مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟ - صفحه 4 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟
    609MB
    42 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟
    40MB
    42 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

627 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه پورهدایتی گفته:
    مدت عضویت: 1766 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام استاد عزیزم

    سلام به مریم جان

    استاد من یکی از بچه‌های دوره ی دوازده قدم هستم و به لطف خدا قدم سوم رو هم وارد زندگی م کردم . دوره ی قانون سلامتی جلسه ی سوم هستم و به لطف خدا خوب دارم پیش میرم ، هر روزی که درست حسابی ،رو خودم کار کنم ،از خودم راضی هستم، هر روزی که کم کاری کنم از خودم ناراضی هستم.

    البته مطالعه ی قرآنی هم دارم خیلی با اراده محکم چسبیدم به خدا و قانون….

    مخصوصاً از وقتی که رمزهای قرآن رو فهمیدم که تمام این جهان هستی بر طبق نظامات و سیستم عمل می کنه پر قدرت تر دارم جلو میرم،

    البته بعضی محیط ها ، و صحبت های آدم ها کمی منو دور می‌کنه از مسیر ولی به قول استاد این شاخک هام هستن که آلارم میدم که اینجا دگه جای من نیست و باید از اونجا برم.

    استاد عزیزم هر بار که می بینمت و حرف هاتون می شنوم ، باور دارم، ایمان دارم، یقین دارم و حتی بالاتر از یقین ، که این همان خداست در غالب استاد ، داره با من حرف می زنه،

    طبق سیستم جهان هستی وقتی من یه خواسته‌ای رو از خدا می خوام…

    اولاً که اون خواسته خود ه، خداست و وجود داره فقط خدا دوست داره من از زبان خودم بگم.

    دوماً وقتی من چیزی رو می خوام ، خداوند هم طبق قرآن و قوانینی که گفته بهم داده می شود.

    خدا رو صد ها هزار بار شکر می کنم که تو این مسیرم و دارم پیش به سوی خوشبختی و سعادت میروم.

    من سالهاست که با قرآن آشنا هستم و هر سال چندین بار این کتاب آسمانی رو ختم می کردم، اما به قدری در تلفظ صحیح کلمات مونده بودم طبق باورها و شیوه های غلط کشورم و مردمم و مذهب م و خانواده ام، از اصل قرآن دور رفته بودم.

    از وقتی که با شما آشنا شدم مفهوم توحید و یکتا پرستی با شرکت رو درک کردم،

    و حالا وقتش ه، که رو یکتا پرستی م ، کار کنم و به لطف خدا هر روز با آگاهی جدید تر دارم پیش میرم.

    روز به روز باورهای، مالی م ، و توحیدیم داره جون میگیره

    استاد عزیزم متشکرم ازت از این همه صداقت پاکی

    اسناد متشکرم از این همه تلاش

    خدایا سپاسگزارم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 27 رای:
  2. -
    سودا مختاری گفته:
    مدت عضویت: 2231 روز

    بهمبه نام خدای هدایتگرم به سمت خواسته هایم به سادگی و زیبایی و عزتمندانه وبه صورت کاملا طبیعی و بدیهی

    سلام به استاد و مریم

    شما باورهای توحیدی رو چطوری ساختید؟

    همه ما تو قلبمون به خداوند ایمان و باور داریم فارغ از دین و مذهب حتی کسی که میگه من به خدا اعتقاد ندارم هم تو روزهای سخت به قلبش رجوع میکنه استاد جان شما یکتا پرست هستید فارغ از هر دین و مذهبی شیعه و سنی و یهودی انتخاب کردید که یکتا پرست باشید من هم مدت هاست دارم سعی میکنم به اصل به توحید به خدا ایمان داشته باشم و خودم رو درگیر مذهب نکنم و به خدایی که از رگ گردن به من نزدیکتره و دعای منو بی واسطه اجابت میکنه ایمان داشته باشم که برای اجابت هر خواسته ای کااااافی ترینه

    وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی وَلْیُؤْمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ

    ترجمه

    و هرگاه بندگانم از تو درباره من پرسند (بگو:) همانا من نزدیکم؛ دعاى نیایشگر را آنگاه که مرا مى خواند پاسخمى گویم. پس باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان آورند، باشد که به رشد رسند.

    استاد جان با توجه به شرایط و محیطی که داشتند با تضادهایی روبرو شدند که خوب این تضادها به ایشون کاملا فهموند که نباید رو آدمها حساب کنه چون هربار رو آدمها حساب کرد اونها تنها گذاشتنش و هربار که بدون حساب کردن رو دیگران خودشون با مسائل از جمله مثلا دعوا کردن با دیگران مواجه شدند به نفع ایشون شد و همه این مسائل به ایشون کمک کرد تا بره تو وجودشون که به هیچ وجه نباید رو دیگران حساب کنند و آروم آروم با مطالعه دقیق قرآن یاد گرفتند که فقط باید به خدا توکل و اعتماد کنند . ایّاکَ نَعْبُدُ وَ اِیّاکَ نَسْتَعین تنها تو را می پرسم و تنها از تو یاری می جویم

    اگر فقط نگاهمان به خداوند باشه خداوند به شکلهای مختلف ما رو یاری میکنه با ایده ها با شرایط و موقعیت و فرصت مناسب یا با بینهایت انسانهایی که میتونند دست خداوند باشند قلبها رو نرم و مهربان میکنه و دستها رو برای یاری ما می فرسته ما باید با تمام وجود از اون انسانها تشکر و تحسینشون کنیم جلو روشون پشت سرشون ولی توی قلبمون اعتبارش رو به خدایی بدیم که از بی نهایت طریق ما رو یاری میکنه و کارها رو برای ما انجام میده و به یه آدم خاص نچسبیم حساب کردن روی دیگران صددرصد آخرش ناامیدی و عذاب رو به همراه داره چون شرک تنها گناهی هست که هرگز بخشیده نمیشه و تاوان سختی داره هرچقدر زودتر این درس مهم و اصل و اساس قرآن توحید رو یاد بگیریم اجازه میدیم که خداوند از بی نهایت طریق و از بی نهایت دستانش به ما کمک کنه

    این باور شرک آلود خیلی در وجود ما نهفته هست طبق حدیثی از پیامبر شرک مانند راه رفتن مورچه سیاه روی سنگ سیاه در شب در دل مومن پنهان هست تازه در دل مومن همه ما رگه هایی از شرک رو تو وجودمون داریم کافیه اینو بپذیریم و سعی کنیم که به توحید بیشتر برسیم رفتار و گفتارمون رو بررسی کنیم که از باورهای ما نشات میگیره و سعی کنیم توحیدی تر بشیم خود من به میزانی که توحیدی تر میشم نتایج بهتر و بهتر میشه

    استاد جان شما تنها کسی بودید که تو ایران برای اولین بار با وجود اون همه مقاومت هایی که به خصوص افراد مذهبی داشتند انقدر شجاعانه و با ایمان و عشق سرشار از درک عمیق توحید راجع به توحید صحبت کردید و با وجود مخالفتها و گاها تهدیداتی که می شید حتی لحظه ای از این مسیر دور نشدید چقدر این باور شرک آلود در ایران به خصوص افراد خیلی مذهبی شدیده که باید به واسطه امام زاده ها و سیدها از خدا درخواست کرد تا اجابت بشه چقدر خود من دیدم و البته در گذشته انجام میدادم که مثلا فلانی شما سیدی برای من این دعا رو بکن از خدا بخواه دعام رو اجابت کنه یا چقدر به زیارتگاه ها و امام زاده ها رجوع میکردم و اونها رو واسطه قرار میدادم اصلا امامان رو جای خدا گذاشته بودم و خودم رو لایق و ارزشمند نمیدونستم که بی واسطه با خدایی که همواره با منه منو لحظه ای تنها نمیزاره قضاوتم نمی کنه در وجود منه با من نفس می کشه با من حرکت میکنه هر لحظه هدایتم میکنه صحبت کنم و خواسته هام رو از خدای قدرتمند و وهابم تنها فرمانروای عالم از خداوند بخوام واقعا همون جور که استاد فرمودید قبل از آشنایی با این سایت الهی در ذهن من همه خدا بودند الا خود خدا همه قدرت داشتند هر عامل بیرونی تاثیر داشت که هر کاری به نفع و یا به ضرر من بشه خدایا شکرت که هدایتم کردی تا از گمراهان نباشم

    هیچ فردی توحیدی و یا مشرک مطلق نیست اما به میزانی که میتونیم توحیدی باشیم و توحیدی عمل کنیم و به خداوند اعتماد و توکل و ایمان و امید داشته باشیم نتایج پایدار و عالی تری میگیریم استاد من تا به حال کسی رو مثل شما انقدر توحیدی ندیدیم و واقعا نتایج پایدار وعالیتون هم داره این توحیدی بودنتون رو فریاد میزنه خداوند هدایتم کنه تا من هم بتونم توحید رو در عمل نشون بدم امین یا رب العالمین

    فایلهای توحید درعمل توحید عملی بی نظیرند برای درک بهتر توحید و قدرت ندادن به هیچ کس و هیچ چیز که به صورت هدیه سخاوتمندانه در اختیار ما گذاشتید استاد و مریم عزیزم عاااااشقتونم خدایا عاشقتم که عاشقمی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 27 رای:
  3. -
    آسیه رمضانی گفته:
    مدت عضویت: 2569 روز

    ‎ بدِ مرا تو به خوب خودت بدل کردی

    ‎به وعده‌های خودت بارها عمل کردی

    ‎حقیر بودم اما تو زود نام مرا

    ‎بزرگ کردی و آوازه محل کردی

    ‎به هر که رو زده بودم مرا معطل کرد

    ‎ولی تو مشکل من را چه زود حل کردی

    ‎فرار کردم و با اضطراب برگشتم

    به محض اینکه رسیدم مرا بغل کردی

    سلام به استاد عزیز و جانم

    و خانم شایسته دوست داشتنی و بهشتی

    یه جا خونده بودم ؛

    خداوند در سوره توحید ، خود را به یگانگی در ذات توصیف کرده: «قُل هُوَ اللّهُ اَحَد»

    و سپس خود را تنها مرجع برآورده کردن همه ی نیازمندی های مخلوقاتِ هستی معرفى کرده است: «اَللّهُ الصَّمَد».

    در ادامه ی سوره، هر گونه نقص و شبیه و داشتن جزء و به وجود آمدن از موجودی دیگر را از خود نفى کرده و می فرماید: «لَمْ یلِدْ وَلَمْ یولَدْ»

    و در پایان سوره، خود را از داشتن هر گونه شریک و همتاایی مُبرّا معرفی می نماید: «وَلَمْ یکنْ لَهُ کفُوًا أَحَدٌ».

    این سوره به تنهایی مفهوم توحید و یگانگی را به دوش میکشد .

    اصل توحید، مرز میان ایمان و کفر است.

    رابطه انسان با خدا ، نخستین و مهم‏ترین روابطه است

    استاد عزیزم من عاشق ایه إیّاک‌َ نَعبُدُ وَ إِیّاک‌َ نَستَعِین‌ُ هستم ، یه جورایی برای من مث ذکر میمونه و هر وقت میگم اصلا قلبم باز میشه .

    ‎خدایا تو سکان دار زندگی من هستی. پس از هیچ چیز هراسی ندارم و می‌دانم که تو از بنده‌ات مراقبت می‌کنی.

    ‎خدایا تو نگهبان زندگی من هستی. پس می‌دانم هیچ خطری مرا تهدید نمی‌کند جز آنکه خود از راه تو دور شوم.

    ‎خدایا تو خالق زندگی من هستی. پس توفیقی بده که در دلم هیچ چیز جز تو را راه ندهم و جز به خوبی از تو یاد نکنم.

    ‎خدایا تو هدف زندگی من هستی. پس مرا در راه رسیدن به عشق الهی‌ات یاری ده تا جز تو هیچ نخواهم.

    استاد قشنگ و رویایی من

    ازت دنیا دنیا دنیا سپاسگزارم بابت این فایل ها که باعث استمرار ما در مسیر توحید و سپاسگزاری و ایمان و توکل میشود .

    من هنوز فایل رو‌ در قالب پروژه گوش ندادم و صرفا کامنت رو از روی اسم فایل نوشتم

    خانم شایسته عزیز دلم ، ازت ممنونم بابت این پروژه و این آگاهی ها

    خداوند خیر دنیا و آخرت رو نصیب شما کند .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  4. -
    ساناز گفته:
    مدت عضویت: 1590 روز

    به نام خدای معجزه ها

    سلام به استاد عشق ناب و خانم مریم زیبا و مهربون

    و سلام به همه هم فرکانسی های عزیز

    خدایا هزاران بار شکرت بابت ی فرصت دوباره نوشتن

    خدایا هزاران بار شکرت بابت آگاهی های ناب و فوق العاده این فایل

    این فایل به تنهایی هزاران درس رو داره تشریح میکنه و حتی میتونه به تنهایی هزاران باور رو بسازه و هزاران باور مخرب رو از ریشه دربیاره

    هر سوال مریم جان دنیایی از اگاهی رو داره دربر میگیره و هر جواب استاد به هر سوالی داره دنیا دنیا باور صحیح رو‌ ریشه ای توضیح میده

    خدایا هزاران بار شکرت

    خدایا شکرت بابت دوستانی که سوالات قشنگی پرسیدن

    خدایا شکرت بابت مریم زیبایی که زحمت پرسیدن رو کشیدن

    و خدایا شکرت بابت استاد دانایی که وقت گذاشتن و جواب دادن

    و حتی میشه گفت با جواب به این سوالات آگاهی فوق العاده ای رو نشر دادن

    خدایا شکرت بابت این همه نعمت های فوق العاده

    شاید ماها و یا هزاران افراد شبیه ما ته فکرشون این باشه که این قانون این مسیر یا این طرز فکر قانون جذب ی ترفندی هست یا تکنیکی که به هر سختی شده باید افکار و حس و حالمون رو خوب نگه داریم تا نتیجه بیاد

    در صورتی که چنین چیزی نیست

    همین مسیر همین قانون خودش پایه و اساس داره

    و مث بوجود اومدن هر چیزی در جهان هستی

    قطعا برای بدست اوردن نتایج باید پایه و اساس اون کاشته بشه و درک بشه

    این فایل میگه بابا جان وقتی بدونی کارکرد جهان هستی و خدا و قانون چیه

    دیگه سعی نمیکنی به زور خودتو خوب نگه داری

    دیگه پای منطق و فکت میاد وسط

    میگه وقتی بدونی خدا هیچ احساسی نداره و هیچ فرقی بین بنده هاش نمیزاره

    پس دیگه سعی نمیکنی به هر شرایطی شده بزنی تو سر خودت و از خدا ترحم بخری

    مث اینکه بچسبی به دیوار و بگی به من میوه بده

    خب دیوار میگه ادم حسابی میوه رو درخت میده

    مگه من اصلا درختم؟

    چجوری از خدا احساس و ترحم بخوایم وقتی هیچ احساس و ترحمی وجود نداره

    ی قانون ثابت برای همه در هر شرایطی

    و هر کسی طبق هر بخشی از قانون قدم برداره نتایج رو میگیره

    دقیقا همین مثال خیلی خیلی مقدس و طلایی دستگاه آبمیوه گیری

    اینقدر این مثال واضح و روشن و عیان هست و واقعا اگه کسی با این مثال نخواد این قانون رو درک کنه عملا به درک خودش داره توهین میکنه

    و قسمت خیلی خیلی زیبای این مثال

    فارغ از اینکه شما در گذشته یا حتی همین دو دقیقه پیش چه میوه ای دادین و ابمیوه گرفتین

    الان اگه سیب به دستگاه بدی قطعا آب سیب بهت میده

    همینقدر ساده و راحت

    شاید ی جمله ی ساده ای باشه اما دوست داشتم این مثال رو

    برای من نوعی که هی یویو وار دارم پیش میرم

    هی میزنم جاده خاکی

    خدایا هزاران بار شکرت بابت ی آگاهی دلنشین و جانانه

    خدایا هزاران بار شکرت بابت آرامش الانم

    خدایا هزاران بار شکرت برای باور فراوانی ام

    خدایا هزاران بار شکرت بابت حال خوب الانم

    خدایا هزاران بار شکرت بابت توکل و توحید این چند روزه ام

    خدایا هزاران بار شکرت بابت ارزشی که به خودم قائلم

    خدایا هزاران بار شکرت بابت رابطه عاطفی فوق العاده ام که سراسر عشق و احترام و علاقه هست

    خدایا هزاران بار شکرت که خودت به راحتی جنس به قیمت مناسب برام میفرستی و خودتم مشتری میشی و سود عالی بهم میرسونی

    خدایا هزاران بار شکرت که خدای منی و خدایی میکنی برای من

    خدایا هزاران بار شکرت

    خدایا هزاران بار شکرت

    خدایا هزاران بار شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  5. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2436 روز

    به نام فرمانروای آسمان ها و زمین، او که تمام قدرت کل گیتی در سیطره اوست

    سلام به استاد عزیز ومریم دوست داشتنی ام

    سلام به دوستان مسیر توحید و درک بهتر خود و جهان و خدای خود

    در ادامه سوال هایی که دوستان در فایل کوتاهی که استاد در اینستاگرام گفتن اگر سوالی دارید اونم سوالات خوب بپرسید تا در مسیر راه پاسخ بدهند پــس میریم سراغ سوال دوست عزیز بعدی…

    سوال پرسیده شده:

    شما باورهای توحیدی رو چطور ساختید؟

    پاسخ استاد:

    دوباره برای درک بهتر سوال استاد اول تکرار میکنند اینکه باورهای توحیدی رو چطور ساختید…بنظر من همه ی ما در قلب مون به خداوند ایمان دارم و خدا رو باور داریم، فارغ از هر دن و مذهب یا حتی شخصی که میگه خدا رو قبول ندارم

    برمیگردم به دوران نوجوانی ام کـه از اونجا شروع شدالبته شاید هم از قبل ترش،اما من اونجا رو لااقل یادم هست.

    استاد از دوران نوجوانی و اینکه خیلی بچه دعوایی و شری بودند میگفتند و اینکه در چه خانه و شرایطی زندگی میکردند و تربیت شدند. و اون ناراحتی های درونی رو با دعوا و ناراحتی میرختند بیرون چون ایشون یک آدم برون گرایی بودند.

    داستان اینکه هر وقت میخواست دعوا کنند با بچه محل هاشون یا دوستان اون زمان همیشه میگفتن بــرو جــلــو ما هـستـیم. بعد وقتی دعوا میشد غیب شون میزد.

    این الگو به شکل های مختلف تکرار شد و نتیجه ایی که استاد گرفتند این بود کــه: اگرمن روی آدم ها حساب کنم، حتما یک بلایی سرم میاد و حتما یک نتیجه معکوسی خواهم داشت

    اون موقع بحث روی خدا حساب کن نبود، بحث این بود که روی آدم ها حساب کـن یا روی آدم ها حساب نــکن.بعد اومدم توی اون دوره به نتیجه رسیدم که نباید روی آدم ها حساب باز کنم اگر حساب باز کنم پشتــم رو خالی میکنن.این فکرها مال دوره بچگی و نوجوانی 15 سالگی بود. ولــی همون به من یک کمکی کرد که یک سری درس ها بره تو وجودم و درس ها رو محکـم تر بگیرم.

    استاد مثال زدند که الان این ترکیب که وقتی میخوای یک کاری بکنی آدم ها میگن برو برو شروع کن رو من حساب کن بعد همون آدمی که گفته زودتر پشتت رو خالی میکنه بعد میگه اگر دو روز زودترمیگفتی پول داشتم کمک کنم الان ندارم.این اتفاق برای همه آشناست. یــواش یــواش من به این نتیجه رسیدم که باید روی خدا حساب کنم باید توکلم رو بذارم روی خدا. اونوقت یواش یواش با قران آشنا شدم بحث توحید و بحث اینکهخداوند چطور میتونه کمک کنه. اینکه تکیه ات فقط روی خدا باشه. ایــاک الـنعبد و ایــاک النستعیـن تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میــجوییـم انسان ها کمکت میکنند، انسانها دستان خداوند هستند.

    یک چیز جالب و شاید حق و انصاف این باشه که بدونیم شروع این تفکر و این اصطلاح با عنوان اینکه انسان ها دستان خدا هستند رو فردی به نام سید حسین عباسمنش توی ایران اولین بار بکار برد و جا انداخت. منم همینجا این واژه رو به شما نسبت میدم استاد شما پدر ایدئولوژی ناب ابراهیمی و ترکیب اون با قانون جذب ومسائل موفقیتی هستید و در یک کلام پــدر توحید عملی و نگرش توحیدی هستید. شما بهتر از هرکسی در ایران اصطلاح دستان خداوند رو در ادبیات و سخنرانی هاتون باب کردید و به این درک رو دادید که خدا روی زمین هزاران هزار دست داره یعنی چی…نگرشی که خدا رو اصلا شبیه یک انسان نبینیم اما با این اصطلاح عامیانه که خداوند هزاران دست داره برای کمک کردن به ما ولی اصلا انسان نیست و صفات انسانی و مادی نداره. اما اون روی زمین هزاران دست داره که به ما خدمت میکنند کمک میکنند اما نکته اینجاست که در اصل همه ی این ها نمایندگان خدا هستند و اونــو که داره همـه ی کارها رو داره انجام میده.

    استاد درسته جدیدا خیلی از این اصطلاح استفاده میکنند و منم شخصا جدیدا فکر میکنم همه یکجورایی شاگرد شما هستند.با بعضی ها که حرف رو به سمت سایت و شما کشوندم میدیدم که نه اصلا اسم شما رو نمیشناسند اما حرف ها و نگرش اون ها بوی نگرش و نظام فکری شما رو میده. بعد اد گرفتم اصلا توجه نکنم به اینکه طرف استادش کیه یا از کجا این حرف ها یا اصطلاحات رو میدونه. من باید به حدی برسم که نتایجم نشون بده و با افتخار بگم من شاگرد خـلف استاد سیدحسین عباسمنش هستم.بنظرم هم خوبه هم بده. چون بدون اینکه اسم شما رو بدونن تفکر داره جاری میشه بده چون یکسری سودجــو فقط با تبلغات و شعــاف تو بوق کرنا کردند و اسم اونا دیده میشه نه تلاش ها و تفکر شما. اما میخوام اینو بگم شما که قطعا براتون همیشه اصل مهم بوده پس اصل صداقت و پاکی و مسیر درسته این جنگولک بازی ها و شعاف ها ودیده شدن ها فرعیات دنیای مادی هستند پس منم به عنوان شاگرد شما جایی که بشه میگم جایی که جاش نیست اصلا حرفی نمیزنم بذار ملت تو گمراهی حرف های قشنگ شنیدن صرف بمونند و فکر کنند فلانی ها مبدع بودند یا …

    بریم سراغ اصل و یادگرفتن ومرور آگاهی ها و درک اونا و عمل به اونها

    این دست خدا به شکل های مختلف میتونه بیاد.به شکل یک ایده، به شکل یک دوست یا آشنا یا به شکل یک آدم غریبه تر یا آشناتر امــا باید توکـل مون روی خداوند باشه. هـــرچند که از انسان ها تشکرمیکنیم. حتی اگر انسان ها یک قدم کوچیک برام بردارند ازشون تشکر میکنم تحسین شون میکنم. امــا اینو میدونم که خداوند هست که داره کارها رو انجام میده. وقتی ادم توکلش به خداوند باشه میدونه از یکجایی یکجوریی یکسری اتفاقات براش می افته.یکسری دست ها میاد کمکش میکنه بعــد فقط روی یک آدم خاص حساب نمیکنه میدونه که خداوند هست که این کارها رو میکنه.

    وقتی روی کسی غیر خدا حساب کنیم حتما زمین میخوریم حتما. این قانون خداونده.

    درباره توحید در فایل های مختلف زیادی صحبت کردم.

    نگاه مردم ایران بیشتر روی بحث شفاعت و واسطه داشتن هست. این باور خیلی شرک آلود بود.

    همه خدا بودند امامه خدا بود رییس خدا بود، وزیر خدا بود فقط خــدا خدا نبود.منم نمیدونم الان تو ایران دقیقا چطوری هستند اما بنظرم هنوز این دیدگاه هست. خوشبختانه تلویزیون نداریمو با یکسری دوستان و ادم ها یا ارتباط نداریم یا ارتباطمون خیلی کم شده و یادمه اونا مسر بودن به بحث شفاعت که منم یادمه فقط سکوت کردم.

    ممنون مریم جان برای معرفی هات و تسلط عالیت روی سایت.

    ممنون برای این دسته بندی ها و کلیدهایی که ایجاد کردی.

    ممنون که هربار به کلیدها اضافه میشه ومن لذت میبرم.

    ممنون از استاد عزیز که اینقدر عالی پیش رفتید که الان من میتونم بگم پدر تفکر توحید عملی و نگرش توحیدی هستید واقعا سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 31 رای:
  6. -
    طیبه مرادی گفته:
    مدت عضویت: 3267 روز

    به نام خدای که همین نزدیکی ست

    سلام استاد عزیز و خوشتیپ و خوش هیکل

    سلام رفیق خوش سیما و خوش اندام و زیبای استاد خانم شایسته جانم 💓💓😍😍😍😍😍😍😍

    خدارو صد هزار مرتبه شکر بخاطر اینکه هستید و اینکه بودنتون رزق بغیر الحساب رب العالمین هست.

    خیلی دوستتون دارم 😍😍😍😍💓💓💓💓

    هر بار که شما رو میبینم قلبم تپش میکنه از عشق انگار عشق بیشتری وارد جریان خون و روحم میشه.

    بخدا هر بار که نگاهتون میکنم موجی از خدا و عشق و خوبیو ثروت حال خوب و زیباییی بسمتم میاد.

    الان یهو حسم منو کشوند اینجا و خواستم قسمت جدید فایل سفر به دور امریکا رو ببینم هدایت شدم به این فایل که از روی عکس کاور دلم طاقت نیاورد و منو کشوند به دیدنش.

    چقدر خوش اندام تر شدین خداییی همه جوره عشقین. خانم شایسته ی عزیزم وتا دیدم با این استایل کلی تحسین کردم و من جقدر با خانم شایسته با صلح و فرکانسی که داره ارتباط برقرار میکنم.

    اول فایله اینقدر ذوق داشتم عین بچه ها فقط شروع کردم تحسین کردن شما. از ماشینی که بدون دست رانندگی میکنید و حر ف میزدین استاد و این تسلط تون رو و راحتی شما رو تحسین میکنم اون حس عزت نفس شما توی صحبت کردن توی سوار این خودروی یک و لوکس و باکیفیت رو تحسین میکنم.

    اون هیکل های خوش فرم شما رو تحسین میکنم چقدر ماشالله هزار ماشالله جوان تر میشین هر روز 💋💋💋💋💋💋😍😍😍😍😍✌💎💎💎💎💎💎💎

    جاده ی قشنگ و زیبای که توش دارین حرکت میکنید و تحسین میکنم.

    قاب گوشی زیبای خانم شایسته رو تحسین میکنم عین دل و وجود عزیز ش رنگین کمانی و زیباس 😍😍😍😍😍😍😍😍🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹💚💚💚💚

    اون استایل قشنگ هاتون رو تحسین میکنم اخه اون عینک آفتابی تو استاد عشقه 😍😍😍😍😍😍🌹🌹🌹🌹💚💚💚💚

    یه صورت زیبای خانمی عزیز رو تحسین میکنم صورت صاف و زیباتو عشقه اون نوری که میخورد دلبری میکرد و برق میزد.😍😍😍😍😍😍😍💋💋💋💋✌

    اون ماشین فورد خووووشگل و با کیفیت و لاکچری تون رو تحسین میکنم بابا استاد پُز بدم باهات هم کمه که بگم شاگرد همچنین استاد لاکچری هستم 😎😍😍💚💚💚💎💓عاشقتم عزیزدلم

    چقدر این احترام به قوانین رانندگی رو در شما دوس دارم که با بستن کمربندتون امنیت بیشتر رو در سفر و رانندگی به خودتون هدیه میدین. 🙏🙏🙏🙏🙏🌱✌

    موهای شرابی خانم شایسته با اون استایل وحالت زیباشوهمیشه دوس دارم و تحسین میکنم. استاد بارهاااا عزیز دلت حواس منو پرت کرد و من بارهاااااا با عشق به خانم شایسته فقط نگاه میکردم و عشق میکردم از دیدنش 😘😘😘😘😘😘😘😘😘😁😁

    خدایا شکرت 🙏🙏🙏🙏🙏💚💚💚💚

    و این سوال که پرسیده شد در مورد اذا سالک عبادی دوباره بهم اصل رو یاد آور شد.

    بینهایت سپاسگزاری کنم از خانم شایسته ی عشق جون که اون مقالات راهکار برای مسائل شما رو در پاسخ به سوالات پر تکرار دوستان داده که من هر بار خدا شاهده سراغ این مقالات میرم و هی تکرار و تکرارشون میکنم بهم کلی ایمان میده و درک درست از قانون رو و لذت بخش ترین لحظه هام مرور این اگاهی های با قلم خداییی و زیبا و آگاهی بخش خانم شایسته هست خدا قوت بی نهایت سپاسگزارم عزیزدلم 😘😘😘😘😘💓💓💓🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓

    و جواب خدای درون استادو مثال هاش منو یاد روزی انداخت که فهمیدم خدا بهم نزدیکه یعنی این حس نزدیکی رو از قبل تر هم دریافت کرده بودم ولی اینکه بفهمم قسمتی از خود این سیستم و انرژیم تحول بسیار زیادی توی نگاه من به خدا و خودم و جهانش انداخت.

    یعنی میخوام بگم که اگه ما بتونیم همواره و همیشه با خودمون تکرار کنیم که نیرویی در درون منه که با منه و جواب همه چیز رو میدونه و من ازش سوال یا همون درخواست رو انجام بدم و ایمان داشته باشم بهم پاسخ میده در دل مسیر حرکتم بخدا به چیزهای میرسونه ما رو که شما رو رسونده و خیلی ها رسونده.

    بقول شما خیلیا بخاطر اون ورودی های که دارن و چسبیدن به اون اعتقاد درهای هدایت بسمت خوشبختی و درک حقیقت رو بستن.

    و من خیلی سپاسگزار خدام که هدایتم میکنه هر روز مشتاق تر میکنه تا بتونم این مسیر زیبای درک قوانین خدا وسیستمی بودن شو بیام و نتایج مو بهتر کنم و دیدم تمام سوء برداشت های من فقط و فقط بخاطر عدم درک قوانین و عدم درک نگاه سیستمی داشتن به خداونده.

    و بارها بقول از مسیر خارج میشی چنان گوشِ تو سفت میپیچونه که یادت باشه قانون چیه!!!! و من وقتی دقیق تر شدم به خودم فهمیدم این اون نگاهی که باید در خودم پرورش بدم و اصلا جز حقیقت وجودی منه که خدای خودم و ماهیت خودم و جهان رو بشناسم و باهاش همراه و هماهنگ بشم باور به همین حقیقته.

    از همون لحظه که فهمیدم خدا بهم خیر و شر رو الهام میکنه دقیق تر شدم و دنبال نشانه های هدایتش میگردم خیلی خوب تر از دیروز هام شدم و این مسیر درک و شناخت این نیرو قدرتو سیستم مثل حرکت در دل مسیری بی انتهاس.

    استاد یه خبر خوب 😘😘😘😘😘😘😍😍😍😍😍

    استاد جون قربون خودت و گوهرهای درونیت که با هدایت بسمت اموزه های دروه ی عزت نفس خیلی ها رو بیدار کردی تا دوباره ارزش های خودشون رو بشناسن و توجه کنند روی خوبیها و زیبای هاشون و لیاقت ها و ارزش های خودشون بشناسن.

    حالا خبرخوب از اثرات همون دوره عزت نفس اینکه من اینقدر دست خط زیباییی دارم و همیشه از بچگی توجه من روی این خط زیبام بود و وقتی توی دوره ی عزت نفس شرکت کردم این توجه بیشتر شد و باعث شد بنویسم و تحسین کنم.این باعث شد به لطف خدا هدایت بشم و از روی دست خط من فونت طراحی بشه و از جایی بسیار راحت و ساده و اسان به این امر هدایت شدم.و همین فونت باعث تغییرات بسیار خوب و زیبا و پیشرفت در جهان میشه.😍😍😍😍💓💓💓💓💓

    به خودم قول دادم هر بار که نتایجم پایدار تر بشه بیام برات بنویسم عزیزززز دلم 😘😘😘😘😘😍😍😍😍😍🙏🙏و از شما و از تیم شما از خدای بزرگمممم سپاسگزاری مو بحا بیارم.

    این فایل دوباره تحولی در درون من ایجاد کرد همینکه به شما نگاه کردم عین موفقیته برام 💓💓💓💓💓💓💓💓💓

    دوستتون دارم هر جا هستید در پناه الله یکتا سلامت شااااد پر عشق پر روزی پر از زیباییی و فراوانیییییییی باشید 💋💋💋💋💋💋💋🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای:
  7. -
    بهار بختیاری گفته:
    مدت عضویت: 1947 روز

    به نام او که هر چه دارم و هر چه هستم از اوست.

    خدای یگانه و بی همتا، او که رب العالمین است.

    او که تمام آسمان ها و زمین و هر آنچه ما بین آنهاست را به تسخیر من، بهاره، در آورده است.

    استاد جانم سلام

    خانم شایسته ی عزیزم سلام

    سلام به تو دوست من که دستت را در دست خدا گذاشتی و به امید یک نشانه به این جا کشیده شدی.

    «سیستمی بودن خدا» چیزی که من اولین بار اینجا شنیدم و در این سایت هم سعی کردم یاد بگیرم.

    اعتراف میکنم بعد از نشستن پای دسته بندی توحیدی و کار کردن روی آن دسته، بهتر یاد گرفتم.

    خدا را شکر من خانواده ی مذهبی ای نداشتم و خیلی حرف خدا و پیغمبر و امام در خانه مان نبود. مذهب را همان در مدرسه و جامعه و محرم و رمضان می‌دیدم ولی همانها هم کار خودشان را میکنند.

    در نهایت با تمام باورهای مذهبی ام به اینجا دعوت شدم و رفته رفته درک بهتری از خداوند، این انرژی بی انتها دریافت کردم و هنوز در حال بهبودم.

    ولی چیزی که مرا آورد به این فایل، ترکیب جادویی موضوع و سخنان این فایل، جمله ی خانم شایسته ی عزیز در آخرین قسمت زندگی در بهشت که به نعمت همیشگی آب گفتند:« آب، نعمتی که نامرئی شده بود» و سفر دیروزم به شهر قونیه، شهر مولانا بود.

    مگر میشود در ترکیه زندگی کرد و بیشتر شهرهایش را گشته باشی و به قونیه، شهر مولانا نروی.

    آرزویش را داشتم و به لطف آزادی مالی ام، آزادی زمانی، برای خودم به یاری خداوند آزادی مکانی رقم زدم و به سمت قونیه حرکت کردم.

    ترجیح دادم با ماشین خودم نروم و از قطار سریع‌السیر استفاده کنم.

    این ماشین هم رزق خداوندم بود بر من، ماشینِ او بود که در این چند صباح زندگی ام در نقطه ی جغرافیایی ترکیه به نام من زد. من هم با احساس لیاقت و سپاسگزاری پذیرفتم و سعی کردم با گشتن و استفاده کردنش در راه شناخت دنیا و خودم ازش به خوبی استفاده کنم.

    ولی نکته ی جالب ماجرا زمانی شروع شد که من به قونیه رسیدم. شهری متضاد استانبول.

    استانبول

    شلوغ

    پر هیجان

    پر از امکانات

    پر از نشانه های ثروت

    آزاد در پوشش

    آزاد در افکار

    تنوع فراوان در نژادهای انسانی

    فراوان جای دیدنی

    پر از رستوران

    و

    و

    و

    و قونیه خیلی متفاوت.

    آنجا بود که به خودم آمدم که بهار نعمت زندگی در استانبول برایت نامرئی شده.

    به خودم آمدم که خداوند از این همه شهر در دنیا، دست مرا گرفت و آورد در استانبول

    تنها شهر دنیا که هم در قاره ی آسیاست و هم در قاره اروپا

    شهری که مقام اول مقصد توریستی دنیا را از آن خود میکند.

    شهری که از هر طرف به دریا و فراوانی آب ختم میشود.

    اصلا مرز جدایی بین آسیا و اروپا در این شهر دریای مرمره است.

    آب و هوای تمیز

    فراوانی خوراکی

    فراوانی تفریح

    فراوانی موقعیت

    فراوانی ثروت

    فراوانی نژاد

    فراوانی کسب و کار

    و هزاران فراوانی دیگه

    اصلا به قول خود ترک ها، خاکش پر برکت است.

    یک آن دلم برای محله مان پر کشید.

    کوچه ی پر از ثروت مان

    همسایگان محترم و درستکار مان

    دوستانم

    همکارانم

    درختان همیشه سبز محله مان

    و منظره ی بی نظیر دریا از خانه مان، که همیشه بدون استثنا چند کشتی باری نیز در این منظره سکنی گزیده اند.

    و حیاط خانه مان

    جایی که درخت نارنج و آلو و انار و سیب و زیتون سیاه و شاه توت دارد.

    رسماً در بهشتم.

    چقدر به این کنتراست قونیه و استانبول نیاز داشتم تا نعمت نامرئی محل زندگی ام بر من آشکار شود.

    زمانی که در قونیه بودم، در زمان سفر کردم و به حدود ده سال پیش رفتم. زمانی که در هشتگرد زندگی میکردم و هر روز با مترو به تهران می آمدم و دغدغه ام در مترو این بود که جایی پیدا کنم که بنشینم که این مسافت طولانی را راحت باشم و گاهی که جایی برای نشستن پیدا میکردم حتی شده باشد روی زمین، خشنود بودم و الان من سوار بر ماشین تویوتای خودم به هر کجا بخواهم میروم. عزتمندانه و ثروتمندانه.

    چقدر ثروت معنوی و خواستنی و تمیز و ارزشمند است.

    اگز به بازه ی ده ساله ی زندگی ام فکر کنم انگار از یک فقیر به یک پادشاه تبدیل شده ام و چقدر این نعمت هم نامرئی شده بود.

    الان در استانبول کسب و کار خودم را دارم و دائم تو فکر بهبود دادن آن هستم.

    در حال تجربه کردن خودم هستم.

    آری قونیه زیبا بود و مزار مولانا برایم این همه رزق داشت. اصلا این مرد کلامش و خودش پر از برکت است.

    دور تا دور محل مزارش، پر بود از مغازه و دکان که در حال فروش سوغاتی بودند. چیزی شبیه بازار دم حرم امام رضا. سوغاتی قونیه آب نبات قیچی بود و در داخل مزار مولانا پر بود از نوشته های فارسی. آدم ها در کنار مزار مولانا به راز و نیاز و دعا مشغول بودند و من آنجا انگار به تکه ای از ایران در خاک ترکیه سفر کرده بودم.

    آری خیلی از افراد هستند که برکت وجودشان منحصر به زمان زندگی آنها در دنیا نمیشود، آنها بعد از مرگشان هم زنده هستند. مولانا و تفکراتش و راهش و مسلکش هنوز زنده و پا بر جاست و هستند فراوان انسان‌هایی که راه تو و مسلک تو مورد پسند آنهاست و فارغ از زمان و مکان دنبال روی تو خواهند شد.

    خداوندا از تو سپاسگزارم که همت کم مرا زیاد دیدی و‌ از فقر و نادانی به سوی نعمت و نور هدایت کردی.

    خدایا دستم را بگیر و پایم را در مسیر درست قرار بده، همانا تو هادی و وهابی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای:
    • -
      لیلی اسفندیاری گفته:
      مدت عضویت: 2134 روز

      سلام به دوست عزیزم

      من عاشق اسم بهار هستم . خیلی اسمتون زیباست .

      چقدر مقایسه زندگی تون در یک بازه ده ساله برای من دلچسب و ملموس بود .

      به جان و روحم نشست بانو . سپاسگزارم .

      دقیقا چنین مقایسه ای رو میتونم الان در زندگی خودم داشته باشم . زمان هایی که با اتوبوس تو شلوغی شهر و آدمها و رفت و آمد میکردم با مادر و خواهرم که همیشه باری روی دوشم بودن و الان که با ماشین شخصی بسیار خوش استایل و راحتم هر جا دلم بخواد رفت و آمد میکنم . مامان البته همچنان همونطوره با همون طرز فکر ولی خودم اونقدرررررررر زیاد اونقدرررررررر زیاد شخصیتم تغییر کرده که دیگه خواهر و برادرم رو باری روی دوشم نمی دونم و دارم با لذت تلاش می‌کنم برای یک زندگی بهتر از این که الان دارم در آینده ای خیلی نزدیک .

      ساکن ایرانم و شهر کرج که اینجا رو به شدت دوست دارم . موقعیت اجتماعی و اقتصادی خیلی تاپی دارم و زندگی ام از هر جهت داره بهتر و بهتر میشه به لطف خدا و آموزشهای استاد و تلاش خودم .

      خیلی جالبه اصلا چند روزی مرتب داره شرایط مقایسه وضع حال حاضرم با گذشته خودم پیش میاد . کامنت شما خیلی برام نشانه ملموسی بود بهار جان .

      امیدوارم در زیبایی‌های استانبول بیشتر غرق بشید و لذت ببرید .

      به خدای مهربان قدرتمندم می سپارمتون .

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
      • -
        بهار بختیاری گفته:
        مدت عضویت: 1947 روز

        لیلی جان زیبای من سلام

        دختر چقدر تو بی نظیر و درستکاری

        چقدر صادق و بزرگواری

        احسنت به تو و تمام زیبایی هایی که در درونت جمع شده.

        لیلی جان چقدر تحسین میکنم پیشرفت های شما را

        ماشین ارزشمند و مرکب الهی ات را

        نوش جانت دختر

        الهی که زندگی ات پر باشه از این مرکب های الهی

        چقدر لذت بردم که در جواب کامنت من از موفقیت هایت گفتی.

        برایم لذت بخش ترین کار دنیا، خواندن و دانستن موفقیت دوستانم و نزدیکانم هستم.

        حریم و تشنه ام به موفقیت

        چقدر لذت بردم که گفتی:« موقعیت اجتماعی و اقتصادی خیلی تاپی دارم.»

        دلم ضعف رفت برای این توصیف.

        الهی که خداوند از خزانه ی غیبِ بی انتهایش برای تو عشق، ثروت، شادی، سلامتی، خوشبختی بباراند و بباراند.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
        • -
          لیلی اسفندیاری گفته:
          مدت عضویت: 2134 روز

          بهار زیبا دوست عزیزم

          بسیار بسیار ممنونم از تعریف های دلنشین قشنگتون بانو

          این کامنتتون هم خیلیییی به جان و روحم نشست و لذت بردم .

          چه نکته طلایی بهم یاد دادید :

          لذت بخش ترین کار دنیا خوندن موفقیت دوستانمون هست .

          بله درسته این یه روش عالی برای جذب اون موفقیتها به زندگی مون هست به جای مقایسه کردن و …

          من خوشحالم خیلی خوشحالم که اینجا با خانمهایی آشنا میشم که اینقدرررررررر زیاد توحیدی و سالم و نیک رفتار می‌کنن و من ازشون یاد میگیرم .

          ازتون یاد میگیرم بهار جان .

          خوشحالم خیلی خوشحالم بعد از اونهمه سختی و تلخی و تضاد که خودم ایجاد کرده بودم در روابطم و چک و لگدش رو هم خوردم الان فقط آدمهای سالم و توحیدی دوستام هستن .

          باور کنید حتی با اینکه به اون افراد قبلی فاصله فیزیکی خاصی ندارم ولی اصلا هیچ ارتباطی دیگه بینمون نیست. به خودشون جرات نمیدن حتی بهم یه پیام ساده بدن چون من اونقدرررررر عوض شدم و تغییر کردم که فقط رفتارهای سالم رو جذب میکنم . فقط .

          نوش جانتون فراوانی های بی‌نظیر استانبول . مجدد کامنت شما رو خوندم و از بهشتی که توصیف کردید لذت بردم .

          به امید دیدار روی ماهتون در زمان و مکان الهی . تشکر از دعای خیلییییی زیباتون در پایان کامنت .کاملا فرکانسش رو دریافت کردم .

          به خدای مهربان قدرتمندم می سپارمتون

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    مریم احدی گفته:
    مدت عضویت: 1279 روز

    سلام استاد عزیزم ،امروز از مدار خارج شده بودم به خاطر اینکه نگاه توحیدی نسبت به موضوعی نداشتم ویکم حالم گرفته بود،امروز هدایت شدم سمت این فایل تا نزارم این احساس منفی کل روزمو خراب کنه،صحبت ازنزدیک بودن خدا به ما صحبت کرده اینکه چی میشه. حس نزدیک بودن به خدا رو فراموش میکنیم،چون شیطان هم منتظره تا مارو گمراه کنه،ولی بنده های واقعی رو نمیتونه من ادعایی ندارم که بنده عالی هستم ولی امروز متوجه شدم چرااین اتفاقات برام پیش میاد ،امروز فهمیدم نباید به کسی غیر او درخواست کنم تحت هر شرایطی که هستم،امروز یاد این داستان یوسف در قرآن افتادم که توی زندان ازکسی درخواست کمک کرد و بیشتر توی اون شرایط گیر افتاد،خدا با ما داره صحبت میکنه به همین واضحی وروشنی وبه قول استاد قوانین بدون تغییر خداوند همیشه وهمیشه درسته واگر این کارو انجام بدم نتیجه ش میشه حس منفی وبدی که توش هستم،قبلا ک نمیدونستم چرا وازکجا دارم میخورم بایک اشتباه تو احساس بد میموندم وهمین جوری بد میاوردم امروز من آگاه شدم از نحوه کارکرد جهان و سیستم اون که کاملآ هوشمنده وخیلی سریع به رفتارهای ما واکنش نشون میده ،خدا روشاکرم برای این درک که با صحبتهای روشن وصریح استاد از آیه های نور ،به آگاهی رسیدم گرچه این مرحله از زندگیم ولحظه مو بانا اگاهی خراب کردم ولی میدونم فرصت زیاده وخدا بازهم بهم فرصت میده تا ایمانمو بهش بیشتر کنم استاد ومریم عزیزم عاشقتونم هر لحظه اززندگی درسه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 29 رای:
  9. -
    Ayda Zinati گفته:
    مدت عضویت: 1759 روز

    وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ ۖ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ۖ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ

    -و چون بندگان من از تو پرسند، (بدانند که) من به آنها نزدیکم، هرگاه کسی مرا خواند دعای او را اجابت میکنم(در هر لحظه). پس باید دعوت مرا بپذیرند و به من بگروند، باشد که (به سعادت) راه یابند.

    تنها آیه ای که خداوند درمورد سوالی صحبت میکنه که تابحال پرسیده نشده در واقع میگه اگر از تو درباره ی من پرسیدند

    توی این آیه کاملا رابطه ی دوسویه ما با خداوند مشخص شده و میگه اگر من رو بپذیرند منم پاسخ میدم بهشون که اگر اینطور بشه راهشون رو پیدا میکنن

    که این رابطه دو طرفه قوانین خاص خودش رو داره

    یعنی درخواست کردنه اینطور نیست که زبانی درخواست کنی و خدا بگه چشم چرا؟

    چون خداوند انسان نیست!!

    پس خداوند چیه؟

    ۞ اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاهٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ ۖ الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَهٍ ۖ الزُّجَاجَهُ کَأَنَّهَا کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِنْ شَجَرَهٍ مُبَارَکَهٍ زَیْتُونَهٍ لَا شَرْقِیَّهٍ وَلَا غَرْبِیَّهٍ یَکَادُ زَیْتُهَا یُضِیءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ ۚ نُورٌ عَلَىٰ نُورٍ ۗ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشَاءُ ۚ وَیَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ ۗ وَاللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ

    نکته:خداوند نور آسمانها و زمین است و یه حرف جالب دیگه که توی این آیه زده شده اینه که خداوند این مثالهارو برای مردم میزنه و خداوند بر همه چیز داناست!

    هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ ۖ وَهُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ

    خداوند همه چیزه و در واقع توی آیاتش داره میگه من همه چیزم

    همجا هستم

    برای بندگان مومن بخشنده و مهربان

    برای مشرکان منتقم و عذاب دهنده

    پس رفتار سیستمی خدا مشخصه که میشه اون رو به ورودی و خروجی تشبیهش کرد

    استاد شما مثال آبمیوه گیری رو زدین امکان نداره ما توی آبمیوه گیری هویج بریزیم ولی آب پرتقال بهمون بده…

    سیستمم همینه امکان نداره افکار منفی و اشتباه داشته باشی و یه زندگی خوب بهت بده

    امکان نداره ورودی تو منفی باشه اما خروجی که دریافت میکنی مثبت باشه

    یا حتی نمیشه ما توی دستگاه هویج بریزیم بعد التماس کنیم بگیم توروخدا آب پرتقال بهم بده من آب هویج نمیخوام

    حالا هرچقدم التماس و خواهش فایده نداره!!

    اون اینارو نمیفهمه چون سیستمش اونجوری تعبیه نشده

    آب پرتقال میخوای باید ورودیتو درست کنی تو باید با خواستت هماهنگ بشی

    خواستت با تو هماهنگ نمیشه!

    درخواست کردن از خداوند درخواست زبانی نیست درخواسته فرکانسیه یعنی باورهای درست درمورد خواستت بسازی و ارتباطت رو درست کنی

    اونوقته که خداوند پاسخ میدهد

    که گویای این جمله ی قشنگه:

    خداوند همه چیز میشود همه کس را به شرطِ ایمان

    وقتی من تغییر کنم رفتاره خداوند فقط با خوده من تغییر میکنه چون دنیای من دنیای منه و هرکس برای خودش فرکانس میفرسته

    و دقیقا بازم سیستمی بودن رو داره نشون میده نمیاد بگه عه حالا تو تغییر کردی خونوادت گناه دارن اونام زندگیشونو تغییر بدم نه اصلا!!!

    پس:

    فارغ ازینکه چه گذشته ای داشتی و چه ورودی دادی

    اگر پونصدبارم هویج دادی و آب هویج بهت داده یا حتی زهر دادی آب زهر بهت میداده اگر ورودیت رو تغییر بدی اینبار خروجی جدیدی رو دریافت میکنی!

    پس اگر من از سیستمی بودن جهان و خداوند اگاه باشم میدونم که اگر من تغییر کنم

    نتیجه سریع تغییر میکنه

    همون موقع نتایجش رو میبینی

    یا مثال رابطه ی کیبورد و کامپیوتر که وقتی N رو میزنی N و نشون میده

    حرفه دیگه ای رو نشون نمیده اصلا مسخره میشه و اتفاقا اصلنم منطقی نیست!

    من باورها،رفتارها،عادتها و افکارم رو تغییر میدم در واقع اینا همون ورودیه هستن

    حالا که بحثه سیستمی بودنه خداونده بحثه عدالت خداوندم هست

    که داشتید در مورد وحی صحبت میکردید

    که خداوند هفت بار قسم خورده که ما خوب و بد شمارو بهتون الهام میکنیم…

    فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا

    که این آیه نزدیک بودن خداوند رو ثابت میکنه

    استاد چقدر قشنگ گفتین

    ورودی بد بدی خروجی بد دریافت میکنی

    ورودی خوب بودی خروجی خوب دریافت میکنی

    هیچ رحمیم در کار نیست

    و همین درک از قانون و خداوند باعث میشه همیشه حواسمون باشه چه ورودیهایی رو به ذهنمون میدیم و اتفاقا ادامه میدیم

    همین آگاهی اهرم رنج و لذت میسازه که مارو به طرف کنترل ورودیها میکشونه …

    چون دیگه میدونیم کسی قرار نیست بما رحم کنه

    هرچند که کسیکه بندگی خداوند رو میکنه

    شیطان بهش هیچ تسلطی نداره

    و خداوندم همجوره حامی بندگانش هست

    بندگی به معنی بنده ی حقیقی خداوند نه بندگی که به زبون میاریم در واقع همون اجرای توحید در عمل

    کسیکه در عمل بندگی خدارو میکنه

    بندگی رب و ارباب….

    خداوند اجابت میکنه درخواست کسیرو که بندگی خداوند رو میکنه

    و زیباییش اینه که من تصمیم گیرنده هستم که به کجا برم و چیکار کنم

    بندگی کنم یا بردگی؟

    بسازم یا ببازم؟

    وقتیکه که من تصمیم بگیرم که به کجا برسم اونوقت خداوندم همونو میخواد

    در واقع خدا پاسخش همراستای تصمیم منه راهه منه…

    عالی بود استاد عالی بود

    من خیلی احساساتی میشم وقتی اینقدر قشنگ درمورد آیات خدا صحبت میکنید واقعا سپاسگزارم❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 30 رای:
  10. -
    رضا زارعی گفته:
    مدت عضویت: 1306 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام به همگی عزیزانم

    واما فایل روز 127ام

    خدایا صدهزار مرتبه شکرت بابت آرامش و احساس خوبی که در همین لحظه دارم ،

    خدایا صدهزار مرتبه شکرت بابت روابط گرم و صمیمی که دارم با انسان های نازنین و انسانها همواره به من لطف دارن و همواره روح خداییشونو به من نشون میدن در هر حالتی ،

    خدایا سپاس گزارم بابت دوگوشی سالمم و بسته اینترنتی که بودن در این مکان زیبا رو برام فراهم کرده تا کامنت بنویسم و مرور کنم ، الهی که شکرت بابت هر لحظه ای که بیشتر به سمت اصل درتمام موارد حرکت میکنم ،

    خداوند یک سیستمه !!!!! خدا باورها و فرکانس های منه ،چه مثبت چه منفی ، قانونش اینه که ازمن حمایت می‌کنه و بدون دخالت در تصمیماتی منو به سمت کانون توجهم هدایت ودراون مسیر منو حمایت می‌کنه ، خدا نه خوبی میخواد نه بدی ، قرآن جمع سوالات پیغمبر از خداونده و در قرآن خداوند خودشو رحمان و رحیم و صاحب فضل عظیم معرفی نموده ،اما این هم جزو قوانین این سیستمه ، خداوند در قرآن میگه که خدا برا همه خوبی و نعمت و ثروت میخواد ، اما چرا پس اینطوری نیست و خیلی‌ها شاد و ثروتمند نیستن ؟؟؟چون خدا میخواد و نیت خدا اینه اونا که نمی‌خوان ،اونا باورندارن به این شکل و جوره دیگه ای به این منبع انرژی و خیر مطلق شکل میدن اونا آزادن حتی خداوندم حق دخالت و از خودش گرفته ،خدایااااا تو چقدر بزرگی ،

    معلم میخواد و کتکم بزنه نیتش خیره ولی خب دانش آموز که نمی‌خواد ،

    خداوند منو در مسیری که انتخاب میکنم هدااااایت میکند والسلام ، اون نیتش خیره اما برای کسانی که باورمیکنن نیتش خیره و درست می‌شناسنش وبه این پی میبرن که الله آسمانها و زمین و رب مطلق کیهان قدرت خلق زندگیشونو داده دست باورهاشون و قدرتی بهشون عطا کرده قدره قدرت خودش ، نگفته عذاب بکشید و بیل و کلنگ دست بگیرید گفته باور کنید و کانون توجهتونو کنترل کنید و سمت خودتونو انجام بدید بقیش بامن ، رضا درک می‌کنی اینو ؟؟؟؟ رضا بپذیر که تو آب سیب بخوای ،باید سیب بندازی تو آبمیوه گیری نه هویج ،الله اکبر چه مثالی ، رضا اگر تو هویج بندازی و چند هزار سالم عمرداشته باشی وهمش و رازو نیاز کنی و دخیل ببندی بازهم طبق ورودی که دادی آبمیوه گیری عمل می‌کنه بدون هیچ معجزه ای ،چون من ورودی اشتباه دادم ،سیستم که داره دقیق و بدون نقص عمل می‌کنه من فلش و پرکردم از فیلم اکشن مثلا انتظار دارم فیلم عاشقانه ببینم ،نه اون دستگاه که داره دقیق عمل می‌کنه طبق ورودی که بهش داده شده عالی عمل می‌کنه ،خب کی سمت خودشو انجام نداده؟؟یا اشتباه انجام داده؟؟؟من ، من باید اجابت کنم خداوند و به چه شکل ؟؟؟ به شکل تمرکز برنکات مثبت هر لحظه و هرچیزی ،به شکل تمرکز بر ویژگی های مثبت افراد ،به شکل تمرکز بر فراوانی ،به شکل تمرکز برروی زیباییها درهرلحظه و همین ها باعث میشه که ورودی خوب بدیم و وقتی ما ورودی خوب دادیم و سمت خودمونو عالی انجام دادیم نتایج عالی خواهد بود ،ما سیب انداختیم صددرصد آب سیب تحویل میگیریم و حتی میزان خوشمزگی اون آب سیب به ما بستگی داره در این حد دقیق چون ماییم که اختیار داریم سیب پرآب و شیرین بندازیم تو آبمیوه گیری یا سیب نارس ؟؟؟ و چقدر این ایده ی سیستمی بودن خداوند تمام شک و شبهه هارو ازبین برد برای من و دنیایی از سوالات بی جواب رو جواب داد و کم ترین موهبتش این بود که من پذیرفتم مسعولیت لحظه به لحظه زندگیمو و انگشت اشاره رو از عوامل بیرونی برداشتم و چرخوندم سمت خودم ،پس من خواستم ماهی مثال 30میلیون تومان درآمد درماهه ،خب میام روی باور فراوانی کار میکنم ،میام الگوهایی به ذهنم نشون میدم و تحسینتون میکنم که ماهی انقد درآمد دارن و به این شکل میرم تو مدارش و از اونجایی که ورودی های مناسبی دادم به سیستم در مورد این خواستم ،سیستم منو وارد مداری می‌کنه که خواستم اونجا هست و هر چقدر این فرکانس پایدارتر و بودن من در این مدار بیشتر ،به همون اندازه جهان شرایط ،افراد ،موقعیت هایی رو برام فراهم می‌کنه که من به خواستم میرسم ،خب تا کجا سمت من بود تو این خواسته؟؟؟تا جایی که گفتم با دادن ورودی خوب میرم تو مدارش و بعد در اون مدار به الهامات و ایده هایی که بهم گفته میشه عمل میکنم ،بقیش همش با اونه ،اصن به من ربطی نداره چگونگی ،من فقط باید بخوام و ورودی خوب بدم و باورهامو هم جهت با اون خواسته کنم و پامو از رو ترمز بردارم ،،بقیش به شکل دیوانه واری و از بی نهایت طریق از طریق هایی که به عقل من نمی‌رسه به من داده میشود و چی از این زیباتر ؟؟؟

    الهی صدهزار مرتبه شکرت ،

    خدایا کمکم کن همواره با ایمان و باور به خودم و توانایی هام و وتو ، با امید و اطمینان قلبی و آرامشم ،با توکلم و با احساس خوبم در هر لحظه من هم تورو اجابت کنم ،الهی آمین

    من تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری می‌جویم ،

    درپناه الله یکتا .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 30 رای: