مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین» - صفحه 45 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»
    110MB
    30 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»
    28MB
    30 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1135 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1548 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    تمرین:

    از نظر شما، تمرکز بر کدامیک از مباحث این جلسه را باید به عنوان اولویت خود قرار دهید و چرا؟

    -تمرکز ما باید بر تمام مباحثی که استاد توضیح دادند باشد از جمله:

    برای دریافت الهامات لازم است سه باور اساسی را در خود ایجاد کنیم:

    باور داشته باشیم خداوند به عنوان نیروی هدایتگر وجود دارد

    باور داشته باشیم خداوند به عنوان نیروی هدایتگر همواره در درون ماست

    باور داشته باشیم به محض درخواست از خداوند به ما پاسخ خواهد داد

    تفاوت بین نجواهای شیطانی و الهامات الهی :

    در احساس ماست

    لازم است:

    بر عقل و منطق خود حساب نکرده تجارب نامناسب گذشته ی خود را

    نادیده گرفته و تسلیم خداوند و هدایت های او باشیم

    -برای داشتن احساس خوب پایدار لازم است ذهن خود را همواره به سمت مثبت جهت دهی کنیم

    -ذهن ما خود به خود به سمت منفی جهت دهی شده اما خود به خود به سمت مثبت جهت دهی نمی شود

    -به محض کار کردن بر روی باورها نشانه های آن را می بینیم با دیدن نشانه ها به جای متوقف شدن و دخیل کردن شانس و تصادف بر روی باورهای خود بیشتر کار کنیم

    -ما مسئول خوشبخت یا بدبخت کردن دیگران نیستیم

    -ما توانایی خوشبخت یا بدبخت کردن افراد را نداریم

    -تضادها و چالش ها به رشد و پیشرفت بیشتر ما کمک می کند

    -به جای تلاش برای تغییر افراد بر روی باورها و افکار خود کار کنیم

    -مطابق با سبک شخصی خود رفتار کرده و حرف مردم را نادیده بگیریم

    -اگر با دیدگاهی مخالف هستیم تنها راهکار آن اعراض است

    برای پاسخ به این سوال، از خودت بپرس، در حال حاضر چه چیز برای شما از هر چیز مهم تر است؟

    -داشتن درآمد بیشتر و روابط بهتر با دیگران برای ما اولویت اصلی را دارد

    با توجه به توضیحات استاد به محض کار کردن بر روی باورها و افکارمان در زمینه ی ثروت نشانه های آن را خواهیم دید به محض دریافت نشانه هایی مانند پول پیدا کردن در خیابان اضافه حقوق دریافت هدیه از دیگران آنها را یادداشت کرده تاییدشان کنیم و مسیری که برای ما چنین نتایجی را در پی داشته تا پایان عمر ادامه دهیم

    در زمینه داشتن روابط بهتر با دیگران:

    باورهایی مانند:

    دیگران نمی توانند تاثیری در زندگی ما داشته باشند

    ما نمی توانیم تاثیری در زندگی دیگران داشته باشیم

    ما توانایی تاثیر گذاری چه مثبت یا منفی را در زندگی دیگران نداریم

    هر کسی نتیجه ی باورها و افکار خود را دریافت می کند

    تضادها و چالش ها با داشتن باورهای مناسب به رشد و پیشرفت ما و دیگران می انجامد

    ما مسئول خودمان نه دیگران هستیم

    ما تنها می توانیم خود را خوشبخت یا بدبخت کنیم

    تمرکز خود را بر تغییر خود نه دیگران قرار دهیم

    همه ی ما به یک اندازه به خداوند و هدایت او دسترسی داریم

    خداوند به پیامبر می فرمایید: هیچ اجباری در دین نیست و تو محافظ و وکیل دیگران نیستی

    -مطابق با سبک شخصی خود که با تفکر به آن دست یافته ایم عمل و رفتار کنیم

    -اگر با دیدگاه افراد مخالفیم تنها راهکار آن اعراض است

    بعد از تشخیص این موضوع، ببین کدام یک از اصول آموزش داده شده در این جلسه، بیشتر می‌تواند به شما در رسیدن به آن هدف، کمک کند؟

    -اصولی که بیان می کند ثروتمند شدن تنها به افکار و باورهای ما نه هیچ عامل بیرونی دیگر باز می گردد

    ما توانایی تاثیر گذاشتن در زندگی دیگران را نداشته و تنها می توانیم در زندگی خود تاثیر گذار باشیم

    چگونه می‌توانید از آن اصل به نفع خود استفاده کنید؟

    -با کار کردن بر روی باورهایمان پرداختن به شغل مورد علاقه تایید و تحسین نشانه های هر چند کوچک ادامه ی روند و مسیر درست می توانیم به ثروت پایدار و با قرار دادن تمرکز بر تغییر باورها و افکار خودمان تلاش نکردن برای تغییر دیگران اعراض از دیدگاه مخالف با دیدگاهمان جر و بحث بیهوده نکردن با دیگران پذیرفتن سبک شخصی دیگران رفتار کردن به سبک شخصی فارغ از خوشایند و ناخوشایند دیگران پذیرفتن این اصل که هر کسی نتیجه ی افکار و باورهای خود را دریافت کرده و ما لازم نیست برای خوشبختی یا تغییر افراد تلاش کنیم ما توانایی تاثیر گذاری در زندگی هیچ کسی جز خود را نداریم می توانیم از این اصول به نفع خود استفاده کنیم

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    نجمه امانی گفته:
    مدت عضویت: 1106 روز

    سلام و نور عشق خدا به قلبهاتون

    خدایاا شکرررت شکرت واسه امروز.

    واسه این پنجشنبه‌ای که یه جور عجیبی دلنشین بود.

    واسه حال خوبی که از دل خستگی دراومد.

    شکررر واسه اینکه بالاخره قالیچه‌ی اتاق خوابم رو شستم. حس سبکی عجیبی داره وقتی رو زمین تمیز راه میری.

    شکرررر واسه اینکه فرش آشپزخونه‌م بالاخره سفید شد، نه اون خاکستریِ خسته‌ی همیشگی.

    شکر واسه اون دوش دلچسب بعدش… انگار همه‌ی غبار روز و روزگار رفت پایین.

    و شکرررر بیشتر واسه دل کندن از وسایلی که فقط جا گرفته بودن.

    دادنِشون یه سبک شدن قشنگ داشت، هم برای من، هم شاید برای کسی دیگه.

    خدایا، ممنون که کمکم کردی امروز مفید باشم، تمیز باشم، سبک باشم

    و ممنون که تو همه‌ی این کارای کوچیک، یه حس بزرگ از آرامش قایم کرده بودی.

    خودت گفتی :

    وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُکَ إِلَّا بِاللَّهِ

    خدایا صبوری‌مو هم از خودت دارم.

    مرسی که هستی همیشه.

    شبت بخیر و بووس به لوپای گنده پر نورت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    صبا گفته:
    مدت عضویت: 1756 روز

    سلام

    قدم 6:

    راه های ارتباط با راهنمای درون: برداشتی که من داشتم از این بخش صحبت های استاد این بود که من اول باید باور داشته باشم که این راهنما وجود داره. تا وقتی که خودم رو جدا و دور می‌بینم از خدای وجودم نمیتونم الهاماتش رو دریافت کنم، نمیتونم از هدایت هاش استفاده کنم. خدا ما رو آزاد آفریده برخلاف هر موجود دیگه ای. ما میتونیم با اراده ی شخصی خودمون جلو بریم یا به هدایت های خداوند گوش بدیم و راحت تر تصمیم بگیریم و زندگی کنیم و مادامی که من روی تجربه های شخصی خودم حساب میکنم و طبق اون چیز که مغزم بهم میگه عمل کنم ، امکان خطا و گمراهی خیلی زیاد تره توی زندگیم ولی وقتی به خدا میسپارم وقتی بهش ایمان دارم و بهش اعتماد میکنم هر چیزی که گفت رو انجام میدم، می‌بینم در هایی باز میشه از جاهایی که این عقل من اصلا انتظارشو نداشته.

    من عاشق وقتاییم که ازش هدایت میخوام و هدایتم میکنه حتی تو چیزای خیلی خیلی پیش پا افتاده و ساده مثل اینکه الان کدوم طرف مترو بایستم یا چه ساعتی از خواب پاشم و این چرخ زندگی منو روان تر کرده.

    ……..

    از کجا بفهمیم در مسیر کار کردن روی باورهامون هستیم؟

    اگر داریم روی خودمون کار میکنیم؛ نشونه هاش کاملا واضحه. من با این صحبت استاد مطمئن شدم که توی مسیرم و فقط باید ادامه بدم و ادامه بدم ، من چند روز پیش به خاطر یه موضوع برنامه ریزی نشده، نیاز خیلی زیادی به پول داشتم  و واقعا نمیدونستم چه کاری باید انجام بدم و فقط از خدا خواستم و بهش توجه کردم دقیقا بعد از ظهرش دیدم برام پیام واریزی اومد از جایی که انتظارشو نداشتم و فقط داشتم اشک شوق می ریختم به خاطر این اتفاق و بزرگ بودن خداوند.

    یا مثلا الهامات خداوند خیلی واضح تر شده برام، اون اوایل که وارد سایت شده بودم همیشه فایل ها رو گوش میدادم و استاد توش میگفت “بهم میگه” یا “بهم گفت فلان کارو بکن” و… من حسودیم میشد و میگفتم چرا با من انقدر واضح حرف نمیزنه؟! البته سریع ذهنم رو کنترل میکردم و سعی میکردم احساسم رو با تحسین کردن هم ایشون هم بچه های سایت که انقدر نتایج عالی گرفته بودن ، خوب نگه دارم و الان بعد از یک سال کار کردن روی خودم می بینم که منم دقیقا همون نتایج رو گرفتم و صدای الهامات رو به وضوح دریافت میکنم و خوشحالم.

    خدایا شکرت

    ……

    ما مسئول زندگی هیچ کس نیستیم . خداوند توی قرآن گفته هر کس بار خودش رو بردوش میکشه و این نوع نگرش که من باید مادر پدر و بچه و همسر و مردم کشور و… خودم رو خوشبخت کنم، از ریشه اشکال داره. هر کس نتایج اعمال و رفتار خودش رو میگیره.

    من دیروز داشتم به پارتنرم نگاه میکردم و هر وقت نشانه ی ناسازگاری هایی که توی بدنش هست رو میبینم و مطمئنم با عمل به دوره قانون سلامتی حل میشه ، از خدا میخوام هدایتش کنه به دوره و اگاهی هاش ولی دیروز داشتم توجه میکردم به همون چیزها و یهو انگار یه الهامی دریافت کردم که گفت تو برای خودت هدایت بخواه که کاری به زندگی بقیه نداشته باشی و یک دفعه به جای اینکه برای پارتنرم هدایت بخوام برای خودم دعا کردم و از خدا خواستم منو هدایت کنه به راه درست که دیگه کاری به زندگی بقیه نداشته باشم.

    این نشانه ای بود که برام واضح شد هر کس نتیجه اعمال و افکار خودش رو میگیره، من اگه روی خودم کار کنم لاجرم هدایت میشم به موقعیت ها، فرصت ها، شرایط و آدم های بهتر و اگر کسی نیاز باشه تغییر کنه خودش مدارش میره بالا و اونم هدایت میشه.

    پس از چیزی که ناخواسته امه اعراض میکنم. روی خودم رو برمی گردونم و انصافا دارم عالی عمل میکنم و سپاسگزارم از خداوند.

    خدایا شکرت

    ممنونم استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      فریبا آرام گفته:
      مدت عضویت: 309 روز

      سلام دوست خوبم

      امیدوارم در حال خوب باشید

      منم حال اوایل شما دارم چون تو اوایل مسیرم

      وقتی استاد میگن نشانه ای دریافت کردم

      در همه کارا حتی پیش پا افتاده ترین کارا، هدایت میشم

      من بشدت غمگین میشم

      بغض میکنم گاهی گریه ام میگیره

      اما گمون نکنم حسادت کنم

      گمونم غبطه میخورم

      و حس اینکه من میتونم ایا نشانه دریافت کنم حتی بعد یه سال؟

      من دوست دارم دقیقا واضح متوجه شم

      الان نمیتونم تشخیص بدم چی نجوای ذهنه چی هدایت قلب….

      البته ان نجوای که بهم ارامش میده رو گاهی انجام میدم میبینم درست دراومد

      ولی خیلی مورد محسوس نداشتم

      شایدم انتظارم بالاست که موارد که واقعا هدایت شدم و انجام دادم

      نمیبینم

      اینم یه جور ناشکریه دیگه

      کلا در همه چی مطمئن نیستم

      هی میگن شاید… شاید… شاید…

      به یه قطعیت نرسیدم

      مثل نهال تازه کاشته شده ام

      که با باد به هر سومیره

      اما خداروشکر ریشه ام هنوز تو زمین هستش

      ولی کلا از کامنت شما متوجه شدم این غبطه بغض گریه طبیعیه

      اما نباید درش موند گسترشش داد

      ممنونم بابت وقتی که گذاشتی و کامنت مفیدی واسه من بود

      در آرامش باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    رضا دهنوی گفته:
    مدت عضویت: 2913 روز

    به نام خدای روزی رسان

    دزود واحترام

    هدایت خداوند همواره وجود دارد . هر وقت که میخوام کاری رو انجام بدم قبلش میگم خدایا توکل بر تو کارهام به نحو عجیبی راحت انجام میشه. و کاملا حمایت و هدایت خداوند رو احساس میکنم .

    قبل از زانندگی،، قبل از مسابقات ،، قبل از هر کاری وقتی میگم خدا توکل بر تو کاملا میفهمم دارم حمایت میشم.

    من فقط مسیول زندگی خودم هستم و من منجی و نجات بخش زندگی دیگران نیستم .. من وظیفه ی ارشاد دیکران را ندارم. من اول باید زندگی خودم رو بسازم و بعد اون وقت خود به خود الهاک بخش دیگران میشم.

    خب اینم از رد پای بعدی من ،، یادم باشه تعهد دادم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    مهدیه حسن زاده گفته:
    مدت عضویت: 2274 روز

    به نام خدا

    با سلام و خداقوت به استاد و مریم عزیزم

    اگاهیهای فایل ششم:

    مهمترین راه ارتباط با راهنمای درون اینه که اول از همه باور کنیم که همچین نیرویی هست بعد باور کنیم که پاسخ میده و بعد نتایج میاد و تو این مسیر حواسمون باشه که روی تجربیات گذشتمون حساب نکنیم و هرچی بهمون الهام میشه رو بی قید و شرط بپذیریم چون ذهن منطقیمون اینجور وقتا هی میخواد بهمون بگه که نه تو قبلا این مسیر رو رفتی و جواب نمیدهد پس حواسمون باشه که تو تله نیوفتیم.

    برای اینکه بتونیم از الهاماتمون استفاده کنیم باید دائم گفتگو های درونیمون رو مدیریت کنیم واین کار همیشگی هست.

    برای رسیدن به ثروت باید صبر کنیم و عجول نباشیم

    نشانه های کوچیک رو ببینیم و تائیدشون کنیم نه اینکه فکر کنیم که این ی امر طبیعی بوده باید حواسمون باشه که اومدن نشانه ها به خاطر اینه که ما داریم تغییر میکنیم و به اندازه ای که تغییر میکنیم ظرفمون بزرگ میشه.

    در مسیر رسیدن به اهدافمون شاید یه جاهایی خانواده هم درگیر تضادهایی بشن نباید به خاطر این تضادها در مسیر سست بشیم و عقب بکشیم چون این تضادها ممکن اتفاقا محرک پیشرفتشون باشه و متوجه این موضوع باشیم که ما کلا مسئول خوشبختی یا بدبختی کسی نیستیم.

    ادمهایی که فکر میکنند باید بحث کنن برای یکسری ایده هاشون از مسیر اصلی خارج میشن اگر دیدگاهی رو دوست ندارین اعراض کنید یعنی بهش توجه نکنید، نخواهیم همدیگه رو قانع کنیم.

    به امید پیشرفت همگی در پناه حق باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    عرفان خزائی گفته:
    مدت عضویت: 1738 روز

    به نام هو خدای نور ، خدایی که عاشقانه هدایت و حمایتم میکنه

    « پروژه مهاجرت به مدار بالاتر _ گام شش 6 »

    سپاسگزار خداوندم که اینقدر من رو عاشقانه دوست داشت و به من لطف داشت که من رو در این مسیر هدایت قرار داد و نور مسیر من بوده و هست ، هر لحظه سپاسگزاری میکنم برای این مسیر زیبا که وارد شدم تا تکامل‌م رو در بهترین حالت ممکن و کاملا هدایتی طی کنم .

    با عرض درود و ادب و احترام خدمت استاد عزیزم کسی که دست خداست برای من ، و خانوم شایسته بزرگوار و مهربون ، و به تمامی خانواده دوست داشتنی و هم فرکانسم خانواده صمیمی عباسمنش .

    در این گام ششم ، که در رابطه با موضوع : فرهنگ ناب « لا اِکْراهَ فِی الدّین » هست ، که واقعا بنظرم یکی از موضوعات مهمه و مبحثی هست ک میشه ساعتها بهش بپردازیم ، استاد جانم هم خیلی عالی راجب این مبحث توضیحات مهمی گفتن و خیلی هم عالی به سوالات دوستان پاسخ دادن مثل همیشه ، امیدوارم که هممون از این آگاهی های ناب استفاده کنیم و اونها در زندگیمون اجرا و عملی کنیم .

    مهم ترین راه ارتباط با راهنمای درونمون ، اینه که در درجه اول باور کنیم که همچین راهنمایی هست و وجود داره در درونمون ، و باور کنیم فارغ از اینکه ما چقدر انسان مذهبی هستیم یا نیستیم ، این نیروی هدایتگر توی وجود ما هست ، و باور کنیم که وقتی که ازش درخواست می‌کنیم اگر ایمان داشته باشیم که وجود داره و پاسخ میده ، به ما پاسخ خواهد داد ، این مهم ترین باوره در مورد اینکه آدم راهنمای درونش رو فعال کنه تا بتونه از الهاماتش استفاده کنه .

    من به شخصه خودم خیلی استفاده میکنم از راهنمای درونم ، یعنی جاهایی که شک دارم که در واقع ذهن منطقی من شک میندازه توی وجودم ، در اون لحظه فقط از صدای قلبم و نداری درونی‌م استفاده میکنم و به حرف اون گوش میکنم ، و روزانه صدها بار میگم خدایا خودت من رو هدایت کن ، در هر مسیر و راهی که بخوام برم یا هر کاری رو که بخوام انجام بدم میگم خدایا خودت راه درست رو نشونم بده و من رو هدایت کن ‌، و با تمام وجودم حسش میکنم این نیرو رو که در همه جنبه ها ما رو هدایت میکنه و بهمون نشونه ها و الهامات رو هم میده .

    این نیرو به اندازه ای که ما ایمان و باور داریم ، به اندازه ای که تسلیم باشیم ، به اندازه ای که روی عقل و منطق و تجربیات گذشته خودمون حساب نکنیم به ما جواب میده .

    یکی از عامل های مهمی هم که ممکنه که راهنمای درونمون برامون اونقدر زیاد فعال نباشه اینه که ما با ذهن منطقی و عقلانی خودمون به تجربیات گذشتمون فکر میکنیم و از این تجربیات استفاده می‌کنیم ، افراد فکر میکنن چون قبلا نشده ممکنه الآن هم نشه ، در صورتی که یه حسی بهشون میگه نه بابا قبلا رو پاک کن ، اصلا تجربه رو پاک کن ، و راهنمایی میکنه که میگه الآن این کار رو انجام بده جواب میده و … ، ولی آدمها چون تجربیات قبلی رو دارن و ذهنی که منطقی‌شون میکنه و ذهن بهشون میگه من چندین بار اینکار رو کردم و جواب نداده و … افراد هم اون کار رو نمیکنن ! ، و اگر کسی اون لحظه گوش کنه به گفته و الهام اون حس درونی و به اون عمل کنه بعدش میبینه که جواب میدهد ، بعد تازه میفهمه که هزاران هزار بار دیگه هم توی موقعیت های مختلف این به من گفته ولی من گوش نکردم .

    میلیاردها میلیارد مثال میتونیم بیاریم راجب اینکه راهنمای درونی چقدر دقیق و موفقیت آمیز عمل می‌کنه ، و البته که باید در نظر داشته باشیم که ذهن منطقی ما جلوی ما رو میگیره برای اینکه ما در واقع از الهاماتمون استفاده کنیم .

    حالا ما از کجا میتونیم بفهمیم که اون حس ، الهامه یا نجواهای شیطانی هست ؟! _ جوابش خیلی راحته ، در واقع اون ایده و راهکار حس درونی به ما احساس خوبی میده ، اما اگر اون حس احساس ترس به ما بده و یا ناراحتمون کنه و منفی باشه و … اون نجوای شیطانیه ! .

    اون جنس احساسی که داره اون گفتگوهای ذهنی ، جنس احساسش مشخص میکنه که مسیر کدومه ، و کدوم صدا داره با ما صحبت میکنه ! ، و برای درک هر چه بهتر این موضوعات هم استاد خیلی توضیحات جامع و کاملی دادن در فایل ها و دوره های متخلف .

    در واقع ما باید همیشه گفتگوهای ذهنی‌مون رو روش کار کنیم و نجواهایی که به ما احساس بدی میده رو با باورهای مناسب جایگزین کنیم ، این یه کار همیشگی هست برای ما ، اتفاقا یه نکته ای هم که هست اینه که خود به خودی ممکنه بد بشه اما خوب نمیشه ! .

    برای رسیدن به موفقیت و ثروت ، علاوه بر اینکه باید صبر داشته باشیم و‌ عجلو‌ل نباشیم ، خیلی مهمه که در نظر داشته باشیم که باید روی باورهامون هم کار کنیم ، ولی اجازه بدیم که نتایجش رخ بده ، نه اینکه بخوایم با زدن یه دکمه همه چیز رو درست کنیم .

    زمانی که ما روی باورهامون کار میکنیم نشونه هاش میاد ، در واقع از همون اول نشونه هاش میاد ، مثال : ممکنه یه پول توی خیابون پیدا کنی ، یا مثلا پیامک موبایل بانکت میاد که برای شما یه مبلغی واریز شده ، یا مثلا یه نفر بهت یه هدیه ای میده ، یا یه افزایش حقوق و درآمدی برات اتفاق میفته ، و هزاران هزار نشونه دیگه ، حتی ممکنه که اون عدد بزرگ نباشه ، اما یه نشونه اینطوری داره اتفاق میفته ، که باعث میشه که ما ذوق زده بشیم که آره داره جواب میده ، و این نشون میده که ما داریم روی باورهامون کار میکنیم ، و ما باید همیشه این مسیر رو ادامه بدیم ، و ما تا زمانی که با ذوق و شوق روی جلسات و فایل ها کار میکنیم ، نتایج هم میان و ما هر چقدر که بیشتر ادامه بدیم ، نتایج هم بزرگتر و بیشتر و با کیفیت تر میشن .

    منشا نتایجی که میاد اینه که ما روی خودمون کار میکنیم ، و زمانی که ما این تغییرات رو در درون خودمون ایجاد میکنیم این نتایج هم خلق میشن ، و اگر کار کنیم هی پر رنگ و پر رنگ تر میشه برامون نتایجمون ، بنابراین ما از روی این نشونه ها میفهمیم که در واقع باید همین مسیر رو ادامه بدیم و این مسیر درست هست برامون صد در صد ، که این مسیر کار کردن روی خودمون یک مسیر الهی و کائناتی هست .

    لازم نیست که همه شرایط عالی باشه تا ما قدم برداریم ، ما در هر شرایطی باید اقدام کنیم به ادامه دادن و گام برداشتن در مسیر ، حتی اگر در اون شرایط رفاهی و … نباشیم ! ، حتی یکی از دلایلی که طرف میخواد که رشد کنه و در رفاه باشه و حرکت کنه اینه که تو زندگی‌ش تضاد داره و تو رفاه نیست ، و این خودش یه اهرم رنج هست و یا دلیلی برای رشد هستش ، و این تضاد برای ما این خواسته ها رو ایجاد میکنه .

    در کل ما نباید اینطوری فکر کنیم و این دیدگاه رو داشته باشیم که منفی‌ها و تضادها بد هستن ، در واقع اینها همه جزئی از مسیر زندگی هستن ، و در دل این تضادهاست که آدم خواسته‌هاش رو پیدا میکنه .

    هر چی که تضاده و همه فکر میکنن خیلی بده ، ما باید اینطوری نگاه کنیم و این دیدگاه رو داشته باشیم که این‌ها همه قسمتی از مسیر زندگی هستش که اتفاقا آدم خواسته‌هاش رو با اینها می‌شناسه ، و میفهمه که چی رو میخواد و اینها محرک های پیشرفت هستن ، پس بنابراین از این زاویه دید به این قضیه نگاه میکنم ، و اینها نباید ما رو اذیت کنن و ما باید به چشم یه ماجراجویی به اینها نگاه کنیم ، حتی اگر در ظاهر اینطوری باشه ، اینها برامون خوبه که خواسته هامون رو پیدا می‌کنیم .

    در واقع ما باید این رو هم بدونیم و در نظر داشته باشیم ، که مسئولیت خوشبخت کردن دیگران با ما نیست و حتی خود استاد هم با این موضوع موافق نیستن ، حتی اگر دیگرانی که گفتم فرزندت باشه ! ، این یکی از مباحث چالشی هست که ممکنه خیلی از افراد هم با این دیدگاه موافق نباشن .

    ما در کل نباید با کسی بحثی کنیم راجب موضوعی ، یا اصراری داشته باشیم برای تحمیل کردن نظراتمون به دیگران ، حالا میخواد این دیدگاه‌ها راجب هر چی باشه چه درست باشه و چه غلط ! ، اصلا خود قرآن یه سری آگاهی ها رو به ما داده و اجباری هم نکرده ، یا به اینها عمل میکنی یا نه ، و ما آزدایم که انتخاب کنیم ، و همه افراد هم آزادن تا که دیدگاه‌هاشون رو بیان کنن ، همه هم آزادن از آگاهی هایی که دریافت میکنن و اطلاعاتی که گفته میشه عمل کنن یا نکنن ، و ما تنها کاری که باید بکنیم اینه که اگه یه دیدگاهی رو دوست نداریم ازش اعراض کنیم و انجامش ندیم ، و حتی به هیچ وجه هم نباید با کسی سر عقیده هامون و دیدگاه‌هامون و … بحث کنیم که چرا فلان نفر فلان دیدگاه رو داره ! .

    و هیچوقت ما نباید با کسی بحث کنیم و … ، و حتی یکی از دلایلی که استاد خیلی از شرایطشون و فضا و نوع سیستم آموزشی‌شون راضی هستن ، اینه که در واقع یه پیامی رو ارسال میکنن و یه سری از آدمها میشنون و یه سری های دیگه هم که تو مدارش نیستن نمیشنون ، و در واقع اون سری افرادی که میشنون یه سری‌شون قبول نمیکنن و یه سری آدم دیگه میشنون و قبول میکنن ، و به اندازه ای که قبولش میکنن هم نتیجه میگیرن ، استاد هم همین راه و طریق رو ادامه میدن ، که حتی در قرآن به پیامبر هم گفته شده : که تو وکیل کسی نیستی ، و بارها به پیامبر گفته شده که رسالت تو فقط ابلاغ و پیام هست ( و همین ، نه چیز دیگه ای ) ، و بارها و بارها در قرآن گفته شده این موضوع که : رسالت تو ابلاغ همین پیامی هست که از طریق جبرئیل به تو الهام میکنه ، دیگه اینکه بقیه گوش میکنن یا نمیکنن یا مسخره میکنن یا هر چیز دیگه ای این دیگه کاری نیست که به تو ربط داشته باشه ، و تو وکیل وصی مردم نیستی .

    و طبق فرمایشات قول قرآن کریم :

    وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا أَشْرَکُوا ۗ وَمَا جَعَلْنَاکَ عَلَیْهِمْ حَفِیظًا ۖ وَمَا أَنْتَ عَلَیْهِمْ بِوَکِیلٍ : اگر خدا می خواست آنان [ به طور اجبار ] شرک نمی آوردند ، [ ولی خواست خدا آزادی انسان در انتخاب است ] و ما تو را بر آنان نگهبان و کارساز قرار ندادیم [ تا آنان را به اجبار به پذیرش دین وادار کنی ] .

    و همین طور خدا به پیامبر می‌فرماید ما تو رو وکیل و وصی مردم قرار ندادیم ، تو فقط کارت رو انجام بده ، و حتی خود استاد هم فرمودن که در مورد خود استاد هم همینطوره که یکسری دیدگاه هایی رو بهش رسیدن ، الکی هم بهشون نرسیده ! ، بسیار بسیار تحقیق کردن ، و‌ خیلی هم روی خودشون کار کردن و نتیجه گرفتن ، و بعدش اومدن گفتن به ما ، و گفتن که بحثی هم با کسی ندارن .

    اصلا ممکنه کسی حرف‌های ایشون رو گوش نکنه و دوست نداشته باشه این حرف‌ها رو .

    ما کلا نباید بخوایم که همدیگه رو قانع کنیم ، و به قول استاد چقدر خوبه که بتونیم تحمل کنیم دیدگاه‌های افراد رو .

    در واقع کلا در مورد مباحث مختلف چقدر خوبه که ما به دیدگاه ها و نظرات دیگران احترام بزاریم ، چون هرکسی دیدگاه ها و نظرات خودشون رو داره و ما هم همینطور ، پس این احترام وقتی متقابل باشه چقدر خوبه .

    این اصلا درست نیست که ما رابطه‌مون با خداوند رو بر پایه تقلید از دیگران بنا کنیم ، این اصلا درست نیست به هیچ وجه ، و حتی بارها هم به این موضوعات در قرآن اشاره شده که شما تعقل کنید ، که شما تفکر کنید .

    و طبق فرمایشات قرآن کریم :

    تعقّل و اندیشه ، از معیارهاى ارزش و کرامت آدمى در پیشگاه خداوند است :

    1. « انَّ شَرَّ الدَّوابّ عِندَ اللَّهِ الصُّمُّ البُکمُ الَّذینَ لا یَعقِلون [1] : بدترین جنبندگان نزد خدا ، افراد کر و لالی هستند که اندیشه نمی‌کنند » .

    2. « ام تَحسَبُ انَّ اکثَرَهُم یَسمَعونَ او یَعقِلونَ ان هُم الّا کالانعمِ بَل هُم اضَلُّ سَبیلا [2] : آیا گمان می‌بری بیشتر آنان می‌شنوند یا می‌فهمند ؟! آنان فقط همچون چهارپایان هستند، بلکه گمراه‌ترند ! » .

    این نکته هم مجددا یادآوری کنیم که : اگر ما در کل با یک دیدگاهی موافق نیستیم ، اعراض کنیم ، دوری کنیم ازش ، نه اینکه بخوایم بریم باهاش بحث کنیم و … ! ، البته که یکی از بدترین کشورها هم که بحث میکنن راجب موضوعات متاسفانه ایرانی ها هستن ! ، اصلا ما نباید کاری به زندگی دیگران داشته باشیم ، نباید دخالت کنیم و باید بزاریم که طرف زندگی‌ش رو کنه ، اصلا کاری هم به دیدگاه‌های طرف نداشته باشیم .

    هر کسی با هر طوری که هست حق داره همونطوری زندگی کنه و نظرش رو هم بیان کنه ، ما که نباید ناراحت بشیم ! ، و اینطوری خیلی منطقی‌تر هست ! ، هر کسی هم نتیجه اعمال خودش رو میگیره .

    واقعا من در این فایل ، کلیت بحث موافقت و مخالفت با دیدگاه‌های دیگران رو خیلی بهتر و بیشتر درک کردم ، و این فرهنگ در من خیلی بیشتر شد ، چند روز پیش هم این فایل رو گوش کرده بودم و الآن برای بار چندم هست که گوش میکنم این موضوع رو و خداروشکر خیلی هم بهتر درکش کردم ، امیدوارم در کشور ما هم این فرهنگ روز به روز هر چه بیشتر بشه ، و این فرهنگ هم بالاتر بره و هم با کیفیت تر بشه .

    ما همه باید کنار هم با دیدگاه‌های مختلف ، با دین های مختلف ، با عقاید مختلف ، با باورهای مختلف ، زندگی کنیم در صلح و صفا ، و امیدوارم که این حالت روز به روز در کشور عزیزمون هم بیشتر بشه .

    اصلا یه نکته ای الآن به یادم اومد ، و از اول خواستم بنویسم داخل کامنت و ردپام اما فراموش کرده بودم ، اما الآن خدا هدایتم کرد و به یادم اومد ،

    در واقع ما بازهم میرسیم به فرمایشات خود قرآن کریم ، که می‌فرماید :

    لَا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ ۖ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ ۚ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَىٰ لَا انْفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ { بقره 256 } : در دین، هیچ اکراه و اجباری نیست [ کسی حق ندارد کسی را از روی اجبار وادار به پذیرفتن دین کند، بلکه هر کسی باید آزادانه با به کارگیری عقل و با تکیه بر مطالعه و تحقیق، دین را بپذیرد ]. مسلماً راه هدایت از گمراهی [ به وسیله قرآن، پیامبر و امامان معصوم ] روشن و آشکار شده است. پس هر که به طاغوت [ که شیطان، بت و هر طغیان گری است ] کفر ورزد و به خدا ایمان بیاورد، بی تردید به محکم ترین دستگیره که آن را گسستن نیست، چنگ زده است؛ و خدا شنوا و داناست.

    و واقعا همین آیه کافیه راجب دین و حتی از روی اجبار نبودن دین و اختیاری که خداوند به ما داده تا پس از تفکر خودمون به دین و خداوند وصل بشیم و اون رو بپذیریم و قوانین الهی و کائناتی رو هر چه بیشتر در زندگی‌مون اجرا کنیم ، و حتی عنوان این فایل هم همین بود و این مبحث یکی از محورهای مهمش همین بود که حول محور این موضوع می‌چرخید .

    ما مسئول هیچکسی نیستیم ، نه خانواده ، نه همسر ، نه فرزند ، نه خواهر ، نه برادر ، یا هر کسی دیگه ای در این جامعه ، ما اصلا مسئول کسی نیستیم ، ما فقط مسئول خودمون هستیم ، بارها و بارها خداوند توی قرآن فرموده به پیامبرش : که اونهایی که یه مسیری رو میرن اونها خودشون مسئولن .

    و ما هم که هر کاری رو میکنیم خودمون مسئول اون هستیم ، در واقع ما باید این نکته رو هم به خودمون یادآوری کنیم ، که هیچکسی بار دیگری رو بر دوش نمیکشه ، و هرکسی که هر مسیری رو میره خودش مسئولشه ، و این باوری که حتی در ذهن خیلی از پدر و مادرهای دلسوز هست اینه که من این بچه رو به دنیا آواردم و من مسئول خوشبخت کردنش هستم ، در واقع ما اصلا مسئول خوشبخت کردن کسی نیستیم ، اصلا توانایی‌ش رو نداریم ، اصلا کسی نمیتونه کسی رو خوشبخت کنه .

    ما فقط باید مسیر درست رو بریم ، اون راهی که فکر میکنیم و حس درونی‌مون میگه درسته رو باید بریم ، و هر اتفاقی هم که افتاد باید افراد خودشون برن و زندگی خودشون رو رقم بزنن و زندگی‌شون رو خلق کنن ، در واقع این یه بایده ! .

    من هم مثل بقیه دوستان هم فرکانسی‌م به صورت مستمر در این پروژه حضور پیدا میکنم ، و ردپام رو در هر گام به جا میزارم ، و این حال خوبم رو با دوستان عزیزم در این مسیر زیبا و تکاملی به اشتراک میزارم ، انشالله نتایجی که دریافت میکنم و البته روز به روز هم بزرگتر و با کیفیت‌تر میشن در طول قدم های بعدی خواهم نوشت .

    همیشه اول از همه خداروشکر میکنم برای همه چیز و بخصوص این مسیری که من رو درش هدایت کرد ، و دوم از استاد نازنین و عزیزدلم و استادی که واقعا دست خداست برای من ، و همچنین ممنونم از خانوم شایسته عزیز و بزرگوار ، سپاسگزارم ازتون ، سپاسگزارم بابت اینهمه فایلی که با عشق تهیه میکنید و ما هم با عشق فایلها رو دنبال میکنیم .

    با عشق و احترام از عرفان خزائی ، 29 آذر 1404

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    سید محمدامین حسینی گفته:
    مدت عضویت: 3058 روز

    با سلام خدمت استاد عزیز.می خواستم واقعا بدونم شما که این قدر به همه جا سفر می کنید،این قدر رستورانهای متنوع ان قدر شهر ها و هتل های متفاوت،شما چگونه در کشور های غیر اسلامی گوشت حلال استفاده می کنید؟آیا همه جا گوشت حلال پیدا می شود؟در کشور های متنوع و مناطق مختلف از چه روشی گوشت حلال استفاده می کنید؟ ممنونم از اینکه پاسخ بدهید؛چون واقعا این چند روزه توی ذهنم می پیچهـ

    دوستتون دارم بی نهایتـ فعلا خدا نگهدارـ

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      یونا مهر آفرین گفته:
      مدت عضویت: 4305 روز

      سلام دوست گرامی

      استاد در فایل “رسالت من” راجع به ذبح اسلامی توضیح دادن . یک ایه از قران رو هم که راجع به همین موضوع اوردن الان فراموش کردم کدوم ایه و سوره بود. خودتون سرچ کنید.

      در اون ایه چهار چیز رو خداوند حرام کرده: شراب مردار خوک و ذبح به نام غیر خدا.

      منظور از ذبح به نام غیر خدا این هست که مثلا مشرکین برای بت ها شون قربانی کنند و ما اون گوشت رو مصرف کنیم نه اینکه مدل خاصی باید ذبح بشه تا حلال باشه.

      اما چیزی که در فرهنگ ما جا افتاده این است که باید موقع ذبح بسم الله گفته بشه تا حلال باشه و چون خارجی ها نمیگن پس حلال نیست .

      اگر قرار باشد یک کلمه گوشت را حلال یا حرام کند پس می توان به گوشت حرام همان کلمه بسم الله را خواند و حلالش کرد و نوش جان کرد .

      اگر بخواهیم از منظر تاثیر کلمات بر مواد (مثل ازمایش دانشمند ژاپنی که تاثیر کلمات روی اب رو بررسی کرد) نگاه کنیم و اعتقاد داشته باشیم که یک کلمه میتونه ارتعاش مواد غذایی رو تغییر بده پس چه قبل ذبح بسم الله بگیم چه بعد ذبح اون کلمه اثرش رو میزاره و ارتعاش و شکل مولکول های غذا رو به حالت برتر برمیگردونه .

      نیت ما یا همون باورما بر همه چیز اثر میزاره این به صورت علمی در فیزیک کوانتوم اثبات شده و ازمایش های زیادی انجام شده . بنابراین به نظر من حتی اگر گوشت ذبح اسلامی نداشته باشه همین که ما باور کنیم با گفتن کلمه بسم الله پاک و حلال میشه خواهد شد.

      موفق باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      رحیم خان گفته:
      مدت عضویت: 3770 روز

      سلام محمد امین جان

      مگرایرانه که مغازه سبزی فروشی گذاشته بغلش هم مرغ ونان خشک میفروشه

      تاسفرنکنی به اروپا وآمریکا ؛ باورنمیکنی که چقدر زیبایند چقدر فراوانی ونعمت است

      ماتابستان گذشته رفتیم آلمان (دعوتنامه داشتیم) .همین بحث گوشت که شما فرمودید اول نگاه من خیلی کوچک بود ولی وقتی اونجا رفتم دیدم که ما ایرانیها اززندگی واقعی 100 سال ازاروپا وآمریکا عقب هستیم

      رفتیم مغازه گوشت فروشی ؛ گوشت به تاریخ روز واینقدر گوشت بود که آدم نمیدانست چی انتخاب کند انواع پرنده اهلی ووحشی انواع بزوگوسفند اهلی ووحشی

      تمام گوشتهای به تاریخ روز ؛ روی کره زمین ؛ با لیبل وقیمت روی هرکدام موجود بود . وبه اندازه خوراک یک لشگر اون مغازه گوشت داشت

      متاسفانه این کشور یه بهانه بدرد نخور به نام اسلام گیر آوردن وواقعا که کشور خیلی ازنظر زندگی وخوب زندگی کردن عقب افتاده ایم …..

      موفق باشید رفیق. …

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    داوود محمدی گفته:
    مدت عضویت: 3067 روز

    سلام استاد عزیز و دوستان خوبم

    استاد خواستم این رو بگم که الان به ذهنم رسید . که ما وقتی که داریم واقعی و باباور و انگیزه روی خودمون داریم کار میکنیم و خواستار تغییر کلی زندگیمون هستیم و باور های قبلی مون رو تغییر میدیم و باور های درست رو جایگزین میکنیم خداوند خیلی به ما کمک میکنه که این راه رو ادامه بدیم و باورهایی رو که مسیازیم رو به ما ثابت میکه و به مانشون میده .

    که الان واقعا زندگی من به همین صورت شده و خداوند من هرروز به مقداری که روی خودم کار میکنم به همون مقدار به من باورهام رو ثابت میکنه در تمام جنبه ها . و من تو این مدت که دارم روی خودم کارمیکنم به لطف خدایم که همیشه با من بوده و هست واقعا زندگیم تغییر کرده و تا امروز من کلی بدهی داشتم و وقعا خیلی سخت شده بود واسم و واقعا دوست داشتم تغییر کنم ولی نمیدونستم چطور باید این کار رو کرد تا خداوند به صورت خیلی جالبی من رو با شما آشنا کرد که واقعا از اون روز خیلی امید گرفتم و دیگه هیچ چیز واسم اهمیت نداشت و یه حسی درونم میگفت که من راهم رو پیدا کردم و این مسیر ور باید برم تا آخر و مطما بودم که خدا این شرایط رو برام بوجود آورده تا به امروز که من کلی از بدهی های قبلیم رو دادم تو این 6ماه و از هیمن امروز خیلی خیلی ذهنم و فکرم آزاد شد و خیلی راحت تر و با تمرکز بالا میتونم روی خودم کار کنم و خیلی خوشحالم که تونستم این کار رو انجام بدم و موفق شدم .خدا رو شکر هزاران بار و قرار هست که از امروز خیلی خیلی پیشرفت کنم و تا بالاهای آرزوهام برم و خدا روشکر . منتظر کامنت های نتایج فوق العادم باشید دوستانم خیلی خوبه خیلی خیلی خیلی واقعا نمیدونم باید چی بگم ولی گفتم این حرف هارو با شما و دوستانم به اشتراک بذارم که شاید امیدی باشه واسه دوستانم و خودم.

    با تشکر وسپاس فراوان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    سعیده اکبری فرد گفته:
    مدت عضویت: 2107 روز

    به نام رب بی همتا

    برگ ۶۷ سفرنامه

    ما مسئول خوشیختی هیچ کس نیستیم ؟

    این یعنی من نباید زندگی عزیزانم باشم ، هر تضادی که در زندگیشون تجربه کنند به نفع خودشونه.همه آزادند برای تجربه زندگیشون و اگر روزی نیاز به یاری و هدایت باشد یاور و هادی او خداوند میشود

    برای اثبات حرف های خودتون با هیچ کس بحث نکنید حتی در مباحث توحیدی چون یک سری افراد اصلا در مدار دیگری نیستند و اصلا نمیشنوند و کسانی که در مدارش باشند بدون نیاز به اسرار شما مفهوم را دریافت خواهد کرد

    پس اگر با دیدگاهی مخالفید ازش اعراض کنید نه اینکه خودتونو باهاش درگیر کنید و یا باهاش بجنگی،هر آدمی با هر مذهب و نژادی آزاد است که دیدگاهای اختصاصی خودش را داشته باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    زهرا گفته:
    مدت عضویت: 1592 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم خانم شایسته‌ی دوست داشتنی

    ممنون برای این یادآوری من اکثر وقتا عذاب وجدان میگرفتم برای اینکه میدیدم پدر و مادرم چقدر زحمت و سختی میکشند به خاطر ما. اونا واقعا خیلی مهربون و دلسوزن برای بچه‌هاشون، همیشه همه تلاششون میکنن تا آسایش رو برای ما فراهم کنن ،سختی شون رو میدیدم ولی نمیتونستم کاری براشون بکنم.

    گاهی خواهرم بهم میگفت که بیشتر از بقیه اونا برای من خرج میکنن. حتی گاهی پدرم اینو بهم میگفت. و این منو دیوونه میکرد و کلی عذاب وجدان میگرفتم و ناراحت میشدم.

    من فقط برای تحصیل و درس خوندنم خرج رو دستشون میگذارم. همیشه آدم به اصطلاح قانع- بودم. از همون بچگی فقط عاشق یاد گرفتن و کتاب خوندن بودم. بیشتر پولی که برام خرج کردن سر همینا بوده. چون من حتی به اندازه‌ی انگشتای یه دستم هم از مامانم نخواستم واسم لباس جدید بخره، همیشه قانع بودم ب اونچه که داشتم، هیچوقت هیچ چیز اضافه‌ای نمیخواستم، چیزایی ک بقیه هم سن و سالام خیلی راحت از خانوادا‌شون درخواست میکردن اما من به خاطر احساس گناهی که کم‌کم تو وجودم ریشه میدووند ازشون نمیخواستم. و خب برام مهم نبودن، من فقط برام کافی بود ک شرایط تحصیلم رو فراهم کنن، تا بتونم وقتی بزرگ شدم یه آدم موفق بشم، اون موقع پولدار میشم و میتونم هرچی که قبلا ها میخواستمو هم داشته باشم – هم خانواده‌م هم میتونستن تو رفاه باشن-

    وقتی برای اولین از زبون شما فهمیدم که ما توانایی خوشبخت یا بدبخت کردن دیگران و ظلم کردن ب اونا رو نداریم، عذاب وجدانم کمتر شد. دیگه فهمیدم حقیقت اینه و فقط مونده‌بود قانع کردن ذهنم و باورش.

    تو اینکار تاحدودی موفق شدم ولی هنوز هم اون باور نادرست رو دارم که گاهی وقتا واقعا کلافه‌ و ناراحتم میکنه. با کار کردن بیشتر روی این باور میتونم درستش کنم.

    ممنون برای توضیح این موضوع. باورم قویتر شد

    براتون بهترینهارو آرزومندم. 💗

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: