مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟ - صفحه 5 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟
    609MB
    42 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟
    40MB
    42 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

627 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ارزو طلائی گفته:
    مدت عضویت: 1727 روز

    سلام استاد عزیز

    سلام خانم شایسته نازنین

    از وقتی سیستمی بودن خداوند را درک کردم خیلی به احساس آرامش رسیدم ،در واقع با ورود به این سایت و درک اینکه جهان چه شکلی کار می‌کنه باعث شد دیگه به زمین و زمان و دوست آشنا گیر ندم و بدونم،اگه بر اساس قانون رفتار کنم میتونم زندگی دلخواهمو داشته باشم که مهمترین آن برام آرامش بود.

    من از بچگی توی شرایطی بزرگ شدم که همیشه آدم خوبه بودم و همه کمکی به دیگران میکردم، اما موقع نیاز بازخوردهای خوب که نمی‌دیدم هیچ، بازخوردهای بدی هم می‌دیدم و شاید گاهی اوقات طلبکارم میشدند، این برای من خیلی خوب شد که دیگه روی آدمها حساب نکنم وچون شناخت درستی هم از خدا نداشتم روی خدا هم نمی‌تونستم حساب کنم، اما به لطف خدای مهربانم به این مسیر هدایت شدم و خداوند همه جوره کمکم کرده البته همیشه کمکهای خدا باهام بوده اما من نمی‌دیدم.

    چند سال قبل زمانی که میخواستم مهاجرت کنم از خدا کمک خواستم اما روی دوتا از دوستام هم حساب باز کردم گفتم اگه بی پول شدم از فلانی کمک می‌خوام و اگه احساس تنهایی کردم فلانی نزدیکمه و ازش می‌خوام همراهم بشه، خلاصه ما افتادیم توی شرایط بد مالی و احساس تنهایی این دوتا دوست کمک که نکردند هیچ طلبکار هم شدند ،حرف زدند در حالی که دوستم از قبل بارها بهم گفته بود چرا پول میخواستی به من نگفتی و ناراحت میشد که ازش نگرفتم اما وقتی موقع نیاز روش حساب باز کردم و ازش کمک خواستم ناراحت و عصبانی شد،که چرا منو خجالت زده می‌کنی چون من پول ندارم بهت بدم و حرفه‌ای دیگه، خلاصه با این تو گوشی ها به خودم آمدم و از خداوند کمک خواستم، خداوند هم از هزاران دستش هم کمک مالی بهم کرد آنهم با عشق و عزتمندانه و هم دوستان زیادی دورو اطرافم جمع شدند که دیگه احساس تنهایی نکردم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
  2. -
    محمد علیزاده گفته:
    مدت عضویت: 1778 روز

    به نام خدای مهربانم .

    سلام خدمت استاد عزیز توحیدی و خانم شایسته قوانینی و همه دوستانم .

    الهی شکرت یک روز دیگه در این جهان زیبای تو هستم و میتونم از قوانین جهان تو حرف بزنم الهی شکر .

    سیستمی بودن واکنش خداوند جهان هر چقدر من بتونم قوانین جهان را درک کنم به همان اندازه تونستم

    درک کنم سیستمی بودن خدا یعنی چی میخام اینو بگم در ابتدای مسیر درک جهان خیلی جمله سنگینی هست

    به کسی که در مدارش نیست بگیم خدا سیستم هست واکنش نشون میده با تغییرات تو

    اصلا طرف فکر میکنه توهم زدی واقعا نمیفهمه مثل خود من که وقتی اینو شنیدم با اینکه آشنایی داشتم و ترمزهای

    مذهبی نداشتم قابل هضم نبود به نظر شخصی من این فایلها برای هر کسی نیست نباید کسی که در مدارش

    نیست اینها را بشنود مثل این میمونه که من خودم کلاس پنجم ابتدایی هستم بیان کتابهای دانشگاه را بهم آموزش

    بدن خوب معلوم که درک نمیتونم بکنم اینم دقیقا مثل همینه کاش خانم شایسته عزیز یک مقطعی برای درک

    قوانین به صورت پله ای میذاشتن مخصوصا کسانی که تازه وارد سایت میشن نیان تو پروژه با کسانی که

    وسط ترم هستند همکلاس نشن اصلا جواب نمیده این بنده خداها مثل اوایل من هنگ میکنن نمیتونن درک

    کنن میزنن به در و دیوار واقعا یه فکری برای درک مدار دانشجوها میکردید استاد خیلی بهتر جواب میداد من به

    عنوان دانشجویی که از ابتدا این مسیر را با آزمون خطا طی کردم دیدگاه من این بود که گفتم شایدم هدایتی بود

    که اینجا گفته بشه انشااله که خیریتی دارد .

    درک امروزم از سیستمی بودن خداوند اینه که همه چی طبق قانونمندی جهان پیش میره یعنی من اگر از زیر

    چراغ دوربین راهنمایی رانندگی با سرعت بالای تابلو مجاز حرکت داشته باشم قطعا جریمه میشم و اصلا فرقی

    نداره برای دوربین قانون که آیا من خودم کسی هستم که این قانون را گذاشتم و یا یک شهروند معمولی هر کسی

    با هر دلیلی از زیر این دوربین با سرعت غیر مجاز حرکت کنه صد در صد جریمه میشه سیستم به این شکل

    طراحی شده عزیزم فرقی نمیکنه کس هستی چیکاره ای قانون سیستم برای همه یکی هست و استثنایی هم ندارد

    برای پیامبرش همین بوده که اگر طبق قانون جهان عمل نمیکرد مورد عذاب قرار میگرفت چون سیستم گذاشته

    خداوند و در مورد این سیستم یک کتابی به نام قران اورده که تمام قوانین راهنمایی رانندگی را توش با دقت بالا

    با منطق برات اورده مثالهایی فراوان برای درک و فهم من انسان اورده تا بدونم اگر از زیر دوربین رد بشم سرعتم

    زیاد بود جریمه میشم مشکل از سیستم نبوده که من اگر جریمه شدم مشکل از من بوده که فراموش کردم یا اصلا

    قوانین را مطالعه نکردم و همینجوری دارم تو جاده بگاز بگاز راه میرم بله جهان هم خداوند برای ما در تمام

    موضوعات قوانین را توضیح داده اصلی ترین قوانینی که اصل قانون هست و بدون تغییر هست را باید

    یاد بگیریم تا نسوزیم و سربلند تمام مراحل را با قبولی موفقیت پشت سر بگذاریم تا هم در این جهان و هم

    سرای آخرت سعادتمند باشیم در مقابل پروردگارمون که همیشه از رگ گردن به من نزدیکتر بوده و هست

    ما با خداوند یکی هستیم و همیشه در ما جاری است این ما هستیم که ارزش و لیاقت خودمان را در حد ارتباط

    با خداوند نمیدونیم باورهای ( مذهبی ) خدا عاشق منه منو دوست داره همیشه دستش تو دست منه هیچ وقت

    رهام نکرده و نمیکنه هرگز منو ترک نکرده و عاشقانه منو هدایت میکنه به راه راست راه انهایی که به انها نعمت داده

    این باورهایی بود که من در ابتدای اومدنم از استاد عزیزمون حفظ کرده بودم و مدام شب و روز تکرارش میکردم

    و خیلی بهم اعتماد و نیرو میداد و میدهد الهی شکرت برای قوانین درست وبدون ذره ای تغییر الهی شکرت

    استادان عزیزم دوستون دارم تا کامنت بعدی همه شما را به خدای بزرگ و مهربانم میسپارمتان .

    خدا نگهدارتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
    • -
      آوه پیری نژاد گفته:
      مدت عضویت: 3385 روز

      سلام داداش محمد عزیزم

      امیدوارم همیشه در بهترین حال باشی و نور خداوند تو ثانیه ثانیه زندگیت جاری باشه

      متن فوق العاده ارزشمند شما رو خوندم طی خوندن به این قسمت که رسیدم یه الهامی بهم شد گفتم اینجا به اشتراک بزارم

      《 ما با خداوند یکی هستیم و همیشه در ما جاری است این ما هستیم که ارزش و لیاقت خودمان را در حد ارتباط با خداوند نمیدونیم 》

      ●○ گفت : تو وجودت اون انرژی قدرتمند که اسمش و خدا میزارن یا هر چیزی وجود داره ، همون انرژی که جهان و خلق کرده و داره مدیریت میکنه

      این انرژی این سیستم سراسر ارزش و قدرت چطور تو برای خودت ارزش قائل نیستی

      وقتی همچین انرژی قدرتمندی رو تو وجودت داری چطور خودت و کوچیک و ضعیف میدونی در صورتی که این انرژی تو وجودت تنها قدرت جهان توانایی خلق هر چیزی رو داره

      الان که داشتم این و مینوشتم یه چیزی یادم افتاد اضافه میکنم اینجا

      چند وقت پیش داشتم به این فکر میکردم که اینهمه تکنولوژی این همه دستاورد انسان با قدرت خدا ساخته ولی هنوز بعد از این همه سال نتونسته یکی از نعمت هایی که خدا بهمون بدون هیچ درخواستی داده رو خلق کنه

      من فکر کردم تو علم پزشکی وقتی یک انسان چشم هاش آسیبی ببینه دکتر ها میتونن فقط یک چشم مصنوعی بزارن جای اون چشم انسان که فقط یک چیزی باشه ولی اون چشم مصنوعی توانایی دیدن نداره فقط شبیهه چشم انسان

      یعنی تنها همین یک قدرت انرژی (خدا) رو بخوایم بهش توجه کنیم میتونیم به قدرتش پی ببریم

      ما حتی برای وجود این نعمت فوق فوق ارزشمند که هر چقدر از ارزشش بگیم بازم کمه سپاسگزاری کنیم فقط از یک نعمتش سپاسگزاری کردیم از نعمتی که ما درخواست نکردیم به ما داده این نشان از لطف و بزرگی و عشقش به ماعه پس قطعا درخواست های ما در مقابل این نعمت ارزشمند به چشم نمیان رو حتما میده ما فقط باید باورش کنیم

      بازم میرسم به حرف اول این انرژی قدرتمند توی وجودمون و ارزشمند بدونیم بهش ایمان بیاریم به الهاماتی که میکنه عمل کنیم

      داداش محمد عزیز سپاسگزارم ازت بینهایت که با متن ارزشمندت باعث شدی اینا رو بیاد بیارم و یک رد پایی برای خودم بزارم تا همیشه بخونمش

      استاد عباسمنش عزیزم عاشقتم خیلییییی زیاااااااد بینهایت سپاسگزارم بابت آموزش های فوق العاده ارزشمندتون

      استاد شایسته عزیز از شما هم بینهایت سپاسگزارم بابت همه ی زحماتی که میکشین

      خدایا عاشقتم که عاشقمی و هر لحظه بهم بیشتر عشقت و نشون میدی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    زهرا گفته:
    مدت عضویت: 2993 روز

    سلام خدمت استاد و مریم عزیزم و همه همکلاسی های دوستداشتنی که با اینکه همدیگرو ندیدیم ولی با کامنتاشون احساس نزدیکی زیادی بهشون دارم.

    این قسمت از مصاحبه استاد نشانه امروز من بود، حالا داستان از چه قراره؟……

    من چند وقته بسته روانشناسی ثروت ۱ رو تهیه کردم تا جلسه ۱۵ پیش رفتم ولی احساس کردم یه جای کار میلنگه دوباره از اول شروع کردم به گوش دادن و نوشتن …..به یه جایی که میرسی استاد تاکید میکنه اگه میخوای ثروتمند بشی فقط کار مورد علاقت …..من هی رفتم جلو دیدم دوباره استاد تکرار میکنه بازم جلسات رو رفتم جلو دیدم دوباره تکرار و تکرار و تکرار….گفتم آقا اینجوری نمیشه و استاپ کردم .

    داخل پرانتز این رو ذکر کنم که من چندین ساله با پروانه نظام مهندسی خودم به همراه همسرم شرکت ساختمانی داریم ولی از اونجایی که کارا دست همسرمه من عملا کار خاصی انجام نمیدادم و حتی بابت پروانه کاریم هم پولی از همسرم نمیگرفتم و چون زندگی خوبی دارم دوست نداشتم به خاطر حساب و کتاب مالی به مشکل بخورم ولی ته دلم از این قضیه ناراحت بودم دوست داشتم یه کاری داشته باشم که شریک کاری نداشته باشم حالا اون طرف میخواد همسرم باشه و چون ذاتا انسان درونگرایی هستم دوست دارم با خودم باشم تا بقیه.

    و از اونجایی که استاد این قضیه رو چندین بار تکرار کرد من پا رو ترسم گذاشتم و رفتم دنبال نقاشی که بهش علاقه داشتم همون کاری که ساعتها بابتش حاضرم بیدار باشم و درد کمر و پا از نشستنای طولانی رو یادم نیاد .یه پیج هنری برای خودم زدم و نمونه کارام گذاشتم داخلش و هنوز هم طرح میزنم و میزارم تو پیج .

    خیلی وسوسه ها و نجواها میاد که من تبحر کافی ندارم تا ناامیدم کنه بابت مهارت، ولی یاد حرف استاد میافتم که میگه من تو حوزه کاری خودم ۵۰۰ تا کتاب خوندم بعد به خودم میگم اگه تو هم ۵۰۰ تا طرح زدی و مهارت پیدا نکردی اونوقت بیا و بگو .مگه هر کتاب زمان و زحمت کمتری برای خوندن میخواد تا طرح کشیدن ؟ پس ادامه بده.

    و امروز به اینجایی رسیدم که با اینکه دارم تلاش میکنم و مهارت خوبی کسب کردم و کارم رو بدون تبلیغات مالی با اعتماد بنفسی که در خودم ساختم دارم به بقیه معرفی میکنم ولی هنوز به تعداد خیلی خیلی کمی وارد پیجم شدن اونم در حد آشناها و هیچ سفارش کاری تا حالا نداشتم .

    آخه چرا باید اینجوری باشه؟

    یه زمزمه ای به گوشم رسید که تو رو خودت خیلی حساب باز کردی تو همش داری میگی من اینکارو کردم و من اونکارو کردم پس خدا این وسط چه نقشی داری ؟

    اون باورایی که تو جلسه ۳ قدم اول درباره اون نمایشگاه نقاشی نوشتی پس اونا چی میگن؟

    یادمه استاد تو اون فایل توضیح میده که کاشکی بچه ها این باورهای رو که مطرح کردن بهش عمل کنن و واقعی باشه.

    یا میگه انصافا بعضی باورا انقدر خالصن که من خودم باهاشون مشکل دارم و نمیتونم به راحتی بپذیرم.

    و من نمونه یه نفر از همون بچه ها هستم که باورهایی رو گفتم که فقط حرف بود و در عمل هیچی.

    با خودم امروز خلوت کردم و حرف زدم یه مثال برای خودم آوردم، گفتم ببین دوره ما که دخترا فقط میرفتن مدرسه و برمیگشتن و هیچ کدوم از این فضاهای مجازی نبود چطور میشد که شوهر میکردن ؟ آیا میرفتن خودشون رو به بقیه معرفی میکردن یا خانواده هاشون به بقیه میگفتن ما دختر دم بخت داریم و و ازش تعریف میکردن؟

    نه

    خب پس چی میشد که ازدواج میکردن؟

    هیچی اونا فقط آمادگیش رو داشتن و صبر داشتن تا خواستگار بیاد و خدا هم اونا رو در موقیعیت و مکان و زمان مناسب قرار میداد.

    یه باور خوبی که داشتن این بود دختر بلاخره شوهر میکنه پس زشت ترین دختر هم با خودش فکر نمیکرد تو خونه بمونه و میگفتن بلاخره یکی هم برای این پیدا میشه.

    من با خودم گفتم کسب و کار من همون دختر جوون و دم بختیه که قراره خدا تو مکان درست و زمان درست و شرایط آدمهای درست قرارش بده پس باید صبر کنم و استقامت از خودم نشون بدم تا نشونه ها بیاد…

    یه حسی بهم گفتم بزنم رو نشانه امروز که این صفحه برام باز شد.

    دو بار فایل رو گوش کردم و کامنت بچه ها رو یکی در میون خوندم و الان با خودم به این نتیجه رسیدم که من شاید دارم با حالت شکایت و ناله و ناراحتی از خدا درخواست مشتری میکنم.

    اگه داری باورا رو تکرار میکنی ولی ته دلت باور نداری بلاخره مشتری میاد و همش مبگی خدایا پس چی شد چرا کسی نمیاد؟این یعنی عجز و ناتوانی و درماندگی ، یعنی یه عالمه هویچ ریختی تو ابمیگوه گیری و انتظار آب سیب رو داری

    عزیزم خدا به حرفای تو کاری نداره به فرکانسهای تو کار داره پس انقدر نگو پس خدایا مشتری کو؟ چی شد؟

    سعی میکنم باورا رو برای خودم ملموس تر و قابل باور تر کنم.

    یاد آوری کردم به خودم که خداا یه انرژیه که بعد و مکان نداره و میتونه بینهایت مشتری که بهشون دسترسی داره رو در مسیر و مدار من قرار بده.

    یادآوری کردم که خدا نردیک منه در قلب من راه داره همونطور که تو قلب بقیه راه داره.

    یادآوری کردم مگه حضرت محمد موبایل و اینستا و تلگرام داشت که اونچور فوج فوج مردم عاشقش شدن؟

    پس توکل میکنم به خدا و با انرژی ادامه میدم.

    ممنون از دوستانی که متن پیام من رو میخونند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
  4. -
    ندابشارتی گفته:
    مدت عضویت: 1665 روز

    با سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته ی مهربون

    روز 127

    «««ماجرای مهاجرت استاد عباس منش، نیازمند خراب کردن پل های پشت سر بود که ایشان آن را انجام داد. یعنی اصل انجام شد اما اینکه به چه کشوری مهاجرت کند یا با چه شیوه ای این کار را انجام دهد، مربوط به چگونگی بود که ایشان تصمیم گرفت رها باشد و از نیروی هدایت الهی کمک بگیرد و پیغام نشانه ها را بشنود.

    زیرا هدف خیلی فراتر از مهاجرت به یک کشور خاص است. هدف تجربه دنیای جدید و کشف ناشناخته هایی در وجود خود آدم و جهان پیرامونش است. هدف گسترش دیدگاه توحیدی است و درک کلید واژه “هدایت”، موجب می شود جهان، بهترین مسیر را برای شما برنامه ریزی نماید به گونه ای که نتیجه همواره بسیار بیش از بهترین تصورات شماست.»»»

    چه اگاهی و الهامی واضح تر ازین؟؟

    نگاه کردن به زندگیه استاد در امریکا و البته خیلی چیزهای دیگ،این خواسته در من شکل گرفت که من هم از طریق با‌ورهای توحیدی ،هدایت خدا‌‌وند‌ رو درک و زندگی کنم

    خواسته ی من امریکا بود

    اما در واقع خواسته ی اصلیه من،زندگی در بالاترین کیفیت و درک خدا و کنجکاوی در زندگی و درک قوانین خدا و درک توحید هست

    اینکه میگفتم امریکا،اشتباه بود

    فهمیدن این موضوع ،در وهله ی اول برام دردناک بود

    اینکه فهمیدم امریکا امریکا کردنم،یه کویره،خورد تو ذوقم و چندساعت ناراحت بودم

    همیشه ترک کردن کویر،به اندازه ی تکامل ،سخت ترین و دردناکترین قدمه

    ولی کم کم ،ایمان که بالاتر میره،شناخته کویرها و ترمزها،راحتتر و رها کردنش اسونو سریعتره

    من با انتخاب امریکا،خیلی ریزو موجه،کویری ساخته بودم بس پهناور

    و امان از ذهن،که با توجیه های قشنگ،میگفت اره چون همه میگن نمیشه ،تو با‌ور بساز که میشه

    امریکا جاییه که با دیدنش و البته مسیره توحیدیه استاد،به عنوان خواسته در تو شکل گرفت

    اما باور به بهتر بودن و زندگی عالی،انتهایی نداره

    ممکنه برای تو ،بهتر بودن جای دیگ یا حتی همین امریکا باشع

    تو چرا فقط امریکا میگی؟؟

    چرا چگونگی تعریف کردی؟؟؟

    چرا چسبیدی به چگونگی؟؟؟

    پس رها بودن به خواسته چی میشه؟؟

    خواسته ی تو،بهتر زندگی کردن و قوی تر شدن باورهای توحیدی و درکه خدا توی زندگیته،پس چرا براش چگونگییی به اسم امریکا تعریفکردی؟؟؟

    کویری به اسم امریکا تعریف کردی و سفتو محکم با دلایل به ظاهر توحیدی،چسبیدی بهش تا به خواستت که کیفیته خوب و درکه خداست برسی؟؟

    شاید خواسته ی تو،یجایی همین چندتا محله دیگه باشه

    شاید خواسته ی تو،جنوبه ایران شمال ایران شرق غرب ،چندتا کشورا‌نور تر….نمیدونم خدامیدونه!

    دیگه واضح تر از متن بالا؟؟؟

    دقیقا کامنت اول این فصل روزشمارتو بیاد بیار که نوشتی مهاجرت میخوام برای….

    همین جملرو خانم شایسته نوشته

    تو چگونگی تعریف کردی و خدا از طریق خانمشایسته هدایتت کرد …

    اولش ذهنم توجیح میکرد که ندا خواستت درسته

    ولی کم کم که فهمیدم نه این کویره

    مثل وقتی که برای جداشدنم ،دادن طلاهام و پول برام غیر منطقی و درد اور بود و فهمیدم این یعنی وابستگی و سخت بود بپذیرم که باید از هر بندی رها باشم و البته که بعد از رهایی،بدونه حتی هزارتومنی جدا شدم،فهمیدم که این درد و حسی که از شناخته کویرم فهمیدم نشان از درست تشخیص دادنه این کویره

    و حالا که رها شدم،پس زودتر هدایت میشم

    چقدر خوندن مقاله به موقع و هدایتی بود

    اصلا نمیدونم از کجا و چجوری،یهو خودمو وسط ابن مقاله دیدم

    https://abasmanesh.com/fa/committed-to-or-let-it-go/#top

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
    • -
      مصطفی سیار گفته:
      مدت عضویت: 1029 روز

      سلام ودرود خدمت شما دوست عزیز .

      کامنتتون رو خوندم و چقد عمیق صحبت کردید و حس میکنم اگه بخوایم این کامنت رو روزنامه وار بخونیم اصلا متوجه آگاهی هایی که درون این کلمات هستند نمیشیم من با دقت و تأملی خوندم و از یه قسمت‌هایی اسکرین شات گرفتم که برام خیلی جای تفکر بیشتر داشت چقد عالی به این درک رسیدید که اگه چیزی از خداوند می‌خواهیم نباید براش چگونگی تعریف کنیم چون وقتی راه و چگونگی تعریف میشه میچسبیم به همون چگونگی و دیگه رها بودن معنی نداره .

      وقتی هدف میشه مهاجرت باید ببینیم با مهاجرت میخوایم به چی برسیم هدف پشتش چیه وقتی اون پشت ماجرا مهم باشه دیگه اهمیت نداره کجای دنیا باشیم و هر چقد لیاقت زندگی بهتر در خودمون ساخته باشیم به جای با کیفیت تر هدایت میشیم و این از درون ما میاد نه از زبون ما .

      در مورد جدا شدن هم واقعاً همینه من تجربه شو دارم وقتی آگاهی شو نداشتم از همه چیز گذشتم و در اومدم 9 ماه بعد خداوند چند برابر داشته قبلی رو از یه راه دیگه وارد زندگیم کرد .

      یه جورایی داشته ها مثل شخصیته که هر جا بریم با ما میاد از نظر مالی اگه چیزی توی زندگیمون ساخته باشیم اون هست حتی اگه ازش بگذریم یه مدت بعد دوباره خداوند از لطفش و از یه راه دیگه بهمون برمیگردونه چون اون توی جهان ما بوده

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        ندابشارتی گفته:
        مدت عضویت: 1665 روز

        سلام به شما

        من اول بگم که کامنت شما،از سمت خدا بود

        همین چند لحظه پیش من چشمامو بستم گفتم خدایا باهام حرف بزن

        برام نشونه بفرس که این تصمیمی که گرفتم همین لحظه،و توی درستو غلطیش موندم و یه حال عجیبیم و روز شمار 151 ام رو گوش دادم

        همون لحظه ی پیام برام اومد:

        ««روی اینا سخت گیر باش …!¡

        درباره اینکه اطرافت رو با چه کسانی پرکنی، سخت گیر باش، اینکه چه کسانی رو دوست خطاب میکنی!¡

        درباره اینکه اهداف و دستاوردات رو با چه کسی درمیون میذاری، سخت گیر باش. همه توانایی خوشحالی برای خوشبختی دیگران رو ندارند!¡

        درباره انتخاب کسی که باهاش ازدواج میکنی یا در رابطه بلندمدت هستی سخت گیر باش، اونایی که باهاشون زیاد وقت میگذرونی روی باور و تصمیمای تو تاثیر دارند!¡

        درباره اینکه راهنمایی ها و نظرات چه کسی رو قبول میکنی سخت گیر باش!¡

        همه میتونن تورو نصیحت کنن. ولی باید بتونی انتخاب کنی کدوم ارزش این رو داره که در زندگیت ازش استفاده کنی!¡

        درباره کلماتی که برای توصیف خودت ازشون استفاده می کنی سخت گیر باش!¡

        درباره اینکه وقتت رو صرف چه کاری میکنی سخت گیر باش. کمتر روی کارهای بی اهمیت وقت بذار و زمانت رو مدیریت کن!¡»»

        و فقطو فقط چند ثانیه از اعلام عاجز بودنم در مقابل چیدمان خدا گذشته بود،سایتو یه اپدیت زدم و یه نقطه ی ابی،که هروقت باشه میفهمم صدای خداست،نشونست

        کامنت پر از مهر شمارو خوندم

        کامنت خودمم دوباره خوندم

        خدایا شکرت

        چقدر اون قسمت کامنتتون برام مرور اگاهی بود

        که نوشتین هدف از مهاجرت چیه؟

        واقعا هدف ما از خواسته ها ،درک و تجربه چه نوع حسیه؟

        وجود ادمها در رابطه

        شغلی ک انتخاب میکنیم

        میخوایم به چه حسی برسیم

        و با لایق دونستنه خودمون و باور به منبعی که حامیه ماست،شک‌نداریم که بهترین ها اتفاق میفته

        بهترین شغل

        بهترین نقطه برای مهاجرت

        بهترین انسان برای رابطه

        چسبیدن ب شغل خاص، این انسان خاص و این مکان خاص و هرچیزی که خاصه ماست که همه کویرهاییه ک انتخاب کردیم درصورتی ک اون حس ها،در رهایی و سپردن به همون منبعه

        اقا مصطفی،از خدا از همون منبعی ک با کلمات شما،با کامنت شما،عشقو ارامشو در این لحظه که به شدت نیاز داشتم،فرستاد،میخوام زندگی و کسبو کارتون و رابطتونو پر از عشقو ارامشو برکت کنه

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    فاطمه تقی زاده گفته:
    مدت عضویت: 2594 روز

    به نام خداوندم که از رگ گردن بهم نزدیکتره ودسترسی مستقیم وبی واسطه ای به نیرویش دارم

    سلام ودرود خدمت استاد عزیزومریم جان

    سلام دوستان نازنین

    استاد،تا قبل آشناییم با این مباحث همیشه این سوال توذهنم بوداینکه میگن در کار خداوند عدالت هستش،این چجور عدالتیه که یکی اینقدر در آسایش ورفاه ویکی هم اینقدر دربدبختی وفقر آخه این کجاش عدالته…

    استاد عزیز وقتی به لطف خدا با شما وسایت ومباحث شما آشنا شدم اون وقت بود که متوجه این موضوع شدم وکاملا درک کردم که واقعا خداوند درتمام امور وقوانین جهانش عدالته وهمین نگاه سیستمی بودن به خداوند خیلی بهتربهم کمک کرد تا عدالت خداوند رو درک کنم

    اینکه همه چیز بستگی به باور وفرکانس تو داره وهرفرکانسی که به جهان ارسال میکنی از همون جنس بهت برمیگرده وجهان مثل آینه عمل میکنه

    استاد،چقدر این جمله تونو دوست داشتم که گفتین هر لحظه باور وفرکانسمون تغییر کنه( فارغ از اینکه تا قبل چه باور وفرکانسی به جهان ارسال کردیم)جهان هم پاسخ میده وطبق باور وفرکانسی که ارسال کردیم ازهمون جنس خواسته ها ونعمت ها وارد زندگیمون میشه.

    درست خلاف چیزی که همیشه به ذهنمون خوروندن

    سپاسگزارم استاد عزیزم که اینقدر خوب قانون رو درک کردین وبهش عمل کردین وسخاوتمندانه با ما به اشتراک میزارین

    استاد شما ومریم جان بهترین الگو برام هستین وبی نظیر وقابل تحسین

    انشاالله هرکجا هستین شاد وسالم وتندرست باشین.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  6. -
    عباس نوربخش گفته:
    مدت عضویت: 922 روز

    بنام انرژی بی پایان جهان هستی بخش

    سلام وادب واحترام

    استادمیخواستم بگم من هم خداروازبچگی یک انرژی وسیستم میدیدم امابخاطراینکه خانواده ودوروبریهااگرمن دیدگاهمومیگفتم منوازبین میبردن/خخخ/بخاطرهمان هرگزدیدگاهم روبه کسی نگفتم وحتی دربرنامه هام که به صورت مجلسی بودهم چیزی درموردخداصحبت نکردم بخاطرهمین هست که شمادرست میگید کسی نبوده درایران که مثل شما سیستمی بودن خداروبه صورت واضح وروشن بازگوکنه،امامن بودم ولی درقلبم وذهن خودم ،بخاطرهمین هست که این سیستم همیشه وهمه جامنوهدایت کرده به افراددرستی مثل شماوایدهای درست باشرایط درست ویااتفاقات درستی که ازاول بوده فقط من درفرکانسش نبودم واینجامیخوام اینم بگم من استادشماروبه صورت فیزیکی نمیبینم درتمام فایلاتون ،من شماروسیستمی میبینم که خداونددرونش هست وداره به من میگه این مسیرروبرویااین مسیررونرومثل:GPS

    وبخاطرهمین هست اکثرفایلهایی که به صورت الهام خانم میادتونشانه ام وهدایت میشم بادل وجونم به حرفهای این سیستم گوش میدم ونتیجه هام مشخص هست وروشن…

    شایدخیلی ازدوستان ذهنشون بااین دیدگاه من مخالفت کنه امابرام مهم نیست من واقعیت قلبم وذهنم روگفتم واینم بگم ،من استادعباس منش روخیلی دوست دارم چون واقعا قلب پاکی دارن واینوخدام درقلبم بهم میگه چون همیشه میبینمشون احساسم خوبه /دوست داشتم اینوبگم که استادمن هرموقع هم دیدگاهی نوشتم خداروبانام انرژی یادکرده ام چون خدام یک سیستم بی نظیری هست که فرمانرواجهانیان هست وهرچی ازش بخوام اوکی میشه وتمام

    دوستان دارم وازسیستم پروردگارجهانیان خواستارم:شاد/سالم/خوشبخت/ثروتمندوسعادتمنددردنیاوآخرت باشید/یاحق///

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
  7. -
    محمدرضا روحی گفته:
    مدت عضویت: 1596 روز

    به نام هدایت الله

    با سلام خدمت استاد و خانم شایسته و همه دوستان خوبم

    خداروشکر مصاحبه با استاد و سوال‌های خوب دوستان آگاهی‌های زیادی برای من داشت خداوند قانون بدون تغییر داره و سیستمی بودن خداوند این است که باورها و افکارها میتوانند نتایجی را به دست بیاورند نگاه خداوند یک انرژی است که می‌شود حس کرد همه جا

    جهان هم با تغییر خودمون و رفتارمان پاسخ می‌دهد اولین باوری که قرآن در مورد خداوند گفته این است که من به شما نزدیکم و اگر از مسیر خارج شویم نتایج خوبی هم نمی‌گیریم و خداوند هدابت می‌کند به بندگی کسی که درخواست کننده است

    و این نگاه خداوند که اگر من در مسیر درست باشم خداوند هم ما را هدایت می‌کند به مسیرهای درست استاد خیلی کامل توضیح دادید امیدوارم زمان آن برسد که محصول 12 قدم را کار کنم و اساس مهم قرآن را یاد بگیرم و در زندگی پیاده کنم

    در پناه الله یکتا شاد و سلامت و ثروتمند باشید انشاالله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  8. -
    حسین ملک زاده گفته:
    مدت عضویت: 3319 روز

    به نام خداند بخشنده مهربان

    من آرمین ملک زاده هستم

    خیلی جالبه اینروزها که به ایمان بیشتر نیاز دارم نیاز دارم توحید بیشتری در این مهاجرتم تجربه کنم همش به فایل های توحیدی هدایت میشم :

    قبل اینکه در مورد این فایل صحبت کنم از تجربه مهاجرتم به تهران براتون بگم و بعد در مورد این دُرّ نایاب و این فایل که آگاهی خالصه صحبت کنم :

    من یه ماهی میشه که بعد چندین سال عشق و علاقه ام به تهران و مهاجرت ، بلاخره دل به دریا زدم و خودم سپردم به خودش و تصمیم به مهاجرت گرفتم و خیلی دلم غوغا بود یعنی مثل وقتایی که در گذشته رفته بودم تو دل ترس هام دلم پر از تلاطم بود ولی از جنس خودش (مثل اون موقعی که تنهایی دوروز رفتم طبیعت و بعدش معجزات رخ داد مثل موقعی که کرونا بود و ترس از تاریکی دل کوه بود ولی رفتم و موهبت هاش وارد زندگیم شد مثل موقعی که تو مترو شلوغ تهران میخواستم آگهی تبلیغاتی ام رو انجام بدم و بعدش داشتم پرواز میکردم یا مثل موقعی که تک و تنها رفتم دورهمی عباس منشی ها تو کارخونه عمو محمود و چقدر عشق و محبت های خالص وارد زنگیم شد چقدر بعدش اتفاقات جذابی افتاد و خیلی جاهای دیگه )

    ولی این بار جنسش فرق میکرد و انگار یه آزمون بزرگتر بود برای من چون مقاومت هایی زیادی داشتم ولی اتفاقی که افتاد این بود روزی که میخواستم سفر کنم صبحش توی اینستا درحالی که هیچ وقت به من نشون نمیداد اونروز یه پست عبدالباسط رو آورد که سوره ضحی بود و آیه ما ودعک ربک و ما قلی یا آیه لسوف یعطیک ربک فترضی حالمو دگرگون کرد وانگار خدا به ایمانم پاسخ داد و دلم پر از آرامش در دل طوفان شد و شبش توی قطار یه آقا خانمی تو کوپه ام بودن و سر حرف باز شد و گفتم تو تهران قراره دنبال خونه بگردم وگفت تو کدوم منطقه گفتم فلان منطقه مرکز شهر گفت ازقضا من اونجا مشاور املاک دارم و هر وقت خواستی بگو بهت کمک میکنم و چشام پر اشک شد ولی به اون آقا چیزی نگفتم و همش هدایت و همش اربابی کردن خداوند تا اینجای مسیر بوده و مطمینم خونه ای که مد نظرمه رو برام به زودی حل میکنه

    حالا نمیدونم چرا اومد و این داستان رو گفتم ولی بعد اینکه گفت و منم نوشتم دیدم دقیقا مربوطه به فایل امروز

    و اما آیه عصا ان تکرهو شیا و هو خیر لکم و عصا ان یحب شیا و هو شر لکم

    ببین ما وقتی با خودمون در صلحیم و به قول معروف وصلیم به خداوند حالمون خوبه و حتی وقتی اتفاق ناجالبی هم که میفته احساس و فرکانس ما کاری میکنه اون تضاد هم باز به نفع ما میشه پس آرمین این کامنت یادآوری باشه برات که تو هر شرایطی موظفی نگاهت رو جوری کنی که حالت و احساست خوب باشه و ایمان درت شکل بگیره و اون موقع هس که میشی بنده خدا که برات اربابی میکنه و زندگیت پر از نعمت و عشق و حال میشه

    و یه مسئله ای که هست ما بنده خدایی هستیم که خیلی تخسه یعنی با هر کسی دوستی و نزدیکی نمیکنه و فقط برای کسایی اربابی و دوستی و نزدیکی انجام میده بندگیش رو بکنن یعنی اگه بتونم هرروز رو خودم روی باورهام و روی احساسم کار کنم و بیشتر بندگی کنم دوستی بالاترین نیرو یعنی رب العامین رو به دست میارم که میاد به قول خودش نزدیک میشه برام و همه کارهامو میکنه و زندگیم چرخش روان میشه

    استاد و خانم شایسته واقعا ممنونم که با این فایل ها که هرروزش هدایتیه و جواب سوالات اونروزمه به ما کمک میکنین تا به خدا بیشتر نزدیک بشیم و به قول بابا خدا از سر و کلتون ثروت و نعمت ببارونه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  9. -
    منیره ملاباقری گفته:
    مدت عضویت: 1128 روز

    سلااااااام به استاد عزیزم ومریم جان نازنین ودوستهای هم فرکانسی خودم

    بازهم یک فایل فوق العاده زیبا ازاستاد عزیزم ، وااااای استاد چه قدر زیبا توحید روبرای ما باز میکنید .

    برای هرحرفی که می‌زنید دلیل وبرهان دارین ، الگو برای هرحرفی که می‌زنید، میارید .چه قدررررررر دوست دارم این حدازآگاهی واین حداز توحید در عمل شما ومریم جان عزیزم

    من هم باحرفهای استاد کاملا موافق هستم ، بیشتر مردم ایران مذهبی هستن ، انقدرررررر برای امام حسین وحضرت عباس ارزش قائلن که خداروکاملا فراموش کردن ، برای همین هم هست که کل آدمهای مذهبی زندگی خوبی ندارن.

    قدرت فقط مال خداست ، من هروقت نمازمیخونم با تمرکز این جمله رو تکرارمیکنم.(الحمدالله رب العالمین)

    وقتی ما قدرت رو به خداوند میدیم خداوند هیچ وقت مارو رهانمیکنه.

    همسر من با گفته های استاد خیللللللی موافقه وهمیشه درهرکاری قدرت رو به خدا داده ، باورتون نمیشه از اونجایی که اصلا ما فکرش رو نمیکنیم دستش رو میگیره.

    ی خاطره ی بسیاررررر جالبی رو میخوام براتون بنویسم تا الگوی خوبی بشه برای دوستان عزیزم.

    روز 27اسفند ماه 1401بود که ما هرچیزی شرکت ایران خودروپول به حساب همسرم ریخته بود ، همش روکاملا خرج کردیم وحتی پول رفتن به خونه ی پدرش رو هم نداشتیم.

    من همون روز به خودم گفتم منیر جان اینجا همون جایی که باید احساس خودت روخوب نگه داری، همسرم خیللللللی ریلکس گفت منیر خدابزرگه.

    به گفته ی همسرم دیگه ایران خودرو مثل سال‌های قبل دیگه هیچ پولی رو به حساب همسرم نمی‌ریزه ، ما مونده بودیم با 100هزارتومن پولی که توی کارتمون بود .

    من باخودم زمزمه می‌کردم (ایاک العبد ایاک النستعین).

    همسرم به یکی ، دوتا ازدوستاش زنگ زد گفت ی مقداری پول میخوام تا ماه بعد بهتون میدم.هیچ کس قبول نکرد همه شب عید پول لازم بودن وکسی پولش رو دست کسی نمی‌داد.

    حالا ما مونده بودیم وفقط خدارو زمزمه میکردیم وحالمون خیللللللی خوب بود ، به خد ازحال خودم تعجب کرده بودم که انقدر قلبم روشنه که از ی جایی پول میرسه ومن نگران هیچ چیزی نبودم.

    این هم بگم که همسرم 25اسفند 1401دیگه آخرین روز کاریش بود وبازنشسته شد. همسرم میگفت صنوات بازنشستگی بعدازایام عید میاد اصلا غیر ممکنه که صنوات رو این طرف سال بریزن.

    تو همین صحبت‌ها بودیم که صدای پیامی که روی گوشی همسرم اومد، رو شنیدیم ، همسرم نگاهی به گوشی کرد .

    بعد از چندلحظه همسرم گوشی رو آورد کنارم وگفت چشمهاتون روببند. وقتی که چشمم به پیامی که روی گوشی همسرم اومد افتاد فقط وفقط گریه میکردم ، مثل یک دیوانه ی عاشق

    باورتون میشه ایران خودرو 300میلیون ازصنوات همسرم رو به حسابش ریخته بود ، من اصلا باورم نمیشد وفقط وفقط برای اینکه خداوند انقدررررررر هوای بنده هاش رو داره ، شکر گزاری میکردم.

    اینه اعتماد به رب ، وقتی به خودش بسپاری ، اینجوری دستت رو میگیره.

    خدایا هزاران هزار بار شکرت برای این عشقی که به بنده هات داری.

    دوست داشتم این اتفاق رو باشما درمیون بزارم وباورهای شما رو دراین مسیرقویتر کنم

    الهی هر کجا که هستین شاد وسلامت وثروتمند باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 27 رای:
  10. -
    ساناز گفته:
    مدت عضویت: 1597 روز

    به نام خدای معجزه ها

    خدایی که هر چه دارم از لطف بی نهایت اوست

    خدایا هزاران بار شکرت

    سلام

    سلام به استادهای نمونه و عشق

    و سلام به هم کلاسی های این مسیر مقدس

    خدایا هزاران بار شکرت بابت این فایل و این همه آگاهی فوق العاده

    به جرات میتونم بگم این فایل رو بالغ بر 50 بار گوش دادم و انصافا بدون اغراق میگم

    اصلا ی سری از فایل ها عجیب در تلاش هستن که بهت آموزش بدن

    البته قطعا تمام فایل ها این خاصیت رو دارن اما من با توجه به مداری که الان هستم متوجه درس همه فایل ها نمیشم

    اصلا خود من به شخصه عجیب حال میکنم با این بخش سیستمی بودن خداوند

    یعنی بزرگترین نعمت این سیستم جهان هستی این هست که خداوند احساس ندارد و طبق سیستم خاصی رفتار میکند.

    اگه اصلا جز این باشد که سنگ رو سنگ بند نمیاد

    چند شب پیش تو ی پارکی پیاده روی میکردیم و قرار بود همسرم ی قسمت پارک رو که لاین نوری زدن به من نشون بده و منو از مسیر های تاریک میبرد هی من بهش میگفتم از ی مسیر روشن برو من میترسم با خنده گفت ی مرد کنارته از چی میترسی؟گفتم اگه ی نفر تو این تاریکی مارو خفت کرد و اسلحه گذاشت رو سرمون چی؟بهم گفت کمتر فیلم ببین ولی واقعا من کلا فکر میکردم که تو این راهرو تاریک این اتفاق می افته؟

    باورتون میشه ی کم جلوتر رفتیم چندتا پسر بچه با اسلحه پلاستیکی با هم بازی میکردن؟؟؟

    من به حدی شوکه شدم که واقعا زانوهام سست شدن

    اصلا تو اون تاریکی چرا چندتا پسر بچه باید پشت درختا قایم بشن و به سمت همدیگه اسلحه بگیرن؟؟؟

    این فقط در حد دو دقیقه ذهن منو مشغول کرده بود و ترس به جونم انداخته بود

    اما جهان گفت بیا اینم بازتاب باورت

    اصلا چرا توی پارک وسط شهر بخوان ما دوتارو با اسلحه خفت کنن؟

    مگه ما چی داشتیم اصلا؟

    ولی کار جهان خیلی دقیقه خیلی زیاد

    یکی دو شب پیش ی عروسی دعوت بودیم از ی مسیر تقریبا ی ساعته داشتیم میرفتیم و برای اولین بار گفتم بزار من موریک بزارم و اهنگ علیرضا قربانی پلی کردم اونم منی که تماما موزیک رپ گوش میدم خلاصه تو مسیر چندتا اهنگ از علیرضا قربانی پلی کردم کلی دوتایی لذت بردیم و رسیدیم به عروسی

    شاید باورتون نشه ولی اخر عروسی وقتی کلیپ عروس و داماد پلی شد با موزیک علیرضا قربانی بود

    و منو همسرم فقط داشتیم به همدیگه نگاه میکردیم

    فرضا که سیستم خدا بر اساس احساس بود من اصلا اون موقع شب چجوری باید خدارو پیدا میکردم و التماس میکردم که من چنین افکاری دارم و دارم از صدای این خواننده لذت میبرم برام چنین صحنه ای خلقش کن؛!!؟؟؟

    کلا من حس میکنم ما انسان ها عجیب خودخواه هستیم

    اصلا از اینکه همیشه یقه یکی رو بگیریم و اونو محاطب قرار بدیم حال میکنیم

    اینکه ی نفری یا ی حکمی یا ی قانونی رو مخاطب قرار بدیم و بگیم اون نگذاشت اون نخواست اون مقرر نکرد

    وای از دست این جنس عجیب ما انسان ها

    دقیقا حال و روز الان کشور ما

    هر اتفاقی که رخ میده گره میزنن به آقای ترامپ و آمریکا

    اصلا ی اوضاعی شده این روزها

    دقیقا انتظار ما از خدا هم این شکلی شده

    هیچ قدمی برنمیداریم هیچ تلاشی در کار نیست اما خدارو ی انسان قرار دادیم که اگه دوتا تسبیح دست بگیرم و روسری مو بکشم جلوتر و چندتا نذر کنم خدا هم میگه بفرما اینم کلید تمام خواسته هات

    در صورتی که قانون میشه اگه دنبال شغل مورد علاقت هستی لطفا حداقل ی کتاب دربارش بخون

    اگه دنبال خونه مورد علاقت هستی حداقل برو مشابهش رو ببین برای خودت باور بساز

    اگه دنبال ماشین خاصی هستی لطفا پولاتو جمع کن پله پله ماشینت رو ارتقا بده

    اگه دنبال پارتنر خاصی هستی اول دورتو خلوت کن و اون شخصیت رو تو وجودت خودت پیاده کن

    اگه دنبال اینی که دیگران بهت احترام بزارن اول خودت به خودت احترام بزار خودتو ارزشمند بدون

    اگه دنبال حق خودتی یاد بگیر هیچ کجا حق کسی رو پایمال نکن

    کافیه ما بخوایم قدم برداریم کافیه همت به خرج بدیم کافیه فقط به جلو نگاه کنیم و حاشیه و گذشته رو رها کنیم اونوقت جهان موظفه به افکار ما به باورهای ما به تلاش ما پاسخ بده

    این قانون جهان هستی هستش

    خدایا هزاران بار شکرت

    خدایا هزاران بار شکرت

    خدایا هزاران بار شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای: