مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع» - صفحه 21 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»
    104MB
    26 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»
    25MB
    26 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1712 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    صدف صادقی گفته:
    مدت عضویت: 928 روز

    تمرین این این فایل هم که مثال هایی برای یادآوری قانون تکامل بیاریم تا اهرم رنج و‌لذت این تکامل تو وجودمون تقویت بشه

    تمرین الف

    من تو دام هیچ ترفندی از بیرون نیوفتادم هیچ وقت ولی خودم یادمه تو کسب و کارم به خاطر عدم درک قانون تکامل یه ضرر های هنگفتی کردم

    همون اول رفتم یه مقدار سرمایه بالا ریختم خودمو کامل خالی کردم و مغازه زدم و انتظار داشتم از همون ماه اول درآمد بالایی رو‌تجربه کنم و تمام خرج و‌ مخارجم رو روی حساب درآمدی که تو ذهنم ساخته بودم ( بدون اطلاع از قانون تکامل ، ذهنم میگفت میشه اگر از قانون تکامل اطلاع داشتم همون‌موقع ذهنم جلوی من رو میگرفت و قطعا استراتژی من تغییر می‌کرد ) خلاصه بعد چند ماه زجر و استرس و فشار مادی و کاری

    چون هم یه حجم کار زیادی رو ریخته بودم رو‌خودم و به توانایی هام هم از موضع تکامل نگاه نکردم‌

    هم تو مسئله مادی چون نیاز داشتم و تنها منبع مالیم بود ریختم به هم

    و نتیجه این بود که مغازه رو جمع کردم

    و بعدا تو دوره 12 قدم متوجه اشتباه خودم‌شدم

    همون لوازم رو شروع کردم کم کم آنلاین فروختن و‌همون کار ها رو از کم و به صورت اینترنتی شروع کردم ( چون حجم کارها هم نسبت به مغازه داری خیلی کم می‌شد یه جورایی بهم فشار نمیومد که وسط راه ببرم )

    تمرین ب

    مثال هایی برای رعایت قانون تکامل

    من بعد 12 قدم ورزش ‌و کارم رو بر اساس قانون تکامل شروع کردم

    آرزوم بود بتونم تو‌خونه همیشه ورزش کنم

    و شروع کردم از 5-10 دقیقه در روز اصلا به خودم زور نمی گفتم ولی هر کاری میکردم فرداش کمی بیتشرش میکردم

    و نهایتا بعد 3 سال شده روتین زندگی ام ‌‌ و خیلی راحت می تونم هر روز ورزش کنم

    می خواستم بتونم 30 دقیقه پشت هم‌بدوم‌

    ولی خب از پیاده روی ساده شروع کردم

    از 2 دقیقه پشت هم دویدن شروع کردم و‌نهایتا تو‌ نیم‌ساعت تونستم 6 کیلومتر بدوم

    تو شغلم هم یادمه صفر صفر بودم از نظر مهارت ولی چون تو‌ ورزش جواب گرفته بودم شروع کردم‌همون مکانیسم رو. تو کار جدیدم استارت زدن

    از روزی یه آموزش کوچیک شروع کردم و‌هی گسترشش دادم و خیلی زود ولی با لذت توش مهارت خوبی کسب کردم

    کار کردن روی دوره های استاد

    وقتی آدم قانون‌تکلمل رو رعایت میکنه می‌تونه به همه کارهاش برسه

    من قبلا که تکامل نمی دونستم چیه

    مثل الان خیلی ها

    یه روز که گرم میشدم می‌خواسنم تلافی همه روزهای نکرده ام رو‌درربیارم

    خب نتیجه هم‌مشخصه چیه ! نتوانستن ، فشار ، فراری شدن ، نا امید شدن ، دلسرد شدن ، عدم لذت ، و …. نتیجه نگرفتن نهایتش میشه دستاورد عدم رعایت قانون تکامل

    یه چیز دیگه هم یادم رقت بگم

    چون دفعه اول کلی سرمایه گذاشتم واسه کارم

    دفعه دوم‌گفتن‌من هیچ پولی نمیزارم ببینم میشه با قانون تکامل از هیچ درآمد و‌مهارت کسب کنم که خدا رو شکر تیکش رو زدم‌

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    هدیه همتی گفته:
    مدت عضویت: 1721 روز

    به نام خدایی که همواره ما را هدایت می کند

    سلام بر استاد جان

    سلام بر مریم جون

    سلام بر همه دوستان عزیزم

    خدا روصد هزار مرتبه شکر به خاطر این دسته بندی جدید ارتقاء به مدار بالاتر

    من این فایل ها رو قبلا بارها گوش دادم وبا خودم بررسی کردم اما الان انگار اولین بار میشنوم و دریافت بهتری دارم.

    ترس یکی از ابزار های راهبردی شیطان است.

    من. خیلی در بعضی زمینه ها می ترسم به ویژه حرف مردم البته خداروشکر بهتر شدم ولی باز هم این ترس بر من تسلط داره. در زمینه تغییرات خیلی با آغوش باز به استقبال آنها میرم و خودم دست به تغییرات میزنم از همه ابعاد زندگی از تغییر عکس روی موبایل ام گرفته تا تغییر ورزش محل زندگی. حذف بعضی از افراد از زند گی ام تا تغییر افکار وباورای اشتباه و…

    ترس از حرف مردم باید بر روی عزت نفس واحساس لیاقت ام بیشتر. تمرکزیکار کنم از خداوند می خواهم در این مسیر به آسانترین راه هدایت ام کنه آمین

    در مورد طمع خوشبختانه تا حدی از این اغوای شیطانی دور هستم. ودر عمل هم اجرا می کنم مثلا یکی از دوستان ام در باشگاه به من پیشنهاد داد به طور مثال 50 میلیون بزار برای موسسه تولید بازیهای گیم بعدش اونا ماهی فلان مبلغ سود بهتون میدن ومن همون لحظه یاد حرف استاد درمورد ترفند پونزی وطمع ورزی افتادم چون این مطلب توی روانشناسی ثروت 1 که یکی از اعضای خانواده ام خریده بودن. منم گوش دادم و خداروشکر عمل کردم

    خداروشکر در زمینه کنترل ورودی های ذهنم خیلی مراقبت میکنم وسعی میکنم نکات مثبت دیگران وهر انچه اطراف ام هست ببینم ودر گروهایی که عضو هستم به مناسبت ورزش یا مثلا کلاس زبانم فقط مطالب مربوط به همون حوضه کاری می خونم وبقیه رو باز نمی کنم از این جهت خودم رو ایزوله کردم که البته این نتیجه عمل به دستور العمل های استاد جانم بوده است

    خدایا شکرت به خاطر قوانین بسیار آسان راحت وقابل درک و اجرا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    ساحل آرامش گفته:
    مدت عضویت: 1954 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام با استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت

    مدیریت دو خرابکار ذهنی با نام‌های ترس و طمع

    🪴شما چه ترس‌هایی داشتید که تونستید ازش بگذرید و توضیح بدید که چطور بر ترس‌هاتون غلبه کردید و توضیح بدید که کدام دوره‌ها بیشتر کمک می‌کنه برای غلبه بر ترس

    من یه توضیحی بدم همه ما یه سری ترس‌ها رو داریم یعنی همیشه این ترس‌ها با ما هستن

    یعنی هیچ وقت نیست که این ترس‌ها از بین بره ما در عین حالی که می‌ترسیم عمل می‌کنیم یعنی ترس هست

    شما توی داستان پیامبران و قرآن هم نگاه می‌کنید می‌بینید که اون ترس‌ها بوده ولی در حالی که می‌ترسیدن توکل می‌کردن و حرکت می‌کردن

    ترس‌های زیادی بوده مثلاً من توی زندگیم خیلی کارها رو کردم که نیاز به شجاعت داشت

    مثلاً من یادمه یکی از دوستامون هست این بنده خدا خیلی ساله که می‌خواد مهاجرت کنه بعد همش میگه چه جوری من چیکار کنم چه جوری باشه چه جوری نباشه و فلان و اینا

    بعد من میگم خب مثلاً تو یه سری ترس‌ها داری باید برش غلبه کنی مثلاً ترس داری که اونجا من چیکار کنم بیزینسم چی میشه فلان چی میشه خانواده زندگی بچه‌ها چی فلان خیلی ترس‌ها رو داری

    یعنی یه سری خواسته‌ها داری مثل همون داستانی که خودم بهتون گفتم یه سری خواسته‌ها داری ولی یه عالمه ترمز هم داری پات رو گذاشتی روی گاز از اینور هم روی ترمزه

    باید بر ترسات غلبه کنی

    مثلاً باید اینجوری فکر کنی که باید توکل کنی بگی به امید خدا میام و شروع کنی.

    یه حرفی بهم زد خیلی خنده‌دار بود گفت ببین حالا به یک اصطلاح خیلی خودمونی تر گفت ببین همه که شجاعت تو رو ندارن که

    تو یه روشی بگو که به من بخوره

    مثلاً در عین حالی که این شجاعت رو نیاز نداره من به هدف‌هام برسم من بهش گفتم ببین من روشی رو که به تو بخوره رو ندارم من روشی رو که جواب گرفتم رو دارم ازش روشی که نیاز داره به شجاعت نیاز داره به ایمان

    واقعا من بلد نیستم من نمی‌دونم راه دیگه ای رو

    من اینو می‌دونم که وقتی آدم می‌خواد به یک خواسته‌ای برسه و واقعاً براش مهمه باید بهاش رو بپردازه باید ایمانش رو نشون بده من اون موقع که رفتم بندرعباس واقعاً هیچ گونه اصلاً هیچ اطلاعاتی نداشتم که اونجا چه اتفاقی می‌خواد بیفته فقط می‌دونستم که این تغییره باید رخ بده و می‌دونستم که خداوند به من کمک می‌کنه و همون بحث عزت نفس که میگم اینقدر مهمه می‌دونستم که توانایی حل مسئله رو دارم میریم درستش می‌کنیم

    میریم انجامش میدیم

    یعنی با اینکه خیلی از این قوانین رو نمی‌دونستم اون موقع به خاطر همینم یه سری بلاها سرم اومد تا تونستم رشد کنم چون اگر قوانین رو می‌دونستم خیلی راحت‌تر اتفاق می‌افتاد

    ولی چون قوانین رو نمی‌دونستم زجر هم کشیدم در عین حالی که داشتم رشد می‌کردم ولی بعد که قوانین را دونستم زجر نکشیدم و رشد کردم این خیلی فرق می‌کنه ولی این ایمان و این شجاعت توی وجود من بود که بریم حلش می‌کنیم اون موقع که اومدم تهران من تمام زندگیم رو گذاشتم و اومدم از صفر از تهران شروع کردم.

    می‌دونید من میگم درست میشه یه راهی پیدا میشه یه جوری حل میشه

    یعنی اون عزت نفسه اون ایمان به خداونده اون توکله کمک می‌کنه که آدم بتونه به قول بعضی‌ها بی‌کله بزنه یهویی همه چی رو رها کنه بره سراغ یه موقعیت جدید

    و من خیلی جاها این شجاعت رو به خرج دادم البته خیلی جاها هم خب بالاخره ترس‌هایی بوده ولی خیلی کم خیلی کم گذاشتم ترس‌ها بر من حکومت کنن

    خیلی کم

    به محض اینکه احساس می‌کردم یه تغییری باید ایجاد بشه اون تغییر رو می‌دادم انصافاً ترس خاصی ندارم از تغییر ترس خاصی ندارم چون ترس‌ها توهمن

    چون ترس از تاریکی ترس از جن ترس از یک کسب و کار جدید ترس از موقعیت جدید ترس از آدم‌های جدید ترس از مریض شدن یه عالمه ترس‌ها واقعی نیستند

    توهمن

    توهماتی هستن که افراد دارند و باعث میشه که جلوی حرکتشون جلوی پیشرفتشون گرفته بشه

    من خدا را شکر هی روی ایمانم دارم کار می‌کنم و به نسبت خیلی‌ها ترس خاصی ندارم و اگرم ترسی باشه سعی می‌کنم سریع اقدام کنم سعی می‌کنم بهش حمله کنم وقتی یه چیزی می‌بینم داره منو درگیر می‌کنه می‌ترسونتم سعی می‌کنم با تمام وجود بهش حمله کنم و درگیر بشم

    این ترس‌ها این نگرانی‌ها این شک‌ها این دودلی‌ها اینا همش ابزار شیطانه

    اینا کار شیطانه

    کسب و کار شیطان با همین چیزا می‌گذره دیگه و ما هستیم که باید ترس‌هامون رو برش غلبه کنیم.

    ما هستیم که باید ایمانمون را تقویت کنیم و دوره عزت نفس بسیار بسیار دوره‌های خوبی هستند برای غلبه بر ترس

    وقتی شما کار کنید روی خودتون و اون باورها رو ایجاد کنید واقعاً هیچ ترسی وجود نداره و متوجه می‌شید که همه ترس‌ها توهمن

    عزت نفس بسیار بسیار کمک می‌کنه به شما برای غلبه بر ترس‌ها و بعد به جایی می‌رسید مثل الان من که الان هرچی فکر دارم از اون موقع‌ها می‌کنم جدیداً چه ترسی توی این چندین ساله چه ترسی بوده که منو درگیر خودش کرده

    مثلاً یکی از ترس‌هایی که داشتم ترس از حرف مردم بود که من در مورد داستان جداییم گفتم همون ترس‌هایی بود که منو درگیر می‌کرد یکی از پاشنه‌های آشیلم کلاً حرف مردمه الان خیلی خیلی بهتر شده ولی من همیشه گفتم پاشنه‌های آشیل رو هیچ وقت نباید بگید خوب شده چون پاشنه آشیل هیچ وقت خوب نمی‌شه می‌تونید بگید بهتر شده یا دارم روش کار می‌کنم یا دارم بهتر می‌شم چون اگر فکر کنی خوب شده دیگه کار نمی‌کنی روش خیلی بهتر شده شاید مثلاً شما پیش خودتون بگید عباس منش که اصلاً ذره‌ای برای حرف مردم ارزش قائل نیست ولی واقعیتش اینه که این یکی از بزرگترین پاشنه‌های آشیل من در گذشته بوده بازم به خاطر افکاری که پدرم داشته و الان خیلی خیلی بهتر شده سال‌هاست که خیلی بهتر شده

    یعنی دقیقاً نتایجی که به وجود اومد توی زندگیم به خاطر اینه که این ترس‌ها بهتر شده یعنی خیلی راحت تونستم ازشون بگذرم یعنی خیلی ترس‌ها کمتر شد نمی‌تونم بگم ازشون گذشتم خیلی ترس‌ها کمتر شده خیلی قدرتشون رو از دست دادن و این نتایج به وجود اومد ولی نمی‌تونم بگم از بین رفت هست و باید همیشه روش کار کرد.

    ولی ترس دیگه‌ای غیر از این ترس که الان توی ذهن من باشه مثلاً مثل ترس‌هایی که اغلب افراد دارن مخصوصاً ترس از تغییر ترس از شروع یک مسیر جدید اینکه اصلاً من به هیچ عنوان پاشنه آشیل من نبوده ترس از تغییر به هیچ عنوان

    من خیلی راحت با تغییرات کنار میام خیلی راحت استقبال می‌کنم از تغییرات هر تغییری باشه جدایی توی رابطه عاطفی باشه

    کسب و کار باشه

    مدل زندگی باشه

    روابط باشه هر تغییری که قرار شد توی زندگیم رخ بده من اصلاً نگرانش نیستم

    یعنی به خاطر همینم مثلاً هیچ وقت توی زندگیم به موضوعات ایستا نگاه نمی‌کنم مثلاً بگم من خوشبختم به خاطر اینکه این چیزها رو دارم

    مثلاً اگر همین فردا هر آنچه که دارم توی زندگیم از لحاظ مالی هر آنچه که دارم اعتبار شهرت هرچی که هست هرچی که به نام عباس منش هست به خاطر اعتبار و شهرت هرچی بحث پول ثروت ملک املاک دارایی هرچی که هست ازم گرفته بشه من ترس خاصی ندارم از اینکه این اتفاق بیفته واقعیتش این چیزایی که روش کار شده که این اتفاق افتاده قبلاً اینطور نبوده الان با تغییرات اوکی هستم میگم می‌سازم دوباره میگم پیش میریم اتفاقات خوب میفته خدا بهم کمک می‌کنه.

    چون همه اینا هم موقعی به وجود اومد که حرکت کردم اینا که قبلاً نبوده

    حالا اعتبار ثروت

    اینا هیچ کدوم قبلاً نبوده که،

    به وجود اومده خلق شده

    میگم دوباره خلقش می‌کنم

    خدا که عوض نشده

    قانونش که عوض نشده

    همون سیستم هست دوباره خلقش می‌کنیم حالا اگر به هر دلیلی هم بره بازم خلقش می‌کنیم

    یعنی ترس‌هام خیلی خیلی توی این زمینه کمه خدا رو شکر دلیل پیشرفتم هم همینه که روی اینا کار شده یعنی بهتر شده بقیه ترس‌هام هم که که اعتقادی ندارم که بخوام بترسم یا ترس از چشم زخم اصلاً کلاً چیزهایی که میره توی فضای متافیزیکی و این داستان‌هایی که مثلاً یه رابطه‌های متافیزیکی یا ترس‌های متافیزیکی خیلی خوب روش کار کردم خیلی خوب روش کار کردم اصلاً نگران نیستم یا مثلاً ترس از پیری و ترس از بیماری ترس از اینکه یکی ترکم کنه تنهایی اصلاً اینا خیلی خوب شده اینا همشون معضل بوده.

    ولی همون صحبت‌هایی که توی دوره عزت نفس گفتم و اینا کمک کرده که الان خیلی قدرتمندتر شدم به اندازه‌ای هم که شما ایمانتون قوی‌تر می‌شه ترس‌هاتون کمتر میشه خب نتایج بهتر میشه دیگه

    میگم نتایج وقتی میاد که این ترس‌ها تغییر کرده باشه و باز هم نمی‌تونم بگم که ضد ضربه هستم اصلاً اینطور نیست ممکنه اگر روی خودم کار نکنم سریع نجوا شروع بشه این ترس‌ها قدرت بگیره همون ترس‌هایی که الان میگم روشون کار کردم خیلی بهتر شدن اگر روی خودم کار نکنم اگر ایمانم را تقویت نکنم اگر هم ورودی‌هام رو کنترل نکنم مسلماً این ترس‌ها شروع می‌شه به رشد کردن و ممکنه دوباره منو خفه کنه مثل خیلی‌های دیگه و قدرت انجام حرکت‌های بزرگ را از من بگیره و منو فریز کنه به قول آمریکایی‌ها نتونم دیگه حرکتی بکنم ولی خدا را شکر به خاطر اینکه دارم کار می‌کنم روی خودم خیلی خیلی ترس‌های کمی دارم و خیلی راحت خداوند لطف می‌کنه و اتفاقات خوب رو برای ما رقم می‌زنه.

    نگار:

    “یکسری شرکت‌های جدید اومدن که خیلی کمک میکنن آدم ثروتمند بشه، خیلی سودهای خیلی خوب میدن، یکسری سرمایه گذاری دارن یک سری کشورها انجام میدن، شما نظرتون در موردش چیه

    من یه توضیحی بدم، اون دوستانی که از دوره روانشناسی ثروت 1 استفاده کردن، اصلاً کلاً دوره های ما رو استفاده میکنن، غیر از اینکه یه عالمه اتفاقات خوب برای خودشون رقم میزنن، از یه عالمه ضرر جلوگیری میکنن

    یعنی الان درگیری هایی هست که موسسه کاسپین و ثامن‌الحجج یا موسسه مالی اعتباری هست تو ایران، یا یه مدت مثلا گولدکوئیست بود هر بار توی منطقه جنوب خوزستان سیدها، یه مواردی بود که معروف شد به بحث سیدها خلاصه هر بار یه همچین داستانی بوده

    یه مدتی توی تهران یادمه بحث کِرم کمپست بود،

    اون دوستانی که از روانشناسی ثروت یک استفاده کردن و باور کردن احتمالا این ضررها رو نکردن چون ضرر ها اغلب خیلی برای بعضی ها که کل زندگی خودشون و فک و فامیل شون رو هم دادن

    من یادمه یکی از فامیلهای نزدیک خودمون که توی همین بحث کِرم بود، یه چیزایی که میگفتن مواد مغذی باکِرم تولید میکنیم، مواد گیاهی درست میکنیم، کود گیاهی درست میکنیم، بعد می‌فروشیم

    این بنده خدا رفته بود توی این داستان و اینجوری بود که یارو بهش گفته بود که تو بیا این ها رو بخر، این باکس های تولید کود رو، بعد من خودم ازت وقتی که محصولش تولید میشه، من خودم ازت میخرم. اینقدر هم بهت سود میدم

    بعد یارو گفته بود اینها ی جای خاصی میخواد من اینها رو چه جوری نگه دارم؟

    گفت اشکالی نداره من خودم اصلا برات نگه میدارم، تو بخر، من دوستت دارم، عاشقتم، این ها رو برات نگه میدارم، سودش رو هم بهت میدم اولش طرف شک داشته و مثلاً 100 هزار تومان داده، بعد ماه بعد اومده گفته بیا این 20 هزار تومن سود 100 هزار تومن توست.

    و گفته بود اگر من 100 هزار تومن رو بخوام، تو ازم میخری باکس ها رو، گفته بود آره

    و یواش یواش طرف اعتماد کرده بود. گفته بود که پس این 100 هزار تومن رو بگیر، این 20 هزار تومن رو هم بگیر، من 80 هزار تومن دیگه هم دارم یه باکس دیگه هم اضافه کن

    خلاصه همینجوری رفته بود و دیده بود ماه بعد روی هر 100 هزار تومن، 20 هزار تومن سود میگیره و میگفت اگه یک میلیون بدی 200 هزار تومن بهت میده، ده میلیون تومن بدی 2 میلیون تومن سود بهت میده،حالا درصدش رو دقیقا نمیدونم که20 درصد بود، ولی یک عدد خیلی خوبی بود که خیلی خیلی اغواکننده بود

    بعد این آقا اومده بود کل زندگیش رو فروخته بود پول کرده بود، داده بود به این یارو، گفته بود این خودش برام نگه میداره سودش رو هم بهم میده هر وقتم بخوام پولم رو بهم میده. بعد یواش یواش رفته بود به فک و فامیل و دوست و آشنا هم این قضیه رو گفته بود که میخواهید پولدار بشید یه آدمی رو میشناسم، معجزه کرده و به تور ما هم خورده، فقط هم با من کار میکنه”

    “و بیاید و پول هاتون رو بدید به من، من بدم به این سود تون رو بگیرید. من بهتون سود تون رو میدم

    خلاصه پول اونها رو هم گرفته بود، پول اینها رو هم گرفته بود، وعده به اون هم داده بود و کلی پول چند صد میلیون تومان اون موقع چند سال پیش گرفته بود داده بود به این آقا

    این آقا هم در یک روزی غیبش میزنه و پول ها هم میره و کِرم ها همش فیلم و کاسبی بوده و این بنده خدا کل زندگیش رو از دست میده

    تازه هم ازدواج کرده بود. از فک و فامیل های خانمش هم کلی پول گرفته بود و شما دیگه تصور کنید که زندگی چه جهنمی میشه.

    و این جوون در شروع یک زندگی مشترک، بدهکاری میشه که جد اندر جدش هم کار کنن نمیتونن پرداخت کنن و چقدر بحث و درگیری و ناراحتی توی فک و فامیل و دوست و آشنا اتفاق افتاد

    فقط به خاطر اینکه یک قانونی رو که من در موردش در روانشناسی ثروت 1 به نام ترفند پونزی کامل توضیح دادم که این ترفند یه جوری کار میکنه یک میلیون سال قبل اگر کسی ازش استفاده می‌کرد جواب می‌داد یک میلیون سال بعد هم اگر کسی ازش استفاده بکنه جواب میده یعنی اینقدر ملت طمع کارن، اینقدر عجولن،اینقدر زود میخوان

    مدار ها رو طی کنن و زود پولدار بشن و اینقدر قوانین رو درک نمیکنن که خلاصه این ترفند پونزیه گریبانگیر همه خواهد شد.

    مگر اینکه شما بدونید قانون جهان هستی چیه و جلوی ضرر رو بگیرید.

    مثلاً توی کامنت هایی که بچه ها میذارن که استاد من یه ایده ای به ذهنم رسیده، ایده خیلی فوق العاده ایه، صد میلیارد تومن سود داره برای من، یه ساله برای من 100 میلیارد میسازه، من الان مشکلم اینجاست، فقط ایده برای اینکه اجرا بشه یه 50 میلیون تومان پول میخواد، من الان کل داراییم 23 هزار تومنه، اگر یکی این 50 میلیون تومان رو به من بده، من توی یک سال 100 میلیارد میسازم

    ببین استاد من کی ام که یه همچین ایده ای به ذهنم رسیده، شما توی دوره هاتون اشتباهی گفته بودید که نه تو مدارهای ثروت، انسان ها ایده هایی به ذهنشون می رسه که در مدار خودشون باشه، ولی من میخوام به شما بگم، شما اشتباه کردی، من الان یه ایده 100 میلیاردی به ذهنم رسیده .

    این حرف‌ها از اون حرفایی هست که بچه ها هنوز نیاز دارن تا بخورن زمین تا بفهمن

    یعنی اونایی که قانون رو درک میکنن، این جاها نمیخورن زمین، اینجوری هم فکر نمیکنن.

    مثلا در مورد قانون تکامل.یعنی میخوام بگم که یه عالمه آگاهی به شما داده میشه توی این دوره‌ها، دلیل اینکه من به لطف خدای مهربان هیچ کدوم از این رکب ها رو نخوردم و هیچ کدوم از این بلاها هم سرم نیومده و همینجوری رشد پشت رشد بوده، هیچ کدام از این داستان ها رو هم نداشتم، اینه که سعی کردم به قانون عمل کنم

    تا جایی که تونستم سعی کردم به قانون عمل کنم و همینطور رشد بهتر بوده.

    این ترفندها اصلاً کلیتش اینه که آقا ما به یک دلیلی میتونیم سود بیشتر از سود عرف بازار به شما بدیم به یه دلیل

    حالا این دلیله میتونه هر فیلمی باشه، یه ایده جدیده، ی اختراع جدیده، یه سرمایه گذاری جدیده، یک کِرمهای جدیده

    خلاصه انتهایی نداره، ایده‌هایی که میتونن به شما بدن .

    ولی کلیت قضیه اینه که آقا ما یه راهی پیدا کردیم که مثلاً اگر بانک به شما اینقدر درصد سود میده ما دو اِن درصد سود میدیم، سه اِن درصد سود میدیم. به هر ترتیبی این حرف رو شنیدید فرار کنید از طرفش، یعنی اصلا بقیه اش رو نشنوید یعنی نذارید که شما رو اغوا کنن.

    مثلاً توی همین داستان موسسه مالی و اعتباری مثلاً میومدن میگفتن که آقا ملک شما چند؟؟

    و طرف میگفته که 2 میلیارد ارزش داره، بعد موسسه میومده میگفته، من سه میلیارد میخرم یعنی یک میلیارد بیشتر از قیمتی که خود فروشنده روی ملکش گذاشته، یعنی خود فروشنده با خوش‌بینی گفته من 2 میلیارد میفروشم

    بازار شاید ازش یک ونیم میلیارد هم نمیخریدن ولی خودش گفته من دومیلیارد بخرن خوشحال و راضی ام

    بعد این موسسه میگفته 2 میلیارد چیه، من ازت 3 میلیارد میگیرم، میفروشی و اونم قبول می‌کرد و موسسه گفته ولی بیست درصدش رو مثلاً بهت میدیم یا این درصدش رو بهت میدیم حالا 20 درصد 30 درصد 40 درصد بقیه اش رو به عنوان سهام به عنوان حساب، توی موسسه مون بزار سود اون رو هم بهت میدیم.

    یعنی این ترفند پونزی هم میخوام بگم چقدر حالت میتونه داشته باشه، هرچیزی که یه همچین شکلی داره که یه چیزی بیشتر از سود بازار میخواد به شما داده بشه، این یک ترفند به نام آلفردو پونزی، یک ایتالیایی که توی آمریکا بود که این داستان رو راه انداخت و حالا این چیزی که ثبت شده قبلا هم به شکل‌های مختلف بوده. حالا این دیگه شورش رو در آورد که اینقدر معروف شد.و کلی کلاهبرداری کرد

    و یکی از اون مواردی که من در دوره روانشناسی توضیح دادم و هزاران هزار مورد های دیگه بوده فقط یکیش اینه. که به خاطر همینه که میگم غیر از اینکه شما از لحاظ مالی پیشرفت میکنید، در بدترین حالت اینه که این ضررها رو نخواهید داشت.

    یعنی چون قلق ترفند پونزی رو میفهمی تا میفهمی و میتونی بفهمی این الگوهه

    همون الگوهه، میگی آقا ممنون، خداحافظ شما

    تمام اونهایی که گرفتار ترفند پونزی میشن از فقرا هستن.

    هیچ ثروتمندی گرفتار این داستان نمیشه،

    حداقل من نشنیدم که یه آدم پولدار، یه آدم ثروتمند درست و حسابی،نه یک آدمی که حالا دو قرون دوزار داره از نظر بعضی ها ی زره وضعش تو فامیل بهتره

    یه آدم درست و حسابی تا حالا ندیدم که یک بار گول این ترفند رو خورده باشه و کل دارایی اش رو بده و چند برابر بشه

    تمام این اتفاقات هم توی کشور جهان سوم میفته یعنی باز توی آمریکا من نشنیدم جدیداً توی این سالها که یه همچین چیزی باشه، ولی توی ایران ماشالا از در و دیوار

    نه توی ایران فقط، توی خیلی کشورهای دیگه این اتفاق میفته،

    یعنی میخوام بگم اونایی که در مدار فقر هستن، اونها گول این داستان رو میخورن، به خاطر مداری که توش هستن این چیزها توش هست این فریب ها و دغل کاری ها، این داستانها.

    اونی که توی مدار ثروته، موقعیت‌های شغلی و ثروتهای بیشتر و ایده های بهتر تو زندگیش هست.

    دوره‌ها به شکلی طراحی شده که شما رو به سمت خوشبختی میبره، از اون طرف هم مراقبت میکنه که شما پایین نیفتی، نه تنها بالا میبره، بلکه جلوی پایین افتادن شما رو هم میگیره، حالا هر چقدر که میخوای بری بالا برو بالا.

    من الان توی زندگیم، اونایی که منو میشناسن گذشته منو دیدن، حال منو دیدن، میدونن چقدر همه چیز تو زندگی من راحت اتفاق میوفته، بدون هیچ حاشیه و دردسر و داستان، همه چیز راحت تازه میگم 5 درصد این باورها نهادینه شده که این اتفاقات داره میوفته، ببین اگه بیشتر بشه چه اتفاقاتی میوفته،

    استمرار، استمرار، استمرار و ایجاد باورهای مناسب و پذیرفتن بی قید و شرط باورهای مناسب، مقاومت نداشتن، کنترل ورودی های ذهن و حرفهای جامعه رو نشنیدن، این کلیده

    کلید خوشبختیه، کلید سعادته، کلید ثروته.

    “بارها و بارها توی قران گفته شده که حرف چرت و پرت رو نشنوید، نباشید توی اون جمع، جلوش رو بگیرید. بارها و بارها به شکل‌های مختلف این آگاهی ها توی قرآن داده شده

    شما داستان پیامبر اسلام رو نگاه کنید. تکامل پیامبر اسلام رو نگاه کنید. از سن 20 سالگی تا 40 سالگی بره توی غار، سالی یک ماه، سالی 30 روز بره کار کنه، آروم آروم تکاملش رو طی کنه، به یه جایی برسه که ظرفش جواب بده که الهامات رو از طرف خداوند دریافت کنه”

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    محبوبه استخری گفته:
    مدت عضویت: 2033 روز

    سلام گرم به استاد عباس منش عزیزم و خانم شایسته

    من محبوبه استخری هستم و سپاسگزار خداوندم که چهار سال چهار ماه هست که هدایت شدم به این مسیر الهی وخیلی خوشحال و سپاسگزارم از اینکه خداوند منو هدایت کرد به مسیر شما استاد عزیزم مسیر توحید

    خیلی جاها نتونستم ذهنم رو کنترل کنم چون باور نداشتم که با کنترل ذهن میتوانم زندگیمو تغییر بدم

    خیلی جاها ناامید شدم چون درک درستی از خداوند نداشتم و میخواستم یک‌ماهه زندگیم تغییر کنه با گوش دادن یه فایل هوا برم می‌داشت تاهمین چند وقت پیش احساسم خوب میشد مقطعی و دوباره برمی گشتم به مسیر قبلی حسابی بالا پایین شدم

    الان یه ذره درکم بهتر شده که نمیشه یکشبه همچی تغییر کنه این اصلا امکان پذیر نیست

    آروم آروم این اتفاق باید بیفته آروم آروم ذهن من میپذیره باورهای جدید حرفهای جدید رو

    قبلاً که استاد میگفتن تکامل من بااین کلمه اونقدر حالم بده میشد مقاومت داشتم که میخواستم نشنوم وقتی هم می‌شنیدم حالم واقعا بد میشد فکر میکردم به معنای زمان بردن زیاده تااینکه باتمام بالا پایین شدنها ومقاومت‌های ذهنم

    و گوش دادن به فایلها احساس میکنم دیگه به این کلمه تکامل حداقل مقاومتی ندارم حالا هنوزم یه جاهایی درکش نمیکنما ولی خوبیش اینه یه پله رفتم بالاتر دیگه وقتی اسمش میاد توفایلها ذهنم جفتک نمیندازه گوش میده حالمو بد نمیکنه

    که فکر میکنم اینم جز همون تکامل است تو تغییر باورها

    چون اول میشنویم گاهی هم اصلا نمی‌شنویم خودمون میزنم به کری فکر میکنیم نه این راهش نیست

    ولی وقتی چک لگد شدیم تازه میفهمیم که آه این راه اشتباه بوده

    وقتی عاجز میشیم تسلیم میشیم اونموقع معجزه رخ میده

    ‌ومیپذیریم که تکامل رو، بعد دیگه باید تمرین کنیم تا بیشتر باور پذیر بشه برامون تکامل همون صبر با احساس خوب عجله نکردن

    در مسیر درست ماندن

    قانون تکامل رو درک کن عجله نکن تو به تمام خواسته هات می‌رسی باطمع حرص وعجله فقط از مسیر دور میشی

    اینارو امروز به خودم گفتم که می‌گفت برو تهران زندگی کن چون اونجا کار بهترمشتری بهتر پول میده خیلی این موضوع منو وسوسه می‌کنه وذهنم درگیر کرده

    خواستم با چندتا املاکی که تودیوار آگهی گذاشته بودن تماس بگیرم ولی بعد اومدم به خودم گفتم تو الان بخوای ماهی 10,میلیون اجاره بدی اصلا میتونی اصلا اونقدر درآمد داری رو چیزی که نیست حساب نکن بذار تکاملت طی بشه خیلی دوست داری بری تهران زندگی کنی ولی صبر کن عجله نکن تو همین جایی که هستی شروع کن روی خودت کار کردن قدم به قدم پیش برو باورهات رو قوی کن به موقعش انجام میشه خداهدایتت می‌کنه

    درکمال ناباوری خودم برای اولین بار ذهنم پذیرفت و احساس خوبی داشتم ازاین فکر و فهمیدم که استاد میگن الهامات خداوند همیشه آرامش میده احساس خوب اطمینان خاطر میده

    ودرک کردم که باید صبر کنم عجله نکنم درسته من الان دوست دارم پیشرفت کنم ولی نباید خودمو تواسترس بندازم اتفاقات خوب زمانی میفته که من حالم خوبه استرس نگران دیر شدن کرایه خونه باشم یا اگه یکماهه درآمدم کمتر شد اونموقع حجم بالایی از نگرانی رو باید تحمل کنم پس باید صبر کنم وباورهامو قوی تر کنم خداوند هم هدایتم می‌کنه وپاسخ میدهد

    گاهی به خودم میگم ببین استاد چه شهامت وایمانی داشت وقتی هیچی نبود اومد تهران کار شروع کرد درها براش باز شد می‌خوام که مثل شما عمل کنم استاد ولی باز میگم نه استاد تکاملش طی کرده بود تو بندرعباس استاد جرات اینو پیدا کرده بود که بره خودشو جلو سی تا کلاس تو دانشگاه عرضه کنه

    ولی تعهد دادم که از همین جا که هستم شروع کنم کار کردن نه یه روز کار کنم فرداش یادم بره عمل کنم به آنچه که میدانم تا وقتی از چیزی که میدونی استفاده نکنی برات کاری هم نمیکنه عملا فقط میدونی دونستن کافی که مهم نیست

    پس باید بپذیرم

    که استمرار استمرار استمرار . ایجاد کردن باورهای مناسب وپذیرفتن بی قید شرط باورهای مناسب. کنترل ذهن.حرفهای جامعه رو نشنیدن .داشتن احساس خوب. درک کردن تکامل تو تغییر باورها وتوحید یکتا پرستی

    این کلید گنجه کلید خوشبختی سعادت در دنیا و اخرته

    قبل از همه اینها باید بپذیرم باور کنم که این روش تنها روشی که جوابه ومن میتونم زندگیمو تغییر بدم

    امتحان کنم برای خودم منطقی کنم به خودم بگم تا حالا هرچی شنیدم باور کردم این شده نتیجه اش حالا بیام یه جور دیگه فکر کنم واکنش نشون بدم نسبت به مسائل ببینم تغییر می‌کنه

    و بعد شروع کنم به امتحان

    اولین نشونش احساسه خوبه آرامش امیدانتظارات خوبه

    خوب این بزرگترین نشونست دیگه درلحظه خداوند پاسخ میدهد

    حالا نتایج بزرگتر می‌خوام باید تمرین کنم استمرار داشته باشم تا همین طوری نتایج بزرگ بزرگتر بشن و بیفتم تو دور تصاعد برم بالا و بالاتر

    احساس خوب به واسطه افکار خوب میان پس باید هرروز سعی کنم یه فکر خوب رو تکرار کردن توذهنم تا مقاومت ذهنم هرروز کم و کمتر بشه زمانی هم که به مسأله ای برام پیش اومد سعی کنم احساسم رو کنترل کنم من حق دارم ناراحت بشم چون انسانم ولی زود خودمو جمع جور کنم به خودم بگم این مسأله پیش اومده حالا با ناراحتی غم غصه داد بیداد درست میشه جواب نه هست چون همچی با آرامش درست میشه وقتی فکرت آزاده آرامش داری میتونی تصمیم درست بگیری نه موقع عصبانیت

    خدایا کمکم کن تا به آنچه که میدانم عمل کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    غزل گفته:
    مدت عضویت: 870 روز

    به نام الله مهربان

    سلام از یک روز زمستانی و آفتابی زیبا در ظهر جمعه به استاد عزیزم و مریم بانو و دوستان هم فرکانسی

    روز چهارم از سری فایل های مهاجرت به مدار بالاتر

    در مورد تجربم از ترفند پونزی بگم براتون

    چند سال قبل همسرم برای برادرش 50میلیون واریز کرد که من رسیدش رو دیدم ،علتش رو پرسیدم گفت یه سرمایه گذاری کرده تو یه شرکت فروش خودرو و کلی هم سود میده از منم خواست تا شریک بشم،خلاصه این واریز کردنا ادامه داشت هر ماه تا رسید به 650میلیون تا جایی که من اطلاع دارم

    اون موقع با این پول میشد خونه خرید ،تایم قراردادم میگفت فلان مبلغ سودتون شده ماشینتون که دست منه انقدر ارزشش شده و فلان جا کارخونم زدیم شما انقدر سهام از اون کارخونه دارید و خلاصه مثل قضیه اون کرم که استاد گفتن نه ما کرمی دیدیم نه ماشینی نه کارخونه ای تا اینکه بقیه فامیل هم برادر همسرم بردن حتی همسرم به خانواده من هم خیلی اصرار میکردن که خداروشکر اونا سرمایه گذاری نکردن،چون اوایل سود میداده دقیقا طبق مثالی که استاد زدن در ترفند پونزی برای جلب اعتماد اوایل سود پرداخت میکنن،دیگه الان چند ساله کلا صاحب اصلی در زندانه با 60هزار شکایتی و بقیه داستان و پولی که رفت و همسرم واقعا به سختی بدستش آورده بود

    دیگه الان با آموزه های استاد درکم بالا رفته و اصلا به همچین چیزی فکر هم نمیکنم

    برای وسایل کارم راحت میتونم اقساط خرید کنم ولی این کارم نمیکنم و هروقت توانش رو دارم خرید میکنم

    ولی هنوز خیلی کار دارم و باید حسابی باور فراوانی رو تقویت کنم،باید قانون تکامل رو درک کنم..

    سپاس از خدای هدایت کننده و استاد عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    ناشناس گفته:
    مدت عضویت: 716 روز

    عاشق خودت باش باخودت بهترین رفیق باش عجله راکناربزار ترس ازحرف مردم رادوربریز رقابت بیجا راکناربزار خواسته هایت را واضح مشخص کن و واضح کن آدمها انرژیت را احساس میکنند همیشه تلاش برای بهبود شخصیت داشته باش فقط خودت راببین من ارزشمندهستم ولیاقت بهترینهارو دارم

    خودت برای خودت مانع شدی خودت راه ورود نعمتهای خدا رابستی وقتی توحیدی میشوی تازه متوجه میشی که من لایق بهترینها هستم وقتی که متوجه میشویم وازخواب بیدارمیشویم میبیینیم من بچه پادشاه هستم من ارزشمندهستم خوب هستم تازه تمام کائنات گوش به فرمانت میشود.

    در رابازکن ببین چقدرکادو پشت درمنتظرت هست فقط برای توهست برای اینکه توارزشمندهستی

    به ذهنت میگی حالا هرچی که من بگم،یا از من پیروی میکنی یا اینقدرتکرارمیکنم تا بدونی اینجا رئیس منم ،وفقط حرف من میشود وتمام.

    ماهمیشه ارزشمندی خودمون رو بیرون ازخودمون جستجومیکنیم در داشتن چیزها درنگاه مردم درتایید دیگران

    توکه بامعیارهای جامعه لایق نیستی

    توکه ازنگاه مردم اون ادم لایق وارزشمندنیستی

    چون خودمن مقصرم که ارزشمندی خودم رابانگاه مردم کوک میکنم بامعیارهای جامعه میسنجم ببین کودکان عجب احساس لیاقتی دارن اصلا بانگاهی بیرون ازخودشون به خودنگاه نمیکنند .

    لیاقت این پسربچه ایرانی کاری میکندکه تمام جهان دست به دست هم بدن که ویدئو اون پسربچه به رونالدو برسه ورونالدو اون پسربچه رو دعوت کنه به اتاق هتلش خیلی با احترام و شیک ومجلسی ورونالدو را ازنزدیک دراغوش بگیرد خداهرچی راکه بخواهیم ازاون بهترش رابرای مامیخواهد ولی ماخودمان اون لیاقت را درخودمان نمیبینیم دیدن نیازنیست فقط باید بپذیریم که من همین الان لیاقت بهترینهارو دارم اون ارزشمندی رو دارم وچیزی کم ندارم .

    این جهان هیچ محدودیتی ندارد تنها مانع خودمان هستیم جهان عاشق رسیدن مابه خواسته هایمان هست چون وظیفه اش همین هست توهیچ نیازی به تغییرنداری که اونی باشی که افراد موفق هستن فقط اون لیاقت درونی را درخودت ببین وبپذیر بقیه اش راجهان برایت انجام میدهداون احساس داشتن خواسته هایت را ازالان داشته باش چون جهان با احساس ماکاردارد اون احساس خوب راهمین حالا داشته باش وهی تمرین کن واینقدرتمرین کن که کمبودش را احساس نکنی اینقدرتمرین کن که هم فکربشوی با اون خواسته هم انرژی اون خواسته شوی .

    مثلا وقتی خواسته ای وارد زندگیت میشودطبعا احساس خوب داری اون احساس خوب راهمین حالا درون خودت داشته باش تاهم فرکانس اون خواسته شوی .

    جلوجلو اون احساس خوب را درون خودت داشته باش مثل اینکه مهمان خانه ما می اید قبل ازاینکه مهمان بیاید خانه راتمیز ومرتب میکنیم نمیگویبم که مهمان بیاید خانه راتمیز ومرتب میکنیم نمیگوییم که مهمان بیاد بعدازاینکه نشست من خانه راتمیزمیکنم نه جلوجلو اماده میکنیم قبل ازاینکه مهمان بیاد جهان هم میگه جلوجلو اون احساس را داشته باش تاهم انرژی خواسته ات شوی رسیدن به خواسته های ماهم همین هست که جلوجلو اون حس راتمرین کنیم وتمام.

    وبدان که هیچ مشکلی درارزشمندی ولیاقت نیست که بایربرطرف شود ویاتوبروی وکسبش کنی .

    فقط باید بدانی که همین حالا با لیاقتی همین حالا اون ارزش را داری اون لیاقت راداری

    من فقط باید الان احساس داشتن اون خواسته هارو داشته باشم مگه برای بزرگی خداچیزی غیرممکن هست اینقدر کاربلده که عاشق همین غیرممکن های ذهن منوتوهست .

    خدامیگه چیزهایی که تومیخای برای توبزرگه برای من درثانیه انجام میشه اون تویی که راه ورود نعمتهارو به هزاربهانه میبندی جرات داشته باش درخواست غیرممکن کن فاصله بین درخواست تو ودریافت توهست اونم باورتوست اگه بمن خداست که بلدم میتونم اگردستاموبازبزاری اینقدرفکر روهم انبارنکنی که راههاروببندی .یکباربگوباتوکل بخدا این خواسته های منه راه حلش روخودت پیداکن فقط بگومیخامش ببین چکارهاکه بکنه …توفقط خودت رواماده دریافت کن همین خودتولایق دریافت کن همین

    الکی دست وپانزن برای خودت محدودیت درست نکن ی گوشه وایسا فقط شوق اون بچه رو داشته باش که درخواست یک اسباب بازی بزرگ کرده وتوذهنش داره باهاش بازی میکنه وازدید اون خریده شده وتمام ومطمئنه به خواستش میرسه واصلا براش مهم نیست شرایط چیه فقط میخواد…فقط کارمن اینه راه رابازکنم فکرهامحدود راپاک کنم باهرفکرخوب یک روزنه بازمیشه برای دریافت واون وقت نعمت ها میباره ومیباره وغرق درارامش ثروت سلامتی عشق وشادی میشی .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 650 روز

    به نام رب مهربان

    سلام به استاد عباسمنش ارزشمندم

    سلام به استاد شایسته عزیزم

    سلام به اعضای خوشبخت سایت

    استاد جانم در رابطه با ترفند پونزی گفتین که خدا میدونه سالانه در ایران چندین نفر رو فقیرتر می کنه. گفتین فقرا گرفتار این ترفند میشن. حق با شماست استاد. چون اگر کسی فقیره توحیدش مشکل داره. آستینا رو زده بالا تنهایی خودش زندگی کنه. دستهای خدارو بسته. فرمون رو از دست خدا گرفته و بدتر اینکه قدرت رو داده دست بقیه. دست فلان موسسه، فلان مدیر، فلان بانک، فلان …روزگارش رو سپرده به دست ذهنی که میگه میخام در لحظه کاری که خوشحالت میکنه بکنی بدون توجه به نتیجه کار (یه خوشحالی کاذب که مشخصه نجواس چون ته دل آدم مطمعن نیست ازش). اگر یه آدم توحید داشته باشه میگه خدایا قربونت برم فرمون دسته توئه هدایتم کن. من سمت خودمو انجام میدم. ترس و عجله و طمع که طعمه های شیطان هستن رو ازشون اعراض می کنم. تکاملم رو طی می کنم و تسلیم خودتم. و اونجاس که خدا خدایی می کنه و میده همیان های زر رو. خدای معجزه گر مهربان.

    یکی از دوستان من سال 401 یه مبلغ پولی بابت ارثیه به دستش رسید در اوج گرفتاری مالی و بشدت ماشین لازم بود و تصمیم گرفت ماشین بگیره تا هم باهاش کار کنه و هم یه جورایی ارزش سرمایه ش حفظ بشه در اون سال که ماشین روزانه صعودی بود قیمتش. اون موقع با اون پول میتونست یه ماشین تمیز سرپا مدل خوب بگیره اما امان از طمع…

    گرفتار یه موسسه شد که قول دادن ماشین صفر مدل بالا رو طی یک ماه تحویل بدن با اقساط بلند مدت مناسب و آنقدر شرایطشون و مفاد قراردادشون جذاب بود که فریب خورد و کل اون مبلغ رو بعنوان ودیعه داد و اون موسسه جمع کرد و رفت. اسم موسسه رسانه ای شد با هزاران نفر مالباخته که هنوز حتی به اصل پولشون هم نرسیدن.

    کاش صبور باشیم

    کاش عجله نکنیم

    کاش طمع نکنیم

    کاش توکل کنیم

    خدا که گفته بسپرش به من بشین یه گوشه تماشا کن. بدیم بهش فرمونو و متحیر بشیم از معجزاتش

    خدایا خیلی خدایی. شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    اعظم پور هدایتی گفته:
    مدت عضویت: 783 روز

    سلام به استاد عزیزم وبانوی گرامی

    سلام به دوستان هم فرکانسیم ه در این مسیر زیبا و بهشتی همه‌دار هستی خوب در مورد فایل که استاد گذاشتند دیریت دو خرابکار ذهنی با نامه‌های ترس و طمع

    سوالی که استاد جوابشو میده اینکه شما چه ترس‌هایی داشتید برای اینکه توانستید ازشون بگذرید و اینکه توضیح بدید چطور بر این ترس‌ها غلبه کردی

    اون دوره‌ای که می‌تونه به ما کمک بکنه در مورد ترس‌ها توضیح بدین

    واقعا این ترس‌ها هستند یعنی هر کاری که ی‌خوام شروع بکنیم ترس هست دلهره هست ولی ما ا اینکه ترس‌ها هستند باید ایمان و توکلمونم نشون بدیم

    و اینکه واقعاً هم این یک نکته کلیدیه اینکه من خودم وقتی کاری رو می‌خوام انجام بدم یا اینکه می‌خوام تصمیم خیلی مهمی بگیرم واقعا این باور از باور ترس میاد خدمه رو برداریم و خدا درست می‌کنه بقیه و اینکه من خودم توی کاری برای کسی انجام میدم و سر کار می‌رفتم ولی از زمانی که واقعاً تصمیم نهایی رو گرفتم و بعد ترس‌هام غلبه کردم و تعهد بستم که باید کسب و کاری از خودم داشته باشم از همین جایی که هستم وقتی تعهدی می‌بندیم جهان مقاومت می‌کنه و از در و دیوار برات کار پیدا میشه

    چالش‌ها خوبن و اینکه بگی ما حرکت می‌کنیم شروعش می‌کنیم و درستش می‌کنیم با توکل و ایمانی که به خدا دارم هدایت می‌شم خدایا صد هزار مرتبه شکر من خودم الان یه کاری رو شروع کردم از همین جایی که هستم از همین امکاناتی که دارم از همین توانمندی‌ها و خلاقیت‌هایی که دارند و می‌تونم انجامشون بدم ایمان به خدا شروع کردم من حرکته رو کردم می‌دونم که بقیه شو خدا با راهکارها و ایده‌هایی که جلوی راهم قرار میده موفق می‌شم و نتیجه می‌گیرم البته با کار کردن روی خودم

    نکته کلیدی رو گفتید و خیلی قوی نیستند در وجود ما ما شجاعانه و جسورانه انجام بدیم شکرت که من این دوره عزت نفس را دارم سپاسگزارم از استاد عزیزم که این دوره رو معرفی کرد برای اینکه ما بهتر بتونیم بر ترس‌هامون غلبه کنیم و جسور باشیم و شجاع و دلیر

    وای واقعا استاد گل گفتی حرف مردم حرف مردم چقدر تو ذهن ما قوی هستند این باورها که چی میگن در مورد ما چه فکری می‌کنند واقعا استاد چقدر خودتون کار کردین و اگر تمام اون چیزهایی که دارید از دست بدین و دوباره به راحتی به دست میارین و ما باید در این حد از زندگیمون بیفتیم من که وقتی که تو مسیر هستید وقتی که یک سر رو خودتون کار می‌کنید به هیچ عنوان هیچ چیزو از دست نمیدید ون هر لحظه دارین هدایت می‌شیم چون راهمون درسته مسیرمون درسته ذهنیتمون و باورهای عالی رو ساختین استاد وقتی که به هرچی که قدرت بدی تفاق می‌افته وقتی که هیچ قدرتی هم بالاتر از قدرت خدای عزیز نیست و هیچکس هیچ قدرتی نداره حتی چشم زخم و دعا و و غیر

    قد قشنگ استاد میگین ترس از پیری و ترس از تنهایی و ترس از مریضی و و غیره رو به راحتی می‌تونین بهشون غلبه کنین و زمان نتایج‌ها شت سر هم اتفاق می‌افتند که تغییرات انجام شده چقدر معجزه هست وقتی که تا زمانی که کار می‌کنیم رو خودمون و حتی اگر یه کوچولو از قانون بریم کنار قشنگ و واضح متوجه میشیم که آلارم داده میشه بهمون که داریم راهمونو بد میریم و باید برگردیم تو مسیر

    مورد سوال بعدی که یه سری شرکت‌ها ومدن که بهمون کمک می‌کنند در مورد وضعیت مالی و دوره‌ها رو یادمون میدن سرمایه‌گذاری می‌کنند آموزش میدن

    استاد نظرشون رو میدن و میگن اون سری دوستانی که تو ثروت روانشناسی 3

    همینجور که باقرای خوبی رو برای خودشون دوستان رست می‌کنند خیلی باورهای برعکسشم درست میشه

    آره واقعاً استاد من الان یاد یه چیزی افتادم که می‌گفتن پول‌های خورده هستم داخل چراغ‌های نفتی قدیم این‌ها اگر الانه باشند و پیدا بکنین خیلی قیمت بالایی داره و کلا این چراغا رو داغونشون می‌کردن تا پیدا کنن سکه و استاد در مورد روانشناسی ثروت 1و میگه که دوستانی که واقعاً استفاده باورهای خوبی را درست کردن و واقعاً باورش کردن این دوره رو احتمالاً این ضررها رو نکردند و واقعا هم استاد گل گفتید که وقتی تکامل طی نشه باورها درست نشن ذهنیت درست نشه تو مسیر نباشه ی‌شود یک شبه پولدار شد هر چیزی آرام آرام به وجود می‌آید وقتی تو مسیرباشی جالب نکته کلیدی استاد ون کسانی که دچار پونزیت می‌شوند فقیرها هستند و چون باور کمبود دارند فکر می‌کنند نمی‌شود پول را به راحتی به دست آورد تو چنین مسیرهایی میرن استاد سپاسگزارم که دوره روانشناسی ثروت معرفی کردید می‌تونیم ما باورهای فوق العاده قوی عالی رو بسازیم با این دوره بی‌نظیری که می‌گید و این کلمه استمرار استمرار استمرار یک کلمه جادویی است که واقعاً اثرگذاره بی قید و شرط باورهای مناسب

    روی ورودی‌های ذهن بهترین کلید ثروت سلامتی و موفقیت هستند و در قرآن این کلمه بارها و بارها اومده که رف‌های چرت و پرت را نشنوید و اعراض کنید و داستان پیامبر اسلام و اون تکاملی که طی کردند

    از سن 20 سالگی تا 40 سالگی سال یک بار برم داخل غار کار کنه روی باورهاش و آرام آرام تکاملشو طی کنه و به جایی برسه که اون ظرف وجودش پر شه الهامات را دریافت خدایا صد هزار مرتبه شکر و به ما هم این آگاهی ناب و ناب رو کمکمون کن بهش برسیم و به راحتی الهامات رو دریافت کنیم استاد عزیزم سپاسگزارم بابت همه این گاهی‌های ناب و نابی که به ما آموزش میدی و بانوی عزیز و دوست داشتنی مریم گلم که این پروژه یک برکت الهی توی زندگیمون هست رو به وجود آورد و از خداوند برای همه عزیزان دوستان بهترین‌ها رو ی‌خوام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    مریم ری را گفته:
    مدت عضویت: 1374 روز

    4

    بنام خدایی که هدایت میکند

    خدایی که در میان ترسها شجاعت را یادآوری میکند

    خدایی که بندگانش را هنگام ترسیدن درآغوش می‌گیرد

    و اوست همان آرامشی که در دل مومنان است

    و ما اگر خودمون رو از خدا بدانیم

    در میان تصمیم ها به او توکل میکنیم

    همان ترسی که مادر موسی را فرا گرفت از انداختن موسی به آب

    ولی مادر موسی به نجوای خدا گوش کرد

    و به خدا توکل کرد و موسی رو به آب انداخت

    و انسان به هر کسی یا هر چیزی جز خودش وو خدای درونش حساب باز کنه

    قطعا از همونجا ضربه خواهد خورد

    خدایا

    من می‌خوام که از مدار فقر مدار سردی و دوری از تو

    به سمت مدار ثروت و گرمی و مداری که تو هستی

    هدایت کن

    خدا رو شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    سعیده شمسی گفته:
    مدت عضویت: 1174 روز

    بنام خدای زیبایی ها

    سلام خدمت استاد عزیز

    حرف مردم پاشنه آشیل من‌هم بود و کارهایی را انجام میدادم که باب میلم نبود و دوست داشتم همیشه خوبی هایم را بگویند و سوتی دستشان ندهم و بیشتر به دل دیگران زندگی میکردم اما رفته رفته حرف مردم برایم بی اهمیت شد و اکنون به دعوت هایی که باب میلم نیست نه میگویم و دیگر با کسی رودربایسی ندارم و برای خودم زندگی میکنم و لایف استایل خودم را دارم و بقیه نیز به سبک زندگی من احترام میگذارند و آزادی فراوان و توصیف نشدنی را تجربه میکنم و در هر جمعی نمیروم و دور و برم را خلوت کرده ام و از پروردگارم میخواهم شرایطی را بوجود بیاورد که از یک سری اقوام فاصله بیشتری بگیرم و زندگی سرشار از آرامش و آسایش و رفاه را با خانواده ام تجربه کنم و اطرافیانم فرکانسی نزدیک به فرکانس های خودم را داشته باشند و همگی قانون را به هم یادآوری کنیم و حرف هایمان در رابطه با عمل به قانون باشد و از نتایج بگوییم و لذت ببریم….

    In god we trust

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: