مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع» - صفحه 18 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»
    104MB
    26 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»
    25MB
    26 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1712 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1541 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    تمرین دانشجویان پروژه مهاجرت به مدار بالاتر

    تجربیاتی را به یاد بیاورید که به خاطر عدم درک قانون، در دام ضررهایی با الگوی ترفند پونزی افتادید. منظور از ترفند پونزی، هر ترفندی است که:

    به شما وعده ی یک شبه پیمودن ره صدساله را میدهد؛

    – زمانی که در اینستاگرام عضو و آن را کاملا مانند اکنون حذف نکرده بودیم دو بار در دام چنین اشخاص و موسسه هایی گرفتار شدیم یکی از آنها وعده ی یک شبه پولدار شدن با هر سرمایه ای را به ما داد که به آنها اعتماد کرده و پولی که به عنوان پس انداز داشتیم را در اختیار آنها قرار دادیم که متاسفانه کاملا نابود شد بعدها متوجه شدیم چندین هزار نفر در دام این شخص گرفتار شده ولی او با خیالی آسوده به ترکیه سفر کرده و برای خود ویلا ماشین و خانه ای گران قیمت خریداری کرده بود و ادعا داشت که هیچ فردی پولی به او پرداخت نکرده است

    هر ترفندی که اساس آن طمع است نه خلاقیت و ارزش آفرینی:

    -دومین مورد آن باز هم در اینستاگرام بود در رابطه با پروژهای هنری و تایپ متون مختلف به اشخاص که ما باید برای انجام آنها پول واریز می کردیم تا کار شروع شود و سپس دست مزد پرداخت گردد ما نیز چنین اقدامی انجام داده ولی هیچ پروژه ای که در کار نبود به کنار تمام پولی را هم که پرداخت کرده بودیم نابود شد به همین دلیل زمانی که به آنها پیام دادیم که از دست شما شکایت خواهیم کرد تمام مشخصات و اطلاعات خود را پاک کرده و به صورت کامل متواری شدند

    هرترفندی که اساس آن احساس بی لیاقتی و ناتوانی درباره خلق شرایط دلخواه در زندگی است:

    -بار سوم سالهای پیش بود که پولی به شخصی پرداخت کردیم تا برای ما سهام خریداری کند که البته به خاطر احساس بی لیاقتی و عدم ارزشمندی سهامی را برای ما خریداری کرد که اکنون پس از گذشت حدود 5 سال هم چنان 50 درصد در ضرر قرار دارد و شرکت هایی که سهام آنها توسط این شخص برای ما خریداری شده همگی ورشکسته هستند

    -بار چهارم باز هم به خاطر عدم احساس لیاقت و ارزشمندی و ناتوانی از فروش محصولات خود محصولاتمان را در اختیار شخصی برای فروش قرار دادیم و او هم پول و هم محصول ما را دزدیده و هر زمان به او زنگ می زنیم با ما وعده می کند و هیچ گاه سر قرار حاضر نمی شود

    -بار پنجم باز هم به خاطر عدم احساس لیاقت و ارزشمندی پول خود را در اختیار شخصی قرار دادیم که برای ما موبایل خریداری کند چون فکر می کردیم خودمان توانایی و آگاهی لازم را نداریم و او تمام پول را کلاه برداری کرد ولی این بار با دانستن قوانین و کار کردن بر روی باورهایمان به لطف دوره های استاد و هدایت های خداوند پس از یک سال پول ما را پس داد که البته ارزش آن یک سوم شده است

    اگر شما هم چنین تجربیاتی دارید، در بخش نظرات بنویسید چه درسهایی از این تجربیات تلخ گرفتید و چگونه از این درسها برای رسیدن به نتایج پایدار استفاده کرده اید؟

    -خدا را شکر اکنون که بیشتر و بهتر بر روی باورهای خود کار می کنیم به هیچ وجه با چنین اشخاص کلاه بردار و موسساتی این چنینی مواجه نشده ایم اینستاگرام و تمام شبکه های اجتماعی را به صورت کامل حذف کرده و از این بابت بسیار بسیار خوشحال هستیم

    -اکنون خودمان با تحقیق و بررسی اقدام به خرید می کنیم اینگونه حتی اگر جنس خوبی هم تهیه نکنیم برایمان تجارب زیادی به همراه خواهد داشت تا اینکه بخواهیم پول خود را در اختیار دیگران قرار داده تا آنها اقدام به خرید کالایی برای ما کنند

    -هرگز پیش از تحویل جنس پول آن را تحت هیچ عنوان پرداخت نمی کنیم و از هر شخصی قصد خرید داریم بیعانه و پیش پرداختی نپرداخته و نقدا اقدام به خرید و فروش می کنیم

    -خودمان با مراجعه به افراد و موسسات اقدام به فروش اجناس خود کرده که آن هم به واسطه ی افزایس احساس لیاقت و عزت نفس ما و به لطف آموزه های بی نظیر استاد عزیز و لطف خداوند است و ما که زمانی حتی نمی توانستیم اجناس خود را هزار تومان بفروشیم بسیاری مواقع پیش آمده که افراد به دنبال ما برای خرید اجناس مان امده و خرید و فروش های عالی را تجربه کرده ایم

    حتی در حالت هوشمندانه، چطور از این نوع تجربیاتی که اطرافیان شما داشتند، درس گرفتید؟ یعنی بدون اینکه درگیر این دام شوید، برای خود تصمیمات از پیش تعیین شده ساختید تا در چنین لحظاتی قانون را به یاد بیاورید و در دام این ترفندها نیفتید؟

    -اکنون که بر روی باورهای خود کار می کنیم خدا را صدها هزاران بار شکر با چنین ترفندهایی مواجه نشده و سعی می کنیم با تحقیق و بررسی و جمع آوری اطلاعات از اینترنت و اشخاص جلوی ضررهای احتمالی را بگیریم

    اشخاصی را تاکنون به تازگی در اطراف خود مشاهده نکرده ایم که در دام چنین اشخاصی گرفتار شده باشند که به خاطر تغییر مدارمان از فقر به ثروت به دلیل گوش دادن به فایل های بی نظیر استاد عزیز است اما در گذشته اشخاصی مانند خود را در اطراف مان زیاد دیده بودیم از جمله یکی از درس هایی که از آنها یاد گرفتیم این بود که هرگز مدارک خود را نزد افرادی که از ما کلاه برداری کردند نبریم چون آن را از ما گرفته و از بین می برند

    و سوال اساسی تر این است که: آیا هنوز هم آن درسها را به یاد دارید و آنها را در روند پیشرفت خود لحاظ می کنید؟

    -بله 100 درصد از آنها استفاده می کنیم چون چندین بار در دام چنین اشخاصی گرفتار شدیم و به هیچ وجه حاضر نیستیم دو مرتبه تجربیات تلخی در این زمینه داشته باشیم

    درباره تجربیاتی بنویسید که به خاطر درک قانون تکامل، به جای طمع ورزیدن، به این نوع ایده ها و وعده ها با اطمینان “نه” گفتید چون می دانستید که تنها راه رسیدن به خواسته مد نظر، آماده کردن ظرف وجودتان و مهاجرت به مدار آن خواسته است.

    -اکنون به هیچ وجه برای فروش محصولات خود عجله نداریم که بخواهیم آنها را در اختیار شخصی قرار دهیم تا اقدام به فروش آن کند با کار کردن بر روی دوره ی بی نظیر احساس لیاقت و ارزشمندی و عزت نفس خودمان اقدام به فروش کالاهای خود کرده و از فروش آنها لذت می بریم

    -هر جنسی که بخواهیم خریداری کنیم خودمان به دنبال گشتن اطلاعات مشخصات و قیمت آن در سایت های مختلف و توجه به میزان رضایت کاربران هستیم تا اقدام به خرید کنیم و پول خود را در اختیار اشخاص برای خرید قرار نمی دهیم

    -به هیچ وجه هیچ پولی را از پیش برای دریافت محصولی در آینده پرداخت نمی کنیم مگر اینکه سایت بسیار معتبر باشد اطلاعات سایت مورد نظر را چک کرده مجوزهای آن را در نظر گرفته سپس اقدام به خرید می کنیم

    -همواره سعی می کنیم برخلاف گذشته که بر دیگران و توانمندی های آنها حساب می کردیم توانمندی های خود را در نظر بگیریم و بدانیم هر کسی می تواند مهارت ها و توانمنذی های خود را بهبود دهد و مهم تر از همه خداوند همواره هدایتگر و حمایت کننده ی ماست او اطلاعات لازم را در اختیار ما قرار می دهد و ما را به سمت افراد مناسب و مکان های مناسب هدایت خواهد کرد

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    لیلا گفته:
    مدت عضویت: 1351 روز

    بنام خدای همیشه همراهم

    یه سلام پر انرژی به استاد جانم و مریم بانوی زیبا خدا قوت

    حدود دو ماه پیش یکی از اعضای نزدیک خانواده به من گف خانوم فلانی فاکتور طلا میبنده و اگر پول بزاریم اینقدر سودمیده یه مبلغ بالایی پیشنهاد داده بود و شما هم که علی ینی همسرم پول داره بیایین سرما گزاری کنین و برای خودت درآمد داشته باش اصلن به علی هم نگو ( این وسط هم بگم که من متوجه شده بودم اینا با اینکه درآمد آنچنانی نداشتن اما یه سری لوازم منزل تغییر دادن پول زیادی خرج میکنن تماس تلفنی خیلی زیادی دارن با فامیلا و جابجایی پول زیاد انجام میدن تعجب کرده بودم اما هیچ سوالی نپرسیده بودم این بنده خدا فاز عجیبی گرفته بود مدام میگف خدا اگر بخاد درست کنه یه شبه همه چی تغییر میکنه)

    خلاصه وقتی پیشنهاد دادن من شک کردم و گفتم یه جای کار ایراد داره ینی چی اینهمه پول و چون دوره عزت نفس را کار کردم خیلی راحت به طرف گفتم من تمایلی ندارم به اندازه کافی خیر و برکت داریم و فکر می‌کنم این قضیه و نگذاشت حرفم تموم بشه گف نه مطمئنه بابا ما داریم هر ماه سود میگیریم تک تک نام برد کیا عضو شدن و… خلاصه منم چون خیلی گارد گرفته بود گفتم بسلامتی انشالله که خیره

    همون جا یه حسی بهم گف چرا قدرت را دست فلانی دادن چرا روی غیر خدا حساب باز کردن این یعنی شرک و ته دلم به خودم آفرین گفتم بابت این نگرش و شناخت درست

    بعد دراه بازگشت به منزل داخل ماشین موضوع را اینجوری برای همسرم باز کردم

    علی خدا را هزاران بار شکر که در مدار عشق و شادی و ثروت هستیم خدا را شکر میکنم که کسب و کار پر رونقی داری خدا را شکر که استاد را داریم خدا را شکر که خداوند اینقدر هوامونو داره خدا را شکر که سلامت عقل داریم من خیلی خوشحالم و امشب خودم را تحسین کردم هر اندازه که یاد گرفتم درست رفتار کردم و براش توضیح دادم گف آفرین به توو و اونم همین جملات شکرگزاری را بیان کرد محکم خودمون را تشویق کردیم و گف با توجه به مداری که فلانیا دارن طبیعیه که این چنین اتفاقاتی را تجربه کنن و اگر واقعن همچین چیزی باشه اینهمه افراد کله گنده هستن نوبتش به اینا می‌رسید واقعن؟؟ و گف طولی نمی‌کشه که روزهای سختی را تجربه میکنن و واقعن درد داره

    خلاصه من داخل دفترم هم این موضوع را نوشتم و از خداوند بابت لطف و رحمتش تشکر کردم و این مهری بود برای تایید مسیرمون برای ذوق بیشتر جهت ادامه دادن مسیرمون

    بعد از اون شب دیدم اونا چقدر به در و دیوار میخورن چقدر آشفته هستن چقدر زندگی شلوغی دارن و اون پول باد اروده همون جور از دستشون میره چند بار بیمار شدن تصادف کردن ماشین خراب شد واقعن وحشتناک بود

    و جهان به اونا میگف این مسیر اشتباهه ولی آنها کر و لال هستند

    و ثروتی که از راه درست به دست بیاد زندگی را لبریز از عشق میکنه

    و بارها گفتم خدایا هر چه که داریم در هر نقطه ای که هستیم همه از لطف و رحمت و قدرت توست خدایا ما خود را به تو سپرده ایم خودت هدایت و حمایتمان کن وای که چقدر آرام هستم و خداوند به زیبایی از ما مراقبت میکنه بعد نجوای ذهنی که شکست خورده بود از راه دیگه ای وارد شد و مدام میگف تو که مدار خوبی داری چیشد که فلانی این پیشنهاد را داد چرا در این موقعیت قرار گرفتی؟ و دوباره با لبخند جواب دادم جهان هر آنچه را که می آموزی از تو می آزماید برای اینکه به کلاس درس بالاتر برم نیاز بود که این امتحان را با موفقیت پاس کنم ( من داخل دفترم این گفتگوها را انجام میدم) و ذهنی که همیشه غر غر میکنه را خاموش میکنم و ترس هایی که همیشه فعال هستند ترس حرف مردم موقع طلاقم ترس جدایی از بچه هام که بعدن منو نخان

    و دوباره فایل استاد در مورد داستان قرآنی مادر موسی و سپردن به خداوند و داستان یعقوب و یوسف

    باور کنین به خودم هزاران بار میگفتم لیلا تا به اینجا مسیر درست بوده نتایج گواه هستن

    الان هم به خداوند بسپار مثل دفعات قبل مادر هستی احساس داری همه قبول و درست ولی اگر بیقرار باشی گریه کنی یعنی به خدا ایمان نداری که نا آرامی به خدا سپردن یعنی آرامش قلب آرام‌ش روح آرامش ذهن یعنی ناسپاسی پس با قدرت به خدا بسپار مثل مادر موسی و نتیجه درست بگیر اگر به نجوای ذهنت دل بدهی تو را به چاه می‌کشاند از مدار خارج می‌کند و حالت بدتر می‌شود و طبق قانون فقط احساس خوب برابر با اتفاقات خوب است

    و خدا را شاهد دارم که طی این چهار سال با قدرت زندگی کردم بچه هام سالی یکبار یا دوبار منو میبینن احترام زیادی برام قائل هستند روابط با پدرشون خوبه من زنگ میزنم کاری داشته باشم و تموم آدمایی که منو تحقیر کردن حتی ترک کردن که تو بی احساسی و درکی از مادر بودن نداری بچه ها تو چطوری دست نامادری دادی و.. و.. همگی منو مستقیم تحسین کردن بخدا یک به یک گفتن ما را ببخش تو بهترین کار رو کردی و من همیشه میگفتم من باید به خوشبختی برسم من باید به فکر خودم باشم مسیر من اینه

    و مسیر بچه هام هر چه که هست خداوند هدایت میکنه الان که پسرم دوازده ساله و ده ساله هستن گاهی یه چیزی به گوشم میرسه که اونم طبیعیه به خودم میگم هر آنچه که باید تجربه کنند نیاز آنهاست و مثل آدمهای دیگه که راه های مختلفی را می‌روند تا به خوشبختی برسند و من قدرت تغییر مسیر کسی را ندارم خداوند خودش خوب بلده باور کنین که گفتن و نوشتن این حرفها این چالش های زندگیم به من قدرت میده و خداونده که راه حل را به من میگه و من یاد میگیرم و عمل میکنم و احساس خوشبختی میکنم و لذت میبرم خداااا شکرت

    خدایا شکرت بابت این آموزه های ناب

    استاد شما بی‌نظیری آفرین به شما که اینقدر خوب آموزش میدین

    تک تک فایلهای رایگان و کامنتهای دوستان پر از باورهای زیباست پر از گوهره هر بار یه چیز جدید یاد میگیرم چون ذهنم آمادگی بیشتری پیدا میکنه درکم بیشتر میشه و همه چی خوبه همه چی

    عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    فاطمه وطنی گفته:
    مدت عضویت: 1425 روز

    به نام خدای هدایتگر

    که هرچه داریم ازآن اوست .

    سلام به استاد بزرگ ،مریم جان وتمام دوستان هم مدارم …

    خدا را شکر و سپاس بابت این آگاهی های ناب

    ترس و طمع

    واقعا ترس چیز عجیبیه .

    وقتی انسان از چیزی می‌ترسه اون ترس بزرگ و بزرگتر میشه ولی وقتی پا روی ترس میذاریم میبینم چقدر به خاطر چیزهای مسخره میترسیدیم .

    ترس از تاریکی ،ترس از اینکه اگه این کار انجام بدم مردم چی میگن ،ترس از تغییر و….

    ولی وقتی پا روی ترس هام گذاشتم خیلی بهتر شدم ،یادم برای اولین باری که میخواستم برم برای مربی گری یوگا و یوگا تدریس کنم خیلی ترس داشتم ولی به امید خدا ،وقتی انجامش دادم ،بعد چند سال به خودم میخندم که چطور با تمام استرس وارد کلاس مربیگری شدم و…

    فقط پاشنه آشیل م قبلاً ترس از شوهرم بود که مدام از ترس دروغ میگفتم بهش ولی از وقتی پیش خودم گفتم من راستش و میگم میخواد هر چی بشه بشه فوقش چی میشه …عصبانی میشه دیگه از این بالاتر که نیست ودیگه به خودم قول دادم حتی در بدترین شرایط از ترس بهش دروغ نگم .با این کار خیلی عزت نفسم بالا رفت ،وهنوزم باید روی این پاشنه آشیلم کار کنم که حرف مردم برام مهم نباشه حتی اگه یک روزی هم من وشوهرم ازهم جدا شدیم .چون از این مورد میترسیدیم که اگه من وشوهرم جدا بشیم ،مردم در مورد من چی میگن والان برام خیلی کم اهمیت شده ترس از تنهایی ،ترس از حرف مردم

    با آگاهی های چند فایل ( عزت نفس رایگان )خیلی نتیجه گرفتم .

    حتما دوره عزت نفس میخرم .

    من تو این چند سال که با استاد عزیزم آشنا شدم خیلی تغییر کردم وکلی نتیجه گرفتم

    ومیخوام بیشتر روی خودم کار کنم.

    وخدا راشکر میکنم

    استمرار خیلی مهمه خیلی …

    جواب سوال 2 .

    واقعا این شرکت ها چیه

    من خودم یک دفعه تو این شرکت ها که اصلا معلوم نیست چیه شرکت کردم و نمی‌دونم چرا یک میلیون تومن سرمایه کردم و بعدش به من گفتن زیر مجموعه بگیر ،که خدا راشکر نگرفتم وبعد متلاشی شد شرکت ،بعدش به خودم گفتم دیگه از این کارها نمیکنم .

    واقعا درس بزرگی بود برام .

    فقط یک میلیون از دست دادم .

    خیلی حسرت خوردم ….ولی درس گرفتم و راه استاد در پیش گرفتم

    استاد چیزی های که میگید واقعا باید با طلا نوشت.

    وخدا راشکر که در مسیر آگاهی قرار گرفتم …

    تو گام سوم در مدار بالاتر

    خیلی حسم خوبه

    ممنون از شما

    در پناه خداوند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    یاسمن ایزانلو گفته:
    مدت عضویت: 1613 روز

    کامنت سی و ششم

    23 دی 1403

    تعهد اول:

    امروز بدون آمادگی قبلی و برای اینکه نتیجه ی کارم طبیعی تر بشه، از خودم فیلم گرفتم و چقدر هم فیلمم خوب شد. ادیتش کردم و توی کانال تلگرامم گذاشتمش. خدایا شکرت به خاطر این قدم های آهسته و پیوسته. سپاسگزارم.

    تعهد دوم:

    گزارش پیشرفتم رو توی کامنت های سایت نوشتم.

    تعهد سوم:

    امروز یک نسکافه ی جانانه خوردم و حسابی انرژی گرفتم. شارژ شدم و کلی کیف کردم. خدایا شکرت.

    امروز هم با دخترم بازی کردم و نیازهاش رو برطرف کردم. کلی از حضورش در کنارم لذت بردم. امشب هم از خدای مهربونم خواستم که همیشه برام سالم و سلامت نگهش داره و بهش عمر طولانی و با عزت بده. خدای مهربونم هم گفت حتما این کار رو برام انجام میده چون نزدیکه و درخواست درخواست کننده رو اجابت میکنه.

    با بابای خوبم صحبت کردم و قرار شد از تهران بیاد اصفهان پیش من و چند روزی پیشم بمونه. امشب تو راهه و انشالله صبح زود اینجاست. خدایا شکرت که دارمش. هزاران مرتبه شکرت. سپاسگزارم.

    امروز کلی خندیدم. علاوه بر فایل های استاد عزیزم، در طول روز وقتی دخترک نازنینم بیداره و من نمیتونم کاری انجام بدم، خودم رو با چیزهای خنده دار سرگرم میکنم. خدایا شکرت به خاطر خنده های امشبم. سپاسگزارم به خاطر حامد آهنگی که آفریدی و انقدر پر انرژی و باحاله. بهش از تمام زیبایی های دنیات ببخش که انقدر ما رو خوشحال میکنه.

    من برای دانلود فیلم و تاک شو از راه قانونی اقدام کردم. با اینکه میتونم برم توی تلگرام و تمام فیلم ها رو به صورت غیر قانونی و رایگان دانلود کنم، اما به جاش رفتم از فیلیمو اشتراک خریدم و الان با خیال راحت همه چیز رو از تلگرام دانلود میکنم. اما امروز اتفاقی که افتاد این بود که فهمیدم یکی از برنامه های مورد علاقم رو فیلیمو پخش نمیکنه. بلکه فیلم نت پخش میکنه. من هم کلی از قسمت هاش رو دانلود کرده بودم و یک قسمتش رو هم دیده بودم. دو دل بودم و میگفتم اشتراک فیلیمو دارم، دیگه فیلم نت رو بیخیال شم. اما قلبم میگفت به اندازه ی یک ارزن نمیتونم حق کسی رو بخورم و جوابشو پس ندم. این کاری که میکنم هم فراموش نمیشه و در نهایت جزاش به خودم برمیگرده. این شد که رفتم اشتراک فیلم نت رو هم خریدم. کاری که درست باشه، قلب رو راضی میکنه. خدایا شکرت که قلبم راضی شد. سپاسگزارم که کمکم کردی در مسیر درست قدم بردارم. وقتی من سمت خودم رو درست انجام میدم، جهان باید سمت خودش رو درست انجام بده. جهان قطعا سمت خودش رو درست انجام میده. خدایا شکرت. سپاسگزارم.

    یادمه استاد میگفتن علایقتون رو با هم ترکیب کنید و ازش یک چیز جدید بسازید. من فهمیدم به تدریس علاقه دارم و همچنین طنز و کمدی رو خیلی میپسندم. برای همین الان دارم به صورت طنز و بدون کات کردن، تدریس میکنم و هر اتفاقی که وسط تدریسم میفته رو با زبان طنز بیان میکنم. خودم یادم میاد به معلم های شوخ بیشتر از معلم های خشک و جدی علاقه داشتم. خدایا شکرت که برام راه رسیدن به این خواسته رو هموار کردی و کمکم کردی هر بار که دارم فیلم برداری میکنم، اتفاقات بامزه بیفته. ازت سپاسگزارم که در لحظه کلمات طنز رو به ذهنم میندازی و کمکم میکنی خروجی کارم رضایت بخش باشه. خدایا شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    حمید سامیر گفته:
    مدت عضویت: 1709 روز

    چطور غلبه کنیم بر ترس هامون؟

    همیشه این ترس ها با ما هستند ، هیچ وقتی نمیرسه که این ترس ها از بین برن، ما در حالی که میترسیم عمل میکنیم

    توی قرآن هم همینطور بوده ، همیشه ترس ها بوده ولی درحالی که میترسیدند عمل میکردند

    داستان موسی که میخواست بره با فرعون صحبت کنه ، چقدر ترس ها توی وجودش بود که من آدم کشتم از اینها ، اونها حرف های من رو باور نمیکنند و…

    درحالی که میترسید ، تول میکردند و عمل میکردند

    جمله استاد : وقتی که من اومدم تهران ، میگفتم درست میشه دیگه ، یه راهی پیدا میشه ، حل میشه

    اون عزت نفسه ، اون ایمان به خداونده ، اون توکله کمک میکنه

    این ترسه ، این نجواهه همیشه با آدم هست ، حتی برای آدم های خیلی موفق ، حتی برای پیامبران

    اونی که عزت نفس بالایی داره ، به قول قرآن اون کلام امید بخش خداوند رو بیشتر میشنوه تا اون ترس و نگرانیه

    خداوند کلام الله رو بالا میبره ، کلام شیطان رو پست میزنه

    ولی کسی که عزت نفس پایینی داره ، بیشتر صداهای نجواها رو میشنوه

    کاری که ما باید انجام بدیم ، با تغییر باورهامون کلام الله رو بالا ببریم

    وقتی اینکار رو میکنیم ، اون ترس ها رو کمتر میشنویم

    این شک ها ، این ترس ها ، این نگرانی ها همه ابزار شیطانه

    این ما هستیم که باید از ترس هامون غلبه کنیم

    ما هستیم که باید ایمانمون رو قوی کنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    Michael گفته:
    مدت عضویت: 4100 روز

    سلام و درود فراوان استاد عزیزم

    نکات و یادداشتهای خودم از این قسمت رو مینویسیم.

    همه ما یکسری ترس‌ها را داریم یعنی هیچ وقت نیست که این ترس‌ها از بین بروند ما در عین حال که میترسیم عمل میکنیم و توی داستان پیامبران هم میبینیم با وجود اینکه ترس داشتند توکل میکردند و اقدام میکردند.

    مهم اینه که ما با وجود اینکه ترس داریم شجاعانه اقدام کنیم و قدم در دل ناشناخته‌ها بذاریم، خیلی افراد هستند که سالها برای اقدامهایی همچون مهاجرت، جدایی، شروع یک کار جدید و … به خاطر ترس‌هاشون اقدام نمیکنند.

    غلبه بر ترس‌ها نیاز به شجاعت و ایمان دارد و همانطور که استاد اشاره میکنند از این روش جواب گرفتند و این روشی است که جواب میدهد، غلبه بر ترس‌ها بدون ایمان و شجاعت امکان پذیر نیست.

    وقتی آدم میخواهد به خواسته ای برسد باید بهای آن را بپردازد باید شجاعت تغییر رو داشته باشد، یعنی با وجود اینکه میدونیم وارد ناشناخته‌ها میشیم میدونیم که روحیه حل مساله و رشد رو داریم میریم که مسایل رو حل کنیم و با تغییر روبرو بشیم.

    وقتی قوانین حاکم بر جهان را بدانیم بدون اینکه زجر بکشیم و اذیت بشیم رشد میکنیم.

    وقتی وارد یک موضوع جدید میشویم و تغییر میکنیم، با عزت نفس، ایمان و توکل به خداوند و اینکه میتوانم مساله را حل کنیم و خدا بدون شک کمکمون میکند و ما را به مسیر درست هدایت میکند باعث میشه که وارد دل ترس‌ها بشیم و قطعا و بدون شک خداوند به شجاعان پاسخ میدهد.

    ترس‌ها توهم هستند، ترس از یک موقعیت و کار جدید، ترس از تاریکی، ترس از بیماری، ترس از پیری، ترس از جدایی و تنهایی، ترس از آدمهای جدید و … توهماتی هستند که افراد دارند که مانع حرکتشون میشود.

    وقتی ترسی هست باید اقدام کنیم و بهش حمله کنیم و وارد دلش شویم تا حل بشه. شک و تردید و دو دلی و … همه اینها ابزارهای شیطان هستند که ما را از مسیرمون دور کند.

    وقتی با عزت نفس وارد دل ترس‌ها میشیم به جایی میرسیم که دیگه ترس معنایی نخواهد داشت. استاد به پاشنه‌های آشیل اشاره کردند که مواردی همچون ترس از حرف مردم و … همیشه باید روشون کار کنیم و هر بار سعی کنیم بهتر بشیم، پاشنه‌های آشیل همیشه هستند ولی باید هر سری که روی خودمون کار میکنیم بهتر شویم.

    وقتی از ترسها عبور میکنیم و وارد دل ترسها میشیم نتایج حاصل میشوند، رشد میکنیم. وقتی تغییر میکنیم و از آن ترس نداریم رشد میکنیم، خلق میکنیم و با ایمان و توکل پیش میریم و اگر لازم باشه مسایل را حل میکنیم و یا دوباره میسازیم. همه چیزهایی که بدست آوردیم با حرکت و تغییر به وجود آمدند پس برای رشد و ساختن باید حرکت کنیم.

    اگر روی خودمون کار نکنیم ترس‌ها دوباره به سراغمون میایند و باعث کم شدن ایمان و حرکتمون میشوند، باید همیشه روی خودمون و باورهامون کار کنیم.

    کسانی که از دوره‌ها استفاده میکنند و باور میکنند و روی خودشون کار میکنند علاوه بر رشدی که دارند از بسیاری ضررها پیشگیری میکنند، مثلا وقتی سیستم‌های پونزی که مطرح میشود و میخواهد طمع آنها را هدف قرار دهد که در نهایت باعث ضرر زیادی میشود، پیشگیری میکند و این افرادی که روی خودشون کار میکنند و قوانین را درک میکنند باور دارند که برای ساختن ثروت نیازی به همچین چیزهایی ندارند یاد میگیرند که باید مولد باشند و پروسه تکامل را طی کنند نه اینکه پولی پرداخت کنند که افراد دیگری برای آنها ثروت خلق کنند.

    در واقع آگاهی ما بیشتر میشود و قوانین را یاد میگریم و سعی میکنیم طبق قانونی که سالهای سال وجود داشته و خواهد داشت عمل کنیم، قوانینی که برای همه حتی پیامبران به صورت یکسان و بدون تغییر کار کرده است.

    تمام افرادی که درگیر سیستم پونزی میشوند افرادی هستند که فقیر هستند، توی مدار فقر هستند و همه این اتفاقات توی کشورهای جهان سوم می‌افتد.

    یه مثالی رو بزنم که چند ماه قبل برای یکی از افراد فامیل ما رخ داد:

    ایشون با وجود اینکه قبلا توی دوره‌های استاد شرکت کردند و مدتی رشد زیادی داشتند و وقتی شنیدم همچین کاری کرد برام سوال بود و ازش پرسیدم گفتم مگر تو قوانین رو نمیدونی؟! چرا همچین اقدامی کردی و فکر میکنی که جواب میده؟!

    مساله از این قرار بود که از طریق گروه تلگرام افرادی ارزهای دیجیتال خریداری میکردند و با آمار و ارقام دروغ، طمع آنها را تحریک میکردند و بیشتر سرمایه گذاری میکردند، افراد با مقایسه قیمت دلار و ارقام اشتباهی تحریک میشدند و از طریق ارز دیجیتال پول پرداخت میکردند که قابل پیگیری هم نبود، کار به جایی رسید که از بقیه پول میگرفت که بیشتر سرمایه گذاری کند و وقتی در این مورد با من تماس گرفت و درخواست پول کرد تعجب کردم و ازش خواستم بیشتر به این موضوع و سیستم پونزی فکر کند و بعد تصمیم بگیرد قبل از اینکه بیشتر وارد این موضوع شود. در نهایت ضرر زیادی کرد و دیر متوجه این موضوع شد.

    این مثال رو گفتم در تایید حرف گرانبهای استاد که اگر روی خودمون کار نکنیم و این مسیر رشد شخصی رو ادامه ندهیم دوباره ترس از کمبود و کم ایمانی به سراغمون میاد.

    استمرار، استمرار و ایجاد باورهای مناسب و پذیرفتن بی قید و شرط باورهای مناسب و مقاومت نداشتن، کنترل ورودی‌های ذهن، نشنیدن حرفهای جامعه، کلید خوشبختی، سعادت و ثروت و رشد و پیشرفت ما است.

    در قرآن بارها گفته شده است که حرفهای کم اهمیت و چرت و پرت رو نشنوید و در اون جمع نباشید و ورودی ها را کنترل کنید.

    این آگاهی‌ها را لازمه با خودمون تکرار کنیم و به داستان تکامل پیامبران نگاه کنیم و با کارهایی که کرده‌اند یاد میگیریم که ظرف باورهامون را بزرگتر کنیم و رشد کنیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    مهدی قربان گفته:
    مدت عضویت: 882 روز

    خدایا هزارن شکرت بابت اینکه در هر لحظه الهمات خداوند که باور دارم همین در این همون دنیا در ارتباط،باهاش،قرار داریم وخداوند که منتظر بودم که برم اون دنیا بهش نزدیک بشم خدای عشق هر چه در این دینا بهش نزدیک بهش،بشم در اون دنیا هم بهش،نزدیکتر هر چه ایمانم درونیم رو به انرژی که در وجودم خودم بیشتر احساحس کنم وبشتر روی قدرت اوحساب کنم واز آگاهی او واز قوانین او نیروی توی همین دنیا میشه نیروی عشق درونیت باهاش حال میکنی به دستورات عمل میکنی خداوندی هست نورانیتش،تمام وجودت رو می گیرد وجای برای تاریکی در وجودت نمی گزاره. ایمانی قرار بوده تو رو به دنیا ببره توی همیت دنیا. بهشت رو تجربه میکنی اون موقع متوجه ارزشمندی کخ به دنیا اومد نیاز باورهای درای که در درونت بسازی تا در مدار خیر برکات خداوند قرار بگیری خدایا مسیر ت توحید رو برایم آسان وروان کن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    مائده کردی گفته:
    مدت عضویت: 2815 روز

    سلاااااام به روی‌ماهتون

    پروردگارا شکر که‌دوباره‌فرصتی بهم‌دادی برای نوشتن

    امروز این‌ فایل در زمان‌مناسب بود

    چون من به‌خودم خیلی وقتا ظلم میکنم از بابت اینکع فراموش‌میکنم که یاداوری کنم

    که هستم و‌کجا‌هستم و‌چه بودم و‌ چه شدم

    من‌عژت نفس بالایی دارم‌ چون‌ جسارت تغییر و‌دارم

    منم عاشق تغییرم همین چیزی که استاد میگن

    امروز‌دوباره بهم‌یاداوری شد

    که من بی کله بودنم‌دلیل بر بی عرضه بودنم‌نیس

    من‌ایمانم‌قویه

    سالها تو هر مسیری که رفتم به محض اینکه میفهمیدم باید مسیرمو‌عوض کنم با عشق و‌با جسارت و‌ایمان‌ بالا دست به تغییر میزدم

    همین 3 ماه پیش‌ وقتی فهمیدم باید سالن در واقع هوم‌جیممو‌تحویل بدم چون مسیرم تغییر کرده بود و‌ تصمیم گرفتم که دیگه‌توی‌ دنس فعالیت نکنم

    با ایمان‌بالا بدون‌تردید با جسارت

    تضمیم‌به تغییر گرفتم و الان خیلی از شرایطم راضیم

    خیلی حالم‌خوبه

    درسته خونه خانواده هستم

    اما دارم‌بزرک‌میشم دارم‌رشد میکنم

    خیلی از دغدغه هام اروم‌شدن که اللن با ارامش بیشتری دارم روی مسیر جدیدم زمان‌میزارم

    هر روز‌دارم با عشق این مسیرو میرم جلو

    مسیر قوانین با عشق دارم‌ژمان میزارم

    همین‌دیروز‌اولین کارگاه شکرگزاری و‌توی‌شهرمون‌برگزار‌کرذم

    اولین‌کارکاه‌ شکرگزاری و‌من ران‌کردم

    خیلی‌برام قابل تحسینه خیلی خودمو‌افتخار‌میکنم

    من‌ اصولا اینارو‌نتیجه نمیبینم

    و‌نتایج به مالی نسبت میدم

    و این‌برای من خیای درد داره و بارها همین ویژگی نزاشته ادامع بدم

    دوباره کنترل ذهن کردم و‌انجامش‌داذم

    ایمان‌دارم‌قراره اتفاقات خوب‌بیوفته

    منم با استمرار‌توی‌این‌مسیر‌توحیدی حزکت میکنم

    حالم‌خوب

    احساسم‌خوب

    پس بنابراین اتفاقات خوب هم‌در‌حرکته به سمت من

    استاد جانم بی نهایت عاشقتونم

    شکرگزارم‌برای‌وجودتون️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    مریم دستجردی گفته:
    مدت عضویت: 2130 روز

    به نام نامی دوست که هرچه داریم از اوست سلام

    به لطف ربی جونم هدایت شدم به خواندن کامنت‌هایی که روی این فایل نوشتم . دیدم چقدر جالب در هرکدام یک سری مثال‌زدم و از یک زاویه متفاوت نوشتم.

    در اولین کامنتی که نوشته بودم، مثال نور و رنگین‌کمانی که زده بودم را خیلی دوست داشتم. بهم حس نزدیکی بیشتر با رب رو داد و همین طور نگاهی که خودم رو با دیگران مقایسه نکنم و کم ارزش ندانم‌‌. و این مثالی نیست که من بهش رسیده باشم بلکه هدایتی از جانب ربم هست. خدایا متشکرم.

    ما پاره‌ای از خدا هستیم، از جنس نور.

    وقتی باران می‌بارد و خورشید می‌تابد، رنگین‌کمان پدیدار می‌شود.

    هر یک از ما، ذره‌ای از آن رنگ‌های رنگین‌کمانیم؛

    با طول‌موج‌ها و ویژگی‌های متفاوت، اما از یک منبع.

    همه ما زیبا و باارزشیم، از یک جنسیم.

    وقتی پا به زمین گذاشتیم، درست مثل نور در منشور، تجزیه شدیم.

    این جهان، همان منشوری‌ست که نور را به رنگ‌های گوناگون تقسیم کرده.

    اما اصل ما یکی‌ست، و روزی دوباره به جهان دیگر بازمی‌گردیم.

    پس همه از نوریم، همه برابر.

    همه به یک اندازه فرصت رشد و پیشرفت داریم.

    قانون برای همه یکسان است و به یکسان عمل می‌کند.

    تنها کافی‌ست مسیر تکامل‌مان را طی کنیم.

    ( برای درک بهترش ویرایشش کردم)

    ما‌ هرچی نیاز داریم رب بهمون میگه، چقدر خوش‌حالم از نوشتن این‌ ردپا‌ها، در هر کدام مثال‌هایی زدم که در ذهنم کم‌رنگ یا به فراموشی سپرده شده بود. یادم آورد از کجا و با چه شرایطی به وضعیت الانم که به چشمم نمیاد رسیدم. لطف و رحمت رب‌العالمین ام همیشه شامل حالم بوده

    الحمدالله کما هو اَهلَهو.

    اما اهرم رنج و لذتی که مریم جان گفتن با هدف ساختن اولویت اول و بالای زندگیم، شخصیت بهتر و قوی‌تر و با‌ایمان‌تر چرا که پایه تمام موفقیت هاست.

    مثال ترفند پونزی نه تنها در پول و مال بلکه در قسمت‌های دیگه زندگیمون هم می‌توانیم بسطش بدهیم

    کجا‌ها در زندگیم ترسیدم؟ کجا‌ها طمع کردم و خواستم ره صد ساله رو یک شبه برم( لایق ندانستن خودم یا ضعیف و ناتوان دیدن خودم برای خلق شرایط دلخواه)؟ چه مثال‌هایی از دیگران دارم؟

    نزدیک‌ترین خاطره امتحان موسیقی، درسم رو درست نخوانده بودم و سرکلاس هم حواسم جمع نبود شب امتحان به نظرم حفظ کردن آن‌همه اسم و آثارشان و سبک‌ها و ویژگی هر کدام خیلی سخت بود. پس برخلاف همیشه، شروع کردم به نوشتن تقلب به جای یادگرفتن و توکل کردن. اولا تقلبم گرفته شد، دوما نمرم پایین شد از همه مهم‌تر احساس به شدت بدی داشتم و خودم رو شماتت می‌کردم.

    مثال‌ دیگه در مورد لاغری، تبلیغاتی که میگه بیا این رژیم بگیر یا فلان دارو و قرص رو بخور یا فلان عمل انجام بده معجزه می‌کند دوسوت لاغر می‌شی و بماند چه عوارضی به این جسم بی‌نوا می‌زند.

    فرد شاید یه مدت نتیجه بگیره اما به خاطر عدم طی کردن تکامل بعد یه مدت از قبلش هم بد‌تر میشه و اعتماد به نفسش رو از دست می‌دهد و هزارتا برچسب جور واجور به جسمش می‌زند‌.

    کجا‌ها تکاملم رو طی کردم؟

    ساده‌ترین و نزدیک‌ترین مثالش بقیه امتحان‌ها که باور داشتم جواب‌ها بهم گفته میشه و تقلب رو بد‌ترین رفتار می‌دانستم. درس‌ها رو خواندم و درک کردم نه حفظ کردن و سر کلاس حضور داشتم وقتی سر جلسه امتحان می‌ نشستم و برای نیم ساعت اول چیزی یادم نمی‌‌اومد امیدم رو از دست نمی‌دادم . از ربم کمک می‌خواستم. پس کلمه به کلمه، جمله به جمله بهم گفته می شد، می‌‌نوشتم. گاهی اوقات آخرین نفر می‌رفتم بیرون اما حالم خوب بود و آرامش داشتم به خاطر این که به ربم اعتماد کردم و خودم رو خوار و خفیف نکردم برای گرفتن یک سوال و یک نمره، به خودم می‌گفتم تهش ترم دیگه بر‌می‌داری.

    نتیجه شد بهترین نمرات در آن درس‌ها، بچه‌ها نالان از امتحان من راضی از هدایت رب.

    این‌ها رو می‌نویسم برای خودم تا یادم باشه هیچ وقت برای هرچیز حتی ساده‌ترین چیزها نترسم و طمع نکنم و وقار خودم رو به عنوان یک انسان حفظ کنم و به ربم توکل کنم لاجرم قدم به قدم هدایت می‌شوم به سمت نعمت‌ها و خواسته‌هام به سمت مدار بالاتر. هر وقت به هر دلیلی بخواهم دور بزنم و ره صد ساله رو یک شب برم و روی خودم یا غیره حساب کنم با مخ می‌خورم زمین. اگر درآمد می‌خواهم با شرایط و شغل دلخواهم هیچ راهی نداره جز بهبود شخصیتم، جز دیدن آنچه که رب داده و بهره بردن ازش و سپاس گزار بودن به جای ندیدن نعمت‌ها و کفور بودن و فراموشی قدرت رب وجودم. هیچ راهی ندارد جز افزایش توانایی و مهارت‌هایم.

    خدایا یاریم کن شخصیتی مولد باشم و ارزش آفرین. فردی که زیبا زندگی می‌کند و جهان را به جای زیباتری برای زندگی تبدیل می‌کند.

    از یک شخصیت قوی و مولد یک انسان ثروتمند و موفق ، یک مادر قوی و عاقل، یک همسر آزاد و مستقل در عین حال همراه و پر انرژی و شاد نشات می‌گیرد.

    یاحق.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    ادریس69 گفته:
    مدت عضویت: 3877 روز

    سلام ، امیدوارم حالتون خیلی خیلی خوب باشه

    اموزه های شما باید همواره تکرار بشن چون واقعا نیاز همواره فایل های شما رو ببینیم تا همیشه خیلی حال و فرکانسمون خوب باشه . موضع ترس رو تو این مدت اشنایی با شما خیلی خوب حل کردم . همیشه اروم هستم و به قول شما علی بی غم م نگران هیچی نیستم و ته دلم قرص که همه چیزای که میخوام به موقعش بهم داده میشه . من عاشق کار نیروگاه خورشیدی بودم اوایل یه کم نگران بودم که پولش رو چطور به دست بیارم تا نیروگاه رو بسازم ولی به لطف خدا و باور های دست که همیشه به خودم میگفتم همه چیز دست میشه مطمینم . الان کم کم داره همه چیز به خوبی حل میشه و من به ارزوم میرسم . ترس من خیلی خیلی ساده حل شد و این کار فقط با باور های درستی حل شد که شما به من یاد دادید دوستان واقعا اشنایی با این مسیر اتفاقی نبود همه ما فرکانس نسبتا درستی داشتیم و امادگی دریافت اگاهی های بیشتری رو داشتیم به خودتون افتخار کنید ما خیلییی خیلییی خوبیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: