روی خودت سرمایه‌گذاری کن - صفحه 14 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

556 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2052 روز

    بنام رب جمیل خالق زیبایی ها تنها قدرت کیهان

    سلااام ودورود و رحمت ب قلب پاک استاد عزیزم، مریم جان

    و تک تک دوستان گلم

    و سلاام ب خود ارزشمندم

    ردپای51

    دیشب ی موقعیتی پیش اومد ک من بایستی ی تصمیم بگیرم وانجام بدم

    ک اگه انجام نمیدادم کلی حسم بد میشد

    و میفتاد واسه فردا

    چون یکبار تکرار شده بود ک انداختم عقب کلی حسم بدشد ک ب موقع تصمیم نگرفتم

    خلاصه اون یادم بود ک سریع پاشدم و انجام دیدم ،چقدرر حالم بهتر شد ازاینکه سریع انجامش دادم

    و فهمیدم تنها کسی ک میتونه جلوی منو بگیره خودم هستم ذهنمه باورمه

    هیچ دشمنی بیرون از من نیست

    و تنها کسی ک میتونه بهم کمک کنه خودم هستم

    چون هیچ دوستی بیرون از من نیست

    الهی صدهزار بارشکرت ک تونستم ی قدم بردارم برای رشدم

    واینکه تصمیم گرفتم برای تولدم

    قدم 1،دوره 12قدم و ب خودم هدیه بدن

    تولدم 2آبان1402

    و امروز 8مهر1402

    امروز ی ایده بهم الهام شد برای جور شدن پولش

    برای اینکه مطمئن بشم هدایت الله هست

    نشانه ی امروزم و زدم گفتم اگه قدمی ک میخوام بردارم درست باشه

    تو نشانه ی امروزم از دوره12قدم اسم برده میشه!!

    قسمت31 گفت وگوی استاد عباس منش بادوستان اومد

    ک استاد داشت با ابراهیم عزیز صحبت میکرد

    تقریبا آخرای فایل استاد اشاره کرد ب چکاب فرکانسی 12قدم

    و این نکته رو گفت ک تو جلسه های 21روزه اوایل کارشونم ی چکاب فرکانسی اول دوره گرفته میشده

    و خیییلی ذوق کردم بابت تایید این هدایت الله

    الهی صدهزار بارشکرت

    من درخواستم و دادم بقیه ش باخداست

    و تسلیم هستم هرچی ک پیش بیاد خیره ان شاالله

    اولین کاری ک کردم بعد از دیدن نشانه ی امروزم اومدم فضای گوشیمو برای فایل های قدم 1خالی کردم

    خییلی حس خوبی دارم و احساس میکنم ک ی تحول عظیم تو زندگیم قراره اتفاق

    بیفته

    بار من روزمین نمی مونه.

    خدا هیچ وقت دست منو رها نمیکنه

    من امید دارم ب هدایت وفضل خدای مهربانم

    الهی صدهزار بارشکرت

    سپاسگزارم استاد قشنگم

    ان شاالله ب زودی کامنت های بعدی من و تو بخش قدم 1 میخونید

    فی امان الله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    مینا تقی زاده گفته:
    مدت عضویت: 1459 روز

    ب نام خداوند مهربان و هدایتگر

    سلام ب دوستانم

    این فایل واقعا مثل ی سیلی ب جا بود برام نیاز داشتم تو ی زمینه ای قشنگ این حرفا رو بشنوم

    تکلیفم رو با خودم مشخص کنم دقیقا منم منتظر اوکی شدن ی شرایطی بودم الان تو شرایط قرار گرفتم اون پا این پا میکنم خوب اخه ادم عاقل خواستی خدا جور کرد خوب دیگه حالا نوبت منه حرکت کنم میوفتم تو دام نجواها و یا دقیقا استاد گفتن خودمون رو وخواسته هامون رو واضح نشناختیم ارزشامون رو نمیدونیم بخاطر همین موقع تلاش و ادمه دادن زورمون میاد فشار بهمون میاد از خودمون مایه بذاریم همه چیز رو درسته می خوایم از خداوند واقعا سپاسگزارم ک اینقد قشنگ با این فایل زیبای استاد منو روشن کرد استاد جانم جز سپاسگزاری هر روزمی پای ثابت عاشقتم خیلی ماهی خداروشکر میکنم ک ب من لیاقت و شایستگی اشنایی با شما رو داد شکرت خدایا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    محمدرضا رضایی گفته:
    مدت عضویت: 1767 روز

    بنام خدا

    سلام ،

    روز 51 سفر .

    خداروشکر میکنم از این همزمانی این فایل و این روز با این اوضاعی که الان دارم که انگار استاد فقط واسه من این صحبتها رو داره میکنه ، انگار من باهاش امروز تماس گرفتم و ازش مشورت خواستم اونم داره بامن حرف میزنه ، دقیقا همین شکلی بود نیاز ذهنم به این فایل .

    جالبه که دقیقا امروز در سفرنامه این فایل رو گوش دادم ،

    باید قاطع تصمیم گرفت قطعا درسته ، من جدیدا این شکلی تر شدم ، قبلا با ترس تصمیم میگرفتم و صرف نظر میکردم ، الان ولی خیلی شجاع تر و رهاتر شدم و خیلی راحت میرم تو دل کار ، با ترس بودم اولاش ولی الان کمتر شده ، تا ذهنم میخواد تحلیلی بشه فورا اقدام رو انجام میدم تا منصرف نشم . اعتماد به نفسم خیلی بیشتر شده ‌.

    در یک موضوعی ولی یکم مردد بودم که این فایل قوی ام کرد .

    از خدا سپاسگزارم برای قوانین جهان برای هدایتی ک به من داد برای این سایت و برای استاد عزیزم .

    خداروشکر میکنم که چرخ زندگیم داره روغنکاری میشه روز به روز بیشتر و بیشتر و همه چیز داره یواش یواش بهتر میشه، الهی صد میلیارد مرتبه شکرت برای این راه زیبا .

    خدایا ازت متشکرم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    محمد مهوری گفته:
    مدت عضویت: 2053 روز

    سلام و صد سلام.

    امیدوارم که موفق و سربلند باشید.

    امروز تاریخ یکم مهر چهارصد و سه هستش.

    ساعت یک شب.

    حقیقت اینه که امروز و چند روز گذشته تصمیم گرفته بودم که یه مبلغی که داشتم رو طلا بخرم.

    چند روز نشد تا اینکه امروز پولمو جابجا کردم و قرار گذاشتم که فردا برم برا خرید.

    این فایل نشانه امروز من بود.

    من تصمیم‌های زیادی توی زندگیم گرفتم.

    اشتباه و درست همه چی داشته.

    وقتی به این فایل استاد رسیدم ناگهان به خودم گفتم خوشحال و سپاسگزار باش که حداقل از اون دسته آدمهای بی هدف نیستی .

    هدف گذاشتم که تا عید یک میلیارد توی حساب شخصیم داشته باشم.

    توکل دارم که بتونم انجامش بدم.

    خداروشکر از اون دسته آدمهای توهمی هم نیستم.

    تکاملم رو تا حد خوبی طی کردم.

    تا اونجایی که از اوایل سال نودوهشت که ورشکست شدم و کسب و کارم از هم پاشید تا الان که دارم اینجا کامنت می‌ذارم تصمیم‌های کوچیک و بزرگ زیاد گرفتم.

    همیشه با آموزشهای استاد سعی کردم باشم.

    تا اونجایی که تونستم به استاد و آموزشهاش مقید بودم.

    خداروشکر خوب بوده و ناراضی نیستم و امید به این دارم که هرروز بتونم بهتر و بهتر خودم رو ارائه بدم.

    پروردگار را سپاس که من رو هدایت و کمک کرد.

    توی بحث آموزشهای استاد، اون زمان که تازه اوضام بهم ریخته بود فقط تمرکزم رو گذاشتم که محصول بخرم و استفاده کنم.

    محصول عزت نفس، آفرینش، دوازده قدم رو به ترتیب استارت زدم .

    نتونستم تموم عزت نفس رو ازش استفاده کنم یعنی منظورمو اینجوری بگم که برام سنگین بود.

    هنوز که هنوزه دارم روی عزت نفس کار میکنم.

    مهمه و جدیه.

    اینها و پیشرفتها و کمک گرفتن از خداوند همش از لطف خود خدای مهربان ‌و آموزشهای استاد نشأت گرفته.

    خیلی خوب و بد و سختی و لذت و پایین و بالا کشیدم.

    تا حدی که حالا به اینجا رسیدم که فقط آرامش می‌خوام و امشب از اون شب‌هایی بود که توی زندگیم آرامش گونه ترین حالت ممکن رو تجربه میکنم.

    و خداوند رو سپاسگزارم

    و از استاد عزیز و مریم شایسته و تمام دوستان ممنونم که این سایت هست که ما بتونیم کنار هم رسد کنیم و به گسترش جهان کمک کنیم.

    الهی شکرت

    به امید دیدار شما دوستان عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    حدیث سادات حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1162 روز

    به نام خدای تصمیم های بزرگ

    ردپای من از روز پنجاه و یکم سفرنامه

    استاد عجب تلنگری بود! یعنی هرکس که به این فایل گوش داده، قطعا به یکی از شک هاش فکر کرده. دوستی که داری این کامنت رو میخونی؛ همون چیزی که با گوش دادن به این فایل سعی می‌کنی انکارش کنی، همون پاشنه آشیلته؛ جدیش بگیر.

    استاد چقدر مهمه شناخت خودمون. آدم وقتی خودش رو میشناسه، دیگه به خاطر هیچ چیز خودش رو سرزنش نمیکنه. چون میدونه این شخصیت منه و من نمیتونم انکارش کنم؛ و همینه که باعث میشه آدم خودش رو بپذیره. من همیشه میگم « هر انسانی نوعی از زندگی‌ست » یعنی هیچ درست و غلطی وجود نداره. این طرز تفکر ماست که به شرایط و اتفاقات معنا میده.

    من با شنیدن این فایل یاد تئاتر افتادم. اصلا نمیدونم واقعا دوستش دارم!؟ یا به خاطر اینکه نمیخوام از اون گروه بیام بیرون اونجا موندم!؟ اینو میدونم که شخصیت آرومی دارم؛ اصلا روحیه‌ی جستجوگر ندارم که بخوام شخصیت های مختلف رو کشف کنم. میدونم که وقتی به ادبیات فکر می‌کنم، یا می‌نویسم، یا کتاب میخونم، انقدر با خودم در صلحم که دارم همه‌ی کِیف های جهان رو یه جا میبرم؛ اما درمورد تئاتر، نمیدونم. نمیدونم اصلا دلم میخواد نقشی رو بازی کنم یا نه. میدونم که وقتی به آینده‌م فکر می‌کنم، همش خودم رو یک نویسنده تصور می‌کنم. الان هم دقیقا همینم. زیاد مینویسم. و به خواسته‌م بها میدم. اما نمیدونم آیا در کنار ادبیات، تئاتر رو هم دوست دارم یا نه. تو دلش هم رفتم. رفتم بازی کردم رو صحنه رفتم ولی هنوز که هنوزه بعد از چند سال نمیدونم که اون جمع رو دوست دارم یا خود تئاتر رو. به خاطر اون جمعه که تئاتر رو دوست دارم یا به خاطر تئاتره که اون جمع رو.

    ولی من میخوام خودم رو بشناسم. میخوام به این فکر کنم که اگه هیچ ترس و شکی درونم وجود نداشت کدوم مسیر رو انتخاب می‌کردم. اگه خودم رو رهای رها میپنداشتم، چه تصمیمی میگرفتم. من خودم رو می‌شناسم؛ تکاملی، آروم آروم..

    خدایا شکرت؛ ممنونم که هستی خدای خوبم. ممنونم که هدایتم می‌کنی. ممنونم ممنونم. دوست دارم بی نهایت..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    Moonlight گفته:
    مدت عضویت: 505 روز

    روز دوم تعهد

    استاد ازونجایی که تعهد دادم هرروز یک فایل گوش بدم و کامنت بذارم

    دوباره یه کامنت دیگه اینجا میذارم

    فایل جدید هم گوش کردم ولی حس میکنم هنوز روی این گیر کردم

    هنوز توی این مسئله مشکل دارم

    حتی همین الانم ذهنم می‌خواد منو برگردونه به هیچ کاری نکردن همش میگه خب چندماه پشت سر هم میخوای کامنت بنویسی هیچکس نمیخونه خیلی طولانی میشه اون همهههههه کامنت میخوای بذاری جدا؟ خز میشی دیگه هیچکس کامنت هاتو نمیخونه میگن این زیر همه پست ها یچیزی مینویسه:)

    انگار مثلا کم کامنت گذاشتن مده:))))

    ولی خب تعهد دادم دیگه نمیتونم ننویسم، نمیتونم له حرف ذهنم گوش کنم، ذهن عزیزم حداقل بذار یک ماه تعهدم رو انجام بدم داداش بعذ غر بزن:)))))

    اره خلاصه من خیلی توی تصمیم گیری مشکل دارم

    همیشه ینفر راحت میتونه منو پشیمون کنه

    مثلا توی کلاس موسیقی تصمیم گرفتم بیس بزنم(یه سازی شبیه الکتریک گیتار)ولی باز الان که یاد گرفتمش دلم می‌خواد بخونم

    درحالی که اول ووکال بودم بعذ تغییر ش دادم به بیس

    الان دلم می‌خواد هم بیس بزنم هم ووکال باشم:)))

    یعنی تصمیم گیری صفر

    اونقدر درباره این موضوع اورثینک کردم که به اجرا مون فکر میکنم از استرس قلبم میاد تو دهنم

    که تو هنوز انتخاب نکردی میخوای بخونی یا نه

    بیس رو که می‌زنی درست می‌زنی اوکی

    ولی حس میکنم بیس خیلی کمه

    خیلی واسم آسون عه

    حس میکنم از همه توانایی هام استفاده نمیکنم و دلم می‌خواد یه کار بیشتری هم بکنم، نه بخاطر اینکه حس کنم کم کاری میکنم

    اتفاقا کم کاری نمیکنم گروه موسیقی مون واقعا بهم نیاز داره من بهترین بیسیست شونم

    گیتاریست خوب هم داریم لازم ندارن به من

    ولی بیسیست لازم داریم و نقش خودمو درست انجام میدم

    ولی حس میکنم میتونم ووکال(خوانندگی) رو هم انجام بدم و الان احساس میکنم توانایی هامو نادیده میگیرم اگه نرم ووکال… ازون طرف میترسم بچه های مدرسه از صدام خوششون نیاد:)))))

    به هرکدوم از دوستام میگم خیلی راحت میگن خب برو بخون ولی برای من اصلا راحت نیست چون با اینکه میدونم صدام خوبه میتونم بخونم ولی عمرا جلوی بچه های مدرسه این کارو بکنم خیلی میترسم ازینکه مسخره بشم:)))))

    درحالی که اینکار کار مورد علاقمه:))))

    واقعا گیر کردم سرش

    یا مثال قدیمی تر…که نتیجه داده باشه…

    مثلا خیلی وقت پیش

    میخواستم برم سر یه کاری که کار واقعی باشه چون کار اولم کار واقعی همچین حساب نمیشد(پخش روزنامه بود)من کار واقعی میخپاستم با همکار و رییس و چمیدونم کار درست حسابی

    بعد کار واقعی که میخواستم پیدا کنم مثل چی میترسیدم

    ولی نمیتونستم عقب بندازمش

    زبانم به اندازه کافی خوب نبود(مهاجرت کردیم بکسال پیش)ولی مجبووووووور بودم چون اصلا پول نداشتم و خیلی بهم فشار میومد که نیاز های عادی خودمم نتونم هندل کنم و بابامم که هیچی واقعا پول نمیداد بهم هیچی . یه چیپس میخواستم بگیزم هژاربار حساب کتاب میکردیم

    خلاصه اگه توی موقعیت سخت و پر فشاری نبودم اصلا سرکار نمیرفتم جون حس میکردم زبانم اصلا به اندازه کافی خوب نیست و هیچکس منو قبول نمیکنه و اصن قبول هم کرد چجوری نجات پیدا کنم سر کار چجوری قراره survive کنم. واقعا هم هیچی بلد نبودم

    ولی وقتی زفتم سرکار خیلی برخورد خوبی باهام شد درسته میترسیدم و برام عجیب بود خودمم انتظار نداشتم بفهمم ولی میفهمیدم دیگه حرف هاشون رو…و خب اصلا اونقدر مه فک میکردم سخت نبود

    در واقع اصلا سخت نبود

    فقط خیلی بنظرم ترسناک میومد

    دفعه اول با ترس و لرز رفتم سرکار

    و گرنه اگه ترس هارو حذف کنیم واقعا کار آسونی بود هیچ چیز سختی نداشت همه همکار هامم خداروشکر بی نهایت مهربونن و اصن اینجوری نیست که بگی یه کلمه رو اشتباه گفتم(اصن پیش نمیاد اشتباه بگم حتی) مسخره کنن و فلان

    خودشون هم توی زبان خودشون خیلی اشتباه میکنن و اصن به تو خرده نمیگیرن

    خلاصه توی اون تصمیم گیری موقعیت م سخت بود مجبور بودم کار کنم وگرنه پول به دست نمیاوردم اژ کار های الکی

    مجبور بودم کار واقعی داشته باشم…

    میدونید وقتی توی فشار باشم تصمیم های خوبی میگیرم چون سریع باید تصمیم بگیزم

    ولی بقیه مواقع

    مثل الان که وقت دارم انتخاب کنم

    هی دودل میمونم و نمیتونم تصمیم درست بگیرم چون هی از تصمیمم برمیگردم…

    باید تصمیم های سریع و یهویی بگیرم جون هرچقدر بیشتر زمان داشته باشم بیشتر فکر میکنم بیشتر اورثینک میکنم حالم بدتر هم میشه…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    زینب رستگارمقدم گفته:
    مدت عضویت: 973 روز

    سلام به استاد عزیز

    سلام مریم جان

    سلام‌ دوستان

    امروز شنبه 19 مهرماه 1404 /

    روز 51 ام از سفر پر رمز و راز آگاهی و تغذیه ذهن و روحم هستش.

    راستش توی این سفر چقدر به قول استاد چک و لقد های تضادی ،

    هدایت های به جا خداوند ،

    تلنگر های عمیق در تصمیم گیری های مهم زندگی وجود دارد که همه این ها در کنار هم به مصمم تر شدن در این مسیر و رشد و تکامل انسان کمک میکنه!

    این فایل دقیقا مُهرمحکمی بود بر روی تمام پرونده های بازو بلاتکلیف زندگی ام !

    باعث شد دوباره بشینم فکر کنم به اعمال و نتایجم و دوباره به خودم‌تعهد بدم‌که این من هستم که دارم زندگیمو خلق میکنم…

    اگر دارم برخلاف اون چیزی که میخوام‌نتیجه میگیرم چون روی تصمیماتم متعهدانه و روشن فکر نکردم و عمل نمیکنم!

    به قول استاد توی رویاهام دارم موج میزنم و بلاتکلیف ادامه میدم …

    واقعا فاصله زیادی هستش بین دانستن این آگاهی ها و عمل کردن واقعی به این آگاهی ها…

    نتیجه دست کسی هستش که عضله تصمیم گیریشو واقعا تقویت کرده باشه!

    وقتی به گذشته ی خودم فکر میکنم چقدر روی این امر تصمیم گیری و عمل کردن باید بیشتر کار کنم ،

    خدایا من و دوستانی که میخوان عالی باشند در زندگی و سعادتمندانه در تمام زمینه ها زندگی کنند رو هدایت کن تا تصمیمات مهم زندگیشون رو پیدا کنن و بی تردید عمل کنن…

    خدایا همه مارو کمک کن تا بتونیم از این آگاهی ها در مسیر درست استفاده کنیم و روز به روز بهتر و سعادتمندانه تر و عزتمندانه تر زندگی کنیم…

    شجاع باشیم در امر تصمیم گیری و عمل گرا باشیم!

    نه فقط بیننده و شنونده!

    خدایا با حال عالی شکرت!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    رحمت الله غزنی گفته:
    مدت عضویت: 2204 روز

    بنام رب و صاحب اختیار قدرتمندم

    سلام به همه عزیزان سایت

    بازهم شکر پروردگارم را به جا می آورم که دوباره فرصتی داد تا بنویسم الاهی شکر ات

    خدا ره بینهایت شکر میکنم که این روزها وقت ام کاملا آزاد است و میتوانم با عشق روی خودم کار کنم از خدای هدایتگرم می خواهم هدایت ام کند که از این فرصت پیش آمده بهترین استفاده را ببرم الاهی به امید تو

    برداشت من از این آگاهی ها

    آدم های زیادی هستند که نمیتوانند تصمیم بگیرند در مورد آینده شان در موارد مختلف دچار شک و تردید هستند و در برزخ زندگی میکنند

    دلیل اینکه نمیتوانیم تصمیم بگیریم بخاطر عزت نفس پایین ماست ترس ها و نگرانی هاست بخاطر نشناختن خودماست ارزش های خود را نشناختیم خواسته های ما مشخص نیست این عدم آگاهی وشناخت خود باعث شده نتوانیم تصمیم درست بگیریم و حرکت کنیم

    خودشناسی یکی از مهمترین مسایل برای هر فرد است که باید خودش را بشناسد ضعف ها و نقاط قوت خود را بشناسد این خودشناسی خیلی کمک میکند تصمیمات درستی بگیریم

    باید خودم را بشناسم نقاط قوت و ضعف ارزش ها رسالت خودم را پیدا چه چیزی برایم مهم است آیا آزادی برایم بالاترین ارزش را دارد یا امنیت ماجراجوی طبیعت اینها موارد مهمی هستند که سعی کنم شخصیت ام را کند و کاو کنم

    در مورد هر موضوعی که نیاز به تصمیم گیری داریم باید مزایا و معایب اش را بنویسیم از هر دو سمت مثلا شروع کسب و کار یا کارمندی مهاجرت یا ماندن در کشور با توجه به این روند وقتی تصمیم گرفتیم دیگه به چیزی فکر نکنیم و هرگز مردد نشویم

    باید یاد بگیریم تصمیمات بزرگ بگیریم بدترین کار این است که تصمیم نگیریم و در برزج زندگی کنیم این حالت باعث میشه همیشه حال ما بد باشد وقتی هم حال ما بد است اتفاقات بد رخ میدهد

    باید عضله تصمیم گیری خود را تقویت کنیم با زیاد تصمیم گرفتن تصمیم اشتباه بهتر از تصمیم نگرفتن است حتا تصمیم اشتباه در نهایت به رشد و پیشرفت ما کمک خواهد کرد

    بهترین باور که در زمینه ما را کمک میکند این است که خداوند دست مرا رها نخواهد کرد بارم زمین نمی ماند بلاخره یک جوری حل خواهد شد خداوند هدایت و کمک میکند

    خداوند با شجاعان است شجاعت نشانه ایمان به خداوند است ترس ها و تردید ها نشانه بی ایمانی هر قدر ترس های ما بیشتر به همان اندازه از نعمت ها و ثروت ها هدایت خداوند دور هستیم

    مهم‌ترین سرمایه گزاری روی خودماست نه ملک و ماشین باید روی عزت نفس باورهایم کار کنم چون این زندگی ارزش اش را دارد که ازش بهترین استفاده را ببرم و خوب زندگی کنم

    در مورد این فایل کلی فکر کردم از خودم سوال پرسیدم که رسالت من چیست ارزش های من چیست چه چیزی برایم مهم است ؟

    اولین مورد که از خودم مطمئنم این است که من هرگز نمیخواهم معمولی زندگی کنم هیچ وقت نخواستم مثل اکثریت جامعه باشم یک زندگی معمولی هرگز راضی نیستم به معمولی بودن من باید جزئی تاپ جامعه باشم جزئی از گروهی که تحول ایجاد میکنند در جهان

    از زندگی در جای شلوغ محیط شهری اصلا خوشم نمی آید دوست دارم در یک محیط آرام ساکت همانند پارادایس که استاد عزیز زندگی میکند واقعا لذت میبرم

    از بودن در طبیعت سرسبزی و کوه خیلی لذت میبرم خصوصا کوه بودن در کوه چقدر حس خوبی به من میدهد

    آزادی بالاترین اولویت من است آزادی زمانی مکانی مالی چقدر دوست دارم این آزادی را تجربه کنم کاری داشته باشم که نیاز به مکان خاص نباشد آن قدر ثروت و نعمت داشته باشم که هر آنچه دوست داشته باشم را به راحتی بخرم خدایا شکر ات همه این خواسته‌ها بعد از آشنای با استاد شکل گرفت با دیدن استاد باور کردم که چنین چیزی امکان پزیر است

    شهرت و مشهور شدن را اصلا دوست ندارم دوست دارم در یک مکان آرام بدون هیاهو زندگی خودم را داشته باشم دقیقا همانند استاد چقدر این نوع زندگی لذت بخش است

    دوست دارم سفر کنم جهان را بگردم زیبای های جهان را ببینم کشور های مختلف فرهنگ های مختلف را ببینم از دیدن مکان های زیبا و دیدنی همانند استاد لذت ببرم خودم را تجربه کنم تجربه های خیلی زیادی داشته باشم همانند استاد لحظه مرگ حسرت هیچ چیزی را نداشته باشم

    و اما در مورد رسالت ام از کودکی علاقه ی شدید داشتم به مباحث روانشناسی و موفقیت همیشه در این زمینه کتاب می خواندم سخنرانی های مختلف را می شنیدم ساعت ها هم اگر صحبت کنم در مورد مباحث موفقیت واقعا خسته نمیشم و به شدت لذت میبرم فکر میکنم این رسالت من است این کاری است که باید انجامش بدم چون با تمام وجود دوستش دارم ولی هنوز خیلی راه دارم عزت نفس و خودباوری کافی را ندارم انشالله که هر چه زودتر آماده شوم حرکت کنم و خداوند در این مسیر مرا یاری کند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    SonaQenaat گفته:
    مدت عضویت: 2657 روز

    سلام خدمت استاد محترم و عالی شان ما و اعضای سایت!

    استاد خیلی سپاسگذارتان هستم با تغییر که همه روزه در باور هایم از برکت فایل های خوب تاایجاد میشود من با شما از طریق دوستم آشنا شدم من دقیقا دو ماه قبل همین فایل شما را مشاهده کردم و میدانید با یک بار مشاهده تصمیم بزرگی را اتخاذ کردم شاید بر اکثریت تصمیم بزرگ نباشد اما برای من تصمیم بزرگ بود میدانید من در فامیل زنده گی میکنم که برایم اجازه داشتن تیلفون را نمیدهند چه برسد به داشتن انترنت اما با تغییر باورهایم دو سه روز بیشتر نگذشته بود که به انترنت دسترسی پیدا کردم ان هم فقط وفقط برای این که از فایل های استاد بیشتر وبیشتر استفاده کرده و عضو این سایت محبوب شده به خود افتخار بیافرینم بازهم سپاس امتنان دارم از استاد خوبم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      محمد فتحی گفته:
      مدت عضویت: 4139 روز

      سونا جان

      دوست زیبارو و زیبااندیش و ثروت من

      ورودت را به ؟ به؟

      بگم بزرگترین سایت موفقیت دنیا

      بگم به

      توحیدی ترین جایی که آدمایی را میبینی که در هر لحظه سعی میکنند با عشق با لبخندی زیبا بر لب و در شادی حس کنند، زندگی کنند، و حرکت کنند و هر روز بهتر از روز گذشته اشان زندگی کنند، آدم هایی را میبینی که تنها کاری که میدوندد و بزرگترین سرمایه گذاری را، کار کردن و سرمایه گذاری روی #باورهاشون میدونند.

      به خوبی میدونند که این خودشون هستند که خالق شرایط 100% زندگی خودشون هستند

      با افکاری که در هر لحظه به عنوان فرکانس و با توجه کردن به هر چیزی به جهان هستی ارسال میکنند.

      برای شما دوست مهربانم، سونا جان چه اسم زیبایی واقعا

      آرزوی موفقیت و ثروت و سلامتی و سعادت در دنیا و آخرت میکنم.

      دوست دارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
      • -
        SonaQenaat گفته:
        مدت عضویت: 2657 روز

        تشکر بی پایان از شما دوست مهربان!

        واقعا که مهربان هستید

        از ایزد منان موفقیت های شما را خواهانم و امیدوارم روزی شود که باورهای من هم چون شما و دیگر اعضای سایت که بالای باورهایشان کار کرده اند تغییر کند

        انشاء الله

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    تنها خدا برایم کافیست گفته:
    مدت عضویت: 1436 روز

    فتبارک الله احسن الخالقین

    تعهد روز پنجاه ویکم

    سلام بر استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز ‌ تمامی هم فرکانسی های محترم

    دستمریزاد به چنین استادی و چنین دانش و اگاهی که اینچنین خوب و دلنشین به گوشمون میرسه خدایا شکرت

    من مث اکثر افراد مشکلم همین برزخ تصمیماتم هست که واقعیت خیلی هم منزجر کننده ست خدایا شکرت بابت آرامش حال حاضرم سپاسگزارم

    بمحض که استاد اسم قلم دفتر آورد برای سنجش و امتیاز دهی به تصمیماتم سریع همین کارو کردم ولی متاسفانه پیش نرفتم یجورایی انگار یچیزی جلومو میگیره درواقع همون ترمز هست که باید برداشته بشه ب کمک و راهنمایی الله مهربان

    چقدر این حرف استاد خوبه که

    بار من روی زمین نمیمونه

    این آرامشی بس عجیب و زیبا بهم تزریق میکنه خوب الهامی بود خدایا شکرت

    باید یاد بگیرم در هر کاری سریع تصمیم بگیرم حتی کوچیک ترین کار و مساله شخصی مث مسواک زدن یا نزدن ….

    آینم خیلی خوب بود که درسته ما شهر غریبیم ولی خدا که باهامونه

    این توکل یعنی اعتماد یعنی آرامش

    پس میشه بریم تو دل مسیر و نترسیم چرا؟

    چون بهر حال عرضه و شجاعت انتخاب تصمیم رو داشتیم حالا چه درست چه غلط که البته بگم وقتی از خدا یاری بگیریم تصمیم غلط پیش نمیاد مطمعن باشیم

    همین الان یه مساله س که ذهنمو مشغول کرده بود که مطمعنم صددرصد کار شیطان هست چون میدونه دارم میرسم به هدفم میخواد فرکانسمو خراب کنم ولی هزار بار خداروشکر که خیلی راحت تلاشمو کردم که بها ندم بهش و جالبه کمتر از چند دقیقه یه ایده برای حل همین مساله به ذهنم رسید که حداقل فعلا فرکانسم خوب و مثبت نگه دارم ای خدا چقدر خوبی

    فقط اول و اخر حرف خدا ارامش بندها شه انگار که چه عرض کنم صددرصد فقط مارو خلق کرده که لذت ببریم و هرلحظه از خود لایتناهییش کمک و همراهی بخوایم و سریعا هم جواب میده من یکی که خیلی مخلصیم

    خدایا شکرت بازم سپاسگزارم و از همگی عوامل سپاسگزارم و درخواست راهنمایی و حمایت خداوندام رو براشون دارم

    خودمم آرومم و از خداوند ارام جونم خاضعانه درخواست میکنم هرلحظه زندگیم رو حمایت و مراقبت کنه و حالم رو در بهترین حالت ممکن نگه داره و الهامات و ایده‌ های لازم برای پیشرفت اموراتم رو بهم برسونه

    خدایا شکرت که رو به هر مساله و کاری میکنم خودت رو میبینم و این چقدر باعث آرامشه که

    طرف حسابم تنها و تنها خدای رحمان و رحیم هست

    این نهایت عزت و احترامی هست که خدا برامون خواسته که در هر شرایطی طرف حساب فقط خداست و لاغیر

    در پناه الله یکتا در ارامش و آسایش باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: