مصاحبه با استاد | اگر به سمت کمال حرکت نکنی، به سمت زوال کشیده می شوی - صفحه 13 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | اگر به سمت کمال حرکت نکنی، به سمت زوال کشیده می شوی
    226MB
    21 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | اگر به سمت کمال حرکت نکنی، به سمت زوال کشیده می شوی
    19MB
    21 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

522 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مریم مهدوی فر گفته:
    مدت عضویت: 1189 روز

    ای خدایی که چو حاجات به تو برگیرند

    هر مرادی که بودشان همه در بر گیرند

    جان و دل را چو به پیک در تو بسپارند

    جان باقی خوش شاد معطر گیرند

    سلام به روی ماه استاد بزرگوارم و مریم بانوی عزیزم

    و همه دوستانم در ادامه با عشقِ این مسیر جادویی

    خدای مهربانم، قلبم را هر لحظه به روی قدردانی باز

    می کنم و به خود می گویم چقدر من ثروتمند و سلامت هستم ،

    چون آدم های زیادی را می شناسم که سالم هستند اما هزاران آرزو دارند و

    آدمی هم هست مریض احوال و او تنها یک آرزو دارد…

    روزی هزار بار بابت هدایتم به این مسیر جادویی خداروشاکروسپاسگزارم، بابت تک تکِ درس ها و

    آموختن ها و عمل کردن ها که کلا جهانی دیگر را

    به رویِ زندگیم گشود ،جهانی لبریز از آگاهی که به راحتی می توانستم در هر قدم آگاهانه از خداوند طلب هدایت کنم و آنقدر ذهن و قلب و روحم را در هماهنگی قرار دهم که مسیردرست را با نورِ نشانه های واضح و آشکارِ خداوند دریافت کنم .

    بی شک قانون تکامل در تغییر اساسی برخی عادات و رفتارهایم بسیار مثمرثمر واقع شد و با آگاهانه عمل کردن به نکات طلایی و ارزشمند استاد ، چشم و دلم

    باز شد به اینکه هرلحظه قدردان باشم و نعمت های

    بی شمار دورو برم را باعشق ببینم و به قولی

    دائم اُلشُکر شوم .

    مدیریت هزینه ها را آموختم ،دیگر خرج های بیهوده

    آگاهانه کنار رفتند ،چیزهای که ضروری بودند

    با هم فکری مصطفی جان خریداری کردیم و تا به امروز ادامه دارد و نتیحه اش چندبرابر شدن موجودی حسابمان شد و خیروبرکت هایی که به لطف خداوند در زندگی مان شاهد آن هستیم .

    خب من چون از مجردی کار می کردم ،هرچه که دلم می خواست خریداری می کردم و تقریبا چیزی نبود که به دلم بماند و البته بعد به واسطه ناآگاهی هایم و زندگیه که در آن بودم ، خرج های غیر ضروری و حمایت های ناسالم از افراد زندگیم هم انجام می دادم ولی مهم

    امروز می باشد که خداروشکر همه چیز بنیادین در وجودم تغییر کرد و بعد انعکاس آن را در دنیای بیرونم می دیدم آن هم کاملا تکاملی چون

    تمام‌ِ مقاومت هایم نسبت به هر رفتار مخربی

    آرام آرام از بین رفت و شخصیتی متفاوت

    شروع به رشدو شکوفایی کرد چون

    دیگر دوست داری زیبا بیندیشی،رفتار کنی و زندگیت در تمام ابعاد زیبا و خدایی باشد.

    نه من دیگر آن انسانِ قبل هستم و نه رفتار جهان بامن

    شبیه قبل هست چون با تمام وجودم به قدرت هر لحظه فرکانس هایم به جهان باور دارم،

    باور دارم که تا به امروز اگر عاقل و آگاه باشم

    می دانم که هرروز بودنم با شوروعشق و شعف در این‌مسیر توحیدی و سراسر نور و روشنایی

    مملو از هدایت های زیبای خداوند

    باعث خلق چه بهشتی در زندگیم شده ام که

    خود می دانم چه کرده ام

    که هر لحظه طعم خوش آرامش و احساس عالی و شاکر بودن را دارم‌ می چشم و باعث شده

    دروازه ای از نعمات خداوند به رویم باز باشد

    من برای رسیدن به این بهشت بها داده ام بنابراین برایم ارزشمند است و لحظه ای نمی خواهم

    از این گلستان پا بیرون‌بگذارم چون

    این‌گلستان با عطر خوش حضور خداوند عطرآگین شده است

    عطری که تمامِ وجودو زندگیم را معطرکرده و من مست این حضورم و این عطر ناب …….

    در پناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت، ثروتمند، سعادتمند، موفق و عالی باشید و بدرخشید، عشق بهتون.

    خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    متشکرم متشکرم متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    زهرا بهرامی گفته:
    مدت عضویت: 1626 روز

    سلام و سپاس از استاد عزیز و مریم شایسته مهربان

    مرسی از استاد عزیزم که اینقدر واضح و شفاف به رویکرد و راه حل اون اشاره کردن.

    بله موضوع کاملا درسته و از نظر علمی هم وقتی بدن ما شرایطی رو تجربه می‌کنه و این تجربه توسط سلول‌های بدن ما چندین بار تکرار میشه به دلیل اینکه ما سیستممون به گونه ای طراحی شده که همیشه خواهان چیزی بهتر از قبل هستیم بنابراین بعد از یک تجربه میتونیم از اون بگذریم چون تجربش کردیم و این ممکنه برای روح ما کافی باشه به عنوان مثال در مورد پول میشه گفت مواقعی که ما پول در حسابمون‌ همیشه هست و همیشه تجربه سفر ،خرید،و پول داشتن رو داریم حالا دیگه راحت تر میتونیم از این پول بگذریم میتونیم راحت تر اونو ببخشیم چون اینجا ما خواهان یه تجربه بالاتر مثلا از نوع بخشش هستیم وقتی اون پولو می‌بخشیم حالا به اون تجربه قبلی یه حس متعالی تر از جنس بخشش هم اضافه میشه .روح ما هر آن خواهان تجربه ای بالاتره و جالبیش اینجاست که جهان بلافاصله واکنش نشون میده و چه ما بخواهیم یا نخواهیم شرایط مرحله بالاتر (وارد مدار بالاتر)برای ما مهیا میشه، و مانمیدونیم چطوری چون این سیستم جهانه و ما از جایی که نمی‌دونیم برای ما ایجاد میشه همون طور که در قرآن آمده.بسیار سپاسگزارم از استاد که همیشه میزنه تو خال و دقیقا به نکته اصلی اشاره می‌کنه.جهان فوق‌العاده قشنگه این عدالت خداونده هر چی که هست زیبایی مطلقه وهمه چیز سر جای درست خودش قرار داره ،من یادم میاد سالهای دوری که دبستان بودم توی کتاب دینی ما مطلبی بود که هیچ وقت اونو نمی‌فهمیدم ولی این روزها این جملات مثل تصویر جلوی چشم منه اون موقع ها توی کتابا می‌نوشتن ولی درک من به اون اندازه نبود و اون جمله این بود: جهان هستی دارای نظم و شعور خاصی است.و چه قدراین جمله شکوهمنده .درسته ما اون موقع کوچک بودیم و شاید اینو درک نمی‌کردیم ولی حالا که متوجه شدیم میتونیم به بچه هامون یاد بدیم و ذهن و چشم اونارو نسبت به شگفتی جهان به این کنش و واکنش پر از عدالت روشن کنیم.اینکه سعی کنید جاهل از دنیا نرید همینه .ما با تعقل کردن در کار دنیا خیلی چیزا رو یاد میگیریم.این دنیا خودش مدرسه است یه دانشگاه بزرگه و استاد بزرگ عالم با تدبیر ودانایی خودش بهمون یاد میده فقط باید بخوایم باید ببینیم ناظر باشیم باید خودمونو بسپاریم بهش و خیالمون راحت باشه چون هر چی که هست تحت نظارت و فرمان اونه .ما با کار کردن روی خودمون از خودمون چیزی می‌سازیم که دیگران تعجب میکنن شاید نتونن به زبون بیارن ولی کاملا متوجهش هستن.به خدا اطمینان کنیم.اون هوش برتره اون آگاهیه مطلقه.من عاشق این شکوه و جلالم و به خودم می بالم که بنده یه همچین وجودی هستم.بینهایت از شما استاد عزیزم و مریم جون سپاسگزارم که این بستر رو فراهم کردید.سپاسگزار خداوند مهربانم هستم امیدوارم وجودتون همیشه و هر لحظه پر از خداوند باشه .در پناه حق.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    رحمان جلالی گفته:
    مدت عضویت: 1167 روز

    به نام خالق هستی

    سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته و همه دوستان

    استاد شما و خانم شایسته در هر فایلی که نگاه میکنم بدون استثناء آرامش دارین و همیشه با خوتون در صلحین واقعا قابل تحسینه. یه الگوی بی نظیرید.

    من قبلا که با قانون آشنا نبودم و چیزی در موردش نمیدونستم وقتی به یه تضاد یا مشکلی میخوردم خیلی احساسم بد میشد و اینقدر ذهن اون رو بزرگ میکرد و من رو کوچیک که 100 درصد کانون توجه می‌رفت روی نبودن و نمیشه و نمیتونی و خلاصه کمبود.

    اما از وقتیقانون رو در حد تکامل الان خودم درک کردم وقتی به تضاد میرسم یه استپ میکنم و قبل اینکه ذهن شروع کنه به نجوا من حرفای استاد رو مرور میکنم:

    طبق قانون برای حل این تضاد چه کار باید بکنم و چه کار میتونم بکنم؟؟؟؟

    طبق قانون احساس خوب = اتفاقات خوب

    طبق قانون احساس بد = اتفاقات بد

    طبق قانون تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثنا‌ء بازتاب باورها و فرکانس های خودمونه پس هیچ عاملی بیرون از من مانعی برای رسیدن به خواسته‌هام یا عاملی برای دستیابی به خواسته‌هام نیست و هر چه هست درونه منه و باور منه.

    وقتی توحید رو قبول دارم و تسلیمم در برابر رب خودم و به قول خانم شایسته:

    استاد عباس منش به گونه‌ای معنای توکل و تسلیم بودن را به من آموخته‌ که‌، بتوانم در شرایطی کانون توجهم را کنترل کنم و از درون به احساس خوب برسم که‌، اوضاع اصلاً مطابق میلم نیست.

    استاد عباس منش به گونه ای ایمان به غیب را به من آموخته که بتوانم در شرایط نادلخوه‌، بی‌آنکه ایده‌ یا راه حلّی داشته‌باشم یا روی قول و کمک فردی بتوانم حساب کنم‌، به خود بگویم فارغ از اینکه شرایط بیرونی چیست‌، من از درون خود را به آرامش می‌رسانم با این اطمینان و یقین که‌، محال است من به احساس اطمینان قلبی و آرامش برسم‌ و آن شرایط‌، هرچقدر هم نادلخواه‌، به نفع من تغییر نکند‌

    واقعا وقتی آدم مدام این قوانین رو مرور میکنه دیگه احساسش بد نمیشه با برخورد به تضاد و آروم میشه که البته تکامل خودش رو میخواد.

    سپاس از استاد و خانم شایسته

    در پناه الله یکتا شاد و تندرست باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  4. -
    زهرا کریمی گفته:
    مدت عضویت: 1302 روز

    سلام استاد عزیزم ممنونم به خاطر این جلسه از مریم جون عزیز اشاره کردیم به اینکه یک درصد خیلی کمی از درآمدمون رو خرج کنیم برای خودمون ل خرید لباس من اصلاً وقتی به این موضوع فکر می‌کنم هم اذیت می‌شم که از ورودی مالی کمی که دارم یه درصد خیلی کمی خرج کنم شما توی دوره 12 قدم هم به این موضوع اشاره کردید توی جلسه چهارم قدم دوم که با پول دوست باشیم من خیلی تلاش کردم 6 7 ماه تلاش کردم نتونستم یلی برام سخته و فکر می‌کنم که زمانی بتونم موفق بشم که ورودی مالی خیلی بالایی داشته باشم ولی وقتی که بیشتر فکر می‌کنم می‌بینم وقتی که من به مرور زمان و با تکامل ورودی مالیم بیشتر بشه پس همیشه برام عادیه همونطور که یک میلیون برای من الان عادیه بعداً 100 میلیونم برام عادی میشه و من اون موقع خیلی برام راحته که همه اون 100 میلیونو برم وسیله بخرم و خرج کنم و اینو حق خودم بدونم گه مثلاً 5 تومن از اون 100 میلیون کارتم باقی بمونه همش ذهنم درگیر می‌شه که خب حالا چی بخرم واقعاً خیلی سخته این کار انقدر برام سخته حتی نمی‌خوام بهش فکر کنم اما چاره‌ای نیست برای اینکه به زوال کشیده نشم مجبورم که خودمو درست کنم این عادت بد رو بذارم کنار و رابطم با پول رو درست کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  5. -
    حسین و نرگس گفته:
    مدت عضویت: 2090 روز

    وَکَذَٰلِکَ نُرِی إِبْرَاهِیمَ مَلَکُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ

    و این گونه فرمانروایی و مالکیّت و ربوبیّت خود را بر آسمان ها و زمین به ابراهیم نشان می دهیم تا از یقین کنندگان شود.

    فَلَمَّا جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ رَأَىٰ کَوْکَبًا ۖ قَالَ هَٰذَا رَبِّی ۖ فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَا أُحِبُّ الْآفِلِینَ

    پس چون [تاریکی] شب او را پوشانید، ستاره ای دید، گفت: این پروردگار من است؛ هنگامی که ستاره غروب کرد، گفت: من غروب کنندگان را دوست ندارم.

    فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَٰذَا رَبِّی ۖ فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِنْ لَمْ یَهْدِنِی رَبِّی لَأَکُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّینَ

    هنگامی که ماه را در حال طلوع دید، گفت: این پروردگار من است؛ چون ماه غروب کرد، گفت: یقیناً اگر پروردگارم مرا هدایت نکند بدون شک از گروه گمراهان خواهم بود.

    فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَهً قَالَ هَٰذَا رَبِّی هَٰذَا أَکْبَرُ ۖ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ یَا قَوْمِ إِنِّی بَرِیءٌ مِمَّا تُشْرِکُونَ

    وقتی خورشید را در حال طلوع دید گفت: این پروردگار من است، این بزرگ تر است؛ و هنگامی که غروب کرد، گفت: ای قوم من! بی تردید من [با همه وجود] از آنچه شریک خدا قرار می دهید، بیزارم

    إِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِیفًا ۖ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِکِینَ

    من به دور از انحراف و با قلبی حق گرا همه وجودم را به سوی کسی که آسمان ها و زمین را آفرید، متوجه کردم و از مشرکان نیستم.

    سلام خدمت عزیزان

    داستان رسیدن به خواسته ها و گذر از اونها، همون داستان ابراهیم نبیه!! اینکه خواسته ای در ما شکل میگیره و نسبت بهش اشتیاق قلبی پیدا میکنیم، به سمتش حرکت میکنیم، و وقتی بهش میرسیم درک میکنیم این جمله حضرت ابراهیم رو که:

    لَا أُحِبُّ الْآفِلِینَ

    من افول کنندگان رو دوست ندارم!! من چیزی رو که از خودش وجودی نداشته باشه رو دوست ندارم!!

    خیلی حرف پشت این کلمه هست..

    به جز ذات پروردگار همه چیز افول میکنه.. همه چیز مظهر اوست و در همه جا جاری و ساریه.. اما هیچ چیز مظهر اتم و کامل او نیست.. همه چیز افول میکنه..

    حرکت ما به سمت خواسته ها مثل حرکت ابراهیم نبی، درک تهی بودن اون خواسته ها و رسیدن به نگاه توحیدی پشت اون خواسته است.. اگر حضرت ابراهیم به دنبال ماه و ستارگان نبود و پروردگارش رو جستجو نمیکرد و تهی بودن اونها رو درک نمی کرد، هرگز به درک خدای اونها و خالق اونها نمی رسید..

    و خدا میفرماید اینگونه ما مالکیت خودمون بر سرتاسر گیتی رو به ابراهیم نشون دادیم.. هیچ کس در عالم نیست که خدا رو اونطور که هست درک کنه.. هیچ کس به توحید صد در صد نخواهد رسید.. چون حقیقت بی نهایته و وجود خداوند لایتناهیه..

    لکن ما را چاره نیست از این حرکت همراه با این نگاه.. خدا میفرماید در جستجوی من باشید و در پی این جستجو زندگی و کسب و کار و روابطتتون رو بسازید.. اما همیشه این نگاه ابراهیمی چراغ راهتون باشه که اگر به هر خواسته ای رسیدید و درک کردید که عامل خوشبختی شما نبوده و بر شما ربوبیت نداشته ازش گذر کنید، مثل ابراهیم.. این گونه منو هر بار بیشتر خواهید شناخت و لذت حقیقی که بی قید و شرطه بیشتر درک خواهید کرد…

    بتهای ذهنی ما که خوشبختی رو بهشون گره زدیم.. همون چیزهایی که خوشبختی رو در اونها جستجو میکنیم.. وقتی به اون خواسته ها میرسیم و پوچ بودنشون رو درک میکنیم، اون بتهای ذهنی خاموش میشن و ما به نگاه درستی که در ورای اون بتهای ذهنی بوده میرسیم.. و توحیدمون عمیق تر میشه و حالمون بهتر میشه و وجودمون بزرگتر میشه..

    وجود ما چیزی نیست جز گستره آگاهی ما از خداوند که در عالم به شکل زندگی کنونی ما نمود پیدا کرده

    و صد البته که این حرکت ها و کسب و کارها و تلاش های انسان باید باشه تا به اون نگاه برسه..

    اگر ابراهیم افول ستارگان رو درک نمیکرد، هرگز به خدای ستارگان آگاه نمیشد…

    این حرکت ها، این خلقت، این جهل بشر، این تداخل رنگ ها، این ترکیب جادویی حق و باطل، این ترنم هستی در حرکت تار الهی از فراز ملکوت به فرود ماده، این باید میبود تا هستی شناخته و درک بشه…

    و چیزی که خطرناکه موندن در باطله که مزمحل میشه.. آب اگر گذر کرد پاک هست و پاکی بخش.. و حیات رو با خودش به ارمغان میاره و زندگی به عالی ترین شکل متجلی میشه.. و الا میشه گندابی متعفن

    نْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَالَتْ أَوْدِیَهٌ بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَلَ السَّیْلُ زَبَدًا رَابِیًا ۚ وَمِمَّا یُوقِدُونَ عَلَیْهِ فِی النَّارِ ابْتِغَاءَ حِلْیَهٍ أَوْ مَتَاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ ۚ کَذَٰلِکَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَالْبَاطِلَ ۚ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَیَذْهَبُ جُفَاءً ۖ وَأَمَّا مَا یَنْفَعُ النَّاسَ فَیَمْکُثُ فِی الْأَرْضِ ۚ کَذَٰلِکَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ

    خدا از آسمان آبی نازل کرد که در هر درّه و رودی به اندازه گنجایش و وسعتش [سیلابی] جاری شد، سپس سیلاب، کفی پُف کرده را به روی خود حمل کرد، و نیز از فلزاتی که برای به دست آوردن زینت و زیور یا کالا و متاع، آتش بر آن می افروزند، کفی پُف کرده مانند سیلاب بر می آید؛ این گونه خدا حق و باطل را [به امور محسوس] مَثَل می زند. اما آن کفِ [روی سیل و روی فلز گداخته در حالی که کناری رفته] به حالتی متلاشی شده از میان می رود، و اما آنچه [چون آب و فلز خالص] به مردم سود می رساند، در زمین می ماند. خدا مَثَل ها را این گونه بیان می کند [تا مردم جریان خلقت و حقیقت را بشناسند.]

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  6. -
    علی ممبینی گفته:
    مدت عضویت: 1733 روز

    به نام خالق جهان هستی

    درود به استاد عباسمنش عزیزم و خانم شایسته عزیز

    یکی از چیزهایی که راجب استاد دوست دارم منطقی بودنشه،انقدر منطقی راجب قانون صحبت میکنه و دلیل میاره که آدم راحت قانع میشه و میگه بابا این دقیقا خود واقعیته

    برعکس بعضی از اساتید که انگار دارن یه داستان فانتزی تعریف میکنن

    و همین موضوع خیلی تونسته تو روند تغییر باور من تاثیر بذاره دمتون گرم استاد لازم دیدم این نکته مثبت رو یادآوری کنم بهتون

    این فایل کلی نکته داشت و باعث شد بفهمم باید روی چه دیدگاها و عادت هایی کار کنم که باعث عملکرد و نتیجه بهتر من بشه

    یکی از این دیدگاها دوستی با پول بود که بعد از تموم شدن فایل درجا رفتم قسمت عقل کل و بیشتر راجبش تحقیق کردم

    به شخصه آدمی بودم که با گفتن «حالا این که چیزی نیست بیشترشم میاد» خیلی خودم رو گول میزدم و حسابم رو خالی میکردم و خودمو تو شرایط سختی قرار میدادم و احساسم بد میشد بعد تازه فکر میکردم دارم به قانون عمل میکنم!!! همیشه احساس میکردم یه جای کار ایراد داره و درونم همیشه همین حرفو میزد که پولاتو درست خرج کن اما چون احساس میکردم این کار خسیس بودن منو نشون میده هرگز اینکار رو نکردم و دمتون گرم استاد که خیلی منطقی راجب خرج کردن و رابطه با پول توضیح دادید به شخصه خیلی بدردم خورد

    بحث دیگه ای که خیلی بدردم خورد و یادآوری خوبی بود این موضوع بود که(اگر چیزی بهتر نشود بدتر میشود) درواقع همه چیز میل به نابودی و بی نظمی دارد و آنچه جلویش را میگیرد ما هستیم

    که این نکته رو به من یادآوری کرد از خواب شیرین بیدار بشم و بلند بشم در مسیر علایقم حرکت کنم

    دمتون گرم استاد بابت این فایل فوق العاده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  7. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2014 روز

    بنام خدای مهربانم

    سلام ب استاد عزیزم و مریم بانوی زیبا

    سلام ب همگی دوستان قشنگم

    ردپای 26 شهریور 404

    ردپای 8و9 چله

    و روزشمار تحول زندگی من

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    چ همزمانی قشنگی امروز هدایت شدم ب فیلم نتایج دوستان قسمت 15 آقای عطار روشن

    ایشون داشت درمورد همین وام نگرفتن ،قسطی نخریدن صحبت میکرد

    و داشت میگفت چقدر خوب باور کردم ابن حرف استاد و بعد از باور کردن این موضوع دیگه هرگز سمت این کارا نرفتم دست چکم و هم پاره کردن و ..

    والان استاد میگفت دلیل اینکه بعضیا همیشه صفر هستن بخاطر اینکه هرچی میاد تو حسابشون سریع میرن خرجش میکنن

    قسطی خرید میکنن

    و بدتر اینکه همه پولشون و خرج میکنن

    اعتراف میکنم من جز اون بعضی ها هستم

    من چند کارو امتحان کردم

    یا اینکه درآمدم هم زیاد نبود

    میرفتم تمامش و هزینه میکردم طوری ک آخرای ماه پول کرایه هم برام نمیمونه

    بعد اینقد تحت فشار قرار میگرفتم ک اون کارو ول میکردم میگفتم حتی پول کرایه ام و در نمیارم بیخیال کار

    تو خونه بشینم بهتره

    چ نکته ی مهمی

    هرچیزی و اگه بهتر نکنی بدتر میشه

    ما چیز ثابت یا حالت ثابت نداریم

    یا ب سمت جلو حرکت می‌کنیم و پیشرفت میکنیم یا سقوط میکنیم میریم پایین

    بهترین راه برای افزایش عزت نفس و اعتماد ب نفس ،افزایش مهارتها و توانایی هامون هست

    هر تضادی ک تو زندگی مون وجود داره اومده ک خواسته مون و واضح تر کنه

    اتفاقا تضادها ن تنها ب رشد ما کمک میکنن بلکه سوخت جت هم میشن برای ما

    برای حرکت کردن

    اهرم رنج و لذت

    تنها روشی ک روی ذهن تاثیر گذاره برای خلق عادت‌های جدید ک ذهن ب شدن باهاش مقابله میکنه

    دیروز هدایت شدم ب یکی از قسمتهای سریال زندگی در بهشت

    استاد و مریم عزیزم رفته بودن ی فروشگاه هیولا بزرگ لیست خریدی ک بچه گفته بودن برای یکماه و خرید کنن

    اصلا باورم نمیشد استاد یک روزی اون استایل و داشته مث یک رویا میمونه

    و این نشون میده چقد انسان توانایی داره

    خداوند چ قدرتی ی ما داده برای خلق زندگی مون

    استاد تو اون قسمت کلی شیرینی و نوشیدنی ،نون و برنج و ..خرید

    و داشت میگفت من تمام تمااام این محصولات و تست کردم ک زائقه ام و متوجه بشم الان برای اینه ک خیلی راحت دارم از خیلی چیزا میگذرم و وسوسه نمیشم ک بخرم

    همین آدم بعد ی مدت ب این نتیجه رسید ک باید دوباره تغییر در خودش ایجاد کنه

    چون خواسته اش با این تضاد اضافه وزن و.. بهش رسیده بود

    این بود ک میخوام بدن پرانرژی داشته باشم

    عمر مفیدی داشته باشم

    سرحال تر و سبک‌تر باشم

    زمان بیشتری داشته باشم برای اهدافم

    و بیشتر لذت ببرم از زندگی

    وقتی ک خواست خدا هم هدایتش کرد

    ب دوره قانون سلامتی

    و با همین اهرم رنج و لذت تونست برنامه ذهنش و تغییر بده

    و الان دارم میبینم نتیحه شو استاد حداقل 10 سال جوونتر ب نظر میان ماشاالله

    پوستشان خییلی عالی شده

    آرامش صداشون خیییلی بیشتر شده

    نفس کشیدن شون

    حتی فرم ایستادن شون قبلا همیشه لم میدادن روی میز ولی الان کمرشون صاف

    عضلاتشون خییلی زیباست

    استایل شون واقعا بی‌نظیر و منحصر ب فرده

    خیییلی تحسین میکنم استایل زیبایی ک استاد ب راحتی و با لذت برای خودشون خلق کردن

    این باور و بهم میده ک همه جیز ممکنه غیر ممکن وجود نداره

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    عجب روز پربرکتی بود امروز خدابا مرسی

    بابت دوش آب عالی ک گرفتم چقد سرحال تر و پرانرژی تر شدم

    خدایا شکرت بابت پروانه ی بسیار زیبایی ک امروز دیدم

    الهی شکرت بابت فرصت عالی ک برام فرام کردی از 9 شهریور تا الان خونه خلوته برای من خالی شده تا روی خودم عالی کار کنم با طی تکامل

    خدایا شکرت بابت هدایتم برای الگوی شلوار راحتی، خیلی راحت نو چند دقیقه کشیدم مطمئنم عالی میشه با هدایت الله

    خدایا شکرت بابت پارچه شلواری ک مادر برام خریده

    خدایا شکرت بابت ده تا انگشت سالم و قشنگم امروز تک تکشون رو بوسیدم

    و شکر گزاری کردم بابت شون

    چون تمام کارهام و با دستم و انگشتانم انحام میدم

    بعد تصویری اومد تو ذهنم از فیلمی ک خاستگار دوماه پیشم برام فرستاده بود

    فیلم ی دختر و پسر جوون و کم سن ک نامزد بودن ، توی ی پارک ساعت 3 ونیم شب

    دختره میگفت از مزایای نامزدی اینه ک میتونیم ساعت 3 ونیم شب بیاییم بیرون و خانواده هامون دیکه گیر نمیدن

    چهار زانو روب روی هم نشسته بودن و عشق بازی میکردن

    همدیگه رو نوازش میکردن

    بعد دختره گفت میخوام بینی مو مث تو عمل کنم و..

    بعد ی جا دست نامزدش و گرفت کلی قربون صدقه دستش رفت و

    شروع کرد تک تک انگشت هاشو بوسیدن

    نمیدونم چرا حسم بد شد

    قلبم تایید نکرد این کار رو

    شایدم من اشتباه میکنم

    ولی من دارم یاد میگیرم از دوره احساس لیاقت ،خودم مهم تربن شخص زندگی خودم هستم

    من باید خودم خلا درونیم و پر کنم.

    اینقد ک از سرریزش ب دیگران

    ب شریک عاطفیم ببخشم

    من باید اول خودم خودم و سیراب کنم

    از عشق

    از تحسین

    از احساس لیاقت

    از احساس ارزشمندی

    و برداشتی ک از طرز فکر این شخص خاستگار داشتم ،این بود ک ایشون همچین رابطه ای میخواد

    رفتاری مث این رفتار مورد پسندش هست..

    ک این رفتار در توان من نبود

    اصلا نمیتونستم بهش فک کنم

    خدابا صدهزار مرتبه شکرت

    من عاشفتمممم

    مرسی ک خوابم و پروندی تا بقیه کامنتم و بنویسم

    مرررسی ک بهم فرصت نوشتن و ی صلاه دیگه دادی

    خدایا سپاس میگوبم تورا بابت هدایتم ب ابن مسیر تازه داره برام روشن میشه ک جقد تغییر کردم و خودم آکاه نبودم بهش

    با آکاهی های ارزشمند استاد عزیزم

    استاد و مریم عزبزم خیییلی دوستون دارم

    سپاسگزارم بخاطر تمام تلاشی ک هرروز دارین برای بهبود زندکی ما میکنین

    خدا ب زندگی تون برکت بده

    عشق بده ،لذت بیشتر بده

    ثروت بیشتر بده

    سلامتی بیشتر بده

    عاشقتونممم

    راستی ی نشونه ک دیروز دریافت کردم خیییلی باحال بود ،خواهرم فقط ی لینک از اینستا برام فرستاده بود،حسم گفت بازش کن

    وقتی باز کردم ی صفحه ی چت دیدم ک درحال تایپ بود، چت ی دختر تو صفحه ی پسری ب اسم ایمان ی قلب هم کنارش

    چند ثانیه اول متوجه نشدم چ خبره

    بعد دوزاریم افتاد خخخخخخخ

    گفتم ببییییین زکیه این نشانه ی واضح و روشن توعه واقعا جهان سوپراییزم کرد

    ی نشونه کاملا متفاوت ودجدبد

    این پست مال ی خانم روانشناس بود ک صفحه چت شخصی یک زوج و گذاشته بود ک درحال چت بودن

    برای تبلیغ کار خودش

    ولی من نشانه خودم و دریافت کردم ک ب زودی این اتفاق برای من میفته

    خدایا شکرت هر اتفاقی بیفته ب نفع منه

    ایاک نعبد و ایاک نستعین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  8. -
    لهیا فداکار لنگرودی گفته:
    مدت عضویت: 2038 روز

    با سلام به استاد عزیزم خانم شایسته عزیزم و خانواده عباسمنشی ام

    یکی از بزرگترین مشکل ما آدمها نداشتن عزت نفس هست که باعث ایجاد خلاء در همه ابعاد زندگی مون میشه . آدمی که دندونش درد میکنه با همون درد ببرین در بهترین پنت هاوس دنیا ، در بهترین ماشینهای دنیا ، در بهترین مکانهای تفریحی دنیا هم بگذارید از اون مکانها هیچ لذتی نمیبره چون بیماره و درد داره . نداشتن عزت نفس در ما آدمها هم به نوعی مثل همون دندون درده که وقتی کسی عزت نفس نداره در خودش خلاء های زیادی رو احساس میکنه و این خلاء رو با هیچ چیزی نمیتونه پر کنه اگر همه ثروتهای دنیا رو هم بهش بدیم باز هم پر نمیشه چون با خودش در صلح نیست چون خودش رو دوست نداره چون احساس لیاقت و ارزشمندی در خودش نداره بنابراین از داشته هاش هیچ لذتی نمیبره . اما وقتی انسان به لیاقت ارزشمندی خودش پی میبره و با خودش در صلحه از کوچکترین داشته اش هم لذت میبره اون داشته ها هم براش ارزشمند و بزرگ میشه چون خودش بزرگ شده و وسعت پیدا کرده . من همیشه یک مثال برای خودم دارم انسان تشنه ، هرچقدر هم آب نمک بخوره تشنه تر میشه .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  9. -
    مریم گفته:
    مدت عضویت: 1275 روز

    به نام خدای فراوانیها

    سلام و درود

    امروز به همسرم گفتم مقداری پول برای دخترم بریزه تو دانشگاه هست چون ماهانه بهش میده اون هم به مقدار کمی دولتی هست این قدر بدش اومد گیر داد که خودم پشیمان شدم اگه خودم سر کار بودم به پدرش نمیگفتم دخترم خودش روش نمیشه به من میگه اون جوری میگه که من ناراحت نشم پول نداره باباش گیر میده شغلش دلخواه نیست ولی میگم دخترمون خودش تصمیم گرفته به ما چه برای پول که میگی از خود بی خود میشه این برای من یک تضاده تا کی باید دست همسرم نگاه کنم که با هزار منت خرج خونه بده یا چیزی بخر بخدا عزت نفس ام از بین میره و خیلی حرس می خورم چرا خودم کار نکنم به درک که همسرم از کار زن بدش میاد اگه من خودم پول بسازم دستم تو جیب خودم باشه منت نمیکشم ترس ندارم که بهش بگم پول بده می تونم خودم خرید کنم

    مگه من ارزش ام این قدره

    دارم چک و لگد از جهان می خورم

    خله زیادی دارم میشه حسرت و حسادت خوب حتما راه حلی داره باید بری تو دل ترسهام

    به جای وسایل اضافه مثل ضروف شیشه ای که سالی یک بار استفاده نمیکنم تو مستاجری همش باید اون ور این ور ببرم چرا این جز وسایل ضروری نیست باید روی خودم کار کنم

    از تضادها باید درس بگیرم حرکت کنم

    پولی که برای خرجی ام هست چرا بدم ضرف الان ام این مشکل دارم

    من هنوز این شرک می دونم که همسرم نمی زاره ولی ترس دارم کار کنم

    فامیل هام میبینم کارت پول همسر دستشونه ولی خونه دارن من چی نه کارت دستمه نه کار میکنم

    نمی خوام قضاوت کنم برای خودم میگم که درس بگیرم به من چه اونها چکار میکنن همسرم اونها رو قبول نداره حرف زشت می زنه میگه مردی که کارتش به زنش بده فلان جوره ….

    هرکسی سر جای خودشه

    من چی می خوام می خوام تا آخر عمر این جوری زندگی کنم خدا هم دوست نداره بهم میگه حرکت کن بارها صداشو شنیدم از خانم های دیگه …ولی ذهن چموش من نمیزاره

    نجواها جلومو گرفتن

    سپاسگزارم بابت این فایل

    در پناه خداوند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  10. -
    سلما مصدق گفته:
    مدت عضویت: 3054 روز

    سلام و درود

    خلأهای درونی و I Wish های ما همون آرزوها و رویاها و خواسته های ما هستن که با برخورد به تضادها تو وجودمون بوجود اومدن و فقط با رسیدن به اونها این خلأها پر میشه.

    چه خواسته های مالی چه خواسته هایی که درمورد شخصیت خودمون داریم مثلا میخوایم عزت نفسمون بالا بره باید به این خواسته برسیم تا حسرتشو نداشته باشیم.

    میشه و امکان پذیره و شدنیه. برای استاد و هزاران نفر میلیون ها نفر شده و برای ما هم میشه.

    من مثل خیلیا یکی از خواسته هام ثروت و کسب و کار شخصی و سلامتی 100 درصد و رابطه عاشقانه و البته عزت نفس بالاست و باید حتما قبل از مرگم به این خواسته ها برسم تا لحظه مرگ حسرت به دل نمیرم.

    این خواسته هامو برای خودم میخوام نه برای دیگران باید برای هر خواسته باورهای درست بسازم.

    اگر به این خواسته هام برسم اون دنیا هم خوشبختم ولی اگر به خواسته هام نرسم و ثروتمند نشم و زندگیمو اونجور که میخوام خلق نکنم و تو حسرتش بمونم، اون دنیا هم زندگی خوبی نخواهم داشت چون اون دنیا ادامه همین دنیاست.

    اگر تو این دنیا بهشت رو تجربه کنم اون دنیا هم بهشتی خواهم شد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای: