مصاحبه با استاد | باورهایی برای روان شدن چرخ کسب و کار - صفحه 16 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | باورهایی برای روان شدن چرخ کسب و کار94MB28 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | باورهایی برای روان شدن چرخ کسب و کار26MB28 دقیقه














سلام به استاد عزیزم
خداوند به تک تک ما نزدیکه،خداوند احده،واحده،در عین کثرتش…مگه میشه مثلا استاد رو خاص آفریده،یا پیامبران رو،که یه باور اشتباه در جامعه هست که میگن مگه ما پیامبریم که اشتباه نکنیم،پیامبران و ائمه عاری از هر اشتباهی بودن،خداوند نگاه ویژه و خاصی بهشون داشته،اره این قسمتش درسته نگاه ویژه داشته،ولی قبلش همه اونا فرمان رو کامل دادن به خداوند و اجازه دادن خداوند هدایت کنه و بگه…مثلا دانشمندان،انیشتین،بیل گیتس وووو… همه خاص بودن…اره خاص از نظر توحیدی بودن،توکل،تسلیم…
این بحث تسلیم بودن کار راحتی نیستااااا،نیست که درصد کمی دارنش…ولی اونا با وجود ترس،نجوا،اجازه دادن هدایت بشن و همه تکاملی بوده،از نتایج قبل نیرو محرکه قوی برای تسلیم شدن بهتر و رهایی بیشتر
خداوندی که تونسته سلامتی بهم بده،پر انرژی،شاد و سلامت باشم،روابط خوبی بده،خودم و بچه هام و همسرم راه دکتر وقرص و پاسگاه و دادگاه رو بلد نیستیم،چیزی که تعداد بالایی در گیرش هستن اینم بخشی از ثروته…خوب کسی که پول زیادی داره و میگه همه ثروتم رو میدم تا سلامت بشم،و کسی که سلامتی داره میگه سلامتیم به درد نمیخوره میدم تا پولدار بشم،ثروتمندنیستن فقط پولدارن…چون ثروت واقعی یه پکیجه که همه چی درش هست،خوب من هوشمندانه باید فکر کنم،همه با هم،روابط معنوی،روابط باآدمها،سلامتی،آرامش و آزادی و انسانیت با وجود ثروت بالا داشتن،ثروت زیاد، همه با هم میشه ثروتمندی،در کنار هم معنی میده…مثل اینه لباس فاخر بپوشی و با دمپایی باشی…مثل اینه دست داشته باشی ولی پا نه…ببینی ولی نشنوی..خوب ایراد داره دیگه…ثروت و ثروتمندی یه پکیجه که معنی دار میشه…من همخدا میخوام همخرما،هم آزادی،هم آرامش،سلامتی،روابط عالی،در صلح بودن،ثروت،تفریح ،در همه جنبه های زندگیم…خوب مگه این حق الهی من نیست؟؟هست دیگه...این سفره پر برکت،بی پایان دنیا که هر روز بهتر و بیشتر میشه،برای منه دیگه…من قبول نمیکنم گرانیه،خوب اگر هست این همه مغازههای لوکس،جنسهای گران،شلوغی مغازه ها،تنوع اجناس با کیفیت چیه؟مواد غذایی که هر روز تولید میشه،استفاده میشه،رستورانهایی با تنوع غذایی،فروشگاههایی که هر روز براشون کامیون کامیون بار میاد چیه؟این یه باور و بیماری ذهنی واگیر جامعه نیست؟که همه درگیرش شدن،الکی…که نکنه جا بمونم،اگر غر نزنم برچسب بهم میزنن،میگن چیه به کجا وصلی اینقدر سرخوشی؟؟
یا بهم میگن تو افسرده نیستی؟چرا اینقد تنهایی، تو خودتی؟بعد اصلا فکر نمیکنن،حالا که خودشون دورشون مثلا پره،با هر جور آدمی معاشرت میکنن،مدام در حال سرک کشیدن تو کار بقیه و غیبت و قضاوت و…هستن…تازه قرآنم از حفظ هستن
خوشحالم به نظر اونا افسرده ام،چون وقتم کم میاد برای رسیدن به امور خودم،وقتی نمیمونه برم مهمونی و ….چه و چه…وقتی میایی تو مسیر درست و به گذشته خودم و پشت سرم نگاه میکنم میبینم چه ظلمی،چه جهالتی…آدمهایی که هنوز در این فکرن بچه دختر بهتره یا پسر؟؟
وقتی فکر میکنم میبینم چقدر راحت گول میخوریم،چقدر راحت وا میدیم به نجواها و عادی میشه غفلت از خودمون و شدیم یه رباط
هر چند اینارو نگفتم که خودم رو تبرئه کنم که من جزو اینا نیستم،هستم،منم یادم میره و ظلم میکنم به خودم،نگفتم که بگم من بالاترم و اشتباه نمیکنم،چرا میکنم،گفتم تا یاد آوری بشه برام،مواظب باشم،تو تله زیبای وعده های خوش رنگ نجواها نیفتم…منم انسانم خطا کار و ناسپاس.ولی میخوام شرایط رو به نفع خودم تمام کنم…یادت باشه شاکر باشی،شاکر هر آنچه که داری،الان داری،عجله نکنی،قضاوت نکنی،هر کس باید پاسخگوی اعمال خودش باشه…هر کس داره یه لحظه، یه ساعت،یه روز و سالهای خودشو رقم میزنه، بع تو ربطی نداره بقیه چه میکنن،تو سرت،تمرکزت تو کار خودت باشه،هم مسیر جامعه نشی،گول نخوری،نقش قربانی رو تمام و کمال اجرا نکنی،یادت باشه جهان یه سیستمه،یادت باشه احساس خوب =اتفاقات خوبه و بلعکس،یادت باشه خالق زندگی خودتی وقتی مسؤلیت زندگیتو بپذیری،احساس گناه رو بشوری،عوامل بیرونی رو ماثر ندونی و دریه کلام شرک نورزی…یادت باشه…تا احساست بد شد شروع کنی سپاسگزاری و تمرین بودن در لحظه و ناظر باشی که صدای ذهنم همیشه هست ولی مواظب باشم با منطقهای جامعه،تجربه های خودم،اطرافیانم منطقی نشه برام،اره دیدی راست میگن،اینا راست میگن.…من قربانی شرایط نیستم…خالقم…من سعی میکنم هر روز با تعهدم و ساختن اهرم رنج و لذت یه قدم به تقویت باورهای توحیدیم گام بردارم،از مسیر لذت ببرم و اجازه بدم خداوند هدایتم کنه،یادم بیارم چه هدایتها شدم و خداوند بهم لطف داشته…هدایتم کرده…اینجام و دارم صلاه میکنم، خدایا شکرت برای فرصت نوشتن و یاد آوری که به احساس خوب رسیدم واین سهم من از امروزم بود،خدایا شکرت…
بنام خداوند هدایتگر ( ان علینا للهدی )
سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته گل و خانواده عباسمنشی عزیز
گام 11: باورهایی برای روان شدن چرخ کسب و کار
– اگر در مسیر درستی باشید کار و تفریح شما یکی خواهد بود، یعنی کار مورد علاقه خود را انجام می دهید و انجام آن هم باعث تفریح و لذت و هم کسب درآمد خواهد بود و تفریح شما جدا از کارتان نخواهد بود .
– اگر باورهای خوبی داشته باشید، افرادی در مسیر کاری شما قرار می گیرند که نیازی به نظارت خاصی نخواهند داشت و به شرایطی هدایت می شوید که افراد کارشان را بدون نیاز به نظارت انجام می دهند.
– در مورد خرید ملک، ماشین و … نباید قرض و وام گرفت اگر روی باورهای خود کار کنید و باورهای فراوانی و ثروت قوی بسازید به شرایطی هدایت می شوید که به اندازه کافی پول واسه خرید آنها بسازید.
– دیدن ثروت و داراییها و امکانات افرادی مثل استاد باید بجای حسادت و حسرت باعث ایجاد انگیزه برای کار کردن روی خودمان شود. دیدن موفقیتهای دیگران این باور را در ما ایجاد میکند که اگر آن فرد توانسته پس ما هم میتوانیم و کافی است روی باورهای ثروت کار کنیم و به وهاب و رزاق بودن خداوند یقین داشته باشیم تا به ثروت هدایت شویم.
– شریک گرفتن یعنی عدم اعتماد به تواناییهای خود، یعنی اعتقاد به عوامل بیرونی و به طور کلی شریک گرفتن یعنی قرار گرفتن در مسیر شرک.
– تمرکز در انجام کار یکی از دلایل مهم موفقیت است و بهتر است برای موفقیت روی یک کار متمرکز شد نه چند کار. پخش شدن تمرکز در موضوعات مختلف مانع پیشرفت می شود. تمرکز روی موضوع مورد علاقه هم باعث پیشرفت می شود و هم از انجام آن لذت میبریم.
– وقتی ایده ای الهام می شود پس از بررسی نسبی باید اقدام کنیم و بقیه قدمها در مسیر گفته خواهد شد. یعنی اول باید روی باورها کار کرد و باورها را به ثبات رساند و بعد از دریافت ایده، باید سریعا اقدام کرد که البته شاید از نظر دیگران این اقدام سریع ریسک باشد اما از نظر خود فردی که روی خودش کار کرده ریسک نیست و با اطمینان قلبی انجام شده است.
– در شرایط به ظاهر بد، اول از هرچیز باید بپذیریم که خودمان با افکارمان ( آگاهانه یا نا آگاهانه) این شرایط را ایجاد کرده ایم. در مرحله بعد با استفاده از همان قدرت باور، باید با تغییر باورها به مسیر درست برگردیم ومطمئنا شرایط تغییر خواهد کرد. هر چند کار سختی است ولی غیرممکن نیست.
در پناه خداوند سلامت و سعادتمند و ثروتمند باشید
به نام خدای قادر مطلق
خدای رب العالمین که هر کاری ازش بر میاد.
سلام به دوستان عزیزم
سلام به دو استاد عزیزم آقای عباس منش و خانم شایسته.
خدا را هزاران بار شکر که در مسیر هدایت الله مهربان هستیم .
من امروز خیلی خوشحال هستم ،چون برق محل کارم رو نصب کردن و این در حالی بود که قبلاً برای هر کی میگفتم ،می گفت غیر ممکنه اینجا بهت برق بدن و نمیشه ولی من این کار رو به خدا سپردم وازش خواستم برام درست کنه و یقین کردم که افراد و شرایط رو برام ردیف میکنه و دیگه به حرف دیگران توجهی نکردم ،
هر چند یه وقتایی ذهنم گولم میزد که نمیشه ولی من بهش اعتنا نکردم و پا روی ترس هام گذاشتم و قدم برداشتم
و
امروز بعد از چند ماه کارم درست شد شاید باورتون نشه ولی بدون سخنی کشیدن ،خدا خودش دستانش رو فرستاد تا یکی یکی کاراش انجام بشه و من به هدفم برسم .
و حالا بقیه کارها هم به لطف الله مهربان خود بخود پیش میره تا من کار جدید و مورد علاقه ام رو شروع کنم .
خدایا هزاران بار شکر
دیشب به همونایی که می گفتن نمیشه تعریف می کردم که چطور برام درست شد ،از تعجب خشکشون زده بود و می گفتن تو خیلی خوش شانسی ،
همیشه همه چی برای تو درست میشه.
من هم در جوابشون گفتم که اخی من یه پارتی کلفت و درست حسابی دارم که همه کار از پسش بر میاد.
خدایا شکرت که تو رو دارم
اگه نبودی من هیچ هیچ بودم
چطوری ازت تشکر کنم
فقط میتونم بگم عاشقتم.
در روزهای آخر سال داره برام اتفاقات خوبی رقم می خوره.
خدایا شکرت که هستی.
خواستم این حس خوب رو با شما دوستان عزیزم به اشتراک بذارم
و از خدا براتون آرزوی خوشبختی و موفقیت و ثروت و عشق دارم .
سلام و درود
امروز صبح که رفتم سرکار چون شرکت ما تو سرای محله هست بخاطر همین تعطیل بود به علت گرما و روز قبلش هم بهم گفتن امکان داره فردا تعططیل باشه ولی قطعی اعلام نکردن صبح با این امکان که ممکنه تعطیل باشه دیرتر رفتم و قتی فهمیدم تعطیله همون و با ذوق برگشتم دیگه گرما برام مطرح نبود و داشتم تو راه به این فکر میکردم که فقط انگیزه میتونه اینجوری کاری کنه که بدون اینکه غر بزنی همون مسیر و برگردی و حتی برای خواهرم وویس گذاشتم و گفتم علاقه داشتن به کسب و کارت واقع مهمه اگه من علاقه داشتم و کسب و کار برای خودم بود قطعا میتونست خبر تعطیلی من و ناراححت کنه پس یه اتفاق برای یه نفر دوجور معنا پیدا میکنه یه تعطیلی عده ای رو خوشحال میکنه و عده دیگه رو ناراحت
بعد اومدم خونه چند ساعت بعدش خوردم به این فایل و همزمانی حرفهای استاد
من عشقم کارمه کارم عشقمه زمانی که تو کارم تو استراحتم همه ش باهمه *
واقعا چند درصدمون داریم اینجوری زندگی میکنیم؟
یه عالمه نکات عالی رو استاد تو این فایل توضیح دادن که من بارها و بارها همش برای خودم تکرارش کردم و این فایل مصاحبه استاد جز فایل هایی بود که تقریبا 30بار گوشش دادم تابحال با امروز شد 31 بار :))) و دلم میخواد همه صحبتهاشون و زندگی کنم نه صرفا گوش کنم و دانش کسب کنم مثل عالم بی عمل
استاد جانم ممنونم بابت حضورتتون و این اگاهی های ناب دوستتون دارم
خدایا شکرت
بنام خدای بخشنده روزی رسانم
گام یازدهم
ـ تفریح عشق کار زندگی همش یه چیزه اگ در مسیر درست ادامه بدیم هدایت میشم ب کاری ک عاشقشیم اونوقت عشقمون کارمونه کارمون تفریحمونه و همه چیز سراسر لذته.
ـ اگ باورهای مناسب داشته باشیم خداوند ادم های مناسبی ب کسب و کارمون هدایت میکنه ک کارشون رو عالی و خالصانه انجام میدن و نیازی ب نظارت نیست. در امریکا این فرهنگ جاافتاده ک هرکس کارشو عالی انجام میده بدون اینک کسی بالاسرش باشه.
ـ وقتی چیزی رو بخریم ک ثروت ساخته باشیم خودمون رو بدهکار و وام دار نکنیم. اگ درمسیر درست باشیم انقدری کسب وکارمون رشد میکنه ک هرچ نیازداریم براحتی میخریم پس باورهای اشتباه مث اینک الان نخری گرون میشه دیگ نمتونی و فلان رو ک محدودکننده است کنار بزاریم.
ـ وقتی میبینیم کسی ب هدفی رسیده یعنی میشود این باور ساخته میشه ک امکان پذیره پس منم میتونم فقط باید دید چطور ب اون خواسته رسیده چ افکار باور و چ عملکردی داشته.
ـ تنها ملاک خوشبختی پول نیست ما تو زندگی باید همه چیز رو باهم بخایم ثروت سلامتی روابط عالی معنویت حال خوب
ـ شراکت از باور های محدودکننده نشأت میگیره یعنی اون فرد چیزی داره ک من ندارم ( مهارت ، سرمایه، پارتی و..) پس شریک شم باهاش یا در حالت بدتر اگ شکست خوردم تنها نباشم
ـ نیاز نیست چندین کسب وکار داشت. با همون کاری ک عاشقشیم میشه ب همه چی رسید ثروت شهرت اعتبارو.. وقتی تمرکز رو یه کاره نتیجه بهتر میگیریم.
ـ سرعت موفقیت ب کارکردن رو باورها و عمل سریع و بموقع ب ایده ها بستگی داره. هر چقدر سرعت عمل ب ایده هابیشتر باشه تکامل سریعتر طی میشه و سریعتر موفق میشیم. ایده ها در روند عمل ب انها پخته میشه. ایده و اقدامات عملی قدم ب قدم ب ما گفته میشه.
ـ خیلی از ادما کاری رو انجام میدن سرمایه گذاری یا بیزینسی شرو میکنن ک در نظر دیگران ریسکه اما باید بدونیم از نظر اون شخص ریسک نبوده بلکه براش شفاف تر بوده عمل ب اون ایده. و با یک اطمینان قلبی ب اون الهامات عمل کرده.
ـ تو هر شرایط نادلخواه و تضادی ک هستیم اول باید بپذیریم ک مقصرش خودمون هستیم و با افکار و فرکانس هامون اگاهانه یا نااگاهانه خلقش کردیم بعد همونطور ک خودمون این شرایط رو خلق کردیم با همون فرمون، با تغییر افکار و باور ها شرایط بهتر رو ایجاد میکنیم.
ـ بکسی قرض ندیم و از کسی قرض نگیریم. اگ قرض میدیم قرص حسنه باشه تو ذهنمون بگیم اگ نداد هم درراه خدا بوده و توقع برگشت وجه رو نداشته باشیم.
خدایاشکرت هرچه دارم از ان توست رب من
به نام خدای روزی رسان
درود و احترام
کار و تفریح و شغل و درآمد و زندگی همه باید یکی باشه: دوست دارم حین برنامه های طبیعت گردی پول هم بسازم.
شراکت ممنوع : اصلا از کار شراکتی خوشم نمیاد
تمرکز باید روی یک شاخه باشه.
حساب و کتاب کردن زیاد منجر به گیر افتادن در شک و تردید زیاد و برزخ میشه: من خیلی توی این مورد ایراد دارم و البته کمی بهتر شدم . دارم سعی میکنم به جای در برزخ ماندن ،، تصمیم بگیرم و بازخوردش رو بگیرم ،، این خیلی بهتره
خب اینم از رد پای بعدی من ،، یادم باشه تعهد دادم
خدایا شکرت
سلام برهمه عزیزان وسلام بربزرگترین دانشگاه موفقیت وسلام برخواهرعزیزم شایسته مهربان که به حق سوره کوثر شایسته ایشان است که تمام این سلامها از سمت هدهد خوش خبر سلیمان است که از طرف وسمت آن شکروآن جان جانان ؛برشما جاری ومبارک بادا ؛ میوزد
نمیدانم ازکدام زیباییهای زندگیم برایتان بگویم که این همه خوبی وآرامش وثروت ازالطاف بوی خوش یارم درسحرگاهان ،وگروه یکتا پرست عباسمنش است
معبودا ؛ عمریست دستم راگرفته بودی ومن نمیدانستم وحال که به حضورت مثل آن شبان وموسی آمده ام ای محبوب من ؛ حال که مرا درغار حرا پذیرفتی ورحمتت رابرمن نازل کردی ، دستم رالحظه ای رها نکنی
ای خدای مهربان ؛ای معشوق من ، مهربانا ؛ هروقت که سمت وسوی نجوای شیطانی به سمت من می آید ، این عطر ورایحه ازسمت توست که بانشانه ای مرا هدایت میکنی که حواست باشد من وتو درآن روز “الست ربکم ” پیمانی بستیم
حلوای شیرین زندگیم ؛ چگونه همین ثروتی که شرح ناقص آن گفتم ؛ سپاسگزار توباشم ؟
تنها مهمان قلب کوچک من ؛ مگرمن میخواهم برای تو چه کاری بکنم تو که بی نیازی ؛ که ایچنین حلال مشکلاتم میشوی جز اینکه مهربانی تو درتمام آفرینش جاریست
ای معشوقی که عکس تو درتمام این جهان زده شده است توچه مهمان نواز بزرگی هستی که مزدی نمیخواهی درتاریکی بودم وصدایت زدم ؛ تودستم رااز چاه تاریکی گرفتی ونورشدم
عشق اولی وآخری وازلی وابدی من ؛ مهربانا ؛ مرده بودم. ترا یافتم زنده شدم. دولت عاشقی من وتو آمد ؛ دولت پاینده شدم
تنها مخاطب خاص من ؛ هیچ چیز از تونمیخواهم جز آنکه تا ابد وتادیدارت ؛ یک ثروت ازتومیخواهم وآن اینکه ؛ همه ی وجودم رابه خودت جوش فولادی بزنی که فقط ” بنده ی ” تو باشم. انشاءالله
سلام به استاد عزیز منم خیلی خوشحالم که دقیقا تو این مرحله از زندگی هستم که آرامش شادی حس وحال خوب و رابطه خوب هم دارم الان فقط منتظر ثروت میخوام البته باز دوست دارم آرامش و شاد رابطه عالی تر ارتباط با خدا بهتری داشته باشم خیلی ممنونم واقعا از این که باور هام شبیه استاد بود خداروشکر عاشقتم
به نام خالق یکتا
سلام به استاد عزیز و سلام به تمام دوستان و عزیزان خودم
بی نهاییییییییییییییییییییییییییییت سپاسگذارم اول از خداوندی که شما رو آفرید در این جهان زیبا و دوست داشتنی و بینهایت هم از شما ممنونم که دستی هستین از طرف خداوند یکتا برای هدایت ما انسان ها
استاد واقعا که حرفهایی که میزنید دلنشین و بسیار بسیار آگاهی دهنده هستش
ارزوی بهترین هارو هم برا شما استاد عزیز و هم برای تمااااام بچه های سایت که واقعا واقعا همشون بی نظیر عاااالی هستند دارم و اینو بدونید همتون رو من یکی خیلی خیلی دوست دارم ……
در پناه خدا شاد ثروتمند و سلامت باشین
به نام یکتای ثروت آفرین
سلام به استاد عزیزم و دوستان هم فرکانسی
سپاسگزار خداوندی هستم که مرا به بهترین مسیر هدایت کرد. مسیر کسانی که به آنها نعمت داده است.
ممنون استاد به خاطر آگاهی های فوقالعاده ای که کاملا صادقانه در اختیار ما قرار می دهید.
توی این فایل وقتی در مورد تمرکز صحبت کردید، چند روزی بود که توی سایت دنبال توضیحات شما در مورد تمرکز می گشتم موارد زیادی رو پیدا کردم، تا این که آفتاب آمد دلیل آفتاب. مثل همیشه عالی بود، یک نشانه خیلی عالی هم بعد از دیدن فایلتون دیدم.
دخترم داشت یک تبلیغ انیمیشن رو می دید و جوری روی اون تمرکز کرده بود که حتی سیب زمینی سرخ کرده ای که عاشقشه رو جلوش گذاشتم اصلأ ندید. جوری روی اون برنامه تمرکز کرده بود که اصلا حواسش به دور و برش نبود، جالب اینجاست که من و همسرم هر مانعی جلوش ایجاد می کردیم بدون اینکه چشمش رو از صفحه تلویزیون برداره یک راه حل پیدا می کرد تا اون ارتباط چشمی قطع نشه. و اصلأ انگار مارو نمی دید.
یک درس خیلی بزرگ برای من داشت اونم این بود که ما فطرتا روی خواسته هامون می تونیم تمرکز داشته باشیم، اگر خواسته هامون واقعا برامون مهم باشه و هوس نباشه، هیچ تضاد یا مانعی نمی تونه تمرکز ما رو بهم بزنه.
در پناه خدا شاد، سلامت، سعادتمند و ثروتمند باشید.