مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار» - صفحه 19 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»
    247MB
    33 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»
    32MB
    33 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1778 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    رضا زارعی گفته:
    مدت عضویت: 1329 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام به همگی عزیزانم

    سپاس گزار خداوندم بابت بودن در فضای این اگاهی ها

    سپاس گزار خداوندم بابت اینکه منو در صراط مستقیم حرکت میده و کمکم میکنه

    طی تکامل از زمانی شروع میشه که ما دست به کار میشیم

    به الهامات قلبی عمل میکنیم با هر بار کنترل ذهن در مواقع دشوار و برگشتن نتیجه به نفع ما منطق های قوی برای ذهن میسازیم

    و صد البته که قدرتمندکننده ترین باور در مواقع دشوار که احساس روبه بدی میره ، یاداوری اینه که اصن مهم نیست چقدر دلیل هام منطقیه برای ناراحت شدن و چقدر حق با منه ، اگر نتوانم ذهنم رو جهت دهی کنم به سمت موارد دلخواه و احساس بهتر ، اون منو هدایت میکنه به سمت اتفاقات و شرایط ناخواسته بیشتر

    در واقع تمام داستان همینه

    اونروز دیرم شده بود و رفتم در اژانس که دیدم عع اونم نقل مکان کرده و شمارشم نمیگرف و گفتم اسنپم تا بگیره و بیاد دیر میشه و اصن یه لحظه انگار همه درا بسته بود از دید ذهنم

    چندتا قدم زدم گفتم خدایا یه دونه ماشین برسون بریم حال ندارم پیاده برم سرده ،هوام سرد بود و شهر ما شهر خلوتیه ، چند ثانیه نگذشته بود که دیدم سه تا ماشین اژانس پشت سر هم دارن از خیابون میان ، دست تکون دادم یکی نگه داشت و یه ادم خوش رو و تازه اشنام در اومدیم دورادور و تو‌دلم میگفتم ببین هزار بار اینطوری شده ها که فک کردی دیگه دیر شد یا تموم شد یا … ولی خدا رسیده همیشه به شرط ایمان تو

    یا اون روز تو‌ باشگاه یه موردی پیش اومد که عصبانی شدم و ناراحت ولی همون لحظه باز به خودم گفتم ببین ذهنت داره پیش فرض های قبلی رو بهت پیشنهاد میکنه ، همون رفتارهای قبلی نادرست که همیشه زد خراب کرد همه چی رو ،تو باید بتونی متفاوت عمل کنی و سعی کردم ذهنم و پرت کنم و خیلی خوشحالم که عالی این کارو انجام دادم و خداوند سریع پاسخ این کنترل ذهن و داد و اون داستان با خوبی و خوشی و با حرف زدن حل شد

    یا اون روز بعد یه روز کاری واقعا پرکار که دیرم بستم باشگاهو و داشتم پیاده میومدم خونه ذهنم از دوساعت مونده به تعطیلی تا اونجا که داشتم پیاده میومدم شروع کرده بود و داشت غر میزد و میخواست من عصبانی بشم یا ….

    گفتم خب ببین کور خوندی

    گفتم خدایا چجوری ذهنمو کنترل کنم ؟؟؟

    گف سپاس گزاری

    واو

    سپاس گزاری ؟؟؟؟!!!!!!!!

    سپاس گزاری

    یه لحظه گفتم پسر این ذهنه چقدر بی انصافه و در واقع خاصیتش اینه که من در اوج‌ نعمت و روابط خوب و محیط کار خوب و همکار خوب و شرایط خوب داشت به خاطر زیادی کار و بردن توجه من به اون سمت کلا جوری نشون میداد که انگار همه چی جهنمه

    شروع کردم گفتم خدایا صد هزار مرتبه شکرت امروز این همه من کار انجام دادم و فعالیت داشتم و انرژیم بالا بود و گفتم و خندیدم و روابط خوب و تجربه کردم و تازه یه تمرین عالیم داشتم گفتم خدایا چقدر باید سپاس گزار این سلامتی باشم ؟؟؟ خوبه من یه جاییم لنگ باشه و بیفتم تو خونه و نگاه این‌و اون و تحمل کنم و نه درامدی داشته باشم و نه چیزی ؟؟؟

    خوبه درگیر مواد و جمع های مزخرف و دوستای مزخرف تر باشم ؟؟؟

    و ادامه دادم و ادامه دادم تا اشکم دراومد از نعمت هایی که داشتم و ذهنم فقط بخاطر خستگی داشت همه ی اونارو از یادم میبرد که اره ببین همه رفتن تو موندی همه دارن خونه گرم و نرم کیف میکنن و تو موندی اینجا

    ولی یه حسی بهم همیشه میگه که شرایط تغییر میکنه و یه روزی اینها بخشی از سخنرانی موفقیتت میشن و من با تمام قلبم سعی میکنم هر کاری رو با عشق انجام بدم و با عشق جواب بقیه رو بدم ، با لبخند جواب بقیه رو بدم و انقد حالم خوبه که همیشه لبخند روی صورتم هست و هر کسی میخواد با من سلام علیک کنه اونم ناخود اگاه لبخند میزنه و همه ی اینهارو با عشق انجام میدم

    صب که تایم بانوانه تا 2ظهر شب سعی میکنم همه چیز رو فراهم کنم و تر و تمیز کنم تا بیان و با لذت اول صب تمرین کنن و همه چی براشون محیا باشه ، با اینکه محیط بوفه رو چند باری کثیف کردن و اقا رضا میگه کلید و بزار تو جیبت ببر ولی میگم اشکال نداره یه تذکر بدیم حل میشه بزا استفاده کنن و توجه نمیکنم به نکات منفیشون

    در واقع همه چیز ختم میشه به سپاس گزاری و سپاس گزاری مارو وصل میکنه به تمام مسیرهایی که خیرو برکت با سرعت هر چه تمامتر وارد زندگی ما بشه

    چقدر سپاس گزاری کنیم ؟؟؟ میشه سپاس گزار بود واقعا ؟؟؟

    با عمل به قانون ارام ارام چقدر کیفیت زندگی من بهتر شده ، چقدر روابط من بهتر شده و چقدر انسانهای ارزشمندتری به زندگیم میان

    من فقط میگم که خدایا به من قدرت سپاس گزاری بیشتر بده و خداوند میگه که خب اقا رضا چقدر انسانهای مورد اعتماد دورو برت هست ؟؟؟ و پاسخ به این سوال اشکم رو در میاره و سپاس گزاریم عمیق تر میشه

    داشتم فک‌میکردم من در این مدت کمتر از یک ماه با انسانهای نازنینی اشنا شدم که انگار چندین ساله همو میشناسیم و داشتم فک میکردم و میگفتم اگر صد میلیارد تومن توی حسابم پول باشه و کل داراییم اون باشه من میتونم کارتم رو با رمزش بدم دست این ادما و خیالم تخت باشه از امانت داری و پاکی و صداقتشون ،

    در یک محیطی هستم که همه انسانهای با ارزشین همه برا سلامتیشون وقت میزارن با لبخند از راه میرسن و معدب و با عشقن و احترام فراوان میزارن

    چقدر باید سپاس گزار بود ؟؟؟

    امروز زدم بیرون و داشتم میرفتم یه اقایی جلومو گرفت و رسید ده تراکنش اخیرشو گرفته بود و بلد نبود بخونه و به من نشون داد و حدود 5دیقه ای تو پیاده رو با عشق بهش توضیح دادم و گفت که جوون حاضرم میلیارد ها تومن بدم تا فقط سواد تورو داشته باشم و بتونم بخونم خودم ، بهش با احترام گفتم خب یاد میگرفتی دیگه همه چیز داره عوض میشه ، گف اخه نداشتیم که برم درس بخونم اون موقع و حالا هر چی ….

    برای من سپاس گزاریش میمونه فقط ، سپاس گزار خانواده ای که توش بزرگ شدم

    سپاس گزار پولی که برای درس و مشق و سره کلاس نشستن داشتم

    سپاس گزار پدری که همیشه زحمت کشید تا چیزی کم نداشته باشم و بتونم راحت تحصیل کنم

    سپاس گزار معلم هایی که درس دادن

    سپاس گزار مدیر و معاون هایی که زحمت کشیدن

    چقدر عادیه برای من خوندن و نوشتن و یکی داره از ته قلبش حسرت سواد منو میخوره

    چقدر عادیه برام استایل قشنگی که خداوند بهم داده و تو باشگاه لباس دراوردنی همه نگاها به سمت منه و میان میگن داداش ای کاش بدن تورو من داشتم

    چقدر برای من عادیه این خوش بین بودن و دوستم میگه که ای کاش منم میتونستم مثل تو همه رو خوب ببینم

    استاد راس میگی مهم نیست چقدر دارایی داریم ، ما که روی دارایی حساب نمیکنیم ، ماروی خداوندی که این همه به ما داره میبخشه و هیچوقتم دره رحمتش بسته نمیشه داریم حساب میکنیم

    اونروز یه داستانی پیش اومد که به خودم خیلی افتخار کردم یه نفر یه حرکتی توی باشگاه زده بود که من خواستم به شدت برخورد کنم که دیدم اقا رضا میگه زشته و اشکال نداره و اینا

    چرا ؟؟؟ چون طرف وکیل پایه یک دادگستریه

    و بالاخره کارمون شاید بیفته بهش و پارتی داره و …..

    اما اصن توی ذهن من این نبود که طرف وکیله یا پیغمبره یا هر کی ، کاره اشتباه باید باهاش برخوردبشه حالا هرکی که میخواد باشه ، بعدش گفتم بابا بیخیال اینا که میترسن حرفی بزنن تو اینجا چیکاره ای وقتی خوده صاحب کار میگه ولش کن زشته و بیخیال شدم و بعدش اون هم خیلی معذرت خواست و….

    میخوام بگم من انقد پشتم به خدا گرمه که این حس قدرت رو این حس حضورش رو این حس حضور یک فرمانروای قدرتمند کنار خودم رو با هیچ دارایی عوض نمیکنم ،

    این حس قدرتی که هیچوقت از جوش و خروش نمیفته و به هیچ احدی حاضر نیستم هیج جوره باج بدم

    دارایی من ، دارایی های واقعی من ایناس

    نه حساب بانکی و صد البته که انقد پرش میکنه که من راضی بشم ولی باز هم من پشتم به اون و هدایت هاش و ایه های قران و وعده هاش گرمه نه به حساب بانکی و دارایی هام

    الهی سپاس گزارم

    بله تمام این کنترل ذهن ها و درست عمل کردن ها و مسیر خدارو پیش گرفتن همش رابطه مستقیمی با ثروت پایدار داره

    کنترل ذهن و مسیر خداوند رو رفتن به انسان

    عزت میده اعتبار میده ابرو‌میده

    چون راه خداوند راه صداقته ، راهه درستیه راه امین بودنه راه عشق ورزیدنه راه بی قید و شرط خوبی کردنه ، راه عاشق بودنه ، عاشق خودت عاشق زندگی عاشق هر نفسی که در این تَن میکشی در این مدت زمان کوتاه که عین برق و باد میگذره ،

    بله هر کنترل ذهن یعنی نه گفتن به یک عمل نادرست و لببک گفتن به عمل درست و الهی

    هر کنترل ذهن یعنی اعتماد به خداوند و قوانین حاکمش

    هر کنترل ذهن یعنی تکرار یک عادت درست و انجام ندادن یک‌عادت نادرست

    هر کنترل ذهن یعنی رفتن به سمت فرکانس خداوند

    هر کنترل ذهن یعنی حرکت به سوی نعمت بیشتر

    هر کنترل ذهن یعنی بندگی کردن ارباب عالم

    با هر بار کنترل ذهن لیاقت بندگی کردن بیشتری خداوند به من عطا میکنه و منو اسان میکنه برای اسانی ها

    و‌ همه ی اینا ثروته پایداره

    این احساس ارامش به واسطه هر کنترل ذهن ثروت پایداره

    این احساس شادی و شعف

    این احساس امید و اشتیاق

    همه ی اینها ثروت پایداره

    درواقع من امید میخوام برای حرکت

    من اشتیاق میخوام برای ادامه مسیر

    من شادی میخوام من ارامش میخوام و هر ان چیزی که من نیاز دارم برای ادامه حرکت به سمت خواسته هام ،همه رو دارم به واسطه کنترل ذهن و اینا همه ثروت پایداره و انتهایی برای بهترشدن نیست

    الهی شکرت که به من قدرت سپاس گزاری عطا میکنی

    تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم .

    در پناه الله یکتا .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      بهناز عالی گفته:
      مدت عضویت: 2236 روز

      عرض ادب آقای زارعی عزیز

      سپاسگزارم از کامنت کامل و بی نظیرتون… این اولین مرتبه هست که من پاسخی برای کامنت عزیزی میگذارم و خوشحالم ازین بابت چون دارم روی مقاومتهام پا میزارم…

      با هر جمله از کامنتتون لذت بردم نت برداری کردم و تحسینتون کردم برای احساس خوبی که دارید و برای حضور خداوند در زندگیتون… آرزو میکنم خبر افتتاح شعبات باشگاهتون در سراسر ایران رو بشنویم قطعن لایقش هستید و تبریک میگم بهتون برای اخلاق ورزشکاری و اندام ورزیده و تنومندتون… کامنتهای شما عزیزان از برکات زندگی من هست خدارو هزاران بار شاکرم🫶

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        رضا زارعی گفته:
        مدت عضویت: 1329 روز

        سلام بهناز جان

        دمت گرم که داری پا روی ترسات میزاری

        دمت گرم که نوشتی

        مرسی که اولین کامنتت رو برای من نوشتی ،خدارو سپاس گزارم بابت این نشونش

        باورت نمیشه ،رفتم کامنت خودمو خوندم و اشک ریختم

        سپاس گزار بابت این حس خوبی که به من هدیه دادی

        امیدوارم همینجوری با قدرت پاروی ترسات بزاری و دوس دارم همیشه به خودت یاداوری کنی که هر ترسی توی وجودت هست زنجیر شیطانه و با پا گذاشتن روی هر ترس به خوده واقعیت نزدیکتر میشی ، عزت نفست رشد میکنه و به خداوند نزدیک تر میشی

        و کل داستان همینه که بهش نزدیک بشیم و فقط باورش کنیم

        خدا خیلی ساده توی قرانش میگه من نزدیکم بهت من حواسم بهت هس ،از من بخواه انقد میدم تا راضی بشی

        امیدوارم واقعا در مسیرش حرکت کنیم و هر جا که به دو راهی خوردیم همیشه خدارو انتخاب کنیم و راه اونو بریم و خوشبختی و سعادت و ثروت و ارامش و لذت و عشق و …. همه ی اینا نتیجه ی طبیعی بندگی کردنه اربابه

        و چقدر خوبه که به ما لیاقت بندگی کردن

        لیاقت داده تا کلمه سپاس گزاری بر زبانمون جاری باشه چون تا اذن خداوند نباشه حتی نمی تونیم این کلمه رو به زبون بیاریم

        ما خیلی خوشبختیم

        ما همه چی داریم چون خدارو داریم و خدا به شدت کافیست

        برای ما به شددددددت کافیست

        الهی وجودت همواره غرق در عشق الهی باشه و زندگیت همیشه رنگ و بوی خداوند بده

        در پناه الله یکتا دوست من .

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    ندا گفته:
    مدت عضویت: 3133 روز

    عالی،عالی،عالی

    مثل همیشه.خدایا نمیدونم چطورباید ازت تشکرکنم که پاسخ بزرگترین سوال وبزرگترین دغدغه ذهنی وبهتره بگم مانع ذهنیمو امشب از زبان استادعباسمنش بمن میگی..استاد ممنونم.وخدایا شکرتتتتتتت.

    دیگه به جایی رسیدم که اگربگین باید باورکنیم ماست سیاهه وروزتاریکه واقعا چشم بسته قبول میکنم…ازفردا روزگاربرام واقعا رنگ وبوی دیگری خواهدداشت.باعشق بیشتربخودم و زندگی که دارم.

    سپاس.سپاس.سپاس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
          • -
            ندا گفته:
            مدت عضویت: 3133 روز

            باسلام خدمت شما

            همیشه دوست داشتم بدونم اصل ودرست ترین باور دررابطه کدومه.چون هنوزموفق نشدم ازدوره عشق ومودت درروابط استفاده کنم.وچون روهمه جوانب زندگیم وباورهام دارم کارمیکنم‌این برام سوا بود..ونه تنها الان بلکه از نوجوانی میدونستم یجای کاردرست نیست توجامعه.اما نمیدونستم و خودم هم باورنادرستی دراین مورد داشتم.همون پای یک نفرسوختن وساختن و…درحالیکه بااصل ودرونم هماهنگ نبود.ویه حسی ازدرونم میگفت درست نیست..‌واقعا همه مااگربخوایم روباورهای توحیدیمون کارکنیم درهرزمینه ای ازدرون هدایت میشیم.وبزرگترین قطب نماهمون احساس درونی ماست که هرلحظه راه درست وغلط و بما نشون میده.

            سالهادل طلب جام جم ازمامیکرد/وانچه خودداشت زبیگانه تمنا میکرد.

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    Aida گفته:
    مدت عضویت: 3518 روز

    همه چی اسونه. همه چی راحته. همه چی سادست. همه چی شدنیه. همه چی خودبخود اتفاق میفته. خودبخود انجام میشه. خودبخود جور میشه.همه چی راحت اتفاق میفته.راحت انجام میشه. راحت جور میشه. جهان دستها و اتفاقات و شرایط و ادمارو رو خیلی راحت بهم میرسونه تا هرچی که میخوام جلوم ظاهر شه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      سلما مصدق گفته:
      مدت عضویت: 3067 روز

      سلام دوست عزیزم دریا خانوم خیلی ازت ممنونم بابت این باور آسونی و راحتی راستش من میدونم که خیلییییی به این باور احتیاج دارم

      چون باور کردم که نابرده رنج گنج میسر نمی شود من برای هر کاری که میخوام انجام بدم (مخصوصا در گذشته) زیادی زحمت میکشم مثلا میخوام ورزش کنم زیادی به خودم فشار میارم میرم خرید زیادی خرید میکنم طوری که حملش برام مشقت میشه میخوام پروپزال یا مقاله بنویسم خودمو میکشم زیادی وسواس به خرج میدم میخام برم خرید هزارتا مغازه رو میگردم تا اون چیزی رو که میخام از هر نظر پیدا کنم و موردای زیاد

      در حالی که به اطرافم نگاه میکنم میبینم بعضی دوستام خیلی راحت بعضی چیزا رو بدست آوردن مثلا یکی از دوستام هم دوره ارشد و هم دوره دکترا با شرط معدل بدون اینکه زحمت درس خوندن و کنکور دادن رو بکشه به راحتییییییی قبول شد ولی من برای هر کدومش کلی سختی کشیدم البته ناراحت نیستم از گذشتم و احساس میکنم باید اون مسیرو میرفتم تا به این نقطه برسم.

      ولی فهمیدم که همه چی چقدررررررررر میتونست راحت تررررررر اتفاق بیفته اگر من این باور آسونی رو داشتم.

      الان واقعا باید رو این باورم کار کنم تا از این به بعد همه چی راحت برام اتفاق بیفته ادما شرایط و موقعیت ها خود به خود جور بشن خلاصه خدا خودش کارامو ردیف کنه!!!

      به هر حال مرسی بابت دیدگاه جالب و تاثیر گذارت موفق باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        Aida گفته:
        مدت عضویت: 3518 روز

        دوست گلم منم دقیقن وضعیت شمارو داشتم قبلن. خودم تکه پاره میکردم برای هر کاری.

        الان خیلی بهتر شدم ولی باز خیلی جای کار دااااااااره

        هرچی سخت میگیری، همه چی واست سخت اتفاق میفتته…

        این بااااااااااااور خیلی خیلی ادمو از زندگی میندازه

        شعرمش هست دیگه :جهان سخت گیرد بر مردمان سخت گیر…هرچی سخت میگیریم همین باورم تو همه چیز بهمون برمیگردههههه

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    شیما گفته:
    مدت عضویت: 4122 روز

    ???سلام‌استاد عزیزم???

    این فایلتون عالی بود.سپاسگزارم??

    الان داشتم کامنت ها رو میخوندم که خیلی از دوستان گفته بودن چطور میشه بدون ازدواج محرم کسی باشی و از این حرف ها…

    به نظرم اومد که این کامنت رو بذارم.از دیدگاه من همونطور که یک فرد با گفتن اشهد مسلمان نمیشه و باید مسلمان بودن تو لحظات زندگیش جاری بشه همونطور هم کلمات نکاح باعث ایجاد عشق و تعهد نمیشه بلکه این ها در قلب ما جای داره و صرفاً یک سند ازدواج هرگز این رو اثبات نمیکنه که دو نفر بهم عشق دارن و یا بهم وفادار هستن و یا با هم خوشبخت هستن…

    استاد من عاشق این عدم وابستگیتون شدم.هزار آفرین?? و از نظر من چنین عشق و رابطه ای بسیار زیباست چون طرف رو واقعا جدای از هر سند کاغذی و مهریه ای دوست داری…

    دوستان عزیزم شاید این حرف های استاد برای خیلی ها سنگین باشه ولی مطمئن باشید که اگر زاویه دیدتون رو به هر موضوعی عوض کنید و بدون ذهنیت های قبلی بهش گوش بسپارید انقدر غیرقابل باور نیست. مثل خیلی از حرف های دیگه ی استاد در مورد ثروت،سلامتی،اعتماد بنفس و… که شاید اول با شنیدنش مقاومت کردیم و خواستیم بگیم که نه اشتباهه، این موضوع هم با تغییر زاویه دید برامون قابل هضمه.

    بازهم ازتون تشکر میکنم که انقدر صمیمی و راحت هستید.این سبک زندگی شماست و بسیار هم زیباست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      اندیشه افشین گفته:
      مدت عضویت: 3239 روز

      سلام دوست عزیز ، من البته هنوز کامنت ها را نخوندم ولی یقینا هرکسی توان هضم حرفهای اخیر استاد را نداره کما اینکه حرفهای بسیار معمولی تر ایشون را هم خیلی ها نتونستند بپذیرند اما آنچه در دین و حتی متون فقهی ما آمده ، مبنی بر رضای طرفین و اتحاد قصد و نیت است و همینکه زن و مرد قلبا یکدیگر را بعنوان همراه و شریک لحظات زندگی بپذیرند و در کنار هم به آرامش برسند ، نکاح واقعی و پیوند زناشویی بین آنها ساخته و ایجاد میشه و نیاز به هیچ تشریفات خاصی نیست و من با نظر شما کاملا موافقم ، در قرآن هم هدف اصلی از ازدواج ، رسیدن به آرامش هست

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
      • -
        شیما گفته:
        مدت عضویت: 4122 روز

        سلام دوست خوبم??

        بله همینطوره،هر کسی در مسیر تکامل خودشه و داره اون راه رو طی میکنه?

        بطور مثال من از خیلی قبلترها با این دیدگاه استاد در مورد رابطه موافق بودم ولی لزوماً در مسایل دیگه از همون ابتدا باورهای خوبی نداشتم. فقط گوش شنوا لازمه و صبر

        سپاسگزارم از دیدگاهتون

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      شهناز اباذري گفته:
      مدت عضویت: 3611 روز

      شیما عزیز سلام من هم با نظر شما موافقم و میخواستم به همین صورتی که شما نوشتید منم نظرم رو بنویسم ولی شماکامل حرف دلمو زدید …..واقعا صرفا سند ازدواج تعهد ایجاد نمیکنه من هم سی سال تحمل یه زندگی رو کردم که شوهرم هیچ تعهدی نداشت و تنها ،ماندنم در این زندگی زنجیری به اسم فرزند بود که به پاهام بسته بودن و بلاخره عد از سی سال آزاد شدم…..مهم تعهدات در زندگیست……ازدواج فقط ثبت.یه سنده…….ممنون از شما نازنین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        شیما گفته:
        مدت عضویت: 4122 روز

        سلام بانوی مهربان??

        سپاسگزارم از دیدگاهتون و خوشحالم که برای خودتون زندگی کردن رو شروع کردید ، جسارت و عزت نفس بالایی می خواد اما حس و حال خوبی بهمراه داره??

        موفق باشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    محبوبه بابایی گفته:
    مدت عضویت: 4068 روز

    به نام خدا

    سلام و درود بر استاد گرامی

    من مدتهاست آموزه های شما را دنبال می کنم و تا کنون بسیار بهره برده ام و واقعا زندگی من رو متحول کرده است و بسیار سپاسگزار شما و پروردگارم هستم. چندی پیش سمینار پارادایم شیفت رو از باب پراکتور دیدم به مدت 14 ساعت. با پیش زمینه ای که از آموزه های شما داشتم و با مثالی که در این سمینار با آن روبرو شدم کلا خط بطلان بر همه افکار و عقایدم کشیده شد. اما نسبت به قبل، بسیار احساس آرامش و آزادی و عشق و نزدیکی به خدا می کنم. به این صورت که لحظه ای از یاد خدا غافل نیستم و عاشقانه داریم با هم زندگی می کنیم.

    و اما مثال این بود، باب پراکتور گفت ما همه توسط اجداد و پدر و مادرها و محیط پیرامونمون برنامه نویسی شدیم. وقتی من با همسرم نامزد کردم یک روز از بازار رد میشدیم و هوس شلغم کردم. به همسرم گفت وایستا شلغم بخریم. او وحشت زده گفت میخوای ریشه شلغم رو بخوری؟ ما اینها رو میدیم به خوکها و قسمت سبز شلغم رو می خوریم. من هم گفتم: ما هم قسمت سبز شلغم رو میدیم به خوکها و ریشه ی شلغم رو می خوریم. پس باید در اجداد من بگردیم ببینیم چه کسی اولین بار ریشه ی شلغم رو خورده است؟ و در اجداد همسرم بگردیم ببینیم چه کسی برای اولین بار قسمت سبز شلغم رو خورده است؟

    این مثال خیلی ذهن منو درگیر خودش کرده است. در حالیکه من شخصی بسیار مذهبی بودم و تا الان که 43 سال عمر از خدا گرفتم، دونه دونه احکام اسلامی رو رعایت می کردم.

    پس با توجه به این مثال باید ببینیم که چه کسی برای اولین بار گفته باید زنها از جلوی دست و مردها از پشت دست وضو بگیرن؟ چه کسی نحوه ی غسل کردن و تیمم رو تعیین کرده است؟ چه کسی نحوه نماز خواندن به این صورت را که ما داریم می خوانیم را تعیین کرده است؟ و سایر اعمال و افکار وعقاید دیگر. در صورتیکه در قرآن نیامده است. چه کسی برای اولین بار گفته شما عقلتون نمیکشه و باید مرجع تقلید داشته باشی و از اون پیروی کنی؟ از طرفی وقتی من یک حرفی رو به خواهرم میگم، هزار جور میچرخه و به گوش برادرم و یا مادرم میرسد. پس چگونه داستانهایی را که از هزار و سیصد سال پیش رو برای ما گفتن رو ما باور کردیم؟

    در کتاب گفتگو با خدا، دونالد ( نویسنده کتاب) از خدا می پرسد که مذهب واقعی چیست و با باید به چی عمل کنیم؟ خداوند در پاسخ گفته است: من تو را آزاد آفریدم، پس نیازی نیست از کسی تقلید کنی. هر چه که به تو احساس خوب میده رو دنبال کن و اون رو انجام بده.

    در ضمن من هر روز از خدا طلب هدایت می کنم و ازش میخوام که آنچه را که حقیقت است رو بفهمم. و فکر می کنم اینها در جواب اون طلب هدایته باشه.

    در انتها برای هممون طلب خیر و برکت و هدایت می کنم. پیوسته دلامون آکنده از آرامش و عشق و اطمینان و شادی باشه. آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      سارا کریمی گفته:
      مدت عضویت: 3141 روز

      ( لَّقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ لِّمَن کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِیرًا )

      الأحزاب (21) Al-Ahzaab

      یقیناً برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی است، برای آنان که به خدا و روز آخرت امید دارند، و خدا را بسیار یاد می کنند.

      ( وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ ۚ فَإِن تَوَلَّیْتُمْ فَإِنَّمَا عَلَىٰ رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِینُ )

      التغابن (12) At-Taghaabun

      الله را اطاعت کنید، و رسول الله را اطاعت کنید، پس اگر روی بگردانید، (بدانید که) بر فرستاده ما وظیفه‌ای جز ابلاغ آشکار نیست.

      درسته نیاز به تقید نیست ولی نیاز به الگو و سرمشق طبق کلام الهی هست و رسول خدا بهترین الگو می باشد

      ازدواج تشکیل خانواده و فرزند آوری هم جزء سنت رسول است.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    مجید انتشاری گفته:
    مدت عضویت: 2481 روز

    سلام خدمت استاد عباس منش عزیز لذت بردم از گوش دادن این فایل فقط موندم چرا وقتی دوتا موضوع به این مهمی تو این فایل گفته شده و میتونه کلی ارامش وباور بسازه چرا یه سری از دوستان اینقد دنبال حاشیه هستند و روابط یه نفر براشون اینقد اهمیت داره البته این موضوع از زمان پیدایش بشریت بوده که اصل قضیه را رها میکنند و دنبال اطلاعاتی هستند که کوچکترین رشدی توی مسیر زندگیشون نداره 🤔🤔🤔🤔🤔🤔

    استاد هرجور که میخواد زندگی میکنه هرجور که حالش و احساسش عالیه ادامه میده دمتمگرم

    من اگر از حرفی و رفتاری خوشم نیاد دیگه سعی میکنم ادامه ندم و خودمو اذیت نکنم

    به اندازه ای که من از قانون تا به امروز درک کردم اینه که خود پیامبران ما هم اشتباه داشتن مثل حضرت یونس موسی یعقوب و یوسف حالا من بیام و تمام خوبیها و درسهایی که از این پیامبران یاد گرفتم را رد کنم چون مثلا اشتباه داشتن تازه اونم از نظر منی که اصلا توی مدار و جایگاه اون افراد نبودم

    منی که خودم هزار تا ایراد دارم و سعی در اصلاحش دارم قشنگ نیست بخوام راجع به شخصی صحبت کنم که از هر لحاظ مدارش از من بالاتره

    استاد اندازه ای که درکم میرسید دیدگاهمو نوشتم و اگر اشتباه کردم از خدا میخوام منو به اگاهی برسونه

    دوستون دارم و از خدا بهترینهارو میخوام براتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  7. -
    زینب گفته:
    مدت عضویت: 1717 روز

    به نام خدای هدایتگرم🌹

    خیلی از این احساساتی که در مورد تغییر خانواده و اصرار به همراهیشون با خودمون داریم به خاطر وابستگی هامونه و بنظر من این خودش شرکه که بخوای یکی رو به زور پیش خودت نگه داری…البته که خودم هم خیلی رو این موضوع دارم کار میکنم.امروز تو قرآن خوندم که خدا شرک به خودش رو نمیبخشه اما هر گناه کمتری از شرک رو میبخشه.مات و مبهوت خشکم زد رو آیه اش….خدایا مارو توحیدی و یکتاپرست کن🤲🏻

    میگن ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازست😀به محض اینکه روی باور ها به صورت بنیادین کار کرد و باور هارو تغییر دادهمه چیز توی زندگی تغییر میکنه🥰🥰چقدر با اینجای صحبت هاتون احساس خوبی گرفتم.احساس آرامش که پس میشود😍🤲🏻

    ✔یه نکته خیلی مهم وقتی به گفتگویی احساسی نداری یعنی احساس خوب داری پس انجامش بده چون احساس بد خیلی واضح مشخص میشه 👌🏻

    الان خیلی بیشتر درک میکنم که ثروت چقدررر معنویت توش داره.چقدر انسان رو به خدا نزدیک میکنه.وقتی بی نیاز باشی (در مسیر درست)دیگه نه حسادت‌ میکنی کی چقدر داره چه موفقیتی داره ،نه طمع میکنی که بیشتر داشته باشی.همیشه احساست خوبه (قشنگ ترین و باارزش ترین دستاورد)و….🌟ثروتمند شدن معنوی ترین کار در جهان است🌟

    وقتی باور کنی باران رحمت الهی همواره در حال باریدنه دیگه نگران نیستی و به سطل بقیه نگاه نمیکنی فقط سطل خودت رو درست میکنی و بیش از حد نیازت خداوند بهت پاداش میده😍😍یکی از باورهایی که به باران رحمت الهی باور داشته باشیم باور فراوانیه👌🏻که باید روش کار کرد🥰

    یه بار دیگه به جز دفترم اینجا هم نکته برداری کردم و قوانین رو باهم مرور کردیم 🥰🥰🥰

    خدایا شکرت😍😚

    در آخر عاشقتونم و خدا یار و یاور و هدایتگر هممون باشه ❤🤍💜💙🧡💛💚

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1469 روز

    سلام بر استاد عزیز

    درود بر دوستان خوب خودم

    فایل های مصاحبه با استاد برای من خیلی درس و نکته در آن دارد

    هر بار که این فایل ها را گوش می دهد بیشتر و بیشتر درس از آن یاد می گیرم

    یک درس عالی در ابتدای این فایل برای من این بود که

    هر کس نتیجه افکار و ایده های خودش را می گیرد و هیچ نیازی نیست که دیگران با من همراه باشند و مهم این است که من روی خودم و توانایی های خودم کار کنم و با تغییر باورهای خودم دنیای بیرون خودم را تغییر بدهم

    زیبا اینجا این است که بتوانم دنیایی برای خودم بسازم که دیگران با دیدن آن مشتاق بشوند و آنها هم بخواهند با من همراه بشوند

    چقدر عالی

    همیشه در ذهن خودم به این باور برسم که می توانم به جایگاههای بزرگ دست پیدا کنم

    رسیدن به آرزوهای خودم دست یافتنی است

    این باور را باید برای خودم بسازم که هیچ آرزوی بزرگ و دست نیافتنی وجود ندارد

    می توان این باور منطقی را برای خودم بسازم که وقتی که فلانی توانسته است به این آرزو برسد پس من هم می توانم به این آرزو دست پیدا کنم

    نکته اینجا است که باید در این مسیر تمرین کرد و این تمرین باید ادامه دار و مدت دار باشد

    یاد بیگرم که شدن اتفاقات در زندگی من بدیهی و ساده باشد چرا ؟

    چون شخص دیگری توانسته است پس من هم می توانم

    نکته اینجا است که برای رسیدن به این هدف باید اهداف خودم را خرد کنم و آنرا قدم به قدم جلو ببرم

    احساس مهمترین عاملی است که من در آن می توانم بفهمم که راهی که در پیش گرفته ام درست است و یا خیر

    هر چه احساس من خوب تر باشد بدان معنی است که راهی که من در پیش گرفته ام عالی است و صحیح است

    یک باور عالی

    هر چه من ثروتمند تر باشم نزد خدای خودم عزیزتر خواهم بود

    خداوند دوست دارد که من ثروتمند باشد

    و زمانیکه من هر چه ثرومند تر باشم بهتر و بیشتر می توانم آرامش داشته باشم و حالم بیشتر و بیشتر خوب خواهد بود

    مهمترین نکته زندگی برای من این است که به خدای مهربان خودم تکیه کنم و توکل من بر او باشد و همیشه نگاهم به او باشد و از او یاری بجویم

    اینگونه من عمل کنم همیشه هم پشتم گرم است و هم حالم خوب است و همیشه موفق و پیروز خواهم بود

    ممنونم استاد از تهیه این فایل عالی

    سپاس از خدای مهربان خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  9. -
    هادي گفته:
    مدت عضویت: 2267 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    «یعنی اینجوری نیست که اگه شما موفقیت خاصی کسب نکردی دیگه نتونی کسب کنی؛بمحض این که باورات رو تغییر میدی و روی خودت بصورت بنیادین کار میکنی همه چی زندگیتون تغییر میکنه…»

    این جمله شما باید حقیقت محضه استاد…

    چند تا از فامیلای ما تا 20ـ25سال قبل حتی نون نداشتن بخورند ولی الان ما شاالله این همه دارن که میتونن که فامیل رو با هم بخرن…

    یکبار رفتم پیش یکی از کسانی که تو صنفشون بود و ازش سوال پرسیدم تا دلایل موفقیتش رو بدونم بعد تو حرفاش به فامیل ما اشاره کرد که فلانی موقعی که اومد پیش من گفت می‌خوام کارگرت بشم (حالا شما خودت ببین که این احساس لیاقته هست که جرات کرده بره درخواست کنه) و اونم گفته بود بیا و در عرض سه ماه کار رو یاد گرفت و رفت برا خودش کار رو شروع کرد و می‌گفت زود تر از همه میاد سر کار و نفر آخر هم می‌ره خونه و عاشق کارشه و بعد گفت الان اون از مایی که قبلش بودیم هم ماشاالله موفق تره و بیشتر داره…

    یادمه یه باری چند سال گذشته رفته بودم خونه عموم این بنده خدا دوماد عموم هست و شب عید بود ایشون هم اومده بود و داشت حرف میزد ایشون داشت نمود های فراوانی و اینکه فلانی فلان مغازه زده و الان روزی 10تومن داره در میاره و الان برای خودش آپارتمان درست کرده و این موضوعات ….

    من میخواستم بیام خونه گفتن چی شد هادی بشین هنوز زوده و من هم که کلا رووم زیاده و زرتی یه تیکه ای میپرونم یهو گفتم بسه دیگه من برم تا همین الآنم یه 40-50میلیونی کاسب شدم ….

    یعنی شما ببین وقتی در مدار نباشی حتی اگه رفتار کسی رو هم ببینید که داره چطور فکر می‌کنه هم برات بجای درس و یادگیری ابزاری میشه برای مسخره کردن….

    الان میفهمم دلیل این که خدا رو شکر این همه ثروت تو زندگیشه چیه…

    احساس لیاقت و عزت نفس

    کار کردن روی باور فراوانی و دیدن این که موقیتا زیاده …

    نمی‌دونم آیا بصورت ناخودآگاه آگاه ازش استفاده کرده یا کسی بهش یاد داده…‌

    یا خودش به درکی رسیده از این موضوع ….

    این نمونه ها داخل فامیل من میتونن نوید بخش این باشه که آرزو ها محقق شدنی هستند و مهم نیست الان چقدر دارا یا ندار هستم و اوضاع اکنونم چطوره….

    منی که الان تازه می‌خوام شروع کنم با وجود استادی آگاه و خبره که کل مسیر رشد و پیشرفت خودش رو آگاهانه رفته و تجربیات خودش رو داره بهم میگه خب دیگه جایی برای این نیست که بگم من نمی‌دونستم و من آگاهی لازم رو ندارم…

    میتونم از آگاهی ها و تجربیات استاد عزیزمون بهره بگیرم و از همون اون بیام توی مسیر درست قرار بگیرم و به شیوه اون عمل کنم.

    خداوند به همگی ما برکت بدهد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  10. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1540 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    چگونه ذهن خود را در شرایط سخت احساسی کنترل می کنید؟

    زمانی که بر روی باورهای خود کار کردم:

    با شرایط و موقعیت های سختی برخورد نکردم

    چندین اتفاق سخت در زندگی خود تجربه کردم:

    فوت دوستان فوت فرزندم مواجه شدن با مسائل مالی

    همواره سعی می کنم:

    هنگام مواجه شدن با هر اتفاق نامناسب بر روی باورهای خود کار کنم

    باور دارم:

    احساس خوب=اتفاقات خوب

    زمانی که نگاه خود را به مسائل به طرزی تغییر دهیم که:

    به احساس خوب دست یابیم 100 درصد اتفاقات خوب را تجربه می کنیم

    اگر نتوانیم این کار را انجام دهیم:

    100 درصد اتفاقات بد و نامناسب را تجربه می کنیم

    اهرم : رنج و لذت را به خوبی در ذهن خود ایجاد کنیم

    اگر بدانیم با داشتن احساس خوب:

    اتفاقات خوب برای ما رخ می دهد همواره احساس خود را خوب نگه خواهیم داشت

    مسئله ی اصلی این است که:

    افراد به این قانون ایمان و باور قلبی ندارند

    اگر همچنان به شرایط نامناسب واکنش نشان می دهیم:

    -این قانون را به درستی درک نکرده ایم

    اگر بدانیم:

    آتش دست ما را می سوزاند دست خود را به هیچ وجه سمت آن دراز نخواهیم کرد

    اگر نتوانیم احساس خود را خوب نگه داریم و

    -در احساس بد باقی بمانیم احساس بد مانند آتش دست ما را می سوزاند

    اگر این قانون را به درستی درک کنیم:

    -به راحتی می توانیم ذهن خود را کنترل کنیم

    آیا راهی وجود دارد که بسیار سریع بتوان باورها را تغییر و نهادینه کرد؟

    خیر

    سریع ترین راه:

    اگر منظور تغییرات یک شبه و یک دفعه یا استفاده از ورد و جادو…. است به هیچ وجه امکان پذیر نیست

    اگر شخصی چنین ادعایی دارد:

    باید بتواند آن را اثبات کند

    باورها:

    یک شبه به وجود نیامده که یک شبه از بین رود

    ساخت هر چیزی بسیار دشوار تر از خراب کردن آن است

    نمی توان باورهای مخرب را تخریب کرد آنها همیشه وجود دارند

    تنها می توانیم با ایجاد باورهای مناسب متضاد با باورهای غلط باورهای مناسب را ببینیم به این معنا که:

    فضای بیشتری را در ذهنمان به باورهای مناسب اختصاص دهیم

    تنها می توانیم:

    بر روی کاشی سیاه رنگ سفید بپاشیم

    باورهای غلط:

    همواره وجود دارند به همین دلیل تا پایان عمر باید روی انها کار کنیم

    زمانی که باورهای خوب در ذهن خود ایجاد کرده ایم:

    فضای ذهنی بیشتری به باورهای خوب اختصاص می یابد

    باورهای خوب باید: با جزئیات در ذهن ما ساخته شود

    صداقت درستی و راستی: ارزش بسیار بالایی دارد به همین دلیل اگر باوری جوابگو نباشد استاد به هیچ وجه آن را بیان نمی کنند

    تمام اتفاقات زندگی ما:

    به واسطه ی افکار و باورهایمان رقم می خورد

    بنابراین:

    به دنبال سریع و یک شبه ثروتمند و موفق شدن نباشیم

    دستیابی به هر هدف:

    نیاز به طی شدن قانون تکامل و روندی صحیح دارد

    هدف ما باید مادی یا خدمت به خلق باشد؟

    هر دو این مفاهیم: یکسان هستند

    به اندازه ای که مسائل و مشکلات افراد را حل می کنیم:

    به همان اندازه ثروتمند می شویم

    ثروت پایدار :

    *نتیجه ی حل مسئله است

    به میزانی که مسائل بیشتری را بهتر حل کنیم:

    -به ثروت بیشتری دست میابیم

    نگاه شما به پول و ثروت چیست؟

    *هر چقدر ثروتمندتر باشی نزد خداوند محبوب تری

    روند شکل گیری باورهای شما در زمینه ی ثروت چیست؟

    تمام باورهایی که در دوره های روان شناسی ثروت بیان شده اند پاشنه ی آشیل من بوده اند

    چگونه باور فراوانی را در ذهن خود ایجاد کنیم؟

    این باور به حدی:

    -در ذهن ما ایراد دارد که تسلطی بر آن نیست اما

    -باور کمبود: در ذهن ما از گذشته بسیار ریشه دار است

    باید:

    *نمودهای فراوانی را تحسین و تایید کنیم

    چگونه الهامات الهی را از نجواهای شیطانی تشخیص دهیم؟

    هر گفتگوی ذهنی که:

    -به ما احساس بد ترس نگرانی و ناراحتی دهد از طرف شیطان است

    هر گفتگوی ذهنی که:

    به ما احساس خوب صبر ایمان توکل امید شادی شوق و لذت می دهد از طرف خداوند است

    این دو احساس:

    بسیار راحت قابل تشخیص هستند

    برخی گفتگوها:

    احساس خاصی در درون ما ایجاد نمی کنند

    اگر احساس بد نداشته باشیم: به این معناست که احساس خوب داریم

    قانون:

    *اگر فکر باور نجوا و گفتگو احساس بد و نامناسب در ما ایجاد نمی کند به این معناست که احساس خوب داریم

    ممکن است: احساس خوب را به خوبی متوجه نشویم اما احساس بد را به راحتی متوجه خواهیم شد

    -احساس خنثی: همان داشتن احساس خوب است

    چه کسب و کاری را از صفر شروع کرده اید؟

    از سنین 14 و 15 سالگی بیزینس شخصی خود را داشتم و اوضاع و شرایط مالی من خوب بود

    در مقایسه با دیگران: از لحاظ مالی شرایط بسیار خوبی داشتم

    با دوره های تند خوانی : از لحاظ مالی بسیار بیشتر از گذشته پیشرفت کردم

    پس از آن: دوره های موفقیت قرآن قانون جذب و ثروت را شروع کردم

    هنگام شروع کار:

    -به دنبال ثروت و موفقیت مالی نبودم و پس از آن باورهای خود را در زمینه ی ثروت تغییر دادم و از همان کارهای انجام شده:

    ایده هایی به من الهام شده و به ثروت دست یافتم

    در گذشته این باور را داشتم که ثروت:

    -همان آرامش سلامتی و داشتن روابط خوب است

    که باور نامناسبی در زمینه ی ثروت محسوب می شد

    اما اکنون:

    باور دارم که ثروت همان آرامش سلامتی روابط خوب به علاوه ی داشتن ثروت است

    در تمام جنبه ها:

    باورهای مناسب در ذهن خود ایجاد کرده تنها در زمینه ی ثروت باورهای مخرب داشتم که با کار کردن بر روی باورهایم در زمینه ی ثروت:

    به موفقیت های مالی بسیار دست یافتم

    پیش از شروع دوره های روان شناسی ثروت: به ثروت و موفقیت مالی دست یافته بودم

    نمی توانیم بدون داشتن نتیجه: تاثیر گذار باشیم

    ایمان: در عمل خود را نشان می دهد نه در حرف

    درآمد شما چه میزان است؟

    چرا برای ما: درآمد داشتن یا نداشتن افراد اهمیت دارد

    مسیر خود را به درستی طی کنیم:

    -تنها سعی کنیم از روز قبل خود عملکرد بهتری داشته باشیم

    -به دنبال این نباشیم که دیگران به چه میزان و از چه طریق کسب درآمد می کنند

    -با هیچ کسی رقابت نداشته و مسابقه ندهیم

    -از افراد موفق و ثروتمند الگوبرداری کنیم

    -تنها با خودمان رقابت کنیم

    -سوالات فرعی و حاشیه ای از دیگران نپرسیم

    از جایی به بعد:

    داشتن ثروت زیاد مفهومی ندارد فردی که 100 میلیارد دلار ثروت دارد با فردی که 1 میلیارد دلار ثروت دارد تفاوتی ندارد چون:

    *هر دو می توانند هر آن چیزی که می خواهند داشته باشند

    اگر در مسیر درست باشیم:

    به دنبال حرص عجله حسرت حسادت طمع چشم و هم چشمی آز رقابت… نباشیم از زندگی خود لذت می بریم

    در مورد مسائل مالی:

    *به دنبال بی نیازی باشیم

    هر چقدر ثروتمندتر شویم: نزد خداوند محبوب تریم بنابراین:

    همواره به دنبال ساختن ثروت باشیم

    خداوند می فرمایید:

    *هر کسی با تقواتر است به خداوند نزدیک تر است

    تقوا با:

    ثروت همراه است

    با بودن در مسیر درست و داشتن ثروت:

    نه حرص نه طمع نه کار خلاف نه کلاه برداری نه حسادت… داریم

    ثروت=تقوا

    -ثروت : باعث تقوا می شود

    فرد ثروتمند:

    -به دیگران کمک می کند

    -به دیگران از ثروت خود می بخشد

    -به گسترش جهان کمک می کند

    -به خودش کمک می کند

    -ذهن سالم با باورهای مناسب دارد

    -شرک نمی ورزد

    -به دیگران باج نمی دهد

    -به دیگران التماس نمی کند

    -نگران سوء استفاده ی دیگران نیست

    به میزانی که ثروتمندتر شویم: نزد خداوند محبوب تریم

    -تقوا: با داشتن ثروت واقعی امکان پذیر است

    فردی که ثروتمند نیست

    -طمع می کند حسد می ورزد به دیگران باج می دهد شرک می ورزد جایگاه دیگران را در ذهنش بزرگ می داند

    *مال و ثروت ما قابل اتکا نیست بلکه:

    -خداوندی است که به ما ثروت و مال می دهد

    بنابراین:

    اگر به هر دلیل ثروت و مال ما از دست رود خداوند همیشه همراه ماست

    اگر تنها به خداوند در ذهن خود قدرت دهیم:

    -نعمت ثروت خوشبختی همیشه همراه ماست

    تمام آنها: با هم یکسان هستند

    اگر ایمان به خداوند را از دست دهیم:

    *ثروت خود را از دست می دهیم

    تا زمانی که به خداوند ایمان و باور داریم:

    *ثروت و نعمت هم وجود دارد

    بنابراین:

    باران رحمت الهی همواره در حال باریدن است باورهای خود را درست کنیم خداوند به اندازه ی نیازمان به ما نعمت و ثروت می دهد

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: