مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع» - صفحه 24 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»104MB26 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»25MB26 دقیقه













بنام خدا و سلام خدمت همگی و خداقوت.
الان دوباره داشتم این فایل رو گوش میکردم و نکته برداری میکردم.دوست داشتم باورهای زیبایی ک درین فایل هست رو بیام اینجا بنویسم.
همه ی ما یسری ترسهارو داریم ولی درعین ترسیدن،توکل میکنیم،حرکت میکنیم و عمل میکنیم.
روش من برای غلبه برترس،شجاعت و ایمان بوده.
وقتی آدم میخاد به یک خاسته برسه و واقعا براش مهمه،باید بهاشو باایمانش بپردازه.
جاییکه میدونی تغییر باید رخ بدهد،ایمان داشته باش خدا کمک میکند.
انسانی ک عزت نفس داره میدونه ک توانایی حل مسئله رو داره.حالا هرچی ک باشه.
پس دوباره بگم:جاییکه باید تغییر رخ بده اول ایمان و توکل بخدا.دوم ایمان به توانایی خودم در حل مسئله.سوم رفتن،انجام دادن و ساختن.
فرق دونستن قوانین باندونستن در اینه ک دیگه برای رشد و پیشرفت هیچ زجری نمیکشی و همه چی راحت اتفاق میفته.و اگه ب چالش برخوردیم خدا هدایت میکنه.
باور باینکه: درست میشه.ی راهی پیدا میشه. یجوری مسئله حل میشه.
خیلی از ترسها توهمند ک باعث میشه جلوی حرکت و پیشرفت آدما گرفته بشه.
کارکردن روی ایمان باعث میشه ترس خاصی نداشته باشی و اگه هم داشتی چاره اش حمله کردن ب دل اون چیزیه ک ازش میترسی.
ترس،نگرانی،دودلی،شک اینها ابزار شیطانه.نقطه ی مقابل تقویت ایمانه.
هرچی ترسها کمتربشه،نتایج تو زندگی بیشتر میشه.
باور باینکه:پیش میریم،اتفاقات خوب میفته.خدا کمکمون میکنه.
تاوقتیکه خدا و قانونش عوض نشه و من طبق قانون پیش برم میتونم هرآنچه را ک میخواهم خلق کنم.
باندازه ای ک ایمان محکمتربشه،ترس ها کمتر،و نتایج پررنگ تر میشه.
اگه روخودمون کارنکنیم،ترسها دوباره قدرت میگیرند.
اگه ورودی هارو کنترل نکنیم،ترس ها قدرت حرکتهای بزرگ رو ازمون میگیره.
کسانیکه از دوره ها استفاده میکنند بجز اینکه ی عالمه اتفاقات خوب رقم میزنند از ی عالمه ضرر هم در امانند.
اینقدر مردم طمع کار و عجول و اینقد زود میخان مدارها رو طی کنند و زود پولدار بشند و اینقدر قوانین رو درک نمیکنند،ک ترفندهای یک شبه پولدار شدن عاقبت گریبانشون رو میگیره.
کسانیکه قانون تکامل رو طی کردند در دام این مسائل نمیفتند و زمین نمیخورند.چون ی عالمه آگاهی دارند.
هرجا شنیدید سودی بالاتر از سود عرف بازار میدند اصلا اونجا نمونید و زود برید و نذارید اغفالتون کنند.
کمترین دستاورد دوره روانشناسی ثروت1 اینه ک جلوی این ضررها گرفته میشه.
اکثرا فقرا و جهان سومی ها درگیر این ترفتدهای دغل بازی میشند.
هیچ ثروتمند واقعی،گول این فریبکاری هارو نمیخوره.
کسانیکه در مدار فقر هستند،این دغل بازیا تو مدارشون هست.
کسانیکه در مدار ثروت هستند موقعیت های شغلی،ثروتهای بیشتر،ایده های بهتر تو مدارشونه.
گرفتارشدن دراین ترفندها،درواقع اوضاع رو اینقدر برای طرف سخت میکنه و اونقدر میری زیر صفر که تابیاد ب صفر برسی خدا میدونه چقدر طول میکشه و اذیت میشی.
استمرار استمرار استمرار و ایجاد باورهای مناسب و پذیرفتن بی قید و شرط این باورها و قانون، مقاومت نداشتن و کنترل ورودی های ذهن،حرفای جامعه رو نشنیدن،کلید خوشبختی و سعادت و ثروته.
بارها قران گفته حرف لحو(یعنی حرف چرت و پرت) را نشنوید.توی اون جمع نباشید.
باید آرام آرام رو خودمون کارکنیم و بجایی برسیم ک ظرفمون اونقدری بشه ک الهامات و ایده های خداوند را دریافت کنیم و در مدار ثروت قرار بگیریم.
اینارو بجز داخل دفترم اینجا هم نوشتم و هنگام نوشتن یادم ب اون250میلیون پول بی زبونی میفتاد ک دادم دست ی آدم زبون نفهم و هربار با یاداوریش خونم بجوش میاد.
فکر میکنم اینکه انگار دیگه دست و دلم بکار نمیره و همش نشستم گوشه خونه و هربار ک میخام بابت همون کاری ک ازش این پولارو درآوردم اقدامی کنم ولی انگار نمیتونم و پام جلو نمیره،همین احساس بدیه ک ازین بابت دچارش میشم.احساس خشم تنفر رنج کینه
امیدوارم ازین اتفاق درس بگیرم.بدونم کجاها دارم طمع میکنم.یاد بگیرم و درک کنم قانون تکامل رو و دیگه خودمو تو دام چنین دغل بازیا نندازم. استاد راست میگند ک تا بیاد برسیم ب نقطه صفر خدا میدونه چقدر طول بکشه. حداقل ضرر برای من توی این اتفاق،ضرر مالی بود.اینکه دیگه نمیتونم بااین قضیه کنار بیام و پاشم زندگیمو ازنو بسازم، غصه ها و حرص و جوشهایی ک توی این مدت خوردم و روز بروز از نظر جسمی و روحی بیمارتر شدم،ضرر اینا بدتر از ضرر مالیه.
از خدا میخام کمکم کنه بهم توان بده ک بقیه عمرمو اینطوری ازدست ندم و پاشم ی حرکتی واسه ساختن ی زندگی عالی بزنم.آمین
ممنون و سپاسگذار خداوندم بابت استاد عباسمنش و فایلها و صحبتهای گرانبهاشون ک ب رشد و آگاهی من کمک میکنه.خیر و برکت تو زندگیتون جاری باشه.
دوستتون دارم.عرفانه
بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام به استاد عزیزم واستاد شایسته و همه عزیزان بهشتی
اولین نکته که خیلی توجه ام رو جلب کرد تمیزی و زیبایی خونتون هست که خیلی قابل تحسین است
الف) تجربیاتی را به یاد بیاورید که به خاطر عدم درک قانون، در دام ضررهایی با الگوی ترفند پونزی افتادید
من حدود سالهای 85 یکی از دوستانم که رابطه اش رو باهام بیشتر کرده بود بهم تماس گرفت وحال و احوالپرسی وگفت بعد از ظهر ها بیکار هستی بیا یک کار هست ببین ومنم پرسیدم کارش چیه گفت باید ببینی ویک هفته ای طول کشید و رفتیم توی دفتر کاری و فهمیدم دوستم خیلی وقته اینجا کار میکنه
کار مربوط به شرکت کوئیست هست و نزدیک دوماه با من صحبت میکردند و وارد این شرکت شدم همون ترفند پونزی که احساس طمع رو توی انسان بیدار میکنه وهیچ ارزشی رو خلق نمیکنه
کار من چی بود ؟ بایددونفر روببرم بعد دونفرکه من آوردم دونفر روبیارن وبعدی ها هم هر کدوم دونفر بیارن به همین ترتیب که من دیگه پولدار میشم وضعم خوب میشه500 هزارتومان پول دادم جنس طلایی ای خریدم که هیچ وقت هم به دستم نرسیدوحدود یکسال هم خودم رو درگیر کردم خوشبختانه که موفق نشدم دوستی رو وارد کنم و دست از پا دراز تر برگشتم سر خانه اولم
مورد دوم خرید سهام مربوط به یک شرکتی بود که سود خوبی میداد بنام شرکت پردیسبان که مدتی توی تلویزیون هم تبلیغ میکرد اونجا سرمایه گذاری کردم وبعد از 2سال با پیگیری مراجع قضایی پول خودم رو تونستم زنده کنم
درباره تجربیاتی بنویسید که به خاطر درک قانون تکامل، به جای طمع ورزیدن، به این نوع ایده ها و وعده ها با اطمینان “نه” گفتید چون می دانستید که تنها راه رسیدن به خواسته مد نظر، آماده کردن ظرف وجودتان و مهاجرت به مدار آن خواسته است. به همین دلیل قدمهای محکمی برای رشد شخصیت درونی خود برداشتید. روی بهبود مهارت ها و توانایی های خود در راستای آن خواسته کار کردید، حل مسائل پیش رو را یاد گرفتید و به این شکل شخصیت شما آماده دریافت آن خواسته شد. سپس نه تنها از این مسیر رشد لذت بردید، نه تنها از مسیر هموار به آن خواسته رسیدید بلکه مهم تر از همه، فرمول تحقق خواسته را یاد گرفتید و این توانایی از هر نتیجه ی دیگری برای شما با ارزش تر بوده است
من از وقتی با شما آشنا شدم توی سایت هستم خوشبختانه اتفاقات عالی تجربه کردم
یک اتفاقی که مربوط به سه ماه پیش هست یکی از همکاران پیشنهاد دادنداگر میخواهی پول پارو کنی خخخخخ من جایی رو بلدم که سودهای خوبی میده البته بین بچه ها نگو خودت بیا ،
گفتم چطوری هست گفت خلاصش اینکه باید پولت رو تبدیل به دلار کنی ودر اختیار شرکت خارجی بزاری سود بگیری شرکتش هم معتبر هست همون لحظه یاد تجربه گذشته خودم از گلد گوئست افتادم که میگفتند به کسی نگی ها چون کسی اطلاعات ندارم وبرای دوستت عزیز بودی این پیشنهاد شده واجازه ندادم خیلی گوشم روپر کنه ناخواسته وسریع ازش فاصله گرفتم وبعد از یک هفته همون شرکت معتبر اثری ازش نبود و اثری از پول وسودهم نبود
لطف خداوند شامل حال من شد همون موقع پول زیادی رو طلا گرفتم مخصوصا یک گردنبند خیلی قشنگ برای خودم که ازش لذت میبرم و یک حرکت خود جوش دلی هم بود خدایا شکرت
تمام افرادی که جذب این شرکتها میشن فقرا هستند وهمه این شرکتها توی کشورهای جهان سوم اند احسنت استاد باید این صحبت هاتون رو با طلا نوشت
این موارد در گذشته بوده همین الان هست و در آینده هم خواهد بود
وقتی وارد دوره های شما میشیم از این اتفاقات برامون پیش نمیاد چون در مدار مون نیستند
وصعود به مدار بالاتر با لذت ادامه دارد
سپاسگزارم
به نام خداوند بخشنده ومهربان
سلام به اساتید عزیزم ودوستان خوبم
گام چهارم:مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای “”ترس””و””طمع””
ترس هایی که از دوران کودکی به اشکال مختلف در ما شکل گرفته،،طمع های زود رسیدن وعجول بودن برای دریافت خواسته هامون، بدنبال باورهای محدودکننده ای که ایجاد شده،،بدون طی کردن مسیر تکاملی مون رو توجیه میکنه
ترس از اینکه پول وموقعیتهای پول ساز کمه وفقط افراد خاصی توانایی این خلق ثروت رو دارند،،موجب شده خیلی از افراد حتی سرمایه میلیاردیشون رو توی بورس هزینه کنند،که از نزدیکانم چندین نفر تو این دام افتادند وسرمایه شون رو از دست دادند،،خدا روشکر از سالیان قبل با توجه به محتاط بودنم واینکه مسیر تکاملی که خودم با چالشهایی که حل کردم،طی شد،کمکم کرد وارد این بازیها نشم ودنبال راهکاری برای استقلال مالی خودم باشم وروی بقیه حساب نکنم وتاکنون سرمایه ای از دست ندادم وبدهکار نشدم
بدنبال این احساس قربانی شدن که به افراد بعد از تجربه هدر رفتن سرمایه شون دست میده،،باورهای محدودکننده دیگه ای هم اضافه میشه که خیلی مسیر رو به جلو رو براش کند میکنه وحتی ممکنه قدم بر ندارند وترس هاشون بیشتر میشه واز خداوند هم شاکی میشن چرا این اتفاقات پشت سر هم براشون رخ میده،غافل از اینکه خودمون مسئول هستیم وتا قبول نکنیم ،این دومینو همچنان ادامه داره
خدا رو شکر بدنبال آشنایی با استاد وتقویت شدن این باور که خودم میتونم هر آنچه که دوست دارم رو خلق کنم،،آگاهانه انتظاراتم از بقیه کمتر شده وچالش ها ومسائل رو خودم با همون ترسهای که دارم با جدی گرفتن نشانه ها وهدایت خداوند ودرک بهتر از قبلم،،حل میکنم
در خصوص فروش خودرویی که داشتم مرتبا ورودی های نامناسبی از افرادی که در این زمینه مهارت داشتند میشنیدم، ،ولی آگاهانه به مواردی توجه میکردم که بهم کمک کنه ،خودم جهت فروش خودرو اقدام کنم،،با صبوری وتوکل به خداوند ودرخواست اینکه خودت هدایتم کن ،با فردی صادق وثروتمند وامانت دار با پرداخت نقدی براحتی فروش خودرو انجام بشه،،،که دیروز با همین شرایط با هدایتی که شدم ،خودم با تکامل طی شده بدنبال اطلاعات مناسبی که دریافت کردم،،،فروش نقدی انجام شد وبا مشاوره ای که بعدش گرفتم ،فهمیدم که درست اقدام کردم ،،،وتجربه ای شد که آگاهانه از شنیدن چرت وپرت ها که ترس ها ونا امیدی ایجاد میکنه،،با تمرکزم روی حرفها وشنیده هایی که راهکاری برای راحت انجام شدن کارم واطلاعات بیشتر در مسیر تکاملی ام بهم میده،،آرامش بیشتری خلق کنم
استمرار در این مسیر ویادآوری هر لحظه معجزاتی که روزانه در زندگی ام، برای ایمان بیشتر به خداوند وتوکل به خودش برای هدایتم رخ میده،،مسیر تکاملم رو به سمت زیبایی های بیشتر تقویت میکنه
من باید سعی کنم به قانون عمل کنم وآگاهانه مواظب گفتارم با افراد ودر ذهنم با خودم باشم
وهر روز این آگاهی ها رو بنویسم وبهش عمل کنم
وبدون طمع کردن،،فقط به مسیر زیبایی که هر روز بهتر از روز قبلم طی میکنم ،توجه کنم وشکر گزار سلامتی ونعمتهای روز افزونم باشم
چقدر زیباست این جمله استاد که میگن،،ترس از پیری،ترس از تنهایی،ترس از اینکه یکی ترکم کنه،،بخوبی برام حل شده
ومن سعی میکنم ، با تقویت ایمانم با تجاربی که در مسیر تکاملی ام، بدنبال افزایش عزت نفسم خلق میکنم،،این دیدگاه زیبا رو در خودم ایجاد کنم ،که از حضور افراد در زندگی ام برای شناخت بیشتر خودم وتغییر دیدگاهم با عدم وابستگی ورها کردنشون،لذت ببرم،واز دیدگاه اونها به انتخابات رفتاری وگفتاریشون نگاه کنم وبه تصمیماتی که میگیرن احترام بذارم ،،بخصوص فرزندم،،تا با این احساس رهایی تمرکز بیشتری روی خودم وپیدا کردن نشتی های انرژی ام بذارم وشکر گزار هدایت خداوند در لحظه باشم
استقبال از تغییر در لحظه در هر زمینه ای احساس شادی وشکوفایی وسر زندگی بیشتر به آدم میده واز روزمرگی وزندگی تکراری جلوگیری میکنه وحس کنجکاوی آدم برای تجربه روش های جدید حل مسئله رو با راحت گیری بیشتر از قبل بهتر میکنه ومسیر لذت بخش تر میشه ونجواها کمرنگ تر میشه،افراد حول حوش آدم به صورت مشهودی به سمت تجربه لذت بخش تر خواسته هامون تغییر میکنه،،،واین کمک میکنه ترس ها کمرنگ بشوند ونیازی به عجله وطمع ورزیدن برای رسیدن به خواسته ها نیست،،چون با استمرار در این روند ،بزرگتر از خواسته هامون هم رخ میده وراضی میشیم
وبا استمرار در این مسیر، وابستگی هامون به افراد واموال ودارایی هامون کم میشه،،چون دیگه خیلی راحت تر از قبل ذهنمون ونجواهاش رو میتونیم کنترل کنیم وراهکارهای فراوانی برای هر خواسته ای که داریم ،در مسیر پیشرفتمون میبینیم وآرامش داریم
با کمک تجاربی که تا الان با کنترل ذهنم و ورودیهای مناسب برای آرامش بیشتر ودرک بهتر حضور خداوند ونشانه هایی که میبینم، ،زندگی ام زیبا تر شده،،،میتونم، ترس از حرف مردم رو روز به روز با اقدام کردن وورود آگاهانه به دل ترس هام ،،کمرنگ تر کنم ومسیر هموار وراحت تری رو برای دریافت نعمتها خلق کنم
سلامت وشاد وسربلند باشید
سلام به استاد عزیزم
سلام به دوستان فوق العاده در این سایت
خداروسپاسگزارم بابت اینکه در جمع این خانواده هستم و تغییراتمو شروع کردم برای خودم چالش برگزار میکنم
خدارو سپاسگزارم
ترس
وقتی از چیزی میترسی در واقع یک باور محدود کننده توی ذهنت داری که مانع انجام دادن اون کار میشه و باعث ترسمون میشه
اسلحه شیطان ترسه شکه تردیده
برای اینکه ترسو شکست بدیم باید بریم توی دل کار
باید کاری که ازش میترسیمو انجام بدیم و بفهمیم که چیزی نبود که ازش بترسیم و به ذهنمون ثابت کنیم
طمع
واقعا طمع توی وجود ما ادما هست این بی نهایت طلبی و سعی و تلاش برای اینکه قوانینو دور بزنیم و یک شبه به هر ترفندی که شده پولدار بشیم موفق بشیم توی وجودمون هست
ولی دائما باید قانون تکاملو توی ذهنمون مرور کنیم و بدونیم یک شبه نمیشه یک پروسه داره و این پروسه صرفا زمان نیست بلکه میزان تجربه و تغییر باورهامونه هرچقدر سریعتر اینا انجام بشه تکاملمون طی میشه
ترفند پونزی
اینکه من پولمو بدم و پول برای من کار کنه یعنی اینکه ای جهان من عرضه پول ساختن ندارم
کسانی که درگیر ترفند پونزی میشوند فقرا هستند
اینکه من دل ببندم به سود و پولمو بدم کسی برای من کار کنه دقیقا الگوی پونزی هست و طبق قانون محکوم به شکسته
اینا خط قرمزه نباید انجام بشه
یک طلافروشی هست که طلای ادمو میگیره و قرارداد میبنده که هرماه سود اون طلا رو بده و اخر قرارداد طلا رو هم به همون مقدار گرم برگردونه
من وقتی اینو شنیدم احساس کردم اینم شبیه همون ترفند پونزیه و اصلا دیگه دنبالشو نگرفتم
و دیدم که کلی مردم نگاه میکنن پیگیری میکنن و طلاهاشونو میارن میدن
من هرگز این کارو نمیکنم
اینا تعهدای منه
استاد بینهایت سپاسگزارتم که اینجوری قوانینو واضح برای ما توضیح میدید خدا شمارو برای ما حفظ کنه و کمک کنه در این مسیر با استقامت ادامه بدیم
سلام
قدم 4-
ترس هست. تو توکل میکنی ، حرکت میکنی. حتی پیامبرا هم میترسیدن ولی اقدام میکردن.
اگه آدم چیزی رو میخواد باید بهاش رو بپردازه.
اگر قوانین رو بدونی زجر نمیکشی و رشد میکنی.
ترس ها توهم هستن، جلوی حرکت و پیشرفت رو میگیرن.
باید حمله کنی بهشون .
ترس ها و بی ایمانی ها ابزار شیطانن.
اعتماد به نفس و عزت نفس باعث میشن راحت تر پا رو ترس هات بگذاری.
ترس همیشه هست هر بار ضعیف تر میشه اگه یاد بگیری بهش گوش ندی.
پیش میرم ، اتفاقات خوب میوفته ، خدا کمک میکنه.
اگر روی خودت کار نکنی نجوا ها شروع میشه قدرت حرکت رو ازت میگیره.
تکاملی پیش رفتن و برداشتن درست قدم ها از ضرر های احتمالی جلوگیری میکنه و این کمترین نتیجه ی عمل کردن به این دوره هاست.
ترفند پونزی فقط افرادی با باور های فقیر رو درگیر میکند.
اگرطبق تکاملپیش نری انقدر میری زیر صفر که آرزو میکنی فقط بتونی مثل قبلت باشی. پیشرفت و… که کلاً هیچی.
قدم ها:
کنترل ذهن
نشنیدن حرف بدنه جامعه
استمرار استمرار استمرار
ایجاد باور های مناسب و عمل به قوانین
……
زمان هایی که من روی ترس هام پا گذاشتم و متوجه شدم فقط توهمی بوده که توی ذهن من انقدر بزرگ شده تا من حتی قدرت حرکت کردن هم نداشته باشم:
وقتی می خواستم بیام تهران زندگی کنم و درس بخونم، تنها بودم؛ تنها سوار اتوبوس شدم و رسیدم تهران و قبل این ماجراها یه غول بزرگ بود توی ذهنم چون همش نجوا ها میگفتن بدون خانوادت قراره اونجا چیکار کنی؟ انقدر همه میگن تهران شهر کثیفیه چه بلایی قراره سرت بیاد؟ رسیدی ترمینال میخوای با این چمدون چطوری بری تو خیابون؟ خیابونا خلوت نباشن وقتی میرسی و….
اما من الان 3 ساله که تهرانم و همیشه همه چیز عالی پیش رفته و اتفاقاتی که برام افتاده حتی نزدیک به چیزی که شنیده بودم هم نیست . چون من سعی کردم روی باورام کار کنم و پشت سر هم دارم تجربه های قشنگی رو از سر میگذرونم.
وقتی که میخواستم برم سر کار خیلی برام عجیب غریب بود و فضاش خیلی ترسناک به نظر میومد اما وقتی رفتم و روی ترس هام پا گذاشتم دیدم که چقدر آدمای خوبی سر راهم قرارگرفتن چقدر چیز یاد گرفتم چقدر تجربه به دست آوردم.
بعضی وقتا تلفن زدن انقدر برام ترسناک به نظر میاد که موقع گرفتنش دستم میلرزه و مدام دعا میکنم اون کسی که بهش زنگ زدم جواب نده اما اون شخص جواب میده و من باهاش مکالمه میکنم و بعد از قطع کردن من یه حس رضایت و رهایی توأمان رو تجربه میکنم و به خودم میگم آخیش چقدر خوب شد زنگ زدی و ننداختی برای فردا.
اینا چند تا از تجربه های من درباره ی پا گذاشتن روی ترس هام بود البته خیلی چیز های دیگه هم هست ولی مهم اینه که من الان یاد گرفتم از این فایل که گسترش ترس توی ذهنم ابزار شیطانه و کاسبی اون با این چیزا میچرخه من هر بار توجه کنم و بهش گوش بدم قراره قدرتمند تر بشه اما اگه توکل کنم و فقط پیش برم ، طبق قوانین عمل کنم و قانون تکامل رو رعایت کنم همه چی لذت بخش پیش میره و دیگه خبری از سختی کشیدن نیست.
هر وقت تو مسیری دارم سختی میکشم یعنی طبق قوانین پیش نمیرم.
خدایا شکرت برای این اگاهی ها
ممنونم استاد
ممنونم خانم شایسته جان
ممنونم از خودم
سلام به همه دوستان عزیز
چیزی که من از این فایل یاد گرفتم این بود که به عنوان طبیعت انسانی، ما ویژگی هایی مثل ترس داریم ولی زمانی که بیش از اندازه به اون ترس ها بال و پر بدیم غیر طبیعی میشه باید ترس و حرکت رو در یک ترانزی قرار بدیم که این ویژگی بهمون آسیب نزنه و مثل یه بلوک نچسبه به پامون که نزاره حرکت کنیم
وقتی تلاش میکنی که این ویژگی طبیعی رو در یک ترانز قرار بدی از اونور میتونی روی خودت کار کنی ایمانتو بالا ببری روی عزت نفست کار کنی تا به یک اطمینان برسی
وقتی به یک اطمینان در درون خودت رسیدی و ایمانتو تقویت کردی قانون تکامل رو درک میکنی و میفهمی که همه چی تکاملیه و برای رسیدن به خواسته باید استمرار داشته باشی و این یک قانون بدون تغییر، دقیقا مثل قانون جاذبه
و زمانی به درک این موضوع پی میبری که روی عزت نفست کار کرده باشی و تا حد خوبی به خودباوری رسیده باشی که ویژگی شجاعت و جسارت و ایمان در تو بیدار شده باشه و تقویت بشه
به قول استاد وقتی آدم یه خواسته ای داره باید بهای خواستشو بپردازه و به اینکه خدا توانایی حل مسائلشو در وجودش قرار داده ایمان داشته باشه
قانون پونزی زمانی روی آدم تاثیر میزاره که ترس هایی داری که بیشتر تَوَهُم ترس از تغییر مثلاً این ترس از بی اعتمادی خودت نسبت به خودت میاد و چون همیشه این در وجود تو بوده همیشه در یک ریلی حرکت میکردی که مشکلاتت شبیه هم بودن و تو هیچ تلاشی برای بهتر شدن زندگیت نکردی و همیشه با آدم های سرکار داشتی که حرف از کمبود میزدن تو همونجا موندی و اون موقع یه آدمی اومده میگه این مشکلاتی که الان داشتی رو دیگه نخواهی داشت مفت و مجانی یچیز بزرگتر از تکاملت بهت میدم که نیازی هم نیست تو تلاش خاصی بکنی برای بدست آوردنش تو فقط امر کن من میگم چشم انگار که تو یک عمر به توانایی هات شک داشتی به خودت اعتماد نداشتی یه نفر از اون بیرون همه اینا ویژگی هایی که روح تو برای ادامه دادن نیاز داشته رو بهت داده و تو الان رو اَبرایی و تو از اون برای خودت یک بت میسازی و اعتمادی که باید به خودت میداشتی رو به کس دیگه ای بیرون از خودت داری و یجورایی افسارتو دادی دست اون آدم و بهش میگی هرجور راحتی ازم سواستفاده کن چون تو اون مسولیتی که وظیفه من بود برای ادامه زندگیم تو به عهده گرفتی و بیشتر از لیاقتم داری بهم پول میدی
من همون آدمم با همون ترس ها تردید ها باورهای محدودکننده و باورکمبود و… وهمیشه هم حق بامن بوده چون تمام این مشکلات بخاطر وضع مملکته و…ولی تو قدر منو میدونی و میدونی که من لیاقت پول بیشتر از لیاقتمو دارم …
سپاس فراوان از فایل پر مفهومتون که این چیزارو بهم یاد دادید
به نام خداوند رزاق
گام 4 ، سلام استاد و خانم شایسته عزیز که این پروژه عالی رو برای ما به رایگان ران کردین واقعاً این فایل ها رایگان نیستند چون علاوه بر پیشرفت جلوی خیلی از ضررها رو میگیره که ممکنه برای ما بوجود بیاد و ما رو به زیر صفر برسونه .
من و همسرم با هم در این مسیر هستیم ولی خب من بیشتر از همسرم به فایل ها گوش میکنم و ایشون بیشتر وقتشون سرگرم کار هستن و کمتر فایل ها رو گوش میدن.
زمانی که ما به شهرستان رفتیم همسرم دسته چک داشت و برای چند نفری ضامن شد که یکیش داداش خودم بود و واقعاً ما رو اذیت کردن در صورتی که من به همسرم گفته بودم حتی برای داداش من هم ضامن نشو که الان هم خودش میگه که تو همیشه میگفتی برای کسی ضامن نشو حتی برای خانواده من .
بعد از مدتی همسرم با توجه به فایل هایی که از استاد اون زمان گوش کرده بود دسته چکشو پاره کرد . تا چند روزه پیش ، یکی از همسایه های مغازه مون که ایشون هم مثل ما فروشنده دیجی کالا هست به همسرم گفته بود که دیجی کالا تا 2 میلیارد وام میده و اومده بود که کاراشو انجام بده . بعد که همسرم اومد خونه ، برای من جریان رو تعریف کرد و گفت چون که دسته چکشو پاره کرده اگر بخواد دوباره دسته چک بگیره باید کیفری بره و خلاصه که کلی دوندگی داره و گفت که میخوام برای تو دسته چک بگیرم ، منم فوراً گفتم که من نمیخوام دسته چک داشته باشم ، حتی فکر کردن به این که من دسته چک داشته باشم حالمو بد میکنه .
همچنین چون ما سایت فروشگاهی داریم و سایتمون داخل ترب هم میاد اونجا هم برای اینکه ضمانت ترب داشته باشی تا مشتری ها بیشتر بهت اعتماد کنند باید یه چک به ترب بدی و از اونجایی که هم سایت و هم پنل دیجی کالا به اسم من ثبت شدن همسرم میخواد که من دسته چک بگیرم تا فروشمون بالاتر بره ولی خدا شاهده از روزی که جدی دارم روی خودم کار میکنم تعداد سفارش های بالای 1 میلیون از سایتمون بیشتر شده که قبلاً به ندرت اینجور سفارش ها از سایتمون میشد و همین دیشب دو تا سفارش 2 میلیونی در سایتمون ثبت شد و یک مشتری عمده داشتیم که چند میلیون نقد خرید کرد . خدا رو شکر اینها نشونه است که مسیرم درسته ، من فقط باید در این مسیر استمرار داشته باشم .
خدا شاهده همون روزی که همسرم در مورد دسته چک باهام صحبت کرد از بانکی که من داخلش حساب دارم این پیامک برام اومد که کپی شو میزارم :
مشتری گرامی؛
بنا به اعلام بانک مرکزی، از تاریخ 30 دی ماه، درصورت عدم تطابق کدپستی و کدملی خود در شبکه بانکی با اطلاعات مندرج در سامانه ملی املاک و اسکان، امکان صدور دسته چک میسر نخواهد بود.
و این برای من یک نشونه بود که خدا داره میگه که نباید دسته چک بگیرم .
همسرم با توجه به گفته های اون فرد دچار طمع شده بود درصورتی که پس انداز الان ما ده درصد از اون پولیه که دیجی کالا میخواد وام بده و این نشون میده که ما هنوز به اون تکامل نرسیدیم. از اون روز به بعد هم دیگه همسرم با من در مورد گرفتن دسته چک صحبت نکرد .
در مورد ترس ها منم ترس های زیادی دارم یکی از مهم ترین ترسها که واقعاً هر بار شیطان از اونجا وارد ذهنم میشه و منو میترسونه که این هم بیشتر به خاطر خانواده ام علیالخصوص خانواده ی مادریم و محیطی که درش بزرگ شدم و فیلم های که سال های قبل از آشنایی با استاد دیدم که همیشه میگم این فیلم ها و سریال ها مخرب ترین ورودی هستند که آدم رو واقعاً بدبخت میکنند من اینو با گوشت و پوست و استخوانم درک کردم :
ترس از بیماری و ترس از مرگه ، که فکر میکنم با این دو تا دیگه همه چی تموم میشه البته دارم روشون کار میکنم و خوشحال میشم اگه باورهای مناسبی دارید برام بنویسید .
ترس از رانندگی و تصادف که خدا رو شکر روی این ترسم تا حد خوبی کار کردم و در عین اینکه میترسیدم اقدام کردم .
ترس از خیانت و از دست دادن روابط که این هم از وقتی که دارم روی دوره ها کار میکنم بهتر شدم و این روزا بهم گفته شد که تو خالق زندگیت هستی و تا زمانی که تو داری روی خودت در مسیر درست کار میکنی این اتفاقات برات نمی افته و این هم فهمیدم که باور عدم لیاقت باعث این ترس میشه که من خودمو لایق بهترین روابط نمیدونم و این هم باز تاثیر همون فیلم و سریال های مسخره است که قبلاً دیدم چون من کسی بودم که واقعاً خیلی تلویزیون نگاه میکردم هر فیلمی رو چند بار میدیدم و تمام صحنه هاشو توی ذهنم تصور میکردم ولی الان 8 ساله که من دیگه تلویزیون و فیلم و سریال نگاه نمیکنم و خدا رو شکر آرامشم بیشتر شده .
ترس از اتفاقات ناخوشایندی که در آینده ممکنه برام بیفته که شامل سه تا ترس بالا میشه یعنی : بیماری ، مرگ ، تصادف ، از دست دادن روابط و آدمهای زندگیم مثل همسر و فرزندانم .
ترس از تاریکی ، جن ، چشم زخم و ترس از حرف مردم اینها هم کمتر شده ولی هنوز هست ، من فکر میکردم که اصلاً به چشم زخم اعتقاد ندارم و حرف مردم برام مهم نیست ولی متوجه شدم نه هنوز یه رگه هایی ازش در درونم هست ، ما نسبت به خانواده خودم و همسرم مسافرت های زیادی میریم خب همسرم بعضی از عکسهای مسافرت مونو داخل اینستاگرام میزاره و من فهمیدم که وقتی همسرم عکس ها رو استوری میکنه حسم بد میشه ، ریشه یابی کردم که چرا حسم بد میشه فهمیدم هنوز ذهنم میگه که چشم میخوریم و یا مردم میگن نگاه کن چه تیپی زدن .
ترس از تغییر محل زندگی ، ترس از تغییر کسب و کار خدارو شکر خیلی کم رنگ هستن و تا بحال دو بار هم کارمون و هم محل زندگی مون رو تغییر بزرگ دادیم که همه متعجبن که ما چطور این کارو کردیم ، حتی به من میگفتن که اگه همسرت میخواست از کارمندی بیاد بیرون تو چرا جلوشو نگرفتی .
ترس از ارتباط برقرار کردن با آدم های جدید و موقعیت های جدید با اینکه آدم درونگرایی هستم ندارم چون روی خودم کار کردم و این درصورتیکه من قبلاً از دیدن افراد جدید ، موقعیت های جدید رنگم قرمز میشد ، تپش قلب میگرفتم و دست و پام میلرزید ، حالا درسته نمیتونم خیلی راحت توی یک جمع بزرگ برم روی سن و سخنرانی کنم ولی همین هم میدونم که اگر در موقعیتش قرار بگیرم یه راه حلی براش پیدا میکنم دیگه .
ترس از دوری از خانواده و شهرم ندارم و اتفاقاً خیلی هم خوشحالم که دورم چون در این تنهایی بیشتر روی خودم میتونم کار کنم .
میدونم که کامنتم طولانی شد ولی باید یه ردپا از خودم میزاشتم و این هم بگم که از زمانی که من بطور تمرکزی شروع کردم روی خودم کار کنم خداوند شرایط رو برام فراهم میکنه مثلاً دیشب همسرم خودش بچه ها رو خوابوند و من داخل اتاق داشتم فایل گوش میدادم و کامنت میخوندم و تمرین ستاره قطبی ام رو انجام میدادم این در صورتیه که قبلاً همسرم لجش میگرفت که من نیام بچه هارو بخوابونم یا بچه ها دیگه قبول کردن که زیاد به من کاری نداشته باشن و در کل یه تنهایی خوبی برام ایجاد شده تا بتونم روی خودم کار کنم ، بخدا وقتی تصمیم میگیریم روی خودمون کار کنیم شرایط و آدمهای اطرافمون هم تغییر میکنند .
خدایا شکرت ، ازت میخوام که روز به روز در این مسیر پیشرفت کنم و استمرار داشته باشم.
با سلام و احترام خدمت استاد توحیدی عزیزم ، مریم عزیزدلم و همه ی دوستان عزیزم
خیلی ازتون سپاسگزارم استادکه این فایل هارو بدون چشمداشت برای ما اماده میکنید و خیلی از مریم عزیزم سپاسگزارم که بدون چشمداشت جوری مرتبش میکنید که بتونیم درکشون کنیم خیلییی سپاسگزارم
خداروشکر میکنم برای برداشتن گام چهارم این مهاجرت که میدونم این تغییر مدار زندگیمو تغییر میده گوش کردن این فایل یه حسی به من داد که خودم میتونم خالق باشم و ثروت خلق کنم نیاز نیست کسی به من یه فرصتی بده امکانات در اختیار من بذاره منو حمایت کنه وظیفه ی من فقط کار کردن روی خودمه که نشونش میشه غلبه بر ترس هام میشه ناراحت نشدن و اهمیت ندادن به چیزهایی که قبلا دیوونم میکردن کنترل صحبت های ذهنیم . از خداوند سپاسگزارم که دارم اینهارو درک میکنم . از خدا میخام هرروز عمق درک منو نسبت به توحید و قدرت خالق بودن خودم بیشتر کنه .
نکات ارزشمند فایل :
شما چه ترسهایی داشتید و چطور توانستید بر آنها غلبه کنید؟؟ همه ما یک سری ترسها رو داریم و این ترسها همیشه با ما هست و از بین نمیرود ما در عین حال که میترسیم، باید عمل کنیم یعنی ترس هست وجود دارد حتی در داستان پیامبران نیز اون ترسها وجود داشته ولی در حالی که میترسیدند به خداوند توکل میکردند و عمل میکردند .استاد در گذشته ترسهای زیادی داشتند ولی چون کارهایی که میخواستند انجام بدهند نیاز به شجاعت داشت، باید از آن ترسها میگذشتند . روشی که استاد از آن نتیجه گرفتند به ایمان و شجاعت نیاز دارد و استاد راه دیگهای برای رسیدن به نتایج بلد نیستند. وقتی انسان یک خواستهای داره و براش مهمه باید بهای آن را بپردازد و ایمانش را نشان دهد. استاد هنگام مهاجرت به بندرعباس هیچ اطلاعی از شرایط آن شهر نداشتند و اینکه چه اتفاقی قرار است بیفتد فقط میدونستند این تغییر باید رخ دهد و میدانستند که خداوند به ایشان کمک میکند و این عزت نفس را داشتند که توانایی حل مسائل را دارند و اینطور فکر میکردند که میریم درستش میکنیم میریم انجامش میدیم با وجود اینکه قوانین رو در آن زمان نمیدانستند و به خاطر همین اتفاقات بدی رو تجربه کردند ولی توانستند رشد کنند و بعد از درک قوانین رشد خیلی راحتتری داشتند و بدون زجر کشیدن رشد میکردند .
باور استاد این است که یه راهی پیدا میشود، یه جوری حل میشه . عزت نفس، ایمان به خداوند و توکل کمک میکند که یک فردی یهویی همه چیز رو رها کنه و سراغ یک موقعیت جدید بره که استاد خیلی جاها این شجاعت و توکل رو به خرج دادند و خیلی کم اجازه دادند که ترسها بر ایشان حکومت کنند و به محضی که احساس میکردند یک تغییری باید ایجاد شود شروع به تغییر دادن میکردند .
استاد تقریبا هیچوقت ترس خاصی از چیزهای جدید و تغییرات جدید نداشتند چون ترسها توهم هستند مثل ترس از کسب و کار، موقعیت و آدمهای جدید، ترس از تاریکی، ترس از جن، از مریض شدن . تعداد زیادی از ترسها واقعی نیستند و توهم هستند و اگر ترسی پیدا کنند سعی میکنند خیلی سریع به آن حمله کنند و با آن درگیر شوند . این ترسها نگرانیها، شکها و دودلیها، همگی ابزار شیطان هستند و کسب و کار شیطان با همین چیزها میگذرد و این ما هستیم که باید بر آنها غلبه کنیم و ایمانمون را تقویت کنیم . وقتی ما روی خودمون کار میکنیم و باورهای درست ایجاد میکنیم، متوجه میشویم که هیچ ترسی وجود ندارد و همه آنها توهم هستند . دوره ی عزت نفس بسیار دوره خوبی است برای غلبه بر ترسها . عزت نفس بسیار به غلبه بر ترس کمک میکند و مارو به جایی میرسونه که مثل استاد هیچ ترس بارزی نداشته باشیم در حالی که استاد قبلاً ترس زیادی از حرف مردم داشتند و حرف مردم پاشنه آشیل ایشان بوده است .
پاشنه آشیل هیچ وقت خوب نمیشود و از بین نمیرود فقط میتوان روی آن کار کرد و در آن بهتر شد چون وقتی بگیم خوب شده دیگه روی آن کار نمیکنیم.
نتایجی که در حال حاضر در زندگی استاد ایجاد شده به خاطر کمرنگ و ضعیف شدن همین ترسهاست . استاد خیلی راحت با تغییرات کنار میآیند و از آنها استقبال میکنند هر تغییری که باشه مثل جدایی در روابط، تغییر کسب و کار، تغییر محل زندگی و نگران آنها نیستند لذا هیچ وقت در زندگی به موضوعات ایستا نگاه نمیکنند که مثلا من خوشبختم چون فلان چیزها را دارم و هیچ ترس خاصی از اینکه هرآنچه دارند رو از دست بدهند، ندارند . استاد روی غلبه بر ترسها کار کردند تا به این نقطه رسیدند که با تغییرات اوکی هستند و باور دارند که با کمک خداوند پیش میروند و اتفاقات خوبی برایشان رخ میدهد چون همه این نتایج وقتی خلق شدند که ایشان حرکت کردند و از قبل وجود نداشتند لذا در صورت از دست دادن آنها باور دارند که دوباره خلق میکنند چون سیستم و قوانین که عوض نشده است .
به اندازهای که ایمان ما قویتر میشه و ترسهامون کمتر میشه، نتیجه میگیریم در واقع نتایج وقتی تغییر میکند که این ترسها تغییر کرده باشد . استاد در حال حاضر خودشون رو ضد ضربه نمیدونند و همچنان باور دارند اگر روی خود خودشان کار نکنند، ایمانشون رو تقویت نکنند و ورودیهاشون رو کنترل نکنند مسلماً ترسها رشد میکنند و قدرت انجام حرکات بزرگ رو میگیرند و انسان رو فریز میکنند .
دوستانی که از دورههای استاد استفاده میکنند و مطالب را باور میکنند، غیر از اتفاقات خوبی که برای خودشون رقم میزنند از یک عالم ضرر پیشگیری میکنند. ترفند پونزی جوری کار میکند که هم هزاران سال پیش جواب میداده هم هزاران سال بعد جواب میدهد چون مردم بسیار طمعکار و عجول هستند و میخواهند خیلی زود مدارها را طی کنند و به ثروت برسند و قانون تکامل را درک نمیکنند لذا ترفند پونزی گریبانگیر همه خواهد شد مگر اینکه قانون رو بدونیم و جلوی ضرر رو بگیریم . در دورههای استاد آگاهیهایی داده شده است که استاد با استفاده و عمل به آنها هیچ وقت این رکبها را نخوردند و فقط رشد کردند .
ترفند پونزی : ما به هر دلیلی میتوانیم یک سودی بیشتر از سود عرف بازار به شما بدهیم که این دلیل هزاران هزار تنوع دارد . مثلاً میتونیم خانه شما رو با قیمت چند برابر بخریم ولی یک درصدی از اون پول رو بهتون بدیم و درصد بیشترش رو در بانک برای شما سرمایهگذاری میکنیم در واقع هر چیزی که همچین الگویی داره . به هر ترتیبی که این حرف رو شنیدیم باید فرار کنیم و بقیه حرف رو نشنویم و اجازه ندیم ما رو اغوا کنه . تمام افرادی که گرفتار ترفند پونزی میشوند فقرا هستند هیچ ثروتمندی دچار این ترفند نمیشه و کل داراییش رو به کسی نمیده تا چند برابر بشه و اکثر این اتفاقات در کشورهای جهان سوم میافتد چون افرادی که در مدار فقر هستند گول این داستان رو میخورند به خاطر اینکه مداری که در آن هستند این فریب ها و دغل کاری ها رو داره اونی که در مدار ثروته موقعیتهای شغلی، ایدههای بهتر و ثروتهای بیشتر رو تجربه میکنه .
در هر یک از مدارهای ثروت، ایدههایی به ذهن انسان میرسد که متناسب با همان مدار است. ایدهای که نیاز داشته باشد برای شروع و انجام آن، ما پول قرض بگیریم یا وام بگیریم و به سختی بیفتیم ایده ما نیست
آگاهیهای دوره ثروت 1 از ضررهایی جلوگیری میکند که هر کدام از آنها آنقدر فرد را عقب میاندازد که جبران آن ضررها و رسیدن به نقطه ی صفر سالها طول میکشد . هر کسی که قانون تکامل را درک کند و به آن عمل کند، میتواند ٪99 خطاهایی که بقیه ی افراد دارند رو نداشته باشد و اگر فرض کنیم که انسان این خطاها را نداشته باشه و خودش رو بدبخت نکنه چقدر سرعت رشد بالایی خواهد داشت . دورهها به شکلی طراحی شده که هم باعث خوشبختی ما میشود هم از پایین افتادن ما جلوگیری میکند و رشد بیانتهایی رو رقم میزند .
در زندگی استاد همه چیز خیلی راحت اتفاق میافتد بدون هیچ دردسری در حالی که این باورها 100 ٪ نهادینه نشده است . بارها در قرآن گفته شده که حرف لهو، چرت و پرت رو نشنویم و در آن جمع نباشیم و جلوی آن را بگیریم.
استمرار، ایجاد باورهای مناسب و پذیرفتن بی قید و شرط آن باورها، مقاومت نداشتن، کنترل ورودیهای ذهن،حرف های جامعه رو نشنیدن کلید خوشبختی، سعادت و ثروته .
چقدر از خوندن کامنت ها اگاهی کسب کردم که طمع و عجله میتونه انسان رو خیلی عقب بندازه از همه ی دوستان سپاسگزارم که تجربه شون رو دراختیار بقیه گذاشتن
به نام رب فرمانروای جهان
گام چهارم مهاجرت به مدار بالاتر
سلام خدمت استاد عزیزم و مریم عزیز دلم و سلام خدمت همه دوستان عزیزم در این سایت خدا را شاکرم که دوباره تونستم یک فایل گوش بدم و اینجا یک رد پا از خودم بذارم واقعاً خدا رو شکر که تو این راه هستم و تو این سایت
سوال اول و نکته اول،چطور به ترس های خود غلبه کنیم؟همه ما یکسری ترسها داریم یعنی هیچ وقت نیست که این ترسها از بین برود و به طور کامل محو بشه در عین حال این ترسهاست که میتونه ما رو یا در حرکت زندگیمون متوقف کنه یا حرکتمون بده این بستگی به نگاه ما داره هیچ وقت ترسهای ما از بین نمیره ما باید اونها رو کم و کمرنگتر کنیم ما باید با ایمان بریم جلو ما باید ایمانمون رو پررنگتر کنیم و ترسهامونو کمرنگتر اگر ما میخواهیم حرکت کنیم به سمت موفقیت برسیم باید امون رو از روی ترمزها یعنی روی ترسهامون برداریم و حرکت کنیم ما باید روی خودمون کار کنیم و ایمانمون رو قویتر کنیم هر لحظه هر ثانیه هر ساعت هر دقیقه هر روز هر هفته هر ماه هر سال ما باید روی ذهن مون خودمون کار کنیم و از نجواهای ذهنیمون جلوگیری کنیم و حواسم به ورودیهای ذهنمون باشه
قوانین برای همه یکسانه برای همه ثابته در جهان اگر ما میخواهیم به موفقیت برسیم باید قوانین این جهان را رعایت کنیم
واقعا اگر انسان بخواد که موفق بشه باید بهای اون رو بپردازه بهای موفقیتش رو عزت نفس و ایمان در موفقیت نقش مهمی دارد عامل مهم موفقیت اعتماد به نفس یا همان عزت نفس است
ترسها توهمی بیش نیستند ما نباید به اونها بها بدیم و آخرین اسلحه شیطان و ابزار و کسب و کار شیطان ترس است ما باید از ترسها و نجواهای ذهنی خودمان اعراض کنیم روی خودمون رو برگردونیم و ایمانمون رو قویتر کنیم استاد بزارید برای خودم و برای دوستان یا برای خودم که اینجا اگر یک رد پایی گذاشتم بعدها اومدم خوندمش یک مثال بزنم که این مطلب توی ذهنم محکمتر بشه درباره خودم
من دختر 20 ساله با تضادهایی که از بچگی بهش برخوردم با معلولیت جسمی یا هر چیز دیگهای که نمیخوام الان واردش بشم نمیتونستم مستقل زندگی کنم آرزوم بود اما نمیتونستم یعنی باورش رو نداشتم در مدارش نبودم اما از وقتی فایلهای شما رو گوش کردم و با ایمان رفتم جلو تونستم مستقل بشم من الان تنها زندگی میکنم بااینکه مجردم و پدر مادرم زنده هستند و یک دخترم من چند سال پیش یکی دو سال پیش وقتی پدر مادرم به مسافرت رفتن وقتی رفتن کربلا خیلی اصرار داشتند که من برم خونه فامیل یا برم خونه خواهرم اما من گفتم نه من همین جا میمونم زندگی مستقل رو یاد میگیرم و یک امتحان برای خودم میگذارم و اونجا یاد حرف خانم شایسته افتادم که توی پرادایس تنها موندن تا به ترسهای خودشون غلبه کنند من هم از ایشون یاد گرفتم
یا توی کار من من فائزه هیچ وقت تا حالا آرایش نکرده بودم هیچ وقت تا حالا اون تیپی که دلم میخواست و نزدم و به خاطر همین هیچکی باورش نمیشد یک روز برم تو کار لوازم آرایشی میدونید چرا چون علاقه خودم رو نشون میدادم نه جراتشو رو داشتم اما از وقتی با فایلهای شما آشنا شدم این جرات رو پیدا کردم اونجوری که دلم میخواد جدا از حرف مردم جدا از پاشنه آشیلهایی که هنوز هم دارم از حرف مردم فکر مردم اما تونستم کمرنگترش کنم زندگی کنم بسیار موفقتر شادتر هستم من الان کسب و کار خودم رو دارم و درآمدی دارم که معادل 3 برابر درآمد پارسالم هست حداقل و از شرایط جسمی خوب نگم براتون و از اتفاق خوبی که افتاده من هفته پیش تولدم بود یعنی وز سهشنبه یعنی همین سه روز پیش ر همیشه دلم میخواست همه سورپرایزم کنن تولد برام بگیرن نمیدونم باور اشتباهی بود یا درستی بود اما امسال این باور رو برای خودم رها کردم گفتم ولش کن چند تا از معلمهامو دعوت میکنم با هم تولد میگیریم و مهم شاد بودن منه خودمم هم برای خودم کادو میخرم اما یک چیز عجیب و هیجان انگیز اتفاق افتاد همون معلمم بدون اینکه به من بگه اومد پیشم و برام تولد گرفت چیزی که من از بچگی آرزوش داشتم و از خوشحالی گریم گرفته بود چند روز زودتر از تولدم و جالب اینجا بود همون کیکی که من دوست حتی دونه به دونه اون کادوهایی که برای من خریدن واقعاً من خدا رو بابت این شاکرم همونهایی بود که من تو اون چند ماه قبل میخواستم بخرم اما هیچ وقت پیش نمیاومد آخه من تو خرید یکم تنبلم هر وقت میخواستم اون وسایل رو آنلاین سفارش بدم یک اتفاقی میافتاد یا سقف تراکنشم پر میشد یا مشتری میومد که کلاً یادم میرفت ه این وسیله رو میخوام یا مینداختمش میگفتن ول کن فردا میرم میخرم امروز خستم اما جالب اینجا بود اون معلمم بدون اینکه بدونه من چی میخوام همون وسیلهها رو با همون رنگ همون ترابل مارک رو با همون رنگ و شکلی که من دوست داشتم همون کتاب رو که من میخواستم بخرم همون دفتر رو که من میخواستم بخرم همون چیزهایی که رو که من میخواستم بخرم بازی فکری دفتر تقویم هر آن چیز هیجان انگیزی که منو به شوق میآورد برام خریده بود بنده خدا و جالب اینجا بود کیکی رو خریده بود که من دوست داشتم طعمش رو شکلش رو و همه چیز خیلی هیجان انگیز بود و جالب اینجاست اون معلممم تو همین سایته یعنی خود ایشون این سایت رو به من معرفی کردن خود ایشون من رو با این قانون آشنا کردن و من موقعی که میخواستم شمعها رو فوت کنم آرزو کردم یک روز همه ما یعنی هم من هم معلمم هم خانمشونو به زودی توی فلوریدا با هم تولدهامونو جشن بگیریم و شمع رو فوت کردن و این آرزو از ته دل بود یعنی آرزو کردم که شما و خانم شایسته هم باشید که مطمئنم اگر روی ذهنم کار کنم اگر در مدار درست قرار بگیرم اگر حواسم به ورودیهای ذهنم باشه به زودی این آرزو برآورده میشه به شرط اینکه من قانون جهان را رعایت کنم و جالب اینجا بود من تو این یکی دو سالی که نا شدم با ایشون همیشه توی ذهنم تصور میکردم ایشون توی تولدمه و ما داریم با هم جشن میگیریم و واقعاً این اتفاق افتاد و شاید بگم بهترین بهترین شب عمرم بودم شاید که نه حتماً عنی هنوزم که هنوز دارم بهش فکر میکنم بابتش خدا رو سپاسگزارم و میخواد از خوشحالی گریم بگیره اصلاً خیلی هیجان انگیز بود شاید باورتون نشه با همون لباسی که من تصور میکردم همون لباس تنم بود با اینکه من اون لباس رو تازه خریده بودم برای خودم و همون کیکی بود که میخواستم اصلاً خیلی ذوق زده بودم فقط فرقش اینجا بود که میخواستم همه این کارا رو خودم انجام بدم اما این بار معلمم شد دستانی از دستان خدا بنده خدا این کارو برام انجام داد و من احساس کردم شاید خانواده من به فکرم نباشند اما خدا به فکرم هست که معلمی رو سر راه من قرار داده مثل تو یک برادر و خانم ایشون مثل یک دوست و مثل خواهر من به فکر من هستند و اینها همه کار خداست که به من میگه فائزه تو کاریت نباشه تو زندگیتو بکن تو حال خوبت رو داشته باش من بندههام رو میزارم سر راهت که تو حال خوب خودت رو حفظ کنی ه آرزوهات برسی وای هنوز باورم نمیشه باور اون شب عین خواب بود برام یک تولد به اون تولد باشکوه و خوشگل که خیلی خوب بود خیلی و انقدر برام خوب بود که من صبح که بیدار میشم دو تا کار انجام میدم اول شکرگزاریمو انجام میدم د فایلهای زندگی در بهشت رو میبینم و بعد فیلم و عکسهای اون روز که شادی منو چندین برابر میکنه انقدر بابتش خدا رو سپاسگزارم که میخوام جیغ بزنم از ته دل بگم خدایا شکرت که همچین معلمهایی رو سر راه من قرار گذاشتی یا من همیشه دوست داشتم یک برادر داشته باشم و یک خواهری که باهاش خوب باشم و وقتی افکارم را درست کردم تو خدای من این دو تا آدم فرشته رو سر راه من قرار دادی که معلم ریاضیم بشه برادرم و همسر ایشون بهترین دوست من و بهترین رفیق من بشه و بشه به جای خواهرم یک خواهر شاد سرزنده خنده رو یک خواهر دانا که من همیشه آرزوش داشتم انقدر این برای من شیرین بود انقدر برای من شیرین بود که من واقعاً نمیدونم چه جوری خدا رو به خاطرش سپاسگزاری کنم یا چه جوری به خدا بگم مرسی بابت همچین دوستایی من همیشه از وقتی وارد سایت شدم دوست داشتم یک خانم با یک خانم عباس منشیام در ارتباط باشم یعنی کسی که توی سایت عضو باشه و همسر ایشون توی سایت عضو و برنامههای شما رو دنبال میکنه و خیلی وقتها ایشون کمک من میکنه توی فهم مطالب و قوی شدن باورها و خیلی دوست داشتم ایشون رو از نزدیک ببینم خدا همه این کارها رو اون شب برای من انجام داد
و یا همین مستقل شدن من از بچگی آرزو داشتم انقدر الان تو شوکم که بعضی وقتا خودم باورم نمیشه که تنها زندگی میکنم و به اون چیزهایی که چند سال پیش میخواستم الان رسیدم اما دوره تکاملم رو طی کردم از روز اول همه چی اوکی نبود کم کم آرام آرام آهسته و پیوسته همه چی درست شد
نکته بعدی پاشنه آشیل هیچ وقت از بین نمیره وقت خوب نمیشه اما اگر روی اون کار کنیم کمرنگ و کمرنگتر میشه و اگر ار کردن روی اون رو رها کنیم و از رشد اون غافل باشیم به روز اول برمیگردیم یا شاید هم بدتر از اون
همیشه باید روی ترسها کار کرد اون ها هیچ وقت از بین نمیره اما کمتر کمرنگ و کمرنگتر میشه باید روی ذهن خود به صورت مدام کار کنیم تا آخر عمر پیشرفت کنیم هر لحظه هر ساعت هر روز هر دقیقه هر ثانیه تا آخر عمر مثل نفس کشیدن باید روی ذهن خودمون کار کنیم برای رسیدن به هدف
به اندازهای که ایمانمون قویتر میشه ترسهامون کمتر میشه و ما به خواستههامون میرسیم اید جایگزین ترسهامون ایمانمون رو قوی کنیم تا به هدف خودمون برسیم
اگر روی ورودیهای خودمون کار نکنیم و ورودیهای خودمون رو کنترل نکنیم فکرهای منفی رشد میکنه و ما رو به حالت اول یا دتر از اون برمیگردونه
وقتی روی خودمون کار کنیم دائماً به صورت دائم به هدف خودمون نزدیک و نزدیکتر میشیم به شرط دوره تکامل
قانون جهان هستی دارای تکامل است تکامل تکامل تکامل تکامل تکامل تکامل
هر چیزی که در دوره مالی در حوزه مالی بدون دوره تکامل پیش برود با طمع رو به شکست است مثل شرکتهای هرمی مثل بورس که تو ایران هست مثل خیلی از جاهای دیگه یا ارز دیجیتال ترید که مردم با طمع به اون نگاه میکنند و بدون دوره تکامل سود کلان میخوان و شاید اوایل همه چیز به ظاهر خوب باشه اما با مغز میخورند زمین
بزارید اینجا هم یک مثال از خودم بزارم استاد
من وقتی 15 یا 16 سالم بود وارد دوره دبیرستان شده بودم چون از 13 14 سالگی نمایشگاههای مدرسه کار کرده بودم و عیدیها جمع کرده بودم و طلاهامو بچگیمو جمع کردم میخواستم به یک ماشین بخرم برای 18 سالگی یا 17 سالگی میخواستم برای موقعی که قبل از اینکه گواهینامه بگیرم یک ماشین بخرم اما ماشینها یک دفعه گرون شد و من این کارو نتونستم انجام بدم و به پیشنهاد شوهر خواهرم پولهامو گذاشتم توی بورس و نه تنها پیشرفت نکردن بلکه اصل پول همم رفت اوایل همه چیز خوب بودا اما بد همه چیز به طوری بد شد که من پول کلاس کنکور یا مشاور تحصیلی هم نداشتم و به سختی به دست آوردم اینها به من چی میگه میگه دوره تکامل تکامل تکامل یا خود شما استاد وقتی رفتید بندرعباس وقتی با کسی پاستور بازی کردید و باختید فهمیدید که این راهها به جایی نمیرسه کسانی که در مدار فقر هستند میخوان یک شبه پیشرفت کنند اما کسانی که در مدار ثروت هستند با دوره تکامل آهسته و پیوسته به راه خودشون ادامه میدن
نکته آخر استمرار استمرار استمرار در کار کردن ذهن کنترل ذهن نشنیدن حرف بقیه جامعه و ایمان توکل کلید رسیدن به خوشبختی است
استاد عزیز ممنونم بابت این ضبط این فایل و خدا را شاکرم که دوباره تونستم فایل زیبای شما رو گوش بدم ممنونم از مریم جان که دوباره این فایلها رو تدوین و دستهبندی کرده و این پروژه رو برای ما گذاشته که گام به گام پیش بریم امیدوارم مریم جان یک روز ببینمت و از نزدیک بغلت کنم به امید دیدار شما و استاد عزیزم
به نام خدا
سلام به استاد عزیزم
تو تمام لحظه های گذشته با مرور درس های دوره هاتون متوجه شدم همه ترس های من استاد جان از وابستگی هان بوده در کل هر جا ترسی هست قطعا پشت اون یه وابستگی هست و اون ترس برای از دست دادن اون وابستگی
و گاهی وقتا هم ترس ها از حفظ اون حاشیه امن میاد
استاد خود من یکی از بزرگترین ترسهام رو زمانی تجربه کردم که میخواستم از کار با حقوق ثابت بیرون بیام ث ترسی که برام ایجاد میشد الان میفهمم از چسبیدن به اون حاشیه امن بود و فکر میکردم که مثلا اون حقوق ثابت و بیمه رو رها کنم ممکنه بع مساله بخورن و زمانی که با دوره ثروت رفتم تو دل اون ترس کاملا درها باز شد و به شکل باورنکردنی کلی از خواسته هام رو به لطف هدایت خدا خلق کردم
و یه ترس دیگه ام ترس از دادن رابطه عاطفی بود که وقتی بل کلی نجواهای ذهنی از اون وابستگی عاطفی رها شدم و فاصله گرفتم دقیقا همون شخصی که سالها من دنبال اون رفتم اون دنبال من اومد اونم با کلی تغییرات که همه اطرافیان شگفت زده شدن
و دقیقا هنوز هم با اینکه رابطه عاطفی ام منجر به ازدواج شده هر روز مواظبم و دارم روی ترس از دست دادن کار میکنم که مبادا مجدد برگردم به همون ترس ها
و الان جدیدا تو دل یه ترس دیگه رفتم و اونم سبک کارم هست که به شکلی شگفت انگیز با تمرکز هزار روی سایت و دوره ها هستم
در حال حاضر هر روز هم پروژه مهاجرت به مدار بالا رو مجدد برای دوم شروع کردم و همپروژه تغییر رو دارم پیش میام هم دوره احساس لیاقت وکنار اینها هر روز یک فایل از دوره ثروت و یک فایل از دوره همجهت رو کار میکنم و واقعا استاد نتایج شگفت انگیز هستن
و دارم خودم رو با مطالب سایت بمباران میکنم و مطمئنم استاد همینطور که تا امروز این سایت برای من کلی هدایت ها و آگاهی داشته و منو به لطف خدا در مسیر رشد نگه داشته روزی میرسه که چنان فرکانسی از درونم ساطع بشه که بتونم شما رو از نزدیک ببینم و واقعا این یکی از خواسته هام هست که در مدار دیدن شما قرار بگیرم
واقعا استاد دوره ثروت و دوره هم جهت معجزه های زندگی من هستن
خدایا شکرت
سلام ب دوست عزیزم
لذت بردم از این حد از تمرکز و تعهد شما روی سایت و قوانین
و میدونید ک برای رسیدن ب خاسته ها کافیه ظرف ذهنی خود را بزرگتر کنید و فقط رو بهبود شخصیتی خودتون کار کنید
دقیقا الان ک ب منم همچین الهامی شده برای رسیدن ب خاسته ات کافیه متمرکز بشی روی اموزشها
و
ورودیاتو کنترل کنی ک ظرفت بزرگتر و اماده بشه برای دریافت اون خاسته
من این یک مدت اخیر تمام کارایی ک قرار بوده انجام بدم رو انجام دادم تیک زدم
یک کار کوچیکی دیگه مونده ک باید طی دو هفته دیگه انجام بدم و دیگه فقط بشینم رو باورام کار کنم چون واقعا فقط نیاز دارم ظرفم بزرگتر بشه
از لحاظ ذهنی باید رشد کنم
پرکردن این فاصله میان من و خاسته ام فقط با کار کردن رو خودم هست
قراره ب زودی با خاسته ام ملاقات کنم
سپاسگذارم و خوشحالم ک تجربتو نوشتی و من خوندم و بیشتر مهر تایید زد ب الهامی ک ب من شده
برات ارزوی موفقیتی روز افزون دارم
به نام خدا سلام به استاد عزیزم و دوستان جان
سلام فاطمه جان دوست خوبم خداروشکر میکنم که برکت خداوند برام جاری شد و مجدد نقطه ابی قسمتم شد و من حس خوب و سوپرایزی دیگه رو در پایان امروزم دیدم چقدر خوشحال میشم وقتی خداوند به واسطه دوستان نارنینی چون شما منو به سمت خوندن ردپاهام میکشه
بهت افرین میگم فاطمه جان که این همه نکته رو دریافت داشتی این که میخوای به زودی خواسته ات رو ملاقات کنی
اینکه میخوای متمرکز بشی روی باورهات عالیه عزیزم و قطعا به زودی میای و از زیبایی های خلق خواسته هات برامون مینویسی
از خدا برات بهترین ها رو میخوام و باز هم سپاسگزارم که باعث شدی یه بار دیگه تمام اون نکته های ردپاهای خودم و شما دوستان جان رو بخونم
خدایا شکرت خدایا شکرت
سلام دوست عزیز
این فایل نشانه من بود هدایت شدم به کامنت شما ولذت بردم از جسارتتون و تغییر مسیرتون با تمام وجود تحسینتون می کنم
دوست عزیز منیر جان یک سوالی داشتم اینکه گفتید از کارتون بیرون آمدید یا می دونستید چه کاری می خواهید شروع کنید یا نه
من 20سال آزمایشگاه کار میکنم از همه نظر محیط امن شده و پیشرفتیم ندارم چند سال که روی خودم کار کردم راستش نمیدونم چه مسیری باید برم دوره روانشناسی خیلی کار کردم حسم به من میگه از کارت بیا بیرون قدم بعدی گفته میشه واقعا نمیدونم این حسم هست یا نه و خیلی نجواها سراغم می یاد اگه بعدش ندانی چه کار کنی اگر کاری گیری نیاری و از این حرفها ولی من خیلی مردد هستم ممنون میشم جواب سوال من بدهید موفق باشی منیر جان
به نام خدا
سلام به استاد عزیزم و دوستان عزیزم
سلام زهرا جان خداروشکر میکنم که به واسطه شما اون نقطه آبی رنگ کنار اسمم روشن شد تا امروز فراوانی خدا رو بیشتر حس کنم
بنا به تمرین دوره کشف قوانین امروز جمله تاکیدی خودم رو این مدل انتخاب کردم من در مدار جذب فراوانی الهی از هر جهت هستم و همین غروب متوجه شدم اینجا شما برام کامنت گذاشتید
و باز هم ازتون ممنونم که با کامنت گذاشتن برای من باعث شدید کامنت و نوشته خودم رو مجدد بخونم و دوباره مرور کنم اون نتایح رو
زهرا جان من زمانی که اون حاشیه امن کاری رو رها کردم فقط تکیه کردم به هدایت های خدا و بودن در مسیر دوره ها و خداوند راه ها رو یکی یکی بهم نشون داد البته یه کار خیلی تفریحی انجام میدادم که واقعا ازش لذت میبردم و همینکه از اون کار بیرون اومدم دیدم باید تمام توجه و تمرکزم رو روی همون عشق و علاقه و چیزی که تا اون موقع به چشم تفریح میدیدم بذارم
و فکر میکنم اگه تو مسیر عشق و علاقه مون بریم قطعا نتایج شگفت انگیز خواهد بود
الهی بهترین ها رو تجربه کنی زهرا جانم تو مسیر زندگی و موفق و شاد باشی عزیزم