مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟ - صفحه 11 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟
    609MB
    42 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟
    40MB
    42 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

627 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سجاد طبسی نژاد گفته:
    مدت عضویت: 3119 روز

    به نام تنها رب فرمانروای هستی و نیستی

    سلام به استادعزیز و مریم بانوی در راه و مسیر توحید و دوستان در جستجوی این راه توحیدی،همونطور که استاد از دوران کودکی و نوجوانی خودت میگی که چه صحنه های وحشتناک و کابوس هایی رو تو خواب هات داشتی و از اینکه چقدر آدمها پشتتو خالی میکردن

    خب از کابوس دیدن ها و پشتتو خالی کردن و دعواهای وحشتناک تو خونه دقیقا مانند گذشته و دوران کودکی و نوجوانی منه بخصوص که دیگه خیلی هم زود استرس میگرفتم

    و یه عمر از زندگیم رو یادمه از کودکی تا همین چندسال پیش بیشتر شب ها کابوس میدیدم چونکه اتفاقهای بسیار وحشتناکی هم در زندگیم رخ میداد اتفاقهای مختلف و تیکه پار کننده و یادمه از دوران کودکی تا اوایل جوانی همیشه از این ناراحت بودم که هیچکس پشتم و نمیگیره و شاید باورتون نشه بهترین دوستان و اقوام که یه عالمه کارها براشون انجام داده بودم و ادعای برادری باهام داشتن اما هزاران بار میشد که خیلی راحت پشتمو خالی میکردن و من خیلی ضربه های سنگین و ویران کننده دریافت میکردم و این نوع احساس ها و باورها ملکه اصلی و ساخته عمده وجود من بودن و من هرچه میخواستم تغییرشون بدم بسمت قدرتمندی و دلخواه خودم اما چونکه از قوانین آگاهی نداشتم هربار ضربه های سنگین تر و ویران کننده تر میخوردم و همیشه از دست آدمها ناراحت و دلگیر بودم حتی از نزدیکترین افراد زندگیم که هیچ کمک و پشتی برام‌ نمیشن و دیگه بعداز سالها کمی بهتر شدم به خودم میگفتم بهم کمک نمیکنن کاش حداقل بهم احساس های منفی ندن برا موفقیتهام اما بازم همچنان ضربه ها ادامه داشت و خیلی از آدمها دلگیر بودم اما خب الان بهتر اینو درک میکنم که اون اتفاقها نیاز بود برام تا منو آماده کنن و منو بیدار کنن تا درست بفهمم که باید روی چه کسی چه نیرویی تکیه و حساب کنم و چشمام و گوش هام درست باز بشه

    و الان چقدر خدا رو شکرمیکنم و میگم خدایا اگه من اون ضربه ها و اون تضادها در طول زندگیم رخ نمیداد شاید به این مسیر هم هدایت نمیشدم یعنی آماده نمیشدم که مورد هدایت الهی قرار بگیرم پس اونا خیلی برام نعمت و برکت بودن که من الان فقط رو خودت حساب کنم

    ایاک نعبد و ایاک نستعین

    واقعا اگه من بدون درک و بدون هدایت به مسیر الهی از این دنیا میرفتم اون دنیا چه جوابی داشتم

    پس تضادها چیزهای بدی نیستن بلکه بستگی به زاویه دید ما داره که چگونه و از چه جایگاه و باوری بهشون نگاه کنیم،

    از یه مرحله ای به بعد که آگاه تر شدم بخصوص الان همش با خودم میگم اونهمه ضربه ها و نشانه هایی که فریاد رس هم بودن خدا داشت بهم نشون میداد و باهام واضح حرف میزد که عزیز من بیدار شو ببین تکیه کردن به بنده ها اینه نتیجه اش و هرچه زودتر خودتو تغییر بده و بیا سمت من

    اما کدوم گوش شنوا و چشم بینا

    اما بالاخره بعد از یه عالمه بلا سرم اومدن وارد این مسیر شدم

    خدای من تفاوت ها زمین تا آسمونه یه عمر تو مدرسه درس خوندیم اما هیچکس نتونست به اندازه یه مثقال بهمون درس توحید یاد بده حداقل فقط همون تئوریش هم کافی بود اما همونم درک‌ نداشتن که بهمون بی آموزند

    اما استاد عزیزشما کجا اونا کجا

    چقدر خوبه که من در زمان الان بتونم تضادهای زندگیم رو از زوایای درست و هدایت کننده ببینم که خداوند میخواد چه چیزی بهم بگه و آگاهم کنه که ممکنه من دارم بازیگوشی میکنم و نمیفهمم چی میگه،،

    جالبه میشه با کمک ستاره قطبی درخواست کرد از خدا تا بهمون بگه چونکه خود من پریروز اول صبح تو تمرین ستاره قطبی گفتم خدایا امروز به من بگو چکار کنم که درک کنم از کدوم زاویه ضربه های اصلی رو‌میخورم‌ که برم روش کار کنم برا رفع شدنش از همون روز خودبخود آگاهی رو‌دریافت کردم‌که مدتها بود هزاربار گوش داده بودم اما بدلیل عدم درک از روش رد شده بودم

    گفتم خدایا تو واقعا شنوای دانایی به همین راحتی اما خیلی اوقات ممکنه ما باور به این سادگی نداشته باشیم پس بقیه مسائل رو‌هم اینجور اول صبح ها ازت درخواست میکنم و سفارش میدم تا بهم بگی منم برم روش تمرکز کنم و رفع اشکال کنم،،

    چقدر خوبه که ما اینقدر آمادگی داشته باشیم که نیاز نباشه که اینقدر ضربه بخوریم تا درک کنیم که اشکال کار از کجاست بعد اونموقع بخواهیم درستش کنیم خب وقتی رو خودمون کار کنیم دیگه ضربه های کمتری هم میخوریم و خیلی زود عیب کار رو تشخیص خواهیم داد

    استاد این حرفت همیشه تو گوشمه که تو یکی از فایل های توحید عملی فکرکنم قسمت ششم میگی وقتی نگاه میکنیم میبینیم که همه چیز و کل موضوع همین موضوع توحیده

    ثروت

    سلامتی

    آرامش

    روابط

    و……

    آره منم هرزمان از هر زاویه که به زندگی نگاه میکنم بازم میرسم به همین بحث توحید

    مدتهاست که خیلی خیلی بهش فکر میکنم و بهتر دارم‌ درکش میکنم

    و هرچقدر بیشتر دنیا رو میگردم‌ واقعا افراد کمی رو‌ میبینم که تکیه اصلیشون رو‌ خدا باشه و توحیدی عمل کنند

    اتفاقا همین امشب خونه یکی از اقوام نزدیک دعوت بودم که دیگه نمیشد نرم و اواخر مهمونی تو‌ جمع شون در مورد این موضوع صحبت بود که بلکه فیلم‌ بچه تون رو با بقیه تو‌ فضا مجازی به اشتراک نذارید چونکه مردم چشم میزنن چشم شور هست و خود خدا این حرفو زده پیامبرش در مورد چشم شور اینو گفته و وان یکاد هم برا همین خداوند به پیامبرش نازل کرده 😆😆😆😆🤣🤣🤣🤣

    (آگاه بودن،و بیاد داشتن و مهارت در کانون توجه)

    خیلی زود سرمو کردم تو‌گوشی و یکیشون داشت به اونا میگفت سجاد به این جور چیزها اصلا اعتقادی نداره منم بیشتر توجه کردم‌ تو گوشی که بحث عوض بشه و باعث خراب شدن حالم نشه و نخواهم در این موارد باهاشون بحث کنم بلکه فقط تو دل خودم گفتم امیدوارم که خداوند هممنون رو به راه راست هدایت کنه و خیلی زود بحث چندتا خاطرات خنده دار رو کشیدم وسط و همه قلت میزدن از خنده و گفتم خدایا تو خودت به هرکسی عقل دادی به من چه ربطی داره که اونا چگونه باورها و افکاری دارن تو زندگی من که نیستن،

    واقعا الان خیلی بهتر درک میکنم که چرا اکثر آدمها زندگی دلخواه و خوشبختی واقعی رو ندارن چونکه وقتی اینقدر جهالت و افکار و باورهای شرک آلود و پوسیده دارن چطور باید انتظار نعمت و خوشبختی از خدا داشت

    یااینکه دیدین کسایی که از دیگران انتظار دارن و گله میکنند اتفاقا همه ازشون دور میشن و آدمها نمیخوان بهشون نزدیک بشند چونکه دارن انرژی منفی و شرک آلودی از خودشون ساطع میکنن

    اما برعکس کسایی که خیلی کم یا اصلا رو دیگران حساب نمیکنن واقعا خیلی جذاب و دوست داشتنی هستند البته شخصیتهایی که تعصبی نیستن و آزاد و رها از خیلی محدودیتها هستند

    و چقدر برا خودمن اونا دلنشین و دوست داشتنی هستن،،

    اینکه افرادی مانند علی «ع» میگه خدایا فقط خودت عشقی دیگه هیچ چیز چشممو پر نمیکنه بنظر من همین داشتن باور توحیدی بودنه واقعا هم همینه چونکه وقتی توحید باشه همه چی هم در زندگی هست وقتی توحید نباشه هیچی نیست

    خدایا منم فقط توحیدت رو میخوام چونکه این همه معنای زندگیست در هر جز و کل

    همونطور که با تضادها و اتفاقات بظاهر بد منو سمت خودت دعوت و هدایت کردی پس همیشه بیشتر و هرجا هم همینجور هدایتم میکنی و منو بزرگ میکنی رشد میدی

    رزق میدی قلب هارو برام‌ نرم میکنی

    زیر پامو محکم میکنی

    آرزوی ظاهر شدن خداوند در تک تک لحظات و گوشه گوشه های زندگیتون دارم براتون

    خودش ما رو أورده خودشم هدایت میکنه چونکه برخودش وظیفه دونسته،،

    پس ما هم وظیه مون رو بخوبی انجام بدیم

    استادعزیزم و مریم شایسته محترم مانند همیشه براتون عشق میفرستم

    و بهترینهارو برا دوستان بسیار خوبم میخواهم.

    ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  2. -
    آوه پیری نژاد گفته:
    مدت عضویت: 3388 روز

    سلام استاد عباسمنش عزیزم

    سلام استاد شایسته عزیز

    سلام دوستان توانمندم

    گام 20

    پروژه مهاجرت به مدار بالاتر:

    وقتی به این مبحث فکر میکنم یاد دوران بچگی و دوران نوجوانی می افتم

    همیشه هر آدم بزرگی که یکم از نگاه اون اونموقع آدم فهمیده و با درک بالایی میدیدم این سوال ها رو میپرسیدم

    خدا کیه؟

    خدا کجاست؟

    خدایی که شما با این ویژگی ها میگین چرا نمیبینم؟

    از هر شخصی هم این سوال و میپرسیدم همیشه هم یه جواب داشتن در مورد خدا کنجکاوی نکن به جواب نمیرسی گیج میشی گنگ میشی

    از بس خدا رو با دین و این چیزا گره زده بودن من گفتم پس معلم دینی باید جواب منو بدونه ، از ایشون هم پرسیدم جالبه جواب همین بود که در مورد خدا کنجکاوی نکن به جواب نمیرسی گیج میشی گنگ میشی ، از اونجایی که آدم سرسخت و سمجی بودم با این چیزا بیخیال نمیشدم یادمه گفتم آقای معلم از این و اون پرسیدم همه همین جواب و دادن شما هم که معلم دینی هستین هم این جواب و دادین خب این جواب و باید از کجا بفهمم

    گذشت و گذشت من در پی این جواب ولی دیدم نه هیچ جوابی نیست هیچکس نمیدونه از یه جایی به بعد خدا ناباور شده بودم گفتم این خدایی که شما ازش تعریف میکنین و حرف میزنین شبیهه یه موجود خب وقتی من نمیبینمش پس وجود نداره ما رو سرکار گذاشتین

    یکی هم نبود بگه به عقل کوچیک این افرادی که خودشون جوابی براش ندارن چرا تکیه کردم به حرفشون گوش کردم چرا باورشون کردم بابت جواب سوال هام

    گذشت و گذشت من برای تغییر زندگیم برای رشد مالی برای رسیدن به خواسته هام هدایت شدم به سایت استاد عباسمنش عزیزم به سایتی که سراسر توحید و خدا وجود داره

    وقتی برای اولین بار تعریف استاد عباسمنش و از خدا شنیدم کلی فکر کردم بعد به این حرفایی که همه میگفتن ولی درکش نکرده بودن که خدا میگه از رگ گردن به شما نزدیکم به این فکر کردم به حرف های استاد فکر کردم گفتم تنها چیزی که میشه بهش گفت خدا انرژی چون تنها انرژی که هم اینجا هست هم اون توی آمریکا هم توی جای جای این جهان

    بعد که به قدیم فکر کردم که با تعریف هایی که از خدا داشتن اگر موجود بود چطور هم اینجا در اختیار من هست هم هر جای این دنیا در اختیار بقیه ، فقط انرژی که چنین توانایی رو داره و توانایی های دیگه

    جالبه من اومده بودم توی سایت استاد عباسمنش عزیزم برای پیشرف و موفقیت و رسیدن به خواسته ولی خدای خودم و انرژی قدرتمندم و پیدا کردم چیزی که با وجودش همه چیز موجودیت پیدا میکنه

    اگر خواسته هام رو میخوام یعنی خدا رو هم میخوام

    خونه ی قشنگ

    رابطه ی قشنگ

    خانواده ی قشنگ

    آرامش وصف ناپذیر قشنگ

    ثروت بی پایان قشنگ

    تجربه های قشنگ

    شادی ها و لذت های قشنگ

    همه ی اینها رو اگه میخوام یعنی خدا رو هم میخوام

    اینا از هم جدا نیستن

    چقدر سال ها چیزهایی که بهم میگفتن باعث شد من همه ی اینها رو جدای از خدا بدونم

    ولی یه چیزی رو خوب یادگرفتم از بعد من این چرخه ی معیوب از بین میره

    از بعد من این باورهای پوسیده که جز رنج و عذاب و تلاش های بیهوده از بین میره

    تلاش هایی شبیه این که انگار توی یک گردونه افتادم فقط دارم میدوئم ولی نمیرسم

    جالبه وقتی هم به چیزی که میخواستم نمیرسیدم از بی عرضگی خودم میدیدم از ناتوانی خودم میدیدم از این که بقیه فرق دارن خاص هستن متفاوت هستن اصلا اونا یجور عجیبی هستن من دیگه اینجوری درب داغونم چقدر چرت و پرت داده بودن بهمون بجای این چرت و پرت ها خدا رو بهمون ندادن

    دلیل نرسیدن به خواسته ها مشکل این بود من داشتم خلاف جهت خداوند حرکت میکردم

    بازم مثل همیشه نمیدونم چیشد حرفام به اینجا رسید حتما باید نوشته میشد ، از اونجایی که دکتر چموش خان که با تلاش های فراوان خلع مدرک کردمش قبلا پروفسور بوده خیلی چموش تر بود خداروشکر رام تر شده

    طی نوشتن این کامنت همش بهم میگفت اینا چیه مینویسی چه ربطی داره من جوابش و ندادم بهش گوش ندم یکمقدار بهش بها بدم دوباره سلطنت میکنه

    استاد عباسمنش عزیزم عاشقتم خیلییییی زیاااااااد سپاسگزارم که خدای واقعی این انرژی قدرتمند و بهم شناسوندین

    استاد شایسته عزیز و مهربان از شما هم بینهایت سپاسگزارم بابت تلاش های ارزشمندتون برای ما

    برای همه ی دوستان عزیز این سایت فوق العاده ارزشمند و توحیدی آرزوی بهترین ها رو دارم چون واقعا هممون لیاقت بهترین ها تو هر جنبه از زندگی هستیم ، اگه اینجا هستیم یعنی لیاقت داشتیم که هدایت شدیم

    خدای عزیزم

    خدای دورنم

    انرژی قدرتمندم

    چقدر خوشحالم لحظه به لحظه رو با تو هستم بعد از سالها کنجکاوی

    عاشقتم که عاشقمی ️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  3. -
    معصومه مقدس گفته:
    مدت عضویت: 1978 روز

    بنام خالق هستی که همه چیزم هستی

    با سلام خدمت استاد عزیزم و همه همراهان گرامی

    همچنین سلامی ویژه به بانو شایسته نازنین و مهربان

    گام 20 : منظور از سیستمی بودن خداوند چیست؟

    1- ما به اتفاقات برچسب خوب یا بد میزنیم این دیدگاه ما هست به موضوعات که بهش چجوری نگاه کنیم

    یکجورایی به نظر من این اصل اون کاری هست که ما باید انجام بدیم برای حرکت کردن به مدار های بالاتر و به سمت خواسته ها

    اینکه ما هر اتفاقی که میفته رو به شکل این نگاه کنیم که ما رو داره نزدیک تر میکنه به خواسته هامون هرچند متضاد باشه با ما

    البته این دیدگاهی که من دلم میخواد بهش برسم

    ولی قطعا باید خیلی روش کار کنم و شاید در اتفاقاتی مثل مرگ عزیزان و یا چیزهایی از این قبیل نتونم درش اون خیریت پیدا کنم شاید بتونم خودم فقط اروم کنم ولی به دید مثبت شاید نتونم بهش نگاه کنم

    ولی در مورد دیگر اتفاقات این مدت تلاش کردم که به این شکل نگاه کنم که هرچند اتفاق به ظاهر دقیقا مخالف خواسته من بوده ولی از زمانی که من شروع کردم به گفتن این عبارت ها به خودم که شرایط تغییر میکنه میتونه این اتفاق به نفع من پیش بره و تمام بشه و با تکرار بارها و بارها این جملات به شکلی که به من احساس ارامش و توکل به خداوند رو داده و انقدر تونستم توکل کنم که خودم هیچکاری نکنم و یک خوش بینی نسبت به اتفاق افتادن برطبق خواسته من و تصویر سازی از اینکه به اون خواسته رسیدم واقعا شرایط دیدم که چطور تغییر داد و واقعا الان ایمان دارم که در ظاهر به ضرر بود و در حالیکه دستان خداوند در پشت پرده در حال فعالیت بود و این اون چیزی بود که من بارها و بارها به خودم میگفتم و این تجربه رو بیش از 2 ساله که دارم و بارها به خودم یاداوری میکنم که اون بار شده این بار هم میتونه بشه و با همین روش تونستم یکسری از اون شرایط تغییر بدم به نفع خودم

    این تجربه من بوده که خیلی به من کمک کرده و فکر میکنم این خیلی کمک کننده باشه که ما دیدگاهمون رو به اتفاقات به سمتی جهت بدیم که بتونیم احساس بهتری داشته باشیم و نتیجه ش هم ارامش و اطمینان قلبی به خداوند باشه

    2- خداوند عملکردش سیستمی و اصلا دخالتی در زندگی ما نداره

    و من چقققققققققققققققققققققققققققققدر با شنیدن این تونستم کارهام پیش ببرم

    چون قبلا همش میگفتن که نه خدا هر چی بخواد همون میشه اینکه اراده خدا مهمه اصلا مهم نیست تو چه میکنی

    انگار ما هیچکاره هستیم و اینکه خداوند به یکسری رزق میده و به هرکس بخواد میده

    این یکی از اون باورهایی که خیلی مخرب بوده در من در مسایل مالی

    شاید همیشه میگفتم همه چیز به دست خودمون هست و در خیلی چیزها این باور داشتم که زندگی م دست خودم هست و خودم میسازم

    ولی در مورد مسایل مالی رزق میگفتم اگه خدا نده نمیتونم بدست بیارم

    3- نگاه توحیدی به خداوند

    خب من هم وقتی تعاریف استاد از توحید میشنوم میبینم ناخواسته بدون اینکه بدونم این توحید هست یکسری مسایل از بچگی در من شرایط خودش به شکلی بوده که توحیدی عمل میکردم اینکه روی حتی خانواده حسا ب نمیکردم و البته شاید به اون قدرت درونی میچسبیدم ولی این باز همون خدای درون هست که شاید اون زمان نمیدونستم اون خود قدرت خداوند هست در درون من داره کارها رو انجام میده

    ولی یکجوریی یک حسی داشتم که یک چیزی مواظب من هست و هوای من داره این حسی بوده که از نونهالی داشتم در زمانی که در دعواهای شدید خانواده بودم و میدونستم در این محیط کسی نیست که بخواد مراقب باش

    4- از زمانی که با استاد اشنا شدم یادگرفتم نباید روی هیچکسی حساب کنم و قطعا ضربه میخورم از اینکه بخوام به کسی وابسته بشم حالا هر نوع وابستگی فرقی نداره اینکه در هر مسیله ای فقط و فقط باید نگاهمون باید به خداوند باشه و الان دارم خیلی روی این دقت میکنم در خودم هر زمان هر حرفی ذهن میزنه از خودم میپرسم که ایا این دید توحیدی هست یا دارم شرک میورزم

    و خییییییییییییییییییییییییییلی خییییییییییییییلی بهم کمک کرده که نترسم

    چون با شرک ترس در وجودمون رشد میکنه چون قدرت داریم به افرادی که میتونه زندگی مون تحت تاثیر بزارن ( البته با نگاه شرک الود )

    5- اجابت کردن خداوند این اون جمله ای بود که واقعا من بارها و بارها شنیده بودم ولی درست درک نکرده بودم که اجابت کردن خداوند یعنی چه

    اجابت کردن خداوند یعنی ایمان داشتن به خداوند

    اینکه بهش بسپریم اعتماد کنیم و در ارامش باشیم تا اجازه بدیم خداوند کارها رو انجام بده

    یکی از نگاه ها که به ما کمک میکنه که اعتماد کنیم و ارامش پیدا کنیم این هست که باور کنیم که خداوند اون چیزی میخواد که ما میخوایم

    ما در این حالت میتونیم رها کنیم و اعتماد کنیم

    ولی تا زمانی که فکر میکنیم خداوند چیز دیگه ای میخواد همون کلمه صلاح ما نمیتونیم اروم بشیم و اعتماد کنیم و مقاومت رها کنیم

    این خیلی کمک کننده هست به ما

    وقتی درخواست میکنیم باور کنیم که به دست میاریم و تنها شرایط این هست که در مدارش قرار بگیرم و برای قرار گرفتن در مدارش باید روی باورهامون کار کنیم

    و این باور هم داشته باشیم که زمانی که بخوایم روی باورهامون کار کنیم خداوند و کائنات دست به دست هم میده تا ما بتونیم باورهای ناخواسته رو پیدا کنیم و چطور اصلاح ش کنیم بهمون نشون میده و د رهر لحظه داره هدایتمون میکنه

    6- درخواست کلامی نیست بلکه فرکانسی هست که با تغییر باورهامون شکل میگیره

    7- فارغ از گذشته که چقدر شما افکار مخالف خواسته داشتید اصلا مهم نیست ولی اگر تغییر بدی افکارت سیستم سریع نتیجه متفاوت نشون میده و این هم بارها و بارها به من کمک کرد که میگفتم معصومه اگه همین الان افکار تغییر بدی سریع اتفاقات تغییر میکنه و اولین تغییر هم در حال خودت هست که حالت خوب میشه و با این روش من خیلی از اوقات خیلی از شرایط خیلی سریع تغییر دادم و این به من خییییییییییییییلی کمک کرده

    8- چه احساس خوبی میده در ایه 186 سوره بقره که میگه من نزدیکم این خیلی احساس خوبی میده که خداوند میگه من نزدیک هستم واین نزدیکی حس صمیمیت میده حس خودمونی بودن

    وای خدای من این خیلی زمان هایی که حالم بد میشه کمک میکنه که یادم میاد که خداوند نزدیکه ، در درون من هست و چیزی جدا از من نیست این بهم کمک میکنه که اون اتفاقات بیرونی تاثیرش از دست بده و همه چیز زودگذر بدونم و خودم به حال خوب بیارم

    خدایا شکرت که میتونم بگم این روزها شاید حدود 90 درصد زمان ها من درحال خوبی هستم و این عالیه

    این یعنی من نزدیکی خداوند بیشتر حس میکنم

    9- خداوند همواره در حال اجابت کردن درخواست های شما هستم یعنی اینطوری نیست که من درخواست بدم و بعد منتظر باید باشم تا درخواستم در لیست قرار بگیره تا تازه انجام بشه

    در حالی که من مثلا یک ارتباط بااین خصوصیات میخوام اینطوری نیست که تازه بیاد همچین فردی به این دنیا بیاره

    نه بلکه از قبل خواسته های ما در این جهان وجود داره ولی زمانی که درخواست میکنیم و باورهامون درست میکنیم و در مدار درخواست فرکانسی قرار میگیرم و اماده دریافت هستیم و تازه اون خواسته رو میتونیم ببینیم

    اون خواسته قبلا هم بوده ولی ما زمانی میبینیم و درک میکنیم که در مدار دریافت باشیم

    خدا رو شکر که چند روز قبل کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم خریداری کردم تا بتونم عمیق تر کارکنم

    خیلی این فایل مفید هست و پر ازنکته هست که من هر بار گوش میکنم یکسری نکات متوجه میشم و با هر بار گوش کردن در یک مدار بالاتری میرم

    استاد بی نهایت از شما سپاسگذارم برای این اگاهی های عالی و از خانم شایسته نازنین که انقدر عالی و همپا هستن و این پروژه ها رو برای ما اماده کردن تا هر روز در مدار بالاتر بریم

    خدایا تنها تو را میپرستم و از تو یاری میجویم و از تویاری میجویم مرا به راه راست هدایت کن راه کسانی که به انها نعمت دادی

    خدایا من اسان کن برای اسانی ها

    در پناه خدای همیشه هدایتگر که وعده هاش حق باشیم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      حسین نیساری گفته:
      مدت عضویت: 1089 روز

      با سلام خدمت استاد جااان و خانم شایسته

      سلام به خانم مقدس

      فوق العاده بود کامنتتون اونجایی که می گفتین خواسته های ما از قبل وجود داره ولی زمانی که درخواست می کنیم و باورهامون رو درست می کنیم و در مدار درخواست فرکانسی قرار می گیریم و آماده دریافت هستیم تازه اون خواسته رو می تونیم ببینیم

      حالا صحبت اینجاست که اگه باورهایمان درست نباشه

      ما نمی تونیم اون خواسته مون رو ببینیم چون یه طرف معادله مشکل داره مثلا اتفاقی چند وقت اخیر برا خودم افتاد گفتم

      1-ثروتمند شدن معنوی ترین کار جهان هست خیلی لذت می برم از این باور و مشکلی هم ندارم

      2-باور فراوانی با اینم جدیدا خیلی خوب شدم با نشون دادن ماشین های گرون در خیابان و برج های که داره ساخته میشه هر روز این باور رو هم خوب روش کار کردم

      3-احساس لیاقت :پاشنه آشیل بوده همش داشتم می دویدم ولی نتیجه نمی گرفتم چون همیشه میگفتم فلانی باید با من باشه یا پیش فلانی کار کنم عدد خوبی میگیرم تا همین چند روز پیش خیلی وقته دارم با خودم خلوت می کنم ببینم چرا من در تمام جهات عالیم ولی از لحاظ مالی رشد نمی کنم همه چیز هست ولی پوله نمیاد شکر خدا من کارم بیزنس هست یه شکل ارتباطی می تونم بگیرم خدارو شکر و آموزهای استاد کارمو خوب بلدم ولی پوله نمیاد که چند روز پیش فهمیدم بابا تو خودت دس خدا روبستی میگی پول می خوام اونم زیاد ولی از طریق فلانی پس شرک چیه که استاد میگن هر چیزی رو می بخشه ولی شرک رو نه اینقدر بهم نداد که فهمیدم مشکل کجاست یعنی امیدوارم فهمیده باشم و توضیح کامل شما عالی بود خواستم تشکر بکنم

      ممنونم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    مرضیه گفته:
    مدت عضویت: 1834 روز

    دیشب از خدا خواستم هدایتم کنه به اونچه که هم حالم رو بهتر کنه و هم ایمانم رو قوی تر اول فایل توکل در عمل رو گوش دادم اما گفتم چیزی فراتر می خوام بعد چشمم رو بستم و قسمت دانلودها دستم اومد روی دسته قوانین بدون تغییر خداوند ، این تا حالا کجا بود که من ندیده بودم منی که اینقدر این قسمت میام و فایل می بینم؟ و این بار دستم اومد روی مصاحبه 26 و من بارها مصاحبه ها رو چندین بار تا قسمت22 دیده بودم اما این فایل رو اصلا و بعد از گوش دادن این فایل چنان تحولی در من شکل گرفت که من با هر کسی برخورد کردم و حرف زدم انگار درون این مکالمات عشق متبلور میشه ، هوا منفی 1 بود همه می گفتن هوا چقدر سرده من می گفتم خدایا شکرت سرمای زمستون هم قشنگه همین که جهان تو همه چیز اینقدر تنوع داره زیباست. برخورد آدم ها رو می دیدم سرشار از عشق می شدم .استاد تو این فایل چی گفتین که اینقدر حال من رو دگرگون کرد . با اینکه بارها ازتون راجع به این آیه شنیده بودم و بارها گفته بودین این آیه چقدر مهمه و چقدر درکمون رو بالا می بره اما من الان هنوز یه کم در ک کردم و متوجه ارتباط این آیه با موضوع سیستمی بودن خداوند شدم . به من نزدیکههههههههههه . به من میگه بنده منننننننننن .چه جنسی از عشق تو این آیه هست و من الان هنوز درک کردم و اینقدر خوشحالم. دوره عزت نفس رو خریدم یعنی اول من بدون توجه به تکاملم قسمت اول دوازده قدم رو خریدم اونجا متوجه شدم من ضعف بسیار بزرگی در عزت نفس دارم و باید روش کار کنم و تابستون شرایط طوری فراهم شد من فقط این دوره رو بخرم با اینکه پول به اندازه دوره ثروت 1 داشتم اما نشد که اون دوره رو بخرم و هر وقت فایل های عزت نفس رو گوش می کنم متوجه میشم چقدر عزت نفس تو رابطه من با خودم ، تو رابطه من با خدا تاثیر داره .کلی برخورد همکارام و شرایط محیط کارم به نفع من تغییر کرده.

    من تو همون اداره قبلی هستم اما همه چیز به نفع من داره تغییر می کنه و این اتفاقات یهویی نبوده به اندازه تغییر من اونها تغییر کردن و الان رئیس اداره تو خصوصی بهم پیام داده و روز زن رو تبریک گفته یه چیزی که واقعا برام عجیب بوده و دیروز هم بهم گفت یه حکم جدید براتون می زنم که مسئولیت این کار با شما باشه و اضافه کار هم بگیرید .

    خدایا تو بهم عزت میدی نه هیچ کس دیگه تو دلها رو برام نرم می کنی نه کسی دیگه.

    این آیه هم دقیقا همین رو میگه که تو قدمی بردار موانع رو بردار من به اندازه همون تغییر تو ، به اندازه ای که تو موانع رو برداری بهت نعمت میدم به همون اندازه اتفاقات تغییر می کنه.

    دقیقا همون که خانم شایسته عزیز میگن همه اتفاقات بدون استثنا حاصل باورهای توست این جمله تو اکثر نوشته های ایشون هست چون باور اصلی همینه این رو که باور کنی اراده تغییر بقیه باورها در تو شکل می گیره و انگیزه پیدا می کنی.

    استاد عزیزم و خانم شایسته دوست داشتنی هیچ واژه ای رو برای تشکر از شما پیدا نمی کنم برای این همه شرایط خوبی که فراهم کردین که ما راحت تر امکان تغییر پیدا کنیم و همیشه ورودی های عالی برای ذهنمون داشته باشیم .

    خدایا سپاسگزارم که چنین انسان هایی در مسیر ما قرار دادی و این چنین شرایطی رو

    سپاسگزارم رب العالمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  5. -
    مریم جهانبخش گفته:
    مدت عضویت: 3359 روز

    سلام به همه واستاد عزیزم

    این نشانه امروز من بود ولی دیدم سرم سوت کشید اشک از چشمانم یوهو ریخت

    استاد امروز که من بیدار شدم از خواب یک چیزی درونم گفت مریم دیگه وقتش رسیده باید بری از این شهر دست دخترت بردار وبرو من نشستم یکم فکر کردم گفتم یعنی چی . گفت اگر میخای پیشرفت کنی باید بری من یکم تعجب کردم گفت خدایا چطور بفهمم این یک الهام هست یک ترسی وجودم رو گرفت بعد به فکرم رسید بیام نشانه امروز بزنم وقتی کامنت اول دوستان رو خوندم دیدم ارعه الهام من درست بوده وای خدای من کمکم کن تا بتونم موفق بشم .ووارد ترسهام بشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  6. -
    باران و ایوب گفته:
    مدت عضویت: 1897 روز

    سلام بر استاد عزیزم و خانوم شایسته گل و همه دوستان

    باران ؛

    استاد من از وقتی که باورهای توحیدیمو قوی کردم رو خدا حساب کردم زندگیم جوری دیگه ای تغییر کرد ،من از خونه میرم بیرون از خدا کمک و هدایت میخوام ،هررکاری میخوام انجام بدم از خدا کمک میخوام ،قبلا از بقیه خیلی انتظار داشتم میخواستم بقیه نقش خدا برام بازی کنن ،من قشنگ ترین قسمت اینکه رو خدا حساب کنم موقعی احساس کردم با پوست و گوشت و استخونم که میخواستم ماشین بخرم قشنگ خودش همه چیو چید برام خریدش ،موقعی رو خدا حساب کردن رو درک کردم یه ماه پیش بهم الهام شد با همسرم برم ماموریت گفتم نمیام بعد کارش انجام نشد مجبور شد برگرده بعد هرکاری کرد نمیشد بره دوباره الهام شد برو باهاش رفتم ،چه اتفاقایی نیوفتاد که من قوی تر شم یسری چیزا دیدم ،به جای قشنگ هدایت شدم یه اتفاق فوق العاده برامون افتاد که قشنگ زندگیمونو زیبا تر کرد ،الان مینویسم دارم اشک میریزم ،خدایا شکرت که منو به این مسیر زیبا هدایت کردی حتی اومدن من به این سایت هم کار خدای مهربان بود یه شب از شدت گریه رو سجاده م خوابم برده بود وشب گفتم خدایا یا منو از گرداب نجات بده یا منو بکش ،حتی میخواستم خودکشی کنم والله یکتا دستمو گرفت رو سجاده خوابم برد صبح رفتم تلگرام کلیپ برام اومده بود باز کردم کلیپ انگیزشی صدای استادبود کم کم داشتم ارام میشدم حالم عالی شد تا اینکه اومدم تو سایت فایل های رایگانو گوش دادم شدم یه ادم دیگه ،و هزاران نتایج ،اون شبی که اومدم درگاه خدا از همه آدما بریده بودم نا امید و پر بودم از وسوسه های شیاطین .خدا قشنگ منو نجات داد و صبحش منو با استاد اشنا کرد (ایوب جان از قبل با استاد آشنا شده بودن ولی من در مدارش نبودم )

    خییلی جاها تو زندگیم رو ادما حساب کردم قشنگ افتادم تو چاه از وقتیکه رو خدا حساب کردم و با این قوانین آشنا شدم شدم یکی دیگه ،آرامش زیادی دارم حالم عالیه ،روابط منو همسرم عاشقانه س ،با بچه م با بقیه خداروشکر.

    خدایا شکرت برا این قوانین

    استاد ممنونم ازت خیییلی عالی بود تو بهترینی عزیزم.ممنون از شما خانوم شایسته برا این پروژه عالی .

    در پناه خدای مهربان باشید .

    خدا نگهدار تا گام بعدی .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  7. -
    حمزه لطیفی صدر گفته:
    مدت عضویت: 1551 روز

    سلام و درود به استاد و دوستان

    استاد چقدر خدا رو شبیه سیستم و انرژی وصف کردی و ما یه عمری دنبال این نیروی برتر بودیم و کسی به این وضوح و سادگی برامون توضیح نداده

    به قول خودتون ما همه کس رو خدا و با کردیم جز خدا و این مثال زدنتون از آبمیوه گیری و کیبرد چقدر واضح و شفاف بود انگار یه چرخ دنده ایی که سر جاش میشنه واقع دمت گرم

    استاد بی نهایت بابت وجودت و دوستان عزیز این دانشگاه توحیدی سپاسگزارم …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  8. -
    آینا راداکبری گفته:
    مدت عضویت: 3632 روز

    سلام

    رابطه ما و خدا دو طرفه است خدا ما را راهنمایی می کند ما باید عمل کنیم و گرنه راهنمایی یک طرفه نداریم

    خدا سیستمی عمل میکند در این سیستم باشیم در راستای خدا هستیم و نباشیم که هیچ

    نگاه به خدا یک نوع است یک مدل است و اینکه ما چه کار کنیم و چه باوری داریم و چه فرکانسی داریم آن است که فرق بین ماها را ایجاد میکند خدا هست و همیشه و همه جا هست اینکه ما چه نتیجه ای میگیریم بسته به این است که ما چه باور و فرکانسی داریم

    جهان به گذشته ما کاری ندارد فقط به فرکانسهای الان ما کار دارد و این طوری چقدر تکلیفمان با خودمان روشن است

    ریشه و اصل مهم است نه حاشیه ها و موارد فرعی

    مثال آبمیوه گیری عالی بود هیچوقت یادم نخواهد رفت تشکر

    خداوند را خیلی نزدیک حس می کنم یعنی اصلا در خودم حسش می کنم

    چند روز پیش در دوره سلامتی روی مواردی خیلی فکر میکنم صبح می گفتم آره ظهر می گفتم نه دوباره شب می گفتم آره وووو بعد که می خواستم بخوابم گفتم خدایا من بنده تو هستم اینکه یک کلام به من بگویی که آره یا نه یعنی اینقدر برای تو سخته من که دارم یکسره به تو نزدیکتر میشوم یعنی نمی خواهی یک کلمه با من حرف بزنی واقعا که وووو

    صبح که از خواب بلند شدم از انجمنی که معتبر است اس ام اسی برایم آمده بود که جوابم را داده بود

    نمی گم خوشحال شدم ذوق کردم و گریه کردم و این قدر خدا به ما نزدیک است

    از همه بیشتر برای من این مهم است که اصلا شریک برای خدا قائل نباشم

    نعمات خدا برای همه بندگانش یکسان است و یکسان پراکنده است و اینکه ما با چه فرکانسی و باوری آن را برداشت کنیم به خودمان بر میگردد. مثل جریان برق است همه جا هست هر جا ما سیم کشی کنیم آنجا هست و این بسته به دید خودماست

    just do it now

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  9. -
    علیرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1617 روز

    سلام به استاد عباسمنش

    سلام به خانم شایسته

    سلام به دوستان عزیزم

    وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی وَلْیُؤْمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ (186)

    و هرگاه بندگانم از تو درباره من پرسند (بگو:) همانا من نزدیکم؛ دعاى نیایشگر را آنگاه که مرا مى خواند پاسخ مى گویم. پس باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان آورند، باشد که به رشد رسند.

    واقعا آیه تأثیر گذاری هست چون خداوند 7 بار از ضمیر من استفاده کرده چراکه این آیه بسیار مهم هست و حتی خدا پاسخ سوالی را داده که سوالی مطرح نشده و این نشانگر مهم بودن سوال هست و نکته مهم دیگر اینکه خداوند خودش را قریب معرفی کرده و نگفته من مهربانم ، خالم ، من شفادهنده ام ، بلکه گفته من نزدیکم و دعای دعا کننده اجابت می کنم بشرطی اینکه اونم مرا اجابت کند به من ایمان داشته باشد و حرف منو گوش کنه و تسلیم من باشه.

    یاد داستان قوم بنی اسرائیل افتادم که از خداوند خیلی چیزها خواستن ، و خدا نگفت نه نمی‌دهیم قبلا به شما نعمت دادم بسه ، شکرگزاری کنید ، بلکه خداوند گفت چشم می دهیم ولی باید بروید و از فلان شهر تهیه‌ کنید ولی قوم بنی اسرائیل بهانه آوردن و نرفتن که در نهایت 40 سال در بیابان حیران و گمگشته شدن

    ارتباط ما با خداوند بصورت فرنکاس است و در خداوند احساسات راه نداره بلکه جهان را بصورت سیستمی هدایت میکنه و تصرف و تبدیلی دز قوانین خداوند نیست

    در پناه الله یکتا شاد ثروتمند و سلامت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  10. -
    سجاد طبسی نژاد گفته:
    مدت عضویت: 3119 روز

    به نام الله نور و سماوات و فی الاعرض

    سلام به بهترین بندگان هدایت شده خداوند

    خدایا از اینکه تو همیشه میدونی من دانایم

    از اینکه من همیشه میدونم نادانم

    پس ای دانای توانا

    هدایت کن این نادان ناتوان را

    شاعر سجاد طبسی نژاد🤗🤗

    هرچقدر بیشتر که به خودشناسی میرسیم و این مسیر و ادامه میدم بیشتر به این موضوع پی میبرم که

    «بندگی یا بردگی»

    واقعا وقتی بیشتر آگاه میشیم و میببنیم که از خودمون گرفته تا بخصوص انسانهایی که اصلا رو‌خودشون کار نمیکنند بجای بنده خداوند باشند اما متاسفانه برده مردم هستند

    اما بازم جای شکرش باقی ست که هرکدوم از ما با ضربه خوردن در مسیر برده بودن باعث شد که درخواست های هدایت به بندگی داشته باشیم

    واقعا به هرطرف که رو کنی خدا رو میبینی

    بقول الهی قمشه ای میگه ازم پرسیدن که چگونه میشه خدارو دید من میگم چجوری میشه خدا رو ندید

    یعنی جایی نیست که بگی اونجا دیگه خدا حاضر نیست و وجود نداره پس موجودیت خداوند مثل همین اکسیژنه هرکجا بری وجود داره فقط بستگی به هرکسی داره که آیا خودش میخواد از قدرت خالقش استفاده کنه یا نه،،

    استاد خیلی خیلی ممنونم ازت که بازم این موضوع رو الهامات خداوند رو بازگو کردی

    چونکه یکی از واضح ترین الهاماتی که به من تقریبا ۳ سال قبل از خداوند بهم شد رو دقیق یادمه چه وقتی،چه مکانی با چه احساسی و در چه موردی بهم گفته شد و همیشه بهش ایمان و باور دارم که اون الهام شدن برام حقه ،راسته خداونده، پس من هیچ نگرانی و باور محدود کننده ای درموردش ندارم و من نمیدونم دقیقا کجا،چگونه،چه کسی ،از چه راهی اون وارد زندگیم میشه بلکه فقط به این ایمان دارم که خودش به سادگی و بهترین اون به سمت من هدایت میشه،

    و استاد وقتی این نوع صحبتهایی رو میکنی که حالم بهتر میشه 🤗🤗🤩🤩

    واقعا چقدر حاضریم که بنده ی خدا باشیم و بجای اینکه تسلیم حرف و نظر مردم یا هرعوامل بیرونی بشیم بجاش تسلیم هدایت خداوند بشیم مثلا وقتی به یه کاری که عشق قلبی داریم و بخاطر شرایط الانمون تسلیم حرف و نجواهای ناامید کننده نشیم که چمیدونم تو این کار آینده نیست ،ثروت نیست،و….. بلکه به خودمون بگیم اگر این کار با احساس قلبی من هماهنگه پس به این معناست که خداوند هم خودش بی نهایت هدایت و ایده و ثروتسازی برامون داره ولی اگه ما بریم سراغ کاری که فقط مردم میگن خوبه و ما هیچ علاقه و حسی بهش نداریم پس به خدا اعتماد کنیم و نریم سمت اون کار چونکه اگه بریم زندگیمون میشه جهنم واقعی چرا میگم چونکه خودم این تجربه ها و این آزمون و خطاهارو داشتم و چقدر ضربه های سنگین هم خوردم بااینکه واقعا میخواستم که فقط تو کار مورد علاقه ام باید باشم و حرکت کنم و دنبال راهها و هدایت هاش هم بودم اما بخاطر یه عالمه باورهای وحشتناکی که درموردش داشتم خیلی هم محدود کننده بود نمیتونستم در کاری نتیجه بخش و ایده ای براش انجام بدم

    و الان خیلی بهتر درک میکنم که استاد میگه این سیستم که به عنوان خداوند نام میبریم با هیچکس شوخی نداره و مهم نیست که چقدر شما دلت میخواد اتفاق و خواسته خاصی برات رخ بده بلکه اون سیستم فقط بر اساس جنس فرکانس ها و مداری که درش قرار داری بهت پاسخ میده و از همون جنس باورها هم وارد زندگیت میکنه نه چیزی غیراز این،،

    چونکه این بالاترین عدالت و نظم وجودیشه

    و چقدر استاد مثالهای ساده و واضحی میزنید درمورد کارکرد عملکرد سیستمی بودن خداوند مثال آبمیوه گیری

    آره واقعا هم همینطوره

    منم همیشه این دیدگاه رو دارم و همیشه میگم هرکسی باید تو کار موردعلاقه و شغل خودش اینقدر هرروز متخصص و رشد داشته باشه که بتونه از طریق حرفه خودش خداوند رو بهتر درک کنه و سیستمی بودن خدار رو‌بهتر درک‌کنه،،

    چونکه خودم بشخصه هرچقدر میرم جلوتر و تو‌کارم حرفه ای تر میشم بیشتر قوانین خدارو درش میبینم ،،

    خدای من چقدر خود من اکثر انسانها رو میبینم اینو باور ندارن که خدا باهاشون حرف میزنه و لیاقت اینو دارن که خداوند هرلحظه باهاشون داره حرف میزنه

    خب اینا برمیگرده به همون احساس عدم لیاقت و نداشتن اعتمادبنفس

    اما من هیچ زمان نمیتونم اینگونه فکر کنم و من همیشه تمام تلاشمو میکنم که من لیاقت اینو دارم که خداوند با من حرف میزنه

    وقتی خداوند با سنگ های تو بیابون داره حرف میزنه میشع با من حرف نزنه؟ نععع امکان نداره پس اگه فکر کنم حرف نمیزنه به این معناست که من گوشهام کر شده وگرنه اون که هرلحظه داره بهم میگه،،

    فکرکنید اگه فقط همین یه نکته رو بتونیم روش کار کنیم و باورش کنیم دیگه تو زندگیمون به چیزهایی که نمیرسیم بخدا

    چونکه خود من همین دیشب داشتم به خودم میگفتم خدایا شکرت و ممنونتم که با زبان احساس درونی بهم گفتی اون کار رو نکن و منم نکردم و واقعا هم ضرر نکردم و الان چقدر خوشحالم از اینکه به پیام هات گوش کردم پس چقدر شگفت انگیز و غیرقابل تصور میشه همیشه بتونم اینچنین تسلیم پیامها و هدایتت باشم فقط یه کارکرد ذهنی و عملکرد در قدم برداشتن های متوالی و تکاملی میخواد،،

    حتی از شروع انجام کوچکترین کارها میتونه باشه تا اون جوانه هدایت و باورپذیری بیشتر و جنس زبان خداوند رو در وجود خودمون رشد بدیم و زندگی هم هرروز خداگونه تر و عالیتر پیش بره

    چقدر باور و آگاهی بسیار امیدوار کننده و بخشنده بودن نوع عملکرد سیستم خداوند که هرلحضه هر نوع فرکانس رو به جهان هستی ارسال کنی مهمه بلکه دیگه مهم نیست که قبلا چه جنس فرکانس ارسال میکردی مهم نیست از کجا اومدی مهم اینه که میخوای از این به بعد به کجا بری و چه مسیری انتخاب کنی و ادامه بدی،

    استادعزیز مریم شایسته عزیز و دوستان خوبم ممنون از مشارکت و راهنمایی های بسیار عالی و آینده ساز همتون به خداوند هرلحظه شنوا و دانا میسپارمتون.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای: