مصاحبه با استاد | چگونه وارد مدار خواسته ام شوم - صفحه 11 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | چگونه وارد مدار خواسته ام شوم
    198MB
    20 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | چگونه وارد مدار خواسته ام شوم
    18MB
    20 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

709 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    باران و ایوب گفته:
    مدت عضویت: 1947 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیز

    وهمه دوستان

    باران؛

    تغییر مدارها و رسیدن به خواسته ها

    استاد من مدارم تغییر کرده ،مثلا من چند ماه پیش که دوره روانشناسی ثروت 1و شروع کردم دوست داشتم شغل داشته باشم ولی فقط درخواست کردم فرکانسشو به جهان فرستادم بعد چند ماه من ایده فروشگاه اینترنتی اومد ذهنم بهم الهام شد ،منم فروشگاه و تهیه کردم تمام کاراشو انجام دادم ولی نمیدنستم چی بذارم تو فروشگاه م ،بعد وقتی که این پروژه رو شروع کردم یه حس عالی داشتم بهش میدونستم نتیجه میگیرم بهم الهام شد همراه این پروژه برو کار کن رو خودت ،استاد من 3تا دوره رو باهم دارم کار میکنم اول ذهنم مقاومت میکرد نمیشه چندتا باهم کار کنی قلبم میگفت شروع کن من به لطف الله و آموزهاتون شروع کردم از همون اولاش نتایج میومد تا اینکه تقریبا یه هفته پیش کار خونگی شروع کردم اینم از نشونه ها و الهامات بود توجه کردم و خداوشکر دارم نتایج عالی میگیرم تو این مسیر و تکاملو طی میکنم و مدارم تغییر کرده خودم برا خودم پول درمیارم چندین سال همسرم پول بهم میداد الان خودم کار میکنم و این بهترین حس دنیاست برام نمیدونی استاد چقد حالم خوبه خدارشکر و میدونم خدای مهربان مسیر عالی رو در نظر گرفته برام به لطف خدا و آموزهای شما استاد گلم انشالله به مدار بالاترم میرسم و نتایج عالی میگیرم .

    ممنونم ازتون استاد عزیزم و مریم جون

    خدا نگهدار تا گام بعدی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  2. -
    زیبا قاسمی گفته:
    مدت عضویت: 929 روز

    به نام خداوند مهربانم

    سلام

    در ابتدا بگم که من انگار این فایل و اولین بارم بود میشنیدم و حرف های استاد کاملا کاملا برام تازگی داشت

    و اینکه تو تمام فایل ها و تو تمام صحبت های استاد برای رسیدن به خواسته ها میرسم به این کلمات

    سپاسگزاری ، دیدن نکات مثبت ، حرف زدن درباره ی زیبایی ها و توجه بهشون ، و احساس خوب داشتن

    انگار کلید تمام خوشبختی ها ، ثروت و سلامتی و رابطه ی عالی همین کلماته و من مدتی بود دنبال کلید اصلی بودم

    حالا جالبه همیشه هم به این کلمات برخورد میکنم و به خودم یاد اوری میکنم ولی بازم نمیشد

    نمی دونم چه طور بگم ، انگار میدونم چه طور باید به خواستم برسم ولی تو عمل میام و خودمو گول میزنم

    مثلا یکسال بود که من با این کلید اشنا شده بودم و شما کلید خواسته ها رو به من داده بودی ولی بازم وقتی خواهرم زنگ میزد به غیبت هاش گوش میدادم

    بعد به خودم میگفتم خب من که غیبت نکردم ، یا بعضی وقتا میگفتم خب من تونستم طرز فکر خواهرم و عوض کنم و کلی براش صحبت میکردم ، جالبع بازم میدونستم داره انرژیم هدر میره

    واقعا چرا من این طوری بودم اخه

    من همه چیو میدونستم شاهد عملکرد اشتباهم بودم و هستم ولی بازم تکرار میکنم

    یا در برابر همسرم ، مدام میخوام سکوت کنم و چیزی نگم و بزارم فکر کنه حق با اونه ، ولی نمیشه

    تازگیا این سکوت کردن و تبدیل کردم به یه چالش مهم تو زندگیم

    واقعا سکوت کردن خیلی وقتا حیاتیه

    خیلی وقتا هم موفق بودم تو این زمینه

    مثل خانمی که اون روز تو مدرسه شروع کرد به نازیبا گفتن ، تو مدرسه پسرم که رفته بودم دنبالش، مدام غر میزد که چرا بچه های سرویس باید زود تعطیل بشن

    و مدیر و ناظم مدرسه و با خاک یکسان کرد با غرو لند

    حالا منی که یکسال سرویس مدرسع بودم و کاملا سرویسی ها رو درک میکردم ، خودم و مجبور کردم سکوت کنم ، چون واقعا اون زمان حیاتی بود و باعث میشد با کسی که هیچی از قانون نمیدونه بخث کنم و انرژیم کم بشه

    واقعا ای کاش بتونم بیشتر مواقع سکوت کنم

    اره استاد من بعد از یکسال و خورده ای ، انگار تازه دارم درک میکنم درباره نازیبایی حرف زدن یعنی چی

    اصلا شاید پاشنه اشیلی که مدتها دنبالش بودم همینه

    یه موضوع دیگه این که من به شغلی هدایت شدم ( کار بافت کیف ) که در ابتدا خدا به طور معجزه وار برام مشتری شد و خوب پیش میرفتم ولی یهو من به درامد صفر رسیدم

    حالا منی که سپاسگزار بودم و قدرت و به کسی نداده بودم و …. مدام با خودم میگفتم چی شد چرا

    دیروز اتفاقی داشتم شکرگزاری مینوشتم و الان چهار ماهه کار من تعطیل شد و من سپرده بودم به خدا و لذت میبرم از زندگیم

    دخترم گفت مامان یکی از برگه های دفتر و اتفاقی بیار ببینیم چی نوشتی

    وای خدای من

    برگه ی مربوط به مرداد ماه ١۴٠٣ بود که اومد

    من نوشته بودم دقیقا همینو :

    خدایا شکرت که برام مشتری شدی بهم ایده ی بافت دادی

    ولی من یه کار راحت تر از این میخوام ، کاری که اصلا خسته نشم و همش لذت باشه و لذت

    انگار یه لحظه خشکم زد

    من یادم رفته بود که خودم از خدا کار راحت تر خواستم

    بعد ناراحتم که چرا یهو درامدم صفر شد

    و این یه نشونه برام بود که خدایی که این قدر قشنگ با یکیار نوشتن صدای منو شنیده و اون کارو از من گرفته پس براحتی قراره منو به درامد اسون تر و راحت تر برسونه

    و مطمئن تر شدم از مسیرم ، چون چند وقته دیگه به اون خواسته نچسبیدم و راه رسیدنشو سپردم به خدا و سعی میکنم روی خودم کار کنم و از هر لحظه لذت ببرم

    تو این چند ماه هم من به هیچ عنوان کم بود پول نداشتم

    مثلا خدا چنان برکتی به پولی که از همسرم میگیرم داده که من باورم نمیشه

    یا اینکه لباسی که خواستم و به بهترین قیمت برام پیدا شده

    یا ماشینی که از خدا خواسته بودم و همسرم خریده و چون فرصت نداره و همش سر کاره ، من بیشتر از اون ماشین استفاده کردم و لذت بردم

    طلایی که میخواستم و خیلی راحت برام جور کرده و …..

    من تمام اینا رو مدیون باوری هستم که استاد از شما یاد گرفتم و اینه که من باید به راحتی و با لذت پول دربیارم و خرج کنم

    و اصلا موافق کار سخت و خسته کننده نیستم

    و با همین لذت بردنم به خدا فرصت اینو میدم که هر جوری که خودش بلده منو به اون درامد برسونه .

    امروز هم رفته بودم کارواش ، بماند احترام و رفتار کارکنان اونجا با من ، مسئول اونجا کلی کبوتر داشت

    کارواشی که فقط من بودم و کلی کبوتر خوشگل و اهنگ زیبایی که گذاشته بودن

    یه لحظه به خودم اومدم که غرق در لذت بودم با دیدن اون کبوتر ها

    یه حال و هوای عجیبی داشت پر از حس خوب ، سکوت ، ارامش ، صدای کبوتر ها ، افتاب قشنگی که همه جا رو گرفته بود

    به خدا اگه برای کسی تعریف کنم بگم اینها خصوصیات یه کارواش بود ، عمرا باور کنه

    استاد زندگی من اینجوری شده

    از زمانی تصمیم گرفتم کمتر راجع به نازیبایی ها حرف بزنم و حتی ارتباطم و خیلی خیلی محدود کنم با کسی که توجه خوبی نداره

    اون لذتی که این یکسال و خورده ای بردم چندین برابر شده

    از وقتی یاد گرفتم شاد بودنم و لذت برذنم وصل به کسی یا عوامل بیرونی نباشه

    از رفتن به کارواش هم لذت میبرم

    یا وقتی به خدا میگم تو بشو اخر هفته ی لذت بخش من

    منو هدایت میکنه به جاده ای که پر از کوه های قشنگ و پر از برفه و میگه این یه کوچولو از دارایی من ، ببین و لذتشو ببر

    خدایا شکرت برای اینکه بهم یاد دادی از طریق استادم که زندگی خیلی قشنگه و میشه از هر دقیقه و از هر ثانیه لذت برد

    خدایا شکرت برای اینکه اون قدر منو دوست داشتی که به حال خودم وا مگذاشتی و هدایتم کردی به این سایت

    میدونم که هر کسی لایق نیست این حرفا رو بشنوه

    خدایا شکرت که منو لایق کردی.

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    الهام سیاوشی فرد گفته:
    مدت عضویت: 830 روز

    به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسگزارم

    سلام عزیزان جان

    گام 17

    چگونه وارد مدار خواسته ام شوم.

    تحقق خواسته ها ترکیبی است از انجام اعمال هماهنگ با خواسته یا به قول قرآن (اعمال صالح) + ترک یک اعمال ناهماهنگ با خواسته؛

    رسیدن به خواسته ها معنوی ترین کار دنیاست؛

    وقتی به هر خواسته ای می رسی، جهان پیرامون خود را در ابعاد زیادی رشد می دهی؛

    سوره اعراف

    قَالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ اسْتَکْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لَنُخْرِجَنَّکَ یَا شُعَیْبُ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَکَ مِنْ قَرْیَتِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِی مِلَّتِنَا قَالَ أَوَلَوْ کُنَّا کَارِهِینَ ﴿88﴾

    رؤسا و گردنکشان قوم او گفتند: ای شعیب ما تو و پیروانت را از شهر خویش بیرون می‌کنیم مگر آنکه به کیش ما برگردید. شعیب گفت: اگر چه با این نفرت که ما از آیین شما داریم (باز هم به آن بازگردیم). (88)

    قَدِ افْتَرَیْنَا عَلَى اللَّهِ کَذِبًا إِنْ عُدْنَا فِی مِلَّتِکُمْ بَعْدَ إِذْ نَجَّانَا اللَّهُ مِنْهَا وَمَا یَکُونُ لَنَا أَنْ نَعُودَ فِیهَا إِلَّا أَنْ یَشَاءَ اللَّهُ رَبُّنَا وَسِعَ رَبُّنَا کُلَّ شَیْءٍ عِلْمًا عَلَى اللَّهِ تَوَکَّلْنَا رَبَّنَا افْتَحْ بَیْنَنَا وَبَیْنَ قَوْمِنَا بِالْحَقِّ وَأَنْتَ خَیْرُ الْفَاتِحِینَ ﴿89﴾

    اگر ما به دین شما برگردیم با وجود آنکه خدا ما را از آن نجات داده همانا به خدا افترا و دروغ بسته‌ایم، و هرگز نشود که ما به آیین شما رجوع کنیم مگر آنکه مشیّت خدا قرار گیرد، که او پروردگار ماست، پروردگار ما بر همه چیز کاملا آگاه است، ما بر خدا توکل کردیم، پروردگارا، تو بین ما و امت، به حق داوری کن که تو بهترین داورانی. (89)

    خدایا شکرت هر آنچه دارم از آن توست مالک اصلی تویی عاشقتم جان جانانم سپاسگزارم

    خدایا شکرت تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و ن گمراهان

    خدا یا شکرررررررررت من تسلیمم بدون تو هیچی نیستم

    خودت کمکم کن تکاملم را بدرستی طی کنم و همواره در مسیر بندگی کردن تو باشم.

    خدایا شکرت من به هر خیری از جانب تو برسد فقیر ترینم

    خدایا شکرت که وقتی من تغییر کنم جهانم تغییر میکند

    خدایا شکرت که وقتی من به خواسته ام میرسم جهان پیشرفت میکند

    خدایا منم می‌خوام

    منم می‌خوام به خواسته هام برسم تا مثله شمع جهان اطرافم را روشن کنم

    خدایا شکرت همین امروز وقتی دخترم ازم درخواست پول برای خرید خوراکی کرد

    با کمی مقاومت که خوراکی ناسالم نخوره ولی بهش پول رو دادم و با خودم گفتم وقتی من به ثروت برسم راحتر میتونم به بچه ام پول بیشتر بدهم تا خوراکی سالم تر بخوره

    خدایا شکرت

    رسیدن به خواسته ها یک کار معنوی است

    خدایا شکرت وقتی من به خواسته ام میرسم یه عالمه چیزهای جدید رو اکتشاف میکنم

    پس برای رسیدن به خواسته ها باید یک سری کارها را حذف کنم و یک سری کار و عادت بهتر را در خودم تغییر بدم و رشد بدم

    اشغال های محدود قبل که بدردم نخورده را بریزم بیرون

    دقیقا مثله همین الان که اول چندجا را پاکسازی کردم و همه چی مرتب تر و منظم تر شد

    باید روی ذهنم هم خیلی وسواس داشته باشم

    ورودیهای مثبت به ذهنم بدهم

    باورهای قدرتمند توحیدی را بسازم

    شجاعت کارهای جدید را در خودم ایجاد کنم

    وقتی به خواسته ام میرسم کلی آدم میان سرکار کلی اختراع جدید کسب میکنم

    باید بتوانم ورودی هامو کنترل کنم

    هدفهامو مشخص کنم

    و درجهت اهدافم حرکت کنم

    خدایا شکرت هدف من آزادی زمانی و مکانی و استقلال مالی است

    تو می‌دونی خودت راه را برایم هموار کن و همواره هدایتم کن به مسیر درست الهی ثابت قدم باشم

    طبق قانون جهان

    تمام اتفاقات زندگی ام بر اساس افکار و کانون توجه و فرکانس ها و باورهای خودم خلق میشود

    خدایا شکرت برای هر روز یه ذره بهتر شدنم

    خدایا شکرت وقتی من کمی تغییر کردم جهان اطرافم تغییر کرد

    خدایا شکرت که هر روز مدارم بهتر و بهتر میشود

    خدایا شکرت برای آرامشم برای آسان شدنم بر آسانی ها

    خدایا شکرت برای ورود افراد بهتر به زندگی ام

    خدایا شکرت برای کنترل ذهنم برای تغییر زاویه دید م

    خدایا شکرت برای دیدن نعمتها و داشته های زندگی ام

    خدایا شکرت برای تمرکزم بر نکات مثبت

    خدا یا شکرررررررررت برای وجود ارزشمندم در این جهان زیبا

    خدایا شکرت برای احساسات خوبم که در روز اتفاقات خوب را وارد زندگی ام می‌کنی

    خدایا شکرت که تو به اراده من احترام میگذاری

    خدایا شکرت که با کنترل ورودی ها و کنترل تمرکز و ایجاد باورهای توحیدی قدرتمند که به من احساس قدرت و ایمان و توکل و اعتماد به خدا میدهد مدارم تغییر میکند و با تمرین و تکرار و تکرار و تکامل این مسیر هر روز هموار تر و زیباتر میشود .

    خدا یا شکرررررررررت که امروز دارم خواسته های گذشته ام را زندگی میکنم و لذت میبرم و شکر گذار ترم

    خدایا شکرت مرا از شکر گذاران خوب و خاص خودت قرارم بده

    بخدا که هر کار میکنم نمیتونم این همه لطف و مهربانی و محبت و حال خوبم را شکر گذار باشم

    چیزی که هرگز فکر نمی‌کردم تغییر کند در زندگی ام در جنبه روابط

    بخدا اصلا نمی‌دونم چطور بگم که من خواستم و شد اتفاق افتاد .

    آدم زندگیم با تغییر من تغییر کرد و خدا شاهکار کرد

    فکر میکردم زندگیم دیگه تموم شده فقط به فکر تموم شدن زندگی ام بود و

    که بتدمو رسیدن بود و خدا نزاشت پاره بشه

    الله و اکبر

    خدایا شکرت پس همون خدایی که ناممکن ذهن منو ممکن کرد همون خدا همون خدا تمام خواسته های منو به بهترین حالت بهم میدهد فقط کافیه در مسیر درست الهی ثابت قدم باشم

    این مسیر را با تمام وجودم ادامه بدم با قدرت و ایمان و توکل و اعتماد و باور بخدا که همواره هدایت گر و حمایتگر من است

    خدایا شکرت من تسلیمم

    خدایا شکرت میخواهم با عشق حرکت کنم و با لذت قدم‌هایم را بردارم و با ایمان و امید و لذت و شادی و آرامش و آسایش و راحتی کارم را ادامه بدم

    خدایا شکرت تو بگو من نمیدووووونم

    خدا یا شکرررررررررت که به مسیر زیبای برای رشد و پیشرفت هدایتم کرده ای و من با ایمان و توکل به تو دارم قدمهامو برمیدارم و از مسیر لذت میبرم

    خدا یا شکرررررررررت کمکم کن تا همواره در مسیر درست الهی ثابت قدم تر باشم

    خدایا شکرت که همین مسیر هم خودت بذرش را در وجودم کاشته ای

    یعنی من پتانسیل اینو دارم که به بهترین شکل تغییر کنم باور کنم که ایده الهی است چون آرامش دارم

    چون افراد عالی وارد زندگی ام شدند .بخدا فرشته تای خداوند را دارم میبینم که به دستور خداوند اومدن تو مسیر تا فقط به من کمک کنند بی قید و شرط با عشق

    الهی صد هزار مرتبه شکرررررررررت

    که توقف معنایی ندارد در این دنیای مادی

    همواره باید حرکت کنم به سمت جلو به سمت نور و معنویت و سعادت و رستگاری

    خدایا شکرت که فقط با رشد و پیشرفت میتونم خوب زندگی کنم و جهان را جای بهتری برای زندگی کردن کنم . خدایا شکرت برای امروزم که پر از خیر و برکت و فراوانی و رحمت و مغفرت و حال خوب و آرامش و آسایش و لذت و شادی و سلامتی و موفقیت و ثروت و روابط عالی و بینظییییر بوده است

    خدایا شکرت برای وجود ارزشمند خودم و عزیزانم

    خدایا شکرت برای روابط عالی این روزها که هر روز داره زیباتر و جذاب تر و لذت بخش تر و بدون وابستگی و عشق و محبت الهی میشود

    بخدا که هر آنچه دارم از آن خداست

    من بدون تو هیچی نیستم.کمکم کن که فقط لایق شکر گذاری همین یک نعمت تو باشم که بهم دادی خدایا شکرت

    خواسته ها دست یافتنی است

    من بلطف خداوند توانایی های عالی و منحصر به فرد دارم و میتوانم با عشق و تمام وجودم در مسیر درست الهی ثابت قدم باشم و لذت ببرم از زندگی و همواره شکر گذار نعمت‌هایم باشم

    خدایا شکرت

    در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    فهیمه زارع گفته:
    مدت عضویت: 3308 روز

    بنام تنها فرمانروای قدرتمند جهان هستی، بنام او که هر چه دارم از اوست

    ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده

    در شب ظلمانی ام ،ماه نشانم بده

    سلام به استاد عزیزم به استاد شایسته مهربانم ودوستان بهشتی ام

    خدایا شکرت برای زندگی امروزم

    خدایا شکرت برای روحیه محکم وقوی ام

    خدایا شکرت برای حکمتت

    خدایا شکرت برای آنچه از غیب روزی ام می کنی

    خدایا شکرت که بازهم نفس می کشم وامید دارم که هنوز،هم می توانم برای خودم زندگی کنم

    خدایا شکرت بخاطر رزق بی حسابی که هرروز از بی نهایت طریق وارد زندگی ام می کنی

    خدایا شکرت که هر لحظه در کنارمی واز من حمایت می کنی

    خدایا شکرت بخاطر نعمتهایی که از فضلت به من عطا کردی

    چگونه وارد مدار خواسته ام شوم

    برای رسیدن به خواسته ام باید یکسری تغییرات در خودم، رفتارم ،شخصیتم ،شرایطم ایجاد کنم

    من‌باور دارم با رسیدن من به خواسته هام به گسترش جهان کمک میکنم ورسیدن به خواسته ها، یک امر مقدسه است

    وقتی من به خواسته هام ورویاهام می رسم افراد زیادی را تحت تاثیر قرار میدم

    ومهم است به همان اندازه که ورودیهای مناسب به ذهنم می‌دهم ودر شرایط ناجالب ذهنم را کنترل میکنم مهم هست که باورهای نامحدود ونامناسبی که در بعضی زمینه ها دارم در ذهنم کمرنگ کنم ،مهم هست که بعضی از رفتارها را نداشته باشم ،بعضی کارها را انجام ندهم وبعضی اشتباهات را نداشته باشم

    تمام اتفاقات زندگی من ازکانون توجه ام وباورهای من بوجود میاد که با همان باورها وافکارم در مدار ی مطابق با آنها قرار میگیرم که درجه به درجه این مدارها از تاریکی به روشنایی تغییر می کند که هرچه به مدار بالاتر بروم نعمتهای بیشتر ،آرامش بیشتر ،ثروت‌های بیشتر ،سلامتی ،آرامش ،…را تجربه می کنم یعنی در همه زمینه ها پیشرفت می کنم ودر آن مدار همه چی ساده تر وراحت تر است

    وکاری که من باید انجام بدهم این است که با افکارم ،باورهام ،با نگاه کردن به زیبایی ها وتحسین آنها ،چیزهایی که به من احساس بهتری بدهد ،با سپاسگزاری بیشتر ،با تغییر زاویه نگاهم به مسائل ومشکلات که از آن انرژی بگیرم به احساس بهتری برسم ،از این طریق میتونم وارد مدار بالاتر بشوم

    وباید حواسم باشد که یک شبه مدارها تغییر نمی کند ودر هر مداری باید تکاملم را طی کنم وهر بار کم کم مدارم یه ذره یه ذره بالاتر میره ولی وقتی چند سال اینکار را انجام بدهم زمین تا آسمان همه چیز تغییر می کند

    ذهن من در هرلحظه در حال ارسال فرکانس به جهان هستی است وجهان هستی اتفاقات، شرایط،آدمها وایده هایی بر پایه واساس همان را به زندگی من بر می‌گرداند

    این جهان کوه هست وفعل ما ندا

    سوی ما آید نداها را صدا

    واین اتفاقات وشرایط بر اساس مداری که در آن قرار می گیرم وارد زندگی ام می‌شود که اگر من ورودیهای ذهنم را کنترل کرده باشم وچیزهای نامناسب را نشنوم ودر موردش صحبت نکنم ،با ایجاد باورهایی که به من احساس قدرت وایمان بدهد ،باتمرکزم برروی زیبایی ها وسپاسگزاری بابت نعمت‌ها وداشته هام ،می توانم مدارم را به سمت روشنایی بیشتر تغییر بدهم هرچند که در ابتدا ذهنم مقاومت میکند وتغییر را دوست ندارد ولی من باید ادامه بدهم وروی خودم کار کنم تا بتونم افسار ذهنم را دردست بگیرم وبه این طریق رویاها به حقیقت می پیوندد

    هیچ رویایی نیست که آنقدر بزرگ باشد که من نتونم داشته باشم ,

    خیلی مواقعه ما رویاهامون را فراموش کردیم چون باور نداشتیم که میتونیم به آن رویاها برسیم وکامل از مدار آن خواسته خارج شدیم ولی وقتی می‌بینیم یک نفر با دست خالی وشرایط بد موفق شده به خیلی از خواسته ها برسد باور می‌کنیم که می شود

    یک آدم کاملا معمولی با یکسری توانایی‌های کاملا معمولی موفق شده به خواسته هایی برسد که افراد تو رویاهاشون هم ندارند ،آن فرد به من می گوید که می‌شود ومیسرش هم مشخص هست فقط کافیه که من باور کنم که می‌شود واجازه ندهم شرایط فعلی ام ،مسائلی که الان هست مرا تسلیم کند ومرا از اهدافم دور کند باید بتونم رویاهام را در ذهنم نگه دارم ،وآنها را تغذیه کنم وبه آنها بال وپر بدهم ،باید بتونم خدارا باور کنم وبتوانم از تواناییهایم استفاده کنم فقط باید من در مسیر درست حرکت کنم ونیاز به دویدن وانجام کارهای سخت فیزیکی نیست اگر من تا ابد در مسیر نادرست بدوم هرروز از مسیر خواسته هام واز مدارهای بالاتر دورتر میشوم وبه ضرر خود عمل می کنم ،

    من باید در یک نقطه توقف کنم فکر کنم وباورهام را درست کنم وبعد در مسیر درست حرکت کنم نه اینکه فقط بدوم ،وقتی من در مسیر درست،در مسیر علائقم باعشق حرکت کنم واین حرکتم با شادی ولذت همراه باشد هیچ وقت خسته ومأیوس نمی شم

    وقتی قانون را درک کنم ومتوجه بشم که چی رو در زندگیم دوست دارم، چه توانایی‌هایی دارم ،چه خواسته هایی دارم ،چه مسیری را دوست دارم طی کنم وباعشق وارد آن مسیر میشم با باورهای درست ،با توکل ،با ایمان آنوقت مسیره خودش لذته ،خودش نتیجه هست

    هرگز رویاهام را فراموش نکنم در مسیر درست با توکل،ایمان ،با احساس خوب ،باورهای خوب حرکت کنم

    فایلها را بارها وبارها گوش کنم تامتوجه بشم مسیر درست کدومه چون ذهن من در ابتدا مقا ومت می کند وبا هر بار گوش دادن این آگاهیها فرکانس من ،مدار من تغییر می کند که در مدارهای بالاتر این آگاهیها را جور دیگه ای درک میکنم چون فرکانس من تغییر کرده ،هر آرزویی که باشد چه مادی وثروت چه معنوی وسلامتی، اگر در مسیر درست حرکت کنم خیلی زود به آن آرزوم می رسم

    از همان لحظه که شروع به کار کردن روی خودمون کنیم به خیلی از خواسته هامون می رسیم وهمه چیزهای زندگی ما تغییر می کند وهر چه بیشتر روی خودمون کار کنیم اتفاقات قشنگ تر وزیباتری رخ می دهد واین مسیر انتهایی ندارد وتا زنده ایم باید حرکت کنیم ،توقف در دنیای مادی اصلا معنایی ندارد همه چیز در حال حرکت است اگر روی خودم کار کنم میرم بالا وبالاترواگر روی خودم کار نکنم پایین میرم یعنی یا در حال صعودیم یا سقوط

    ما با خوب زندگی کردن ولذت بردن می تونیم جهان را جای بهتری برای زندگی کردن کنیم

    خدایا شکرت……شکرت…..شکرت

    در پناه الله شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید در دنیا وآخرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    fatemeh saeeidi گفته:
    مدت عضویت: 2090 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    وقتی ما به خواسته هامون میرسیم جهان پیشرفت میکنه

    رسیدن به خواسته ها یک امر مقدسه

    وقتی من به خواسته هام و رویا هام میرسم یه عالمه آدم را تحت تاثیر قرار میدهم

    همسر، فرزند، دوست ، همکار ، جهان

    وقتی من به خواسته ام میرسم یه عالمه آدم می یاد سر کار

    برای اینکه به خواسته هایم برسم یک سری کارها را باید انجام دهم یک سری کارها را نباید انجام دهم

    یک سری توجهات را باید نداشته باشیم

    واقعا باید ورودی هامون را کنترل کنیم

    تمام اتفاقات زندگی ما را کانون توجهمون و باورهامون بوجود می یاره

    سوره فوق العاده لیل فوق العاده است که بعد از کامنتم میرم دوباره قدم چهارم جلسه 7را از اول گوش کنم

    من باید بیام با توجه کردن به زیبایی ها و چیزهایی که به من احساس بهتری میدهد با سپاسگزاری کردن با یاد آوری نعمتهایم با نگاه کردن به هر مسئله ای از زاویه ی بهتر مدارم را بیارم بالاتر با کنترل ورودی ها با نشنیدن چیزهای ناخواسته با ایجاد باورهایی که به من احساس توکل و امید میدهد

    هیچ رویایی آنقدر بزرگ نیست که نتوانیم داشته باشیمش

    استاد از شما تشکر میکنم که اینقدر با عشق به ما میگین که من صادقاته ترین روش را بهتون دارم میگم که به خواسته هاتون برسید و باور کنید که میشود

    استاد عزیزم من با تمام وجودم باور میکنم و امید دارم

    من نمیگذارم وضعیت امروزم من و تسخیر کنه و دوباره باورهای محدود کننده را برام لیست کنه. خدایا من میخواهم در مسیر درست حرکت کنم.خدایا من میخواهم با باورهای درست در مسیر درست و با لذت حرکت کنم

    سعی میکنم در کامنت هایم نکات مهم را بنویسم که داشته باشم و هر وقت خواستم بیام ببینمشون و برام یاد آوری بشه.

    خدایا بابت این فایل ارزشمند سپاسگزارم

    استاد خیلی از شما سپاسگزارم

    خدایا یاری ام کن تا در مسیر درست باشم و همیشه ثابت قدم باشم

    در پناه الله یکتا شاد و سلامت و موفق و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  6. -
    سیما گفته:
    مدت عضویت: 3862 روز

    به نام خدا

    خدایاهرآنچه دارم ازآن توست.

    خدایاتنهاتورامی پرستم وتنهاازتویاری میجویم.مارابه راه راست هدایت فرما.راه کسانی که به آنهانعمت داده ای

    سلام‌به استادعزیزم وخانم شایسته مهربون ودوستان باصفا که کامنتهای عالی مینویسن.

    منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن

    منم‌که دیده نیالوده ام به بددیدن

    وفاکنیم وملامت کشیم وخوش باشیم

    که درطریقت‌ماکافریست رنجیدن

    نمیدونم چراهمین الان این شعربه‌ذهنم رسید..اماچون گفته شدنوشتم.

    این فایل چندسال پیش یعنی دقیقاهمون زمانی که ضبط شدروی سایت قرارگرفت ومن چندین باردیده بودمش.امانمیدونم چرا کامنتهای قبلی مربوط به‌همون زمان‌روش نیست.⁦.مهم اینه که پرازآگاهیه وقراره ماروبه‌مداربالاترببره^⁩

    چیزی که ازمطالب این فایل برام بولدشداین بودکه مادراستادبااینکه طبق گفته های استادازشرایط زندگیشون، اصلاشرایط سفرمکه رونداشتن امااین آرزورودرخودشون نکشتن.بااینکه درشرایطی زندگی میکردن که میدونستن این آرزوخیلی دورازدسترسه امااینقدراین خواسته قوی بود که بهش فکرمیکردن وهمیشه گوشه ذهنشون بودوبالاخره هم جهان کارخودش روکردوابروبادومه وخورشبدوفلک دست به کارشدن تابنده امیدوارخدا وبه آرزوش برسونن.

    واین برای من درس داشت .خیلی درس داشت.اینکه خواسته هامون روباشرایط فعلیمون مقایسه‌نکنیم واونا رونکشیم . به قول استاد:هرخواسته ای که به ذهنمون میرسه حتما قابلیت اجابت شدن روداشته وبه راحتی خواسته هامون روکنار نذاریم .چون خداوندهمه چیز میشود همه کس را

    به شرط اعتقاد

    به شرط پاکی دل

    به شرط طهارت روح

    به شرط پرهیزازمعامله باابلیس

    یه خاطره درموردیکی ازاقواممو.ن یادم اومد. نمیدونم این بنده خداچقدرآرزوی زیارت خانه خداروداشته. ایشون استاددانشگاهه وچندین سال پیش دقیقا درزمان حج تمتع به سمیناری چندروزه درکشورعربستان وشهرجده دعوت شدوچون همزمان بامناسک حج بودایشون تونست درمراسم عرفه وقربان شرکت کنه وخانه خداروزیارت کنه وبدون هیچ هزینه ثبت نام وسفرو….وباهزینه دولت کاملاغیرمنتظره مشرف بشه به خانه خدا.اینهاهمه کارخداونده که این همزمانیهاروبه این زیبایی رقم بزنه .مابنده چنین خدایی هستیم .کافیه بندگیش روکنیم .اماامان ازاین ذهن فر اموشکارکه رام کردنش خیلی انرژی نیازداره.

    تبریک میگم به استادعزیزبه خاطراین حرکت قشنگ که مادرشون روبه آرزوشون رسوندن وازخدامیخوام که کمک‌کنه درراه راست ثابت قدم بمونیم.

    سپاسگذارم استادعزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    م امیری گفته:
    مدت عضویت: 2772 روز

    بنام خدا

    با سپاس از استادِ جان و مریم نازنین

    این کامنت رو در حالی می‌نویسم که رد پایی باشه بر مداری که هستم

    این فایل رو زمانی گوش دادم که دیشبش، شب سخت و خیلی سخت رو گذروندم

    دیروز بعد از بارها و بارها بالااورن سخت، سردرد بی وقفه

    ساعت 11 شب راهی بیمارستان شدم و دکتر گفت که میگرن هست و آمپول و…

    اما در تمام اون لحظاتی که درد داشتم بخدا میگفتم بهم بگو چرا این درد رو دارم تجربه میکنم

    بهم یه نشونه بده

    علت این درد رو بگو

    چون قهوه زیاد خوردم؟

    چون قانون سلامتی رو ناقص عمل میکنم؟

    چون بی خوابی زیاد دارم؟

    بگو چرا خدا….

    متوجه شدم من خواسته ای دارم که چون تو ذهنم بسیار دور از دسترس میبینمش

    خواسته ای دارم که خودم رو لایق نمیدونم

    باعث شد من هر چقدر در طول روز برای آزمون استخدامی میخونم ذهنم و وجودم نمیتونه بخودش حق بده که آقاجان کافیه

    تو لایقش هستی

    و شب رو کم می‌خوابم که باز بیشتر بخونم

    که بسا خودم رو لایق بدنم که بابا منم قبول میشم

    …..

    استاد تو فایلشون گفتن هیچ رویایی اونقدر بزرگ نیس که برآورده نشه

    البته این بسته به اون احساس لیاقت فرد داره

    کی اون حس رو میده به ما؟

    خودمون

    کی اون احساس رو‌نمیده و میگه تو لایق نیستی؟

    متاسفانه باز هم خودمون

    من این شب ها، اینگونه زجر کشیدن ها رو تجربه میکنم در حالیکه در کنار من افرادی هستن که در طی 1 ماه فقط ساعت بیکاری شون درس خوندن ولی به خواستشون رسیدن، چرا؟

    چون خودشون به خودشون حق میدن

    خودشون خودشون رو لایق می‌دونن

    همه بحث ها به خودِ ما برمیگرده

    هیچ کس اون بیرون نیس

    استاد گفت باید بیفتی تو مسیر درست خواسته ات

    با دویدن هیچیییییییی درست نمیشه

    و من این جمله دومی رو بارررررررها تو زندگی تو زمینه های مختلف تجربه کردم

    بارهای باررررررر

    ولی دویدنم همراه با باورهای غلط، ترس و استرس و نگرانی بود

    خیلی دویدم گاها بی هدف، گاهی چون ملت میدویدن منم میدویدم که عقب نمونم، گاهی چون اشاره میکردن که ضرر ندارد تو هم بدو…..

    اینها فقط 4 جمله اس و من سالها رو باختم بخاطر دویدن های بی هدف، بی مقصد، بدونِ چرایی و با احساس بد

    خیلی وقتا تو زندگی به بقچه ام نگاه کردم دیدم همی دارم و هیچی ندارم که صد البته دلایل اش تو دوره احساس لیاقت برام باز شد

    این داستان بقچه ام رو با یه مثال بازترش میکنم

    یادمه دبیرستانی که بودیم نزدیکای عید می‌رفتیم یه شهر تفریحی اطرافمان که خانما به قصد خرید میرفتن

    خواهرم و دختر خاله امم میرفتن

    یه بار خواهرم کلیییی خرید کرد و وقتی برگشت، داداشم بهش گفت چیزایی که خریدی رو بیار نگاه کنیم

    آورد: کارت پستال، چندتا زنجیر رنگارنگ، تی شرت راحتی و جا سورمه ای، کاسه قشنگ و….

    شبش بابام گفت بریم تولد فلانی

    خواهر گفت من که لباس ندارم

    پدرم گفت همین هفته کلی پول دادم

    برو ««هرچی با پولت خریدی رو بپوش»»»

    اینجا بود که بقچه خواهرم همه چی داشت ولی هیچی هم نداشت

    استاد میگه فاصله تو با خواسته هاتُ فقط احساس خوب پُر می‌کنه

    و من اون دفعاتی که فقط میدویدم خبری از احساس خوب نبود….

    استاد جان ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 685 روز

    به نام رب مهربان

    سلام به استاد عباسمنش عزیزم

    سلام به استاد شایسته ارزشمندم

    سلام به اعضای سایت

    خدایا ازت ممنونم بابت این آگاهی ها. ممنونم بابت هدایت مبین. ممنونم خدا.

    هر کدوم از ما اگر نگاهی به مسیری که تا الان اومده بندازه خیلی واضح حرکت روی مدارها رو متوجه میشه. چه آگاهانه و چه ناآگاهانه، همه ما مرتب و هر لحظه در حال جابجایی روی مدارها هستیم. فرقش اینه که وقتی آگاهانه حرکت می کنی، نتایجت شگفت انگیز تره.

    من بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه تصمیم گرفتم برم به یک موسسه زبان خوشنام و معروف برای تدریس. پیش فرض ذهنیم این بود که من خیلی عالی ام و از پس تدریس توی اون موسسه برمیام. (نا آگاهانه ذهنیت مثبت داشتم به خودم و ارزشمندیم). رفتم و آزمون دادم و با حداقل امتیاز پذیرفته شدم. این امتیاز حداقلی من رو تحت تاثیر قرار نداد و دائم توی ذهنم بود که حالا آزمون و شرایطش استاندارد نبوده و بالاخره قبول که شدم (نا آگاهانه توجه ام به وجه مثبت بود).

    بعد از ورود به جمع مدرسین به چند تا مورد پی بردم انم اینکه توی موسسه مدرسها سطح داشتن. یعنی اونی که سواد و تدریس و مهارت برتری داشت رو همون دفتر مرکزی جذب می کرد با حقوق بالاتر و مزایای جانبی و البته آزادی عمل داشت که توی نمایندگی ها و شعبات هم بره و تایمش رو پر کنه. بقیه مدرس ها هم به شعبات و نمایندگی ها معرفی می شدند که خوب معمولا امکانات خیلی خوبی نداشتند برای رفاه تدریس و ارج و قرب خاصی هم برای مدرسان قائل نبودند. من معرفی شدم به یکی از نمایندگی ها که یک مدرسه ابتدایی پسرانه مذهبی بود حوالی خیابان ایران. البته این یکی از جند مرکزی بود که من بهشون معرفی شدم. شرایطش ایجاب می کرد چادر سر کنم و حجاب کامل داشته باشم. خوب برام سنگین بود حمل چادر و کلا کار سختی بود. اما سر کردم. یعنی وارد خیابان اصلی که میشدم چادر رو سر می کردم و سعی میکردم به زیباترین شکل روی سرم بایسته و حس یه خانم چادری و راضی رو بگیرم (نا آگاهانه داشتم وجه مثبت اون قضیه رو برانگیخته می کردم).

    * خیلی کارم رو درست و دقیق انجام میدادم. علاقمندیم به تدریس روز به روز بیشتر می شد. و همین باعث میشد خلاقیت های زیادی در ارائه درس ها داشته باشم و جذابیت کلاسم بالا بره و نتیجه مثبت بگیرم از تدریسم. اصلا برام مهم نبود که الان که دفتر مرکزی نیستم که مدیر موسسه نمیبینه و هیچ وقت از کارم نزدم.

    * بچه ها رو دوست داشتم و بهشون عشق میدادم. خوب متقابلا اونها هم دوستم داشتن. هم لذت میبردن از کلاس هم خوشحال بودن و هم یادگیریشون عالی تر میشد. به طرز عجیبی زبان آموزانی که با من کلاس داشتن در مدت کوتاهی در همان سطوح ابتدایی زبان مکالمه شون پیشرفت می کرد. همه اولیا و زبان آموزان دنبال من بودن که با من کلاس بگیرن. مدیران مراکز هم سعی در ماندگار کردن من در مرکزشون برای ترم های آتی رو داشتن.

    * کارم رو خیلی ارزشمند میدونستم و خاص میدیدمش. خودم رو جزو بهترینها میدیدم/

    * نگاه مثبت به همکاران و محیط داشتم. در حالی که همکاران از شرایط مراکز مختلف شاکی بودن معمولا. از اینکه چرا فلان جا تخته وایت برد نداره، چرا فلان کلاس گرمه، چرا مدیر فلان جا بد اخلاقه، چرا بچه های فلان منطقه بی ادبن، چرا خانواده زبان آموزان فلان منطقه اینقدر طلبکاران و ……….

    نتیجه شد رشد عجیب غریب من و حرکت با سرعت روی مدارها. یک روز که برای کار اداری رفته بودم دفتر مرکزی متوجه شدم یکی از مدرسین دفتر مرکزی دچار مشکل ناگهانی شده و نیومده. بچه ها سر کلاس بودن و عوامل دفتر مرکزی مستاصل. مسوول دفتر من رو که دید خیلی خوشحال شد و خواهش کرد کلاس رو اداره کنم. من هم وارد کلاس شدم و به روش خودم کلاس داری کردم. وقتی اومدم بیرون که مدارکم رو بگیرم چهره عوامل دفتری بشاش بود. گفتند که مدیرعامل صدای تدریست و شوق و ذوق بچه ها رو شنید و خیلی خوشش اومد. درخواست کردن که برم و همونجا تدریس کنم. خوب دیگه درآمد بالاتر، بیمه (که اصلا شامل حال مدرسین دیگه نمی شد)، شرایط و پاداش ها و … رسید. هر ترم به عنوان مدرس برتر کل مجموعه معرفی میشدم و پاداش و تندیس و … سپاسگزاری من و سپاسگزاری من و سپاسگزاری من….

    جالبتر اینکه توی جلسات دوره ای که با حضور بقیه مدرسین برگزار میشد، مدرسین حرف از تکنیک هایی میزدن که من اسمشو نمیدونستم و علمش رو نداشتم اما می دیدم که دارم بهترش رو عملی توی کلاس هام اجرا می کنم. در واقع میدیدم که اونها بیشترشون خیلی باسوادترن و بعضی هاشون مدارک بالاتری دارن و حتی یکی دو مورد سابقه تحصیل خارج از کشور رو داشتن. اما همشون توی مراکز متفرقه با رتبه پایینتر از من بودن.

    بماند که من بعدها به دلیل رشد بیشتر اون موسسه رو ترک کردم و وارد سازمان فعلی شدم. اما این جمله مدیرعامل هنوز یادم هست که در جلسه جمعی سوپروایزرها که گفت: “فاطمه (فامیلیم رو گفت البته)” تاج سر موسسه ست”

    خوب الان که با قوانین آشنا شدم میفهمم که اون تکنیک ها به من الهام میشده چون مثبت بودم. چون در مسیر درست بودم. چون احساسم رو خوب نگه میداشتم. چون در مدار درستی بودی بودم. چون شاکر بودم.

    خدایا من و همه ما رو قدرت بده برای استمرار که خسته نشیم. که کم نیاریم. که نزاریم شرایط تسلیممون کنه. که مثل حضرت موسی در کنار دریای زندگیمون به تو توکل کنیم. هر کدوم از ما یه دریایی توی زندگیش داره مثل موسی. قدرت بده خدا که ردش کنیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    نوشین پورشفقی گفته:
    مدت عضویت: 1998 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به استاد بزرگوار

    بانو شایسته گرامی

    و تمام دوستان عزیزم

    گام 17 مهاجرت به مدار بالاتر

    صد در صد وقتی شرایط تغییر میکنه که خودمون از درون تغییر می‌کنیم.

    رسیدن به خواسته ها معنوی ترین کار دنیاست .درسته که الان به اون خواسته هام نرسیدم ولی از این همه تضادی که از لحاظ مالی دارم میبینم که وقتی به خواستم برسم میتونم به یکی کمک کنم یا

    به خدا نزدیک بشم .وقتی ثروتمند بشوم با تقوا تر میشوم .میشه از شخصیت و مهارتهامو تغییر بدم .میتونم باورامو تغییر بدم .و این هم با تکرار و تمرین امکان پذیره .برای اینکه تغییر کنی باید خودمون رو درگیر این آگاهی ها کنیم .وقتی خودمون رو درگیر این آگاهی ها کنیم میتونیم تسلیم مشکلات نشیم نا امید نمیشیم و در تنهایی خودمون با خودمون فکر می‌کنیم این آگاهی ها رو با خودمون تکرار می‌کنیم و درون همون تکرار به آگاهی هایی میرسیم و طرز فکرمون رو به ما نشون میده .

    مثلا :

    من سعی میکنم که تقوا داشته باشم و سعی می‌کنم این ویژگی رو در خودم بیشتر کنم

    با اینکه خیلی وقته به این آگاهی ها گوش میدم

    و این جمله رو هزاران بار شنیدم که من با افکارو و باورهام زندگی خودم رو خلق می‌کنم و جلسه اول روانشناسی ثروت 1و تمام فایلهای استاد شنیدیم که شغل خاص،نه کشور ،نه جنسیت و …هیچ عوامل بیرونی دلیل بر ثروتمند شدن نیست و من فکر میکردم که خیلی این آگاهی ها رو درک کردم و دارم با همین باورا زندگی میکنم

    اما امروز دو جا دو تا ماشین خوب دیدم و داشتم به خودم میگفتم که اینا چه کاری دارن میکنن که این ماشینارو خریدن و دارن اینطوری خرید میکنن

    ولی الان میفهمم که وقتی استاد میگن این افکار و باورامون هستند که نتایج رو رقم میزنن من حتی آنقدر هم به این جمله (آگاهی)باور 100 درصدی نداشتم .حالا که درونم رو کنکاش می‌کنم و باورهامو میبینم درمورد نوع شغل و باورهایی که در مورد فراوانی دارم و حتما باورهای داغون و محدود کننده ای که هنوز از وجودشون در درونم دارم و خبر ندارم بایدم نتایجم همین چیزا باشه .

    امیدوارم دیگه ذهن منطقی ام باور 100 درصد داشته باشه که تمام اتفاقات و شرایط و آدمهایی که داخل زندگیه من میای نتیجه باورها و فرکانس های خودمه و باید از درون تغییر کنم تا دنیای بیرونم تغییر کنه .خداروشکر روانشناسی ثروت 1 رو دارم و با خودم تعهد میبندم که اگر میخوام نتایج مالی ام تغییر کنه باید تمرکزی روی این دوره فوق العاده کار کنم انشالله از نتایج مالی ام چند وقته دیگه مینویسم

    .این کامت رو برای میزارم تا یادم نره که درونم رو باید تغییر بدم

    در پناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: