مصاحبه با استاد | پاداش های جهان به «استمرار در مسیر درست» - صفحه 7 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | پاداش های جهان به «استمرار در مسیر درست»
    78MB
    23 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | پاداش های جهان به «استمرار در مسیر درست»
    22MB
    23 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

623 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ساناز گفته:
    مدت عضویت: 1612 روز

    به نام خداوند بخشنده و‌مهربان

    سلام استاد قشنگم و مریم نازم

    سلام به همه دوستان عزیزم

    استاد خوبم خیلی خیلی سپاس گذارم که فایل بی نظیری اوکی کردین و چقدر آگاهی داشت برای من

    قبل از هر چیزی این داستان تکامل

    عجب موضوع پیچیده ای هست

    یادمه اوایل که تازه عضو سایت شده بودم همش فایل هارو صوتی گوش میدادم و میگفتم اگه بخوام تصویری گوش بدم حجم اینترنت زیادی میخواد

    تا اینکه زمان ها گذشت و من تکامل رو طی کردم

    و گفتم عجب ذهن فقیری من داشتم

    بعدش نشستم فایل هارو تصویری دیدم گفتم منکه فقیر نیستم اغلب جاهایی که مشکل نت داشتم میرفتم سراغ فایل صوتیش

    اینجا هم رشد کردم تکامل طی کردم

    گفتم من فقط باید فایل تصویری ببینم. در هر شرایطی

    که از یکی از دوستام گفتم قوی ترین vpn بهم بده با هر پولی و پر سرعت ترین اینترنت

    چون دوست نداشتم وسط فایل تصویری قطع شه بخوام برم صوتی گوش بدم

    من اصلا عاشق حرکات دست و صورت استادم وقتی حرف میزنع

    اصلا اون میمیک صورتش وقتی داره لبخند میزنه

    یعنی من اینارو نبینم برم صوتی گوش بدم ؟

    والا اگه گاهی

    اصلا وقتی فایل تصویری میبینم حس میکنم سر کلاسم و استاد داره با خود من حرف میزنه

    نمیشه که بینش قطع شه

    مدت ها اینجوری گذشت

    تا اینکه ی روز ی جای سایت دیدم استاد گفته هرکی از ایران برنامه هارو میبینه سرور ایران انتخاب کنه

    انصافا اصلا نمیدونم کجا بود فقط ی هدایت از خدا بود که من به موقع بهش برخوردم و تو هوا قاپیدم که وقتی سرور ایران انتخاب کردم دیدم بابا اصلا vpn یعنی چی

    سرعت یعنی چی

    اصلا به راحت ترین شکل داره همه چی بالا میاد

    اصلا سرعت اینترنت خاصی نمیخواد که

    وای خدای من

    خدایا دورت بگردم

    خدایا هزاران مرتبه شکر

    خدای من اگه اینا تکامل نیس پس چیه ؟

    اصلا لذت بخش ترین موضوع این هست که وقتی خودت بهش پی میبری که داری تکامل طی میکنی وقتی لمس میکنی این کارا تکامل هست

    انگیزه و شورو شوق برای رسیدن به خواسته هزاران برابر میشه

    تازه هر وقت لمس میکردم این کارا پله های تکامل من هستن با تک تک سلول های بدنم شکرگزاری میکردم و لذت میبردم و چقدر خوشحال میشدم که حداقل ی کم از مسیر طی شده و فاصله منو خواسته هام خیلی کمتر شدن

    و قلبا به این ایمان دارم که اگه من ی قدم بردارم انصافا خدا هزاران قدم برمیداره

    و ی تکامل دیگه اینکه

    اوایل هر فایلی رو ی بار میدیدم و میرفتم سراغ بعدی

    بعدا اومدم هر فایلی که میدیدم اول متن اول صفحه رو هم میخوندم

    بعدا به ازای هر فایلی ی چندتایی کامنت میخوندم

    بعدا اومدم تعهد دادم به ازای هر فایلی که میبینم باید هر جور شده ی کامنت هم بنویسم

    و الان به جایی رسیدم که هر فایلی رو چندین بار باید ببینم تا بفهمم چی به چیه تو این فایل

    و هر فایلی که میبینم کامنت های منتخبش رو هم میخونم و به اضافه چندتا کامنت دیگه

    ولی در این زمینه هنوز باید خیلی تمرکزی تر برخورد کنم باید تک تک کامنت هارو بخونم که اینم نیاز بع تکامل داره

    تمام این ها همشون تکامل هستن و باید تک تکشون طی بشه تا به مقصد برسیم

    وای استاد اون داستان عجله و صبر

    اصلا من در عجول بودن انصافا اگه رشته ورزشی بود قول میدم در تمامی مسابقات مدال طلا میگرفتم

    اصلا من ی متد زندگی داشتم که هرچی از دهن من دراومد باید انجام میشد

    اصلا در لغت نامه لایف استایل من کلمه ای بع اسم صبر معنی نداشت.

    مثلا عضو سایت بودم مدعی بودم متوکلم می اومدم ی خواسته ای از خدا میخواستم فقط میخواستم و سریع دو دقیقه بعد دست به کار میشدم که باید انجام بدم اونم 100 درصد توسط خودم.

    یکی نبود بگه دختر وقتی میگی سپردم به خدا

    دقیقا کدوم بخش رو سپردی بخدا

    یکی نبود بگه تو که اینقدربه اطرافیان میگی بسپار به خدا رها کن

    خودت کدوم موضوع زندگیت سپردی خدا

    وای نگم چه ضربه هایی خوردم که تا زنده ام جای زخماش رو بدنمه

    تا اینکه چند مدت پیش نشستم دعوا با خدا که کجای کار من ایراد دارع که من قفل شدم که استپ کردم که هر روزم بدتر از دیروزه

    رفتم سریع نشانه گرفتم

    خدای من

    دقیقا خدا دست منو برداشت گذاشت رو قضیه عجله و صبر

    گفت بیا خودت قاضی

    من چیکار کنم حالا

    خدای من

    تو خدای عشقی و بس

    دقیقا همون شب که گفتم من اصلا نیستم

    من می افتم رو تختم کاری به هیچی ندارم

    فقط خودت

    ریش و قیچی دست خودت

    هر کاری کردی به من اصلا ربط نداره

    خدا سرشاهده دقیقا همون شب اولین نشونش عینا دیدم

    آی خدا

    تو کی هستی که اینقدر سریع الاجابه ای

    تو کی هستی که من فقط ی کلمه گفتم تسلیم

    تو دنیای نعمت ریختی سر من

    آی خدا

    بگو کی هستی که منو اینقدر شرمنده خودت کردی

    خدایا معذرت که مشرک بودم

    معذرت متوکل نبودم و ایمانم ادعا بود

    معذرت تو خدایی کردی برام ولی من بندگی نکردم

    معذرت تا اخرین نفسم

    اووووه چقدر حرف دارم برات مهربون خوبو

    و استاد اون داستان نا امیدی

    انصافا رابطه ای باهاش نداشتم البته از زمانی که یادم میاد

    گاها کم بود در زمان خیلی خیلی کوتاه

    ولی سریع جمعش میکردم نمیزاشتم ادامه دار شه

    استاد خیلی از این فایل لذت بردم خیلی آگاهی گرفتم .

    مخصوصا اون بخش تسلیم و رها کردن

    خدایا هزاران بار شکرت

    استاد عزیزم خیلی سپاس گذارم که در مسیر شما قرار گرفتم و شما دست خدا شدین برامون

    ماچ به کلتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  2. -
    مصطفی سیار گفته:
    مدت عضویت: 1044 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم .

    به نام خداوند بخشنده و بخشایشگر که تنها قدرت حاکم بر جهان هستی است.

    درود خدمت استاد عباسمنش عزیز و خانوم شایسته بزرگوار .

    درود خدمت همه دوستان همفرکانسی عزیز.

    گام هفتم از پروژه ی مهاجرت به مدار بالاتر و ارتقا توی تمام جنبه های زندگی.

    سوالات

    1. از زمانی که قانون زندگی را شناخته اید، چگونه در لحظات نا امیدی، ذهن خود را کنترل می کنید و دوباره به مسیر هماهنگ با قانون بر می گردید؟

    با کار کردن دائمی روی ورودی ها و ایجاد باورهای هماهنگ با خواسته ، ماندن در احساس خوب دائمی و حفظ آن و سپاسگذار بودن به خاطر تمام نعمتها و داشته ها ، امید داشتن به رخ دادن اتفاقات خوب کم کردن نگرانی ها و ترس‌ها میشه زمانهایی که نا امیدی سراغمون میاد دوباره به مسیر عمل کردن به قوانین خداوند برگردیم

    ایمان به خداوند و توکل داشتن زمانی خودش رو نشون میده که توی شرایطی قرار میگیریم که یه تضاد و مسائلی برامون پیش میاد یا کاری انجام میدیم که اون نتیجه دلخواه نداره مثل زمانی که استاد یه سری کلاسها رو توی بندر عباس شروع کردن و در ابتدا چهار پنج نفر سر اون کلاسها حاظر شدن اما استاد به خاطر شوقی که از یکتاپرستی و ترویج اون داشتن ایمانشون رو نشون دادن و ادامه دادن یا اون زمانی که توی تهران با یه نفر هنرجو دوره شون رو شروع کردند و با شوق ادامه دادن و توی مسیر درست مداومت داشتن.

    حالا ممکنه یه زمانهایی امیدمون رو از دست بدیم اما وقتی قوانین رو میدونیم خیلی سریع دوباره به مسیرمون برمیگردیم و میدونیم باید تمرکزمون رو از دست ندیم و احساس خوبمون رو حفظ کنیم . مثل در نظر گرفتن فانوس دریایی برای کشتی هایی که توی طوفان و تاریکی شب گیر کردن ممکنه طوفانی بیاد و از مسیر یکم خارج بشه اما چون هدف فانوس دریایی هست دوباره و دوباره اصلاح مسیر میکنه و قطعا به مقصد می‌رسند .

    همه ما ممکنه یه وقتایی با چالش‌هایی روبرو بشیم و حتماً شدیم ، ولی بعد چند ساعت دوباره با ایمانی قویتر به مسیر برگشتیم .

    من الان توی حالتی هستم که همیشه احساسم خوب و عالیه یه تایمی هم ممکنه که خنثی باشم اما دیگه زور نمیزنم احساس بد نداشته باشم چون واقعا سراسر زندگی من خدارو شکر توی حال خوب و سپاسگذاریه.

    وقتی متعهد باشیم که هر روز توی دفتر‌سپاسگذاریمون با نوشتن توجه کنیم به نعمتهایی که خداوند بهمون هدیه داده همیشه حالمون خوبه ، چون سپاسگذاریم و ناسپاس نیستیم . آدمی که سپاسگذاره همیشه حالش خوبه و راضیه و وقتی قانون رو میدونه نمیتونه خلاف اون عمل کنه انگار وقتی قوانین خداوند رو درک می‌کنیم توی سعادت و خوشبختی همیشگی هستیم …

    ما وظیفه مون اینه که تلاش کنیم با توکل به خداوند حرکت کنیم و ادامه بدیم ، حرکت باعث پیشرفت و توکل دائمی و بهبود توی مسیرمون ، باعث موفقیت پایدار و طی شدن روند رشد و پیشرفت میشه . خودمون رو درگیر نتیجه نکنیم ایمان داشته باشیم مسیرمون رو با لذت طی کنیم . ما باید به خداوند ثابت کنیم که توی مسیر ثابت قدم هستیم ،

    مسیر زندگی باید طی بشه و این امکان نداره که ما صددرصدِ کارمون اوکی باشه و کاملا بی ایراد باشه تا توی مسیر نریم و حرکت نکنیم ایرادها در نمیاد. مگه میشه حرکتی نباشه و پیشرفتی ایجاد بشه یا با ترس از حل مسئله بشینیم و حرکت نکنیم . کسانی که همچین تصوراتی داشتن دچار فقر و بدبختی و گرفتاریِ دائم هستند .

    2. چه باوری در شما باعث شده که اینقدر با انگیزه و بدون توقف این مسیر را همچنان ادامه دهید؟

    ما دو نوع تسلیم شدن داریم تسلیم شدن در برابر مشکلات ، تسلیم شدن در برابر خداوند اونی که میگه

    و باور داره که خدایا راضیم به رضای تو به همه چیز میرسه

    وقتی نتایج نتایج خوبی نیست معنیش اینه که باورهامون باورهای خوبی نیست .

    ما وارد کار میشیم حرکت می‌کنیم با بازخوردهایی که میگیریم خودمون رو فیکس می‌کنیم.

    اگر حرکت کنیم توکل بر خدا کنیم قوانین رو درک کنیم خیلی خیلی سریع از سخت ترین روزها وارد بهترین روزهای زندگیمون میشیم .

    تمام اتفاقاتی که توی زندگیمون رخ میده فقط به خاطر افکار و باورهامونه و مطلقاً ربطی به هیچ موضوع دیگری نداره پس باید متعهدانه روی خودمون باورهامون افکارمون و تمام ورودیهامون کار کنیم و خوراک درست بدیم .

    با سپاس از استاد عزیز بخاطر زحمتها و تلاش‌هایی که با انگیزه خیلی زیادی در مسیر یکتاپرستی انجام دادند .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      آزاده زمانی جوهرستانی گفته:
      مدت عضویت: 2210 روز

      سلام هلنای زیبایم .چقدر تو الگوی نابی هستی برام .روز اولی که هدایت شدم به کامنت زیبات ،عمیقا فرکانس زیبات رو دریافت کردم وچقدر عاشقانه از صمیم قلبم تحسینت کردم ومی کنم.اونجایی که تازه با مرد رویاهات آشنا شدی عمیقا تحسینت کردم واون جمله ت که گفتی اون از هزاران عباسمنشی هم عباسمنشی تره چقدر به دلم نشست. عزیزم یکی از پاشنه های آشیل من این بود که مرد رویاهای من باید حتما عباسمنشی باشه ولی در حال حاضر که خیلی متعهدانه روی خودم کار کردم فردی به سمتم هدایت شده که عباسمنشی نیست ولی باورهای توحیدی نابی داره ،هر با نجواهای ذهنم میگه نکنه مسیر همواری باهاش نداشته باشی چون عباسمنشی نیست ومن برای ذهنم تو رو مثال می زنم واینکه خدایی که داره جهان رو اداره می کنه امورات من رو هم به زیبایی ادره می کنه من باید به هدایت هاش ایمان داشته باشم .امشب هدایت شدم به این کامنتت ومجددا رفتم ونتایج زیبات رو خوندم آفرین به تو گوارای وجودت این همه لذت وآرامش وعشق وفراوانی .عاشقانه دوستت دارم وبهترینها رو برات آرزو دارم .

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    آرین عبّاسی گفته:
    مدت عضویت: 1966 روز

    سلام به تمامی دوستان

    به لطف الله مهربان خیلی احساس خوبی دارم و می خوام یه نکته رو مطرح کنم!

    در رابطه با همین احساس عجول بودن برای رسیدن به خواسته ها!

    فکر کنم الان خودم در چنین وضعیتی هستم!

    و دقیقا وقتی این روزها به خواسته هام که حالا هر چی باشن به لطف الله میرسم!

    می بینم که آقا درسته که خیلی خوب شد اما اون موقع که نداشتم هم واقعا زندگی خوب بود!

    یعنی درسته اون چیز برای من ارزش و کیفیت و راحتی و احساس سپاسگزاری داشت اما…

    … این طرف قضیه هم من واقعا میتونستم به گونه ای همه ی اونا رو تجربه کنم!

    در کل بنظرم این مسئله باید اینجوری باشه که هر فردی خودش به نتیجه برسه در موردش!

    برای جمع بندی بنظرم بهتره اینو بدونیم این طرف دیوار که هستیم همه چی خوب بستگی به خودمون داره که بتونیم ببینیم و درک کنیم یا نه و بدونیم که اون طرف دیوار هم فکر نکنیم آی دیگه میریم تو استخر طلا و …!

    اون طرف هم بستگی به خودمون داره یعنی اگر بتونیم اون جایی هستیم خوب باشیم پس همه جا خوبیم و بالعکس!

    روزی هم که برسیم اون طرف دیوار میبینیم آسمون و زمین یکی هستن فقط تفاوت فرکانسی ماست که ملموس!

    امیدوارم همگی در این مسیر درخشان صبور و ثابت قدم باشیم!

    بدرود!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2494 روز

    قسمت پانزدهم

    مصاحبه با استاد عباسمنش

    بنام خدواند مهربانم که امروز هم یک فرصت طلایی و کلیدی دیگری در جهت آگاهی روزافزونم رو دریافت کردم و خدارو شکر گزارم که در مسیر رسیدن به اهداف و خواسته هایم به بهترینع بهترین آگاهی ها هدایت شدم خدارو شکر..

    امروز صبح زود از خواب بیدار شدم چون برای بروز رسانی خودم نیاز داشتم که در سحرگاه با این قسمت مصاحبه با استاد و خودم بیشتر خلوت کنم تا بتوانم به درک و آگاهی بیشتری هدایت شوم خدارو شاکرم که این مباحث رو تا این قسمت پانزدهم بطور مداوم ادامه داده ام و بیشتر از هر روز و شب دیگری نسبت به یادگیری این مباحث ارزشمند مشتاق تر شده ام..

    بعد از چند سالی که با استاد آشنا شدم و کلا در این سایت فعالیت میکنم ولی هنوز در پله ی اول هستم انگار یک جورایی ساکن شدم .. البته قطع به یقین من خیلی تغییرات داشته ام و خیلی هم نتایج از این کارکردن هایم روی افکارم گرفته ام ولی انگار هر چند وقت یکبار یک جورایی ساکن میشم و امروز در این قسمت استاد به من یاد آوری کرد که باید ایمانمو نشون بدم و خسته نشم و ادامه بدم و تنها بهایی که باید پرداخت کنم ماندن در احساس خوب هستش و این فاصله خودم رو با خواسته هام رو فقط با احساس خوب پُر کنم و باید از عهده ی این بها بربیایم و با کنترل ذهنم و با متمرکز شدن به نکات مثبت در هر لحظه ام بیشتر سپاسگذارتر بشوم .. خدایاااا شکرت

    خدایاااا ممنون و سپاسگذارم که چنین استاد بینظیری دارم ..

    امروز به من گفت خسته نشو و ادامه بده … خودتو تسلیم خداوند کن..

    امروز احساس کردم که از کوهی بالا میرفتم که خسته شدم ولی در چند قدمی جلوتر استادم رو دیدم که برگشت و بهم نگاهی کرد انگار فهمید که من جا ماندم و خسته شدم و نگاه ملتمسانه ای به استاد انداختم بهم گفت بیا بالا.. بیا حرکت کن …. گفت بیشتر از مسیرت لذت ببر .. بیشتر خوشحال باش… ببین چقدر آسمان قشنگه 🤗 ببین چقدر این درختان سرسبز و زیباست..🤗 بببین چقدر هوا لطیفع … ببین چقدر برای سلامتیت این حرکت خوبع .. ببین چقدر مسیرهای پر پیچ و خمی رو طی کردی … ببین تو که تونستی تا اینجا بیایی میتونی بازم حرکت کنی …. خلاصه استادم هی به من نکات مثبت رو توضیح میداد و به من یاد داد که همش به این زیبایی ها توجه کنم و وزیبایی ها رو تحسین کنم و مدام شکرگذاری کنم و با این کار خشم و ترس و نگرانی و شک و بدبینی رو کنار بذارم و دستمو گرفت و هُلَم داد بجلو و من یک قدم دیگر حرکت کردم ..

    هر چند در این پانزده جلسه مصاحبه استاد خیلی خیلی روی افکارم و باورهام کار کردم ولی یک جاهایی انگار انرژیم تحلیل میره و دنبال یک روزنه و نشونه ای می گردم که امروز شکر خدا نشونه از راه رسید و قانون رو بیشتر بشناسم بیشتر ایمان داشته باشم بیشتر تلاش کنم و بیشتر تسلیم خداوند باشم.. خدایااااا منم مثل حضرت موسی دستامو بالا میبرم و درخواست میکنم … خدااایااااا من به هر خیری که از تو به من برسه فقیرم 😪😪😪

    خدایاااا شکرت

    خداااایا من میدانم که گره هایم را باز میکنی فقط باید ادامه بدم و فقط چشم امیدم به تو باشه.. باید ایمان داشته باشم که منم باید حرکت کنم تا برسم به اون نور و روشنایی ..

    خدااایااا شکرت که امروز بهترینع بهترین رزق رو نصبیم کردی

    خدایاااا شکرت که امروز نشونه ی خوبی بهم نشون دادی

    خدایاااا شکرت که امروز هم توفیق داشتم تا پانزدهمین قسمت مصاحبه با استاد عباسمنش رو با عشق و لذت ببینم و درک کنم و بنویسم خدایاااا شکرت

    استاد عزیزم بهترینع بهترین دوره های آموزشی شما همین فایل های هدیه ای هست که اگر منع شاگرد بتونم نهایت استفاده رو از این مباحث گرانبهاتون انجام بدم باید بلند بشم و اشک هامو پاک کنم و به مسیرم با ایمان و توکل به خدا حرکت کنم و ادامه بدم ….

    خدایااا شکرت ممنون و سپاسگذارم از استاد عزیزم و خانم شایسته مهربانم برای تمام مقالات و پیش نویس های این قسمت و برای تلاش ها بینظیرتون ..

    دوستان عزیزم واقعا ممنون و سپاسگذارم که با خواند کامنت های زیبا و بینظیرتون به درک و آگاهی بیشتری هدایت می شوم

    خداایاااا شکرت

    بقول الهه عزیز .. ادامه میدهیم با هم مصصم تر و قوی تر و قدرتمند تر این مسیر الهی رو برای رسیدن به اهداف و خواسته هامون ..📝📝👩‍🎨👩‍🎨👩‍🎨🙏🙏🥀🌺💐🥀🌺🙏🙏💰💰💰🥀🌺🌺🌺💐🙏🙏🙏🙏🥀

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1540 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    اگر به روزهای پیش باز می گشتید بر روی کدام باورها کار می کردید؟

    با آگاهی که اکنون دارند اگر به پانزده سال پیش بازگردند زندگی را سخت نمی گیرند و می دانند که با تکامل و لذت بردن از زمان حال و تمرکز بر نکات مثبت به خواسته های خود خواهند رسید ایشان در برهه ای به خواسته های خود وابستگی داشتند اکنون که به بیش از خواسته های خود دست یافته اند زندگی برایشان لذت بخش است اما این که فکر می کنیم که اگر خانه ماشین ویلا و….داشتیم چه اتفاقی رخ می داد اینگونه نیست بنابراین اکنون با این آگاهی ها حرصی برای زودتر رسیدن به خواسته ها و عجله کردن ندارند و نمی خواهند زود به خواسته هایشان برسند اما استاد همیشه دوست داشتند زود به خواسته های خود دست یابند و عجول بودند در مسافرت هایشان هم دوست داشتند تا رسیدن به مقصد بدون توقف رانندگی کنند. اکنون از مسیر زندگی لذت می برند. زندگی برایشان همان سختی ها لذت ها و غم ها بود اما ایشان بسیار به خود آسان گرفته کمال گرا نبودند صبورتر شدند بیشتر در لحظه زندگی کردند و مطمئن بودند که اگر این کار را انجام دهند به خواسته های خود می رسند و از مسیر لذت بیشتری برده و حتی شاید زودتر به خواسته ی خود دست یافتند هر چقدر استاد بیشتر خواسته ها و آرزوهایی که برایشان مهم بود را به دست اوردند متوجه شدند که خبر خاصی نیست البته تفاوت زیادی وجود دارد که در خانه شخصی ماشین شخصی و…خود ساکن باشیم یا نه . زمانی که به خواسته های خود نرسیده ایم فکر می کنیم اگر به آن برسیم چه زندگی لذت بخشی خواهد شد زندگی راحت تر خواهد شد اما این نیست که احساس خیلی خوبی داشته باشیم در روابط هم همین گونه است فکر می کنند اگر به این فرد برسند زندگی عالی خواهند داشت اما پس از رسیدن خوشبختی خاصی را تجربه نکرده و اگر با وابستگی همراه شود تبدیل به جهنم خواهد شد. کسانی که این مسیر را شروع می کنند این درس را بگیرند که مهم لذت بردن از مسیر است از خود سوال نکنیم چه زمانی به خواسته های خود می رسیم از سلام پر مهر و محبت مادر مان از پروانه از پارک زیبای محله از موسیقی کنسرت لذت ببریم از کوه دشت از طبیعت اطراف لذت ببریم حتی اگر مستاجریم پیاده می رویم سوار اتوبوس و مترو می شویم ……از این فضاها لذت ببریم تا زندگی ما عمیق تر شده و زودتر به خواسته های خود دست یابیم استاد همیشه از مسیر لذت می برند اما با آگاهی کنونی خود بیشتر لذت می بردند و هیچ وابستگی به اهداف خود نداشتند برخی تا به خواسته ی خود برسند زندگی نمی کنند تا زمانی که از زندگی لذت نمی بریم اتفاقات خوب را هم تجربه نخواهیم کرد احساس خوب تنها با تغییر ذهن و باورها به وجود خواهد آمد.مسیر لذت بخش را طی کنیم.

    چه باوری باعث شده که بدون توقف بر روی باورهای خود کار کنید؟

    به دلیل اینکه با تغییر باورها به احساس خوب می رسیدند این احساس برای ایشان بسیار لذت بخش بود با اینکه نا امیدی به همراه داشت همه چیز خاکستری یا متمایل به سفید یا متمایل به سیاه بود فردی مانند استاد کمتر ناامید شده حتی افراد ناامید نیز برخی اوقات امیدوارند ما در بحث فرکانس صفر و یک نداریم استاد بسیار خوشبین هستند و نسبت به زندگی نا امید نبودند. ما باید سمت خود را به خوبی انجام دهیم به نتیجه کاری نداشته باشیم و خداوند نسبت به

    تغییر باورهایمان به ما نتیجه خواهد داد. زمانی که باورهای ما مشکل داشته باشد هیچ کار فیزیکی ما نتیجه ای در بر نخواهد داشت. استاد حتی در روزهای سخت هم نا امید نشده اند و در مسیر درست ثابت قدم باقی ماندند و نتایج ایشان در گذشته هم به دلیل باورهای نادرستشان بوده است ما باید مسیر را به درستی طی کنیم تا زمانی که در مسیر قرار نگیریم یاد نخواهیم گرفت. زیبایی جهان این است که ایرادات را پیدا کرده و ادامه دهیم زمانی که تسلیم شویم تسلیم در مقابل خداوند است که به همه چیز خواهیم رسید و راضی به رضای خداوند بودن حرکت کردن و تسلیم بودن مانند حضرت موسی که به خداوند می گوید من از هر خیری که از تو به من برسد فقیرم این جایی است که زندگی موسی تغییر می کند اما کسی هست که تسلیم مشکلات می شود و فکر می کند که دیگر کارها درست نخواهد شد و به سراغ مواد افسردگی و… می روند تسلیم معانی متفاوتی دارد و این اتفاقات در زندگی استاد رخ داده و هیچ گاه تسلیم مشکلات نشدند و مسیر درست را ادامه دادند مشکلات ما باز خورد های جهان به باورهای ما است همان جایی که جهان به ما نشان می دهد این است که نتایج ما خوب نیست باید دلیل مشکلات خود را از باورهای خود بدانیم و نه عوامل بیرونی مسیر را به درستی طی کنیم ایمان خود را نشان دهیم.

    تفاوت افراد موفق با ناموفق این است که با باز خوردها ی جهان زودتر ایرادات خود را پیدا کرده و آن را بهبود می دهند و به آزمون و خطای بیش از حد نمی پردازند مخصوصا کسانی که با قوانین آشنا باشند .

    نود و نه درصد از افراد ایمان ندارند که مسیر درست را ادامه دهند اگر می خواهیم به خواسته های خود برسیم باید این مسیر را ادامه دهیم اگر حرکت کنیم و ایمان داشته و قوانین را درک کنیم خیلی زود از سخت ترین روزهای زندگی زیباترین اتفاقات را می سازیم فقط کافی است حرکت کرده نا امید نشده و ادامه دهیم هیچ کسی در شروع کار نتیجه نمی گیرد باید هر روز بر روی خود کار کرده و باورهای خود را اصلاح کنیم این که نتایج بزرگتر شود و بهبود در زندگی ما اتفاق افتد. اینکه دوره های استاد هر روز جدید و به روز رسانی می شود و بسیار ظریف تر قانون را درک می کنیم.

    به همین دلیل افراد بهتر در دوره های جدید قوانین را متوجه می شوند چون استاد قوانین را بهتر درک کرده اند. دلیل اینکه افراد زودتر به نتایجی مانند استاد دست می یابند این است که آزمون و خطا نمی کنند. استاد حرکت های درست را در کنار نادرست انجام داده اند تا به این قوانین دست یافته اند در کتاب ها و فیلم ها مسیرهای پر پیچ و خم و نادرست وجود دارد که مسیر را به کلی دور می کند و باورهای ناخالص بسیاری دارد. همه ی منابع نادرست را کنار گذاشته و تنها بر روی آموزه های استاد تمرکز کنیم . لازم نیست کتاب های زیادی را مطالعه کنیم چون این کتاب ها اصل را بیان نمی کند اصلی که تمام اتفاقات به واسطه ی افکار و فرکانس های ما است و هیچ چیز دیگری مطلقا تاثیری در زندگی ما نخواهد داشت باید باورهای خود را تغییر داده تا نتایج متفاوت بگیریم اصل را به درستی تشخیص دهیم و تنها باورهای خود را تغییر داده ورودی های خود را کنترل کنیم تا نتایج به صورت تصاعدی بهتر شود . نتایجی که افراد در دو سال می گیرند استاد در هفت سال گرفتند باید تنها تمرکز ما بر آموزه های استاد باشد و نتایج خود را با قبل مقایسه کنیم اگر تفاوت وجود داشت با تمام وجود بر روی خود کار کنیم کسانی که در دوره های استاد هستند نتایج عالی می گیرند افرادی که با تعهد کار کرده و قوانین را باور می کنند نتایج بی نظیر و باور نکردنی خواهند گرفت.

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    رضا زارعی گفته:
    مدت عضویت: 1329 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام به همگی عزیزانم

    سپاس گزار خداوندم بابت بودن در مسیر حق و حقیقت

    سپاس گزار خداوندم بابت اینکه به من لیاقت بندگی عطا میکنه

    سپاس گزار خداوندم بابت این نعمت بزرگ ارامش و امیدوارم که به من قدرت سپاس گزاری بیشتری بده تا برام عادی نباشه و فک نکنم همه دارن این حد از ارامش رو تجربه میکنن

    امروز به خداوند گفتم که خدایا کمک کن بیشترسپاس گزار جایگاهی باشم که الان دارم چه از نظر روابط زیبا چه از نظر سلامتی چه از نظر مالی که اوضاع همواره رو به بهبود داره میره و چه از نظر معنویت که انقد حس قشنگی به تو به زندگی به خودم دارم و عاشقانه سعی میکنم هر لحظه زندگی کنم

    حسم گف فک نکن همه ی مردم اینجورین یا بیشتر مردم اینجورین

    استاد مثل حرفی که شما زدی تو قدم دوم فک‌کنم و گفتین که خیلی از چیزارو من فک‌نمیکنم موفقیته و فک میکنم خب همه دارن ولی وقتی یه مهمونی میاد یا جایی میریم میبینم تفاوت رو ، دقیقا همینه

    امروز قدم زنان شروع به صحبت کردم و خداوند یک مثالهایی و یک خاطراتی یادم اورد از هوای سرد و از حس بد و مبارزه با نجواها که فقط میگفتم خدایا شکرت

    یادمه همین دوسال پیش تو همچین هوای سردی حیران و ناامید داستم قدم میزدم تو شهر و هزار تا تصمیم از روی احساس میخواستم بگیرم و یه حسی خیلی ضعیف ته قلبم میگف اروم باش مثل قبل عمل نکن ،صبر کن و کار کن روی خودت ، اونموقع این صدا خیلی ضعیف بود و یادمه باید چقدر برای تغییر اون باورها زور میزدم تا کاره اشتباهی نکنم و مثل الگوهای قبلی عمل نکنم و خدارو میلیاردها بار شکر که پشت و پناهم بود و امروز به یادم اورد که احساس ارامش الانم و هر دستاوردی توی زندگیم حاصل این کارکردن ها و مداومت هاست و الکی ایجاد نشده ، خیلی به خودم افتخار کردم که چندین بار وسوسه شدم تا تصمیم هایی از روی احساس اون لحظه بگیرم و ناراحتی هایی که پیش می اومد و برام سخت بود تحملش و بودن درمسیر درست اما الان خیلی خوشحالم که خداوند رو انتخاب کردم در اون لحظات تا بهش تکیه کنم و قسم به بزرگیش که همیشه بوده و همیشه از راه رسیده

    امروز گفتم خدایا میلیاردها بار شکرت فقط بخاطر درهایی که به روی من بستی

    خب کاره من چیه ؟؟؟ کاره من اینه که اینارو به خودم یاداوری کنم ، کاره من اینه که یاداوری کنم به خودم که چه بار سنگینی رو خداوند از روی دوشم برداشت

    کاره من اینه که هی این ایمان رو تقویت کنم

    هی به خودم یاداوری کنم که مسیر درست به من همه چیز میده

    هی به خودم یاداوری کنم که خداوند همیشه پشت و پناهم بوده تمام اوقاتی که بهش پناه بردم به خودم یاداوری کنم مدام که از رگ گردن به من نزدیکتره و خوشحاله که من در اوج رفاه و ثروت و سلامتی باشم و وقتی که این باور و ایمان در وجودم قویتربشه مثل استاد یک سال و نیم که هیچی من سالها ادامه میدم

    چون نتیجه توی دستمه

    احساس خوب توی دستمه و این خوده نتیجس

    توی متن نوشته بود که استمرار درمسیر درست باعث میشه که ضعف های شخصیتی خودمونو پیدا کنیم ، دقیقا همینه

    یعنی که اقا جان توی هر شرایطی هستی اون شرایط رو مزه مزه کن هی نخواه زودتر برسی به والله که تهش هیچی نیست وقتی استاد میگه که احساس خوشبختی من با زمانی که بندرعباس با کفش پاره راه میرفتم و اشک میریختم از این ارتباط قلبی تغییری نکرده !!! اخه من دیگه دنباله چی باشم ؟؟؟

    عجله ی چی ؟؟؟

    وقتی که عجله و حرص و طمع داشتن همه و همه داره نشون میده که من به فراوانی اعتقاد ندارم ،من به رحمت بی انتهای خداوند اعتقاد ندارم ، من به اینکه فرصتها هرروز داره بیشتر و بیشتر میشه اعتقاد ندارم و این یعنی اینکه من دارم بر خلاف جریان رود خونه شنا میکنم

    چرا نیام و وعده های خداوند رو باور نکنم ؟؟؟

    چرا خدایی رو باور نکنم که همواره به من وعده فزونی و ثروت میده؟؟؟

    چرا وقتی میدونم اصل فقط اینه که باورهایی که توی ذهن من داره حرکت می‌کنه داره زندگیم رو رقم میزنه ، چرا نیام و روی این باورهای خوب کار نکنم ؟؟؟

    چرا ؟؟؟؟؟

    چرا احساس خوشبختی رو موکول کنم به زمان رسیدن به خواستم ؟؟؟

    اصلا درسته این حرف ؟؟؟

    نه درست نیست

    رسیدن به خواسته ها مارو به احساس خوب نمیرسونه ،اما احساس خوب مارو به تمام خواسته هامون میرسونه

    هممون تجربه کردیم

    اصن کی میتونه ادامه بده و کم نیاره ؟؟؟

    کسی که امید واره ، کسی که عمیقا باور داره که خودش خالق زندگیشه و قدرت از آن رب یکتاست

    خداوند چقدر ساده و با منطق قوی داره توی قرانش میگه که

    انما النجوی من الشیطان

    نجوا تنها از ناحیه شیطان است تا مومنان را غمگین کند

    تفسیر این ایه میشه یه کتاب

    کسی که عمیقا درک کنه این ایه روناامید میشه ولی میدونه که از کجا اب میخوره این ناامیدی و دوباره به خداوند پناه میبره و دوباره و دوباره و دوباره و‌دوباره

    عشق است

    عشق است

    عشق است

    تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم .

    درپناه الله یکتا .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      مجید بختیارپور عمران گفته:
      مدت عضویت: 1260 روز

      سلام و صد درود بر تو بنده خوب خدا دوستت دارم

      کامنتت بهم خیلی حال داد بهم گفت هر وقت حالم بده این شیطان که داره درونم کار میکنه و زودی باید برم نزد خدا بهش بگم هوامو داشته باشه شیطان اومده منو از راه بدر کنه و اگه نیاد کمکم من در گناهش غرق میشم فهمیدم و تا این نجوا نره همینجوری دست بدامن خدا باشم فهمیدم که احساس خوب و حال خوب و آرامش بهترین پاداش این استمراره و جه جیزی بهتر ازاین…از کامنتت یاد گرفتم هر وقت احساسم بد شد صبوری کنم با چسبیدن به خدا خودمو از صدمه گناه دور نگه دارم فهمیدم پول یا دارایی یا هرچیز دیگه احساسمو خوب نمیکنه آرومم نمیکنه بلکه این احساس خوب و آرامشه که صد هست که نودم با اومدن صد پیش ماست من بایددددد دنبال کارایی باشم که در دراز مدت حالمو خوب نگه میداره و باعث آرامش درونم میشه که این حال خوب و آرامش هست که پول کلان و دارایی پایدار و روزی بی حساب خدارو بهمراه داره چقد این آگاهی ها خوشمزه و لذیذ بودن برای همین کامنتت و میخوندم حالم خوب میشد دمتگررررررم رفیق و احسنت بر تو که در استمراری و اسیر نجواهات نشدی و نخواهی شد چون ما همه یک امّت قدرتمندیم که هوای همو داریم بهم خدا رو نور خدا میتابیم تا از سیاهی و تاریکی دور باشیم و دور شویم خداروشکرررررر برای وجود رضای عزیز و بقیه دوستان گلم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    یاسمن ایزانلو گفته:
    مدت عضویت: 1611 روز

    کامنت سی و هفتم

    24 دی 1403

    تعهد اول:

    امروز هم جزو روزهایی بود که فکر میکردم برای تهیه کردن کارم اذیت بشم. اما وقتی خداوند مهربان تعهدت رو در عمل میبینه، مسیر رو برات هموار میکنه.

    کاملا فهمیدم که خودش این زمان رو برام ایجاد کرد که بتونم به کارهام برسم.

    امروز پدر نازنینم از تهران اومد اصفهان پیش ما و تا آخر هفته باهامون هست. برای همین فکر میکردم خیلی سرم شلوغ میشه و راحت نمیتونم به کارم برسم.

    اما خدای مهربون من، یه کاری کرد که پدرم، رفتن بیرون از خونه و دقیقا همون موقع هم دخترکم خوابش برد. همسرم هم که سر کار بود. من موندم و یه گوشی و یه میکروفون.

    سریع فیلم تدریس امروزم رو هم گرفتم و ادیت کردم و گذاشتم تو کانال تلگرامم.

    خدایا شکرت به خاطر این هماهنگی، که کاملا معلوم بود از طرف خودته. سپاسگزارم.

    تعهد دوم:

    برای کار امروزم گزارش نوشتم.

    تعهد سوم:

    خدای بزرگوارم شکرت به خاطر پدرم که انقدر دوست داشتنی و نازنینه. شکرت که در روز پدر اومد پیشمون و شکرت که سایش بالا سرمونه.

    خدایا شکرت به خاطر برکاتی که از طرف پدر نازنینم به زندگیم سرازیر شد. سپاسگزارم به خاطر قطار، عروسک، کیف، ساعت و قرآنی که پدر عزیزم از مکه برای دخترم آورده بود.

    سپاسگزارم که امروز صبح انقدر همه چیز خوب شروع شد. اون از سر صبح رسیدن پدر عزیزم، اون هم از رسیدن بسته ی پستیم که خیلی ذوقشو داشتم. خدایا شکرت به خاطر عروسک های انگشتی و یوف یوفی بافتی که برای دخترم سفارش داده بودم و امروز به دستم رسید. چقدر با کیفیت و زیبا بودن. تازه خدای نازنینم یک نشونه هم توی بسته بندیش برام گذاشته بود. یک جاسویچی اشانتیون به همراه یک کارت توی بسته بندی ها بود و روی کارت نوشته بود: “چون تو لایق بهترینی!” آخه چرا باید این جمله در بسته بندی اشانتیون قرار بگیره؟ غیر از اینه که خدا داره بهم میگه من بیشتر از اون چیزی که میخوای رو بهت میدم، چون تو لایق بهترینی! خدایا شکرت. شکرت. شکرت. سپاسگزارم پروردگار مهربانم.

    خداوندا شکرت به خاطر حضور همسر عزیزم در زندگیم. برام حفظش کن و در پناه خودت سالم و سلامت نگهش دار.

    خداوندا شکرت به خاطر خنده های امروز و امشبم.

    خدایا شکرت که دخترم رو آروم نگه داشتی تا من بتونم دوش بگیرم و به کارهام برسم.

    خداوندا شکرت به خاطر حضور دخترم. برام سالم و سلامت حفظش کن و در پناه خودت نگهش دار و عمر طولانی و با عزت بهش بده. سپاسگزارم.

    پروردگارا شکرت به خاطر همزمانی ای که اتفاق افتاد. سپاسگزارم که بیرون رفتن پدرم همزمان شد با خوابیدن دخترم و در نهایت من تونستم کار امروزم رو در نهایت راحتی و آرامش پیش ببرم. خداوندا شکرت. سپاسگزارم.

    خدایا شکرت که دخترم خوب خوابید و من هم که خیلی خسته بودم خوب خوابیدم و کلی این خوابیدنه بهم چسبید. سپاسگزارم.

    خدایا شکرت که هستی و اجابت میکنی درخواست درخواست کننده رو. سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    آیدا ربانی گفته:
    مدت عضویت: 1542 روز

    به نام رب فرمانروای جهان به نام ربی که قوانین هستی را به من آموخت تا فقط پیرو او باشم و فقط سر تسلیم در مقابل او فرود بیارم خداوندا مارا هدایت کن تا فقط تسلیم تو باشیم و فقط از تو یاری بجوییم

    سلام به همگی عزیزان

    سلام به استاد عزیز و مریم بانو

    حال همگی عالی در پناه یگانه یکتای عالم

    استاد ازتون تشکر میکنم بخاطر این فایل های مصاحبه خیلی درس داره خیلی زوایای دید آدم رو بسط میده نسبت به همه ابعاد خیلی باید یاد گرفت از این آگاهی ها

    راستش من قبلا خیلی درگیر روزمرگی میشدم و اصلا حال خوب رو یادم میرفت یعنی لذت بردن از لحظه رو موکول میکردم به زمانیکه فلان چیزو داشته باشم و خب حال خوبم گره میخورد به داشتنش و واقعا اینو حس میکردم که اصلا لذت نمی‌برم و همش یا در گذشته یا در آینده زندگی میکنم ولی از یکجایی به بعد گفتم نه آقا مگه قانون نمیگه احساس خوب=اتفاقات خوب پس من همین کارو میکنم چرا باید همچین اصل مهمی رو یادم بره غیر از اینه که من چسبیدم به خواسته هام و خودم رو با وجود اونها فقط خوشبخت میبینم؟! و خب اومدم در هر لحظه از وزیدن نسیم از گل و گیاهی که داخل اتاقم دارم از هر چیزی که تو همون لحظه داشتم لذت بردم و از خدای خودم تشکر کردم و دیدم حالم هر روز داره بهتر میشه و خب طبیعتا اتفاقات عالی رو هم تجربه میکردم و اینکه آره واقعا همیشه باید این درس مهم رو یادمون باشه لذت بردن از لحظه کلید موفقیت هست

    و نکته بعدی تسلیم بودن در برابر خدا و نه غیر خدا هست که من هرچی سرم جلوی خداوند پایین باشه در مقابل دیگران سرم بالاست و باید به خودم بگم هر لحظه که خدایا من تسلیم توام و در عملم بیام نشون بدم دستمو پیش کس و ناکس دراز نکنم شرف انسانیم زیر پا نزارم بدونم همون خدایی که این جهانو خلق کرده قدرت اینو داره که منو به خواسته هام برسونه فقط کافیه من سر سپرده اون باشم شاید خواستم برای من بزرگ باشه ولی برای رب العالمین به قول استادpiece of cake هست.

    خدایا شکرت بخاطر دریافت این آگاهی ها بخاطر این سایت بی‌نظیر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    فاطمه ش گفته:
    مدت عضویت: 1972 روز

    به نام خداوند مهربان

    یکی از نکات بسیار ارزشمندی که توی این فایل بود، این بود که استاد گفتن: بابا، این مسیر باید طی بشه؛ نمیتونی بگی یه اتفاقی بیفته که من یک مسیر پرفکت و بدون هیچ چالشی رو برم؛ زیبایی مسیر اینه که آدم یزره یزره روی خودش کار کنه و شرایطشو بهبود ببخشه!

    بهش که فکر کردم دیدم این مسئله، این ترس از برخورد با چالش ها، این تلاش مستاصلانه برای یافتن یک راه هموار و این فرار از مسائل از کمبود عزت نفس میاد. یه نوع ترس از ناتوانایی در حل کردنشون یا عبور ازشون.

    بعد توجهم به این جلب شد که در دنیای کودکی، بچه ها همیشه از چیز های جدید استقبال میکنن؛ از برخورد با یه چالش؛ از انجام کار های جدید؛ از تست کردن چیزای جدید با عشق استقبال میکنن

    نمیگن نه بابا بیخیالش، میگن اره بریممم

    نمیگن بابا بیکاریم مگه، میگن اره تستش کنیم

    نمیگن بابا نمیشه، میگن بریم ببینیم چجوری میشه

    پس چرا وقتی بزرگ میشیم دیگه از چیزای جدید، از چالش ها استقبال نمیکنیم؟

    و این ایراد شخصیتی رو در وجود خودم پیدا کردم و از وجودش آگاه شدم

    وقتی به دنبال راه حل گشتم برای بهبودش، ذهنم مجدد رفت سراغ دوره عزت نفس؛ و اون بخشی که استاد میگن: ما زنده به آنیم که آرام نگیریم، موجیم که آسودگی ما عدم ماست

    وقتی ما نگرشمون این باشه که آقا، من اومدم به این دنیا تا چیزای جدید تجربه کنیم، تا مسائلی رو حل کنم، تا دونه دونه ایراداتم رو برطرف کنم و مهارتام رو بهبود ببخشم، دیگه دنبال مقصد نیستم، از مسیر لذت میبرم. مسئله اینجاست که ما فکر میکنیم اصل رسیدن به هدفه، در صورتی که اصل انرژی ما برای رسیدن به هدفه؛ اصل اون انرژی و انگیزه ایه که ما داریم

    و وقتی این مسئله رو در شخصیتم حل کنم، اون موقع خیلی راحت تر میتونم بگم: من ادامه میدم

    من سمت خودم رو انجام میدم و خودم رو به خداوند ثابت میکنم؛ سمت نتیجه دیگه کار خداونده

    اصلا من تا ادامه ندم، تا به چالش برنخورم نمیتونم باور های محدودم رو پیدا کنم!

    پس هدف مشخص شد!

    من نباید بترسم

    بلکه باید با توکل به خدا و با حفظ ایمان، از این مسیر لذت ببرم و نتیجه رو بسپرم به خدا

    مهم نیست دفعه اول و دوم نتیجه نمیاد

    مهم اینه که من اونقدر به خودم و توانایی هام و پروردگارم باور دارم که متوقف نشم و ادامه بدم.

    من ادامه میدم، متوقف نمیشم، قول میدم

    و ایمان دارم که خداوند برای من مسیر های بسیار زیبایی رو در نظر گرفته.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: