مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع» - صفحه 14 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»104MB26 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»25MB26 دقیقه













سلام استاد عزیزم. امیدوارم حالتون عالی باشه.
استاد، ترس، یکی از نعمت های خوب خداوند برای من بوده تو زندگیم. چون همیشه ازش به نفع خودم استفاده کردم و باعث رشد و پیشرفتم شده، بحدی که اگر ترس جدیدی بیاد به وجودم، نگاهم بهش این شکلیه که میگم اومده تا منو پیشرفت بده.
استاد من یه روحیه بسیار آزادی طلب دارم، بحدی که بخاطر داشتن چنین ویژگی ای، هرچیزی که بخواد بند به دستو پام بشه و اسیرم کنه را نمیتونم تحمل کنم.
ترس هم یکی ازون بندهاس. که وقتی پیداش بشه من دقیقا حس اسارت بهم دست میده و چون نمیتونم این اسارت را تحمل کنم، سریع میزنم به دل ترسهام و سوای پیشرفت های دیگه ای که برام داشته، اولین سودش برام این بوده که لذت آزادی را میچشم و با لذت میگم اخیش راحت شدم.
همین ترس، چقدر باعث افزایش ایمان و توکلم بخدا شده، مثلا مواقعی بوده که من واقعا پولی نداشتم و ترس از بیپولی، ترس از امورات زندگیم خیلی سراغم اومده، و با هدایت خواستن از خدا زدم تو دل اون ترس و اگر بفرض اونموقع فقط دارایی من 50 هزار تومن بوده سریع باحس خوب و توکل بخدا و استفاده از هدایتها و راهنمایی های خداوند، اون پولو خرج کردم. و دقیقا به چندساعت نشده چندبرابر اون پول وارد حسابم شده.
در مورد مساله طمع، استاد من چندین سال پیش یه حرفی از شما شنیدم که نمیدونم تو کدوم فایل بود و شما گفتین: اگر هنوز درماه نتونستین مثلا درآمد 5 میلیون داشته باشین چطور فکرمیکنید باانجام فلان کار یکمرتبه به درآمد چند ده میلیون میرسین. (استاد دقیقا گفته شما یادم نیست ولی چنین مفهومی را داشت) و با وجود اینکه من اصلا اونموقع ها چیزی از تکامل و قوانین نمیدونستم، این گفته شما خیلی تو ذهنم فرو رفت و به وجودم نشست. و بارها همین گفته شما باعث شده که ضرر نکنم و تو تله نیفتم. بارها بهم پیشنهاداتی میشد که بیا اینکارو انجام بده ماهی فلان مبلغ اونم به دلار گیرت میاد ولی همیشه این گفته شما پررنگ خودشو بهم نشون میداد و من اون پیشنهادات را قبول نمیکردم.
خداراشکر واقعا.
استاد خیلی دوستتون دارم. و امیدوارم همیشه سلامت و سربلند و باعزت باشین.
به نام خداوند زیبایی ها
سلام به همه عزیزانم
⬅︎نکته ای که در خودم متوجه شدم در مورد ترس ها اینکه که تا چندسال پیش من خیلی ادم اکتیوتری بودم . و ترس های الان رو نداشتم و از دیوار صاف بالا میرفتم . دستم رو توی هر سوراخی میکردم و دنبال هیجان و چالش بودم و کارهای میکردم که الان که میبینم که چقدر به اطلاح دیوانه بودم ولی هیچ ترسی نداشتم اما الان حتا از فکر کردن به همون کارها ترس دارم .
و پوینت اینه برام که وقتی حرکت نکنی خیلی از نظر شخصیتی کوچیک میشی و ترس ها تو رو میگیرن و بهت حکومت میکنن و مثل قوطی رانی مچالت میکنن.
از شخصیت دونالد ترامپ خیلی خوشم میاد که خیلی به خودش باور داره و بی کله عمل میکنه . این ادم الگوی اعتماد به نفس اهنین هست که خوب خودشو ساخته.
خداوند ایده میده قدم برداشتن با ماست. مثل قوم بنی اسرائیل که غذا میخواستن اما حاضر به حرکت نشدن و 40 سال سرگردان در بیابان بودن چون همون ادم ها با همون ترس ها بودن. و این دقیقا مثالش برام منم هست که صبر خدا زیاده تا وقتی عمل نکنی اوضاع بدتر از این میشه. قرار نیست خدا بجات عمل کنه . تویی که باید حرکت کنی.
مورد دوم :بحث باور کمبود هست که ادم رو به عجله و طمع و نتیجه ضرر کردن میندازه.
من یک بار از این طمع و عجله برای ثروتمند شدن گرفتار ترفند پونزی شدم و ضرر خیلی بزرگی کردم اما درسم رو خوب نگرفتم و قانون رو هم نمیدونستم بنابراین روی این باورها مدام باید کار بشه
دراسکیل کوچکتر .مثلا همین چند روز پیش فروشگاه رفتم و یک جنسش رو تخفیف داد و من سه تا برداشتم . و بعدا از خودم پرسیدم چرا من این رفتار رو داشتم که چندتا برداشتم و اونم همین باور کمبود هست که هنوز توی باورهام دارم .
و با خودم برداشت کردم که ارزون تر اینجا گیرت نمیاد و بدو که تموم میشه و همش از عجله و حرص و کمبود هست . حالا این یه مورد کوچیکه اما باورش مهمه که از چه باوری میاد که داره ناخوداگاه در ذهن اجرا میشه . و نشون میده مدام باید باورهای جدید تکرار و تمرین بشه.
هر رفتاری علتی داره . تو تلگرام یه گروهی بودن که میگفتن ما یه رباتی درست کردیم که با تحلیل کردن بورس جهانیه طلا میاد بهترین خرید رو میکنه و سود دلاری به شما میده و شما کافیه قسط اول 50 میلیون بدی و حساب صرافی درست کنی و این ربات رو بهت میدیم وکلی از روند تجزیه تحلیل ربات و کلی امار اورده بود و توی توضیحات سوال میگه که ما میخوایم که خیر به مردم برسونیم و همه بتونن پولدار بشن ولی این ربات هزینه داره که باید پرداخت بشه . در ادامه ..
یا این موسسات و بانک ها که سود میدن . یا همین دنبال تخیف بودن ها. جشنواره های فروش(بلک فرادی . روز مادر . تخفیف به علت جابجایی. حراجی و …) . یا دنبال جنس ارزان تر بودن . وام و درخواست کمک هزینه . دنبال قسط . دسته چک و … کیا دنبال اینا هستن و میرن سمتشون ؟
همه این حرکات نوعی ترفند پونزی هستن ولی چون اسم های خوشگل دارن و ناراحت نشن نمیگم پونزی. دنبال این ها بودن از کمبود و عدم خود باوری و عزت نفس میاد . و صدبار باورش ادم رو به قعر چاه میبره و خوبه که من شناسایی کنم. به جایی این چیزها باورهام رو باید بزرگ کنم
و خداروشکر میکنم که هنوز ثروتمند نشدم و گرنه با این وضع باوری قطعا خودمو به باد میدم .
این باور من باید از بیس تغییر کنه که هر عاملی که بخواد ذهن منو تشویق به خرید وسیله ای کنه یا بیان حتا بهم مجانی پول یا کالایی رو بدهند رو نمیخوام و حتا فایل های رایگان استاد هم رو نباید به چشم رایگان دید .
شاید چندر غاز سود کنی ولی باوری میسازه که صدبرابر از دست میدی و بیچارت میکنه. باور بی عرضه بودن و عزت نفست و لیاقتت رو میاره پایین و همینطور احساس کمبود میده .
چرا استاد جلوی سود بانکی رو گرفته یا دنبال جنس تخفیفی نیست. چرا ثروتمندا درگیر این بازی های فریب دهنده نمیشن .اولا چون باور درست نسبت به خودشون دارن و ثانیا میدونن که دنبال این سودها بودن باور بدی در انسان میسازه و در کل باور ضد ارزش افرینی و عدم حرکت رو در ادم میسازه و همینطور باور تاثیرعوامل بیرونی رو تقویت میکنه که بسیار مخرب هست.
چرا هر فایلی رو باید صدبار دید و در موردش فکر کرد و الگو اورد و هر دوره ای رو حداقل یکسال تا دو سال کار کرد؟ . چون این باورها باید بره تو گوشت و خونم. وقتی فقط فایل میبینی و رد میشم انگار درکش نکردم و میرم بعدی و این تغییری ایجاد نمیکنه شاید تو چند روز یا چند هفته خوب باشی و نتیجه بگیری ولی بیس باوری تغییر نکرده و میپره و من اینو تجربه کردم .
درصورتی که باور باید همیشه کار بشه که بره تو حافظه سلول ها و اتم ها و جزو ناخوداگاه بشه . مثل بستن بند کفش.
اینو من باید درک کنم که باورها مهمه . اگر با باور نادرست حتا کل ثروت زمین رو بهت بدن نتنها خوشبخت نیستی بلکه باعث رنج و عذابت خواهد شد و من باید ظرف خودم رو بسازم.
باید الگو ببینم از افرادی که رفتن توی بورس یا توی پدیده شاندیز یا در موسسات پول گذاشتن و… حتا این ادم ها اگر ثروت بسازن که محاله ولی به راحتی اونو از دست میدن چون باور اشتباهی پس زمینه دارن.
سیستم خداوند خیلی درسته که به افراد به اندازه باورها و ظرفشون میده که اگر غیر از این بود تمام افراد نابود میشدن و چرا خدا در قران میگه محمد به نعمت های بقیه نگاه نکن ؟ چرا که اون ظرفشو داشته که اونقدر نعمت گرفته و تو با مقایسه وارد فکر و مدار اشتباهی میشی
اگر ثروت را مثل یه اقیانوس به انتها فرض کنیم و من یهو بیفتم وسط این اقیانوس(ثروت) قطعا غرق میشم چون من هنوز شنا کردن بلد نیستم. علی دایی تو تهران چندتا فروشگاه لباس ورزشی و رستوران داره و توی برج زندگی میکنه اما همین ادم قدم به قدم جلو رفته و ظرفش رو ساخته.
خداروشکر
آرزوی بهترین ها برای شما
██████████100%
سلام استاد عزیزم
سلام دوستان خوبم
استاد وقتی راجب ترس و پا گذاشتن رو ترسها فایل میذارین خیلی لذت میبرم چون تا همین چند ماه پیش من هم ترسهای زیادی داشتم..مهمترینش ترس از تغییر بود،جوریکه سه سال سر دوراهی بودم ،یعنی انقدر نجواهای شبطان زیاد بود که جرات و جسارت تغییر کردن رو نداشتم ..میدونستم مسیری که میرم غلطه ولی نجواها انقد ذهنمو کنترل کرده بودن که حتی یه قدمم در جهت اون چیزی که واقعا خواستم بود ورنداشتم،تا زمانیکه هدایت شدم به جلسه اول دوره جهان بینی توحیدی یک..این حرفهارو قبلا هم نوشتم ولی برای کسایی مینویسم که شاید این کامتتو بخونن و در وضعیت قبلی من باشن،از چی میترسی؟ از حرف مردم؟؟ به این فکر کن که چندین سال از عمرت رو بخاطر حرف مردم مسیری رو رفنی که دوست نداشتی،به خاطر حرف مردم داری به زندگیت با کسی که دوست نداری ادامه میدی،به خاطر حرف مردم میترسی شغلتو رها کنی،شغلی که دوستش نداری،بخاطر حرف مردم میترسی که سنت بره بالا و ازدواج میکنی،حتی رشته تحصیلیتو به خاطر حرف مردم انتخاب میکنی،،و این تررس گاها انقد ادامه پبدا میکنه که چشم وا میکنی و میبینی سالها فقط برای اونها زندگی کردی بدون اینکه علایقتو دنبال کرده باشی،بدون اینکه حتی یک روز برای خودت و دل خودت زندگی کرده باشی…این حرف رو منی میگم که حدود ۸ سال برای علایق مردم زندگی کردم نه خودم،برای اینکه مردم خوششون بیاد رشته حقوق رو حوندم،بخاطر علاقه اونا با خودم گفتم باید وکیل شم..به خاطر ترس از حرف مردم روحمو اذیت کردم چون کوچکترین علاقه ای بهش نداشتم ،حتی ترمهای اول خواستم انصراف بدم ولی بازم برای ترس از حرف مردم ادامه دادم..و این روند ۸ سال طول کشید..و شاید اگر دوره جهان بینی رو نمیگرفتم این روند همچنان ادانه داشت..با جلسه اول دوره جهان بینی که حرف از تغییر بود حرف استاد مثل یه نهیب بزرگ تو مغزم تکرار میشد..تا اینکه تصمیم گرفتم و برخلاف اون نجواهای شیطانی که باز هم داشت من رو میترسوند حرکت کردم تو مسیر علایقم ،تو مسیر خواسته هام..نمیگم نتایج بزرگی گرفتم ولی همین که دنبال عشقم رفتم و ساعتها براش وقت میذارم برام شیرین ترین لحظه دنیاست،همین که با ورود بهش خداوند کلی نشونه های زیبا بهم نشون داد این یعنی تغییر،همین که نگران نیستم از اینکه بقیه چی بگن و چه فکری کنن این یعنی تغییر..هنوز باید تکاملمو طی کنم و هنوز باید روی خودم کار کنم ..دوست عزیزم از چی میترسی؟؟؟ مهم خودتی ،مهم علایق خودته،مهم اینه که از مسیرت لذت ببری،ترس از هر چی که داری باووور کن وقتی واردش میشی میفهمی چقدر خنده دار بوده با خودت میگی اصلا چرا میترسیدم؟؟ یکی دیگه از ترسهام ترس از شروع بیزینس و کار بود که به لطف خدا بازم با گوش کردن فایلهای دوره جهان بینی مخصوصا فایل جلسه ۶ تونستم واردش بشم ،از چی ترس داری؟ بشین ترسهاتو بنویس و تصمیم بگیر یکی یکی واردشون بشی،به هر سختی هم که باشه..اینو یادت باشه خدا همیشه با توإ و بهترین ها رو برات میخواد ..تو آفریده شدی برای لذت بردن از زندگی نه ضجر کشیدن و ترسیدن و راکد موندن….و اینو بدون به اندازه ایمانته که جواب میگیری…
شاد باشید ?
جان چو در جانان فرو شد جمله جانان ماند و بس
خود به جز جانان کسی را هیچ استقرار نیست
گام به گام مهاجرت به مدار بالاتر….
سلام به روی ماه استاد قشنگم و عزیز دل استادم که اینقد با ظرافت و درایت داره آنچنان چیدمانی به سایت میده که یکی یکی داره خلق میکنه نتایج های فراوان…… و سلام به دوستان عزیزهای دلم که هم قدمهای منین
استادم منم لطیف…..
همون لطیفی ک داره با آموزشهات غوغا میکنه…..همون لطیفی که از روزی ک پیدات کرده دیگه آروم ننشسته و همش داره خلق میکنه…..
همون لطیفی که تمام آموزشهاتونو . عین معادلات ریاضی روی فرمول زندگی خودش داره الگوگزاری میکنه و چقد قشنگ یکی یکی رو داره حل میکنه…..
همون لطیفی که گفته بودم مدرس نقاشی ام و الان نقاش بوم زندگی خودم شدم….
چه اتفاق هماهنگ و جذابی برام بود امروز این فایل….
استادم این ینی مسیرمو دارم با قدرتی عالی درست انجام میدم….
استادجونم. طبق تمرینات دوازده قدم روی قدم سوم که برا پاشنه آشیل بیشتر توضیح دادین.منم طبق عادت همیشگی دفترمو در آوردمو تمام پاشنه آشیل ها رو حتی تک تک اونایی ک واقعا توو زیر زمین وجودم پنهون شده بود رو کشفش کردمو از اون زیر کشیدمش بیرون و ریختم روی برگه…..و عین معادلات ریاضی طبق تمام قوانین و فرمولهایی ک از شما یاد گرفتم نشستم یکی.یکی .در آوردن ترمزها و باورهایی ک باعث این پاشنه آشیل شده……
چقددددد هماهنگ بودم من ..امروز صبح یه ترمز مخفی ک اصلا فکرشم نمیکردم کشف کردم که ترس بود….برخلاف تصورم ک یه بانوی دلیر و شجاع و مسئولیت پذیر هستم ک تمام طول زندگیم همسرم خارج از کشور کار میکرد و من تنهایی بچه هامو بزرگ کردم.و تنها ترمزی ک فکرشم نمیکردم ترس بود ک امروز کشفش کردم…وشما درست فایل امروزتون در مورد ترس بود…..اینهمه هماهنگی ینی دارم درست انجام میدم استاد جونم…..
خب حالا ترس از چی….
یکی از پاشنه آشیل های بزرگ من اینه که دختر پنج ساله امم از وقتی از خواب بیدار میشه.شروع میکنه ب بهونه های اجق وجق و منم خیلی عصبی و کلافه میشم….
نشستم کلی فکر کردم تا اینکه فهمیدم ترمزم اینه که من میترسم نکنه دختری امروز بازم حالمو بگیره….
من میترسم نکنه بازم اون لجبازی هاشو نتونم کنترل کنم…..
من میترسم نکنه بازم امروز اون جیغ و دادهایی ک میزنه و کلافه و عصبیم میکنه شروع بشه….
ببینید ب همین سادگی من یه پاشنه آشیل غول آسا درست کرده بودم….
و چقد راحت گفتم بابا خودشه لطیف….خودشه….تمرکز بر ناخواسته ها کردم….باور محدود کننده فرستادم….ترس که یکی از اسلحه های شیطانیه رو داشتم…..لطیف مگه استاد نمیگه . کنترل ورودی هاتو بکنی میتونی بهشت خلق کنی..… لطیف مگه استاد نمیگه حال خوب مساویه با اتفاق خوب…..خب همینه دیگه.تو ترس هاتو.کلافکی هاتو..خشمهاتو..کنترل کن…تو احساستو خوب کن…بقیه ش رو خدا برات انجام میده…..
ینی یه مسئله ب این آسونی من فقط زمانی تونستم مسلط بشم بهش ک تکاملم رو طی کرده بودم…..استاد جونم بازم تکامل.ههههه
به امید دیدار دو استاد عزیزم
در پناه رب الارباب
به نام خالق نعمت و ثروت و فراوانی
سلام به همگی
🔹️چطور از ترس ها باید بگذریم؟
ترس ها همیشه هستن
✔درحالیکه میترسیم باید عمل کنیم. درواقع باید به خداوند توکل کنیم و با ایمانی که نسبت به او داریم حرکت کنیم.
✔باید با ترس هامون روبه رو بشیم و به آنها غلبه کنیم
وگرنه باعث میشه که ترس، با افکار و ورودی های منفی ای که به ذهن وارد میکنه، بر ما غلبه کنه
رو به رو شدن با ترس ها نیاز به شجاعت و اراده داره
نیاز به عملی کردن و نشون دادن ایمان داره
نیاز به پرداختن بها داره
✔وقتی برای انجام دادن کاری بترسی باعث میشی که سدی بزرگ رو برای قدم برداشتن ایجاد کنی
درواقع ترس ها مانعی هستن برای قدم برداشتن
مانعی هستن که عزت نفس رو کاهش میده
ایمان و توکل رو از بین میبره
مانع تغییر پذیر بودنه
مانع از تجربه های جدیده
مانع پیشرفت و ترقی
ترس هایی که خیلیاشون واقعی نیستن و در واقع یک توهم و یک تفکر منفی هستن
خدایا شکرت که خیلی از ترس هام رو شناسایی کردم و با کارکردن روی ذهنم و مقابله کردن باهاشون کمترشون کردم و حتی نابودشون کردم
مثلن ترس از تاریکی و تنهایی که الان که در این مسیر قرار گرفتم و دارم به اون موقع فکرمیکنم خندممیگیره که بخاطر همین ترس ها اهداف زیادی رو زیر پا گذاشتم
اما حالا که ازبین رفتن، اهداف زیادی رو دوباره برای خودم درنظرگرفتم که چون ترسی نیست و قوانین رو خداروشکر آموختم، خیلی راحت تر از قبل میتونم بدستشون بیارم
خدایاصدهزار مرتبه شکرت
✔وقتی ترس درما وجود داشته باشه تمرکزمون روی چیزی هست که ازش میترسیم. اما وقتی ترس رو نابود کنیم، تمرکزمون میره روی خواسته هامون و این میشه که دیگه مانعی سر راهمون قرار نداره
✔باکارکردن روی ذهنمون علاوه بر شناختن پاشنه آشیل ها ترس هاهم شناخته میشن که خیلی از ترس ها عامل ایجاد همین پاشنه آشیل هاهستن
ترس هایی که از طریق افکار و باورها اونقدر در ذهنمون نهادینه شدن که تبدیل به پاشنه آشیل شدن.
مثل ترس از چشم زخم یا تنها بودن که از طریق باورهایی مخرب به ذهن وارد شدن
✔پس با غلبه بر ترس ها میتونیم قدم های بزرگتر و بیشتری برای اهدافمون برداریم همینطور مانعی هم بر سر راهمون باقی نخواهد ماند که اجازه ی حرکت و قدم برداشتن نده..
خدایا شکرت که متعهدانه دارم روی خودم کارمیکنم💙
شکرت برای ترس هایی که شناختمشون و نابودشون کردم💙
شکرت برای آگاهی های نابی که در این مسیر دریافت میکنم💙
عاشقتونم🧡
درپناه قدرتمند خودش
عالی بود عزیزممم
باید بریم تو دل ترسامون حتما مگرنه اونا همونجا لنگر میندازن و میمونن
موفق باشی😃❤️
به نام خدایی که هروقت خواستم شروع کنم
بی منت دستم روگرفت
سلام به استاد عزیز مریم جان شایسته و تموم اعضای این خونواده گرم و دوست داشتنی
نشانه وهدایت امروز من به این فایل بود
من همین امروز تصمیم گرفتم که یه اقدامی خیلی کوچولو برای افزایش درآمدم داشته باشم
همین امروزی که فقط 5هزار تومان پول توی کیفم هست
من بارها و بارها به کرات ایده های بزرگ رو استارت زده ام وهمه ی آن پولی که داشتم رو خرج اون ایده کرده بودم وتهش هم نتیجه نگرفته بودم و تموم پولام هم تموم شده بود و جالبش اینجاست که بعد یکی دوماه باز دوباره به ایده دیگه رو استارت میزدم
اما من به یک جای رسیدم که خسته شدم
باخودم گفتم که بسه چرا اینقدر تلاش بیهوده میکنی؟
اینبار نشستن روی باورهام کار کردم
باور عزت نفس باوراحساس لیاقت باور فراوانی باور های توحیدی
و. و و و
دوباره کلی نیرو گرفتم و تصمیم گرفتم امروز یک قدم دیگه بردارم
اما خیلی ترس توی دلم هست
نه اینکه نشه ها نه ازین نمیترسم
من فقط از یک چیزی میترسم اونم اینه که این ایده رو هم استارت بزنم و دیگه ادامه ندم
چون من یک بازخورد از خودم گرفتم دیدم که من خیلی خوب عمل میکردم
وبکم پول میساختم ولی خیلی سریع بیخیال ایده میشدم
یعنی با اولین تضاد رهاش میکردم
حس کردم یه ترمز اصلی میتونه این باشه که
من باور دارم که هیش کاری رو تااخر انجام نمیدهم
و همین باعث شده که ترس داشته باشم
ولی خدارو شکر باحرفهای استاد تصمیم گرفتم که
قدم اول رو بردارم
همینکه من به این ترمز آگاه شدم بازم خیلی خوبه
هرجای مسیر حس کردم میخوام جابزنم به خودم یادآوری میکنم که تو تموم دفعات قبل هم خوب شروع کردی ولی خیلی زود رها کردی
تو باید ادامه بدی پیوستگی و تکامل یادت نره مطهره
تو باید پله 1و2و3 رو بری تا به پله 4أم برسی سعی میکنم اینارو به خودم یادآوری کنم
و نترسم و به یاد بیارم که خدا خودش توی قرآن گفته
إنا علینا للهدی
خدا گفته ما هدایت شمارو به خودمون واجب کردیم
خدا گفته ما واجب کردیم
واجب کردیم
واجــب
پس یعنی تو قدم اول رو بردار خدا خودش هدایتت میکنه خدا خودش درهارو باز میکنه
خدا خودش میزارتت روی کولش و حرکت میکنه
و تو اصلا قرار نیست راه بری
اون راه رو بلده اون حرکت میکنه
و تو هم از مسیرت لذت میبری
به همین سادگی
ولی چی میشه که تو به این نقطه برسی
تو باید قدم اول رو برداری
تو خود پای درراه بنه و هیچ نپرس
خود راه گویدت که چون باید کرد
امیدوارم درست گفته باشم
خدا گفته تو خودت رو به من نشون بده
تو خواسته ت رو اعلام کن
تو اول یه مسیری بایست
تا من بیام تو رو بزارم روی کولم وتو فقط مقصد رو اعلام کن من میبرمت
اما تا وقتی که بترسی و اصلا مسیرت رو به خدا نگی
اون از کجا بدونه که تو رو به کجاها ببره؟
پس نترس فقط قدم اول
فقط قدم اول
فقط قدم اول
بقیه قدم ها گفته میشه
بقیه راه باز میشه
انا علینا للهدی
انا علینا للهدی
إنت علینا للهدی
یادت نره این آیه رو
تو دستت به خدایی گرمه که
گفته
انا لله و انا الیه راجعون
گفته تو از خدایی و به سوی خودش برمیگردی
تو از خدایی
تو روح خدا رو تو وجود خودت داری
تو خود خود خود خدایی
یه سوال خدا ترس و نگرانی میفهمه؟
اصلا نگرانی تو فرهنگ لغت خدا جایی داره ؟
تمام شد و رفت پی کارش️
نوشتم برای خودم
این روزها یاد گرفتم خودم آرام دل خودم باشم
هرچند که این نوشته های من نیست من به خوبی میدانم که
مارمیت اذ رمیت لکن الله رمی
خدا داره این حرفها و میزنه خدا داره آرومم میکنه
خدا داره اینجا تایپ میکنه
وخدا همه چیز میشود همه کس را
به شرط ایمان …..
ایاک نعبد وایاک نستعین
اهدنا الصراط المستقیم
صراط الذین انعمت علیهم
.
سلام به همراهان عزیز.
موردی که مشابه ترفند پونزی هست و هیچ ارزش آفرینی ای نداره خیلی پیشنهاد میشه، سرمایه گذاری بر روی ارزهای دیجیتال هست. تقریبا همه میگفتن بیا روی این ارزها سرمایهگذاری کن و برو دوره اموزشی ببین ما وقتش رو نداریم اما تو کامپیوتر رو خوردی بیا برو یادبگیر، نمیدونم فارکس یادبگیر و..، فلانی رفته با فلان تکنیک ها فلان ارز ناشناس رو خریده n تومان الان همون از 20n تومان ارزش داره و پولش 20 برابر شده یا اگر پولت رو بیت کوین بگیری انقدر ارزشمند تر میشه و من هم میگفتم علاقه ای ندارم و یاد حرف استاد می افتادم که باید ارزش خلق کنی نه اینکه یک دری به تخته بخوره .. به همین دلیل تمرکز گذاشتم روی تولید آموزش و انجام پروژه های اینترنتی که با مهارت هایی که دارم در کامپیوتر پروژه میگیرم و انجام میدم و روی باورهامم کار میکنم تا ایده ها موقعیت ها مشتری ها و .. بیشتری بهم داده بشه.
یک موضوعی که در این فایل برام جالب بود حرف استاد هست که پس از سالها کار کردن روی خودش میگه فکر نمیکنم که ضدضربه شدم و باید همواره روی خودم کار کنم و الا نجواها شروع میشه و .. و در نهایت میگه این باورهایی که میگم 5درصد نهادینه شده و این همه نتیجه ایجاد کرده و نتیجه میگیرم اگه من نتایجم مثل استاد نیست بعنی باورها 5درصد هم نهادینه نشده.
استاد در مورد پاشنه های آشیل میگه که هیچ موقع حل نمیشن و باید همیشه روشون کار کرد اگه فکر کنی حل شد دیگه روش کار نمیکنی و من یک سری ایرادهای شخصیتی داشتم که با استفاده از قانون یک جورایی میشه گفت حل شدن ولی الان فهمیدم که باید هنوز روشون کار کنم چون ممکنه برگردن چون پاشنه آشیل هستن
در مورد اینکه حرف مردم برای استاد اهمیت نداره و دیدم استاد حتی توی فروشگاه هم به راحتی روی زمین میشینه و کارهاش رو انجام میده و نگران نظر مردم نیست یا روی چمن میخوابه و نگران نظر مردم نیست خیلی تحسین برانگیزه، و این قبلا برای استاد معضل بوده یا مریم جان هم به همین صورت میره در خیابان و مکان های عمومی و حتی ملاقات های خصوصی .. و به راحتی از همه چیز فیلم میگیره و برای ما تدوین و اپلود میکنه و نگران نظر مردم و حرف مردم نیست و این واقعا کنترل ذهن میخواد و تحسینتون میکنم بابت باورهایی که ساختین و در عمل به کار میبرین.
عاشقتونم، امیدوارم ثروت، سلامتی، برکت، نعمت و حال خوب از در و دیوار به زندگیتون بباره و خداوند ره گشای مسبر زندگیتون باشه.
به نام خدای مهربان
سلام استاد عزیز و خانم شایسته عزیز
و دوستان هم پروژه ای در پروژه مهاجرت به مدار بالاتر
گام 4 – مدیریت دو خرابکار ذهنی با نام های ترس و طمع
عجب فایلی، خدارا سپاسگزارم بخاطر فایل
استاد من صبح اول پروژه خانه تکانی رو شروع میکنم چون اول تعهدم به اونجاست وقتی تموم میشه میام سراغ این پروژه
توی گام دهم پروژه خانه تکانی دقیقا اومدین درمورد نتوورک و شرکتهای نتوورکی صحبت کردین جالبه اونجا داشتم گوش میدادم یاد ترند پونزی افتادم
و توی این فایل مفصل ترفند پونزی رو توضیح دادید
نکته مهم این فایل این بود که الگو این ایده ها رو درک کنم صرفا ترفند پونزی یا شرکت های نتوورکی نیست بلکه این داستان میتونه با هر اسم و شکل و حوزه ای توسط یکسری افراد سود جو دامش پهن بشه
کلا هر ایده ای که میاد میگه یه پول بذار پولدار بشی یا فلان مخصولم بخر و بفروش هر کی از سمت تو بفروشه به تو پول میرسه
یا اینکه میگن بیا سهام های عرضه اولیه بخر
یا اینکه میگن بیا خونتو ماشینتو طلاتو فلان پولتو بذار توی بورس پولدار میشی
یا اینکه پولت بده من برات توی بورس خارج برات سهام میخرم
همه اینا از باورهای ذهنیت فقیر میاد
چرا تو خودتو اینقدر باور نداری که خودت با استفاده از تواناییهات پول بسازی که بخوای بری محصول یکی دیگه رو بفروشی
که اینجوری پول دار بشی
چرا اینقدر خودتو و تواناییی هاتو باور نداری که بخوای بری سهام عرضه اولیه چندررررر غاز بخری که تازه بعد خرید دو روز میبندنش و وقتی ام باز شد باید n ماه صبر کنی بعد تازه چقدر میخوان سود بدن
به قول یکی از سهام دارا میگفت پول یه چیبسم نیست
این عرضه اولیه خیلی برای من گول زدنه و گولشم خوردم
اوایل واقعا سودهای خوبی بهم میداد بعد هی هرچی رفت جلو تر پول یه بستنی پریما هم نمیشد سود خیلیی زور میزد یه بستنی بتونی باهاش بخری
کلا کلا هر ایده ای که بهم میگه یه پولی بدم من در عرض فلان بهت سود میدم یا پولی بدم من فلان میکنم هر ماه فلان سود بهت میدم باید بذاری کنار باید ارام ارام این ذهن ثروتمند که فقط دنبال ایده های بهتر برای بهتر کردن کسب و کارش هست بسازی
باید دنبال این باشی
باید از توانمندی هات پول بسازی
مثل استاد که از سخنرانی کردن به این موفقیت ها رسید درحالی که همین الانش شاید رییس ثروتمندترین هلدینگ پتروشیمی ایرانم انداره استاد ثروت نداشته باشه
دیگه استاد این مسیر شما یه چیز دیگس
من میبینم که تمام فک و فامیل چشممون اینکه که استخدام رسمی پتروشیمی بشن و تازه به پدرم و هرکسی که کارمند هست تیکه میندازن که فلانید و بهمانید
کار دارن یا دنبال کارن ولی دنبال کاری هستن که توش پوله و درسته پتروشیمی صنعت مستقلی هست و ثروت و امکانات و توانمندی مالی بالایی داره نسبت به بقیه صنعت های دیگه البته شاید توانمندتر از اونم باشه ولی حداقل من تاحالا ندیدم ولی همینجا هم هرکسی توانمند تره رفته بالا و اونی که باورش پارتی و مدرک تحصیلی بوده سرجاش مونده یا به سختی به واسطه چیز بیرون رسیده
من با دیدن شما استاد الان چندباری هستم میگم ببین استاد عباسمنش از سخنرانی کردن به این مسیر پر از ثروت رسیده بر خلاف باورها و تصورات من
ببین همین نمود اینکه همه علاقه ها پتانسیل ساختن ثروت بینهایت و میلیاردی دارن
ممکن توی همون امریکا این ترفند پونزی باشه ولی شما با توجه به باوراتون به جاها و کسایی هدایت شدین که ندیدین چون شما توی مدار ایده های ثروت سازین مولد بودن نه یه شبه پولدار بودن
هرچند با توجه به ساختار کشور امریکا که کارافرین های ثروتمند زیادی هم داره منطقی هست که کمتر از جاهای دیگه این داستانا دیده بشه
قسمت اول فایل
اینکه گفتید باید بهای رسیدن به هدفتون پرداخت کنید دقیقا چیزی بود که توی گام دهم قبل از این فایل داشتم بهش فکر میکردم
اینکه من اگر میگم عاشق فوتسالم باید حاضر باشم پس هر بهایی پرداخت کنم حالا این بها هرچی میتونه باشه
ممکن این بها رفتن توی دل ترسهایی باشه که برمیگرده به کودکی یا نوجوانی
یا رفتن توی دل ترسهایی باشه که اخیرا برام پیش اومده
یا ترک کردن محلی باشه که خیلی بهش وابستم
یا ترک کردن کسی باشه که خیلی وابستم بهش
یا تمرکزم از ارتباط با افراد برداشتن
کلا اگر من میگم عاشق چیزیم ولی میترسم یعنی من واقعا عاشقش نیستم چون حاضر نیستم بهای رسیدن به اون خواسته رو پرداخت کنم دنبال چیزی غیر از اون چیزی هست که باید انجام بدن
استمرار استمرار استمرار ، ایجاد باورهای مناسب
پذیرش بی قید و شرط ابن باور ها، مقاومت نداشتن، کنترل ورودی های ذهن، حرفهای جامعه نشنیدن
کلید سعادت و خوشبختی و ثروت است
با ایمان
مریم درویشی
《به نام خداوند بخشنده مهربان》
خدایا من هرچی دارم از آنِ تو، خدایا هرخیری که از جانب تو بمن برسه باز من فقیر تو هستم، خدایا هرگز من را به حال خودم رها مکن، خدایا من هیچی از خودم ندارم…
ایاک نعبد و ایاک نستعین
سلام به بانو شایسته و استاد گرانقدرِ گلم سپاسگزارم ازتون برای این قسمت چقدر عالی داریم میش میرم با تکامل و دقیق هر گام مرتبط با گام قبلی و بعدیه چقدر خوبه که میتونیم با تمرکز و تمرین کردن ترمزهامونو پیدا کنیم… حقیقتش تا به حال اینجوری گام به گام و ریشه ای که هر فایل مرتبط بهم رو کار کنم نکردم و احساس میکنم این دوره گام به گام آخرش خیلی خوشه.. بازم سپاسگزارم ازتون
و یه سلام هم به دوستان همگامم میکنم امیدوارم حالتون عالی باشه
خب بریم برای کامنت این گام خدایا به امید خودت
تو این گام صحبت از ترس شد!، ترسهایی که واقعه ای نیستن و فقط کاردست شیطانه که اونم بیکار نباشه و بگه آره ما هم تو بازی هستیم ولی نمیدون ما عباس منشی ها پوستمون خیلی کلفته مثل کروکودیل میمونیم و به همین راحتیها دست از موفق شدنمون تو این مسیر الهی برنمیداریم آره اینجوریاس
خب از تجربیات خودم بگم از ترسیدنهام از عقب کشیدن هام قبل آشنایی با استاد و بعد از آشنایی با استاد… به نظر من ترس بزرگترین اسلحه شیطان و با این اسلحه داره جولان میده بیچاره خب متاسفانه باید بگم بیشتر وقتها هم موفق شده
مثلا الان تو همین شرایط من با این ترس دارم دست و پنجه نرم میکنم چون از دوسال پیش تا به ماه قبل بخاطر طی نکردن تکامل و نادیده گرفتن الهامات خدا و نشانه های خدا نتایج نامناسبی گرفتم و الان عزت نفسم و اعتماد بنفس خیلی اومده پایین متاسفانه و دست و دلم به زنگ زدن به مشتری های قدیمی ام نمیره و همش یه ترسی تو وجودم هستش که با صدای بلند میگه ولش کن اگه زنگ بزنی باهات بد حرف میزنند تو الان از لحاظ مداری خیلی افت کردی خیلی شکست بدی خوردی همش میخان ازت بپرسن که چرا رفتی تهران و ترکیه چرا همینجا نموندی چرا ال چرا بل و هزارتا چرایی دیگه که باعث شده بترسم و عزت نفسم بیاد پایین و با هر ترفندی از تماس گرفتن با مشتری های قدیمی و جدیدم دست بکشم و بپیچونم با توجه به شرایط حال حاضر که باید ثروت بسازم پول دربیارم ولی اینقدر این ترس برمن غلیه کرده که شدم یه مرده متحرک و بی انگیزه.. خب راه چاره اش رو پیدا کردم و با توجه به این دوره مهاجرت به مدار بالاتر دارم پا روی ترسهایم میذارم و با هر ترفند و زور و …. به مشتری هام زنگ میزنم و ارتباط میگیرم درسته که خیلی کم تعداد زنگ زدن هام ولی دارم شروع به تغییر میکنم، البته بگما من برای تغییر اصلا مقاومت نداشتم ولی اینبار دارم خیلی مقاومت میکنم ولی نمیذارم پیروز بشه این شیطانه گُلابی، فعلا دارم با تمرین روی توحیدی بودنم خدای درونم رو بیدار میکنم که بر شیطان درونم غلبه کنم به امید خدا انشالله اینم راهکار منه با که با فایل های توحیدی شروع کردم و به این گام ها هدایت شدم خداروشکر
حالا درباره این ترفند پونزی بگم بهتون خیلی جالبه.. یه دوره ای منوعشقم به نتورک دعوت شدیم و گُول این ترفند رو خوردیم که توی نتورک به همه چی میرسید مثلا شعارشان این بود که تا کی میخای برای دیگران کارکنی؟ یا تا کی میخای توی بانک بشینی و پولای مردم رو بشماری؟؟ و از این خزولات بی اساس که ماهم گول این خزولات رو خوردیم رفتیم اونجا که پولدار بشیم ماشین بنز و بی ام و بخریم متاسفانه هرچی داشتیم هم دادیم و کلی هم بدهکار شدیم و وقتی به خودمون اومدیم دیدیم ای واییییییییییی هیچی نداریم رفتیم زیر صفر خیلی زیر صفر، اعتبار شخصیت زندگی انسانیت همه چیمون به باد رفته بود ولی خوب خداروشکر زود به خودمون اومدیم و این شد برای ما تجربه و بعدها هرکی مارو دعوت میکرد خیلی راحت میگفتیم نه چون دوست نداشتیم که دوباره اون روزها رو تجربه کنیم.. نتورک فقط برای ما دوتا سود داشت یکی اعتماد بنفس و جسارت مارو برده بود بالا اونم اصولی و دومیش این بود ما رو با یه فرشته نجات آشنا کرد به نام استاد عباس منش که تمام اون دوسالی که ما توی نتورک غرق شده بودیم رو فراموش کردیم و ساختیم دوباره خداروشکر
خب اینم بخشی از تجربیات من بودش که دوست داشتم اینجا بنویسم
مریم بانو خیلی سپاسگزارم ازتون و همچنین استاد عزیزم، امیدوارم هرجا که هستید شاد، سالم، سعادتمند دراین دنیا و آخرت باشید خیلی دوستون دارم عاشقتونم از راه دور میبوسمتون بغلتون میکنم ماچ بوس بغل به امیددیدار تو پرادایس
خدایا شکرت
سلام
من هنوز فایلو ندیدم ولی بی صبرانه مشتاق دانلود هستم
نهایت تشکرو از شما و گروه فعالتون دارم
نهایت تشکر از تک تک اعضای سایت و از همینجا یه دنیا عشق رو براشون میفرستم و ارزوی روزبه روز پیشرفت سریعتر رو براشون دارم
واقعا بی منت تجربیاتشون رو میزارن توی سایت
بعضی وقتا دیونه میشم از خوندنشون بعضی وقتا که وسوسه های شیطانی میان سراغم نظر نظر بچه ها و فایلهای استاد که بعضی جاهاش کلماتو غلط تلفظ میکنن بعد توی همون فایل درستش میکنن مهر تایید میشه برام واقعا من خیلی نتیجه گرفتم خیییلییی خداروشکر در زمینه ی روابط درزمینه ی سلامتی و نشونه هاا در زمینه ی توحید و…با وجودی که اونطوری که باید کار نمیکنم
نحوه ی اشنایی من با سایت مثه خیلیاتونه
دقیقا معنی حرف استاد درک کردم توی فایل قبلی که گفتن من کارو سپردم به خدا و هیچ گونه تبلیغی نکردم
من شاید 6 ماه قبل از اشنا شدم با سایت فایل سه برابر کردن درامد رو دیدم برام جالب بود ولی مهم نبود تا این که یه روز توی یه شرایط حاد یه فایل از استاد و یکی دیگه از یه نفر دیگه گوش دادم و اصلا نمیدونم چی بود و چطور رفتم توی سایت استاد عضو شدم باوجودی که اون فایل دومم از یه ادم خیییلی سرشناسه همه میشناسن
حتی تا به امروز وارد سایتون نشدم
اینا فقط کار خداست و از همون موقع جسته و گریخته دنبال میکنم الان بیشتر شده و انگار کم کم دارم میرم مدار بالاتر ادمایی منفی که به زور نگهشون داشته بودم خودشون فاصله گرفتن….
و خداروهزارررر بار شکررررر
به قول استاد به یکی پول بدی بیا اینجا تا توی مدارش نباشه نمیاد
من دوستانی دارم که از شدت عصبی بودن حال خوبی ندارن و شدید افسردن ولی توی این مدار نیستن حتی حاضر نیستن یه فایل انگیزشی گوش بدن
زانوی شکررر بجا میاورم که من دراین مدار بودم الهییی شکر
و با قلبی سرشار از شکرررر گزاری برای تک تک شماها بهترین میخوام
و استاد گرامی از این که این همه خالصی این همه بزرگ منش احسنت بی شک خدا به خود نمیگفت احسنالخالقین اوست که برهمه چیز اگاه ست
ایییین همه فایلهای رایگان پراز نکات کلیدی
سپاسگذارم سپاسگذارم سپاسگذارم