مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار» - صفحه 6 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»247MB33 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»32MB33 دقیقه














سلام به استاد عزیز و همه عزیزان
چند ساعت پیش نشانه امروز ببینم چی هست ولی چون وقت نداشتم فایل رو باز نکردم ولی گفتم حتما ببینم .
الانم میخواستم کامنتهای عزت نفس رو بخونم که یادم اومد نشانه امروز رو ببینم .
و خدا بهم میخواست بگه بیشتر مطمان باش که من هرچی بخوای بهت میدم و خیالت راحت باشه .
این جمله واقعا کلام خدا بود برام .
و واقعا منم دلم نمیخواد ادامه ندم این مسیرو .من مثل استاد انقدر عالی نیستم ولی همون احساس نزدیکی به خدا رو که دارم تجربه میکنم و اتفاقات و نشانه هایی که میبینم و همه اینها اجازه نمیده که من این مسیررو ترک کنم و من دارم لذت میبرم . آرامش دارم . وقتی خودمو با اوایلی که وارد سایت شده بودم میبینم چقدر از نظر ذهنی تکاملم طی شده . اون اوایل همش میگفتم من چرا متوجه نمیشم . حرفها خیلی ساده بود ولی من فرکانسم پایین بود و همش میگفتم سخته و چقدر از نظر دهنی انرژی زیادی ازم گرفته میشد با اینکه اصلااا تمرکزی کار نمیکردم و مدام نبود ولی یموقعهایی حتی استرس میگرفتم که چرا من نمیتونم درست پیش بره و یا گریه م میگرفت که اگر اینهمه افراد اینجان و حالشون خوبه من چرا انقدر کلافه م و میگفتم خیلی سخته ، کنترل ذهن سخته و یاد فایل که استاد میگفتن اوایل مثل اینه که تو داری تو سربالایی میری و هوا گرم و پاهات بدون کفش و داری زجر میکشی واقعا جلوی چشام بود و اون فایل آرومم میکرد که من میتونم پس ادامه بدم و تکاملی من تا اینجا رسیدم خیلی بصورت لاک پشتی حرکت دارم میکنم الان میتونم بگم سربالایی یکم کمتر شده هوا گرم هست ولی به گرمی اوایل نیست و حتی از گاریم یه چیزایی کم شده و آب هم دارم و تو مسیر میخورم . خیلییی بهتر شدم . خداروشکر میکنم که دارم ادامه میدم .
شادی وشور وشوق گوارای وجودتون
جلسه هشتم مصاحبه با استاد:
سوال اینه که اگر برگردی به نقطه شروع این بار چطور عمل میکنی?جواب اینه که استاد انقدر روی خودش وباورهاش کار کرده که اصلا اون دوران رو بخاطر نمیاره تا بفهمه واقعا چکار میکرد وچکار نمیکرد اما اگر باورهای الان رو داشت ومیخواست دوباره شروع کنه قطعا بیشتر از مسیر لذت میبرد وبیشتر احساسش خوب میشد ودر نتیجه راههای بهتری بهم الهام میشد وسریعتر وبا ایمان بیشتری مسیر رو می پیمود, الهی بینهایت شکر بخاطر این درایت وآگاهی که هر چی بیشتر باشه, بیشتر آرامش وثروت وایمان وتوکل وسلامتی وعشق داریم.
خدا رو شکر میکنم که میشه انقدر رو باورها کار کرد که وقتی ازت میپرسن چه مشکلات سختی تو زندگیت داشتی ,باید کلی فکر کنی تا یادت بیاد واونم دو سه تا بیشتر نیستن,این یعنی اینکه میشه طعم تلخ تضاد وشکست رو با طعم شیرین موفقیت شیرین کرد جوری که اصلا تضادی توی ذهنت نمیمونه وفقط از شهد شیرین موفقیتهات لذت میبری.
سوالات عجیب وغریب رو با جوابهای ساده وطبیعی پاسخ میدین تا بگین بابا موفقیت اصلا سخت نیست انقدر پیچیده اش نکنین,همه پاسخها تو وجود خودتون هست وبه موقع خودش بهتون الهام میشه, الهی بینهایت شکر.این سادگی وصداقت شما رو تحسین میکنم استاد مهربانم.
خیلی برام جالب هست که خیلی از اساتید موفقیت ومعنویت خودشون به یک درصد اون مطالب عمل نمیکنن وزندگیشون وباورهاشون وکلامشون کلی باهم تناقض داره والبته نتایجشون هم مشخصه.
استاد چقدر عالی وصریح میگه که من اصلا نمیتونم دورو باشم ویا آدمهای دورو رو اطرافم پذیرش کنم وهمون یک بار اول ازشون کناره گیری کردم.احسنت استاد نازنین.من تازه دارم از بعد دیگه ای قضیه دروغ واهمیت راست گویی وصداقت رو درک میکنم چون قرآن خییییییلی جاها گفته اون دروغگویانند,یا آنها دروغ میگویند واقعا این دروغ عمق خیلی زیادی تو زندگی همه داره اما ما خیلی ظاهری بهش نگاه کردیم, مثلا وقتی میگیم مادرمو دادم دست خدا ومن به حکمت خدا ایمان دارنم ولی به محض اینکه تقی به توقی میخوره نگران وافسرده میشیم یعنی دروغ گفتیم, ترس خودش یک دروغه, نگرانی یک دروغه چون با ایمان تضاد داره .الهی که نتنها کلاممون بلکه افکار ومهمتر از همه اعمالمون هم از دروغ پاک بشه وصداقت ویکرنگی در تمام وجود وزندگیمون موج بزنه.
🌚🌙🌚🌙🌚🌙🌚🌙🌚🌙🌚🌙🌚🌙🌚🌙🌚🌙🌚🌙🌚🌙🌚🌙🌚🌙🌚🌙🌚🌙🌚🌙🌚🌙
عشق نتیجه سوتفاهمه!وقتی آدم ها رونمیفهمیم عاشقشون میشیم،ولی وقتی به واقعیتشون پی میبریم بعد میفهمیم که این اون نبوده یعنی عشق یک تَوَهم بیشتر نیست!شاید راه حل زن و مرد در اینِ که بفهمن که همدیگرو نمیفهمن و دوتا دنیای کاملا متفاوت دارند که هیچ شباهتی با همدیگه نداره و از جایی اشکال پیدا میشه که ما توقع فهمیدن همدیگرو پیدا میکنیم آیا میشه نفهمید و زندگی کرد؟یا نمیشه..معنای نا امیدی نمیده ها عین واقعیته..درک واقعیت به نظرم عین امیدواری به زندگیه..یه راه حل های جانبی باید پیدا کرد برای تحمل همدیگه..چون بدون هم نمیتونیم زندگی کنیم..
سلام
امشب هدایت شدم به این فایل و دیدمش و چقدر این فایل نکته داشت و قشنگ بود.
وقتی در مورد تکامل گفتید با خودم فکر کردم.این قضیه چقدر به آدم آرامش میده که بدونه همه چی آرام آرام اتفاق میافته.وقتی در مورد خدا و ثروت گفتید ذهنم میگفت ببین استاد میگه ایمان و باورهای درست مساوی ثروت هست.پس تو ثروتت کجاست و همون موقع حسی درونم میگفت تو باید این روندی که شروع کردی با قدرت رو ادامه بدی.روی خیلی از باورهات کار کردی.خیلی ترمزات رو پیدا کردی ولی باید ادامه بدی تا ایمانت محکم تر بشه و این باورها باید زمان بدی تا بشینه به وجودت پس عجله نکن.کار کن.ترمز هارو هم که من هستم بهت میگم کجاست و باهم میریم و تو این مسیری که منو پیدا کردی و با من هم قدم شدی بهت پول رو از بخش ثروت میدم.همونطور که موفقیت در کارت رو بهت دادم.همونطور که خیلی چیزا از جمله سلامتی و روابط خوب بهت دادم.پس با من ادامه بده و مثل کسی نباش که به خاطر اینکه خواست تو مدت کوتاهی به چین برسه از تهران یا بدنش بشه آرنولد ، خودش رو در همون اول راه نا امید و متوقف کرد.نزار شیطان برتو سلطه پیدا کنه از روزنه عدم درک قانون تکامل.منم که خدای تو هستم جهان رو در ۶ روز آفریدم.پس تو هم با این قانون همراه شو و قشنگیه کار به همین مسیری هست که طی میکنی.اگر خواسته رو همین الان بهت بدم سریع ازش سیر میشی و میگذری و میگی اونو میخوام و انتهایی که نداره این روند.ولی بدون که قانون من این نیست که لذت نبری و احساس خوب نداشته باشی و به خواستت برسی.میشی مثل همون فردی که قانونم رو رعایت نکرد و وام گرفت برای خرید ماشین و نه تنها اون ماشینه مایه آرامش و راحتی نشد براش بلکه فقط دردسر بیشتر داشت براش چون تو مدارش نبود.پس با من همراه شو قدم به قدم و من تو تمام قدمها کنارتم و عاشقانه کمکت میکنم.اونجایی که مشتری دست به نقد و صالح میخوای، من هستم.اونجایی که روابط عاشقانه با فردی که هم مدارشی میخوای ، من هستم.اونجایی که نمیدونی کجا بری که بهترین جا برای ادامه کارت باشه ، نگران نباش چون من هستم.من فرمانروای کائناتم.من قدرتمند ترین فرمانروای کائنات هستم.پس از من بخواه.من بهت میدم.نگرانش نباش چجوری.چون اون کار منه نه کار تو.کار تو اینه که فقط ایمان داشته باشی و بندگی منو کنی.منم بلدم چطور جواب کسی که بندگی فقط منو میکنه بدم.چنان بهت ثروت و سلامتی و روابط بدم که فقط اشک بریزی و منو فریاد بزنی.اینقدر از همه چی بی نیازت کنم که گذشته خودت رو یادت بره.هرچی فکر کنی به یادش نیاری.این منم خدای تو.همونطور که گفتم و نوشتی ، همونطور میگم و عمل میکنی و به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت داده شده نه غضب شدگان و گمراهان هدایتت میکنم.پس فقط من رو بپرست و از من یاری بجو تا تو را محبوب درگاه خود کنم.
حسم عالیه.این فایل محشر بود.دوست دارم چند بار دیگه هم گوشش بدم.استاد ممنونم که به حرف دلتون گوش میدید و نتیجش میشه این سخنان عالی که چه در دوره ها چه محصولات رایگان عنوان میکنید.از خداوند سپاسگزارم که هر لحظه با من هست و عشقش رو حس میکنم نسبت به خودم.
در پناهش همگی شاد باشیم و لذت ببریم.
سپاسگزارم ازتون که این یافته ها رو به اشتراک گذاشتید. من هم دیشب به همین دریافت رسیدم. خداوند رو کنارم حس کردم و به خودم گفتم. خدا کنارته. نفس به نفست ایستاده. خودش قول داده که اگه فقط به اون توکل کنی، خلیفه اون روی زمین باشی. چه قولی از این محکمتر که قدرت مطلق کنارته. از رگ گردن بهت نزدیکتره. بخوان تا اجابت کنه. و تمرین میکنم لحظه به لحظه بودنش رو حس کنم و از هر قدمی که برمیدارم خشنود باشم. خدایا شکرت
به نام خداوند مهربان وهدایتگر
سلام و وقت همگی بخیر وشادی
وَاللّهُ یُرِیدُ أَن یَتُوبَ عَلَیْکُمْ وَیُرِیدُ الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الشَّهَوَاتِ أَن تَمِیلُواْ مَیْلاً عَظِیماً (27)
و خداوند مى خواهد شما را ببخشد (و از آلودگى پاک سازد،) ولى کسانى که از هوسها پیروى مى کنند، مى خواهند که شما به انحرافى بزرگ تمایل پیدا کنید.
مهمترین قانونی استاد در فایل های خودشان اشاره می کنند :
احساس خوب = اتفاقات خوب
این موضوع را هم در قرآن بررسی کرده که فایل حزن را تولید کرده و هم در حوزه فیلم راز که نزدیک به 60 بار آن را نگاه کرده و با داشتن نگاه توحیدی به مسائل و تغییر زاویه نگاه مان می تونیم در همه زمینهها پیروز شویم .
وقتی در مسیر درست باشیم و باورهای خوبی بسازیم و ورودهای ذهن را کنترل کنیم نتایج می آد که همین نتایج باعث انگیزه و شور و هیجان ما میشه برای ادامه مسیر، حتی دیدن موفقیت و نتایج دیگران هم می تونه برامون انگیزه بخش باشه.
تکامل
قانون تکامل از قوانین مهم جهان هستی هست که بسیار مخفی هست و بسیاری از افراد بخاطر حرص و طمع این قانون را رعایت نمی کنند و یک شبه می خواهند به همه چیز برسن که اکثرن هم شکست می خورند ، حتی خداوند هم این قانون را رعایت می کنه در قرآن بهش اشاره شده.
دستیابی به ثروت پایدار از دیدگاه استاد عباسمنش:
به میزانی که ما مسائل مردم را حل می کنیم ثروت وارد زندگی ما میشه
خدایا شکرت
علیرضا یکتای مقدم
مشهد مقدس
بنام خدا
سلام علیرضای عزیز
چقد زیبا و بجا بود حرفت ک گفتی
کسی ک نمیخواد تکاملش طی بشه بخاطر حرص و طمع هست
دقیقا همینه کسی ک بره سمت حرص و طمع داره از تکامل دور میشه
و خیلی از اشتباهاتی ک قبلا فکر میکردیم یک شبه پول دار شدن بود
اما هیچ ادم موفقی یک شبه پولدار نشده حتما تکاملی بوده ک طی شده
و کسی ک حرص و طمع داشته باشه یعنی خدا رو نداره باور کمبود داره
تحسین میکنم شما رو علیرضای عزیز ک چقدر عالی ب بحث تکامل با حرص و طمع اشاره کردی
در پناه الله باشید
درود استاد عباسمنش
شما تمام مدتی که رو باورهاتون کار میکردین حتما یه راهایی رو اشتباه رفتین میشه از اشتباهاتون بگین و اینکه چطور و چه وقت از مسیر فهمیدین راهتون اشتباه هست و چطور باز به مسیر درست برگشتین
ممنون
سلام دوست عزیز
اصلا نیازی نیست که استاد مسیر اشتباهی که رفترو به ما بگه ایشون داره میمیره درستو میگه و توجه مارو میبره به سمت راه درست و اینکه چطوری بفهمیم راهمون درسته یا نه باید به احساس درونمون نگاه کنیم اگه خوب بود پس راهمون درسته
نور هدایت درون ماست
سلام . استاد عزیز وقتتون بخیر و شادی بینهایت …
مرسی از اینکه هر 3 شنبه قرار یک فایل درباره مصاحبه با شما اماده خواهد شد … این واقعا بینظیر هس هست …
فقط خواستم ازتون تشکر کنم و امیدوارم این مسیر تداوم داشته باشه و این فایلها ادامه دار باشه….
و استاد اگه امکانش هست بعد از جهان بینی توحیدی 1 ی دوره بسازید مختص به قران و صحبت درباره ایات … بنظرم شاید الان دیگه بستر مناسبه و درصد خیلی زیادی از ما امادگی شنیدنش رو داریم .
با تشکر از شما استاد خوبم
سلام استاد عزیز من هم با نظر این دوستمون موافقم یه دوره کامل رو اختصاص بدین به قرآن
سپاسگزارم به خاطر اینکه هستی
منم همین درخواست رو از استاد عزیز دارم
به نام خدای مهربان
در این روز های اخیر خداوند بارها و بارها منو هدایت کرده به همین اصل که لذت ببر، آرام باش، همه اون چیزایی که میخوای بهت داده میشه
مخصوصا اینکه هدایتم کرد چند وقت پیشا به جلسه 9 کشف قوانین که کاملا درمورد همین موضوع استاد صحبت کردند و فایلی هست که در اپدیت استاد دوباره ضبطش کرده بودن
و منی که اولین باری که اون جلسه رو شنیدم نسبت بهش مقاوت داشتم، شیفته اش شده بودم، با اینکه دوره لیاقت رو جدیدا شروع کرده بودم و خیلی نسبت بهش ذوق و شوق داشتم اما چند روز فقط خدا بهم میگفت همین فایل رو ببین.
و بعدش یک چالشی برام پیش اومد و من دیدم چقدررر اون حرفا نیاز بود دقیقا به من گفته بشه و ای کاش من باور کنم
ای کاش من باور کنم این حرف رو که احساس خوب=اتفاقات خوب
ای کاش باور کنم که این، عین حقیقته! خدا همه چیزهایی که میخوام رو بهم میخواد بده، نگران نباش،، لذت ببر از همین برهه ایی که درش هستی
به قول مرجان عزیزم حتی با خوردن قهوه یا چایی هم میشه به احساس خوب رسید وقتی با همه وجودت اونو مزه مزه کنی، وقتی شکرگزار آرامشی که داری باشی
این کامنت خیلی دلی و یهویی داره نوشته میشه تا دوباره به خودم یاد اوری کنم که سینا لذت ببر،، از هرکاری که داری میکنی
از همین نفسی که راحت میکشی از تختت که روش داری این کامنت رو مینویسی از سقف بالای سرت، از همین سایت فوق العاده ایی که خداهدایتت کرده تا اینجا باشی و از اینکه خالق زندگیت هستی.
ذوق و شوق داشته باش برای برنامه های فردات، و امید و ایمان داشته باش
چقدر این ایمان به غیب مبحث بینظیر و جذابیه! چقدر حال خوب میده به آدم…
یکی دو روز قبل کنترل ذهن برام سخت شده بود. ولی خدا همیشه آرامش میده، چیزایی که باید بشنوم رو میگه، چیزایی که باید درک کنم رو بهم کمک میکنه درک کنم، قدم هایی که صراط المستقیم هست رو بهم نشون میده.
آره! سینای ده سال آینده داره بهم میگه آرام باش، لذت ببر، نگران نباش همین الان بهترین خودت رو بزار و نگران هیچی نباش، سمت خودت رو انجام بده و بقیشو بسپار به خدا
خدایا سپاسگزارم ازت بخاطر تک تک نعمت هایی که بهم دادی و همواره داری لطف بی کران ات رو شامل حال من میکنی.
خدایا سپاسگزارم بخاطر همه چی
فارغ از اینکه بقیه کجا هستن فارغ از اینکه بقیه چه نعمت هایی دارن یا سپاسگزار هستن یا نیستن،، من نعمت های خودمو دوست دارم و سپاسگزارشون هستم(-حداقل سعی میکنم باشم-)
استاد توی جلسه 9 کشف قوانین میگن اکثر افراد موفق و حتی خود من اگر بخوان به خود 18 سالگیشون نصیحت کنند یک همچین چیزی میگن که: آرام باش، لذت ببر، حالت و خوب کن، نگران نباش، همه چیز بهت داده میشه
من سینا الان در 18 سالگیم هستم،، این دقیقا مال خودمه. دوست دارم باورش کنم، دوست دارم با تمام وجودم بپذیرمش و یادم باشه.
خداروشکر بخاطر هدایتی که کرد و گفت و من نوشتم.
خداوند نگهدار هممون در این مسیر زیبا…
سلام ودرود من راازشهر زیباوثروتمند یزد با مردمانی مهربان ودوست داشتنی پذیرا باش
سینا جووون اول از همه خیلی دلم برات تنگ شده مخصوصا کامنت های بلندت که باید بارها بخونم ولذت ببرم ودرموردش با خودم صحبت کنم وبگم. آره. همینه. راست میگه سینا.خدایا شکرت که به دلش انداختی اینجوری برایم بنویسه
دوم تحسینت میکنم که اینقدر روی خودت کار میکنی وپیشرفت های عالی داشتی
سینا جان درستش همینه. ارام باش. لذت ببر. میدونی یوقتایی تو اوج کاری. یوقتایی از بیرون هرکی نگات میکنه میگه وااای چقدر این درحال دویدن هست. گناه طفلی. ولی کسی نمیدونه تو داری لذت میبری
مثالش کشاورزی که عاشق کارش هست. تو اوج گرما. روی تراکتورش زمین کشاورزی را شخم میزنه. عرق میریزه. ولی خودش داره حال میکنه. من رهگذر وقتی میبینم میگم. گناه بنده خدا. تو گرما.خاکی شده. داره نفس نفس میزنه.
حکایت همه ی ماست.
ببین باچه باوری کار میکنی. باعشق هست یا با عذاب.
اگه باورت درست باشه. اگه عاشق کارت باشی داری هرلحظه لذت میبری. تضاد هست. ولی الله بزرگتره. کمک میکنه که خودت حیرون کمکش میشوی
سیناجان دیشب جشنی دعوت بودم قبلش تضادی پیش اومده بود ودوستم نمیخواست دیگه همراهی کنه
ولی من چون دوست داشتم میخواستم شرکت کنم. حالا همیشه دوستم لطف میکرد وباماشین او میرفتیم. اما من قبول کردم تو دل ترسم برم. چون شب واوج شلوغی وترافیک. اصلا قسمت مرکزی شهر نمیرم. همسرم هم گفت اگه میخوای من شما راببرم. گفتم نه. میخوام خودم برم.
وقتی تو شجاعت خرج بدی خداهدایتت میکنه. خداهدایتم کرد یک ربع زودتر حرکت کنم. چون مسیری که میخواستم برم هم موقع اذان بود واز نزدیک دوتا مزار باید رد میشدیم که خیلی ترافیک هست. هم پنج شنبه بازار …خلاصه خیلی شلوغ وترافیک سنگین.
قبلش خداهدایتم کرد چندتا اهنگ شاد دانلود کردم که تومانی لذت ببرم
سینا برای بار اول بود که من از برنامه ی بلد استفاده میکردم تا به راحتی تالار راپیداکنم.
سینا یدفعه یاد استاد افتادم که به اندازه ی یه برنامه گوگل به خدا اعتماد نداریم.
سینا وقتی برنامه میگفت ازسمت راست. 200متر بعد میدان. قبل میدان دور برگردون.
میدونی من دیگه اونجا نبودم. یعنی خدامیگفت بااین دقت. منم میتونم هدایتت کنم. فقط بخواه. تو این برنامه راماه هاست داری روی گوشیت. ولی استفاده نکردی. حالا ازش کمک خواستی. حالا نت روش کردی. رفتی تو برنامه. ازش مسیر درست رادرخواست کردی واون بهترین واسان ترین مسیر رابهت پیشنهاد کرده. بیاره سمت من. ازم بخواه تا اجابتت کنم
وااای سینا نمیدونی چقدر حال دلم عالی شد.
ازش خواستم تو جشن همراهم باشه. دلم میخواست یه پایه برای رقصیدن داشته باشم.
سینا صندلی بغل من دختر جوانی بود که سالها تمرین رقص میکرد وآموزش میدید. چقدر باهم دوست شدیم ورقصیدیم.
سینا جااان وقتی برای خودت ارزش قایلی واز خدادرخواست میکنی هدایتت میکنه
آهان یادم اومد. دیروز ظهر رفتم برای دخترم کادو بخرم به مناسب روز دختر. اول برای خودم کادو خریدم. گفتم مرجان تو دختر بی نهایت خوبی هستی. این کادو باعشق تقدیم تو.
حالا دیشب عمه جانم برام کادو آورده. میگه من دختر ندارم تو دختر من. دوست داشتم به یکی کادو بدم. چقدر حس خوبی هست. سینا. من خدارادیدم. عشق اون بود. اون داره به وسیله ی بنده هاش هدایتم میکنه
سینا بخدا همه چی. خداست. هدایتت میکنه به سمتی که تو بخوای
فقط تو انتخاب کن.
دوست داشتم برات بنویسم ویادگار بمونه. تا هرموقع هدایت شدم به خوندن کامنت هامون. رد پای دیشب یادم بیاد
بازم میام برات مینویسم.
راستی هنوز انرژی نیومده بود که جواب کامنت قبلیت بدم. فقط تحسینت میکنم که از خودت مثال زدی. از پیاده روی وهدایت الله مهربان
افرین پسر. درستش همینه. قانون راتو زندگیت مثال بزن تا برات باور پذیر تر بشه. تا هرموقع کامنتت خوندی مثاله برات روشن بشه. آره اون موقع شد. پس دوباره هم میشه
سیناجووون دوستت دارم
رفیق بازم برام بنویس
سلام مرجان جان
دوست عزیزم خوبی؟
سپاسگزارم بخاطر کامنت زیبایی که برام. نوشتی و دارم با تاخیر پاسخ میدم بهش
مرجان جان همیشه تحسینت میکنم آفرین بهت که اینقدر عالی روی خودت کار میکنی
الانم که دوره روانشناسی ثروت رو گرفتی حتما داری غوغا به پا میکنی واسه خودت، باریکلا بهت!
دیشب داشتم مرجان چک آپ فرکانسی میکردم خودم رو اینطوری که ببینم توی سه ماه اخیر چه اتفاقاتی افتاده و چه تغییراتی کردم اونجایی که نتایج خوب بود دلیلش چی بود و اونجایی که نتایج اروم میومد چی؟ و چیزای خیلی خوبی نصیبم شد. چندساعت داشتم مینوشتن همینطوری اتفاقا اون جا هم خیلی یادت کردم.
خب تغییرات عالی بودن
خیلی وقت ها یادمون میشه که چقدر جایگاهی که الان هستیم رو ارزو داشتیم داشته باشیم،، اصلا بهش فکر که میکردیم ذوق میکردیم و اروم اروم وارد زندگیمون شده.
یکی از کارهایی که من میکنم برای اینکه احساس خودم رو خوب کنم و حواسم باشه که خودمو مقایسه نکنم همینه که به خودم آگاهانه میگم که ببین سینا یک روزی ارزوت بود این جایگاه،، ببین سال پیش کجا بودی امسال کجا هستی.
فارغ از اینکه چقدر سرعت داشتی یا نسبت به بقیه چیکار کردی مهم اینه که پیشرفت کردی و خودت رو تبریک بگو و خودت رو تشویق کن که به لطف خدا پیشرفت کردی و. خدای مهربان همواره داره خواسته هات رو بهت میده
مرجان جان کلمه آگاهانه رو بالا پررنگ کردم میخواستم درمورد این موضوع صحبت کنم
چندوقت پیش یادته یک کامنتی توی جبر یا اختیار نوشتم و شماهم برام پاسخ های خوشگلت رو نوشتی؟
اون موقع من احساس کردم که داره این منطق هایی که میگه من خالق زندگیم هستم توی هرلحظه و دارم به جهان فرکانس ارسال میکنم رو داره یادم میشه
و مرجان واقعا هم همینه! خیلی زود یادمون میشه، واقعا غذای ذهنه هرروز باید بهش بدی منطق هایی که میگه تو خالق زندگیت هستی
حالا بریم سراغ جلسه یک کشف قوانین هدف اون جلسه چی بود؟ رفتن از خلق ناآگاهانه به سمت خلق آگاهانه…
شرط اولیه اش چی بود؟
اینکه بپذیرم که من هستم یعنی همون مسئولیت پذیری و وقتی که پذیرفتم میتونم برم سراغ آگاهانه زندگی کردن.
حالا هرچقدر بیشتر روی این باور کار کنم نتیجه به این شکل که بیشتر از این قدرت استفاده میکنم خودش رو نشون میده
یعنی مرجان من دقیقا یک ارتباطی دیدم توی رفتارهام که هرموقع روی این باور کار نکردم و دیدم داره ضعیف میشه کمتر اگاهانه زندگی کردم و از اون طرف احساس قربانی بودن بیشتر در من به وجود میومد.
همین الانم واقعا احساس میکنم یک خورده این باور توی ذهن من کمرنگ شده و-اگاهانه- توی کامنتم بهش اشاره کردم تا توی زندگیم گسترشش بدم و درموردش حرف بزنم باهات
مرجان جان یکی از خوبی ها و. مزایایی که دوستی با تو برام داشت این بود که من توی کامنت هام بارها قانون رو مرور میکردم و تو هم همینکار رو میکردی
بارها درمورد قانون توجه، خالقیت، احساس لیاقت و فراوانی و… باهم صحبت کردیم و تو هم که پاسخ میدادی باز این اتفاق بیشتر میفتاد. داشت ظرفمون بزرگ تر میشد،، مسیر چقدر لذت بخش بود تا الان مرجان مگه نه؟ اگر برگردیم چی میگیم به خودمون؟ بیشتر لذت ببر، نهایت استفاده رو از روز هات بکن میدونی حالا شمارو نمیدونم مرجان اما من اون روز های اول که با هم صحبت میکردیم خیلی عجله میکردم یادمه مرجان این عجله احساسم رو خیلی بد میکرد و نمیزاشت از روز هام لذت ببرم.
الان میبینم حتی اون موقع ها که یکسری کامنت ها مینوشتم و خودم الان میخونمشون میبینم مثلا دیدگاهم نسبت بهش تغییر کرده با خودم میگم اینم بخشی از مسیر بوده و باید طی میشده اون موقع اینطوری فکر میکردم تا الان اماده این مدل فکر کردن بشم
مرجان من بعد از اینکه اومدم.
و من خودم مرجان کامل میفهمم تغییر شخصیت و تغییر تفکری که داشتم نسبت به الان و چقدر خوبه ولی من سینای اون موقع رو هم دوست دارم همینجوری که الان دوسش دارم.
مرجان عزیزم چه موهبتی شد این دوره احساس لیاقت در زندگی من یادمه قبلا مرجان با خودم میگفتم خدایا، من فقط دوره احساس لیاقت رو داشته باشم من فقط فلان و بهمان و آرزوم بود داشته باشمش و بچسبم بهش ولش نکنم و خدا بهم این دوره رو داد اما من یادم شد اون موقع ها چقدر خدا خدا میکردم که بهم بده
دقیقا برای دوره کشف قوانین هم همین بود
من مرجان اولین کامنت ام رو توی سایت اگر نگاه کنی دقیقا وقتی نوشتم که دوره کشف قوانین داشت بروز رسانی میشد دقیقا یک سال پیش همین موقع ها بود و من توی اون کامنت هم نوشته ام که من این محصول رو ندارم اما دوست دارم داشته باشمش
اون موقع پولش رو هم نداشتم ولی یادمه توی دفترم چقدر با ذوق و شوق مینوشتم
وای یاد اون روزا افتادم
مرجان استعاره گاز و ترمز منو دیوانه کرده بود اصلا خیلی برام جذاب بود مثل یک بازی بود برام ترمز هارو پیدا و حذف کردن این چیزی که میگم مال قبل از خرید اون دوره است حتی که من فهمیدم داستان چیه.
حتی نشستم برای اینکه دوره رو داشته باشم هم ترمز هام رو برداشتم.
خیلی فوق العاده بود
اون زمان میدونی چی بهم قدرت میداد؟ بهم احساس خوب میداد؟ اینکه من خالق زندگیم هستم، اینکه اگر ترمز نداشته باشیم هر خواسته ایی بخوایم بلافاصله به وجود میاد وقتی اینو یک. کوچولو درک کردم اصلا تو یک حال و هوای باحالی بودم و یادمه اون روزها هم زندگیم خیلی روان پیش میرفت خیلی من انگیزه داشتم
درسته بخاطر درک کمتری که از قانون داشتم یکسری کارا رو نااگاهانه انجام میدادم یا یک طرز فکر هایی داشتم اما بازم خیلی یادمه احساسم خوب بود
این باور اینکه من خالق زندگیم هستم
این باور که افکار و باور های من دارن اتفاقات رو رقم میزنند و من توانایی تغییر اونهارو دارم خیلی احساس معنوی به آدم میده.
میدونی حتی اینکه من دستم رو بزارم تو دست خدا و بزارم اون کار هارو پیش ببرم هم یک انتخاب اگاهانه است که خداوند به ما این قدرت اختیار رو داده
من اولش یکم گیج میشدم که اگر همه کارارو خدا داره میکنه و حتی اینکه من انتخاب کنم دستم و بزارم تو دست خدا رو هم اون گفته بهم پس نقش من چی میشه و بجای اینکه بهم قدرت بده داشت منو می برد به سمت جبرگرایی اما دیدم همون خدا اینطوری مقرر کرده که من قدرت اختیار داشته باشم از طرفی یکی از اون انتخاب ها برای من این هست که دستم رو بزارم تو دست اون
و انتخاب کنم مسیر سرراست رو، صراط المستقیم…
میتونم هم دستم رو از تو دستش بردارم.
بعد دوباره باز اینطوری به خدا میگفتم که: خدایا حتی اینکه دستم الان تو دست توست از لطف و عنایات توعه
باز دوباره ذهن چموشی میگرد پس اختیار چی؟
خب اختیار همینه که اعتبارش رو بدی به خدا یا خودت!
اینم اختیاریه و هرکدومش بازم یک نتیجه متفاوت داره
باز دوباره میرسیم به حرف استاد که: من اینجوری فکر میکنم که ادم هرچقدر باهوش تر باشه دستش رو میزاره توی دست خدا و میزاره اون کارارو انجام بده و همه چیز ذهنیه!
میدونی یک نکته خیلی مهمی رو استاد توی فایل توحید عملی 11 بهش اشاره کردند که همه چیز ذهنیه! بعد ادامه دادند که: خیلیا فکر میکنن اینکه مثلا میگیم خدایا من نمیدونم داریم فرکانس ندونستن رو به جهان میفرستیم. ولی توی ذهن من اینه که هرچقدر من بگم نمیدونم بیشتر اجازه میدم خدا هدایتم کنه و به همون نسبت زندگیم راحتتر پیش میره.
.
خیلی نکته قشنگی بود به نظرم که خدا لطف کرد و من دقت کردم بهش که توی ذهنت اینطوری بساز ک اتفاقا هرچقدر من پیش خدا احساس عجز کنم سرم جلوی بقیه بالاتره
حالا خیلیامون امکان داره که توی ذهنمون برعکس تنظیم شده باشه که اقا وقتی من میگم خدایا من بدون تو هیچی نیستم توی جهان بیرون هم احساس ناتوانی میکنم
خب اینا همش ذهنیه! و نکته اش اینه که من توانایی تغییر دیدگاهم رو دارم
اینجاست که این قدرت خالقیت و اختیار معنا پیدا میکنه! اینجاست که اگر هم تک تک کارهارو داره خدا میکنه بخاطر اینه که تو بهش اجازه دادی میتونستی هم ندی
حتی تو میتونی این رو توی ذهنت بسازی که حتی اینکه من اجازه دادم به خدا تا کارهارو بکنه هم بازم از لطف خودشه!!! و حتی اینکه اینجوری هم بگی تو انتخاب کردی.
یعنی من یکی از دلایلی که یکم باورم داشت خراب میشد نسبت به قدرت اختیار و خلاقیت این بود که توی ذهن من یک همچین چیزی ایجاد شده بود:
خب همه کارها داره به لطف اون انجام میشه چون من تسلیم هستم و گفتم. نمیدونم اما همینکه گفتم تسلیم هستم و. نمیدونم هم به لطف اون گفتم-ما رمیت و اذ رمیت ولکن الله رمی- و بعد با خودم میگفتم پس من هیچ کارم؟؟ میدونی بعد دقت کردم به اینکه آقا همه چی ذهنیه و این چیزی که ذهنی هست رو من اختیار دارم که تغییرش بدم و خدا اختیار کرده که من اختیار داشته باشم و این اختیار در راستای اختیار خداست.
حالا که همه چی ذهنیه و من قدرت اینو دارم که افکار خودم رو تغییر بدم پس میام اینجوری اگاهانه فکر میکنم که 1. خداوند همواره هدایت میکنه و من لایق دریافت هدایت های خدا هستم 2.من هیچی نمیدونم، من بدون هدایت های خدا هیچی نیستم
و همه کارها رو اون داره میکنه حتی این کامنت
که این همون دوتا باوری هست که استاد توی توحید عملی 11 گفتند،، اتفاقا دیشب هدایت شدم یکبار دیگه دیدمش برای همین ذهنم مطالب توش تازه است و منم طبق قانون دارم بهش توجه میکنم تا گسترشش بدم.
این کامنتی که نوشتم بخدا هیچ ایده ایی نداشتم ولی یک سوال داشتم که جوابش رو خدا بهم توی این کامنت گفت و چقدر نیاز داشتم درمورد این مفهوم اگاهانه صحبت کنم
مخصوصا اونجایی که توی این کامنت گفتم که حتی اینکه اعتبار هرچیزی رو به خدا بدی هم این خودش اگاهانه است چه نکته ایی بود قبلا بهش فکر نکرده بودم ولی خداهیلی خوشگل بهم کفت
و بعدش که ادمی زرنگه که اعتبار همه چیز رو بده به خدا
خدایا شکرت چقدر این کامنت فوق العاده بود خدای مهربان و سمیع و علیم چقدر لذت بردم از این کامنتی که خودم نوشتم
مرجان چندساعت پیش یک کامنتی برات نوشته بودم بعد بیست دقیقه حسم گفت پاکش کن خودم راضی نبودم انگار من اولش گفتم نه بابا بزار باشه اینهمه کامنت نوشتم و اینا اما احساسم گفت نه پاکش کنم خداوند دوست داشت که این حال رو بهم بده و من بیام این کامنت رو بنویسم چون عملا اگر اونو مینوشتم دیگه اینو احتمالا نمینوشتم
حتی مرجان این سپاسگزاری کردن و دیدن هدایت ها هم خودش اگاهانه هست
تو ایات قران هم بارها گفته خدا هدایت میکنه حالا یا اونا شکرگزاری میکنند یا نمیکنند که بازم ربط پیدا میکنه به همین احساس که من اختیار دارم
میدونی توی ذهن من اینطوریه که هرچقدر من بیشتر به خودم بگم من اختیار دارم بیشتر ازش اگاهانه درجهتی که میخوام استفاده میکنم
بیشتر خودم رو سپاسگزار تر میبینم و بیشتر برای خودم ارزش قائل میشم
چون توی ذهن من اینه که اقا همه چی دست خودمه و این باور اتفاقات رو رقم میزنه تا بهم ثابت کنه که:آره همه چی دست توعه حتی این قانون باور ها رو هم اگر هرچندوقت یکبار روش کار نکنیم واقعا از ذهنمون میره مثلا من الان که جمله بالا رو گفتم که باور های ما توسط جهان ثابت میشه یهو کلی چیز یادم اومد که داشت یادم میرفتم ولی خداوند مهربان و دانا لطف خودش رو برای من فرستاد و من مرور کردم این قوانین رو (همزمان که این جمله هارو میگم تا عضله توحید و اختیار توی ذهنم قوی تر بشه)
این کامنت مرجان میدونی جنسش از کدوم کامنت هاست؟ از همون کامنت های طولانی که گفتی اول این کامنتت
دقیقا حس و حال همون موقع هارو داره بهم میده که سعی میکردم ثانیه به ثانیه ذهنم رو ورودی بدم از قانون تا جایی برای چیزای دیگه نزارم
وای چقدر درمورد قانون ما باهم صحبت کردیم خداروشکر به لطف خدا این اتفاقات افتاد.
مرجان وقتی دیشب داشتم چک آپ مینوشتم قشنگ متوجه شدم که پسررر خواسته های من روی یک روند خیلی خوشگل و اروم اروم وارد زندگیم داره میشه ولی خب من خیلی وقت ها حواسم نیست و دوباره یاد این حرف استاد افتادم که میگه خواسته های ما خیلی اسان و روان وارد زندگیمون میشن ولی چون ما همیشه خواسته داریم و وقتی به یک چیز میرسیم هعی خواسته های بیشتر میخوایم. یادمون میره و من دیدم چقدر دقیقا همینطوریه!
تمرین چک آپ دیشب خیلی خوب بود که من اومدم اتفاقات سه ماه گذشته رو با جزئیات نوشتم از هدایت های خداوند تا خرید دوره و اتفاقات بعدش و حتی ذهنیت هایی که از من تغییر کرده و دلیل رفتار هام اینها همه موضوعاتی بودن برای این چک آپ
خدایا شکرت چقدر این کامنت به خودم اول از همه چسبید حالا مرجان جان طبق قانون اختیار بازم دست ماست که از این اگاهی ها چقدر استفاده کنیم و چقدر خودمون رو لایق بدونیم که استفاده کنیم
این احساس لیاقت هم حتی ارتباط مستقیمی داره با این موضوع که به میزانی که خودمون رو لایق بدونیم بیشتر اگاهانه زندگی میکنیم چون برای خودمون و زندگیمون ارزش قائل هستیم و برای همین هم این احساس لیاقت اینقدر مهمه
من احساس میکنم که باید دوره کشف قوانین یا فایل هایی که مربوط به باور ها و میشه رو هم هر از چندگاهی دوباره گوش بدم
البته توی یکی دو هفته اخیر یکم کمترفایل گوش دادم و روش خودم کار کردم و وقت نداشتم که روی دوره احساس لیاقت هم کار کنم هنوز هم تا جلسه تکمیلی 2 بیشتر پیش نرفتم چون موقع امتحانام هست ولی سعی میکنم از این به بعد این رو بهونه قرار ندم و سعی کنم هرچی از همین دو جلسه هم یادگرفتم رو توی زندگیم پیاده سازی کنم. چون اگر من واقعا عمل کنم و اجرایی کنم همون دو جلسه کلی احساس لیاقت منو لول آپ میکنه
خلاصه میسپارمش دست خدا بازم من هیچی بلد نیستم که
همین یک هفته که امتحانام بود و اینا داشتم میرفتم تو باقالیا کلا اما خداوند الان لطف کرده و من دوباره اینجام
مرجان جان خیلی دوستت دارم
بهترین هارو برات آرزو میکنم ایشالا یک روز هم ببینمت و کلی باهم صحبت کنیم
خداوند یار و نگهدارت
سلام ودرود من را از بهترین نقطه جهان شهر زیباوثروتمند یزد با مردمانی مهربان ودوست داشتنی پذیرا باش.
سینای عزیزم. با دیدن نقطه ابی صبح زود تو خواب وبیداری از خوشحالی جیغ زدم ودویدم تو شاهنشینی روی صندلی مورد علاقم بشینم وبا لذت کامنتت را صبح زیبای جمعه شروع کنم
دیشب برات کامنت فرستاده بودم. دلم بدجور هوات رو کرده بود. از خدا میخواستم برام بنویسی وبا خوندن کامنت لذت وشادی فراوانی احساس کنم. هرموقع به خدا میگم امروز معلم خصوصی من باش از زبان تو درک بیشتری از قانون داشته باشم. تو برام کامنت مینویسی ومطمعنم کامنت تو کلام خدا برای منه. میدونی اولین بار که واقعا از خدا درخواست کردم تا مربی من باشه. کلام استاد وقانون رابرام بهتر وواضح تر توضیح بده هدایت شدم به کامنت تو. دست خدا شدی برای کمک به من وخودت تو این مسیر الهی
با اینکه فرسنگ ها از تو دورم. ولی احساس نزدیکی ودوستی عمیقی باهات دارم. وسپاسگزار خداهستم
میدونی قانون برام تداعی میشه که تو درمسیر درست باش. ادم های خوبی که بدرد الانت بخورند کمکت کنند خودشون جذب میشوند
من وتو تجربه این رو داریم شاید به خیلی ازکامنت بچه های همین سایت جواب داده باشیم ولی من وتو چقدر همفرکانس بودیم که به لطف خدا این دوستی ادامه پیدا کرد وچقدر هردوما رشد کردیم
سینای عزیز این اختیار من وتو بود که ادمه بدهیم. میتونستیم با یه امتیاز دادن یا فقط خوندن کامنت رد بشیم. ولی ما خواستیم. ادامه بدهیم. وخدا هدایتمون کرد که هرروز دراین مسیر پیشرفت کنیم
امروز که کامنتت بدستم رسید. به خودم گفتم سینا دوسه روز پیش برات نوشته ومن هم درست دوسه روزه خیلی دلم میخواست برام بنویسی. میبینی خواسته ها. همدیگه راجذب میکنند. همون مثال استاد تو جلسه اول که وقتی دلشون استخر میخواست وشروع کردند به برداشتن ترمزها. با اینکه نمیدیدند ولی همون موقع یکی از دست های خدا براشون استخر میساختند. سینا جااان بخدا اینقدر قانون خداوند درست وریاضی وار جواب میده که یه وقتایی گریه ام میگیره از شوق وذ وق
میدونی چند روز جز درخواست هام داشتم فکر میکردم چی بخوام. دلم میخواست یه دوست قدیمی ببینم ولی همون که به ذهنم رسید گفتم نه. این ممکن نیست وحتی ننوشتم ولی با تصورش همون چند لحظه حالم خوب شده بود. باورت نمیشه چند ساعت بعد دوستم خودش اومد به دیدنم. حیرون این خدا هستمکه اجابتم میکنه هرلحظه
یه باوری که دارم روش کار میکنم اینه که خدا هیچ کاری نداره. نشسته کنارم من فقط یه چیز بخوام سریع براورده کنه
میدونی طبق قانون درستش هم همینه. خدابه فرکانس من جواب میده. طبق صحبت های ناب استاد تو جلسه ی سوم ثروت. ببین هرلحظه به چی توجه میکنی اصل همون میاد تو زندگیت.
چقدر احساس خوبی هست وقتی باور کنی تو خلق میکنی. دیگه عجله ای نداری. تو هرموقع که بخوای میتونی خلق کنی
احساس لیاقت وارزشمندیت باهمین یه جمله کلی بالا میره. عین یه پادشاه هستی. اراده میکنی وبرات اماده میشه
سینای عزیزم. درمورد جبر واختیار صحبت کردی که اگه خدا همه کاره هست من چکاره هستم. وخودت چقدر قشنگ پاسخ دادی. حالا مثالی که من برای خودم میزنم
من مادر خیلی کارها برای فرزندم انجام میدم از سر وظیفه. ولی خیلی کارها رابادرخواست خودش انجام میدم. مثلا من قراره ناهار درست کنم. حالا هر چیزی. ولی امروز پسرم درخواست میکنه من جوجه میخوام. منم براش درست میکنم. اگه او نمیگفت چی دوست دارم قرار بود امروز کشک وبادمنجان درست کنم
غذا درست میشد ولی پسرمن امروز اگاهانه انتخاب کرد چی بخوره
یا من مثلا سرکار میرم. کارباید انجام بشه. حالا شاید چرخ خراب بشه. شاگردم یه کاری براش پیش بیاد نیاد. خودم یه مسعله ای داشته باشم. ولی وقتی اگاهانه صبح کارم رامیسپارم بخدا. همون کار انجام میشه ولی به سادگی. با لذت. با شادی
من انتخاب میکنم خودم کارم راانجام بدم یا اگاهی کل کمکم کنه والحق که به سادگی وعشق کمکم میکنه
سیناجااان من انتخاب میکنم تو یه اتفاقی خوبی ها ومثبت هاراببینم وشکرگزاری کنم ولذت ببرم. منم انتخاب میکنم تو همون اتفاق منفی ها راببینم واحساس بد واتفاقات بد بعدی راتجربه کنم
خیلی وقت ها ناخواسته اتفاقات راجذب کردم. حالا میتونم انتخاب کنم ازش درسم رابگیرم وشکرگزار خداباشم وازش بخوام هدایتم کنه به مسیر اسون تر یا همچنان به ناخواسته گیر بدم وهی ناشکری کنم وخودم بخوام به این موضوع ادامه بدم
سیناجااان وقتی تو مسیر باشی خیلی انفاقات برات نمی افته. مثالش بزنم. هفته ی پیش مادرشوهرم بیمارستان بود وحالش وخیم. من تمرکز گداشتم روی زیبایی ها. دوبار قرار بود برم پادارش بشم. اصلا جور نشد. من هدایت شدم به یه جشن بزرگ. فرداش هدایت شدم همراه دامادم به شهر تفت وتفریح ولذت وخنده شادی
چون من از خدا درخواست شادی کرده بودم ولذت
میدونی الان دارم بیشتر درک میکنم وقتی خودت اگاهانه بخوای به خوبی ها مثبت ها تمرکز کنی جهان کمکت میکنه وهدایتت میکنه به جاهای بهتر وعالی تر
مثال عینی این موضوع. من وهمسر جانم.
دوهفته بود تمرکز ایشون روی منفیها وپشت هم اتفاقات منفی. منم تمرکر روی مثبتها وپشت هم اتفاقات مثبت
کاملا جهان بهم داره نشان میده به هرچی توجه کنی به همون هدایت میشی حتی اگه دونفر تو یک خانه باهم باشند
سینای عزیزم. وقتی برای خودت ارزش واحترام قایل باشی چنان جهان دربرابرت سرتعظیم خم میکنه که حیرون این قوانین میشوی
میدونی ما کاری نداریم جز کارکردن روی خودمون اونم با لذت
با احساس خوب
بقیه اش جهان انجام میده.
بازم میام برات مینویسم. تو هم هرموقع دوست داشتی بنویس دوستت دارم
😍به نام خداوندی که مشتاق تر از منه که به خواسته هام برسم😍
چقد این فایل ها الهام بخشه ، چقد میتونه نگرانی های بیهوده ای که از ورودی های نامناسب به ذهنمون رسیده رو کم کنه و چقد کمک میکنه که بیشتر لذت ببریم از زندگی.
همه یه جوری حرص میخورن ، میدوئن و طمع کارانه به هر چیزی نگاه میکنن که انگار همین الان تموم میشه ، ولی من فقط دارم سعی میکنم رو خودم کار کنم و از زندگیم لذت ببرم و شاد باشم و اجازه بدم که خدا کار هارو انجام بده ، خدا منو ببره.
راستش چند روزی هست که پروژه ای که مشغول انجام کارش بودم بنا به دلایل مربوط به کار های دیگه استاپ شده بود و من از این فرصت استفاده کردم فقط داشتم رو خودم کار میکردم و استراحت و ورزش و خلاصه که لذت میبردم از زندگی.
تو همین روز ها یه موقعیت شغلی برام بوجود اومد و رفتم قیمت دادم و توافق کردیم و حتی دو تا از کار های موجود رو هم انجام دادم و طبق روال همیشه دستمزدم رو نقدا دریافت کردم.
امروز همون بنده خدا بهم پیام داده و نوشته بود که آیا با قیمت پایین تری کار میکنی ؟
منم در جوابش گفتم ما باهم توافق قیمت کرده بودیم که ، دیگه چرا داری قیمت رو میاری پایین؟
جواب غیر محترمانه ای داد و گفت اون قیمت برای آیتم های قبلی بود ، الان باید با این قیمتی که من میگم کار کنی و قشنگ احساس کردم که منت داره میزاره سرم و فک میکنه من لنگ کار اونم و …
همون لحظه احساسم بد شد از حرفاش و قشنگ احساس کردم که داره چرت و پرت میگه و با اینکه ظاهراً موقعیت شغلی فعال دیگه در حال حاضر نداشتم ، کلا بلاکش کردم و جوابش هم ندادم.
با خودم گفتم من باید اینجا ایمانمو نشون بدم و بتونم ذهنمو کنترل کنم ، اگه به هر کسی باج بدم که شرک ورزیدم ، خدا خودش از یه دست دیگه بهم میرسونه.
الان هم واقعا حالم خوبه ، تا همین یه ساعت پیش دریا بودم ، خیلی هم خوش گذشت 😄
و به شدت هم به این قانون که احساس خوب اتفاقات خوب رو بوجود میاره ایمان دارم و هر لحظه دارم سعی میکنم احساسمو خوب تر کنم.
💸💸💸💸💸💸💸💸💸💸💸💸💸💸💸
به جز نتایج خوب یکی از چیزایی که باعث میشه آدم رو باور هاش کار کنه ، اون احساسیه که بعد از کار کردن رو باور ها به آدم دست میده.
امتحان کنید ، بشینید رو باور هاتون کار کنید ، ورودی خالص بدین به ذهنتون ، رو ارزشمندی و لیاقتتون کار کنید ، ورودی های مخرب رو از خودتون دور کنید ، خودتونو به توحید نزدیک کنید و اونوقت میبینید که اصلا چه حال ملکوتی خواهید داشت که با هیچ چیز دیگه ای قابل مقایسه نیست ، انگار با خود خدا داری عشق بازی میکنی ، میرقصی ، واقعا نمیدونم چطور توصیفش کنم.
🌼🌺🌼🌺🌼🌺🌼🌺🌼🌺🌼🌺🌼🌺🌼
در مورد تکامل هم که یاد آوری هر مثالش از زندگی خودم ، بیشتر بهم کمک میکنه تا انگیزه هامو حفظ کنم و با قدرت بیشتری ادامه بدم در هر مسیری.
استاد شما واقعا خیلی خوب تکاملو توضیح میدین ، مثلا تو زندگی در بهشت برای کار با یکی از ابزار ها ، اول اومدی یه دونه چوب رو باهاش تراشیدی یه شکلی بهش دادی که اصلا معلوم بود بلااستفاده ست ولی هدفت از این کار آشنایی با ابزار جدید و طی کردن تکامل بود و من واقعا خیلی لذت بردم وقتی دیدم به صورت عملی دارین این قانونو تو زندگیتون اجرا میکنین.
🎊🎉🎊🎉🎊🎉🎊🎉🎊🎉🎊🎉🎊🎉🎊
از خدا میخوام کمکمون کنه تا خودمون رو بهش نزدیک کنیم.
از خدا میخوام کمکمون کنه اونقد بهش باور داشته باشیم که به کسی باج ندیم.
از خدا میخوام مارو به بهترین و سرراست ترین مسیر ها هدایت کنه.
سلام
من به شما در رابطه با رفتاری که بابت کارتون دیدین و همونجا قطع کردین تبریک میگم برداشت من اعتمادی که به خدا دارین و توحید عملی شماس احساس خوب مساوی با اتفاقات خوب که اینکار الگو برای من خدایا شکرت
بابت یادآوری احساس ارزشمندی
ممنون استاد که سوالات را جواب میدین
اینکه ثروت را داشتین اما باز رفتین از صفر شروع کردین خیلی کار متفاوتی هست و خیلی از ماها میمونیم تا تموم ثروت به یک اب باریکه برسه و باز حاضر به تغییر نیستیم خیلی از این بخش صحبتتون استفاده کردم
رابطه شما و مریم جان یک رابطه زیباست و چقدر قشنگ گفتید ساعتهای خوش بودن و لذت بردن مهمه نه ساعتهای زندگی کردن که خیلی ها زندگی میکنن زندن اما لذت نمیبرن
ممنون از این صحبتهای زیبا