مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین» - صفحه 56 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»
    110MB
    30 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»
    28MB
    30 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1135 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    صدف گفته:
    مدت عضویت: 832 روز

    به نام خالق زیبایی ها

    “روز 67 ام سفرنامه”

    ما نه توانایی خوشبخت کردن دیگران رو داریم نه بدبخت کردن دیگران، فقط میتونیم اتفاقات و زندگی خودمون رو خلق کنیم

    دیگران هر دیدگاهی که دارن هر عقیده ای که دارن هیچ ارتباطی به ما نداره اجازه بدیم دیگران به سبک و عقیده خودشون زندگی کنن

    ما مسئول دیگران نیستیم حتی خداوند بارها توی قرآن به پیامبر میگه تو وکیل اونها نیستی

    کسی که در فرکانس دریافت پیام و هدایت خداوند باشه خودش از راههای مختلف اون پیام رو دریافت میکنه اگه در فرکانسش نباشه خودتو به در و دیوار بزنی اون نمیشنوه نمیفهمه

    در مورد من اینقد در مورد قوانین با دوستم صحبت میکردم میفرستادم فایلا رو براش اون اصلا گوش نمیکرد وقتی در مورد قوانینم صحبت میکردم اون حرف خودشو میزد چقد انرژی من هدر میرفت یعنی هر جواب دادن به دیگران و توضیح بیجا وقتی کسی از شما سوال نکرده باعث میشه

    انرژی خودتون پایین بیاد و پیشرفتی هم نکنین

    جهان خودش بلده و در نهایتم ارتباط ما قطع شد

    تا زمانی که همفرکانس باشیم هم مسیر باشیم میتونیم کنار هم باشیم وقتی تضاد فرکانسی ایجاد

    بشه از مدار هم خارج میشین

    تمرکزمون رو بزاریم روی خودمون اینو به خودم

    میگم که بارها در تله هدایت دیگران افتادم

    و امسال آگاه باشم و توی این تله نیفتم و انرژی

    خودم که سرمایه اصلی منه بیخودی هدر ندم

    امیدوارم همیشه شاد باشین و پر از نور و عشق خداوند️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    مهندس مافی گفته:
    مدت عضویت: 640 روز

    با سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان و فعال. من هر روز منتظر فایل دانلودی جدید هستم که بسیار به جا مریم خانم زحمت می کشن و این فایلها را داخل سایت می گذارن چقدر محتوای این فایلها ارزنده هست و بسیار کاریردی.. من با تمام وجود از این فایلها استفاده می کنم و خداوند را هزاران بار شاکرم که با استاد عزیزم و سایت بسیار عالی آشنا شدم به آسانی با عمل به این آموزشها روز به روز به خواسته هام میرسم قبل از آشنایی با استاد یعنی سن 46 سالگی خیلی به سختی به خواسته هام می رسیدم یا اصلا نمیرسیدم ولی کمی دقت به این قوانین برای بنده زندگی بسیار آسان شده است امروز یک فایل جدید گام هفتم مهاجرت به مدار بالاتر داخل سایت آپلود شد که بسیار مشتاقم تا آن را گوش بدهم خدارا هزاران بار شاکرم و از شما استاد عزیز که دستان خداوند روی زمین برای من هستید بسیار سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    Leila گفته:
    مدت عضویت: 1757 روز

    به نام الله یکتا

    سلام استادان عزیزم و دوستان خوبم

    1_ باید باور کنیم راهنمای درون وجود داره

    من باور دارم که راهنمای درون وجود داره و خیلی وقت ها که ازش سوال میپرسم و بهش توجه میکنم خیلی زیبا بهم جهت درست رو میگه

    چند روز پیش داشتیم میرفتیم بیرون راهنمای درون بهم گفت تو پشت فرمون نشین بذار همسرت بشینه ولی من بهش گوش نکردم چون تازه رانندگی یادگرفتم و دلم میخواست تمرین بیشتری داشته باشم

    خلاصه من نشستم و کمی که جلوتر رفتیم دیدیم متاسفانه سرکوچه ی ما به کامیون 18 چرخ چپ کرده و کلی بی نظمی و شلوغی و ترافیک اون اطراف بود که من باید از وسط لاین آروم میومدم کنار و میرفتم داخل یکی از کوچه و مسیرمون رو از اونجا ادامه می‌دادیم که این کار بهم استرس زیادی داد و سختی رو تحمل کردم و در نهایت تو اون کوچه به همسرم گفتم بشینه پشت فرمون

    و اونجا بود که فهمیدم چرا راهنمای درونم بهم گفته بود نشینم پشت فرمون

    به نظرم تو هر لحظه ای باید بهش اعتماد کنم

    اون صدایی که بهم احساس خوب و آرامش میده رو دنبال کنم و اون صدایی رو که بهم ناراحتی و استرس میده رو رها کنم که صدای شیطانه

    من احساس میکنم استفاده از راهنمای درون نیاز به تکامل داره و ما با توجه به رشدی که میکنیم میتونیم از راهنمای درون استفاده کنین و ازش بهره ببریم

    هرچی بیشتر رشد کنیم بیشتر هم میتونیم باهاش مشورت کنیم و ازش استفاده کنیم

    2_ برخورد با تضاد ها

    استاد می‌فرمایند که وقتی ما به تضاد ها برمی‌خوریم خواسته هامون رو پیدا می‌کنیم

    من معلم هستم 11 سال سابقه ی تدریس در آموزش و پرورش رو دارم که البته امسال مرخصی گرفتم

    میخوام راجع به تضاد هایی بگم که خواسته ی اصلی من رو بهم نشون داد

    2 سال قبل از گرفتن مرخصی مشکلات خیلی زیادی برام پیش اومد

    سال دهم خدمتم با مدیرم در حد خیلی زیادی به اختلافات شدید خوردیم

    به خاطر اینکه مدرسه ی ایشون مهد کودک برای نگهداری کودکان داشت و اصلا به خاطر همین موضوع من رفته بودن مدرسه شون و پسر منم حدودا 3 سال داشت و تو مهد کودک خیلی بهانه می‌گرفت

    در نتیجه من تصمیم گرفتم از یه مدرسه با مدیر و کادر عالی که داشت بیرون بیام و برن به مدرسه ی ایشون که مهد کودک داره تا پسرم پیش خودم باشه

    از قضا خواهر مدیرمون هم اونجا بود و 2 تا بچه هاش رو در مهد کودک نگه داری میکرد

    اوایل ورود به مدرسه بود که متوجه شدم اینا خیلی علاقه دارن که ما سه همکاری که بچه داشتیم و نیاز داشتیم بچه هامون پیش ما باشن رو اذیت کنن و مهد کودک به طور خصوصی برای خواهرزاده های مدیر و خواهرشون باشه که راحت باشن

    معاون پرورشی و یکی از معلمان و من بچه داشتیم

    معاونمون که زود تسلیم شد و بچه هارو گذاشت خونه و با معرفی مدیر یه پرستار گرفت و بچه هارو دیگه به مدرسه نیاورد ولی من و همکارم که بچه هامون کوچک تر بودن و بیشتر به تون مهد کودک نیاز داشتیم مقاومت بیشتری کردیم تا اینکه یه روز جلسه تشکیل دادن و به طور واضح گفتن که از این به بعد شما بچه هاتون رو نیارید یا یک هفته شما برید نمازخونه ی مدرسه و یک هفته خواهرم و بچه هاش برن نماز خونه

    ما هم هرچی می‌گفتیم همه باهم باشن اینا قبول نمیکردن چون اونجا رو ملک باباشون تصور میکردن خلاصه به ما گفتن هفته های صبحی شما برید نمازخونه

    که اتفاقا هفته های صبحی نماز خونه خیلی سرد بود بچه هامون مریض میشدن

    خلاصه من و همکارم هم دیگ نتونستیم ادامه بدیم و گفتیم میخوایم بچه هامون رو ببریم خونه و مثل معاون واسشون پرستار بگیریم همکارم هم بچه اش رو آورد خونه ی ما و ما دو نفر یه پرستا. گرفتیم که میومد خونه ی ما

    بماند که چه مشکلاتی رو تحمل کردیم…

    از یه جایی به بعد دیگ بچه هامون تو خونه نموندن و دوباره ما تصمیم گرفتیم که برگردیم مدرسه ولی اینا گفتن شما باید برید نمازخونه

    خلاصه اونقدر مشکلات رو تحمل کردیم که حد نداشت

    بماند که در نهایت من با کمک خدا این مدیر رو تو اداره رسوا کردم و آبروش کامل رفت

    خیلی همه رو اذیت می‌کرد به هر بهونه ای تا اینکه آخر سال بهمون گفت شما باید یک ماه بیشتر از همه ی معلم ها بیاید مدرسه

    یعنی میخواست یک ماه از تابستون مارو حروم کنه و با ما لج کنه و هرچی ما بهش بخشنامه نشون مبدادیم که اینکارو نکنه فایده ای نداشت

    خلاصه بهش گفتیم ما میریم اداره و گفت برید الیته فکر نمی‌کرد کسی بره

    یه روز پنجشنبه همه‌ی معلم های مدرسه رفتیم اداره و آبرویی از این خانم رفت که با هیچی نمیتونست جمعش کنه

    تمام بد رفتاری هاش تمام سخت گیری هاش واسه مهد تمام بی احترامی هاش همه رو گفتیم و گفتیم و رئیس فقط داشت گوش می‌کرد و حرص میخورد

    تا اینکه به ما گفتن شما برید و ما رسیدگی میکنیم

    ما اومدیم خونه و دوست همسرم که تو اداره بود به همسرم گفت جوری آقای رئیس سر این خانوم داد میزد که من تو تمام این سال ها ایشون رو اینجوری ندیده بودم و می‌گفت اون اینقدر تمرد بود که نمی‌گفت چشم و آقای رئیس بهش میگفت بلند بگو چشم تا بشنوم

    مدیریتش رو تا پایان مدرسه ضمنی ازش گرفتن و گفتن حق نداری تا پایان مدارس به معلم ها چیزی بگی و ما خودمون مدرسه رو از طریق نماینده ی معلم ها اداره میکنیم ک اونم میموند تو اتاق خودش و روی نحسش رو دیگ ندیدیدم و به وقتش هم تعطیل شدیم

    و سال بعد هم از اون مدرسه پرتش کردن بیرون و رقت مدیر یه مدرسه ی دیگ شد به خاطر کمبود نیرو چاره ی دیگ ای نداشتن

    داشتم راجع به تضاد ها حرف میزدم

    مشکلاتی که این دوسال آخر تو مدرسه واسم به وجود اومد بهم گفت باید یه شغل دیگ داشته باشی و وسط همون مشکلات سال دهم من استارت شغل جدیدم رو زدم و الان به حدی رسیده که دیگ اصلا نیازی نیست برم مدرسه و تو خونه کنار بچه ام دارم کار میکنم و از زندگی لذت میبرم

    خدایا شکرت

    واقعا تضاد ها خواسته های مارو روشن میکنن

    باید باور هامون رو تغییر بدیم و به مسائل جور دیگه ای نگاه کنیم تا شرایط برامون بهتر و بهتر بشه

    3_ ما مسئول تغییر زندگی هیچکس نیستیم حتی فرزند و همسر

    حتی خداوند به پیامبرش گفته تو مسئول تغییر زندگی بنده ها نیستی و فقط باید اونارو راهنمای کنی

    این خیلی باور قدرتمندی هست و باید اینو بدونم که من فقط مسئول تغییر زندگی خودم هستم و بس

    خدایا شکرت که یه کامنت دیگ نوشتم و این باور ها واسم قدرتمند تر شد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    حمید و شیوا گفته:
    مدت عضویت: 1986 روز

    شیوا : به نام خداوند بخشنده و مهربان خداوند بزرگ فرمانروای جهانیان خداوند برنامه ریز هدایتگر خیرخواه خداوند شگفتی ها

    *الهامات و گفت و گوهای درونی

    اولین قدم برای ارتباط با درون اینه که باور کنید همچین راهنمایی هست و باور کنید فارغ از این که شما چه انسانی هستید ، این نیروی هدایتگر در وجود شما هست. و باور کنید که وقتی ازش درخواست کنید و ایمان داشته باشید که وجود داره و پاسخ میده ، به شما پاسخ خواهد داد.این مهم ترین باوره.

    همیشه در هر شرایطی میتونیم بپرسیم که خدایا الان چه کار کنم ؟ حتی تو بازی ! اما ایمان داشته باش باور داشته باش و تسلیم باش و روی خودت حساب نکن روی عقل و منطق و تجربیات گذشته ت حساب نکن .حتی اگر قبلا همون کارو کردی و جواب نداده ، اون لحظه گوش کن و عمل کن. جواب می دهد.

    ذهن منطقی ما جلوی مارو میگیره برای این که از الهاماتمون استفاده کنیم .

    جنس گفت و گوهای ذهنی مشخص میکنه که کی داره با شما صحبت میکنه.

    همیشه باید حواسمون به گفت و گوهای ذهنیمون باشه و نجواهای مناسب رو با باورهای درست جایگزین کنیم نجواها خود به خود بد میشن ولی خود به خود خوب نمیشن.

    *مسؤول دیگران بودن

    حتی خداوند هم انسان رو مجبور نکرده . ما آزادیم همه آزادن که دیدگاهشون رو بگن و همه آزادن به دیدگاهی که دارن عمل کنن. اما اگر تو دیدگاهی رو دوست نداری ، ازش اعراض کن بحث نکن.تو وکیل دیگران نیستی تو کارخودت رو انجام بده نخوایم همدیگه رو قانع کنیم. نه شما قراره من و ببری بهشت و نه من قراره شمارو ببرم بهشت.هرکسی نتیجه ی اعمال خودش رو میگیره.تو مسیر درست رو برو تو راهی که فکر میکنی درسته رو برو هرکسی باید خودش زندگی خودش رو رقم بزنه.

    استاد : فرزند من اگر الان تو رفاهه و بعدا تو رفاه نباشه من فکر نمیکنم براش بده! نه من تو رفاه نبودم و بدم نبود برام!بذار فرزندت آزاد باشه مستقل باشه و خودش خودش و جمع و جور کنه. ما مسوول دیگران نیستیم ما مسوول خودمون هستیم هیچکس بار دیگری را بردوش نمی کشد ما اصلا توانایی خوشبخت کردن دیگران را نداریم ما توانایی تغییر دیگران را نداریم.

    نه مرگ بده نه مسائلی که بهش برمیخوری بده. این مسیر زندگیه. هر تضادی مریضی بیکاری طلاق بی پولی مستاجری بدهکاری و … هرچیزی که تضاده و همه فکر میکنن خیلی بده ، قسمتی از زندگیه آدم خواسته هاش رو میشناسه و می فهمه چی میخواد و این ها محرک پیشرفت هستن. هم برای خودت و هم برای همه.

    * جملات تأکیدی امروز:

    ما مسؤول دیگران نیستیم. ما توانایی خوشبخت کردن دیگران را نداریم. ما توانایی تغییر دیگران را نداریم.ما مسؤول خودمون هستیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    فرزاد بازیار گفته:
    مدت عضویت: 1081 روز

    سلام خدمت همه شما عزیزان،نمیدونم چی بنویسم ولی واقعا به خاطر اینکه به قول یکی از دوستان از اهرم رنج و لذت استفاده کنیم برای نوشتن می‌خوام رد پا بذارم،واقعا همینه ما تو هرکاری اصلا دین که هیچی کار شخصی اگه بخوایم هر کسی رو مجبور به انجام دادنش کنیم یا انجام نمیشه یا بدترین شکل انجام میگره،دین که دیگه بحثش به نظر من بحثش جداست و باید با لذت تمام انجام بشه،سپاس از همتون امیدوارم بتونیم کامنت بذاریم و روز به روز پیشرفت کنیم و جلو بریم..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    یاسر حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1283 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم سلام به همه عزیزان خدارو شکروسپاسگزارم که به لطف الله درکنارهه دوستان وهم فرکانسی های عزیزم هستم ممنونم ازاستاد بابت فایل هایه زیباش امروزهم خداروشکرسلامتیم بافایل هایه رایگان بسیارزیادشده وودرموردفروش هم بسیاربهتروفرکانس هام روسعی میکنم به زیبایی ارسال کنم وخداروشکردرفروش وبسیارمشتری های مثبتی واردمیشن وکلی انرژیه خوب میگیرم وفایل هاهرروزبه من انرژیه زیادی میدن وبرکت بسیار زیادی واردزندگیم میشه هرموقع که گوش میدم من قبل هم تودلم میگفتم خدایاشکرت وهمیشه مینوشتم اما الان موضوعه فرکانس رومتوجه شدم وسعی میکنم درسپاسگزاری هام درطول روز احساس سپاسگزاری باشه وبه احساسم بیشترتوجه میکنم چون چراغه راهم شده ومدام احساس خوب روساطع میکنم به لطف الله وهمیشه ازخدامیخوام خواسته هام رووقتی که استاددرموردشرک گفتن نگاهم دیگه به ادم هانیست البته که قدردان خوبی های همه ادمها وهمه عزیزان هستم وهمیشه ایت هارومینویسم وتکرارمیکنم تامواظب باشم علت نتایجم یادم نره نگم خودبه خوده اینکه مابه ندای درون گوش بدیم حسه درون خیلی اوقات منطقی نیس وباید بهش اعتمادکردوبعدنتیجشوببینیم ونمیشه گفت که جواب منطقی داره فقط بایدبه احساست اعتمادکنی وتوکل به خداتصمیم بگیری داستانی که استادگفتن دقیقاگواهیه دله که درلحظه بهت میگه که چیکار کنی ونظروتحربه من این هستش که خیلی باید احساست خوب رودرکنارش پرورش بدی واینکه استادگفتن راهکاری که بهتون الهام میشه ببینین احساس خوبی بهتون میده خوب خیلی نکته طلاییه درهمه فایل هادرودرهمه زندگی اساسه خوب اصله وخیلی بایدمتوجه واگاه باشیم نسبت به استادنکته بعداینکه گفتن نبایدباکسی بحث کنیم واینکه نظره مون روتحمیل کنیم تحمیل وبحث در گفت وگوهم فرکانس واحساسمون روبدمیکنه و انرژیمون روکاملامیگیره وزیباییه قران هم اینه که چیزی اجباری نیست واستادگفتش که مانمیتونیم سرنوشت کسی روعوض کنیم قران هم دراین مورد همینومیگه واجباری درش نیست اما خیلیا میخوان جامعه وخیلی چیزاروعوض کنن درصورتی که خیلی ازکشور هایه اروپایی بسیاراحترام بیشتری به عقاید مردم میزارن وانسجام وهمستگیه بسیاربیشتری نسبت به ماهادارن البته که خیلی هادرخانواده هاهم عقایده خودشون روتحمیل میکنن چه عقایده مذهبی وچه عقایده غیره مذهبی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    قباد احتشام گفته:
    مدت عضویت: 283 روز

    به نام خدا

    آن‌چه من از این گام می‌فهمم این است که مهم‌ترین راه ارتباط با «راهنمای درون» و «راهنمایی درون»، باور به راهنمای درون و هم‌چنین باور به این است که راهنمای درون به درخواست من برای راهنمایی من، پاسخ می‌دهد. برای استفاده از راهنمای درون، من باید خودم را خالی از ذهنم، تجربه‌ام و منطقم و تفکر کنم و در این خلاء درونی، درخواست مطلق داشته باشم که راهنمایی شوم. شرط شنیدن راهنمای درون، ایجاد آمادگی و قابلیت در خودم برای شنیدن است و نه اراده راهنمای درونم؛ زیرا راهنمای درونم همواره من را راهنمایی می‌کند و این من هستم که نمی‌شنونم یا اعتنا نمی‌کنم یا عمل نمی‌کنم و در کل، قابلیت ندارم. دامنه این راهنمایی می‌تواند از کوچک‌ترین و جزئی‌ترین مسائل تا بزرگ‌ترین و مهم‌ترین مسائل زندگی من باشد. من باید راهنمایی درونم را قطع نظر از قضاوت ذهنم یا داوری دیگران درباره چگونگی و نتیجه اجرای راهنمایی، اجرا کنم؛ یعنی ایمان صددرصد به راهنمای درونم داشته باشم که آن‌چه می‌گوید درست است و باید آن را اجرا کنم. گفت‌وگوی درونی یک تمرین همیشگی است و باید باور به آن را با اعتماد و عمل به آن، تقویت کنم. تشخیص این که آیا این راهنمایی از جانب راهنمای درون من است یا از جانب شیطان، بر عهده قطب‌نمای احساس من است؛ زیرا راهنمایی درون، فقط با احساس امنیت، آرامش و اطمینان همراه است و نه با ترس و نفرت و طمع و دلهره.

    وقتی روی باورهایم کار می‌کنم، نشانه‌های آن از همان آغاز ظهور می‌کند؛ همان طور که در مدتی که در این سایت ثبت نام کرده و مشغول کار و تمرین روی خودم هستم، این نشانه‌ها را تقریباً هر روز دیده‌ام. این نشانه‌ها، همانند پدیده‌های طبیعی و عادی هستند و نباید انتظار داشته باشم که معجزه یا اتفاق غیرعادی رخ دهد تا آن را نشانه ظهور باورهای درونی و اجرای قوانین الهی تلقی کنم. نشانه‌های باورها با رعایت قوانین کره خاکی پدیدار می‌شوند؛ ولی این من هستم که با تمرکز و استمرار بر فرکانس ذهنی روی خواسته‌هایم، سازنده و نگهدارنده و تقویت‌کننده این باورها هستم. اگر به نتیجه نرسم و نشانه‌های ثمردهی باورم را با وجود صبر نبینم، اشکال در چگونگی باور من است و نه عوامل دیگر و باید مانع و ترمز ذهنی‌ام را بشناسم و رفع کنم.

    مسئولیت من در زندگی و مسیر هدایت و سرنوشتم، فقط در برابر خودم است و هیچ فرد یا موقعیت یا شرایط یا دولت یا حادثه یا … مسئولیت آن را بر عهده ندارد. من هم در برابر هیچ فردی مسئولیتی برای تعیین سرنوشت یا خوش‌بختی یا بدبختی او ندارم. این یک حقیقت و یک قانون است؛ هر چند ممکن است افراد نسبت به این حقیقت و قانون آگاه باشند و یا نباشند. البته این قانون به معنای بی‌اعتنایی یا آسیب به دیگران یا نادیده گرفتن جامعه نیست. ما انسان‌ها در جامعه زندگی می‌کنیم و نعمت‌های خداوند هم از «طریق» همین انسان‌ها و با زندگی در جامعه به هر یک از ما می‌رسد.موضوع درباره مسئولیت من در باره خودم و نتایج آن در شیوه تفکر و طرز رفتارم با خودم است؛ والّا من مکلف به اجرای تمامی قوانین و مقررات و مسئولیت‌های فردی و اجتماعی‌ام در برابر همه افراد و از جمله در برابر خانواده‌ام هستم؛ ولی این تفکر که من مسئول سرنوشت و خوش‌بختی همسرم یا فرزندم باشم، تفکر درستی نیست. من مسئول خودم و رفتارم با خودم و جامعه و افراد هستم؛ ولی تنها کسی که در برابر خودش باید پاسخگو باشد؛ من هستم و نه دیگران. البته بسیاری از افراد ممکن است این را ندانند و مانند من که زمانی از این موضوع آگاه نبودم، در جهل مرکب باشند و بر ایشان (افراد ناآگاه) حرجی نیست. همین الان هم بسیاری موارد است که من نسبت به آنها جهل مرکب دارم و امیدوارم در مسیر هدایت الهی از آنها آگاه شوم.

    فکر می‌کنم بزرگ‌ترین لحظه در زندگی هر انسان، آن لحظه بی‌همتا و شگفت‌انگیز است که بر جهل خود واقف می‌شود؛ آن لحظه‌ شکوهمندی که درمی‌یابد تا کنون در چاه تاریکی قرار داشته و در جایی نوری وجود دارد و راهی هست که به سمت آن نور هدایت شود. بدون شک، در آن لحظه، نظر الهی به آن انسان انداخته شده و آن قدر نزد حضرت حق قابل بوده و آن خواست در او جوشیده است که حق تعالی او را از جهل مرکب خارج کند و به اشاره‌ای او را از وجود آن چیز دیگر، از آن نور خبر دهد. چه سعادتمند انسانی است آن که حضرت حق به او نظر کند. فکر می‌کنم بزرگ‌ترین توفیق من هم در زندگی‌ام، تمام آن لحظاتی بوده که بارقه آگاهی و خروج از جهل مرکب را دیده‌ام و جست‌وجو و غوغایی در دلم افتاده است. پس از آن بوده که بر خودم تکلیف کردم تا بجویم، به یاد بیاورم، بیاموزم، درک کنم، باور کنم، تجربه کنم و به قرب الهی برسم. خداوندا از تو سپاسگزارم که نظر لطفت را بر من تمام کردی و به من آموختی که از غیر تو دوری کنم، فقط بر تو توکل کنم و فقط از تو یاری بجویم تا در مسیر هدایت و نعمت بی‌کران تو قرار گیرم. الهی آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    ســــــمـــــیـــه گفته:
    مدت عضویت: 1768 روز

    به نام الله 🌸🌸🌸

    روز شصت و هفتم .

    من مسئول زندگی ،هیچ کس نیستم .هیچ توانایی برای تغییر زندگی دیگران ،ندارم

    بحث کردن من رو به فاز منفی میبره ،اگه چیزی رو دوست ندارم ،تنها کارم اعراض کردن هست.

    من مسیر درستی که هستم میرم ،و خانوادم هم اگه دوست داشتن با من یا همراه میشن ،

    یا بعد از دیدن نتایج من همراه میشن . اگر هم نشن من اونها رو قضاوت نمیکنم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    شاهین حسن زاده گفته:
    مدت عضویت: 1672 روز

    به نام خداوند بخشاینده مهربان سلام به استاد عزیزم وخانم شایسته نازنین وهمه ی دوستان عزیزم در این مسیر توحیدی خداروسپاسگذارم که امروز هم بهم فرصت داد که دراین مسیر قدم بردارم لا اکراه فی الدین هیچ اجباری در دین نیست به قول معروف موسی به دین خود وعیسی به دین خود من خودم تا چند ماه پیش به شدت میخواستم اعتقاد خودمو ونحوه تفکرمو به دیگران غالب کنم البته بیشتر ذهنی این کارو میکردم و دیگران رو بخاطر شخصیت نوع رفتار و تفکرشون قضاوت میکردم وچون توجه من میرفت روی مسیر نامناسب به همون میزان از مسیر خودم دور میشدم واقعا ما قدرت تغییر هیچ کس رو نداریم و بزرگترین درسی که میشه گرفت فاعرض عنهم یعنی هروقت رفتار یا چیز نامناسبی از دیگران میبینم به خودم یاداور میشم این جمله رو هرکسی صاحب فرکانس وافکار خودشه من نمیتونم به جای اون شخص فرکانس بفرستم پس نمیتونم به اون شخص حتی کمک بکنم حتی اگر بچه خودم باشه . پس من مسیر خودم رو میرم و دیگران هم مسیر خودشون رو میرند تمام مهم ترین باور که باور کنیم خدا در درون ماست وبه ما میگه چیکار کنیم و از چه مسیری بریم به نظرم تمام کارهایی که ما میکنیم بخاطر اینه که بتونیم صدای اون رو بشنویم وهیچ وقت هم ذهن دست بردار نیست همش میخواد جلوی مارو بگیره همش میخواد بگه که نه نمیشه منطقی نیست . ولش کن . واسه همینه که باید همیشه این گفت وگوهای ذهنی رو مدیریت کرد و یه جورای خلع سلاحش کرد چون وقتی گفت گوهای ذهنی دست اون باشه کارش فقط ترسوندنه که تورو فریز کنه . وقتی روی باورها کار میکنی نشونه ها میاد وباید این نشونه هارو دنبال کنیم و ادامه بدیم تا به نتایج بزرگ برسیم من خودم بارها که روی خودم کار کردم ونشانه ها اومده وادامه دادم ونتایج هم اومده اما دوباره ازمسیر دور شدم ودوباره ادامه دادم.اما این از مسیر دور شدن واقعا انرژی زیادی از ادم میگیره برای وارد شدن دوباره به مسیر ومن الا تمام سعی و تلاشم اینه که در مسیر درست بمونم و ادامه بدم وادامه بدم تا نتایج بزرگ درپناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    فاطمه پورهدایتی گفته:
    مدت عضویت: 1792 روز

    خدا جونم سلام

    خودت می دونی بدون تو هیچ م.

    پس تو بگو که بنویسم می خوام رد پا بزارم ، اینققققققققدر رد پا در آینده نزدیک اینجا ببینم که وقتی از بالای بالا این رد پاها رو نگاه می کنم حظ کنم ، به خودم بیالم و با تو حرف بزنم و بگم آخ جون که منو به فرشته‌هات نشون میدی، آخ جون که اینققققققققدر باارزش شدم ، خدا جونم متشکرم مرسی.

    از وقتی درک کردم که فقط باید رو خودم کار کنم و من فقط مسؤل شخص خودم هستم ، نه همسر ، نه فرزند ، نه پدر، نه مادر ، نه هیچ کس، فقط خودم…

    دارم هرروز به خودم میگم حواست باشه که حرف زدن انرژی ی، تو رو هدر میده، فقط رو خودت کار کن اونوقت با نتایج حرف بزن،

    استاد اینققققققققدر این روزا برام داره ثابت میشه.

    اینقدر سکوت برام پیشرفت کارم رو سریع تر کرده.

    اینقدر آدم های اطراف م بارها نتایج م رو دیدن که ازم بارها می پرسند تو چطوری داری انجام میدی، اما بازم جوابشون سکوت و سکوت.

    می خوام اینققققققققدر تغییرات ببینم که نزدیکان م التماس کنند تو چکار می کنی اونوقت که زمانش میرسه من بهشون بگم.

    استاد متشکرم

    خدا جونم متشکرم

    دارم از زندگی لذت می برم

    خدایا شکرت که اینققققققققدر خوشبختم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: