اگر به دنبال مشکل باشی، حتماً پیدایش می کنی - صفحه 15 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری اگر به دنبال مشکل باشی، حتماً پیدایش می کنی
    459MB
    35 دقیقه
  • فایل صوتی اگر به دنبال مشکل باشی، حتماً پیدایش می کنی
    34MB
    35 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

452 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Maryam h گفته:
    مدت عضویت: 1333 روز

    وخدایی که به شدت کافیست….

    سلام به استادعزیزومریم جان ودوستان

    بعضی اوقات تلاش وانتظارباعث میشه خسته شی وهمه چیزورهاکنی وبه کسی بسپری که صاحب همه چیزه وبه هرچی رقم بزنه اعتمادداشته باشی ودیگه منتظرنباشی…

    خوشبختانه اینقدرروی خودم کارکردم وهرروز اززمانی که بااین مسیرآشناشدم دارم روی خودم کارمیکنم که دیگه چالشهاناراحتم نمیکنن ومیدونم قطعا همه چیز راه حل داره ومیدونم قدرتی درمن هست که خداازهودش درمن قرارداده ولی بعضی اوقات ذهن سوسه شومیادولی صدای قلبم اینقدربلنده که میگه داری رشدمیکنی وبه ثبات میرسی، داری بزرگ میشی وبه قول استادتوی فایلهاشون وقتی داری روی خودت کارمیکنی قطعا همه چیز خیره وچالشهافرصتی هستندبرای رشدتووجهان …..

    بعضی وقتها دیگه همه کاراتوکردی وواسه بعض چیزا کاری ازدستت برنمیادپس وایمیستی وبقیه شومیذاری روی دوش رب العالمین وبیخیال همه چی میشی واززندگی لذت میبری.

    وخدایی که به شدت کافیست…

    درپناه حق سربلندوسعادتمندباشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  2. -
    مهدیه جهانی گفته:
    مدت عضویت: 486 روز

    به نام خداوند بخشنده ی فراوانی ،مهربان وعاشق.

    سلام و درود به استاد عزیزم وهمه ی بزرگواران در این سایت توحیدی مقدس.

    خدایا شکرت بابت آگاهی های ارزشمندی که در این فایل زیبا به من رساندی چون تا قبل از آن من فکر می کردم که هر کتابی که می خوانم کاملا درست است وهیچ اشتباهی وجود ندارد وباید بپذیرم ولی الان من با فکر کردن تصمیم می گیرم که چه کتابی درباره ی روانشناسی درست است وچه مطلبی اشتباه است.

    چقدر تیتر این فایل برای من باور ساز است

    (اگر به دنبال مشکل باشی حتما پیدایش می کنی)

    آره واقعا اگر من بیام به گذشته وخاطرات تلخ زندگی نگاه کنم احساسم را بد می کند واز همان جنس اتفاقات دوباره وارد زندگی ام میشود چون خداوند جهان را با قوانین ثابت ومنظم آفریده(احساس خوب=اتفاقات خوب)

    اگر من بیام وتوی علف های هرز ذهنم زندگی کنم هیچ وقت رنگ گل های فیروزه ای وارغوانی را نمی بینم چون فقط به علف های هرز توجه کردم حالا چکار کنم

    علف های هرز را هرروز کم کم به صورت تکاملی پاک کنم و حالا چه جوری پاک کنم ؟بهشون توجه نکنم .

    به خاطرات تلخ توجه نکنم بلکه به کوچکترین چیزهایی توجه کنم توی زندگیم که به من احساس خوبی می دهند.

    مثلا دوچرخه سواری

    دوش آب سرد

    بازی کامپیوتری

    خواب

    نگاه کردن به فایل های سفر به دور امریکا وزندگی در بهشت

    وساز زدن

    و

    گوش دادن به فایل های استاد

    و

    هر کاری که تمرکز ما را از ناخواسته برمی دارد.

    چقدر استاد دراین فایل به من کمک کرد که همین طوری هر طبابت ذهنی وجسمی را نپذیرم.

    من فقط باید هرروز در خودم بهبودهای کوچک ودائمی داشته باشم تا جهان من را به سمت افراد مناسب وشرایط مناسب هدایت کند.

    چقدر من خوشبختم که قبل از اینکه هر چیزی من را بخواهد ناراحت کند ،باورهای درست داشته باشم وبه آتیش نزدیک نشوم.

    قبل از اینکه حس ما بد شود با داشتن افکار وباورهای درست احساس خودمان را خوب کنیم.

    ما بچه های سایت چقدر باید شکر گذار خدا باشیم که این آگاهی ها را دریافت می کنیم ودر زندگی عمل می کنیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  3. -
    فهیمه زارع گفته:
    مدت عضویت: 3329 روز

    بنام خداوند بخشنده ومهربان، بنام او که هرچه دارم از اوست

    وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَی عَلَی اللّهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ بِآیَاتِهِ إِنَّهُ لاَ یُفْلِحُ الظَّالِمُونَ

    و کیست ستمکارتر از آن کس که به خداوند دروغ بندد، یا آیات الهى را تکذیب کند؟ همانا ستمگران رستگار نمى شوند.

    خدایا، ای آفریننده‌ی بی‌همتا و ای یگانه‌ی مهربان! چگونه می‌توانم شکر نعمت‌های بی‌کرانت را به جا آورم؟ زبانم قاصر و قلمم ناتوان از وصف بزرگی و عظمت توست. هر لحظه از زندگی‌ام، سرشار از لطف و رحمت توست و هر نفس، گواه قدرت و حکمت بی‌انتهایت.

    تو را سپاس می‌گویم برای نعمت حیات، برای دم و بازدمی که نشان از وجود توست. سپاس برای سلامتی جسم وروحم، که موهبتی گرانبهاست برای درک زیبایی‌های آفرینش. سپاس برای خانواده‌ای مهربان و دوستانی وفادار، که حضورشان گرمای زندگی‌ام را دوچندان می‌کند.

    تو را سپاس می‌گویم برای هدایت‌های بی‌دریغ و روشنی‌بخش که در تاریکی‌های زندگی، راهنمایم بوده‌اند. برای آن لحظاتی که دستم را گرفتی و از سقوط بازداشتی، برای آن نشانه‌هایی که در مسیرم قرار دادی تا گمراه نشوم. برای صبری که در سختی‌ها به من عطا کردی و امیدی که در ناامیدی‌ها در دلم زنده نگه داشتی.

    هر آنچه دارم، از فضل توست و هر قدمی که برداشته‌ام، با یاری تو بوده است. در هر پیروزی، رد پای مهر تو را دیده‌ام و در هر شکست، درس‌هایی از حکمتت را آموخته‌ام.

    خدایا! قلبم را سرشار از عشق خود کن و دیده‌ام را به دیدن آیاتت بینا گردان. مرا در مسیر بندگی‌ات ثابت‌قدم بدار و توفیقم ده تا همواره شکرگزار نعمت‌هایت باشم.

    آمین یا یا رب العالمین

    سلام به استاد عزیزم به استاد شایسته نازنینم ودوستان بهشتی ام

    در ابتدا از خانم جهانگیری عزیز سپاسگزارم که وسیله ای شد تا این فایل ارزشمند آماده گردد واستاد عزیزم که اینقدر به ما دانشجویان لطف دارند

    خدایا شکرت، از وقتی که یادم میاد سعی کردم خاطرات تلخ گذشته را مرور نکنم وفکر میکنم همین ویژگی ام سبب شده بتونم چالش های زندگی ام برخلاف اطرافیانم با حال خوب پشت سر بگذارم وروز به روز زندگی زیباتر وقشنگ تری داشته باشم وهرروز میبینم که اطرافیان نزدیکم با اینکه مسائل کمتری نسبت به من داشتند ولی بخاطر مرور خاطرات تلخ گذشته لحظه حالشون را فراموش کردند وهرروزبا تجربه اتفاقاتی چون گذشته باعث شدنداین گذشته تلخ زنجیر وار ادامه داشته باشد

    کسی که خودش را اسیر زندگی گذشته اش کند تا آخر زندگی، اسیر گذشته هست وخداروشکر هر مشکل ومسئله ای داشتم تا کنون به مشاور مراجعه نکردم وبرای آرامش خودم به اصطلاح مشاوران قرص آرام بخش مصرف نکردم

    جالب استادوقتی فرمودید اگر دنبال مشکل باشیم بلاخره مشکل را پیدا می‌کنیم بار اول که فایل رو گوش دادم چون خاطره بدی از گذشته ندارم واصلا آدم کینه ای نیستم واگر ناراحت بشم از دست کسی خیلی زود فراموش میکنم اولین چیزی که به ذهنم آمد ، ترسم از مارمولک بود ،من از مارمولک زیاد میترسیدم وهر جا میرفتم فقط نگاه میکردم ببینم مارمولک هست یا نه وجالب بود که تنها کسی که در اون مکان مارمولک میدید من بودم همسرم همیشه بهم میگه انگار مارمولک‌ها میدونند شما میترسی واز بس شما دنبالشون هستی اونا رو میبینی تا اینکه سعی کردم آگاهانه ذهنم را از این ترس خالی کنم دیگه الان اولا هرجا میرم با چشمام دنبال مارمولک نمیگردم حتی اگر کسی بگه هست ،واینکه دیگه ازشون نترسم الان دیگه حداقل فرار نمیکنم واز کنارشون رد میشم دقیقا استاد جان اینکه اگر ما دنبال مشکل باشیم،مشکل را پیدا می‌کنیم حتی اگر وجود نداشته باشد یه روز دوستم که مهمان خونه اشان بودیم به من حرفی زد که کاملا اشتباه بود ولی نمیدونم از چه قصدی این حرف رو زد چون شخصی هست، باز نمیکنم من قشنگ دیدم هرجا که اون حرف ایشون به یاد خود میارم واحساسم بد میشه ودچار شک وتردید میشم ودنبال ثابت کردن حرف ایشون هستم اتفاقاً نشانه هایی میبینم که این شک وتردید من رو نسبت به اون شخص ثالث بیشتر کند ولی وقتی ذهنم را کنترل میکنم وسعی میکنم به اون حرف ایشون بها ندم همه چیز به بهترین وضعیت ممکن در حال اتفاق افتادن هست من بعد از این اتفاق بازی ذهن را بیشتر درک کردم وسعی کردم با یاد آوری قانون که من با افکار واحساساتم خالق صددرصد اتفاقات وشرایط زندگی ام هستم تمرکزم را از روی اون موضوع بردارم وبعد از زمان کوتاهی متوجه شدم که تجربه دوستم نتیجه افکار وباورهای خودش بوده وگرنه این شخص ثالث بر خلاف ادعای ایشون خیلی هم آدم خوب ودرستی هست

    خدایا شکرت…شکرت…شکرت

    عاشقتونم …..

    در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  4. -
    محمدحسین محمدی گفته:
    مدت عضویت: 448 روز

    سلام استاد جان عزیزم.

    سلام به همه ی عزیزان این محفل بی همتا. بی همتا در بین همه ی سایتهای جهان.

    استاد جان خیلی نوووووووکرتم.

    واسه روح بلندت.

    واسه سینه فراخت که همه ی آرا مخالف و متناقض موافق رو تو سینت جا می دید و همه کامنتها رو می خونید.

    اول از همه می خوام ازتون تشکر کنم ، که با صرف هزینه های زمانی و مالی و…. این فضا رو ایجاد کردید که آدما بتونن حرف دلشون رو بزنن.

    حرفایی که هر جای نمی شه زد ، ولی اینجا می شه با احساس امنیت کامل زد.

    واقعا ممنونتون هستم .

    از خانم جهانگیری عزیز خیلی خیلی ممنونم.

    من فایل قبلی و کامنت خانم جهانگیری رو همراه اون فایل دیده بودم و امروز مجدد دیدم.

    خانم جهانگیری عزیز ، من یه کامنت دیگه ای هم از شما دیده بودم که نتایجتون رو دیده بودم، و اتفاقا اینقدر لذت بردم و تحسینتون کردم، که از همونجا نام شما همفرکانسی عزیز و موفق در ذهنم مونده بود.

    خانم جهانگیری عزیز بهتون تبریک می گم که این راه رو که تا نیمه رفته بودید، بدرستی تشخیص دادید که راهی نیست که بتونه بهتون کمک کنه ، و با تشخیص درست از اون راه برگشتید و خیلی برام جالبه که در کامنت شما کوچکترین حرف ویا تعرض و یا ابراز بی مهری به مدرس اون دوره نفرمودید، و فقط مسولیت مسیر خودتون رو پذیرفتید و از اون راه برگشتید و اون راه رو مناسب خودتون ندیدید.واقعا جای تحسین دارد.

    خب نگاه و دید شما کاملا محترمه.

    نگاه یه همفرکانسی عزیز دیگری بنام خانم ریحانه رحمتی و کامنت ایشون در صفحه 6 دیدگاههای همین فایل نگاه دیگریست و به فرموده ایشون همون دوره ای که شما ازش یاد می کنید برای ایشون بسیار راهگشاست و خانم رحمتی بزرگوار این خانم رو مادر معنوی خودشون می دونن.

    خب خیلی چیز عجیبی نیست.

    همونطوری که هر اتفاقی به خودی خود، معنیایی نداره و نوع نگاه و دید ما بهش معنی می ده ، نوع نگاه شما دو عزیز در مورد این دوره و خانم مدرس این دوره کاملا متفاوت و شاید بشود گفت کاملا متناقضه.

    و کاملا قابل احترامه.

    استاد جان در مورد نوع نگاه ما به مسائل گذشته ، چقدر راه رو عالی ترسیم و تفکیک کردید که امیدوارم درست درک کرده باشم.(از موقعی که این فایل اومده رو سایت، که حدود 3 روزه این فایل رو بارها گوش کردم و 10 صفحه نوت برداری کردم و حداقل بالی 70 درصد از کامنتهای که تا این لحظه منتشر شده رو مطالعه کردم)

    اولا :

    شما فرمودید،نگاه ما باید به گذشته طوری باشه که به چیزهایی که روشون کنترل نداریم و نمی تونیم تغییرش بدیم، (مثل رفتار دیگران با ما در گذشته) در موردشون فکر نکنیم و روشون تمرکز نکنیم. چقدر هم این فرمایشتون درست و عالیه.

    نکته بعدی اینکه:

    ببینیم در گذشته چه کارهایی کردیم و با نگاه به اونها و درس گرفتن از اونها می تونیم ، اون کارها رو تکرار نکنیم و تغییرشون بدیم و نتایج آیندمون رو تغییر بدیم.

    و یه نکته جالب اینکه شما همش به دنبال چیزهایی هستید که بدرتون بخوره. بدرد زندگیتون بخوره. در عمل.

    یه نکته جالب دیگه ای که من در صحبتهای شما و اختلافش با کامنتِ اکثریت دوستانی که کامنت گذاشتن متوجه شدم (ویا حداقل در کامنت های دوستان ندیدم)اینه که:

    اکثر بچه ها به گذشته که نگاه می کنن ، در حوزه روابطه و زوم می کنن به اون شخص و رفتار اون شخص با خودشون.

    ولی شما که “برای” درس گرفتن به گذشته نگاه می کنید ، خیلی تمرکزتون روی شخص خاصی نیست روی اون “عمل” و روی اون “رفتار”هستش.

    بعنوان مثال:

    اعتماد بی جا کردم. حالا دیگه سعی کنم اعتماد بی جا نکنم.(اینجا نمی گید به فلانی اعتماد کردم و دیگه به فلانی اعتماد نکنم )

    یا مثلا

    باید بدنم رو گرم کنم و بعد ورزش کنم تا دیگه مثل دفعه قبل آسیب نبینم.(عمدتا درساتون در حوزه روابط نیست و مثلا نمی گید مربی بهم نگفته بود که خودتو گرم کن، پس دیگه نباید به مربی اعتماد کرد)

    یا مثلا

    در گذشته ولخرجی کردم ، دیگه ولخرجی نکنم

    در همین مثال اولا مسولیت ولخرجی رو ، در گذشته خودتون پذیرفتید.

    و مثلا نمی گید برای فلان رفیقم و یا فلانی ولخرجی کردم. و اونا ازم سوئ استفاده کردن(حس قربانی بودن)

    اینها عالیه.

    این نوع نگاه به آینده و ازش درس گرفتن عالیه.

    اصلا توش دلخوری و کینه و…. نیست.

    عاااالی عاااالی.

    خب من می خوام با استفاده از آموزه هاتون در دوره همجهت با جریان خداوند بگم که یه جورِ دیگه و “برای” یه چیز دیگه هم می شود و خوبه به گذشته رجوع کرد.

    به گذشته رجوع کنیم ” برااااای” پیدا کردن خاطرات خوب، خاطراتی که با عزیزانمون، پدر و مادر و خانواده و دوست و…. داشتیم و هر وقت بهش فکر می کنیم قند تو دلمون آب بشه و بسپاریم به جاااانمون و باهاش حاااالمون خوب بشه و خوب باشه و تو ناملایمات بخاطر بیاریمشون.

    استاد جان عزیزم ، با کمال احترام

    من در مورد مشاورها و روانشناسان و روانپزشکان(کلا رواندرمانی) و علم روانشناسی با شما هم نظر نیستم.

    همونطوری که حتما خودتون می دونید

    روانشناسی سنتی ، یا همون روانکاوی، که در درمان به خاطرات گذشته بر می گرده با زیگموند فروید آغاز شد.

    فروید خانمهای هیستریک (بیمار با حمله های پانیک)

    رو روی یک تخت سیاه می خوابوند، سرشون رو بین دو دست قرار می داد و ازشون می خواست تعارضات گذشتشون رو بیاد بیارن و…………

    خب، خود شخص فروید ، در همون دوره حیاتش از این روش صرفنظر کرد ، چون دقیقا به این نتیجه رسید، که این مراجعین، در اثر فشار ، خاطراتی رو بیاد می آرن که اصلا اتفاق نیوفتاده و واقعیت نداره.

    یعنی اون مثالی که شما فرمودید در مورد گم شدن و خطای حافظه کاملا درسته و البته چیز جدیدی نیست و خود فروید حدودای سال 1920 خودش به این مطلب اعتراف می کنه و روشش رو عوض می کند و از تداعی معانی و روشهای دیگه استفاده می کنه و….

    عیبی هم بهش نیست این سیر تکاملی و در واقع تکامل علم روانشناسیه.

    خب اینکه ذهن اشتباه می کنه و خاطره سازی می کنه رو ، چه کسی در موردش تحقیق کرده؟

    دانشمندان روانشناسی.

    بعدها کارل گوستاو یونگ سویسی روانشناسی تحلیلی رو پایه گذاری می کنه و مفهوم ناهوشیار جمعی و کهن الگوها و مفهوم آنیما و آنیموس و….و خدمات زیادی به علم روانشناسی می کنه.

    بعدش آلفرد آدلر روانشناسی فرد نگر رو معرفی می کنه و ترتیب فرزندان و…..

    علم روانشناسی تکاملش رو طی می کنه تا مثلا می رسه به کارل راجرز و روانشناسی فرد مدار.

    و پذیرش بدون قید و شرط و مثبت و بدون قضاوت و……..

    (توصیه می کنم به کامنت روانشناس عزیزی که در همین فایل کامنت گذاشته و خیلی بهتر از بنده توضیح داده یعنی خانم همای سعادت عزیز در صفحه 4 دیدگاههای همین فایل مراجعه بفرمائید)

    خیلی این بحث رو ادامه نمی دم ، چون احساسم اینکه عزیزان و دوستان این سایت عموما اهل مطالعه و کار کردن روی خودشون هستند و عمدتا نگاه خوبی نسبت به روانشناسی ندارند ، علتش هم اینکه ، خب خودشون از پسِ خودشون بر می آن.

    خب ولی من اگر چه هرگز خودم رو مورد روانکاوی قرار ندادم و به عنوان یک کیس و مراجع محضر مشاوران محترم و یا روانشناسان و یا روانپزشکان بزرگوار رو درک نکردم

    و در طول زندگیم افتخار آشنایی با خیلی از این عزیزان رو در دوره هایی آموزشی و گروه ها داشتم و در قلبم بهشون ارادتهااااا دارم.

    تجربه زیسته من این بوده که ، این افراد انسانهای بسیار شریف و دلسوز و آگاهی هستند و در جهت آگاهی و سلامتی جامعه تلاش می کنند.

    خب شاید هم نگاه من و تفکر من و فرکانسِ ارسالی نا آگاهانه ولی مثبت نگر من (حتی قبل از دانستن رسمی و کلاسیک قانون) باعث شده ، به آدمها، کلاسها و اتفاقات خوب مشاورها و روانشناسهای استثنایی برخورد کنم ،

    و همونطوری که شما از خبرهای بد وخبرهای جنگ اعراض می کنید ، منم از روانشناسان و مشاوران نامناسبی که شما عزیزان خاطرات بدی ازشون دارید اعراض کنم.

    با خودم گفتم انشالله شاید، این خاطرات نامناسب شما و یا دیگران که برای شما نقل قول کردن،مال دوره ای باشه که با قانون آشنا نبودید و حالا که با قانون آشنا شدید و با تمرکز روی نکات مثبت مشاورها و روانشناسها ، آدمهای خوب(روانشتاسان، مشاوران و …) بیان تو زندگیتون.که البته چندتا از سرگل هاشون همینجا تو همین جمع، باهامون همفرکانسن.

    در مورد اینکه، یه فردی به روانپزشک مراجعه می کنه و بعد چند سال بدتر می شه و سر از تیمارستان در می آره، با یه مثال سعی می کنم منظورم رو برسونم.

    دکتر متخصص داخلی برای کنترل ادار مادر م یه قرصی داد و بهم گفت تا یه هفته این قرص رو به مادر بده و بعدش دیگه قطعش کن، چون زیادیش به کلیه آسیب می زنه.

    منم همینکار رو کردم.

    و مشکل تا حدودی حل شد.

    و بعد یه هفته قطعش کردم.

    2 ماه بعد یه قرص مشابه دیگه ای رو برای کنترل ادار مادرم تجویز کرد.

    90 تا.

    گفتم دکتر همشو بدم، برای کلیش مشکل ایجاد نمی کنه؟

    گفت نه، بده.

    دادم.

    تو آزمایش بعدی مادر، مقدار اوره بالا رفته بود.

    دکتر گفت اورش بالاست.

    دوباره هم قرص کنترل ادار رو نوشت. 100 تا

    موقع بیرون اومدن از مطب ،به دکتر گفتم ممکنه، این افزایش اوره بخاطر قرص کنترل ادارش باشه، که ادرار رو تو بدنش حبس می کنه، و رسوب می کنه و نمی ذاره از بدن خارج بشه.

    دکتر گفت شاااااااااید.

    و خودم،قرصه رو حذفش کردم و در آزمایش بعدی اوره مادر اومد پایین و مشکل اورش حل شد.

    یه روز، تو داروخونه، منتظر بودم، نوبتم بشه تا داروهای مادر رو بگیرم.

    دیدم یه پیرمردی یه بسته قرص کنترل ادار دستشه و ااومده بدون نسخه همین قرص رو بگیره.

    قرص رو شناختم گفتم، حاج آقا چند وقته اینو می خوری؟

    گفت خیلی وقته،یه بار دکتر نوشته، بعدش دیگه همیشه می آم می گیرم.

    گفت خیلی خوبه، به خانمم هم می دم، اونم می خوره.

    خب.

    این آدم تا چند سال این دارو رو می خوره و میشه دیالیزی؟

    آیا اون پزشک متخصص مقصره؟

    آیا نا آگاهی خود این آدم تاثیر نداره، که درست عمل نکرده؟

    می دونید می خوام چی بگم؟

    ما شنیدیم

    یه آدمی به هر دلیلی به بار به یه روانپزشک مراجعه کرده،

    از روانشپزشک کمک خواسته، و روانپزشک تشخیص داده و این مجوز رو هم داشته به ایشون دارو داده،

    حالا ممکنه این آدم 10 روز یا 2 ناه بستری بوده،مثلا چند بار دیگه هم رفته پیشِ دکترش.

    حالا بعدش این آدم چگونه رفتار کرده؟

    آیا داروهاش رو بموقع خورده؟

    آیا دوباره به موقع مراجعه کرده؟

    آیا می شه و کسی می تونه ، تو زندگی اون آدم بوده که اون آدم دوباره مراجعه کرده یا سر خود رفته دوباره دارو گرفته؟

    ممکنه اون دارو آرامبخش بهش ساخته و رفته با دوز بالاترش رو گرفته که کیف کنه.

    خب بعدش هم رفته ، شاید داروهاشو استفاده کرده و دیگه مراجعه نکرده.

    شاید بعدش کنترل و تمرکز ذهن نداشته و آدم بی قیدی بوده و همینطوری باری به هرجهت و هردمبیلی زندگی کرده،رفته تو زندگیش و سیگاری کشیده و…….. با مادر و پدرش دعوا کرده، پرخاش کرده، زده کله ی یکیو شکونده، فحاشی کرده ، و دعوا کرده ، رفته زندان و بعدش یا رفته پیش روانپزشک و روانشناس و یا بزور بردنش.

    خب مگه قراربوده حتما این آدم خوب بشه.

    بعد یه مدت

    و هزاران شاید دیگه.

    مگه روانشناس می تونه این آدم رو تغییر بده؟

    بهش مسکن قوی داده تا تعادل هرمونهای مغزش برقرار بشه تا فعلا به خودش و دیگران آسیب نزنه.مووووقتاااا

    بعدش و یا همزمان با دارو درمانی ،معمولا می فرستتش پیش یه مشاور .

    مشاور های امروز عمدتا به دنبال آموزش دادن هستند.

    آموززززززززش.

    آیا همه افراد ، پذیرای و پی گیر آموزش هستند؟

    حرف که زیاده.

    روانشناسی و دانشمندان روانشناسی خدمات زیادی به انسانها کردن .

    اهرم رنج و لذتی که همه ماها شنیدیم و ازش برای ترک عادتهای بد و ایجاد عادتهای خوب استفاده می کنیم حاصل تحقیقات همین عزیزانه.

    و مشاوره های تحصیلی و شغلی و…..

    انواع اقسام خدمات دیگه.

    نمی دونم چرا جامعه مانسبت به کلمه مشاور اینقدر گارد داره.

    استاد جان شما دقیقا نقش مشاور رو دارید برای بنده.

    چون ، جواب سوالاتم رو تو ی فایلاتون می گیرم .

    مگه غیر از اینه؟

    استاد جان ، به نظرم می آد ، شما خودتون در یکی از فایلاتون فرمودید ، موقعی که تو ایران بودید به عده زیادی مشاوره حضوری دادید؟

    بخدا الان که حدود 54 دقیق بامدادِ خودم شک کردم و گیج شدم، می گم نکنه خواب دیدم و دارم توهم می زنم ، که همچین فایلی از شما دیدم.

    خب بگذریم از این بحثها و بحث روانشناسی و روانشناسا.

    استاد جان

    در مورد اینکه 3 تا نکته مثبت از دوستانمون بیان کنیم خیلی حال کردم.

    واقعیتش من خودم این مطلب رو تجربه کردم.

    حدودای سال 97 در مرکز مشاوره دانشگاه تهران در کارگاه مهارت زندگی دوره ی16 شانس این رو داشتم که در خدمت استاد” محمد کاظم زاده” عزیز بودم که این تکنیک رو در کلاس و در پایان هر دوره اجرا می کرد.

    در اون دوره استاد عزیزم، که خیلی خیلی به بنده لطف داشت،

    و من همیشه ممنون دار محبت ایشون هستنم ،بنده رو انتخاب کردند و از بچه ها ی کارگاه خواست که هرکدوم 3 تا صفت مثبت بنده رو بنویسن.

    اتفاقا من خودم، به استاد گفتم، بذارید صفات منفی من رو هم بنویسن، ولی ایشون هم دقیقا مثل شما نپذیرفتن.

    هر کدوم از بچه ها 3 تا صفت من رو ،روی یه تیکه کاغذ نوشتن و خوندن و چقدر اون روز خوشحال بودیم و اون کاغذها رو دادن بهم و من ، هنوز هم اون کاغذها رو دارم (احتمالا تو کتابخونمه ) و کیفشو می برم.

    ولی ایده شما که این تکنیک رو تو یه جمع دوستانه و مهمونی اجرا کردید خیلی برام جالب بود.

    در هر صورت من اینقدر ها از شما آموختم که تا آخر عمر مدیونتون هستم و دوستتون دارم.

    امشب هم نمی خواستم اصلا نمی خواستم در مورد روانشناس ها و روانشناسی چیزی بنویسم با این توجیه که

    اولا من ممکنه یه جاهایی با کمال احترامی که براتون قائلم، باهاتون هم نظر نباشم.

    ولی اینقدر ازتون آموختم و قراره بیاموزم که می شه اونجائکه هم نظر نیستم، نظر خودم رو برا خودم محفوظ بدونم ونگم.

    ولی از اونجا که خودتون فرمودید، دوس دارید کامنتها و نظرات بچه ها رو بدونید و با عشق می خونید ، و با توجه به علو طبع شما و شخصیت و روح بلندتون، که فرمودید من مقلد بودن رو دوس ندارم و دوست ندارم شما دانشجویانِ من هم مقلد باشید و چیزی رو بدون استدلال قبول نکنید، نظرم رو بیان کردم.

    استاد جووووونم

    همینجا با کمال رضایت اعلام می کنم، چه این کامنت بنده و هر کامنت دیگری از بنده، که در راه هدف بلند و متعالی شما نیست و بهتره منتشر نشه،

    جنابعالی صاحب اختیار هستید که منتشر نفرمائید و منتشر نکردنشون در ارادت خالصانه و قلبی بنده نسبت به شما ، کوچکترین خللی ایجاد نمی کنه و با اینکه احساس رو نمی شه قول داد ولی من به شما قول می دم همیشه و همیشه و همیشه دوووووستتتت دارم.

    می بوسم اون روی ماه نورانیتو که شبیه گردی شبِ چهاردهه.

    دوس داشتن یا عشق

    دوووووووستتتتتت داااارم با عششششششق

    به خدا می سپارم شما استاد عزیزم و همه عزیزان با عشقِ این محفل بی همتا رو.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  5. -
    مجید مرادی گفته:
    مدت عضویت: 3805 روز

    ترمز: من خیلی سال طول میکشه تا بفهمم مثلا توی زمینه ی خودم که طراحی جواهراته مردم چی رو میپسندند که من همونو بزنم براشون این کسب این تجربه خیلی سالها زمان میبره و قبلش نمیشه به درآمد خیلی بالا رسید

    سلام به همه

    امیدوارم خوب باشید

    خوابم میاد شدید چون برای خودم عادت کردم تا کامنت نذارم بخابم

    امشبم سعی میکنم خیلی سریع یه کامنت کوتاه بذارم

    البته تحقیقاتم رو کردم اینجا فقط میخام نتیجه ی استدلال برای این باور سریع تایپ کنم

    اول اینکه حتما راه این نیست من از حداقل توانایی هام تونستم این همه پول بسازم

    یاد حرف استاد توی روانشناسی ثروت میوفتم که میگفت

    شما میخاین که نتیجه رو ثابت نگه دارید بعد هیچی تغیر نکنه حالا با این که هیچی تغیر نکرده بگید چی میشه

    مثلا مثال بستنی فروشی رو میزدن که ممکن توی زمستون که کسی بستنی نمیخوره هدایت بشه به فروش سوپ

    حالا من میگم ذرت مکزیکی

    برای کار منم همینه

    حالا حتما همه که از ایده پردازی جواهرات پر فروش پول در نمیارن

    هزار تا حوزه ی دیگه هست که میشه با تجربه ی چند ساله ی من واردشون شد و ترکوند

    دوما این تجربه کسب کردنه نیاز به آزمون و خطا داره که الان با توجه به پیشرفت کردن تکنولوژی

    خیلی سریع تر از قبل میشه این راهو رفت

    مثلا من الان با هوش مصنوعی میتونم یه ویدیو بسازم

    اونو توی پیج اینستا شیرش کنم و ببینم کیا لایکش میکنند

    کیا دوستش دارن

    همین

    خودش میشه یه کار تحقیقاتی

    به قول یه نفری میگفت

    ایده کم نیست کننده کمه

    اون کسی که ایده رو انجام میده کمه

    سوم مخاطب من یکی از نیازهاش داشتن جواهرات پر فروشه

    خیلی نیازهای دیگه داره که میشه اونا رفع بشه

    مثلا ما معمولا با جواهرساز همکاری میکنیم

    خیلی کم پیش بیاد که تو طراحی را پیدا کنی که به موقع فایلهاش رو تحویل بده

    خیلی کم پیش میاد

    خب این میشه یه مزیت

    من میشم کسی که خوش قولم و به موقع پروژه هام رو تحویل میدم

    و هزاران مورد از اینا هست که میشه من یه نیاز دیگه رو برطرف کنم

    هرچند به موقعش روی این توانایی هم مسلط میشم

    استدلال آخر

    من کلی پول ساختم همه ی این توانایی هایی که من توی این سالها کسب کردم به کنار

    من کلا این همه پروژه ای که تا الان گرفتم رو با ده درصد توانایی هام انجام دادم

    یعنی نود درصد آکبند مونده

    پس جای رشد زیاد هست

    دوستون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      الهه رشیدی گفته:
      مدت عضویت: 2572 روز

      به نام خدایی که همین نزدیکی ست

      سلام مجید جان

      داشتم فایل تسلیم خدا باش رو گوش میدادم و بعد هدایت شدم به کامنت زیبای شما

      خدا بهم گفت برو پروفایل مجید رو باز کن

      و بعد دوباره بهم‌ گفت برو توی کامنت هایی که برای فایل های رایگان‌ نوشته

      گفت اولین کامنتی رو باز کن و بخون

      باز کردم و دیدم در مورد طلا و‌جواهرت نوشتی که توی این حوزه هستی

      و برای من نشانه و تایید محکم خداوند بود

      الله الله

      خدای مهربانم توی عشق و جان منی

      تو قلب و نفس منی

      تو زندگی منی

      من بدون تو هیچ ارزشی ندارم

      داداش عزیزم مجید جان ازت سپاسگزارم که این کامنت زیبا رو نوشتی

      و خداوند به‌ زیبایی هر چه تمام تر منو هدایت کرد به سمت کامنت شما

      شک ندارم به زودی موفقیت هایی کسب خواهی کرد که میای و‌برامون مینویسی

      عاشقتم داداش بینظیر و ثروتمندم

      برات ارزوی بهترین ها رو‌ دارم

      خدایا شکرت ، ادامه میدیم این‌ مسیر الهی رو مصمم تر و‌با اراده ی پولادین مون همراه با الله یکتا

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    مریم السادات ابطحی گفته:
    مدت عضویت: 4299 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    با سلام و احترام

    من فکر میکنم همه ی آدما خاطراتی از والدینشون دارن، که با بها دادن به همون قسمت از خاطرات میتونن پر رنگترش کنند.

    قبل از این آموزش های سایت شما، من همیشه از والدینم شاکی بودم

    مثلاً میگفتم چرا نگذاشتن من رشته مورد علاقمو بخونم، چرا فلان رفتارارو با من داشتن، چرا فلان برخوردار و باهام داشتن ووو

    یادمه وقتی سالها پیش قانون آفرینش رو تهیه کردم یکی از موضوعات این بود که ما باید مسئولیت زندگی خودمون رو به عهده بگیریم و دیگه شاکی بودن از اطرافیان رو بزاریم کنار و زندگی مطابق با میل خودمون رو خلق کنیم

    چون هر چی فرکانس شکایت بفرستی خب شاکی تر میشی

    من از اون زمان سعی کردم، واقعا سعی کردم، نگاهم رو به والدینم عوض کنم و در شروع کار به رفتارهایی که از سمت اونا رخ میداد و من دوست نداشتم، واکنش نشون ندم، و واقعا اعراض کنم و نقاط مشترک روابطموم که بهم احساس خوبی میداد رو تقویت کنم

    و واقعا جواب داد

    حالا سالهاست که از شروع تمرین کردن من میگذره و من خیلی روابط عالی با پدر و مادر و خانواده ام دارم

    همین امروز مامانم و بابام باهام تماس تصویری گرفتن و کلی باهم حرف زدیم و خندیدیم

    با اینکه در یک شهر هستیم و در محله های نزدیک به هم زندگی میکنیم …..خداروشکر

    یک تجربه بگم بهتون

    چند وقت پیش در یک مجله قدیمی هدایت شدم به خواندن تیتر مجله

    این بود:

    چقدر بوسه های مادرتان را به یاد می آورید؟

    این سوال خیلی منو به فکر فرو برد

    با خودم گفتم من حتی زمان های زیادی در زندگیم داشتم که نوزاد بودم، ترکی از دنیا نداشتم و خدا میدونه چقدر مامانم و بابام منو بوسیدن

    واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم

    بعد به این فکر کردم، چقدر والدینم برام غذا تهیه کردن، چقدر برام امنیت تهیه کردن، چقدر منو خواهرام و برادرم رو با هر شرایطی مسافرت بردند، چقدر برام هدیه خریدند، چقدر منو گردش بردند، چقدر ازم حمایت کردند، چقدر برام لباس خریدند، و چقدر های بی شمار بابام و مامانم رو به یاد آوردم

    خیلی خوشحالم که سالهاست به لطف آموزش های شما استاد عزیز من خودسازی و نه خود تخریب گری رو شروع کردم

    مثال شما در جمع دوستان در ال ای، واقعا عالی بود

    چقدر برام درس داشت که به ذهنم اجازه ندم، در مورد کسی یا شرایطی، حتی یک نکته منفی رو بگه و جلوی گفتن نکات منفی رو بگیرم، چون اگر یک نکته منفی در مقابل هزاران نکته مثبت بیاد آخرش آدم همش باید همونو در خودش درست کنه و لذت نکات مثبت رو از آدم میگیره ، خیلی هم حالت بازی داره، هم واقعا از هر نظر روابط و احساس آدم عالی میشه، خیلی ممنون که این مورد رو گفتین….

    مثل همیشه بی نهایت از شما ممنونم

    در پناه خدا سلامت و شاد باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  7. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2553 روز

    اگر به دنبال مشکل باشی، حتماً پیدایش می کنی

    ای ابتدای هر آغاز و ای سرانجام هر پایان

    خدایاااا خودت من را هدایتی کن به سمت تسلیم بودن در برابر خودت و خودم و خواسته هایم

    خدایااا بیامرز من را که آن گناهانم امید را قطع می‌کند

    خدایاااا بیامرز مرا از هر کاری که کرده ام و هر خطایی که از من سر زده است

    خدایا شکرت که همه ی قدرت ها و انرژی های الهی و عشق الهی در خدمت من هستند

    خدایااا شکرت که تمام پرونده های نیمه کاره ام و درخواست هایم بطور کامل انجام شده است

    تمام کارهای نیمه کاره و پرونده های نیمه کاره ی زندگی گذشته ام تا ابد بطور کامل انجام شده و به پایان رسیده و بسته شده است

    هر کسی اگر به من ضربه ای زده بنفع من شده و به من خدمت کرده است

    هر کسی پشت سر من حرف زده و به من توهین کرده بنفع من بوده و به من خدمت کرده است

    همان اشخاصی که من رو مسخره می‌کردند همانها دنباله روی من خواهند شد

    خداوند تمام فرشتگان الهی و تمام ناجیان الهی اش را برای محافظت و پشتیبانی از من را فرستاده تا دهان تمام این افراد را ببندد.. تمام افرادی که به من تهمت زدند و توهین کرده آند و یا با من ناسازگار بودند و پشت سر من غیبت کردن. و سبب رنجش و کینه و نفرت و خشم و کینه ی من شدند و من را به تمسخر گرفتن و به من ضربه ی روحی و جسمی وارد کرده آند خیلی زود دستشان رو می‌شود و بنفع من پیش می‌رود و به من خدمت میکنند و به خدمت من در می‌آیند و دنباله روی من می شوند و من هم درسهای آن تجربیات را گرفتم تا بتوانم پله های موفقیت را بسمت مومنتوم مثبت و به مدار های بالاتری رهسپار باشم

    خداوند قدر من را میداند پس من هم قدر خودم. را میدانم .. پس تمام انسان ها قدر من را می دانند و به من عشق می‌ورزند و قدر من را میدانند چون من با ارزش و لایق بهترین ها هستم

    خدایاآ شکرت که مرا از اشتباهات روابط نامناسب با افراد نامناسب گذشته ام رهانیده است…

    هر آنکسی که به یاد دارم و یا به یاد ندارم رهانیده است

    خدایااا شکرت که مرا از هر نوع اشتباهات گذشته ام که برایم هیچ سودی نداشتند رهانیده ای

    خدایاااا شکرت که مرا از اشتباهات و تجربیاتی که در آن درسی برام داشته ممنون سپاسگذارم

    خدایاااا خودت کمکم کن تا تمام اشتباهات و خطاهای گذشته ام تغییر کند و بنفع من پیش بره

    خدایاااا شکرت که مرا از اشتباهات پولی و مالی گذشته ام رهانیده ای

    یک نکته ی بسیار بسیار مهم که جدیدا متوجه شدم اینکه..

    برای راه حل ها و یا برای قروض و قرض و بدیهی ها و یا دیگر مسایل زندگی مون فقط و فقط بجلو و رشد و پیشرفت نگاه کنیم باید به گذشته و اشتباهات مالی و پولی و یا هر نوع اشتباهات گذشته که زخم قلبمون رو باز می‌کنه توجه نکنیم

    توجه نکنیم یعنی چی؟؟؟

    یعنی مانند زن لوط هی به عقب نگاه نکنیم

    چون نگاه کردن به گذشته و عقب و پشت سر سبب میشه که همش عقب بمونیم و در جا بزنیم و فرکانس عقب ماندگی رو بفرستیم

    این نوشته ی من خیلی خیلی معنی داره چون منم تازه به این درک و آگاهی رسیدم و باید تمرین کنم و ذهنمو از گذشته پاک کنم.

    پس برای رهایی و راه حل ها فقط و فقط به پیش رو توجه کنیم

    یعنی چی آنوقت؟؟؟

    یعنی هم اکنون توجه کنیم به آرمان های جدید !!!

    به ایده های جدید

    اندیشه های جدید و تازه

    فرصت های جدید و ویژه و خاص

    موقعیت های جدید و عالی

    مسیرهای جدید و خوب و عالی و زیبا

    به روابط و معاشرت های جدید و زیبا

    به درآمدهای جدید و نامنتظره به خوب و عالی

    به خانه ی جدید و امکانات رفاهی جدید و عالی

    پس برای اینکه رشد و پیشرفت کنیم فقط باید به جلو نگاه کنیم و درخواست های جدید بنویسم و طلب کنیم و هرگز به گذشته نگاه نکنیم چون مثل زن لوط سنگ میشیم یعنی همان‌جایی که بودیم می ایستیم و حرکت به جلویی نداریم

    خدایاااا شکرت که یکی از ترمزها و محدودیت های ذهنی ام را شناسایی کردم و پاسخ پرسشم رو دریافت کردم

    جهان پاسخ داد

    اینکه مدام از جهان می‌پرسیدم که چرا در جا میزنم و عقب ماندم؟؟؟؟

    در واقع باید روی همین اصل و روی باورهایم در همه ی زمینه ها کار کنم..

    پس با کنترل ذهن این امر مهم با کیفیت بهتری امکان پذیر می‌باشد

    خدایااا شکرت من به کایینات ایمان و اعتماد و یقین دارم

    من بابت تمام وفور و فراوانی نعمت های زندگیم سپاسگذارم

    افراد درست و مناسب جدید و فرصت های جادویی درست و مناسب ویژه و خاص جدید

    موقعیت های درست و مناسب جدید آماده آند که وارد تجربه و واقعیت زندگیم شوند

    وقتشه عشق و سلامتی و پول و ثروت را دریافت کنم

    من آماده ام برای تغییر و برای دریافت و دگرگونی*

    من آماده ام برای دریافت بیشتر

    من به جهان اعلام میکنم

    من به کایینات اعتماد و ایمان و یقین دارم

    خدایا خودت دستمو محکم به دستان نور شفاءبخش قدرتمند و توانگر الهی خودت گره بزن

    خدایااا برای تمام موانع و تمام تضادهای زندگیم که تابلوی راهنمای من برای محافظت و مواظبت من بودند تا بیشتر به مسیر اشتباهاتم ادامه ندهم ممنون و سپاسگذارم…

    و بواسطه ی همین خطاها و اشتباهات گذشته ام که مسیرم درست نبوده و آگاه و بیدار نبودم هم اکنون مسولیت تمام اشتباهاتم را میپذیرم و به درسهایش آگاه شدم

    باید آنقدر به ذهن مون ورودی های مناسب برسونیم تا ذهن و روح مون در آزادی و رهایی قرار بگیره

    باید گذشته مون رو با تمام مخلفاتش  ببخشیم و آزاد و رها کنیم نه به این دلیل که آن شخص و یا اشخاص و غیره مستحق بخشیدن هستند !!! بلکه بخاطر اینکه خودمون مستحق آزادی و رهایی از این غل و زنجیرها هستیم.. چون مستحق عشق الهی هستیم

    چون باید عشق الهی رو در قلب مون بیدار کنیم و از این عشق محافظت کنیم

    در کتاب شفای لوئیز هی نوشته

    وقتی رفتار کسی اذیتم میکند یعنی دارد درس مهمی به من یاد می دهد

    انسان های عصبانی آرامش و خونسردی رو به من یاد می دهند

    انسان های خونسرد و یا بظاهر بی احساس عشق بی قید و شرط را به من یاد می دهند

    انسان های تحقیر گر عزت نفس را به من یاد می دهند

    و انسان های لجباز انعطاف رو به من می آموزند

    و انسانها ی انتقام جو و خشن و جنگجو ببخشش و صلح با خود و جهانم رو با مهربانی رو بهمون یاد می دهند

    پس بیایم قلب ها مون رو با دیدن این افراد شستشو دهیم و پاک کنیم تا بتوانیم قلبمون رو از این گزندها آزاد و رها کنیم……….

    الهی آمین

    بقول سهراب سپهری عزیز

    دوست را زیر باران باید دید

    عشق را زیر باران باید جُست

    و خدایااا تنها فقط و فقط از تو یاری می‌خوام برای هدایت و آگاهی و انرژی و سلامتی و تداوم و پایداری و تمرکز. و نعمت و خیر برکت های الهی را می خواهم

    و خدایااا شکرت تنها فقط و فقط از تو یاری می‌خوام برای هدایت بسمت باز شدن کلیدی که فقط مخصوص من و همانند اثر انگشتم که امضای خاص و ویژه ی من است پس مسیر رسیدن به خواسته ها و آرزوهای من هم خاص و ویژه است

    IN GOD WE TRUST

    ما به خداوند اعتماد داریم

    IN GOD WE TRUST

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  8. -
    سلما مصدق گفته:
    مدت عضویت: 3125 روز

    خدایا سجده میکنم به درگاهت و پناه میارم به خودت از شر شیطان ذهنم

    خدایا عاجزم از کنترل ذهنم بدون کمک و یاری تو

    شیطان ذهن من قسم خورده که منو ببره تو منجلاب و احساسمو بد کنه

    ذهن من تشویقم میکنه و بهم حق میده که عصبانی بشم غمگین بشم داد و بیداد کنم احساس قربانی شدن کنم گله و شکایت کنم

    خدایا حریف ذهنم نمیشم بااینکه عضو این سایت هستم ولی بعضی موقعیت‌ها دقیقا میشم همون آدم قبلی

    البته تعداد دفعات خارج شدن از مسیرم کمتر شده ولی بازم دوست دارم و از خودم توقع دارم که خیلی کمتر از این حرفا بشه

    دوست دارم با آدم قبلی بیگانه بشم

    دوست دارم شخصیتم متحول بشه

    دوست دارم دوست خدا بشم

    چون به قول خدا دوستان خدا نه غمگین می‌شوند و نه ترسی دارند

    خدایا میخوام به این جایگاه برسم

    همین الان چند تا موضوع اخیرا پیش اومده که ذهن شیطانی من همش نکات منفی رو مرور میکنه و هی داره میگه تصمیم اشتباه گرفتی و منو هی سرزنش میکنه

    ولی دارم سعی میکنم خیر و نکات مثبت این موضوعات رو بکشم بیرون

    خدایا کمکم کن من هیچی نمیدونم هیچی نمی‌فهمم خدایا من هیچی از خودم ندارم و به هر خیری که از جانب تو برسه محتاج و فقیرم

    هر اشتباهی که کردم رو میبخشم و حتما این تصمیم اشتباه یه خیریت یا نکته مثبتی تو دل خودش داشته که من نمیبینم

    کمکم کن ببینم

    خدایا قلب من رو پاک کن از نکات منفی از گله و شکایت از رنجش از توقع و انتظارات بیجا از تمرکز روی بدیهای بنده هات از احساس قربانی بودن از احساس ضرر و زیان از احساس بد

    خدایا کمکم کن قدرت درونی خودم رو باور کنم

    باور کنم که میتونم اون خاطرات به ظاهر ناخوشایند گذشته ام رو جبران کنم با خاطرات جدید عالی

    میتونم اتفاقات عالی رو خلق کنم تو زندگیم که برام بشن یه خاطره که بهشون افتخار کنم

    خدایا من از این دام افکار منفی رها کن و قلبمو آروم کن

    خدایا ازت آرامش قلبی عمیق میخوام

    خدایا کمکم کن قلبمو پاک کنم و با آدمای پاک هم مدار بشم که جز خیر و خوبی برای من چیزی نخوان همونطور که من هم برای اونها همین حسو دارم.

    خدایا میدونم که قسم خوردی هدایتم میکنی حالا کمکم کن اینو باور کنم و یادم نره.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  9. -
    ایما گویانی گفته:
    مدت عضویت: 2581 روز

    بنام الله

    با سلام خدمت استادعزیزم و دوستان همراه!

    تجربه ای که خانم جهانگیری داشتند منم ده سال پیش داشتم و از اون جایی که منم کودکی بشدت سختی داشتم وقتی رفتم روانشناس اون روانشناس با تجزیه و تحلیل کودکی و نوجوانی من سعی میکردند مشکلو مثلا پیدا کنند در حالیکه من همون زمانی که داشتم مشکلات کودکیمو بازگو میکردم ناخودآگاه اتفاقات بددیگه هم پشت سر هم یادم می اومد طوریکه اون اتفاقاتو سالها یادم نبود اما بابازگو کردنش به روانشناس طوطی وار همه یادم اومد و اونقدر حالم بد و آشفته شد و اونقدر گریه کردم و اون مشاوره هی بمن میگفت حق داری والدین خیلی بدمسولیتی داشتی و این مسئله باعث شده بود که من کینه بدل بگیرم و تا چند روز باخانوادم صحبت نکنم و حتی میل نداشتم تو خونه بمونم و همش از خونه فراری بودم جوری که شرایط خشم و کینه م جوری بود ک تحمل نکردم و خونه رو ول کردم رفتم مسافرت خونه عمم.و بعد گذشت یه تایمی احساس کردم اون خشمو کینه بیخود بودوخانواده من اونقدرا هم ک اون مشاور تو ذهنم کرده بود بی مسولیت نبودن اونا فقط بنابرا اون زمان و بنابراون شرایط و با توجه به اگاهیهای محدودشون فکر میکردن اگه این رفتارها رو بامن داشته باشند برای من بهتره و بهتر تربیت میشم وگرنه قصدو غرضی پشت این مسئله نبوده .

    مسئله دیگه ای که خواستم بگم همین قرصهایی ک روانپزشکها تجویز می کنند و استاد بشون اشاره کردند من با پوست و استخونم عوارض این قرصها رو درک کردم و با جرات تمام میتونم بگم این قرصها نه تنها چیزی رو درمان می کنند بلکه باعث بدتر شدن اوضاع روحی روانی و جسمی میشه خیلی از افراد هم دچار چاقی ناشی از مصرف این قرصها میشن جدا از این مسئله من تجربه با افراد بسیار نزدیک با کسانی رو که مرتب قرص مصرف می کنندرو دارم ،توجیه این افراد اینه که بالاخره روانپزشک درسش رو خونده و علمشو داره و بهتر از بقیه میفهمه که چی برای ما خوبه و اگه اون تشخیص داده که باید قرص مصرف کنیم پس باید بخوریم و جالب اینجاست که این اشخاص مرتب تو زندگی زناشوییشون به مشکل میخورن چون حالت نرمال ندارن و هر سری مجبور به تعویض قرص یا دوز اونا هستند و کلا زندگی واقعا عاجزانه و دردمندی دارند.

    و من خودم بشخصه بعد از اون مشاوره که رفتم به این نتیجه رسیدم که هرگز به چنین مراکزی نرم هرچند من بقول استاد مخالف این مسئله برای دیگران نیستم ولی خودم بهیچ عنوان (مخصوصا بعد از اشنایی با استاد عباسمنش)حاضر نیستم چنین جاهایی برم ،هر وقت حس میکنم حالم بده تو سایت استاد میام و فیلمهای و صحبتهای ایشونو میبینم فرکانسم تغییر میکنه و نمیذارم اوضاعم بجایی کشیده بشه ک دیگه نتونم حالمو عوض کنم ،نمیگم که خیلی عالی و خوب شدم ولی در حد خودم و نسبت به گذشته دیدگاهم و رفتارم خیلی تغییر کرده و نتایج زیادی رو تو زندگیم دیدم که دیگه برای همه محرز شده حتی مامان من قبلا صبحها که از خواب پا میشد یمقدار غر میزد ولی چند وقت پیش تلفنی که داشت صحبت میکرد به دوستش میگفت استاد عباسمنش گفته غر زدن باعث میشه شرایط زندگی بدتر بشه و این خیلی برام جالب بود که مامان منم جذب برنامه های استاد شده درصورتیکه ایشون تو سایت نمیاد و فقط وقتی من درحال شنیدن یا دیدن کلیپهای استاد هستم صدای استاد رو میشنون و همینم روی ایشون تاثیر گذاشته .خدا رو هزاران هزار بار شاکرم بخاطر تمام نعمتهایی که تو زندگی بهم داده و یکی از بزرگترین و بهترین نعمات زندگیم اشنایی با استاد عباسمنش عزیز هستند استاد براتون ارزوی سعادت و سلامت رو از الله منانم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  10. -
    فاطمه تقی زاده گفته:
    مدت عضویت: 2668 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربانم هرآنچه دارم ازآن تودارم

    سلام به استاد عزیزم واستاد مریم جانم ودوستان نازنینم

    راستش استاد فایل قبلی (تجربه من از دوران کودکی دردناک تا آزادی درونی)وقتی روی سایت قرارگرفت بلافاصله دانلودش کردم شروع کردم به گوش دادن

    از همون شروع فایل تا آخر فایل همزمان با گوش دادن به صحبت‌های شما خاطرات ومثالهایی که میزدین منم اتفاقات وخاطرات ومثالهای مشابه به یاد می آوردم که تو ذهنم همزمان برنامه ریزی میکردم وجمله هارو کنار هم میچیدم که بلافاصله که فایل رو گوش دادم بیام وکامنت بزارم واز اون اتفاقات وخاطرات بنویسم.

    وچندبار این فایل رو گوش دادم

    اما استاد اتفاقی که افتاد این بود که وقتی خواستم کامنت بزارم دستم به نوشتن نمی‌رفت ویه حسی در درون بود که من باید از همینجا درسهامو بگیرم واز یادآوری اتفاقات وخاطراتی که هیچ کمکی به رشد وپیشرفتم نمیکنه حتی احساسم رو بد میکنه هیچ صحبتی نکنم واز همینجا درسهامو از استاد عزیزم بگیرم وسعی کنم به اتفاقات بد گذشته که هیچ کمکی به رشد وپیشرفتم نمیکنه توجهی نکنم ودرموردشون حتی صحبت هم نکنم سعی کنم کلا فراموششون کنم.

    واین شد که منی که اینقدر موضوع در ذهنم آماده کرده بودم بیام در موردشون در سایت کامنت بزارم

    یه احساسی در درونم شکل گرفت که این تصمیم رو بگیرم که از همینجا باید درسهامو از استادم بگیرم وبرای همیشه این خاطرات واتفاقات که هیچ کمکی به رشد وپیشرفتم نمیکنن رو ازذهنم پاک کنم وتمام تمرکز وتوجهم رو بزارم روی اتفاقات وخاطرات مثبت دوران زندگیم .

    ودرسی که امروز از این فایل توحیدیتون گرفتم

    اینکه من باید از یکسری اتفاقات ناخوشایند گذشته زندگیم درس بگیرم وبا یاد آوری اون اتفاقات ،

    به خودم یادآوری کنم که در زندگیم تکرارش نکنم.

    سپاسگزارم استاد عزیزم بخاطر این حد از رشد وآگاهی که دریافت کردین وسخاوتمندانه در اختیار ما قرار میدین خدا حفظتون کنه .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای: