مصاحبه با استاد | باورهای قدرتمند کننده برای درمان وابستگی - صفحه 7 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | باورهای قدرتمند کننده برای درمان وابستگی203MB19 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | باورهای قدرتمند کننده برای درمان وابستگی18MB19 دقیقه












زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِینَ وَالْقَنَاطِیرِ الْمُقَنْطَرَهِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّهِ وَالْخَیْلِ الْمُسَوَّمَهِ وَالْأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ۗ ذَٰلِکَ مَتَاعُ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا ۖ وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ
محبت و عشق به خواستنی ها [که عبارت است] از زنان و فرزندان و اموال فراوان از طلا و نقره و اسبان نشاندار و چهارپایان و کشت و زراعت، برای مردم آراسته شده است؛ اینها کالای زندگیِ [زودگذرِ] دنیاست؛ و خداست که بازگشت نیکو نزد اوست
ره میخانه و مسجد کدام است
که هر دو بر من مسکین حرام است
نه در مسجد گذارندم که رند است
نه در میخانه کین خمار خام است
میان مسجد و میخانه راهی است
بجویید ای عزیزان کین کدام است
به میخانه امامی مست خفته است
نمیدانم که آن بت را چه نام است
مرا کعبه خرابات است امروز
حریفم قاضی و ساقی امام است
برو عطار کو خود میشناسد
که سرور کیست سرگردان کدام است
سلام!!
مقصود من از کعبه و میخانه تویی تو!!
تمام بشر، در تمام حرکاتش و سکناتش، آگاهانه و نا آگاهانه، به دنبال دل آرام خودش میگرده، به دنبال حقیقت وجودش، به دنبال سرچشمه هستی که ازش وجود و عشق و آرامش حقیقی رو دریافت میکنه..
اما در تشخیص مصداق اشتباه میکنه!!
پول، مواد مخدر، لذت های جنسی،اعتیاد، حتی رفتن به مسجد و میخانه!!
در تمام اینها لذتی رو تجربه میکنه که او رو به حقیقتی ورای اون ظواهر هدایت میکنه، اما بشر خود اون موارد رو عامل میبینه.. و این میشه سرآغاز سقوط..
هیچ وقت یک معتاد درک نمیکنه که اون مواد بهش لذتی نداده، بلکه فقط ذهن شرطی شده ای که لذت طبیعیش که همیشه باهاش بوده رو گروگان گرفته خاموش کرده..و اون لذت ساخته نشده!! بلکه فقط بهش آگاه شده!!
تشخیص اینکه لذتی حقیقی و منبعث از قلب انسانه یا آگاهی به اسارت گرفته شده توسط ذهن شرطی شدس، کلید رهاییه..
اینکه درک کنیم لذت واقعی به شرایط و ظواهر زندگی ارتباطی نداره اما در این ظواهر متجلی میشه
اینکه درک کنیم ثروت بودن با ثروتمند شدن متفاوته..
اینکه عشق بودن با عاشق شدن متفاوته
اینکه خدا بودن یعنی آگاه شدن به زیبایی های بی انتهایی که همیشه بوده و ما از طریق موفقیت های دنیایی بهش آگاه میشیم!!
اینکه ما نیومدیم چیزی بشیم!!
بلکه اومدیم چیزی که هستیم رو درک و زندگی کنیم..خدا و هستی عالم رو
و این یعنی ثروتمند بشیم اما به ثروت نچسبیم
با همه باشیم و بی همه باشیم
و درک این حقیقت همون سیر من الخلق الی الحقه
یَا أَیُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّکَ کَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّکَ کَدْحًا فَمُلَاقِیهِ
ای انسان! یقیناً تو با کوشش و تلاشی بسیار به سوی پروردگارت در حرکتی، پس او را دیدار می کنی
این دیدار در ثرتمند شدن
در روابط عالی
در سلوک عالی
در کسب و کار و … درک میشه
خدا جایی نیست
خدا همینجا و در وجود ماست و باید بهش آگاه بشیم، ان شاالله
بنام خداوند بخشنده و مهربان
سلام و درود بر استاد گرامی و گرانقدر و عزیز
سلام بر همراه بینظیر استاد سرکار بانو استاد مریم شایسته عزیز
امیدوارم که حال دلتون عالی عالی عالی باشد و همیشه شاد و سلامت و سعادتمند و خوشبخت
سلام بر دوستان هم قدم و همراه در این پروژه عالی مهاجرت به مدار بالاتر
امیدوارم که حال دل شماها هم عالی و عالی باشد و سرشار از انرژی برای یک روز جدید دیگر
گام بیست و سوم باورهای قدرتمندکننده برای درمان وابستگی
خدا رو شکر که باز هم قسمتم شد در این گام همراه دوستان و استاتید عزیز باشم و بتونم خوب درس رو یاد بگیرم و خوب اجرا و خوب نتیجه بگیرم
درمان رفع وابستگی فکر کردن به گذار بودن دنیا، فکر کردن به مرگ، فکر کردن به اینکه این وسیله که داریم ممکن است از بین برود، این آدمهایی که باهاشون هستیم یک روزی از دنیا خواهند رفت، گذار بودن دنیای مادی کمک میکند که به چیزی وابسته نشویم
همین الان ما وابسته به این سایت بینظیر در دنیا شدیم، مگه میشه یه این سایت به این خوبی و حال خوب کن وابسته نبود، مگه میشه یک روزی از خواب بیدار بشی و این سایت نباشه، فکر کردن بهش هم آدم رو دیوانه میکنه…. ولی نه… باید به چیزی وابسته نباشیم حتی این سایت.. حتی آدمهای دور و برم… حتی … حتی … توی فایلی استاد میگه که مرگ انتقال انسان از این دنیا به جایی بهتر هست، به جایی که متعلق به اونجا بودیم به جای بهتر از اینجا این دنیای مادی گذارست چقدر این فکر قشنگه که ادم میتونه راحت زندگی کنه.. اینقدر حرص این دنیا رو نخوره … اینقدر ناراحت از دنیا رفتن اطرافیان نباشیم و بدونیم که اون رفته جای بهتر آخ که این باور رو تو خودمون تقویت کنیم دیگه وقتی یک نفر از دنیا میره این همه مراسمات مختلف براش نمی گرفیتم و غم و ناراحتی سر نمیدادیم اخ که چقدر دین اسلام رو به ما اشتباه معرفی کردن سالهاست که داریم برای امامانمون گریه و زاری و غم و ناراحتی… ولش کن ببخشید … منظور اینکه هممون به همه چیزهایی که داریم وابسته هستیم، به گوشی، لب تاپ، ماشین، خونه، فرزند، همسر، پدرومادر، خواهروبرادر، و الی آخر ولی اگه یاد بگیرم که بابا همه اینها موقتی امانتی دست من هستم که باید یک روزی از اینها بگذرم، از اینها جدابشم، رها باشم و از لحظه لحظه زندگی لذت ببرم
الان که دارم این متن رو مینویسم ساعت 10:42 روز پنج شنبه 18بهمن ماه 1403 هست، در یک مجموعه ای بنام پاردایس هاب، از این مجموعه که میزو صندلی اشتراکی یا اتاق کار ساعتی یا روزانه یا ماهانه اجاره میدن، نمیدونم کسانی که میخونند آشنایی دارن یا نه، این مجموعه ها که یکی من دارم استفاده میکنم بنام پاردایس هاب هست و یک مجموعه دیگه بنام همکارا حالا شاید بیشتر هم باشند، میزوصندلی، اتاق خصوصی، اتاق جلسات، ساعتی و روزانه و ماهانه اجاره میدن، چای و قهوه و دستشویی و وایفا و اینترنت و … تو گوگل بزنید میاره… برای کسانی که شرایط کاری چند نفره دارن و جایی یا مکانی برای کار کردن ندارند اینجاها جای خوبی است، و برای تک نفره مثل که امروز کتابخونه محل باز نبود اومدم اینجا.
هم برای کار کردن روی فایلها و دوره ها هم برای ترید کردن.
حالا چرا اینا گفتم میگم
وقتی روی خودمون کار میکنیم آدمهایی که باهاشون در ارتباط هستیم مهم نیست که چقدر تلاش کنیم باهاشون باشیم، از آدمهایی که هم فرکانس نیستیم جدا میشویم این قانون هم فرکانسی و هم مداری است.
من یک کارمند بودم با 25 سال سابقه، حدود 3یا4سالی هست که با استاد و مباحثش آشنا شدم ولی بیشتر به طور ناپیوسته و حال خوب کن فایلها را گوش میدادم و تمرینات هم جدی نمیگرفتم، از سن 20سال خدمت من تقاضای بازنشستگی داشتم ولی به دلایل مختلف با من موافقت نمیشد، خوب توی اون سازمان و اون اداره و اون اتاق کارم نفراتی که با هم بودیم هم فرکانس هم بودیم چون توی یک مکان و اداره بودیم به قول استاد کبوتر با کبوتر باز با باز.
از اون موقع که با استاد آشنا شدم احساس میکردم که جنس فکر کردنم و صحبتهام کمی تغییر کرده ولی خیلی نه.
تا اینکه امسال از اواخر خرداد ماه بیشتر روی خودم و باورهام کار کردم و بودن تو این سایت و انجام تمرینات بخصوص فایلهای دانلودی اجرای توحید در عمل رو بهتر و بیشتر انجام میدادم و در واقع جنس افکارم و فرکانسهام در حال تغییر کردن بود تا اینکه به طرز معجزه آسایی بازشست شدم (که کامنت بازنشستگی اتفاقات بازنشستگی و دست خدا و هدایت رو توی فایلی گفتم، نتوستم پیداش کنم که آدرسش رو بزارم، بعدا توی پروفایلم خواهم گذاشت چون یک اتفاق بینظیر بود) در واقع همون حرف استاد افکار و فرکانس و مسیر و شکل فکری من عوض شد و طبق قانون، کائنات و جهان منو از اون موقعیت جدا کردند چون من در حال تغییر هستم، و با همسر عزیزم که همراه و هم قدم هستیم در این مسیر پا گذاشتیم و در واقع همون همکار هم فرکانس و هم مدار بیشتر باهم شدیم چون از زمان بازنشستگی بیشتر در منزل هستم و بیشتر با همسر جانم عزیز دلم وقت میگذرونم ولی چون بچه کوچیک داریم و نیاز به بازی و شلوغی کردن داره وقتایی که نیاز هست میرم کتابخونه یا مثل این مجموعه یا جای دیگه… ولی در کل مسیرم نسبت به قبل یعنی 7یا8ماه پیش عوض شده چون جنس فکریم عوض شده است، در واقع خودم فرکانسش رو فرستادم که خدا و جهان هم به فرکانسم پاسخ داد و خدا رو شکر که این مسیر رو برام مهیا کرده که هم روی خودم کارکنم، هم بیشتر با همسرم باشم و هم قدم با هم باشیم و هم زندگی گذشته خودمون رو تغییر بدهیم.
من خودم روی خودم کار میکنم، روی باورهام کار میکنم، و آدمهای هم فرکانس با من هماهنگ میشوند، و هم مدارم میشوند و آدمهای غیرهم فرکانس از من جدا میشوند
تو محل کارم، شاغل که بودم؛ این 3یا4اواخر که فایلهای استاد رو گوش میدادم و یادداشت میکردم اگر برای لحظه ای از پشت میزم و اتاقم بیرون میرفتم، یک همکار خیلی فضول و زیرابزن داشتم که وقتی برمیگشتم متوجه میشدم که اومده دفترمو نگاه که ببینه من چکار میکنم و چی مینویسم، و منم چیزی بهش نگفتم، چندباری هم رفت پیش این و اون بازرسی و جاهای دیگه زیراب هم زد، که مثلا برای من مشکلی درست کنه، خب منم که کاری غیر از بودن در مسیر توحید و خوبی و تغییر افکار کاری نمیکردم و به کسی هم کاری نداشتم و برای کسی هم ضرر نداشتم چون هم از تایم استراحت و فراغت از کارم فایلها رو گوش میکردم و هم منم دوست دارم جهان رو برای زندگی خودم و دیگران بهتر کنم این رسالت این سایت هست، به قول استاد برگرفته از کلام خدا در قران که گفته هیچی برگی بدون آگاهی خداوند از درخت پایین نمیفته و اگر خدا بخواد کسی رو بالا بکشه تموم دنیا هم جمع بشن که نذارند نمیتونن کاری کنند، به قول استاد، در واقع افکار خودم باعث شده بود که ادمهای نامناسب دوروبرم باشن و ایراد از خودم بود ولی وقتی ایراد رو برطرف کردم ادمهای ناماسب ازم دور شدن، و خدا منو از اون افکارهای نامناسب دور کرد، الان تو این مجموعه که هستم هر آدمی با افکار خودش هست، اگه خسته شدم وسایلم رو میزارم و میرم و برمیگردم اینجا اصلا کسی به کسی کاری نداره هر کسی سرش تو کار خودش هست و به فکر خودش
خدا رو شکر که مسیرم راهم وقتم همونجور که دوست داشتم و دارم خداوند داره برام رقم میزنه
توانایی بیرون امدن از منطقه امن رو خدا بهم داده و امیدوارم این توانایی و توانایی های دیگرم بهتر و بهتر شود با کارکردن روی خودم در همه زمینه ها تغییر کنم و روزبه روز بهتر وبهتر شوم
خدیا شکرت
گام بیست و سوم
2025/02/6
سلام به استاد عباسمنش عزیز و مریم جان زیبا و دوست داشتنی
چقدر این فایل رو گوش دادم آروم شدم
مبحث وابستگی واسه ما ایرانی ها خیلی مسئله پیچیده و بغرنجی هست و یه تابوی بزرگه
و چقدر عالی گفتید استاد جان که نگاهی که بهش داریم رو عوض کنیم
من به خانواده و اطرافیانم که همیشه باشن یه نوع وابستگی شدید عاطفی دارم و خودم فکر میکنم ریشه در بچگیم داره
و از اینکه یه روز نباشن ترس وجودم رو میگیره
حتی فکر مرگ و نبودشون هم میکنم،بغض گلوم رو میگیره
لطفاً بیشتر راجع به این مسئله صحبت کنید
باید باوری شما گفتید رو کار کنم تا این وابستگی ها رو کمتر کنم
به پسرم هم همین حس وابستگی زیاد رو دارم
ممنون از این منظره های زیبایی که برای ما خلق میکنید
دو آدم فوق العاده و تحسین برانگیز هستید که هر چه از شما دو نازنین یاد بگیریم باز هم کمه 🙏🏻😍💋♥
در پناه الله یکتا مؤفق و پیروز باشید
سلام خدمت استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیز
همه دوستان
باران؛
استاد من قبل این سایت بشدت آدم وابسته ای بودم به همسرم ،به خانواده م به مادرم یادمه اوایل ازدواجم شبا قبل اینکه بخوابم یه دل سیر گریه میکردم بعد میخوابیدم اینقد دلتنگ مادرم میشدم و فاصله خونه ما تا خونه پدرم خیلی کمه تا قبل اینکه با این قوانین اشنا شم شب و روز خونه پدرم بودم خونه خواهرم ،اگه تماس نمیگرفتن چنان گریه میکردم وابستگی م شدید بود ولی از وقتی که با این قوانین و شما و سایت اشنا شدم اصلا وابسته نیستم ،الان خونه پدرم خیلی کم میرم نه بخاطر اینکه دوسشون ندارم یا دلم براشون تنگ نشه، نهههه فقط دیگه وابسته نیستم تازه الان اونا میگن چرا نمیای خونه مون ،دیر به دیر میای چون خودمو تغییر دادم ،چون وقتی که من وابسته بودم اونا از من فاصله میگرفتن. الان اونا به من میگن چرا نمیای ،وابستگی بدترین حس دنیاست میخوای به زور اون چیز مال خودت باشه اون آدم مال خودت باشه و دقیقا همون آدم همون چیزایی که بهش وابسته ای ازت دور میشن یا ازت گرفته میشه .مثلا من قبلا بشدت به همسرم وابسته بودم میرفت جایی چنان گریه میکردم دور از جونش انگار مرده .تا اینکه دوره عشق و مودت خریدم روش کار کردم الان اصلا و ابدا بهش وابسته نیستم چندین بار تنها رفت ماموریت چندین روز اصلا ناراحت نبودم بی قرار نبودم هرازگاهی دلم براش تنگ میشد ولی نه اینکه بگم چون نیست دنیا بدون اون لذت نداره انفاقا منم برنامه ریزی میکردم میرفتم بیرون میرفتم دورهمی با خانواده م لذت خودمم میبردم ایوب جان هم همینطور بود .من به هیچکس چ هیچ چیز وابسته نیستم ،فقط به الله یکتا بشدت وابسته م اگه یه روز باهاش حرف نزنم از شدت دلتنگی ساعت ها گریه میکنم .
خدایا شکرت برا این مسیر زیبای توحیدی .
ممنونم از شما استاد عزیزم و مریم جون خیلی عالی و بینظیرید .
در پناه خدای مهربان باشید.
خدا نگهدار تا گام بعدی.
سلام و درود
من مدتها هست در سایت هستم وبا این قوانین الهی آشنایی دارم و با تمام وجودم دارم تلاش میکنم به اونها عمل کنم شاید باورتون نشه ولی از وقتی این تصمیم رو گرفتم شاهد کلی تغییرات در زندگیم و در وجود خودم هستم که بعضی اوقات میگم این منم که اگر در گذشته در همین موقعیت فعلی قرار میگرفتم فلان رفتار و حرکت نادرست
رو میکردم اما ببین الان چه رفتار و حرکت متفاوت و در مسیر درستی رو دارم خلاصه طوری تغییر کردم که خدا شاهده اطرافیان من تغییر کردن به خدا من این حرف استاد رو که میگه شما روی خودتون کار کنید مدارتون رو ببریین بالا جهان افراد هم فرکانس با شما رو وارد زندگیتون میکنه با تمام وجودم دارم حس میکنم اول اینکه باید بگم من تمام توجهم رو مدتها هست گزاشتم روی تمام جنبه های زندگی (مثل تفریحاتشون و یا روابطشون و یا ثروتشون و یا سلامتی و …)افراد مدار بالا در اطرافم و بارها و بارها اونها رو تحسیین کردم و میکنم خیلی جالب من این چندین بار هست به صورت خیلی هدایتی با این افراد ملاقات میکنم و باهاشون تفریح میرم و حتی جالبتر از اون خیلی خیلی اتفاقی که الان اینجا نمیتونم بگم با این افراد من به یه سفر بسیار عالی رفتم که الان هم که دارم این کامنت رو مینویسم داخل سفر با همین آدمهای عالی هستم و همش به یاد قانونم و با تمام وجودم دارم قوانین رو حس میکنم و حتی هر لحظه سپاسگزار خدای خودم هستم که میشود فقط کافیه عمل کنم به حرفهای استاد ودوم اینکه استاد من اینقدر شجاعت خانم شایسته رو در زمان نبود شما در اون ملک روی آب تحسین کردم که خدا شاهده جهان من رو به این موقعیت هدایت کرده اونم برای چند بار پشت سرهم در مدت دو ماه که در بیست سال زندگی مشترک با همسرم هرگز همچین تجربه ای رو نداشتم و جهان کاری کرد که ایشون رو برای انجام کاری که اونم در جهت پیشرفت مالی ما هست به شهری ساعتها دور از من هدایت کرد که من تا حالا همچین تجربه ای نداشتم که بدون ایشون در شهر محل زندگیم به تنهایی با دو فرزندم به مدت دو هفته زندگی کنم و اما چون بنده از آموزشها خبر داشتم به نحو احسن این روند رو طی کردم و هر بار بهتر از قبل از پس زندگی و بچه ها بر اومدم طوری که اگه بخوام به زبان ساده بگم باید بگم با این تضاد خودم از خودم راضی تر هستم چون من در دل تمام ترسهام یکی یکی رفتم اونم منی که سالهای سال در کنار همسرم و وابسته به ایشون زندگی کردم وحتی به تنهایی تا مغازه ی سر کوچه نرفته بودم شاید این کارهای من برای خیلیها کارهای خاصی نباشن اما برای خودم که با گذشته ی خودم مقایسه میکنم شاهکارن مثلا من تا حالا تجربه ی بنزین زدن در پمپ بنزین رو نداشتم و اما خودم خواستم و رفتم امتحان کردم در حالی که میتونستم روی اطرافیانم حساب کنم و
با یه اشاره بدم به برادرم و یا پدرم و … این کار رو بکنه اما نکردم هر دو فرزندم در نبود پدرشون دچار این ویروس جدید شدن و مریض شدن و اما من خیلی عالی بدون ترس و نگرانی و با توکل به خدا اونها رو به پزشک بردم و دارو دادم و درمان کردم در حالی که اگر در گذشته بود تنها کاری که در این جور مواقع میکردم شاید باورتون نشه فقط گریه و ناراحتی بود اما الان خودم به تنهایی بدون ذره ای نگرانی انگار که دلم قرص بود خدا همراهم هست تمام کارها رو به نحو احسن میکردم یا اینکه من مدتها هست رانندگی میکنم اما هیچ وقت جرات نداشتم به مرکز شهر و جاهای شلوغ برم و در جاهای کوچیک پارک کنم اما حالا در نبود همسرم چندین مرتبه به خاطر کلاسهای دخترم و پسرم مجبور شدم و رفتم در حالیکه میتونستم با اسنپ و تاکسی بفرستم دخترم رو اما خودم آگاهانه دوست داشتم با شجاعت تمام در دل ترس هام برم و اونها رو تجربه کنم و من در این مدت نبود همسرم بدون نیاز به هیچ کس به جز رب العالمین کارهام رو انجام دادم و کلی کارهای ارزنده ی دیگه انجام دادم که اگر بخوام تک به تک بنویسم زمان میگیره و اذیت میشین فقط میخوام بگم به قول استاد نتیجه ی تمام این کارهام این شد که از خودم راضی ترم حسم به خودم بهتر شده اعتماد به نفسم بالاتر رفته و حس اینکه در مسیر درستم و شاگرد استادم بیشتر شده استاد این رو هم بگم خانه ی پدرم و برادرم و خواهرم فاصله ی زیادی با ما نداره اما خودم ،خودم خواستم تحت هیچ شرایطی از هیچ کس کمک نگیرم حتی بارها همسرم زنگ میزد و میگفت اگه کاری داری به فلانی بگم بیاد براتون انجام بده اما من قبول نمیکردم و دارم میبینم جهان پاسخ من روبه شکل ورود نعمتهای بیشتر داره میده و سوم اینکه باید بگم این جنبه از تغییرم رو هم خیلی دوست دارم که من هر تضادی برام پیش بیاد هیچ وقت هیچ کس رو دیگه مقصر نمیدونم و خیلی راحت و خیلی خود به خودی میگم خودم مقصرم ویا خودم ضعیفم که این مشکل برام پیش اومد و بلاافاصله همش میگردم درسی از این تضاد که برام پیش اومده رو بگیرم و اشکال شخصیتی که در وجودم هست روپیدا کنم همین چند روز پیش با شخصی بسیار قابل احترام بودم که نمیدونم چرا با من یکم سنگین و نادرست برخورد کرد و من اولش بهم برخورد که چرا اینطوری رفتار میکنه اما برای یه لحظه تمام حرفهای شما استاد در ذهنم مرور شد که ببین تو چون به دنبال تایید این شخصی و به دنبال اینی که با این شخص حالت خوب بشه و یا به دنبال اینی که فلانی بهت احترام بزاره و چون از بقیه توقع و انتظار محبت و احترام و تایید و ..داری این رفتارها رو هم میبینی به خودم گفتم نه نشد بابا قویتر باشی و به قول استاد اول خودت با خودت رفیق باش حالت رو خوب کن عاشق خودت باش ببین مردم چطور عاشقت میشن (این در حالی هست که من از وقتی در مسیرم فکر میکردم دیگه با آموزشها عاشق خودم هستم و.. اما زمانی که در کنار فردی که برام بزرگ و مهم بود قرار گرفتم دیدم نه به دنبال احترام و دوست داشته شدن از طرف ایشونم ) خلاصه استاد اینقدر گفتم و گفتم با خودم حرف زدم و به خودم قول دادم و به ایرادهای شخصیتی ام فکر کردم که ایراد کارم چیه تا بازم اتفاقی همون فرد رو دوباره دیشب ملاقات کردم اما من دیگه اون نگاه گدایی محبت و احترام از اون فرد رو تاحدود زیادی نداشتم حالا شاید هنوز کامل نبود اما به قدر زیادی نداشتم و اونم رفتار بسیار بهتری با من داشت و من نه برای رفتار های درست و خوب دیشب اون شخص بلکه برای خودم که تونستم با اون تضاد پیشرفت کنم و عیب کارم رو پیدا کنم خیلی خوشحال شدم و احساس قدرت کردم .
من نمیدونم چقدر این کامنت من برای شما استاد ارزشمنده شاید بگی اول راهی شاید بگی این نتیجه ها هنوز کوچیکه اما خودم با همین عملگرا بودن به قوانین و نتایج عالی که در این مدت داشتم دارم از خوشحالی روی ابرها پرواز میکنم و حس شاگر بودن شما و در مسیر الهی بودن رو خیلی بیشتر حس میکنم امیدوارم بازم بزرگ و بزرگتر بشم به قول استاد ظرف وجودم بزرگتر بشه تا خدا نعمتهای بیشتری رو به من بده .
خدا رو شکر که در مسیر هستم ،،
سلام و درود
فایل بسیار بسیار عالی بود
خدا رو شاکرم ، دیشب یه موضوعی اتفاق افتاد که شخصی یه برخورد نامناسب کرد و من کلی به فکر رفتم و نهایتاً به این نتیجه رسیدم و به خودم یادآوری کردم اول اینکه مسئولیت این برخورد با خودته، تو چرا هنوز تو چرخه معیوب این دوستان و همکاران هستی ، اگه خوب روی خودت کار کرده بودی الان یه جای بهتر بودی ، نمونه اش فلانی و فلانی که با موفقیت رفتن به محیط های بهتر کاری. از طرفی باید خداوند رو شاکر باشی که هر کسی که باهات بد برخورد میکنه رو باید دو تا ماچش هم کنی و ازش ممنون باشی که این شخص چندتا ترمز عاطفی و روانی رو در ذهن تو آزاد کرده، و تو رو به جلو هل داده.
و نهایتاً خدا رو شکر کردم گفتم خدایا اینها همه نشانه است که تغییر در حال انجامه.
این آدمها خودشون دارن خودشون رو از زندگی تو حذف میکنن، پس راحت و آروم باش که کم کم وقت رفتنه. 🤩😍 چقدر اون نکات در مورد دارایی های هر شخص عالی بود. قبلا اگه وارد به مکانی میشدم خیلی نگران برخورد و نگاه های افراد بودم، الان دیگه اونقدر بیخیالم که میگم اصلا برام مهم نیست که چند نفر اونجا هستن. اصلا نگاه میکنن یا نمیکنن. خدا رو شاکرم بخاطر این فایل و آگاهی هایی که امروز دریافت کردم. خدا رو شکر.
سلامی از جنس نام زیبای خدا ،
خدمت اساتید محترمم استاد عباسمنش و مریم بانوی گرامی و همچنین همکلاسی های عزیزم،
نگاه من به وابستگی این هستش که {وابسته بودن شکلی از بردگیه}؛
حالا چه به یک عادت و رفتار به خصوص باشه،
چه به یک شخص باشه،
چه به یک موقعیت شغلی باشه،
و از همه بدتر به گرفتن تایید از بقیه باشه
و یا حتی به محل زندگی باشه،
==========
در هرصورت شکلی از بردگی رو القا میکنه.
خداوند بزرگ عظمتی بنام انسان رو خلق کرده و در این عظمت روح خودش رو دمیده ،
یک انسان با قائم به ذات بودن ( متکی به خود بودن ) خیلی خیلی پیش خدا زیباتر و ارزشمندتره ،
من دو نفر از آشناهم رو به یاد آوردم که یه نفرشون الان 17 ساله و نفر دیگشون حدود 12 ساله پدرشون فوت شده و هنوز به نوعی عزادارند!!!
از نظر من نوع نگاه اشتباه و کوچک و محدودی که این دوستان به زندگی و دنیا و موجودیت منفرد و ارزشمند و مسئول خودشون دارند باعث این نگاه اشتباه و این حد از وابستگی در اونها شده.
و بحث بعدی
انجمن 12 قدم
که خیلی دوست دارم راجع بهش برای دوستانم بنویسم ؛
من توی زندگیم مثل هر آدم دیگه ی که ممکنه به یه نفر خیلی غبطه بخوره ، من هم خیلی ساله با تمام وجودم به زندگی یه سری اشخاص موفق و خصوصا و خصوصا یه نفر که از نزدیک میشناسمش غبطه میخورم ( اعتراف میکنم چند سال قبل این احساس نوعی حسادت زیاد بود ولی با درک قوانین و هدایت خدای بزرگ از حالت حسادت در اومد و به غبطه ای سودمند با حس تحسین و لذت تبدیل شد )
این شخص یه زمانی معتاد بود
این شخص مستاجر بود
این شخص روزی دو پاکت و حتی بیشتر سیگار میکشید ( حتی چند سال بعد ترک اعتیادش )
ولی بعدا که همت کرد و با شرکت در این انجمن 12 قدم و بازپروری خودش اعتیادش رو کنار بزاره و بعدا و در یک روز سیگارشو هم کنار گذاشت خداوند هم مددهاشو براش رسوند و چون لیاقت ها و توانییش رو با اعتماد به نفس مجدد پیدا کرده بود تونست از اون مددها به بهترین شکل استفاده کنه و اوج بگیره
و در یک کلام ایشون
در بهترین زمان در بهترین مکان و در مواجهه با بهترین افراد قرار گرفت ،
و زندگیش رو به یک جشن باشکوه همیشگی برای خودش و همسر و فرزند گلی که خدا بهش عطا کرد تبدیل کرد و یک زندگی سراسر عزت و آبرو و ثروت و سلامتی و عشق و لذت که روشنایی نور اون زندکی به زندگی خیلیای دیگه تابیده و خیلی ها از شغلهایی که این شخص ایجاد کرده سودمند شدند و خیلی های دیگه هم که همین مشکل اعتیاد رو داشتند تونستند با الگو برداری و تاثیر گرفتن از ابن فرد خودشون رو پاک کنند .
آیه یک و دو سوره طلاق به یادم اومد و با ترجمه این آیه زیبا کامنتم رو به پایان میبرم ؛
هر کس از خدا پروا کند (پرهیزکار شود )خدا راه بیرون شدن را بر او میگشاید و از جایی که گمان نمیبرد به او روزی میرساند
سلام به همه عزیزانم❤️
واقعا این فایل رو دوست دارم چون فکر میکنم شیطان همیشه از طریق باور های محدود کنندست که انسان رو به هرجای نامناسبی که بخواد میبره.
واقعا اگر انسان فراوانی خداوند رو درک کنه و این همه نعمت و ثروت و غذا و زن و مرد آفریده شده با هر رنگ و شکل ظاهری و فکری رو ببینه واقعا دلیلی نمیبینه که بخواد نگران باشه و خودشو محدود کنه به خوشحال بودن با چیزی یا کسی.
همیشه خوشحاله و به همه عشق میورزه و این رو همیشه سرلوحه زندگیم قرار دادم که باید جوری باشم که بتونم همیشه خودم رو آماده این کنم که از نقطه A برم به نقطه B و با خوب بودن احساسم مطمئن باشم که نعمت هام یا وقت ارتقاشون هست یا امکان نداره گرفته بشن.
حالا اینکه ما این قدرت رو داریم یا نه کاملا بستگی به خودمون داره اما دنیا همیشه کار خودشو میکنه.
مثالی از استاد عباسمنش توی دوره قانون آفرینش: که اگر بر فرض استادی بخواد امتحان بگیره و بیاد بگه که از همین یک صفحست امتحان دو حالت وجود داره که اون یک صفحه رو بخونیم :
۱- برامون مهم باشه
۲- حرف استاد رو باور کنیم
حالا اگر رهایی برامون اهمیت داشته باشه فقط کافیه که دلایل منطقی بیاریم که استاد فوق العاده حرفه ای چند دلیل منطقی آوردن که بینهایت سپاسگزارم!
انگار که ما یادمون میره که صاحب همه چیز خداوند یکتا هست و بعضی وقتا خودمون رو صاحب همه چیز و همه کس هایی که برامون عزیزن میدونیم.
درحالیکه صاحب همه چیز و همه کس تنها الله است و مارو فرستاده که لذت ببریم و کیف کنیم و گسترش بدیم و اگر شرک کنیم و خودمون رو صاحب بدونیم جزاش همون ناراحتی هست که برای دوری از چیزی یا کسی داریم.
واقعا خیلی خوشحالم زمانی این فایل گذاشته شد که خیلی دوست داشتم بیشتر و بیشتر توی فضایی باشم که درمورد قدرت رهایی و فراوانی و دور بودن از فضای محدود کننده بحث بشه و خدارو شاکرم که به این فضا هدایت شدم!❤️❤️❤️
در سفر دور آمریکا خانم شایسته عزیز جمله زیبایی گفتند که زیبایی سفر این هست که زیبایی رو میبینیم و لذت میبریم و این رو یاد میگیریم که بگذریم و رها کنیم تا زیبایی بعدی رو هم ببینیم و استاد عباسمنش در مورد پول هم همینطور فکر میکنن و اینکه هیچوقت جاده خاکی نمیزنن و همیشه هستن توی مسیری که از اونجا ثروت اومده و از مسیر خودشون خارج نمیشه و فوق العاده قابل تحسین هست!
خدایا شکرت بابت اینهمه آگاهی های فوق العاه❤️❤️❤️
سپاس خدایی رو که خلق کرد و سپس هدایت کرد❤️
خدایا تنها تورو میپرستیم و تنها از تو یاری میخوایم❤️❤️❤️
سلاااام.
امیدوارم حالتون عالی باشه.
من از طریق قسمت (( نشانه های امروز من )) به این قسمت هدایت شدم و واقعا میتونم بگم زبانم قاصر از بیان کلمات.
اصلا موندم چی بگم.
من از وقتی با مجموعه آشنا شدم خیلی تغییر کردم. متفاوت فکر و عمل میکنم. اگه سالار قبل بودم قطعا این موضوع رو عنوان نمیکردم.
اما به لطف خدا من سالار قبل نیستم، سعی میکنم در مسیر رشد باشم و روی خودم کار کنم.
به خاطر همین معجزه امروز رو واستون تعریف میکنم.
من به سکس اعتیاد دارم. به نحوی که هیچ وقت تا به حال از انجامش خسته نشدم و تا حالا نشده موقعی باشه که اصلا این موضوع رو طلب نکنم.
به لطف خدا در رابطه سالمی هستم و هیچ وقت این موضوع منو به بی راهه نکشونده. اما یه جاهایی خسته میشم.
از خودم، از سکس کردن، از اینکه چرا من توانایی خویشتن داری در این زمینه رو ندارم، از این بابت که چرا همیشه و در هر حالی این موضوع در اولویت من باید باشه.
امروز صبح از خونه اومدم بیرون و واقعا بابت این موضوع از خودم ناراحت بودم.
از خدا خواستم که کمکم کنه.
هر روز فایل قسمت (( نشانه های امروز من )) رو میبینم.
فایل استاد رو دانلود کردم.
دیدم.
و هنگ کردم.
بعد از اتمام فایل توی اینترنت انجمن معتادین سکس گمنان رو سرچ کردم
و با روی گشاده دعوت شدم به جلسه فردا.
معجزه و صدای خداوند، هدایت شدن و تسلیم بودن و درخواست از ته دل خیلی راحت اتفاق میوفته.
واقعا سپاسگزار خداوندم
از صمیم قلب و از عمق وجودم.
خیلی برای نوشتن این متن جسارت به خرج دادم
خیلی واسم سخت بود
باورتون نمیشه الان که دارم تایپ میکنم خیس عرق شدم
انگار که یه بلندگو دستم گرفتم و دارم این موضوع رو با صدای بلند توی شهر داد میزنم.
کلی افکار مختلف میاد توی ذهنم.
نکنه یه آشنا این متن رو بخونه. من واسه پروفایلم عکس عکس گذاشتم.
نکنه من آدم بدی قضاوت بشم و کلی استرس دیگه.
کلید این ویدئو که استاد خودش نوشته (( جهادی اکبر برای تغییر شخصیت )) هست.
من تصمیم به تغییر دارم.
به هدایت الهی ایمان و باور دارم.
نشانه هارو دنبال میکنم و خودمو در آغوش امن خداوند میبینم.
خدارو بابت حضور و برکت وجود تک تک شما عزیزان سپاسگزارم.
سلام به استاد دانا و خوش بیان و آگاه و
خانم شایسته ، شایسته ترین نعمت ها
اولین کامنت برای این فایل در تاریخ مرداد1401 ثبت شد و دومین کامنت هم اسفند 1403
خدایا شکرت بخاطر اینکه تو سایت هستم و افتخار گوش دادن به فایل های استاد رو دارم
استاد از اون فایل تا این فایل من تونستم رو سرمایه های اصلی و معنوی خودم بیشتر کار کنم ،
صداقت کاری بالا ، تعهد کاری بالا
اتفاقا یکی از تجربه هایی که اخیر داشتم این بود وقتی مشتری رو تو سالن ماساژ دادم ، بعد اتمام کار از من شماره تماس خصوصی میخواستن تا بصورت خصوصی با خودم ماساژ بگیرن و سالن نیان و من همونجا گفتم ، نمیتونم و از نظر اخلاقی درست نیست و من به این سالن متعهد هستم ، با اینکه اگر مشتری رو بصورت خصوصی ماساژ بدم و خارج از سالن از نظر مالی سه برابر بیشتر به نفعم هست و بسیار بسیار به خودم افتخار کردم که اول از همه شاگرد شما هستم و دوم اینکه تعهد کاری داشته باشم .
تو بحث وابسته نبودن هم ؛ خیلی خیلی رو خودم کار کردم که تونستم شخصیت قوی و مستقلی ازخودم بسازم که تنها و تنها متکی به خودم باشم و بتونم هر چی بیشتر وابسته خدا و شما و سایت شما هستم .
همش با خودم میگم ما مسافرای یه قطاریم و همه قراره تو مقصد های خودمون پیاده بشیم و هیچکس تا اخر قرار نیست با ما هم مقصد باشه بلکه همه همسفر هم هستیم
خدای عزیزم ازت ممنونم ، سپاسگزارم بابت وجود استاد و خانم شایسته و این سایت
در پناه خودت نگه دارشون باش