معرفی دوره احساس لیاقت | قسمت 2 - صفحه 9 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

308 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    میلاد گفته:
    مدت عضویت: 4064 روز

    سلام استاد عزیز و خانم شایسته مهربان

    ساعت حدود 3 نصف شبه و یه ساعتیه از خاب بیدار شدم

    یه حسی میگه برو بنویس برو بنویس و منم گفتم چشم و بلافاصله اومدم برای نوشتن . این جلسات معرفی دوره احساس لیاقت خودش یه دوره اموزشی هست و بسیار بسبار باارزشه و واقعا استاد دستتون درد نکنه بابت این مطالب باارزش . تو کامنتای قبلیم از شوهر عمه ثروتمندم یه توضیحاتی دادم و تحسینش کردم که چه ایمان خوبی به خدا داره و این جمله طلاییش که گفت من هرچی از خدا بخام بهم میده .

    من بخاطر تحسین شوهر عمم و ثروتش و همچنین کارکردن روی این مطالب احسساس لیاقت یه اتفاق خیلی تازه و جادویی برام افتاد. ما ساکن اصفهانیم و شوهر عمه و عمه ام ساکن تهران (منطقه نیاوان سه راه اقدسیه !) برکت باد واقعا بهشون .

    بعد از سالهای سال که من تاحالا این تجربه رو نداشتم خداوند به دل عمه من انداخت که ما رو دعوت کرد به خونشون و چه خونه هایی رو اونجا دیدم . دوروز خونه عمه بودیم چقدثروت دیدم و لذت بردم . خونه عمه کلی مجسمه های سنگی و شیر سنگی زیبا داشت . فرش های ابریشمی . من با نیت این رفتم که از عمه ثروتمندم چیز یاد بگیرم و همین کارم کردم .

    یه اتفاق عالی که افتاد این بود که شوهر دختر عمم که خیلی هم ثروتمنده ماشین جدید خریده بود و اومد که ما رو ملاقات کنه و خلاصه برای شیرینی ماشین ما رو برد به بهترین رستوران اقدسیه و این اتفاقات و این غذاهای بینظیر و مکانهای بینظیر و دیدن ثروت بینهایت همش بخاطر کارکرردن روی خودم و احساس لیاقت بوده و من هروقت روی احساس لیاقت کارمیکنم خیلی سریع واکنش دنیا رو میبینم و واقعا شگفت انگیزه

    از شمااستاد عزیز و خانم شایسته مهربان بسیارتشکر میکنم بابت اینکه هرجمله ای ازشما میتونه کلی اموزش و درس باشه برامون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  2. -
    ...... گفته:
    مدت عضویت: 2410 روز

    به نام خدای مهربان

    درود بر استاد گرانقدر

    خدا بهتون سلامتی بده

    …..

    …..

    ……

    امسال بهترین مانتو را برای خودم خریدم چون کی از خودم بهتر

    این اواخر بیشتر به دنبال وسایل . لوازم . خریدهای بهتر و عالیتر هستم چون کی از خودم بهتر

    یه چند وقتی است بیشتر به خودم رسیدگی می کنم . لباس های بهترم را می پوشم .

    وقتی پیاده روی می روم سعی می کنم به خونه های بهتر . با کیفیت تر توجه کنم

    خونه هایی که ویران شده هست را نگاه نمی کنم چون قانون توجه و تمرکز را تا حدودی درک کردم و درک می کنم

    غذا که درست می کنم زیاد حساس نیستم . می گم من که می خواهم خوب شود حالا خدایا الهی به امید تو. جالبه خوب هم میشود

    خدایا بی نهایت سپاسگزارم

    یه عبارت تاکیدی خفن اسناد در قدم نهم در دوره دوازده قدم گفته اند که خیلی عالیه خدا را شکر خدا را بی نهایت سپاسگزارم

    امروز دخترم به امتحان نهایی که داشت نرسید به خاطر دو دقیقه تاخیر … من خیلی راحت و خونسرد بودم و بعد از چند دقیقه من و خودش حالمون عالی بود نتیجه اش اینکه زنگ زدیم به معاون و گفت هیچ ایرادی ندارد خودم نمره اش را می دهم الهی شکر

    من سلامتی . ثروت . خوشی. خوشبختی ‌ سعادت . راحتی . آسایش . رفاه وووو را همه را با هم می خواهم.

    خدایا خودت می دونی من چی رو می خواهم پس خودت به درخواست من جواب بده به زودی آمین یا رب العالمین

    الان خودم را به یه خوراکی حرفه ای دعوت کردم و خوردم در صورتیکه همسرم و دخترم هم خونه بودند ولی اول خودم بقیه را هم خداوند دارد درست می کنه که خودشون باید قدم بردارند من که توان 24ساعتی درخواست های اونها را که ندارم

    الهی شکر

    الهی شکر

    الهی شکر

    من همیشه در برابر همسرم یه جورایی ول بودم یعنی هر چی می گفت می گفتم باشه الان نه … اصلا یعنی نباید اینطور باشه . درسته من و ایشون زن و شوهر هستیم ولی من شخصیت خودمو دارم ایشون هم شخصیت خودش را. و این باعث شده است که من هر جا دوست دارم هر حال که حال می کنم می روم و هر جا که دوست ندارم و در اون جمع بکنه من و نه اون جمع با هم حال نمی کنیم شرکت نمی کنم راحت نمی روم

    الهی شکر

    الهی شکر

    الهی شکر

    همه چی فراوانه … از آدمهای خوب . از آدمهای سخاوتمند مثل استاد عباس منش که این فایل را به رایگان در اختیار من و شماها قرار می دهد

    خدایا شکرت برای سخاوتمندی استاد عباس منش عزیزم

    خدایا شکرت برای وجود استاد عباس منش عزیزم

    عمدا اسم شون را آوردم که برام دائم تکرار شود چون من انسانم و فراموشکار

    الهی شکر

    الهی شکر

    الهی شکر

    یه وقتایی در ذهنم این میاد که دیدی به فلانی زنگ نزدی اون هم بهت زنگ نزد ولی من این درخواست را از خداوند داشتم که من و یه جمعی از هم فاصله بگیریم من با کار کردن روی خودم. با توکل اون جمع را رها کردم . الان خیلی خیلی باید خوشحال باشم که در اون جمع و جمع ها دیگه نیستم . حالا آقای ذهن دوباره می خواهی من را بر گردونی ؟؟؟ تو موفق نمیشی … چون من خدا را دارم . چون من دارم به سرعت برق و باد روی خودم کار می کنم. چون هدف هام را می دونم

    الهی شکر برای شکوفا شدن

    الهی شکر برای ارزشمندی

    الهی شکر برای خود بزرگ بینی

    خدایا شکرت برای روز به روز پیشرفت

    ««««خدایا شکرت برای ترک یه عده ای که واقعا ما در فاز همدیگر نیستیم و نخواهیم بود »»»»

    خدایا شکرت من چند ماهی است یه عده ای را ترک کردم و می دونم جا باز میشود برای تعداد آدمهای موفق. عالی. خوب . با سخاوت . ثروتمند . راستگو . درستکار . با کردار ووووو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  3. -
    اميرحسین گفته:
    مدت عضویت: 3150 روز

    به نام خدا و سلام به شما استاد عزیز

    بحث لیاقت…

    احساس لیاقت…

    استاد این بحث خودشناسی اروم اروم خیلی درهای اگاهی رو به روی انسان باز میکنه، نشستم فکر کردم و دیدم که چرا من اصلا یکسری خواسته هارو نمیخوام، چرا بعضی چیزارو اصلا در درون و به صورت واقعی دنبالشون نیستم؟

    و به این رسیدم که من فکر نمیکنم که لیاقتش رو داشته باشم!

    شاید در ظاهر یک نفر از ما سوال کنه که تو فکر میکنی ادم لایقی هستی میگیم بله من لایقم!

    شاید 95% ادما بگن که اره من لایق خیلی چیزا هستم…

    اما اما اما چیزی که در درونشون حس میکنن و چیزی که اونجا جریان داره چیز دیگه ایه…

    اصلا تو بحث خودشناسی صداقت با خود مهمترین معیار و اولین قدمه…

    رو راست بودن با خود و صداقت داشتن با خود و اینکه بپذیریم که ما در خیلی چیزها ایراد شخصیتی داریم خودش مهمترین قدمه…

    بدون صداقت و روراستی با خود امکان نداره بشه خودمون رو بشناسیم… یعنی دقیقا همونجایی که میخوایم بعضی ایرادات رو در درونمون انکار کنیم، دقیقا همونجا تمام این پروسه متوقف میشه و به بیراهه میره…

    حتی اینکه بپذیریم خیلی اوقات ما به خودمون داریم دروغ میگیم و خود من دارم به خودم دروغ میگم و خیلی از ایراداتم رو انکار میکنم، حتی این پذیرش هم خودش خیلی شجاعت میخواد و قدم بسیار مهمیه

    حالا تو بحث لیاقت و احساس ارزشمندی، در مورد خودم اینجوریه که خیلی جاها که احساس عدم لیاقت دارم و احساس ارزشمندی نمیکنم دلیلش و ریشه ی اصلیش، “نظر مردم” هست…

    وقتی پله پله میرم عقب و میخوام بفهمم درونم چه چیزی باعث شده که احساس بی ارزشی یا احساس بی لیاقتی داشته باشم، در 80% اوقات میرسه به “حرف مردم”

    باز هم شاید با خودمون بگیم، حرف مردم اونقدرا هم ترسناک نیست و جدی نیست، اما خیلی هامون از هزارتا حیوان درنده کمتر میترسیم تا از حرف مردم!

    خیلیامون از حرف مردم و مخصوووووصا از سرزنش مردم و قضاوت اشتباه مردم، بشدت و وحشتناک میترسیم… خود من همینطورم… من میترسم از حرف و قضاوت و سرزنش مردم… من میترسم از این مورد…

    خیلی جاها حرف مردم برای ما شد باور؛ خیلی جاها باورهای ما از حرف هایی که مردم به ما زدن نشات میگیره… خیلی اوقات منطق ذهن ما حرفای مردم هستن…

    کسی که مثلا با قیافش حال نمیکنه، قطعا بخاطر اینه که بارها بقیه بهش اینجوری گفتن… حرف بقیه شده حجت برامون…

    اینایی که دارم میگم در واقع دارم خودم رو وصف میکنم..

    من همینجوریم…

    کسی اگه بمن بگه تو زشتی یا فلان جای صورتت ایراد داره من تحت تاثیر قرار میگیرم و احساسم بد میشه؛ و اگه همون آدم بعد ها از من تعریف کنه من احساسم خوب میشه و این حرفارو میکنم منطق برای خودم..

    یعنی اینجوریم که اگه کسی بگه تو زشتی این حجت میشه برای من که اره من زشتم، یا اگه یکی بگه تو زیبایی این میشه حجت برای من که آره من زیبام!

    دقیقا افسار ذهن و زندگیم رو دادم به بقیه!

    خودم دادم به بقیه… ننشستم خودمم تعیین کنم باورهامو…

    مردم برای من تعیین کردن همه چیو…

    مردم معیار های واهی و بی پایه ساختن و چون جمع کثیری از مردم یکجور فکر میکنن، این افکار عمومی من رو هم شامل شده و منو فریب داده…

    اصلا انگار خیلی از مردم گمراهن و تو گمراهی خودشون سرگشته هستن.

    به قول قران اکثر مردم گمراهن و ناسپاسن و کافرن…

    اکثریت در مسیر اشتباهه…

    حالا این باورهای وحشتناک که احساس ارزشمندی رو از من گرفته از کجا میاد؟

    از همین اکثریتی که خدا بهشون میگه کافر و گمراه و ناسپاس و نادرست و اهل دوزخ!

    یعنی من حرف این افراد رو باور کردم و حرف این افراد برای من شده دلیل محکم!

    این یعنی منم مثل همونا شدم، منم شدم کافر و ناسپاس و نادرست، چون دارم به اون شیوه جلو میرم… کسی که حرف مردم رو حجت قرار میده اون مثل همونا و در زمره ی هموناست…

    در صورتی که اون عده ی قلیل که در راست درست هستن نمیان که به کسی بگن تو زشتی، تو ناتوانی، تو بلد نیستی، تو فلانی…

    افراد به اندازه ای که از درون پر هستن و احساس ارزشمندی دارن، به همون اندازه کمتر دست به تحقیر و توهین میزنن..

    پس باید اینجوری منشا این باورهای تخریب کننده رو زیر سوال ببریم، اینجوری که آقا اینا اصلا خودشون نابودن، به قول قران اینا گمراهن، اینا خودشون احساس حقارت دارن و میخوان به بقیه هم انتقالش بدن، اینا خودشون احساس بی ارزشی دارن و میخوان به بقیه انتقالش بدن، این احساس بی ارزشی زجر آور باعث شده از درون درد بکشن و این درد رو میخوان با تحقیر و توهین و تمسخر بقیه ذره ای ازش بکاهن به صورت موقت…

    جدا از این مورد، میدونیم که خود ما اگه حالمون خوب باشه خیلی خوب رفتار میکنیم، اگه حالمون بد باشه خیلی بد رفتار میکنیم…

    رفتار ما حجت نیست، رفتار ما حقیقت و واقعیت نیست، رفتار بقیه هم حجت نیست و واقعیت نداره…

    چیزی که واقعیت داره باورهای منه… حتی کسی که از من تعریف و تمجید میکنه و من از تعریف و تمجیدش قدرت میگیرم و وصلش میکنم به احساس ارزشمندیم، دارم مسیر نادرست رو میرم، چون دارم به خودم میگم چون فلانی ازت تعریف کرده پس تو خوبی… و اگه تعریف نمیکرد من این احساس خوب بهم دست نمیداد!

    اینا همش نشونه هست… پیغامه…

    باورهای من دست خودمه و من میسازمش و اصلا نیازی به مردم ندارم، مردم حالشون خوب باشه یچی میگن، حالشون بد باشه مخالفش رو میگن!

    آیا واقعا این مردم و نظرشون باید برای ما دلیل و منطق باشه که باهاش باور هامون رو بسازیم؟

    گفتم حتی در حالت مثبتش هم اشتباهه..

    اقا طرف حالش خوبه باهات خوب رفتار میکنه

    حالش بده باهات بد رفتار میکنه

    این واقعی نیست! این بنا روی هیچ ساخته شده… روی هواست…

    واقعا اینکه میگن نظر مردم باد هواست درسته…

    نظر مردم هیچ بنایی نداره، هیچ پایه و اساسی نداره هیچی…

    اما چون اکثریت اینجوری هستن ما تحت تاثیر قرار میگیریم…

    به قول خدا که تو قران به پیامبر میگه که اگه بعد از علم و اگاهی که بهت دادم از هوس های مردم پیروی کنی و اونجوری بشی دیگه هیچ یاری ای از سمت من نخواهی داشت! این مورد رو بارها خدا به پیامبرش تاکید کرده و تهدیدش کرده که حالا فهمیدی راه درست چیه نباید از مردم پیروی کنی، مردم خیلی چیزا میخوان و خیلی چیزا میگن… ولی درست نیست!

    بازم به قول قران که میگه: خیلی افراد میان میگن مسیحی ها میرن بهشت، و بقیه میرن جهنم، یا خیلی ها میگن یهودی ها میرن بهشت و بقیه میرن جهنم، و خدا میگه: تلک امانیهم! یعنی این چیزا آرزوها و توهمات اوناست!

    در قران بارها خداوند داره اکثریت رو رد میکنه و میگه کاری به اکثریت نداشته باش اگر که میخوای مومن باشی…

    حالا این مردمی که به ما گفتن تو زشتی و تو نمیتونی و نمیشه و حکومت نمیذاره و فلانی جلوتو میگیره و فلانی بلا سرت میاره و تو ناتوانی و …. باید به خودمون بگیم که تلک امانیهم!

    اینا توهمات یک عده گمراهه… دقیقا توهماته…

    این صحبت ها آرزوهای محال و برداشت های باطل یک عده انسانه…

    مگه کل مردم دنیا بگن من زشتم، من نمیتونم، این درسته؟

    الان کل مردم دنیا بگن خورشید وجود نداره و نیست، خورشید محو میشه و از بین میره؟ هیچوقت اینجوری نیست…

    یا کل مردم دنیا بگن که زمین تخته، آیا زمین تخت میشه به حرف اونا؟ آیا قوانین به حرف مردمه؟ آیا خدا ذره ای از مردم تاثیر میگیره؟

    اصلا کل مردم دنیا بیان بگن که جاذبه وجود نداره… آیا تغییری در چیزی ایجاد میشه؟ اصلا بیان با اطمینان و دلیل و مدرک و توجیه بگن اینو، آیا چیزی با نظر اونا تغییر میکنه؟

    سوره بقره

    وَقَالُوا لَنْ یَدْخُلَ الْجَنَّهَ إِلَّا مَنْ کَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَى تِلْکَ أَمَانِیُّهُمْ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ ﴿111﴾

    و گفتند هرگز کسى به بهشت درنیاید مگر آنکه یهودى یا ترسا باشد این آرزوهاى [واهى] ایشان است بگو اگر راست مى‏ گویید دلیل خود را بیاورید (111)

    سوره بقره

    وَقَالَتِ الْیَهُودُ لَیْسَتِ النَّصَارَى عَلَى شَیْءٍ وَقَالَتِ النَّصَارَى لَیْسَتِ الْیَهُودُ عَلَى شَیْءٍ وَهُمْ یَتْلُونَ الْکِتَابَ کَذَلِکَ قَالَ الَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ مِثْلَ قَوْلِهِمْ فَاللَّهُ یَحْکُمُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ فِیمَا کَانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ ﴿113﴾

    و یهودیان گفتند ترسایان بر حق نیستند و ترسایان گفتند یهودیان بر حق نیستند با آنکه آنان کتاب [آسمانى] را مى‏ خوانند افراد نادان نیز [سخنى] همانند گفته ایشان گفتند پس خداوند روز رستاخیز در آنچه با هم اختلاف میکردند میان آنان داورى خواهد کرد (113)

    عده ی بسیاری از مردم در اون زمان اینجوری باور داشتن، یعنی بااااور داشتن! مطمئن بودن و به همدیگه میگفتن و خدا میدونه چقدر ادم اینجوری گمراه شد! حالا یکی مثل پیامبر اون وسطه در معرض این افراد کثیری هست که یک چیز دروغ و توهمی رو میگن!

    اما با حرف مردم چیزی تغییر نمیکنه!

    خدا با یک جمله کل اعتقاد مردم گمراه اون زمان رو باطل میکنه: تلک امانیهم! این صحبت ها آرزوها و اوهام اوناست!

    در نتیجه افرادی که در طول زندگی ما خیلی باور های اشتباه به ما دادن دقیقا همین بوده اوضاعشون…

    تماما دروغ و توهم و چیزایی که خودشون میخواستن رو گفتن…

    پس من نباید کلا به نظر مردم کاری داشته باشم، چه مثبت چه منفی… چه نظرات مثبتشون در مورد خودم چه نظرات منفیشون در مورد خودم

    من باید به اون خدایی گوش کنم که به پیامبر میگفت تلک امانیهم… همون خدایی که خط بطان میکشید روی عقیده ی بسیاری از مردم روزگار و به پیامبرانش تاکید میکرد که نباید حرف مردم رو باور کنید و نباید تاثیر بگیرید ازشون و تنها باید از علم و اگاهی ای که به شما گفته میشه توسط من ایمان بیارید

    حالا اون خدا چی میگه؟

    اون خدایی که در قران میگه اکثریت گمراهن، اکثریت ناسپاسن، اکثریت نااگاه و در نهایت جهنمی هستن، اون خدا میگه که تو کافی هستی، تو زیبای هستی، تو همین الان در همین حالتی که هستی با همین بدنی که داری با همین شکل و قد و قیافه و خانواده و هر شرایطی که داری، میتونی هرکاری کنی و به هرچیزی که میخوای برسی، تو زیبایی، تو خوشگلی، تو بینهایت ارزشمندی، تو کافی هستی، تو نیاز به هیچ چیز بیشتری نداری، تو فقط نیاز داری حرف قلبت رو باور کنی و اینو بدونی که مردم غرق در گمراهی و اوهام هستن… و نباید به حرف اونا توجه کنی…

    اون خدا میگه از هیچکس نترس، اون خدا میگه تو هیچ فرقی با هیچ کس نداری، توانایی های هرکسی یکسانه

    اون خدا با صحبت هاش احساس آرامش میده و این آرامش به قلب انسان ثابت میکنه که حقیقته…

    حقیقت از احساس آرامش میاد…

    هرچیزی که احساس آرامش میده یعنی حقیقته…متر و معیار تشخیصش هم کاملا واضح و مشخصه… هرچیزی که آرامش میده بهت اون صحبت و حرف خداست، خدا نظرش اونه

    اصلا به منبع بیرونی و نظر مردم نیاز نداریم واسه اینکه باور کنیم ارزشمندیم… خدا داره به ما میگه تو کافی و ارزشمند و خوشگل هستی، تو همینجوری به همه چی میتونی برسی واقعا…

    امیرحسین جان، اقا امیرحسین، یادت باشه که این مردمی که ازشون حساب میبری و نظرشون باعث میشه احساست خوب و بد بشه، یادت باشه این مردم گمراهن! یادت باشه قانون جهان اینه که اکثریت همواره در گمراهی هستن…

    یادت باشه که نباید به حرف اینا کار داشته باشی وگرنه اگه حرف قلبت که خدا باهات صحبت میکنه رو ول کنی و به حرف جامعه و مردم توجه کنی میشی از گمراهان و خدا دیگه هیچ یاری ای نمیرسونه بهت…

    این جامعه شامل پدر و مادر و خانواده و دوستان هم میشه….

    حضرت ابراهیم پدرش انسانی کافر بود، ولی حضرت ابراهیم حرف رب خودش رو باور کرد نه حرف پدرش رو، و با احترام ردش کرد…

    این اکثریت گمراه شامل هرکس میتونه باشه… و یادم باشه که اگه مثل اکثریت فکر میکنی خودتم ازونایی!

    وقتی میتونی بگی که گمراه نیستی که به صلح درونی با خودت برسی… به آرامش و عشق عمیق و پایدار قلبی برسی…

    تا وقتی که منتظری بقیه ازت تعریف و تمجید کنن و تاییدت کنن تا احساست خوب بشه تو هنوز گمراهی…

    تا وقتی که مردم میتونن با صحبت هاشون احساست رو بد کنن و تاثیر بزارن روی روندت، تو گمراهی…

    هرچند که هیچوقت نباید به این ببالیم و مغرور بشیم که من هدایت یافته هستم!

    چون همون خدا میگه که اینجوری مطمئن نباش به خودت و متواضع باش در برابر من… کار رو هیچوقت تموم ندون… چه در جنبه ی منفیش چه در جنبه ی مثبت کار رو تموم شده ندون…

    چون ذات این جهان دائم در حال تغییره…

    انسان مغرور فکر میکنه که همیشه میتونه همینجوری ادامه بده

    انسان ناامید هم فکر میکنه همیشه اوضاع بد میمونه…

    در واقع ذات و سیستم جهان در حال تغییره بخاطر همین خدا میگه غرور یا ناامیدی رو بزار کنار…

    وگرنه بحث ناراحت شدن خدا نیست، این احساس و این فرکانس بر خلاف مشیت جهانه…

    جهانی که هرلحظه میتونه تغییر کنه، اونوقت چه غروری؟ و چه ناامیدی ای؟

    در نتیجه تو زیبایی امیرحسین

    تو کافی کافی هستی

    تو بسیار توانایی

    تو بسیار ارزشمندی

    تو بسیار لایقی

    تو لایق تمام نعمت ها هستی

    تو لایق آسون ترین و لذتبخش ترین زندگی هستی

    تو لایق این هستی که به راحتی به خواسته هات برسی

    تو لایق این هستی که خدا برات همه کار هارو انجام بده

    تو لایق بهترین چیزا هستی چون جزیی از خدایی و خدا خلقت کرده

    تو لایق بهترین نعمات ها هستی چون به این دنیا اومدی

    و تمام این باورها درسته و واقعیته، چون خدا داره میگه اینارو… خدا این صحبت هارو داره میگه… این صحبت ها ساخته ی ذهن تو نیست… این صحبت ها گفته ی رب جهانیانه… و کیست راستگوتر از الله در سخن؟

    و اون باورهای محدود کننده گفته ی یک عده گمراه و ناسپاس و اهل دوزخ!

    اون باورهای محدود کننده گفته ی افراد جاهل و نااگاه و گمراه شده از راه راسته!

    دقیقا همینطوره… دقیقا همینطوره

    و این افراد همیشه هستن، زمان ابراهیم بودن، زمان محمد بودن، و در این زمان هم هستن… این افراد همیشه هستن…

    اما تو نباید باور کنی اونارو و نباید تاثیر بگیری ازشون… تو باید ایمان داشته باشی به ندای قلبت… تو باید مردم و نظر مردم و عقیده ی مردم رو بزاری کنار…

    حتی در مورد حضرت محمد، کفار گاهی اوقات از در سازش و تعریف و تمجید میخواستن وارد بشن و روی محمد تاثیر بزارن!

    سوره ی منافقون

    إِذَا جَاءَکَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّکَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ إِنَّکَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ یَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِینَ لَکَاذِبُونَ ﴿1﴾

    چون منافقان نزد تو آیند، می گویند: گواهی می دهیم که تو بی تردید فرستاده خدایی. و خدا می داند که تو بی تردید فرستاده اویی، و خدا گواهی می دهد که یقیناً منافقان دروغگویند. (1)

    اتَّخَذُوا أَیْمَانَهُمْ جُنَّهً فَصَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ ﴿2﴾

    سوگندهایشان را [برای شناخته نشدن نفاقشان] سپر گرفته در نتیجه [مردم را] از راه خدا بازداشته اند. چه بد است آنچه را اینان همواره انجام می دهند! (2)

    یعنی تعریف و تمجید ازت شد هم نباید شل بشی… نباید وا بدی… نباید تاثیر بگیری… هر نوع تاثیری گیری از هر نوع عامل بیرونی مسیر نادرسته…

    یعنی مسیر درست اینه که هرنوع تاثیرپذیری از عوامل بیرونی رو کنی صفر… باید در این مسیر حرکت کنی…

    خدا میگه که اینا هرجوری باشن دروغ میگن و در مسیر اشتباهن، حتی اگه سوگند یاد کردن در موردت و حتی اگه قسم خوردن که تو بر حق هستی و ازت تعریف و تمجید شد تو نباید تاثیر بگیری ازشون…

    تاثیر گرفتن از غیر همانا و کم شدن هدایت همانا

    امیرحسین وقتی خدا داره همیشه بهت میگه که تو کافی هستی، تو زیبایی، تو ارزشمندی، تو به هرچیزی بخوای میرسی، صراط مستقیم اینه، راه درست اینه، وقتی خدا اینارو میگه دیگه چه نیازی هست که از بقیه بشنوی و تاثیر بگیری؟

    الیس الله بکاف عبده؟ آیا خدای برای بنده اش در تمااااااااام زمینه ها کافی نیست؟

    وقتی چیزی کافی هست چرا رفتن سراغ غیر؟

    نزار شک و تردید تو دلت رخنه کنه نسبت به این صحبت ها… شک و تردید از لوازم شیطانه، گوش کردن به مردم شک و تردید میاره…

    سوره بقره

    الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ فَلَا تَکُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِینَ ﴿147﴾

    حق از سوی پروردگار توست؛ بنابراین از تردید کنندگان مباش. (147)

    حق و حقیقت و واقعیت از سمت خداست و خدا درون توئه و با احساس ارامش بهت میگه حق چیه… حق اینه که تو ارزشمندی، حق اینه که تو کافی هستی، حق اینه که خدا برای تو کافی هست، حق اینه که خدا عاشقته و بخشیده تورو، حق اینه که تو ارزشمندی، حق اینه که تو توانایی های ارزشمنده، حق اینه که تو بدون نیاز به هیچگونه عامل بیرونی و فارغ از قیافه و سن و نژاد و خانواده و وضع مالی ارزشمندی…

    خدایاشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
    • -
      فاطمه بهرامیان گفته:
      مدت عضویت: 1005 روز

      سلام به آقای ادیبی

      تحسینتون می کنم برای این کامنت زیبا .

      چقدر خوب اشاره کردید به پاشنه اشیلتون که پاشنه آشیل من هم هست.

      بله حرف مردم

      دلیل نرسیدن به خیلی از خواسته هامون ومتوقف شدن همین حرف مردم هست.

      من با کار کردن روی خودم فکر می کنم تونستم این ترمز رو از بین ببرم وبه گفته استاد ادا در می یارم اینو وقتی می فهمم که خواسته ای دارم وبرام خیلی با ارزشه وسعی می کنم تمرکز کنم فرکانسش رو بفرستم اما می بینم نجواهای ذهن رهام نمی کنه مردم چی می گن فامیلها چی می گن فلانی چی می گه.

      وهمین ها می شه ترمز که هر چی پام رو روی گاز می زارم جلو نمی رم.

      بعضی مواقع که می تونم بر نجواها پیروز بشم وتوجه نمی کنم به حرف مردم حس خیلی خوبی دارم.

      بله ما لایق افریده شدیم لایق داشتن همه نعمتها وشادیهای دنیا ما به این دنیا اومدیم تا خوب زندگی کنیم و طبق آیه قران که شما اشاره کردید نباید پیرو جمع باشیم باید متفاوت اما با ایمان با حس لیاقت زندگی کنیم.

      متشکرم برای این کامنت پر از آگاهی وبراتون آرزوی زندگی همراه با شادی وخوشبختی وثروت وایمان دارم.

      موفق باشید.

      در پناه خدا.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        اميرحسین گفته:
        مدت عضویت: 3150 روز

        سلام به شما فاطمه خانم بهرامیان

        متشکرم که برام جواب فرستادید، دیدن این نقطه ی آبی کنار اسم توی سایت حس خوبی داره

        دقیقا همینطوره، حرف مردم پاشنه آشیل خیلیامون هست

        تاثیرپذیری ما از حرف مردم بسیار زیاده…

        چه در حالت مثبتش چه در حالت منفیش؛

        یعنی حتی ما تاثیرپذیریمون از حرف خدا به مراتب کمتر از تاثیرپذیریمون از حرف بقیه ست

        انقدر مردم رو در ذهنمون مهم و بزرگ و دارای اثر دیدم، انقدر مردم رو بزرگ کردیم و انقدر خدارو کوچیک کردیم توی ذهنمون که این شده وضعیتمون که مردم و نظرشون رو در هرچیزی لحاظ میکنیم؛

        این شده که از مردم میترسیم، این شده که بشدت نگرانیم که نکنه مارو تایید نکنن

        و این خیلی از ترمز های ذهنی مارو تشکیل میده واقعا

        بازم ممنونم از شما

        انشاالله که خدا به ما کمک کنه و مارو به راه راست، راه کسانی که به آنها نعمت داده هدایت کنه، نه راه کسانی که بر آن ها غضب کرده و نه گمراهان.

        انشاالله خدا به ما این درک و یقین رو بده و برامون مهیا کنه که به صورت 100% باور کنیم و یقین داشته باشیم که تمام زندگیمون توسط خودمون خلق میشه و هیچ چیزی و هیچ کسی و هیچ موردی به اندازه ی سر سوزنی تاثیری توی زندگی ما نداره…

        انشاالله خدا به ما آرامش و اطمینان خاطر بده، به ما عشق درونی بده، به ما تایید درونی بده که نیازمند تایید و توجه بقیه نباشیم

        انشاالله انقدر توحیدی بشه باورهامون که از کسی حساب نبریم، از هیچ تهدید و ارعابی حساب نبریم و نترسیم و به قول قرآن فقط از خدا خوف و خشیت داشته باشیم

        انشاالله در این اول سال و عید، خدا بهمون همون آرامش که تو قرآن ازش به عنوان “سکینه” یاد میکنه بده و قلب هامون رو مملو ازش کنه…

        انشاالله به جایی برسیم که در هر لحظه تسلیم و متوکل باشیم…

        انشاالله انقدر باورهامون توحیدی بشه و انقدر از شرک پاک بشیم که هم در این دنیا خوب زندگی کنیم و هم در اون دنیا

        خدایا من به هرخیری که از تو بمن برسه فقیرم و محتاجم و نیازمندم

        خدایا من بدون تو هیچی نیستم

        خدایا من همیشه و هر لحظه محتاج توام

        خدایا من به تو خییلی محتاجم و نیاز دارم

        خدایا منو از تمام بندگانت و مخلوقاتت و هرچیزی کفایت کن

        خدایا قلب منو برای باور کردنت خاضع کن

        خدایا من رو در برابر خودت کوچیک و در برابر مردمان بزرگ کن

        خدایا چیزی که تحملش رو نداریم بر ما تحمیل نکن

        خدایا بارهای سنگین که پشت مارو شکسته از رو دوش ما بردار

        خدایا مارو در این دنیا و اون دنیا عاقبت به خیر کن

        خدایا منو کفایت کن در هر موردی و هر موضوعی…

        خدایاشکرت

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      ریحانه دهقانیان گفته:
      مدت عضویت: 1984 روز

      سلام ممنون بابت این کامنت خیلی زیبا و قشنگ که اینقد نکات خوبی رو ذکر کردی، که باعث میشه آدم ب فکر فرو بره و چ پاشنه های اشیلی رو گفتی

      من قبلا فکر میکردم ب حرف مردم و نظر دیگران اهمیتی نمیدم ولی وقتی کامنت شمارو خوندم متوجه این حرف مردم شدم که چرا کم و بیش اهمیت میدم.

      من در کل از اول اهل آرایش و مد جامعه نبودم و کاری به استاندارد زیبایی نداشتم هرچیو دوست داشتم استفاده می‌کردم و چیزی رو دوست نداشتم استفاده نمیکردم. و فکر هم میکردم که من اعتماد به نفس دارم و نظر دیگران برام مهم نیست ولی ن تازه فهمیدم که چرا مهمه حرف مردم،مهمه که وقتی ازم تعریف و تمجید میشه حالم خوبه احساس خوبی دارم و وقتی ازم انتقاد میشه بهم می ریزم

      این یعنی حرف مردم برام مهمه

      و اینکه این نکته زیبارو بیان کردین که باید قدم اول خودشناسی این باشه باید با خودمون رو راست باشیم و بپذیریم که ما نقص داریم و از خودمون مطمئن نباشیم از تنها چیزی که خیلی مطمئن هستم و بی عیب و نقصه فقط فقط خداست و بس

      خیلی خیلی کامنتتون منو ب فکر فرو برد ممنونم بابت این کامنت خیلی زیبا و تاثیرگذار.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    ...... گفته:
    مدت عضویت: 2410 روز

    به نام خدا

    سلام

    خدایا شکرت

    همیشه به دعوایی یه بحثی در وجود من هست که خب صحبت های استاد را شنیدی حالا که چی ؟ حال تو که ماری نمی کنی ؟ تو که حرکتی نمی کنی؟

    و همین باعث میشد برم جلو حرکت بکنم ولی از هم سقوط کنم و در جا بزنم

    الان خداوند بهم گفت که اگر می خواهی قانون را دنبال کنی باید همین باشه دیگه افراد دیگه را بزاری کنار

    اگر می خواهی ثروتمند شوی پای صحبت هر کسی نشین

    اگر می خواهی روابطی خوب و عالی داشته باشی به فراوانی انسان ها به فراوانی آدمها فکر کن و باور کن

    حالا چه آدمهایی ؟ آنهایی که قانون را می دونند بهش عمل می کنند

    همین ها را دنبال کن

    بعد زیاد هم به خودت سختگیری نکن

    اگر یه بار افکار منفی اومد سریع آگاه باش به هوش باش

    بگو اشکال ندارد

    من انسان هستم

    باز هم باید روی خودم کار کنم

    ولی نزار زیاد جولان بده

    سریع خاموشش کن

    سریع دورش کن

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  5. -
    مهرانگیز ایران نژاد گفته:
    مدت عضویت: 2025 روز

    به نام خدای مهربان و هدایتگر و رزّاق و وهّاب

    خدایا صدهزارمرتبه شکرت برای هدایتم به این سایت توحیدی

    سلام به شما استاد عزیزم و مریم جان زیبا و همه ی دوستان عزیز در این خانواده ی صمیمی

    استاد چی بگم از این دوره که بی نظیره،من و دخترم سه سال و نیم هست که شاگرد شما هستیم و اکثر دوره های شما رو خریدیم و روی باورهایمان کار می‌کنیم و واقعا تغییر کردیم ولی این دوره ی احساس لیاقت داره منو به یک خودشناسی عمیقی میرسونه که اصلا شفای واقعی منه،استاد هر جلسه ای که میاد رو سایت باگوش کردنش اول یه به هم ریختگی شدیدی پیدا میکنم یاد کارهایی که کردم میافتم که تماما از عدم احساس لیاقت و دوست نداشتن خودم نشات گرفته بود ولی از دفعه ی دوم و سوم به بعد خدا

    میدونه به یه آرامشی میرسم و آگاهی در جسم و روحم می شینه،ارتباط عمیقی با این دوره گرفتم

    دو روزه جلسه 9 احساس لیاقت همش تو گوشمه اصلا این جلسه پاشنه آشیلمه،استاد همین 9 جلسه از من یه مهری دیگه ای ساخته خیلی راضیم خیلی راضی و شاکر پروردگارم هستم برای شنیدن این آگاهیها

    استاد به نظرم این دوره پایه و اساس همه دوره هاست اگر ثروت میخوام اول باید احساس لیاقتم بالا بره و خودم رو لایق ثروت بدونم اگه عزت نفس بالا میخوام اول باید احساس لیاقت که درونیه بالا باشه،استاد چه باگهایی رو در وجودم پیدا میکنم که تماما از عدم احساس لیاقتم هست من چطوری میتونم از شما تشکر کنم استاد جانم

    سپاسگزارم و دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  6. -
    ...... گفته:
    مدت عضویت: 2410 روز

    چقدر پیش اومده که مشتری عالی و دست به نقد برامون آمده و پول هم داده و گفته همیشه میان اینجا تا برام شما کارکنی و بعد ما مغرور شدیم یا به خودمون گفتیم من که دیگه نمی تونم من که دیگه نخواهم توانست دیگه نمیشه … چقدر ریشه داره که می تواند خانه مان سوز باشه

    چقدر شده پول زیاد توی کیف و کارت مون بوده که همین طور پودر شده و تموم شده اصلا نمی دونیم کو کجاست چی شد پول هایی که در گذشته همین طور برای من می اومد و پودر میشد

    یک کش مو دارم مدت هاست ازش استفاده می کنم امروز از موهام درآوردم و نازش کردم گفتم این کش مو هم یه نعمت از منه خدا را شکر

    همه ی وسایل . همه ی آدمها را ارزشمند بدونیم

    خودمون هم ارزشمند بدونیم

    من باید در لحظه ی حال خودم را بزارم

    الان اکثر خانمها دنبال زیبایی هستند از یه جنبه ای نگاه کنیم خوبه ولی بعضی ها را می بینم کلا از قیافه افتاده اند چون نمی خواهند از هم دیگه کم بیارند

    فکر کن استاد در پارادیس زندگی می کنه و هر روز به خودشون بگن که چی ؟؟؟ ما که دو نفر بیشتر نیستیم و همین طور به کمبود و سرزنش فکر کنن و ازشون گرفته میشه به راحتی ولی هر روز ایشون بهبود دارند هر روز بهتر هر روز توسعه …..

    من خودم چون پاشنه آشیل دارم در مورد روابط خیلی روش کار می کنم حتی با افراد سمی هم نمی تونم دور شوم یعنی یه مدت دور می شویم از هم ولی باز دوباره به هم دیگه وصل میشویم این جای کار دارد می دونم

    إن شاله خداوند همه ی ما را به جهتی هدایت می کنه که بهترینه به جهتی که ما دوستش داریم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  7. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1494 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    یکی از بهترین دوره هایی که آماده شده و به صورت ریشه ای مسائل ما را حل می کند دوره ی ارزشمند احساس لیاقت است. البته تمام دوره های استاد ارزشمند بوده و بر روی هیچ یک نمی توان قیمتی گذاشت و آن ها را با هم مقایسه کرد. تمام دوره های ایشان فوق العاده بی نظیر و ارزشمند است و کار کردن بر روی هر یک جنبه هایی از شخصیت ما را رشد داده و درهایی از نعمت و ثروت را به روی ما گشوده می کند. واقعا از خداوند سپاسگزاریم که ما را در مدار دریافت آگاهی های ناب و خالص استاد قرار داد که کلام خداوند و وحی منزل است.

    احساس لیاقت در تمام جنبه های زندگی ما موثر است به میزانی که برای خود ارزش قائل هستیم جهان برای ما ارزش قائل است. در تمام جنبه های زندگی اگر بخواهیم پیشرفت کنیم باید خودمان را ارزشمند بدانیم فارغ از هر گونه عامل بیرونی تحصیلات، سن، مدرک تحصیلی و.. در گفتن راحت است اما در عمل به دلیل رشد کردن و بزرگ شدن در شرایط نامناسب تحقیر، سرزنش، مجازات و… احساس پوچی و بی ارزشی می کنیم. در بحث ثروت وقتی احساس خود ارزشمندی نداشته باشیم خود را لایق پیگیری آرزوهای خود نمی دانیم. زمانی که به دنیا آمده ایم مشکلی نداشتیم اما به تدریج احساس ارزشمندی خود را به عوامل بیرونی گره زده اگر شکست بخوریم اشتباهی کنیم و… احساس بی لیاقتی خواهیم کرد. این دوره واقعا دوره ی خود شناسی است و باید هر روز بر روی آن کار کنیم تا شرایط بهتر را ببینیم احساس لیاقت بی انتها است به اندازه ای که خود را لایق می دانیم جهان و افراد برای ما ارزش قائل هستند و ثروت و نعمت وارد زندگی ما خواهد شد. افرادی که در دوره احساس لیاقت کار می کنند اگر متعهد به ادامه ی مسیر باشند زیر بنایی می شود که هر چیزی را می توان بر روی آن استوار کرد. هر کاری که بخواهیم می توانیم انجام‌ دهیم. تنها موضوعی که ما را متمایز می کند ارزش برای خود قائل بودن و کمتر سرزنش کردن خود مان است به اندازه ای که برای خود ارزش قائل هستیم جهان برای ما ارزش قائل است.

    گفتگوهای منفی با خود فرکانس های منفی را ارسال خواهد کرد.

    ما در طول شبانه روز با خودمان صحبت کرده و گفتگوهایی در ذهن ما است. ما خود را سرزنش و تحقیر کرده و دیگران را بهتر و زیباتر و باهوش تر از خود می دانیم و می گوییم تو عرضه نداری و بدترین حالت ممکن را پیش بینی می کنیم. اگر از لحاظ مالی دچار مشکل شویم خود را سرزنش می کنیم.

    افراد دارای احساس ارزشمندی پایین غالب گفتگوهای ذهنی انها منفی است تمام موفقیت ها را نادیده می گیرند. همه ما یک ورژنی در مغزمان هست که با ما صحبت می کند. دو نوع گفتگو داریم که یکی از قلب که جایگاه خداوند است و همیشه وعده ی فراوانی، نعمت و فزونی می دهد. در ذهن مان صدایی هست که می گوید تو کافی نیستی، ارزشمند نیستی، زیبا نیستی،…. اما خداوند صدای الله را بالا برده و کلام شیطان را پست می کند. با احساس ارزشمندی خودمان را با دیگران مقایسه نکرده احساس نا امیدی نمی کنیم و صدای خداوند در وجودمان بلندتر می شود. اگر مسئله ای برای ما پیش بیاید خداوند به ما آرامش می دهد و نجواهای ذهنی در ذهن مان بسیار کاهش می یابد. باید تا پایان عمر بر روی این احساس کار کنیم چون به آن نیاز داریم فرکانس های غالب ما همان نجواهای ذهنی است. اگر شرایط بد پیش رفت احساس بی ارزشی نداریم اگر نمره خوبی نگیریم احساس بی ارزشی نخواهیم کرد تا زمانی که بر روی خود کار می کنیم روابط بهتری وارد زندگی ما خواهد شد. تنها افرادی می توانند در این دوره شرکت کنند که در مدارش قرار داشته باشند.

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  8. -
    مریم مهدوی فر گفته:
    مدت عضویت: 1155 روز

    درودبه استادبالیاقتم ومریم مهربانم

    وهمه دوستان عالیم

    خدیاشکرت که خودم رالبریزازاحساس لیاقت می دانم چون خدایی مرابه این دنیاآوردکه قبل ازآمدنم مرااشرف مخلوقاتش نام گذاشته بود وفرموده بودسجده کنید….وامروزباآگاهی های دریافتی که باهدایت خودش به زیبایی صورت گرفت به این نتیجه رسیدم که من لایق بهترین که نه عالی ترین هاهستم وشروع یکی ازهدایای این لیاقت خانه باغی بودکه عطاکردوبعدمعجزه پشت معجزه چون من خودم رالایق بندگی خدایی دانستم که به پاکی تمام اسم هایی که برایش نامگذاری ودرقالب قابی دراکثرخانه هاست پیداکردم چقدرمعانی والایی داردتک تک نامش وآرام آرام درمسیرزیبایی که بااستادم هم قدم شدم برای همه چیزهایی که می خواستم پیوندواقعی بستم واوشدتمام زندگی ووجودم وچقدرعزتمندانه هرروزبه پاس لیاقتم معجزه واردزندگیم می کند،خدایابی نهایت شاکروسپاسگزارم…

    درپناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت وعالی بدرخشید.

    خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    متشکرم متشکرم متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  9. -
    الهام سیاوشی فرد گفته:
    مدت عضویت: 1054 روز

    به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم

    خدااااااااااجونم سپاسسسسسگزارم

    سلام به استاد عشق

    سلام به مریم بانو

    سلام به دوستان ارزشمندم

    سلام به تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم

    خدااااااااااجونم سپاسسسسسگزارم

    استاد عزیزم بی نهایت سپاسگزارم از شما بابت آگاهی های ناب و بموقع

    خدایا سپاسسسسسگزارم که مرا همواره در بهترین زمان و بهترین مکان و بهترین موقعیت قرار دادی

    استاد عزیزم من ذره ای طلا فروختم برای تهیه دوره چون خود خدا با صدای بلند تو قلبم فریاد می‌زد که برای تو این دوره آماده شده

    خودش راهها رو برام باز کرد که من وارد این دوره بینظیر بشم

    واقعاً تشنه واقعی من بودم

    خدا خودش خدایان کرد

    بهم گفت تو قدم اول را بردار بقیش با من

    بهم گفت می‌دونم پول نداری ولی یه ذره طلا داری

    تو اونو بده به من امید داشته باش من تو رو اقیانوسی الماس و در گرانبها میدهم .

    استاد من چند بار از قبل طلامو واسه تهیه دوره های دیگه بردم طلا فروشی و قیمت هم میکردم ولی هر بار خدا اجازه فروشش رو نمی‌داد منم همون لحظه میگفتم خیری توش هست تا اینکه تو سفرنامه ها گفتین که دوره احساس لیاقت رو دارم آماده میکنم

    گفتم شاید این همونیه که خدا داره برام جورش می‌کنه پس عجله نکن و صبور باش مطمئنا خدا داره به جایی بهتر هدایتم می‌کنه

    خدایا شکرت

    همینطور که داشتم رو دوره قانون آفرینش کار میکردم و دیدم شما دوره رو گذاشتین رو سایت و همون روز گفتم خدایا همینه حالا برام راه رو باز کن تا جرات فروش طلا رو داشته باشم و این دوره ای که خودت بهم وعده دادی رو تهیه کنم .

    دوجلسه از فایل روی سایت قرار گرفت که خداوندمرا یاری کرد و دوره رو خریداری کردم و خودمو به دانشجو ها رسوندم .

    از دقیقه ای که وارد دوره شدم چنان احساس خوب درون بوجود آمد که گفتم خدایا فقط تو میدانی که تا آخر دوره چه معجزاتی وارد زندگیم میشود

    با هرجلسه چه پرهایی بزرگی از رحمت خداوند به زندگی ام باز میشود

    با کارهای روزمره که طبیعی می‌دانستیم الان چقدر ساده تر و آگاه‌تر شدیم به روند اسون زندگی

    یعنی خدا خودش مرا به این اقیانوس که وعده فزونی و حق و سلامتی و ثروت وشادی و روابط عالی معنویت خوشبختی بود هدایتم کرد

    خدایا بینهایت سپاسگزارم

    چه قدر زیبای و نعمت و فراوانی و برکت در هرآنچه که خلق کرده ومن الان بینا شدم و شنوا خدایا شکرت

    یعنی استاد بینظیییره دوره فوق العاده عالی و به موقع بود خدایا بازهم شکرت بینهایت که مرا به این سرزمین توحیدی هدایت وحمایت کردی

    وقتی من شروع به تغییر کردم جهان کرنش کرد

    همه چی عالی و بدون هیچ زحمتی از طرف من جهان همه چی را تغییر داد

    الله و اکبرررر

    هرچقدر من برای خودم ارزش قائل باشم جهان هم به همان اندازه برای من ارزش قائل است وسلاااام…

    خدایا خیییییلی دوست دارم بیشتر و بیشتر بنویسم بخدا هر لحظه و هرروز برام معجزه شده

    اصلا دوست ندارم بخوابم فقط به آگاهی های دوره گوش جان و ل بسپارم و هر لحظه خودم را به سعادت دنیا و آخرت بیشتر فرو ببرم .

    چه درهایی که اگر به این آسانی ها هدایت نمی‌شدم تا آخر عمرم اگه تلاش فیزیکی میکردم عمرا اگه باز میشد همین که روی ورودی های ذهنم کار میکنم درها بوم بوم یکی بعد از دیگری باااااز باااااز میشه

    خدااااااااااجونم سپاسسسسسگزارم

    انشاالله که به زودی زود بیام و از نتایج بزرگتر بنویسم .

    استاد اینم بگم که ما تا آخر عمر باید روی احساس لیاقت کار کنیم من الان که جلسه دهم هستیم وقتی بر میگردم و جلسات قبلی رو گوش میدم انگار خیلی بهتر از گذشته درکم بالاتر می‌ره .

    باید هر بار به جلسات قبل تر برگردیم اونوقت متوجه بالا رفتن مدارمون میشیم .

    چقدر آسان میشویم در آسانی ها

    تو خود پای در راه بنه و هیچ مپرس که خود راه بگویدت که چون باید کرد

    خدااااااااااجونم سپاسسسسسگزارم

    . اینقدر ذوق و شوق این دوره و آگاهی های ناب رو دارم که خدا میداند . وارد چه مکان بینظیری شدم .الله و اکبرررر

    در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت وسعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  10. -
    علیرضا رستاخیز گفته:
    مدت عضویت: 2039 روز

    سلام به استاد عزیز و دوستان ارزشمندم

    الهی شکرت که همواره از آگاهی های سرشارت بهرمند میشم .

    شکرت که استاد فوق العاده ای مثل استاد عباسمنش و دوستان ارزشمند رو سره راهم قراردادی که با خوندن کامنتشون کلی ایده میگیرم و کلی احساسم خوب میشه .

    الهی شکرت که میتونم تو این سایت کامنت بنویسم و نظرمو بیان کنم

    الهی شکرت که عزت نفس نوشتن رو دارم و‌میتونم از خودم و نتایجم بنویسم .

    احساس لیاقت یکی از بزرگترین پاشنه آشیل های منه چرا که در تمام زندگیم من بشدت تلاش کردم اما نتایجی که خواستم رو در زمینه های مختلف زندگیم ، مالی ، روابط ، سلامتی و حتی احساس خوب ( معنویت ) بدست نیاوردم .

    خب هرکسی در کودکی خودش تحت تاثیر رفتار ها و عقاید بی منطق اطرافیانش قرارگرفته و ذهنش برنامه ریزی شده برای ضعف و شکست اما با وجود اینکه این‌همه سال تلاش کردم ذهنم رو بشناسم هنوز نتونستمم بفهمم که این احساس عدم لیاقت از کجا نشئت گرفته و راه درمانش چیه .

    تو بحث رابطه عاطفی این احساس عدم لیاقت خیلی زیاد خودشو نشون میده ، تو روابط اجتماعی هم هست ولی نسبت به رابطه عاطفی خیلی کمتره .

    فکر میکردم یه مشکلی دارم از لحاظ رفتاری که نمیتونم رابطه عاطفی که دوست دارم تجربه کنم ، خیلی ام تلاش کردم ، هر کاری به ذهنتون خطور کنه انجام دادم از خوندن کتاب درموردش تا شرکت در دوره های استاد و انجام تمریناتش ، نوشتن کامنت ، پیشنهاد دادن ، تیپ زدن ، خوش برخوردی ، تعریف کردن ،توجه کردن ،وووووووووووووو‌

    شجاعت های عجیب و غریبی تو این بحث انجام دادم و چند باری هم تو این داستان آبرو ریزی شد و اتفاقای ناخوشاید اما نشد .

    چرااا ؟

    تو زمینه ثروت اکر بخوام بگم تنها چیزی که دارم همین لباسای تنمه یعنی عملا تو این چند سالی که تلاش کردم از دوره ثروت استفاده کردم ، نوشتم ، تحسین کردم ،شکر گذاری کردم ، صبح و شبمو به‌هم‌دو ختم ، آموزش پذیر بود ، صبح زود بیدار شو. ورزش کن ، کتاب بخون ، کامنت بخون ،

    نتیجه ؟؟؟؟ صفر کلوین

    تو بحث سلامتی که بهتره نگم

    چه چیزی در وجود من انقدر ریشه داره که من با وجود تمام تلاش هایی که برای تغییر شخصیت و در کل زندگیم انجام‌داادم هنوز خواسته ای که دلم میخواد و چیزه زیادی هم نیست از دنیا بدست نیوردم .

    خیلی زیااااد احساس کمبود میکنم در درونم خیلی زیاد احساس عدم لیاقت دارم نسبت به تجربه هام .

    قشنگ حس میکنم وقتی تو ماشین لاکچری یه نفر میشینم انگار یه چیزی داره منو سوزن‌میزنه ، احساس لیاقت ندارم .

    وقتی یه نفر تو حوزه کاریم یه‌موفقیت میرسه و پول خوبی در میاره حتی اگر اون آدم از من دیر تر اومده باشه ناخودآگاه میبینم که دارم رفتار اون آدم رو کپی میکنم .

    به شدت حساسم روی رفتار بقیه ، روی نارضایتی بقیه ، بشدتت ، البته خیلی زیاد رو‌خودم کار کردم و خیلی هم بهتر شدم .

    من راستش خیلی عجولم ، بشدت آدم عجولی هست ، قدمی که امروز بر میدارم فرداش منتظره نتیجه ام .

    مثلا در حوزه کاریم میشینم کلی دفتر و اینا مربوط به کارم پر میکنم ، کلی هم کارشناسی بازدید حالا مثلا تو چهار روز بعد فرداش انتظار قرار داد دارم اگر قراداد نیاد خیلی سریع دلسرد میشم اما بعد از چند روز دوباره قوی تر تلاش میکنم ، تلاش های ناپیوسته دارم و ادامه دار نیست ، ثابت نیست ، تا میخواد تبدیل به عادت بشه سریع قطعش میکنم چند روز اما دوباره ادامه میدم .

    در بحث تایید طلبی انقدر این بیماری ذهنی زنجیر های سنگینی به وجودم بسته که اصلا به من اجازه حرکت نمیده خستم میکنه ، به عنوان مثال من برای موفقیتی تلاش میکنم اما به محض اینکه از دیگران تایید بگیرم انگیزمو از دست میدم به این معنا که انگار من از اول برای گرفتن تایید دیگران این مسیر رو آغاز کردم دیگه کلا اون هدف و خواسته تو ذهنم گم‌میشه ، کم رنگ میشه ، انگیزه از بین میره .

    یه زمان هایی یادم میره که من اصلا براچی به این‌دنیا اومدم برای رضایت دیگران یا برای تجربه خودم .

    گاهی هم احساس میکنم دست و پا میزنم که یه کاری انجام داده باشم ، زمانم بیهوده نره وگرنه هیج دیدگاه بزرگی پشتش نیست .

    تو بحث رابطه عاطفی من نتیجه گرفتم ، یه خانم فوق العاده وارد زندگیم شده که از همه لحاظ شبیه به دختره رویاهامه یعنی انگار از لا به لای دفتر خواسته هام بیرون اومده اما هنوز هم حس میکنم من اون احساس لیاقتی که باید رو‌نسبت به این خانم ندارم .

    حس میکنم همیشه باید یه چیزی بیشتر باشم درصورتی که با هر دختری که رابطه برقرار کردم به خدا قسم میگن کسی حریف زبون تو‌نمیشه ، تو این‌حرفارو از کجا میاری ، برخوردت با یه خانم خیلی محترمانست ، مثل یه مرد جنتلمن رفتار میکنی ، خیلی پسر جذابی هستی و …

    اما من یه خلا عجیبی رو‌ در وجودم حس میکنم یه چیزی مثله حس ناکافی بودن.

    نتایج میان تو زندگیم اما اونارو نتایج بزرگی نمیبینم ، من صدای زیبایی دارم و قشنگ آواز‌میخونم .

    اما هیچوقت ازش پول نساختم تا حالا درصورتی که به جرئت میتونم بگم من از نصف خواننده هایی که الان دارن میخونن و کلی هم طرفدار دارن بهترم بحث مقایسه نیستا بحث اینکه واقعا شایسته ام برای خوانندگی ، اینم رفتم تست دادم نظره خودم‌نیست تنها ، تو جمع خوندم و کاملا دیگران جذب صدام شدن اما امان از احساس عدم لیاقتی که تو وجودم هست .

    صحبت های این جلسه استاد خیلی منو تو فکر فرو برد ، به قول استاد هیچ رنجی وجود نداره ، ما قرار نیست که با رنج و سختی به خواسته هامون برسم ، اگر رنجی هست فقط در ذهنه ماست .

    یکی از دلایل واضحی که خیلی راحت تو همین کامنت میشه بهش پی برد حس قربانی شدنه که باز باعث احساس عدم لیاقتم شده .

    من واقعا نیاز به این دوره ، من باید درک کنم دلیل این رفتار هامو ، من باید پاسخ بدم به این چراها …

    ممنونم استاد از این آگاهی های بی نظیر ، من صبر میکنم و به موقش اون من با لیاقت رو از درونم بیرون میکشم .

    دوست دارم علیرضا ، دوست دارم استاد️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای: