مصاحبه با استاد | اگر به سمت کمال حرکت نکنی، به سمت زوال کشیده می شوی - صفحه 14 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | اگر به سمت کمال حرکت نکنی، به سمت زوال کشیده می شوی
    226MB
    21 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | اگر به سمت کمال حرکت نکنی، به سمت زوال کشیده می شوی
    19MB
    21 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

522 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1539 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    یک سری از کمبودهای ما از برخورد با تضادهایی در زمان کودکی نشات گرفته است که از برخورد با مشکلاتی که خواسته ها را برای ما واضح می کند به ما کمک کرده تا به سمت آنها حرکت کنیم.

    بیشتر افراد موفق و ثروتمند افرادی بوده اند که در خانواده سطح پایین متولد شده و در اثر برخورد با تضادها و قانون وضوح از طریق تضاد خواسته های خود را شناخته و به اهداف خود دست یافته اند.

    بسیاری از خواسته ها را تا به آنها نرسیم نمی توانیم از آنها بگذریم مانند ثروت. زمانی که به آنها برسیم انرژی گرفته و می توانیم از آن گذر کنیم.

    تضادها و کمبودها باعث رشد و پیشرفت ما می شود. هنگام برخورد با تضادهایی عاطفی باید ایرادات خود را شناسایی کرده. عزت نفس خود را افزایش دهیم مهارتهای ارتباطی را بهبود ببخشیم احساس لیاقت خود را افزایش دهیم و خود را سرزنش نکنیم.

    تضادهای دوران کودکی سوخت حرکت ما خواهد بود. اگر در شرایط بد بزرگ شده ایم باید از آنها انگیزه گرفته و پیشرفت کنیم. افراد موفق از یتیم بودن. جنگ. معلولیت های جسمانی و….‌ انگیزه گرفته و خداوند و دیگران را مقصر ندانسته و نگفته اند که این سرنوشت و تقدیر من است بلکه شروع به حرکت کرده و زندگی خوبی نیز دارند.

    می توانیم با تغییر باورها زندگی خود را دگرگون کنیم اما تغییر باورها نیاز به زمان و انرژی داشته اما برخی انتظار دارند که با کار کردن بسیار کم بر روی باورهایشان اتفاقات بسیار بزرگی برای آنها رقم بخورد. در صورتی که به اندازه ای که عدالت. شخصیت و رفتار ما تغییر کند جهان شکل خود را در مقابل ما تغییر می دهد.

    در مبحث ارتباطات باید بر روی مهارتها و باورهای خود کار کرده و دیگران را تحسین کنیم. آنها را فارغ از ویژگیهای شخصیتی دوست داشته باشیم. به آنها احترام بگذاریم به دیگران احساس مهم بودن بدهیم و از حسادت وکینه. بحث و دعوا خودداری کنیم. این گونه است که افراد زیادی به زندگی ما خواهند آمد که در مدار ما قرار داشته و خودمان باور نمی کنیم که افراد عالی در زندگی ما آمده اند.

    تضادها باید به ما انگیزه رشد داده و زمانی که به آنها برسیم از آنها پر می شویم و می توانیم از آنها گذر کنیم.

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  2. -
    Hassan گفته:
    مدت عضویت: 2773 روز

    سلام استاد و دوستان گرامی

    میشه تفاوت بین باور و فرکانس و انجام تمرین ها و گوش کردن فایل ها و فرکانسی ک ارسال میکنیم را با عمل کردن ب ایده ها و حرکت کردن را توضیح بدید؟

    من دوره روانشناسی ثروت نزدیک دوسال خریدم اما نتیجه نگرفتم..بیکار نبودم ولی هیچ نتیجه ای نگرفتم..دوس دارم کسب کار شخصی راه بندازم اما نمیدونم باید چکار کنم. نمیدونم مشکلم از کجاست ک درامدم بیشتر نشده و به هدف هام نرسیدن.. اگ میشه تفاوت بین باور و فرکانس و نتایج و عمل کردن رو بهم بگید ممنون میشم.. اینکه استاد میگن تغییر باور ها و فرکانس ها همه چیز بهت میده هرچقدر ک نعمت بخای و ثروت بخای، یعنی چی؟؟؟

    اینک استاد میگن حساب بانکی شما ارتباط مستقیمی داره با باور شما نسبت ب پول ینی چی؟؟؟ تفاوت باور و فرکانس و با عملکرد چیه؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      مهدی گفته:
      مدت عضویت: 4060 روز

      سلام و درود

      نمیدونم چرا اومدم داخل سایت و اتفاقا این فایل . شاید قراره فقط نظر شما رو بخونم و یه راهنمایی کوچولو بکنم . چون شرایط شما رو بنده هم داشتم

      بنده الان نزدیک به 8 سالی میشه شایدم بیشتر که عضور این خانواده هستم ولی کمتر نظر میزارم و بیشتر میخونم که این خودش ایرادی هست که دارم

      یه خواهشی ازتون دارم دوست عزیز و اینکه حتما حتما یه سری به کامنت های من بنداز و ببین چی نوشتم چندین سال پیش، البته نمیدونم سایت دسترسی به همه نظرات را بهتون میده یا نه. فک کنم سال 94 بود که روانشناسی ثروت یک و دو را خریدم. تقریبا چندین ماه بود که از اون دوره داشتم استفاده میکردم ولی اوضاعم خوب که نشد هیچ بدترم شد. وااااای یادم نمیره چه حالی داشتم، دقیقا داشتم کلمه به کلمه صحبت های استاد رو گوش میدادم مینوشتم تمرین میکردم ولی اصلا نییییییفهمییییدم چی میگه بقران نمیفهمیدم. اون موقع میگفتم دارم میفهمم بابا میگه حست خوب باشه بابا میگه احساس خوب = اتفاقات خوب ولی بقران مجید نمیفهمیدم درک نمیکردم اصلا حالیم نبود. اصلا کج فهمیده بودم

      فک میکردم باید شاد باشی اهنگ شاد گوش بدی همش عبارات تاکییدی بگی همش تصویرسازی کنی همش جملات مثبت بگی ولی از دو چیز غافل بودم : 1. حال دلت باید اروم باشه از درون باید ارامش داشته باشی باید با تمااااااام وجود توکل کنی و دلت قررررص باشه. 2. باییییید به گفته ها عمل کنی به قول استاد عزیز ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت هست بقران قسم باید طلا گرفت این جمله. نمیدونی و نخواهی فهمید الان چه حسی دارم و چجوری میخوام این موضوع رو بگم که متوجه بشی دوست عزیز که حاااااال دلتو باید خوب کنی. بخدا منم از اون اول هییییچی نمیفهمیدم ولی فقط و فقط و فقط گوووووش دادم به تک تک جملات گوش دادم تازه فهمیدم چی میگه استاد

      یادمه 3 سال پیش (سال 98) به خانومم گفتم بعد از 4 سال تازه فهمیدم استاد چی میگه ولی الان که دارم مینویسم بازم میگم الان تازه دارم میفهمم استاد چی میگه تازه 2 سال دیگه میگم اون موقع هیچی نمیفهمیدم ولی الان میفهمم و این داستان ادامه داره. نمیدونمی چقدر شور و شعف دارم بهت بگم ولی نمیتونم بگم یعنی بلد نیستم چجوری بگم. فقط یک جمله میگم این رو از من به یادگار داشته باش. اداااااااامه بده و همچنان همه فایل ها رو گوش بده.

      من دوره هدفگذاری ، عزت نفس ، ثروت یک ، ثروت دو ، ثروت سه، راهنمایی عملی رویاها، جهان بینی ، کشف قوانین ، 12 قدم و و و همه اینا رو دیدم ولی هررررررررررچی میگذره بیشتر میفهمم که هیچی تا الان نفهمیدم

      خییییلی دوست اشتم بیشتر بگم ولی خواهش میکنم یکی دو تا نظر من دارم تو ثروت یک و دو همنو بخون ببین چه اوضاعی بودم از نظر مالی و هم مهمتر از نظر فهم و درک قوانین

      و من الله توفیق دوست خوب من

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  3. -
    محمد علی گفته:
    مدت عضویت: 3891 روز

    درود و اردات خدمت استاد عباس منش و سرکار خانم شایسته 💕

    🙏 خدایا مرا آنچنان از بخشش و رحمتت ، پر فرما که غیر توهیچ نخواهم.

    ✍ سئوال : چطور خلاء های درونی (ذهنی ، فکری ، عاطفی مون و…. ) رو در وجودمون پر کنیم؟

    استاد عزیز ممنونم از توضیحات ارزشمند جنابعالی ، همونطور که فرمودید بسیاری از خلاء های زندگی ناشی از کمبودها ، مشکلات و شرایطی نا مناسب در گذشته مونه ، وچه حکمتانه است که همین کاستی ها و مشکلات باعث ایجاد انگیزه برای رفع اون کاستی و پر کردن اون خلاء ها میشه و بهترین مثال سوخت پرواز ما همین انگیزهاست، و صد البته که بسیاری از این خلاء ها و کاستی ها فقط زمانی پر میشه که نقطه مقابلشون رو تجربه کنیم .

    پس خلاءها و مشکلات به این دلیل تو زندگی ماست که انگیزه لازم برای حرکت و رسیدن به خواسته های زندگیمون رو برامون ایجاد کنه.

    چه نگاه زیبا و خردمندانه ای به کمبود و شرایط نامناسب در گذشته دارید ، استاد عجب قشنگ تشبیه کردید این انگیزه رفع کاستی رو به سوخت موشک برای پرواز و …

    یه چند تا نکته به نظرم میاد برای گسترده کردن بحث به اشتراک میزارم :

    یه سوراخ موش تو زندگی بسیاری از پدر و مادرهای ایرونی هست و اونم اینه که اکثر والدین ایرونی دوست دارند بچه های اونا بر خلاف خودشون به اون چیزهائی که نرسیدند برسند و این سوراخ ذهنی باعث میشه به جای اینکه خودشون از انگیزه اون خلا برای رسیدن به خواسته شون استفاده کنند ، با هدایت خواسته و ناخواسته بچه هاشون به آرزوهای نرسیده خودشون ؛ فرصت تجربه کردن و انتخاب رو از اونا میگیرن و والدین باید مواظب این سوراخ نشتی انگیزه و باور نا صحیح باشن.

    تله بعدی به نظرم عدم استفاده از فیلتر واقع بینانه کردن اهدافه ، ما خیلی از اهدافمون رو برای رسیدن به اون I Wish هامون برمیداریم و برای رسیدن به اونها برنامه ریزی و حرکت می کنیم ولی خیلی از مواقع فراموش میکنیم که برای رفع اون خلاء ، برنامه هامون واقع بینانه است یا رویائی و غیر قابل عمل .

    🙏 از خدا میخوام ظرفیت ما را برای جذب هدایتش افزایش فرماید.

    🙏 خدای ما را بس .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  4. -
    ...... گفته:
    مدت عضویت: 2455 روز

    برای اینکه تغییر کنم باید چیکار کنم ؟

    باید همیشه به فکر بهبود خودم در جهت خوب باشم

    باید همیشه و صد البته سعی کنم خودم را به جهت خوب و مثبت هدایت کنم

    یعنی مثل ماشین خودرویی باشم که باید روغنش را عوض کنی ، باید دستمال روش بکشی تا تمیز باشه ، باید بنزین در باکش بریزی تا بتونه استارت بخوره ، و هزاران هزار رسیدگی و اهمیت دیگه

    مثل سر ماخوردگی که همون لحظه یه کم مراقبت کنی ، یه لیوان آب وآبلیمو عسل بخوری ، پیشگیری کردی و به بهبود خودت کمک کردی وگرنه هر روز حالت بدتر میشه و دوره ی درمانت بیشتر

    باید در جهت خوب و مثبت خودمو ببرم و خودمو نگه دارم

    مثل زباله است که شب اگر نبری خونه رو بو برمی داره ولی اگر سر ساعت ببری ، دیگه زباله ایی در کار نیست یعنی بوی زباله تموم نمیشه و هی بدتر میشه و بو همه یخونه را میگیره پس برای بهترشدن باید زباله ها را ببری و این روند را ادامه بدی

    وقتی با قانون بری جلو حرکت همیشه رو به کمال است و اگر رو به زوال بود اون می خواهد رشدت بده اون می خواهد درس ها بده ، باید نترسی و باز هم کم نیاری و باز هم به حرکت خودت ادامه بدی تا موفقیت های تصاعدی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    مطهره یعقوبی گفته:
    مدت عضویت: 697 روز

    سلام به توحیدی ترین نقطه ی کیهان.

    اینطوری نیست که هر کاری که من میکنم یک هدف و باور خاصی پشتش هست

    نه گاهی مواقع اینطوری نیس

    مثلا اینکه من لباس زیادی میخرم دلیلش یک خلا درونی هست که من در گذشته داشتم

    خب من مدتهای زیادی لباس نداشتم و توان خریدش رو هم نداشتیم

    حالا من دوست دارم اون خلا درونی رو پر کنم

    این جمله امروز برام خیلی قشنگ بود

    هرکاری که میکنم لزوما هدف خاصی پشتش نیست

    هرکاری که من میکنم لزوما قرار نیس هدف خاصی داشته باشه

    درسته

    خیلی درسته

    من این روزها خیلی حساس شدم مثلا هرحرکتی یا هرحرفی که میزنم به خودم میگم که الان چه باوری داری ک اینو میگی

    یا با چه هدفی داری این کار رو انجام میدی

    ایا این کار برای رشد تو برای اینده تو مهمه نه اصلا مهم نیس

    ایا برات پول بیشتری میساره نه اصلا

    پس انجامش نده

    من حتی اطرافیان رو باهمین متر و مقیاس سنجش میکنم

    مثلا دیروز به زهرا(خواهرم )

    میگم الان که میخوای بادوستات بری بیرون

    چه سودی برات داره ؟

    چرا نمیمونی خونه روی جلسات دوازده قدم که خریدی کار کنی

    چی بهت میرسه بااونها بری بیرون ؟

    فقط پولهاتُ خرج میکنی

    بجاش پولت رو نگه دار قدم بعدی رو بخر

    چندتا باور مخرب توی حرف های دیروزم بود

    اولیش:

    من باور کمبود رو پیداکردم اینکه پول نیس

    پول کمه و به سختی بدست میاد

    دومیش :

    نمیشه هم خوش گذروند( بادوستات بری بیرون )

    وهم روی باور هات کار کرد اینطوری نمیشه

    باید سختی بکشی درواقعا کار کردن روی باورها سخته باید سختی بکشی

    باید بشینی توی خونه در رو روی خودت ببندی و فقط فایل گوش بدی و بنویسی

    انگار اگه بهت خوش بگذره قبول نیس

    سومیش :

    همین جمله استاد باید پشت هر کارت هر رفتارت وهر حرفت

    یک دلیل باشه یک باور باشه یک منطق باشه که الان فهمیدم همیشه لزوما قرار نیست اینطوری باشه

    چهارمیش:

    تو نمیفهمی من میفهمم

    من از تو برترم چون دارم روی بیزینسم کار میکنم

    من خیلی خوبم

    من خیلی حالیمه وبقیه اصلا رفتن قاطی باقالیا

    وجالبه این روزها هرکسی که کسب و کار شخصی خودش رو داره رو محترم میدونم

    و هرکسی که کارمنده رو یک ادم پست وبی ارزش میدونم

    چقدر بقیه رو تحقیر میکنم حالا چون خودم دوست دارم روی کسب و کارم کار کنم بقیه رو کوچیک میکنم چون اونها کسب و کار ندارن

    تو ذهنم زهرا رو تحقیر میکنم که چرا تو میخوای بادوستات بری بیرون

    همش مسخره ش میکنم و مجبورش میکنم مسیر من رو بره

    چرا من فک میکنم فقط راه من درسته

    فقط طرز فکر من درسته

    فقط حرف حرف منه

    چرا ؟

    چرا؟

    مطهره به قول اقاحمیدرضا ثانی :

    تو حس برتری داری نسبت به بقیه

    تو باید این حس رو کنترل کنی

    شیطان هم همین حس رو داشت و خدا

    اون رو از جایگاه فرشتگانش محروم کرد

    شیطان هم گفت من به ادم سجده نمیکنم چون من برترم

    گفت من برترم

    یادت باشه کجاها داری خودت رو برتر و بالا تر میبینی

    چون تو داری روزی دوازده ساعت روی کسب و کار خودت کار میکنی لزوما معنیش این نیست که تو از اونی که کارمنده برتری

    واااای چه همه حرفای قشنگ

    خدایا چطور این حرفها رو از درونم کشیدی بیرون

    باورم نمیشه

    من صبح که از خونه راه افتادم

    تو مسیر رفتن به کار توی اتوبوس

    گام 22 رو پلی کردم در دقیقه 12 پاوز کردم و این متن روتو نوت گوشیم به عنوان نتیجه برای خودم نوشتم

    میزارمش اینجا بمونه به ردپا

    تاریخ 17ام بهمن ماه 1403

    در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  6. -
    حسن کفاش دوست گفته:
    مدت عضویت: 3226 روز

    به نام خداوند جان آفرین

    حکیم سخن بر زبان آفرین

    سلام استاد گرامی، خانم شایسته و دوستان هفرکانسی

    استاد این جمله تون را باید برای خودم بارها یادآوری کنم

    استاد باید به ثروت برسد و از آن پر شود تا بتواند بگذرد

    استاد من در مورد ثروت خیلی شاید این مورد را هنوز نداشته باشم

    اما در یک مورد برایم این اتفاق افتاد

    من زمانی که کارمند بانک شدم و از همان روز اول خیلی دوست داشتم که روزی رئیس بانک شوم و این اسم آقای رئیس که حالا مشتریان و یاحتی همکاران می گفتند برایم خیلی زیبا بود

    این گذشت و گذشت تا اینکه من توانستم پله ترقی و کمال را طی کنم و بعد از چند سال رئیس شعبه شوم

    باور کنید استاد فقط همان چند روز اول برایم جالب بود و به راحتی بعد از مدت کوتاهی از این موضوع پر شدم و حتی دیگه بعد از مدتی برایم اصلا جذابیتی هم نداشت .

    حتی بعد از اینکه به این آرزویم رسیدم و این حد را هم رد کردم به راحتی توانستم از آن بگذرم و بعد از مدتی کلا تصمیم گرفتم از کار بانک استعفا دهم و دنبال رویای خودم بروم.

    در این مورد که انسان باید برسد و پر شود تا بتواند از آن بگذرد این مورد به ذهنم رسید که اینجا یادآوری کنم.

    سپاسگزارم از شما استاد گرامی بابت این فایلهای زیبا

    در پناه الله یکتا شاد باشید و سربلند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  7. -
    Asal rafiee گفته:
    مدت عضویت: 1965 روز

    سلام سلام استاد جانم

    سلام و صد سلام که امروز گنجو پیدا کردم ……

    استاد جاااانم اگه بخوام از بین این همه مطالب خوب، یه نکته رو پررنگ کنم که از جلسه امروز برام هایلایت شد و حسابی ذهنم رو مشغول کرده، اون مفهوم بی‌نهایت قدرتمند احساس لیاقت درونی بود. واقعاً می‌تونم بگم که این یکی خط قرمزی بود بین تمام چیزایی که تا حالا شنیده بودم!

    اونجا که حرف از این شد که وقتی این احساس لیاقت وجودت ریشه کنه و اونقدر عمیق و درونی بشه که با تار و پود وجودت یکی بشه، اون لحظه است که جهان انگار یه دنده معکوس می‌کشه و با تمام قدرتش شروع می‌کنه به پاسخ دادن بهت. می‌دونی چیه؟ این فقط یه حرف قشنگ نیست، یه حقیقته! اینکه تو به هر چیزی که واقعاً لیاقتشو داری، می‌رسی! آره، دقیقا همون چیزی که لیاقتشو داری!

    ولی این رسیدن به لیاقت‌ها، یه شرط اساسی داره که جلسه امروز روش مُهر تأیید زد و حسابی برام روشن شد: اون لحظه که رفتارها، عادت‌ها و باورهای تو تغییر کنن! آره، دقیقا اون لحظه که رفتارها، عادت‌ها و باورهای تو تغییر کنن! و باز هم تأکید می‌کنم: اون لحظه که رفتارها، عادت‌ها و باورهای تو تغییر کنن!

    این جمله به تنهایی برای من یه انقلاب درونی بود توی این فایل. انگار یه سوییچ بزرگ توی ذهنم روشن شد. فهمیدم که صرفاً خواستن یا آرزو کردن کافی نیست. من قبلاً فکر می‌کردم صرف تکرار باورهای مثبت کافیه، اما امروز فهمیدم که تا زمانی که اون باورها خودشون رو در رفتارم نشون ندن و عادت‌هام رو تغییر ندن، جهان نمی‌تونه به اون چیزی که می‌خواستم، منو برسونه. اینجاست که باور و رفتار در یک نقطه و در یک جهت همسو میشن و این همسویی، موتور واقعی خلق کردن و رسیدن به لیاقت‌هاست.

    وقتی از درون این تغییر رو شروع می‌کنیم، جهان هم مجبوره که خودشو با فرکانس جدید ما تنظیم کنه و هر چیزی که لایقش هستیم رو به سمتمون هدایت کنه. خلاصه، این جلسه خیلی فراتر از یه گفتگوی ساده بود. انگار یه قطعه گمشده از پازل ذهنم پیدا شد و بهم نشون داد که کلید اصلی تمام دستاوردها و اتفاقات خوب زندگی، اول از همه توی خودمه و با تغییر درونی و واقعی، دنیای بیرون هم تسلیم خواسته‌های من میشه. ممنون از مریم جان عزیزم که فرصت شنیدن این مطالب بی‌نظیر رو فراهم کردین!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  8. -
    ابراهیم گفته:
    مدت عضویت: 1692 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    تضادها هم راه رو نشونمون میده و هم سوخت حرکت میشه.

    مثلا برای من تضاد مالی بهم کمک کرد که داشتن پول و آزادی مالی درخواستم بشه و هم اهرمی شد برای حرکت و سوخت حرکت با کیفیت تر

    با کار کردن روی خودمون و شناخت دلایل انجام دادن

    و ندادن کارها متوجه نحوه کار ذهن میشیم که ذهن مجهز به صلاح اهرم رنجوو لذته و ب ساختن اون افسار ذهن دست ما می افته.

    افزایش مهارت ارتباطی،افزایش عزت نفس،مهارت در کارها باعث رشد میشه

    در این زمینه با گوش کردن به فایلهاتون ناخودآگاه آدمها رو تحسین میکنم،دوستشون دارم،احساس مهم بودن بهشون میدم. اینها نا خودآگاه درونم ایجاد شده بدون جدا کردن آدمها و و طبقه بندی اونها

    شو آف کردن دلیل خریدهات نباشه

    استاد نقدی میخره،پول میسازه و می‌خره و کم خرجه

    نسبت به درآمد خرج میکنه

    انگیزه ها هم با اهرم رنج و لذت حفظ میشه

    در جواب سوال استاد شایسته هم عرض میکنم که در جهان کنونی اگر بخواهیم وارد شبکه های اجتماعی و شبکه های ارتباطی نادرست بشویم ،هزینه های گزافی میکنیم برای پوچ،اما خدا رو شکر ما تمرکزمون روی فایلهاست و انسانها و خانواده ها و دیدگاه‌های هم‌تراز جذب میکنیم.

    فراموش نکردیم باید لذت ببریم از داشته هامون و نه اینکه اضافه کنیم برای درآوردن چشمها

    با پول دوست بودن یا نبودن هم دلایلی دارد که اگر دلایلش لذت کاذب یعنی از بیرون لذت گرفتن است باید ترک شود و اگر پر کردن خلأهای گذشته درونی است باید پر شود تا گذر اتفاق بیفتد.

    هر نعمتی عالی است و نعمت پول داشتن هم لذت بخش است،پول معنویت میاورد،پول آزادی میاورد،پول بزرگترین نعمت‌ها رو با خود داره و ما باید برای ثروتمند شدن تلاش بکنیم و بدست بیاریم .

    به امید آزادی مالی برای خودم و شما

    سپاسگزار اساتید عزیزم هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  9. -
    قباد احتشام گفته:
    مدت عضویت: 278 روز

    به نام خدا

    آن‌چه من از این گام می‌فهمم این است که هر یک از ما انسان‌ها در این جهان خاکی، دچار یک سری کمبودها، مسائل و مشکلاتی هستیم. این کمبودها می‌توانند توسط خود من و عادت‌ها و رفتارهایم ایجاد شده باشد و یا از قبل در دنیای من بوده باشد و از شرایط، اوضاع و احوال و یا رفتار سایر آدم‌ها ناشی شده باشد. من می‌توانم بجای تبدیل این کمبودها به مایه رنج و کفر و غصّه و سیاه‌روزی و تباهی زندگی خودم و تخریب بیشتر زندگی‌ام به دست خودم، از آنها به عنوان «وسیله» و انگیزه رشد و ترقی و ثروت و عشق و عواطف انسانی متعالی استفاده کنم. یعنی عمل‌کرد این کمبودها و مشکلات را از احساس بدبختی، به «انگیزه» رشد و تعالی تغییر دهم. در حقیقت، این کمبودها، مشکلات و ناخواسته‌های من را نشان می‌دهند و تضاد میان آن‌چه هست و آن‌چه می‌خواهم باشد را به تصویر می‌کشند و مجسم می‌سازند. این قانون استثناء ندارد؛ زیرا هر کس در هر جایی و در هر شرایطی که باشد، میل به خواسته‌هایی دارد که با وضعیت کنونی او منطبق نیست و دچار تضاد است. این تضادها، نیروی خواستن و انگیزه برای حرکت به سمت خواسته و آغاز و ادامه تلاش در جهت خواسته را ایجاد می‌کند. در حقیقت، میل به تغییر و بهتر شدن و قدرت گرفتن در همه جهات و رفع نقاط ضعف و ناخواسته‌ها، از همین نقاط ضعف و ناخواسته‌ها بر می‌خیزد؛ منتهی این موضوع به نوع دیدگاه و شیوه نگاه به آن کمبودها و مشکلات بازمی‌گردد و نه به خود آن ناخواسته‌ها و کمبودها. مشکلات و ناخواسته‌ها، فقط زمینه مادی کار هستند و اصل کار، دیدگاه و باورها است: به این که باور کنم آدم بدبختی هستم که بدبخت هم از دنیا خواهم رفت و چاره‌ای جز تحمل بدبختی ندارم و خدا این گونه خواسته و یا شرایط اجازه تغییر نمی‌دهد یا به این که باور کنم که می‌توانم با تغییر نوع نگاهم به مسائل و مشکلات و ایجاد باورهای درست و ایمان به خدا و توکل به خدا، همان مشکلات و کمبودها را تبدیل به سکوی پرتاب و انگیزه حرکتم به سمت خواسته‌هایم کنم. بنابراین، همه چیز از من آغاز می‌شود، از نگاه و روی‌کرد من به زندگی و جایگاهی که من در زندگی خودم برای خودم قائل هستم: محکوم یا حاکم . چون در هر حال این من هستم که باید تغییر کنم تا جهان خودم را تغییر دهم. این من هستم که باید به پدیده‌های جهان اطرافم به گونه‌ای نگاه کنم که از آنها «عبرت» بگیرم؛ یعنی بر خرابه‌های ناخواسته‌ها و کمبودهایم، پایه‌های خواسته‌‌هایم را بسازم و با ایمان و توکل به خدا، در جهت تحقق خواسته‌هایم حرکت کنم.

    این فکر که اگر حرکت نکنم و تغییر نکنم در چه وضعیتی خواهم ماند یا چقدر اوضاع بدتر خواهد شد یا به چه وضعیت نابسامانی باز خواهم گشت از یک سوی و این فکر که اگر شرایط را تغییر دهم و به خواسته‌هایم برسم، چقدر خوب خواهد بود و چه منافعی برای من خواهد داشت، از سوی دیگر، اهرمی است به نام «اهرم رنج و لذّت» که موجب «کنترل ذهن» برای ادامه حرکت در جهت خواسته می‌شود. هر تغییری، سخت است و ذهن مایل است در جایی که هست، حتی اگر بد باشد، باقی بماند. ذهن از تغییر می‌هراسد و به هر چه که هست، عادت می‌کند و خو می‌گیرد؛ زیرا به این روش، احساس امنیت می‌کند. آن‌چه به ایجاد انگیزه و حفظ انگیزه و ادامه تلاش من طبق برنامه کمک تعیین‌کننده می‌کند، تمرکز روی لذت حاصل از نتایج مثبت تغییر از یک سوی و رنج حاصل از عدم تغییر و بدتر شدن اوضاع و احوال است. من باید آن قدر روی این نتایج مثبت و منفی مطالعه و مرور کنم تا ذهنم تغییر را منطقی تلقی کند و به آن خو بگیرد و حرکاتم به سمت خواسته، تبدیل به عادت‌هایی شود که پایگاه آن عادت‌ها و رفتارها، باورهای عمیق ذهنی من است. اهرم رنج و لذت همانند یک قیچی عمل می‌کند که در دو جهت مختلف، یکی سلبی و یکی ایجابی حرکت می‌کنند؛ ولی هدف یکسانی را محقق می‌کنند و آن هدف، همان خواسته من است.

    تنها راه گذار از کمبودها، حرکت در جهت رفع آنها و پر شدن از نعمت‌های مقابل همان کمبودها است. اگر من این نگاه را داشته باشم، آن‌گاه خواهم فهمید که «حسادت» به دیگران، مبتنی بر نگاه درست به پدیده‌های جهان اطرافم نیست؛ بلکه این «تحسین» دیگران است که عمل درست محسوب می‌شود و این عمل درست، مبتنی بر این نگاه درست است که مطابق قانون فراوانی، همه می‌توانند از نعمت برخوردار شوند و وجود نعمت نزد دیگری، یعنی اثبات اصل وجود آن نعمت و اصل امکان تحقق آن نعمت در زندگی. تحسین دیگری، یعنی سپاس از خداوند برای وجود آن نعمت و وجود قانون یکسانی که با عمل به آن می‌توان بدون استثناء به آن نعمت رسید و خواسته را تبدیل به واقعیت جهان اطرافم کنم. به همین علت، نه تنها حسادت عمل نادرستی است؛ بلکه بازگویی ناخواسته‌ها و کمبودهای پیشین زندگی‌ام (البته بنا به اقتضاء و ضرورت)، عمل خجالت‌آور یا نامطلوبی نیست؛ زیرا نشان می‌دهد که من توانایی درک و پذیرش و نهادینه کردن و پیروی از قوانین الهی را داشته‌ام و توانسته‌ام کمبودهایم را تبدیل به نعمت‌های زندگی‌ام کنم و این یعنی، کیمیاگری با باورهای الهی و تبدیل مس به طلا.

    خدای عزیزم، من بر تعهدم به خودم پای‌بندم و در زمره آن بندگان تو نیستم که می‌گویند شنیدیم؛ ولی نشنیدند. خدای مهربانم، من بر این باورم که آگاهی، تعهد می‌آورد؛ یعنی تعهد من نسبت به خودم، ایمانم به تو، توکلم به تو، خواستنم از تو و ادامه دادن تلاشم. پس من را اجابت کن که من تو را، فقط تو را به زندگی‌ام دعوت کرده‌ام و فقط از تو می‌شنوم و می‌دانم که تو شنوا و دانا و بینا هستی. الهی آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  10. -
    نگین ظاهری گفته:
    مدت عضویت: 696 روز

    سلام به همه ی دوستان هم مسیر

    گام 22 مهاجرت به مدار بالاتر

    آدم می‌تونه زندگی خودشو با افکارش تغییر بده

    تغییر خیلی آرام اتفاق می افته

    هرچقدر درونی تر تغییر کنی، جهان هم شرایط رو (به همون اندازه که تغییر کردی) برات تغییر میده

    مشکلات نیومدن که به شما حسرت بدن و شمارو از بین ببرن بلکه اومدن تا شمارو با خواسته هاتون آشناتر کنن و انگیزه بدن برای رسیدن به خواسته ها

    اگر میخوای چیزی بخری باید پولشو بسازی

    من می‌خوام یه النگو بخرم پس باید پولشو بسازم، باید بیشتر کار کنم ( هم فیزیکی و هم ذهنی) باید وقتی سفارش هامو تحویل میدم حتما پول نقد بگیرم از مشتریم

    یکمشو پس انداز کنم توی کیف پولم که بیشتر با پول دوست بشم، یکمش هم بزارم کنار برای خرید النگو

    جهان همیشه در حال حرکته، جهان ثابت نیست

    من هم اگه بهتر نشم به سمت بدتر شدن میرم، من هم ثابت و ایستا نیستم، پس اگه به سمت بهتر شدن نرم مطمعنا اوضاعم خیلی بدتر میشه

    اوضاع ثابت نمی‌مونه

    من باید ثروتمند بشم، چون می‌خوام جهان رو گسترش بدم

    چون من به یک زندگی معمولی راضی نیستم

    من خونه ی خوب می‌خوام

    من ماشین خوب می‌خوام

    من مسافرت های با کیفیت می‌خوام

    پس باید ثروتمند بشم

    ثروتمند شدن بهترین و معنوی ترین کاریه که میتونم انجامش بدم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای: