اگر به دنبال مشکل باشی، حتماً پیدایش می کنی
این فایل، در ادامهی آگاهیهای فایل «تجربهی من از کودکی دردناک تا آزادی درونی» آماده شده است.
در این فایل، استاد عباسمنش به این سؤال پاسخ میدهد که:
- آیا برای داشتن آیندهای بهتر و تحقق خواستهها، باید گذشته را بررسی کنیم تا بفهمیم فلان باور یا فلان احساس بیارزشی از کجا شکل گرفته و منشأ آن کجا بوده یا نه؟
- آیا برای حل مسائل، باید ریشههای مشکلات را پیدا و روانکاوی کنیم؟
استاد عباسمنش در پاسخ به این سؤالات، تفاوت بین «درس گرفتن از اشتباهات گذشته» و «مرور خاطرات بد گذشته» را مفصلاً توضیح میدهد و شما را از نتیجهی هر کدام از این دو مسیر آگاه میکند.
طبق قانونِ بدون تغییر خداوند، نمیتوان با زیر و رو کردن اتفاقات منفی گذشته، مسائل را حل کرد و ضربههای عاطفی و روانی را درمان نمود. زیرا طبق قانون، به هر آنچه توجه کنی، اساس آن توجه را در تجربهی زندگیات گسترش میدهی.
مرور خاطرات منفی گذشته – با هر شکل و با هر دلیلی – ناخواستههای بیشتری را در تجربهی کنونی ما فعال میکند؛
خواه این خاطرات منفی متعلق به یک ساعت گذشته باشد، یک روز گذشته، یک سال گذشته یا دوران کودکی!
وقتی به خاطرات منفی گذشته فکر میکنی، این جنس از توجه، شروع به جمعآوری خاطرات منفی مشابه میکند تا به این فرکانس قدرت دهد. سپس از جایی به بعد، قدرت این فرکانس آنقدر زیاد میشود که در قالب شرایط ناخواستهی جدید در زندگی ظاهر میشود و تو را وارد مداری از اتفاقات نامناسب، آدمهای نامناسب، درگیریهای عاطفی، مسائل مالی، بیماریها و… میکند که یکی پس از دیگری با آنها برخورد می کنی، تا جایی که بهکلی از مسیر خداوند – که مسیر نعمت و ثروت است – خارج میشوی.
وقتی خاطرات منفی گذشته را مرور می کنی به این معناست که: شیطان را راهنمای خود انتخاب می کنی و شیطان در این مسیر می تواند از بهشت برایت جهنم درست کند.
در این فایل، درسهایی بیان میشود که با وجود سادگی، بسیار کارآمدند و به ما یادآوری میکنند که برای رشد و بهبود، باید تواناییهایی را در خود پرورش دهیم که منطبق بر قوانین بدون تغییر خداوند هستند؛ تواناییهایی مانند:
- تلاش آگاهانه برای کنترل ذهن و کنترل کانون توجه
- توانایی برچسب نزدن به مسائل و اتفاقات
- توانایی تمرکز بر راهحل بهجای تمرکز بر مسئله
- توانایی تمرکز بر نکات مثبت
- توانایی نگاه کردن به مسائل از زاویهای که ما را در احساس بهتر قرار دهد
آگاهیهای این فایل را با دقت گوش بده و در بخش نظرات این فایل، دربارهی درسهایی که از این آگاهیها گرفتی، و تصمیماتی که قصد داری آنها را در مسیر خواستهها و تغییرات مثبت شخصیتی خود اعمال کنی، بنویس.
تجربهی من از کودکی دردناک تا آزادی درونی
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری اگر به دنبال مشکل باشی، حتماً پیدایش می کنی459MB35 دقیقه
- فایل صوتی اگر به دنبال مشکل باشی، حتماً پیدایش می کنی34MB35 دقیقه














بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است
و مهربانیاش همیشگی.
و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..
سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته مهربونم و
همه ی دوستای بهشتیم
خدایا شکرت برای این رزق پربرکت والهی
استاد جانم به نظرم اصل واساس آگاهی های
دوره های شما رسیدن به روند تکاملی
در جهت رشد شخصیتی و بلوغ فکری هست .
من دوره ی هم جهت با جریان خداوند رو تکمیل کننده ی دوره ی احساس لیاقت ودوره ی مقدس 12قدم میدونم
اصلا قشنگیه این دوره رسیدن به بلوغ فکری هست
اینکه دارم یادمیگیرم همیشه قرار نیست حق با من باشه و اتفاقا خیلی جاها من باید تغییر ایجاد کنم
در رفتارم و طرز فکرم …
اینکه دارم یاد میگیرم آگاهانه تسلیم تر باشم و دنبال کنترل کردن شرایط و آدمها نباشم …
برای من این آگاهی از دوره ی مقدس12قدم
آب رو آتیش هست همیشه
اینکه دیگران ذره ای تو زندگی من تاثیر ندارن
و منم تأثیری تو زندگی دیگران ندارم
در بیشتر موارد رفتار آدمها از روی ناآگاهی شون هست
نه از روی عمد
چقدر این آگاهی قشنگه
یعنی ذهن میاد خاطره ای از گذشته مو یادم میاره
مثلا از رفتار خواهرم ومادرم و….
من همون لحظه آگاهانه میگم
مادرم وخواهرم دنیای محبت ومهربونی هستن
و قطعا دراین مورد ناآگاه رفتار کردن و حواسشون نبوده و به راحتی احساسم بهتر و آروم تر میشه .
همین جمله منطق کامل وجامعی هست که باور کنم
رفتن من به گذشته و مرور خاطرات منفی
اوضاع منو تغییر نمیده
قراره من از اشتباهاتم درس بگیرم
حالا به ذهنم فیلتر کردنو یاد میدم
و زمانی که اوضاع مالی قبل رو یادم میاره میگم چه خوب که این اتفاق باعث شد
ما دیگه یادبگیریم دنبال وام وقسط نباشیم
چه خوب که این اتفاق یادم داد که روی
احساس عزت نفس ولیاقتم کار کنم
چه خوب که فلان اتفاق باعث شد من
سکوت کردن رو بهتر یادبگیرم و……
مثال بزنم
ده روز پیش من وخواهرم دورهم خونه ی پدرومادرم بودیم خواهرم ناخودآگاه بی قرار بودحتی تو آشپزخونه یا چیدن میز شام بشقاب کم بود وقاشق زیاد …
کاملا مشخص بود حالش میزون نیست
من گفتم برو بشین وخودم کارهارو انجام میدم و یه چای هم براش ریختم و فرستادم از اشپزخونه بیرون بره
و به کارهام ادامه دادم و آگاهانه ذهنمو کنترل میکردم که توجهم بره به چیزهای خوب نه رفتارخواهرم ….
یادم افتاد روزهایی که خواهرم باعشق برای من نقاشی میکشید و به خواهرمگفتم یادته چه نقاشی هایی
واسه من میکشیدی ، خدایی از اول هم هنرمند بودی
همین هم باعث شد بری سمت طراحی دوخت ولباس
حال و هواش تغییرکرد خداروشکر و درحال نوشیدن چای
شروع کرد برای من از خاطرات خوب اموزشگاه و
دوستاش گفتن با احساس قشنگ تر .
تا اینکه موقع خوردن شام که شد ، پسر خواهرم بلند شد
ورفت سالاد منو برام آورد و منم ازش تشکر کردم ..
خواهرم هم گفت : خاله ش خبرداری فردا مسابقه داره ؟
گفتم نه نمیدونستم ولی خالهههههه من عاشقتم
میدونم که برنده میشی تکواندوکار خودمی …
خواهرم هم بلافاصله گفت: آره خاله جونش،
میدونی چندتا مسابقه رو تا حالا الکی باخته !
چقدر حرص منو در آورده !!!!
نتونسته وزن کم کنه و رفته یه وزن بالاتر!!!
و این بچه با شنیدن حرف خواهرم از سرمیز بلند شد
و رفت تو اتاق وشام نخورد..
به خواهرم هیچی نگفتم وسکوت کردم
چون میدونستم انقدر بهش فشار اومده که
طفلک خودش هم خبرنداره که
داره این بچه روتحقیر میکنه ..
از طرفی قرار نیست من سبک تربیتی بهش یاد بدم
چون میدونستم نمیتونم ونباید بهش حرفی بزنم و
زمانش هم اصلا مناسب نیست که
گفتگو رو جهت مثبت بدم
و تاثیری هم تو زندگی خواهرم ندارم
اما کاری که من میتونم انجام بدم
اینه که هم به زیبایی های خواهرم توجه کنم
هم به قشنگیای پسرش توجه کنم
به خواهرم از زیبایی هاش قبل از شام گفته بودم
از توانایی و هنرمندیش تعریف کرده بودم
زمانش رسیده بود که از دل این اتفاق ، بیام و قشنگیای
حمید بهش بگم و حالمو بهتر کنم
پس بلافاصله سالادمو برداشتم و رفتم اتاق و
حمیدعصبانی گفت نمیخوام کسی بیاد ..
خب این بچه همش 13 ساله ش هست و هفت ماه
از محمدحسن بزرگتره ..
گفتم خاله درو باز کن من میخوام لباسمو
بردارم برم حیاط شام بخورم …
دروباز کرد و گفتم بیا بریم حیاط
انقدر هوا خنکه باهم اونجا رو سکو شام بخوریم و خلاصه شامش گذاشتم تو سینی و رفتیم حیاط و کلی بغلش کردم
و تحسینش کردم که بارها تونسته بود برنده بشه ..
از قشنگیاش گفتم و ازچشم ها وموی سیاه و لختش
اینکه وقتی بدنیا اومد چقدر ذوق میکردیم
ومن بیمارستان پیش خواهرم موندم و تا صبح بغلم بود ..
از اینکه چقدر حرفه ای میتونه آتیش روشن کنه
از اینکه خلاقیت داره توکارهای فنی ..
بهش گفتم: مامانت انقدر دوست داره نمیخواد اذیت بشی و اگه میگه حواست باشه سس و نوشابه و فست فود کمتر بخور واسه اینه که نخوای وزن کم کنی
مامانت انقدر دوست داره که نمیتونم بهت اندازه شو بگم خیلیییی زیاددد خیلیییی زیادد
شام خوردن ما تموم شد و بچه ها بازی کردن
و بعد هم برگشتیم به خونه هامون …
من آگاهانه زنگ نزدم به خواهرم و گفتم قطعا اگه برنده بشه خودش خبر میده
ساعت سه بعداز ظهر زنگ زد که خداروشکر حمید دوتا بازی داشت و هر دو بازی رو هم برد
حالا باید تمرین کنه چون هفته بعد سه تا بازی دیگه داره
نتیجه ی این بازی مهم نیست برای من !!
اما رفتار خواهرم کاملا نشون داد بهم که ناآگاه بودن باعث میشه همه ی ما چه رفتارهایی کنیم و چه حرفهایی بزنیم حتی با فرزند خودمون !
به ظاهر فکر میکنیم حق با ماست
اما در باطن و طبق قانون
ما در زندگی هیچکس حتی فرزندمون هم تاثیری نداریم و کارما تمرین زندگی آگاهانه و کنترل افکارمون هست
کار ما تمرکز به زیبایی ها و ویژگیهای مثبت
خودمون و زندگیمون و فرزند مون هست
که از انجام همین کار ، نتایج بهتری از راه میرسن ..
تمرکز بر نکات مثبت خودش به نوعی ثروت محسوب میشه بارها شده که من از توجه به زیبایی ها بهم
رزق خدا رسیده مثلا
همین دیروز سمیه جان زمانی برام ایمیلی فرستاد
که فیلمی بودازدریاچه و زیبایی اطراف محیط کارش
خدای من انقدر زیباست مخصوصا بارونی که بارید
تو یه ویس ده دقیقه ای فقط از زیبایی ها وامکانات قشنگ شغلش گفت برام که لذت بردم و عشق کردم
از توانایی های خودش گفت که تحسینش کردم
از دریا رفتن لیلین جان و ذوقش فیلم فرستاد
که اصلا تموم بچه ها اصل تمرکز برزیبایی هستن …
همین توجه من به این قشنگیا ونوشتن نکات مثبت و زیبای ها باعث شد معلم محمدحسن بهم پیام بده
که به سفر کربلا داره میره
و تا ده روز آینده کلاس زبان نداره
و فقط باید تمرین درس های قبل رو انجام بده
خب این خودش برای من یه برکت زمانی حساب میشه
و رزق میدونمش که بهتر از این زمان استفاده کنم ..
از اون طرف مامانم زنگ زد که برام از قصابی قلم گرفته
از یه طرف دیگه پنجاه تایی گردو تازه بهمون رسید …
اینهمه رزق از دل همون توجه به زیبایی ها میاد
خدا همیشه شاهکار میکنه …
و میرسیم به اینکه چه نعمت قشنگیه
نعمت بی خیالی و علی بی غم بودن …
این آدمها اصلا سبک زندگی شون در زمان حال هست و گذشته رو پرونده شو بستن چون درس هارو از گذشته یا اشتباه شون گرفتن و تمام …
خب تو دوره احساس لیاقت بارها استاد جان میگین بچه ها خودتون رو بپذیرین و دوست داشته باشین بیشتر از هرکسی..
من اگه خودمو دوست داشته باشم
باخودم یه رفاقت درونی داشته باشم
برای خودمو و زندگیم ارزش قائل باشم
قطعا هرچی توان دارم میذارم که افکارمو آگاهانه کنترل کنم و بهشون جهت مثبت بدم
قطعا تمام قد پای این آگاه بودن می ایستم
قطعا تمرکز میکنم به داشته ها و زیبایی های زندگیم و
حالا دیگه هیچ چیز برام عادی نمیشه که !!!!
من دیگه صبح ها به خورشید باعشق بیشتر سلام میدم چون میدونم که این توجه ی من به زیبایی های زندگیم دنیای منو زیباتر میکنه و این شکلی زندگی سرتاسر میشه حال خوب…
دیگه نقاشی های هلیسا رو باتموم قلبم نگاه میکنم
حتی اگه درحال آشپزی کردن باشم ،گاز خاموش میکنم و پنج دقیقه زمان برای تحسین کردنش باعشق میذارم ونتیجه چی میشه ؟
هلیسا متوجه میشه که وجودش واحساسش برام اهمیت داره و نقاشی کشیدنش برام مهمه ورزق خدا میدونم و
اون غذا با عشق بیشتر و سپاسگزاری پخته میشه
و دلش برکتها وارد زندگیم میشه …
اینکه دارم یاد میگیرم که آگاهانه به زیبایی ها توجه کنم
دارم یادمیگیرم که با ساده ترین چیزها هم
میشه به بهترین حالت ممکن ،شاد بشم
دارم یاد میگیرم که احساس خوبمو به هیچکس و هیچ چیزی جز خدا گره نزنم
دارم یاد میگیرم دنبال تایید و توجه دیگران
واثبات حرف وعقایدم ومسیرم نباشم
فقط آروم و پیوسته ادامه بدم …
دارم یاد میگیرم قدردان داشته هام و خواسته هام باشم
داشته هایی که خیلی وسیع هستن خداروشکر
مثل وجود پربرکت شما استاد عزیزم و استاد شایسته مهربونم در این سایت بهشتی
مثل تموم اعضای صمیمی این سایت بهشتی
مثل دونه به دونه ی کامنتهای سرشار ازعشق و آگاهی
مثل نعمت خانواده ی خوب وقشنگ
مثل نعمت گفتگوکردن با مهربونی
مثل نعمت دوست داشتن
مثل خوش رفتاری بقالی سر کوچه ی ما
مثل پارک خونه مون که پر از آرامشهههه
مثل نونوایی محله مون که تازه نوه دار شده
مثل میوه فروشی که وقتی محمدحسن میره
ازش خرید کنه ،بهش یاد میده چه جوری جنس خوب جدا کنه و میاد برام تعریف میکنه …
مثل عطر وبوی غذا
مثل نشستن با خانواده دور میز غذا
مثل گلهای خوشگل توی هر خونه وبالکنی
چقدر میشه از دل زندگی هامون نعمت و رزق خداوند
رو در وجود آدمها پیدا کنیم ..
چقدر میشه به آدمها با عشق بیشتری نگاه کنیم …
چقدر میشه با عشق بیشتر به حرفاشون توجه کنیم .
چقدر میشه با زبون مشترک عشق رفتار کنیم .
خدایا شکرت برای نعمتهای قشنگ ونامحدود زندگی مون
بی نهایت سپاسگزارم از شما استاد عزیزم
و استاد شایسته مهربونم
بابت این فایل پربرکت والهی
خیلی دوستتون دارم وعاشقتونم
خدا حفظ تون کنه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است
و مهربانیاش همیشگی.
و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..
سلااااام مینا جاااانم
عااااااااشقتم رفیق بهشتیم
بی نهایت سپاسگزارم از مهر ولطفت
و کامنت پربرکتی که برام نوشتی .
چقدر این شکلک ها باحالن وخندون
حس خوبی بهم داد دمت گرررم
به قول فریدون مشیری جانم :
بگذار، که بر شاخه این صبح دلاویز
بنشینم و از عشق سرودی بسرایم
آنگاه، به صد شوق، چو مرغان سبکبال ،
پر گیرم ازین بام و به سوی تو بیایم….
خداروشکر برای وجود ارزشمندت دراین جهان زیبا
و سایت بهشتی مون .
خداروشکر برای دونه به دونه ی قشنگیای زندگیت
خداروشکر برای حضورت در دوره مقدس 12قدم
رفیق دلبر ونازنینم
خداروشکر برای تعهد و عملگراییت .
خداروشکر برای تمرکزت به زیبایی های زندگیت ودیدن نعمتهای قشنگ زندگیت
من تجربه ی صحبت با استاد جان رو تا حالا نداشتم و اون عزیز دل من نیستم در کلاب هاوس
وتو همون فایل هم توضیح دادم
https://abasmanesh.com/fa/conversation-with-friends-39/#comment-1400867
کامنت شما نشونه ی قشنگی بود که روزی میرسه که به امید خدا منم با استاد جان مون گفتگو کنم
باباورهای پایدارتر ونتایج بهتر …
این نشونه برام قشنگ و پربرکت بود ..
بی نهایت دووووست دارررم عزیزدلم .
الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین
و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است
و مهربانیاش همیشگی.
و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..
سلااااام زکیه جاااانم
عااااااااشقتم رفیق بهشتیم
بی نهایت در بی نهایت
سپاسگزارم از کامنت پراز نور و برکت و زیبایی که برام نوشتی و با چشمای قلبی قلبی خوندم
شما خودت تحسین برانگیزی رفیق جانم
من از کدومشون بگم از بس فراوووون و قشنگن
خداروشکر برای دونه به دونه ی کنترل ذهن ها
خداروشکر برای توجه کردن به زیبایی های زندگیت
خداروشکر برای تمرکز به نکات مثبت زندگیت
خداروشکر برای تعهد وعملگرایی های قشنگت
خداروشکر برای هنرمندی وخلاقیت هات
خداروشکر برای درختهای خوشگل
باغچه تون که برگهای مخملی و ناز دارن
خداروشکر برای نسیم خنکی که حس میکنی
خداروشکر برای آواز بلبل جااانم
خداروشکر برای دوتا یاکریمی که
هدایتت کرد به آیات قرآن و رزق منم شد خداروشکر
خداروشکر برای دونه به دونه ی قشنگیای
زندگیت عزیزدلم
به راستی هر کسی محبت به خدا را تو
قلبش داره همه چیز رو زیبا میبینه
درست مثل تک تک دوستان بهشتیمون .
بوس به قلب مهربونت دلبرجااان
الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است
و مهربانیاش همیشگی.
و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..
سلام شکــــوه جانم
عااااااااشقتم رفیق بهشتیم
بوس به روی ماهت دلبرجان
بی نهایت در بی نهایت سپاسگزارم از
کامنت پراز نور و برکتی که نوشتی
و با قلبم خوندمش این آیات عشق رو
مرور قانون در دل آیات قرآن
چه رزق قشنگیییی خدایاشکررت
خداروشکر میکنم برای وجود ارزشمندت نازنینم
شما وبقیه ی دوستان بهشتیم
تو زندگیم رزق و نعمت خداوند هستین قشنگ جان .
دارم ازت یادمیگیرم که افکارمو زیبا کنم
و قلبمو سرشار ازمهربونی کنم
این کامنت سرشار ازهماهنگی ذهن وروح هست ..
همون جوری که برام نوشتی
کنترل ذهن یعنی بازگشت به رحمت خدا
نه جنگیدن با افکار !
یعنی همان که پروردگار در آیهی
«وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُکَ إِلَّا بِاللَّهِ» (نحل/127)میگوید؛
صبر حقیقی، وقتی است که در حضور او آرام میگیری
ازت ممنونم که یادم انداختی
باید تسلیم تر باشم و همه چیز به خدا بسپارم
که اولین و آخرین پناهه
چه قوت قلبی بالاتر از اینکه خدا میگه
قَالَ لَا تَخَافَا ۖ إِنَّنِی مَعَکُمَا أَسْمَعُ وَأَرَىٰ
خدا فرمود: نترسید که من بی تردید با شما هستم [سخن او و شما را] می شنوم و [اعمالتان را] می بینم
تا خدا هست ، زندگی هست ..
بی عنایات خدا هیچیم ،هیچ .
الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین و
زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است
و مهربانیاش همیشگی.
و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..
سلااااام سمیه جاااانم
عااااااااشقتم رفیق بهشتیم
بی نهایت در بی نهایت دووووست دارررم نازنینم
بی نهایت سپاسگزارم مهر ولطفت
شما همیشه برای من تحسین برانگیزی
رفیق قشنگگگم ومن درمسیر یادگرفتنم ..
تو را دوست دارم
چگونه میخواهی ثابت کنم که
حضورت در جهان
چون حضور آبهاست،
چون حضور درخت،
و تویی گل آفتابگردان،
و باغی نخل ….
همون جوری که اون روز داشتی از زیبایی های زندگیت میگفتی و قلبم باز میشد
باخوندن این پاسخ هم احساسم عالی تر شد
و وجودم پراز عشق…
خداروشکر برای ایمیل کانفرم ماشین
خداروشکر برای دریافت هدیه قشنگت
مبارکت باشه کتونی هایی که از خواهر عزیزت هدیه گرفتی که نماد آسون شدن وهموارترشدن مسیر زندگیته رفیق جانم
خداروشکر برای برکت زمانی …
خداوکیلی
برکت زمانی اصلا یه رزق خیلی مهمی هست
و این روزها بیشتر داری دریافت میکنی خداروشکر …
کلی تینا جان ولیلین جااانم ببوس
به آقا سام عزیز سلام مارو برسون.
الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است
و مهربانیاش همیشگی.
و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..
سلام به روی ماهت مهناز جااان عزیزم
عااااااااشقتم رفیق بهشتیم
بی نهایت سپاسگزارم از مهر ولطفت نازنینم ..
من باید بشینم ساعتها به عکس پروفایل
قشنگت نگاه کنم و زیبایی ببینم وبنویسم
خیلی رنگ چشمهات قشنگهههه دلبرجان
گردنبند ظریف با نگین خوشگلت ..
و اون دسته گل تو عکس خیلی زیباست
خیلی بااحساس دستت گرفتیش
انگار آرزوها تو بغل کردی رفیق جانم
بی نهایت در بی نهایت دووووست دارم
به قول دکتر شفیعی کدکنی جانم:
می شناسمت !
چشم های تو
میزبان آفتابِ صبح سبزِ باغ هاست
می شناسمت ..
خداروشکر برای دست به کامنت شدنت
من کامنت ننوشتن شمارو
نمیذارم پای کم کاری رفیق جانم
شاید زیاد نوشتاری نباشی ،فقط همین ..
خداروشکر برای دونه به دونه ی قشنگیای زندگیت
خداروشکر برای حال خوبت
خداروشکر برای وجود ارزشمندت دراین جهان زیبا
و سایت بهشتی مون
خداروشکر برای حضورپربرکتت تو دوره ی
کیمیاگر هم جهت با جریان خداوند
خداروشکر برای نعمت داشتن ، تموم دوره های ارزشمند استاد جان توزندگی قشنگت که تحسین برانگیزه.
الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره .