مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟ - صفحه 9 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟
    609MB
    42 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟
    40MB
    42 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

627 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ریحانه رحمتی گفته:
    مدت عضویت: 1700 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم .

    خدایا ما را به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ایی هدایت کن و ما را در مدار آسانی ها قرار بده .

    خدایا هر آنچه دارم از آن توست و به هر خیری که از تو به من برسه فقیرم .

    سلام به استاد جان جان جان من و مریم جان جان جانم و دوستان خوبم .

    هم زمانی های من با مریم جان تمامی نداره . من تو این هفته چند بار به فایل 6 قدم 8 که درباره مفهموم اعراض در قرآن هست و حتی دیروز غروب هم اون رو گوش دادم ، هدایت شده ام . و چقدر این فایل داره به من کمک میکنه که تمرکزم رو فقط روی خواسته هام بزارم و از ناخواسته ها اعراض کنم و به یاد میاره که هر لحظه روی داشته ام تمرکز کنم و مبادا از روز نعمت هایی که خداوند به تو داده اعراض کنی . چون اعراض در قرآن به و حالت بیان شده : ️اعراض از ناخواسته ها و زشتی ها و ️اعراض از خوبی ها و نعمت هایی که داریم . در اولی ما در مدار خوبی ها و آسانی ها قرار می‌گیریم و حالت دوم ما در مدار بدی ها و سختی ها قرار می گیریم .

    و آخر شب هم به فایل ( فقط روی خدا حساب کن) که چقدر این فایل فوق‌العاده ست و قلب آدم رو باز میکنه و چقدر آدم رو تو احساس خوب قرار میده و تو اون لحظات احساس آزادی عمیق میکنم ،احساس اطمینان عمیق ، احساس توکل ، احساس رها بودن ، احساس شادی . در کل میخوام بگم وقتی فایل های توحیدی استاد رو گوش میدم ، زمان متوقف میشه و همه چی همون لحظه است و چقدر این حالت رو دوست دارم و دوست دارم به آزادی کامل از همه نظر برسم تا این حالت رو تو زمان های زیادی در روز داشته باشم ،[زمان حال]

    خواستم بهت بگم مریم جان خیلی دوستت دارم و تنها دوست زندگی من شما و استاد عزیزم هستید و من چقدر تو لحظات زندگی ام ،تو تصوراتم با شما دو عزیز زندگی میکنم.

    دوستتون دارم خیلی زیاد

    در پناه خداوند همیشه شاد و سلامت و آزاد و ثروتمند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  2. -
    رضا دهنوی گفته:
    مدت عضویت: 2891 روز

    به نام خدای روزی رسان

    دزود و احترام

    خداوند یک انرژی هست که سیستم وار عمل میکنه و طبق قوانین خودش حرکت میکنه ..

    اول باید تعزیف درستی از سیستم داشته باشیم :

    سیستم یعنی چیزی که احساس ندارد. مثل سیستم کامپیوتر ،، مثل سیستم های مختلف ..

    حالا این سیستم افکار تکرار شونده من رو دریافت میکنه و پاسخ میده. اگر افکار من خوب باشن جهان پاسخش خوبه.. اگر افکار من بد باشع جهان پاسخش بده ..

    دز واقع من در یک جهانی هستم که تماما در اختیار منه ولی ولی نکته ی مهم اینه که جهانه زو یک خالقی و یک ربی خلق کزده و به من انسان قدرت داده تا زندگی خودم را با افکارم در جهت دلخواهم خلق کنم !!

    موضوع دوم :

    بحث یکتاپرستی در جامعه ایرانی خیلی کم پیدا میشع،، یعنی اغلب مردم که ادعای دین داری و اسلام دازن پز از باورهای شرک آلود هستن.

    چند وقت پیش با یک فردی داشتم پینک پونگ بازی میکردم ،یه تعریف ساده ازش کردم گفتم ببین بازیت خوبه ها،، همش میگفتی من بازی بلد نیستم !! بعد اصلا مغزززز این ادم شروع کرد واکنش دادن،، اییییی واااااییی منو چشم زدی،، به قران منو چشم زدی !!!! من اگه بد بازی کردم چون چشم خوردم !! بعد من پیش خودم گفتم لامصب اخه چی توی این مغز توئه که داری به خاطر یه تعریف ساده اینجوری خدا رو قسم میخوری که چشم خوردی !!! حالا طزف چون زورش گرفته بازی بلد نیست، و برای اینکه زورش میاد بره تمرین کنه و یاد بگیره ،، مغزش دازه اینجوری واکنش میده !!!

    یعنی این مغزه توی لحظه های دزد و فشار واکنش های این مدلی میدن به خاطر باورهایی که توی ذهن داره !!

    یعنی اغلب ادم ها مغزشون به خاطر باورهایی که در ذهن داره میاد برای توجیح خودشون و به قول معروف کم نیاوردن بهانه تراشی میکنه تا مسئولیت پذیر نباشند

    اخه این چه دین و ایمانیه که این ملت دارن اخه ؟؟!! مردم جامعه ما به هر مزخرفاتی اعتقاد دارن جز خدا ,, خون گوسفند میزنن به ماشینشون ،، سنگ چشم آبی با خودشون حمل میکنن ،، بند سبزووو انواع و اقسام خرافات و چرندیات !! و همین چیزاس که نمیذاره این ملت پیشرفت کنن دیگه ..

    بعد قسمت خنده دار تر داستان اینه که وقتی کسی ازشون تمجید کنه ،، میگن باید بگی ماشالا وگرنه چشم میخوریم !!! یارو تحصیلات بالای دانشکاهی دازه و به چشم زخم اعتقاد داره..

    و این عدم مسئولیت پذیری افراد دز جامعه ما باعث شده کودکان هم مسیولیت پذیر نباشن !!

    و این عدم مسیولیت پذیزی ادم ها یک خصلت شیطانیه که وقتی شیطان به خاطر غرورش از درگاه خدا رانده شد ،، شیطان مسیولیت پذیر نبود و به خدا گفت تو منو گمراه کردی و حالا من میخوام همه ی ادم ها رو گمراه کنم… خدا بهش گفت برو هر کاری دلت میخواد بکن ولی یادت باشه تو نمیتونی همه ی ادم ها رو گمراه کنی و تو نمیتونی بندگان من رو گمراه کنی !!

    دز کشور ما اغلب ادم ها از اون مسئولیتی که بهشون سپرده میشه شونه خالی میکنن که حالا معمولا توی بخش های دولتی و اداری شاید بیشتر این موضوع دیده بشه . یعنی فقط میخوان یه جوری این کاره تموم شه تا بزن خونه . چون عاشق کارشون نیستن !!! البته نه همه .. بلکه یه تعداد زیادی و گرنه توی بخش دولتی هم ادم هایی هستند که خالصانه و با عشق کار میکنن !! این صحبت من سو بزداشت یا میس اندرستندینگ ایجاد نکنه .. به صوزت کلی میگم . البته شاید من نباید به این جنبه ی منفی توجه کنم و نباید غر بزنم دز موردش چون ممکنه در مدار این مدا افراد قرار بگیزم که بهش توجه میکنم !! (( شاید که نه،، صد در صد ،، پس باید حواسم یاشه))

    خدایا هدایتم کن به راه راست،، به راه کسانی که به اون ها نعمت دادی و نه گمراهان و نه غضب شدگان

    خب اینم از رد پای بعدی من ،، یادم باشه تعهد دادم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  3. -
    زهرا تمنایی گفته:
    مدت عضویت: 1171 روز

    استاد فقط میتونم اینو بگم ،هر موقع میخام صدای خدا رو از زبون بنده هاش بشنوم میام سایت شمارو باز میکنم

    دوستون دارم

    گوش کردن فایل های مرا به نشانه ام هدایت کن برای من روتین شده

    بهمن سال 1401من میخواستم به سفر شمال برم شرایط خوبی نداشتم وجودم پر از استرس بود

    مدام هواشناسی رو چک میکردم ،هوا برفی بود ،چندین بهمن در جاده چالوس اتفاق افتاده بود ،اخبار مکرراً اعلام میکرد از سفرهای غیرضروری خودداری کنید

    دخترم دانشگاه قم بود با همسرش مشکل داشت

    قراربود شب بیاد پیش ما ،ما خودمون کاشان زندگی میکنیم

    نگران بودم ،برم سفر،نرم سفر ،دخترم رو ببرم همراه خودم،یا اینکه خونه تنهاش بزارم،به دامادم بگم که دخترمو ببرم یا نه

    خلاصه سرتاسر نگرانی ،بالاخره از سفر منصرف شدم همه چی ظاهراً برای این سفر که مقصدش سلمانشهر بود،منفی به نظر می‌رسید تا اینکه آخر شب تصمیم گرفتم به سایت شما یه سر بزنم و از فایل مرا به نشانه ام هدایت کن کمک بگیرم،

    خدایا باورم نمیشد،تو فایل استاد از سفرش صحبت کرد

    سفری که از قم به سلمانشهر رفت اونم با یه موتوری که حتی ظاهرش هم اوکی نبود

    استاد تو این فایل گفتن همه چیز به ظاهر برای این سفر منفی بود ولی رفتن ویکی از شادترین سفرهاشون تو اون زمان بود

    من هم به این نشانه اعتماد کردم و همون شب عازم سفر شدم اول به قم رفتم دخترم رو برداشتم و به سمت سلمانشهر حرکت کردم

    خیلی واضح در این فایل به من گفته شد که به قم برم ودخترم رو هم همراه خودم ببرم

    واقعا جاده چالوس رو تا به حال آنقدر زیبا ندیده بودم

    من به شهودم عمل کردم و از همه چیز لذت بردم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  4. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1455 روز

    سلام به استاد عزیز

    سلم به دوستان خوب خودم

    من خودم خالق زندگی خودم هستم

    من خودم هستم که شرایط زندگی خودم را می سازم

    وقتی که به این باور و این عقیده ایمان داشته باشم بی شک بهترین نتیجه و بهترین دستاوردها نصیب من خواهد شد

    همه چیز برای من از زمانی به وجود می اید که بخواهم تغییر کنم

    بخواهم تغییر کنم جهان هم به این تغییر پاسخ می دهد

    چقدر این زیبا است که من خودم را خالق حال خوب و ثروت بدانم

    این درس را باید همیشه در ذهن خودم داشته باشم

    همیشه قدرت برتر را خدای مهربان بدانم

    همیشه از او کمک بگیرم

    همیشه او را برتر بدانم

    آنوقت از او کمک بگیرم

    روی او حساب باز کنم

    او را تنها یاری دهنده و بزرگترین یار و یاور خودم بدانم

    می دانم که او برای من بهترین ها را می خواهم

    هر زمان که به او اعتماد کردم

    هر زمان که از او کمک خواستم

    آنچنان برای من روند زندگی من را هموار کرد که واقعا خودم باورم نمی شد

    چقدر این صحبت ها نه تنها آرامش بخش است بلکه بهترین راهکار برای موفق بودن است

    هر زمان که روی حرف و صحبت های یک نفر حساب باز کردم و از او کمک خواستم در نهایت دچار ترس و دلهره و اضطراب می شدم

    اما وقتی که از خدای خودم کمک گرفتم به بهترین شکل و راه ممکن کار من انجام شد

    تازه همان شخص که تا قبل از آن روی او حساب باز می کردم همان او دستهای خدای مهربان برای من می شد و به راحتی به من کمک می کرد

    کافی است که به خدای خودم اعتماد کنم

    کافی است که از او بخواهم

    دل به او بدهم

    همه بنده و آفریده او هستند

    من از بنده بخواهم در نهایت زجر می کشم

    روی پروردگار بنده سرمایه گذای کنم موفقیت از ان من است

    این را باید باور کنم که هر زمان که از روی حال خوب از او بخواهم او بی هیچ منتی به من می دهد

    راه من را جلو می برد

    او برای من بهترین و برترین است

    او برای من جوری همه چیز را رقم می زند که در نهایت آسانی من به خواسته های خودم برسم

    وقتی که بتوانم روی او حساب باز کنم و او را توانا بدانم ایمان خودم را به او نشان بدهم بی شک به من داده خواهد شد

    انچه که در این آموزش ها یاد گرفتم که هر چیزی را که باور کنم همان برای من رخ می دهد

    هر چیزی را که بخواهم داشته باشم جهان هم به من می دهد اینجا من هستم که باید باورهای خوبی را برای خودم بسازم

    باید افکار و نیت خودم را تغییر بدهم

    تغییر کنم جهان هم به این تغییر پاسخ می دهد و من را جلو می برد

    این شیرین ترین بخش اعتماد کردن به رب و خدای خودم است

    یک درس یک نکته همیشه و در همه حال از خدای خودم هدایت بخواهم

    از او کمک بگیرم

    به الهامات و ایده هایی که به قلب من وارد می شود عمل کنم

    از هدایت ها و این عمل کردن به الهامات می تواند رمز موفقیت هر کسی در این جهان مادی باشد

    سپاس از خدای هدایتگر خوب خودم

    سپاس از خدای مهربان خوب خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  5. -
    حسن کفاش دوست گفته:
    مدت عضویت: 3213 روز

    به نام خداوند جان آفرین

    حکیم سخن بر زبان آفرین

    سلام استاد گرامی

    سلام خانم شایسته مهربان و دوست داشتنی

    سلام به همه دوستان هم فرکانسی

    چه سوال قشنگی

    شما باورهای توحیدی را چگونه در خودتان ساختید؟

    استاد بارها و بارها در خیلی از فایلهای خودشان به وضوح به این موضوع اشاره کرده اند که توحید اصل است

    اما اینجا این سوال مطرح می شود که شما این باورهای توحیدی را که خیلی از ما ها نمی توانیم در وجود خودمان بسازیم و یا شاید خود من هم هنوز که هنوز است خیلی فاصله دارم با ساختن این باورهای توحیدی استاد چطور آنها را ساخته اند؟

    دقیقا همه ما به خداوند در قلب خودمان ایمان داریم

    برای همه ما و من اتفاق افتاده است که در یک شرایط به ظاهر سخت ( که الان من اسم آن را تضاد می گذارم) به اولین نیرویی که به ذهنم رسیده است که از آن کمک بخواهم خداوند بزرگ بوده است . خدایی که از کودکی در وجود ما ساخته شده است ولی در ذهن هر کدام از ما این خدا و یا این نیرو به یک شکلی ساخته شده است . یعنی به اندازه تمام انسانهای کره زمین می تواند خدا متفاوت در ذهن انسان ساخته شده باشد. ولی بالاخره هر کسی به هر نحوی به این خدا اعتقاد دارد و به این خدا ایمان دارد.

    ما هر زمان که روی غیر خدا و مخصوصا روی آدمها حساب کرده ایم ضربه های سنگینی خورده ایم که هرکدام از ما بسیار تجربیات بدی از این موضوع داشته ایم و حتی داریم .

    منی که الان دارم این متن را می نویسم مثلا آدم مذهبی بودم

    نماز می خواندم از کودکی

    اما همان آیه اصلی سوره حمد را که بارها و بارها در نماز می خوانم را توجه نمی کردم

    إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ

    ما تو را عبادت می کنیم و از تو استعانت می طلبیم

    به این واضح به قول استاد خدا به ما تقلب رسونده

    چون استاد میگن که این سوره یه جورایی خدا به ما تقلب رسونده تو این آیه

    ولی من و خیلی از ما ها به این تقلبی هم که خدا رسونده توجه نکرده ایم

    الله و اکبر

    چقدر من در جهل و گمراهی بوده ام .

    دستان خدا

    چقدر این ترکیب را من دوست دارم

    و چقدر درک این موضوع به من کمک کرد

    واقعا سپاسگزارم از شما استاد که این مفهوم را برای من جا انداختین

    آره من واقعا مدتهاست که دستان خدا را برای خودم بت نمی کنم

    خدا از طریق این دستش برای من کارها را انجام می دهد

    نشد دست دیگری را برای من میفرست که برای من انجام دهد. کِی ؟ زمانی که من ایمان داشته باشم که خدا کارها را برای من انجام می دهد از طریق بی نهایت دستان خودش. شاید امروز بوسیله این دستش و شاید زمان دیگری توسط دست دیگری

    خدایا شکرت

    چقدر این باور کمک کننده است . تو از دست خدا تشکر می کنی

    اما او را بت نمی کنی

    و از همه مهمتر دست خدا را بت نمی کنی و به او وابسته نیستی که اگه باشی عین شرک است

    آخ آخ استاد این جمله تون دیونه ام کرد:

    به نسبتی که انسانها شرک را در وجود خودشان دارند، به همان نسبت از خوشبختی دور می شوند

    وای وای این جمله را باید با طلا نوشت.

    من به خودم میگم بابا همین یک جمله رو بگیر و به همین عمل کن

    به هرآنچه که در زندگی می خواهی می رسی.

    الله و اکبر

    چقدر به تاکید این توحید و خط نزدیک بین شرک و توحید نیاز داشتم

    سپاسگزارم از شما

    من همین جمله تون رو بی نهایت بار با خودم تکرار می کنم تا باور شرک در وجود من کم رنگ تر شود و من توحیدی تر شوم

    الله و اکبر

    چقدر زیبا بود این جمله .

    خیلی سپاسگزارم استاد جانم

    خدایا شکرت بابت هدایت امروز من

    خیلی عالی بود

    در پناه الله مهربان شاد باشید و سربلند

    💜💜💜🤎🤎🤎♥️♥️♥️🤍🤍🤍💙💙💙💚💚💚💛💛💛

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  6. -
    رویا محمدیان گفته:
    مدت عضویت: 1389 روز

    سلام استاد عزیز و دوستان گلم

    میخوام درمورد سوال دومی که استاد جواب داد بنویسم حس میکنم این به پاشنه اشیل من مربوطه

    من یکی از پاشنه اشیلهام که به شدت روش کار میکنم و از احساس عدم ارزشمندی میاد توقع داشتن از دیگرانه من دقیقا یکی از خط قرمزامم همینه که کسی ازم توقع نداشته باشه پس باید رو خودمم کار کنم از کسی هیچ توقعی نداشته باشه

    نه کسی در زندگی من وظیفه ای داره نه من در زندگی کسی وظیفه ای دارم

    نه کسی در زندگی من مسولیتی داره نه من در زندگی کسی مسولیتی دارم

    کسی وظیفه نداره برای من کاری انجام بده یا به من خدمتی یا کمکی کنه همونطور که من وظیفه ندارم برای کسی خدمتی کنم یا کاری انجام بدم

    حس میکنم این قسمت دوم جواب استاد خیلی مربوطه بهش

    نباید روی ادم ها حساب کنم اگر روی ادمها حساب کنم پشتم رو خال میکنن باید توکلم رو بزارم روی خدا خدا میتونه کمکت کنه اگر تکیه ات فقط به خدا باشه

    انسانها دستهای خدا هستن انسانها کمکت میکنن ولی دستهای خدان این دستها به شکلهای مختلف وارد زندگیت میشن به شکل ایده به شکل ادم نزدیک به شکل ادم دور

    راستش در طول روز گاهی این فکرهای شیطانی اذیتم میکنه که چرا فلانی این کمکو بهت نمیکنه چرا فلانی برات این کارو انجام نمیده انگار ادمها وظیفه دارن برای من کاری کنن و الان اونو انجام نمیدن و من ناراحتم هر روز به خودم بارها میگم رویا جان کسی وظیفه ای نداره هیچ وظیفه ای اگر کسی کاری میکنه داره لطفه میکنه دستی از طرف خداست میتونه لطف نکنه اختیار با خودشه و ارزشمندی تو ربطی به کمک کردن و خدمت کردن و حتی خبر گرفتن دیگران نداره چه کسی کاری برات انجام بده چه کاری برات انجام نده من ارزشمندم و خودمو دوست دارم…

    حالا استاد حرف فوق العاده ای گفت میگه تو دست خدارو باز بزار خودش میدونه از چه طریقی به دادت برسه مثلا یه ایده میده که خودت اونکارو راحت انجام بدی یا از طریق یه فامیل دور یا نزدیک فرقی نداره تو گیر نده باید از کدوم دست باشه

    مثلا من اگر یه فامیل دور میومد بهم کمکی کنه ناراحت میشدم میگفتم چرا نزدیکا نمیان اصلا این توقع پاشنه اشیل واقعی منه و باید روش خیلی کار کنم و خوبی های دیگرانو بیشتر ببینم و بابت کوچیکترین خوبی هایی که بهم میکنن سپاسگذار باشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      سمانه جان صوفی گفته:
      مدت عضویت: 2188 روز

      سلام رویای عزیزم.

      مرسی که این کامنت رو نوشتی.

      خودم رو به یاد آوردم با کامنتت.

      تا ماه های اول بعد از بچه دار شدنم و روبه رویی با چالش هاش که برام تازگی داشت و سختم میشد، این انتظار تو دلم پررنگ شد که بقیه بهم کمک کنن، توجه کنن.

      اینکه چرا فلانی کمکم نمیکنه؟

      چرا اون یکی نمیاد بهم سر بزنه و تو بچه داری کمکم کنه؟

      چرا این یکی انگار نه انگار که ما بچه دار شدیم و نیاز به کمک دارم؟

      تا مدتها این افکار رو داشتم و بعدش درصدد بهبود خودم براومدم و تلاش کردم برای استقلال.

      بهتر شدم، ولی خودمو میشناسم من گاهی وابسته هستم و نیازمند کمک بقیه بهم میشم.

      تلاشمو میکنم که میزانِ وابستگی هامو کمتر کنم و بیشتر تلاش کنم برای استقلال خودم و زندگیم.

      تو پاراگراف اخر کامنتت هم باز خودمو دیدم.

      منم وقتی فلانی توجه میکرد به حافظ جانم، از دلم رد میشد این یکی که از نزدیکان هست چرا توجه نمیکنه؟

      البته خودمم میدونستم فرکانسم مسموم شده که اینو میگم.

      وگرنه میدونستم فرد نزدیک بهم، به مدل خودش داره توجه نشون میده به من یا حافظ.

      فقط انگار من قضاوتش میکردم و میخواستم مدلی که من میخوام محبت کنه تا راضی شم ازش.

      الحمدالله که بهتر شدم و تو اون تله موندگار نشدم.

      یه ایراد دیگه هم به خودم وارده اون ایام.

      اینکه تحت تاثیر افکار و کلام یه نفر قرار گرفتم و وارد تله قضاوت و کدورت شدم.

      میفهمیدم حالم بده و من اینطوری نیستم ولی بلد نبودم بیام بیرون از اون شرایط و کُلی اذیت شدم.

      اما الحمدالله بعد از یه مدت تلاش کردم و تا حدود زیادی از اون تله ها بیرون اومدم.

      من انسانم و گاهی اشتباه دارم.

      گاهی از مسیر خارج میشم و آسیب هاشم میبینم.

      اما خدارو شکر دوباره برمیگردم.

      رویا جان، تحسینت میکنم که تو کامنت هات خودتو تحلیل میکنی و برای رشد و بهبود شخصیتت تلاش میکنی.

      خدا حافظ خودت و نی نی جون تو دلت و دوقلوهای نازنینت و خانواده محترمت باشه همیشه.

      فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

      الهی شکرت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    مصطفی سیار گفته:
    مدت عضویت: 1031 روز

    به نام خداوند بخشنده و بخشایشگر که تنها قدرت حاکم ب. جهان هستی است .

    درود بر همه دوستان عزیز .

    کامنت دوم از گام 20 .

    پروژه ی مهاجرت به مدار بالاتر

    《منظور از سیستمی بودن رفتار خداوند چیست》

    امروز آخرین روزی هستش که قدمی که بهم الهام شد رو دارم زندگی میکنم و ازش لذت میبرم امروز 111 روزه که با توکل به خداوند بزرگ اومدم استانبول نه فرش قرمزی پهن شده بود نه هیچ ایده ای وجود داشت که استانبول کجا برم زبان هم بلد نبودم خونه و جای خواب چیکار کنم اصلا چطوری برم فقط یه هدایت بود که اگه میخوام مهاجرت کنم و این هدف بزرگ رو دارم باید الان یه کاری براش انجام بدم بعد گفتم سه ماه میرم ترکیه.

    خدایا شکرت ، به قول استاد که میگه وقتی هیچ مولفه ای نبود خداوند برام کافی بود و دستانش رو وارد عمل کرد الان که در حال نوشتن این کامنت هستم هیچ ایده ای و مطلبی برای نوشتن نداشتم که یه جمله باعث شد بیام کامنت بنویسم یهو کسی که براش کار میکنم گفت مصطفی هیچ توریست ایرانی به اندازه تو که این چند ماه همه استانبول رو هر روز گشتی و گردش کردی استانبول رو نگشته (البته من ترکی بلد نیستم و یه نفر امروز کنارمون بود که برام ترجمه کرد ) منم سریع و بدون فکر یهو گفته، (بله این از لطف خداونده بمن ).که این گردش صد درصد رایگان بود

    وقتی به هدایت گوش کردم و حرکت کردم چه درهایی باز شد .

    چه تایم زیادی برام باز شد که در حین کارم بتونم روی خودم کار کنم و شخصیتم رو بهبود بدم چقد تونستم توی سایت فعال باشم یه سِری دیگه دوره روانشناسی ثروت یک رو کار کردم کلی فایل زندگی در بهشت رو با دقت دیدم توی پروژه مهاجرت به مدار بالاتر فعال بودم کلی کامنت نوشتم از معجزات هر روزه درک بهتر از آگاهی های هر روزه و حس میکنم به انسان با کیفیت تری تبدیل شدم واقعا نسبت به چهار ماه پیش تغییرات بزرگی کردم خدا میدونه چقد ایمانم قوی تر شده چقد آرام تر شدم دیگه وارد بحث های بیخودی نمیشم و بقول یکی از دوستان سایت توی ارتباطاتم خیلی سختگیر شدم توی ورودیهام سخت گیر شدم و بیشتر از قبل ورودیهام رو کنترل میکنم.

    استاد وقتی میگفتن ، ورودیهات رو کنترل کنی دنیا برای تو تغییر میکنه نه بچه ت نه همسرت نه اطرافیانت فقط برای تو من میفهمیدم اما لمسش نمیکردم تا وقتی چیزی رو به چشم خودمون نبینیم درکش سخته من واقعا تفاوت رو به عینه میبینم که منی که روی خودم و شخصیتم کار کردم و ورودیهام رو کنترل کردم و فقط چیزهای خوب و زیبا و روابط خوب و فراوانی رو دیدم و تحسین کردم و حواسم به توجهات آگاهانه بود چقد محیط برام ایزوله بود شرایط کاریم عالی بود چقد لذت بردم هیچ روزی بیکار نبودم تفریح کردم ورزش کردم گردش کردم هر روز رستوران رفتم سه بار کشتی سوار شدم واقعا چند لول کیفیت زندگی رو بهتر تجربه کردم .

    اما همسرم که تایمی برای سرمایه گذاری روی خودش در نظر نگرفت کل این چهار ماه رو با عذاب و اذیت زندگی کرد شاید نیمی از این مدت رو بیکار بود و عذاب کشید دو هفته حقوقش رو ندادن وارد بحث با افراد نامناسب میشد و نمیتونست فیلتر کنه چندیدن بار سر بسته بهش گفتم به هر چی توجه کنی از اساس همون وارد زندگیت میشه از فضای مسموم اینستا خارج شو همش چرندیاته تازه دیروز اینستا رو حذف کرد .

    چند روز پیش برای آخرین بار بهش گفتم بابا تمرکزت رو از روی این داستان تا بر نداری زندگیت همینه هر جای دنیا باشی نتیجه این فرکانس تو همین اتفاقاته . الان ببین بجز من بقیه افرادی که میشناسی چه اتفاقاتی توی زندگیشون داره رخ میده و به اتفاقات خودت هم نگاه کن ببین چقد با اونا توی یه موازات پیش میره. جواب این بود بابا یه حرفی میزنی ها وقتی اینجوریه دیگه چی میشه کرد همه چیز به شکل نامناسبه ینی چی خودم مقصرم و توجهمو باید عوض کنم برای تو بخاطر شرایط کاریت همه چیز خوبه فقط تو شانس آوردی.

    خدا رو هر لحظه برای این قوانینش سپاسگذارم و لذت میبرم از نتایج لحظه ای که در هر روز پیش میاد خدا رو شکر که سیستم خداوندی اینچنین عالی عمل میکنه که فارغ از این که دیگران همین جایی که من هستم چطور زندگی می‌کنند من میتونم با کنترل ورودی‌های مناسب تجربه ای متفاوت از زندگی رو داشته باشم و شکر نعمت نعمتت افزون کند .

    چقد عالیه که من به هیچ موضوعی غر نمیزنم و متوکل تر شدم بخداوند چقد خوبه که درک کردم که این خودم هستم که زندگیم رو اینجوری که میخوام میتونم رقم بزنم با سیستم و ساز و کار درست جهان هستی .

    خدایا شکرت به خاطر این همه نعمت و رزق و روزی و فراوانی که بمن دادی .

    در پناه الله یکتا شاد و سلامت و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  8. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 634 روز

    به نام رب مهربان

    سلام به استاد عباسمنش عزیزم

    سلام به استاد شایسته ارزشمندم

    سلام به اعضای خوشبخت سایت

    “خدا همه چیز است. او همه چیز است در بعد مکان. او همه چیز است در بعد زمان. او همه چیز است در بعد اشیاء”

    “به نسبتی که انسان‌ها شرک در وجودشون دارن به همون نسبت از خوشبختی دور میشن”

    ممنون استاد بابت این حجم از آگاهی های ناب. ممنونم استاد.

    از خود خدا میخام که جاپاشو توی دلم محکم کنه. از خودش میخام من رو از هر چی غیرخودش فارغ کنه.

    چقدر مهربونه خدا که بابت این همه شرک من اینقدر لطف کرده بهم وگرنه باید الان تو درو دیوار بودم.

    من از همون سنین نوجوانی خیلی علاقه ای به دعای توسل و اینا نداشتم. همه اطرافیان و دوستانم معتقد بودن به این مسائل. همه میگفتن اگه میخای به فلان خواسته ت برسی 40 روز دعای توسل بخون. یا مثلا حدیث کسا بخون‌. یا مثلا متوسل شو به فلان امام و در لول های وحشتناک تر میگفتن متوسل شو به فلان شهید (بماند که اون شهید قابل احترامه برام)

    اما من نمیتونستم و بابتش عذاب وجدان هم داشتم که چرا من نمیتونم اینجوری با این مسائل ارتباط بگیرم. یه بار به یکی از خواهرام گفتم چرا آخه دعای توسل وقتی خود خدا هست. بهش گفتم تا حالا به معنی حدیث کسا دقت کردی؟ یه سلام علیک خانوادگیه. آخه چجوری و چه ربطی به درخواست من داره؟!!! خواهرم گفت فاطمه این افکارت شبیه وهابی هاست. خیلی بده که اینجوری میگی و دیگه هیچ وقت هیچ جا و به هیچ کس نگو و ….

    ممنونم خدا که وارد این مدرسه شدم

    که فقط از تو بخام

    از تو انتظار داشته باشم

    به تو توکل کنم

    روی تو حساب کنم

    نه روی محل کارم

    نه روی شرایط مملکت

    نه روی توافقات

    نه روی تواناییهام حتی

    و نترسم

    از پچ پچ های آدم ها

    از رکود اقتصاد

    از هیچی و هیچکس

    خدایا جا پاتو توی دلم محکم کن. اونقدر که مثل موسی کنار دریای زندگیم با دل قرص بشینم.

    استاد ازتون سپاسگزارم و دستتون رو به رسم ادب میبوسم. و خدارو هزارن بار شاکرم که من رو آورد گذاشت وسط بندگان السابقون که یاد بگیرم راه رشد و بندگی رو.

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  9. -
    رویا طالبی گفته:
    مدت عضویت: 1978 روز

    به نام یار مهربان

    پله بیستم

    وقتی آدم شنیده های طبق میل خودش رو با یه پیش زمینه قبلی میشنوه تائید میکنه و میگه این که چیزی نیست تغییر میکنم

    ولی وقتی چیزهای رو میشنوه که تا بحال نشنیده البته این شنیده ها طبق میلش هم نیست اتفاقا بر خلاف اون چیزی هست که تا به حال با اون زندگی کرده

    مثل

    سیستمی بودن خداوند

    همیشه تو خلوت خودم به خودم میگم که استادهررر چی گفتن قبول میکنم حتی اگر متضاد باورهام باشه

    چون بر اثر تجربه زندگیم به این رسیدم که استاد حقیقت مخض رو میگین

    فقط بستگی به این داره که چقدر میتونیم این حقیقت رو دریافت کنیم و عمل کنیم

    البته قبول کردن یک طرف قضیه هست

    و در عمل چنین کردن هم یک طرف قضیه

    فکر کنم در مورد سیستمی بودن خداوند خیلی هامون مقاومت داریم

    چون این شکلی بزرگ شدیم

    حالا یکی مثل استاد اومده میگه خداوند مثل یک سیستم هست یک سیستمی مثل آبمیوه گیری

    هر چی بدی همونو میده

    واقعه هم اینطوریه ها

    اگر خداوند دلش به حال آدم ها میسوزه چرا این همه آدم بدبخت وجود داره؟؟

    اگر خداوند دلش به حال آدم ها میسوزه چرا فلسطین رو نجات نمیده؟؟

    پس می بینیم که خداوند احساساتی عمل نمیکنه

    خداوند طبق قانون عمل میکنه

    درسته این حرف هارو شنیدم

    کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم رو خوندم

    ولی بعضی وقت ها انگار دوست دارم خداوند دلش به حال من بسوزه

    و این از ضعف من هست که نمیتونم اینو کامل قبول کنم که خداوند یک سیستم هست

    از خدا میخوام کمکم کنه آنگونه که هست بشناسمش

    از خدا میخوم کمکم کنه به دانسته های خود عمل کنم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  10. -
    فاطمه عظیمی گفته:
    مدت عضویت: 3789 روز

    سلام استاد سلام خانم شایسته خدا خیربهتون بده خدا خیر دنیا واخرت رو بهتون بده روز به روز ایمانتان افزونتر بشه

    دیروز بادوستم در رابطه با خدا وقوانین صحبت می کردیم بهش گفتم دلم می خواد خدا روبهتر بشناسم دلم نمی خواد به سبک قدیم نماز بخونم اخه من خیلی مذهبی بودم ولی به لطف اموزش های شما دیدم عوض شده نسبت به خداوند وامروز

    خداوند درخواستم رواجابت فرمود و این فایل عالی رو تونستم گوش کنم و

    مریم مهربون و نکته سنجم وقتی گفتند کتاب چگونه فکر خدا رو بخوانید و قسمت ۹و۱۰ دوره راهیابی عملی به رویاها و دوازده قدم بهمون کمک میکنه بهم حسم گفت برو این کتاب رو که داری وتا حالا نخوندی یکبار با این حس وحالت بخون

    وای که چه کردبا من هر سطرش رو که می تونم تمام وجودم پراز حس خوب میشه گویا جواب سوالاتم رو دارم میگیرم

    استاد به خدا هزاران بار از شما شنیده بودم تدا انرژی هست انرژی منبع و احساساتی عمل نمی کنه ولی ذهنم مقاومت داشت ولی با خوندن این کتاب سلول سلول بدنم درک کرد سیستمی بودن خدا رو وچقدر من خدا رو شکر کردم به خاطر قوانین بدون تغییرش

    در حالی که قبلا دوست نداشتم و همیشه ازش می ترسیدم و ….ولی الان عاشقش بودم عاشقتر شدم ممنونم ممنونم ممنونم

    امیدوارم این حس سپاسگزاریم رو بپذیرید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای: