مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار» - صفحه 17 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»247MB33 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»32MB33 دقیقه














سلام استاد خوبم
چند روز قبل از اینکه شما راجب رابطه تون عمیق تر صحبت کنید و این فایل منتشر شه ……… من داشتم راجب خودم و رابطه ام فکر میکردم ……. هر جوری حساب میکردم میدیدم اینکه دوستم بهم زنگ بزنه یا اسمس عاشقانه بده خوشحالم میکنه ….. اینکه روم حساس باشه و غیرتی شه خوشحالم میکنه …… حالا نه همیشه ….. من رو باورهام کار کرده بودم و همه چیز خیلی خیلی خوب تر شده بود و باور های توحیدیم خیلی بهتر و قوی تر شده …… ولی هر جوری دو دو تا چهارتا میکردم میدیدم ته احساسم اینه که دلم میخواد ازش توجه ببینم ……. خیلی به این فکر کردم ….. نجواهای ذهنیم میگفت آره بابا اصل و اساس رابطه ی عاشقانه اینه که طرف روت حساس باشه ….. گاه گاهی غیرتی شه …… گاه گاهی بگه حق نداری بری فلان جا خخخخخ….. گاه گاهی بهت اسمس عاشقانه بده و اتفاقا ازت توقع داشته باشه تو هم جوابشو سریع بدی…..نذاره بدون اون تکی بری تولد ……….. اجازه نده با خواهرت بری مسافرت خارج از کشور …… بابا باید روت حساس باشه …….. نجواهای ذهنیم میگفت اگه یه آدمی رو قانون مسلط باشه فقط به نکات مثبت تو توجه میکنه و تو براش خیلی مهم میشی و اون وقت رابطتون عاشقانه تر میشه…… میگفت قانون اینه که اون بهت عشق بده. ……..نجواهای ذهنیم میگفت اگه یه آدمی رو پیدا کنی که قانونو بلد باشه رابطه همونی میشه که تو میخوای …..شاید خنده دار باشه اما دلم میخواست اگه به دوستم بگم میخوام از این رابطه برم بیرون ناراحت شه و با زبون بی زبونی هم که شده بخواد منو نگه داره ………اینا نجواهای ذهنی من بود با اینکه رو باورهای توحیدیم کار کرده بودم ….. اما ته دلم اینا بود ……..تا اینکه …………. خودم با خودم جلسه گذاشتم …..خدا هم بود ….. من حرف زدم و اون جواب داد ….. کلنجار میرفتیم با هم …… و این شد نتیجه ش : بهم گفت سمانه بهترین آدمی که تو زندگیت میشناسی و قانونو بلده و داره طبق قانون زندگی میکنه و تو ازش راضی هستی کیه ؟ گفتم بهترین آدمی که داره قانون رو خوب رعایت مینکه و از تمام زندگیش راضی و خوشحاله خود استاده …… گفت: فکر میکنی خود استاد با رابطه ش چه جوری رفتار میکنه ؟ گفت فکر میکنی اگه رابطی ش بگه میخوام از زندگیت برم بیرون استاد ناراحت میشه ؟ ………………… با اینکه اون موقع هنوز این فایل منتشر نشده بود ولی حسم گفت منطقیه ……..اینو از صحبتهاتون میشد فهمید که شما درسته رابطه ی عاشقانه ای دارید اما توش از منت کشی و وابستگی و قهر و آشتی های پر از وابستگی خبری نیست …….یعنی من اگه با یه آدمی دوست میشدم که قانون رو کامل بلد باشه و من بهش بگم میخوام از این رابطه برم اون اصلا ناراحت نمیشه ….. یعنی اگه قانون و بلده اصلا رو من حساب نمیکنه و فقط خدا رو در نظر میگیره ….. پس این وسط من چی میشم ………. دیدم یه جای کار میلنگه …… دیدم تا وقتی خودم تو وجود خودم ناقص باشم و خلا داشته باشم حتی اگه با آدمی دوست شم که حتی بیشتر از خود شما هم قانونو بلد باشه بازم تضمینی وجود نداره که اون رابطه عالی باشه ….. چون من هنوز از طرفم” توقع” دارم…………. حرفاش منطقی بود ……. شدیدا هم منطق قوی ای داشت …….. فهمیدم هر چی هست . اول و آخر همه چی به خود من میرسه …….. انگار سرنخ از خود من شروع میشه و در نهایت به خود من میرسه ………… فهمیدم هر چی هست باید تو وجود خودم دنبالش بگردم ……….. به رفتارای دوستم فکر کردم و دیدم این آدم اون قدررررر با خودش هماهنگه که من این رفتاراشو میذارم رو حساب بی تفاوتیش ولی غافل از اینکه انگار بعضی چیزایی رو که من تازه دارم یاد میگیرم اون از قبل بلده و داره تو زندگیش رعایت میکنه ……….اگه بخوام مثال بزنم : یه روزی البته حدود سه سال پیش بهش گفتم اگه من بمیرم چی کار میکنی؟ فکر میکنید چی گفت : خخخخخخخ لبخند زد و گفت هیچی …….ناراحت شدم …. گفت وقتی بمیری دیگه کاری از دستم بر نمیاد ولی تا هستی قدرتو میدونم ………….الان که با باورهای توحیدی آشنا شدم میبینم این جمله خیلی هم زیباست …… راست میگه مرگ حقه و همه میمیرن ولی مهم اینه که تا هستم دلش میخواد با هم خوش باشیم …………. یه خاطره ی دیگه : بچه ها دوست من اصلا اهل ناله نیست ….. وقتی ام که مریض میشه دکتر نمیره و آخر آخر دوا درمونش اینه که یه استامینفون یا یه ادالت کلد بخوره خخخخخخخ ( یعنی سرطان هم داشته باشه با همینا خودشو خوب میکنه خخخخخخخخخ شوخی کردم )…… اون روز تو ماشین بودیم دیدم یهو زد کنار و پیاده شد و با حالتی شبیه دویدن رفت سمت سطل زباله و گلاب به روتون بالاآورد ….. من حتی پیاده هم نشدم ………. بعد اومد نشست تو ماشینو و من فقط گفتم میخوای برم پایین از سوپر مارکت آب معدنی بخرم برات؟ گفت نه و خیلی عادی به راهمون ادامه دادیم و رفتیم خرید و بعدشم با اینکه میدونستم اون چیزی نمیخوره ولی خب من گفتم گشنمه و رفتیم رستوران و من پیتزا خوردم و اون طفلک حتی نتونست لب به غذا هم بزنه و بعدشم مثل همیشه منو رسوند خونه و همین …….. همه چیز مثل همیشه بود …….. بچه ها اون با اینکه خودش بالا آورده بود اما به من حق میداد که گرسنه م باشه و منو برد رستوران و خودش نشست تا من غذامو بخورم …… آه و ناله نکرد ….. در حالیکه اگه من بود میگفتم بابا من مریضم اون وقت تو درک نمیکنی و میگی بریم رستوران ؟ اگه من بودم ناراحت میشدم که دارم بالا میارم و طرفم حتی از ماشین پیاده هم نشد …………جالب اینه که منم اگه مریض شم اون اضافه بر سازمان قربون صدقم نمیره ………… بهم میگه خوبی … بهتری ….. ولی این طوری نیست که من مریض شم بهم بیشتر توجه کنه ………. همیشه یه مدله ……. و من الآنا میفهمم که جه قدر این رفتاراش طبق قانونه ………. بچه ها روزای اول آشناییمون این کاراشو میذاشتم رو حساب بی تفاوتیش و بی احساس بودنش اما حالا میبینم این رفتارا نشون دهنده ی عدم وابستگی و شناخت قانونه ………………. عاشق خودمم از کجا شروع کردمو به کجا رسیدم خخخخخخ
شاداب باشید
سلام دوست عزیز
بسیار عالی توضیح دادید.
ارزوی موفقیت برای شما و دوستتون دارم
بانام اوکه یادش ارامش قلب هاست
چند وقتیه به دلم افتاد تا ادامه تحصیل بدم بدون اینکه به بعدش یا به طول مسیر وسختی کار فکر کنم قدم اول رو برداشتم وبه این که خدا اگر بخواهم هدایتم میکند تا رسید به جاایی چند روزی دیگر اول مهر میشود ومن باید کارهای قبل از ادامه تحصیلم رو انجام بدم گهگاهیی بهش که فکر میکردم ترس سراغم میومد قدم بزرگیه برای من بعد ۱۵ سال ،اونم الان با دوبچه وتو روستا
اینکه تا حالا همسرم راضی نبود ویهویی راضی شد رو از فضل خدا میدونم ومطمین بودم اگر حرکت کنم خداوند راه رو برام باز میکنه وهمینطور هم شد پرونده ای که در مدرسه گم شده بود همون جا بود، همسرم راضی شده بود ،ودونفر دوست با تجربه برای یادگیری ریاضی وعربی سر راهم قرار گرفتن واین ها همه نشونه ای بودن برای درست بودن مسیر وبودن هدایت الله .
موقع انتخاب رشته به هدایت هایی رسیدم ولی سر نخ رو که گرفتم به مانع بزرگی رسیدم نمیدونم حکمت خدا چییه ولی اینجا ایمانم محک خورد وفهمیدم واقعا ایمان داشتنن چه کار سختیه نجواها شروع شدن دلشوره وترس همراهش امد ومن حالم بد شد اه خدای من تا حالا درجه ایمانم به خدا رونمیدونستم چون در لایه امن خودم بودم تا حالا خودم رو به چالش ویا جهاد اکبر نکشیده بودم
به خودم گفتم اگر او بیناست واگاهست پس چرا من رو به این مسیر هدایت کرد چرااگر این مانع بزرگ وجود داشت به من امید وحرکت داد
ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده
به وجودش به تواناییش ایمان دارم اما در قلبم ثبت ومحکم نبود با این لرزه ممکن بود بریزد از خودش کمک خواستم ایمانم را قوی کن دلم را به وجودت وایمانت محکم کن قدم هایم را در مسیرت استوار گردان
یاد این ایه افتادم که مومنان نه غمی دارن ونه ترسی
به خودم گفتم پس مومن نیستی اگر غم وترس بر خودت راه بدهی که مجازاتش عذاب وگمراهی شدیدی ست
پس چه کنم؟ چگونه از این جهنم بیرون روم چگونه هدایت میشوم
گفت :
باید مومن باشی
گفتم :یعنی چی
یعنی ایمان ،وتقوا وعمل صالح
ایمان یعنی دلت را به او قرص کن وهمه چیز رو به او بسپار وکنترل ذهن کن
کنترل ذهن یعنی چی عمل صالح یعنی چی
یعنی ذهنت را خالی کن تا جا برای هدایت های الله باشد
نگهبانی محکم جلوی ورودی های ذهنت بگمار
ورها کن خودت را ،ذهنت را ،خواسته ات را ،بگذار تا خدا برایت مسیر رو انتخاب کند
به قول استاد تو فقط از مسیر لذت ببر
وتنها به چگونگی مسیر فکر نکن
وترس نرسیدن به مقصد رو کنار بذار این یعنی اعتماد به اون قدرت لایتناهی او نور اسمان ها وزمین است
عمل صالح یعنی کار درست، تو کار درست رو انجام بده بقیش با خدا
تو کلاساتو برو
دوره استاد لطفی وتمریناتشو انجام بده
خوندن معنی قران رو هم انجام بده مطمئن باش او خودش راه رو بهت نشون میده
پای در راه بنه وهیچ مپرس او خود بایدت گفت که چو باید کرد
به نام خدایی که سراسر عشق آفرید.
خدایا شکرت
سلام بر استاد بی نظیرم و تمام دوستان فوق العاده ام
چقدر ذهنم با این فایل مقاومت کرد ولی بعد از فکر کردن و خوندن کامنت ها متوجه شدم استاد شما چقدر بی نظیرید که اصلا به حرف مردم اهمیت نمی دید که آخه مردم چی میگن من از همسر قبلیم جدا شدم و الان با این همسرم اینگونه زندگی می کنم. و اینجور حرف ها.
ولی استاد شما چقدر عزت نفس دارید، چقدر روی باورهاتون کار کردید که این زندگی بی نظیر نصیبتون شده، که بدون کوچکترین وابستگی به همسرتون عاشقانه یه معنی واقعی کلمه با همسر خود زندگی می کنید و از یاهم بودن نهایت لذت رو می برید.
اما در مورد باور فراوانی، جامعه جوری شده که واقعا هر جا میری، هر برنامه ای می بینی، با هرکسی حرف میزنی از کمبود حرف میزنه،
خدا رو صد هزار مرتبه شکرت که از وقتی که با استاد آشنا شدم خیلی باورم به فراوانی به نسبت قبل بهتر شده.
سریال زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا منیع بی نظیری از باورهای فراوانی هستند.
خدایا صد هزار مرتبه شکرت
به نام خدای مهربان
سلام و خدا قوت به همگی
در برخورد با شرایط سخت و کنترل ذهن
خدا را شکر منو همسرم هم مسیر هستیم و در درک و عمل به قانون به راحتی ایفای نقش میکنیم
مثال در یکی از تفریحاتمون با یک خانواده( که دوست دوران مدرسه ما بودن در راه برگشت به منزل در مسیر کوهستانی با داشتن دو تا بچه و هوای سرد) با رفتن روی یک سنگ بزرگ باک ماشینشون سوراخ شد در اون شرایط که واقعن سخت بود بجای غصه خوردن و غر زدن و عصبانی شدن
به همسرم گفتم آب و غذا و امکانات داریم با خیال آسوده بگو چیکار کنیم گفتن اول از همه باید جلوی هدر رفتن بنزین را بگیریم بطری های آب را خالی کنید باورتون نمیشه یه کار گروهی باحال حتی با کمک بچه ها بنزین ها را داخل ظرف کردیم چندتا ماشین رد شدن کاری از اونها بر نمیومد فقط بطری از اونها گرفتیم و شوهر دوستم زیر ماشین خوابیده بود و میگفت شدم پتروس فداکار و جلوی سوراخ بنزین را با انگشت داشت و کلی میخندیدیم
نتیجه کار حداقل بنزین ذخیره کردیم یه ماشین بهمون یه مدل چسب داد همسرم با یه ترفند چسب کاری کردن و محکم شد بنزینها را داخل باک ریختیم چند ساعت زمان برد اما باور کنید به بهترین شکل ممکن از اون طرف هم میشد به بدترین شکل ممکن رد داد و حتی شب هم اونجا گرفتار موند من خیلی لذت بردم در رابطه با مرگ پدرم که به محض اینکه شمال رسیدیم زنگمون زدن مسیر طولانی را باید برمیگشتیم به سمت شهرستان که کویر خوروبیابانک هستش شاید بشناسین خلاصه همون یک ساعت اول گریه کردم و با گفتگو با همسرم دنیا یه مهمونی قشنگه که بلاخره تموم میشه و بازگشت همه به سوی خداست و تا ابد قرار نبوده اینجا باشیم پدرم چون سالهای زیادی را درگیر بیماری بودن قادر به راه رفتن نبودن کلام نداشتن و… اتفاقن خوشحال شدم که از این شرایط راحت شد و دعا کردم در اون دنیا جایگاه بهتری داشته باشن و خدا را شکر میکردم بابت داشته ها و عزیزانم و اصلن خودم را درگیر مراسمات شهرستان نکردم اتفاقن که از این یک هفته که همه فامیل دور هم جمع شده بودن و فرصت دیداری بود نهایت استفاده را کردم خودم را در شرایط متفاوت اون یک هفته سنجیدم نقاط قوت و ضعف را میدیدم…
مثال زیاد دارم که خیلی خوب با یادآوری قانون حال خوب برابر با اتفاقات خوب تونستیم به راحتی مسائل را حل کنیم
در مورد ثروت
زمانیکه همسرم از کارخونه با شرایط عالی که داشت تصمیم گرفت مستقل بشه و نمیدونست چی میشه ولی ایمان داشتیم تصمیم ما درسته و حرکت کردیم و نتایج کم کم به ما نشان داد که خداوند هر لحظه داره مسیر را باز میکنه و ادامه دادیم تا الان که اصلن شریطمون ربطی به قبل نداره خداوند خیر و برکت فراوونی به ما داده و الان همسرم خودشون شاگرد دارن و حقوق به ایشون میدن یه ماشین به شاگردش داده برای انجام امور کاریشون و خیلی مسائل دیگه… و ما اصلن خبر نداشتیم قراره چی بشه فقط خواسته هامون را میدونستیم و حرکت کردیم و در موردش حرف زدیم نوشتیم حتی بعضی روزها موجودی کم داشتیم اما تفریح ما سرجای خودش بود اخلاق و رفتارمون عوض نشد و خداییش لذت بردیم سپاس گزاری کردیم و جهان پاسخ داد به بهترین شکل ممکن من خیلی خلاصه نوشتم این مسیر خیلی درس ها داشت استاد شما خودت میدونی دارم از چی حرف میزنم من اون احساس آرامش احساس رضایت در هر لحظه را حفظ میکردم
در مورد فراوانی آب
اتفاقن وقتی بعد از دیدن سریال سفر به امریکا
انگیزه ای در ما ایجاد شد که تفریحات به سمت طبیعت برویم و تجربه های فوق العاده ای کسب کردیم با دیدن آبشارهای زیاد رودخانه ها همسرم میگفتن آب به این فراوونی چرا میگن کمبود آب؟؟
در مورد نجواهای ذهنی پذیرفتم که اون همیشه فعالیت داره و داره وظیفه خودشو انجام میده مدام میخاد منو بترسونه منو درگیر کنه غر غر میکنه و هیچوقت از هیچ چیزی راضی نیست ولی کلام خدا درست برعکس امید میده آرامش میده آسودگی میده ذوق میده انگیزه میده باعث حرکت میشه و..
بارها گفتم دوباره میگم
گفتگو با همسر عزیزم
نوشتن داخل دفترم
به محض اینکه متوجه بشم انرژی من داره از یه جا تخلیه میشه مراجعه میکنم به دفترم نقش خودم را مینویسم و دلایل پیدا میشه چه کار و چه طور میتونستم رفتار کنم در میاد و با احساس رضایت تموم میشه برای دفعه بعد تجربه گرفتم و با نوشتن این مدلی الگوهای تکراری پیدا کردم و در موقعیتها شناسایی میشن
گذشته من
خانواده فقیر تحت پوشش کمیته پدر بیمار مادر قالیباف فقر نداری باورهای غلط در مورد همه چی ازدواج ناموفق با دو فرزندو…
باورهایی که یاد گرفتم
خداوند همیشه و همه جا با منه
خداوند منبع نعمت و ثروته
هر چقدر بیشتر سپاس گزار باشم بیشتر دریافت میکنم
هر چقدر مراقب ورودی های ذهنم باشم حال و احساس بهتری را تجربه میکنم
خودم مسئول هر آنچه تجربه میکنم هستم
خداوند منو خالق زندگی خودم خلق کرده
هر چقدر ثروتمند تر باشم عملکردم بهتره و خداوند از من راضی و خشنودتره
جهان همیشه رو به رشد و گسترشه
زندگیم همیشه از هر لحاظی در حال رشد و گسترشه
وقتی خداوند منو خلق کرد و خودش را تحسین کرد یعنی من با ارزش هستم من مهم هستم پس لایق داشتن بهترین زندگی هستم و خودم را ارزشمند میدانم به دنیا اومدم که لذت ببرم نه که عذاب بکشم هر کجا شرایط نادلخواهه تقصیر خدا یا کسی نیست
فقط و فقط خودم
همینا که یاد گرفتم را درست عمل کنم و مدام تکرار کنم و بپذیرم که تا وقتیکه روی خودم کار میکنم در حال رشد هستم اگر توقف کنم آرام آرام از مسیر دور میشوم و به ته چاه میرسم
والسلام
والسلام
به نام خدای هدایتگرم
سلام میکنم به استاد عزیزم و مریم جان مهربانم
و همه ی دوستان عزیز
قانون احساس خوب =با اتفاقات خوب
وقتی تو نگاهت به مسائل (ناخواسته ها،مشکلات و تضادها و شرایط نادلخواه)جوری باشه که به احساس بهتر برسی صد در صد اتفاقات بهتر رخ میده
اما اگر نتونی توی شرایط به ظاهر ناجالب ذهنتو کنترل کنی و از زاویه ای نگاه کنی که احساست بهتر بشه صد در صد اتفاقات بدی برات رخ میده
من وقتی بدونم که شرایط هر جور که هست با تغییر نگاهم نتیجه اش برام خوب میشه خب این کارو میکنم
من خودم شخصا تو بعضی مواقع موفق میشم ذهنم و کنترل کنم و به احساس بهتر برسم و خداییش به یه ساعت نمیگذره که خداوند پاسخ میده و یجورایی بهم میفهمونه که این حاصل کنترل ذهنی که کردی هستش
اما توی بعضی مواقع یا بهتره بگم توی جاهایی که پاشنه آشیل دارم( رابطه ام با پسرم)یکم کار برام سخت میشه
بعضی وقتا نادیده میگیرم سعی میکنم به نکات مثبتی که داره توجه کنم که خداییش اگه بخوام به مهربونی هاش رفتارهای خوبش توجه کنم کم نیستن اما نمیدونم چرا توی بحث درس خوندنش و یه سری چیزهای ساده زود از کوره در میرم این روزها دارم آگاهانه سعی میکنم روی این پاشنه ی آشیلم کار کنم
اما همونطور که گفتم یه روز موفق میشم یه روز همون برخورد همیشگی و دارم
قانون تغییر باورها :
باورهای من سالهاست که بصورت ناآگاهانه از خونواده، مدرسه، جامعه و…بدست اومده پس انتظار بی جاییه اگه بخوام اونها رو یه شبه تغییر بدم
برای شروع اول میام ورودی هام و کنترل میکنم که تو این کار به نظرم خوب عمل کردم و هنوزم میکنم سالهاست که تلویزیون نمیبینم توی شبکه های اجتماعی نمیرم با هیچکس ارتباط خاصی ندارم بعضی رابطه هامو آگاهانه کات کردم بعضی هاشونم جهان این کارو برام انجام داد خلاصه بیشتر اوقات تنها هستم و خیلی هم برام لذت بخشه چون میتونم تمرکز بیشتری داشته باشم
بعد از کنترل ورودی ها باید یه سری باورهای درست و بصورت آگاهانه در خودم ایجاد کنم که با استفاده از همین فایل های بی نظیر استاد و خوندن کامنت های عالی دوستان این کارو انجام میدم و تکرار و ادامه ی این روند تا جایی که تغییر باورها خودشو در رفتار و عملکرد من نشون بده و بدونم که باورهای خراب من همچنان هستن اونا از بین نمیرن فقط من اومدم باورهای متضاد با باورهای قبلی رو توی ذهنم جایگزین کردم برای همینه که باید همیشه روی این باورها کار بشه و هربار بهتر و قویتر بشه
قانون تأثیر گذاری میگه اگه میخوای آدم تأثیر گذاری باشی با حرف زدن و ادا اطوار نمیتونی تأثیری بر دیگران داشته باشی
اول باید خودت به اون چه که می گویی باور داشته باشی ،عمل کنی،نتیجه بگیری اونوقته که صلاحیت داری که حرف بزنی و اون موقع ست که میتونی تأثیر گذار واقع بشی
تقویت باور فراوانی:
آگاهانه گشتن و دنبال کردن نمودهای فراوانی که تو جهان هست از فراوانی آب دریاها و اقیانوس ها گرفته تا فراوانی درختان و گونه های جانوری و اختراعات و اکتشافات جدید و تکنولوژی و…. الا ماشالله
واقعا اگه بخوایم آگاهانه فراوانی هارو ببینیم بی نهایته مهم اینه که از هر چیزی که میبینیم که فراوانی رو ثابت میکنه سرسری نگذریم و به خودمون بگیم تایید کنیم،تحسین کنیم که هربار توی این پاشنه ی آشیلی که فکر میکنم همه ی ما درگیرش هستیم قویتر بشیم
باورهای ثروت آفرینی که استاد تو این فایل میگن:
1.هر چقدر که ثروتمند باشی در دیدگاه خداوند عزیزتر و محبوبتری
2.هر چقدر که ثروتمند بشی به خداوند نزدیک تری
3.هر چقدر که ثروتمند باشی تقوای بیشتری داری
4.هر چقدر ثروتمند باشی آدم بهتری میشی
حرص،طمع،حسادت نمی ورزی،ذهن سالمتری داری،شرک نمی ورزی،به کسی باج نمیدی،بقیه رو تو ذهنت گنده نمیکنی
پس این جوریه که ثروتمند شدن معنوی ترین کار جهانه ،خیر خواهانه ترین کار جهانه
ثروت و خدا یکی هستن ،من اگه به ثروت برسم میتونم قدرت خدا رو بیشتر باور کنم ،آدم سپاسگزارتری میشم به خداوند نزدیک تر میشم،سراغ کارهای نادرست نمیرم
پس من باید به ثروت برسم باید همیشه پول بسازم باید مولد باشم
اینهارو رو باید همیشه تکرار کنم
نحوه ی تشخیص الهامات خداوند از نجواهای شیطان:
هر گفتگوی ذهنی که به من احساس بد(ترس،نگرانی، ناراحتی و..)بده قطعا از طرف شیطانه
و هر گفتگوی ذهنی که به من احساس خوب(احساس صبر،ایمان، توکل، امید،شادی،شور وشوق و لذت میده) بده قطعا از طرف خداونده
در مواقعی که هیچ احساس خاصی هم نداریم(حالت خنثی )به اون چیزی که به ما گفته میشه عمل کنیم چون اگه حس بد نده یعنی خوبه
خدایا شکرت که باز امروز هم خداوند به من توفیق نوشتن این رد پا رو به من داد
در پناه رب العالمین شاد و سلامت و سعادتمند باشید.
به نام یگانه معبود عالم
خدارو سپاسگزارم برای این روز زیبا وعزیزی که روزیم کرد وآگاهیی به جانم داد
خدایا شکرت که در نسیر رشد وپیشرفت روی تو دارم حساب میکنم وقراره کلی لذت ببرم وآسان بشوم برای آسانی ها
چون تو مهربانی بخشنده ای
رب العامین قدرتمند وآسان گیر به بنده هاتی
تو خدای منی
امروز چقدر زیبایی رو نشونم دادی محبت وآسودگی با تو بودنو از جهان اطرافم از بی اندازه صورت داشتم دریافت میکردم
باتو بودن خدا خیلی خوبه
دیگه نگرانی برای انجام شدن کارا نداری میای کارای سمت خودتو که می دونی انجام میدی بقیشو ونتیجه رو واگزار میکنی به اونی که خیلی بهتر قراره بچینه بقیه داستانو برات
دلت می خواد توی این هوای برف بارونی
از هوا لذت ببری کارارو جوری ردیف میکنه که صاااف میبرتت وسط برفا برف بازی بکنی
کلا باتو بودن هر روز زندگی جذاب میشه وپراز اتفاقات عالی که فقط دلت می خواد بگی الله اکبر
خدایا شکرت
توی این فایل چند تا نکته برام داشت که باید یاد آور بشم به خودم
اینکه باورها یه شبه بوجود نیوندن که یه شبه از بین برن
پس مدام باید از باورهای قدرتمند کننده توی موقعیت های مخطلف استفاده بکنم وهر بار بیشتر بکنم اسفاده از دید جدیدی که باورهای قدرتمند کننده بهم میدن
ویادم باشه باورهای نامناسبم مثل علف های هرز همیشه توی ذهنم هستن ونابود نمیشن بلکه من باید همیشه کارم حرص وتمیز کاری باشه توی این دشت بی انتهای ذهنم
وباورهای جدیدیو که میارم مثل رنگ سفید می مونن که من میزنمشون به اون دیوار به رنگ سیاهیی که از باورهای تضعیف کنندمه
پس باید این رنگ سفید زدنو همیشه ادامه بدم برای اینکه دیوار ذهنم به رنگ سفیدی که دلم می خواد نزدیکو نزدیک تر بشه
نکته بعدی اینکه قراره تا وقتی من روی باورهام کار میکنم فقط رشد و پیشرفت توی مسیرم باشه نه هیچ چیزی جز این
چون قانونشه چون مسیر اینجوریه که فقط یا می تونه حرکت به سمت اتفاقات بهتر باشه یا اتفاقات نا جالب
پس اگر دارم روی خودم کار میکنم ولی نتیجه رو هنوز پر رنگ تر ننی بینم
به رنگ زدنم بیشتر ادامه بدم ورنگ زدنمو اونقدر پر رنگ ترش بکنم تا رنگ وجودیشو توی اتفاقات خوب زندگیم ببینم
ونکته بعدی اینکه از یه جایی به بعد دیگه آدم از ثروت به بی نیازی میرسه وهرچیو که بخواد می تونه پولشو داشته باشه ودیگه تفاوتی ایجاد نمیکنه یک میلیارد دلار با 100 میلیارد دلار
و توی اون موقعیت چیزی که می تونه منو رو به جلو ببره باورهای درستیه که از قبل درستشون کردم ویا دارم روشون کار میکنم
مثل باور اینکه من هر چقدر بیشتر ثروت خلق بکنم به خداوند بیشتر نزدیک میشم
یا بهترین کاری که توی زندگیم می تونم انجام بدم خلق ثروته
چون به گسترش جهان که هدف خداونده کمک می کنم واین انرژی واین کمک کردن تا ابد جاودانه که جهان هست داره کار خودشو می کنه
و امروز مهم ترین نکتش برام این بود که روی توحید کار بکنم وباورهامو تقویت بکنم
که همه باورها در جهت رسیدن ودرک بیشترم به یگانگی خداونده
چون وقتی باور میکنم که تنها یک نیروعه که می تونه کارم رو حل بکنه و منو در مسیر آسان ولذت بخش رسیدن به خواسته هام قرار بده
دیگه همه چی خودش حل شدست
چون قانونش اینه که بنده های با ایمان به راه راست راه کسانی که نعمت خداوند بهشون میده هدایت میشن
خدایا مارو به راه راست راه کسانی که بهشون نعنت دادی هدایت بکن
خدایا مارو اونقدر قویی وبا ایمان بکن که محتاج هیچ کسی نباشیم جز به خودت
اوتقدر به تک تکمون ثروت بده که به خودت نزدیک تر بشیم که نگاهمون فقط به خودت باشه
خدایا شکرت برای این روز زیبا وآگاهیی هایی که به قلبم دادی
امروز روز سوم محاجرت
سلام به استاد عزیزم
خانم شایسته نازنینم و همه دوستان و همراهان
بسیار عالی بود و لذت بردم یه فایل توحیدی بینظیر بود که لازمه چندین بار گوش کنم.
این دسته فایلای مصاحبه با استاد رو حداقل 3 بار گوش داده بودم اما سالها قبل همون اوایل که با استاد آشنا شده بودم و میبینم که الان بعد چند سال، از همین فایل چقدر درک متفاوتی دارم.
الهی شکر که دوباره گذاشته شد تا باز هم بشنوم و استفاده کنم/ شکر وجود استاد و خانم شایسته عزیزم. بدرخشید همیشه
با سلام خدمت استاد گلم و خانم شایسته
تو کامنت قبلیم نوشتم که من از خدا درخاست کردم که درامدم یکی دو مدار بره بالاتر فرداش خانم شایسته پروژه مهاجرت به مدار بالاتر رو استارت زد و من این رو نشونه ای از طرف خداوند دیدم برای اجابت خواستم
باورهای قدرتمند کننده ای رو لیست کن که ارتباط بین کنترل ذهن و تقوا رو نشون بده :
ایات قران بهترین باور هارو به ما میده برای درک این توانایی با ثروت پایدار وقتی ما توانایی کنترل ذهن داشته باشیم همیشه احساس خوبی داریم و این احساس خوب طبق قانون بدون تغیر خداوند اتفاقات خوب وارد زندگیمون میکنه
اتفاق خوب چی هست؟ اتفاق خوب ورود پول و ثروت به زندگیمون هست اتفاق خوب اسان شدن برای اسانی هست اتفاق خوب دریافت الهاماتی است که خداوند میگه انجام بدیم و ما با انجامشون چقدر کارهامون ساده تر و مفیدتر میشه من یه مثال از خودم بزنم من معاون یک مدرسه غیر انتفاعی هستم از وقتی خداوند بهم الهام کرد که نیاز نیست اینقدر حرص بخوری و نگران بچه ها باشی. توی زنگ تفریح و خداوند از این بچه ها محافظت میکنه و تو توانایی محافظت ازشون رو نداری و با حرص خوردنت فقط خودت رو فرسوده میکنی تصمیم گرفتم که دیگه خیلی راحت گیر تر بشم و به خودم یاد اوری کردم که خودمون وقتی میرفتیم مدرسه توی زنگ تفریح ها کسی نمیومد بگه اقا اروم بدو مواظب باش نخوری زمین تازه توی اون حیاط بزرگ با اون همه دانش اموز شیطون یه بارم رفتم یه مدرسه دولتی دیدم اره هنوز همونجور هست و بچه ها بدون هیچ مراقبی یا ناظمی دارن تو یک حیاط بزرگ و دلاور بازی میکنن الان توی زنگ تفریح خیلی خیلی کارمو راحت کردم فقط وایمیسم توی افتاب یا قدم میزنم و عبارات تاکیدی با خودم زمزمه میکنم به زیبایی ها توجه میکنم سپاسگزاری میکنم و بچه ها هم بازیشون رو میکنن و تا الان نتنها اتفاقی نیفتاده بلکه خیلی راحت تر و لذت بخش تر شده براشون زنگ تفریح ها
بریم سراغ تایید فراوانی پول و ثروت که ارتباط مستقیمی داره با نتایج مالی و پایداری ثروت توی زندگیمون
دیروز رفتم توی یک محله ی بسیار زیبا و ثروتمند نشین پیاده روی کردم چقدرررررررر ماشین های میلیارد تومنی دیدم بخدا از پراید و کوییک بیشتر بود انواع و اقسام بی ام دبلیو ، بنز ، لکسوس، تویوتا، مزدا، ماشین چینی های با کیفیت و مدل بالا، ماشین های کلاسیک که مد شده و قیمتش هم بالاس خدایاشکرت از این همه فراوانی یه بنز دیدم کاور نقره ای کرده بود بنز رو و چقدر زیبا بود یه بنز دیدم مثل نهنگ بود طرحش و خیلی مدلش رو دوست داشتم یه لکسوس دیدم چراغ های عقبش کشیده بود و بسیار زیبا واسپرت و چقدر من این مدل لکسوس رو دوست دارم خدایاشکرت از این همه فراوانی پول و ثروت
خونه هایی دیدم اونجا بسیار زیبا و شیک با نماهای خلاقانه هم اپارتمانی هم شخصی و حیاط دار چندین و چندتا خونه ی دوبلکس دیدم با حیاط بزرگ و زیبا و سر سبز اپارتمان های بزرگ با واحد های بزرگ و تراسها ی بزرگ و رو به خیابون و ویوی عالی با تراسهای فوق العاده شیک
چقدر ساختمان در حال ساختن بود چقدر ساختمان ساخته شده بود و کامل شده بود تازه ی تازه چقدر ساختمان ساخته شده بود و فروش رفته بود و ادمهای مشتی و ثروتمند توش زندگی میکردن
چقدر مغازه هایی دیدم که خود مغازه میلیارد تومنی می ارزید و چه کسب و کارهای موفقی توش بود و بخ راحتی داشتن پول میساختن از کسب کارشون خدایاصد هزار مرتبه شکرت خدایا منم میخام کسب وکار خودم رو داشته باشم منم میخام درامدم رو به افزایش باشه
اینا همه که نوشتم فقط برای چیزهایی هست که دیروز از یک محله دیدم چقدر ثروت و نعمت جاهای دیگه هست
چقدر ادم هست که هر روز کارشون راحت تر و کسب و کارشون پولساز تر میشه کلی از بچه های سایت رو میشناسم که هر روز از لحاظ مالی دارن پیشرفت میکنن
همین چند روز پیش یه کامنت از اقا مهدی سابقی نژاد خوندم که نوشته بود درامد دو میلیون دلار رو تیک زده ماهی 500 میلیون هزینه میکنه برای خودش یه خونه توی فرشته میخاست اجاره کنه که اجارش ماهی 320 میلیون تومن بود توی سن 25 سالگی خدایاشکرت از این همه موفقیت که دوستانم کسب میکنن
سید حسن عزیز به درامد 290 میلیون تومن در ماه رسیده کسب و کار خودش رو داره و هر روز رو به پیشرفت هست
شهرزاد خانم سال 1401 به درامد 2 میلیارد و نیم در ماه رسیده خونه خریده ، لاغ خریده ، ماشین شاسی بلند مدل بالا داره
لیلا بشارتی که استاد هم در موردشون فایل گذاشت رسیده به درامد ماهی 500 میلیون تومن کسب و کارش رو گسترش داده و شعبه دوم رستورانش رو زده خدایا شکرت از این همه فراوانی
رضا عطار روشن همین طور داره درامدش میره بالاتر
دوست عزیز افغانمون که توی اون وضعیت افغانستان با وجود اینکه خانم بود رسیده بود به درامد 1 میلیاردو خورده ای در ماه و بعد هم مهاجرت کرده به کانادا و استاد هم یه فیال در موردشون گذاشت خدایاشکرت مهم نیست کجا باشی یا چه شرایطی داشته باشی اگر به درستی از قانون استفاده کنی خداوند بی نهایت نعمت و ثروت وارد زندگیت میکنه
و همچنین بی نهایت الگوی دیگه که توی گشیم ذخیره کردم و مرورشون میکنم
خدایا من رو در مدار دریافت پول و ثروت قرار بده
خدایا تو در هر لحظه خیر و برکت و پول و ثروت وارد زندگیم میکنی من ایمان دارم
خدایا تو از بی نهایت راه و مسیر و ادم خیر و برکت و پول و ثروت وارد زندگیم میکنی من ایمان دارم
خدایا تو تنها روزی دهنده هستی خودت رزق روزی من رو بیشتر کن و من رو ببر در مدارهای بالاتر و قدرت خرید من رو افزایش بده
خدایا اگر کل درختان روی زمین قلم بشن و کل دریاها مرکب نمیتونن نعمتهای تورو بشمارش در بیارن و پس من نگران چی هستم
خدایا تو قسم خوردی به ارامش شب و آغاز روز که از من محافظت میکنی و روزی من رو میدی
خدایا تو بارها و بارها در قرآنت گفتی هر کسی در مدار دریافت ثروت قرار بگیره من رزق بدون حساب بهش میدم من رو در مدار دریافت رزق بدون حساب قرار بده
در پناه الله شاد و سالم و ثروتمند باشیم
آقای مردانی عزیز سلام
ممنونم از کامنت زیباتون و باورهای قشنگی که با منطق برامون توضیح دادین مخصوصا در مورد فراوانی و ثروت
مثالهای که زدین از دوستان عزیز این سایت که مرزهای مدار مالی جابجا کردن و باعث شدن باور کنیم که میشود ،من همیشه از معلمان خودمون این جمله شنیدم که زکات علم آموزش دادنش ،که استاد عباسمنش و بچهای این سایت که همگی شاگردانشیم با هر بار عمل کردن به این آموزشها و نتایجمون داریم زکات این آگاهی ها رو میدیم
ازت ممنونم برای دعاهای بسیار زیبای که آخر کامنت خودتون نوشتید باعث نورانی شدن قلبم شد و انشاله که در مسیر رشد در تمام جنبهای زندگی هر روز موفقتر باشی
سلام به اساتید عزیزم و همه دوستای گلم در این مسیر بهشتی
من باور دارم ثروت، یه نعمت خداییه.
نه فقط پول و خونه و ماشین، بلکه آرامش، آزادی، فرصت تجربه و کمک کردنه.
خدا هیچوقت فقر رو ستایش نکرده، همیشه گفته خودش غنی و بینیازه و بندگانش رو هم به غنا دعوت کرده.
میگه از من بخواه تا بینیازت کنم… پس چرا ما باید بینیازی رو گناه بدونیم؟
من دیدم آدمهایی رو که ثروت داشتن و در عین حال نور خدا از نگاهشون میبارید.
آدمهایی که وقتی کنارَشون بودی، حس امنیت میکردی، چون پول توی دلشون نبود، توی دستشون بود.
با همون پول خیر میکردن، شادی میآفریدن، دست آدمها رو میگرفتن.
و دیدم کسایی رو هم که از فقرشون فقط تلخی، مقایسه، حسرت و خشم بیرون میاومد…
نه چون ذاتشون بد بود، چون فشارِ نداشتن، روح آدم رو له میکنه.
فقر، ذهن رو درگیر نگه میداره.
وقتی باید فکر کنی اجاره خونه رو چطور بدی، دیگه فرصتی برای فکر به رشد و شناخت خودت نمیمونه.
وقتی شکم گرسنهست، قلب نمیتونه پر از ایمان بمونه.
برای درک خدا، باید اول از جنگِ بقا خلاص شد.
خودِ من هر وقت وضع مالیم خوب بوده، آدم دیگهای شدم.
مهربونتر، بخشندهتر، آرامتر.
دوست دارم هدیه بخرم، وقت بذارم، عشق بورزم.
چون ذهنم درگیر نون شب نیست، دلم آزاده برای عشق ورزیدن.
خدا ثروت رو برای راحتی و رشد ما آفریده، نه برای اسارت.
پول وقتی با نیت پاک خرج بشه، خودش تبدیل میشه به عبادت.
وقتی با ثروتت شادی خلق میکنی، کسی رو خوشحال میکنی، یا حتی به خودت آرامش میدی، داری حضور خدا رو زندگی میکنی.
به نظر من فقیر کسی نیست که پول نداره، فقیر کسیه که باور نداره خدا میتونه از هزار راه بهش روزی برسونه.
پس من میخوام ثروتمند باشم، اما نه فقط در حساب بانکیم،
بلکه در ایمان، آرامش، عشق، و نیتهام.
چون ثروتِ واقعی یعنی داشتنِ خدا در دل،
و باور اینکه من فرزند خدایی غنی و بینیازم
سلام بخاطر این دیدگاه آزادمنشانه تون تبریک میگم اما سوالی که پیش میاد اگر بچه ای در این ارتباط به وجود بیاد و دو نفر بخواهند از همدیگه جدا بشوند تکلیف بچه چی میشود
و سوال دوم تقسیم مسائل مالی بین این دو نفر چگونه شکل میگیرد
یعنی اگر هر کدام بخواهند دارایی جدا گانه داشته باشند و جدا گانه براش برنامه ریزی و سرمایه گذاری کنند نحوه برخورد های دوستانه در این بین چگونه است
و سوال سوم اینکه در قرآن ازدواج را مایه آرامش قرار داده و نه روابط موقت
اگر پاسخگو باشد سپاسگزارم
با توجه به اینکه من دوره عشق و مودت را تهیه کرده ام
اما این سوالات همچنان ذهنم را درگیر کرده
سپاسگزارم
سلام
با توجه به اینکه زندگی خصوصی هر فردی به خودش مربوطه ولی واقعا وقتی جایی عمومی شد باید نظرات دوستان را دید و شنید. ولی قضاوت ممنوع.
دیدگاه شما را خواندم امیدوارم استاد در صورت لزوم بتونه شفاف سازی کنه
این جور صحبت کردن باعث تبلیغ اینجور زندگی میشه و در دیدگاه برخی دیگر از دوستان مجرد که خواندم مورد پسند قرار گرفته
ممنون از سوالاتی که مطرح کردید??
این ها مشغولیات ذهنی گروه بزرگی از جامعه است که مطرح کردم انشالا پاسخ بدهند