مصاحبه با استاد | اگر تمرکز نصف شود، نتیجه نصف نمی شود بلکه تقریبا صفر می شود - صفحه 14 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | اگر تمرکز نصف شود، نتیجه نصف نمی شود بلکه تقریبا صفر می شود
    323MB
    26 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | اگر تمرکز نصف شود، نتیجه نصف نمی شود بلکه تقریبا صفر می شود
    24MB
    26 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

356 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    روح اله محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1399 روز

    سلام عرض میکنم خدمت استاد ودوست عزیزم

    هرروز نشانه هایی از قانون دارم میبینم واین بیشتر از پیش ایمانمو نسبت به قولنین بدون تغییر خداوند بیشترو بیشتر میکنه مثل هدایت شدن به این فایل وبه این کامنت در حالیکه کاملا غیر ارادی انگار دستهام بدون اراده خودم به فایلها خورد واومد به این فایل وکامنت که واقعا نیاز داشتم بهش وایمان من باز بیشتربشه که خداوند توهرلحظه داره مارو هدایت میکنه واقعا این مورد تمرکز کردن روی یک موضوع واقعا پاشنه آشیل منه وهر موقع میخام روی اصلی ترین مساله زندگیم که سلامتیه ومیدونم که اگه حل بشه واقعا نشتی بزرگی وسد بزرگی از جلوی راهم برداشته میشه اماهر موقع روش کار میکنم چند روز که میگذره باز برمیگردم به شیوه قبل وانگار احساس میکنم که دارم کم کاری میکنم نسبت به بقیه مساعل دیگم امیدوارم بتونم به اهمیت این موضوع پی ببرم ودرک کنم که چقدر این موضوع مهمه وبتونم به آگاهیهایی که بدست آوردم عمل کنم بازم ممنونم از کامنت آگاهی بخشتون.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    زهرانجفی گفته:
    مدت عضویت: 1863 روز

    سلام به استادخوبم ومریم جانم واعضای عزیز خانواده ام

    ردپای گام 25

    استادجان امروز من تماما از صبح تا خود شب تمرکزی داشتم روی مهارت جدیدی که یادش گرفتم کارمیکردم وتمرین میکردم

    به ی باگ خیلی بزرگ هم خوردم ولی انصافا دست از تمرکز نکشیدم و تا لحظه ای که در توانم بود روش کارکردم.از ی جایی به بعد دیدم درست نمیشه یاد شماافتادم که میگید تمرکزتون رو روی ناخواسته ها نزارید وحالتون رو خوب نگه دارید

    دیدم دارم وارد فاز غر زدن و ناراحتی میشم پس خیلی آروم کنارش گذاشتم واز خدا خواستم بعدا که اومدم سراغش کمکم کنه که حلش کنم ودستانش رو برام بفرسته.

    فایل امشب هم باز شرح حال امروز من بود.چقدرجالب

    ی مدتیه ی اتفاقاتی واسم افتاده که تعمدا ازش دوری کردم چون ترجیحم این بود که تمام تمرکزم روی مهارتی باشه که دارم یادمیگیرم

    چون بقول مریم جون خودمو میشناسم که با چه سرعتی تمرکزم ازبین میره.ومن انقدرها ثروتمند نیستم که بخوام جبران تمرکز از دست رفتم و خساراتی رو که ببارآورده بپردازم.

    راجع به تمرین این قسمت بایدبگم که:

    من اولین راه حلم موقع انجام کار تمرکزی قطع کردن اینترنت گوشیمه که میدونم اگر نوتیف بیاد ازاونجایی که دوست ندارم کسیو چشم انتظار بزارم سریع میخونم وجواب میدم.که اینم کاراشتباهیه وگمونم ریشه درکمالگرایی داره

    راه دوم دور کردن گوشیم از خودمه.یا میزارمش توکیفم وکیفمم دور میکنم ازخودم یا میزارمش داخل پذیرایی وخودم داخل اتاقم

    توی خونه ما چون گوش مادرم ضعیفه صدای تی وی خیلی بلنده همیشه ومقاومت زیادیم به استفاده از سمعک دارن وخیلی استفاده نمیکنن.ومن چون حواسم پرت میشه با صدای تی وی

    منم بعنوان راه حل سوم دراتاقم رو میبندم وصدای موسیقی های بیکلام گوشیم رو تاآخر بالا میبرم که باعث میشه رو نت برداری های فایلهای سایت یا تجسماتم متمرکز شم

    حقیقتش خیلی برام مهمه که تمرکز بالایی روی این مهارتم بزارم.به حدی که نه جایی میرم نه کار بیهوده ای انجام میدم.تقریبا همش پای سیستم نشستم ودارم روش کارمیکنم.

    گاهی اوقات خیلی خسته میشم و ترسها به سراغم میاد.زمزمه های شیطانی که چقدرسخته ولش کن برو دنبال ی کارآسونتر ووو

    ولی ی تشر به خودم میزنم و به کارم ادامه میدم.

    نمیگم عاشق اینکارم ولی خیلی بهش علاقه پیداکردم.دلم روشنه بهش که آینده خوبی داره.

    راستی استادجان اینم بگم امروز خواهرم ی سر اومد خونمون ولی درحد3دقیقه پیشش نشستم اونم برای رفع خستگی ومنتظر آپلود ی فایل بودم.دیدم حیفه تمرکزم رو بردارم و برم توجمع و حرفهایی بشنوم که قطعا برای من هم بی فایده بود هم غیرجذاب

    استادم مریم جون راجع به بازگشت شما ازمسیراشتباه ویامسیر نادلخواه گفتن

    چند وقت پیش ی ضرب المثل ژاپنی خوندم که مصداق بارز صحبت های شماست:

    (اگر سوار قطار اشتباهی شدید ،

    در نزدیک‌ترین ایستگاه پیاده بشید،

    چون هرچه پیاده‌شدن شما بیشتر طول بکشد،

    سفر برگشت شما گران‌تر خواهد بود.)

    این عاقلانه ترین وهوشمندانه ترین ضرب المثلی بودکه شنیدم.همونطور که استادعزیزمن قبلا این حرفها رو برام توگوشم زمزمه کرده بود.

    درپناه خداباشید.آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    آرمین ابراهیمی گفته:
    مدت عضویت: 2052 روز

    سلام به استاد قشنگم ،خانم شایسته عزیز و همه‌ی اعضای خانوادم🥰

    استاد به شدت با حرفاتون موافق هستم راجب به تمرکز لیزری

    چون خودمم کسی هستم که تقریبا تونستم تا یه حدی انجامش بدم و ازش نتیجه هم گرفتم

    من امسال سال آخر دبیرستانمه و باید کنکور بدم…

    و کسی هستم که به شدت به ریاضیات و فیزیک علاقه‌مندم و میخوام که توی این حوزه به موفقیت های بزرگی دست پیدا کنم زندگیمو روی این مورد بنا کنم.

    به خاطر همینم تصمیم گرفتم که از تابستون امسال شروع کنم

    وقتی که شروع کردم به کل از شبکه های اجتماعی(اینستاگرام،تلگرام و واتساپ) بیرون اومدم

    چون میدونستم که این ها حواس منو پرت میکنن و نمیزارن که اونجوری میخوام روی کارم تمرکز کنم.

    هرچند که کار ساده ای هم نبود

    ولی واسه کسی که میخواد به دستاورد های بزرگی برسه باید چیزای بزرگی واسش قربانی کنه

    مثل همین تمرکز یا دوری از شبکه های اجتماعی که امروزه واسه خیلیا این کار غیرممکنه.

    به جرئت میتونم بگم که توی این سه ماهی که تمرکز گذاشتم روی دروس پایه(دهم و یازدهم) از کل اون دو سالی که مطالعشون میکردم بهتر بود

    و انقدر همه‌ چیزو خوب و عالی یاد گرفتم که اصلا قابل مقایسه با اون موقع من نیست.

    راستی استاد جان یادمه که توی چندین تا فایل میگفتین که زمان دانشجوییتون رفتین توی کلاس های مختلف به مدت ۲ هفته توی ۳۰ تا کلاس کنفرانس برگزار میکردین.

    من هروقت که این داستانتون میشنوم خیلی تحت تاثیر قرار میگیرم و واقعا تحسینتون میکنم👏🏽

    و به خودم میگم‌ میشه منم بتونم اینجوری پا بزارم روی ترس هام و مشابه این کار رو انجام بدم؟

    که حدودا چند ماه پیش بود که معلم تاریخ‌مون سر کلاس بود و میگفت که میخوام که چند نفره‌تون هفته آینده بیاین یه کتابی که خودتون خوندین به صورت کنفرانس بگینش.

    اونجا بود که یهو قلبم با صداااااای بلند فریاد میزد که آرمین بلند شو بگو.

    که به معلممون گفتم آقا من میتونم.

    گفت که‌ چه کتابی؟

    گفتم اطلس منظومه شمسی(مربوط به نجوم بود)

    گفت که خیلیم عالی.

    یهو قلبم دیدم داره میگه آرمین همین الان بلند شو کنفرانستو برگزار کن!!!

    که به خودم گفتم آقاااا من این کتابو خیلی وقت پیش خوندم الان چی بیام بگم؟

    ولی یه نگاهی به خودم انداختم دیدم من شاید بالای ده بیست بار تو ذهنم این کنفرانس انجام داده بودم که راجب به یک موضوع نجومی صحبت کرده بودم

    و انگار آماده آماده بودم.

    همون لحظه به معلممون گفتم آقا من میتونم همین الان این کارو انجام بدم.

    گفت الان؟!

    گفتم اره میتونم

    گفت خیلی خب باشه پس بیا.

    منم‌ پا شدم با اینکه واقعا ترس داشتم اما این کارو تونستم به خوبی انجام بدم

    و خیلی مسلط این کنفرانس برگزار کنم.

    حسم واقعا فوق العاده بود اون لحظه

    چون هم داشتم کاری که عاشقشم انجام میدادم

    و هم روی ترسم‌ پا گذاشته بودم.

    باز چند وقت بعد خود مدرسه یه برنامه ای تدارک دید واسه بچه های رشته تجربی که بیان راجب به درس زیست کنفرانس برگزار کنن.

    و منم انقد از مدیرمون شاکی شده بودم که چرا واسه ما همچین کاری نکردین؟؟

    منی که انقد میترسیدم توی جمع های دوستانه صدامو یخورده ببرم بالاتر داشتم به مدیرمون این پیشنهاد میدادم که میخوام درس فیزیک جلوی کلی دانش آموز کنفرانس بدم.

    خودتون دیگه تغییرو حس کنین.

    و خب بالاخره مدیرمون موافقت کرد و خداروشکر اون کنفرانس هم خیلی عالی به سرانجام رسید.

    شاید خیلی این داستانی که تعریف کردم مربوط به این فایل نمیشد و خیلی دوس داشتم از این تغییر بزرگی که توی زندگیم کردم‌ بگم.

    این تازه یکی از تغییرات من توی این مدتی بود که استاد رو میشناسم.

    در آخر دوس دارم از همه تشکر کنم

    استاد خوشتیپ فوق العاده‌مون،خانم شایسته بی نظیر و تمام دوستانی که کامنت میزارن و به شخصه کلی هدایت میکنن منو.

    خدیا شکرت بابت این مکان فوق العاده که میتونم این حرفارو بیام و اینجا بزنم و کلی حال همدیگه رو خوب کنیم🥰💙🙏🏻

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      ماهان بختیاری گفته:
      مدت عضویت: 1686 روز

      سلام ارمین داداش عزیزم نمیدونی چه کیفی کردم از جسارتت ! من سال یازدهمم و توی یه کارسوق ایده پردازی به عنوان تنها فرد برگزیده شده توی کل مدرسمون قبول شدم و جلوی کل بچه ها سخنرانی کردم . خیلی سخت بود ولی مثل شما رفتم تو دلش . امیدوارم به اون نتیجه ای که میخواستی رسیده باشی . برام الگویی شدی که برم توی دل ترس ها ؛ دمت گرم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    یاسمن اسدنژاد گفته:
    مدت عضویت: 2189 روز

    سلام بر عزیزانم

    سلام بر استاد عزیزم

    سلام بر خانم شایسته عزیزم

    خدارو شکر که به گام بیست و پنجم رسیدیم

    خانم شایسته عزیزم ، من در این پروژه واقعا به مدار بالاتر رفتم

    یه خبر عالی براتون دارم

    من بعد از گذشت هفت ماه دیروز تونستم هدفن بذارم توو گوشم و صدای استاد عزیزمو بشنوم چون من به خاطر مشکلی که توو تابستون برای گوشم به وجود اومده بود به شدت به صداها حساس شده بودم و نمیتونستم هدفن بذارم چون صداهای نزدیک به شدت عصبیم میکرد اما دیروز احساس کردم دیگه گوشم حساس نیست و هدفن گذاشتم به مدت دو ساعت و قسمت 7 دوره قانون سلامتی رو گوش دادم و هیچ مشکلی برام به وجود نیومد خدارو شکر ، پس این اتفاق ثابت میکنه که به مدار بالاتری رفتم

    درمورد تمرکز باید بگم که چندسال پیش که شعر میگفتم برای تشکیل یک بیت میشستم ساعتها فکر میکردم که اون چیزی رو که میخوام به شکل قافیه دار بگم و تمرکز صد در صد میذاشتم و حتی اگر گرسنه م بود نمیرفتم غذا بخورم حتی گاهی تا دیرقت بیدار میموندم و بعدش میدیدم که چه بیتای فوق العاده ای بهم الهام میشد که وقتی میرفتم و در شب شعر میخوندمشون همه تحسین میکردن و فکر میکنم تمام کسانی که در زندگیشون شعر گفتن اینو به وضوح تجربه کرده باشن

    در حال حاضر تمرکز من روی دوره قانون سلامتی هست ، من صبح تا شب دارم کامنت میخونم و فایلهارو با دقت گوش میدم و استاد عزیزم در حال حاضر من در مسیر تکاملی دوره قانون سلامتی هستم و با اینکه هنوز صد در صد به آنچه که شما فرمودین عمل نکردم و دارم تکاملم رو طی میکنم نتایج فوق العاده ای گرفتم حالا ببینید اگر صد درصد عمل کنم چه معجزه هایی اتفاق میوفته و درمورد جزئیات انشالله در دوره قانون سلامتی کامنت خواهم گذاشت

    من میدونم که تمرکز گذاشتن روی هدف قطعا نتایج بزرگی خواهد داشت با توجه به مثالی که درمورد شعر زدم اما گاهی هم فراموش میکنم و عجله میکنم و همه چیو باهم قاطی میکنم و در نهایت خسته میشم و نتیجه ای هم نمیگیرم

    اما الان درمورد قانون سلامتی واقعا جدی جدی دارم تمرکز میذارم و خیلی چیزارو این وسط قربانی میکنم که به نظر برام لذت بخشه اما منو از اون هدف اصلیم دور میکنه

    خانم شایسته عزیزم انتخاب فایلهاو ترتیب فایلها در این پروژه خیلی به جا هست و انگار که قدم به قدم داره منو به سمت هدفم راهنمایی میکنه

    استاد عزیزم و خانم شایسته عزیزم بینهایت ازتون سپاسگذرام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    حدیث سادات حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1137 روز

    به نام خدایِ هدایت هایِ همیشگی

    دیروز خواهرم داشت درمورد این فایل باهام صحبت می‌کرد و می‌گفت واااای حدیث؛ عجب اصلی رو داره توضیح میده این فایل. من همونجا بهم الهام شد که : حدیث؛ باید بری این فایل رو ببینی. چون جنس احساسم از نوع هدایت خداوند بود. امروز اومدم تو سایت، این فایل رو پیدا کردم، با تمام وجودم دیدمش و فقط می‌تونم بگم که : چقدرررررر قوانین داره درست و خوب و دقیق عمل میکنه؛ چون چیزی رو شنیدم که تو مدارش بودم و از خداوند خواسته بودم که هدایتم کنه. و میدونم که چقدرررر آماده و مشتاق شنیدنش بودم.

    توجه به آگاهی های این فایل، برای رسیدن به خواسته ای که هم اکنون بیش از هر چیز آن را می خواهی، حاضری چقدر تمرکز بگذاری؟

    چقدر حاضر به حذف شاخ و برگ های اضافه و عوامل حواس پرتی هستی؟

    چه ایده هایی برای ثابت قدم بودن در مسیر تمرکز بر این هدف داری؟

    مهمترین و تنها خواسته‌ی الانِ من، دادن کنکور هنر و قبول شدن در دانشگاه تهرانه.

    خب؛ دارم براش چیکار می‌کنم!؟

    اینکه کنکور هنر بدم، یه چیز کاملا الهامیه و من برام از روز روشن تره که در جهت مسیر علایقمه. من یه پیج کتاب داشتم که وقتی تصمیم گرفتم جدی برای کنکور هنر بخونم، بهم الهام شد که پاکش کنم چون : وقتی تمرکز نصف شود، نتیجه نصف نمی‌شود بلکه تقریبا صفر می‌شود.

    دیروز همه‌ی اپلیکیشن های اجتماعیم ( اینستاگرام، روبیکا، پینترست، یوتیوب ) رو پاک کردم و به خودم گفتم حدیث! حاضری چقدر بها بپردازی برای خواستت!؟ همین قدم های کوچیک یعنی بها دادن به خواستت؛ یعنی هم مدار شدن با چیزی که میخوای.

    چند روز پیش یکی از دوستام زنگ زد گفت حدیث تو که عکاسیت خوبه کارای رسانه ای بلدی، میای پیج اینستاگرام و عکاسی یه گروهی رو برعهده بگیری!؟ واضح و روشن گفتم راستش وقتش رو ندارم. گفت چرا!؟ گفتم میخوام تمرکزم رو بذارم رو کنکورم و دارم عوامل حواس پرتیم رو حذف می‌کنم. خیلی مودبانه ازم تشکر کرد و تلفنو قطع کردیم.

    یه اصلی که من خیلی بهش ایمان دارم، اینه که تو شروع کن؛ بقیش توی مسیر بهت گفته میشه. قدم به قدم. و از وقتی که شروع کردم منابع هنر رو خوندن، هی روز به روز دارم تست های مرتبط با اون مباحث، آدم هایی که دارن هنر می‌خونن و فیلم ها و کتاب هایی که درمورد اوناست رو می‌بینم. و می‌دونم که هیچ چیز اتفاقی نیست.

    من با این فایل جواب یه سوال دیگه‌م رو هم گرفتم. داشتم با خودم فکر می‌کردم برای کنکور انسانی هم وقت بذارم که اگر هنر قبول نشدم، یه رشته ای از انسانی برم. و از خداوند خواستم مسیر درست رو بهم بگه. الان صد در صد مطمئنم که این طرز فکر اشتباهه. من نمیخوام مسئولیت خواسته هام رو قبول کنم و اینه که شده پاشنه‌ی آشیل من. الان می‌دونم که من میخوام کنکور هنر بدم و باید همه‌ی تمرکزم رو بذارم روی این موضوع و نه هیچ چیز دیگه ای. چون هر چی غیر از این، نشان بی ایمانیه.

    من قبولی دانشگاه تهران رو میخوام و میخوام بهاش رو بپردازم. من با عشق درس می‌خونم و کلی اطلاعاتم رو درمورد رشته‌ی موردعلاقم میبرم بالا و میدونم که تمرکز در کاری که عاشقشیم، نه تنها سخت نیست، بلکه اوج لذته.

    خدایا شکرت‌…

    خدایا شکرت که هر روز دارم به قدم های بهتر و مطلوب تر هدایت میشم…

    خدایا شکرت که حالم خوبه با خودم…

    خدایا شکرت که هر روز دارم جواب سوالام رو می‌گیرم و الهامات خداوند رو دریافت می‌کنم…

    خدایا شکرت که جرئت انتخاب اهدافم و قدم برداشتن توی مسیرشون رو دارم…

    خدایا شکرت که تو خدای منی و من بنده‌ی تو ام :)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      حسینی ترین نرگس دنیا گفته:
      مدت عضویت: 2710 روز

      سلام حدیث جونم امیدوارم خوب باشی.

      ببین چی نوشتی:

      «دیروز خواهرم داشت درمورد این فایل باهام صحبت می‌کرد و می‌گفت واااای حدیث؛ عجب اصلی رو داره توضیح میده این فایل.»

      این دیدگاه مال تاریخ 15 اسفند هست و امروز 17 تیرماه هست.

      نکته جالب اینه که دیروز یعنی 16 تیر هم دوباره من و تو همدیگه رو دیدیم و درمورد این فایل با هم صحبت کردیم. اتفاقا داشتی می‌گفتی احتیاج به تمرکز داری و باید ذهنت رو جمع و جور کنی.

      تو فقط ببین چه همزمانی‌های جذابی :)

      یه نکته دیگه که لازمه پیرو صحبت دیروزمون بهش اشاره کنم این هست:

      من با این فایل جواب یه سوال دیگه‌م رو هم گرفتم. داشتم با خودم فکر می‌کردم برای کنکور انسانی هم وقت بذارم که اگر هنر قبول نشدم، یه رشته ای از انسانی برم. و از خداوند خواستم مسیر درست رو بهم بگه. الان صد در صد مطمئنم که این طرز فکر اشتباهه. من نمیخوام مسئولیت خواسته هام رو قبول کنم و اینه که شده پاشنه‌ی آشیل من. الان می‌دونم که من میخوام کنکور هنر بدم و باید همه‌ی تمرکزم رو بذارم روی این موضوع و نه هیچ چیز دیگه ای. چون هر چی غیر از این، نشان بی ایمانیه.

      اکی؟!

      دوستت دارم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    محمدرضا بیگلری گفته:
    مدت عضویت: 877 روز

    سلام و درود نمیدونم چی بنویسم.اینو می‌دونم که همه چیز دست خودمون.یه لحظه احساساتم رو نمیتونم کنترول کنم.به هم میریزم.اتفاقات بدی رو تجربه‌ میکنم.بد بیاری پشت سر هم.ولی برعکس وقتی به نکات مثبت آگاهانه تمرکز میکنم.اوضاع بهتر از قبل میشه.انگار همه چیز راه چاره داره و آسونتر میشه.آدمها برخورد دیگه ای دارن.خدا رو خیلی شکر میکنم تو این مسیر قدم برداشتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  7. -
    سینا گفته:
    مدت عضویت: 1548 روز

    به نام خدای مهربان

    وقتی ما توی یک موضوع واحد صد در صد تمرکزمون رو بزاریم نتیجه به مراتب بیشتر از وقتیه که تمرکزمون رو پخش کنیم

    من خودم بارها و بارها این موضوع رو تجربه کردم حالا این موضوع تو هرچیزی میشه استفاده اش کرد اما من میخوام از فایل ها استاد مثال بزنم.

    خود من شده از یک فایل یک تغییرات بنیادین عجیبی در زندگیم یه وجود بیاد چرا؟ چپن واقعا روش موندم و سعی کردم ته اون قضیه رو در بیارم و برم توی دلش! اما خیلی وقت ها هم فایل ها تاثیر انچنانی نداشتن چرا؟ چون اون فایل رو دیدم،، رفتم فایل بعدی باز فایل بعدی و همینطوری هعی برو جلو!

    خیلی وقت ها این الگو رو دیدم اما میخوام واقعا ریشه اش رو دربیارم که چرا با وجود اینکه من میدونم اگر توی یک فایل بمونم خیلی تاثیرش بیشتره تا همه فایل هارو برم یکی یکی ببینم اما باز هعی از این شاخه به اون شاخه میپرم و ادامه نمیدم یک چیز رو حالا توی کارم همینطوری

    یعنی خیلیا اینطوری هستن

    اما از اونجا که عاشق بهبود شخصیتم شدم و به خودم گفتم و تعهد دادم که شخصیتی خاص داشته باشم،، رفتار های خاص داشته باشم،، این موضوع رو اومدم حلش کنم

    چی میشه که ما هعی از این شاخه به اوم شاخه میپریم

    بنظر من:

    چون حس پیشرفت بیشتر رو میده

    مثلا من به خودم بگم امروز فایل شماره 3 و فایل شماره 10 وفایل شماره 25 رو دیدیم خیلی حس رشد بیشتر بهم میده تا اینکه بگم،، امروز فقط روی شماره 3 موندم و فوکوس کردم!

    اما واقعیت اینه که اگر من توی حالت دوم باشم یعنی روی یک فایل فوکوس کنم خیلی خیلی خیلی رشد بیشتره

    خب حالا که این موضوع رو درک کردم وقت عمل کردنه! بیام ببینم چه موضوعات واحدی هست که روشون تمرکز بزارم

    واقعا وقتایی که ما فقط روی یک فایل تمرکز میزاریم خیلی احساس فوق العاده تری داریم تا از این شاخه به اون شاخه همچنین عملگرایی مون هم میره بالاتر

    حالا من یکسری ایده دارم برای اجرایی کردن این موضوع

    از خدا میخوام هدایتم کنه همیشه منطق های این موضوع رو به خودم یاد اوری کنم که چقدر مهمه و اهمیت داره که روی یک موضوع، روی یک فایل، روی یک جمله فوکوس کنیم و روش بمونیم و بمونیم و بمونیم!

    خوشحالم که عملگراییم بیشتر شده خیلیی بیشتر شده قبلا اینطوریی نبودم حرف میشنیدم اما نمیتونستم اپلای کنم برای زندگیم و بهش عمل کنم اما الام فهمیدم داستان چیه

    واقعا ما میتونیم از یک فایل تمرکزی چیزایی در بیاریم که از یک دوره که با تمرکز نصفه داریم پیش میبریمش نمیتونیم در بیاریم.

    اما اگر روش بمونیم واقعا.

    از اونجا که عملگراییم خیلی خوب شده بعد این کامنت شخصیت من بیشتر به این سمت میره و چقدر خوشحالم که قراره این اتفاق بیفته

    و به خودم یاد اوری میکنم که سینا تو با تمرکز روی یک فایل چیزی رو از دست نمیدی نگران نباش.

    واقعا اگر ما یک چیزی رو اساسی توی خودمون بسازیم رشد ها بینظیره! و توی یک چیز حرفه ایی تر و حرفه ایی تر بشیم

    خداوند یار و نگهدار هممون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    Sahar Asgari گفته:
    مدت عضویت: 1789 روز

    سلام و درود خدمت استاد عزیزم خانم‌شایسته مهربان و دوستان هم فرکانسی

    واقعا دلم میسوزه برای خون هایی که داره از سر جهل و نا آگاهی ریخته میشه

    و من این روزها چقدر خوب معجزه ی آگاهی و هدایت رو درک میکنم

    این روزها با خودم تکرار میکنم خدایا اگر هدایت نمیشدم چه؟ خدایا اگر آگاه نمیشدم چه؟ خدایا اگر اگر اگر….

    و من چقدر بیشتر ارزش آموزه های استاد رو درک میکنم و بیشتر بر جان و دلم میشینه

    و این روزها که همه میگن از خونه بیرون نیا خطرناکه من چقدر قشنگ با زمزمه کردن « گر نگه دار من آنست که من میدانم، شیشه را در بقل سنگ نگه میدارد» حس امنیت درونی رو در خودم‌تقویت میکنم

    خدایا شکرت که هر لحظه من رو به بهترین مسیر هدایت می کنی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    لیلا سلامتی گفته:
    مدت عضویت: 1321 روز

    سلام استاد عزیز و خانم شایسته

    واقعا بحث تمرکز جز موضوع های اصلی برای پیشرفت ماست من خودم با دیدن این فایل با اینکه خیلی از فایلهای شمارو دنبال می کنم تازه متوجه شدم ک چقدر من حواسم درگیر چندین موضوعه و ب همین خاطره پیشرفتی نه توی کارم و ن توی حرفه ام داره واقعا هر چقدر ک جلوتر میرم و فایل ها و صحبتای ک شما با ما ب اشتراک می‌گذارید متوجه میشم چقدر من پاشنه آشیل دارم ک هر سری ب ی صورت خودشو نشون میده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    جواد جمشیدپور گفته:
    مدت عضویت: 1942 روز

    چقدر دلم براتون تنگ شده بود استاد عزیزم و مریم خانوم مهربان😍

    خیلی خیلی زیااااد خوشحال شدم وقتی سایت رو باز کردم و دیدم فایل جدید گذاشتین.انگار بهم الهام شده بود که فایل جدید گذاشتین.

    دقیقا همین یک ساعت پیش تو مغازه خودم داشتم با خواهرم درموردهدف هام صحبت میکردم.میگفتم من این شغلمون رو دوست دارم اما عاشقه شغل دیگه ای هستم و تمرکزم رو باید رو اون کار بزارم.این مساله بارها و بارها به من گفته شده و عینه روز برام روشنه.فقط منتظرم زمانش برسه تا حرکت کنم و تغییر موقعیت بدم.

    من هروقت یک هدفی داشتم خداوند مهربانم اول بهم الهامات رو داده و بعدش مسیر رو برام هموار کرده تا حرکت کنم.من خیلی ریسک میکنم و نترس هستم و خیلی خوشحالم که امروز الهامات کامل به من داده شده و مسیر گفته شده.فقط باید یکسری چیزارو کمل دورشون خط بکشم.درسته که ایمان قوی و توکل میخواد اما من انقدر پشتم به خدا گرمه که مطمعنم مسیر پیروزیمو میسازم.خداروشکر واقعا.

    خیلی خیلی خوشحالم کرد این فایل.روی ماهتون رو میبوسم استاد گلم❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: