شناسایی «ترمزهای مخفی ذهن» درباره ثروت - صفحه 206 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

5123 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سید محمد کمال نبوی گفته:
    مدت عضویت: 2214 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز

    درمورد این سوال که پرسیدید باید بگم مدتی است که پای آموزه های شما نشسته ام و به لطف الهی دارم رو خودم کار میکنم

    درکی که از این خواسته که ثروتمند بشیم به دیگران کمک کنیم باید بگم طبق درکی که از کلاس درس شما گرفتم هرگز نباید به فکر کمک کردن به دیگران و تغییر زندگی دیگران بود که هیچ وقت نمیتوانیم زره ای در سرنوشت هر انسانی اثر بگذاریم و هر کس در هر جایگاهی هست عین عدالت خداوند هست و افکار او و باورهای او باعث این نتیجه در زندگی او شده و ما فقط میتوانیم سرنوشت خودمان را بسازیم و خلق کنیم

    با باورهای درست و احساس خوب در لحظه لحظه زندگی باعث رسیدن به خواسته هایمان میشود واگر کمکی خواستیم به کسی کنیم فقط برای خودمان است تا ما لذت ببریم و احساس خوبی داشته باشیم نه اینکه به فکر تغییر سرنوشت کس دیگری باشیم و این یکی از ترمزهای ذهنی در رسیدن به خواسته ثروت و نعمت بیشتر در زندگیست

    اطرافیان ما هم مثل ما میتوانند سرنوشت خودشان را عوض کنند و با تغییر باورهای خودشان زندگیشان عوض میشود و به نظر حقیر تلاش برای تغییر سرنوشت دیگران شرک خفی است و درواقع داریم با این کار خدایمان رو کوچک جلوه میدهیم و قدرت خداوند را پایین میاوریم و درواقع خدای ما خدای اطرافیان ما هم هست و آنها در جای درستی هستند و ما کاره ای نیستیم که بخواهیم سرنوشت کسی را تغییر دهیم

    ممنونم استاد عزیزم که با هر بهانه ای و طرح هر سوالی باعث میشوید تا دوباره قانون رو به یاد بیاریم و عمل کنیم

    سپاس و درود فراوان به استاد عزیزم و بانو شایسته گرامی🙏🙏🙏🙏🙏⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    علی بردبار گفته:
    مدت عضویت: 2211 روز

    سلااام، عاشقتونم♥️

    ✔️به نظرم موکول کردن بخشش به زمان دریافت نعمت، دلیلش اینه که شک داریم به ربوبیت و قدرت خداوند…شک داریم به دریافت نعمت و ته دلمون از دودره بازی خدا می‌ترسیم! از اینکه این ممکنه مارو فال بذاره، بذار اگه داد، اونوقت منم می‌بخشم!! خب، کجای این دیدگاه رو میشه به توحید چسبوند؟!!

    فعلاً این به ذهنم اومد. دوستتون دارم😍🌺

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    امیر عزیزی گفته:
    مدت عضویت: 1679 روز

    سلام و درود به استاد و همه عزیزان

    بحدی این موضوع ترمزها مهمه که بنظرم اگه ذهن رو به دو قسمت تقسیم که :

    – یک قسمت آن :

    ایجاد و ساخت و باور های لازم

    – و سمت دیگر ذهن :

    آشکار شدن ترمزها و اصلاح آنهاست

    بنظرم رسید که تعدادی از ترمزهای مهم خودمو با عزیزانم به اشتراک بذارم که البته باید اشاره کنم که چون بنده مدار و جایگاه خودمو بالا میدونم در نتیجه امیدوارم که همه آنها برای عزیزانم مفید باشن …

    الهی به امید خودت که با درخواست کشف این ترمزها از خداوند شروع کردم و آروم آروم تا متوجه میشدم که یه چیزی دارم احساس و حالمو تغییر میده سریعاً مچ خودمو می گرفتم و هرکجا که بودم یادداشتش میکردم تا بیام خونه و روی آن کار کنم …

    بریم :

    – ترمز : ترسیدن از ترس ها :

    من همش نگران این بودم که من چقدر و چه تعداد ترمز درونم دارم و هر کدوم که آشکار میشدن و اصلاحش میکردم ، دوباره نگران میشدم …

    در صورتیکه این آشکار شدن ها یک لطف لز سمت خداوند و مهمتر اینکه شیطان با القای این ترس هرلحظه همراه من بود و نمیذاشت که با آرامش پروسه اصلاح کردن رو انجام بدم …

    البته باید بگم که شبطان خودش یک فیلتر است برای رفتن با مدار و جایگاههای بالاتر و حضورش الزامیه …

    به هرصورت و هرشکل ، همه چیز لطفی از سمت خالقه … حتی نجواهای شیطان …

    – ترمز : انتظار کشیدن :

    شیطان یک احساسی در ما القا میکند که بصورت یه جور احساس کمبود و فقدان خودشو نشون میده و ما همیشه فکر می کنیم که یه چیزی کمه …

    یا هنوز به یه چیزی نرسیدیم …

    و این از بزرگترین و پنهان ترین فریبهای شیطانه و البته مجدداً میگم که این یک لطف و محرکی هستش برای رشد بیشتر …

    این القا نمیذاره که ما در لحظه حال باشیم و از زندگیمون لذت ببریم و البته راه حلی ارائه نمیدم چون هر کس باید باتوجه به باورهای خودش و مقدار ایمانش به مسیر مناسب هدایت بشه …

    – ترمز : بی اعتمادی و بی توجهی به هدایت خداوند و پروسه تکامل و اینکه ما بصورت طبیعی بسمت خواسته هامون و زندگی بهتر و رشد هدایت میشیم …

    چون از زمان تولد و حضور برروی زمین این باور در ما شکل گرفته که جاذبه زمین بوده ، در نتیجه زمین زیر پای من است و زمین باید من را نگهدارد … پس ای کاش قدری تلاش کنیم تا همین باور و اعتماد و ایمان رو نسبت به هدایتهای خداوند و چیزهای دیگه در خودمون ایجاد کنیم …

    قانون جاذبه برابر است با قانون جذب و برابر با هدایت شدنم بسمت خواسته هام و رشد و تکامل و ثروت و و و و و …

    امیدوارم که برای عزیزان کاملاً شفاف باشه که چی میگم … الهی شکر …

    – ترمز : هرگونه ترس و شک و نگرانی ای …

    ای کاش آیه هایی رو که بلطف الله خودم ترجمه کردم میتونستم بذارم براتون که چه چیزهایی دیدم … !!!

    پس باتوجه به کتاب قانون (قرآن) لذا باید و باید و باید به این باور و ایمان برسیم که هرگونه ترس و شک و نگرانی از سمت شیطانه …

    اصلاً باید مغز و ذهن خودمون رو 2 قسمت کنیم که یکطرف آنرا کلام و وعده های حق خداوند و یکطرف نجواهای شیطان …

    و ما بسمت هر کدوم متمایل بشیم ، از اون یکی دور میشیم …

    و با وجود اینکار بعدش میگیم :

    من نمیدونم چرا اجابت نمیشم …

    من نمیدونم چرا خدا جوابمو نمیده …

    و و و و و و بهانه های دیگر که بقول قرآن ؛

    تمامی بهانه ها و توجیحات شما برای خداوند فرستاده میشود و همگی آنها رد و مردود میشوند … الهی شکر …

    و ترمزهای دیگه ای که استاد و عزیزانم در پیامهاشون گفتن :

    – عدم لیاقت

    – حسادت

    – مالیات

    – ترس و نگرانی در لحظه ای که پول خرج می کنیم که نکنه پولهام تموم بشه و بی پول بمونم …

    – دوری کردن از فامیل و بقیه … چون دستاوردی نداشتیم که بزنیم توی صورتشون خخخ … !!!

    – منتظر بودن برای اینکه هر وقت اینطوری شد ، بعدش من اونطوری میکنم یا اصلاً بدون اینکه تلاشی بکنم شخصیتم خودش اصلاح میشه …!!! (عزیزان این ترمز خیلی خطرناکه … لطفاً مراقبش باشین و بدونین که هر چیزی رو که مطابق قرآن به بعد موکول می کنیم ، درون خودش یک خودفریبی داره …)

    دوستتون دارم و مممنون که هستین و حضور دارین و پیام میذارین و این پیامها …

    این پیامهارو باید با طلا نوشت …

    من چیزهایی از کامنت بچه ها یاد گرفتم که بزرگترین تابوهای زندگیم رو باهاشون شکستم … الهی شکر …

    الهی شکر …

    الهی شکر …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    محند گفته:
    مدت عضویت: 4230 روز

    دروود بر استاد نازنینم

    و همه ی هم فرکانسای عزیز

    هنوز فایل رو ندیدم و قتی دیدم بازم کامنت میزارم

    فقط دلم خواست مشارکت داشته باشم و به استاد انگیزه بیشتری بدم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    زهره گفته:
    مدت عضویت: 3197 روز

    یک کد مخرب دیگه هم به ذهنم رسید

    6 به احتمال زیاد در آن کاری که من وعده ی انجامش را بعد از ثروتمندی میدهم , برای خودم سختی , ترس , غیرممکنی ….وجود دارد . نوعی دافعه که من فکر میکنم خودم را مجبور به انجامش خواهم کرد . و خود این سختی کاری که وعده دادم , ترمز ذهنی برای رسیدن به ثروت و الزامی شدن انجام آن وعده است

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    هستی گفته:
    مدت عضویت: 3105 روز

    سلام خدمت استاد گرامی و خانواده بزرگ عباس منش من یک سالی میشه عضو سایت هستم ولی به تازگی از محصولات استفاده کردم من فکر می کنم که جواب این سوال این است که باور ویا ترمز این سوال این است که باور نداریم از راهای درست ومعمول ثروتمند بشویم پس وارد معامله با خداوند میشویم واین نشأت گرفته از نرسیدن به یک شناخت عمیق و درست از نوع عملکرد جهان هستی است ودرک عمیق قوانین وسیستمی است که خداوند برای جهان مقرر کرده‌است وبارها وبارها در قران تاکید نموده است که هرگز در سنت الهی تغییر و تبدیلی نیست پس این نوع معامله با خداوند هم مانند این میماند که ما برای خواسته های خود اهم از ثروت پول سلامتی و….در نزد خداوند ساعت ها گریه وزاری کنیم. تا خداوند خواسته های ما را برآوردند ،این هم نوع دیگری است.گریه وزاری معامله با خداوند هیچ کدام تغییر در سنت الهی ایجاد نمی کند پس فهمیدیم که خداوند احساستی از نوع بشری ندارد که ما بخواهیم با این نوع معامله با خداوند اونو دچاره جو احساست کنیم ودیگر باور کمبود عزت نفس و کمبود کم ارزشی ونداشتن خود باوری وافتادن در تله چطور چگونه به دلیل اعتماد نکردن به خداوند وقوانینش است که باعث این نوع نگرش می‌شود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    اميرحسین گفته:
    مدت عضویت: 3250 روز

    سلام

    بنظرم ترمزای این درخواست اینه

    که من باور دارم به تنهایی لیاقت ثروت رو ندارم و باورم اینه باید اموالمو ببخشم تا لایق شم و یه جورایی خودمونو لایق نمیبینیم و به خدا میگیم اگه پول بدی به من قول میدم کمک کنم!

    ترمز عدم لیاقت

    ترمز بعدی شرک خفیه

    به این معنی که اگه من خیریه نزنم و کمک نکنم دیگه کسی نیست که اینکارو کنه و نیازمندا بیچاره میمونن و از بین میرن

    ترمز بعدی اینه که میخوایم مخالف قوانین جهان عمل کنیم جوری که مثلا میخوایم کسایی که تو یه مدار دیگه هستن رو به زور بهشون ثروت برسونیم و این خلاف قوانینه

    یا می.خوایم فقر رو ریشه کن کنیم که نمیشه

    یه ترمزم مثل ترمز اول ممکنه باشه به اسم کمبود عزت نفس

    به این معنی که میخوایم با زدن خیریه و کمک کردن جلب توجه کنیم

    همینا ب ذهنم رسید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    علیرضا شکرعلی گفته:
    مدت عضویت: 3059 روز

    با عرض سلام و ادب خدمت دوستان

    اولین ترمز به نظر بنده اینه که خداوند متعال برای اینکه به کسی ثروت بده هیچ شرطی تعیین نکرده و لازم نیست ما حتما چیزی بدیم تا نعمتی رو دریافت کنیم اینجوری داریم با خدا یجور معامله میکنیم خداوند انقدر ما رو دوست داره که بی هیچ شرطی به ما ثروت میده وجود ما انقدر با ارزش هست که بدون بخشش نعمت دریافت کنیم این باور اشتباه ماست که گروکشی میکنیم. دوم اینکه ما نمیتونیم به کسی کمک کنیم هر کسی با خدای خودش در ارتباط باشه و قوانین رو رعایت کنه در مدار جذب خواسته هاش قرار میگیره .تو این باور یک شرک مخفی هست اونم اینه که ما خودمون رو جای خدا قرار میدیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    سیامک گفته:
    مدت عضویت: 4351 روز

    با سلام

    راستش منهم چنین تفکری را دارم ولی آنطور که استاد اشاره می کنند در این طرز فکر نوعی محدودیت و مانع رسیدن به خواسته وجود دارد در این نوع دعا تعمق کردم ببینم ایراد این نوع باور کجاست؟ چند تا ایده به ذهنم رسید :

    1-شاید با این نوع درخواست از خداوند، در واقع اعلام می کنیم ما توانایی نداریم ودر نتیجه لیاقت داشتن ثروت را نداریم لذافاقد عزت نفس بوده و ناچار از خداوند می خواهیم در عوض کارهای نیک با ما معامله کرده و از طریق اتفاقاتی که ما درآن ایفای نقش نداشته باشیم ، ما را ثروتمند بسازد

    2- شاید با این درخواست و دعا ، قوانین الهی را برای رسیدن به خواسته ها نادیده می گیریم و حتی در ناخودآگاه خود باور نداریم که خداوند برای رسیدن به خواسته قوانینی دارد که ما باید بکار ببریم تا به ثروت برسیم وبجای آن سعی می کنیم خداوند را تحت تاثیر خود قرار بدهیم بلکه دلش بسوزد (شرک) و از آز آسمان و یا طریق قرعه کشی بانک ما را ثروتمند سازد.

    3- ودر نهایت این نوع دعا و وعده دادن به خدا بیانگر سلب مسئولیت از فعالیتهایی که خودمان بایست انجام بدهیم(لیس الانسان ماسعی) می باشد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: