مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار» - صفحه 8 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»247MB33 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»32MB33 دقیقه














سلام استاد عزیزم
و سلام مریم جان عزیزم
امیدوارم حالتون فوق العاده باشه که هست
خوردم به یک چالش بعضی روزها با حس بدی ک میاد سراغم به خودم میام که دارم منحرف میشم از مسیر درستا ،زینب مواظب باش تو چندماه داری رو خودت کار میکنی
اما یه حسی بهم میگ اینم یه چالش
قرار من بهتر بشم قرار برم مدار بعدی قرار بزرگ تر بشه روحم قرار گسترش پیدا کنم
دوروز دارم افکار و احساسم و رصد میکنم چیزی که بدست اوردم و مچ ذهنمو گرفتم سرک کشیدن مداومش تو گذشته و اتفاقاتی بود که عصبیم میکنه مخصوصا رابطمو تحت شعاع قرار داده
فکر میکردم که این مشکل و باخودم حل کردم گذشته رو رها کردم و آینده برام ترسناک نیست
اما من نتونسته بودم کامل حلش کنم
اشکال نداره همه چیز تکامل میخواد
اومدم نشونه زدم و این فایل اومد خدای من
دنبال جواب بودم جوابو ازفایلی پیداکردم که بارها گوش دادم
برگشتم به اصل قانون احساس خوب
سالهای گذشته ماجراهایی افتاده و تجارب تلخی داشتم که مونده در ناخوداگاهم از یکسری ادم ها متنفرشدم که با تلاش ذهنی زیاد کمی رهاشون کردم
و تازه انگار گوشهام و چشم هام به آدمی ک 5سال باهاش تو رابطه بودم بازشده
استاد جان قبلا این حرفاشو نمیفهمیدم
همیشه با باورهای غلطی که از این ادم و از رابطه داشتم از عدم اعتمادبنفسم که فکر میکردم کافی نیستم هر حرفی میزد من سوبرداشت داشتم ازش
بخاطر همین خیلی اشتباهات کردم
عصبانیت و لج بازی و حسادت منو از راه درست خارج کرد و نتیجش شد رابطه ای که تقریبا خراب شده و حالا فقط امیدوارم بتونم بهبود بدم رابطمو
دوروز به این نتیجه رسیدم غصه گذشته و نگرانی برای اینده هیچ چیزو درست نمیکنه باید اصل و درست کنم
این فایل و متن عالیشم مهر تاییدو زد
که زینب بشین باورهای درست و بنویس و تکرار کن و تکرار کن
نکات مثبت خانواده عشقت درست دانشگاهت هرچیزی و بنویس و سپاسگزار باش
امیدوار باش
حالت و خوب نگه دار
احساستو خوب نگه دار
اینم که نشونش
به نام خداوند بخشنده و مهربان
و منی که مثل همیشه با تموموجودم و با تک تک سلول های بدنم سپاسگذار خداوندم که منو به این مسیر الهی و پر از آگاهی هدایت کرده: امروز روز دومی هست که من همه چی رو تعطیل کردم و نشستم تو خونه دارم رو خودم کار میکنم، یه ندایی دیروز اومد پسر؛ آروم باش؛ کارا رو بسپر به من تو رو خودت کار کن، تو از زندگیت لذت ببر و امور رو بسپر به من و منم گفتم چشم و چقدر حس خوبی دارم، چقدر احساس عالی دارم، چقدر احساس سبکی و آرامش دارم، خیلی خوشحالم، انگار وارد مرحله جدیدی از زندگی شدم؛ مصاحبه با دوستان جز فایل های مورد علاقه منه و مجدد برای چندمین بارم شروع کردم؛ آره استاد منم زمانی که اومدم تو مسیر از تنهایی با خدا خیلی لذت میبرم، قبلنا اینطور نبودم؛ دوست داشتم تو جمع باشم، تو مهمونی ها باشم، گل سر سبد مجلس باشم، اگر جایی نمی رفتم از بقیه میپرسیدم از من خبری نگرفتن که نبودم: ولی به محض اینکه وارد این مسیر شدم، با خدا بودن برام خیلی لذت بخش تره، الان با خودم خیلی بیشتر حال میکنم و لذت میبرم، تو جمع هم هستم تو مهمونی هام هستم، اتفاقا الان بیشتر از قبل دوستم دارن ولی برام مهم نیست؛ چیزی که برام مهمه اینه که خدارو بهتر بشناسم و این فقط با خلوت انجام شدنیه؛ با استراحت دادن به ذهن، با بدور از هیاهو شلوغی بودن، با آرامش داشتنه که میشه حرف خدارو شنید و چقدر تو این 2 روز احساس سبکی فوق العاده ایی دارم
استاد این قسمت هم مثل تک تک فایل های شما سراسر آگاهی های ناب بود؛ خصوصا اونجایی که در خصوص ثروت گفتین؛ که آقا ما با کسی مسابقه نداریم( من خودم بارها و بارها تو این تله ذهنی گیر کردما؛ به این شیوه که عجله کن، به موفقیت دست پیدا کن، فقط فایل گوش دادن مهم نیست، ایمان و عمل صالح باهمه، باید حرکت کنی، ببین فلانی چقدر خوب داره عمل میکنه و چقدر ثروت منده پس توام باید زمین و زمانو بهم بدوزی نباید آروم و قرار داشته باشی) و خدارو هزار بار شکر باز خدا به موقع دستمو گرفت گفت آروم باش، تو فقط لذت ببر، امور رو بسپر به من، فک کنم این بالاترین درجه از عزت نفس باشه که ما به هیچ وجهه خودمونو با هیچچچ کس مقایسه نکنیم؛ فقط اجازه داریم خودمون رو با خودمون مقایسه کنیم، سپاسگذار خداوند باشیم بابت نعمت هایی که به ما داده، سعی کنیم این قوانین رو یاد بگیرم و تو زندگی ازش استفاده کنیم و در کنارش حال دلمون خوب باشه، در کنارش عجله نداشته باشیم، آروم باشیم، آرامش داشته باشیم، از مسیر لذت ببریم؛ همه اینا باهم قشنگه، همه اینا باهم سبب میشه دنیا رو از تموم جنبه هاش تجربه کنیم به استقلال زمانی، مکانی و مالی برسیم، به سلامتی برسیم و تو روابط به حده اعلا برسیم و از همه مهم تر رابطه فوق العاده ایی با معبود خودمون برقرار کنیم؛ فقط لذت بردن، فقط آرامش داشتن، فقط حال خوب داشتن، من الان بینهایت احساس شورو شعف فوق العاده ایی دارم، انگار صاحب تمام گنج های آسمان و زمینم؛ خدایا این آرامش الهی رو هر روز بیشتر و بیشتر کن، خدایا هر روز و هر لحظه بهم نزدیکتر شو، خدایا قلب منو باز کن تا بشنومت، خدایا هر لحظه منو هدایت کن به راه راست؛ خدایا با تموم وجودم و با تک تک سلول های بدنم سپاسگذارتم و خیلی دوست دارم و عاشقتم
سلام
استاد و دوستان همراه سلام
وقتی در مدار منفی هستیم هیچ گاه نتیجه خوبی را نمیتوانیم بدست آوریم
درسته همیشه علف های هرز ذهن هست ولی میتوان با بهبود بخشیدن مدارها و در مسیر توحیدی موندن و تکرار و روند نکات مثبت اون جهت مدارها را در دست گرفت و نتیجه های عالی را بسازیم
و همین که وقتی به ثروت به چشم سعادتمندی در برابر خداوند خودمان را میبینیم
بعد میتوانیم خودمان را لایق بدانیم که سعادتمند بشویم و به خدا نزدیکتر بشویم
و وقتی این روش باور را در ذهن میسازیم که هر چه ثروتمند تر میشویم نزد خدا محبوبتر میشویم
یعنی لایق میدانیم که ثروتمند بشویم خداوند ثروتمندان را دوست دارد
چون بیشترین چرخش اقتصاد جهان هستی دردست ثروتمندان هست
و وقتی من ثروتمند میشوم دارم به خداوند نزدیکتر میشوم چون دارم به پیشرفت جهان هستی هم کمک میکنم
و این سعادت را خداوند بهم داد تا این بهبود دیگر را در ذهنم بسازم خدایا شکر در پروژه مهاجرت مدارها قرار بگیرم خانوم شایسته و استاد عزیزم ممنونم خدایا شکر
سلام به استاد قشنگم ومریمجون عزیز وتمامی دوستان گلم .
پرسش اولی که از استادکردن ، منو یاد جمله ای انداخت که همیشه بارها و بارها پیش این و اون بازگوش میکردم ومیگفتم اگه عقل الان ودرک وفهم و آگاهی های الان رو داشتم ،انتخابهای دیگه ای میداشتم.
منظورم موفقیت تو همه ی زمینه ها بود.
چون وقتی به گذشتم نگاه میکنم ،میبینم که خودم به مکررات ،موانع سر راه رشد وپیشرفتم بوجود اووردم .
خودم عامل اکثر اتفاقات تلخ زندگیم بودم .
خودم نعمتها را از خودم دور میکردم.
بقدری افکار وباور های منفی تو وجودم بود که اجازه ی هیچ حرکت درستی به من نداده بود.
یادمه اون موقعی ها به خواسته هامون میگفتیم آرزو!
به قدری آرزوهای زیادی داشتم ودلم میخاست به تک تکشون برسم که بعد از گذشت سالها ونرسیدنها ،تسلیم یه زندگی خیلی معمولی وساده شدم .
حالا میفهمم احساس لیاقت چقدر در من ضعیف بود.
شایدم زیاد بود ولی من درک درستی ازش نداشتم که درست عمل نکردم .
انقد اعتماد به نفسم پایین بود که خودمو غرق تایید وتحسین بقیه کرده بودم .
تمام تلاشم رضایت وجلب توجه دیگران بود.
قضاوت همه به خصوص خانواده های دست اولمون برام خیلی مهم بود.
جایی که باید خودمو میدیدم ،نمیدیدم .
وجاهایی که بایداهمیت به چیزی نمیدادم ،دقیقا اهمیت میدادم .
کلا مثل وارونه بودم همه چیزم بر عکس بود.
یه جاهایی بیخود وبی جهت مظلوم بودم .یه جاهایی هم مغرور وخود خواه .
حالا میفهمم که تعادلی تو رفتارم نداشتم .
مثل کفه ی ترازو ،همش در حال بالانس شدن بودم .
هر جهتی که به نفعم بود منم به همون جهت میرفتم .البته تا منفعت رو تو چی ببینی ؟!!!!
اونموقعه ها طبق نواقص اخلاقی زیادم ،طبیعتا منفت طلبیم هم نرمال نبود.
یا بزرگ نمایی میکردم یا خودمو کوچیک میشمردم.
بعضی آدما رو برای خودمو بولد کرده بودم .در مقابل بعضی ها هم ،خودم خود خودخواهانه رفتار میکردم.
هیچ خبری از ثبات شخصیتی وجود نداشت.
کارم گیر میفتاد خدا رو صدا میکردم .
کارم که حل میشد یادم میرفت خدا کیه!
مراقبتی در کار نبود.
دوست داشتن وعشق وعلاقه ویا احترامی نسبت به خودم نداشتم .
چون همه ی اینا رو در برخورد دیگران میدیدمو توقع میکردم.
محبت را گدایی میکردم .
یه جاهایی هم خودم محبت رو دریغ میکردم .
ب نظرم با تلاشهای بیموردم و نداشتن آگاهی لازم ،خودمو سمت نابودی میکشوندم .
تازه سینه سپر میکردم وباز همچنان ب خصوص از همسرم میخاستم منو به آرزوهام برسونه .
نمیدونستم دقیقا وظیفه وسهم ونقش من چیه ؟
بدون فکر و کوچکترین تاملی ،هر کاری به ذهنم میرسید رو انجام میدادم.
زیبایی کجا بود ؟!!
نقاط مثبت افراد کیلو چند بود ؟!
توجه وتمرکز به مثبتها برای حفظ احساس خوب کجا بود ؟!
کانون توجه به همه جا مچرخید وهمه جا سرک میکشید.
افکار وباور های درست اصلا چ معنایی داشتن ؟!
من خالق اتفاقات زندگیم بودم ! وای چ حرف بی معنی ای !!!!!
دقیقا با این سبک زندگی کردنم ،نشون میدادم که هیچ شناختی به این جملات و کلمات ندارم .
گنگ ،گنگ بودم .واقعن با این جملات بیگانه بودم.
دیگران و نظراتشون حتی عقایدشون مهمتر از نظر وعقیده ی خودم بود.
با یه انتقاد کوچیکوساده ،از هم میپاشیدم .
همیشه دنبال تلافی وانتقام گرفتن بودم .
یه جاهایی هم که زورم میرسید دسیسه درست میکردم .
همیشه مضطرب وپریشون حال وخسته وعصبی بودم.
دیگران اونی نمیشدن که من میخاستم !
دیگران اونی نبودنکه من میخواستم !
توقع داشتم همه شکل من باشن .
مگه من کی بودم ؟
چکار میکردم؟
چ موفقیتی داشتم ؟
چقدر درست زندگی کرده بودم ؟
نتایجم چیا بودن ؟
هیچی .
من هیچ بودم اما قدرت وغرور واعتماد بنفس کاذب دست گرفته بودم.
اعراض کردن ،صحبت نکردن درمورد خواسته ها ،دوری کردن از بحثها ،اینا چیزایی نبود که من رعایتشون کنم.
تسلیم بودن .متوکل بودن .صبور بودن .پذیرفتن .کلمات سنگینی بود که هیچ درکی ازشون نداشتم .
با این واژه ها آشنا نبودم چ برسه به اینکه فک کنم ذهنم وروحم رو هماهنگ کنم یا با خودم در صلح باشم .
خلاصه اینکه با ابن افکار وباورهاورفتارهای داغون گذشتم ،البته که بااین آگاهی های الانم اگه به عقب برمی گشتم خیلی خیلی بهتر زندگی میکردم وحتی دوست داشتم واقعن حداقل 10سال پیش میشد وخدا به من اجازه ی دوباره زیستن رو توی اون سن میداد.
اما خب گذشته ها گذشته .
ومن امروز یاد گرفتم به هیچ وجه وبا هیچ دلیل ومنطقی غبطه وحسرت گذشته رو نخورم .
واین که نرم سمت سرزنش وملامت خودم .
گذشتمو هر چند که جالب نبوده ،بپذیرم .وازش به عنوان درس وتجربه یاد کنم .
برای اینکه احساس گناه نیاد سراغم و توقعم از خودم بالا نزنه ،اومدم خودمو بخشیدم وله خودم فرصت دوباره دادم .
از خداوند درخاست کردم که فرصت زندگی کردن بهم بده واجازه بده حالا که دلم میخاد وتمایل پیدا کردم منو تو مسیر خودش هدایت کنه .
البته که سالهای دارم تلاش میکنم .وتغییرات من اندک اندک اما پیوسته بوده .
ومن امروز بابت این موضوع از خودم راضی هستم .
همین که هرروز تلاش میکنم تغییر داشته باشم ومثل قبل عمل نکنم برام کافیه .
من هیچ روزی رو به بطالت نمیگذرونم .
هرروز مطالعه دارم فایل گوش میدم مینویسم .مشارکت میکنم بنابراین باید رو بسوی خوشبختی شدن وبدست اووردن آرامش برم .
امروز با همه ی گذشته ی داغونم ،خودمو دوست خواهم داشت.
سعیم بر اینه از لحظاتم درست استفاده کنم .با لذت روزامو سپری کنم .
میدونم بودن در گذشته منو باز عقب نگه میداره .
بنابراین گذشته رو بی خیال ،باید بچسبم به امروز و لحظه ی حالم .
خدارو سپاس میگم که هیچ کدوم از اون افکار وباورهایی که بالا توضیح دادم همراه من نیست.
ومن نسبت به گذشته ی خودم تغییرات قشنگ وبزرگی داشتم .
شاید هنوز نیاز داشته باشم که روی تغییراتم کار کنم ومن واقعن به این موضوع که تا عمر دارم باید در رکاب آموزش ویادگیری باشم .
و چ الگویی مناسب تر از استاد عزیز خودم آقای عباس منش دوست داشتنی !
استاد جونم عاشقتم .خودم میدونم که همه ی این حال خوبیامو مدیون شما هستم .
با انگیزه وامید فراوان به مسیر ادامه میدم .میدونم اوضاع خیلی خیلی بهتر از الان خواهد شد.
چون من دیگه ناهید دیروزی نیستم من ناهید 10سال پیش نیستم .
من ناهید امروزم .ناهیدی قوی و سرشار از انگیزه وانرژی با ایمان وتوکل به خدا در مسیری که خودش هدایتگرمه !
بنام رب
سلام خانم رحیمی
چقدر از خوندن کامنت شما لذت بردم و تحسین میکنم شما بابت تعهد ب تغییر
کامل و واضح نوشتید ک قبلا چی بودیم و الان با تغییر نگاهمون چقدر نسبت ب قبل تغییرکردیم
با خوندن کامنت شما برام یادآوری شد ک یک سال قبل چقدر مشرک بودم
چقدر آدمها رو گنده کرده بودم توی ذهنم و اگه کسی از لحاظ اجتماعی از من بالاتر بود چقدر نگاهم ب دست اون بنده خدا بود ک اون کارمو انجام بده
اصلا خدایی وجود نداشت
اما ب لطف پروردگار از وقتی تصمیم ب تغییر گرفتم دستمو گذاشت توی دست استاد من کاملا راضی هستم
با استفاده از عمل آموزه های استاد من خدا رو شناختم
اون احسان قبل ک کاملا فک میکرد تنها هست توی کار و زندگی الان دیگه تنها نیست
این روزها بی نیاز از هر بنده ایی هستم نسبت ب قبل
دیگه ته دلم تنها نیستم
با استفاده از آموزه های استاد این روزها یاد گرفتم توحیدی تر باشم
سپاسگزار شما هستم خانم رحیمی بزرگوار ک با خوندن کامنت توحیدی و نابی ک گزاشتید ب من یادآوری شد ک با همین عمل ب آموزه ها تونستیم دنیا رو از زاویه دیگه ایی ببینیم
و این ک خودمون خالق زندگی خودمون هستیم
در پناه الله باشید
سلام به شما دوست عزیز .
خداروشکر که با سیر تکاملی هر آگاهی ای که کسب میکنیم کم کم به درک درست هر موضوعی میرسیم وبا انگیزه و ایمانی که پیدا میکنیم آرامش بیشتری کسب میکنیم .
انشالله همیشه ودر همه حالی ،این شرایط رو ادامه بدیم تا بودن در آرامش همیشگی باشه.
براتون آرزوی موفقیت وآرامش بیشتری از خداوند خواستارم .
بیست و چهارمین 24
لیست سری فایل های دانلودی باورهای ثروت ساز. مصاحبه با استاد | قسمت 5
اگر علم آگاهی خداوند در وجود من جاری شود دیگر هیچ محدودیتی در مورد ثروت ندارم چون منبع این ثروت خودش نامحدود است
به نام خداوندی که خالق است و من رو هم خالق آفرید تا با افکارم و باورهایم خودم خلق کنم دنیا و زندگیم را
خدایا شکرت که امروز هم بلطف خدای وهاب و بخشنده و مهربانم روزم را با بهترین ها آغاز کردم
واللهُ یَرزَقَ من یشاء به غیر الحساب
( و خدا هر که را خواهد روزی بیحد و حساب بخشد).یعنی اگر در مشعیت و قوانین جهان هستی باشد
درود و وقت بخیر خدمت همه ی نوری چشمی های خداوند در این سایت بهشتی
از وقتی با استاد عزیزم آشنا شدم سعی کردم باورها مو در خیلی از زمینه ها و جنبه های زندگیم تغییر دهم و با تغییر باورهایم توانستم شخصیتم رو تغییر بدم چون فهمیدم که این جهان با قوانینش تغییر میکند ..
خدا رو شکر از وقتی روی باورهای فراوانی کار کردم با افراد کمی روبرو میشم که از کمبود صحبت کنند . یعنی قبلنا هر جا میرفتم پیش هر کسی میرفتم همش میگفتن بازار خرابه . پول دست مردم نیست . آب کمه . برق کمه . مواد غذایی کمه .. حتی پیش دوستانم که مولتی تلیادر بودند میرفتم همش از کمبود حرف میزدند .. الان وقتی به اون حرفها فکر می کنم میگم اینا که همش از کمبود حرف میزدند پس چرا اینقدر پولدار و ثروتمندن.. البته آنموقع ها در مدار آگاهی این قوانین نبودم ولی از وقتی قوانین رو شناختم همش از فراوانی صحبت میشه . مثلا یکی از دوستانم که باغ داشتند همش میگفتند . امسال ماشاالله درختامون خیلی بار داده … و یا مثلاً میرم بازار روز خرید کنم میبینم مردم آنقدر خرید می کنند که صندوق ماشین شون و حتی صندلی عقب ماشین شون پر میشه .. خب معلومه میلیون میلیون خرید می کنند تازه این فقط اقلام توی یخچالی شون هست .. وقتی میرم پیاده روی . موزایک های خیابان رو میبینم. چند هزار کیلومتر فقط موزایک در کوچه و خیابان ها و حیاط و داخل ساختمان ها بکار رفته و میبینم همش داره خونه سازی میشه و کارگران مدام دارند کار می کنند . وقتی میرم روی کوه تپه از اون بالا فقط فراوانی رو میبینم . عععععع چقدر خانه های چند طبقه و چند واحده .. توی هر خونه ای چقدر افراد زندگی می کنند .. هر خانه ای حد اقل. یکی دوتا ماشین دارند .. توی هر خانه ای کلی امکانات زندگی از گاز و یخچال و لوازم و ظرف و ظروف و فرش و مبل و لوستر و تختخواب و رختخواب و لباس و کیف و کفش و مواد غذایی وچقدر مواد شوینده و تمیز کننده و جارو برقی و لوازم برقی خانگی و آشپزخانه و پول و طلا و غیره و هزاران هزار کسب. و کار و پاساژ های مختلف و املاک و آرایشگاه و کلینیک های پزشکی و دندان پزشکی و کلینیک حیوانات و گل و گیاهان لبنیاتی و پرده فروشی و پارچه فروشی خیاط و نجار لوله کش و برقکار. و شیرآلات و تعمیرگاه ماشین و تعمیرات لوازم خانگی و اسنپ و کامیون و دوچرخه و موتور و باز هزاران هزار امکانات رو از اون بالای کوه تپه فقط میبینم خدا رو شکر استاد عزیزم چشم مون رو به فراوانی ها باز کرد و آنقدر در این چند روی باورهای فراوانی کار کردم که دیگه الان کمبود رو باور ندارم .. وقتی می شنوم که آب کمه فوری میگم اصلا هم آب نیست این همه چشمه های آب و دریا و اقیانوس و سفرهای زیر زمینی و باران و برف .مگه میشه کم باشه . مگه چیزی هم از این کره ی زمین خارج میشه که تمام بشه .. خلاصه همش دارم وفور و فراوانی نعمت های خداوند رو میبینم وقتی برگ های درختان رو میبینم میگم مگه میشه درخت کم باشه .. مگه میشه .. ما به فراوانی ها به بی نهایت ها احاطه شدیم فقط باید چشمان مون رو باز کنیم هی بهش نشون بدیم . بهش فراوانی ها رو یادآوری کنیم چون انسان فراموش کاره . فراموش میکنه که در چه دنیای پر و از نعمت و برکت زندگی می کنه خدایا به اندازه ی تمام وفور و فراوانی های این جهان هستی آت شکرگذارم خدایا شکرت
باید رو باور فراوانی خیلی خیلی کار کنم و به لطف خداوند. باید هر روز بخودم یادآوری کنم توجه ام رو آگاهانه بزارم رو نعمت های اطرافم و آگاهانه به ذهنم بگم همه چیز فراوانه .. وقتی به تمام نعمت های خودم و اعضای بدنم نگاه میکنم فقط میگم خدایااا شکرت میلیون ها اجزا در بدنم مشغول فعالیت هستند تا تمام دستگاه های بدن من به روانی و به زیبایی در حال عشق ورزیدن به من هستند خدایا شکرت
کلا من در تمام زمینه ها و جنبه های زندگیم باورهای درب داغونی داشتم البته خودم بهتر میدونم از چه زمانی باورهای من بیشتر تخریب شد و روند سقوط به فروپاشی در تمام جنبه های زندگیم شد… چون قبلترش همیشه در مدار وفور و فراوانی و رشد و پیشرفت بودم. و همیشه در محل کارم روابط ها خوب بود و در شغلم و حرفه ام همیشه بهترین بودم و آنقدر رشد داشتم که بفکر کسب مهارت جدید و دلبخواهم در رشته ی هتلداری بودم و شکر خدا موفق هم بودم ولی از ی جایی انگار نتوانستم احساسم رو کنترل کنم البته آگاهانه نبود . … دلسوزی های بیجا داشتم و به افراد فقیر و نامناسب و بدبخت بیچاره ها در سر چها راه ها خیلی توجه می کردم یعنی کانون توجه ام روی مسایل نامناسب بود
استاد می گن: تجربه خوشبختی توی زندگی، خیلی راحت تر از تجربه یه زندگیه نامناسب و ناسالم هست چون خوشبختی روند طبیعی جهانه. اما برای تجربه یه زندگی ناجالب ونامناسب، باید مسیرهای اشتباه زیادی رو بری… برای رسیدن به بدبختی وافسردگی باید هزاران فکر منفی و مخرب رو بارها و روزها تکرار کنی من هم دقیقا ناآگاهانه با افکار نامناسب بُر خورده بودم ….
و همین طور بصورت تکاملی ریزش کردم و با افراد نامناسب در ارتباط شدم با افرادی که خیلی پایین تر از سطح زندگی من بودند و در تمام جنبه های دیگر زندگیم اثر گذاشت .. یعنی کلا مبحث مدارها رو که نمیدونستم ولی الان که در مسیر آموزه ها و قوانین هستم فهمیدم که من چطوری از مدار بالا به پایین ترین سطح مدارها و از کدام نقطه سقوط کردم و حتی نشانه ها رو تشخیص نمیدادم الان خدا رو شکر هدایت شدم به درک و مفاهیم قوانین جهان هستی و دارم روی تمام جنبه های زندگیم دانه به دانه کار می کنم و مدام با نشانه ها حرف میزنم و حرکت می کنم و خدا رو شکر به خیلی از خواسته هام رسیدم ..
همانطوری که تکاملی ریزش کردم همانطوری هم بلطف خدای مهربانم و بلطف آموزش های استاد عزیزم بصورت تکاملی رشد کردم و بالا اومدم و از اون تاریکی ها و افکار معیوب خارج شدم … درسته هنوز نتایج سرشار آنچنانی بدست نیاوردم ولی برای تمام آن نتایج کوچولو و کوچکم خیلی هم خوشحالم چون این نشانه ی خوبی است و از تمام نشانه های ریز و درشتی ممنون و سپاسگذارم که می تونم درک شون کنم خدایاا شکرت
و استاد در ادامه گفتند …اما با یه کم کنترل کانون توجه ات، خیلی زود به احساس شادی می رسی و همین احساس شادی برای خلق یه زندگی خوب، کافیه
واقعا برام خیلی مهمه که مواظب احساساتم باشم
چون طبق قانون احساس خوب و عالی== اتفاقات و نتایج خوب و عالی
در یک جایی در یکی از فایل های استاد عزیزم شنیدم که میگفتن:
موفقیت و اعتماد به نفستون و به نتایج گره نزنید ، اگر موفق نشدی تلاش کردی ، تلاش کردن و ببین نه نتیجه رو ، چون این جوری ادامه میدی ادامه میدی تا نتیجه هم خودشو نشون میده
یکی از خواسته هایی که همش دوست دارم با لذت و شادی بهش برسم و با صدای بلند فریاد بزنم این است که هر وقت بزرگی خداوند رو میخوام به همه ثابت کنم با نتایج پولی و مالیم صحبت کنم نتایجی که واقعا قابل لمس باشد . نتایجی که دیده بشم .
سپاسگزار خداوندی هستم که هر لحظه با هدایت و حمایتش مرا از طریق این فایل های گرانبها و ارزشمند و استاد عزیزم در مسیر مستقیم خودش ثابت قدم نگه می دارد.
و من باید همیشه استادم رو الگو قرار بدم و این سوال رو از خودم بپرسم
خدایا چگونه میتوانم از این بهتر و بهتر شوم. و خودم را متعهد به نتیجه کنم و همانند استادانم با نتایجم صحبت کنم ؟ خدایا خودت هدایتم کن
خدایاااا از اینکه منو به سمت این سایت گوهر نشان و چنین استاد توحیدی هدایت کردی ممنون و سپاسگذارم
این خداوند است که به شکل قدرتمند دست فرشتگان و ناجیانش دستان بی شمارش مرا یاری می کند و در زندگیم همواره جاری است
خدایا می خوام لحظه به لحظه در مدار ارتعاش هدایت های الهی تو باشم
خدایااآاا شکرت که امروز هم طبق تعهدم آمدم اینجا در این فضای الهی آنچه که درک کردم و توانستم طبق تعهدم در این قسمت روی تغییر باورهای فراوانی و روی افکار توحیدی ذهنم کار کنم که بتونم بخودم این قوانین رو بیشتر یادآوری کنم و بیشتر درک کنم و بیشتر در مسیر هدایت های الهی عمل کنم ممنون و سپاسگذارم
خدایااآاا من رو هدایت کن به مسیر درست و مناسب و صحیح، امروزم رو پر کن از همزمانی های معجزات الهییم ، اجازه بده تا شب اشک شوق بریزم از هدایت هایت … اجازه بده بیشتر حضورت رو در زندگیم احساس کنم و بیشتر به غیب ایمان بیارم
خدایاااا شکرت که در این مسیر نورانی و الهی قدم گذاشتیم و هر روز بیشتر و بیشتر ما رو هدایت می کنی تا با نتایجمون بهترین نسخه و ورژن زندگی مون رو تجربه کنیم ممنون و سپاسگذارم خدایااا شکرت
خدایا. شکرت که امروزم با بهترین دیده ها شنیده ها زیبایی ها و آگاهی ها نعمت ها و موهبت ها و وف.ر و فراوانی ها و برکت های الهی برام شروع شد و بلطف و همکاری و پشتیبانی خداوند با زیباترین ها هم به شب رسانده شد خدایااا شکرت . سپاس سپاس سپاس
خدایاااا تنها فقط و فقط ترا می پرستم
و تنها فقط و فقط از تو یاری و هدایت می خواهم
IN GOD WE TRUST
ما به خداوند اعتماد داریم
IN GOD WE TRUST
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
ثروت همون سلامتیه ،آرامش و پول…
اگه کسی فکر میکنه خدا رو داره ولی پول نداره هم باوراش در مورد خدا ایراد داره و هم در مورد پول…
اگه کسی فکر میکنه خدا رو پیدا کرده ولی سلامتی نداره هم باوراش در مورد خدا ایراد داره هم در مورد سلامتی…
اگه کسی فکر میکنه خدا رو پیدا کرده ولی ارتباط خوبی با دیگران ندارد هم باوراش در مورد خدا ایراد داره و هم در مورد روابط…
اگه باور های ما در زمینه ثروت درست باشه ثروت به صورت طبیعی وارد زندگی ما میشه…
یادم اومد به گفته ای از استاد که گفتن من در مورد این که از این صحبت ها و آگاهی ها پول بسازم مقاومت داشتم و میگفتم که کسی که در راه خدا کاری رو انجام میده باید رایگان باشه اما در این زمینه که از دوره تندخوانی پول بسازم همچین مقاومتی نداشتم ولی اگه من باورهای مناسبی در مورد پول ساختن از همین آگاهی ها داشتم و مقاومتی نداشتم میتونستم از همین دوره ها پول بسازم و از اون جایی که من مقاومت داشتم در این زمینه خداوند ایده ای رو که با توجه به باورهای من مقاومتی کمتر داشت رو بهم الهام کرد…
اگه مقاومتی در کار نباشه و ترمزی نداشته باشیم از همون رفتار ها و محصول و عملکردهای اکنون ما پول وارد زندگی مون میشه…
اون چیزی که تاثیر گزاری کلام رو ایجاد میکنه جمله نیست بلکه فرکانس و باوری هست که اون کلام ازش نشأت میگیره…
نتیجه ها حاصل باورهای درونی ما هست و الا عملکرد و سخنی که ما به کار میبریم هیچ چیزی رو حاصل نمیکنه…
جهان بازتاب باورهای شماست و اگه میبینی نتیجه نیومده حتما و بلا شک باور شما هنوز به صورت بنیادی تغییر درش حاصل نشده…
وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن یَقُولُ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَبِٱلۡیَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَمَا هُم بِمُؤۡمِنِینَ8-بقره
و از مردم کسانى هستند که مىگویند(در کلام میگن نه از روی ایمان):به خدا و به روز بازپسین ایمان آوردهایم.حال آنکه مؤمن نیستند
یُخَٰدِعُونَ ٱللَّهَ وَٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ وَمَا یَخۡدَعُونَ إِلَّآ أَنفُسَهُمۡ وَمَا یَشۡعُرُونَ 9-بقره
مىخواهند خدا و اهل ایمان را فریب دهند و حال آنکه فریب ندهند مگر خود را، و این را نمىدانند.
امام رضا همه مردم رو جمع میکنه تا یه حرف مهمی رو بگه و همون حدیث سلسله الذهب رو بیان میکنه که از پدرش و اون از پدرش و بعد پیامبر -جبریل و بعد هم خدا گفته که :
کلمه لا اله الا الله حصن و دژبان محکم من است و هر کس در آن داخل بشه از عذاب من در امانه…
حالا اگه منظور از کلمه همون لفظ باشه که همه دارن میگن دیگه چرا اینقدر این موضوع مهمه …
کلمه نه به معنای لفظ بلکه مفهوم و درک لا اله الا الله و دوری از شرک عامل سعادت و در حصن پروردگار در اومدنه…
تا وقتی شما داری شکر گزاری لفظی میکنی و از این لفظ استفاده میکنی ولی درونا حسادت داری و یا احساس بد داری از اون تحسینات و گفتن اون موقعیت ها نتیجه ای حاصل نمیشه بلکه اون چیزی که نتیجه رو حاصل میکنه احساس واقعی ماست…
همه شدن کپی کار و فکر میکنند اون کار خاص و کلام خاص داره نتیجه رو حاصل میکنه و دیدیم که از یه ایده خیلیا هستند اجراش میکنن اما بجای این که رشد کنند بد بخت تر از قبل میشن …
وقتی شما کار میکنی رو باورهات ایده های که متناسب با شرایط شماست با توجه به جایگاهی که الان داخلی وارد زندگیت میشه…
دیگه اینو همه دیدیم یه نفر اومده امروز از ایده استفاده کرده و مسیری رفته که کلی نتیجه براش حاصل شده منتهی یه نفر دیگه میاد همون کار رو میکنه نه تنها نتیجه حاصل نمیشه بلکه از قبلش هم اومده پایین تر…
ولی وقتی شما روی باوارات کار میکنی شرایط و ایده ها و افراد با توجه به شرایط تو وارد زندگیت میشن و بصورت تکاملی شما در این مسیر رشد میکنی….
این که میبینید همه به دنبال کپی از دیگران هستند و دنبال اینن که چه شغلی پولسازه بدلیل اینه که اصلا به این موضوع که فراوانی در جهان وجود داره باور ندارند …به این که باوراشون زندگیشونن رو میاره باور ندارن،اصلا خودشون رو لایق این نمیبینن که خدا هدایتشون کنه و بهشون الهام کنه…
اون چیزی که برای شما الهام میشه با توجه به بگم گراند شما ،با توجه به شرایط و گذشته شماست و وقتی شما تو اون مسیر میری کم کم اون ضعف های شما بهبود پیدا میکنه و در این مسیر رشد میکنید و شکوفا میشید .
بذارید درساتون رو تو مسیرتون یاد بگیرید و اینقدر نخواین از مسیری که دیگران رفتند برید …
هدایت ها و مسیری که باعث رشد شما میشه با مسیری که برای دیگرانند کاملا جداست و هر کسی بصورت یکتا در مسیرش هدایت میشه توسط خداوند…
به میزانی که بتونیم این موضوع رو درک کنیم و باورش کنیم اونوقت دیگه سرمون رو از زندگی دیگران و عملکرشون میکشیم بیرون و روی خودمون کار میکنیم و اینقدر خودمون رو و نتایجمون رو با دیگران مقایسه نمیکنیم و عجله و بدو بدو نمیکنیم و تمرکزمون رو کار و زندگی خودمونه…
من خودم که خیلی به این چیزی که نوشتم نیاز دارم برای درکش
خدایا شکرت بخاطر این آگاهی
خداوند به همگی ما برکت بدهد
اینکه همه چیز به روال همیشگی پیش میرود، خود همان فاجعه است
.
.
.
( 3 ژانویه 2025 )
بنام خداوند بخشنده مهربان🫀
.
سلام به استاد عباس منش جان و خانم شایسته عزیزم
خداروشکر بخاطره این پروژه عالی که داره به زندگی من جهت میده و چرخ زندگی منو روان میکنه برای تجربیات تازه و جدید و لذت بخش و قشنگ بزرگتر شدن ظرفمو حس میکنم.
خب بریم سراغ صحبت های استاد که میگه:
این اهرم رنج و لذت احساس خوب و بد رو در ذهنم خیلی خوب ساختم که تحت هر شرایطی احساسمو خوب نگه دارم و کسی نتونسته این موضوع احساس خوب = اتفاقات خوب رو باور کنه
باز هم میرسیم به احساس خوب، که اصلی ترین کلید تجربه یه زندگی خوبه و این ذهن الکی میاد این احساس خوب رو ضعیف میکنه ولی با راهکاری که استاد داد که بیاییم اهرم بسازیم که اگر من احساسم بد باشه با هر دلیل و منطقی من به سمت اتفاقات منفی هدایت میشم و این یک قانون مهمه جهانه مثل قانون جاذبه که اگر خودمو از یه ساختمان 10 طبقه رها کنم بدون شک 100٪ به زمین سقوط میکنم و مرگ من حتمی است و شوخی بردار هم نیست
ولی به قول استاد ما این قانون احساس خوب و بد رو واقعا قلباً باور نکردیم و متعهد به نگه داشتن احساس خوب دائمی نیستیم و یه روز احساسمون خوبه دو روز احساسمون بده و یه نگاه فانتزی داریم به این قضیه
ولی اگر بتونیم تمرین کنیم در طول روز و گوش کنیم به گفتگوهای ذهنی که در طول روز با خودمون داریم میزنیم ، میتونیم آگاهانه متعهد بشیم که بهش جهت بدیم و قانعش کنیم
چون هیچکسی جز خودمون نمیتونه ذهن رو قانع کنه در لحظه به لحظه زندگی…
.
.
.
꧁꧁꧁꧁꧁꧁꧂꧂꧂꧂꧂꧂
استد در ادامه یه کلید خیلی مهمی رو در دستمون میذاره که میگه:
باور ها یک شبه ساخته نشدن که بخوان یه شبه از بین برن و ساخت یک باور دقیقاً مثل ساختن یک خانه میماند یعنی اگر شما بخوای یه خانه رو خراب کنی در عرض یک ساعت میتونی با یک بمب خرابش کنی ولی اگر بخوای یه خانه بسازی یه زمانی طول میکشه و برای باور ها نیز اصلا اینگونه نیست که بیای باور های قبلی رو خراب کنی و بعد باور های جدید ایجاد کنی، بلکه باید باور های قبلی رو بپذیری که و تلاش نکنی برای خراب کردنش
من اقرار میکنم یه کج فهمی که داشتم از قانون ساخت باور ها این بود که من داشتم هم زمان اون باور قبلی رو هی خراب میکردم و بعد میخواستم باور جدید رو هم ایجاد کنم ولی استاد خیلی صریح اینو گفت که
“” اصلا نباید این کارو کنی و باید با ایجاد باورِ متضادِ باورِ غلط یعنی باور درست و جدید رو تکرار کنی و بی توجهی کنی به باور غلط، یعنی فضای بیشتری از ذهنت رو به باور درست اختصاص بدی همین فضای بیشتر و توجه بیشتر به باور های خوب باعث میشه که کارشون رو انجام بدن””
ولی من داشتم هم زمان به هر دوتا، فضا میدادم یعنی میخواستم باور قبلی رو خراب کنم و یه جورایی باهاش در جنگ بودم و دنبال ریشه اش بودم که از کجا اومده و اینکارو ناخودآگاه داشتم میکردم و چون باور قبلی ریشه اش قوی تر بود من داشتم بهش بیشتر توجه میکردم و با اینکه داشتم باور های جدید رو کار میکردم ولی فضا برای ایجادش خیلی کم بود و قدرت فرکانسش بسیار ضعیف بود و برای همین نتیجه های من جون نمیگرفت و پایدار نبود
ولی الان این موضوع رو خیلی خوب درک کردم خدارو شکر و نباید به خراب کردن باور های قبلی بپردازم و فقط باید بپذیرم که این باورها در ذهنم یک جا هست و اصلا بهش کاری نداشته باشم و بیام آگاهانه فقط توجه کنم به باور درست و فضای ذهنمو بیشتر اختصاص بدم به ساخت باور درست فقطططططططط..
وای استاد نمیدونی با این آگاهی چقد مسیر برام هموار شده و قلبم باز شده انگار اصلا روی ابرام خدایاااااا شکرتتتتتتتت
این آگاهی مهم ترین قسمت ساخت باور بود که همون ترمز نامرئی بود که پنهان بود در ذهنم و من نمیدیدمش
اللّه اکبر… خدایا سپاس سپاس سپاس. 🫀🫶
.
.
.
꧁꧁꧁꧁꧁꧁꧂꧂꧂꧂꧂꧂꧂
استاد در مورد نگاه به پول و ثروت میگه که:
هر چقد ثروتمندتر بشی در دیدگاه خداوند عزیزتر هستی
خیلی جالبه این فایل رو که صبح داشتم توی محل کارم گوش میدادم و وقتی رسید به این باور معنوی بودن ثروت خب استاد گفتن که این باور یهودی ها بوده و به محض تکرار این باور،
خدا اومد یه مثال منطقی برام زد و یه الگو بهم داد،
همون موقع همکارم در مورد چای داشت صحبت میکرد گفتش توی کرمانشاه یه فرد یهودی هستش که الان 30 ساله کارش فقط چای فروشی هستش و انواع چای ها رو داره و یه چای انگلیسی داره کیلو 2 میلیون تومان و همیشه خدا هم سرش شلوغه کیپ تا کیپ
بعد من گفتم چی گفتی واقعا؟؟ که آره همیشه سرش شلوغه ولی کنار دستش یه مغازه چای فروشی هستش طرف ایرانی هستش و شیعه ولی همیشه میناله از بازار
و همونجا بود که گفتم اللّه اکبر
خدایا یعنی چه هم زمانی عالی رخ داد که حین گوش دادن این باور برام یه الگو و مثال آوردی که این باور اصلی یهودی ها هستش و منم فوراً اینو توی نُت گوشی یادداشت کردم
و توی ای کامنتم آوردم
خیلی تجربه جالبی بود
به نظرم اگر فقط رها و تسلیم باشیم توی منطقی کردن باور ها و به خدا بگیم خدایا تو هدایت کن منو توی ساخت باور ها و نشون دادن الگو ها و منطقی کردنش خدا هدایت میکنه که اون نشانه فراوانی و آگاهی و مثال رو تو فقط بشنوی
شاید اون مثال برای اون همکارم یه چیز عادی بود ولی برای من یه گنج بود و تاثیرگذار
که این مثال چند تا باور رو همزمان ریشه اش رو ایجاد میکنه
1) توی ایران و حتی استان کرمانشاه میشه خیلی خیلی خوب پول در آورد و ربطی نداره یهودی باشی و شیعه باشی و سنی و..
2) افزایش درآمد و وارد شدن پول به زندگی فقط و فقط به باور های درست در مورد پول ربط داره
3) هر کسب و کاری پتانسیل ثروت رو داره
4) باور معنوی بودن بودن ثروت اصلی ترین باور ورود پول به زندگیه که باید ساخته بشه
یعنی خدایا دمت گرممممم شکرتتت🫀🫀
.
.
.
꧁꧁꧁꧁꧁꧁꧂꧂꧂꧂꧂꧂
استاد میاد در مورد باور فراوانی مثال میاره که میگه:
یه شخصی بنام ایلان ماسک میاد با دیدگاه و نگرش جدید ماشینی که هنوز آماده نشده و فقط یه عکس و ماکت هستش رو 400 هزار تا پیش فروش میکنه
وای مخم سوت کشید اللّه اکبر
بچه ها 400 هزارتا فروش یعنی اگر بخواهیم مثال منطقیش رو در نظر بگیریم اینجوریه که مثلا گنجایش ورزشگاه آزادی 100 هزار نفره یعنی 4 تا ورزشگاه آزادی کنار هم یعنی شما هر صندلی ورزشگاه آزادی رو یه ماشین تسلا مدل3 در نظر بگیر ببین چه حجمی از فراوانی ماشینه
بعد جالبه نمایشگاه هم نداره و یه روز هم نگهش نمیداره توی دستش بلکه از تولید به مصرفه
یعنی
چه باور فراوانی داره ایلان ماسک
400 هزار تاااااااااااا پیش فروش ماشین تسلا ^_^
.
.
.
꧁꧁꧁꧁꧁꧁꧂꧂꧂꧂꧂꧂
استاد در ادامه میاد از ثروت میگه که:
در دنیای ثروتمندان اون فردی که 1 میلیارد دلار ثروت داره با اون فردی که 100 میلیارد دلار ثروت داره هیچ فرقی نمیکنه یا اون کسی که 20 میلیون دلار ثروت داره با کسی که 1 میلیارد دلار ثروت داره بازم هیچ فرقی نمیکنه از لحاظ اینکه هر چیزی رو که نیاز داشته باشن میتونن بخرن
انصافاً ما خیلی هامون اصلاً مفهوم ثروت و پول رو درک نکردیم و فقط فکر میکنیم هر چقد پول داشته باشم یعنیی معروف تریم ولی استاد داره منطقی میگه آقا جان، اون فردی که 1 میلیون دلار یا 1 میلیارد دلار ثروت داره با اون فردی که 100 میلیارد دلار ثروت داره هیچ فرقی نمیکنه
چون به بی نیازی رسیدن و اصلا مهم انباشت پول نیست براشون یا مهم تعداد صفر بیشتر نیست توی حسابشون بلکه مهم بی نیازی و رفع یکسری نیاز ها و بعدش لذت بردن از کسب و کارشونه و پول به دنبالشون اومدن
و با این آگاهی یه لحظه این فکر به ذهنم رسید که میتونه در جهان و حتی همین ایران خودمون چقد آدم ثروتمند وجود داشته باشه که حتی ما اصلا اسمشون رو هم نشنیدیم طرف اینقدر ثروت داره که بی نیاز شده و به دنبال صفر بیشتر نیست
و توی یک محیط ارام دارن زندگی میکنن ولی ما فقط داریم به اون 10 نفر برتر مجله فوربز توجه میکنیم و میگیم اینا ثروتمندن و ما باید به اینا برسیم
و بیاییم اصلا یکبار دیگه دنیای ثروتمندان رو برای خودمون از اول تعریف کنیم
بچه ها 1 میلیون دلار پول خیلی زیادیه هااا یه لحظه بهش فکر کنید
واقعا ما خیلی مسیر رو کج فهمی داشتیم و همش برامون این مهم بوده که فلانی چقدر درآمد داره و چقدر توی حسابش هستش و چقدر در میاره و بعد از سطل خودمون غافل شدیم ولی الان میفهمیم که درک ثروتمند شدن یعنی رفع نیاز هات و بی نیاز شدن و لذت بردن از عشق و علاقت همین نه تعداد صفر های بیشتر توی حسابت
اصلا هر چقد هم پول باشه تو حسابت مگه چقد میخوای خرج کنی؟؟؟!!!
این آگاهی هم یه کلید مهمی در دستم گذاشت و یه گره نامرئی رو از ذهنم باز کرد خدایا شکرتتتتتتت🫀
.
.
.
꧁꧁꧁꧁꧁꧁꧂꧂꧂꧂꧂꧂
و سخن پایانی استاد که میگه:
ثروت، تقوا میاره
و چه مثال منطقی و بجایی استاد میاره که خدا در قرآن میگه آنکه با تقوا ترست به خدا نزدیک تر است و آنکه ثروتمند تر است نزد خدا محبوب تر و عزیز تر است
یعنی این دوتا در کنار هم معنا پیدا میکنه
یعنی خدا انرژیه / پول هم انرژیه/ پس مگه میشه خدا خوب باشه و پول بد باشه
و اگر بخوایم به پول ویژگی های بد رو نسبت بدیم چون پول و خدا انرژی هستن و یکی هستن نمیشه اینکارو کرد و هر ویژگی بدی به پول بدیم یعنی داریم به خدا ویژگی بدی میدیم یعنی،
اگر میگیم پول باعث نفاق و دوری میشه
پس یعنی خدا باعث نفاق و دوری میشه؟؟
یا
اگر میگیم پول باعث جنگ و خونریزی هستش
پس یعنی خدا باعث جنگ و خونریزی میشه؟؟
یا
اگر میگیم پول باعث بیماری و سرطان و معتاد شدن هستش
پس یعنی خدا باعث بیماری و سرطان و معتاد شدنه؟
میبینید ذهن خودش نمیتونه جواب بده و باید با همین مثال های ساده منطقی کرد که داری اشتباه میزنی ذهن عزیزم
و من هر چقدر ثروتمند تر بشم با تقوا تر میشم
کنترل ذهنم آسون تره
زیبا تر میشم
آدم بهتری میشم
سلامت تر میشم
بخشنده تر میشم
خوشبخت تر میشم
دست به خیر تر میشم
پس خدا و پول هیچوقت از هم دیگه دور نیستن.
.
.
.
الهی شکرت بخاطره این کامنتم و ردپایی که ثبت کردم
و حالم بهتر شد و به مدار بالاتری در حال مهاجرت هستم و بوی اتفاقات خوب به مشامم میرسه
إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ
[پروردگارا!] تنها تو را بندگی میکنیم وتنها از تو کمک می خواهیم🫀🫶
ادامه دارد…
ادامه 100 نکته هشتم پیام قبلی ??????
25- یقین یعنی، شکست محدودیت های ذهنی
26- استاد گفت حواستون باشه پاشنه آشیلتونرو همییییشههه باید روش کار کنید واگر بگید من تو این باور دیگه مشکلی ندارم، خودش رو به یه صورت دیگه ای نشون میده . از چاخان(شیطان یا نجوای ذهنی) بگم براتون،استاد میگه خودشو به هزار رنگ در میاره
27- بخش اول از جلسه 8 رو شنیدم و خییییلییییی خییییلی لذت بردم. یاد یه اتفاق در دو سال پیش افتادم. یکی از دوستای دوران دانشجوییم توی اینستاگرام منو فالو کرده بود وقتی که عکساشو دیدم اون موقع همش حسرت میخوردم و با خودم گفتم خوش به حالش چه زندگی خوبی داره چه لحظات شادی رو داره میگذرونه و اونقدر غرق حسرت و احساس بد شده بودم که عصبانی و شاکی بودم و گفتم این زندگی میکنه یا من البته همون موقع هام گفتم انشاالله همیشه زندگیش شادترو بهتر بشه ولی از خودم و زندگی خودم خیلی شاکی شده بودم. بعد از اینکه تصمیم گرفتم جدی روی خودم و باورام کار کنم به خاطر تضادهای زیادی که توی زندگیم پیدا کرده بودم این تصمیمو گرفتم. و الان بعد از گذشت دوسال از اون موقع با شنیدن این فایل جلسه 8 یاد اون شب افتادم و دوباره به پیج دوستم سر زدم و دیدم که نه تنها باورهام بلکه تمام اوضاع زندگیم به قدری تغییر کرده که با تمام وجودم هرلحظه میگم خوش به حال خودم که زندگیم یه بهشته واقعی شده. به هرچی که میخواستم و اون موقع ها حسرتش رو میخوردم به راحتی رسیدم. زندگی الانم رابطه ی عاشقانه ام با همسرو فرزندم و اوضاع و احوال الانم هزار برابر بهتر از اون موقع ها شده و هییییچ حسرتی توی دلم نیست. چقدر احساس خوبی پیدا کردم که به این احساس رسیدم، با تمام وجود میفهمم که چقدر تغییر باورها در من تاثیر گذاشته، الان دیگه با دیدن لوکس ترین زندگیا و بیشترین امکانات دیگه هیچ حسرتی توی دلم نیست و فقط میگم آفرین ایول چه زندگی عالی چه موقعیتهای فوق العاده ای ایول این همینه که من میخوام و چون به اونچه که قبلا میخواستم رسیدم حتی به فراتر از اونم رسیدم الان دیگه مطمئنم که به هرچی که میخوام میرسم. بچه ها من الان با گذشت یکسال و خورده ای کار کردن روی خودم تمام اوضاع زندگیم کاملا تغییر کرده و هیچ ربطی به گذشته ام نداره خدا میدونه که قراره تا چه حدی تغییر کنه ولی مطمئنم خیلی خیلی بهترو عالی تر از اینم میشه به لطف خدای مهربونم، اونقدر این مسیر به من همه چیزای خوب و داده که عاشقانه میخوام ادامه اش بدم. واقعا با تغییر باورها همه چیز امکان پذیره فقط کافیه روی خودمون کار کنیم جهان با ما هماهنگ میشه تمام چیزای خوبی که میخواستیم و آرزوی داشتنش رو داشتیم و دریافت میکنیم فقط فقط فقط کافیه روی خودمون کار کنیم و به وهابیت خدا ایمان بیاریم و از درون تغییر کنیم همه ی اوضاع و شرایط بیرونی تغییر میکنه ما در مداری قرار میگیریم که تمام نعمتهایی که میخوایم وجود داره. یادمه یکسال و نیم پیش اصلا درک واضحی از مدار ها و فرکانس نداشتم و فایلای استادو که میشنیدم خیلی نمیفهمیدم ولی باخودم عهد بستم اونقدر گوشش کنم تا بفهمم و الان تونستم خیلی خوب درکش کنم. خلاصه که هرروز اطمینانم بیشتر میشه که قانون جواب میده و یقیین و ایمانم به این مسیر هر روز بیشتر و بیشتر میشه. خدایا همواره مارا به راه راست هدایت کن. استاد بی نهاااااایت سپاسگذارم ازتون.
28- اگه قضیه ی ترست رو حلش کنی یه جهش فوق العاده میکنی،
29- یادمه تو دوره ها و فایل های قدیمی همیشه گفتید: تو تله ی چطور گیر نیوفتید ..
چجوری تو تله چطور گیر نیوفتیم؟
یه جمله رو باید باور کنیم: خداوند با هزاران دستش از هزاران طریقی که فکرش رو میکنم و فکرش رو نمیکنم خوشبختی ، سعادت، سلامتی و ثروت رو وارد زندگیم میکنه.
30- یه جمله شنیدم ازتون که گفتید : اگه تو رابطه ای شما به طرفت بگی ” ازت توقع نداشتم ” دیگه فاتحه ی اون رابطه رو باید خوند ……….. دیگه یعنی وابستگی ……. دیگه یعنی باید حواستو جمع کنی ……..
31- استاد شما توی جلسه پنجم گفتید فقط باید لذت برد و حس خوب داشت قبل از رسیدن به خواسته ها….فقط باید بهش ثابت کنی که «ایاک نعبد و ایاک نستعین» بعد همه چیز به زیباترین و راحتترین شکل ممکن بهت داده میشه.
32- استاد جون چقدر خوشکل توی فایل جلسه 5 بخش اولش میگید، اییییده اش بهت گفته میشه( و بعد میخندید) رااااهش بهت گفته میشه مسییرش بهت گفته میشه (و بعد میخندید) آدمهایی که تو رو به خواسته ات می رسونن وارد زندگیت میشن شرایط به وجود میاد (و میخندید) اصلا نگران نباش، و من ناخودآگاه هر بار که این قسمت از فایل رو گوش میدم میخندم و امیدم بیشتر میشه.
33- در مورد عمل کردن و اقدام کردن بگم که همین چند وقت پیش اتفاق افتاد . یه چند وقتی بود که بایستی میرفتم دندانپزشکی ولی هم تنبلی میکردم و هم منتظر یه پولی هم بودم که اول اون بیاد تو حسابم و خوشال بشم و بعد برم و این انتظار و تنبلی تقریبا 3 هفته شد ولی ازون پوله خبری نشد و تنبلی من هم بیشتر ، تا اینکه واقعا تصمیم گرفتم که برم و اتفاقی که افتاد این بود که در وسط مسیر رفت خداوند پولو به حسابم واریز کرد و اونجا بود که با تمام وجودم معنی واقعی اقدام کردن رو درک کردم که چقدر سریع جهان به اقدام کردن پاسخ میده و باید فقط اقدام کرد چون جهان فقط به حرکت پاسخ میده و جهان خیلیییی سریع به حرکت پاسخ میده . هرچند که خیلی از این اقدام کردنها رو انجام داده بودم ولی به خاطر مدارهام توجهی نداشتم.
34- ا این جمله تون حض کردم« شکرت که ی توجه کوچیک به تو نعمت و ثروت میاره برام »
این جمله تون رو که داشتم اینجا کپی میکردم جلسه8-1رو هم دارم گوش میکنم که استاد داره میگه«وقتی من یه کوچولو رو خودم کار کردم یه عالمه اوضاع بهتر شددد،پس من اگه یه ذره با اطمینان و باور بیشتر روی خودم کار کنم چقدر اوضاع بهتر شههه»
35- این حرفتو واقعا قبول دارم آدم تو تنهایی سفر کردن یه چیزایی رو یاد میگیره که اصلا تو سفرهای گروهی تجربش نمیکنه..ممنون که از تجربه سفرت نوشتی خیلی لذت بخش بووود
36- از بیشتر افراد که میپرسم ، چطوری با مدرسه زبان آشنا شدین، میگن که دوستمون پیشنهاد داده و بدون اینکه دو دو تا چهارتا کنن، سریع بلیط گرفتن و اومدن و امان از دست ما که استاد میگه انقدر حساب و کتاب نکنید و پاشید حرکت کنید و نجوا میگه که چه طور؟ با کدوم پول؟ و ….. یه بنده خدا اهل مکزیک هستش و 22 ساعت پروازش طول کشیده و اصلا نمیدونسته که دبی اینقدر گرمه ولی چون دوستش فقط پیشنهاد داده ، سریع پاشده و امومده
37- دقیقا العان من تو مداری هستم ک هر وقت چاخان میخواد حرف از خواسته ها بزنه و از هر دری ک میخواد وارد بشه منم همین کار رو میکنم فقط سپاسگزاری میکنم میگم برو بابا خدا خودش قول داد منو ب خواستم برسونه فقط من باید احساسم خوب داشته باشم و سپاسگزار لحظه هام باشم خیلی حس خوبیه اگاهانه گوش چاخان و سر بزنگاه میگیری و ضایع ش میکنی
38- چقدر زیبا میگید که هر آنچه مرا نکشد قوی ترم میسازد
39- خدارو صد هزار مرتبه شکر
ممنونم که به یادم آوردی که چطور وقتی بچه بودم صاحب دوچرخه شدم اصلا من نوشتن بلد نبودم که بنویسم اصلا بلد نبودم نقشه بکشم که چکار کنم تا به خواسته م برسم فقط با یه بالش دراز و یه چوب دوچرخه درست کردم بعدم سوارش شدم و حال میکردم خیلی خوب یادم میاد پدر بزرگم گفت داری چیکار میکنی گفتم با دوچرخم دارم بازی میکنم گفت اگه سرو صدا نکنی من یه چرت بزنم با هم بعداز ظهر میریم برات دوچرخه میخرم همین تمام شد من بعدازظهر همون روز صاحب دوچرخه شدم قیمتش 750 تومن بود یادم میاد فرداش برادرم و پسر عمه م رفته بودن خونه پدر بزرگم که اگه کمکی چیزی میخواد بهش کمک کنن حالا نمیدونم چقدر کمک کرده بودن ولی آخرش وقتی از پدر بزرگم پول خواستن پدربزرگ یه سکه 5 ریالی پرت کرده بود بهشون . استاد عزیز شما مثل یه فانوس دریایی هستی
40- دستااان خداوند برای رسوندن عشق بی پایانش به من بسیارند و همواره بهترین ها رو سر راهم قرار میده سعی میکنم احساس رهایی و عدم وابستگی رو در خودم قوی تر و قوی تر کنم
41- چند روز پیش یه اتفاق افتاد که اگر قبلا بود من درجا قید همه چی رو زده بودم و میگفتم بابا این رابطه فایده نداره :))) اگه بدونید چاخان چه ها که نکرد و چه کوهی از کاه برام ساخت که نگو.
میدونید من با این باور که دستااان خداوند برای رسوندن عشق بی پایانش به من بسیارند و همواره بهترین ها رو سر راهم قرار میده سعی میکنم احساس رهایی و عدم وابستگی رو در خودم قوی تر و قوی تر کنم ولی خب دیدم نه این راهش نیست تو داری صورت مسئله رو پاک میکنی در حالی که باید یاد بگیری حل کردن مسئله رو. اینکه الان در برابر این اتفاقه همه چی رو بهم بریزی کار خاصی نکردی ، کاریو کردی که همه میکنن :)) تو باید یاد بگیری که با این مسایل چطوری برخورد کنی تا به احساس خوب برسی . چون مسایل همیشه همه جا و برای همه هستن. چاخان هم که ماشالا یه ان بهش رو بدی واویلا میکنه. یه ان گفتم برو بابا من گول تورو نمیخورم. همه اش میگفتم نهههه من نباید گول بخورم. نمیخورم. و اومدم تمرکزم رو گذلشتم روی خوبی های طرفم.
42- واقعا درک کردم که تفاوت یه زندگی خوب و یه زندگی معمولی در نوع نگرش و برخورد با همین اتفاقات کوچیک و بزرگ افتاده اس. اینه که مسیر ادم ها رو جدا میکنه و عده ی کمی رو به سمت خوشبختی و عده ی زیادی رو به سمت نارضایتی میبره.
و فهمیدم که من چقدرررر بزرگ شدم ، چقدرررر پیشرفت کردم، چقدررر ارامشم بیشتره ، چقدرررر حالم بهتره.
و اینا فقط به خاطر بیشتر شدن ایمانمه. ایمان به خدای خودم. خدایی که برای من همه چیزه. خدایی که برام سراسر خیر و شادی میخواد و داره اینچنین زیبا هدایتم میکنه. دستم رو گرفته و من هم محکم تر از قبل دستشو میگیرم. خدایی که هر ان بخواهمش کنارمه، هر ان بخوانمش پاسخم رو میده و این یعنی طعم واقعی خوشبختی. این که حمایت همچی نیرویی رو کنار خودت حس کنی و رهای رها تنها او را بپرستی و تنها از او یاری بجویی یعنییییی خود خود خوشبختی.
43- وارد برناهه شدم و چندین برنامه کودک بود یکیشونو به دلم افتاد نگاه کنم که اسمش دایناسور خوب بود احساس کردم این برنامهه مثبت باید باشه،خیلی برنامه ی بامزه ای بود انگار که داستان زندگی خودم بود یه دایناسور کوچولوی ترسو، که باید برای به دست آوردن یه نشان، یه کار بزرگ میکرد خیلی جالب بود وسطای برنامه یه دایناسور بزرگ به دایناسور کوچولوهه میگه نباید ترسها تو مخفی کنی… اگه با ترسها م مواجه نشی مطمئن باش به هیچ جا نمیرسی فقط اینطوری راهتو پیدا میکنی و برام خیلی قشنگ بود
44- به نام پروردگاری ک همین نزدیکی ست پروردگاری ک از رگ گردن به من نزدیکتر است پروردگاری ک از روح خودش در وجودم دمیده است و به من جان داده است پروردگار قدرتمند و مهربان پروردگار وهاب رزاق و ثروت آفرینیم
موضوع : نکته های قسمت 8
تو استیک پارک افراد مختلفی میان برای ماهیگیری اسب سواری قایق سواری یه شب دو شب با هم باشن غذا درست کنند بازی کنند خیلی افراد متنوعی رو ملاقات کردیم یکی از این ملاقات ها با دوستانی بود ک دو تا بلاک با ما فاصله داشتند و چون خانوم بودند و با اسب هم آمده بودند دوست داشتم بیشتر بدونم و صحبت کنم باهاشون قبل از هر چیزی من اینو بگم ک بارها و بارها اینو گفتم خیلی از مواقع خواسته های ما زمانی شکل میگیره ک ما می فهمیم ک اصلا میشود این خواسته رو داشت یعنی با نگاه کردن ب اطرافمون با دیدن یه برنامه شاد مثلا تلوزیون یه عکس یه تصویر یا یه خاطره از کسی اون خواسته در وجود ما شکل میگیره فرض کنید یکی میاد برای من تعریف میکنه ما رفتیم فلان جا یه قایقی برداشتیم فلان رودخونه چند روز اون جا بودیم ماهی گرفتیم روزها شنا میکردیم شب ها می گفتیم می خندیدیم مثلا یه فضای این چنینی رو برای من تعریف میکنه من تا قبل از اون به فرض اصلا نمیدونستم میشه یه همچین کاری کرد وقتی اون میاد یه فضای این چنینی برای من تعریف میکنه من فکر میکنم میگم ااااااااا میشود یه همچین خواسته ای رو داشت یا مثلا در مورد همین استیک پارک من اصلا نمیدونستم یه همچین جایی در اینجا وجود داره به این شکل با این اتفاقات با این ظرفیت ها وجود داره وقتی دیدمش فهمیدم ک من دوست دارم خیلی از خواسته های ما به این شکل ,شکل میگیره یعنی تا قبل از اینکه ما ببینیم نمی دونیم وجود داره ولی وقتی میبینیم این خواسته شکل میگیره و وقتی خواسته شکل گرفت در مسیر زندگیمون با باورهایی ک روی خودمون کار میکنیم خیلی آرام و خیلی ساده و راحت به خواسته هامون می رسیم
قدم اول اینه ک تو بدونی چی رو میخوای چه امکاناتی تو دنیا هست چقدر تو آزادی برای رسیدن به هر چی ک بخوای وقتی ک دقیقا می فهمی ک چیرو میخوای یا حداقل نشانه ها و شواهد شو میبینی اون وقت مسمم میشی ک من میخوام به یه همچین شکلی زندگی کنم
یه خانوم میتونه چقدر عالی و مستقل زندگی کنه میتونه تنهایی با دوست هاش بیاد بیرون حالا فارغ از اینکه با همسرش داره زندگی میکنه میتونه یه زمان هایی هم برای خودش تنها داشته باشه و با دوستانش مجردی بیان بیرون و با هم تفریح کنند در واقع خیلی دوست دارم به شما بگم با دیدن دنیای اطرافتون خیلی از خواسته ها تون شکل میگیره ک قبلا وجود نداشته و اگر باورهای درستی داشته باشید اون خواسته ها باعث حسرت تون نمیشه مثلا یه موقعی هست آدم باورهاش ایراد داره مثلا می بینه فلانی فلان خونه رو داره یا رفته بالای شهر تهران میگه ااااااا یه همچین خونه استخر دار باغ داره اطرافش برای خودش آشپز داره اون خونه سیستم پذیرایی داره بجای اینکه به خودش بگه یعنی میشه اینجوری هم زندگی کنیم بجای اینکه این احساس خوب و بهش بده ک یه همچین جوری هم هست یه سری آدم ها دارن اینجوری زندگی میکنند پس من هم میتونم به خودش میگه چقدر ما باید حسرت زندگی بقیه رو بخوریم ببین زندگی بقیه چه عالیه و ما داریم تو چه بدبختی زندگی میکنیم وقتی باورها خراب باشه دیدن چیزهای زیبا نه تنها باعث شادی و خوشحالی نمیشه باعث ایجاد امید نمیشه ک اگه اون توانسته پس من هم میتونم بلکه باعث ایجاد حسرت میشه باعث ایجاد ناراحتی میشه غم میشه
خیلی ها وقتی یه الگوی قشنگ رو میبینند حتی از اون الگوی قشنگ به روش نادرست استفاده میکنند حتی از اون ویژگی زیبا ک میتونه به ما بگه اگر اون توانسته پس من هم میتونم .
این از اون باورهایی هست ک من خیلی سال پیش توی خودم ایجاد کردم و واقعا به من کمک کرد باورم این بود که هر انسانی در هر کجای کره ی زمین با هر سن جنسیت و فرهنگ و زبان و با هر چی توانسته به هر دست آوردی برسه من هم میتونم به آن دست آورد برسم به شرط اینکه بتونم ببینم اون چه باورهایی داشته چه طرز فکرهای داشته و چطور عمل کرده یعنی اصلا این طور نیست اگه شما یک نفرو میبینید بگید ااااا خوش بحال اون ,اون تونسته برسه من ک نمیتونم من ک فلانم من که شرایط خانوادگی این طوریه من ک تو این کشور زندگی میکنم من ک تحصیلاتم فلانه شوهرم نمیزاره زنم نمیزاره یعنی من از اون اول مغزم و برنامه ریزی کردم ک اگر یه نفر تونسته پس میشود منم میتونم انجام بدم برخلاف بقیه نه اون یه آدم عجیب و غریب اصلا مسی ,مسی برای سیاره زمین نیست اون از یه سیاره دیگه اومده اینا یه اسطوره هایی هستند ک یک بار اومدن و دیگه هم نمیان من اصلا نگاهم به آدم ها این طور نیست یعنی اصلا این طور نبوده ک العان اینجا هستم نه نگاهم به آمریکا اینطور بود ک آمریکا جایی هست ک فقط از ما بهترون میتونند برند اونا یه آدم های خاص ند اصلا اینطور نبوده و نیست این خودش توحیدی ترین نگاهاست به جهان هستی ک اون الله یی ک این نعمت ها رو به هر کسی ک شما دارید میبینید داده است به شما هم میدهد اون هیچ فرقی بین شما و اون نمیزاره اون فردی ک به این موفقیت ها رسیده هیچ ویژگی برتری نسبت به تو نداره فقط یه سری چیزها رو یاد گرفته
اصل توحید اینه وقتی یه نفر به هر نعمتی رسیده بدونید ک اون خدایی ک اون نعمت رو به اون داده به تو هم میتونه بده دستش بازه قدرتش و داره ثروت شو داره نعمتها ش بینهایته تو هر چیرو میبینی بقیه دارند باید به خودت بگی منم میتونم داشته باشم اون خدا به من هم میتونه بده فقط آیا من در مدار درستش قرار گرفتم خدا داره فقط تو یه مداری این نعمت ها رو میده من توی مدارهای دیگه ای هستم من تنها کاری ک باید بکنم اینه که خودم مو برسونن توی اون مدار ی ک خدا داره اون نعمت ها رو پخش میکنه
وقتی شما یه نعمتی رو میبینی یه نفر داره حالا نعمت بچه صالح روابط عاشقانه و قشنگ خونه ی خیلی زیبا ماشین خیلی فوق العاده مسافرتهای عالی کارخونه بزرگ و یا استعداد خاص تو زمینه خاص داره یا هر چیز دیگه ای باید به خودت بگی ک این نشان میدهد ک من هم میتوانم اینو داشته باشم من هم میتوانم اینجوری زندگی کنم بحث این نیست ک منم میخوام عین همون خونه رو داشته باشم نه .فلانی ک به همچین خونه ای رسیده منم میتونم به خونه دل خواهم برسم فلانی به همسر دلخواه رسیده ب شغل دلخواه به سلامتی دلخواه من هم میتونم به همسر شغل سلامتی دل خواهم برسم بحث این نیست منم همون و داشته باشم بحث اینه ک اون به چیزی ک میخواسته رسیده و اون چیزی ک میخواسته خداوند بهش داده پس من هم میتوانم به آنچه ک میخواهم برسم و خداوند به من میدهد فقط کافیه منم برم توی مداری ک اون ها هستند چون خداوند داره این نعمت ها رو پخش میکنه نه به این معنا ک خداوند فقط به یه سری افراد خاص میدهد نه به یک مدار خاص میدهد عدالت خدا اینه ک هر کسی میتونه وارد اون مدار بشه حالا اون مدار چه ویژگی های خاصی دارد هر کس میتونه از هر کجایی ک هست وارد مدار بشه باید مدارت رو توی فکرت توی باورهات تغییر بدی وقتی روی باورهات کار میکنی هدایت میشی ایده هایی بهت گفته میشه حرکت هایی میزنی آدم هایی وارد زندگیت میشن اتفاقاتی برات بوجود میاد ک اون نعمت ها رو تو هم دریافت میکنی به طرق مختلف به هزاران هزار طریق ک ما نمی تونیم بهش فکر کنیم
من میخوام بیس توحید رو درمورد رسیدن به خواسته ها اینجوری به شما بگم اگر کسی به موفقیتی رسیده و به هر خواسته ای رسیده به هر چیزی رسیده فارغ از اینکه چقدر بزرگ باشه چقدر در حال حاظر دور از دسترس تو هست فارغ از همه ی اینها .نشونه و پیغام اون اتفاقاتی ک اون طرف به خواسته رسیده اینه ک تو هم میتونی بهش برسی و این باید به ما امید بده وقتی من میرفتم تو تهران این چیزها رو می دیدم تحسین میکردم می گفتم دمش گرم نوش جونت مبارکت باشه بجای این که بگم الهی کوفت بشه برات یه آب خوش از گلوت نره پایین الهی نتونی ازش استفاده کنی مثل خیلی های دیگه نه می گفتم قربون خدا برم ک چقدر میتونه نعمت بده نوش جونت ایشالله خدا صدبرابر ش رو بهت بده این داره به من نشون میده ک منم میتونم بهش برسم منم میتونم اون خونه رو داشته باشم منم میتونم اون امکانات و داشته باشم و از بسکی من اینجوری فکر کردم و تحسین کردم و باور کردم رسیدم به جایی ک دارم زندگی میکنم ک از همه اون جاهایی ک من تا بحال دیده بودم نه دوبرابر بلکه صدبرابر از همه لحاظ بخاطر همون نگاهی ک من فهمیدم اگر کسی تونسته به چیزی برسه پس من هم میتونم و باور کردم این قضیه رو و خیلی هم منطقی ک آدم باور کنه خیلی منطقی اگر کسی تونسته به چیزی برسه منم میتونم برسم هیچ تفاوتی بین ما نیست فقط اون یه سریع کارها رو کرده
خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری میجویم
45- همون طور ک تو دوره قانون آفرینش میگید انقدر روی خودم کار میکنم ک توی خواب هم باورهام و تکرار میکنم
46- استاد شما تو فایل قانون اول آفرینش یه قانونی رو گفتین قانون خارپشتی..الان من میخوام همون خارپشته باشم انقد متخصص بشم که موسیقی بشه تخصص اصلیم..و باید قدمها رو یکی یکی بردارم ..
47- اینکه از خوندن کامنت های بچه ها در مورد خودم لذت میبردم و خوشحال میشدم دلیلش کمبود عزت نفسم هست و وقتی که خودمو بیشتر دوست داشته باشم وبدونم که ارزشمندم و کارهام درسته و برای خداست، دیگه به قول استاد از تعریف های دوستان در مورد خودم به اندازه ی یه ارزن خوشحال میشم، اگر چه سپاسگذار همشون هستم و اینو هم از محبت اونها می بینم
48- من رسالت رو پیدا کردم و تمام باورهای مربوط به اون رو هم به لطف خدا و استاد پیدا کردم و این یک سال و چهار ماه رو روشون کار کردم،و تجسم و صحبت کردن در موردشون روانجام دادم ولی هنوز اتفاقی که میخوام نیفتاده اگر چه نشونه هاشو زیاد می بینم، میخوام بدونم اگه من روی دوره ی عشق کار کنم و کار کردن رسالتم رو رها کنم اشکال نداره؟
جواب گروه تحقیقاتی :
سلام دوست گرامی
سوال شما مانند این است که بگویی، آیا اگر من غذا خوردن را کنار بگذارم و فقط نفس بکشم، برای حیاتم کافی است.
شما می توانی در حین اینکه غذا می خوری، نفس هم بکشی. حتی یک تصویر زیبا را هم ببنی و نیز همزمان هم از غذا خوردن و هم از دیدن آن تصویر زیبا، لذت هم ببری.
موضوع این است که همه جنبه های زندگی ما به هم مربوط اند.
موضوع این است که زندگی ما مجموعه ای از جنبه های مختلف است که با یک قانون و با یک منطق و با یک فرمول کار می کند و به خوبی می بینی که خداوند تمام این جهان پهناور را با یک قانون مدیریت و رهبری می کند
هر جنبه ای از زندگی شما، بخشی از مسیر اهداف و رسالت شما را در بر می گیرد و تنها زمانی به احساس بهتر ،احساس عشق و احساس رضایت در زندگی ات می رسی که تمام آن جنبه ها را با هم پیش ببری.
همانگونه که تنها زمانی سلامت هستی که هم نفس بکشی، هم غذا بخوری، هم بخوابی، هم تفریح داشته باشی و هم کار کنی
مجموعه تمام اینها در کنار هم، شما را همزمان قادر به زنده بودن و لذت بردن از زندگی تان می سازد
49- این باور هر روز داره قوی تر و قوی تر میشه در من که علا الدین منم و قول چراغ جادو فقط میگه فرمانبردارم سرورم هر چیزی می خوام فرقی نباشه چی برام فراهم میکنه
50- دیگه منم می خوام فقط آنچه بهم گفته میشه رو بهش عمل کنم بقیه اش با خداست
و میگم خدایا من هیچی نیستم عقل ناقص من به هیچی قد نمیده خودت برای من همه چی میشی همونطور که تا الان شدی الان لشکر کائنات و فرشته ها و زمین و زمان آماده شدند که فقط من این کار رو انجام بدهم البته هیچ عجله ای هم ندارم چون خدا زمان هم می شود
خدا ایده می شود
خدا باور می شود
خدا ایمان میشود
51- دوره ششم انقلابی در من بوجود آمد.انقلابی در حد عمری که از خدا گرفتم در من بوجود آمد به این نتیجه رسیدم که نجواهای شیطانی باعث باورهای در من شده که من از جایگاه اشرف مخلوقات بودن، نماینده خــــــدا روی زمین بودن را نبینم. شما گفتین چـــرا نجواهای شیطان را هزاربار تکرار می کنید و نجواهای خدا را ساده از کنارش رد میشیم
52- نکته های جلسه هشتم
اگر کسی به هر موفقیتی رسیده به هر خواسته ای رسیده نشانه و پیغامش اینه که تو هم می توانی بهش برسی
این باور را بساز هر چیزی و هر کاری که یه نفر انجام داده و بهش رسیده تو هم میتونی باید باور کنم که منم میتونم لیاقتش رو دارم
ولی اون چیکار کرده دنبال کارهای فیزیکی خاص نباش دنبال کارهای فکری خاص باش اگه اون فلان کلاس یا فلان دوره رو رفته یا فلان شغل رو داره یا فلان توانمندی رو داره اینها عامل موفقیتش نیست
اگه باورت رو درست کنی خداوند دستهاش رو به سمت میاره هدایتت می کنه و شرایط خیلی بهتری برات فراهم میکنه پس کار فیزیکی خاصی نمی خواد کار فکری خاص می خواد.
وقتی فردی و موقعیتی رو میبینید اجازه بدهید خواسته ها رشد کنه در وجودتون توی نطفه خفه اش نکنید که اون فلان بوده که تونسته من چجوری تحسینش کن و بگو من چیکارکنم چه باوری بسازم
به خدا همه چیز تغییر میکنه
به خدا شرایط تغییر میکنه
به خدا ایده های جدید میاد
به خدا رفتار همسرت تغییر میکنه
به خدا رفتار رئیست تغییر میکنه
آنچه الان هست نتیجه یکسری باورهاست که قبلا داشتی نگو چجوری
تو خواسته هارو تو وجودت رشد بده روی خودت کار کن اگر باورهارو تغییر بدهی و روش کار کنی و متعهد باشی همه چی عوض میشه ابزارهایی برات فراهم میشه که تورو به خواسته ات میرسونه همونطور که برای بقیه فراهم شده
باور کنید خداوند رو
باورکنید دستان خداوند رو
باورکنید اگر به اون داده است به من هم می تواند بدهد
باورکنید آنچه که الان هست نتیجه باورها و افکار گذشته شماست پس اگر به این خواسته کوچیک رسیدم به بهترش هم می تونم برسم
وقتی تو تغییر می کنی ابزارهات تغییر می کنه
وقتی تو تغییر می کنی اون فردی که تو مانع میبینیش یا عوض میشه یا میره بیرون از زندگیت
وقتی تو تغییر می کنی شرایط تغییر می کنه
شرایط فعلی رو ایستا و غیر قابل تغییر ندونید همه چی عوض میشه به خدا همه چی عوض میشه
به ما قدمت ایدیهم هست به واسطه آنچه که فرستادی این شرایط را بدست آورده ای
به ما کانو یعلمون
به ما کسبت ایدیهم
مثل بنی اسرائیل نباشیم که اول نتایج رو می خواهند بعد قدم بردارند اول من باید قدم بردارم بعد به خواسته هام میرسم
شما و فقط شما خالق زندگی خودتون هستید آگاهانه و یا نا اگاهانه
ببینید فراوانی در جهان رو و لذت ببرید و بگید من فقط باید در اون مدار قرار بگیرم
53- استاد توی یکی از فایلها در مورد تمرین جلسه ششم دوره عزت نفس گفتن… که خیلیا انجامش ندادن و منم جزئی از همون خیلیا بودم… ولی بازم از رو نرفتم تا اینکه دیروز کامنتی خوندم از یکی از دوستان , ذیل قسمت پنجم مصاحبه, که نوشته بود 90 درصد از کساییکه میان سایت و حتی از محصولات استفاده میکنن فقط تماشاچی هستن و نهایتش فقط حرفای قشنگ بزنن…. این کامنت خیلی بهم تلنگر زد و امروز صبح به خودم گفتم تا وقتی تمرین آگهی تبلیغاتی رو انجام ندادی برنمیگردی خونه. و از تکنیک جلسه اول ( تو شروع کن و ایمانت رو نشون بده. درهای بعدی باز میشه) استفاده کردم و به خدا گفتم من قدم اولو برداشتم و لیستمو نوشتم و دارم میرم انجامش بدم تو هم موقعیتش رو فراهم کن. خلاصه اش کنم که در نهایت هدایت شدم به خونه مادر همسرم :)) و یه حسی بهم گفت همینجا باید لیستتو بخونی.اونجا بود که نجواهای شیطان شروع شد که اره دقیقا بیا پیش اینا بخون که هی میبینشون و مسخره ات میکنن بعدا و…(خداییش خوندن اون لیسته پیش چندنفر غریبه که بعدا هم نمیبینشون خیلی راحتتره تا پیش فامیل. اونم فامیل همسر:)) اینجا هم از تکنیک جلسه ششم استفاده کردم و بهش گفتم بیخود حرف نزن من میدونم حرفات همه دروغه و دقیقا برعکسش میشه…. خلاصه که چاخان رو به درخروجی هدایت کردم و اگهیمو خوندم و …… فقط بگم که جقدر خوب بود و برام دست هم زدن و گفتن دقیقا همینطوره و…. (و هیچ مسخره کردنی هم در کار نبود) در اخر هم من ازشون خواستم که هرکدوم چندتا خصوصیت مثبت از خودشون بگن (اینو خودم به تمرین اضافه کردم:))) و خلاصه جو خیلی خوبی شد و همه داشتن از هم تعریف میکردن اون وسط:))
و خب بازم بهم ثابت شد چاخان واقعا چاخانه و بهم دروغ داشت میگفت و خداروشکر که اصلا محلش نذاشتم. ( و اینم بگگ توی پرانتز که این تمرین فوووووق العاده اس و بعدش ادم حس میکنه از هیچی دیگه نمیترسه!)
امروز اولین قدم برای “تماشاچی” نبودن رو برداشتم و اومدم تو زمین بازی کنم…
54- وقتی با پسرم بازی میکنم گاهی وقتا یه چیزی رو دستش میگیره مثلا کنترل تلویزیون و دیگه نمیده. یعنی از دستش بخوام بگیرم هم گریه میکنه و…. و تنها راهش اینه که همزمان که دارم اونو میگیرم یه وسیله جذاب دیگه بدم دستش. اینطوری تمرکزش میره جای دیگه و خیلی راحت ول میکنه اولی رو. کساییکه بچه کوچولو دارن میدونن دقیقا درک کردن اینو! یعنی هیچ راه بدون گریه و ناله دیگه ای وجود نداره. اونروز داشتم فکر میکردم ذهن ما هم بچه اس. وقتی فکر بدی رو دستش گرفته نمیشه همینطوری ازش گرفت. باید سریع یه فکر خوب (شکرگزاری از نعمتها و…) رو بهش داد تا اون نجواهه رو ول کنه. هیچ راه دیگه ای نداره. اضلا بهتره همیشه چندتا نکته مثبت خوب دم دست داشته باشیم تا سریع بتونیم کانون توجهمونو عوض کنیم
چندروز دیگه هم تولدشه و دنبال تزیینات خونه بودیم و پیرو تمرین قسمت چهارم: بادکنک ارایی ! بله از تزیین بادکنک هم پول میشه دراورد اونم نه کم ها! یعنی گفتن کف قیمت از 250 تومن شروع میشه و میره بالای یک میلیون ! یعنی اگه یکی از کار کردن با بادکنک هم خوشش بیاد میتونه چندتا کلیپ توی اپارات ببینه و دست به کار شه. اصلا هم کار سختی نیست ولی چون پدرو مادرها مشغول بچه و کارای تولدش و… هستن وقت ندارن برن یاد بگیرن همیچن چیز ساده ای رو و راحت پول میدن واسه تزیینات این مدلی.
واقعا از هرچیزی میشه پول ساخت!
55- موضوع : نکته های قسمت 8
به خدا همه چی تغییر میکنه آقای فلانی ک العان تو زندگی زناشویت مشکل داری خانوم فلانی ک العان با همسرت مشکل داری خیلی درگیر هستی میگی این شوهر من اجازه نمیده من توی خونه نقاشی بکشم بعد تو میگی من به خواسته هام و آرزوهایم فکر کنم ,دوست عزیزی ک تو یه شرکت یا کارخونه ای داری کارگری میکنی و العان حتی هزینه رفت و آمد با مترو رو نداری نمی تونی حتی اجاره خونه تو ,تو پایین ترین نقطه شهر بدی
آقا به خدا همه چی تغییر میکنه
آقا به خدا همه چی تغییر میکنه
آقا به خدا همه چی تغییر میکنه
آقا به خدا همه چی تغییر میکنه
این طور نیست ک شرایط همین باشه و شما از همین شرایط بپری به خواسته هات برسی شرایط تغییر میکنه موقعیت تغییر میکنه رفتار همسرت تغییر میکنه رفتار رئیس شرکت با تو تغییر میکنه ایده های جدید میاد نباید به اون چیزی ک العان هست فکر کنید و به خودتون بگید من چجوری به اون خواسته برسم اون چیزی ک العان هست بخاطر باورهای قبلی ته بخاطر عمل کرد قبلی ته اون چیزی ک العان هست و اصلا روش حساب نکن اینا تغییر میکنه یعنی بدون اون چیزی ک العان هست نتیجه یه سری باورهاست یه سری چیزهایی ک نمی دونستی قوانین و حالا ک داری قوانین و درک میکنی نیا بگو پس چه جور با این شرایط با این زن با این شوهر با این مملکت با این قانون چطور میتونم به خواسته هام برسم بحث اینجاست ک این چیزی ک العان تو زندگی شماست بخاطر باورهای قبلی ک داری این نتیجه اون باورهاست اگر اون باورها رو ادامه بدی این نتیجه تا ابد ادامه پیدا میکنه اما اگر باورها تو تغییر بدی و بشینیم روش کار کنیم و متعهد باشی این نتیجه آرام آرام تغییر میکنه
یه کسی ک العان پول بلیط مترو نداره به این فکر کنه ک یه ماشین داشته باشم ک فقط تعویض روغن ش 8 یا 9 میلیون حتی ماشین های خاص العان 30 میلیون تومن هست بعد اون آدم میگه من لنگ 50 هزار تومن هستم با مترو نمیتونم برم بیام چجوری میتونم به همچین چیزی فکر کنم بعد چون هیچ ارتباطی نمیتونه پیدا کنه با وضعیت فعلی ش با اون چیزی ک میخواد بنابر این کلا اون خواسته روکات میکنه
این نگاه توحیدی اینجاست ک باور کنید خداوند و باور کنید دستان خداوند و باور کنید اگر به اون داده است پس نتایجش اینه ک به تو هم میتواند بدهد باور کنید ک میتونه زندگی شما رو هم تغییر بده باور کنید ک اوضاع و شرایط رو خودتون بوجود آوردید و این چیزی ک العان هست نتیجه خودتون نتیجه افکار خودتون نتیجه باورهای خودتون نه هیچ چیزی خارج از این دایره اگر شما اینو باور کنید اون وقت خواسته ها تون رو زنده نگه می دارید و میرسد سراغ قدم های کوچک تر و میگید من به اون قدم بزرگه میتونم برسم حالا آرام آرام با باورهام اول میام به یه چیز کوچولو ک منطقی تر بهش میرسم بعد ک به اون رسیدم از رسیدن به اون از انرژی و اشتیاق اون قدرت و اون باوری ک ایجاد شد بعد از رسیدن به اون خواسته کوچیک منی ک با مترو میتونستم برم العان میتونم یه پراید بخرم با اون قدرتی ک ایجاد شد حالا میرم سراغ ماشین بهتر و بعد دوباره باورم قویتر میشه و بعدش به خواسته هات میرسی کی وقتی باور داشته باشی شرایط خودتو خودت داری رقم میزنی باور داشته باشی خداوندی ک به اون داده به تو هم میدهد باور داشته باشی شرایط فعلی تو قرار تغییر کنه آدم هایی ک وارد زندگیت میشن تغییر میکنند اون فردی ک تو زندگی تو ک تو فکر میکنی دلیل عدم پیشرفت تو اونه وقتی باورهات و عوض میکنی دلیل عدم پیشرفت و خودت میدونی اون فرد عوض میشه یا اخلاق و رفتارش عوض میشه یا کلا از زندگیت می ره بیرون و کلا اون جوری ک دوست داری زندگی میکنی
شرایط فعلی تو ما حصل باورهای گذشته ته ماحصل فرکانس های گذشته ته به ما قدمت ایدیهم به قول قرآن به واسطه آنچه ک ارسال کردید این چیزی ک بدست آوردید بارها و بارها خداوند تو قرآن می فرماید هیچ ظلمی خداوند به بندگانش نمیکنه هر آنچه بدست میارید هر آنچه ک باهاش روبرو می شید به ما قدمت ایدیهم به ما کسبت ایدیهم به ما کانو یعلمون به خاطر اون چیزهایی ک می فرستی بخاطر اون نوع نگاهت اون کارهایی ک انجام میدی خدا به کسی ظلم نکرده اصلا اینا اون نگاه توحیدی ک ازش میشه استفاده کرد توی زندگی فردی نگاه توحیدی فقط بحث این نیست ک ما توی کلام مون بیام خدا خدا کنیم خدایا من تو رو دوست دارم خدایا من تو رو می پرستم خدایا تو به من کمک کن نگاه توحیدی اینه ک باور کنیم دست خداوند و توی زندگی خودمون ک وقتی باور میکنی عمل میکنی بحث اصلا سر حرف نیست وقتی من باور میکنم ک دارم تغییر میکنم پس خداوند دستانی رو برای من تو زندگیم میاره پس اتفاقات میتونه تغییر کنه اون وقت ک من بلند میشم و حرکت میکنم اون وقت ک من ایده های جدید مو اجرا میکنم اون وقته ک من قدم هامو بر میدارم وقتی خدا رو باور کرده باشم وقتی ک باور داشته باشم این اتفاق می افته
من تمام سعی م این بوده ک به شما بگم این باور رو ایجاد کنید ک شما و فقط شما خالق زندگی خودتون هستید اگاهانه یا ناآگاهانه دارید این کار رو انجام میدید من سعی میکنم اون قسمتی ک ناآگاهانه اتفاق می افته رو به شما بگم ک بتونید اون قسمت ها رو هم اگاهانه کنید و بعد به این شکل میتونید زندگی تون رو اون جوری ک میخواید خلق کنید یکی از این راههائی ک خواسته های شما رو مشخص میکنه اینه ک شما میبینید چه چیزهایی تو دنیا هست و به جای اینکه حسرت بخورید لذت ببرید و باور کنید و اینو سند واقعی بودن خواسته ها تون بدونید ک پس میشود خواسته هام واقعی شد اگر برای فلانی شده پس برای من هم میشود فقط باید توی اون مدار قرار بگیرم
تو به همه چی میتونی برسی میتونی داشته باشی ولی باید بتونی این کارو انجام بدی راهش اینه راه دیگه ای نداره
ادامه 100 نکته هشتم در پیام بعدی ??????
دوست عزیز و محترم
همیشه ممنون شما برای صد نکته ها هستم. کاری خلاقانه و مفید.
سلام عالی بود، دقیقا جواب سوالهام، چون چندروزی هست درگیر احساسات مزخرفی شده بودم😊خداروشکرکه کامنت شمارو دیدم، متشکرم، خداجونم متشکرم، منو یاری کن تا در کنترل ذهنم موفق باشم.
عالیییییییییی
بسمالله الرحمن الرحیم
این فایل هم یکی از روز شمار تحول زندگی من است
خداوند را شکر گذارم بابت همراه شدن من در این سفر نامه فصل ششم
خداوندا چه قدر تکاملی من هدایت میشوم به سمت خواسته ها و ایده ها و راهکار ها برای تحول زندگی خودم
احساس خوب مساوی با اتفاقات خوب
وراهکاروباورهایی برای باورپذیری رسیدن به خواسته
ایمانی که استمرار درعمل اورد . قوانین بدون تغییر خداوند .
هر چه قدر عمیقا ،با تمام وجود خداوند و قوانینش را درک کنم به همان اندازه در زندگی خود امیدوار تر میشوم
هر چه قدر باورهای محدود کننده ی بیشتری را حذف کنم وباور های قدرتمند کننده ای را جای گزینش کنم به همان اندازه احساس بهتر و شاد تری را تجربه میکنم وسپس اتفاقات خوب و عالی بیشتری را به زندگی خود میکشانم
با کنترل احساسات این هفته ای که گذشت که خیلی سخت هم بود هر روز دعوا و بحث بود توانستم بیشتر ببخشم بیشتر از قضاوت و غیبت دور بمانم .
این هفته ناراحتی داشت به من میگفت گول شرایط ایده ال رو نخور وتغییر کن
من خودم رو با فایل های استاد ،فایل های سفر نامه و هدیه روانشناسی ثروت یک بمباران کردم و از احساس بد خارج شدم از 19اردیبهشت دارم اتفاقات عالی را جذب میکنم
1قوی بودن من و لذت بردن از تمیز کاری و جابه جایی وسایل سنگین بدون کمک کسی به غیر از نیروی خدادادی وجودم
2 ابری بودن اسمان اما نباریدن باران درست تا زمانی که من قالی پهن کرده بودم و لباس شسته بودم. چون از خدا خواستم هر موقع من وسایلم رو از بیرون به خونه اوردم بعد تا میتونی ببار
3 دقیقا بارش باران هم زمان شد به لحظه ای که تمام کارهام تموم شد .
4 بارش باران تا سه ساعت بکوب وفراوانی نعمت الهی
5. دیدن dosti که دیدنش برام بسیار لذت بخش و مسرت آمیزه..
6.دریافت لباس به عنوان هدیه از همسایه
7. کمک کردن همسایه جایی که اصلا انتظارشو نداشتم
8.ارزو داشتم الان که فصل گوسفند دوشیدن هست از طرف دستان خدا ماست، دوغ، کره ،محلی دریافت کنم دقیقا بعد از بارش باران من از یکی از دوستای عزیزم زهرا جان دقیقا پنج شش کیلو دوغ خوشمزه محلی و یک دربست دویست و پنجاه گرمی کره محلی اون هم مال گوسفند دریافت کردم . وچه قدر بیاد اوردم سپاس گزاری خداوند را
9.عالی شدن ومحبت آمیز شدن رابطه من و همسرم که خودم بدی رو جذب کرده بودم با توجه ام اما این همه اتفاقات قشنگ و پی در پی فقط در یک روز
وبا تمرین پی در پی و تکاملی در رابطه با بالا بردن احساس لیاقتم
من خودم رو لایق بهترین رابطه میدانم
من خودم را لایق دریافت با ارزشترین هدیه ها میدانم
من خودم را لایق دریافت عشق و محبت میدانم
من خودم را لایق شادی ها میدانم دریافت عشق و محبت از تمام افراد دورو برم
هر چه قدر تلاش برای ماندن در احساس خوب بیشتر داشته باشم بیشتر در مدار دریافت اتفاقات زیبا و جالب و لذت بخش قرار میگیرم
وهر چه قدر اتفاقات جالب و با کیفیت تری را تجربه کنم ایمان و باورهایم قدرتمند تر میشوند
اما بر عکس هر چه قدر مثل یک هفته پیش ام مراقبت وکنترل( در احساس بد) را کنار بگذارم همان قدر بدی ها رویشان را به من و زندگی ام نشان میدهند و زندگی را برای من تلخ تر میکنند .
بنابراین باید کنترل بیشتری داشته باشم بر افکار و باور های خودم
کنترل احساسات بد اتفاقات بد را دور میکند
وداشتن احساسات خوب اتفاقات خوب را بیشتر میکند
نتیجه داشتن احساسات خوب ما را به دریافت نعمت های بیشتر وا میدارد
صد البته که باید همیشه و همه وقت روی داشتن احساس لیاقتمان کار کنیم چون استاد عزیزمون میگه هر چه قدر هم کنترل ورودی ها داشته باشیم اما خودمون رو لایق دریافت نعمت و ثروت ندونیم یعنی یک پا روی گاز و یک پامون روی ترمز است انرژی و زمان مصرف میکنیم اما بدون نتبجه
فقط در جا میزنیم
پس ما باید همیشه روی باور هامون کار کنیم تا هدایت شویم به ایده ها و راه کار ها و دریافت نعمت های بیشتر
تمرین این قسمت:
1. با توجه به آگاهی های این قسمت، باورهای قدرتمند کننده ای را لیست کن که ارتباط مستقیم بین ” تقوا و ثروت پایدار ” را نشان می دهد.
2. از خلال توضیحات استاد عباس منش در این قسمت، چه راهکارهایی برای ایجاد و تقویت باور به فراوانی آموخته ای با توجه به اینکه، «باور به فروانی» نقشی بسیار اساسی در تجربه موفقیت مالی پایدار دارد؟
ج:
هرچه ثروتمند تر شویم نزد خدا محبوب تر میشویم.
خدا فقط برای من ثروت بینهایت، سلامتی کامل و شادی و خوشبختی و سعادت میخواد تا آخر عمرم
ثروت تقوا را افزایش میدهد، و تقوا ثروت ادامه دار و پایدار را در وجودمان نهادینه میکند
پول و ثروت مثل اکسیژن در هوا موجود هست
من با ثروتمند شدنم به ثروتمند شدن جهان اطرافم کمک میکنم و زندگی رو جای بهتری برای زندگی کردن افراد میکنم
ثروتمند شدن با شکوه است
ثروتمند شدن معنوی ترین کار جهان است
سپاسگزاری و توجه کردن به نعمتهایی که داریم کلید گنج درونی ماست بر خزانه الهی
سپاسگزاری و توجه به نعمتها، سریعترین راه غلبه بر نجواها و احساس بد هست
باران رحمت الهی بی وقفه در حال باریدن هست، این منم که باید ظرف وجودم رو بزرگ تر کنم هم وسیع تر و هم عمیق تر
ثروت ها و نعمت ها و فرصت ها، تمام نشدنیه.
خداوند به من وعده داده که اگر تقوا پیشه کنم و ایمان داشته باشم و جسارت قدم برداشتن، ثروتهای به غیر الحساب به زندگیم جاری میکنه.