مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین» - صفحه 41 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»110MB30 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»28MB30 دقیقه














مصاحبه با استاد |مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»
گام ششم
بنام خداوند وهاب و بخشنده و مهربان هدایتگرم که کلید جادویی و طلایی مهاجرت به مدار بالاتر برای اجابت دعاها و خواسته هایم را در این مسیر الهی به من عطا بخشیده
درود به دوستان ساکن در این مسیر توحیدی
درود و وقت بخیر خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته ی نازنینم
نیروی راهنماگر
من باور دارم که چنین نیرویی راهنما گری در وجود همه ی انسان ها وجود دارد . که به آن الهام شهود و بعبارتی حس ششم گفته میشه . نیرویی که همانند جی پی اِس عمل میکند ولی اگر این نیرو را در وجودمون فعال کنیم . بعبارتی این نیروی درونی و شهود درونی و انرژی مثبت ما با تمرکز و سفر به درون و خلوت گزینی فعال میشود و اگر به این نیرو باور و ایمان داشته باشیم تسلیم این نیرو باشیم که به درخواست ها و سوالات ما پاسخ میدهد وبی شک و تردید پاسخ خواهد
به عقل و منطق و یا تجربیات منطقی کاری نداشته باشیم چون عقل منطقی ما جلوی احساسات شهودی و الهامات ما مقاومت میکند
و این الهام و شهود هدایتگر درونی ما مهمترین باوری است که می تواند در مسیر رسیدن به خواسته هامون شرایط اوضاع موقعیت افراد و انسانها و ایده ها و زمین و زمان و آسمان و طبیعت و ابر و باد و مه و خورشید و فلک و تمام نیروهای نامریی و متافیزیک و تمام فرشتگان و ناجیان الهی را دست به دست هم میدهد و کنار هم قرار میگیرند تا ما رو بسمت خواسته ها و آرزوها مون هدایت کنند تا با اتفاقات قشنگ و همزمانی های درست و مناسب جادویی به اهداف مون هدایت شویم
سوالی که همیشه باید به آن توجه کنیم اینکه ..از کجا بفهمیم که صدای های درونی ما از نجواهای ذهنی است یا اینکه قوه ی شهود و الهام و هدایتگر ماست ؟؟
از طریق احساسات درونی مون متوجه میشیم یعنی .اگر آن صحبت ها و صداهای درونی ما به ما احساس خوبی بده و ما احساس آرامش داشته باشیم یعنی آن ایده ها و صحبت ها از ندای قلبمون و شهود الهی درونی مون سرچشمه میگیرد ولی اگر به ما احساس نامناسب و شک و تردید. و یا ترس و نگرانی و یا هر احساس نامناسب منفی دهد یعنی از نجواهای ذهن است در واقع جنس احساسات ما تعیین کننده ی نجواهای ذهنی و یا نیروی هدایتگر شهود و الهام ماست و ما باید همیشه و همیشه و با تکرار و تمرین مداوم روی باورها مون کار کنیم تا اون نیروی هدایتگر مون را فعال نگه داریم وگرنه بعد از مدت کوتاهی دوباره به افکار و نجواهای نامناسب ذهنی بر میگردیم
سوال بعدی در مورد ثروت
برای رسیدن به ثروت علاوه بر اینکه باید صبور باشیم و عجله ای برای رسیدن به این هدف نداشته باشیم ولی قسمت مهمش این است که باید بطور مداوم روی باورهای درست و مناسب مون بطور مداوم کار کنیم و وقتی روی باورها مون کار میکنیم از همون اول نشانه هاشو رو دریافت میکنیم
سوال بعدی در مورد تضادهای مالی است
هیچ تضادی برای اینکه رفاه و امنیت مالی ما را بخاطر بیاندازد بد نیست . چه بسا همان تضاد مالی باعث میشه که این خواسته در ما بیشتر شکل بگیره برای استقلال پولی و مالی
کلا هر تضادی در زندگی مون الخیر و فی ما وقع است و محرک های رشد و پیشرفت مان هستند و باعث میشه که آن خواسته ها مون شفاف تر بشه حالا ممکنه آن تضاد در روابط مون باشه و یا سلامتی و یا عزت نفس و شغل و کسب و کار و تجارت و مشتری و یا هر چیز دیگری در زندگی مون اتفاق بیفتد نشان دهنده این است که باید روی باورهای درست و مناسب و قدرتمند مون بیشتر کار کنیم و باورهای مخرب و محدود کننده مون را به باورهای درست و مناسب و قدرتمندی تغییر دهیم
باورهایی که در مورد ثروت ساختم و دارم روشن کار میکنم و مدام با خودم تکرار میکنم و مینویسم را اینجا می نویسم
من باور دارم اینکه..خدایاااا شکرت که انرژی خداوند در وجودم جاری شده و من لایق پول هایی هستم که براحتی از هر دست و از هر سمت و سویی وارد حسابم میشه چون من آسون شدم برای آسونی ها
خدایا شکرت که من یک ذهن ثروت ساز و خلاقی دارم
من باور دارم ..پول و ثروت از بی نهایت طریق و از بی نهایت دستان قدرتمند و توانگر و سخاوتمند خداوند به وفور و فراوانی در زندگیم جاری شده است که نیازی به پس انداز ندارم چون خداوند خودش از تمام اموال و دارایی هایم بخوبی محافظت و پس انداز و حمایت میکند
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خدایا شکرت که از استقلال پولی و مالی کامل زندگیم بدرستی استفاده میکنم و لذت میبرم
جهان من سرشار از نعمت ثروت پول و فراوانیه که از هر سمت همچون باد وارد زندگی من شده است
خدایااا شکرت که من آسان شدم برای استقلال پولی و مالی
خدایااا شکرت من به وفور و فراوانی پول و ثروت و نعمت احاطه شده ام
من مسعول خوشبخت کردن و بدبخت کردن هیچکسی نیستم حتی فرزندانم . ولی تفکر اکثر جامعه برخلاف این است . یعنی آنقدر توی گوشمون خواندن که عامل بدبختی و یا خوشبختی مساویست با عامل بیرونی … مثلا دختر من.. دقیقه به دقیقه چپ میره راست میاد و میگه ببین فلانی رو .. آنقدر پدر و مادر خوبی بودند که بچه هاشون خوشبخت شدند شماها پدر و مادر خوبی نبودید ما بدبخت شدیم بقول معروف مرغ همسایه غازه..
یعنی از نزدیکترین افراد زندگیم آنقدر از این حرفها می شنوم که حد نداره دریغ از یک تشکر خشک و خالی و. دریغ از یک سپاسگذار بودن . و دخترم. همش به من میگه تو کاری برای رشد و پیشرفت زندگی مون نکردی.. یعنی بعد از این همه نشیب و فرازهای زندگی مون و بعد از آن تضادهای مالی و ورشکستگی ها مدام سرزنش شنیدم .. البته من از آموزه های استادم فهمیدم که قرار نیست من تا آخر عمرم برای خوشبختی بچه هام بخودم فشار بیارم .. من و پدرخدابیامرزشون تمام تلاشمون را کرده بودیم و بهترین زندگی را ساخته بودیم و هر آنچه را که بدست آورده بودیم را با اشتباهات خودمان از دست دادیم .
حالا چندین سال از آن ورشکستگی ها گذشته ولی همچنان انگشت اتهام متهم اصلی ردیف اول صندلی جلوی زندگی من هستم .. آقااا باشه قبول .. من هم فهمیدم که مقصر اصلی بودم.. بله قبول دارم که ما با افکار مخرب خودمان این بلا را سر خودمان آوردیم و با ارسال فرکانس های مان جهان ما را از هم جدا کرد . پس باید دوباره شروع کنم .. پس باید دوباره تلاش کنم .. و باید اول از همه روی باورهای درست و مناسب خودم کار کنم و خودم را بالا بکشم پس از این به بعد فقط باید روی خودم و افکار جدیدم کار کنم
در واقع طبق آگاهی هایی که من از قوانین جهان هستی فهمیدم . برای تغییرات واقعی گاهی باید خراب شود تا آباد شود
این زندگی باید زیر و رو میشد . باید هم ویران و نابود میشد تا از اول آجرهای زندگیم طبق قانون بطور اصولی چیده مان شود ..
و خدا رو شکر در مدار ساختن زندگی خودم هستم . پس من مسعول خراب کردن و ساختن زندگی دیگری نیستم حتی فرزندانم که حالا سن و سالی دارند . اگر من بتوانم درست و اصولی و از ریشه و بنیاد زندگیمو بسازم روی آنها تاثیر پذیر خواهم بود ولی مسعول زندگی هیچکس نخواهم بود
بقول استاد خانواده هایی هستند که در یک محیط زندگی کردن ولی فرزندانشان از یک دیدگاه کاملا متفاوت به زندگی نگاه کردند و هر کدامشان به یک سمتی رفتند (دقیقا مثل داستان خانواده ی ما )
قانون . من توانایی خوشبخت کردن کسی رو ندارم چه برسه که بخوام مسعولیت شو بعهده بگیرم«لا اِکْراهَ فِی الدّین»
هر کسی اختیار دیدگاه خودشو داره
من هیچ بحثی برای اینکه فرزندانم را به این دیدگاه و مسیرم موافق کنم نیست چون آنها اصلا این مسیر و دیدگاه منو قبول ندارند و مدام با من بحث میکنند ولی من اعراض میکنم و مدام بهشون میگم حق با شماست
مثلا چند وقتی بود که چنین تضادی توی خونه مون بالا گرفته بود من تحمل همه ی حرفها و تهمت ها و سرزنش ها رو کردم و شنیدم ولی هیچ پاسخی ندادم فقط گفتم آره شما درست میگی.. چون زاویه ی دیدگاه من کاملا متفاوت از دخترم و دیگران هست . پس من فقط زمانی باید صحبت کنم که نتایج خوبی بگیرم و آنوقت با نتایج خوبم و اتفاقات قشنگم و با بالا رفتن مدارم به طبقات بالاتر میتونم با صدای بلند صحبت کنم و خدا رو شکر گذار باشم …
درسته بطور رگباری و بطور مداوم مورد سرزنش قرار گرفتم و همچنان میگیرم ولی باورهای من تغییر کرده و به اون حرفها اهمیتی نمیدهم و تاثیری روی باورهای جدید من نمیذاره و اعراض میکنم .. شاید قبلنا با شنیدن این سرزنش ها و سرکوفت ها احساس عدم لیاقت و عدم ارزشمندی میکردم و به من احساس گناه و قربانی بودن القا میشد ولی الان دیگه بعد از چند سالی که در مدار آموزش و آگاهی های این سایت و استادانم قرار گرفتم فقط و فقط روی تغییر باورها و افکار جدیدم کار میکنم ..
من بطور عمیقا باور دارم که فقط و فقط مسعول زندگی و افکار خودم هستم پس بهیچ عنوان احساس بی لیاقتی نمیکنم . احساس قربانی بودن و یا کمبود ارزشمندی نمیکنم . عزت نفسم پایین نیومده بلکه کاملا گذشته ام را با تمام تعلقات و وابستگی هایم رها و آزاد کردم و حتی دنبال این نیستم که بخوام بفهمم پسرم کجاست و یا چیکار میکنه ? و مسعولیت اعمال و رفتار آن را ندارم … البته خیلی دوست دارم موفقیت شو ببینم و خوشحال هم میشم و اگر از من کمکی درخواست کنه دریغ نمیکنم ولی هیچ مسعولیتی را قبول نمیکنم . من فقط تغییر افکارم رادارم .. و کلا چند سالی است که اصلا ندیدمش .و نمیدانم اصلا کجا هست.
من خیلی اورضه داشته باشم باید روی ذهنم کار کنم تا به مدارهای بالاتری هدایت بشم تا با نتایج خوب و عالیم بتونم بدرخشم و اسم خدا رو با صدای بلند فریاد بزنم و بلند بلند بگم خدایاااا شکرت
خدایاااا شکرت که دستان قدرتمند فرشتگان الهی ات به مدد و کمک من شتافته آند تا من را به مدار بالاتری از ارتعاش و فرکانس خوب و عالیم هدایتم کند تا به بهترین نسخه و ورژنی از خودم تبدیل و متصل شوم که آن زندگی دلبخواهم را داره
خدای قدرتمند من ، من در برابر علم و آگاهی تو هیچم ،همه چیز رو به خودت میسپارم و آسانم کن مرا برای آسانی ها .
خدایاااا تنها فقط و فقط ترا می پرستم
و تنها فقط و فقط از تو یاری و هدایت و آگاهی می خواهم
IN GOD WE TRUST
ما به خداوند اعتماد داریم
IN GOD WE TRUST
سلام و عرض ادب خدمت استادعزیزم و مریم عزیزم
ودوستان گلم درسایت عالی مون
مهمترین باوربرای فعال کردن راهنمای درون باور ب این است که این راهنما وجوددارد فارغ ازاینکه مذهبی یاغیرمذهبی هستیم این نیروی هدایتگروحامی در وجودمان است و باایمان ازش میخوایم ب ماکمک میکنه سیستمی وار این اتفاق میفته خب شرطش اینه ک اول باورکنیم هست دروجودمان همچین نیرویی و اینک مالیاقت داریم و به ماکمک خواهدکرد و پاسخ میدهد و این مهمترین باوره که وجود داره و پاسخ میدهد و پاسخ خواهد داد
و ازتجربیات گذشتمون استفاده نکنیم حتی اگ پاسخ گرفته باشیم ب نظر من همیشه هدایت بخواهیم برای هر پلن مان و برای هرقسمت ازکارهایمان این هدایت روبخوایم تا پاسخ های هر باربهتربگیریم
چون خداوند طبق فرکانس هاو مدار خودمان ب ما هدایت و راهنمایی میده و کمک میکنه و هربار ک ب مدار بالاتر بریم پاسخ هاو هدایت ها هم بهتر خواهد شد..ذهن منطقی ماجلوی مارو میگیره درمقابل استفاده از الهاماتمان ازکجابفهمیم ک الهاماته یا نجواهای شیطان ب این صورت که این ایده یاالهام احساس خوبی ب مامیده یاترس ونگرانی جنس احساس ب مامیگه ک کی داره صحبت میکنه باما
جایگزین کردن باورهای قدرتمندکننده بانجواهای ذهنی باید کارهمیشگی ماباشه چون خود بخود احساس بدمیشه ولی خودبخود خوب نمیشه
باتغییرباورها نتایج تغییرمیکنند و امکان داره درابتدا کوچک باشن ولی هستن و اینهارو ک دیدیم باید تایید کنیم و ادامه بدیم چون این مسیر درسته ک این نتایج متفاوت باگذشته رو میبینیم
واون نتیجه در رابطه باثروت واستقلال مالی امکان داره بیکارشدن باشه و این تضاد ی جور نتیجه س ک داره نشون میده ک مسیر درسته باید این روند تغییر باورها رو ادامه بدیم تا ب شغل جدید و کسب وکار شخصی هدایت بشیم با روند تغییرباورها و شخصیت
اعراض _و جهان ب همه ی دیدگاه ها و تفاوت انسانها نیاز داره و ما ن توان تغییر کسی جز خودمان رو داریم حتی ب اندازه پوست نازک هسته ی خرما ب قول قرآن و نه وظیفه ی ماست و احساسات رو ک نشانه ی جهالت انسان (منظورم احساساتی شدن درمقابل دیگران)است رو بذاریم کنار و تمرکزمون رو روی تغییر شخصیت خودمان و ایجاد سبک شخصی برای زندگی خودمان بگذاریم
با تشکر از خداوند و اساتید عزیزم
سلام میکنم بشما استاد عزیزم و بانو شایسته مهربان.
استاد دیروز یه تجربه ای برام رقم خورد که خیلی همخوانی داشت بااین فایل.
دیروز با مادرم، یسر رفتیم خونه خالم برای عیادتش.
برادر من یه سگ خیلی دوست داشتنی داره که خیلی خیلی بهش علاقه داره.
درواقع کل ما خانواده خیلی اون سگ را دوستش داریم. چندروزی بود حال اون سگ یکم ناخوش بود.
و دیروز خونه خالم، حرف از سگ داداشم شد.
و خالم و دخترش بارها پشت سر هم براحتی میگفتن به جهنم که مریضه، الهی بمیره و…
خب استاد من خیلی در لحظه ناراحت شدم ازین نوع رفتار و حرف زدنشون.
خواستم بگم فقط بحث دین نیست که یسری از آدمها جبهه میگیرن و میخوان همه مثل اونا فکر کنن.
حتی در مورد سلایق، هم، چنین رفتارهایی دیده میشه. که چون طرف خودش کلا از حیوانات خوشش نمیاد خیلی راحت بخودش اجازه میده که….
استاد همین موضوع باعث شد به یک نکته مثبت دیگه از خودم و تغییر شخصیتم پی ببرم که من اگر از چیزی خوشم نیاد بخودم اجازه نمیدم راحت توهین کنم به علایق و عشق طرف مقابل.
تمام فایلهایی که گوش میدم و تمام اتفاقاتی که برام رقم میخوره خیلی بمن کمک میکنه برای درک بهتر دوره عزت نفس.
و خداراشکر میکنم بابت این موضوع و بینهایت سپاسگزار شما و خانم شایسته عزیز هستم بابت نشر این آگاهی ها.
درپناه خداوند باشین
سلام بر عزیزانم سلام بر استاد عزیزم سلام بر خانم شایسته عزیزم من خیلی خوشبختم که الان اینجام خدایا شکرت که تمام اینترنتم صرف این سایت توحیدی میشه و بی نهایت برام فایده داره خانم شایسته عزیزم خیلی ازتون ممنونم برای گام ششم فقط فکر اینکه یه نیرویی درون من هست که همواره داره هدایتم میکنه و اون نیرو همه چیو میدونه و راحتترین و لذت بخش ترین راهارو بلده ، فقط فکر این فقط فکر این بینهایت به من احساس آرامش میده ، بهم احساس اطمینان میده، بهم امید میده اینروزا خیلی به این جمله که من لایق دریافت الهامات پاک الهی هستم فکر میکنم و این باور خیلی بهم کمک میکنه که آرام تر و بدون عجله قدم بردارم من عاشق صدایی ام که منو به صبر دعوت میکنه و میگه فقط از همین لحظه ت لذت ببر ، تو روو به رشد هستی دارم به این فکر میکنم که کجاها به الهاتم عمل کردم و میبینم تقریبا هیجا فقط گاهی وقتا شده که مثلا خواستم یه کاری رو انجام بدم بعد یه کار دیگه رو انجام دادم و بعد فهمیدم باید کار اولی رو انجام میدادم و اونجا بوده که به خودم گفتم ،یه دلم گفت اون کارو انجام بده ها اما من گوش نکردم و کار خودمو کردم ، الهام همینه مطمئنم که وجود داره اما در من صداش خیلی ضعیفه انقدر ضعیفه که جدی نمی گیرمش و بعدا که کار از کار گذشته میفهمم الهام بوده اما حالا میخوام دلو بزنم به دریا و به الهاماتم اعتماد کنم و مهمتر از همه در این باره احساس لیاقتم رو تقویت کنم با این باور که خداوند خودش در قرآن گفته ما خیر و شرتون رو بهتون الهام میکنیم با این باور که من به عنوان موجودی که پا به این زمین گذاشتم حق دارم که با خدای خودم در ارتباط باشم و از الهاماتش استفاده کنم ، الهاماتی که همیشه هست و برای همه هست و من میخوام باورش کنم و دریافتش کنم همونطور که استاد استفاده میکنن من میخوام به این خدای قدرتمند اعتماد کنم درمورد قسمت آخر فایل که درمورد مسئولیت پذیری بود ، وقتی به این سوال فکر کردم با خودم گفتم اگه آدم راه درست رو بره واقعا مسیر براش لذت بخش خواهد بود نه با رنج ، استاد یه مسیری رو رفتن و راه درست رو یاد گرفتن و حالا ما میخواییم راه درست رو از استاد یاد بگیریم که به تضادهایی که استاد در مسائل مالی برخوردن بر نخوریم و اینم یک باور جدید هست که متوجه شدم که در من به وجود اومده که اگر مسیر درست رو با آگاهی پیش بری نتایج هر روز بهتر رو بهتر میشه و حتی اگر به چالشی هم بربخوری حتما به نفعته و اگر نا امید نشی حتما میتونی از پس اون چالش به راحتی بربیای استاد عزیزم و خانم شایسته عزیزم بی نهایت از شما سپاسگذارم برای این فایل عالی
بنام خدا.سلام خدمت استادعباسمنش عزیزو خانم شایسته و تک تک دوستان.
در مورد این فایل استادجان!من واقعا یکی از اون مادرای دلسوزم ک همیشه فکر میکردم و هنوزم فکر میکنم ک مسئول بچه هامم..هنوزم ک دوتا جوون 26 و 28ساله تو خونه دارم فکر میکنم من مسئول شام ناهار اونام.همش ذهنم درگیر اینه ک چی بپزم براشون.اگه از گشنگی بمیرند همت نمیکنند یفکری بحال خودشون بکنند.چون یاد گرفتند.پریشب چایی درست کردم.پسرمو باباش پای فوتبال نشسته بودند و چایی میخوردند.
دخترم اومد چایی بخوره دید دیگه نیست.حاضر نشد بره براخودش چایی درست کنه.درصورتیکه اگه همون موقع من پامیشدم دوباره چایی درست میکردم میومد میخورد.واقعا من سالهای عمرم رو دقیقا هربار خاستم ی برنامه ای رو پیاده کنم باین فکر میکردم ک بچه هام تنهاند.یا مثلا ی برهه ای بچه هام ک کوچیک بودند رو توخونه تنها میذاشتم میرفتم کمک همسرم.چرا؟چون اون دست تنهاست. اگه من نرم از دخلش دزدی میکنند.اگه من حواسم نباشه….
خلاصه خودمو واقعا له کردم ازبس مسئولیت کوچیک و بزرگو ب عهده گرفتم. و این از بچگی باهام بوده.بچه بودم مسئولیت مادرمو انجام میدادم.یا خواهربرادرام.یادمه تا صبحونه واسه بقیه آماده نمیکردم نمیتونستم برم مدرسه.باید حتما اماده میکردم ک بقیه ک بعدازمن بیدارمیشدند چایی آماده باشه. و اینجوری یاد گرفتمو بزرگ شدم.هربار هرکی چ نیاز ب کمک داشت چ نداشت من میدویدم و بقیه هم دیگه منو شناخته بودند.الان ک مدتیه سعی میکنم زیر بار مسئولیت دیگران نرم تازه اونم نه کاملا،احساس میکنم دیگه دوست داشته نمیشم.
چون دیگه برا دیگران فایده ای ندارم.
امیدوارم بااین آموزه ها حالا ک دارم قدم ب قدم پیش میرم یاد بگیرم ک بقیه عمرمو برای دل خودم و خاسته هام زندگی کنم و تلاش کنم. امروز بعداز مدتها پاشدم همون اول صبح زود باهمسرم رفتیم کارگاه.باخودم گفتم خدایا من ی قدم واسه بهترشدن برداشتم و صبح زود بیدارشدم و از خونه زدم بیرون.واسه اینکه درآمد داشته باشم و بتونم ب خاسته هام برسم.ولی واقعا سردرگم و گیجم. و نمیدونم چیکارکنم.تو هدایتم کن.حالا یکی دوتا ایده اومده ک در راستای تمرین جلسه5 کشف قوانین هم هست ک البته هنوز نرسیدم توسایت توقسمت نظرات درموردش بنویسم چون بیشتر تمرکزم این چندروز رفته واسه این قسمت و ازین بابت هم خوشحالم و ایده هایی ک اومده رو ی قدم کوچیک براش برداشتم.حالا فردا ببینم چی پیش میاد.این از این
بریم سر موضوعی ک میگید اعتقادی ندارید مسئول خوشبختی حتی فرزندتون هستید و اتفاقا اگه هم قراره سختی یا هرچیزی پیش بیاد این اثلا براشون بد نیست و در برابر تضادی ک میبینند میفهمند خاسته شون چیه.من یک مثال بزنم
دخترم همیشه فصل تابستون کمیشد خیلی کم پیش میومد ک با اتوبوس واحد جایی بره.میگفت مردم بهداشت شخصیشون رو رعایت نمیکنند و من حالم بد میشه.حتی با اسنپ هم ک میرفت بازم ازهمین موضوع همیشه گله مند بود.میگفت ماشین بو سیگار میداد و راننده فلان و….
ایشون مثل خودم عاشق رانندگی منتها بیشتر باموتور بود.و حالا واسه اینکه طولانی نشه خلاصه بگم ک شرایط جوری شد ک واقعا از اون تضادها خاسته درش شکل گرفت.و خب ی موتور قسطی خرید.یکم طلا داشت واسه پیش پرداخت داد و الباقی ماهی6تومن و خودشم میدونست ک باباش آدمی نیست ک بگه خودم کمکت میکنم تو پرداخت قسطاش.کلا اگه هم میخاست کمکش کنه، نداشت ک اینکارو انجام بده.
و میدونست ک منم چندماهه هیچ درآمدی ندارم. البته ی مقدار از پس اندازمو بعنوان قرض بهش دادم.ولی خداروشکر بخاطر این خاستش ک عاشقشم هست،شمافکر کن دختری ک تو عمرش همش تو خونه بوده و هیچ تلاشی نکرده،حالا داره از کاری ک عاشقشه یعنی مربی ژمیناستیک داره پول درمیاره و قسط موتورشو میده.تازه انقدر راحت و عالی ک اصلا آدم انگشت ب دهن میمونه.اوایلش خیلی میترسید ک نکنه از عهدش برنیاد.خب همونطور ک گفتم میدونست ک منم دیگه کمکی از دستم برنمیاد.یعنی اگه من کار و درامد داشتم مطمئنم اینقدر تلاش نمیکرد.خیالش راحت بود یکی هست جورشو بکشه.ولی خدارد صدهزارمرتبه شکر ک این واقعا مثل یک معجزه اتفاق افتاده.دختری ک اصلا از خونه بیرون نمیرفت بخاطر اون تضادها اون خاسته درش شکل گرفت ک نمیخام بوی گند مردمو تو فصل گرما تحمل کنم و اونجوری خدا خاست و ی موتور صفر خرید.باور کنید استادجان اینو صادقانه میگم.من از رفتار دخترم توی این مدت نسبت باینکه چطوری این موتورو جذب کرد.چطوری خواب و خوراک نداشت.من درس میگرفتم.یعنی ی مثال زنده بود جلوی چشمم ک انگار خدا داشت بهم نشون میداد ک ببین اگه خاسته ای داری اینطوری باید بهش بچسبیا.یعنی هروقت در طول شب من بیدارمیشدم متوجه میشدم این داره توی پتنرس عکس موتور میبینه.اینقد ک ذوق و شوقشو داشت.اون شبی ک رفتیم موتور رو قولنامه کنیم و بیاریم باباش حتی پول کرایه وانت رو هم نداد.گفت ندارم.در صورتیکه من میدونستم دیگه اینو داره.انتظار داشتم حداقل بعنوان شیرینی دخترم اینکارو انجام بده ولی حتی اینم پرداخت نکرد و گفت ندارم و همونجا دخترم بااینکه از باباش ناراحت شد و هنوزم ناراحته ولی متوجه شد ک فقط روخودش باید حساب کنه.
اینجا من اعلام میکنم ک درکل همه ی اینا ب نفع دخترم شد.
چند شب پیش در عین اینکه از ناراحتی باباش میگفت ولی گفت من ممنون تو و باباهستم. تورو ک میدونم اگه داشتی کمکم میکردی ولی بابارو ازش ناراحتم ولی بازم ازش ممنونم ک باعث شد من ی حرکتی بزنم.
اینجا باصدای بلند اعلام میکنم ک واقعا همه اینا ب لطف خدای مهربان باعث رشد دخترم شد.
ممنون و سپاسگذار خداوندم.هنوز خیلی چیزا مونده ک از خدا ببینم وانگشت ب دهن بمونم.آمین
دوست داشتم باورهای قشنگی ک درین قسمت بود رو هم بنویسم اما کامنت طولانی میشه.ان شاءالله اگه فردا عمری باشه مینویسم.چون خودم اینکارو دوست دارم.باهاش حال میکنم.حال خودم خیلی خوب میشه.
دوستتون دارم عرفانه
سلام استاد عزیز و سلام بانو مریم شایسته عزیز و سلام دوستان عزیز همراه
راهنمای درونرا چگونه فعال کنم؟ برای رسیدن به هر خواسته و ظهور آن در زندگی اول باید وجود خود آن پدیده و امکان وجود آن در زندگیمان را باور کنیم. فارغ از اینکه چه دین و مذهبی داریم. بحث باور هاست و باور همان ایمان است. به همان اندازه که ایمان داشته باشیم، تسلیم باشیم، بهگفتگوهای ذهنی( رجوع به تجربه های قبلی و گرفتن نتایج منطقی بر اساس رخدادها و تجربه گذشته) توجه نکنیم و احساس را خوب،نگه داریم، آن خواسته در زندگی ما نمودار میشود.
بخواهید تا به شما داده شود
از کجا مطمئن شویم که آن ندای درونیمن است نه شیطان؟ مبنای تشخیص احساس ماست. از جنس گفتگوی ذهنی میتوان منباء آن راتشخیص داد.
امروز تصمیم دارم کلمه وحی رو در قران سرچ کنم.
یا حق
سلام استاد عزیزم
چه این فایل چه فایل های دیگه
هزار بار هم شنیده شود باز تکرار ی نمیشود
سپاس فراوان
چقدر شفاف صحبت می کنی استاد
همه چیز راحت میگی
این درجه ایی است که هر کسی بدانجا تا حالا کم رسیده است
متشکرم
با سلام خدمت شما استاد عزیزم
من درفایل قبلی هم درمورد احساس گناهی که دارم وباعث میشه که از ادامه مسیر باز بمونم از شما سوال کردم ولی به علت زیاد بودن سوالات فکر کنم نتونستید که بهم پاسخ بدهید..
استاد من حدودا یک سالی میشه که با برنامه های شما دارم مسیرم رو ادامه میدم و همیشه روندی رو به رشد داشتم ولی در این مورد یعنی احساس گناه که بیشتر به علت گناهان شرعی هستش که مرتکب شدم کلیه اون اموزه هایی که از شما دریافت کردم رو با خاک یکسان میکنه و باعث میشه که معلق بمونم و باتوجه به این که من میخوام در عرصه علم و دانش پیشرفت کنم ولی دائما یه نجوایی بهم میگه که تو از درگاه خداوند به خاطر گناهانی که کردی رانده شده ای و این من رو خیلی ازار میده..باورتون نمیشه که من امسال کنکورم رو به همین علت خراب کردم و باید دوباره برای سال اینده تلاش کنم ولی با توجه به باوری که درمورد گناه دارم بعید میدونم که با این باور مخرب به جایی برسم ..
استاد من واقعا میخوام پیشرفت کنم ولی یه چیزی نمی زاره که به سمت جلو حرکت کنم و دائما من رو میکشه به سمت عقب …با این همه چیز هایی که گفتم میخواستم بدونم که ایا روشی برای رفع این احساس بد و مخرب وجود داره و این که اصلا چگونه مرتکب شدن به گناه رو کمرنگش کنم ؟؟؟
با تشکر استاد عزیز
سلام دوست عزیزدوره عزت نفس وفایل رایگان اعتمادبنفس.دوست من جهان بافرکانس لحظه ای ماکارداره وطبق همون شرایط واتفاقات روبرامون رقم میزنه احساس گناه بزرگترین اسلحه شیطانه وبدترین فرکانس شماوقتی احساس گناه داری فرکانس بدمیفرستی واحساس بدی داری وجهان هم شرایط واتفاقات ازهمون جنس احساس برات رقم میزنه پس یه فکری به حالش بکن وفرکانس مناسب بفرست واحساس خوب داشته باش تاشرایط تغییرکنه وپیشرفت کنی.ودوست من ازدرگاه خداوندرانده نخواهی شدباگناه این فریب شیطانه موسی ادم کشت بعدگفت خدایامنوببخش وتوکل کردبعدخدااونوپیامبرکرد.باتشکر
سلام علیکم به دوست عزیزمون هم فرکانسی عزیزم
من هم الان ۱۶ سالمه و الان تقریبا دوماه که فکر نکنم بشه دارم هر روز صبح بعد از نماز همون رو جانماز دعای کمیل فارسی رو میخونم به زبون خودم برای خالقم و ربم با احساسی که خودم رو بزارم جای امام علی ها
نه بخاطر اینکه مثلا یه دعای عربی هست که ثواب داره نه
خود امام علی هم میگه که هر روز ارز خدا عذر خواهی کنید و باور کنید که از همون لحظه به بعد پاک شدید از گذشته تون
باور کن دوست عزیز اینجاش مهمه
برو صفحه آخر یا یکی مونده به آخر فایل های دانلودی یعنی ص ۲۸ یا ۲۹ یه فایل هست اسمش رو دقیق یادم نیست فکر کنم توش دعای کمیل زده رو ببین و کیف کن
بعد یه فایلی استاد داره که اسمش رو فقط دیدم که چگونه احساس گناه را …… بقیش یادم نیست اینم تو ص ۲۵یا ۲۶ یا ۲۷ فایلهای دانلودی هست
در پناه الله یکتا سلامت ، ثروتمند، سعادتمند ، خوشبخت و با سالی پر تر از اینها ۱۴۰۱ زندگی کنی 🌹🌹🌹
با سلام به استاد عباس منش عزیز
استاد من سئوالی داشتم سئوالم خنداره و ممنونم میشم جواب سئوالم رو پاسخ بدید و خیلی برام جالبه
ما توی ایران وقتی ظرف میشوریم یک کابینت بالا سر ما قرار داره میزارم ظرفها اونجا خشک بشه و جمع کنیم
اما این کابینتی که با سر ما توی قرار میگیره و ما ظرفهامون رو میشوریم چرا امریکایی و اورپایی ندارند – ایا اونا وقتی ظرف میشورند همون جا ظرف رو خشک میکنند و بعد میزارن سرجاش و یا نه میزارن یکجا دیگه چطوریه خیلی کنجکاو شدم از هیچ کس هم نپرسیدم ممنونم میشم پاسخ سئوال من رو پاسخ بدید
سلام سوالتون خیلی جالب بودچقدر شما نکته سنج هستید . ولی باید عرض کنم که کشورهای جهان اول ماشین ظرفشویی تمام اتوماتیک دارند .??????????
سلام
وقت بخیرو شادی
یکی از بی نهایت اتفاق خوب زندگیم
به لطف خدا تو این سه سالی که با استاد عزیز اشنا شدم به خاطر دل خودم تمام ظرف های خانه من میشورم
از قانون درخواست استفاده کردم
خدایا بی نهایت سپاسگزارم دستگاه ظرفشور به من دادی
بعد از یک هفته پدرم دستگاه ظرفشور تهیه میکنن
الان کاری که من انجام میدم اینه که ظرفهارو میزارم داخل دستگاه خودش میشوره و خشک میکه خود نصاب گفت تا میتونید استفاده کنید به نفع دستگاهه
فقط تو دلم میگم خدایا شکرت به شکل دستگاه ظرفشور وارد زندگیمون شدی و همه کارهارو خودت انجام میدی
شادو پیروز موفق و ثروتمند باشید
باسلام به خدای مهربان ، استاد گرانقدر و دوستان خوب هم مسیرم . استاد جان مدتیست دو سوال دارم و ایچند وقته همش دارم روی باورام و تکرار چند باور جدیدتر کار میکنم دررعین حال از کامنتای بچه ها که گه گاهی می خونم لذت میبرم و از اونا درس میگیرم و از آموزه های شما که دیگه نگو محشره هر چه بیشتر زندگی شما را میشنوم لبخند
احسن الخالقین بر لبانم بیشتر می نشیند و به وجود شما افتخار میکنم و همانموقع از خدا میخواهم همانند شما به درجات عالی تکامل برسم و باقی عمرم را رشدی باشکوه و در جهت طرح خدائیم داشته باشم و.خدمت کنم و لذت ببرم .
باری استاد جان دوتا سوالم اینا هستند که درست متوجه منظور نشدم .
1 میخواستم بدونم در بسته ثروت 1 گفتید هر ناه یه پنحاهی یا صد تومانی بزارید تو کیف پولتون و اونا رو خرج نکنید . خوب میخواستم بدونم وقتی زیاد شدند یعنی به یک میلبون یا دو میلیون رسیدند بعدش چکارشون کنم چون کیف کمی سنگین میشه آیا نباید اونارو خرج کنم ؟ چکار باید کنم .
ودیگری سوالم باز هم در مورد بسته ثروت است و اینکه :
پولی را که گفتید در بانک میگزاربم و نباید سر اونو ببریم مثلا خونه بگیریم یا خرجش کنیم ، منظورتون چی بود ؟
خوب بعضی مواقع ناچاریم برای خودمون یا کس دیگه ای مقداری این پول را خرج کنیم
و یا در شرایطی می افتیم که لازم است با اون ملکی بگیریم آیا این کار اشتباهه یا نه ؟
لطفا” مفصل توضیح دهید با پولی که در بانک میگزاربم بهتره چکار کنیم البته منظورم از نظر قوانین خداست ودرسهایی که به ما دادین
منتظر پاسخ شما هستم
قربانت کاناز
سلام دوست خوبم…
در مورد سوال اولتون پولهاتون رو تبدیل به دلار کنید که سبک بشه.
در پناه خدا باشید