مصاحبه با استاد | قرار گرفتن در مدار «دریافت الهامات الهی» - صفحه 13 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | قرار گرفتن در مدار «دریافت الهامات الهی»229MB21 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | قرار گرفتن در مدار «دریافت الهامات الهی»19MB21 دقیقه













به نام خداوندبخشنده ی مهربان
سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم
وسلام به تک تک دوستانم…
روزهشتاد و دوم،روزشمارتوانایی تشخیص اصل از فرع.
وقتی به مسیر به پیامبری رسیدن حضرت محمد نگاه نمیکنم با همین علم وآگاهی هایی که از صحبت های شمادریافت کردم، خیلی قشنگ می تونم توی ذهنم برای خودم موضوع تغییر باورها، وتغییر فرکانس هارو منطقی کنم…
پیامبر هم یه بنده بوده از بندگان خدا، و مثل همه یه کودکی بوده که طبق الگوهایی که از خانواده و جامعه اش گرفته رشد کرده وبزرگ شده، وقطعا باورهاش مثل 90 درصد مردم اون زمانش بوده، ولی از اونجا که آدمها از نظر فطرت همشون پاک بدنیا میان وبعد در طول زندگی بعضی ها سعی میکنند اون پاکی رو حفظ کنند وبعضی هم دچار تزلزل میشن و از اون فطرت پاک خدادای فاصله میگیرند، پیامبر هم باید برای پاک شدن از باورهای غلط و باز نگهداشتن کانون توجه وتمرکزش، میرفت جایی دور از مردم ودر خلوتش تا بتونه خوب رو از بد تشخیص بده، تا بتونه خودش را پاک کنه از هر لحظه وهر روز دیدن وشنیدن باورها وافکار وگفتار و رفتاری که در اکثرییت جامعه بود والبته که بیشترش اشتباه بود….
واون رفتن ها به غار حرا برای عبات وخلوت باخودش،ومعبودش کم کم اونو از بدنه ی جامعه دور وجدا والبته آماده دریافت پیام خداوند کرد…
وتازه این تغییر فرکانس وپذیرش باورهای جدید به مرور وکم کم براش اتفاق افتاد….
توی کل زندگیم هیچوقت نتونسته بودم قرآن رو به این شکل درک وهضم کنم، تا اینکه شما توی 12 قدم با جلسات ناب قرآنی که برای ما توی هر قدم در نظر گرفتید تونستم تا حدود زیادی این کتاب آسمانی رو درک وباور کنم ….
ودلیل اینکه چرا سوره ها وآیه ها به این شکل و این ترتیب و اینجوری نازل شده و اصلا اصل حرف خداوند چی بوده؟؟؟
واینکه چقدر از اون مطالب فقط وفقط پاسخی بوده به درخواست ها وسوالات پیامبر توی،اون زمان ومربوط به آدمهایی که اون زمان نیازمند دریافت اون اطلاعات بودند تا بتونند راه درست زندگی رو یاد بگیرند….
مثل تک تک ما که مدتها این سوال واین درخواست هدایت رو از خداوند داشتیم، که خدایا پس راه درست کدومه؟ مسیر خوشبختی از کدوم سمت هست؟
و برای منکه این تغییر از بعد فوت همسرم 12 سال پیش اتفاق افتاد، وهربار خداوند در حال هدایت کردن من بود از هر طریقی تا بتونم اصل رو بفهمم ومنو اورد آورد ورشد داد از طریق مختلف تا ظرف وجودم بزرگتر بشه تا بتونم اگاهی هایی که سیدحسین عباسمنش میده رو هضم ودرک کنم…
در تمام اون سالها خداوند داشت به درخواستهای من برای رسیدن به رمز وراز خوشبختی پاسخ میداد خب منم هم اندازه تلاشی که برای هوشیار وآگاه بودن میکردم می تونستم حقیقت رو دریافت کنم…
زمانی که با تک تک سلولهای تنم وبا تمام وجودم آماده دریافت مسیری واضح و روشن شدم، منو واردکانال وبعد سایت سیدحسین عباسمنش کرد….
واین مسیر تا به امروز ادامه داشته ومن هر روز در حال بروزرسانی اگاهی هایی هستم که رفته توی تمام وجودم وبا تمام وجودم باورشون کردم وبهشون یقین دارم ومیدونم که اصل همینه وجز این نیست…
منتهی این درخواستهای من باید مداوم وهمیشگی باشه، تازمانیکه من درخواست هدایت دارم، لایق دریافتش هم میشم….
مادامیکه دیگه درخواستی از سمت من نباشه، پاسخی هم وجود نخواهد داشت
والبته که وقتی درخواست وسوالی نباشه، اونچه رو هم که قبلا دریافت کردم، وجزء اگاهی هام به حساب میاوردم، خیلی راحت از بین میره….
من اگه بخوام مقیاس برای خودم توی این مسیر در نظر بگیرم همیشه میگم، که اندازه یه قطره از دریای اگاهی، اندازه سرسوزن تونستم خودم رو آماده ولایق دریافت الهامات کنم، وبه همون اندازه هم شاهد نتایج خوبی بودم تو هر جنبه ای…
مثلا اگه رسیدن به کمال رو هزار پله در نظر بگیریم، مثل رسیدن به یکتاپرستی وتوحیدی عملکردن صد درصد یک شخص رو توی زندگی…
من الان توی پله ی پنجم هستم….
والان لایق دریافت اون پاداشهایی شدم که توی پله ی پنجم هست وبرای ارتقاء خودم باید هر لحظه درخواست هدایت شدن رو به خداوند عرضه کنم تا بتونم با گرفتن نتایج هر روز بیشتر توی این مسیر پیشرفت کنم و پله پله بالاتر برم ….
یعنی ظرف وجودم رو بزرگتر کنم برای دریافت پاداشهای بزرگتری که خواهانش هستم….
چه پاداشی بزرگتر از این که آرامش وامنیت وشادی سهم قلبت و وجودت باشه هر لحظه….
به قول خداوند که میگه ، وقتی برمن توکل وتکیه کنند نه ترسی دارند و نه غمگین میشوند!!!
سلام دوست عزیز
از خواندن کامنت شما لذت بردم و از اون قسمت پاداش هر پله از پیشرفت
من هم مثل شما تشنه شنیدن آگاهی های قرآن هستم ولی درحال حاضر نمیتونم 12 قدم رو تهیه کنم
پس هر موقع در فایلهای رایگان قسمتی از آگاهی ها ی قرآنی گفته میشه از جان و دل گوش میکنم.
البته پارسال کانال تلگرامی بود که قسمتهایی از دوره های استاد رو برای دانلود قرار میداد که خب من فهمیدم که اون کانال از طرف استاد نیست و گوش کردن به اون فایلها رو حرام کردم به خودم تا بتونم به موقع خودم تهیه کنم و گوش بدم.
اون قسمتی که گفتی باید هر لحظه درخواست کمک و هدایت رو بفرستیم من رو آگاه کرد به اینکه آیا همینطور هستم یا نه
و اینکه آیا درست این درخواست هدایت و کمک رو میفرستم یا این کمک خواستنم آلوده به ترمز های ذهنی هستند.
دارم سعی میکنم شکرگذاری ها و درخواستهایم رو پاک کنم از ترمز ها و هر لحظه مچ شیطان و زمزمه هاش رو بگیرم تا آگاه تر بشم به خودم و باورهام.
خدایا هر لحظه من رو به سمت خیر و خوبی برای من هدایت فرما
به نام الله.سلام خدمت همه عزیزان
خداهرلحظه باماصحبت میکنه ولی ما به اندازه ظرفمون ومدارمون درکش میکنیم.
چندسال پیش که بیماری پندمیک بود وارایشگاه هاهمه بسته بودن من به فکربودم که اصلاح ابرو وصورت روچه کارکنم که دخترم سه سالش بودگوشیموبرداشته بود رفته بود تومخاطبینم وبه خانم بشکنی داشت زنگ میزدکه یهوصفحه گوشیمو دیدم سریع قطع کردم یهویادم اومدکه این خانم بشکنی که مامان همکلاسی دخترم هم ارایشگره که توخونه هم مشتری قبول میکنه وهم خیلی نزدیکمون هست وخدا اینجوری هدایتم کردازطریق یه بچه.
یک بارهم ذهنم خیلی درگیر یه بیماری بود که تازه فهمیده بودمش من اصلا اهل تلویزیون دیدن نیستم یک چیزی بهم میگفت که تلویزیون رو روشن کنم یه کشش قوی یه اشتیاقی که این کار رو بکن منم روشن کردم تویه شبکه مجری داشت درمورد تلقین پذیری بیماری ها صحبت میکرد قشنگ صحبتهاش درمورد من صدق میکرد ونگرانی من رو برطرف کرد.
موردبعدی من هر موقع دخترم دچارسرماخوردگی میشه میبرم تامین اجتماعی که رایگانه ودکتر میگه حساسیت داره وکتوتیفن میده یه بارکه بردمش بهم الهام شد که بهش بگم به جای کتوتیفن فنوکسفنادین بده دکترگفت داروخونه اینجا نداره ولی همین شربتی که میگی امروز صبح برای تبلیغاتش برام آوردن از شرکت داروسازی،اینم برای شما که گوشه میزش بود به من تحویل داد،آخه چطورمیشه از این خدا تشکرکرد با این همه لطف ومحبتی که درحق ما داره ،همه کارا رو داره انجام میده خیلی وقتها ما حواسمون نیست،
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
اینکه اول خداوند رو درک کنیم و در واقع بفهمیم خدا کیست،چیست،کجاست اولین قدم برای دریافت هدایته
وقتی فهمیدیم مطلب بالا رو ،دومین قدم بدونیم خدا رب ما و عالم هست،او قادر مطلق،عالم مطلق،سمیع،بصیر ،حاضر،ناظر،عامل و همه چیز اوست
سومین قدم درخواست کردن است و هدایت شدن
و قدم بعدی عمل به الهامات است.
خداوند همیشه با ما صحبت میکنه و نیک و شر ما رو به ما میگه
ایمانی که داریم ،ظرفمون رو مشخص میکنه و با همون عمل ها باعث گسترش ظرف میشه
کسی که به خدا ایمان داره و بهش الهام میشه ،الهام رو وحی مُنزل میدونه چرا که خدا رو ناظر کل ،منبع کل،عالم کل میدونه و بنا بر این به او اعتماد کامل میکنه و حرکت میکنه.
امید دارم قلبمون جایگاه دریافت الهامات بشه و عمل کننده هم باشیم
اساتید بزرگوارم سپاسگزارم
سلام به دو استاد بزرگوار و توحیدی.
سلام به دوستان بهشتیم.
الهامات…
برای دریافت الهامات باید جسم و روح سالم و هماهنگی داشت.
استاد هزاران بار گفته که برای پیشرفت توی کارتون باید کسب مهارت کنی.
ولی وقتی در مدار نباشی اصلا نمیفهمی یعنی چه.
نمیفهمی استاد چی میگن.
ولی وقتی بدن سالمی داشته باشی و سلولهای مغزت درست کار کنن الهامات رو دریافت میکنی.
البته به لطف دوره قانون سلامتی.به نظرم برای دریافت بهتر الهامات خیلی سلامت جسم مهمه.
بعد از تقریبا 3 سال از شروع کارم دیشب اولین دوره اموزشی مربوط به افزایش مهارتم خریدم.
کل موجودی حسابم سه میلیون و پانصد بود و قیمت دوره 2/600!
قبل خرید دوره یه کم نگران بودم از بی پولی ولی صدای خدا رو به وضوح حس میکردم که میگفت نترس من بهت میدم.گفتم خدایا اگر من راکد بمونم و پیشرفت نکنم قطعا به گفته استاد رو به زوال میرم.
گفتم خدایا منی که دنبال افزایش مهارت و بهبود خودم نیستم به چه رویی توقع دارم برام مشتری بشی؟
خلاصه این شد که من دوره رو خریدم.و یه قدم برای افزایش مهارتم و برای بهبود خودم برداشتم.
و امروز دو تا مشتری برام اومد که جمعا ممکنه دستمزدم30 تومن بشه.
یعنی تقریبا 10 برابر پولی که برای افزایش مهارتم دادم.
البته هنوز کار رو استارت نزدم و اونها هم هنوز پرداخت نکردن.
ولی این واسم خیییلی نشونه خوبیه.
خداوند خلف وعده نمیکند.
امروز اولیییین بار بود توی عمرم که بدون خواب الودگی ساعت 4:30صبح بیدار شدم.
جالبیش اینه که دوتای پسرهام هم بیدارشدن.
درواقع اونا منو بیدار کردن.منم بدون هیچ مقاومتی بیدار شدم(نتیجه قانون سلامتی)
و جالبتر اینکه تا الان اصلا اصلا خواب الود نشدم و حس میکنم تا شب هم خوابم نگیره.
نمیدونم شایدم یه یک ساعت خواییدم.
دیشب کامنت خانم فاطمه سلیمی عزیز رو خوندم که نوشته بودن از دختر خانمشون نسرین جان ایده گرفتن که شستن ظرفها رو به روز بعد موکول نکنن و ایشون هم تقریبا 10 ساله تحت هر شرایطی قبل خواب همه ظرفها رو میشورن و اهمیت این کار براشون مثل نماز خوندنه. و خوندن همین کامنت و تحسین کردن خانم سلیمی عزیز و نسرین جان باعث شد که هدایت بشم به شستن ظرفهای مونده توی سینک اون هم ساعت 5 صبح!!!
خدای من.
حتی خوندن یک کامنت ناب هم تو رو هدایت میکنه.
به خاطر همینه استاد میگن کامنتا رو بخونید.و میگن این سایت فرکانسیه.
خلاصه تا ساعت 6 یک پیتزا و تا 6و نیم صبح هم دو تا پیتزای دیگه برای بچه هام پختم.
وای خدای من!چه تجربه های جدید و شیرینی!
پسر بزرگترم از دیروز هوس پیتزا کرده بود.
منم دیشب موادشو خریدم.
وای باورم نمیشه ساعت 6 صبح،توی تاریک روشن هوا،به بچه هات پیتزای داغ بدی!
خلاصه بگم از صبح زود تا الان همش خیر و خوشی بوده.
قطعا تا شب هم سورپرایزهای جدیدی تو راهه.
همگیتون رو به خدای واحد میسپارم.
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
الهامات به این معنا است که خداوند همواره با ما صحبت کرده و ما را به مسیری که می خواهیم هدایت می کند. ریشه الهام تنها یک مرتبه در قرآن بیان شده و خداوند هفت مرتبه قسم خورده است که خیر و شر شما به شما الهام می شود. اما در یافت آن به میزان آمادگی ما و ظرفمان بستگی داشته و هر چقدر بر روی باورهای خود کار کنیم و مدار خود را تغییر دهیم دسترسی بیشتری به آن داشته و می توانیم آن را درک کنیم.
ما با بودن در مدار پایینتر دسترسی به مدار الهامات خداوند نداشته و باید آمادگی لازم را داشته باشیم. اگر به سیر تکاملی پیامبر نیز نگاه کنیم آیات جز سی که بسیار کوتاه بوده و موزون و آهنگین است و کسی معنای آن را نمیداند الهام شده زیرا پیامبر آمادگی دریافت آیات بزرگتر را نداشته است و نتوانسته به دانسته های خود عمل کند. اما با گذشت زمان آیات بلندتری به ایشان الهام شده که خط داستانی مشخص داشته پاسخ به سوالات پیامبر بوده ، موزون و آهنگین نیست و بارها و بارها تکرار شده است.
ما به اندازه ظرف وجودی و درکمان می توانیم الهامات را دریافت کنیم و از آنها بهرمند شویم.
در قرآن حضرت موسی مانند ما عمل کرده و برای همین بیشتر مثالها از او زده شده زیرا او عجول و بی حوصله است و قانون تکامل را فراموش کرده است. به میزانی که ایمان و عمل صالح را توامان با هم به کار ببریم و شجاعت و جسارت داشته باشیم به همان اندازه می توانیم الهامات خداوند را دریافت کنیم.
خدایا شکرت
عاشقتونیم
به نام خدا
سلام خدمت همه ی دوستان هم فرکانسی
این فایل نشانه ی امروزم بود و خیلی جالب
جالبیش میدونید کجاست؟
جالبیش اونجاست که
من به عنوان یه خانم توی شهر قم حدود سه ماهه کافه زدم
یه کافه ی جمع و جور
با تمام بودجه ای که داشتم
و اینم بگم قبل از اینکه این کار و انجام بدم هرکس فهمید گفت نکنی این کارو شکست میخوری
گفتن کی تو این وضعیت اقتصادی مغازه میزنه
بیا برو یه جا کار کن مثل کار قبلیت(مدیر فروش کارخونه بودم و حقوق خوبی داشتم بخاطر یه سری مسایل از اونجا اومدم بیرون)
ولی من کافه رو زدم و هر روز و هر روز از خدا کمک خواستم این جمله ورد زبونم بود:
ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده
القصه کافه با کمک خدا با کمک دستهای خدا روی زمین زده شد
از روز افتتاحیه هر کس اومد گفت ایشاله بگیره(به کنایه)
یکی میگفت این صاحب مغازه آدم فلان فلان شده ایه نمیزاره کاسبی کنی
یکی میگفت جات بده آخه کی توی کوچه کافه میزنه
یکی میگفت چقدر کافت تاریکه
یکی میگفت اینجا آدماش خوب نیست اذیتت میکنن مجبور میشی جمع کنی
هر کس یه جور دلمو خالی میکرد
وایسادم
البته پسرمم بود که اونم خودش معضلی بود
هر روز دعوا و مرافعه داشت میگفت تو کافه و ماشینتو بده به من برو
یا میدیدم از دخل پول برداشته به من نگفته
یا شماره حساب خودشو داده
هر روز دعوا بود هر روز هر روز
تا جایی که تصمیم گرفتم کافه رو ببندم چون داغون بودم
اعصابم بهم ریخته بود
میگفتم خدایا من اومدم یه شغلی بزنم که آقا بالاسر نداشته باشم برای خودم کار کنم چرا این طوری شد
به خدا میگفتم من حامی ندارم من کسی و ندارم
من پدرو مادر ندارم تو پدرو مادرمی برام پدری کن
من همسر ندارم تو حامی و پشتیبانم باش
پسرم هر روز میگفت وظیفته این کارارو انجام بدی🫥
تا یه جا که دیگه همه بهش گفتن بابا افتادی به جون مامانت داری میکشیش ولش کن
تو یه پسر بزرگی 20سالته برو سر یه کار
میگفت مامانم برام کافه بزنه برم
بعد از سه ماه تصمیم گرفت بره
توی این چند وقت من فقط به خدا میگفتم:
ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده
اوضاع کاسبی نه خوب بود نه بد
ولی من راضی نبودم
چند روز پیش برای دوتا پسرم توی خونه لازانیا درس کردم
اینم بگم دست پختم خوبه
یکی از مشتری هامون نشسته بود و دید که من با دیس لازانیا وارد شدم
گفت به ما نمیدید
یه برش بهش دادیم
انقدر تعریف کرد و گفت اگر لازانیا به منو اضافه کنید من هر روز میام
اینو دو سال پیشم یکی بهم گفته بود
من دو روزه دارم لازانیا درس میکنم و میفروشم
من خودم میگم هدایت شدم
میگم خدا منو هدایت کرد
تا امروز این نشانه رو دیدم
استاد گفت یه رستوران کوچیک توی بازار تهران فروشش از دا تا رستواران بیشتره
انرژی گرفتم
گفتم راهم درسته
من استوار ایستادم
اگر این هم نشد چیزه دیگرو امتحان میکنم
امیدورام خدا هر کس که ازش هدایت میخواد هدایت کنه
ممنون
گام بیست و چهارم از پروژه مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر – قرار گرفتن در مدار «دریافت الهامات الهی»
به نام خداوندی که همیشه همراه منه
سلام استاد عزیز و مریم جان
سلام به دوستان همکلاسی م
من بعد از یه سفر چند روزه و دوری از سایت دوباره با قدرت و انرژی بالا برگشتم سر درس و مشقم :)
خدارو هزاران بار شکر میکنم که فرصت این رو داشتم که به این سفر برم و کلی زیبایی ببینم و با احساس خوب دوباره برگردم و این مسیر زیبا رو ادامه بدم.
با چند روز تاخیر از انتشار این گام ، خداروشکر لیاقت پیدا کردم که آگاهی هاش رو بشنوم و به اندازه ی ظرفم دریافتشون کنم.
پس طبق تعهدم مینویسم آنچه دریافت کردم رو تا بیشتر و عمیق تر بفهمم و تو ذهنم جاشون بندازم.
الهی به امید تو
سوال اول-مهم ترین عامل برای رسیدن به شهود و الهام ؟
———–
شاید باور نادرستی که خیلی از ماها در این مسیر داریم این باشه که باید به جایی برسیم که خداوند شروع کنه با ما صحبت کنه
در حالیکه باور درست اینه که خداوند در هر لحظه داره با ما صحبت میکنه ولی ما به اندازه ی آمادگی که داریم و اندازه ی ظرف وجودی خودمون میتونیم این الهامات رو دریافت کنیم .
خداوند به این موضوع در آیه ی “فَأَلۡهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقۡوَىٰهَا” هم اشاره کرده و گفته ما هر لحظه خیر و شر انسان رو بهش الهام میکنیم.
پس متوجه میشیم این میزان آمادگی ماست که تعیین میکنه ما چقدر میتونیم از این حجم بی نهایت آگاهی ها دریافت کنیم.
با توجه به آمادگی ماست که مسیر برای ما روشن میشه.
هرچقدر در مسیر رشد و پیشرفتمون مدار ما بالاتر میره میزان آگاهی هایی که دریافت میکنیم هم خالص تر میشه و قدم به قدم برامون شفاف تر میشه .
ما چیزی رو دریافت میکنیم و می فهمیم که براش آماده باشیم.
این آمادگی بستگی به فضای فرکانسی داره که ما در اون قرار گرفتیم.
این روند تکاملی دریافت الهامات و قدم به قدم واضح تر شدن اونها رو در بررسی آیات و سوره های قرآن و روند دریافت الهامات پیامبر هم میتونیم ببینیم.
در این مسیر کاملا مشخص میشه برامون که حتی پیامبر هم در یک روند تکاملی در مسیر دریافت الهامات الهی پیش رفته و ظرف وجودیش بزرگ تر شده و به همون میزان تونسته الهامات خداوند رو واضح تر و شفاف تر دریافت کنه.
به عنوان مثال آیات سوره های جز 30 که حالت شعرگونه دارن و در فهم اونها همیشه ابهاماتی وجود داشته ، در اوایل مسیر مبعوث شدن پیامبر بهش گفته شده که آیات سنگینی هستن و حتی درک مفاهیم اون ممکنه در دایره ی درک دنیای مادی ما نباشه.
اما هرچقدر این مسیر جلوتر میره و ظرف وجودی پیامبر بزرگ تر میشه میبینیم که آیه های سوره های بلند تر که به بررسی مسائل مرتبط با شرایط اجتماعی پیامبر میپردازه بهش گفته شده و پاسخ به سوالات روز افراد جامعه ست که فهمشون هم راحت تر و روان تره .
به این ترتیب میفهمیم که همه چیز در مسیر دریافت الهامات الهی بستگی داره به آمادگی ظرف وجودی خود ما و اگر ما هر مرحله از این الهامات رو درست درک کنیم و ازش درست استفاده کنیم ، برای دریافت قدم های بعدی بیشتر و بیشتر آماده میشیم.
این باور نادرستی که فکر کنیم میتونیم به آگاهی هایی از چشمه ی بی نهایت آگاهی خداوند دسترسی داشته باشیم در حالیکه ظرف وجود خودمون هنوز آماده ی دریافت این الهامات نباشه.
در این مسیر نباید عجله داشته باشیم و این مسیر رو آروم و با لذت طی کنیم و به صورت تکاملی در این مسیر طوری رشد کنیم که بتونیم مرحله به مرحله الهامات خداوند رو واضح تر دریافت کنیم.
بزرگ تر شدن ظرف وجودی ما با عمل کردن به الهاماتی که دریافت میکنیم اتفاق می افته.
تو مسیر درست قرار گرفتن ،آگاهانه به دنبال دریافت هدایت بودن و عمل کردن به اونها حتی اگر به نظر ترسناک برسن و نیاز به شجاعت و جسارت بیشتری داشته باشن ، باعث میشه بیشتر و بیشتر مسیرهای درست بهمون گفته بشه .
باید بپذیریم که ما در دنیای مادی دسترسی کامل به آگاهی های کل که از طرف خداوند هر لحظه در حال ارسال به سمت کل موجودات جهانه نداریم و علتش هم محدودیت های موجود در دنیای مادی ماست.
ما در این دنیای مادی هیچ حالتی از بی نهایت رو نمیتونیم تجربه کنیم .
تجربه ی همه ی حالت هایی از سلامتی ، ثروت ، آگاهی و علم ، در دنیای غیر مادی که بی نهایته.
سوال دوم -کلید عمل کردن به ایده های الهامی و جدی گرفتن آنها ؟
—————–
قدم اول در مسیر جدی گرفتن این الهامات و عمل کردن به اونها اینه که باور کنیم این ایده ها الهامی هستن .
باوری که به ما کمک میکنه اینه که به این درک برسیم که همیشه نیرویی بزرگ تر از ما وجود داره که آگاهی های نامحدودی داره و از این منبع بی نهایت ، پاسخ درخواست های من بهم گفته میشه.
خداوند به حکم نیروی بی نهایت بودنش بهترین و مناسب ترین پاسخ سوالات و خواسته های من رو داره در حالیکه ما به حکم انسان بودنمون و محدودیت هایی که در این دنیای مادی داریم نمیتونیم دسترسی کامل به بهترین گزینه و پاسخ داشته باشیم.
پس با باور اینه که خداوند حمایتگر و هدایتگر من در هر لحظه ست باید اجازه بدیم که خداوند بشینه پشت فرمون زندگی ما و از سر راهش کنار بریم تا اون بهترین اتفاق ممکن رو برامون رقم بزنه و با هدایت خودش مسیر زندگی مون رو قدم به قدم برامون روشن کنه.
ممنونم از توجهتون به کامنت من دوستان
همگی در پناه الله یکتا باشیم :)
بنام خدا.سلام ب همگی
خداروشکر امروز فرصتی پیش اومد ک گامهایی ک مونده رو در دفترم بنویسم.خیلی خوشحالم.
در مورد عمل کردن ب ایده ها و الهاماتی ک خداوند بهمون میگه حقیقت من هنوز هیچی بلد نیستم.اصلا نمیشناسم این جنس از هدایت رو. درین ک خداوند هرلحظه مارو هدایت میکنه ک اصلا شکی نیست و تازه جای خوشحالی و امید زیاده.ولی موضوع اینه ک من ازبس بلد نیستم ارتباط با خداوند رو و ازبس توجه نکردم ب هدایتها و نشانه ها و ازبس هرکاری رو از روی عقل خودم انجام دادم ک دیگه اگه صدایی هم بوده الهامی هم بوده اونقدر ضعیف بوده ک من نشنیدم یا بی توجه بودم بهش و خب نتیجه ی روی عقل خودم زندگی کردن هم دیگه مشخصه از شرایطی ک الان توش هستم.
خیلی دوست دارم و همینجا با صدای بلند اعلام میکنم ک واقعا دوست ندارم دیگه بقیه عمرمم با عقل خودم سپری کنم.دوست دارم خدا بهم بگه. واضح و شفاف و بلند هم بگه و من اجرا کنم و بعد بشینم و تماشا کنم و از نتایج شگفت زده شوم.
دوست دارم ازین ب بعد متوجه الهامات و ایده های خداوندی بشم و خودش جسارت و شهامت انجام دادنش رو هم بهم بده و من با کمک خودش گام ب گام اجرا کنم و لذت ببرم.
یسری اهداف و خاسته برای سال آینده توی سرم رقم خورده و هنوز فرصت نشده ک روی کاغذ بیارم. این اهدافم باتوجه ب تضادهایی ک توی این مدت ک مشغول کسب درآمد هستم درمن شکل گرفته.
ولی واقعا تمایل شدید دارم ک خداوند گام ب گام بهم بگه چیکارکنم.و منم دوباره بعداز عید نرم تو فاز خونه نشینی و تنبلی و اقدام کنم.از خودش میخام هدایتم کنه و جسارت اجرا و عمل کردن بهم بده.
خدایا من آماده ام برای هر خیری ک بمن برسونی.
من آغوشم بازه برای نعمات و برکات تو.
سپاسگذارتم خداوند مهربانم ک فرصت کامنت گذاشتن بهم دادی.
دوستتون دارم.عرفانه
به نام تنها نیروی عشق و زندگی
سلام به استادان عزیز و تمامی دوستان عزیز
محتوای بیشتر این فایل درمورد تکامله،تکامل
این فایل هم بیشتر صحبتهاش مانند همون قسمت 3دقیقه ای که گذاشته شد رو سایت چونکه این دوتا فایل درمورد تکامل طی شدن در رابطه با شهود یا همون الهامات که خداوند همیشه با همه حرف میزنه اما هرکسی به اندازه ای که آماده ست به همون اندازه و در همون مرحله هم پاسخ دریافت میکنه
بذارید من از خودم چندتا نکته آموزنده رو بگم که هم از یسری چیزها ضربه خوردم که یاد گرفتم هم اینکه خودم گوش کردم و اجازه ندادم که به ضربه خوردن برسه درس گرفتم
من الان یسری مهارتها رو در رشته موردعلاقه خودم میبینم و میدونم اما وقتی میام انجامشون میدم احساس میکنم که من هنوز کاملا آماده دریافتشون نیستم و هنوز لول من پایین تره باید مراحل قبلی رو بخوبی انجام بدم و درک کنم اونوقت بیام سراغ این بزرگترها و ما همیشه تو هرکاری و هر شرایطی باید مانند درس های مدرسه و دانشگاه درس هامون رو پاس کنیم تا بتونیم به مراحل بالاتر هم دسترسی پیدا کنیم
نکته:اینجایی که استاد میگی یسری از آیه های قرآن رو پیامبر اسلام میشنیده اما خودشم دقیق نمیدونسته که چی هستن و مینوشته
خب منم یاد خودم افتادم که البته هممون این ویژگی درونی رو داریم و بارها بهش فکر کردیم
مثلا من درمورد یسری چیزها بخصوص درمورد همین سلامتی واقعی که استاد دوره اش رو آماده کرد من چندسال قبل از شروع این دوره وقتی مطالب کتابم رو آماده میکردم محتوای اصلی کتابم مانند مطالب همین دوره سلامتی هست اما هنوز یه عالمه از ریزه کاری و تمرینها و اصول ساخت سلامتی واقعی رو نمیدونستم اما مینوشتم مانند همون دیدگاهی ست که استاد هم میگه خیلی از باورها رو ما میگیم و مینویسیم و چونکه اینقدر خالص هستند و فاصله شون با ما فرسنگ ها و مایل و کیلومترها ست،،و این روح ما از همه آگاهی ها خبر داره اما از لحاظ ذهنی میبینی هنوز آمادگی دریافت رو نداشته باشیم،
من خودمم خیلی وقتها میشه که آگاهی هایی دارم و خیلی هم ازشون احساس خوب میگیرم و فکر میکنم چقدر بهشون نزدیکم اما وقتی میام در عملکرد واقعی اجراشون کنم میبینم هنوز تواناییش رو ندارم،
ولی اگه ما اجرا کننده و عملکننده باشیم حتما میتونیم بعدیش هم اجرا کنیم و نتیجه بگیریم
من تو موضوعات مختلفی از این عجول بودن از دریافت سوالات خودمو به سختی و بدبختی می انداختم دوتاش که خیلی بیشتر از بقیه موضوعات برام شفاف هست یکی در مهارتهای موسیقی یکی هم شغل الانم که در زمینه ورزشه یعنی خیلی وقتها میشد که من یه تکنیک رو انجام میدادم و فکر میکردم که من الان دارم دقیقا همونجور انجامش میدم اما نمیدونستم که وقتی از بیرون بهش نگاه کنی میبینی نععع عزیزمن هنوز درست و کامل نیست و خیلی هم از این چیزها ضربه ها خوردم اما کم کم بهتر شدم و خونسرد تر و آروم تر شدم که من نباید برا هیچ کاری عجله کنم چونکه فقط به خودم ضربه میزنم و از زندگی کارم لذت نمیبرم،،
الان بهتر درک میکنم چونکه وقتی اون کسایی که میایند پیشم که بهشون از مهارتها ورزشیم یاد بدم میبینم بعضی هاشون خیلی عجول هستند و اجازه نمیدن که تکاملشون طی بشه و ضربه میخورن از عجله کردنهاشون و با نگاه کردن و فکردن بهشون مسیر طی شده و سیر تکامل زندگی خودمو بهتر متوجه میشم
که من نباید هیچ زمان برا هیچ کاری عجله کنم،،
یه نکته دیگه اینکه شهود یا الهامات ما باید همیشه رو باورهامون کار کنیم تا بهتر این چیزها و درک کنیم همه ما بارها و بارها در موضوعات مختلف تجربه کردیم که الهام خاصی هم نداشتیم اما قلبأ و احساس میکردیم که نباید اون کارو انجام بدیم یا انجام ندیم و وقتی هم گوش دادیم و عملکردیم بعدش چقدر به نفعمون شده و بهتر درک کردیم که خوب شد به حرف قلبمون گوش دادیم نظر من اینه و فکرمیکنم از صحبتها استاد بیشتر متوجه شدم که من نوعی باید تو مهارت خودم اینقدر عمل کنم و تجربه کنم و اونوقت راهکارهای بعدی و الهامات رو خیلی راحتتر و زودتر درک و دریافت میکنم چونکه من مراحل های قبل رو طی کردم و تونستم خیلی چیزهارو بفهمم و خودمو آماده تر کنم،،
مثلا من از زمانی که بیشتر عمل میکنم و رو خودم کار میکنم الان ریلکس تر و رها تر و با ایمان تر شدم چونکه در عملکردها و شرایط های مختلف خودمو دارم میبینم که با کار کردن و اعتماد کردنم به خدا چقدر اتفاقات و نتایج راحت تر و لذتبخش تر رخ میده،،
من یه موضوع رو در زندگیم نمیدونستم چکار کنم تا راهکاری براش پیدا کنم و گفتم خدایا میسپارم دست تو و با تمام وجودمم دلم میخواست براش یه راهکار ساده و راحتی خداوند بهم بده و من رهاش کردم گفتم من که اینهمه وقت دنبال راهکارهای مختلف بودم و چندتا راهکار هم امتحان کردم و اونجور که میخواستم نشد و خیلی وقتها بدتر هم شد پس فعلا دیگه رهاش میکنم و خدا خودش کارهارو انجام میده و همین دیروز خیلی به طرز معجزه و ساده جوابش برام اومد و تا الان 80 درصدش حل شده خدای من وقتی دیروز اون خبر که از طریق پیامک برام ارسال شد اصلا داشتم شاخ در می آوردم که خدایا تو هرلحظه داری پاسخ میدی و هواست به همه چیز هست و الحق که بیشتر ایمان دارم که خدا ،خدای دانا و شنواست،،
استاد از اینکه بیشتر نام و اتفاقات در قرآن از موسی گفته شده به این معناست چونکه موسی بیشتر از همه پیامبران عجول و پرخاشگر بوده و به همین دلیل هم خداوند بیشتر داستانهای موسی رو در قرآن آورده که همیشه این یادآوری برا همه باشه که عجول نباشیم و به خودمون ضربه نزنیم و این عجول بودن از همون حضرت آدم بوده و ممکنه هرانسانی درگیرش بشه اما کسی که رو این موضوع بیشتر کار کنه نتیجه بیشتری هم میگیره و به نفع خودشه
منم هنوز بعضی اوقات خیلی عجولم اما نسبت به قبل خودم 100 درجه تغییر کردم،،
مثلا در مورد من الان خیلی از اونایی که منو میشناسن همیشه بهم میگن چرا ازدواج نمیکنی و زود باش دیر میشه ،فلان میشه و ….و من که واقعا دلم میخواد ازدواج کنم اما از احساس قلبیم میدونم که فعلا موقع اش نیست و خیلی کیس های مناسب و واقعا خوب هم هست همین الان اما میگم خدایا هرزمان قلبم بهم بگه میگم چشم و تا الان چندتا مورد هم بوده که باهاشون آشنا شدم و باهمدیگه در این مورد صحبت کردیم و واقعا هم خیلی افراد محترم بودن و خیلی ها بهم میگفتن اشتباه نکن این خیلی خوبه دیگه مثل این گیرت نمیاد اینروزها آدم خوب ومناسب کمه و یه عالمه از این حرفهای محدود کننده که از باورهای کمبود میاد که اگر اینو از دست دادی دیگه مثل این گیرت نمیاد واقعا چقدر از کسایی که اینجور باورهایی دارن براشون خنده م میگیره و متاسفم چونکه این باور بی ایمانی و کمبوده،،
خلاصه اینو بگم منم واقعا دلم میخواد ازدواج کنم اما واقعا تا الان با چندتا موردی که صحبت کردم اما دیدم واقعا احساس قلبیم میگه نه اونی که تو میخوای این آدم نیست و منم چونکه در رابطه با اینموضوع خیلی حساسم و برام مهمه همیشه به حرف قلبم گوش میدم و احساس میکنم هرچقدر که بیشتر میگذره من دارم بهتر درک میکنم اینموضوع رو ،
و دارم آماده تر میشم چونکه من دارم رو خودم کار میکنم و به شهودم گوش میدم و عمل میکنم،،
خلاصه این قسمت پس شد اینکه ما به همون اندازه که رو خودمون کار میکنیم و باور میکنیم و آماده دریافت باشیم به همون اندازه هم الهامات و شهود هم دریافت میکنیم البته الهامات با شهود کمی فرق میکنه،،
آرزوی میکنم که همیشه به شهود و الهاماتتون گوش بسپارید و بهترینهارو برا خودتون رقم بزنید
مثل همیشه از شما دو استاد عزیز و دوستان عزیزم متشکرم.🥰🤗❤️
به نام حضرت دوست
که هر چه دارم از اوست
سلام به بهترینهای دلم اسناد عباس منش عزیز و بزرگوارم و خانم شایسته مهربان و نازنینم و پایه کار استاد همه جا و تحت هر شرایطی🖐️
وای که چقدر من عاشق اون آپشن hands free ماشینتون هستم ،یعنی وقتی در این حالت که دستهاون رو کاملا رها و آزاد میبینم و فقط نگاهتون به جاده هست،روحم به پرواز در میاد و اینها همه پاداش جهان هست به بنده هایی که به جای کنترل دیگران فقط و فقط روی خودشون و ذهنشون تمرکز دارند و فقط روی خود و خداوند حساب باز میکنند و بس.
عاشق اون چهره های براق و شفافتون هستم که از زمانی که دوره قانون سلامتی را شروع کردین روز به روز زیباتر، خوش استایل تر،خوش پوش تر،براق تر و نورانی تر شدین و من با تمام وجودم تحسینتون میکنم و عاشقتونم و بدونید که حتی یک روز من بدون دیدن تصویر شما و شنیدن سخنان گوهربار شما نمیگذره.🌹♥️❤️🔥
من به شدت به بحث الهامات و شهود علاقمند هستم و باور دارم و شما همیشه درباره شهود و احساسی که هنگام دریافت شهود از سمت خداوند داریم مفصل توضیح دادین اما امروز دوباره دریچه های جدیدی برای من باز شد.
اول از همه متوجه شدم که قرآن به ترتیبی که بر پیامبر نازل شده نوشته نشده و جزء سی ام قرآن ابتدا بر قلب نازنین پیامبر الهام شده اگر درست متوجه شده باشم و اینکه جزء سی ام قرآن هنوز کاملا درک نشده و شاید زمان درک کامل آن در ابدیت بی نهایت و لایتناهی خداوند باشه و من هر روز که درباره قرآن این کتاب آسمانی و اینکه چطور فکر خداوند را میتوانیم بخوانیم هر چه بیشتر مطلب از شما می آموزم گویی دوباره متولد شدم و عاشق تر و تشنه تر میشوم برای یادگیری قرآن که در تمام مسیر زندگی بهترین راهنما و یار و یاور ماست.
در مورد آمادگی دریافت شهود چقدر زیبا و صریح توضیح دادین و چقدر خوبه که در این باره باز هم به ما گوشزد کردین چون ما گاهی فراموش میکنیم که در چه مرحله ایی هستیم و انتظار داریم ما هم مثل شما درک و دریافت داشته باشیم البته من بیشتر منظورم به خودم هست.
به عنوان مثال در مورد مسئله ایی از خداوند درخواست هدایت میکنم که از طریق خواب یا از هر روش ممکن با من صحبت کنه و به مسیر درست هدایت بشم ، بارها اتفاق افتاده که در خواب میبینم و شخصی با من صحبت میکنه اما وقتی بیدار میشوم اصلا صحبت های اون شخص رو به یاد نمیارم و در اینجور موارد به خودم میگم «حتما هنوز در مدار دریافت پاسخ و راهنمایی نیستم و به خودم یادآوری میکنم که من کجا و استاد کجا🙄» و هرگز هم ناامید نمیشوم چون بارها هم اتفاق افتاده که هدایت شدم و ندای قلبم رو واضح شنیدم و عمل کردم و نتیجه گرفتم.
یکی از تجربیاتی که اخیرا در همین زمینه شهود داشتم در مورد کارم بود،من تصمیم گرفته بودم کار شخصی خودم را شروع کنم و تنها سرمایه من ماشینم بود و قصد فروش آن را داشتم برای شروع کارم و دلم میخواست از منطقه امن خودم بیرون بیام و جسارت به خرج بدم و خودم کارفرمای خودم باشم و نیاز داشتم به اجاره یک مکان و خرید یک سری لوازم که برای من هزینه زیادی بود، اما هم شرایط جور نمیشد و هم ندای قلبم میگفت «تو هنوز برای اینکه صاحب کار خودت باشی هیچ تکاملی طی نکردی» و این دریافت کاملا درست و از سمت پروردگارم بود چون خیلی سریع و به راحتی به سمت کار دیگری هدایت شدم بدون نیاز به هیچ سرمایه اولیه و من با این کار قادر خواهم بود که یک سرمایه اولیه ایی ذخیره کنم و به بعدش هم زیاد فکر نمیکنم چون ایمان دارم که وقتی حرکت میکنیم خداوند مرحله به مرحله مسیر را به ما نشان خواهد داد و هیچ نگرانی ندارم و خدا رو شکر در آمدم به ده برابر قبل رسیده و هر روز سپاسگزار خداوند هستم برای بودنش، برای حمایتش، برای وجود پرخیر و برکت شما در زندگیم و هر روز و هر لحظه همه اتفاقات را در فرمول قانون قرار میدهم و درک بهتری از تمام مسائل و تضادهای زندگی دارم و خیلی خیلی خوشحال و سپاسگزار هستم.
بینهایت سپاسگزار این فایلهای پر از آگاهیتون هستم و خدا را شکر میکنم که گوشهای من لایق شنیدن این آگاهی های ناب و خالص هستن.
شما بینظیر هستید،امیدوارم تمام افرادی که متعهدانه عاشق تغییر هستند به مسیر نعمات خداوند هدایت شوند و این سفره خوان الهی که بی نهایت هست شامل حالمان شود.🤲🙏