مصاحبه با استاد | قرار گرفتن در مدار «دریافت الهامات الهی» - صفحه 12 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | قرار گرفتن در مدار «دریافت الهامات الهی»
    229MB
    21 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | قرار گرفتن در مدار «دریافت الهامات الهی»
    19MB
    21 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

402 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    علی مدنی گفته:
    مدت عضویت: 2413 روز

    خداوند همیشه داره با ما صحبت می کنه

    تو قرآن چندبار به زمین و آسمان و چپ و راست قسم می خوره خداوند

    و می گه ما با شما صحبت می کنیم

    فعلهمها فجورها و تقواها

    خوبی و بدی تو

    به تو

    الهام می شود.

    یعنی به شما می گیم این مسیر درست برای تو

    و این مسیر غلط

    این قدم مناسب برای نو تو این لحظست

    منتها

    با توجه به میزان آمادگی ما مسیر برای ما روشن میشه

    با توجه به اینکه مدار ما بالاتر می ره

    آگاهی ها خالص تر می شود.

    و ما دریافت می کنیم.

    آگاهی های خالص تر موقعی دریافت می کنیم که آمادگی دریافتش داشته باشیم.

    مثلا تو زمینه مالی من موقعیتهایی را الان دریافت می کنم و می بینم که در مدار دریافتشم

    اون برج‌سازی که تکاملش طی کرده و مدارس خیلی بالاتر ایده های فوق‌العاده ترس دریافت می کنه که من دریافت نمی کنم.

    پس به کس دیگه کار نداشته باش

    اونها به اندازه توانایی درکشون می فهمند

    تو هم هیچ قدرتی روی میزان درک اونها نداری

    اما می تونی آمادگی خودت بیشتر کنی

    تا الهامات بهتری دریافت کنی

    چطوری؟؟

    با عمل به آگاهی های که الان دریافت می کنی

    ۱-کنترل ذهن و توجه به چیزهایی که می خواهیم و بررسی چیزهایی که می خواهیم و الگوهای مناسب در زمینه چیزهایی که می خواهیم

    ۲.باور به اینکه اون خدا آگاهی بالا و کامل و همه شرایط می دونه

    ۳.عمل به چیزهایی که از درونمون به صورت حس به قلبمون الهام می شه

    این خیلی مهم که کیفیت آگاهی های که ما دریافت می کنیم بستگی داره به کیفیت مداری که داخلش هستیم.

    خدا همواره با ما صحبت می کنه ولی در حد درک و فهم و خواسته های خودمون

    من باید روی خودم کار کنم

    تا لایق دریافت آگاهی های بهتر بشوم تا اونها را دریافت کنم

    اونها همین الآنم هستند

    آگاهی هاییکه برای من میاد هیچ وقت اشتباه نبود نیست فقط کیفیتش می تونه بهتر بشه

    ما به اندازه ای از خداوند دریافت می کنیم که

    ظرفمون

    که براش آمادگی داریم

    که درسهایی که گرفتیم پاس کردیم

    اگه می خوایم چیزهای بهتری را دریافت کنیم

    باید آمادگیمون بیشتر کنیم

    و میزانی که از خداوند دریافت می کنیم به اندازه آمادگیمون

    به اندازه ای که به آگاهی هامون عمل کردیم

    به اندازه ای که فهمیدیم

    توقع نداشته باش قرار نیست همه به اندازه درک تو از جهان بفهمند

    کاری هم به بقیه نداشته باش که انرژیت براشون تلف کنی

    خودت آگاهی ها را دریافت و عمل کن بهشون تا نتایج ببینی

    و آگاهی های بعدی را دریافت کنی

    مهمترین رابطه ما رابطه ای که منبع انرژی خدا داریم

    نه رابطه مون با همسرمان

    نه با خانوادمون

    نه با دوستانمان

    نه با هیچکس

    رابطه ای که خودمون با خدای خودمون داریم همه چیز مشخص می کنه

    ما موجوداتی هستیم تو یک فضای فرکانسی که یکسری دسترسی داریم

    در جنبه های مختلف

    و این دسترسی ها قابل ارتقا هستند

    ما تو این مهمونی نسبت به حال و فرکانسمون

    بهمون دسترسی و اجازه وارد شدن و استفاده و لذت بردن از یکسری امکانات داده می شده

    انا علیناللهدی

    ما بر خودمون واجب کردیم که شما را هدایت کنیم

    برما واجب شده

    کار ما این

    سیستم این

    قائده بازی این

    شما درخواست بدید

    ما هدایت کنیم تا به خواسته هاتون برسید

    و لذت ببرید

    و این جهان تجربه کنید

    کل بازی همین

    همه ما دسترسی داریم به آگاهی خداوند

    همه ما دسترسی داریم به شهود

    اما به اندازه خودمون

    مثل داستان موسی و خزر

    این یه تیکه چقدر عالی و چقدر باورهای داغون به ما داده بودن که نه فلانی دسترسی داره باید بری پیشش اون اون بهت بگه

    نه خودت برو تو سکوت برو تو تنهایی

    تو هم دسترسی داشتی داری و خواهی داشت

    برو به جای اینکه شرک بورزی و گمراه شی

    برو رو خودت کار کن دسترسی خودت افزایش بده

    تو اون زمینه

    حالا کسب و کار

    روابط سلامتی هر چی

    چقدر ما شرک ورزیدیم

    چقدر ما مسیر گم کردیم

    و چقدر خدا باز ما را هدایت کرد

    بخاطر اینکه می گه بابا

    کار ما این

    حتی خود قرآن هم که الهاماتی به پیامبر اسلام هم

    به همین صورت

    تکاملی بود و هرچقدر جلوتر رفته آگاهی های بهتر و خالص تر شده

    و درک پیامبر از پیامها بالاتر رفته

    پیامبر سالها رو خودش کار کرد سالی یک ماه می رفته تو غار حرا و رو خودش کار می کرد

    چرا

    تا اون صدا را بهتر بشنوه

    و خالص تر بشنوه و درک کنه

    عین داستان حضرت ابراهیم

    وقتی خواست یکی را بپرسته

    در جستجوی معبود بود

    همون اول آمادگی دریافت اون بالاترین کیفیت آگاهی را نداشت که بیا خدای یگانه فرکانسی این انرژی را بپرست

    اول رفت ماه دید بعد ستارگان بعد برداشتش از اون الهام این بود که به خورشید هدایت شد

    آخر سر وقتی قدم‌ها را طی کرد وقتی آماده دریافت اون آگاهی های خالص شد

    به خود خدای یگانه رسید

    یعنی این قانون تکامل در دریافت الهامات هم هست

    و ما باید پیروی کنیم از همون الهام اولیه هرچند کاملترین و بهترین نیست

    ولی قدم اول

    تو کسب و کارمان قدم اولی که به جف بزوس و ایلان ماسک الهام شد با این آمازون و تسلا فرسنگ‌ها فاصله داشت و خیلی ناپخته و ناکامل بود

    ولی قدم اول قابل اجرا برای اون اون بود

    وکم کم الهامات بعدی اومد

    خود پیامبر اسلام

    در مرکز تجارت

    جایی که آدمهای مختلف رفت و آمد می کردند

    و شناخت و زندگی بین آدمها و ادیان قبلی

    و طرز فکرهای مختلف

    و دیدن و شناخت کار با مردم

    در کنارش در حال کارکردن روی خودش هم بود.

    و آیه های اولیه

    آیه های که درکشون خیلی سخت

    آیه های که می توانند چندین و چند پهلو داشته باشند.

    آیه های هستند بسیار در فضایی نامشخص

    و شعرگونه در مورد یک فضایی مبهم و نامفهوم

    که شاید بخاطر سوالات ذهنی اونموقع پیامبر بود

    و خودشم درک درستی از اونها نداشت

    یک حالت جدید یک دسترسی جدید را تجربه کرد بود

    ولی به وضوح درکش نمی کرد

    یعنی پیامبر یک صدایی را می شنیده

    و با یک فضایی داشته آشنا می شده

    و اونها را می گفته

    ولی اونها چیزهایی نبود که مسائل روزش پاسخگو باشند.

    یه ترکی از یک فضایی از یک کلیتی داشته پیدا می کرد

    ولی نمی تونست از اونها در تجربه روزمره زندگی خودش استفاده کنه

    ما وقتی کلیت قانون درک کردیم

    باید از قوانین در اتفاقات روزمره زندگیمون استفاده کنیم

    و هرچقدر جلو میرفته رسیده به اون آیه های بلند

    (نسا-آل عمران-یوسف-یونس-بقره)

    که در اواخر عمر پیامبر بهشون گفته شد.

    و دارای یک خط داستانی هستند

    واضح و مشخصند و یک سوالی را دارند پاسخ می دهند

    که پیامبر یا امت پیامبر در اون روزگار درگیری هستند

    و بارها و بار تکرار شده در آیه های مختلف

    و در مورد مسائل روز جامعه هستند

    چقدر زیبا و منطقی

    وقتی با قوانین سراغ قرآن می ریم

    استاد چقدر تحلیل زیبایی در مورد قرآن ا ائه دادید

    که قلب من آروم گرفت

    و جواب هزاران سوالی که درونم بود داده شد

    و آروم گرفتم

    اینکه خداوند بینهایت به این معنا نیست که ما می تونیم بینهایت دریافت کنیم

    خود پیامبر هم اون اوایل دقیقا نمی‌فهمید منظور خدا چی

    اصلا آیه های جز ۳۰

    قابل درک نیست

    ولی سوره هایی که در اواخر عمر پیامبر نازل شده خیلی واضح هستند

    در مورد مسائل اجتماعی روز صحبت کردند

    و تکرار شدند

    ویک قالب داستانی دارند که میشه ازش درس گرفت

    پس

    دنبال سوره هایی نباشید که مال اون دنیاست

    دنبال سوره هایی باشید که مال این دنیاست

    ببینید اینها چی گفت

    به اینها عمل کنید

    بعد ببینیم منظور اون آیه ها چی بود

    زمانی که رفتیم اون دنیا

    این خط زندگی و

    این خط وجود و بودن

    و دریافت آگاهی

    ادامه داره

    در ادامه زندگی دراون دنیا

    به درک اون مفاهیم هم یا می پردازیم اگر نیاز بود

    اگر نیاز نبود نمی پردازیم

    به اون چیزی که مورد نیاز بود می پردازیم

    ما قرار نیست تکلیف روشن کنیم

    تکلیف روشن ما فقط باید فقط تسلیم باشیم

    و خیلی مهم جایگاه خودمون بدونیم

    تو همه جنبه ها

    و

    پیروی کنیم

    اون خط آگاهی را

    اگر می خوایم به اون چیزی که می خوایم برسیم

    نیاز ما جایگاه خودمون بدونیم

    و هی دنبال بهتر شدن باشیم

    و عجله نکنیم

    صبر داشته باشیم

    موسی بسیار شخصیتش شبیه ماست

    عجول

    بی حوصله

    تندخو

    دعوایی

    عصبانی

    زود خشمگین شو

    و ما خیلی با بررسی شخصیت می تونیم خودمون بفهمیم

    به همین دلیل توی قرآن ما بیشترین مثالها را از موسی داریم

    ما یکسری الهامات دریافت می کنیم که نمی فهمیم چی

    با صبر

    چجوری ظرف دریافت الهامات مون بزرگ کنیم

    با عمل کردن به چیزهایی که فکر می کنم درست

    با عمل کردن به ایده های که اصلا کامل نیست

    در مسیر درست قرار گرفتن

    ایمان داشتن

    و عمل کردن

    دنبال اصل بودن

    دنبال هدایت و مسیر درست بودن

    و عمل به چیزهابی که الهام می شه

    اولش الهاماتی را دریافت می کنی که منظورش درست نمی فهمی

    ولی کم کم متوجه منظور خداوند می شی

    بریم دنبال معجزه اینکه چی برامون خوب

    و درست انجامش بدیم.

    ومطمئن باشید که از سمت برای شما هدایت می آید.

    و مطمئنم باشیم که از سمت خدا برای ما معجزاتی می آید.

    و کاری را انجام بدیم که فکر می کنیم درست

    حتی اگر ترسناک

    حتی اگر کامل نیست

    بعد الگوها بهت گفته می شه

    درک می کنی

    مسیر درست

    ما تو دنیای مادی

    دسترسی کامل نداریم

    به همه آگاهی ها

    چون دنیای مادی محدود

    ما هیچ چیز در بینهایت نمی تونیم تجربه کنیم

    دنیای مادی در همه ابعاد محدود

    هیچ چیزی نیست که تا ابد انرژی داشته باشه

    در دنیای غیر مادی همه چیز بینهایت.

    ثروت بینهایت

    نعمت بینهایت

    عمر بینهایت

    علم بینهایت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  2. -
    ندا رنجبری گفته:
    مدت عضویت: 3638 روز

    این فایل نشانه ی امروز من بود.

    این فایل رو قبلا یعنی خیلی وقت پیش که روی سایت قرار‌گرفت گوش داده بودم اما درکی که امروز داشتم با توجه به تکاملی که طی کردم خیلی متفاوت تر بود.

    من تمام این مدت تفاوت زیادی بین الهام و هدایت قائل نبودم و فکر میکردم هدایت شدن توسط خداوند همون عمل به الهامات هست و الهامات همان هدایت های خداوند هستند. الان میفهمم هدایت معنای عام تر و گسترده تری داره که الهامات خداوند رو هم در بر میگیره و شامل میشه.

    الهاماتی که به ما میشه شاید به ظاهر گاهی عمل‌کردن بهش باعث بشه ما بلا سرمون بیاد اما اون اتفاق به ظاهر بلا یا اون تضاد در‌جهت رسوندن ما به خواسته هامونه و باید اتفاق میوفتاده تا ما درسش رو بگیریم، یعنی الهامات همیشه در‌جهت خواسته هست، برعکس نجواهای ذهن، اما هدایت میتونه هم در‌جهت خواسته و هم در جهت ناخواسته باشه میتونه با توجه به باورهای نامناسب ما هدایت بشیم به مسیری که از خواسته هامون دور بشیم و یا تضادهای تکراری که حاصل فرکانس های تکراری نامناسب هست و گیر افتادن در یک سیکل معیوب باشه که ما رو هر بار بیشتر فرو ببره توی منجلاب، اما ما به خاطر جنس فرکانس های نامناسبمون هدایت شدیم به اون مسیر، این هدایت برای کافر و مشرک هم هست و این وظیفه ی خداوندیه که هم غفوره و هم قهار، پس هدایت تفاوتش با الهام اینه که هم خودبه خودی و اجباریه و هم میتونه منفی باشه و ما رو دور کنه از خواسته ها، تفاوت هدایت با الهام مثل تفاوت حرکت کردن قلب در اثر تپش یا حرکت دادن دست با اختیار خودمون هست، قلب خود به خودی میتپه اما دست میشه تصمیم بگیریم که تکون بدیم یا ندیم اما هدایت رو نمیتونیم تصمیم بگیریم که بهش عمل کنیم یا نکنیم، اگر باورهای ما نامناسب باشه لاجرم بلا سرمون میاد هر چقدرم که آگاهانه بخواییم ازش فرار کنیم.

    این درک شاید اولش ترسناک باشه اما وقتی از زاویه ی درست بهش نگاه بشه عجب آرامشیه، عجب کلید مهمیه، خیلی به انسان اطمینان قلبی میده، حالا زاویه ی درست چیه؟

    اولِ کامنتم گفتم این فایل نشانه ی امروز من بود، این دقیقا چیزی بود که لازم داشتم این روزا بدونم، من توی موقعیتی در کسب و کارم قرار گرفتم که خیلی زیاد درگیر چگونگی شدم، بارها از طرف خداوند بهم به طرق مختلف گفته شده که به چگونگی فکر نکن و ترمز اصلی تو و دلیل اینکه ناامید میشی از کار‌کردن روی خودت اینه که خیلی درگیر چگونگی اتفاق افتادن خواسته هات هستی، اما من باز توی گوشم نمیرفت تا امروز و اینجا و این فایل.

    تازه من متوجه منظور استاد شدم که میگفت وقتی روی خودت کار میکنی اتفاقات خواسته لاجرم رخ میده تو فقط سمت خودت رو انجام بده چطورش رو فکر نکن، مطمئن باش اتفاق میوفته، درک این حرف برام سخت بود چون با خودم این نگرانیا رو داشتم که اوکی من روی خودم کار میکنم اما اگر هدایت خداوند اومد و من بهش عمل نکردم چی؟اگر من بهش گوش ندادم، اگر ترسای من نزاشت اگر‌بی ایمانی من نزاشت به هدایت ها عمل کنم، من روی باورام کار میکنم اگر زور باورایی که داره ترس رو بهم القا میکنه چربید چی؟یعنی تصور من این بود که روی خودم کار کردن و باور ایجاد کردن چیزی جدا از اعمال من هست، در صورتی که ما دو نوع عمل داریم یه عمل آگاهانه یه عمل ناآگاهانه، هدایت اجباریه ، وقتی باور ساخته بشه رفتار جهان اجبارا با تو عوض میشه رفتار خودتم خودبه خودی و اجبارا عوض میشه، یعنی چیزی نیست که آگاهانه باشه یا دست خودت باشه، به قول استاد نتایج به زور خودتم نخوای بهت داده میشه.

    نمیدونم تونستم درست توضیح بدم و منظورم رو برسونم یا نه. اما از آرامشی که بعد گوش دادن به فایل و خصوصا خوندن متن برگزیده ی فایل گرفتم متوجه شدم که درک درستی داشتم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    مریم گفته:
    مدت عضویت: 1200 روز

    به نام الله مهربان

    سلام استاد عباس منش عزیزم

    سلام استاد مریم بانوی عزیزم

    سلام دوستان گلم

    سپاسگزار خداوند هستم ک مرا هدایت کرد به مسیر درست و مستقیم

    خدایا سالهای زیادی از زندگی ام را در تاریکی گذراندم

    سالهای زیادی از زندگیم نمی‌دیدم نمی شنیدم نمی فهمیدم نمی دانستم اما همیشه فکر کردم می دانم می بینم می شنوم میفهمم

    امروز تولد من بود امروز چهلمین سالگرد به دنیا آمدن من بود

    استاد من بزرگتر شدم

    امروز فهمیدم من تمام سالهای زندگی ام را در تاریکی بودم در نا آگاهی

    استاد من از قرآن دفاع میکردم از دین بدون اینکه حتی بفهمم قرآن چه میگوید دین چیست

    از زمانی ک با شما آشنا شدم تازه دارم میفهمم تازه دارم ذره های آگاهی رو در وجودم احساس میکنم ک قرآن چگونه کتابی است

    استاد امروز بسیار بسیار احساس خوب و فوق العاده ای داشتم امروز صبح روبروی طبیعت زیبا و سفید پوش جلوی تراس خانه ام ایستادم و گفتم خدایا سپاسگزارم.

    خدایا سپاسگزارم که مرا در مسیر درست قرار دادی و هدایت کردی

    من امروز به اندازه ی قطره ای از دریا میفهمم میبینم میدانم من برای اولین سال زندگی ام برف زیبایی ک برای صبح روز تولدم به من هدیه کردی میبینم نسیم دلنوازش رو حس میکنم صدای جاری شدن را می شنوم من دارم زندگی رو احساس میکنم لذت بردن از نعمت های خداوند رو احساس میکنم.

    من زنده ام چه نعمت بزرگی

    من چشم دارم من گوش دارم من احساس دارم من

    پا دارم من دست دارم من ی دنیا نعمت دارم ک از شمارش خارج است من هنوز برای شمردن نعمت هایت خیلی کوچکم

    خدایا ظرف وجودی ام را بزرگ کن

    خدایا زیادم کن بزرگم کنم

    خدایا برای لحظه ای در لحظه بودم و احساس کردم ک چقدر نعمت بزرگی است بودن اینکه احساس کنی هستی وجود داری

    خدایا عشق را حضور را احساس کردم

    من تمام این ها را از شما آموختم من با اندک آگاهی هایم جوری دارم از زندگی ام لذت میبرم ک تاکنون تجربه نکرده ام

    استاد من از نتایجم بگویم؟ از نتایجی که از دوره های شما تهیه کردم؟ و از آموزشهای شما درک کردم بگویم ؟

    من هر روزم رو دارم زندگی میکنم استاد

    من هر روزم رو دارم حس میکنم استاد

    من هر روزم رو دارم عاشقی میکنم استاد

    من حالم عالیه من شکرگزار خداوندم

    من دارم هر روز و هر روز از مسیری ک دارم لذت میبرم

    من بسیار خوشحالم ک در قله چهل سالگی ام ایستادم وبا قلبی لبریز از عشق فهمیدم که تاکنون هیچ نمی‌دانستم خدا رو شکر که من این رو فهمیدم

    خدایا سپاسگزارم که من الان میدانم ک باید بیاموزم باید آگاه شوم باید دنبال فهم قرآن برم دنبال انس با قرآن

    هر چه توحیدی تر خوشبخت تر

    هر چی به هیچ برسی بزرگتر میشوی

    هر چی تسلیم تر آسان تر

    من از خودم هیچ ندارم من هیچم و حتی منی که هستم هم از آن اوست از پروردگار خوبی ها

    استاد ی دنیا عشق برای شما و برای تمام کسانی ک کنار شما هستند می‌فرستم که دستان خداوند زبان خداوند شدید و چراغ راه هستید راهی که من هیچگاه نتونستم توی زندگیم تجربه کنم

    سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    برایتان بهترین ها رو آرزومندم

    این رد پای من بماند یادگار در چهلمین سالی ک روی زمین خداوند حاضر شدم تا دنیا را جای بهتری کنم برای زندگی

    در پناه الله مهربان باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    سیما گفته:
    مدت عضویت: 3813 روز

    به نام خدای مهربان

    خدایاهرآنچه دارم ازآن توست

    تنهاتورامی پرستم وتنهاازتویاری می جویم .

    مارابه راه راست هدایت فرما.راه کسانی که به آنهانعمت داده ای.

    منت خدای راعزوجل که طاعتش موجب قربتست وبه شکراندرش مزیدنعمت.هرنفسی که فرومی.رودممدحیاتست وچون برمی آیدمفرح ذات.پس درهرنفس دونعمت موجوداست ویرهزنعمت شکری واجب.

    خدا راشکرمیکنم که لایق درریافت الهامات وهدایتهای خداوندهستم.جاهایی بوده که اصلامنطقی نبودکه‌ من اینقدرآرامش‌ داشته یاشم اماخداونداین‌آزامش رادروجودم‌قراردادوهمان تضادکه منطقی بودمن راناآرام‌کند چقدربه راحتی حل شد.خدازاهزاران مرتیه شاکرم‌که‌درهزلحظه دزحال هدایت مان است والهامات راهمواره یه قلبمان جاری میکند.

    هنرمن اینست که یتوانم الهامات زا تشخیص دهم ودرهمان لحظه باخداگقتگوکنم تا دامنه هدایت خداوند گسترده ترشود.سوال کنم تاجواب یگیرم .این درکی یودکه لمروزبهش رسیدم .

    هفته قبل درمحل کارم میزیان جشنوازه‌وزژشی بودیم

    وسه روزتقریبا ازصبح‌تاشب دزمحل جشنوازه‌یودم وازسایت دوربودم .یعدازپایان جشنوازه چنان تشنه شنیدن فایل های استادوخواندن کامنت یودم‌که برای خودم تعجب آوریود.خداراشکزمیکنم یخاطروجوداستادنازنینم‌وخانم شایسته عزیزواین سایت بی نظیرالهی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    یاسمن ایزانلو گفته:
    مدت عضویت: 1600 روز

    کامنت هشتاد و پنجم

    13 اسفند 1403

    تعهد اول:

    امروز دمو دادم و در کمال تعجب فهمیدم کاری که دیروز همسرم برام انجام داده بود رو امروز بهش نیاز داشتم!

    همسرم دیروز فقط قرار بود میکروفونم رو درست کنه. اما رفت وب کم رو هم آورد و راه اندازیش کرد. امروز موقع دمو کارفرما بهم گفت دوربینم رو باز کنم! من هم بلافاصله این کار رو انجام دادم چون خداوند مهربانم دیروز هدایتمون کرده بود و ما به هدایت عمل کرده بودیم. خدایا شکرت که انقدر نزدیک و خوبی.

    دمویی که آماده کرده بودم خیلی خوب بود. امروز با وجود وقت کمی که داشتم، از ساعت 4:30 صبح که به خاطر دخترکم بیدار شدم نخوابیدم و تا ساعت 11 صبح روی دمو کار کردم.

    بعد هم طی دوساعت، کلاس اون موسسه ی دیگه رو شرکت کردم.

    بعد هم برای این یکی موسسه دمو دادم و مورد قبول واقع شد.

    خدایا شکرت.

    تو داری کمکم می کنی که درهای برکت و نعمت و ثروت به روم باز بشه.

    اتفاق خوب دیگه ای که امروز افتاد این بود که من نمی دونستم با پولی که توی کارتم دارم قدم اول دوازده قدم رو بخرم یا نه. با دخترکم رفتم بیرون و توی راه اولین بانکی که به ذهنم رسید برم بانک ملی بود. بعد فهمیدم کارت من هم کارت بانک ملیه و این رو یک نشونه دیدم.

    وقتی داشتم می رسیدم به خدا گفتم بهم نشونه بده. گفتم اگر کسی نبود میرم و اگر کسی بود نمیرم.

    وقتی رسیدم دیدم کسی نیست و من رفتم سراغ عابر بانک. من تصمیمم رو گرفته بودم اما بازم دلم نشونه می خواست. یه لحظه سرم رو آوردم بالا و دیدم روی قسمت بالایی عابر بانک نوشته: اعتماد می ماند! انگار خدا داشت بهم می گفت بهم اعتماد کن! این من بودم که بهت گفتم تا اینجا بیای. ذوق زده شدم و گفتم خدای من تو چقدر نزدیکی. رفتم که کارت رو بذارم توی دستگاه، دیدم روی صفحه ی عابر بانک مبلغی رو نوشته که من طی یکی دو ماه آینده از کسب و کارم به دست میارم! دیگه مطمئن شدم باید دوره رو بخرم!

    بنابراین این آخرین کامنتیه که توی قسمت فایل های دانلودی می نویسم. من از فرداشب توی قسمت نظرات قدم اول دوازده قدم بقیه ی کامنت هام رو می ذارم.

    خدایا شکرت که هدایتم کردی. این دوره ایه که من سال هاست می خوام بخرمش اما هر سال میفته برای سال بعد. خیلی برام مهم بود موقع عید بخرمش که روند پیشرفتم طی یک سال معلوم بشه.

    چون توی عید مسافرت هستم احتمال دادم نتونم چکاپ فرکانسیم رو دقیق بنویسم. برای همین دو هفته زودتر از عید قدم اول رو خریدم که با تمرکز بتونم روی چکاپ فرکانسیم کار کنم.

    خدایا شکرت

    سپاسگزارم.

    تعهد دوم:

    توی سایت کامنت گذاشتم و در مورد کارهایی که انجام دادم مطلب نوشتم.

    تعهد سوم:

    پروردگارا شکرت به خاطر دموی خوبی که امروز دادم. تو بهم گفتی از ساعت 4:30 بیدار بمونم و من به هدایتت عمل کردم و بیدار موندم. بعد تازه فهمیدم این دمو چقدر نیاز به کار داشت و من اگر از 4:30 بیدار نمی موندم، امکان نداشت بتونم جمع و جورش کنم و در نتیجه دموی امروزم خراب میشد و در نتیجه برای کار منو نمی خواستن!

    اما تو مسیر راحت تری رو با هدایتت بهم نشون دادی. دخترم رو ساعت 4 بیدار کردی و من خوابوندمش. دوباره ساعت 4:30 بیدارش کردی و وقتی دوباره خوابوندمش، خواب خودم پریده بود. همونجا بهم گفتی بیدار بمون و من هم گوش کردم.

    تو تمام مراحل آماده سازی دمو رو برام ساده کردی و من مثل یک بازی دمو رو با هدایت های تو آماده کردم و در نتیجه تونستم ازش سربلند بیرون بیام.

    خدایا شکرت که وقتی تعهدمون رو می بینی، مسیر رو برامون هموار می کنی.

    از وقتی دارم دنبال کار می گردم و برای افزایش مهارت هام توی کلاس های تدریس شرکت می کنم، می فهمم که دخترکم رو خیلی آروم نگه می داری. یا کاری می کنی که خوب بخوابه، یا کاری می کنی که با خودش سرگرم باشه، یا دستان مهربانت رو می فرستی که بی منت نگهش دارن که من بتونم به کارهام برسم. خداوندا ازت ممنون و سپاسگزارم. شکرت.

    خدایا شکرت به خاطر قدم اول که انقدر براش ذوق دارم. ازت سپاسگزارم که بالاخره تونستم بخرمش. خداوندا ازت ممنون و سپاسگزارم که درها رو به روم باز کردی و برای خرید قدم اول بهم کلی نشونه دادی که من اگر اعتماد نمی کردم، نمی تونستم خودم رو به عنوان کسی که به تو ایمان داره معرفی کنم. خداوندا سپاسگزارم. شکرت.

    خدایا به خاطر تمام اتفاقات خوب و فوق العاده ای که امروز افتاد ازت ممنون و سپاسگزارم.

    شکرت که من و همسرم و دخترم در مدار بسیار بالایی از سلامتی هستیم. سپاسگزارم به خاطر خانواده هامون که سالم و سلامتن.

    پروردگارا شکرت که هستی و اجابت می کنی درخواست درخواست کننده رو. سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  6. -
    الهام رحیم زاده گفته:
    مدت عضویت: 633 روز

    سلام استاد عزیز و استاد مریم دوست داشتنی

    واقعاً چقدر زیبا و واضح استاد توضیح میدهد که هدایت خدا نیز باید آرام آرام طبق قانون تکامل پیش برود

    من همین مسئله داشتم که برای الهامات خدا عجله داشتم و وقتی دریافت نمی‌کردم یا درک نمی‌کردم از این مسیر ناامید میشودم که من لیاقت دریافت هدایت ندارم

    من باید روی خودم کار کنم تا طرفم بزرگتر بشود

    من هر روز با خودم تکرار میکنم من لایق دریافت الهامات الهی هستم

    و خدا هدایت منو بر خودش واجب کرده

    و خدا هر لحظه منو هدایت می‌کنه اگر من درک نمی‌کنم مشکل از گیرنده است فرستنده مشکل نداره

    واقعاً در رابطه ما با خدا همیشه مشکل از گیرنده است

    اگر در تمام جنبه‌های زندگی قانون تکامل رعایت کنیم در مسیر زندگی و پیشرفت نه ناامید می‌شویم و نه ضربه میخوریم

    از استاد عزیزم سپاسگزارم این قانون‌های مهم و اساسی را به ما آموزش میدهند با دلیل و منطق

    این فایل سیو میکنم و بارها و بارها کوش میکنم هر بار چیز جدید درک میکنم

    خدایا منو به راه راست هدایت کن راه کسانی که آنان را مشمول نعمت ساختی آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  7. -
    Ms Mohadese گفته:
    مدت عضویت: 2787 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانواده عزیز عباس منش

    به نام خدا

    روز 233 روز شمار تحول زندگی من

    خداوند همیشه با ما صحبت می کند و کلمه الهام یکبار در قران امده و کلمه وحی بارها امده است و در ایه الهام می گوید که ما خیر و بدی شمارا به شما الهام می کنیم اما با توجه به امادگی ما مسیر برای ما روشن می شود و با توجه به اینکه مدار ما بالاتر می رود امادگی ما برای درک موضوع بهتر می شود آن چیزی راکه برای آن اماده هستیم را می فهمیم به اندازه ظرفمان و درسی که خوانده ایم و پاس کردیم درک می کنیم .

    همه ما به یک اندازه دسترسی به اگاهی و شهود و به هدایت خداوند داریم هر چیزی بستگی به‌خودمان دارد .

    مثال دریافت سوره های قران توسط پیامبر که به‌شکل تکاملی درک شده است و طبق قانون تکامل و درک پیامبر نازل و‌درک شده است .

    خداوند به اندازه ای که ما رشد کنیم الهامات را مشخص تر‌و واضح تر می‌کند و کافی است عمل کنیم و صبور تر باشیم و دنبال هدایت باشیم و حتما حتما جسارت و شجاعت در عمل داشته باشیم .

    در دنیای مادی همه چیز محدود است و اما در دنیای غیر مادی همه چیز نامحدود است .

    عمل کردن به ایده های الهامی بحث بر باور اینکه این ایده الهامی است و بدون هیچ بحثی عمل کنیم و باور به این کنیم که از علمی است که برتر از ماست و از خداوند عالم و داناست و این ایده ها امده اند تا به ما کمک کنند و مسیر را برای ما راحت کنند خیلی راحت تر به آنها عمل می کنیم .

    در پناه حق باشید .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    علی گفته:
    مدت عضویت: 1672 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام بر استاد عزیز وهمراهان سایت عباسمنش

    از استاد وخانم شایسته ممنونم بابت این فضای عالی که فراهم کردید واین قدر هدفمند یه مسیر با ماشین رو تبدیل میکنید به کلاس اموزشی وروحانی

    مشخصه با این عشقی که شما میدید باید روز به روز نعمات بیشتری وارد زندگیتون بشه

    در مورد الهامات خداوند قبل از اشنایی با استاد تنها درک م از این موضوع این بود که فقط به خداوند بسپارم کارم رو انجام بدم سهم خودم رو بگذارم هر چه پیش بیاد خیره

    اما امروز به کمک استاد به این درک رسیدم که میشود پیام خداوند را گوش جان شنید وهرچه بیشتر به این راهنمایی گوش میسپاری وبر اساس ان عمل میکنی بهتر تشخیص میدی که صدای خداونده یا نفس توست

    اما من تجربه خودم را بگویم :

    زمانی الهامات خداوند را درک میکنم که اولا ارام باشم یعنی زمانی که سراسیمه هستی ودرون شلوغه هیچ پیامی رو دریافت نمیکنی

    اول باید با مراقبه با سکوت به حس خوب رسید بعد از خداوند سوال میکنی ارام ارام یه سری حرف ها در درونت زده میشه که حس خوبی بهت میده ومن خودم بارها سوالی داشتم یا موضوعی رو نفهمیدم از خداوند پرسیدم وای چه جواب های کامل وعالی وزیبایی به انسان میده خدا جونم ممنوم

    که من هم لایق هم صحبتی تو هستم وهدایتم میکنی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    حسین نظری گفته:
    مدت عضویت: 3369 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام به همه خوبان

    الهه ام

    وَمَن یَتَوَکَّلۡ عَلَى ٱللَّهِ فَهُوَ حَسۡبُهُ [1] (و هر کس به خدا توکل

    کند، پس او برایش کافی است)

    داستان حضرت موسی و خضر رو بارها خوندم ولی هیچی ازش متوجه نمیشدم تا امروز متوجه شدم که موضوع چی بوده اونم از زبان شما استاد عزیزم خیلی خوبه که شمارو دارم که به این سادگی یک موضوعی رو برای من توضیح میدید واقعا ازتون تشکر میکنم

    الهامات خداوند همیشگیه اما این منم که یا می‌شنوم و عمل میکنم یا تردید دارم الهاماته یا نجوا یا هم کلا نمیشنوم

    من در بحث الهامات جاهایی که آرامش زیادی داشتم انرژی مثبت داشتم واضح هدایت هارو دریافت کردم و عمل کردم و نتیجش شده ارامش بیشتر ولی زمان هایی هم بوده که عجله کردم ناراحت و عصبانی بودم نشنیدم و به ضرر خودم شد واقعا الویت زندگی ما باید ارامش باشه تا صدای خداوند رو بهتر بشنویم و من میتونم با تمرکز بر وی خودم وداشتهام سپاس گذاری کردن دیدن زیبایی ها به احساس آرامش برسم

    دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  10. -
    مهدی رحیمی گفته:
    مدت عضویت: 2222 روز

    سلام و درود به استاد عزیزم استادی که همواره با قلبش با ما سخن میگوید نه با ذهنش.

    چقدر خوشحالم دوباره دارم مینویسم چقدر دلم تنگ شده بود بنویسم من تمام گام به گام ها رو میبینم و به صحبت هاتون ساعت ها فکر میکنم ….

    این روزها مشغول دیدن فایل های قوانین ثابت جهان هستی هستم ….

    6 سال شغل من بازارهای مالی بود بورس ارزهای دیجیتال و با شناخت بیشترم و کار کردن روی فایل های دانلودی متوجه شدم من بخاطر پول در اینکار هستم و اصلا تصمیمی که گرفتم که در این بازار باشم بخاطر این بوده که من فکر میکردم ثروت فقط در این بازارها هست …

    خبر خوش اینکه بعد 2 سالی که پی در پی صدای ضعیفی باهام صحبت میکرد که اینکارتو بزار کنار بلاخره وقتی صداشو زیاد کردم…

    موفق شدم برای همیشه کار بازارهای مالیم رو کنار بزارم و از خداوند کمک خواستم که هدایتم کنه به مسیر مورد علاقم و به لطف الله این روزها در بهترین احساسی هستم که میتونم دراین جهان مادی تجربه کنم .

    اگر یه سر به کامنت های گذشتم بزنم متوجه میشم که چقدر در دیدگاه هام میخواستم از اینکار بیام بیرون اما انقدر این 6 سال کارم برام منطقی شده بود که هرگز نمیخواستم بزارمش کنار مثل سیمان به وجودم چسبیده بود اما ایمان نیاز داشتم توکل نیاز داشتم …

    عاجز بودنم رو در مورد این تصمیم بارها به الله یکتا گفتم و خب به لطف الله الان حدود یک هفتست برای همیشه از بازارها اومدم بیرون حتی سرمایه ای هم که داشتم کشیدم بیرون و تمام اپلیکیشن ها و سایت های تحلیلی در این مسیر هم حذف کردم…

    چون همواره الهامی بهم میشد و میگفت از این کار بیا بیرون ….

    وقتی به سالهای گذشتم نگاه میکنم میبینم همواره از خداوند درخواست داشتم یکی از بهترین تحلیل گرهای ثروتمند و موفق در بازارهای مالی باشم هر چقدر که میگذشت میدیدم پروردگار منو هدایت میکنه به سایت استاد عباسمنش …

    تکامل برد بفهمم من خودم خالق صد درصد زندگی خودم هستم و همه ی تحلیل ها درونم هست اون هم تحلیل صد درصد نه تحلیل احتمالات ….

    تحلیلگر قطعی درونم دارم که با قوانین ثابتش اگر حرکت کنم و ادامه بدم و جهت افکارمو به خواسته هام سوق بدم و همواره احساس خوب داشته باشم قطعا بدون شک به تمام خواسته های خودم هم در این دنیا و هم در اون دنیا میرسم .

    تحلیلگر و معامله گر حرفه ای که میخواستم بشم در وجود من بوده …برتر و اگاهتر کافیست به حرف وجود درونم گوش بدم کافیست گوش بفرمان اون باشم …

    اگر تصور کنم که خداوند اقیانوس هست من قطره ای این اقیانوس هستم و من خالق صد درصد زندگی خودم هستم کافیست همواره کانون توجهم به خواسته هام باشه با تمرکز با احساس خوب و بلاشک بهم الهام میشه .

    فقط باید همواره در مسیر خواسته هام …

    چقدر منتظر بودم یه روز بیام بنویسم استاد مسیرمو بلاخره تونستم تغییر بدم بلاخره تونستم ایمانم رو نشون بدم …من میخوام از هدایت شدگان باشم خداوند وعدش حقه ….من هم بهشت رو در این دنیا میخوام و هم در اون دنیا …

    استاد خالصانه از معبودم از ربم از سروم و از صاحب اختیار تمام ما تشکر میکنم که شما رو در مسیر زندگی من قرار داد…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای: