرکت کنه.
من هم دقیقاً دو سال پیش همین را از خدا میخواستم از خدا میخواستم به من پول و ثروت بدهد تا من به بنده هایش کمک کنم تازه اون بنده خدا را هم در نظرم مشخص کرده بودم و به هر طریقی که می شد به او کمک می کردم
ولی بعد از یک مدتی متوجه شدم من چقدر با اون بنده خدا که خانم بود هم فرکانس شدم و همیشه پیش من می آید و با من هم صحبت می شد و هر کجا که من و می دید پیش من می آمد و شروع به روبوسی و این ها و در حالی که من دوست ندارم با او در ارتباط باشم و او از همه لحاظ به شخصیت من جور نبود
خلاصه به خدا گفتم اصلا من پول نمیخوام به خاطر این که به این خانم کمک کنم
من فقط پول رو به خاطر خودم و خرج زندگی ام میخواهم نه به خاطر دیگران
و همون جا متوجه این موضوع شدم و باور خودم را اصلاح کردم
و الان که این فایل استاد را شنیدم یادم به این موضوع آمد و با شما دوستان در میان گذاشتم
ما باید پول و ثروت را فقط را برای خودمون بخواهیم و از آن پول هم به خاطر خودم و رضای خدا در راه خدا انفاق کنیم که من صندوق مجازی کمیته امداد را انتخاب کردم
و صدقه دادن را انتخاب کردم و همچنین واریز به کارت مدرسه را انتخاب کردم که هیچ ریا کاری هم در آن نیست
و اینجا هم چون مربوط به این فایل بود گفتم و گر نه دلیلی ندارد که ما کمک در راه خدا را به دیگران بگوییم و بخواهیم دیگران متوجه بشوند که ما انسان خوبی هستیم
سلام و درود استاد عزیز
فکر میکنم مهمترین دلیلش این باشه که با ما همیشه معامله گرانه برخورد شده،
بهمون گفتن اگه مشق هاتو خوب بنویسی جایزه داری، اگه این کارو انجام بدی انگاه این کار دیگه رو اجازه میدیم انجام بدی،
ذهن ما یه ذهن معامله گر هست، فکر میکنیم برای کمک دیگران باید خدا بهمون پولی بده تا ما هم کمک کنیم ، در غیر اینصورت این رابطه یه چیزی کم داره از نظرمون!
منم همین فکر رو داشتم اما الان که به عقب نگاه میکنم میبینم هیچ بایدی در کار نیست..
معلم اگه تمرین میده فرقی واسش نداره تو انجام میدی یا نه!
این تویی که از دانش و عمق اگاهی اون عقب میمونی..، کمک نکرن هم همینطوره از حس خوبی دیر میمونی.
دوست عزیز ممنون از کمنت فوقالعاده و تأثیر گذار ی که گذاشتی🙏
واقعا با خوندن بخشی از داستان زندگی شما، داشتم به لحظه هایی که خودم به خدا شرک ورزیده بودم و ترمزهایی که مشابه ترمز های شما تو زندگیم داشتم فکر میکردم.
از ممیم قلبم خوشحالم که با هم در مسیر درست قرار گرفتیم. آیات الاهی با قلب آدم بازی میکنه و آدم رو تکون میده 🤲🤲🤲❤️❤️❤️
سلام و وقت بخیر خدمت استاد عزیز دوست داشتنی و تمام هم فرکانسی های عزیزم
من خودم این باور داشتم ویکی از بزرگ ترین ترمز های ذهنم است که متوجه ان شدم من قبلا می گفتم خدایا ب پول بده ی پول خیلی زیاد من جهزیه میخرم برای کسی که محتاجه یا می دیدم که افرادی سر چهارراه نیازمند کمک هستن می گفتم ب من پول بده به همه این افراد کمک می کنم تا بتوننن شرابط خودشو تعییر بدن الان فهمیدم که من فقط زندگی خودمو می تونم تعییر بدم ن کسی دیگه و هر کس مسئول زندگی خودش هست خودمو لایق ثروت نمی دونستم لایق نعمت های زیاد نمی دونستم مثلا می گفتم ماشین بخرم یا خونه بد بابام یا هر کسی دیگه بگه ماشینتو بده یا خونه رو بدم ب اون ها و اونا استفاده کنن واصلا ب فکر اینکه خودم از این نعمت استفاده کنن نبودم الان متوجه شدم که این باور اشتباه بوده ودارم کار می کنم روی خودم تا این ترمز های مخفی ذهنمو برطرف کنم تا ثروت فراوان وارد زندگی من بشه
سلام به همگی عزیزان
به نظر من این کار معامله با خدا از چند باور ذهنی اشتباه نشات میگیره:
1) باور عدم شایستگی و عزت نفس: با خودمون فکر می کنیم که لیاقت داشتن آنچه را که از خدا می خواهیم نداریم بنابراین باید خدار ایک جوری راضی کنیم که لیاقتش را داریم یا شایستگی ثروت را بعدا پیدا می کنیم با هاش وارد معامله میشیم و قول کارهای نیکوکارانه را می دیم.
2) باور کمبود و عدم فراوانی: فکر میکنیم دنیا برا اساس کمبوده داره اداره میشه و اگه خدا بمن بده باید از یکی بگیره یا به بقیه نمیتونه بده بنابراین ما بهش قول می دیم که کار ترا ما انجام میدیم به شرطی که ثروته را بدهی
3) باور اینکه پول کثیفه و ثروتمندان هم ادمهای خسیس و بخیلی هستن بنابراین به خدا و خودمون داریم قول می دیم که ما اینجوری نمیشیم
باعرض سلام خدمت استاد عزیز و دوستان
باورهای مخربی ک ازین موضوع ب نطر من رسید اینا بود
۱ وقتی چنین درخواستی از خداوندداریم ینی نمیخوام تکاملمونو طی کنیم و دوست داریم یهو راه صدساله رو ی شبه بریم
۲ اینکه با اینکار داریم یجورایی درخواست از خدارو شرطی میکنیم ینی من ب دیگران کمک میکنم وقتی تو ب من ثروت بدی ندی کمک نمیکنم و بنطرمن کسی ک این طرز فکر رو داره جای اینک هدفش از کمک کردن ب دیگران کمک ب خودش باشه خیال میکنه ک با این کار داره ب مسیر زندگی دیگران و تغییر میده ک اینکار این قانون رو ک ک هیچ کس توزندگی هیچکس تغییر نمیتونه تغییر ایجاد کن رو زیر سوال میبره
۳ باور مخرب دیگ اینکه شخصی ک چنین درخواستی داره خداوندرو یجورایی مث یک انسان میبینه ک با این حرفا کمن میخوام باین پول مسجد بسازم ب فلانی کمک کنم و …
عواطف و احساس خداوندرو تحریک کنه ک بهش ثروت بده
باتشکر
محمدرضا جان حالا منو بگو که میگم خدایا من که دارم طبق حرفی که خودت زدی مهاجرت میکنم و محدودیت ها رو نمیپذیرم، ولی اگر موافق نشدم ولی، اگر پول نساختم چی
پول فلان کار از کجا بیارم
اونجا چکار کنم
نکنه دست از پا درازتر برگردم
نکنه توی غربت مستاصل بشم…
غربت؟
غربت؟
پس خدا چی میشه، یعنی باور ندارم که هر کجا که هستم خدا با منه؟
مگه تا الان میلیون میلیون پول واریز نکرده به زندگیم؟
حتما فکر کردم که دیگه سهم من تموم شده و پولی دیگه قرار نیست بسازم؟
یا دیگه کوپن من تموم شده و خدا دیگه سرش شلوغه باید بره به نفر بعدی برسه که نمیره؟؟
پس اینی که مینویسم هر روز که خدا بی نهایت ثروتمنده و بی نهایت به من لیاقت دریافت و پولدار شدن داده و عاشق پولدار کردن ه منه و موفقیت منه چی میشه؟
اگر باور نداشته باشم
پس هرچی که مینویسم
حرف مفته
.
توحید عملی در کار نیست، فقط حرف مفت مینویسم که بگم آره من دارم روی خودم کار میکنم، ولی نتیجه که نگرفتم خدا نداده
تقصیر رو بندازم گردن خدا
یا اینکه یکم اینقدر که مینویسیم و دریافت نمیکنم چیزهایی که میخوام
پس حتما تغییر نکردم و اونقدر لیاقت ندارم که بخوام دریافت کننده نعمت های دلخواه م باشم
من باید باورم رو به خدا بیشتر کنم
باور لیاقت م رو تقویت کنم
.
خدایا ازت ممنونم که محمدرضا رو هدایت کردی که کامنت بنویسه و هدایتم کردی که بخونم و هدایتم کردی که بنویسیم
خدایا ممنونم
سلام خدمت دوستان عزیز
باور مخرب این طرز فکر این هست که من اگه ثروتمند بشم خدا آدم بدی نمیشم ظالم نمیشم از تو دور نمیشم میخوام آدم خوبی باشم
این باور مخرب که ثروتمندان آدم های ظالمی هستن
و یک باور دیگه احساس عدم لیاقت هست
سلام استاد عزیزم خانم شایسته عزیزم مثل همیشه سوپرایز شدم و هدایتی اومدم توی این صفحه و سوال فوق العاده فیلم برداری فوق العاده و کامنت دوستان فوق العاده اصلا وقتی کامنت هارو میخونم ترمز های ذهنیم زورش کم میشه و دهن نجواهای ذهن بسته میشه و اما
منم میخواستم نظر خودمو بگم
فردی که میخواد به دیگران کمک کنه چون احساس لیاقت نداره این درسته
ولی من اینو از یه دیدگاه دیگه هم میخوام بگم که فرد داره به خدا توهین میکنه و خودشو جای خدا میزاره میخواد روزی رسون بشه و تشخیص دهنده فرکانس و جایگاه افراد بشه !!!
در صورتیکه کار اون بنده اینه که فقط روزی خودشو بگیره فقط روی احساس لیاقت خودش کار کنه فقط تسلیم خدا باشه
کار بنده ( کار اون فرد ) خدایی کردن نیس !
کار ما خدایی نیست ….
کار ما این نیست که بیایم و بشیم روزی رسون …..
ما خدارو خوب نشناختیم ما قدرت خدارو درک نکردیم
که اگر قدرت خدارو درک کنیم حتی یک ثانیه هم نگران نیستیم و جوش زندگی بقیه رو نمیزنیم
چون امکان داره همون ادمی ک تو داری براش دل میسوزونی و میخوای جنتلمن بازی در بیاری و بهش روزی برسونی
روزی جوری از تو که هیچ از جد و ابادت هم جلو بزنه
که تو اصلا نتونی فرض کنی این آدم اون آدم بوده !
قدرت خدارو دست کم نگیریم
اینارو باید آویزه گوشمون کنیم
خیلی خوشحال میشم نظراتتون رو میخونم
دوسدارم همه نظراتشونو بگن
در پناه حق
سلام وعرض ادب
به نظر من بزرگترین ترمز در این داستان اینه
که با این طرز تفکر ثروتمند شدن یه چیز بده
وما با بخشیدن قسمتی از آن ثروت میتونیم
اون ثروت را طیب وطاهر وپاک کنیم.
واگر ثروت را بخواهیم تنها استفاده کنیم وچیزی
از آن را بذل وبخشش نکنیم اون ثروت اخ میشه
وما را از خدا دور میکنه،ونکته قابل توجه اینه که
انفاق که خداوند کریم بارها وبارها در قرآن دستور
به اجرای آن داده،فقط وفقط برای کمک به خود
شخص انفاق کننده هست وباعث پیشرفت اون
شخص در مسیریکه انفاق کرده میشه…
یعنی ما با بذل وبخشش فقط وفقط به پیشرفت
خودمون کمک کرده ایم،وبا بخشیدن چیزی،اعم از
مال،محبت،علم و…ما باید از طرف مقابل ممنون
وسپاسگزار باشیم که کمک ما که باعث پیشرفت
ماست را از ما قبول کرده….
آرزوی توفیق وسرافرای برای شما دوستان عزیز
به نام خدای فراوانی هااا.
سلام استاد جان و سلام مریم بانوووو…
همیشه از خودم میپرسیدم این ترمز ترمز که تو فایل های استاد میگن چیهههه؟؟؟؟؟
اون موقه شاید نمیتونستم این جوابو پیدا کنم اماااا الان بخاطره اینکه آگاهیم روز به روز داره بیشتر میشه،خوب درکش میکنم.
بنظرم این درخواست تماما ترمز بود،
-اینکه خدا وقتی به من ثروت میده که به بنده هاش کمک کنم،میخواد بگه خدا با شرط خاصی ثروت میده
-دومین ترمز اینکه میخواد من زمانی لیاقتو داشتن ثروتو پیدا میکنم که به بنده های خدا کمک کنم،میگه من بقدر کافی لایق نیستم ،وقتی لایق دریافت میشم که در برابرش برای بنده های خدا کاری کنم،اینجوری که خدا بهم نعمت و ثروت میده.
در حالی که اصلا اینجوری نیست باید این باورو جایگزین کنیم،که:
-نعمت های خداوند بدون هیچ قیدو شرطی به ما داده میشع
-من لایق دریافت نعمت و ثروت از جانب پروروگارم هستم.
-نعمت های خداوند روز به روز داره بیشتر میشه .
-خداوند عاشق ثروتمند شدن ماست ،چون مااا به روند گسترش جهان کمک میکنیم.
و هزاران باور درست که میتونه باعث بشه پارو از رو ترمز برداریم و ماشین به امید الله یکتا حرکت کنه.
در پناه خدا باشید .
سلام استاد عزیز
من هم دقیقاً دو سال پیش همین را از خدا میخواستم از خدا میخواستم به من پول و ثروت بدهد تا من به بنده هایش کمک کنم تازه اون بنده خدا را هم در نظرم مشخص کرده بودم و به هر طریقی که می شد به او کمک می کردم
ولی بعد از یک مدتی متوجه شدم من چقدر با اون بنده خدا که خانم بود هم فرکانس شدم و همیشه پیش من می آید و با من هم صحبت می شد و هر کجا که من و می دید پیش من می آمد و شروع به روبوسی و این ها و در حالی که من دوست ندارم با او در ارتباط باشم و او از همه لحاظ به شخصیت من جور نبود
خلاصه به خدا گفتم اصلا من پول نمیخوام به خاطر این که به این خانم کمک کنم
من فقط پول رو به خاطر خودم و خرج زندگی ام میخواهم نه به خاطر دیگران
و همون جا متوجه این موضوع شدم و باور خودم را اصلاح کردم
و الان که این فایل استاد را شنیدم یادم به این موضوع آمد و با شما دوستان در میان گذاشتم
ما باید پول و ثروت را فقط را برای خودمون بخواهیم و از آن پول هم به خاطر خودم و رضای خدا در راه خدا انفاق کنیم که من صندوق مجازی کمیته امداد را انتخاب کردم
و صدقه دادن را انتخاب کردم و همچنین واریز به کارت مدرسه را انتخاب کردم که هیچ ریا کاری هم در آن نیست
و اینجا هم چون مربوط به این فایل بود گفتم و گر نه دلیلی ندارد که ما کمک در راه خدا را به دیگران بگوییم و بخواهیم دیگران متوجه بشوند که ما انسان خوبی هستیم
متشکرم از استاد عباسمنش عزیز بابت فایل هایش