مصاحبه با استاد | مرور چند اصل برای تصحیح دوباره مسیر - صفحه 2 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | مرور چند اصل برای تصحیح دوباره مسیر0MB0 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | مرور چند اصل برای تصحیح دوباره مسیر0MB0 دقیقه





به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام به استاد عزیزم🌹، سلام به خانم شایسته مهربون و دوستداشتنی🌺 و سلام به همه دوستای عزیزم در خانواده صمیمی عباسمنش ✨، امیدوارم حال همگی عالی باشه.
خدایا شکرت، چه فایل خوبی بود، چه توضیحات قشنگی رو مطرح کردید، مثل همیشه عالی بود استاد جان🌺، از استاد درباره قانون تکامل پرسیدن. من یاد گرفتم که طی کردن تکامل الزاما به معنی گذشتن یه بازه زمانی نیست، به معنای بدست آوردن یه سری تجربه توی اون زمینه کاری هستش و این فرآیند درسته وابسته به زمان نیست و برای کسی که کل تمرکزش رو میذاره روی کار، میتونه به نسبت بقیهای که کار نمیکنن توی زمان کوتاهتر اتفاق بیوفته، اما باید بتدریج و آروم آروم اتفاق بیوفته. خدایا شکرت🌺، یعنی اگر پونصد سال هم بگذره و فرد هیچ کاری نکنه، هیچ تجربهای کسب نکنه، تکاملش طی نمیشه، باید مهارت کسب کنه، باید برای هدفی که داره حرکت کنه و هر بار یه کاری براش انجام بده.
همه چیز تکامل داره، چقدر انسان عجوله و میخواد تکامل رو دور بزنه. مثالهایی که درباره قانون تکامل ذکر کردید عالی بودن، تحسینتون میکنم استاد گلم✨، مثال کسی که میخواد یه خونه چوبی درست کنه و تا به الان دست به وسایل نجاری هم نزده، قانون تکامل میگه: این فرد برای ساخت خونه چوبی آماده نیست، تکاملش رو طی نکرده و در این کار بلا سرش میاد و شکست میخوره. یا اون کسی که میخواد بدنی هیکلی مثل آرنولد شوراتزنگر بسازه و تا حالا اصلا بدنسازی کار نکرده، هرچیزی که میخواد میخوره و اصلا تمرکزی روی اینکار نذاشته، بیاد بخواد وزنه دویست کیلویی رو بلند کنه، خب قانون تکامل میگه: نه تنها این فرد موفق نمیشه، بلکه براش مشکل پیش میاد، عضلاتش نابود میشه، تا با برخورد با این تضاد فکر کنه و بتونه قانون رو درک کنه، من خودم یه خاطره دارم که یادم مونده، چندین سال پیش، یه روز رفتم کلاس بوکس🥊، اینقدر فعالیتش اون روز برام سنگین بود که یه لحظه چشمام سیاهی رفت و پخش زمین شدم، چرا؟ چون من آماده نبودم، چون قانون تکامل رو رعایت نکردم. چون باید آروم آروم شروع میکردم.
از استاد درباره توکل پرسیدن☝️، من یاد گرفتم که توکل کردن یعنی باور کردن خداییکه هدایت میکنه، البته همراه با امید، چون اینکه خدا هدایت میکنه خیلی برای ما قابل درکه، چقدر زیبا گفتید که خدای بزرگ میفرماید: از رحمت خدا ناامید نشوید
۞قُلۡ یَٰعِبَادِیَ ٱلَّذِینَ أَسۡرَفُواْ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ لَا تَقۡنَطُواْ مِن رَّحۡمَهِ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ یَغۡفِرُ ٱلذُّنُوبَ جَمِیعًاۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِیمُ
(۵۳) زمر❤️
[ای پیامبر،] به بندگانم که زیادهروی کردهاند، بگو: «از رحمت الهی مأیوس نباشید؛ چرا که الله همۀ گناهانتان را میبخشد. به راستی که او تعالی بسیار آمرزنده و مهربان است.🦋
امید داشتن، یعنی میدونی خدا جواب میده، میدونی جهان به شکلی پیش میره که کارت درست بشه، یعنی حالت خوبه، یعنی ته قلبت❤️ یه روشنایی میبینی و آروم آروم وارد مدار هدایت میشی. خدایا شکرت🙏
از استاد درباره اینکه چطور قوانین رو درک میکنن، سوال پرسیده شد، استاد گفتن من توی قرآن دنبال الگوهای تکرارشونده بودم، استاد از اونجاییکه این باور رو داره که جهان قانونمنده و قوانینش هم ثابته و هیچ تصادف و شانسی هم توی این قضیه وجود نداره و چون باور دارن خدا یه سیستمه، توی طبیعت، توی زندگی دیگران و حتی توی زندگی خودشون به دنبال الگوهای تکرارشونده میگردن. برای مثال وقتی یه نفر یه خودکار رو از یه ارتفاعی رها میکنه و این کار رو با ده تا وسیله با وزنههای مختلف توی چندین مکان انجام میده و یه نتیجه رو میگیره، به قانون گرانش پی میبره.
خدایا صد هزار مرتبه شکرت، استاد جان🌷، تحسینتون میکنم که اعتبار این آگاهیها رو به خدا دادید، تحسین میکنم عشقی که بین شما و مریم خانم عزیز هست، تحسین میکنم که در حال مسافرت کردن با فورد فوقالعاده 150 هستین، تحسین و تشکر میکنم از شما که اینقدر خوب قوانین رو درک کردید و به ما توضیح میدید.🌟، تحسین میکنم مریم خانم شایسته عزیز رو که اینقدر زیبا به مطالب گوش میدن، سوالها رو یادداشت کردن و اسم فایلهای مرتبط رو به ما گفتن🙏، خدایا شکرت🙏
امیدوارم همه دوستای عزیزم در پناه خدای بزرگ همیشه شاد🌺، سلامت🔶، ثروتمند🌸، سربلند🌷 و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید 💓
به نام خداوند بخشاینده مهربان
ای تنهادلخوشی ام ،تنها دارایی ام ،که همه چی هستی برام .
پدر میشوی یتیمان را ،برادرمی شوی بی برادران را ،وخلاصه همه چیز می شوی همه کس را ،به شرط ایمان وپاکی دل .
جز تو پناهی ندارم وبه سوی تو باز می گردم ، هدایتم کن فقط وفقط از تو کمک بخواهم وروی تو حساب کنم ،ای بهترین و تنها ترین روزی دهنده .
خداراشکر بابت گام 21پروژه مهاجرت به مدار بالاتر
نکات کلیدی گام 21
1-وقتی که آدم بخواد خداوند واقعاً از همه جا ,
دستهاش را میاره و اتفاقات رقم میخورد.
2-ایمانم رو قوی کرد که اتفاقات میتونه بیفته و معجزات میتونه رخ بده، وقتی که باورهام تغییر میکنه و وقتی که من تغییر میکنم ،درهای رحمت خداوند باز میشود و بیشتر و بیشتر میشود و این رو توی زندگیم به وضوح دیدم.
3-وقتی آدم حرکت میکنه،وقتی که آدم شجاعت حرکت کردن در مسیر را پیدا میکند،درها باز میشود.
هر کسی به یه جایی رسیده از صفر شروع کرده دیگه و بعضی هم از زیر صفر شروع کردن .
4-هر کسی در زندگی من دخالت میکرد، به شدت واکنش نشان میدادم، من آدمی نبودم که کسی بتونه بگه چی کار بکن ،چی کار نکن،هیچ کسی این توانایی را نداشت که کوچکترین تاثیری روی من بذاره برای اینکه من تغییری بکنم.
5-من باید ایدههایم را اجرا کنم ،من همین الان هم آدمی هستم که ایده دارم و باید ایدههایم را اجرا کنم.
تمام پیشرفتهای من از لحاظ مالی و از لحاظ کاری موقعی شدکه من از شریکهایم جدا شدم که تونستم ایدههای خودم را اجرا کنم.
6-من مطمئنم هر کسی با تمام وجود حرکت کند خداوند،درها را باز میکند خداوند،دلها را نرم میکند براش.
7-وقتی که آدم متعهد باشد و حرکت کنه درها باز میشود،حتماً درها باز میشود ،حتماً راهها گفته میشود حتماً کمکها میآیند،حتماً اتفاقات خوب میافتد،فقط بحث این است که باید ایمان داشت و حرکت کرد و شروع کند و ناامید نشود.
آدم باید ادامه بدهد حرکت کند و ایرادها را پیدا کند،من باید دنبال اهدافم میرفتم و باید پیدا میکردم راه رسیدن به اهدافم را.
8-وقتی که قانون را فهمیدم همه چیز زود اتفاق افتاد،همینجوری هدفها تیک خورد دیگه.
دوست دارم اصل قانون را بگویم.
9-توکل ،یعنی ایمان داشته باشی به خداوند که هدایتت میکند،توی همه زمینهها هدایتت میکند کمکت میکند،توکلت فقط به خداوند باشد و امید داشته باشی،توکل با امید میآید.
کسی که توکل داشته باشد،امید دارد،کسی که امید داشته باشد،کارها برایش انجام میشود ،ولی وقتی که ما ناامید باشیم،به لطف خداوند زود کم میاریم.
توکل یعنی آدم امید داشته باشه قدرت خداوند را باور کند.
فقط بحث این است، که ما باید مسیر فکری مون را درست کنیم،ما باید توی مدار دریافت الهامات قرار بگیریم.
10-تمام جهان دارد با قانون تکامل کار می کند یکی از پایهترین قوانین جهان است،برای اینکه من تکاملم را باید زود شروع کنم ،زمان رو من میتوانم با تجربه کردن کوتاه کنم،ولی اگر هیچ غلطی توی زندگیم نکنم،500 سال هم بگذرد من تکاملم را طی نکردم. به تعداد تجربهها و از کوچولو کوچولو شروع کردن و آرام آرام رفتن است. اگر پشت سر هم تجربه کند ،اگر درسهایش را بگیرد اگر از کوچولو شروع کند آروم آروم و یک ذره یک ذره بزرگ کردن است باید از جای کوچولو شروع کرد،
11-باید همیشه پول بسازیم این باور را که من باید همیشه ورودی مالی داشته باشم را بگذارید گوشه ذهنتون،حالا ورود مالی میتواند در کار خودتان باشد، اگر شما خود را متعهد کنید که باید ورود مالی داشته باشم هرچند کم،ولی باید شروع کنم،این کمک میکند که آدم از همون اول هم در اسکیل کوچکتر یک ورود مالی داشته باشد و هربار که بهتر و بهتر میشود،ورودیش را ببرد بالا.
ولی تو زمینه مالی یک موضوع نیست که اگر حلش کنیم نتیجه بدهد،باید خیلی موضوعات تو رهنمون درست بشود،تا نتیجه درست شود.
ما باید شخصیتمون تغییر کند تا نتایج تغییر کند.
12-کنجکاوی و دنبال الگوهای تکرار شونده گشتن کمک میکنه تا قوانین رو بفهمیم.
من تو قرآن دنبال الگو میگشتم،یک الگوی تکرار شونده.
قوانین طبیعت هم با الگوهاخودش را نشان میدهد،من دنبال پیدا کردن الگوهام، الگوهای تکرار شونده که وقتی اونها را پیدا میکنی میفهمیم که این قانونش است،وقتی که چیزی تکرار میشود به قانونش میرسی و قانونها را از طریق الگوهای تکرار شونده میتوانید بفهمید.
ولی ممکن است اطلاعاتمون در مورد یک موضوع کافی و کامل نباشد،و میفهمیم تو این 10 بار الگوهای تکرار شونده، چه عواملی مشترک بوده
13-من نگاه خاصی به قرآن ندارم من فقط میخواهم بدانم قرآن چه گفته،کاری ندارم تو نگاه من به قرآن چیست،من میخوام ببینم خدا چه گفته،من دنبال الگوها میگردم،دنبال قوانین تکرار شونده میگردم توی قرآن.
14-تقوا مساویست با کنترل ذهن, برای اینکه آدم بتواند ذهنش را کنترل کند.
به نام خدای هدایتگرم به سمت خواسته هایم به سادگی و زیبایی و عزتمندانه وبه صورت کاملا طبیعی و بدیهی
سلام به استاد و مریم عزیزم
در زمانی که ایران بودید و در اوایل کارتون که از لحاظ مالی مشکل داشتید چطوری هزینه های زندگیتون رو تامین میکردید تا مسیر رو ادامه بدید و رها نکنید چطوری از عهده زخم زیونهای مادر زن و پدر زن و زن و اطرافیان بر میومدید و ذهنتون رو کنترل میکردید ؟
استاد جان شما اون زمانی که تو بندرعباس با این مباحث آشنا شدید با قوانین بدون تغییر خداوند که میشه اتفاقات رو خلق کرد میشه با کنترل ذهن و داشتن باورهای خوب هدایت شد و خداوند پاسخ میده قلبها رو نرم و مهربان میکنه و دستها رو برای یاری ما می فرسته و درها باز میشه مسیر روشن میشه از خداوند خواستید که زمینی رو بخرید و تعریف کردید که چقدر معجزه آسا در زمان و مکان مناسب قرار گرفتید و پول زمین با اجرای یه ایده ساده جور شد و شما یه زمین با متراژ بزرگ سیصد متری و دست اول خریدید و در مدت زمان کوتاهی قیمت زمین سی برابر شد
این حد از معجزه باورهای شما رو به کارکرد قوانین قویتر کرد ایمانتون به خدایی که پاسخ میدهد از جایی که حتی گمانش رو نمیبری راه باز میکند بیشتر شد و این حد از ایمان به شما شجاعت حرکت کردن رو داد
تعریف کردید کردید چقدر با ایمان و یقین قلبی بعد از مشخص شدن هدفتون از کارتون تو شرکت کشتیرانی با اون همه مزایا و حقوق و آزادی زمانی که داشتید استعفا دادید و زمین رو که قیمتش اوفت کرده بود با سود پانزده برابری فروختید و با ایمان حرکت کردید اومدید تهران تا کلاسها و سمینارهاتون رو برگزار کنید
استاد موضوع مهمی که به نظر من جلوی حرکت کردن رو میگیره کمال گرا بودن هست که چقدر در زَر ورق زیبای نه من میخوام پرفکت و عالی بشم بعد اون حرکت رو شروع کنم پیچیده شده که چقدر عامل بازدارنده ای هست این کمال گرایی در شما خیلی عالی کنترل شده بود همون جور که گفتید شما با همون امکاناتی که همون زمان داشتید با آگاهی هایی که داشتید که البته واقعا در اون زمان هم قابل مقایسه با دیگر اساتید موفقیت نبود شما استاد درک و شناخت قوانین و استاد توضیح دادن قوانین با سادهترین و قابل فهم ترین شیوه ممکن هستید با همون یک دست لباس و کفش و با شروع زندگی در مسافرخونه ناصر خسرو با اینکه هیچ شناختی از فضای تهران نداشتید کار رو شروع کردید یعنی نخواستید همه چی عالی و پرفکت بشه بعد کار رو شروع کنید چون ایمان دارید باور دارید که نقطه کمالی نیست قراره تو مسیر بهتر و بهتر بشیم و داستان موفقیت داستان بهتر شدن ما هست و اگر اشتباه هم تو مسیر پیش بیاید آسمون به زمین نمیاد تجربه به دست میارید که در ادامه مسیر این تجربیات کار گشا هست تو مسیر درست وقتی داریم رو خودمون کار میکنیم اتفاقی که منجر به بدبختی و شکست وحشتناک بشه هم اصلا پیش نمیاد ما با باورهای درست هدایت میشیم نباید نگران اشتباه کردن باشیم همون جور که استاد تعریف کردند چطوری درس گرفتن شریک گرفتن درست نیست باید مسولیت تمام قسمتهای کارشون رو خودشون به عهده بگیرند چه تجربه و درس مهمی بود که با درک کامل این موضوع رو به ما هم درس دادند
من نباید کمال گرا باشم همینکه اصول و بیس کار رو یاد گرفتم برم انجامش بدم تو کارم با کسب تجربه بهتر و بهتر بشم مهارتم رو بالا ببرم ایمان داشته باشم که خداوند سیستم به مدرک و تحصیلات و سرمایه و استعداد من کاری نداره سیستم به فرکانس من از شوق و ذوق و اشتیاقم برای انجام کار مورد علاقم به ایمان و شجاعت من از حرکت کردن واکنش نشون میده جواب میده راه رو برام هموار میکنه دستها رو برای یاریم می فرسته قلبها رو مهربان میکنه همون طور که استاد تعریف کردن چقدر معجزه آسا اتفاقات خوب رقم می خورد و هرروز این معجزه ها اشک شوق ایشون رو جاری میکرد
البته من و دیگر دوستان هم بارها در اطرافیانمون دیدیم که چقدر افراد زیادی با همون امکانات و شرایط اولیه ای که داشتند بدون هیچ سرمایه اولیه ای کار رو شروع کردن و نتایج عالی هم با ادامه دادن در مسیر درست ایجاد شده یا حتی تو ازدواج کردن بارها دیدیم که چقدر افراد زیادی با همون امکانات کم ولی با ایمان اقدام به ازدواج کردن و خداوند به حرکت و ایمان اونها پاسخ داده و دستها برای یاریشون اومده و به صورت معجزه آسا شرایط خوب و عالی پیش رفته چون جهان به ایمان و توکل و حرکت به شجاعت پاسخ و البته پاداش میدهد
نکته بعدی در مورد اینکه پرسیده بودند شما استاد جان در مقابل غر زدن فامیل و اطرافیان چطوری کنترل ذهن کردید و شرایط رو مدیریت کردید؟
استاد شما با کار کردن رو خودتون سرشار از اعتماد به نفس و عزت نفس بودید و هرگز آدمی نبودید که مظلوم باشید که ظالم رو بسازید و یا قربانی باشید که جلاد رو بسازید این فرکانس اعتماد به نفس رو همه از شما دریافت میکردند و نمیتونستند که به شما حرف نامناسبی بزنند و اگر هم گاها پیش میومد شما با اقتدار از خودتون و ایدتون دفاع میکردید و کاری رو که بهش ایمان داشتید انجام می دادید شما هیچ وقت درگیر حاشیه نبودید شما رو اصل کار میکنید و همیشه اصل رو هم میگید عاااااشقتونم خدایا عاشقتم که عاشقمی
به نام خدای معجزه ها
خدایی که هر چه دارم از لطف بی نهایت اوست
خدایا هزاران بار شکرت
سلام استادعزیزم و مریم زیبا و دوست داشتنی
و سلام به عزیزان این مسیر مقدس و الهی
خدایا شکرت که امروز هم بهم فرصت نوشتن دادی
اصلا این فعل دست به قلم شدن و نوشتن خدا میدونه چقدر روح آدمو جلا میده
کلا من یکی حس میکنم وقتی مینویسم ی لایه ضخیم از نجواهای داخل ذهنم برداشته میشه و به ذهن و قلب پاک دارم نزدیکتر میشم
برای خودم اصول کامنت نوشتن رو اینجوری تفسیر کردم که ساناز فرض کن ی سنگ بکر با ارزش دادن دستت و گفتن ی مجسمه زیبا ازش دربیار
خب شروع کن برای لایه روبی و تراشیدن
به ازای هر کامنتی که مینویسم حس میکنم ی لایه از اون سنگ رو تراشیدم و برای رسیدن به مقصد که همان مجسمه هست ی قدم نزدیکتر شدم
خدایا هزاران بار شکرت
وقتی این فایل با ارزشمند رو گوش دادم کلا موضوع تکامل خیلی برام چشمک میزد
وقتی همین پکیج زندگی خودمو ی نگاه مختصر که میندازم میگم خداوندااا چجوری میشه اینقدرتغییرات ایجاد بشه و اینقدر مسیر هموارتر حتی نسبت به روز قبل ترش️
هزاران موضوع دارم که بخوام دربارش حرف بزنم ولی واقعا ادم میمونه از کدوم مساله مهم شروع کنه
مثلا حدود 6 ماه پیش که رابطه من و همسرم جدی شد و ما برای بازدید به خونش رفتیم مدل خونه و نوع زندگی این بشر چنان تو ذوق من خورد که من حتی میخواستم رابطه روکنسل کنم و همسرم اون موقع گفت اگه این خونه قدیمی هست به جاش ی واحد اپارتمان کلید نخورده کرایه میکنم.
بالاخره ی روز نشستم فکر کردم که من اگه خونه کرایه کنم در سال ی عددی کرایه پرداخت میشه من میتونم کمتر از نصف این عدد رو هزینه کنم و این خونه بزرگ رو بازسازی کنم
که به لطف الله اول از اتاق ها شروع شد
یکی دو ماه که هوا سرد شد فاصله انداختیم
بعد سالن رو رنگ کردیم
رفتم پارچه خریدم برای پرده
که پرده دوتا اتاق خودم دوختم و پرده سالن و اتاق خواب رو دادم خیاط دوخت
به متراژ اتاق ها و سالن موکت نو خریدم
یکی از اتاق ها شد اتاق کار همسرم
یکی از اتاق ها شد اتاق مهمان
و یکی از اتاق ها شد اتاق خواب و البته ناگفته نماند که هنوز هم کلی مسیر برای بازسازی هستش ولی من در این پروسه تکمیل خونه معنی واقعی تکامل رو یاد گرفتم
استاد ی جمله خیلی طلایی گفت که درک مبحث تکامل هم خودش تکامل میخواد
اینجوری نیست استاد درباره تکامل صحبت کنه و اون دکمه در وجود ما آدما روشن بشه و ما با ی اشاره بیفتیم رو غلتک
حتی من در همین رابطه فعلی که دارم در شرایطی که امروز هستم قطعا تکامل من طی شد
در این مسیر بارها من به تضاد خوردم و گاها تضادهای سخت و مشکل
اوایل میگفتم چون من عضو سایت هستم و استاد در فایل ها گفته اینجوری باشین فلان رفتار کنین گاها به مشکل برمیخوردم و ناراحتی بین ما پیش می اومد
اما ی روز گفتم تمرکز کن ببین این مسائلی که باعث ناراحتی میشه واقعا مسائل مهمی هستن؟
انصافا دیدم اندازه پشیزی اهمیت ندارن و من چقدر بچه گانه رفتار میکردم
مثلا همسرم وقتی در حال طراحی هست مث اینکه نیاز به تمرکز خاصی داره من هی باهاش حرف میزدم و اونم میگفت صبر کن که من میگفتم چرا به حرف من توجه نمیکنی
اما گفتم چه اشکال داره من اجازه بدم طراحیش که تموم شد موضوع رو بیان کنم؟؟
و امثال چنین رفتارها که زیاده
و خدارو شکر روز به روز رابطه ما عاشقانه تر و خوشحال تر پیش میره
یاد حرف استاد افتادم که میگفتن اوایل رابطشون با مریم جان باید کلی منتظر میموندم که میکاپ مریم جان تموم بشه تا بخوایم جایی بریم و با اینکه درون خودم سختم بود اما چیزی نمیگفتم تا اینکه خود مریم جان به حدی از رشد رسیدن که صورت زیبای خودشون رو بدون هیچ میکاپی دوست دارن
و خدایا هزاران بار شکرت که اصولی به نام تکامل وجود داره و همین مسیر رشد چقدر زندگی رو برای ما لذت بخش تر میکنه
یا حتی در زمینه شغلم که بارها گفتم
اوایل من کلا ی رقابت خاصی با همکارا داشتم که هر روز روش فروش اونارو چک میکردم
یا حتی هر ترفندی رو پیاده میکردم که مشتری بیاد از من خرید کنه
یا هزاران آپشن رو جنس ها میزاشتم که فلان قطعه رایگان هست مشاوره رایگان نصب و راه اندازی رایگان تا مشتری از من خرید کنه
یا هر روز از صبح تا شب مث ی دارکوب به ذهنم میکوبیدم که ای وای ظهر شد عصر شد شب شد چرا چیزی نفروختم
اما به لطف این سایت مقدس و دوره زیبا و پر بار روانشناسی ثروت اینقدر به لطف الله باورهای قدرتمند ثروت ساختم و هر لحظه با این باورها زندگی میکنم که سهم من شده تهیه جنس با کیفیت و اورجینال و فقط اطلاع رسانی به مشتری
و مابقی مسائل به خدا ربط داره اون باید سهم خودشو اجرا کنه
که هر لحظه معجزه وار خداوند پاداش این باور منو بهم میده
خدایا هزاران بار شکرت
و حتی خدا میدونه من خودم شخصا از لحاظ شخصیت بعد این دو سال به چه درجه ای رسیدم که تنها و تنها به خودم و رابطم و شغلم و این سایت بها میدم و مابقی برای من اصلا به چشم نمیان که بخوام حتی بهشون فکر کنم.
و خدارو بابت این همه رشد زیبا و سالم سپاس گذارم
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا هزاران بار شکرت
سلام ساناز جان
ببخشید من یه سوال داشتم گفتم از شما بپرسم شاید تونستید منو کمک کنید
راستش من چند وقته دارم ردی خودم کار میکنم با حس خوب،بعدش حسم گفت که الان باید تو زمینه هایی که مشکل داری تو زندگیت اقدام کنی برای تغییر
و منم اقدام کردم و کارایی که لازمه رو انجام دادم و دقیقا موقعی که میخواستم اون کارو به انجام برسونم.یهو حالم بد شد،خیییییییلی بد،الان همه بدنم درد گرفته،یه دردای عجیب غریبی که نگممممم
یعنی چند وقته من کلا افتادم رو زمین
بنظر شما این مقاومت ذهنمه که اون تغییرات رو انجام ندم؟
یا مشکل از جای دیگه س؟
واقعا من دیگه نمیدونم باید چیکار کنم!
الانم هر کاری میکنم حالم بهتر نمیشه
شما که روی خودتون کار کردید میتونید منو راهنمایی کنید
سلام استاد عزیزم ️️️
من وبرادرم مقداری پول پسنداز داریم
واز صب که بیدار شدم همش این توی ذهنم هست که خدایا کمکمون کن ما هم مثه استاد هدایت بشیم به اینکه یه زمینی بخریم که بعد از مدتی کمی چند برابر رشد داشته باشه وهمش داشتم برای خودم تجسم میکردم که ما همچین زمینی خریدیم وبعد از اینکه اون زمین چندین برابر شده من چه حسی دارم و اون حس و حس میکردم پیش خودم میگفتم پولشو چیکار میکنم واینا .بعد حس وحالم خیلی عالی شده بود.بعد ذهن منطقیم که ماشاله اونم حرفای خودشو همش داشت میزد ومنم بهش میگفتم برای استاد اتفاق افتاده برای منم اتفاق میفته وهمش راضیش میکردم وبعد دوباره یه چیزی دیگه ی میگفت . تا من هدایت شدم به این فایل که استاد دقیقا اول فایل در مورد زمینش حرف زده که جچوری شده واینا . استاد انگار داشت جواب ذهن منطقی منو میداد و ذهنم خاموش شد. نمیدونید چه حس وحال خوبی داشتم هم ذهن منطقیم راضی شد وهم اینکه نشانش امد که میشود میشود . وباتوکل به خدا ببینیم خدای مهربان ورزاق چگونه مارو هدایت میکند. من حتما نتیجه شو میام اینجا مینویسم. تا برای دوستانم یه نمونه باشه برای باور پذیر بودن که میشود
ممنونم بخاطره وجود همتون
سلام به استادعزیزم ومریم بانوی عزیز وهمه دوستانم…
خدا رو شاکرم که منو با کسی مثل شما آشنا کرد تابتونم انقدر شفاف وروشن برای هرچیزی توزندگیم راهکار داشته باشم،یعنی شما مهربون استاد انقدر تو تمام فایلهای این سایت پرمحتوا باجزئیات کامل در مورد تمام تجربه های زندگیتون صحبت کردید که درس زندگی هستند همشون، من چقدر قبلا ازسرزنش شدن می ترسیدم از قضاوت شدن واز خیلی چیزها، البته الان انقدر کم وکوتاه شده این ترس که مثل نسیم میاد ومیره وموندگار نیست تو وجودم به لطف الله اونم به خاطر اینه که من درسهامو خوب یادگرفتم از شما،😊
من قبلا همه ی عالم وآدم رو مقصرمیدونستم تو اینکه چرا اونی که میخواستم نشدم وبه قول معروف زبونم دراز بود تو مقصر کردن پدر ومادر و …..که اونا باعث اینن که من به فلان دلیل نشد اونی که باید باشم؟!!!
اصلا اونی که باید باشم رو که برای من تعریف میکنه؟؟
اون باید کیه چیه چه جوریه؟!!!
یه مینای کامل؟ بدون عیب ونقص؟! پاک ومبرا؟!! بی خطا واشتباه؟!!
نه…
درسته هرشخصی یه شخصییت تعریف شده یا یه برچسب از سمت خانواده وجامعه وحتی خداوند داره، واون خوب بودنه!!!
اما آیا اگر منه مینا بخوام تجربه های زندگیمو از سربگذرونم، بخوام تکاملم رو بگذرونم بخوام درس بگیرم از تجربه هام وآزموده بشم با خطاها واشتباهات وموفقییت هام، باز میشه بهم برچسب بدیاخوب زد؟!!!
یه چیزایی تواین دنیا مثل قدر دان بودن،صبور بودن، مودب بودن، درس خوندن وباسوادشدن، مراقبت از خودت، وخودشناسی و خداشناس بودن خیلی عالیه وبرچسب مناسبیه…
مثلا وقتی کسی میگه مینا چقدر باادبه چقدر خداشناسه،چقدر قدر دانه همه چیز هست،خوبه که تاجایی که تونست درسشو خوند و….این دست حرفها…که می تونه کلی حال آدمو خوب کنه وانرژی خوبی به ادم بده،
اما اگه منه مینا درسمو کامل نخونم،گاهی خطاکنم، خشم وعصبانیت داشته باشم وادبم از دستم در بره،یا گاهی ناسپاس بشم ناخواسته میشم ادم بد وباید سرزنش بشم؟!!
اگه منه مینا تومسیر زندگیم سعی وخطا داشته باشم،اشتباه کنم، کم بیارم، واین خطاها واشتباهاتی که تجربه های شخصی خودم هستند وهمین خوب وبد ها منو میسازن و ادم قوی از من خواهند ساخت ،از نگاه قضاوتگر دیگران،میشم ادم بد وباید سرزنش بشم؟!!!
اگر من تومسیر کاریم از نظر مالی ورشکست بشم،خطا کنم مسیرو اشتباه برم وضرر مالی بدم یا ناخواسته خسارتی به بار بیارم، که همین شکست بخواد پل پیروزی من باشه،از نظر قضاوتگر دیگران میشم آدم بدونادون ونفهم ؟؟!!!
اگه من تو زندگیم تو ازدواجم انتخاب اشتباهی داشته باشم یا اصلا دلم بخواد زندگیمو انجور که میدونم به مقصد خوبی میرسه هرچنداز نگاه قضاوتگر دیگران درست نباشه میشم ادم بد؟!!
اگر من تو تربیت فرزندم گاهی بخوام سختگیرانه عمل کنم واز دید دیگران بی رحمی به نظر بیاد اما برای زندگی وشخصیت وآینده فرزندم مفید ومناسب باشه باید از نگاه دیگران ادم بد بشم؟؟!!!
کی جز خدا میدونه چه کسی از چه مسیری تو زندگیش به خودشناسی وخداشناسی میرسه؟؟!!!
اگه کسی خودش نخواد تغییر کنه کسی می تونه تغییرش بده؟!! هرگز…
منه مینا اگه تمام اون تجربه های تلخ رو نداشتم اگه از داشتن تجربه های بد حال بد نداشتم واز خدا نخواسته بودم هدایتم کنه الان اینجا بودم تواین سایت؟!!!
استاد جان من بامرور زندگی شما از اول تا همین لحظه به این نتیجه رسیدم که تمام اون ترسها وشجاعت ها، نگرانیها و امیدها، شکست ها وپیروزیها، باهم بودنها وشراکتها و تنها موندنها واز دست دادنها وجدایی ها و وصلها و نامهربانی ها و مهربان بودن ها…
از شماساخت همینی که الان هستیدوشماکسی هستید که اجازه ندادید دیگران سرنوشتون رو بسازند،چون میدونستید که اگر اطرافیانتون سر سوزن بلد بودن واهلش بودن حداقل خودشون وزندگیشون یه تغییرمثبتی میکرد…
کار هرکسی نیست زمین خوردن وپاشدن، کار هرکسی نیست اینهمه توحیدی عمل کردن،
همیشه بد از خوب مشخصه تو زندگی همه ی ما، اما آیا میشه واقعا کسی باشه که بتونه کل مسیر رو بدون خطا واشتباه وخیلی راحت ویشبه طی کنه؟؟!!!
یکی از چیزهای قشنگی که من از شمایاد گرفتم
وبهم خیلی کمک کرده اینه که برای ثابت کردن به کسی یانشون دادن به کسی کاری نکنم که مثلا بخوام حال طرفو بگیرم یا بگم دیدی من تونستم دیدی تونتونستی،، من مسیری رو که میدونم درسته باتوکل به خدا میرم،، ازشما یادگرفتم تصمیم بگیرم و پای تصمیمم بمونم حالا هرعواقبی که برام داشت بپذیرم، من یادگرفتم منتظر کسی نباشم، از کسی که خودشم بلدنیست راهکار نگیرم، به کسی نصیحت نکنم،برای کسی جز خودم زندگی نکنم یعنی زندگی کنم برای اینکه یه نسخه خوب از خودم باشم نه یه ورژن خوب برای تایید دیگران…
من از شمایادگرفتم وقتی یاعلی گفتم وقتی مسیرم مشخصه قدم بردارم ونترسم وبدونم خداهوامو داره،واز تجربه های سختم وتلخم درس بگیرم نه اینکه بترسم ودرجا بزنم یا وا بدم..
قبلنا هراتفاقی میفتاد یا هرحاجتی وآرزویی داشتم متوصل ائمه میشدم،( مثل اون یارو که توبانک حساب نداشت واز امام رضامیخواست کمک کنه تو قرعه کشی بانک اسمش دربیاد )😀😀
از شمایاد گرفتم که خدا یه سیستمه، بابا باید یه ارتعاش مثبتی یه فرکانسی یه حرفی یه ایده ای یه حس خوبی این وسط باشه،که من بتونم وصل اون چیز خوبه که میخوام بشم،،،
من منم، مینا با یه فرکانس مخصوص ومتعلق به خودم،اونکه بهش وصل میشم،فرکانسش باهام خیلی فرق میکنه، من چطور توقع دارم بیاد توفرکانس من ویا من برم توفرکانسش، بعد اون بنده خوب خدا هرکی که هست پیامبر،امام زاده، یا بودا،یا بت یا هرچیز غیر خدا،بخواد خواسته منو بهم بده!!!
مگه کشکه؟؟!!! من تا هدفم مشخص نباشه، حال وروزم مشخص نباشه،تلاش نکنم در مسیر حق قرار نگیرم هدایت نخوام چطور توقع دارم فقط بشینم ودعا کنم به خواسته ام برسم؟!!!
یا برعکسش، من بخوام از مسیر نادرست که منبعش خداوند نیست، توفرکانسی قرار بگیرم که شاید نشانه هایی از خواسته ام داشته باشه،مطمعنن اگر هم تو اون فضا وفرکانس قرار بگیرم وخواستمو بدست بیارم فنا ونابود شدنیه…
چون اصل نیست به منبع وصل نیست..
خداوند مسیر رو نشون داده توکتاب آسمانیش، وبارها گفته بنده من باید هدایت بخواد صدام کنه تا هدایتش کنم..
مثل شما که مقصد ومقصودتون تورسیدن به خواسته هاتون تنها خدا بود بعد چیزهای دیگه دنیایی…
الان سالهاست که شما به خواسته هاتون رسیدید والگو شدید و به عزیزانتون از روی عشق گفته بودید بیاین تواین مسیر،به شاگردانتون و…
اما چه کسانی از خانواده ودوست وفامیل به شما ملحق شدن؟!!! تنها کسانیکه خودشون خواستن نه شما، چون مسیر زندگی شما وهرکس دیگه فرق میکنه،هرکسی باید یه تجربه هایی رو از سر بگذرونه تا به خود واقعی وخدای خودش برسه…
کاش همه ی ما واقعا به این یقین برسیم که ما نمی تونیم برسرنوشت وزندگی کسی تاثیر بذاریم چه خوب وچه بد، وهرکسی خودش مسئول زندگی خودش هست..
و نیازی به تنبیه برای کسیکه شکست خورده مسیر رو اشتباه رفته با قضاوت وسرزنش نیست …
ونیازی به تشویق وتعریف وتمجید وتایید برای کسی که موفق شده ومسیر خودش رو باهزارن سعی وخطا ساخته نیست…
گاهی پدر ومادرها وخواهر برادرها از روی دلسوزی میان دخالتهایی میکنن وتومسیر رشد عزیزانشون قرار میگیرند هم خودشون اذییت میشن وهم طرف مقابلو آزار میدن…
اگر هرکسی نگاه کنه به زندگی ومسیر خودش، وباور کنه وبه این یقین برسه که به اندازه تک تک آدمهای روی زمین راه وروش برای رسیدن به خداوند وخودشناسی و خواسته ها هست دیگه نمیان تومسیر تقدیر وخواسته و هدف کسی قرار بگیرن…
الگوی مناسب داشتن خیلی می تونه به آدم تو مسیر رسیدن به خواسته هاش کمک کنه…
شماکسی بودید که تا قانون رو فهمیدید بی تامل رفتید سراغش که توزندگیتون هدایت بشید….
قوی بودید نترسیدید،کم نیاوردید، وا ندادید ونا امید نشدیدکه الان در این مکان وشرایط هستید…
کاش همه ی ما انقدر قوی بشیم که بتونیم باورهای پوچ ونااگاهی هامون رو بریزیم دور ونه از گذشتگان ومسیرهای نادرستشون بلکه از کسیکه مثل شما با توحیدی بودن به خواسته هاش رسیده وزندگی که دوست داشته رو درست کرده،ماهم باتوکل وامید به مسیر مشخصمون ادامه بدیم بدون ترس،بدون نگرانی وهربار بگیم این نیز میگذرد وتوهم بگذر از ناخوشی هایی که پایدار نخواهند بود تاوقتیکه توفرکانس مثبت وعالی وهدفمند باشیم…
انوقته که دیگه منتظر تایید و تصویب دیگران نمی مونیم انوقته که دیگه مثل جاهلا دخیل نمی بندیم که کسی دیگه نیرویی غیر خداوند هدایتمون کنه…
خیلی دوستتون دارم،خدایی شما ومریم بانو جزء معدود کسانی در این دنیا هستید که به ترسها قضاوتها سرزنش ها بهاء ندادید به جسارتها وشجاعتهای خودتون بهاء دادید تا به اونچه که میخواین از طریق درست وخداپسندانه اش برسید که هم خدا ازتون راضی باشه هم خودتون😍💗💗💗💗
وهم اونهایی که تومسیرتون هستند.
خداوند به شجاعان پاداش میدهد😍😍💗
شجاعانیکه تنها برخداتوکل میکنند وتنها براو امید می بندند وحرکت میکنند
انشالله همگی مادر پناه امن خداوند شادو موفق و سلامت و ثروتمند وسعادتمند در دنیا وآخرت باشیم😘😘
الَّذینَ آمنُوا وَعَمِلُوا الصَّالحات طُوبى لَهم وَحُسنُ مَآب (رعد 29﴾
کسانی که ایمان آوردند، و کارهای شایسته انجام دادند، برای آنان زندگی خوش و با سعادت و بازگشتی نیک است.
سلام استاد عزیزم ومریم جونم
وهمه دوستانم در این مسیر بهشتی
خداروبی نهایت شاکروسپاسگزارم بابت لحظه لحظه هایی که با آرامش می گذرند ، آرامشی از جنس توحید وایمانی که مرا سبکبال کرده واینمعجزه وجودِ شما استاد جان ومریم عزیز در جای جایِ وجود و زندگیم است یک نوع دلبستگی معنوی که خداوند در این حدود دوسال روزیم نمودتا معجزه بودنتان در تمام لحظه های زیبایم جاری باشد و من تمام سعی ام این باشد که در راه راست گام بردارم و با رعایت زیبای قوانین خداوندم که از شما آموختم راه این سعادت وخوشبختی را هموارتر بپیمایم تا خشنودیش را دریافت کنم.
در حیاط نشسته ام و بوشهر به لطف خداوند بعد از باران های زیاد حسابی خنک شده و من هم پتویی دور خود کرده و روی زیراندازی نشسته ام ودو تا بالشت پشت کمرم و دارم با عشق زیر آسمان پرستاره کامنتم را می نویسم .
واقعا کنار شما ودر این مسیر بودن یعنی بیمه خداوند بودن ،احساسم فوقالعاده است
استاد کافیست دل را به خداوند بسپاریم تا دلمان را دریایی از آرامش کند ،انگار تهی هستی ،به هیچ چیز فکر نمی کنی وخیالت راحت است که اگر مسیرت همان چیزی باشد که مورد پسند خداوند است خودش هم تو را غرق نعمت می کند وآنجاست که از ته دل معنی داشته هایت نعمت ونداشته هایت هم رحمت هستند را با تمام وجود درک می کنی و من این روزها با قدم به قدم آمدن پشت سر شما در این مسیر زیبا ، چنین احساسی را تجربه می کنم ،خدایاشکرت.
سرگرم زندگیم هستم و رفت وآمدی با کسی ندارم و فقط با عزیزدلم دور دور و تفریح و عشق وزندگی واکثر وقت ها هم وقت آزاد دارم و درسایت طلایی وچه عالی تر واعجاب انگیز تر از این ،شنیدن رو دیدن زیبایی ها از دهان مبارک استادم ……
در پناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت وعالی باشید و بدرخشید، دوستتون دارم.
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
متشکرم متشکرم متشکرم
به نام خدای مهربان
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان
سلام خدمت دوستان عزیزم
خدایا شکرت چقدر این فایل عالیه
سوال اول
اگر توکل رو ساده تعریف کنیم چطور تعریف میکنیم؟
درک من از توکل
توکل به خداوند یعنی دقیقا تـــــســلــیــم خدا بودن
وقتی ما به قدرت خدا ایمان داریم یعنی توکل داریم یعنی تسلیم هستیم چون میدونیم که نیرویی برتر از ما هست که مالک و فرمانروای کل کیهانه بخاطر همین خیالمون راحته که از مسیرهای فوقالعاده هدایتمون میکنه به سمت خواسته هامون این برای افرادی هست که بندگی میکنند واقعا
ولی افرادی هم هستن مثل یه مثال استاد توی یکی از فایلها زدن که یه فردی توی یه خیابون شلوغ دنبال جای پارک بوده برای ماشینش میگه خدایا یه جای پارک برام پیدا کن به محض اینکه اینو میگه ماشین روبروش میاد و ماشینش رو از پارک میاره بیرون وقتی اونو میبینه میگه خدایا نمیخاد پیدا کنی خودم پیدا کردم
این موضوع شاید خنده دار باشه ولی خیلی درس داره لطف خداوند همیشه شامل ما میشه ولی خیلیا هستن که نمیبینن و نمیشنون و فکر میکنن که خودشون اونکار رو کردن، درکل هدایت خداوند رو نادیده میگرن و همیشه فریاد میزنن که خدایا چرا صدای ما رو نمیشنوی مگه من بنده ات نیستم
مثال میزنم از خودم
وقتی بچه بودم یه چیزی از دستم میوفتاد خراب میشد یا میشکست از ترس مامان و بابا نجواها میومد و میگفت بدبخت شدی حالا میخوای چه جوابی بدی میگفت بیا یه گوشه قایمش کن…… خیلی چیزهای دیگه یا بگو اصلا کار من نبوده ولی چون از همون بچگی متنفر بودم از دروغ گفتن میگفتم خدایا توکل کردم به خودت میرم حقیقت رو میگم هرچی شد بشه میگفتم میدونم هوامو داری بعد میرفتم میگفتم و فکر میکردم کلی بدو بیرا بهم بگن ولی در جواب چی میشنیدم؟ میگفتن اشکال نداره فدای سرت خوبه که خودت سالمی یعنی بعد اون چنان ذوقی میکردم نه بخاطر اینکه اونا اون رفتار رو داشتن بخاطر اینکه خدا هوامو داشت کلی بالا و پایین میپریدم و از خدا تشکر میکردم 😀😁🤲
یعنی خدایا من این آرزوها رو دارم ولی میسپارمشون به خودت که از بهترین مسیرها هدایتم کنی تا بهشون برسم ایمان دارم به قدرتت پس توکل میکنم به خودت و تسلیمم در برابرت
ایمان یعنی مثالی که استاد از اکبری زدن
توی سفر به دور آمریکا قسمت ۱۳۵ استاد در مورد سفرشون دقیقا این موضوع توکل و تسلیم بودن رو توضیح دادن بسیار عالی
موضوع بعدی در مورد تکامل
موضوعی که چند وقته دارم بهش فکر میکنم و برای درک بهترش از طبیعت مثال میزنم
ما توی یک سال ۴ فصل داریم که بیشتر کلا یا میگیم تابستون یا زمستون اگر توجه کرده باشید فقط همین دوتا فصله که توی مکالمات بکار میره
چرا؟
چون تابستان گرمای شدیدی داره و زمستان سرمای شدیدی داره ولی بهار و پاییر هوا نرمال و عالیه این دوتا فصل تکامل فصلهای تابستون و زمستان هستن یعنی یکدفعه ای تابستون با هوای گرمش نمیاد بهار مسیر تکاملشه یا زمستون با هوای سردش یکدفعه ای نمیاد پاییز تکاملشه آروم آروم هوا گرم و سرد میشه ولی ما بیشتر از همین تکامل فصلهاست که لذت میبریم چون هوای خوبی داره
در زندگی ماهم دقیقا همین طوره ما بیشتر از تکاملمون لذت میبریم از یادگیری مون ببشتر لذت میبریم مثلا میخوایم زبان رو یاد بگیریم وقتی یک کلمه ی جدید رو یادمیگیریم کلی ذوق میکنیم و همین یک کلمه و یک جمله است که ما در طی زمان یه مکالمه انگلیسی رو انجام بدیم ولی باید پی در پی و پیوسته انجام بدیم تا نتیجه ی دلخواه رو بگیریم
یا مثلا یکی به یه شغلی مثلا دکتری ولی هیچی درس نخونده و هیچی ازش نمیدونه یکدفعه ای بره اتاق عمل و بخواد عمل جراحی انجام بده هیچی نمیتونه انجام بده مات و مبهوت میمونه که چیکار کنه چرا چون تماملش رو طی نکرده مطمئن اگر دست بکار بشه اون آدم جنازه اش از اتاق عمل میاد بیرون
پس دقیقا مثل فصلها زندگی ما هم نیاز به تکامل داره
موضوع بعدی در مورد قرآن
من قرآن رو قبل از این آشناییم با استاد فقط عربی میخوندم یعنی سالی پنج شش بار قرآن رو میخوندم ولی هیچ درک نداشتم ازش یعنی هـــیـــچــی بعد توی اولین فایلی که از استاد در مورد قرآن شنیدم یادم نیست چه فایلی بود ولی یادمه گفتن قرآن رو با هر ترجمه ای میتونید بخونید ولی نوشته های داخل پرانتز رو نخونید این رفت توی وجودم و خیلی هدایتی یکی همون موقعها یک قرآن با ترجمه آورده بود و استاد گفت هر ترجمه ای باشه وقتی بخونید خودتون درک میکنید که داره چی میگه یادم نمیاد ولی قبلا شاید چند آیه ازش رو به فارسی خونده بودم ولی اینبار تعهد دادم بهم خودم که کل قرآن رو با ترجمه بخونم یعنی از همون روز اولی که شروع کردم به خوندن حالم دگرگون شد تا الان هرروزی که میخوندم چنان غرق میشدم توش که حتی متوجه رفت و آمد کسی نمیشدم فقط گریه میکردم میخوندم میگفتم خدایا توی این سالها من کور بودم نمیدیدم چرا اینا رو کر بودم که نمیفهمیدم و فقط یهسری کلمات عربی رو تلفظ کردنشون رو یادگرفته بودم که به قول استاد الضـــالین رو کشیده بخونم بدون هیچ درکی بعد اینکه قرآن رو با معنیش و بدون جملات داخل پرانتز خوندم اصلا یه آدم دیگه ای شدم روحم لطیف تر شد نزدیکی خدا رو بیشتر درون خودم احساس کردم آرامشم بیشتر شد شادتر شدم آروم تر شدم یعنی هر روزی که میخوندم خدا رو صد بار شکر میکردم و توی دلم از استاد تشکر میکردم و آرزوی موفقیت میکردم براشون
چقدر شگفت انگیزه این کتاب هر باری که میخونم فکر میکنم که اولین بارمه میخونمش چون درکم بالاتر میره چیزهایی رو میشنوم که دفعه ی قبل اصلا درکش نکرده بودم خدایا شکرت که در این مسیر هستم
موضوع بعدی روزه
وقتی روزه میگیریم به این معنا نیست که فقط چیزی نخوریم و هر کار نادرستی که خواستیم انجام بدیم
روزه یعنی کنترل تمام ورودی ها شنوایی، بینایی، چشایی، لامسه، بویایی همه و همه رو باید مراقب باشیم نه اینکه فقط دهن رو از خوردن بسته نگهداریم ولی مثل خیلی از افرادی که میبینیم و الان ما رمضانم هست درکش بهتره به اصطلاح طرف روزست ولی تمام وقتش رو میذاره برای بقیه که فلانی چیکار کرد کجا رفت کی روزه میگیره کی نمیگیره از گرسنگی اذیت میشن عصبانی میشن اکر فردی رو ببینن که داره یه چیزی میخوره میگن خاکبرسر با این هیکلش و هزار جور بدو بیراه دیگه بهش میگن که چرا داره میخوره آقاجان تو از کجا میدونی اون طرف شاید افکار و باورهاش سالمتر از تو باشه خیلی از اینجور افراد رو دیدم با این دید
ولی درک خودم از روزه اینکه نخوردن و نیاشامیدن خیلی به کنترل ذهن کمک میکنه یعنی وقتی خوراکی ای رو میبینی سخته جلوی خودت رو بگیری ولی اینکار رو میکنی
این برای افرادی که درک میکنن باعث میشه که از دروغ و تهمت و از هزارتا کارنادرست دیگه هم دوری کنن
یعنی ۳۰ روز اگر این روند واقعا انجام بشه از افراد یه آدم دیگه ساخته میشه چون اون گوش ندادن به ناخواستها میشه جزئی از عاداتش
اون صحبت نکردن و دخالت نکردن در زندگی بقیه میشه جزئی از عاداتش
چون اون نشنیدن ناخواستها میشه جزیی از عاداتش
چون رفتار خوب میشه جزئی از عاداتش
چون لذت بردن از زندگی ساده میشه جزئی از عاداتش
ولی بشرطی که همیشگی ادامه داشته باشه این روند نه اینکه به محض تموم شدن اسم ماه رمضون اعمال صالح افراد هم تموم بشه که متاسفانه همینجوریه
من از وقتی در این مسیر متولد شدم بیشتر زندگیم روزه بودم از رفتار و گفتار و کنترل ذهن دارم آرامش دارم و حالم همیشه خوبه چه توی این ماه چه بقیه ی ماها من برای حس خوب و رفتار درست منتظر روز یا ماه بخصوصی نیستم دیگه این روزه ای که گفتم شده تقریبا جزئی از عادت هام
سپاسگزارم استاد عزیزم بخاطر این فایل عالی که به تفکر واداشت مارو
بهترین بهترینها رو براتون آرزو میکنم
ان شاءالله که همیشه غرق در شادی و لذت و تسلیم خدا باشید
عاشقتونم بینهایت
امیدوارم در سفر به دور آمریکا بهترین لذتها رو تجربه کنید در پناه خدای مهربان
♥♥♥♥♥♥♥♥
بنام خداوندی که عادل است
سلام به استاد عزیزم ومریم جان وهمه دوستان بهشت عباسمنش
دیروز رفته بودم جایی که چندتا خانم باردار پشت سر من نشسته بودند
همینطور که این عزیزان داشتند باهم صحبت میکردند متوجه یه موضوع جالب میون گفتگوهاشون شدم
قضیه این بود که یکی از اون خانم ها دوقلو باردار بود و در عکس سونویی که داشت به بقیه نشون میداد
بغل دستیش یهو گفت مگه دوتا کیسه آب تو شکمت هست
واون خانم گفت بله
به تعداد هرقل یه کیسه اب هم وجود داره
اون خانم والبته من که ناخوداگاه صحبتهای اونا رو میشنیدم خیلی تعجب کردیم
همونجا یهو قانون وصحبتهای استاد اومد توذهنم که:
هرکدوم از ما تویه دنیای جداگانه زتدگی میکنیم فارغ از اینکه خانوادمون چه جوری فکر میکنن اگه ما تغییر کنیم دنیای ما هم تغییر میکنه و این از عدالت محض خداونده که ماخالق شرایط زندگیمونیم فارغ از آدمای دور وبرمون
و فکر نکنیم خوشبختی یا بدبختی ما گره خورده به بقیه
انقدر برام این جالب بود که همینطور قربون صدقه خدا میرفتم که
خدایا عدالت تا این حد
دو بچه دوقلو در یه شکم درشرایط مساوی وارد وجود یه مادر میشن ولی در دو کیسه مجزا نگهداری میشن
یعنی خدایا میخوای بگی از لحظه تشکیل شدنمون دنیای هرکدوممون باهم فرق داره و ربطی نداره که حتی دوقلو باشیم
دودنیای متفاوت در یک شکم
میخوای بگی شاید یکیشون به هردلیلی نتونه خودشو وفق بده با دنیای جدیدش ولی اون یکی که میتونه باید زنده بمونه
میخوای بگی خشک وتر باهم نمیسوزن و هرکی میتونه به تنهایی زندگیشو رقم بزنه
الله اکبر به بزرگیت به عظمتت به مدیریتت به قانونمندی جهانت که در همه جا رعایت میسه وبقول استاد که میگن خداوند تو قران میفرماید
در سنت و راه و روش من هیچ تغییری نیست
اینجا هم رعایت شده
دیروز تو اون مکان یکم کارا طول کشید و معطل شدم ولی همش میگفتم حتما خیره
و وقتی دقیقا تو اخرین دقایقی که اونجا بودم این مطلبو شنیدم
گفتم اگه چندساعت دیگه هم معطل میشدم می ارزید به فهمیدن این موضوع
نمیدونم ولی برا من فهمیدن این موضوع خیلی جالب و شگفت انگیز بود
انقدر خوشحال بودم از فهمیدنش و ربطش با عدالت خداوند و صحبتهای استاد که تا اومدم تو ماشین باشوق برا همسرم گفتم وامروز به خواهرم
البته که اونا شگفت زده نشدن ولی من هنوز دارم بهش فکر میکنم و تو دلم ذوق میکنم برای وجود چنین خدایی
استاد شما استاد پیداکردن نمودهای عینیه قانون تو زندگی روزمره هستید
ومنم از اینکه به عنوان شاگرد شما تونستم به محض شنیدن این حرف ربطش بدم به قانونمندی جهان و عدالت خداوند خیلی خوشحالم
خیلی برام شیرین و گوارا بود درک این موضوع واین یه فکت قوی و محکم بود برا ذهنم که دنیای هرکدوم ازما باهم متفاوته و من تنها میتونم زندگی خودمو خلق کنم .
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
به نام خدای روزی دهنده هدایتگر
سلام استاد جانم سلام مریم بی نظیرم و سلام به تمام اعضای این خانواده خاص❤
استاد جان از توکل گفتین که یعنی ایمان داشته باشی ک خداوند هدایتت میکنه در تمام زمینه ها و امید داشته باشی. توکل با امید میاد
《از رحمت خدا نومید مشوید》
از نظر من توکل یعنی یه خیال راحتیِ عمیق
مثل وقتی ک میگی سپردمش ب خدا و بعد یه نفس عمیق میکشی و خیالت راحت میشه ک خودش برات انجامش میده
حالا شاید گوشه ذهنت یه درصد کمی ب چگونگیش فکر کنی بازم اما بازم همین ک بیشتر اعتماد کردی نتیجه بهتری میگیری
به میزانی ک به خدا اعتماد کنی خدا یهتر برات انجامش میده
چون خدا یه سیستمه ک طبق قوانین ثابتش داره به درخواستت پاسخ میده
طبق قانون اگه رها باشی و ذهنتو کنترل کنی و در عین حال در حرکت باشی(یکجا ننشسته باشی و توهم نزده باشی)، این سیستم هم به درخواستت پاسخ میده
چون قوانین ثابته
هیچ اختلالی در قوانین وجود نداره
《هرچه هست از قامتِ ناسازِ بی اندام ماست
ور نه تشریفِ تو بر بالایِ کس کوتاه نیست
بندهٔ پیرِ خراباتم که لطفش دایم است
ور نه لطفِ شیخ و زاهد، گاه هست و گاه نیست!》
.
ما باید مسیر فکریمون درست باشه تا در مدار دریافت الهامات قرار بگیریم
وقتی کانون توجهم رو کنترل کنم وقتی تمام وجودم رو روی هدفم بذارم وقتی دائم بهش فکر کنم و براش قدم بردارم ،در الهامات خدا باز میشه و بهترین میشم توی اون کار
چون خداوندی که به تمام ایده های ناب و دسته اول دسترسی داره اون ایده ها رو به قلبم الهام میکنه
ایده هایی ک هیچکس حتی فکرشم نکرده و نمیکنه
ایده هایی ک قبل از اون تو مخیلم نمیگنجید
واقعا چه خدایی جاااانم..
چه سیستمی چ جهانی جاااانم..
خدارو هزاران بار شکر
…
تکامل به معنای گذر زمان نیست به معنای تجریه کردن های پیاپی هست
هرچقدر بیشتر تو اون موضوع خاص تجربه کنم قدم بردارم عمل کنم و در عین حال رو باورام کار کنم پله ها رو چند تا یکی طی میکنم و چی ازین بهتر؟؟😍😀
نه اینکه پله ها رو طی نکرده برم بالا
بلکه از روشون رد میشم و روی هر پله استاپ نمیکنم و زمانم رو سِیو میکنم برای پله های بالاتر
چقدر این سیستم زییاست
چقدر این تعریف از قانون تکامل جامع و روشنگره
واقعا استاد عزیزم کی میتونست بهتر از شما اینقدر روان و ساده قانون به این مهمی رو به ما توضیح بده؟؟؟
خدارو شکر برای وجودتون
خدارو هزاران بار شکر برای بودنتون در زندگیم
…
یک باور مهم: من باید همیشه تحت هر شرایطی ورودی مالی داشته باشم
در کنارشم تحقیق و بررسی و کسب مهارت و کار کردن روی خودم
چیزی ک شاید برای خود من ۳ سال زمان برد تا درکش کنم!!
اما خدارو بی نهایت شکر ک در بهترین زمان درکش کردم و قدم برداشتم و درهای رحمت خدا ک هنیشه منتظر ماست به روم باز شد
هر روز داره اوضاع بهتر میشه
هر بار داره هدایتها واضح تر میاد
و من ذوق زده از فردای خویشم…
..
استاد جانم این فایل هم مثل تمام فایلهاتون دنیایی از درش و درک و آگاهی داشت برام
سایتون مستدام استاد جانم
خیلی خیلی دوستتون دارم از صمیم قلبم
جزایر هاوایی خوش بگذره بهتون
مریم جانم عاشقتم تو واقعا الگو و نمونه ای
عاشقتونم
..
الهه