مصاحبه با استاد | اگر تمرکز نصف شود، نتیجه نصف نمی شود بلکه تقریبا صفر می شود - صفحه 13 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | اگر تمرکز نصف شود، نتیجه نصف نمی شود بلکه تقریبا صفر می شود
    323MB
    26 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | اگر تمرکز نصف شود، نتیجه نصف نمی شود بلکه تقریبا صفر می شود
    24MB
    26 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

356 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سجاد طبسی نژاد گفته:
    مدت عضویت: 3131 روز

    به نام خداوندی که لازمان و لامکان ست

    سلام به استادان عزیز و خانواده گرامی

    مدتی بود که این سوال من بود و چقدر هماهنگ شد در زمان این فایل چندروزی هست که به این نتیجه رسیدم که من باید فردی که باهاش در رابطه بودم کنار بگذارم چونکه دیدم با من هماهنگ نیست و این باعث میشه که تمرکز منو از هدف اصلیم هم بگیره و من در حال حاضر باید تمام تمرکزم فقط رو هدف اصلیم باشه و اونو بسپارم به خدا خودش به موقع فرد مورد نظر رو به زندگی من هدایت کنه و وقتی هم که من بتونم اینجور ادامه بدم باعث میشه کسی وارد زندگی من بشه که مناسب و هماهنگ من باشه که ضربه ای به ادامه مسیر هدفم نخوره و اینجور دیگه هم رابطه عاشقانه زندگیم رو دارم هم با عشق و ذهن باز به هدفم رسیدگی میکنم،،

    و از اینکه سالها پیش الهامی از خداوند دریافت کردم که همسر موردعلاقمو وارد زندگیم میکنه مثل اینکه در این فایل بهتر برام جا افتاد که من درحال حاضر باید فقط تمرکزم رو هدفم باشه چونکه وقتی اینجور باشم هم احساسم خوب میشه از اینکه دارم در مسیر هدف اصلیم رشد میکنم و از اونجایی که احساسم خوب میشه رها میشم از اینکه قراره چطور اتفاق بیفته خداوند خودش به موقع با توجه به آمادگی و زمان مناسبش اینکارو میکنه

    چونکه یه ذهنیتی در من وجود داره اینکه دلم میخواد اول به موفقیت و رشد تو هدفم برسم بعد همسر رویاهام وارد زندگیم بشه

    و استاد از اینکه شما هم وقتی دیدی همسر سابقت هماهنگ با تفکرات و مسیرت نیست چقدر با جسارت و ایمان راهتو ازش جدا کردی چونکه قانون تمرکز رو درک کردی که باید ذهنت آروم و باز باشه تا بتونی نتیجه دلخواهتو بگیری

    من خودم از وقتی که اون شغل قبلیم رو کنار گذاشتم و گفتم من باید فقط در کار مورد علاقه خودم فعالیت کنم و تمرکزمو یجا بذارم همکار قبلیم و خیلی های دیگه باهام مخالفت کردن که نه تو داری اشتباه میکنی خب تو کار مورد علاقه ت رو انجام بده این شغل هم انجام بده بهشون گفتم مثل شما هنوز قانون تمرکز رو درک نکردید وگرنه اینجور حرفارو نمیزدید

    چونکه من خودم این قانون تمرکز رو بیشترین جایی که درک کردم ‌‌درهمون شغل قبلی بااینکه بهش علاقه نداشتم اما بدلیل ارزش قائل شدن برا کیفیت کار همیشه تلاش میکردم

    و از اون برهه خیلی بهتر و بیشتر قانون تمرکز رو درک کردم و وقتی هم دیدم من اگر بخوام واقعا در اون کار رشد کنم باید تمام وجودمو بذارم و از اونجایی هم که بهش علاقه قلبی نداشتم گفتم چرا همین جنس درک از تمرکز رو برا کار موردعلاقه خودم نذارم که هم به ثروت هم به خوشبختی واقعی برسم و از لحاظ قلبی خودمو راضی کنم و شکرگذار واقعی خداوند بشم،،

    چونکه من در هرکاری دلم میخواد واقعا تمام وجودمو بذارم و کیفیت و‌ مهارت بالا حرف اول رو برام میزنه بعد کسب درآمد و ثروت

    اما خب خیلی هارو دیدم متاسفانه فقط میخواهن به پول برسند و میلیاردها بار هم به منم گفتن اینروزها باید زرنگ باشی و از چندتا شغل پول دربیاری اما اینجور حرفا برا من بی ارزش ترین حرفا و تفکراتی ست که‌میتونه گفته بشه،،

    و بقول شما استاد واقعا هم راست میگی خیلی از آدمها با این طرز تفکرات به کجا رسیدن؟

    به هیچ کجا نه به خوشبختی واقعی،نه سلامتی واقعی،نه آرامش،نه ایمان،نه تاثیرگذار، نه ارزشمندبودن بلکه فقط به چندرغاز پول رسیدن‌ و دیگه هیچی

    واقعا اگه ما اینو درک‌کنیم که درآمد و ثروت واقعی همین کسب مهارت بالا در کار مورد علاقه مون و ایجاد ارزش کردن برا دیگران هست اونموقع فقط میچسبیم‌ به کاری که واقعا از درون بهش علاقه داریم،،

    واقعا تمرکز همه چیه همه چی

    استادان عزیز واقعا خیلی ممنونم از این همه صحبتهای باارزش و عالی تون

    هرچند که این فایل یه عالمه آگاهی های زیاد داره اما من گفتم نکته و آگاهی ای که بیشتراز همه متوجه شدم و درک کردم رو اینجا درمورد بگم و بگم که چقدر خودم در روند زندگیم این موضوع رو تجربه کردم

    خانواده عزیزم فعلا تا قسمت بعد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    فرشید ... گفته:
    مدت عضویت: 3999 روز

    استاد جااان و خانم شایسته مهربان سلام…هزاران سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما عزیزان دل…

    امیدوارم هر کجا هستین حال دلتون خوب و خوش باشه و لبتون خندون خندون…

    نگم که چقدر دلتنگتونم بعد از مدتها دوباره برگشتم پیشتون…و خییلی الان خوشحالم…خدایا صد هزار مرتبه شکرت

    راستش استاد با توجه به مصاحبه های که انجام میدین یه سوال دارم و خیلی برام مهمه ممنون میشم راهنماییم کنید

    استاد من طبق شنیده های که از شما داشتم در طی این چندین سال چون من یکی از قدیمی ترین اعضای خانواده شما هستم متوجه شدم که باید برم دنبال عشق و علاقه ام خب من یه مدت زیادی دنبال این عشق علاقه بودم و حالا چیزی که پیدا کردم با چیزی که از شما یاد گرفتم اصلا جور در نمیاد و میترسم که ادامه بدم یا ادامه ندم از یه طرف میگم

    اگه باید ادامه بدم خب این مسیر بر خلاف گفته های شماست و ممکنه ضربات روحی و غیر روحی زیادی به من وارد کنه از یه طرف هم میگم نه خود استاد گفته همه شغل های پتانسیل ثروتمند شدن رو دارند و استاد گفته برین دنبال عشق و علاقتون

    من الان گیرم تقریبا یک سال میشه ,, بازیگری ,, شروع کردم و الان نمی‌دونم چیکار کنم آیا ادامه بدم یا نه برگردم و یه مسیر دیگه رو انتخاب کنم

    یه سری توضیحات هم بدم

    چون مسیر بازیگر جوری هست که فرد بازیگر باید وارد شخصیت یا کارکتر بشه که میخواد اون نقش رو بازی کنه و باید باور پذیر بازی کنه

    شما میگین تمام زندگی ما بر اساس باورهامون رخ میده خب من اگه قرار باشه یه نقشی رو بازی کنم که مثلاً طرف یه آدم فقیر بدبخت شکست خورده باشه و یکی از عزیزانش فوت شده باشه یا یه صحنه ای درام و غمگین من بخوام خلق صحنه کنم و بازی طبیعی ارائه بدم خب تو این قسمت نیاز هست که منه بازیگر باید به درجه ای از باور اون صحنه رسیده باشم که بتونم ‌‌‌‌‌‌‌‌‌بازی باور پذیری رو ارائه بدم به مخاطبم…

    وقتی من بخوام این چیزا رو باور کنم و به خودم بقبولونم خب پس تکلیف احساس خوب مساوی با اتفاقات خوب و جهان هستی باورهای که من دارم فرکانس و مدار و تمامی حرفای که از شما یاد گرفتم چی میشه ؟؟؟

    البته جزییات بازیگر و در آوردن شخصیت کاراکتر خیلی بیشتر از اینایی هست که من گفتم من یه یه شاره جزیی کردم استاد

    استاد جاان تو پرانتز هم بگم که من به گفته های شما کاملا واقف هستم و حرفم این نیست که شما بیاین برای من تصمیم بگیرین و بگین کار خوب و بد کدوم هست و من باید کدوم رو انتخاب کنم من تصمیم رو بر عهده شما نذاشتم و اصلا نمی‌خوام که شما برای من تصمیم بگیرید یا هر چیزی شبیه به این که فکر میکنید یه وقت سوءتفاهم نشه راستش من حرفم اینکه حالا که من مسیر عشق و علاقه این هست و حالا با وجود اینکه با حرفای شما تناقص داره باید چیکار کنم یا کلا من دارم اشتباه میکنم و مثلا کسی که میخواد بازیگر بشه با وجود آگاهی از قانون جهان هستی و قانون باورها و تمامی گفته های شما آیا امکانش هست ؟؟ تنقاصی وجود نداره ؟ یا من اشتباه میکنم؟

    یا هر کسی دیگه که میخواد بازیگر بشه باید چیکار کنه با وجود قوانین جهان هستی؟؟؟

    امیدوارم متوجه حرفا و منظور من شده باشین استاد

    ممنون میشم جوابم رو بدین استاد و قدردانتم و سپاسگزارتم از ته قلب خیییلی دوستتون دارم…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      الهه سوادکوهی گفته:
      مدت عضویت: 3077 روز

      به نام خدایی ک با هر زبانی کلامش رو جاری میکنه

      سلام دوست خوبم فرشید عزیز

      امیدوارم امشب ک من خیلی هدایتی کامنت شما رو خوندم، خداوند‌ از زبان من پاسخ سوال شما دوست عزیزم رو بده. آمین

      .

      طبق چیزی ک من از آموزه های استاد جانم و عمل به اونها درک کردم :

      ما وقتی در مسیر عشق و علاقمون پیش میریم ، هر لحظه از مسیر زندگی و کارمون لذت میبریم و احساس خیلی خوبی داریم

      کما‌ اینکه در طول این مسیر مزتب الهامات و هدایتهای خدا رو دریافت میکنیم و خودش قدم به قدم بهمون میگه که قدم بعدی چیه و باید چیکار کنیم

      انگار ک خداوند خودش رو مسئول میدونه ک حالا که ما در مسیر علاقمون هستیم و البته باورهای درست رو هم همزمان در خودمون میسازیم، ما رو به آسان ترین و کاراترین مسیرها هدایت میکنه

      در مورد شما، علاقه شما بازیگری هست و شما قطعا از انجامش لذت میبرید

      میدونی از چی لذت میبری؟

      ازینکه داری یه نقشی رو، یه صحنه ای رو ، با خلاقیت و با هنر و استعداد درونیت در دنیای بیرون خلق میکنی و بهش نمود بیرونی میبخشی

      این خلق کردن بی نهایت احساس خوبی به آدم میده

      حتی اگه به قول شما اون نقش منفی باشه!

      البته این نکته رو میخوام یاداور بشم که ما ۱۰۰% خالق زندگی خودمون هستیم

      به کلمه ۱۰۰% دقت کن

      یعنی هیچ عاملی بیرون از ما نیست

      پس این تو هستی ک داری نقش هایی ک دوس داری بازی کنی رو خلق میکنی

      شاید الان از یه نقش عاشقانه لذت میبری. پس روی همین تمرکز کن و خلقش کن

      شاید بعداً دوس داشته باشی نقش منفی رو هم تجربه کنی و بازم یه خلق متفاوت

      خب اونم میتونی خلق کنی شک نکن

      تو و تنها تو خالق همه چیز هستی

      و تنها چیزی ک مهمه داشتن احساس خوب و لذت بردن از مسیر کاریت هست

      فقط همین احساس خوبه ک همیشه باید مانستور بشه و نتیجش ثروت و موفقیت و شهرت خواهد بود

      ک البته این احساس خوب اگه بخوایم پاسدار باشه باید با ساختن باورهای مناسب پایدارش کنیم ک منجر به نتاسج پاسدار هم بشود..

      .

      خیلی مثال شنیدم از افرادی ک مثلا وکیل یا قاضی هستن و اونم تو محیط منفی دادگاه!

      اما چون داشتن روی قانوو و خودشون و باوراشون کار میکردن و تمرکزشون روی خواستشون بوده، فقط پرونده هایی به پستشون میخورده ک کاملا مثبت بوده مثل وکالت کارهای مالی و امور مالی یه نفر یا…

      پس میبینیم ک همه چیز به خود ما بستگی داره

      بنظر من اگر واقعا عاشق بازیگری هستی باوراای مناسب در جهت خواسته ت رو بساز و هر روز و هر روز تکرارشون کن به نحوهای مختلف و باهاشون زندگی کن

      و به قول مریم شایسته عزیزم همیشه این سوال رو در طول مسیر از خودت بپرس:

      چه باوری بسازم ک نتایج به شکل دلخواه من تغییر کنه؟؟؟

      .

      در پناه خداوند هدایتگر باشی☺

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
      • -
        فرشید ... گفته:
        مدت عضویت: 3999 روز

        سلام دوست عزیز و مهربانم خانم سواد کوهی

        چقدر خوشحال شدم قطعا هدایت خداوند هست و غیر از این نمیتواند باشد…

        خدا رو شکر بابت وجود ارزشمند شما چقدر لذت بردم از خوندن جواب عااالی و بی نقص شما…

        مرسی از اینکه وقت گذاشتی واقعا ممنونم

        دقیقا درسته و تک تک گفته های شما رو تایید میکنم

        به چیزای خیلی خوبی اشاره کردی و حرفاتون مثل مهر تایید بود برام…

        واقعا ممنون و سپاسگزار شما هستم…

        انشالله هر کجا هستین زیر سایه ای الله مهربان موفق پیروز و سربلند و سلامت و سعادتمند و ثروتمند باشید…

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      فاطمه گفته:
      مدت عضویت: 1488 روز

      سلام

      «اپل اجازه استفاده از آیفون در فیلم ها را می دهد، اما—و این خیلی مهم است—افراد شرور در فیلم های معمایی نمی توانند با آیفون دیده شوند.»

      توهم اختیار مطلق داری که انتخاب کنی چه نقشی رو میخوای ایفا کنی !

      پس راهش دست کشیدن از شغل مورد علاقه نیس ، فیلتر کردن ناخواسته هاس.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    نجمه رضائی گفته:
    مدت عضویت: 2212 روز

    به نام رب هدایتگرم

    سلام به تمامی دوستان گلم و استاد عزیزم.

    .

    من سی سالمه و‌چندین ساله با مباحث موفقیت آشنایی دارم قبلا کارمند دولتی بودم و بعدش در شرکتهای خصوصی کار میکردم اما بعد از 5سال کار کردن متوجه شدم به هیچ عنوان به شغلم علاقه ندارم ،حدودا یکسال طول کشید تا تصمیم گرفتم بطور کلی شغلم رو کنار بگذارم و از قید تمام مزایاذو تسهیلاتی که برام داشت،بگذرم، بعد از اینکه ذهنم کمی از درگیری های شغل قبلیم راحت شد کارهای مختلفی رو امتحان کردم تا بتونم علاقه اصلیمو بشناسم ولی تا حالا متوجه نشدم اون چه کاریه که عاشقشم‌….شایدم متوجه شدم و ذهنم نمیخواد قبول کنم!!!! (بر طبق باورهایی که دارم)

    مثلا من به آشپزی علاقه دارم و خیلی لذت میبرم وقتی مواد مختلف رو ترکیب میکنم و ی چیز جدید درست میشه ،تو ترکیب ادویه ها و استفاده از ادویه های مختلف در غذاها علاقه دارم همیشه با عشق غذا میپزم و حالم با غذا پختن خوب میشه …..

    اما ذهنم میگه خب عاشق آشپزی هستی ! حالا که چی؟ میخوای چیکار کنی ؟ تو هنوزم گاهی برنج رو خراب میکنی!! تو هنوزم تسلط کامل نداری…..

    استاد من تونستم کمی نجواها رو ساکت کنم برای تقویت مهارت آشپزیم یکسال پیش تصمیم گرفتم جایی کار کنم که دستم تو آشپزی کاملا باز باشه و‌بتونم انواع و‌اقسام غذاها رو با میل خودم بپزم و کم‌کم ماهر بشم ،یکماه جایی کارکردم و با عشق آشپزی کردم ،بدون اینکه غذاهارو مزه کنم طعم و عطرش عالی میشد و همه چیش به اندازه بود (چون قانون سلامتی رو رعایت میکردم نمیتونستم غذاها رو بچشم) هرکسی غذاها رو میخورد تعریف میکرد و میگفت جا افتاده و عالیه ……اما استاد من فقط یکماه تونستم به کارم ادامه بدم و بعدش حسابی خسته شده بودم نه از آشپزی! از بقیه چیزها….مثلا چَشم گفتن به مدیرم وقتی مطمعن بودم تصمیمش غلطه ….یا بیخیال بودن بخاطر بحثهای محیط کاریم …ناراحت میشدم بخاطر چیزهای جزئی و غیره

    فهمیدم من هنوز تو خیلی موارد شخصیتم جای کار داره و ضعفهای زیادی دارم ….اون شغلو با تمام شرایط خوبش ترک کردم و تمرکزی روی سایت و کم و بیش دوره ها کار کردم اما بازهم نجواهای ذهن رو نتونستم کنترل کنم بزرگترین نجوای ذهنم این بود که بدو ! دیر شد! پس کی میخوای علاقتو پیدا کنی؟؟؟؟

    تو همین گیر و دار ها ،سفرهای مختلفی میرفتم در طول یکی ازین سفرا به دریا من اصلا روز و شب برام مهم نبود و همش میرفتم ساحل دریارو تماشا میکردم، با وجود خستگی مسیر اما صبح زود رفتم طلوع خورشیدو تماشاکردم، دوباره بعد از صبحانه رفتم…. کلا دریا دریا دریا‌…..

    آقا این بالا رفتن ضربان قلبم وقتی کنار دریا بودم برام جای سوال بود! میدونم هر انسانی از مسافرت و از طبیعت لذت میبره اما من حسم وقتی کنار دریا بودم هزاران برابر خوبتر از هرزمان دیگه ای بود!!

    اونلحظه گفتم خب یکی از فِیوریتهای من دریاس، من عاشق دریام!

    اما استاد جان هرچه گذشت و من باخودم مهربونتر شدم ،گفتم چرا بعنوان شغل بهش نگاه نکنم!

    فعلا هیچ ایده ای ندارم که چه شغلی باید واردش بشم که به دریا مرتبط باشه ولی حداقل فهمیدم محیط دریایی رو دوست دارم و به شدت دلم دریا میخواد !

    همین الانم حدودا یکماه از مهاجرت رویاییم میگذره اما بهم الهام شده که آخرماه کوله ام که همچیزم شده در این مهاجرت ،بردارم و برم دریا!!!

    تپش قلبم شدت میگیره از این ایده مینویسم اونقدر حسم خوبه که نمیدونم چی بگم !

    من به قصد کارکردن و پول درآوردن و پاگذاشتن روی تمام ترسهام فقط با دونستن قدم اول، مهاجرتم کردم و فکر میکردم تو همین شهر موندگار میشم اما خداوند خیلی واضح بهم گفت برم شمال ! برم دریا!

    خلاصه اینکه نمیدونم چه خبره ولی به ندای ربم لبیک میگم ….همونطور که تاحالا هدایتم کرده و شرایطم رو به نحو احسن روبه راه کرده ….از این ببعد هم حواسش هست… اون خدای منه.

    وای وای از کجا به کجا رسیدم……هههه

    نمیدونم قرار بود چی بنویسم ولی اینارو حسی بهم گفت و من نوشتم…..

    میخاستم بگم هنوز وارد شغل مورد علاقه ام نشدم و لی خداوند کم کم داره هدایتم میکنه به مسیرهای جدید تا ناشناخته های زیادی رو تجربه کنم

    این روزها ذهنم رو از نگرانیها پاک کردم و فقط در لحظه مشغول لذت بردنم و میگم باید لذت ببرم باید همیشه شاد باشم باید همیشه سفر برم ….

    خداوند مهربانم که در روز اول مهاجرتم شغل خوب و راحتی با حقوق مناسب برام جور کرد آیا نمیتونه از این ببعد هم در مسیر علایقم همه چیز رو‌جور کنه!؟؟؟؟

    پس راحت باش و فقط دلتو به خودت بسپار.

    .

    خداروشکر میکنم که تو محیط کارم چندروزی بینهایت کارم سبکه و میتونم توی سایت فعالیت کنم….چندوقت پیش درخواستشو دادم خدایا توکه اینقدر قشنگ برنامه ریزی میکنی،ی کاری کن بتونم وقتمو مدیریت کنم و فعالیتمو تو سایت بیشتر کنم ….و حالا اون شرایط برام ایجاد شد !

    اونقدر ذوق زده ام که نگو ! چقدر اینروزها همه چیز متفاوته!

    قطعا از برکات دوره احساس لیاقته، چون خودمو کمی لایقتر از قبل دیدم…..

    وای خدایا کلا جنس نوشته هام از وسطای کامنت تغییر کرد حسش میکنم ….‌کامنتو‌تموم میکنم دیگه چون معلوم نیس اگه ادامه بدم سراز کجا درمیاره ههههه

    در پناه حق باشید.

    یادتون نره همیشه بفکر لذت بردن باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    مسعودذاکری گفته:
    مدت عضویت: 2138 روز

    سلام خدمت استاد عزیز . در رابطه با موضوع تمرکز منم تجربم اینه که واقعا تمرکز همه چیزه. من آلمان زندگی میکنم در ایران لیسانسم رو گرفتم و اومدم آلمان برای فوق لیسانس. زمانی که درسم رو شروع کردم به زبان آلمانی واقعا برام خیلی سخت بود و اولش واقعا خیلی سخت و بزرگ میدیدمش. تصمیم گرفتم و خواستم تمومش کنم. تمرکز صد در صد گذاشتم یه دو سه سالی و تمومش کردم.یه جوری تمرکز داشتم اون موقع رو داستان که خداوند هم همش تو مسیر به مسیرها و افراد مناسب هدایتم میکرد و کار رو خلاصه جمش کردم . الان زیاد ریز داستان رو نمیگم چون بعدا میخوام یه فایل مفصل درست کنم و یه مصاحبه با خودت انجام بدم و اونجا همه رو توضیح بدم و تجربه هام رو بگم. هنوز یه خورده دیگه کار دارم. . متاسفانه آدم یادش میره ولی که چه چیزی و چه مسیری باعث موفقیتش شده. یه یه سالی تمرکزم اونجوری که باید رو کارم نبود و بعد از درسم اعتماد به نفسم واقعا خیلی زیاد شده بود که هر کار دیگه ای هم میتونم انجام بدم و از طرفی هم همیشه از شما شنیده بودم که برید سراغ کاری که عاشقشید و اینا. این باعث شد بعد از اتمام درسم یه یه سالی همش میخواستم از این شاخه به اون شاخه بپرم، نمیدونستم دقیقا میخوام چیکار کنم، دقیقا چیو دوس دارم ،میگفتم من که الان میدونم هر کاری رو بخوام انجام بدم برنامه ریزی میکنم براش بهش میرسم، پس من واقعا چی دوست دارم. یه بار میگفتم برم بیزنس آنلاین انجام بدم، یه بار میگفتم رستوران بزنم اینجا چطوره، رشته خودم که عمران بود زیاد برام جذاب به نظر نمیومد(میگفتم شاید چون هنوز تجربه کاری زیادی ندارم و هنوز خوب بلدش نیستم اینجوریه )، افتاده بودم تو یه برزخی که داشت دیوونم میکرد، از اینور کلی انگیزه وفکر هدف اینا،از اون ور نمیدونستم چی میخوام.خلاصه خداوند دوباره کمکم کرد.الان سه چهار روزه تصمیم گرفتم در زمینه رشته تحصیلی خودم که عمران هست شروع کنم از صفر. وقتی بقیه فکرهارو بستم تو ذهنم یه آرامش خاصی گرفتم و دوباره رفتم تو حالت تمرکز صد در صد. مثل روزای زمان درس خوندنم.جالبه از سه چهار روز پیش که این تصمیم رو گرفتم اتفاقی میام تو سایت و به صورت رندم هر فایلی رو باز کردم یه جورایی موضوع بحث تمرکزبود. مثل همین فایل. الانم یه حسی گفت بیا اینو بنویس یادگاری بمونه. الان که دارم اینو مینویسم تازه تصمیم گرفتم برم تو بیزنس و مسیر شغلی در زمینه رشته کاریم که عمرانه و تصمیم گرفتم خودم رو در زمینه بازسازی خونه و مشاور انرژی متخصص کنم و برای خودم دفتر بزنم. و صد درصد تمرکزم رو الان میزارم رو این موضوع با اینکه الان واقعا توش صفر صفرم و باید کلی چیز بخونم و یاد بگیرم. ولی شروع میکنم با توکل به خدا و میشم توش بهترین.اینم یادگاری. یه سال دوسال دیگه میام با نتایج خیلی بزرگتر.خداروشکر که بازم راه درست رو بهم نشون داد ونزاشت از مسیر خارج بشم. ایشالله همیشه سلامت باشید️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      الینا گفته:
      مدت عضویت: 792 روز

      سلام آقای ذاکری خیلی دوست دارم الان از موفقیت و تمرکزت بدونم اگه امکانش هست ببخشید

      دختر من همین رشته شما رفته و تو سن 4 سالگی باباش فوت کرده کنار خودم بزرگ شده مدل درسی همیشه عالی بود و به اصرار علاقه خودش رفته این رشته که سال دومش هست خواستم اگه چکیده خوبی از این مسیر دارید به ما هم بگید.چه مسری دختر من بره تا زودتر موفق بشه دخترم الان 17 سالش هست

      ممنون میشم از تجربیات خودتون توی این رشته و این مسیر بهم بگید یه دنیا لطف میکنید و انشالله که به بهترین مسیر ها پروردگار تنها قدرت جهان هدایتون بکنه .متشکرم عزیزم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    فراز آقابالازاده گفته:
    مدت عضویت: 2121 روز

    من این فایل رو دیده بودم ولی دیشب بهش هدایت شدم. اتفاقای خیلی عجیب و ناجالبی داشت رخ میداد. ما یه مسئله خانوادگی داریم که خیلی ذهن همه رو درگیر کرده. این جو بد و متشنج داشت کارشو میکرد و همه تو فرکانس ناخواسته بودیم. جوری شد که من حرفی از دهنم در اومد که نباید میومد و بلافاصله پشیمون شدم و ناخواسته حبیبه رو رنجوندم. البته خیلی عذرخواهی کردم و با این حال تاثیر بدش رو گذاشت. گذشت و شب قبل از خواب داشتم ظرفارو میشستم و تو فکر رفته بودم که در مورد کسب و کار جدیدم چیکار میتونم انجام بدم و چرا نتیجه دلخواهم نمیاد که حبیبه گفت بیا از سایت استاد هدایت بگیریم. من خیلی خوشحال شدم چون ایشون بعد از 4 سال تازه شروع به استفاده از فایلها کرده و باهم هم مسیر شدیم. رفتم پیشش و با پروفایل من دکمه “مرا به سوی نشانه ام هدایت کن” رو زدیم و این فایل اومد.

    همون اول کلید واژه فایل رو که دیدم نوشته تمرکز لیزری، موضوع اومد دستم و به حبیبه گفتم این نشونه و هدایت منه. اگه میخوای با پروفایل خودت یکی دیگه رو باز کن. ولی ادامه داد و همین فایل رو گوش داد.

    یکم که گذشت و اون قسمت که استاد در مورد مسائل خانوادگیشون حرف میزد ما دیگه داشتیم از تعجب شاخ در میاوردیم. یعنی یه فایل جواب سوال دو نفر رو همزمان داره جواب میده.

    این باعث شد من به فکر برم و از دیشب تا صبح نتونستم خوب بخوابم و همش داشتم فکر میکردم در مورد حرفای استاد و اینکه چیکار کنم.

    دوباره فایل رو گوش دادم و الان میخوام آگاهی های خودم و نکات فایل رو اینجا هم ثبت کنم.

    – اگه بخوای تو یه زمینه ای پیشرفت کنی باید 100 درصد تمرکزت روی اون باشه.

    – وقتی تمرکزت رو روی یه موضوعی میذاری با هدایت های خداوند پیزهایی رو میشنوی، میبینی و هدایت میشی که اصل و اساس هستن.

    _اگه میخوای به هرچیزی که میخوای برسی (ثروت، شهرت، اعتبار، سعدت دنیا و آخرت) فقط باید تمرکز کنی روی پیزی که میخوای.

    – تمرکز اگر روی دومین چیز بره، کل تمرکز بجای 50-50 شدن میشه 8-8 درصد. بیشتر از 80 درصد تمرکزت هدر میره.

    * – وقتی روی چیزی که علاقه داری تمرکز میذاری، اولا خیلی راحت تر انجامش میدی، دوما باید بفهمی که موضوعی که داری انجامش میدی چقدر برات مهمه و اهمیت داره. پس باید حواس پرتی ها رو حذف کنی.

    – ذره بین اگه تو یه نقطه تمرکز کنه میتونه بسوزونه و سوراخ کنه ولی نه وقتی داره حرکت میکنه.

    – مسادل خانوادگی حل نشده حواس پرتی بزرگی تو مسیر پیشرفت هستن.

    -پیادهروی میتونه کمک بزرگی بکنه تا راحت با خدا حرف بزنی و هدایت بشی.

    -وقتی چیزی در وسط مسیر بهت الهام میشه و یا بهش هدایت میشی. فارغ از اینکه چقدر از مسیر قبلیت رفتی، باید همونجا کات کنی و هدایت رو با جون دل قبول کنی و ایمانت رو نشون بدی.

    -وقتی داری تصمیم میگری مسیرت رو عوض کنی از بقیه سوال نکن و به حرف بقیه هم گوش نده. فقط با خدا صحبت کن و به اون گوش بده.

    آگاهی هایی که بهد از خوندن کامنتا بهم رسید:

    ما وقتی داریم به یک چیزی فکر میکنیم و با تجسم کردن میخوایم اون رو جذب کنیم، فرکانسی رو ارسال میکنیم تا کائنات هم اون رو دریافت کنه و برامون نتیجه رو ارسال کنه. وقتی تمرکز ما کامل نباشه وری یه موضوعی، فرکانش ارسالی ما هم ضعیف میشه پس نتیجه ای که میگیریم اونقدر ضعیفه که به چشم نیاد. ما هم زود ناامید میشیم.

    پس بای اینکه تمرکز روی چند مورد باشه فقط روی یه مورد میذاریم و نتیجه بیشتر و دلخواهی میگیریم. یا اینکه مثلا فقط روی یک موضوع تمرکز گذاشتیم اما چون جای خالی تو ذهنمون هست موارد دیگه ای هم میان جای خالی رو پر میکنن و قدرت مورد اول و مهم رو میگیرن. پس باید حواس پرتی ها رو قطع کنیم تا همیه قدرت فرکانس موارد دلخواه و خواسته هامون در حداکثر باشه.

    هرچقدر این کار رو بهتر و دقیقتر انجام بدیم، نتیاج هم سریعتر و دقیقتر خواهد بود.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    حسین مرادی گفته:
    مدت عضویت: 736 روز

    باسلام خسته نباشید خدمت شما عزیزان دل

    واقعا امروز خیلی نشانه امروز من دقیق و بجا بود..

    اول می خوام از احساس و درگیری های ذهنی که دچارش هستم صحبت کنم…من با وجود اینکه چندماهه کسب و کار خودم راه انداختم درگیر چالش های روزانه دیگه هم هستم مثل باشگاه

    مثل کلاس رفتن برای افزایش مهارتم مثل فروش مغازه و بدهکاریهایی که دارم و جلسات انجمن معتادان گمنام و درگیر روز مرگی ها و حواشی روز با این وجود که خیلی دارم هم از نظر تغییر باورها روی فایل های شما کارمی کنم ولی باز این احساس سردرگمی میاد سراغم که داری از قافله عقب میفتی ورزش نکن جلسه نرو اون کارو بکن یعنی مدام ذهنم درحال تحلیل و بررسی های منفی هست واقعا گیج شدم که کارهایی که دارم انجام میدم درسته یا غلط…بچسپم ب کارم شبانه روز انرژی کم میارم بخوام ورزش برم ساعتی از روز نیستم خانمم باید بزارم جلسات بخوام برم باز خانمم باید بزارم کلا تعادل و تمرکزم روی موضوع خاصی نیست…چندسال بصورت تمرکزی اومدم روی خودم کارکردم برای همین شغلی که دارم و خلق خواسته امروزم یعنی مغازه خودمو راه بندازم..ب این خواسته رسیدم چون واقعا تمام تمرکزم رو گذاشتم…برای پاک ماندن سالها تلاش کردم خداروشکر پاک هستم…برای خلق خواسته هام و فروش مغازه و تغییر باورهام بصورت بنیادین دارم مرتب فایل ها رو گوش می کنم و نکته برداری می کنم الان 6ماهه تمرکزی روی فایل ها کارمی کنم…استاد الان چیزی که ب من یادآوری کردید اینه که ب ایده ها توجه کنم ب الهامات درونی گوش کنم و بهش عمل کنم…الان درحال حاضرمیخوام فروشم چندین برابربشه وکامل بدهی ها رو تسویه کنم چون خیلی ذهنم درگیره ولی شرک های خفیفی دارم که برو وام بگیر یا کمال گرایی ها میاد نمیزاره قدمای کوچک برای این خواسته بردارم…دوم فروش آنلاین خودم بصورت جدی راه بندازم..سوم جلسات NAرا مرتب دنبال کنم…کلاس های مربوط ب شغلم را مرتب دنبال کنم و مطالعه مستمر روزانه براش بزارم…ودرآخر ورزش و کارهای روزمره خانواده هم لابه لای اینها داشته باشم تا ب اون استقلال مالی دلخواهم برسم…خداروشکر کارم جوریه که همسرم بهم خیلی کمک می کنه…و تو برنامه مدیریت مالی نشتی های فرکانسیمو درست کنم چون جنسامون قرض میره این باور رو درست کنم قرضی جنس نیارم…درگیر حاشیه مثل صاحبخونه یا خانواده نشم و فقط تمرکزم روی کارم باشه و اون اصل رو پیدا کنم و روی همون اصل کسب و کارم را پیش ببرم…به هر حال استاد شما خیلی واضح پیام رو ب من رسوندید و نیاز ب تمرین و تکراز دوباره دارم نیاز دارم بیشتر گوش کنم…و تسلیم جریان هدایت بشم و عمل کنم ب قوانین خداوند..عمل کنم ب ایده هام …و کانون توجه رو بزارم بر روی نکات مثبتم و از همین جایی که هستم با همین شرایطی که هستم خودم را تغییر بدم…ممنون و سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    حامد حسامی گفته:
    مدت عضویت: 3406 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام و درود فراوان بر استاد عباسمنش

    تشکر فراوان دارم از استاد وخانم شایسته برای این فایل هدیه ای ارزشمند.

    استاد عباسمنش یک جمله ای در این فایل گفتند که انجام هرکار مهمی که مارا به موفقیت برساندنیاز به تلاش زیادی دارد و یکی از دلایل حذف دوره ای تندخوانی این بود که انجام تمرینات آن دوره کار سختی بوده است و فقط افرادی که تعهد بالا داشتند و با تمام وجود می‌خواستند که تند خوانی را یاد بگیرند می‌توانستند که نتیجه بگیرند.

    در تمام آموزش های استاد عباسمنش این موضوع صادق است،این که تمام کارهای زندگی را کنار بگذاریم و با صددرصد تمرکز فقط مسیر مورد علاقه ای خود را انجام دهیم واقعاً کار آسانی نیست آن هم وقتی که مسیر مورد علاقه ای ما در ابتدای کار درآمدی برای ما ایجاد نکند.

    اگر که مسیر مورد علاقه ما چیزی باشد که به کسب و کار فعلی ما مربوط نباشدیعنی باید آنقدر کارهای اضافه و خرج کردن های اضافه را حذف کنیم و آنقدر پشتکار بالا داشته باشیم که بتوانیم از مسیر مورد علاقه ای خود به نتیجه برسیم و ادامه ای زندگی برای ما لذت بخش شود و کار و لذت ما یکی شود.

    واقعاً به نظر من تنها راه خوشبختی عمل کردن به آموزش های استاد عباسمنش است و باید این کار با تمرکز صددرصد انجام شود و در تمام ساعات شبانه روز باید به افکار و احساسات خود توجه داشته باشیم و فکری را که احساس مارا بد میکند خیلی سریع جلوی اش را بگیریم.

    و بدانیم که این خود ما هستیم که تمام اتفاقات زندگی خود را می‌سازیم و با تمرکز بالا برای تحقق اهداف مان در عمل کاری انجام دهیم و شرایط و افراد دیگر نمی‌تواند مانع اهداف ما وحرکت کردن در مسیر مورد علاقه ما شوند.همیشه شاد و پیروز باشید

    خدانگهدار.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    مریم رمضانی گفته:
    مدت عضویت: 1022 روز

    سلام استاد خفن و عزیز یکی یک دونه ی خودم

    سلام مریم گلم که کوهی از استواری و حمایت رو توی نگاهتون به استاد میشه دید تحسین میکنم

    هروقت میخام کامنت بزارم به خودم میگم وایستا دوتا کامنت دیگه بخونم و هی تنبلی میکنم اما الان واااقعا باید بنویسم چون هم مثال های خوبی از خودم و عملکردم دارم و هم یک نکته استاد گفتن که منو بشدت تکون داد

    اول نکته ی استاد رو میگم

    استاد گفتن : به من گفته شد بیا اون تحقیقاتی که خودت راجب اینکه چیکار کنی سریعتر و راحت تر کتاب بخونی و خوابت نگیره و…. همه ی اونایی که چند سال قبل یادشون گرفتی رو بیا به بقیه هم بگو و نکته ش اینجا ست که استاد میگن من اصلا فکرشو نمیکردم این مهارته که من دارم به درد آموزش دادن بخوره! ولی انجامش دادم و این محصول که اسمشو گذاشتم تند خوانی شد باعث جهش مالی و ثروتمند شدن من شد

    گرفتی مطلبو مریم

    دیدی؟ استادهم اولش نمیدونسته اصلا اینی که بهش گفته شده اصلا میشه ازش پول ساخت و اصلا چیز به درد بخوریه یا نه اما انجامش داده

    چقدرررر ماها همه مون بهمون ایده هایی گفته میشه اما چون فکرشو نمی‌کنیم که بشه ازش استفاده کرد یا بشه ازش پول ساخت یا ارزشش رو داره که امتحانش کنیم و روش وقت بزاریم، یا انجامش نمیدیم یا نصفه رهاش میکنیم ؟!!!!

    خوده من اینقدررر همین الان از جاهای مختلف و از مهارت های مختلفی که دارم ایده های فضایی به ذهنم میرسه که هر کدوم میتونه به تنهایی میلیارد میلیارد پول بسازه اما من هزارویک دلیل دارم که نه بابا مثلا توی این زمینه اشباع شده ،جواب نمیده یا این ایده پول میخاد سرمایه گذار میخاد اووووه کی بره اینهمه راهو کسی نمیاد از من بخره ،کی به من گوش میده و هزاااارتا اما و اگر که درنهایت من دست به عمل نمی‌زنم و به همین کارمندی ای که هستم رضایت میدم

    آی خدا دمت گرم چقدر قشنگ با هرکلام که از زبان استاد به من میگی دهن منو و مغز پرحرفمو می‌بندی

    دمت گرم خدا چقدرررر منو دوست داری و تو بیشتر از من به من باور داری که من میتونم و راه رو هم بهم نشون میدی و چشم انداز انجام دادن اون ایده رو میاری جلوی چشمم که چقدر قشنگ میشه و جواب میده ولی من هنوزم شک دارم و میگم نههههه از کجا معلوم اینجوری پیش بره !!!

    جلالخالق از دست این ذهن بهانه گیر ما

    حالا مثال از عملکرد خودم

    من حدودا دوسال پیش توی یک بیمارستان دولتی بعنوان مامای طرحی کار میکردم که با پروسه ی مهاجرت کاری به انگلیس آشنا شدم خداااا شاهده به محض دیدن اینکه منم میتونم مهاجرت کنم یک لحظه شک نکردم چون بشدت اینو میخاستم

    متوجه شدم باید دوسه تا امتحان رو خارج از ایران برم بدم (چون توی ایران اون امتحانات برگزار نمی‌شد ) و با هزینه هایی که داشت فهمیدم باید خیلی تمرکزی شروع کنم به زبان خوندن تا بتونم با کمترین هزینه و رفت و آمد اینارو پاس کنم

    و اینجا بود که دیدم همزمان با شیفت های فشرده ی بیمارستان این موضوع نشدنیه و توی مدت 4-5 ماه به خودم گفتم نه مریم نباید خودتو بیکار کنی اگه بیمارستان نری کی قسطارو بده ازکجا پول امتحانارو بیاری و… اما اینجا منم خداروشکر مثل استاد خوب عمل کردم و در عرض یک شب که شیفت بودم و هرکار کردم دیدم نمیشه توی شیفتام درس خوند و تمرکز لازمه همون شب تصمیم گرفتم فرداش به مسئول بخش بگم که من انصراف از طرح میدم و دیگ نمیام

    خدا شاهده که خودش به دلم انداخت و قلبمو محکم کرد

    البته اینم بگم گاهی عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد می‌پرسی چرا؟ چون من خودم انگار دلو جرئت انصراف رو نداشتم و همون شب با یک دوستی که مجازی باهم درس میخوندیم و مثلا مثثثلا خیلی باهام دوست بود بهم گفت : مریم بیا انصراف بدیم و

    اینجوری نمیشه

    هزینه ی امتحان زیاده

    اگه خوب نخوانیم و بریم واسه امتحان انگار پولمون تو جوب ریخیتیم

    و خلاصه حسسسابی اون شب به من این حرفارو زد و منم دیگه صد در صد بهش گفتم آره من همین فردا میرم به خانم فلانی میگم که من انصراف میدمو دیگه تمام !

    اونم باشه منم میرم انصراف میدم .

    عاقا فرداش من رفتم به مسئولمون گفتم انصراف

    اونم گفت باشه ! بدون هیچ مقاومت (حالا این مسئولمون قبلاً هرچی میگفتم برخلافشو انجام میداد ها مثلا توی مرخصی هامو…)

    من دهنم باز مونده بود و خلاصه همون روز بعد از شبکاری نامه ی انصرافو نوشتم و به دوستم گفتم پراش ریخت و گفت مریم چرا اینکارو کردی !! من دیشب جو گیر بودم ناراحت بودم از شیفتای سنگینم و اینا تو چرا خریت کردی ؟!!!

    و خلاصه اون دوستم انصراف نداد وتا آخر رفت

    این جاست که میگم گاهی عدو شود سبب خیر

    و با اینکه فقط دوماه مونده بود به اتمام طرحم و عملا دوماه دیگه مدرک پایان طرحمو می‌گرفتم و همه حتی همون دوستم می‌گفت کار اشتباهیه و پل های پشت سرتو خراب نکن و…

    اما من اینکارو پیگیری کردم و انجامش دادم و بعد از 4 ماه از اون روز من تمام امتحانامو پاس شده بودم چون تمرکزی زبان خوندم و اصلا پشیمون نشدم و تمام کارای مهاجرتم به سرعت پیش رفت .

    حتی اون روزی که انصرافم قطعی شده بود به همسرم گفتم کلیییی ناراحت شد و گفت اشتباه کردی اما من براش منطقی توضیح دادم که اگر من دوماه بیشتر بیمارستان اینجا کار کنم با چندرغاز بهتره؟ یا سه چهارماه تو بیشتر کار کنی که هزینه هارو بدی و من با تمرکز درس بخونم که مهاجرت کنیم و بعدش من با حقوق یک ماهم توی انگلیس اندازه ی یکسال حقوق بیمارستان ایران بگیرم بهتره؟! و اینگونه همسرجان قانع شد :-)

    به قول استاد مهم نیست چقدر از مسیر رو رفتی به محض اینکه میفهمی دیگه خواسته ات توی اون مسیر نیست هرچه سریعتر دور بزنی و برگردی سریعتر به خواسته ت میرسی

    منم خوشحالم از اون حرکتم وتصمیمم و هرروز همسرم بابت اون تصمیمم منو تحسین می‌کنه چون درآمد خودشم الان اینجا چندین برابر ایران شه !

    خدایا شکرت

    خدایا شکرت

    جالبه که من همون موقع ها میدونستم باید تمرکزی روی یک موضوع کار کنم

    الان که دوباره نیاز دارم روی هدف بعدیم که ثروت بینهایته کار کنم این فایل رو دیدم و یادآوری شد برام که :

    تمرکز خداست

    هرجا تمرکز بره انرژی همونجاست

    درحالیکه چند هفته است بخاطر حذف عوامل حواس پرتی من با اراده اینستاگرام و یوتیوبم رو به همسرم گفتم پسوورد داده و من پسوردشو نمیدونم (چون نمی‌خواستم دیلیت اکانت کنم ) با اینکه اینترنت نامحدود دارم اما میخام تمرکزی روی فایل های ثروت یک و باور فراوانی ‌کار کنم

    پس تمام عوامل حواس پرتی که تایممو الکی هدر میدن رو حذف کردم

    خدایا شکرت نشونه ها پشت سرهم برای درست بودن مسیر دارن میان

    شکرت سپاس فراوان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    بابک چالاکی گفته:
    مدت عضویت: 3844 روز

    سلام و عشق به همگی عزیزان و استاد نازنینم

    من امروز به لطف الله هدایت شدم به این فایل و میخوام تجاربم از تمرکزی کار کردن رو بنویسم تا هم بیشتر باهاش هم مدار بشم و هم دوستای عزیزم نشانه بگیرن

    من هروقت در زندگی هیجاناتم از رسیدن به اهداف مختلف رو کنترل نکردم و چندین هدف تو ذهنم داشتم سرعت رشدم تو شغلم به شدت پایین اومده و زحمت هام بیشتر و نتایجم کمتر و کمتر شدن

    واقعا تمرکز روی 2 هدف نصف نمیشه رو من با تمام وجود میفهمم. از اونجایی که با قانون مومنتوم هم نتایج بزرگی نسبت به گذشته‌م خلق کردم دیگه بیشتر میفهمم که اگر اهداف زیادی تو سر ادم باشه هیچکدوم مومنتوم نمیگیرن و تا موتور “حرکت کردن” میاد گرم بشه و دور بگیره یهو تق… متوقف میشه و ذهن میره سراغ هدف دیگر.

    تصور اینکه صبح یک شغل داشته باشم و عصر یک شغل دیگه برام وحشتناکه.

    من حتی تو کسب و کار خودم سعی کردم یک شعبه جدید راه بندازم که زمینه هاشون متفاوت بود ذره ای. فرض کنیم یکی پارچه فروشی و دیگری لباس فروشی..

    تونستم شعبه جدید رو توی 1 ماه راه بندازم و درآمد جالب و هیجان انگیزی بهم داد ولی وقتی به خودم اومدم دیدم شعبه اولیه م روش خاک نشسته.

    یا یک مثال از تمرکز 100٪ بزنم

    من 2 ماه پیش سرگرم یک تفریح سالمی شدم که خیلی ازش لذت میبردم(فرض کنید یه چیزی شبیه ورزش پینگ پونگ استاد و مریم خانوم نازنین).

    قبلا هم سالها این تفریح رو انجام میدادم ولی اون موقع اصلا کسب و کار نداشتم. این تفریح انقدر منو غرق کرد در خودش که یهو بعد از کمتر از یک ماه یه نگاهی به خودم و کارم انداختم دیدم انقدر دارم تفریحمو حرفه ای و دقیق انجام میدم که بازم کارم داره خاک میشینه روش..

    اومدم سنگامو با خودم وا کندم و اون تفریح رو حذف کردم چون حقیقت درونم این بود که دوست نداشتم اون رو سرسری و سطحی انجام بدم. از طرفی دیدم نبود اون تفریح در زندگیم چیز عجیبی هم نیست و هر تفریح دیگه ای میتونه جایگزینش بشه.

    ولی وقتی حذفش کردم و قربانی اش کردم در راستای افزایش تمرکز روی کارم، در عرض یک ماه نتایجم نسبت به ماه های گذشته طبق آماری که دارم، 7 برابر شد از نظر درآمدی. البته اینم یاداوری کنم به خودم که نتایج بیش از این رو قبلا گرفتم و نتایج الانم خارج از تکاملم نیست.

    خودم باورم نمیشد از این حجم رشد در این بازه کوتاه.

    یادمه اوایل کسب و کارم 5 سال پیش، برای پوشش هزینه های اولیه کارم میرفتم به صورت نیمه وقت سر کار و عصرها به کار خودم میرسیدم. خیلی اروم و اهسته. رئیس کار نیمه وقتم هر وظیفه بیشتری میخواست بهم بده بهش میگفتم که من نیاز به تمرکز دارم و فقط اینجا برای کمک موقت به شما و هزینه های شروع کارم میام. و کارمم اونجا عالی انجام میدادم. رئیسم هم از دستان خداوند بود و خیلی راحت باهام موافقت میکرد. بعد از 2 ماه که کارم نیاز به تمرکز بیشتری داشت از اون کار نیمه وقت جدا شدم و در عرض شش ماه تو کار نوپا خودم نتایجی گرفتم که سالهای سال به خاطر باورهایی مثل کمالگرایی و ترس از شروع و نداشتن توکل آرزوم بود.

    یادمه مینشستم حساب میکردم با خودم و میگفتم الان من از جمع درآمد فلانی و فلانی و فلانی تو فامیلمون درآمد بیشتری دارم :)

    وقتی شروع کردم به نوشتن، 1 مثال داشتم تو ذهنم، حالا هی مثال های بیشتر یادم میاد :)

    من اوایل که دوره قانون سلامتی رو گرفته بودم و فهمیده بودم بدن چطور کار میکنه میخواستم عمل به دوره رو شروع کنم ولی هیچوقت درست و درمون و اساسی شروع نمیکردم . از سر وابستگی به چرت و پرت های شبه خوراکی و شبه سالم.

    بعد از یک مدت دیدم واقعا نمیتونم تمرکز کنم. روزی 100 بار هوس خوردن میکنم و دو دیقه نمیتونم تمرکز رو هیچ چیزی کنم. نجواهام هم مومنتوم میگرفتن و دیگه هیچی…

    به روز عاجزانه و تسلیمانه از الله درخواست کردم و هدایت خواستم که کمکم کنه. در عرض چند روز هدایت شدم به شرایطی که انقدر مطالب رو مرور کردم که تبدیل شدم به ماشین عمل به قانون سلامتی.

    به لطف الله به درکی رسیدم که هیچوقت فکر نمیکردم بتونم انقدر دقیق به قانون سلامتی عمل کنم.

    تونستم برای مدت 6-7 ماه به ویژه ترین و بهترین حالت قانون سلامتی یعنی رژیم لیکی گات عمل کنم. منی که عمرا نمیتونستم بپذیرم که زندگی بدون کربوهیدرات اصلا برام قابل انجام باشه.

    چقدر تمرکزم رو همه چیز بیشتر شد

    انگار یه نشتی انرژی و تمرکز و فرکانسی بزرگ رو رفع کردم. انگار همه پتانسیل تمرکزم داشته هدر میرفته و یه ذره ای از تمرکزم میموند که پخش میشد توی کارای اصلی..

    الان که فکر میکنم میبینم چقدر هم منطقی بود که نتایجم داشت هر روز کمتر و نابودتر میشد.

    خدایاشکرت هزارمرتبه برای هدایتم به این فایل توحیدی و ناب

    من روی ماه شما رو ببوسم استاد زندگیم. هرچی از خدا میخواید چشمه بینهایتشو بهتون ببخشه

    یا الله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    جاهده عثمانی گفته:
    مدت عضویت: 196 روز

    بنام خدای بخشنده و مهربان

    سلام به استاد عزیزم و دوستان گرامی

    من برای رسیدن به خواستم حاضرم از همه چی بگذرم همه اون چیزایی که باید تغییر بکنه انجام می‌دم تا تغییر بکنه یعنی حاضرم سر به تنم نباشه ولی به خواستم برسم اینجوری خیلی مشتاقم خیلی با افکارم اون چیزی رو که می‌خوام که قبلاً خرابش کردم الان درستش کنم و خدا رو شکر حدود 90 درصد فقط فکر من همین هدف من هست هیچ هدف دیگه‌ای ندارم فقط در بحث روابط هست من از لحاظ مالی خیلی خوبم از این موضوع خیلی باورهای محدود کننده‌ای ندارم اما در بحث روابط خیلی باورهای محدود کننده‌ای دارم و آدمای اطرافم خیلی منفی بودن من تصمیم گرفتم که روی خودم خیلی کار کنم و تمرکزم فقط روی هدفم باشه از همه اون دوستانم فاصله گرفتم خدا را شکر می‌کنم از موضوع وابسته بودن خیلی راحت شدم الان انگار آزاد آزادم و می‌خوام که خداوند دستانشو به سمت من بفرسته و اون آدمایی که لازمه تو زندگی من باشند اونا رو بیاره کوشش می‌کنم که احساس ارزشمندی خودمو بیشتر کنم خودمو بیشتر دوست داشته باشم به خودم ارزش قائل باشم به وقتم ارزش قائل باشم که ببینم این وقت من به چه چیزی می‌گذره این انرژی من به چه چیزی مصرف میشه الان خیلی دقت می‌کنم تو این موضوعات و نسبت به گذشته خدا را شکر خیلی بهتره حدود 60 فیصد بهتر شدم خیلی غر نمی‌زنم غیبت نمی‌کنم بیشتر وقت سکوت می‌کنم و تمرکزم رو اینه که لذت ببرم و خوشحال باشم ما زمانی که لذت می‌بریم در واقع اون وقته که ما به هدفمون رسیدیم و حس سپاسگزاری دارم و خدا را شکر هر روز از روز دیگه اتفاقات بهتری برام رقم می‌خوره سپاسگزارم از استاد عزیزم بابت این فایل عالی در پناه خدا باشید به امید موفقیت همه عزیزان

    خدایا شکرت که تورو دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: