مصاحبه با استاد | کلید لذت بردن از مسیر «تحقق خواسته ها» - صفحه 5 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | کلید لذت بردن از مسیر «تحقق خواسته ها»71MB21 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | کلید لذت بردن از مسیر «تحقق خواسته ها»20MB21 دقیقه














سلام و عرض ادب و احترام به استاد عزیزم سید حسین عباسمنش و بانو مریم شایسته عزیزم و تمام دوستان هم مسیرم در این سایت توحیدی که به قول استاد هیچ مسجدی تا حالا اینقدر اسم خدا توش اورده نشده
در ادامه تعهدم به این پروزه رفتن به مدار بالاتر یکبار فایل رو در جلسه 10 گوش کردم و الان اومدم یکبا ر دیگر گوش کنم و کامنتمم بزارم تا متعهد باشم به این مسیر زیبا و مسیری افرادی که خدا بهشون نعمت داده
سوال اولی که امروز از استاد پرسیده شد
-چطور با ابنکه هیچ نشانه ای نبود شما هنوز هم امید داشتی و ادامه دادی =
دوست عزیزم بسیار سوال قشنگی پرسیدی ازت ممنونم
و حالا بریم سراغ جوابه استاد
-عاشق این تواضع و فروتنی و صداقتت هستم استاد عزیزم که اینقدر راحت میگی که اینجوری نیست که من تمام کارهام عالی انجام داده باشم و این بزرگیه شما رو نشون میده
اما در بحث موفقیت در اموزش دادن استاد اومد و دلیل رو عشق معرفی کرد
-من حامد میرچناری یه انسان تنوع طلب و خوش گذرانی بودم که حتی اگر حضرت محمد میومد جلوم مینشست و میگفت من از طرف خدا برات پیغام دارم و تو یه روزی مشروب و این چیزا رو میزااری کنار و از موفقیت صحبت میکنی قبول نمیکردم اما عشق به خدا . اموزش و توحید کاری به من کرده که الان در ارامش کامل هستم و مدت هاست فستینگ هستم و هیچگونه دارویی هم حتی مصرف نکردم و اصلا عشق به این کار خدا فقط میدونه با من چکار کردم از بیزینس ام با ماهی 300و 500میلیون گذشتم تا تمام تمرکزم فقط تو این مسیر باشه و حتی اگر هیچوقت پول هم نیاد میخوام تو این مسیر باشم و اگر هزاران سال بمیرم و دوباره زنده بشم باز هم همین مسیر رو انتخاب میکنم اونم منی که هیچوقت از شکمم نمیگذشتم اما الان فستینگ هستم که ذهنم بهتر کار کنه و باهوش تر بشم و تایمم بیشتر بشه و باور کنید الان 17روزه اومدم بابلسر و حس میکنم یک روزه اومدم و حتی خانواده امم ندیدم چون اونا اصلا توی یه مسیر دیگه هستند و تا به الان هزاران بار وسوسه شدم که دوباره برگردم به اون شغلم که رهاش کرده بودم و اینجوری فک کردم که برم اونجا پول بسازم اینجا رو هم داشته باشم اما دلم نمیاد نصف تمرکزم رو بزارم اونور و خدا روشکر میکنم که امروز این فایل رو دیدم و بیشتر متوجه شدم که موضوع موضوعه باورهای منه که پول نیومده و نتونستم دوره بفروشم و باید تمرکز وار فقط روی باورهام کار کنم
خدایا چرا من 2سال فراموش کردم که باورهاست که داره اتفاقات رو رقم میزنه و با اینکه داشتم به دیگران فریادش میزدم خودم اصلا این موضوع رو رعایت نمیکردم اما الان تقریبا 20 روزه که دوباره برگشتم به مسیر و روزی 10هزار بار میگم ثروت و نعمت در جهان بی نهایت و چند صفحه کامنت از جلسه روانشناسی 13را میخ.نم و 2جلسه سفر به دور امریکا میبینم و شب ها هم میرم خزر شهر و ویلاهای میلیاردی رو میبینم و میخوام ذهن ام رو بمباران کنم با عبارات تاکیدی مثبت و چشم ها و گوش هام رو ببندم روی هر چیزی به جز فراوانی
-اگر استاد عباسمنش برگرده به 15سال پیش اما همین اگاهی هارو داشته باشه چطور زندگی میکنه =
دیگه سخت نمیگیره و لذت میبره
استاد منم یک مثال درباره این موضوع دارم که لذت نبردم از زندگی
یادمه یه روزایی راه میرفتم و گریه میکردم که خدایا میشه من یه روزی برسه که ماهی 5میلیون درامد داشته باشم خب روزها گذشت و به ماهی 5میلیون رسیدم تا به این خواسته رسیدم هیچ لذتی ازش نبردم و ماهی 50 میلیون رو خواستم و جنگیدم و جنگیدم برای ماهی 50میلیون بدون اینکه لذتی از زندگی برده باشم و خب روزها گذشت و به ماهی 50 میلیون هم رسیدم و هیچ لذتی ازش نبردم چون درجا خواسته هام بزرگ شدن و ماهی 500میلیون رو خواستم و خدا را شاهد میگیرم به 500میلیون هم رسیدم و هیچ حسی در من تغییر نکرد و ارزوم شد اون ر.وزهایی که ماهی 5میلیون درامدم بود برگرده و بیشتر لذت ببرم اما دیگه برگشتی در کاار نیست و امروز باید لذت ببرم از مسیر و واسه همین هم هست که بیزینس ام را بخشیدم به برادرم و خانواده ام با چندین میلیارد سرمایه و میخوام الان دیگه دنبال عشقم باشم و میخوام تو این مسیر فقط لذت ببرم و منتظر هدایت های خداوند میمونم اما این صبر این بار شیرین تر از عسل هست برام و این صبر برام لذت بخشه و اگکر الان د رامدی نیست یعنی باورها هنوز تغییر نکرده و باید اجازه بدم تجربه کسب کنم تو مسیر درس هام پاس بشه و تکامل تکامل تکامل طی بشه و بعد به محض شکل گیری باورها درامد هم خواهد امد
امروز فقط میخوام از این فستینگ و این دریا و این جنگل واین لب تاپ و این خدا و این سید حسین عزیز استاد عزیزم و بانو مریم شایسته لذت ببرم
خدایااااااا هزاران بار شکر و سپاس بابت جهان به این زیبایی و قانون به این زیبایی که فقط کافیه باور بسازیم
دوستون دارم =حامدمیرچناری
سلام خدمت همراهان گرامی.
نکته مهمی که این فایل برای من داره این هست که «مهم لذت بردن از مسیر هست نه زودتر رسیدن به خواستهها»
اگه بچسبی به اهدافت و بخوای سریع و سریعتر بهشون برسی درواقع وابسته شدی نسبت به خواستههات و احساس خوبی نخواهی داشت و احتمال زیاد بهش نمیرسی و یا اگر هم برسی اصلا از مسیر لذت نبردی و خواهی گفت ارزش این همه تلاش را نداشت.
من خودم به یک سری از خواستههام که براشون بال بال میزدم رسیدم ولی بعد فهمیدم که واقعا ارزش این همه فشار در مسیر رو نداشت. چرا؟ چون زجر کشیدم و واقعا از مسیر لذت نبردم.
یک مثال بزنم، یکی از خواستههای من دریافت احترام و عزت و شهرت بود و روی خودم کار کردم و این اتفاق برام به شکلهای مختلف افتاد، هر جا میرفتم محبوبترین فرد جمع بودم و افراد احترام بسیار میگذاشتن و عشق میورزیدن یا حتی در سایت استاد کامنتهام امتیاز بالا میگرفت در اکانت قبلیم بیشتر این اتفاق افتاد و من به این خواستهام رسیدم ولی خوشیش خیلی برام کمتر از زحمتی بود که براش کشیدم، چرا؟ چون فشار ذهنی زیادی روی خودم آوردم و از خیلی از خوشیهای زندگی گذر کردم و به جاش فایل گوش دادم، درسته که تجربه ارزشمندی برام شد و باعث شد رسیدن به خواستهها و ایمانم به قانون قویتر بشه، ولی الان که بهش فکر میکنم میگم که این همه به خودت فشار آوردی که دیده بشی و مورد توجه قرار بگیری، خب این اتفاق افتاد.. حالا چی شد؟ واقعا ارزشش رو داشت؟ اوایل شاید میگفتم آره ارزشش رو داشت ولی الان میگم نه ارزشش رو نداشت. مورد توجه قرار گرفتن بد نیست و شاید همین الانم اگه مورد توجه قرار بگیرم حالم خوب بشه و شاید همین الانم یک سری کارها انجام میدم که مورد توجه قرار بگیرم ولی اینکه خیلی دوست داری مورد توجه باشی از عزت نفس پایین میاد و خیلی خواستهی لول بالایی نیست، شاید باید بهش میرسیدم که به این نقطه برسم. خیلی چیزهای دیگه هست که اگر تو زندگی داشته باشی حالت عالیتر خواهد بود تا شهرت داشتن. تازه وقتی مشهور و شناخته شده میشی یکم بار روانی داره برای آدم البته این موضوع شاید به خاطر باورهای محدود کنندهام باشه چون استاد هم شهرت داره ولی چیزی که نشون داده میشه این هست که این شهرت روی زندگیش تاثیر منفی نمیگذاره و بار روانی نداره براش ولی برای من در اون دوران نجوای ذهنی و بار روانی داشته.
الان من هم میگم که آدم باید هدف داشته باشه و براش حرکت کنه ولی نباید این هدف خیلی براش مهم باشه که هنوز که بهش نرسیده اذیتش کنه و احساس بد داشته باشه و فکر کنه چون هنوز بهش نرسیده آدم بدبختی هست.
چیزی که فکر میکنم درسته این هست که روی نعمتهایی که همین الان در زندگیت داری تمرکز کنی و به خاطرشون سپاسگزاری کنی و خودت رو از لذتهای زندگی محروم نکنی و وابسته به خواستههات نباشی.. فایل آرامش در پرتوآگاهی 7 که میگه هر چی تو زندگیت میخوای رو رها کن و انقدر بیشتر و بیشتر نخواه که جهان هم به این شکل رفتار تو ازت بیشتر و بیشتر میخواهد وهمانطوری که نفس میکشی و بعد رها میکنی و تا رها نکنی نمیتونی نفس جدید بکشی، همه ی خواسته ها رو رها کن و به جهان و طبیعت ببخش.. تا جهان هم بهت بیشتر ببخشه و به خواستههات برسی. این فایل در این زمینه به من کمک کرده که رها تر باشم نسبت به خواسته هام و گیر ندم بهشون. اینطوری نیست که الان خیلی خوب شده باشم ولی در مسیرش هستم. خواهرم یک جمله خیلی جالبی رو بهم میگه که به نظرم واقعا حرفش درسته و هدایت خدا بوده برام به خاطر سوالاتی که از خدا داشتم، ایشون میگه که «هیچ چیز نباید سخت بدست بیاد، هر چیزی که داره سخت میگذره یعنی مسیر غلطیه. خواستهها باید راحت بدست بیاد و نباید سختی در کار باشه» واقعا هم وقتی به این جمله فکر میکنم میگم آره درسته همینه من برای خیلی موضوعات سختی کشیدم و اغلب هم نتیجه بخش نبود و حتی پس از رسیدن بهش احساس رضایتی بهم دست نمیداد و میگفتم این همه زجر کشیدم برای این.. تنها چیزی که وقتی به سختی هایی که در گذشته برای خواستههام کشیدم برام افتخار آفرینه و احساس خوبی نسبت بهش دارم بحث ارادهای هست که برای رسیدن به اون هدف خرج کردم و دیسیپلینی که داشتم، اینکه در مسیری که فکر میکردم درسته انقدر با اراده عمل کردم به خودم بابت تلاشم افتخار میکنم. البته حقیقت این هست که در مسیرغلط پافشاری کردم اما نکته مثبتش برام این هست که برای چیزی که فکر میکردم درسته پافشاری کردم و تسلیم نشدم تا خدا هدایت شدم که بابا این مسیر درست نیست. و من اگه میدونستم اون مسیر درست نیست قطعا پافشاری نمیکردم.
امیدوارم بتونم همین الانم همین نوشتههایی که نوشتم رو بهش درست عمل کنم، همین الان که در توحید لنگ میزنم به خودم میگم خب خودم رو میبندم به فایلها تا این موضوع درست بشه، ولی طبق همین نوشتههایی که نوشتم این موضوع درست نیست. قرار نیست برای توحیدی تر شدن زجر بکشم بلکه کافیه قدم به قدم حرکت کنم و از مسیر لذت ببرم. الان دارم روی بحث کنترل ورودیهای ذهن که در اون ضعف دارم بیشتر تلاش میکنم و الان فوکوس هستم روی فایل «غذای روح» و دارم هر روز در پیاده رویهام گوشش میکنم و هر روز یک پله قویتر میشم تا به خوبی گذشتهام روی ورودیهای ذهنم حساس باشم و کنترلش کنم و نرم اخبار بخونم. و نباید این فکر رو داشته باشم که دارم عقب میافتم وای الان باورهای توحیدیم نابود میشه و همه چیز داره خراب میشه و.. نه قرار نیست هیچی خراب بشه، این نجوای شیطان هست و همه چیز قدم به قدم درست میشه. فقط سعی کن از این مسیر تغییر لذت ببری. برای خواستههات تلاش انجام بده و حرکت کن اما خودت رو زیادی درگیر نکن و ازاینکه داری یک چیز جدید یادمیگیری و یک تغییری رو انجام میدی لذت ببر. ببین چه نعمتهایی داری که همین الان میتونی کلی احساس خوب رو باهاشون تجربه کنی؟ مثلا میتونی موسیقی بگذاری و باهاش برقصی. میتونی بری به گل و گیاهات رسیدگی کنی و از رنگشون، از طراوتشون، از زیباییشون، از لحظاتی که بهشون آب میدی، برگهای زردشون رو جدا میکنی و برگهای سبزشون رو تمیز میکنی و آب به بهشون میپاشی لذت ببر. میتونی در شهرت برنامه پیادهروی بگذاری و مکانهای مختلفش رو بگردی و ببینی که چقدر زندگی زیبا در جریان هست و چقدر اتفاقات خوب داره در شهر میفته، میتونی بری در جایی که پارک هست درختان هستند و آواز پرندگان وقتی دسته جمعی روی درخت نشستن و دارن میخونن رو بشنوی و لذت ببری، میتونی با یک فرد انرژی مثبت قرار بگذاری و با هم پیاده روی کنید و روی زیباها تمرکز کنید و درمورد زیبایی ها صحبت کنید، میتونی یک غذای خوشمزه و لذت بخش برای خانوادهات و یا دوست هات درست کنی و از معاشرت با اونها لذت ببری. میتونی ویدیو مثبت و شاد آماده کنی و با کسایی که دوستشون داری بگذاری ببینی و لذت ببری. میتونی یک جستجو کوچک در اینترنت بکنی که مکانهای زیبا دور و اطرافت چی هست و بری و اون نعمت ها و زیبایی ها رو تجربه کنی. میتونی لحظاتی رو اختصاصی بگذاری برای موضوعی که بهش علاقه داری و در موردش مطالعه کنی، مثلا من به مباحث علمی و تکنولوژی و کامپیوتر خیلی علاقه دارم و میشینم ویدیوها و خبرهای جدید حوزه تکنولوژی رو میخورم و یاد میگیرم و لذت میبرم و تحسینشون میکنم بابت اینکه انقدر پیشرفتهای عالی انجام دادن.
عاشقتونم و براتون بهترینها رو میخوام.
سلام استاد عباس منش عزیزم
سلام استاد شایسته جانم
سلام بچهای بهشتی
گام دهم از پروژه ی مهاجرت به مدار بالاتر
اخیییش استاد خیالم راحت شد
اون اوایل وقتی ازتون شنیدم که باید بر ترسهام غلبه کنم باخودم گفتم من از رانندگی بی نهایت میترسم پس باید برم توی دل ترسم.و دلیل دیگه اش که بعداز این همه کار کردن روی خودم الان فهمیدم این بود که دیگه همه ی زنا راننده ان توچرا عقب موندی؟
رفتم گواهی نامه رو گرفتم و بعداز اون هم مدتی دیگه نشستم پشت ماشین
خیلی علاقه ی شدید به رانندگی نداشتم فقط برای مقابله با ترس و اون (هم چشمی)که دیگران هم اینکارو کردن پس منم باید برم بعداز یکسال که ماشین رو فروختیم دیگه ننشستم،.
حالا این مثل خوره افتاده به جون من که میگه تو ترسویی ،تواین کارو نصفه ونیمه رها کردی و انقدر ادامه اش ندادی تا یک راننده ی عالی بشی ،اینجوری عادت میکنی و هر کاری رو تا نیمه رها میکنی.
استاد الان میفهمم من دوست داشتم یاد بگیرم ولی انقدر علاقه شدیدی نداشتم که تا انتها ادامه بدم ، ماشین همیشه دم در بود ولی من تا مجبور نمیشدم بیرون برم روشنش نمیکردم حتی نخواستم باهاش انقدر دور بزنم و تمرین کنم تا حرفه ای بشم ،من فقط میخواستم تجربه اش کنم فقط میخواستم با ترسهام مقابله کنم فقط میخواستم به اطرافیانم بگم منم میتونم .
حتی توی مدتی که رانندگی کردم یک بار تصادف خیلی کوچیکی کردم که دوباره از ترس دو روز پشت ماشین ننشستم .
همون موقع گفتم دوباره وقتشه که بلند شی و پا روی این ترست بزاری و روز سوم دوباره بسم الله گفتم و حرکت کردم..
الان میفهمم که این کار خواسته ی قلبی من نبود و همین باعث شد که نخوام توش پیشرفت کنم.
خدارو هزاران بار شکر میکنم که این فایل پراز اگاهی رو رزق امروزم کرد تا بتونم درک کنم،و منطقی قوی داشته باشم برای ذهنم که همیشه میخواد منو تخریب کنه.
این مسیری که من دارم میرم رو باید با لذت برم چون اون جلو هیچ خبری نیست .گاهی ذهنم میگه پس کی دیگه صاحب خونه میشی ،همه بهترین خونه رو دارن اما توچی؟منو وادار میکنه که بدو بدو کنم و فقط بخوام این قسمت از زندگیم رو جلو ببرم تا به خواسته ام برسم .
الان میگم عزیزم از لحظه ی حالت لذت ببر ،از بزرگ شدن بچهات و شیرین زبونی هاشون لذت ببر،از مسیری که داری هر روز رشد میکنی لذت ببر.
از محبت های شوهرت لذت ببر
از طبیعت خدا و شب و روزی که با نظم از پی هم میان لذت ببر.
خدایا شکرت بابت تموم داشتهام
خدایا شکرت به خاطر تموم خواستهام
خدایا شکرت بابت وجود نازنین استادهای خوبم
خدایا شکرت بابت وجود نازنین خودم
قبلم باز شد .خنده روی لبم اومد کلللی انرژی گرفتم برای ادامه ی روزم .
بریم سراغ یک روز پراز انرژی و حال خوب و اتفاقات خوب.
💎به نام خداوندی که میگوید باش و موجود می شود 💎
هممون میگیم تمام اتفاقات ، فقط و فقط به واسطه ی افکار خودمونه ولی من خودم بار ها مچ ذهنمو گرفتم و فهمیدم هنوز اونقدا هم بنیادی بهش باور ندارم.
میگیم که همه ی اتفاقات به واسطه ی باور هامونه ولی باز نگرانی میاد یهو که اگه مطابق باور هامون نشد چه کار کنیم ؟
من اینجا ها تشخیص میدم که چه جاهایی هنوز پاشنه آشیل دارم و باید خیلی روش بیشتر کار کنم ، یعنی درست همون جاها که ذهنم داره چرت و پرت میگه و میخواد منو توجیه کنه ، میفهمم باور های مخربم هموناست و باید باور های مناسب تر جایگزین کنم و رنگ های سفید رو بپاشم رو رنگ های سیاه.
مثلا میام با خودم میگم فلان کارو انجام بدم که با پولش فلان چیزو بخرم.
بعد یهو ذهنم میگه اگه کارو انجام دادی و پولتو ندادن چی ؟
بعد میفهمم که این یه باور مخربه که فکر میکنم پول کمه یا مردم خوش حساب نیستن و میام با باور بهتر که :
نعمت و ثروت بی نهایته ،
مشتری های من همگی خوش حساب و دست به نقد هستند ،
من به راحتی و لذت بیشترین مبالغ رو بدست میارم و …
جایگزین میکنم و میزان نتیجه گرفتن من از این باور ها بستگی به ، ایمان من به اینکه تمام اتفاقات حاصل باور هامه ، داره.
اگه با کار کردن روی باور های درست ، حالمون خوب نمیشه یا نتیجه بوجود نمیاد ، به این دلیله که به اندازه ی کافی رو باور هامون کار نکردیم ، یا هم اصلا به این داستان که خودمون خالق هستیم اعتقادی نداریم.
یکی از چیزایی که باعث میشه من در مسیر خواسته ای حرکت کنم ، همونطور که استاد گفتن بحث علاقه هستش ولی خیلیامون واقعا علایقمون رو بیخیال میشیم چون بهونه های مختلفی میاریم براش.
من یه استوری گذاشتم دیشب ، دوستم در جواب این استوری نوشته بود : سبک زندگیتو خیلی دوس دارم ، خیلی دوس دارم مثل تو زندگی کنم ولی زندگی بهم میگه بیلاخ 🤦🏻♂️😂
بعد من در جوابش نوشتم اگه تو به سبکی که دوست داری زندگی کنی ، زندگی خیلی زود باهات راه میاد و اتفاقاً شرایطشو برات مهیا می کنه.
حالا کاری ندارم که اصلا اون دوستم منظور منو فهمید یا نه ولی یاد یه زمان هایی افتادم که واقعا من هم میتونستم خیلی بهونه بیارم و اصلا انجامش ندم ، من حتی فیلم هایی از خودم دارم که دارم تو یه شرایطی که اصلا مناسب نیست دارم اون کاری که دوسش دارمو انجام میدم و الان شرایط مثلا به نظر خیلیا گل و بلبل شده و میگن اگه ما هم شرایط تو رو داشتیم اینجوری زندگی میکردیم.
حالا اینا میتونه از علاقه هم نشأت گرفته باشه.
یه چیز دیگه هم که باعث میشه من یه کاری رو ادامه بدم ، اینه که بعد از اینکه میفهمم باید انجام بشه و جزو اولویت هاست ، با خودم میگم یا از همین الان باید براش زمان بزارم ، بهاشو بپردازم و تکاملمو طی کنم ، یا جهان با چک و لقد مجبورم میکنه و تو بدترین حالت باید انجامش بدم ، پس بهتره که الان که شرایط خوبه ، به سمتش حرکت کنم.
🌼🌺🌼🌺🌼🌺🌼🌺🌼🌺🌼🌺🌼🌺🌼
از خدا میخوام به هممون شهامت تغییرو بده.
از خدا میخوام کمکمون کنه تا باور کنیم که تمام اتفاقات بلا استثنا فقط حاصل باور ها و فرکانس های خودمونه.
از خدا میخوام به بهترین مسیر ها هدایتمون کنه.
به نام خداوند بخشنده و مهربان
امروز روز چهارمی هست که با خدای خودم خلوت کردم و فقط دارم میپردازم به روحم و ذهنم
و مثل همیشه با تموم وجودم سپاسگذار خداوندم که منو به این مسیر الهی و پر از آگاهی هدایت کرده؛ تو این چند روز خیلی سپاسگذار تر شدم و آرامشم و احساس شورو شعفم خیلی بیشتر شده من این احساس رو معمولا زمانی که به خواسته های خیلی بزرگم میرسیدم داشتم و الان بخاطر خلوتم با خدای خودم بهش رسیدم
استاد شما در این جلسه بزرگترین درسی که بهم دادین و بزرگترین یادآوری که کردین این بود که تموم شرایط و اتفاقات زندگی ما حاصل افکار و باورهای ماست؛ اینکه خداوند میاد بهم میگه پسر از همه چی دست بکش برو بشین خونت به روحت برس بقیه امور رو بسپر به من این نتیجه کار کردن رو باورهامه که من به چنان آرامشی رسیدم که 4 روز فقط دارم رو خودم کار میکنم و به خدا ایمان دارم و باور دارم که بقیه امور با خودشه؛ من میخام از این خلوت لذت ببرم و پارو نزنم خدا خودش برام انجام میده؛ تمام شرایط و اتفاقات زندگی ما طبق قانون جهان هستی نتیجه افکار و باورهامون هست؛ ما اومدیم اینجا تا این جمله رو یاد بگیریم، تا بتونیم زندگیمون رو اونجور که خودمون دوست داریم خلق کنیم این قدرت رو خداوند متعال به ما داده، خداوند مارو خالق خلق کرده، اشرف مخلوقات بودنمون در پی همین افکارمون و قدرت انتخابمون هست که بر سایر موجودات کره زمین برتری داریم و با همین افکارمون توانایی خلق کردن هر چیزی داریم؛ اگه تو ذهنمون باور قلبی داریم که خداوند صاحب تمام گنج های آسمان و زمین هست و خداوند وهابه و من میتونم با درخواستم که کلید دست یابی به این گنجینه هست بهشون دست یابم؛ قطعا سیل عظیمی از نعمت و ثروت وارد زندگیم میشه وقتی من باور داشته باشم این دنیا سراسر فراوانیه، قطعا رفتارم باید هماهنگ باشه با این باورم و نتیجه این باور تو زندگیم اتفاق طبیعیه سازو کار جهان هستی هست.
من فقط باید باورهایی که دارم رو توی اعماق وجودم نهادینه کنم تا زندگیمو اونطور که دوست دارم خلق کنم؛ من عاشق برج سفید سرخرودم، یکی از زیبا ترین برج های شهر سرخرود دوست دارم تو این برج من واحد داشته باشم و دارم کار میکنم رو این باورم که خداوند یک واحد فول فرنیش رو در طبقه 20 برج سفید رو برام محیا میکنه؛ الان حدودا 10 میلیارد قیمتشه ولی کائنات میگن تو چطوریشو کار نداشته باش تو فقط بگو چی میخوای؛ البته که من تکاملم رو طی کردم و برای ذهنم کاملا منطقی هست؛ حتی رفتم برای خودم مبایعه نامه هم طراحی کردم و نام خودم رو به عنوان خریدار تو مبایعه نوشتم و تمام بندهای مبایعه نامه رو پر کردم و به عنوان خریدار امضا کردم و مطعنم که خداوند بقیه کار هارو انجام میده؛ چون من با این سبک به خواسته های بزرگی رسیدم؛ خیلی خوشحالم که اینجا حضور دارم و هر روز دارم رو خودم کار میکنم و هر روز دارم رو قوانین کار میکنم و هر روز دارم یاد میگیرم چطور زندگیمو اونطور که دوست دارم خلق کنم
صب به وقت عشق تقدیم به همه.
عجب هم زمانی این روزا که نشانه های امروزم رو دنبال میکنم هر نشانه بی مربوط نیست به سریال زندگی در بهشت،الان دقیقا من منتظر جلسه ی دوم پاسخ به سوالات شما درمورد سریال هستم و دیروز اتفاقی به یه کامنت برخوردم که نوشته بود استا شما چطوری با وجود نداشتن هیچ الگویی تونستین اونقد خوب عمل کنید ولی ما با وجود الگو عمل نمیکنیم؟
دقیقا این جوابشه که ماها هنوز صددرصد قبولش نکردم،بهش اطمینان نداریم.
استاد نمیدونم خودتون هم هواستون هست به اون قسمت عزت نفستون که قشنگ به ضعفاتون اقرار میکنید،اونقدری انجام دادید که جز شخصیتتون شده و من خداروسکر به مدار تقریبا ثابت رسیدم توی این مورد که زیاد میبینم افراد با عزت نفس بالا بیشتر انجامش میدن.
اگه من نبودم یکی دیگه بود که شما رو هدایت کنه فتبارک الله احسنن خالقین،الحق که همه چی حقتونه افرین به این هم نزدیکی اجرا در عمل،این یعنی که شما عباسمنش رو بت نکنید.
عشق شما به شناخت واقیت مشخصه ،همین سخاوتمندانه هر سری یه سری فایل رایگان راه انداخت و ما رو کشوندن به چالش و فکر کردن و دیدن زیبایی ها خودش چیزی جز عشق نیست،یادم توی دوره ی توحیدی برای بچه های دوره فیلم خریداتون و همین مثه مستند الان میزاشتید و بچه اا کامنت میزاشتن با کلی عشق،و من اون زمان کامنتا میخوندم اونقدرر مشتاق بودم برای دیدن فیلم از قسمتای زندگیتون،و الان چقدرررر وجود داره و ما چون بهاش ندادیم اونطوری قدرشو نمیدونیم
سلام بر عزیزانم
سلام بر استاد عزیزم
سلام بر خانم شایسته عزیزم
خانم شایسته عزیزم خیلی ازتون ممنونم برای این فایلها اصلا من نمیدونم این فایلا کجا بودن که من تا حالا گوششون ندادم و چقدر دارن به خودشناسی من کمک میکنن
استاد جان خیلی ازتون ممنونم که انقدر واضح درمورد مسیرتون توضیح دادین
من امروز وارد یکی از ترسهام شدم و از خوشحالی روو زمین بند نبودم و ترسم چیزی نبود جز رانندگی در خیابان شلوغ
استاد جان امروز یاد خاطره تون افتادم که در تاریکی شب پا روی ترستون گذاشتید و رفتید قبرستون و اونجا خوشحال بودید و شادی میکردید
من امروز ماشین برادرمو بردم تعمیرگاه و اون تعمیرگاه به کمک خداوند و توکل به خداوند از دوتا دوربرگردانی که از نظر من خیلی سخت و غیر ممکن بود رد شدم به سلامتی و موفقیت و انقدر خوشحال بودم و انقدر شادی میکردم که حدو حساب نداشت بعد که ماشینو به سلامتی رسوندم تعمیرگاه رفتم به قبرستونی که روبه روی اون تعمیرگاه بود و مثل استاد شادی میکردم و با مرده ها حرف میزدم که چه طور امروز تونستم وارد یکی از بزرگترین ترسهای زندگیم شم ، واقعا خدارو شکر میکنم واقعا خدارو شکر میکنم ، به نظر خودم لذت بخش ترین کار در زندگیم اینه که وارد ترسهام شم. خب این خبر خوب امروزم بود حالا میخوام درمورد این فایل عالی و فوق العاده بگم
موثرترین نکته این فایل برام این بود که فاصله بین تو و رسیدن به خواسته ت با احساس خوب پر میشه، اینکه باید از لحظه حالم لذت ببرم و برای رسیدن به خواسته ها عجله نکنم مثلا درمورد همین رانندگی من اوایلش خیلی عجله میکردم که زودتر یادبگیرم برم فلان جا و… و دیدم با عجله فقط میزنم ماشینو داغون میکنم و اینطوری خودمم حسم بد میشه و انگیزه هام کمتر میشه ولی از وقتی رها کردم و گفتم دیگه برای یادگیری رانندگی عجله نمیکنم اصلا به طرز عجیبی زودتر از چیزی که فکرشو میکردم رانندگیم بهتر و بهتر شد و توو تمرینات یه جوری پیش میرفت که انگار خدا فرمونو گرفته بود دستش و من خیلی از روند یادگیری. رانندگی لدت بردم واالان خدارو شکر رسیدم به جایی که راحت میتونم برم توو خیابون شلوغ
خانم شایسته عزیزم خیلی ازتون سپاسگذارم برای تمرینهای فوق العاده ای که به ما میدین
من لیستمو آماده کردم و آخرش رسیدم به رقص اما خیلی موانع در ذهنم وجود داره و مهمترینش اینه که احساس میکنم رقصیدن برای آخرتم خوب نیست متاسفانه باورهای مذهبی خیلی خیلی ریشه اییه اما من نمیتونم خودمو گول بزنم هنوز بعضی از باورهای مذهبی من جلوی خیلی از کارهارو می گیره و من نیاز دارم که خیلی خیلی روی باورهای مذهبیم کار کنم اما فعلا خیلی برای رانندگی ذوق و شوق دارم و فکر میکنم باید کمی صبر کنم
خانم شایسته عزیزم و استاد عزیزم خیلی ازتون سپاسگذارم شما فوق العاده هستین
سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته مهربان
سلام خدمت دوستان گرامی در این مسیر پر از خیر و آگاهی
استاد عزیزم ممنون شما هستم که اینقدر خوب دارید قانون را توضیح می دهید
با شنیدن این آگاهی ها درک ام نسبت به قانون جهان هستی بهتر می شود و خلی برایم لذت بخش است
وقتی استاد در مورد عشق و علاقه اش دارد صحبت می کند برایم بیشتر واضح می شود
من هنوز مسیر مورد علاقه ام را پیدا نکرده ام
و دقیق نمیدانم به چی چیزی علاقمند هستم و با این آموزش ها و آگاهی ها امیدوارم که نسیر مورد علاقه ام را تشخیص بدهم و پیدایش کنم
این تمرین که در توضیحاتی این فایل گفته شده است را نوشتم و باید با تمرکز بیشتر کار کنم تا راهی را پیدا کنم
وقتی مثال های را بیان می کند بیشتر برایم واضح می شود
و منم به شرایط خودم و جایگاهی خودم تأمل می کنم که قبلاً این درک و شناخت را نداشتم
استاد از شرایط و وضعیت خودش خلی مثال های زیبا را بیان می کنید
و این صداقت و راستگویی شما خلی برای من تحسین کننده است
منم وقتی به زندگی ام نگاه می کنم قبلاً زیاد عجول بودم
بدون درک قانون و رعایت کردن قانون تکامل دوست داشتم سریع تر به فلان خواسته ام برسم
آن هم در بخش های مالی
اما این چند مدتی می شود که کمی آرام تر و صبورتر شده ام
قبلاً در انجام دادن کار ها خلی عجله داشتم و زمانی که می دیدم همکارم یواش تر دارد کار می کند ناراحت می شدم و حتی در درونم خود خوری داشتم و خودم را ازیت می کردم
و این توانای را هم نداشتم که از طرف مقابل بی خواهم که جدیتی در کار داشته باشد
اما حالا کمی در این چنین موضوعات بهتر شده ام و کمتر عجله می کنم
قبلاً لذت بردن از چیز های کوچک برایم دشوار بود
چون درک و شناخت نداشتم و برایم احساس نمی شد
اما حالا کمی بهتر شده ام
و این نیاز دارد که باید بیشتر آگاهانه این کار را انجام دهم
حالا وقتی از یک چیزی به ظاهر ساده و کوچک لذت می برم خلی احساسم بهتر می شود خلی برایم آن چیز با معنی و مهم جلوه می کند
که قبلاً این گونه نگاه نمی کردم
من قبلاً کمال گرایی را زیاد در زندگیم داشتم
و فکر می کردم این کاری درستی است
اما حالا تازه دارم کمی بهتر درک می کنم و در بخش های متعدد زندگیم دارم رعایتش می کنم
همین فایل را امروز چند بار صوتی شنیدم خلی برایم جذاب و لذت بخش بود
اما وقتی آمدم یاد داشت بر داری کردم برایم بیشتر واضح شد و قلبم باز تر شد
تازه درک کرده ام که من از طریق یاد داشت برداری کردن بهتر درک می کنم
من این روز ها قرآن را بصورت صوتی گوش می دهم
هر روز یه سوره را چند بار می شنوم
موقع شنیدن قرآن حال و احساسم خلی بهتر می شود
آنهم وقتی یکی از این فایل ها را می شنوم و بعدش یک سوره ای از قرآن را گوش می دهم وقت و زمانم بیشتر برایم با معنی و با مفهوم می شود
وقتی خودم را روی این آگاهی ها غرق می سازم کار های بیهوده کلا برایم انجام دانش پوچ می شود و دوست دارم بیشتر روی این فایل ها و سوره های قرآن متمرکز شوم
قبلاً این چنین نبود چون
کمی از وقتم را روی این گونه فایل ها اختصاص می دادم و بعداً حین پیاده روی آهنگ های بی مربوط را می شنیدم که افکارم را به سمت های دیگه می کشاند
حالا حتی آهنگ های را که می شنوم هم بیشترش در مورد خداوند و قوانین جهان است
چون این آهنگ ها را دوستانم در سایت برای همدیگر معرفی کردند منم رفتم پیدایش کردم و استفاده می کنم
شاید قبلا هم این گونه موارد ها بوده اما من در مدار شنیدن و درک کردنش نبودم
اما این روز ها احساس می کنم که مدارم کمی بالاتر رفته است و از انجام این کارها خلی لذت می برم و احساس خوبی دارم
همین تمرین که روی این صفحه ذکر شده است را یاد داشت کردم برای شناسایی مسیر مورد علاقه ام
و به امید خداوند بتوانم مسیر مورد علاقه ام را تشخیص دهم و پیدایش کنم
استاد عزیزم خلی ممنون و سپاسگزار شما هستم بابت این آموزش های بیسار زیبا و تاثیر گذار اش
از خانم شایسته عزیز سپاسگزارم بابت این پروژه مهاجرت به مدار بالاتر
وقتی به این پروژه نگاه می کنم چقدر برای من خیر و منفعت داشته است
اگر این پروژه شکل نمی گرفت فکر نمی کنم من بتوانم اینقدر با تمرکز و دقت روی این فایل ها وقت بگذارم
جالبی این کار این جاست که وقتی کامنت های دوستانم روی این فایلها قرار می گیرد خلی درس ها می آموزم
از دوستان عزیزم هم ممنون و متشکرم بابت ب اشتراک گذاری تجربیات بیسار زیبا و توحیدی شأن که راه را برای من و امثال من بهتر باز می کند
خدایا تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جویم
خدایا صد هزار بار شکرت
سلام وسلام وصدسلام
من خانواده ی جالبی دارم ، خیلی خیلی جالب، من خودم عاشق خیاطی هستم، البته اینو بعد از عمری کارهای مختلف انجام دادن فهمیدم که ته هر کارم واستراحتم وحرفم خیاطی بود ولی چون حرفه ای بلد
نبود م وباور نداشتم پول زیادی بشه ازش درآورد سراغش نمی رفتم.
فرزند بزرگم عاشق آشپزی و شیرینی وکیک و…است
رشته ی تحصیلیش خیلی متفاوته ودرآمدش درحال حاضر ترید ارزهای دیجیتالیه وخودش ادعا داره عاشق تریده، درحالیکه ولش کنی مشغول آشپزی و…است.
اون یکی فرزندم عاشق نقاشی وطراحی هستش ولی باورهای خوبی از درآمد از نقاشی رو نداره…
همسرم عاشق تاریخ وجغرافیاست ولی کارش متفاوت با علاقش بود ودر کل اصلا ثروتمند تر شدن رو باور نداره …
وقتی آدم قانون رو میدونه وعملکرد دور وبریهاشو میبینه بیشتر متوجه میشه که چقدر بودن در مسیر درست خوبه ودیدن نتایج عالی دلچسبه وآرزو میکنی که همه این موضوع رادرک کنن ولی میدونی تا خودشون نخوان نمیشه.
من ازوقتی آگاهی به این قانون پیدا کردم ، سعی کردم از مسیر بیشتر لذت ببرم، از داشته هام لذّت بیشتری ببرم وهمین باعث شد من به بهشتی که میخوام برسم.
ما یه خونه ی بزرگتر رفتیم وکلی زندگیمون عالی شد از آنجا که ما باورهای قبلی مونم باخودمون برده بودیم ومن دیگه فکر میکردم همه چی درست شده وتمام،
دیگه روباورام کار نکردم و دوباره برگشتیم سر جای اولمون وکلی مشکلات که باید حلشون میکردیم .
در نا امیدی وناباوری باز خدا رو صدا کردم وازش خواستم کمک کنه تا دوباره سرپا شم واین بارم خدای مهربون دستم رو گرفت وبعد از مدتها سایت رو باز کردم و شروع مهاجرت به مدار بالاتر رو یه نشونه دیدم و با وجود سختیهایی که دارم از خدای ستّارم خواستم منو دراین راه حمایتم کنه واین شد که دوباره اومدم به مسیر شاد زندگیم.
توی ردپایی که از قبل گذاشته بودم کلی به چیزهای خوب رسیدم آخه من زیاد عکس میگیرم ، وقتی عکسهارو نگاه میکردم دیدم ما چقدر لذت ساختیم از همین چیزهایی که داریم ومطمئن شدم که همین شکرگزاریها ما رو به مدار بالا تر برد پس بازم با استمرار وبا شادی وپایداری میتونیم بهترینها رو بدست بیاریم ، البته الآنم عالی هستیم وبازم بالاتر ، بازم بهتر از این رو میخوام.
یادمه وقتی اولین خونه رو خریدیم چقدر احساس فوقالعادهای داشتم ، درحالیکه الآن برام عادی شده، اولین گوشی که خریدم خیلی ذوقشو داشتم بعد دلم خواست لمسی بگیرم گرفتم وهر جا می رفتم عکس میگرفتم وخیلی ازش لذت میبردم تا اینکه دلم بزرگ وپلاسشو خواست که خریدم.
یا وقتی کامپیوترمون روخریدیم خیلی برام عالی بود بعد لپ تاپ اومد اونم جور شد .اون شادی وشعف اولیه خیلی زیاده باید یادمون بمونه که کجا بودیم والآن چقدر به آرزوهامون رسیدیم.وقتی ماشین خریدیم انگار دنیارو به ما دادن هنوزم که هنوزه از اینکه راحت همه جا میریم ومیگردیم خیلی خوشحال وشکر گزارم .من خدا رو بابت تمام چیزهایی که دارم شکر میکنم، برای سلامتیمونشکر میکنم برای خانواده ی خوبم شکر میکنم بابت دوستان واستاد ومریم وتمامی عزیزانم شکر میکنم.
وبابت مسیرهای شاد رسین به هدفهام شکر میکنمو…
میدونم نیازهای ما بزرگتر میشه وتمومی نداره وپاسخهای خداوند هم بیشتر میشه وفضل خداوند هم انتهایی نداره.
همیشه بهترینها رو براتون آرزو میکنم با لذت بیشتر.
به نام خدای مهربانم که هر آنچه دارم از آن اوست
سلام به دوستان همفرکانسم در این سایت الهی
سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته عزیز
نکاتی که از این جلسه درک کردم رو اول مینویسم:
-هر کسی هدف الهی شو انجام بده یا نده،جهان مسیر خودشو طی میکنه،اگر آدم ها تووی مسیر زندگی شون حرکت کنند و اولین چیزی روکه دوست دارند برن و ادامه بدن و روی باورهاشون کار کنند و از زندگی شون لذت ببرند با توجه به باورهاشون هدایت میشن به جاهایی که باید باشند و اونهایی که سر جاشون هستند،واقعا دارند از زندگی شون لذت میبرند،اینکه از لحاظ مالی پیشرفت میکنند یا نه فقط به باورهای ثروت سازشون ربط داره
-بدون استثناء تمام تجربیات و اتفاقات و شرایطی که تووی زندگی ما داره رقم میخوره بدون استثناء توسط افکار و باورهای ماست
-برای رسیدن به خواسته م باید روی خودم کار کنم و تغییرش بدم،با یه فاصله زمانی باید کار کنیم،ادامه بدیم،چون یه فاصله زمانی میخواد بین تغییر فرکانس های ما نتایج خودش رو وارد زندگی ما میکنه
-از لحظه ایی که شروع میکنیم به کار کردن روی خودمون،نشونه ها میاد اما برای اینکه نشونه ها ثابت بشن و این ادامه دار بودن ست که نتایج اول نشونه هاش میاد بعد خودشون میاد بعد نتایج ثباتش بیشتر میشه و بعد هی از لحاظ کیفیت و کمیت هی بزرگتر و بزرگتر میشن
-خیلی زندگی رو سخت نگیریم با تکامل باتوجه به نکات مثبت با لذت بردن از مسیر زندگیمون خیلی راحت و ساده به خواسته هامون میرسیم،یعنی نچسبیم به خواسته هامون
-از مسیر زندگی مون لذت ببریم،چون زندگی همه ی اون تجربیات حتی اون شادی ها،سختی ها،لذت ها و غم ها،همه ی اینها تعریفی از زندگیه،خیلی آسون بگیریم،خیلی کمال گرا نباشیم،خیلی صبورتر باشیم،بیشتر در لحظه زندگی کنیم
-مهم لذت بردن از مسیر،
-راه رسیدن به خواسته هامون اینه که تا به احساس خوب نرسیم فاصله بین ما و خواسته هامون پر نمیشود
-فاصله ما با خواسته هامون فقط با احساس خوب پر میشه فقط
-احساس خوب به چه شکل بوجود میاد،با تغییر ذهن،با تغییر باورها
استاد تجربه خودم از زندگیم این بوده که به شدت آدم سخت گیری بودم نسبت به هر مسئله ایی که برام بوجود میومد،اینقدر که این سخت گیری ها از بچگی یه شخص به شدت خشمگین رو در درونم بوجود آورد،تا آروم آروم بعد از دوره احساس لیاقت سعی کردم با خودم دوست بشم،هر مسئله ایی که بوجود میاد اون شخص درونم شروع میکنه به داد و بیداد،آگاهانه مثه یه دوست مهربون که انگار روبروم نشسته،میشینم باهاش صحبت میکنم،بهش عشق میورزم،بهش حس امیدوارم میدم،بهش احترام میزارم،تووی وجودم میبوسمش،به خدا همیشه میگم که خدایا من میخوام راحت به خواسته هام برسم،دیگه حوصله ندارم اونقدر خودمو اذیت کنم،من از زندگیم لذت میبرم،تو کارها رو برام انجام بده،واقعا هم خدا داره برام انجام میده،شده حواسم نباشه دوباره شروع میکنم به سخت گیری،یکم بعدش سریع به خودم میام،خودمو جمع میکنم و میسپارم به خدا،چون قبلا خیلی خواسته داشتم که بهشون رسیدم اما خیلی سخت و با زجر،به جورایی اون سخت گیری ها و زجر یه اهرم رنج و لذت تووی ذهنم درست کرده،که به خدا گفتم دیگه نمیخوام با سختی به خواسته ایی برسم حتی اگه بهش نرسم یا با لذت یا نمیخوام،خودمو رها میکنم،و میسپارم به خدا،از اونموقع به بعد چرخ زندگیم رون تر شده،خدایا شکرت
و اینکه احساس میکنم در مسیر علاقه م هستم،هنوزم تووی این شغلی که هستم یه وقتهایی شک میکنم،میگم خدایا این علاقه ی منه یا نه،اما من دوستش دارم،کل وقتم داره تووی محیط کارم میگذره،و خسته نمیشم،این ایده ایی بوده که خداوند بهم الهام کرده بود و من اجراش کردم،فقط در مورد اینکه مثه اون قسمت از سفر به دور امریکا که خانم شایسته اون کفشهای چرم رو خرید و اون آقا اونهمه اطلاعات در مورد جنس کفش هاش،در مورد همه چیزشون داشت،من راجب چسب هام اونجور تخصصی اطلاعات ندارم،برنامه دارم بنشینم دونه به دونه راجب چسب های که دارم اطلاعات کسب کنم،تووی کارم تخصص پیدا کنم،که اینم نیاز دارم به نوشتن اهرم رنج و لذت در مورد مطالعه تخصصی چسب ها
خدایا شکرت
دوستون دارم