معرفی دوره احساس لیاقت | قسمت 1 - صفحه 29 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری معرفی دوره احساس لیاقت | قسمت 1
    0MB
    0 دقیقه
  • فایل صوتی معرفی دوره احساس لیاقت | قسمت 1
    0MB
    0 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

523 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ناجی گفته:
    مدت عضویت: 2462 روز

    سلام استاد

    وقتتون به خیر . به نکات طلایی اشاره میکنید .

    به هر کجا که نگاه میکنیم ردپای این عامل رو میبینیم .

    حتی در دین و عقایدمون هم ببینیم هست. چرا خودمون رو لایق هم صحبتی با امام زمان نمیدونیم ؟ به نظر تعداد کمی هستن که این لیاقت رو در خودش میبینن و پرورشش میدن .

    نمیدونم کامنتم رو منتشر میکنید یا نه .

    اصلا استاد خودتون نظرتون در این مورد چی هست ؟ ولی دوست داشتم بنویسم و جوابم رو مطمءنم به زودی میگیرم .

    راااستی سفرتون به خیر و خوشی

    هنوز هم با بچه ها میبینیم و لذت میبریم.

    من به لطف خدا بهترین مطالب دین و حقیقتش رو از شما و رفتارتون یاد گرفتم .

    نشونه گذاشتم اگه این کامنت منتشر کردید یعنی شما به وجود و زنده بودن امام زمان باور دارید . اگر هم که نه منتشر نکنید و من هم جوابم رو میگیرم .

    بی نهایت سپاسگزارم بابت همه زحمت های شما و خانم شایسته عزیز .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    فراز گفته:
    مدت عضویت: 1429 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانواده بزرگ عباسمنش

    استاد عزیز وقتی راجبه این دوره و آماده کردنش صحبت کردید ، انگار که اسم منو صدا زدید … !!

    چونکه بزرگترین پاشنه آشیل زندگیمو در کمبود این واژه یافتم همیشه

    روابط فوق العاده ای که داشتم و همه دوست داشتن با من باشن، ولی الان اصلا میترسم وارد یک رابطه بشم و هرچقدر هم کیس های مناسب توی مسیرم قرار میگیره سریع خودمو میزنم به اون راه و با وجود اشتیاق قلبیم سریعا پا پس میکشم و بی خیال هر نوع رابطه ای میشم …

    چون چند سال پیش سرمایه زیادی رو از دست دادم به خاطر عدم توانایی و آگاهی و مهارتم

    و با توجه به اینکه سن کمی هم ندارم ، شرایط رو با درآمد و سرمایم و تمکن مالیم میسنجم و چون از این بابت دچار ضعف شدم ، هر قدمی که میخوام بردارم چه برای خرید چیزی باشه و چه ایجاد رابطه عاطفی و … این مورد شده خط کش و ترازوی من که چون این رو نداری پس نباید این رو بخری و نباید این رو داشته باشی و نباید این رابطه عاطفی رو شروع کنی و … صدها خواسته ای که تماما با این میزان غلط یا درستی که من بهشون میزنم ، نیومده از دست میرن و از دست میدم.

    توی دوره حل مسائل زندگی دیدم توی جواب به تمرین ها و منطق هایی که میپرسدیدن علنا این مورد خیلی تو چشم میزد. و شرایط بد موقعیتی و مالی حال حاضر خونوادم و خودم و مسائل عاطفی و … خیلی چیزهای دیگه بهم نشون داد که من خودم رو لایق نمیبینم .

    البته که تا قبل از این و زمانیکه شرایط مالیمون و موقعیت خانوادم بهتر بود ، من دقیقا با اون عامل احساس اعتماد به خودم و ارزشمندی رو میسنجیدم و در خودم میدیدم .

    اما الان که شرایط فرق کرده ، با رفتن اوضاع مالی خوب ، انگار منم هویت خودمو از دست دادم و خیلی چروکیده شدم .

    و الان بعد از چند سال این شخصیت اصلی من شده متاسفانه و یادم رفته اون علی با ابهت و مقتدری که هرچیزی رو عموما میخواست میداشت و از بین افراد برای ایجاد رابطه علطفی ، من بودم که انتخاب میکردم نه اینکه انتخاب بشم .

    اما الان میبینم از بین کلی میوه ، میرم اونی رو انتخاب میکنم که داره رو به خرابی میره …

    شیرینی که مونده چند روز رو میرم میخوذم از ترس اینکه دور انداخته بشه و حیف بشه .

    خودمو علنا لایق داشتن بهترین تجربه ها در تمام زوایا نمیبینم در عمل مشخصه …

    برای همین گفتم وقتی این دوره رو ساختید انگار که منو صدا زدید.

    امیدوارم شرایط مهیا شه تا به سرعت این دوره رو داشته باشم و بتونم این هسته ی اصلی کمبودهای روانی و عاطفی و مالی و … در مجموع پاشنه آشیل زندگیمو درست تغییر بدم و بسازمش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    اشکان هادیان گفته:
    مدت عضویت: 1183 روز

    سلام خدمت استاد عزیز. خانم شایسته گرامی و تمامی اعضای سایت.

    واقعا جالب بود این ک کامنت های دوستان رو خوندم و به این نتیجه بزرگ دست پیدا کردم. که من تا الان یه ادم واقعا بی لیاقتی بودم و احساس میکردم. ک نمیشه هیچ کاری انجام بدم یعنی در واقع لایق انجام دادن خیلی کار ها نیستم اما. در واقع اون کار رو به راحتی میتونستم انجام بدم اما این احساس باعث شده بود ک حتی یادم بره قبلا انجامشون داده بودم. ببینید یکم ک میگذشت کم کم از یادم میرفت ک حتی قبلا بهش میتونستم فکر کنم.مثلا من همیشه توی ورزشی ک انجام میدادم تک بودم و حتی دوستانم و بچه های سال پایین تر ک میومدن من براشون یک الگو بودم. اما به مرور زمان من فاصله گرفتم و توی ذهنم دیگه راهبرگشتی برای خودم نزاشتم و از یاد برده بودم ک یک زمانی از همه بهتر بودم. تا همین اواخر ک دیگه حتی روم نمیکرد پام رو توی سالن بزارم. ولی با کلماتی ک استاد گفتن انگار به یاد اوردم که بابا من هم یه زمانی خیلی کار ها رو انجاام میدادم بدون این ک اصلا راجع بهشون هیچ فکری بکنم.. الان فهمیدم ک خیلی از مواقع ک خانواده روی من حساب نمیکرد. به خاطر این نبود ک من رو حساب نمیکردن به خاطر این بود ک خودم برای خودم ارزش قائل نبودم. ولی الان بر عکس یه جوری شده ک توی جمع اکثرا از من برای انجام خیلی کار ها مشورت میگیرن. خدا رو هزار مرتبه شکر میکنم ک بهم اگاهی میده و من روی در مسیر خوب و ثروت و فراوانی قرار داده.

    ممنون از استاد عزیز و بزرگوار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    راضیه باقری گفته:
    مدت عضویت: 1845 روز

    سلام استاد جانم … می بینم که قراره سوپرایز بشیم با این دوره…

    من الان وسط دوره قانون سلامتی هستم ولی با دیدن فایل معرفی این دوره خیلی خوشحال شدم

    آخه من قبل دوره قانون سلامتی با خودم گفتم اگه بتونم ب وزن ایده الم برسم هر کاری ک بخام رو میتونم بکنم و تقریبا نزدیک وزن ایده الم هستم

    حالا واس هدف بعدیم که خریدن یک آپارتمان شیک توی منطقه های خوب مشهده فکر میکنم این دوره احساس لیاقت قراره همون هل اولیه و چراغ راه باشه…

    خدایا پولشو از هر کجا ک میدونی برسون من این دوره رو با همه وجودم میخام

    به امید همراهی با شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    Pouria Qaderi گفته:
    مدت عضویت: 983 روز

    به نام الله یکتا

    سلام به استاد عزیزم و دوستان نازنینم

    خدارو شکر بابت این دوره ی فوق العاده اون هم دقیقا زمانی که من برای خودم امسال رو سال بهبود عزت نفس نام گذاری کردم

    وشما هم دست روی یک موضوعی گذاشتید که به قدری عمیق و جامع هست که نمیشه مهم بودنش رو توی یه کامنت بیان کرد .

    یعنی شما الان به ریشه ای ترین و عمیق ترین و مهم ترین واصلی ترین و پایه ای ترین و هسته ای ترین موضوع دررابطه با شناخت خود پیشرفت و موفقیت رسیدین ،اون هم در تمام جنبه های زندگی .

    البته هنوز نمیدونم فرق بین عزت نفس و احساس لیاقت دقیقا چیه اما انشالله چند وقت دیگه که دوره رو تهیه کردم میفهمم ‌.

    استادمن واقعا خیلی تلاش کردم که دوره کشف قوانین زندگی رو که شما اپدیتش کرده بودین رو تهیه کنم اما به طرز عجیبی کارهام گره خوردن و مانع این شدن که من این دوره رو بخرم وسره این موضوع خیلی هم عصبانی شدم و فشار خوردم .

    چون واقعا من پولش رو داشتم و برام مهم نبود قیمتش چقدر میخواد 3تومن باشه یا میخواد ده تومن باشه من میدونستم که تا سقف ده تومن قدرت خریدش رو دارم و با پولی که از کار تو مشهد جمع کرده بودم میتونستم بخرمش که متاسفانه از هرکسی که طلب کار بودم میگفت ندارم وتمام برنامه های من بهم ریخت .

    این ها یک طرف و مقاومت خانواده ام یک طرف .

    هرچقدرم که بهشون میگفتم بابا من استادو نزدیک به 3 ساله میشناسم دیگه هر چی امتحانه فیزیکی و متافیزیکی بوده رو برای من پاس کرده یعنی جوری بهش ایمان دارم که تقریبا هرچی توی فایل هاش بگه بی برو برگشت قبول می کنم و این حرفا ولی چه فایده که بی تاثیر بود .

    وچون منم اصلا علاقه ای ندارم که وقتم بیهوده تلف بشه ، بدون این که اصلا باهاشون کلکل کنم یا بخوام توضیح زیادی بدم ، بافایل های دانلودی جلورفتم ،که اتفاقا ضررهم نکردم که هیچ .باسایت هم بیشتر اشنا شدم و اون فقط مهلتش یکم به تاخیر افتاد و ازهمه مهم تر این که شما این دوره رو اماده کردین .

    واما جواب تمرین

    با اجازه من متن این تمرین رو برای خودم تغییر میدم .

    _احساس بی ارزشی و عدم لیاقت چه بلاهایی برسرمان

    اورده است ؟

    _نداشتن احساس لیاقت باعث شده بود که من در خیلی جاها نتونم حرفم رو واضح و شفاف بزنم یااین که نتونم اصلا حرف بزنم ،مخصوصا اگر ان شخص برام ادمه بزرگی بود

    (.به طوری که درنوجوانی خیلی برام پیش میومد که گلوم فشرده میشد و مثل بغض میگرفت .)

    و یا نمیتونستم مفهوم اصلی رو به مخاطبم برسونم که باز این به نوبه ی خودش باعث پیش امدن سو تفاهم میشد .

    حتی گاهی اوقات به خاطره این سوتفاهم ها مورد تنفر واقع میشدم چون مثلا فکر میکردن من مغرورم یا این که نمیخوام جوابه اصلی رو بدم و…

    مثال ،خیلی مواقع بود که معلم درسی را داده بود اما من به خاطره ترسی که داشتم (به دلیل کمبود عزت نفس و خوداررشی )اون سوال را نپرسیدم و یا پرسیدنش رو به تعویق می انداختم .

    _این احساس بی ارزشی باعث شده بود که من در نوجوانی از این که با پدر یا مادرم شناسایی شوم ودوستانم مرا باان ها ببینند ترسان و فراری باشم ویا اگر باان ها بودم شرمگین و خجالت زده باشم .

    چون فکر میکردم اگر تنها باشم یعنی ادمه قوی و

    مستقلی هستم

    (وهمین طور فکر میکردم اگه منو باهاشون ببینند قضاوتم میکنند وباخودشون میگن عه اینو نیگاهنوز بزرگ نشده ویه ازاین دست فکرها)

    که این البته از زیاد اهمیت دادن و بزرگ کردن نظره مردم هم میاد دیگه .

    گرچه که الان روز به روز حرف و نظره مردم داره برام بی ارزش تر میشه و نظره خودم مهم تر ،هی دارم بیشتر میفهمم که مهم ترین نظر ، نظره خودمه و اگر من خودم خودم رو دوست داشته باشم چیزی به جز این دردنیای بیرون تجربه نخواهم کرد .

    _خلاصه همین احساسه بی لیاقتی بود که باعث شد هیچ دوستی نداشته باشم و درتنهایی های طولانی مدت قرار بگیرم .

    _همین احساس بی لیاقتی بود که باعث میشد پیش بقیه باوجود این که میدانستم خیلی جذابم رفتار های غیر جذاب نشان بدهم و یا حرف های غیر جذاب بزنم و خودم را زیر سوال ببرم .

    _به خاطره همین احساس بی لیاقتی بود که باعث شد دوبار جلوی کل جمعیت مدرسه مسخره و قضاوت بشم به خاطره سوتی ای که خودم داده بودم .

    ویا در بین جمعیت همکلاسی هام نتونم مثل خودشون راحت جوابشون رو بدم و ازخودم دفاع کنم ،منظورم فقط دفاع فیزیکی نیست .

    _خدا میدونه که این احساس عدم لیاقت چندبار باعث شد ادم هایی ناهماهنگ و سطح پایین جذبم بشه وبرام احساس بی لیاقتی بیشتری تولید کنه .

    _خدامیدونه که این احساس منفی لعنتی چه انرژی ای از من گرفته و چه نیرویی از من هدر داده ویابلااستفاده نگهش داشته و نذاشته که پتانسیل کاملم فعال بشه .وبه نتایج بزرگی برسم .

    _خدامیدونه که به خاطره این احساس عدم شایستگی چقدر باورهایی همسنگ بااین فرکانس برام ساخته شده ،چون درتمام طول زندگیم چیزهایی که تجربه میکردم و باورهایی که برام ساخته میشده ازاین احساس تضعیف کننده نشات میگرفته .

    اصلا کانون توجهم روی این موضوع بوده .

    به همین دلیل هم میگن ریشه ای ترین موضوع .

    _فقط خدامیدونه که چقدر این احساس بی ارزشی سبب شده بود که من در حسرت ارزوهام بمونم و یا تن به ارزوهای خیلی کوچیک بدم بدونه این که حتی بتونم توی ذهنم به خواسته هام فکرکنم .

    واین احساس منو از تجربه ی خیلی از نعمات و خوشی ها و تفریحات وازهمه مهم تر احساسات فوق العاده محروم کرد .

    (هم یکبار نیومدم باخودم بگم بابا من توی ذهنم که باید اجازه داشته باشم اگه چیزی خواستم بهش فکر کنم حالا هرچقدرم که میخواد بزرگ باشه ، به درک این ذهنه خودمه، اونم خواسته ی خودمه ، دلم میخواد به هرچی که دوست دارم فکرکنم . ولی این نجواهای ذهنی مگه به این راحتیا کوتاه میان و میگفتن نه عزیزم لیاقت تو اززندگی انقدره (یه مقداری خیلی کم و جزئی و معمولی )

    مثلا از 20 ، 6 توی این زمینه .

    مثلا درزمینه ی پول درحد بخوره و نمیر یا باریکه ی اب ،یا درزمینه ی روابط درحد سلام علیک ،یا دوستی معمولی به زور و روابط عاشقانه که اصلا حرفشو نزن فقط ماله فیلم هاست نه تو بااین وضعیت گذشته ی معمولی و بدرد نخورت که این همه گندی که زدی وهیچ کاره بزرگی هم هنوز تو زندگیت نکردی )

    _به خاطره همین احساس بود که باعث شد به اندازه ی کافی ازهمون چیزهایی که در زندگیم دارم لذت نبرم

    _همین احساس بود که باعث شده بود شدیدا نگران ناراحت شدنه مردم باشم و نگران قضاوتی که

    ممکنه شاملم بشه !!!

    وای یه وقت نفهمن که من ادمه بدیم ،باید تمام تلاشم رو بکنم تا فلانی ازم راضی باشه و…

    _چقدر پیش می امد که من خودم رو سانسور میکردم به خاطره دیگری که یه وقت خدایی ناکرده ناراحت نشه ،چون مهمونه ،چون معلمه ،چون لباساش قشنگه ،چون بچه ی فلانیه ،چون پولداره ،چون دختره ،و…

    _این احساس بی لیاقتی بود که باعث شد باتوجه بیش از حد به نقاط ضعفم و اتفاقات ناجالبی که برام افتاده یه حجم زیادی از باورهای محدود کننده رو برای خودم در زمینه های مختلف به وجود بیارم .

    _احساس بی لیاقتی بود که باعث شد درمقابل دخترها یا پسر هایی که ازشون خوشم میومد ساکت بشم و هیچ واکنشی نشون ندم طوری که انگار اصلا تا حالا حرف نمیزدم ،خفقان کامل به همراه سرخ شدگی و شرمندگی .

    _این احساس بی لیاقتی بود که باعث میشد با دیگران وارده جنگ بشم از این که مرا کوچک شمرده اند یا به من بی احترامی کرده اند یا به این خاطر که رفتاری ان طور که شایسته ی من بود نشان ندادند با ان ها گلاویز بشوم و ساعت ها درذهنم با ان ها به خاطره ان رفتارشان ازرده باشم .

    _توی کنکورم4 سال فقط درجا بزنم و هیچ

    پیشرفتی نکنم با وجوده این که یاتمام وجودم دوست داشتم که رتبه ی عالی ای بیارم و واقعا براش تلاش میکردم که خب درمسیره اشتباه بود

    و درساله اخرش باشما اشنا شدم .

    _توی محل کارم که موقتی برای تجربه اش رفتم یک شهره دیگه واز دانشگاهم مرخصی گرفتم مستقیم با صاحب کارم حرف نزنم و گوش به فرمان اون باشم

    وبذارم هرچی دلش خواست زرنگ بازی دربیاره .

    ویکبارهم نیام باقاطعیت جلوش بیستم و بگم من دیگه نیستم ،حقه من بیشتر از این حرفاست

    توی اون شهره مشهد باوجوده این که درپولدارترین منطقه بودم سرما و گشنگی رو تحمل میکردم که همه بگن واوووو چه ادمه مستقله قویه جذابی ،چقدر تحملش زیاده ، چقدرکم نمیاره .و…

    و حالا سرمای شدیدیک طرف و اون پولدارهایی که میدیدم (البته پولدار به اون معنا نه ،یعنی وضعیتشون از لحاظ مالی خیلی ازمن بهتربود )

    واون ادمایی که میدیم با دوست دختراشون و یا دوست پسرهاشون توی ماشین های مدل بالا یا رستوران های گرم راه میرن یه طرف .

    میبخشید شاید روی نکات منفی زیاد تمرکز کرده باشم ولی در جوابه این سوال لازم دیدم و تنها جایی که اینطوری خود افشایی می کنم اینجاست برای رشد و ارتقا بیشتر .

    همه ی این ها فقط یک مشت نمونه از خروار بود از

    ضربه هایی که هرکسی میتونه ازعدم احساس لیاقت وبی ارزشی بخوره .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      مصطفی خدابخشی گفته:
      مدت عضویت: 2293 روز

      پوریا عزیز

      خداوند رو شاکرم بخاطر وجود مهربون و گلت که نشستی کلی نوشتی برامون و منم کلی چیز یاد گرفتم‌.

      دمت گرم پسر که اینقدر دست باز نشستی و خودت رو قشنگ فهمیدی. آفرین به این همه توجه به خودت.

      الان منم که نگاه میکنم میبینم فکرهایی مشابه شما داشتم…و به لطف خداوند نشستم برای بهبود شخصیتم و میدونم که کلی اتفاقات عالی در این مسیر برام رقم خواهد خورد. خداوند رو سپاسگذارم بخاطر دوستای فوق‌العاده‌ای مثل شما

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    بهناز شاهدی گفته:
    مدت عضویت: 1184 روز

    سلام به استاد عزیزم و دوستان گرامی و خانم شایسته

    من می خواستم بدونم آیا میشه قبل دوره عزت نفس این دوره رو خرید؟ دوره ی عزت نفس پایه این دوره هست؟

    آیا میشه این دوره احساس لیاقت را به تنهایی استفاده کرد؟ یا پیش نیازش عزت نفس هست؟.

    باتشکر از همه عوامل و استاد خوبم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    ابراهیم ربانی گفته:
    مدت عضویت: 1784 روز

    به نام خداوند یکتا

    سلام به شما استاد و مریم خانم عزیز دوست داشتنی،

    سلامی هم به دوستات عزیزم در این سایت فوق‌العاده داشته باشم امیدوارم حالتون خوب باشه جیبا پر پول باشه و عشق در زندگی داشته باشید.

    دوره بی‌نظیر احساس لیاقت هم در سایت بارگذاری شد و به امید از خدا بریم برای شروعش و خریدش ایشالا خدا پول رد جور میکنه و من هم با این دوره یه استارت همه جوره موفق رو میزنم.

    چقدر شما استاد زیبا هستید پوستتون روشن و شفاف و تر و تمیز برای آماده سازی معرفی دوره احساس لیاقت که همین کلمه لیاقت کلی حرف داره توش چه برسه به اینکه دوره آموزشی براش درست کنی.

    چقدر با حرف های استاد خو میگیرم و حرفاشون به دلم میشینه و واقعا لذت بخش بود برام خدایا واقعا صد هزار مرتبه شکرت اتفاقات عالی پشت سر هم برام میوفته و خیلی خوب به ادامه زندگی میپردازیم.

    از استاد ک مریم خانم عزیز سپاسگزارم بابت این دوره فوق‌العاده واقعا ممنونم خدایا صد هزار مرتبه شکر.

    خدانگهدار تون باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    محسن حمیدی گفته:
    مدت عضویت: 2217 روز

    سلام

    اول اینکه، قطعاً احساس لیاقت رو میشه زیر مجموعه عزت نفس دونست.

    و ثانیاً، من خودم دوره عزت نفس رو تهیه کردم و چند بار گوش دادم و با توجه به کتاب های مرجع در این حوزه به جرات میگم که مطالب دوره عزت نفسی که از شما خریدم در موارد زیادی ناقص و حتی در موارد بسیاری کاملا غلط هست.

    با توجه به قرابت زیادی که مفهوم عزت نفس و احساس لیاقت دارند بهتر بود که به جای اینکه دوره جدید تولید کنید، با مطالعه جامع‌تر یه آپدیت اساسی روی دوره عزت نفس میزدید.

    ثالثا، طبق گفته حضرت عالی شما مدتهاست که هیچ کتاب یا مطالب جدیدی را مطالعه نمی‌کنید. چگونه است که هر سال دوره جدیدی برای عرضه دارید؟

    عزت زیاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      فاطمه بهرامیان گفته:
      مدت عضویت: 1005 روز

      سلام به آقای حمیدی.

      به نطر من کامل یا ناقص بودن آموزشهای استاد رو باید از نتایجی که دانشجوهای استاد گرفتن قضاوت کرد.

      من خودم با اینکه دوره ای نخریدم وفعلا از فایلهای رایگان که البته میلیونها دلار می ارزند استفاده کردم ودر همین چند ماه انقدر نتیجه گرفتم که در تمام عمرم نگرفته بودم.

      من توی یه دوره از زندگیم از مشاوره ها وروانشناسان زیادی استفاده کردم اما هیچ کدوم نتونستن آرامشی که با گوش دادن وعمل به فایلهای استاد به دست اوردم بهم بدن.

      و البته که کتابهایی که شما می گید نتونستن یک هزارم تاثیر سخنان استاد رو روی افراد داشته باشند و فکر می کنم به این دلیل هست که استاد انچه می گه خودش عمل کرده ونتیجه گرفته بعد ارائه داده.

      وقتی نتایج دوستان رو درسایت می خونم یا ویدیوهاشون رو می بینم یا اصلا زندگی خود استاد رو می بینم به درستی حرفهاشون ایمان می یارم فکر نکنم کسی تا حالا تونسته باشه اینقدر روی افراد وزندگیشون تاثیر مثبت بزاره.

      که البته ایناها همه به دلیل ایمان ویکتاپرستی استاد هست واستاد خداوند رو به عنوان حامی داره.

      من خودم هر روز خداوند رو به خاطر آشنا شدن با استاد وقرار گرفتن در این مسیر شکر می کنم.

      موفق وپیروز باشید درپناه خدا.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      ابوالفضل گفته:
      مدت عضویت: 1362 روز

      سلام برادر

      اول ابن ک مطمئنم ک تازه وارد سایت شدی و کاملا بهت حق میدم ک اینطوری بخای ایراد بگیری

      لازم نیس استاد خودش رو ب من یا شما اثبات کنه و اگر خدا بخاد شما هم مثل من و بقیه از آموزش های استاد چنان نتیجه ای میگیرین ک از خوندن کتاب ها نگرفتن

      من یک زمانی بود ک 15 تا کتاب رو همزمان باهم میخوندم اما دریغ از نتیجه قابل لمس و مشاهده

      شمایی ک میگی استاد کتاب جدید نخوندن اینو بدونین ک استاد طی دوره ای بیش از 500 تا کتاب در حوزه موفقیت خوندن و طبق گفته خودشون میتونن از هر کتابی ک اسم ببریم در این حوزه کلی اطلاعات مفید بدن و خلاصه بگن ک کتاب چی گفته

      اصلا بهتون خرده‌ نمیگیرم چون من و همه کسانی ک الان در سایت هستند اولش یقینا ب حرف های استاد ایراد می‌گرفتیم و شک داشتیم اما رفته رفته با دیدن نشونه ها و نتایج دیگه مثل خود استاد قبول کردیم ک اکثر کتاب ها راه رو اشتباه رفتن و کسی ک اصل رو بفهمه این رو ب راحتی میتونه بفهمه

      کسی ک اصل رو گرفته و زندگیش هر لحظه در حال پیشرفته دیگه سراغ کتاب هایی نمیره ک منحرف هستند و میره قرآن میخونه اون رو هم تازه اصل کتاب رو

      من اگر برمیگشتم ب زمان قبل دیگه از همون روز اولی ک وارد سایت شدم دیگه هیچ گاردی نمی داشتم و فقط گوش میدادم

      الان هم از شما توقعی نمیره شما هم مثل ما بابد تکاملتون طی بشه و یک جا ب ته خط برسین

      امیدوارم ک قبل از ته خط شروع کنین فایل های رایگان استاد رد گوش کنین تا نتایج رو ببینین و بعد نظرتون رو بنویسین ک یقینا یقینا این چیزی نخواهد بود ک اینجا نوشتین

      از بزرگی استاد بس ک نظر شمارو منتشر کردن و کار خودشون رو میکنن

      موفق باشین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        محسن حمیدی گفته:
        مدت عضویت: 2217 روز

        سلام ابوالفضل عزیز

        اگه روی اسم من کلیک کنید، مدت زمان عضویت من در این مجموعه و در قسمت «محصولات خریداری‌شده‌ی من» محصولاتی که من از این سایت خریدم رو میتونید ببینید.

        من هم یه زمانی مثل شما فکر میکردم و تنها مرجع دانش من در حوزه رشد فردی همین سایت بود. ولی با مطالعه بیشتر نظرم عوض شد.

        فرمودید «500 تا کتاب در حوزه موفقیت» خوندن ایشون. منظور من اصلا چنین کتابهایی نیست. منظور من آثار بزرگان فلسفه و روانشناسی تاریخ هست. یه پیشنهاد دوستانه دارم براتون؛ برای شروع، فقط یک بار و فقط یکی از کتابهای «اروین یالوم» رو بخونید. شاید به جز استاد افراد دیگری هم در جهان باشن که اطلاعاتشون بتونه به ما کمک کنه که زندگی زیباتری داشته باشیم

        عزت زیاد

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  9. -
    Maedeh Amiri گفته:
    مدت عضویت: 757 روز

    من اگه بخوام از نشانه و اتفاقاتی ک برای عدم احساس لیاقت بگم ، میتونم بگم من هر روز و هر روز چوبش خوردم فکر کنم تمام شرایطی ک شما گفتید رو من تجربه کردم ؛ شده کسی ازم درخواست کنه و من نتونم “نه” بگم ، شده از یک فردی در جمعی خوشم بیاد ولی حتی خجالت میکشیدم با هم چشم تو چشم شیم چه برسه با هم حرف بزنیم و من وقت با ارزشش رو بگیرم ، به شدت وقتی در جمع هستم نگاه ها برام خیلیییی سنگینه و اصلا نمیتونم راحت باشم… و هزاران مورد دیگه ک خیلیا رو اصلا یادم نمیاد. نمیدونم کسی این مشکل رو داشته یا نه ولی دو سالی میشه ک من به شدت با کمبود عزت نفس و عدم احساس لیاقت مواجه هستم ، فکر کنم این روی حرف زدن و صحبت کردن من تاثیر گذاشته ! من استرس میگیرم که سوتی ندم وقتی با یکی حرف میزنم و اتفاقا هم سوتی میدم ،واژه هارو گاهی نمیتونم درست تلفظ کنم یا کلمه مناسبی نمیتونم پیدا کنم ، مخصوصا در جمع . و تو همین دو سال احساس میکنم شنواییم ضعیف تر شده و کلا وضعیت داغونی در این رابطه دارم ….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      بهاره محمدی گفته:
      مدت عضویت: 2976 روز

      سلام دوست عزیز

      همه به ما به واسطه محیط خانواده، دوستان، مدرسه و معاشرت با ادمهای ناآگاه،گهگاهی توسری خوردیم و این احساس از دوران کودکی با ما همراه بوده و رشد کرده و خیلی غیر منطقی بزرگ شده، مهم نیست الان چ شرایط روحی و فکری داری همینکه توی سایت هستی و دنبال آگاهی هستی یعنی در مسیر درست رشد، تغییر و پیشرفت هستی، فقط کافیه آموزش هارو دنبال کنی و بدونی که شما تنها نیستی و خیلیا این مسائل رو داشتن یا دارن با یه کم فکر کردن و عمیق نکاه کردن به خود و گذشته خود میتونی مچ نشخوارهای ذهنی منفی خودتو بگیری و آروم آروم حلش کنی راهش ماندن در مسیر و تشویق خودته، باهر یک ذره تغییر در احساست نسبت ب خودت هی میتونی بهتر و بهتر بشی. فراموش نکن خودتو داری با یک عالمه احساس لیاقت و ارزش که خدا بهت داده، اگر روی خوبیا و نکات مثبت خودت تمرکز کنی یواش یواش حالت و حست و انرژیت خوب و خوبتر میشه و هی اوضاع بهتر و بهتر میشه. در پناه خداوند یکتا موفق و پایدار و سلامت و ثروتمند باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    سامان حیدری گفته:
    مدت عضویت: 597 روز

    سلام به استاد عباسمنش

    و خانوم شایسته

    و تمامی دوستان عزیز

    چه مثالهای داری از ضربه‌هایی که به خاطر «احساس‌عدم لیاقت» خورده ای؟

    من یه پسر م و بلاخره دوست دارم که یک دوست دختر داشته باشم اما به این دلیل که احساس میکنم که زیبا نیستم و احساس ارزشمندی ندارم

    تا حالا نشده که به کسی پیشنهاد بدم

    موقیت های زیادی پیش آماده اما نتونستم کاری بکنم

    یادمه یه بار تو کارواش کار می‌کردم و یه خانومی آمد و ماشین براش شستم دفه اولش بود اومده بود پیش ما من داشتم ماشین تمیز میکردم

    گفت چقدر با حوصله کار میکنی گفتم مرسی تا حالا کسی ندیدم اینقدر با حوصله و بدونه عجله باشه

    بعد از مدتی گفت وای الان داخل ماشین خودت چتوره مال منو این توری تمیز کرده الان مال خودت آدم دلش نمیاد توش بشینه

    من روم نشد بگم ماشین ندارم و هیچی نگفتم

    بعد که کار توم شد رفت و کلی تشکر کرد

    بعد چند روز گذشت که دوباره برگشت و این بار دیگه خیلی با هام سمی بود و هی میخواست سر صحبت باز کنه و من چیز زیادی نمیگفتم با این که،

    خیلی دوس داشتم باهاش حرف بزنم یا باهاش دوست شم اما نمیدونستم چی بگم

    و تو ذهنم این بود که به من پا نمیده من درسته قدم بلنده اما خیلی خوشگل نیستم

    بعدش خیلی بهم ام نزدی شد درد دلم کردم اما همچنان گیچ شده بودم

    و خیلی ازین موارد پیش اومده اما احساس لیاقت نداشتم خودم لایق نمیدونستم

    به هر حال امیدوارم که خدا مارو به راه راست راه کسانی که به آن ها ثروت و نعمت خوشبختی احساس ارزشمندی آرامش داده هدایت کنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: