مصاحبه با استاد | کلید لذت بردن از مسیر «تحقق خواسته ها» - صفحه 9 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | کلید لذت بردن از مسیر «تحقق خواسته ها»
    71MB
    21 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | کلید لذت بردن از مسیر «تحقق خواسته ها»
    20MB
    21 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

534 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سمانه گفته:
    مدت عضویت: 2203 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلااام به استاد عزیزم و مریم جانم و همه دوستانم

    من تا حالا مسیرهای زیادی رو تغییر دادم

    بازاریابی شبکه ای

    بازیگری

    آواز

    نویسندگی حتی کتاب چاپ کردم

    بریان آجیل

    آسیاب نمک صورتی و فروش

    فروش محصولات بهداشتی

    الانم دارم روی اموزش تاثیرات پیاده روی کار میکنم

    آیتم هایی که باید بررسی بشه :

    عشق و علاقه

    مهارت

    استعداد

    باورهای ثروت آفرین

    خداییش اموزش دادن رو خیلیییی دوست دارم یادمه از بچگی دوست داشتم معلم بشم بازاریابی شبکه ای که که کار میکردم صبح تا شب اموزش میدادم اصلا نمیفهمیدم

    البته توی هر کاری رفتم ترکوندمااااا ولی ادامه ندادم یعنی میتونستم بهبود بدم و مهارت کسب کنم فکر میکنم استعداد عامل خیلی مهمی نباشه چون هر کاری قابل یادگیریه اگه علاقه باشه و عامل اصلییییی باورهاست

    من خیلیییی عجیب عاشق اموزش دادنم فقط باید روی باورهام کار کنم خیلیییی لذت میبرم

    یه دوره یه نفره دارم برگزار میکنم اینقدر عاشقانه اموزش میدم که نگو بعدش بازخورد میگیرم و بهبودش میدم و منتظر جلسه بعدی و کلی تمرکزم روشه ایده ها چپ و راست میاد و من نسبت به شرایط حال حاضرم ایده ها رو اجرا میکنم خیلیییب براش ذوق دارم و هدف هم مشخص کردم که میخوام چطور بشه و به چی برسه این جریان

    فکر میکنم مسیر علاقم رو پیدا کردم و ادامه میدم و روی باورهام کار میکنم و در قلبم رو به روی هدایت های خدا باز میزارم

    خدایااااا سپاسگزارم ازت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  2. -
    آینا راداکبری گفته:
    مدت عضویت: 3631 روز

    سلام

    وقتی که شما به این کلیت میرسید که باورهاست که داره اتفاقات را رقم میزنه؛ و تمام تجربیات زندگی شما بدون استثنا به خاطر باورهای شماست، به همین دلیل وقتی این قضیه را بهفمیم همین یک مورد را درست کار کردم. پس خودمان می توانیم راه را از چاه تشخیص دهیم.

    اتفاقات وشرایط خودمان را خودمانم و فقط خودمان داریم رقم می زنیم

    باورهای خوب را باید کار کنیم وادامه دهیم تا به نتیجه برسیم. یعنی فرکانس ما باید ثابت بشه. اول نشانه ها می آید وبعد هم کم کم خود واقعی خواسته ما می آید.

    صفر و یکی فکرنکنیم.

    عشق و علاقه در کار حرف اول را می زند.

    هر کسی برای چیزی برای جایی برای رسالتی بدنیا آمده است. که همان عشق و علاقه ما میشود.

    جهان داره پیشرفت میکند تو نخواهی پیشرفت کنی بالاخره این همه آدم توسط کسی دیگری پیشرفت می کند.

    هر کسی درمسیری واردش شود که دوست دارد هم زندگی برایش لذتبخش می شود و هم براحتی زندگی میکند.

    از زندگی که لذت ببریم به جایی که باید هدایت میشویم و سرجای خودمان قرار می گیریم.

    با باورهای ثروت که خوب باشد به ثروت میرسیم وقتی که در مسیر علایقمان هم باشیم.

    عشق است که میتواند باباورهای درست برای ما درآمد خوبی هم داشته باشیم.

    وقتی در کاری که دارم انجام میدهی تعلل می ورزی یعنی عشقت نیست و گرنه ادامه میدادی بدون در نظر گرفتن نتیجه که البته با عشق کارکردن نتیجه بخش هم هست.

    موفقیت ادامه دارد…….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    هدیه گفته:
    مدت عضویت: 1203 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانوم شایسته

    استاد واقعا نمیدونم که باید چی بنویسم فقط یه حسی بهم میگفت که باید رد پای خودمو بذارم و این لحظات و احساساتی که دارم یه جوری ثبت کنم…

    استاد ،حس و حالی که دارم واقعا وصف ناپذیر ،من خیلی سال که روی خودم کار میکنم مدت زمان زیادی که دنبال حقیقت بودم ،همیشه از زمانی که بچه بودم به نظرم اون چیزی خانواده جامعه و اطرافیان از دنیا میگفتن از خدا میگفتن، برام منطقی نبود و نمیتونستم بپذیرم اینکه همیشه پدرم میگفت هیچ چیزی ساده بدست نمییاد باید جون بکنی باید زجر بکشی تا چیزی بدست بیاری ،هیچ‌وقت نمیتونستم قبول کنم…

    خواسته های من همیشه خیلی بزرگ بودن ،همیشه دوست داشتم زندگی خیلی بزرگتر از چیزی که خانواده و اطرافیان تجربه میکردن تجربه کنم ،همیشه به نظرم معنای زندگی خیلی باید قشنگ تر می‌بود و سال ها کتاب خوندم و دوره های مختلف خریدم تا به شما رسیدم و شاید نزدیک یک سال که دارم که دارم مدام فایل هارو گوش میدم و به نظر خودم باید قانون می‌فهمیدم اما استاد این آیه که میگه به قلب و هاشون مهر زدیم و با گوشت و استخونم درک کردم…

    چقدر این حرف تون مهمه استاد که آدم های خیلی کمی میتونند واقعا درک کنند که تمام زندگیشون خودشون و باور هاشون خلق میکنه به نظر خیلی ساده اس اما من بعد از 8 سال درکش کردم ،درک که نه فهمیدمش واقعا بهش ایمان آوردم، ایمان آوردم که احساس بد مثل آتیشه که دستمو میسوزونه هیچ وقت اینقدر این موضوع رو درست درک نکرده بودم…

    این فایل های روز شمار بی نظیر بودن استاد بی نظیر ،هر روز بی صبرانه منتظر فایل بعدی ام ،فایل صحبت های شما و آقای عرشیانفر رو من بار ها و بارها گوش دادم و این چند روز به آنچنان آرامشی رسیدم که توی 10 سال گذشته زندگیم تجربه نکرده استاد انگار برای اولین بار توی زندگیم قانون فهمیدم و دیگه نگران نیستم و برام جالبه که چقدر ساده اس چقدر ساده اینقدر آسون که باورم نمیشه…

    حدود یکماه پیش که از لحاظ مالی به بم بست جدی خورده بودم برام عجیب بود چرا نمیتونم این موضوع حل کنم ،من توی مسائل مختلف خیلی نتیجه گرفتم چرا این موضوع نمیتونم ؟،چرا اینقدر بالا پایین دارم؟

    نشستم و به خودم گفتم هدیه اگر واقعا باور داری که تمام مسائل و تمام اتفاقات حاصل باور و نگرش تو و اگر قانون توی تمامی مسائل یکی و یکسان عمل میکنه اگر خدا به تمامی درخواست های تو پاسخ میده ،خدا که همون خداست ،قانون که همون قانون ،پس چرا یکی درمیون نتیجه میگیری ؟

    یک روز کامل نشستم و همه چی نوشتم تمام مشکلاتی که داشتم و جوری که فکر میکردم نسبت بهشون و جوری که حل شدن جوری که نتیجه گرفتم و ارتباطاتشون و برای اولین بار از بالا به همه چیز نگاه‌کردم و انگار تازه همه چیز برام روشن شد که چقدر همه چیز ساده اس چقدر قانون درست کار میکنه ،اما من انگار به زبون میگفتم اما باور نداشتم که نتایج مالی هم از ذهن منه از باور های غلط منه و نتایج مالی که میگرفتم مشتری که داشتم انگار شانسی میدیدم ،اتفاقی میدونستم و دوباره استرس ،استرس از کمبود…انگار که من فقط به پول بیشتر داشتن فکر میکردم و به اینکه چطوری این کار بکنم فکر میکردم ،در حالی که باید احساسش میکردم و اعتماد میکردم ،من هیچ وقت به حرف قلبم و هدایتم توی این موضوع اعتماد نمیکردم و فقط سعی می‌کردم ذهنی موضوع حل کنم ،انگار باور داشتم خدا توی این موضوع نمیخاد بهم کمکم کنه …

    و دقیقا بعد اون روز نتایجم شروع شدن ،و نشونه ها شروع کردن به اومدن و استاد امان از این حرف های شما و دقیقا همون کسی آم که عاشق نقاشی و کارهای هنری و باور داشتم که نمیتونم ازش پول بسازم و سال ها از این شاخه به اون شاخه میرفتم که از چه کاری میتونم پول در بیارم و چی توش پوله و چون علاقه نداشتم ول میکردم و دوباره سردرگم میشدم و یه مدت افسرده و بیکار میشدم …

    و زمانی هم که علاقه مو پیدا کردم و به خاطر باور های فاجعه و شرک آلودی که داشتم به مسیر هایی از اون کار هدایت میشدم که خیلی برام زجر آور بود فکر میکردم برای من مشتری نمییاد ،مشتری باید به اعتبار کس دیگری برام بیاد و الان حدود یک‌ ماه که قراردادم و با تمام اون افراد کنسل کردم و یک اتاق برای خودم گرفتم و جالبه چون اجاره اتاق برام بالا بود خدا جوری شرایط برام چید که سه نفر باهم اتاق گرفتیم و اجاره برام خیلی خیلی کمتر شده و ایمان دارم و ارامش که خدا خودش افراد هدایت میکنه پیشم …

    و جالبه از وقتی که حالم بهتر شده خدا الگو هایی برام می‌فرسته که به راحتی دارم باور هامو میشکنم،به طور اتفاقی پیج کسی رو دیدم که از کار تولید زیورآلات با رزین که به نظر من کار به شدت ساده و حتی کم اهمیتی بود شرکت و بیزنس رو زده بودن که واقعا باور نکردنی بود از شرکتی با 20 تا کارمند تا نمایشگاه های هنری تو دبی ….یا فردی‌که توی حوزه کاری‌من بود و 18 سالش بود و چقدر رشد کرده بود چون یکی از باور های من این بود چون من سن کمه آدما به من اعتماد نمیکنن …و خلاصه دقیقا از همون لحظه نشونه شروع کردن به اومدن ،تغییرات عجیب غریب ..‌

    متاسفم که این کامنت اینقدر طولانی شد و از موضوعی به موضوع دیگه پریدم اما واقعا صحبت کردن از این شگفتی ها و توضیح دادنشون سخت اما همزمان باید حتما مینوشتمبراتون آرزو میکنم همه و همه به این باور مهم پی ببرن که قرار نیست چیزی زجر آور باشه(این یکی از سرسخت ترین و باور ها و مانع خیلی بزرگی بود برام) جاده رسیدن به خواسته ها دقیقا مثل مثال استاد میتونه توی یک جنگل سرسبز و با دوچرخه باشه…

    و من تازه اول راهم ،و هر روز بیشتر از قبل میفهمم و استاد عزیزم مطمئنم چند ماه دیگه دوباره براتون کامنت میذارم و از نتایج مالی که برام رخ داده مینویسم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    باران و ایوب گفته:
    مدت عضویت: 1896 روز

    سلام بر استاد عزیزم و مریم جون عزیز

    وهمه دوستان

    باران:

    استاد این گام هم عالی بود همه ما جواب فرکانس هامونو میگیریم مثلا من الان روابطم یا بقیه و بقیه با من عالی شده رو این باورم کار کردم ونتیجه شم دارم میگیرم ،استاد شما گفتین وقتی رو باورهای ثروتتون کار میکنین نشونه ش پیدا کردن پوله من دقیقا همین اتفاق یکی دو روز پیش برام افتاد تو کشو کمدم پول پیدا کردم چنان ذوق کردم گفتم پس دارم مسیرم درست میرم بیشتر تلاش میکنم رو باورهام کار کنم واین چند روزه یسره من پول میاد دستم از انواع جاهای مختلف چنان لذت میبرم وتلاشمو خییلی بیشتر کردم برا کار کردن رو باورهام ‌.

    استاد من از کوچکترین چیز لذت میبرم مثلا من یه پادری خریدم چنان ذوق کردم لذت میبرم همسرم تعجب میکنه میگه خوبی میگم بهترین حس دنیارو دارم ،یا گل خریدم ابنقد ازش لذت میبرم باهاش حرف میزم تو یه هفته جوانه زد واییی خدای من چقد اشک شوق ریختم براش ،من از همه چی لذت میبرم و شکر گزاری میکنم و خداروشکر هم حسم خوب میشه و هم نتیجه میگیرم .

    خدایا شکررررت

    استاد گلم ممنونم ازت خییلی عالی بود مریم جون قربونت برم برا این پروژه عالی بی نهایت سپاسگزارم ازت

    خدانگهدار تا گام بعدی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    اعظم پورهدایتی گفته:
    مدت عضویت: 1773 روز

    سلام به استاد عزیزم سلام به بانوی گرامیم سلام به دوستان عزیزم تو این مسیر بهشتی و سلام به خدای مهربونم

    خدایا صد هزار مرتبه شکر خدایا صد هزار مرتبه شکر خدایا صد هزار مرتبه شکر

    امروز 23 10 1403

    خدا من رو سورپرایزم کرد خدا به من هدیه داد خدا به من عشق بازی با خودش رو داد

    امروز صبح ساعت 9:30 صبح من سه تا کادو از طرف ربم به من هدیه داده شد

    یک خردکن برنده فوق العاده بی‌نظیر

    سرویس قابلمه چدن سرامیک اصل اصل برند آلمان

    یه سکه طلا

    خدای عزیزم به من این سه رو هدیه داد تماس گرفته شد جواب دادم گفت عزیزم خونه تشریف داشته باشید شما برنده شدید و سه کادو از تیپاکس برای شما ارسال شده است

    خدای من وقعی که داشتم با تلفن صحبت می‌کردم خدا اومد کنارم به شکل پرنده یا کریم روی حفاظ

    پنجره ام نشست داشتم دوباره همینجور که هنوز تماس تلفنی هم ادامه داشت یه یاکریم دیگر آمد و کنارش نشست و این یعنی چی من اصلاً اینجا نبودم من توی دنیا دیگه‌ای بودم خدا رو جلوی چشمانم ظاهر شد و بهم تبریک گفت و بهم گفت این‌ها کادوهایی هستند از سمت من به تو بنده عزیزم بله دوستان عزیز استاد عزیزم من تو این مسیر بهشتی هستم تو این راه زیبایی و پر از فراوانی اینکه می‌دونستم و باور داشتم و ایمان داشتم که خداوند منو سوپرایزم می‌کنه و کرد خدایا نمی‌دونم چه جوری بگم شکرت به چه زبانی بگم شکرت من که می‌دونم تو غرق نعمتم چون که من صاحبم پادشاه جهانیان است و من رو دوش فرمانروایم سوارم من اشرف مخلوقات خدایی هستم که بی‌نهایت فراوانی داره خیلی خوشحالم خیلی خوشحالم خدایا منو هدایت کردی به سمت کسانی که بهشون نعمت دادی و غرق نعمت کردی و غرق فراوانی کردی غرق بی‌نهایت‌هایت کردی من رو دوش تو الله مهربانم نشستم و داری منو به بهترین مسیر زیبایی قشنگی بهشتی راوانی می‌روم خدایا تنها تو را می‌پرستم و تنها از تو اجابت می‌جویم و اون قدرت بی‌نهایتت داره کل این دنیا رو مدیریت می‌کنه خدای عزیزم من روح تو هستم من وجود تو هستم من دست قشنگت رو دارم حس می‌کنم استاد بزرگوارم این دستت که به سمت من هدایتش کردی و منو تو این مسیر بهشتی آوردی

    گام دهم این این فایل بی‌نظیر زبانم و کلامم جاری کن آنچه را که باید از این فایل بی‌نظیر و از این آگاهی‌هایش و مفهومش درک کنم و تو زندگیم انجامش بدم و رد پایی برای خودم و پیشرفت‌هایم قرار بگیره

    و سوال اینکه بعد از اینکه فهمیدید یک مسیری رو بروید چه انگیزه‌ای داشتید با اینکه معلوم نبود موفق میشید و ادامهش می‌دادید با این ایمان و این انگیزه رو چطور بهش رسیدید

    که باعث میشه کارهاتون رو تا آخر مسیر انجام دهید و من الان تو چنین موقعیتی هستم

    و یک کاری رو خداوند به من گفته که انجامش بدم

    و می‌دونم به محض اینکه شروع کنم خیلی‌ها ازش استقبال می‌کنند اما توی انجام دادنش هی هی تعلل ی‌کنم و پشت گوش میندازم یعنی تو اولیت اولم نیست و می‌خواهم بدونم کجای کارم یا نگیزه‌ام ایراد داره

    و اینکه مطلبی که استاد عزیز ی‌فرمایه اینکه میگن من اول اینجوری نیست که من تمام کارهایی که بهم گفته شده بودو انجام داده باشم

    خیلی از کارها رو من انجام ندادم اما

    این مسیری که حالا توی بحث توحید توی بحث موفقیت و قوانین حاکم بر جهان هستی

    تقریبا ادامه دارم میدم ولی خیلی کارها دیگه هم بوده ادامه ندادم مثلاً کلاس ارگ می‌خواستم برم نرفتم یا فلان ورزشو می‌خواستم برم ادامه ندادم

    و و یه عالمه کار دیگه

    اما در مورد این موضوع عاشق این کار بودم

    یعنی نمی‌تونستم این کار انجامش ندم

    الان چرا جلو دوربین و اینکه اصلاً نیازی ندارم ایول استاد دمت گرم که چقدر به خدا نزدیکی هرچی ثروتمندتر شویم نزد خدا محبوب‌ترین

    مثلاً الان نصفشو بیام جلو دوربین

    و فال ضبط کنم واقعا استاد گل گفتی ض اینقدر این مسیر قشنگه که اگر شبانه روز گوش کنیم این فایل‌ها رو بنویسیم و بشنویم م از لذتش کم نمی‌شه از اون حال و حسمون کم نمی‌شه هر چقدر بیشتر می‌شه واقعا نه استاد سپاسگزارم ازت ه داری ما رو به این آگاهی‌های ناب و این مسیر قشنگ بهمون آموزش میدیمو تمام پیام‌های خدای عزیز رو دارید می‌گید سپاسگزارم

    به والله قسم عجب حسی داره این مسیر عجب عشقی داره این مسیر خدایا شکرت شکرت

    واقعا استاد فراتر از همه اینایی که داری می‌گید هست

    می‌دونی استاد چرا اینجوریه چرا فراتر از ثروت این مسیر و فراتر از اون هدفی که بهش می‌رسیم چون که بالاتر از همه اینا وصل شدن به منبع انرژی پادشاه جهانیان است رب العالمین

    جهان هر روز در حال گسترش م از طریق آدم‌هاش و هم از طریق بی‌نهایت تکنولوژی‌هایی که ره درست می‌شه ساخته می‌شه و فراوانی امکانات

    واقعا باورها وقتی عوض میشه به خدا بمباران نعمت میشیم وقتی ما سرجا اصلی خودمون باشیم تو فراوانی نعمت خدا هستم وجای درستمون همینجا هست

    وقتی باورهای خوبی در مورد کسب و کارم داشته باشیم فرقی ندارد چه شغلی داریم چونکه هرکاری بکنیم و عاشقم باشیم میتونیم ثروت بسازیم

    و یک نکته طلایی و کلیدی اینکه استاد عزیز میگن اگر شغلی که عاشقش باشی و دوستش داشته باشی این تعلل نیست این پشت گوش انداخت و اینکه عاشقش نیستی کاری که عاشقش باشیم و انگیزه داشته باشیم و شور و شوق داشته باشیم و باورهای خوبی رو در موردش بسازیم تیجه خیلی خیلی زیبایی رو ما می‌گیریم

    خدایا صد هزار مرتبه شکر که این آگاهی رو بهم دادی و تمام زندگیمونو باورهامون اره رقم می‌زنه باور باور فراوانی باور اینکه ی‌نهایت و بی‌نهایت همه چی هست همه چی خدایا شکرت

    چقدر لذت بردم از اینکه ام اون اتفاق‌هایی که داره تو زندگی ما اتفاق می‌افته به خاطر اون افکار مایع و به شکل خیلی خیلی الی داره اتفاق می‌افته

    استاد عزیزم سپاسگزارم

    خدای عزیزم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    فائزه گفته:
    مدت عضویت: 2079 روز

    بنام خالق دوست که چه دارم از اوست

    دهمین گام

    ـ اگ تعلل میکنی در انجام کاری و استمرار نداری بدون ک اونکار عشقت نیس. عشق استمرار و تمرکز میاره. دنبال کاری باشیم ک عاشقشیم. اگ در مسیر زندگی حرکت کنیم بسراغ اولین علایق بریم و لذتتتت ببریم از مسیر ما هدایت میشیم ب اونچیزی ک عاشقشیم و رسالتمونه. وقتی کسی کاری میکنه ک عاشقشه صدردصد از مسیر لذت میبره اما اینک درامد داره یا ن برمیگرده ب باورهای ثروتش.

    اسکاول شین میگ همه ما طرح الهی داریم ک اگ درجای مناسبمون در چرخ دنده جهان نباشیم اون درست کار نمیکنه امااینطور نیست همه ما رسالتی داریم ولی طرح الهی رو انجام ندیم کس دیگ اونو انجام میده نیاز ب شخص خاص نیس و جهان بخاطرش متوقف نمیشه. اگ ادیسون مخترع نبود فرداش یا چن ماه بعد کس دیگری بجاش مخترع برق میشد.

    ـ باورهاست ک اتفاقات رو رقم میزنه همونطور ک ما با یه دکمه یه فایلو پلی میکنیم همونطور باورها شرایط پلی میکنن منتهی یه فاصله زمانی و ثبات فرکانسی نیازه بایه دکمه تغییر نمیکنه.

    ـ سعی کنیم سخت نگیریم کمالگرا نباشیم اسون بگیریم و از مسیر لذت ببریم انقد نخایم زود برسیم ب هدف. هدف لذت بردن از مسیره. هر چقد مسیر لذتبخش تر باشه سریعتر ب خواسته میرسیم. فاصله ما باخواسته فقط و فقط بااحساس خوب پر میشه . احساس خوب فقط و فقط باتغییر باور و تغییر ذهن ایجاد میشه.

    خدای قشنگم شکرتتتتتت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    علیرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1616 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    وقت همگی بخیر و شادی

    وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَهٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ وَلاَ یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إَلاَّ خَسَاراً (82)

    و آنچه از قرآن فرو مى فرستیم، مایه ى شفا(ى دل) و رحمتى براى مؤمنان است و ستمگران را جز خسران نمى افزاید.

    چطور با استفاده از کتاب‌های که می خواندید به شما کمک می کرد تا به خواسته های خود برسید؟

    من با مطالعه کتاب‌های مختلف ، به عمل به تمرینات آن، به این نتیجه رسیدم که ؛

    این من هستم که با افکارم و کانون توجه ام اتفاقات و شرایط زندگی ام را رقم می زنم .

    اینو اگه بپذیرم همه چی حل میشه، و درک قوانین زندگی برامون ساده‌تر میشه .

    حتی بچه های که دارن از دوره‌های آموزشی ساین استفاده می کنند ، باز هم می بینیم که مشکل دارن در درک این قانون، ما با افکار و باورهای خود زندگی خود را می سازیم.

    چه انگیزه ای برای ادامه مسیر داشتید؟

    با توجه به نکات زیبایی فایل ، می فهمیم که وقتی در مسیر درست حرکت می کنیم ، کم کم به کار مورد علاقه خود هدایت میشیم و هرچقدر وقت می‌گذاریم و ادامه می دهیم ، علاقه ما بیشتر میشه، انگیزه و تمرکز ما بیشتر میشه ، ایده های خلاقانه به ذهن ما می رسه و از انجامش لذت می بریم و اصلا به حالتی می رسیم که نمی تونیم انجامش ندهیم .

    خوب در این حالت بعضی ها مسیر و آن کار مورد علاقه را را رها می کنند به این دلیل که نتیجه مالی براشون نداره، و میرن دنبال‌ شغلی که توش پول باشه علی رغم اینکه به‌آن بی علاقه هستن .

    طبق قانون ثروت ؛ وقتی به کار مورد علاقه می پردازیم حتما به پول و ثروت می رسیم و اگر نرسیدم تنها دلیلیش اینکه باورهای ثروت ما درست نبوده و اگر آنها را اصلاح کنیم لاجرم هدایت می شیم به ثروت.

    باید سعی کنیم در جایگاه درست خود قرار بگیریم که در این صورت به رسالت خود می رسیم و اگر مسیر مورد علاقه را دنبال نکنیم ، جهان منتظر ما نخواهد ماند ، و حتما کسی دیگر را جایگزین می کنه .

    به امید دریافت ثروت فراوان همراه با احساس خوشبختی.

    علیرضا یکتای مقدم

    مشهد مقدس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    امیرحسین روشنگر گفته:
    مدت عضویت: 2027 روز

    سلام استاد عزیزم من دوست داشتم روش و نظرمو بگم در مورد این موضوع…

    من اصلا به برنامه ریزی اعتقاد ندارم واقعا درک کردم ذهنم بشدت پوچه و من هیچی نمیدونم اومدم از هدایت استفاده کردم تو همه چی بجز کار مورد علاقه و نتیجه گرفتم و بعد بخاطر باورهای اشتباهم راجب کار پول بیزینس روانشناسی و تهیه کردم یکو،و بعد به یک کلیتی رسیدم و عقلم نرسیده بود استفاده کنم از هدایت الهی و رها بودن و نچسبیدن به کار خاصی در بحث ثروت البته این خودش ی فاصله زمانی برد بعد گفتم من هیچی نمیدونم خداوندا منو هدایت کن به کار درست ی اتفاقاتی افتاد کاریو واقعا به راحتی شروع کردم و درسهای در عمل یاد گرفتم و از بازخورد اون کار بیشتر تونستم ویژگیهای مشخص شد و دوباره ایمانمم قویتر کرد که بزارم خدا منو همیشه هدایت کنه ب کار درست در زمان درست همینجورم شده اتفاقاتی میفته اگر من میشستم صد سال فکر میکردم نمی‌فهمیدم فلان ویژگی‌ها هم دوست دارم و بدون اینکه خودم بدونم با توکل به این باور که خدا هدایتم می‌کنه ب کار درست در زمان درست برگام ریخته و اصلا دیگ رو خودم حساب نمیکنم اینجوری خیلی احساسم بهتره و اتفاقات خوبم داره میفته،و این باور دیوانه کرده منو که

    من هیچی نمیدونم فلان چیزو می‌خوام می‌زارم خدا به بهترین شکل هدایتم کنه و اتفاقاتی واقعا دور از انتظار میفته بخودم میگم بخدا من روحمم خبر نداشت چجوری.

    البته این باوره،چجوری شکل گرفته با گوش کردن ب روانشناسی ثروت 1 و رسیدن ب یک کلیتی و انجام دادن این اصل.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    الهام رهنما گفته:
    مدت عضویت: 1871 روز

    به نام خدای مهربون و بخشندم

    الهی صدهزار مرتبه شکرت برای امروزم برای سلامتی ک دارم و میتونم ب راحتی نفس بکشم برای اینک فرصت زندگی کردن رو دادی بهم ک رشد کنم و بزرگ شم

    دو تا بحث شیرین و لذت بخش عشق و علاقه ب کاری ک انجام میدی و لذت بردن از مسیر

    استاد ازتون ممنونم ک هستین و با عشق برامون فایل آماده میکنین من ب کمک همین فایلای بی نظیرتون بود ک تعقل کردم فکر کردم ب مسیری ک داشتم میرفتم و این سوال مهم رو از خودم پرسیدم راهی ک دارم میرم علاقه دارم بهش یا فقط وقت سپری کردن و کسب درآمد و ب صورت خیلی واضح بهم گفته شد که نه نیست و درجا کاری که باعث میشه ساعتها بدون خستگی و تشنگی انجامش بدم و استعداد دارم و فوق‌العاده دوسش دارم ب صورت خیلی واضح بهم نشون داده شد ولی همیشه فک میکردم با این کار نمیشه ب اون چیزی ک میخام برسم و نمیشه ازش درآمد کسب کرد و در کنارش همون مسئله ای ک تو کامنت قبلیمم گفتم چون فک میکردم استعداد دارم پس کار تمومه نه این علاقه و استعداد یه سری فاکتورها میخاد همزمان با انجامش باید اونهارو هم رعایت کنم تا نتیجه ب ثبات برسه و پایدار باشه ازتون ممنونم استادم

    وای ک من چقد لذت میبرم از تک تک لحظاتم از طلوع و غروب خورشید از ابرهای تو آسمون از آواز پرنده ها از رنگ آسمون از فراوانی درختا ک تو هر فصلی یه زیبایی خاص دارن از بارون از برف از محبت همسرم هر سری ک باهم صحبت میکنیم از ابراز علاقه مادرم و مادر شوهرم ک واقعا مثل مامانمه از کارم از درآمدم از آرامشم سلامتیم زیبایی و اندام فوق‌العادم همهههههه چیزهایی ک هست و من قادرم ببینم و لذت ببرم چقد خدااااااا تو هرچیزی نمود داره نشون دهنده قدرت خودشه منی ک ی زمانی از زمین و زمان شاکی بودم و نعمت هام رو نمیدیدم چقد چشمم رو ب جهان باز کرد و من و آسون کرد برای آسونی ها دنیا دو وجه زیبا و زشت داره من الان زیبایی شو انتخاب کردم ببینم و هرروز داره بیشتر نشونم میده قبلا اون یکی وجهش انتخابم بود الان فقط رهایی و آرامش و زیبایی و لذت و لذت هس به خاست خودم استاد وقتی همسرم اولین بار اومد ب دیدنم پیاده بود ساعتها قدم میزدیم و واااااقعا کیف دنیارو میکردیم و سپاسگزار پایی ک داریم و میتونه قدم برداره بودیم دست همو محکم می‌گرفتیم و اتفاقا از اون قدم زدنای زیبایی ک داشتیم خاسته ها شکل گرفتن بعدش ک بارون گرف چتر گرفتیم برای خودمون باز هم خدارو شکر کردیم بخاطر اون چتری ک بالای سرمونو و نمیذاره خیس شیم و باز هم قدم زدیم بعدش ب طور معجزه آسا شد موتور و شگفت انگیزترین بخشش بدون پرداخت وجهی شد ماشین بلههههه ما از اون پای پیاده ک لذتش و بردیم رسیدیم ب ماشینی ک هرجا میخایم بریم ب راحتی میبرتمون از سرما و گرما میتونیم در امان باشیم شاید باورتون نشه ولی بخدا ناخودآگاه میبوسمش و مثل یه بچه ای ک ب خانواده دو نفرمون اضافه شده دوسش دارم و از عمق جان قدرشو میدونیم واقعا زندگی ینی همین تمرکز 100 روی زندگی خودم لذت بردن از همه لحظاتم و پرداخت‌ بهای هدفهام قدم برداشتن در مسیر علاقم باورسازی قوی و قدرتمند در مورد اون خاسته کنترل ذهنم در هر شرایطی و ایمان و عمل و عمل و حرکت و حرکت و استمرار و استمرار

    بخدا ک همون لحظه ای ک تسلیم پروردگار شدم این معجزات تو زندگیم رخ داد و به نسبتی ک بتونم فرکانسش و ب ثبات برسونم نتیجش پایدارتر و زیادتر میشه الهی میلیون هاااااااا بار سپاسگزارم برای آگاهی های گام 10 امم

    استاد قشنگم عاشقتونم

    مریم جونم عاشقتم

    خانواده قشنگم عاشقتونم

    خدای مهربون و قشنگم بی نهایت عاشقتممممم

    الهی ک همیشه در پناه خودش شاد و سالم و پرروزی و آروم باشین

    فعلا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    سمیه اسفندیاری گفته:
    مدت عضویت: 2159 روز

    سلام به استاد عزیزم و بانو شایسته ما…

    این فایل برای تذکر جدی به من بود،دقیقا اینارو داشتم صبح به خودم میگفتم،تکرار میکردم،اگر چند روزه از فایلها عقب موندم ولی بیکار نبودم داشتم یه کتاب رو تموم میکردم که در مسیرم قرار گرفت..‌.هر وقت فایلهای مهاجرت به مدار بالاتر رو گوش میکنم دقیقا مناسب اون وقت منه،در حال کار کردن روی دوره قانون آفرینش هستم و شیوه حل مسئله ‌‌…نجواهای ذهنی،که مدام مثل رادیو در حال گفتگوه،در همه زمینه ها و راحت منو میبره تو مدار خودش کار راحتی نیست که گوش ندم و همسو نشم،ولی نمیشه خاموشش کرد،فقط میشه گفتگوهاشو با خودت همسو کنی که رادیو اونی رو که تو دوست داری پخش کنه،دقیقا خالق بودن ما…مسئله کمالکرایی،کمال گرایی،از هر زاویه داره منو در نقطه امنم نگه می‌داره،یه حصار تنگ و تاریک که فقط با سوسو شمع کوچکی که اطرافشو روشن میکنه و با هر نسیمی نورش میلرزه نگه داشته،پرده های ضخیمی که به پنجره ها زده…وسط یه جنگل پر نور و پر نعمتم…اینو فهمیدم…خورشید بی وقفه میتابه…هیچ قضاوتی هم نداره کی،چقدر داره از نورش استفاده میکنه،بعد من راحت دارم خودم رو قضاوت میکنم و کلی شرط دارم که برم بیرون،اگر شرایطم این نبود حتما از خورشید بهره میبردم،اگر جوانتر بودم،اگر شناخته شده تر بودم،پولی،پارتی،شانسی داشتم،ولی قبلا بهتر بود الان نمیشه…کمالگرایی با چنان رنگ و لعابی بهم میگه که نمیذاره از سوسوی شمع کوچکم دست بکشم و منو راضی کرده به ترسها و نگرانی ها و نشدن ها و چه طورها…ولی لطف خدا شامل حال من بوده…الان اینجام،تونستم حداقل بیرون،بزرگیش نورش،نعمتهاش،آدمهایی که دارن اون بیرون لذت میبرن میبینم،تونستم کمی،کمی به جای حسادت تحسین نشون کنم،الگوها رو ببینم که تونستن،دست خالی تونستن خوب منم میتونم،همه از یه ساختار جسمی ذهنی برخوردار یم چرا اونا تونستن،منم میتونم

    دوباره باید بیام پله اول،پذیرش 100درصدی مسؤلیت زندگی و باورهام،باورهای منه داره کارهارو انجام میده،

    دنیا یه سیستمه و من هم بخشی از این سیستم هستم که توسط افکار و باورهام کار میکنه و من مسؤل تمام اتفاقاتش هستم،من،فقط من…من بخشی از طبیعت هستم،با همون قانون مندی و عملکرد،جدا نیستم،ولی با اختیار و قدرت کامل که جهان مسخر من شده،بعد من خودم رو دست کم گرفتم،حبس کردم و راضی به نور شمع در حال اتمام…واقعا اگر ظلم به خودم نیست،پس چیه؟؟

    ولی شرایط جالب،شدنی،داشتم که میتونه نجواهارو ساکت کنه،در شرایطی که هیچ پولی نداشتم،هیچ پارتی،شانسی،همین 3سال قبل بود،توی گرانی،هیچ مهارتی،هیچ دستاوردی،هیچ هیچ.‌‌ولی چرا شد؟؟چرا؟؟جای فکر برای خودم داره..‌‌چون کمالگرایی راحت منو به حالت فراموشی،خوب حالا که چی،اون یه بار بود،شانس آوردی،میبره،راحت…ولی نمیذارم…اجازه نمیدم…مینویسم،یادم میارمش..‌.دیدی با همه اون فاکتورهای بالا بلند که گفتی،نقطه مقابلش شده که؟؟پس دوباره میشه،چون ساختن و پرورش باورها به تکرار و یادآوری اون هاست،به سپاسگزاری برای اون اتفاقاتی که من اتفاقا کاری نکردم،تقلایی نداشتم،فقط توکل کردم و اعتمادکردم،حتما دوباره میشه،چون خداوند خیر مطلقه،چون وعده خداوند حقه،شدنیه،چون هیچ دستی بالاتر از قدرتش وجود نداره،چون تواناست،چون اجابت میکنه…شده زیاد شده‌.‌..از وقتی در مسیر درست آمدم کلی اتفاقات،نشانه ها،راهکارها،آمدن،افراد سمی رفتن،تایمم باز شده،با دستانش مهارتم افزوده شده،دوره های آموزشی برام خریده شده،آرام‌تر شدم،از بی ادبان ادب آموختم،یاد گرفتم بتونم اعراض کنم،از تنهایی خودم لذت ببرم،آماده تغییر بودم،تونستم پول بسازم،همین هفته قبل تونستم آگاهی بازرگانی رو در راستای قانون آفرینش و قانون درخواست با کلی ترس انجام بدم،رشد کردم و از این رشد لذت بردم…به خودم تبریک و تحسین گفتم که تونستم…اینکه فهمیدم آگاهی بازرگانی بوده از کامنت سعیده جان فهمیدم…اره منم با وجود ترس و لرز رفتم…درخواست کردم،تونستم…اینا برای من دستاورده،پیشرفته،بودن در مسیره،تکراره…

    پس مهم لذت بردن از مسیره…و همیشه چیزی هست که بتونم خوشحال و شاکر باشم،در لحظه باشم،تمرین کنم بودن در لحظه رو…شاکر بودن و سپاسگزار بودن رو…هر چی دارم و بهم داده شده از سپاسگزاری و لذت بردن بوده…چون قانون جهان اینه فاصله من با خواسته ام فقط با احساس خوب پر میشه،با تغییر ذهن و باورهام..‌که میشه،شدنیه،من از هیچ به دنیا آمدم،بزرگ شدم،44 سال از خدا عمر گرفتم،قلبم مث ساعت زده،پر انرژی و سلامتم،همیشه غذایی پاک،آبی گوارا،لباسی در خور و برازنده،سقفی بالای سرم،هوایی که نفس کشیدم بوده،همه نعمتهایی که مسخر من بودن،امنیت و آرامشی که هر روز بیشتر شده،ثروتها و نعنتهایی که در مدارم دیدم،فراوان و بی پایان…من چه کردم؟؟شاکر بودم…با قانون جهان همسو شدم؟در مسیر ماندم…اینه اون نقطه کوری که دیده نمیشه…ولی شاکر خداوندم که هدایت شدم تونستم پرده هارو کنار بزنم،این جسارت و شجاعت و پذیرش رو داشتم،قلبم رو باز کردم،تونستم…برای این توانایی به خودم افتخار میکنم و قدر دانی…هر چند بی قید و شرط لایق هستم،لایق نور و روشنایی بی پایان…خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      Smaeil rostami گفته:
      مدت عضویت: 842 روز

      سلامی از جنس نام زیبای خدا ؛

      چو از دل برآید لاجرم بر دل نشیند .

      حرفهاتون و نگاهتون به خودتون و خدا پر بود از حس خوب قدرت و همینطور بندگی.

      خود من هم گاهی که نجواهام میاند تا امیدم رو کمرنگ کنند به سراغ کارهایی که در گذشته انجام دادم و خدا کمکم کرده و درخواستهایی که داشتم و اجابت شدند میرم و با نگاه کردن و درک دوباره اونها امیدم رو بیشتر و احساس خوبم رو تقویت میکنم.

      براتون بهترین بهترینهارو که داشتن احساس خوب و موندن در احساس خوب هست رو براتون آرزو میکنم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        سمیه اسفندیاری گفته:
        مدت عضویت: 2159 روز

        دوست گرانقدر و هم مدارم سلام

        اولا ممنون برای خوندن و تأمل کردن کامنتم،تشکر فقط نه اینکه کامنت منو خوندی،برای اینکه خوندی،تمرکز کردی و در مسیر ماندی،بهتون تبریک میگم که جنس کامنتهارو درک میکنی،میفهمی…چون من واقعا از قلبم نوشتم و لاجرم بر دل می‌نشیند دوست ارزشمند من…اینجا بودن،نوشتن خوندن لطفی است از جنس نور و عشق الهی…شکر که هستیم و خداوند بر ایمانمان میافزاید هدایت میکندو بی قید و شرط عاشق ماست،شکر

        سپاسگزارم از نگاه زیبای شما دوست عزیز من،پاینده وشاد سلامت و ثروتمند باشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: