اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من هرچقدرم بگم خداروشکر که این آگاهیا به دستم رسید و نوری شد در دل تاریکی ها تا بهتر قران و خدارو بشناسم تا از خرافات در بیام و به رب واقعی برسم بازم کمه
خدایی که عین عدالته!
همیشه برام سوال بود تو این 25 سال که این همه میگن خدا عادل خدا بین بنده هاش فرق نمیزاره پس چرا یه بنده اینقدر غرق شادی و خوشبختی و ثروته یه بنده انقدر بدبخت و فقیر و هشتش گروی نهشه
همیشه سر این با خودم کلنجار میرفتم و هی میپرسیدم خب عدالتت کوش پس خدا من چطوری باید به عادل بودنت ایمان پیدا کنم تا بالاخره امسال خدا جواب سوالامو داد ومن در مسیر قرار گرفتم تا بفهمم این که
یکی بدبخت شده به خدا ربطی نداره اینکه یکی خوشبختم شده به خدا ربطی نداره چرا
ما این انتظارارو اصن باید از خدا داشته باشیم
✔الان میفهمم که چقدر خدا عادل
✔الان میفهمم که عادل بودن و باید از خدا یادگرفت
✔الان میفهمم خدا با کسی خصومتی نداره بنده هر کاری میکنه خودش در حق خودش میکنه ولاغیر
👌آره دقیقا صفر تا صد زندگیه ما دست خودمانه واسه همینه خدا عادله 👌
چیزایی که از این فایل یاد گرفتم و به زبان خودم با مثل میگم
هر فرکانسی که بفرستی همونو دریافت میکنیم پس بیاییم واسه یک بارم شده نایلونای مغزمو باز کنیم پی به اصل ببریم جهان داره مثل آینه عمل میکنه هر چیزی و بفرستیم از پیش همان و دریافت میکنیم
✍حشر 18
ای کسانی که ایمان آوردید از خدا پروا دارید و هر کسی باید بنگرد او برای فردای خود چه چیز از پیش فرستاده
خیلی زیبا در این آیه خدا داره میگه ای بنده حواستو جمع کن چی داره تو ذهنت میگذره چه فرکانسی داری میفرستی چه اعمالی داری انجام میدی که همین فرداتو داره میسازه الله اکبر
پس بندگان خدا ذره ای نقش در زندگی ما ندارند و نمیتونن اونو تغییر بدهند مگر اینکه خودمون باور کنیم که اونا میتونن و ما تمام مدت فرکانسمون داره ارسال میشه و به خودمون برمیگرده
یادمه خیلی قبل تر نا موفقیت هامو مینداختم گردن مامانم بابام خدا جامعه و همه ولی الان درک میکنم که من اگر ذهن درسی داشتم اتفاقا موفق میشدم اگرم یه درصد شکستی بود مقصرش خودم بود و میپذیرفتم اما این شیوه ذهنه دیگه برای اینکه خودشو آروم کنه همرو مصر میدونه الا خودشو و همین نپذیرفتن مقصر بودن باعث شکستای دیگه میشه
خدای مهربان ما برای تک تک ما خیر خوبی خوشبختی سعادت در دنیا و آخرت میخواد و اون خیر مطلقه اما آیا ماهم میخواییم برای خودمون؟اگر میخواییم پس چرا زمین تا آسمون فرق بین خواستمون و فرکانسمون بین خواستن و عمل کردنمون
میدونی هر چقدر تلاش کنی تا دونه بکاری تا درخت شه برات اما اگه ریشش درست نباشه درختی در کار نیست و میوه ای هم در کار نخواهد بود برای ریشه درست باید باورهاتو درست کنی و در جهت خواسته هات باشه بعد قدم برداری و بشینی سمرشو ببینی
چشم زخم یکی از خرافی ترین چیزهاییه که از دین یهود به دین اسلام اومده و یه ملت و تو درس و وحشت چشم زخم قرار داده که مثلا فلان لباسو نپوشم چشمم میزنن فلان کارو نکنم چشمم میزنن فلان پیشرفت و نکنم چشمم میزنن و …. همش خرافاته تا زمانی که ما با باورمون بهش قدرت میدیم پس باید حواسمون باشه چیو داریم بزرگ میکنیم تو ذهنمون
رفتارا های ما داره از باورهامون نشات میگیره بیرون ما آینه تمام نمای درون ما هستن
پس باید به بیرونمون دقت کنیم ببینیم چه رفتاری میکنیم چه رفتاری باهامون میشه و …. و باورهای مخربونو پیدا کنم و درستش کنیم تا زندگیمون بهتر بشه و اونجوری باشه که ما دوست داریم
تقوا به معنی کنترل نفس هستش
بریم سراغ چنتا آیه در مورد تقوا
نحل 128
در حقیقت خدا با کسی است که تقوا دارد و با کسی است که نیکوکارند
توبه 119
ای کسانه که ایمان آوردید از خدا پروا داشته باشید و با راستان باشید
مائده 112
و یاد کنید هنگامی که حواریون به عیسی گفتند ایا پروردگارت میتواند از آسمان خانی برای ما فرو فرستند گفتند اگر ایمان داشته باشید از خدا پروا دارید
احزاب 70
ای کسانی که ایمان آوردید از خدا پروا دارید و سخنی استوار بگویید
زمر61
و خداوند کسانی که تقوا پیشه کردند و کارهایی کردند که مایه رستگاریشا نشد را نجات میدهند از عذاب و غمگین نخواهد شد
خیلی این کامنتت رو دوست داشتم.واقعاً آگاهی های خیلی خیلی مهمی رو بهش اشاره کرده بودی.
چقدر زیبا از عدالت خداوند گفتی و اینکه هر کسی هر جایی هست سر جای درستشه چون با فرکانسایی که داره میفرسته،باید توی همون وضعیت الانش باشه چون قانون همینه.
و چقدر لذت بردم از نکته ای که بهش اشاره کردی و اونم این بود که نه تنها از رفتارای خودمون بلکه از واکنش ها و رفتار بقیه با خودمون هم می تونیم به باورهامون پی ببریم.
واقعاً ازت ممنونم بابت نوشتن این کامنت زیبا.❤🙏
بهترینا رو از خدای مهربون برات میخوام دوست عزیزم.الهی هر جا هستی حال دلت خوب باشه 🦋🌹❤💫🌼😊🥰
امیدوارم خیر و برکت اینهمه انرژی و وقتی که برامون میذارین به صورت سلامتی و عشق به زندگیتون برگرده و عمر طولانی داشته باشید تا مسیر رو برای ما و دیگران روشن کنید
همین که رک و بی پرده صحبت میکنید و واقعیت ها رو بیان میکنید ،چهره ی واقعی خدا رو بهمون نشون میدین و لحظه به لحظه بیشتر عاشق خدا و قانونش میشم
وای به حال کسانی که قانون خداوند رو اشتباه به دست بنده هاش میرسونن و وای به حال کسانی که تحقیق نکرده و کور کورانه قبول میکنن و من هم یکی از اونها بودم ، تقلید شده پایه و اساس ایمانمون ،
استاد عزیز راستش اینقدر که دروغ بهمون خوروندن و این مسائل شده جزیی از زندگیمون و نسبت به یه سری مسائل متعصب شدیم ، به شما هم شک میکنم و اکثر اوقات میرم تحقیق میکنم .البته که شما خودتون بارها گفتین حرفای من رو هم قبول نکنین و برید تحقیق کنید و به درک عمیقی از خدا برسید ،
چند وقته پیش ماشینی خریده بودم ، یه شب خواهرم رو که بردم برسونم خونشون کلیدای خونشون از دست خواهرم افتاد داخل بخاری ماشین . وقتی اومدم کلیدارو در بیارم دستم. خورد به یه کاغذ و تا اومدم بازش کنم خواهرم جیغ کشید که ای وای دعا گذاشتن تو ماشینت ، ای وای بیچاره شدیم ، من به شدت مخالف دعانویسی بودم و هستم و همزمان با جیغ خواهرم ، دعا رو باز کردم و دیدم داخلش یه سری چرت و پرت نوشته بودن و خندیدم همون جا پاره کردم . خواهرم شروع کرد به گریه کردن و کلی ترسیده بود . ولی من یک درصد هم خیالم نبود . مضمون دعا این بود که ماشین چون تصادفی بود و فروش نمیرفت صاحب قبلی رفته بود کلی هزینه کرده بود که ماشین رو به یکی بندازه و اون شخص من بودم که خریدم . آخه یکی نبود بگه احمق همون پول دعا رو از قیمت ماشین کم میکردی تا مشتری پیدا بشه . اون ماشین رو 8 سال با لذت سوار شدم و کلی باهاش کسب درامد داشتم و آخرش هم با قیمت خیلی خوب فروختم
بدترین مرگ ، مرگ به جهالت هست ، امیدوارم اینقدری رو خودمون کار کنیم که ایمان بیاریم فقط فقط فقط فقط خدا قدرت برتر هست و هیچ کس دیگه ای قدرت نداره
کامنت زیادی تا حالا تو سایت نذاشتم ولی خواستم در مورد تجربه ای که به دست آوردم بنویسم. امروز من با یه اتفاقی مواجه شدم که دقیقا آگاهی های این فایل رو برام مثل روز روشن کرد.
داستان از اونجایی شروع شد که چون ازدواج نکردم و خانوادم مثلا از سر دلسوزی یه دعانویس رو بهم پیشنهاد دادن. حس خوبی به اون دعانویس نداشتم. چون یه بار بهشون مراجعه که کردم برای ترس هام ، یه مشت دعا بهم داد. همون شبش تا یک هفته چنان ترسی تو وجودم بود که حتی با چراغ روشن هم نمیتونستم بخوابم. دعاهارو یه مدت نگهش داشتم. ولی حس خاصی نداشتم که اینا واسم کاری بکنه. از سال ۹۵ با اساتید قانون جذب آشنا شدم که از شاگردای خود استاد بودن.بعدا طی قانون تکامل سال ۹۷ با استاد و دوره هاشون آشنا شدم و بعضی از دوره هاشون رو خریدم. مرتب گوش نمیدادم و تمرین انجام نمیدادم ولی با این حال انقدر اون آگاهی ها خالص بود که یهو همه ترسام ناپدید شد.
من اون دعاهارو همه رو دور انداختم و با خودم گفتم حال من با توجه و آگاهی هایی که از دوره ها گرفتم خوب شد و بدون اینکه بفهمم ترسام از بین رفت.
حالا داستان امروز … دوباره من هدایت شدم به سمت فرکانس ارسالیم و به سمت اون دعا نویس. با خودم گفتم دختر تو که قانون رو میدونی پس خودت جذبش کردی و وقتی فک کردم دیدم بعلهههههههههههههههه
خودم این اتفاق و این شخص رو جذب کردم. یعنی یه ذره که کانون توجهت عوض میشه سریع از مدار میای بیرون. مثل آدمی که اگه از روی پله اول بیفته شاید هیچیش نشه ولی اونی که از پله دهم بیفته ممکنه صدمه ببینه. و شیطانی که قسم خورده هر لحظه مارو گول بزنه.
حالا کاری که کردم چی بود.اولش ذهنم مقاومت میکرد خیلی تا جاییکه دو ساعت داشتم با ذهنم کلنجار میرفتم که این شخص رو خدا واسم فرستاده بعد از دو ساعت واسه ذهنم دلیل و منطق آوردم گفتم مگه وقتی میخواستی گوشی دلخواهتو بخری و خیلی پول نداشتی دعانویس واست کاری کرد؟ مگه وقتی قسط وام داشتی دعا نویس پرداخت کرد؟ مگه سر دفاع پایان نامت که نمره کامل گرفتی و دقیقا داورها اونجوری که تجسم کرده بودی ازت دفاع کردن پای دعانویس وسط بود؟ انقدر واسه ذهنم منطق آوردم که دیدم نشستم پای لپتاب و دارم اینارو تایپ میکنم.
عزیزی که داری این کامنتو میخونی منم خیلی وقتا گمراه میشم (خیلی باید کار کنم رو خودم) ولی به محض اینکه از ته دل به انرژی اصلی که خداست وصل میشم چنان چیزهایی رو به خاطرم میاره که هر لحظه بیشتر باورش میکنم که تنها قدرت جهان خداوند است. جهان به فرکانس های هر لحظه من پاسخ میده.مهم اینه که من چی میفرستم. من امروز فهمیدم پاشنه آشیل من همینه و انقدر باید روی این باورم کار کنم که بشه بخشی از وجودم. من در هر شرایطی خالقم. هر روز دارم تمرین میکنم که بهتر بشم. لازم نیست خودمو به کسی ثابت کنم. خداروشکر میکنم که هر لحظه دارم بهتر میشم. تعهد و تمرین و تکرار و تکرار و تکرار
به قول یه استادی زگهواره تا گور تمرین بکن عشق و آگاهی ناب برای همه عالم. یا حق
اگه کفر ورزید، خدا بینیازه از شما، ولی برای بندگانش کفر رو نمیپسنده، و اگه شکرگزار باشید، اون رو برای شما میپسنده. این یعنی خدا خیر منو در شکر، ایمان و بازگشت به خودش میبینه.
در کل، نگاه قرآن به انسان پر از لطف و مهربانی خداست و تاکید میکنه که مسیر دین برای رشد، رحمت و رسیدن به خیر واقعی من طراحی شده.
خداوند برای من قدرت میخواد، خداوند برای من آزادی میخواد، خداوند برای من سلامتی میخواد. خداوند برای من فقط خوبی میخواد. خداوند برای من اینو میخواد که به خواستههام برسم.
من تو جهانی زندگی میکنم که قانونمندی وجود داره. هر اتفاقی که میافته به خاطر قانون خداوند رحمان و رحیم و تواب و بینهایت بخشنده ست.
مثل استاد عباسمنش که هر چی تو زندگیش خواسته به دست آورده، منم به دست میارم. چون سیستم ذهنی و عصبی تمام آدمها به یک صورت کار میکنه. ساختار پایهای مغز و سیستم عصبی همه مون یکیه (همه ما مغز، نخاع، نورونها، سیناپسها و هورمونهایی مثل دوپامین و سروتونین داریم). همه مون از محرکها تاثیر میگیریم (مثل درد، لذت، ترس و محبت). مغز همه مون قابلیت یادگیری، حافظه، احساسات، تصمیمگیری و قضاوت داره.
چرا سیستم ذهنی و عصبی تمام انسانها به یک صورت کار میکنه؟
حدود 99.9٪ از DNA تمام انسان ها مشترکه. یعنی دستورالعمل های ساخت بدن و مغز در همه مون یکسانه. مغز انسانها معمولا از حدود 86 میلیارد نورون ساخته شده و بخشهای مشترکی مثل (ترس)، (حافظه) و قشر پیش پیشانی (تصمیمگیری) داریم. وقتی ساختار یکی باشه، عملکرد هم شبیه هم میشه.
همه مون برای زنده موندن به چیزهای مشابهی نیاز داریم: غذا، آب، امنیت، محبت. مغز انسان طوری تکامل پیدا کرده که بتونه به این نیازها پاسخ بده. مثلا همه مون نسبت به درد واکنش منفی نشون میدهیم، به محبت واکنش مثبت نشون میدهیم و اضطراب رو در شرایط خطر تجربه میکنیم. این ها مکانیسم هایی هستن که طی میلیونها سال تکامل، به نفع بقا بوده.
نورونها در همه انسانها از طریق سیگنالهای الکتریکی و شیمیایی با هم ارتباط برقرار میکنن. این قوانین فیزیکی و بیولوژیکی در همه مون یکسانه. مثل این میمونه که بگی چرا همه گوشیهای آیفون با سیستم iOS کار میکنن؟ چون از یک سیستم عامل استفاده میکنن.
انسان ها موجودات اجتماعی هستن و برای ارتباط موثر، باید ذهنهایی داشته باشن که در (درک احساسات، زبان و منطق) هماهنگ باشن. این باعث میشه ذهن مون شبیه به هم برنامه ریزی بشه تا بتونیم همکاری، همدلی و یادگیری مشترک داشته باشیم.
سیستم ذهنی و عصبی من و همهی انسانها تقریبا به یک صورت کار میکنه چون:
ژنتیک مشابه داریم.
نیازهای مشابه داریم.
ساختار مغز و قوانین زیستی مون یکیه.
باید با هم زندگی کنیم و همدیگه رو بفهمیم.
آنچه که من باور دارم، برای من اتفاق میافته. من باور دارم که پول در آوردن آسونه، چون خیلیها هستند که به راحتی پول در میآورند. هیچکسی نمیتونه منو چشم بزنه. من محمد آصف باقری، فرزند محمد رضا رو هیچکسی نمیتونه منو چشم بزنه، چون من باور ندارم. چون خداوند قدرت خلق زندگیمو داده دست خودم، دست کانون توجه و باروهام. و یه الگوی خیلی خوب و عالی دارم مثل استاد عباسمنش که هیچ کسی نتونسته این انسان زیبا رو چشم بزنه.
من از هیچ کسی و هیچ چیزی نمیترسم و هیچ کسی نمیتونه به من ضربه بزنه. قدرت و انتخاب در دست های من هست و من آزادی انتخاب دارم. و من نمیترسم، من قدرت رو انتخاب میکنم.
هر انتخابی دو تا نتیجه متفاوت داره!
تقوا یعنی کنترل نفس. رفتارهای من از باورهای من نشات میگیره. باید ببینم چه رفتاری دارم تا بفهمم چه باوری دارم؟ این خیلی مهمه.
یادم میاد که میگفتن که یه چیز خوب بپوشی(شلوار، کاپشن … )، اینو هر جایی نپوش. چون تو مهمونیها همه با لباسهای شیک میان. اگه آدم هر روز لباس شیک بپوشه، میترسه که مردم چشمش بزنن.
یادم میاد که وقتی خوراکی خوبی میخوردم، مثل گردو، خرما، پنیر، عسل و … اگه کسی مثل پسر عموم میومد، من اون رو از سفره بر میداشتم و قایم میکردم تا نبینه که من چیزی دارم بخورم و دلش بهم بسوزه. و تازه نمیخواستم اون چیزی که دارم رو بخوره تا کم بشه. باور کمبود> توی کوچیکی که من و بچه های عموم توی یه اتاق زیر یه سقف می خوابیدیم مادر بزرگم از جیبش که اون همه باکتری ماکتری خدا میدونه داشت خوراکی مثل نخود و کشمیس می داد و بهم می گفت انقدر یواش بجو که کسی نشنوه. و باز هم می شنویدن…
در حالی که کار درست این بود که همون چیزی که دارم میخورم رو به مهمونم بدم. اگه خودم دارم یه چیز خوب میخورم، همونو به مهمونم میدادم. اون روزی که خداوند برای اون مقرر کرده بود، همون بود. و من توبه میکنم از این که اون خوراکی رو به خاطر باور کمبود پنهون میکردم. خدایا توبه میکنم.
احساس دلسوزی دادن به دیگران از مادربزرگم به من سرایت کرد. ایشون پیش همه مظلوم نمایی میکرد تا دل دیگران به رحم بیاد و بهش کمک کنن. همیشه میگفت که من هر لحظه هر دم شهید و بیکس هستم.
ناشکری خیلی در من ریشه دونده: من از عموم و زن عموم خیلی نیکی دیدم. اگه اون ها نبودن، زندگی من خیلی خیلی سخت میشد. اگه زن عموم منو وقتی انگشتم نزدیک بود قطع بشه، به دکتر نمیبرد، الان شاید انگشت نداشتم. اگه اون منو به خونه خودش راه نمیداد، زندگیام خیلی سخت میشد. اونا خیلی جاها منو با بچه های خودشون یکی دونستن و من بسیار سپاسگزارم، و از خداوند هم سپاسگزارم به خاطر این همه لطف و رحمتی که شامل حالم کرده.
ولی من گاهی وقتها این کمک ها رو انکار میکردم و میگفتم که من به تنهایی بزرگ شدم، من پدر و مادر نداشتم. در صورتی که این همه کمک ها از فضل خداوند بوده. خدایا توبه میکنم که تو رو انکار کردم و کمک های غیبی تو رو ندیدم.
هر چقدر که من در این دنیا انسان خوب، ثروتمند، پولدار، بخشنده و مهربان باشم، نتیجش رو هم در این دنیا و هم در آن دنیا از خداوند میگیرم. خداوند هرگز برای من سختی نخواسته و نمی خواد.
پروردگارا! به ما در دنیا حسنه بده و در آخرت هم حسنه، و ما را از عذاب آتش (دوزخ) حفظ کن.
اگه تو این دنیا خوب زندگی کنم، در اون دنیا هم خوبتره.
پس هیچ منبع شیطانی نیست!!! یک منبع انرژی، یک قدرت، یک منبع حیاتی در جهان وجود داره که همانا خداوند یکتاست. و در نبود اون شیطان به وجود میاد. وقتی نور نیست، تاریکی میاد. وقتی ثروت نیست، فقر میاد. وقتی سلامتی نیست، بیماری میاد.
شیطان نیرو نیست. شیطان نبود خداوند در ذهن منه. نور نیرو هست و تاریکی عدم نیروست. ثروت نیروست و فقر عمدم ثروت. سلامتی نیروست و بیماری عدم سلامتی.
یک نیرو، یک رب، یک فرمانروا در این جهان هستی هست. خداوند یک قدرته و بقیه هیچ چیز نیستن. هیچ کس دیگه چیزی نیست!!! هیچ کسی هیچ قدرتی در زندگی من نداره، من هم نمی تونم زندگی دیگران رو تغییر بدم، من فقط می تونم زندگی خودم رو با افکار و باورهام تغییر بدم، با کمک خداوند همه کارها شدنی هست. خدایا هزاران هزار بار شکرت به خاطر این که همواره به من کمک می کنی.
چشم زخم یکی از باورهایی بنیادی منه که از کوچیکی در خانواده و جامعه دیدم: با مرور باورهایی که در برخی جوامع اسلامی رایج شده، برای من روشن شده که بسیاری از این مفاهیم، از جمله «چشم زخم»، ریشه در متون مذهبی قدیم تر، به در ویژه تورات و کتابهای عهد قدیم دارند، (در قرآن به هیچ عنوان حقیقت نداره که کسی بتونه زندگی کسی رو خراب کنه!!!!) متونی که به باور بسیاری تحریف شده. در این منابع، نگاه حسودانه و اثرات منفی آن بهگونه ای مطرح شده، و بعدها در سنتهای یهودی گسترش یافته است. چقدر من دیدم که اسفند دود می کردن. حتی من یه مستندی رو دیدم که رضا شاه هم ندیمه خانمش فرح، اسفند دود می کرد. من اون لحظه با خودم گفتم که اینا که با دنیا خارج از ایران چقدر رابطه دارن، اینا دیگه نباید خرافاتی باشن. و الان می فهمم که این تفکرات به همه نفوذ کرده بوده، شاه و گدا نداره.
به قول استاد عزیزم این باورها در نتیجه تعاملات فرهنگی بین مسلمانان و یهودیان، وارد فرهنگ اسلامی شده. همچنین داستانهایی مثل گوساله سامری، که در تورات اومده، برای من نمونه ای از گرایش تاریخی قوم بنیاسراییل به ساختن روایتهای نمادین و گاه خرافی ست، داستانهایی که گاه به طور غیر مستقیم بر دیگر فرهنگها هم اثر گذاشته.
تحریف در متون دینی باعث شده مفاهیم تازهای شکل بگیرند و وارد جوامع دیگر شوند. از نظر من، «چشم زخم» هم یکی از همین باورهاست که از مسیر تحریف و انتقال فرهنگی، در میان مسلمانان رواج پیدا کرده.
در نهایت، به این نتیجه رسیدم که باورهایی از این دست، حاصل ترکیب روایت سازی، تحریف، و انتقال تاریخیه: با وجود این، در قرآن و تعالیم اصیل اسلامی تاکیدی بر چنین مفهومی دیده نمیشه.
تو آیه 51 سوره قلم گفته شده که
بعضی از کفار وقتی صدای قرآن رو میشنیدن، اون قدر از پیامبر بدشون میومد که انگار با نگاهشون میخواستن بندازنش زمین. حالا بعضیا اینو ربط دادن به چیزی که ما بهش میگیم «چشم زخم». ولی واقعیت اینه که خود قرآن اصلا مستقیما چیزی به اسم چشم زخم رو تایید نکرده.
تو خیلی از فرهنگها، از جمله بین بعضی از مسلمونا، این باور هست که نگاه بد یا حسودی میتونه به آدم آسیب بزنه. اما بیشتر این باورها از فرهنگ و سنتهای محلی اومده، نه از خود قرآن.
آدمها وقتی یه اتفاق بد میافته و دلیلش رو نمیفهمن، دنبال یه چیزی میگردن تا براش توضیح پیدا کنن. اینجاست که باورهایی مثل چشم زخم وارد ماجرا میشن. مخصوصا وقتی آموزش دینی درست و حسابی ندیده باشن، ممکنه آیات قرآن رو هم اشتباهی برداشت کنن.
اما قرآن میگه هر چی سرمون میاد، چه خوب چه بد، نتیجه کارای خودمونه. نه اینکه یه نفر با نگاهش بتونه زندگیمونو خراب کنه. مثلا تو قرآن خداوند میگه: خوبی از طرف خداست، بدی هم از دست خودتونه.
یه نیرو، یه رب، یه فرمانروا تو این عالم هست: یه خدا، یه قدرت.
بقیه هیچی نیستن… هیچکس دیگه واقعا چیزی نیست!
هر وقت یکی یه کار جدید بکنه یا یه کم از چار چوبهای معمول مذهب فاصله بگیره، سریع میگن: خدا زده!
من خودم دیدم، برادر زن عموم وقتی ماشین خرید، یه مرغ جلوی چرخ ماشینش قربونی کرد که کسی چشمش نزنه.
یه بارم دیدم بعضی ها وقتی یه خونه چند طبقه میساختن، یه پارچه قرمز یا سبز می بستن به طبقه آخر یا یه جای قابل دید، تا اگه کسی این ساختمون یا اسکلت نیمه کاره رو دید، چشمش بخوره به اون پارچه، نه به خود ساختمون،که مثلا صاحبش از چشم شور در امان بمونه.
خب، حالا برسیم به اینکه چرا بعضیا رفتن سراغ آیه 51 سوره قلم و اون رو به دیوار خونهها شون آویزون کردن؟
چون با یه باور اشتباه رفتن سراغ قران، خواستن یه جور منطق براش تو قرآن پیدا کنن.
در حالی که تو آیه 7 سوره آل عمران، خدا صراحتا میفرماید:
کسانی که دلشون مریضه، میرن دنبال آیات متشابه (یعنی آیاتی که چند تا معنی ممکن دارن، میشه همه جوره تفسیرش کرد) و از اون برای گمراه کردن خودشون و دیگران استفاده میکنن.
گمراهی یعنی همین باورهای غلط و آسیب زا.
قرآن خودش میگه این کتاب میتونه هم باعث هدایت بشه، هم گمراهی. بسته به اینکه با چه نیتی بری سراغش.
در آخر، به جای اینکه دنبال باورهای غیر منطقی و خرافی مثل چشم زخم باشیم، بهتره به خدا توکل کنیم و بدونیم که همه چیز توی زندگی مون با ارادهی اونه، نه به خاطر نگاه یا حسادت دیگران.
چقدر مطلب شما بامثال هایی که آوردین برایم تامل برانگیز بود
خدایا شکرت به خاطر اینکه هدایت از راهی که فکرشو نمی کنم بر من وارد میشود
خدایا شکرت
خدایا می خوام از بندگان خالص تو باشم وفقط به قدرت تو متصل باشم
خیلی کامنت شما تاثیر مثبت برای من داشت
خداوند به شما برکت وسلامتی و سعادت عنایت فرماید
مثال باور کمبود که منم بارها انجام دادم. ریشه در تربیت ما ونگاه شرک آلودمن نسبت به خداوند بود. از بس که بهم گفته بودند پول کمه غذا کمه آب و غیر ه
که البته الان با آموزشهای استاد خیلی بهتر شده ام اما ریشه ان باور کمبود هر دفعه به یک شکل تازه خودشو نشون میده ومن میفهمم که چقدر این باور شرک آلود ریشه. عمیقی دارد
از خداوند می خوام که در ایجاد باور فراوانی مرا هدایت کند آمین
چشم زخم که دیگه جوری در وجود ما نهادینه شده که در مکالمات روز مره. مثلا به طور مرتب میگیم برای خودت اسفند دود کن یا بزن به تخته اینم الان میدونم باوری شرک آلود است به طور به اگر کسی لباس خاص وشیکی پوشیده باشه من خودم نا خودآگاه بهش میگم اسفند دود کن یا بزنم به تخته چقدر شیک شدی که این هم باعثشد بفهمم با وجود اینکه فایل چشم زخم استاد عزیزم را بارها گوش دادم اما باور هنوز درست نشده یعنی شخصیت من به طور بنیادی هنوز جای کار داره خدایا میخوام از تو که در راه تغییر بنیادین شخیت ام راه برایم رون وآسان فرمایید خدایا سپاسگزارم
چیدر جالب و با مستندات گفتید.قبلا من در برخی سفر ها برای سوغاتی از اون سنگ های سرمه ای مثلا چشم زخم میوردم.همین پارسال همین موقع ها من این کار رو کردم.
وقتی دبستانی بودم از مادرم پرسیدم که اصلا چشم زخم وجود داره؟
اون هم گفت که به طور علمی یک چیزهایی ثابت شده اما کاملا درست نیست.همین باعث شد که من هممثل خیلی های دیگه چشم زخم رو باور کنن تا اینه از اولین آموخته های من از این سایت عدم وجودش بود.اما با این ویدیو کاملا متوجه شدم چرا وجود نداشته اصلا.
نمیدونم چطور ولی من تا امشب متوجه این ویدیو نشده بودم و امشب باز به وبسایت هدایت شدم و یه صدایی فرمان داد و گفت بزن رو محبوب ترین ها.و وقتی این ویدیو رو دیدن متوجه شدم که با هدفم که مدتی کار کردن روی خودم و شناخت بیشتر خدا بود مطابقت داره و انتخاب کردم.
اخیرا تصمیم گرفتم به وسیله کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم و ویدیو های در مورد خدای این سایت رو بیشتزر روش کار کنم و خدا رو بهتر یشناسم.هنوز هم هزاران سوال از خدا درونم هست اما امیدوارم مثل همین ویدیو که بخشیش جواب داده شد جواب بگیرم و به شناخت کاملی از خدا برسم.
آیا خدا برای بنده ای جز خیر و خوبی و سلامتی و ثروت و خوشبختی چیز دیگه ای میخواد ؟
آیا با تغییر منطق زندگیمون منطقه زندگیمون هم عوض میشه؟
این فایل جزو فایل های هست که حسابی به انسان قدرت میده و انسان را امیدوار میکنه
امیدوار میکنه به تلاش و نتیجه گرفتن
امیدوار میکنه به حمایت تنها قدرت مطلق
امیدوار میکنه به قدرت خلق زندگی خودمون
یعنی بعد از این فایل چطور میتونم مسئولیت زندگی خودم را قبول نکنم
چطور میتونم هر عاملی را بیرون از خودم موثر بدونم
چطور میتونم قبول نکنم شرایط و اتفاقات الانم را
و چطور نتونم پیش بینی کنم شرایط و اتفاقات آینده ام را
و چی قشنگتر و عادلانه تر از این که همه چیز دست خودمه و حاصل انتخاب خودمه
مثلا این هفته که گذشت پنچ شنبه و جمعه تعطیل بود شب پنچ شنبه تصمیم گرفتم صبح زود برای طلوع برم کوه صفه اول که بیدار شدم گفتم بیخیال بگیر بخواب ولی سریع گفتم نه تصمیم گرفتم وباید برم و اون لذت دیدن طلوع را از روی قله تصور کردم
سریع وسایل را جمع جور کردم و تازه اومدم بیرون دیدم داره نم نم بارون میزنه پیش خودم گفتم عجب روزی بشه امروز . نزدیک های کوه دیدم بارون تبدیل به برف شد و باز خوشحال تر کوله را بستم وبا خوردن یه سیب شروع به حرکت
یه برف زیبا داشت میومد
خوب اول یکم شلوغ بود ولی کم کم که میرفتم بالاتر خلوتر میشد البته یه لحظه چاخان خان گفت بیخیال الان بخوای بری قله لیز میخوری خطرناکه نزدیک های قله دو نفر داشتن برمیگشتن گفتم هوا چطور بود بالا ، بعد خدا از زبون یکی شون گفت برو آقا ادامه بده تا این جا اومدی
خلاصه رفتم تک و تنها رو قله بودم و جزو بی نظیر ترین لحظه هایی بود که داشتم برف بود بعد مه شد یه مه غلیظ و چه هوای عالی و خوبی
جاتون خالی بیسکوییت و چای خیلی حال داد اون بالا حدود نیم ساعتی نشستم کلی با خدا خلوت کردم خواستم بیام پایین یه حسی گفت یکم دیگه بمون موندم دیدم چند دقیقه بعد یه بنده خدایی بدون دستکش وکوله رسید قله معلوم بود سردش شده بود یه چای بهش دادم (بعد اینجا را ببین قانون چطور جواب داد یه داستانی برام تعریف کرد از چند نفر که شیش ماه تو زمان جنگ تو یه منطقه بدون آب و غذا مونده بودن و فقط با کمک طبیعت زنده موندن و… بعد اون بنده خدا گفت وسط راه خواستم برگردم گفتم بابا اون ها شیش ماه تونستن زنده بمونن بعد من نتونم اینجا را برم و گفتم خدا بزرگه)
بهش گفتم همون خدا به من گفت بمون چند دقیقه دیگه که این چای را بهت بدم گرم بشی و داشتیم صحبت میکردیم یه آقای جوون دیگه ای هم اومد که اونم خیلی پسر خوبی بود بعد من دیگه داشت سردم میشد خیلی وقت بود بالا بودم خواستم خداحافظی کنم گفتن با هم میریم با هم یه مسیری را اومدیم و چه خاطره ها و تجربه های زیبای را تعریف کردن و بعد دیگه از هم جدا شدیم
اما چی بگم بعد از تموم شدن مه که چه صحنه های زیبایی بود که قابل وصف نیست طوری که رسیدم پایین دوباره یه تیکه راه اومدم بالا از بس زیبا بود البته دوباره هم برف شروع شد و اصلا باورم نمیشد همچین هوا و منظره هایی را تو اصفهان ببینم و تو این موقع از سال
و فرداش رفتم محل خودمون و یه مسیری رفتم برا دوچرخه سواری که اونجا هم چقدر زیبا بود پر برف و یه آدم برفی بزرگ درست کردم که حسابی حال داد
(اینا را گفتم که اولا خدا را شاکر باشم و یادم باشه نتیجه تمرکز روی چند قسمت سفر به دور آمریکا باعث دیدن این زیبایی ها شد )
و درسی که میخوام بگیرم این بود که من میتونستم انتخاب کنم اون روز صبح بخوابم اون وقت هیچ کدوم از این خاطره های زیبا را نداشتم پس تمام زندگیم حاصل همین انتخاب های خودمه میتونستم تنبلی کنم یا از عوامل بیرونی مثل سرما و ترس و … برای توجیه خودم استفاده کنم اون وقت صددرصد نتیجه متفاوتی برام داشت
این فایل دوباره برام یادوآوری کرد که توحید همه چیز
اعتماد به نفس یعنی اعتماد به رب و اعتماد به خدای درون همه چیزه
و این که هیچ چیز و هیچ قدرتی بیرون از من نیست
رب من ازت میخوام به همه ما کمک کنی که در هر دو دنیا خوب زندگی کنیم و اون روزی که نزد تو میاییم بتونیم سرمون را بالا بگیریم
و یه موردی هم که خواستم در مورد چشم زخم بگم اینه که تا به امروز از عمرم اعتقادی نداشتم و همیشه اعتقاد داشتم و میگفتم هیچ قدرتی بالاتر از قدرت خداوند نیست و هیچ مسئله ای هم برام پیش نیومده
یعنی این باوری که استاد داره میگه من قلبا از گذشته قبول داشتم برای همین هیچ وقت از این موارد (چشم زخم و جادو و… )ترسی نداشتم
یعنی اصلا قبول نداشتم و ندارم چون همیشه خدا را بهترین حافظ میدونستم و قدرت مطلق .
دوستان گرامی که اصرا دارند در مورد چشم زخم صحبت کنند و آیه های قرآنی مانند سوره فلق را می آورند، باز هم در این سوره و به 4 ترجمه و 3 تفسیر معتبر باز هم این سوره به چشم زخم اشاره نمی کند و برای اطلاعات بیشتر به لینک زیر مراجعه کنید تا این سوره را به 4 ترجمه معتبر و به 3 تفسیر معبر بتوانید بخوانید….
اما درباره چشم حسود که گفته اند از آن بترس، فردی که به زندگی شما حسادت کند می خواهد به نوعی به شما خسارت یا صدمه وارد کند نه آنکه از چشم آن شخص به شما صدمه ای وارد شود، بلکه از رفتار فیزیکی آن شخص شما آسیب خواهید دید.
حالا بماند که یک سری نیروهایی وجود دارد که افرادی می توانند آنها را کنترل کنند، اما این گونه افراد 1 در میلیارد هستند و آن هم باید در یک جمع قابل اطمینان امتحان شود تا قابل باور باشد.
یک نکته دیگر که برایم مهم است این است که ما در دنیای علم و منطق زندگی می کنیم، اگر امروز من یک فرمول ریاضی را حل می کنم به من خواهند گفت آن را اثبات کن و من می توانم به صورت منطقی و علمی آن را اثبات کنم
حالا اگر شخصی می گوید چشم زخم وجود دارد، باید بتواند آن را اثبات کند نه فقط ارجاع بدهد به حرف چند نفر، جناب آقای عباس منش یک چالش جلوی پای شما گذاشت، گفت هر کسی می تواند من را چشم بزند، خوب این گوی و این میدان هر کسی می گوید چشم زخم وجود دارد، بفرما چشم بزن، شما الان مقابل یک چالش هستید که باید به صورت عملی آن را ثابت کنید نه با چند تا کلمه حرف که حتی برای اثباتش مشکل خواهیم داشت
من شنیدم، من دیدم ، یکی گفته، یکی اینجوری شده رو ولش کن بیا توی چالش و این شخصی که تو رو به این چالش دعوت کرده چشم بزن
من نمیدونم این همه آدم موفق تو دنیا وجود دارن، هیچ کس نمیتونه چشمشون بزنه ولی شما که تازه یک ماشین خریدی رو چشم میزنن !، به عینه دیدم آدمی که میگفتن چشمش شوره هر چی سعی کرده کسی رو که اعتقادی به چشم زخم نداشته، چشم بزنه نتونسته و به اصطلاح کم آورده
هر کسی به اندازه اعتقادات و باورهای خودش زندگی می کند و پیشرفت می کند
باز هم میگم، این گوی و این میدان
بدون سفسته و جمله بازی و فلسفه بافی، بیا و عملی حرفت رو برای یک بار ثابت کن
سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی نازنینم و دوستای هم خانواده ام در این سایت الهی و توحیدی
الهی که همگی در آرامش و حال خوب باشیم و متصل به نور خداوند باشیم که منبع همه ی خیر و خوبیهاست و برای ما فقط خیر و خوبی میخواد
باز هم همزمانی ها!
دو روزه خواهرم به اتفاق همسر و دخترش اومدن پیش ما تو خونه باغمون در طالقان بسیار زیبا، و جای شما سبز خیلی داره به همه مون خوش میگذره
و اتفاقاً(که هیچ اتفاقی اتفاقی نیست) بعضی از صحبتهامون درباره ی همین موضوعات بوده،
آلبومهای عکسهامونو با هم نگاه میکردیم و خاطرات خوشمون رو برای هم بازگو میکردیم و…
استاد جانم تمام صحبتهایی که در این فایل گفتید رو با جان و دل می پذیرم،
و نه تنها می پذیرم که قبل از آشنایی با شما هم من هرگز به چشم زخم اعتقاد نداشتم، هیچوقت سراغ جادو جنبل و رمال و فالگیر نرفتم، اسفند اصلاً تو خونه من وجود نداشت و…
تو این فایل شما گفتین ترجمه های فارسی اون معنای کامل و درست رو نمی رسونه،
من هم بواسطه آشنایی و تسلطی که به زبان عربی دارم کاملاً اینو تایید میکنم
و دقیقاً بخاطر همینه که عقیده دارم قرآن رو به عربی بخونیم که زبان اصلیش هست
و ترجمه فارسی نه تنها معنی کامل و درست رو نمی رسونه بلکه دارای اون انرژی پاک و خالص و نورانی کلام خود خداوند نیست
و بخاطر همینه که معتقدم بهترین روش نماز، خوندنش به زبان عربی هست، که پیامبر اسلام و بزرگان دین و مسلمانان هم به همون زبان میخونن
از درگاه خداوند رب العالمین درخواست می کنم که همواره ما رو به صراط مستقیم هدایت کنه
❤به امید الله❤
سلام به استاد و خانم شایسته عزیز و دوستان
من هرچقدرم بگم خداروشکر که این آگاهیا به دستم رسید و نوری شد در دل تاریکی ها تا بهتر قران و خدارو بشناسم تا از خرافات در بیام و به رب واقعی برسم بازم کمه
خدایی که عین عدالته!
همیشه برام سوال بود تو این 25 سال که این همه میگن خدا عادل خدا بین بنده هاش فرق نمیزاره پس چرا یه بنده اینقدر غرق شادی و خوشبختی و ثروته یه بنده انقدر بدبخت و فقیر و هشتش گروی نهشه
همیشه سر این با خودم کلنجار میرفتم و هی میپرسیدم خب عدالتت کوش پس خدا من چطوری باید به عادل بودنت ایمان پیدا کنم تا بالاخره امسال خدا جواب سوالامو داد ومن در مسیر قرار گرفتم تا بفهمم این که
یکی بدبخت شده به خدا ربطی نداره اینکه یکی خوشبختم شده به خدا ربطی نداره چرا
ما این انتظارارو اصن باید از خدا داشته باشیم
✔الان میفهمم که چقدر خدا عادل
✔الان میفهمم که عادل بودن و باید از خدا یادگرفت
✔الان میفهمم خدا با کسی خصومتی نداره بنده هر کاری میکنه خودش در حق خودش میکنه ولاغیر
👌آره دقیقا صفر تا صد زندگیه ما دست خودمانه واسه همینه خدا عادله 👌
چیزایی که از این فایل یاد گرفتم و به زبان خودم با مثل میگم
هر فرکانسی که بفرستی همونو دریافت میکنیم پس بیاییم واسه یک بارم شده نایلونای مغزمو باز کنیم پی به اصل ببریم جهان داره مثل آینه عمل میکنه هر چیزی و بفرستیم از پیش همان و دریافت میکنیم
✍حشر 18
ای کسانی که ایمان آوردید از خدا پروا دارید و هر کسی باید بنگرد او برای فردای خود چه چیز از پیش فرستاده
خیلی زیبا در این آیه خدا داره میگه ای بنده حواستو جمع کن چی داره تو ذهنت میگذره چه فرکانسی داری میفرستی چه اعمالی داری انجام میدی که همین فرداتو داره میسازه الله اکبر
پس بندگان خدا ذره ای نقش در زندگی ما ندارند و نمیتونن اونو تغییر بدهند مگر اینکه خودمون باور کنیم که اونا میتونن و ما تمام مدت فرکانسمون داره ارسال میشه و به خودمون برمیگرده
یادمه خیلی قبل تر نا موفقیت هامو مینداختم گردن مامانم بابام خدا جامعه و همه ولی الان درک میکنم که من اگر ذهن درسی داشتم اتفاقا موفق میشدم اگرم یه درصد شکستی بود مقصرش خودم بود و میپذیرفتم اما این شیوه ذهنه دیگه برای اینکه خودشو آروم کنه همرو مصر میدونه الا خودشو و همین نپذیرفتن مقصر بودن باعث شکستای دیگه میشه
خدای مهربان ما برای تک تک ما خیر خوبی خوشبختی سعادت در دنیا و آخرت میخواد و اون خیر مطلقه اما آیا ماهم میخواییم برای خودمون؟اگر میخواییم پس چرا زمین تا آسمون فرق بین خواستمون و فرکانسمون بین خواستن و عمل کردنمون
میدونی هر چقدر تلاش کنی تا دونه بکاری تا درخت شه برات اما اگه ریشش درست نباشه درختی در کار نیست و میوه ای هم در کار نخواهد بود برای ریشه درست باید باورهاتو درست کنی و در جهت خواسته هات باشه بعد قدم برداری و بشینی سمرشو ببینی
چشم زخم یکی از خرافی ترین چیزهاییه که از دین یهود به دین اسلام اومده و یه ملت و تو درس و وحشت چشم زخم قرار داده که مثلا فلان لباسو نپوشم چشمم میزنن فلان کارو نکنم چشمم میزنن فلان پیشرفت و نکنم چشمم میزنن و …. همش خرافاته تا زمانی که ما با باورمون بهش قدرت میدیم پس باید حواسمون باشه چیو داریم بزرگ میکنیم تو ذهنمون
رفتارا های ما داره از باورهامون نشات میگیره بیرون ما آینه تمام نمای درون ما هستن
پس باید به بیرونمون دقت کنیم ببینیم چه رفتاری میکنیم چه رفتاری باهامون میشه و …. و باورهای مخربونو پیدا کنم و درستش کنیم تا زندگیمون بهتر بشه و اونجوری باشه که ما دوست داریم
تقوا به معنی کنترل نفس هستش
بریم سراغ چنتا آیه در مورد تقوا
نحل 128
در حقیقت خدا با کسی است که تقوا دارد و با کسی است که نیکوکارند
توبه 119
ای کسانه که ایمان آوردید از خدا پروا داشته باشید و با راستان باشید
مائده 112
و یاد کنید هنگامی که حواریون به عیسی گفتند ایا پروردگارت میتواند از آسمان خانی برای ما فرو فرستند گفتند اگر ایمان داشته باشید از خدا پروا دارید
احزاب 70
ای کسانی که ایمان آوردید از خدا پروا دارید و سخنی استوار بگویید
زمر61
و خداوند کسانی که تقوا پیشه کردند و کارهایی کردند که مایه رستگاریشا نشد را نجات میدهند از عذاب و غمگین نخواهد شد
شعرا 184
و از آن کس که شما را خلق کرد پروا کنید
امیدوام باعث تعقل بیشتر باشه این کامنت
دوستون دارم
سلام پریای عزیز💎
خیلی این کامنتت رو دوست داشتم.واقعاً آگاهی های خیلی خیلی مهمی رو بهش اشاره کرده بودی.
چقدر زیبا از عدالت خداوند گفتی و اینکه هر کسی هر جایی هست سر جای درستشه چون با فرکانسایی که داره میفرسته،باید توی همون وضعیت الانش باشه چون قانون همینه.
و چقدر لذت بردم از نکته ای که بهش اشاره کردی و اونم این بود که نه تنها از رفتارای خودمون بلکه از واکنش ها و رفتار بقیه با خودمون هم می تونیم به باورهامون پی ببریم.
واقعاً ازت ممنونم بابت نوشتن این کامنت زیبا.❤🙏
بهترینا رو از خدای مهربون برات میخوام دوست عزیزم.الهی هر جا هستی حال دلت خوب باشه 🦋🌹❤💫🌼😊🥰
به نام خدا
سلام استاد عزیزم
امیدوارم خیر و برکت اینهمه انرژی و وقتی که برامون میذارین به صورت سلامتی و عشق به زندگیتون برگرده و عمر طولانی داشته باشید تا مسیر رو برای ما و دیگران روشن کنید
همین که رک و بی پرده صحبت میکنید و واقعیت ها رو بیان میکنید ،چهره ی واقعی خدا رو بهمون نشون میدین و لحظه به لحظه بیشتر عاشق خدا و قانونش میشم
وای به حال کسانی که قانون خداوند رو اشتباه به دست بنده هاش میرسونن و وای به حال کسانی که تحقیق نکرده و کور کورانه قبول میکنن و من هم یکی از اونها بودم ، تقلید شده پایه و اساس ایمانمون ،
استاد عزیز راستش اینقدر که دروغ بهمون خوروندن و این مسائل شده جزیی از زندگیمون و نسبت به یه سری مسائل متعصب شدیم ، به شما هم شک میکنم و اکثر اوقات میرم تحقیق میکنم .البته که شما خودتون بارها گفتین حرفای من رو هم قبول نکنین و برید تحقیق کنید و به درک عمیقی از خدا برسید ،
چند وقته پیش ماشینی خریده بودم ، یه شب خواهرم رو که بردم برسونم خونشون کلیدای خونشون از دست خواهرم افتاد داخل بخاری ماشین . وقتی اومدم کلیدارو در بیارم دستم. خورد به یه کاغذ و تا اومدم بازش کنم خواهرم جیغ کشید که ای وای دعا گذاشتن تو ماشینت ، ای وای بیچاره شدیم ، من به شدت مخالف دعانویسی بودم و هستم و همزمان با جیغ خواهرم ، دعا رو باز کردم و دیدم داخلش یه سری چرت و پرت نوشته بودن و خندیدم همون جا پاره کردم . خواهرم شروع کرد به گریه کردن و کلی ترسیده بود . ولی من یک درصد هم خیالم نبود . مضمون دعا این بود که ماشین چون تصادفی بود و فروش نمیرفت صاحب قبلی رفته بود کلی هزینه کرده بود که ماشین رو به یکی بندازه و اون شخص من بودم که خریدم . آخه یکی نبود بگه احمق همون پول دعا رو از قیمت ماشین کم میکردی تا مشتری پیدا بشه . اون ماشین رو 8 سال با لذت سوار شدم و کلی باهاش کسب درامد داشتم و آخرش هم با قیمت خیلی خوب فروختم
بدترین مرگ ، مرگ به جهالت هست ، امیدوارم اینقدری رو خودمون کار کنیم که ایمان بیاریم فقط فقط فقط فقط خدا قدرت برتر هست و هیچ کس دیگه ای قدرت نداره
دوستتون دارم استاد دانا
سلام استاد عزیزم
من وقتی که متوجه شدم هنوز این ترمز در من هست تصمیمگرفتم که روش کار کنم
برای اولین قدم گفتم آقا استاد گفته برید تو خیابون و بپرسین تا بفهمین مردم به چیزی اعتقاد دارن که نمیدونن معنیش چیه
واقعا نمیدونستم قراره چه جوابایی بشنوم فقط گفتم آقا من باید برم
ببین به ذهنم رسید و من سریع رفتم بیرون
لحظه ای اجازه ندادم که شیطان ذهنم بخواد بیاد حرف بزنه
اولین خانمی که دیدم
ازش پرسیدم همینجوری تو کوچه ها تو خیابون(خنده)
استاد باورم نمیشد یه جورایی رفتم که به خودم ثابت کنم بااینکه مطمئن هم نبودم که واقعا اینطور هست یانه
استاد بگو چی گفت؟؟
خدایا هنوز چهره اش صداش توی ذهنمه
دقیقا مثل شما ازش پرسیدم ببخشید میتونم یه سوال ازتون بپرسم
گفت بله بفرمایید
گفتم شما شنیدید که ایه ای به نام وان یکاد تو قرآن وجود داره ؟
گفت بله
گفتم خب میتونید معنیشو به من بگید،وان یکاد یعنی چی؟!!
استاد دقیقا گفت نمیدونم!!!!
دقیقا با همین لحن شما اروم و با لبخند و ترکیبی از خجالت!! که نه نمیدونم یعنی چی …
دوستداشتم بیشتر ادامه بدم
بنابراین یه خانم و آقا دیدم که خب مشخص بود مذهبی هم هستن
حسم گفت حتما ازاین زوج بپرس!
کنارم رد شدن
ازشون پرسیدم
جوابشون این بود: !!!
مربوط به چشم زخم هست
بعد گفتم خب معنیش چیه
اروم گفت:
وان یکاد… معنیشو باید برید تو قرآن پیدا کنید اونجا هست
ولی برای چشم زخم استفاده میکنن و همراهت که باشه مثبت میشه همه چیز (یه همچین چیزی گفتن)
رفتم تو یه مغازه از فروشنده هم اینو پرسیدم
ایندفعه ایشون گفتن
مربوط به چشم زخم هست برای رزق و روزی هست تو مغازه ها ازش استفاده میکنن!!!
همین …
همین استاد یعنی واقعا هیچکدوم معنیشو نمیدونستن
هیچ جوابی برای من سوال من نداشتن
یعنی استاد باورم نمیشه…
کاملا حق با شماست!!
مردم به چیزی اعتقاد دارن و ازش میترسن که حتی به خودشون زحمت ندادن بک بار برن معنیشو پیدا کنن!
حتی نمیدونن معنیش چیه!
چرا!؟
چرا ما اینو باور کردیم؟
چرا هیچکس به خودش نگفته خب بذار حداقل برم ببینم معنیش چیه ببینم واقعا این هست یانه!
یعنی همینقدر الکی چشم بسته همه قبول کردیم باور کردیم؟
احساس میکنم باید هزار بار دیگه با صدتا نفر انجامش بدم
تا ذهنم بیشتر باورش بشه بابا! اینا حتی معنیشو هم نمیدونن!!
تو همه خونه ها تابلوش رو هست!
همه ترسشو دارن!
همه زندگی نمیکنن اونجوری که میخوان فقط از ترس همین باور مسخره ای که خودشونم نمیدونم از کجا پیداش شده!
ولی حتی یکیشونم معنیش رو نمیدونه چون نرفته ببینه اصلا چی هست..
باورم نمیشه!
حتی نخوندنش!!!!!!!
حتی معنیشو پیدا نکردن!!!
بعد با این قطعیت میان از چشم زخم میگن..
باید بارها انجامش بدم
استاد سپاسگزارم دوستداشتم حتما این تمرینی که انجام دادم رو اینجا با شما به اشتراک بذارم
باید میدیدید چقد خوشحال بودم
با ذوق دوباره اومدم به حرفاتون گوش بدم و هی بلند میگفتم دقیقااا دقیقااا
حالا میفهمم میگید حتما خودتون امتحان کنید تست کنید حرفای منو یعنی چی!
استاد بی نهایت سپاسگزارم(ایموجی قلب قرمز).
سلام و درود
کامنت زیادی تا حالا تو سایت نذاشتم ولی خواستم در مورد تجربه ای که به دست آوردم بنویسم. امروز من با یه اتفاقی مواجه شدم که دقیقا آگاهی های این فایل رو برام مثل روز روشن کرد.
داستان از اونجایی شروع شد که چون ازدواج نکردم و خانوادم مثلا از سر دلسوزی یه دعانویس رو بهم پیشنهاد دادن. حس خوبی به اون دعانویس نداشتم. چون یه بار بهشون مراجعه که کردم برای ترس هام ، یه مشت دعا بهم داد. همون شبش تا یک هفته چنان ترسی تو وجودم بود که حتی با چراغ روشن هم نمیتونستم بخوابم. دعاهارو یه مدت نگهش داشتم. ولی حس خاصی نداشتم که اینا واسم کاری بکنه. از سال ۹۵ با اساتید قانون جذب آشنا شدم که از شاگردای خود استاد بودن.بعدا طی قانون تکامل سال ۹۷ با استاد و دوره هاشون آشنا شدم و بعضی از دوره هاشون رو خریدم. مرتب گوش نمیدادم و تمرین انجام نمیدادم ولی با این حال انقدر اون آگاهی ها خالص بود که یهو همه ترسام ناپدید شد.
من اون دعاهارو همه رو دور انداختم و با خودم گفتم حال من با توجه و آگاهی هایی که از دوره ها گرفتم خوب شد و بدون اینکه بفهمم ترسام از بین رفت.
حالا داستان امروز … دوباره من هدایت شدم به سمت فرکانس ارسالیم و به سمت اون دعا نویس. با خودم گفتم دختر تو که قانون رو میدونی پس خودت جذبش کردی و وقتی فک کردم دیدم بعلهههههههههههههههه
خودم این اتفاق و این شخص رو جذب کردم. یعنی یه ذره که کانون توجهت عوض میشه سریع از مدار میای بیرون. مثل آدمی که اگه از روی پله اول بیفته شاید هیچیش نشه ولی اونی که از پله دهم بیفته ممکنه صدمه ببینه. و شیطانی که قسم خورده هر لحظه مارو گول بزنه.
حالا کاری که کردم چی بود.اولش ذهنم مقاومت میکرد خیلی تا جاییکه دو ساعت داشتم با ذهنم کلنجار میرفتم که این شخص رو خدا واسم فرستاده بعد از دو ساعت واسه ذهنم دلیل و منطق آوردم گفتم مگه وقتی میخواستی گوشی دلخواهتو بخری و خیلی پول نداشتی دعانویس واست کاری کرد؟ مگه وقتی قسط وام داشتی دعا نویس پرداخت کرد؟ مگه سر دفاع پایان نامت که نمره کامل گرفتی و دقیقا داورها اونجوری که تجسم کرده بودی ازت دفاع کردن پای دعانویس وسط بود؟ انقدر واسه ذهنم منطق آوردم که دیدم نشستم پای لپتاب و دارم اینارو تایپ میکنم.
عزیزی که داری این کامنتو میخونی منم خیلی وقتا گمراه میشم (خیلی باید کار کنم رو خودم) ولی به محض اینکه از ته دل به انرژی اصلی که خداست وصل میشم چنان چیزهایی رو به خاطرم میاره که هر لحظه بیشتر باورش میکنم که تنها قدرت جهان خداوند است. جهان به فرکانس های هر لحظه من پاسخ میده.مهم اینه که من چی میفرستم. من امروز فهمیدم پاشنه آشیل من همینه و انقدر باید روی این باورم کار کنم که بشه بخشی از وجودم. من در هر شرایطی خالقم. هر روز دارم تمرین میکنم که بهتر بشم. لازم نیست خودمو به کسی ثابت کنم. خداروشکر میکنم که هر لحظه دارم بهتر میشم. تعهد و تمرین و تکرار و تکرار و تکرار
به قول یه استادی زگهواره تا گور تمرین بکن عشق و آگاهی ناب برای همه عالم. یا حق
سرکار خانم نصیبه بختیاری ، سلام ، تبریک به این پایداریت و استمرارت و سپاس از این آگاه هایی که به امثال من هدیه دادی .
به نام خداوند بی نهایت غفور و رحیم
سلام به همه اعضای سایت
سلام به استاد عباسمنش عزیز و مریم شایسته و تمام همکارن شون
خداوند فقط برای من خیر و خوبی میخواد.
آیه 156 سوره نساء
وَاللهُ یُرِیدُ أَنْ یَتُوبَ عَلَیْکُمْ
خدا میخواهد که توبه منو بپذیره.
وَ یُرِیدُ ٱلَّذِینَ یَتَّبِعُونَ ٱلشَّهَوَاتِ أَنْ تَمِیلُوا۟ مَیْلًۭا عَظِیمًۭا
یُرِیدُ ٱللَّهُ أَنْ یُخَفِّفَ عَنکُمْ ۚ وَخُلِقَ ٱلْإِنسَـٰنُ ضَعِیفًۭا
یعنی خدا میخواد کار رو بر من آسون کنه، چون انسان ضعیفه. این یعنی که خداوند نیتش در شریعت و احکام، بر پایه خیر و راحتی برای منه، نه سختگیری یا عذاب.
سوره زمر آیه 7
إِن تَکْفُرُوا۟ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَنِىٌّۭ عَنکُمْ ۖ وَلَا یَرْضَىٰ لِعِبَادِهِ ٱلْکُفْرَ ۖ وَإِن تَشْکُرُوا۟ یَرْضَهُۥ لَکُمْ
اگه کفر ورزید، خدا بینیازه از شما، ولی برای بندگانش کفر رو نمیپسنده، و اگه شکرگزار باشید، اون رو برای شما میپسنده. این یعنی خدا خیر منو در شکر، ایمان و بازگشت به خودش میبینه.
در کل، نگاه قرآن به انسان پر از لطف و مهربانی خداست و تاکید میکنه که مسیر دین برای رشد، رحمت و رسیدن به خیر واقعی من طراحی شده.
خداوند برای من قدرت میخواد، خداوند برای من آزادی میخواد، خداوند برای من سلامتی میخواد. خداوند برای من فقط خوبی میخواد. خداوند برای من اینو میخواد که به خواستههام برسم.
من تو جهانی زندگی میکنم که قانونمندی وجود داره. هر اتفاقی که میافته به خاطر قانون خداوند رحمان و رحیم و تواب و بینهایت بخشنده ست.
مثل استاد عباسمنش که هر چی تو زندگیش خواسته به دست آورده، منم به دست میارم. چون سیستم ذهنی و عصبی تمام آدمها به یک صورت کار میکنه. ساختار پایهای مغز و سیستم عصبی همه مون یکیه (همه ما مغز، نخاع، نورونها، سیناپسها و هورمونهایی مثل دوپامین و سروتونین داریم). همه مون از محرکها تاثیر میگیریم (مثل درد، لذت، ترس و محبت). مغز همه مون قابلیت یادگیری، حافظه، احساسات، تصمیمگیری و قضاوت داره.
چرا سیستم ذهنی و عصبی تمام انسانها به یک صورت کار میکنه؟
حدود 99.9٪ از DNA تمام انسان ها مشترکه. یعنی دستورالعمل های ساخت بدن و مغز در همه مون یکسانه. مغز انسانها معمولا از حدود 86 میلیارد نورون ساخته شده و بخشهای مشترکی مثل (ترس)، (حافظه) و قشر پیش پیشانی (تصمیمگیری) داریم. وقتی ساختار یکی باشه، عملکرد هم شبیه هم میشه.
همه مون برای زنده موندن به چیزهای مشابهی نیاز داریم: غذا، آب، امنیت، محبت. مغز انسان طوری تکامل پیدا کرده که بتونه به این نیازها پاسخ بده. مثلا همه مون نسبت به درد واکنش منفی نشون میدهیم، به محبت واکنش مثبت نشون میدهیم و اضطراب رو در شرایط خطر تجربه میکنیم. این ها مکانیسم هایی هستن که طی میلیونها سال تکامل، به نفع بقا بوده.
نورونها در همه انسانها از طریق سیگنالهای الکتریکی و شیمیایی با هم ارتباط برقرار میکنن. این قوانین فیزیکی و بیولوژیکی در همه مون یکسانه. مثل این میمونه که بگی چرا همه گوشیهای آیفون با سیستم iOS کار میکنن؟ چون از یک سیستم عامل استفاده میکنن.
انسان ها موجودات اجتماعی هستن و برای ارتباط موثر، باید ذهنهایی داشته باشن که در (درک احساسات، زبان و منطق) هماهنگ باشن. این باعث میشه ذهن مون شبیه به هم برنامه ریزی بشه تا بتونیم همکاری، همدلی و یادگیری مشترک داشته باشیم.
سیستم ذهنی و عصبی من و همهی انسانها تقریبا به یک صورت کار میکنه چون:
ژنتیک مشابه داریم.
نیازهای مشابه داریم.
ساختار مغز و قوانین زیستی مون یکیه.
باید با هم زندگی کنیم و همدیگه رو بفهمیم.
آنچه که من باور دارم، برای من اتفاق میافته. من باور دارم که پول در آوردن آسونه، چون خیلیها هستند که به راحتی پول در میآورند. هیچکسی نمیتونه منو چشم بزنه. من محمد آصف باقری، فرزند محمد رضا رو هیچکسی نمیتونه منو چشم بزنه، چون من باور ندارم. چون خداوند قدرت خلق زندگیمو داده دست خودم، دست کانون توجه و باروهام. و یه الگوی خیلی خوب و عالی دارم مثل استاد عباسمنش که هیچ کسی نتونسته این انسان زیبا رو چشم بزنه.
من از هیچ کسی و هیچ چیزی نمیترسم و هیچ کسی نمیتونه به من ضربه بزنه. قدرت و انتخاب در دست های من هست و من آزادی انتخاب دارم. و من نمیترسم، من قدرت رو انتخاب میکنم.
هر انتخابی دو تا نتیجه متفاوت داره!
تقوا یعنی کنترل نفس. رفتارهای من از باورهای من نشات میگیره. باید ببینم چه رفتاری دارم تا بفهمم چه باوری دارم؟ این خیلی مهمه.
یادم میاد که میگفتن که یه چیز خوب بپوشی(شلوار، کاپشن … )، اینو هر جایی نپوش. چون تو مهمونیها همه با لباسهای شیک میان. اگه آدم هر روز لباس شیک بپوشه، میترسه که مردم چشمش بزنن.
یادم میاد که وقتی خوراکی خوبی میخوردم، مثل گردو، خرما، پنیر، عسل و … اگه کسی مثل پسر عموم میومد، من اون رو از سفره بر میداشتم و قایم میکردم تا نبینه که من چیزی دارم بخورم و دلش بهم بسوزه. و تازه نمیخواستم اون چیزی که دارم رو بخوره تا کم بشه. باور کمبود> توی کوچیکی که من و بچه های عموم توی یه اتاق زیر یه سقف می خوابیدیم مادر بزرگم از جیبش که اون همه باکتری ماکتری خدا میدونه داشت خوراکی مثل نخود و کشمیس می داد و بهم می گفت انقدر یواش بجو که کسی نشنوه. و باز هم می شنویدن…
در حالی که کار درست این بود که همون چیزی که دارم میخورم رو به مهمونم بدم. اگه خودم دارم یه چیز خوب میخورم، همونو به مهمونم میدادم. اون روزی که خداوند برای اون مقرر کرده بود، همون بود. و من توبه میکنم از این که اون خوراکی رو به خاطر باور کمبود پنهون میکردم. خدایا توبه میکنم.
احساس دلسوزی دادن به دیگران از مادربزرگم به من سرایت کرد. ایشون پیش همه مظلوم نمایی میکرد تا دل دیگران به رحم بیاد و بهش کمک کنن. همیشه میگفت که من هر لحظه هر دم شهید و بیکس هستم.
ناشکری خیلی در من ریشه دونده: من از عموم و زن عموم خیلی نیکی دیدم. اگه اون ها نبودن، زندگی من خیلی خیلی سخت میشد. اگه زن عموم منو وقتی انگشتم نزدیک بود قطع بشه، به دکتر نمیبرد، الان شاید انگشت نداشتم. اگه اون منو به خونه خودش راه نمیداد، زندگیام خیلی سخت میشد. اونا خیلی جاها منو با بچه های خودشون یکی دونستن و من بسیار سپاسگزارم، و از خداوند هم سپاسگزارم به خاطر این همه لطف و رحمتی که شامل حالم کرده.
ولی من گاهی وقتها این کمک ها رو انکار میکردم و میگفتم که من به تنهایی بزرگ شدم، من پدر و مادر نداشتم. در صورتی که این همه کمک ها از فضل خداوند بوده. خدایا توبه میکنم که تو رو انکار کردم و کمک های غیبی تو رو ندیدم.
هر چقدر که من در این دنیا انسان خوب، ثروتمند، پولدار، بخشنده و مهربان باشم، نتیجش رو هم در این دنیا و هم در آن دنیا از خداوند میگیرم. خداوند هرگز برای من سختی نخواسته و نمی خواد.
آیه 201 سوره بقره
رَبَّنَآ ءَاتِنَا فِى ٱلدُّنْیَا حَسَنَهًۭ وَفِى ٱلْءَاخِرَهِ حَسَنَهًۭ وَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ
پروردگارا! به ما در دنیا حسنه بده و در آخرت هم حسنه، و ما را از عذاب آتش (دوزخ) حفظ کن.
اگه تو این دنیا خوب زندگی کنم، در اون دنیا هم خوبتره.
پس هیچ منبع شیطانی نیست!!! یک منبع انرژی، یک قدرت، یک منبع حیاتی در جهان وجود داره که همانا خداوند یکتاست. و در نبود اون شیطان به وجود میاد. وقتی نور نیست، تاریکی میاد. وقتی ثروت نیست، فقر میاد. وقتی سلامتی نیست، بیماری میاد.
شیطان نیرو نیست. شیطان نبود خداوند در ذهن منه. نور نیرو هست و تاریکی عدم نیروست. ثروت نیروست و فقر عمدم ثروت. سلامتی نیروست و بیماری عدم سلامتی.
یک نیرو، یک رب، یک فرمانروا در این جهان هستی هست. خداوند یک قدرته و بقیه هیچ چیز نیستن. هیچ کس دیگه چیزی نیست!!! هیچ کسی هیچ قدرتی در زندگی من نداره، من هم نمی تونم زندگی دیگران رو تغییر بدم، من فقط می تونم زندگی خودم رو با افکار و باورهام تغییر بدم، با کمک خداوند همه کارها شدنی هست. خدایا هزاران هزار بار شکرت به خاطر این که همواره به من کمک می کنی.
چشم زخم یکی از باورهایی بنیادی منه که از کوچیکی در خانواده و جامعه دیدم: با مرور باورهایی که در برخی جوامع اسلامی رایج شده، برای من روشن شده که بسیاری از این مفاهیم، از جمله «چشم زخم»، ریشه در متون مذهبی قدیم تر، به در ویژه تورات و کتابهای عهد قدیم دارند، (در قرآن به هیچ عنوان حقیقت نداره که کسی بتونه زندگی کسی رو خراب کنه!!!!) متونی که به باور بسیاری تحریف شده. در این منابع، نگاه حسودانه و اثرات منفی آن بهگونه ای مطرح شده، و بعدها در سنتهای یهودی گسترش یافته است. چقدر من دیدم که اسفند دود می کردن. حتی من یه مستندی رو دیدم که رضا شاه هم ندیمه خانمش فرح، اسفند دود می کرد. من اون لحظه با خودم گفتم که اینا که با دنیا خارج از ایران چقدر رابطه دارن، اینا دیگه نباید خرافاتی باشن. و الان می فهمم که این تفکرات به همه نفوذ کرده بوده، شاه و گدا نداره.
به قول استاد عزیزم این باورها در نتیجه تعاملات فرهنگی بین مسلمانان و یهودیان، وارد فرهنگ اسلامی شده. همچنین داستانهایی مثل گوساله سامری، که در تورات اومده، برای من نمونه ای از گرایش تاریخی قوم بنیاسراییل به ساختن روایتهای نمادین و گاه خرافی ست، داستانهایی که گاه به طور غیر مستقیم بر دیگر فرهنگها هم اثر گذاشته.
تحریف در متون دینی باعث شده مفاهیم تازهای شکل بگیرند و وارد جوامع دیگر شوند. از نظر من، «چشم زخم» هم یکی از همین باورهاست که از مسیر تحریف و انتقال فرهنگی، در میان مسلمانان رواج پیدا کرده.
در نهایت، به این نتیجه رسیدم که باورهایی از این دست، حاصل ترکیب روایت سازی، تحریف، و انتقال تاریخیه: با وجود این، در قرآن و تعالیم اصیل اسلامی تاکیدی بر چنین مفهومی دیده نمیشه.
تو آیه 51 سوره قلم گفته شده که
بعضی از کفار وقتی صدای قرآن رو میشنیدن، اون قدر از پیامبر بدشون میومد که انگار با نگاهشون میخواستن بندازنش زمین. حالا بعضیا اینو ربط دادن به چیزی که ما بهش میگیم «چشم زخم». ولی واقعیت اینه که خود قرآن اصلا مستقیما چیزی به اسم چشم زخم رو تایید نکرده.
تو خیلی از فرهنگها، از جمله بین بعضی از مسلمونا، این باور هست که نگاه بد یا حسودی میتونه به آدم آسیب بزنه. اما بیشتر این باورها از فرهنگ و سنتهای محلی اومده، نه از خود قرآن.
آدمها وقتی یه اتفاق بد میافته و دلیلش رو نمیفهمن، دنبال یه چیزی میگردن تا براش توضیح پیدا کنن. اینجاست که باورهایی مثل چشم زخم وارد ماجرا میشن. مخصوصا وقتی آموزش دینی درست و حسابی ندیده باشن، ممکنه آیات قرآن رو هم اشتباهی برداشت کنن.
اما قرآن میگه هر چی سرمون میاد، چه خوب چه بد، نتیجه کارای خودمونه. نه اینکه یه نفر با نگاهش بتونه زندگیمونو خراب کنه. مثلا تو قرآن خداوند میگه: خوبی از طرف خداست، بدی هم از دست خودتونه.
یه نیرو، یه رب، یه فرمانروا تو این عالم هست: یه خدا، یه قدرت.
بقیه هیچی نیستن… هیچکس دیگه واقعا چیزی نیست!
هر وقت یکی یه کار جدید بکنه یا یه کم از چار چوبهای معمول مذهب فاصله بگیره، سریع میگن: خدا زده!
من خودم دیدم، برادر زن عموم وقتی ماشین خرید، یه مرغ جلوی چرخ ماشینش قربونی کرد که کسی چشمش نزنه.
یه بارم دیدم بعضی ها وقتی یه خونه چند طبقه میساختن، یه پارچه قرمز یا سبز می بستن به طبقه آخر یا یه جای قابل دید، تا اگه کسی این ساختمون یا اسکلت نیمه کاره رو دید، چشمش بخوره به اون پارچه، نه به خود ساختمون،که مثلا صاحبش از چشم شور در امان بمونه.
خب، حالا برسیم به اینکه چرا بعضیا رفتن سراغ آیه 51 سوره قلم و اون رو به دیوار خونهها شون آویزون کردن؟
چون با یه باور اشتباه رفتن سراغ قران، خواستن یه جور منطق براش تو قرآن پیدا کنن.
در حالی که تو آیه 7 سوره آل عمران، خدا صراحتا میفرماید:
کسانی که دلشون مریضه، میرن دنبال آیات متشابه (یعنی آیاتی که چند تا معنی ممکن دارن، میشه همه جوره تفسیرش کرد) و از اون برای گمراه کردن خودشون و دیگران استفاده میکنن.
گمراهی یعنی همین باورهای غلط و آسیب زا.
قرآن خودش میگه این کتاب میتونه هم باعث هدایت بشه، هم گمراهی. بسته به اینکه با چه نیتی بری سراغش.
در آخر، به جای اینکه دنبال باورهای غیر منطقی و خرافی مثل چشم زخم باشیم، بهتره به خدا توکل کنیم و بدونیم که همه چیز توی زندگی مون با ارادهی اونه، نه به خاطر نگاه یا حسادت دیگران.
در پناه خداوند بی نهایت غفور و رحیم باشیم
خدا نگهدار
سلام بر شما
چقدر مطلب شما بامثال هایی که آوردین برایم تامل برانگیز بود
خدایا شکرت به خاطر اینکه هدایت از راهی که فکرشو نمی کنم بر من وارد میشود
خدایا شکرت
خدایا می خوام از بندگان خالص تو باشم وفقط به قدرت تو متصل باشم
خیلی کامنت شما تاثیر مثبت برای من داشت
خداوند به شما برکت وسلامتی و سعادت عنایت فرماید
مثال باور کمبود که منم بارها انجام دادم. ریشه در تربیت ما ونگاه شرک آلودمن نسبت به خداوند بود. از بس که بهم گفته بودند پول کمه غذا کمه آب و غیر ه
که البته الان با آموزشهای استاد خیلی بهتر شده ام اما ریشه ان باور کمبود هر دفعه به یک شکل تازه خودشو نشون میده ومن میفهمم که چقدر این باور شرک آلود ریشه. عمیقی دارد
از خداوند می خوام که در ایجاد باور فراوانی مرا هدایت کند آمین
چشم زخم که دیگه جوری در وجود ما نهادینه شده که در مکالمات روز مره. مثلا به طور مرتب میگیم برای خودت اسفند دود کن یا بزن به تخته اینم الان میدونم باوری شرک آلود است به طور به اگر کسی لباس خاص وشیکی پوشیده باشه من خودم نا خودآگاه بهش میگم اسفند دود کن یا بزنم به تخته چقدر شیک شدی که این هم باعثشد بفهمم با وجود اینکه فایل چشم زخم استاد عزیزم را بارها گوش دادم اما باور هنوز درست نشده یعنی شخصیت من به طور بنیادی هنوز جای کار داره خدایا میخوام از تو که در راه تغییر بنیادین شخیت ام راه برایم رون وآسان فرمایید خدایا سپاسگزارم
سلام بر استاد خوبم و همگی عضو این خانوادا بزرگ.
چیدر جالب و با مستندات گفتید.قبلا من در برخی سفر ها برای سوغاتی از اون سنگ های سرمه ای مثلا چشم زخم میوردم.همین پارسال همین موقع ها من این کار رو کردم.
وقتی دبستانی بودم از مادرم پرسیدم که اصلا چشم زخم وجود داره؟
اون هم گفت که به طور علمی یک چیزهایی ثابت شده اما کاملا درست نیست.همین باعث شد که من هممثل خیلی های دیگه چشم زخم رو باور کنن تا اینه از اولین آموخته های من از این سایت عدم وجودش بود.اما با این ویدیو کاملا متوجه شدم چرا وجود نداشته اصلا.
نمیدونم چطور ولی من تا امشب متوجه این ویدیو نشده بودم و امشب باز به وبسایت هدایت شدم و یه صدایی فرمان داد و گفت بزن رو محبوب ترین ها.و وقتی این ویدیو رو دیدن متوجه شدم که با هدفم که مدتی کار کردن روی خودم و شناخت بیشتر خدا بود مطابقت داره و انتخاب کردم.
اخیرا تصمیم گرفتم به وسیله کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم و ویدیو های در مورد خدای این سایت رو بیشتزر روش کار کنم و خدا رو بهتر یشناسم.هنوز هم هزاران سوال از خدا درونم هست اما امیدوارم مثل همین ویدیو که بخشیش جواب داده شد جواب بگیرم و به شناخت کاملی از خدا برسم.
سپاس خدای مهربان که من رو یکشب دیگه هم هدایت کرد.
به نام الله یکتا
سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار و دوستان عزیز
از بهترین سوال های ممکن :
مکانیزم خواست خدا چطوریه؟
آیا خدا برای بنده ای جز خیر و خوبی و سلامتی و ثروت و خوشبختی چیز دیگه ای میخواد ؟
آیا با تغییر منطق زندگیمون منطقه زندگیمون هم عوض میشه؟
این فایل جزو فایل های هست که حسابی به انسان قدرت میده و انسان را امیدوار میکنه
امیدوار میکنه به تلاش و نتیجه گرفتن
امیدوار میکنه به حمایت تنها قدرت مطلق
امیدوار میکنه به قدرت خلق زندگی خودمون
یعنی بعد از این فایل چطور میتونم مسئولیت زندگی خودم را قبول نکنم
چطور میتونم هر عاملی را بیرون از خودم موثر بدونم
چطور میتونم قبول نکنم شرایط و اتفاقات الانم را
و چطور نتونم پیش بینی کنم شرایط و اتفاقات آینده ام را
و چی قشنگتر و عادلانه تر از این که همه چیز دست خودمه و حاصل انتخاب خودمه
مثلا این هفته که گذشت پنچ شنبه و جمعه تعطیل بود شب پنچ شنبه تصمیم گرفتم صبح زود برای طلوع برم کوه صفه اول که بیدار شدم گفتم بیخیال بگیر بخواب ولی سریع گفتم نه تصمیم گرفتم وباید برم و اون لذت دیدن طلوع را از روی قله تصور کردم
سریع وسایل را جمع جور کردم و تازه اومدم بیرون دیدم داره نم نم بارون میزنه پیش خودم گفتم عجب روزی بشه امروز . نزدیک های کوه دیدم بارون تبدیل به برف شد و باز خوشحال تر کوله را بستم وبا خوردن یه سیب شروع به حرکت
یه برف زیبا داشت میومد
خوب اول یکم شلوغ بود ولی کم کم که میرفتم بالاتر خلوتر میشد البته یه لحظه چاخان خان گفت بیخیال الان بخوای بری قله لیز میخوری خطرناکه نزدیک های قله دو نفر داشتن برمیگشتن گفتم هوا چطور بود بالا ، بعد خدا از زبون یکی شون گفت برو آقا ادامه بده تا این جا اومدی
خلاصه رفتم تک و تنها رو قله بودم و جزو بی نظیر ترین لحظه هایی بود که داشتم برف بود بعد مه شد یه مه غلیظ و چه هوای عالی و خوبی
جاتون خالی بیسکوییت و چای خیلی حال داد اون بالا حدود نیم ساعتی نشستم کلی با خدا خلوت کردم خواستم بیام پایین یه حسی گفت یکم دیگه بمون موندم دیدم چند دقیقه بعد یه بنده خدایی بدون دستکش وکوله رسید قله معلوم بود سردش شده بود یه چای بهش دادم (بعد اینجا را ببین قانون چطور جواب داد یه داستانی برام تعریف کرد از چند نفر که شیش ماه تو زمان جنگ تو یه منطقه بدون آب و غذا مونده بودن و فقط با کمک طبیعت زنده موندن و… بعد اون بنده خدا گفت وسط راه خواستم برگردم گفتم بابا اون ها شیش ماه تونستن زنده بمونن بعد من نتونم اینجا را برم و گفتم خدا بزرگه)
بهش گفتم همون خدا به من گفت بمون چند دقیقه دیگه که این چای را بهت بدم گرم بشی و داشتیم صحبت میکردیم یه آقای جوون دیگه ای هم اومد که اونم خیلی پسر خوبی بود بعد من دیگه داشت سردم میشد خیلی وقت بود بالا بودم خواستم خداحافظی کنم گفتن با هم میریم با هم یه مسیری را اومدیم و چه خاطره ها و تجربه های زیبای را تعریف کردن و بعد دیگه از هم جدا شدیم
اما چی بگم بعد از تموم شدن مه که چه صحنه های زیبایی بود که قابل وصف نیست طوری که رسیدم پایین دوباره یه تیکه راه اومدم بالا از بس زیبا بود البته دوباره هم برف شروع شد و اصلا باورم نمیشد همچین هوا و منظره هایی را تو اصفهان ببینم و تو این موقع از سال
و فرداش رفتم محل خودمون و یه مسیری رفتم برا دوچرخه سواری که اونجا هم چقدر زیبا بود پر برف و یه آدم برفی بزرگ درست کردم که حسابی حال داد
(اینا را گفتم که اولا خدا را شاکر باشم و یادم باشه نتیجه تمرکز روی چند قسمت سفر به دور آمریکا باعث دیدن این زیبایی ها شد )
و درسی که میخوام بگیرم این بود که من میتونستم انتخاب کنم اون روز صبح بخوابم اون وقت هیچ کدوم از این خاطره های زیبا را نداشتم پس تمام زندگیم حاصل همین انتخاب های خودمه میتونستم تنبلی کنم یا از عوامل بیرونی مثل سرما و ترس و … برای توجیه خودم استفاده کنم اون وقت صددرصد نتیجه متفاوتی برام داشت
این فایل دوباره برام یادوآوری کرد که توحید همه چیز
اعتماد به نفس یعنی اعتماد به رب و اعتماد به خدای درون همه چیزه
و این که هیچ چیز و هیچ قدرتی بیرون از من نیست
رب من ازت میخوام به همه ما کمک کنی که در هر دو دنیا خوب زندگی کنیم و اون روزی که نزد تو میاییم بتونیم سرمون را بالا بگیریم
دوست دارم
دوستون دارم
یا حق
و یه موردی هم که خواستم در مورد چشم زخم بگم اینه که تا به امروز از عمرم اعتقادی نداشتم و همیشه اعتقاد داشتم و میگفتم هیچ قدرتی بالاتر از قدرت خداوند نیست و هیچ مسئله ای هم برام پیش نیومده
یعنی این باوری که استاد داره میگه من قلبا از گذشته قبول داشتم برای همین هیچ وقت از این موارد (چشم زخم و جادو و… )ترسی نداشتم
یعنی اصلا قبول نداشتم و ندارم چون همیشه خدا را بهترین حافظ میدونستم و قدرت مطلق .
سلام و درود خدمت استاد عزیز و همه دوستان امیدوارم که عالی باشید
چقدر نیاز داشتم به گوش کردن این فایل استاد جان
ممنونم ازتون که مثل همیشه ماموریت هدایت مارو دارید
من رفتم معنای و ان یکاد رو خوندم بله استاد کاملا درست میفرمایید
حالت خبری داره که میگه کافران فکر میکردن پیامبر دیوانس
اما واقعا چیزی درمورد چشم زخم نگفته
و متاسفانه تو همه خونه ها هم هست
و همونطور که فرمودید چشم زخم هم به باور های ما برمیگرده
و چقدر بعضی از افراد خیلی کارهارونمیکننچونمعتقدند چشم میخورن
چقدر مارو عقب میندازه
الهی شکر که این فایل قسمتم شد تا گوش بدم
و اگاه بشم
استاد بینهایت ازتون سپاسگزارم
سلام
دوستان گرامی که اصرا دارند در مورد چشم زخم صحبت کنند و آیه های قرآنی مانند سوره فلق را می آورند، باز هم در این سوره و به 4 ترجمه و 3 تفسیر معتبر باز هم این سوره به چشم زخم اشاره نمی کند و برای اطلاعات بیشتر به لینک زیر مراجعه کنید تا این سوره را به 4 ترجمه معتبر و به 3 تفسیر معبر بتوانید بخوانید….
اما درباره چشم حسود که گفته اند از آن بترس، فردی که به زندگی شما حسادت کند می خواهد به نوعی به شما خسارت یا صدمه وارد کند نه آنکه از چشم آن شخص به شما صدمه ای وارد شود، بلکه از رفتار فیزیکی آن شخص شما آسیب خواهید دید.
حالا بماند که یک سری نیروهایی وجود دارد که افرادی می توانند آنها را کنترل کنند، اما این گونه افراد 1 در میلیارد هستند و آن هم باید در یک جمع قابل اطمینان امتحان شود تا قابل باور باشد.
یک نکته دیگر که برایم مهم است این است که ما در دنیای علم و منطق زندگی می کنیم، اگر امروز من یک فرمول ریاضی را حل می کنم به من خواهند گفت آن را اثبات کن و من می توانم به صورت منطقی و علمی آن را اثبات کنم
حالا اگر شخصی می گوید چشم زخم وجود دارد، باید بتواند آن را اثبات کند نه فقط ارجاع بدهد به حرف چند نفر، جناب آقای عباس منش یک چالش جلوی پای شما گذاشت، گفت هر کسی می تواند من را چشم بزند، خوب این گوی و این میدان هر کسی می گوید چشم زخم وجود دارد، بفرما چشم بزن، شما الان مقابل یک چالش هستید که باید به صورت عملی آن را ثابت کنید نه با چند تا کلمه حرف که حتی برای اثباتش مشکل خواهیم داشت
من شنیدم، من دیدم ، یکی گفته، یکی اینجوری شده رو ولش کن بیا توی چالش و این شخصی که تو رو به این چالش دعوت کرده چشم بزن
من نمیدونم این همه آدم موفق تو دنیا وجود دارن، هیچ کس نمیتونه چشمشون بزنه ولی شما که تازه یک ماشین خریدی رو چشم میزنن !، به عینه دیدم آدمی که میگفتن چشمش شوره هر چی سعی کرده کسی رو که اعتقادی به چشم زخم نداشته، چشم بزنه نتونسته و به اصطلاح کم آورده
هر کسی به اندازه اعتقادات و باورهای خودش زندگی می کند و پیشرفت می کند
باز هم میگم، این گوی و این میدان
بدون سفسته و جمله بازی و فلسفه بافی، بیا و عملی حرفت رو برای یک بار ثابت کن
با تشکر از آقای عباسمنش
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین
الرحمن الرحیم
ایاک نعبد و ایاک نستعین
اهدنا الصراط المستقیم
سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی نازنینم و دوستای هم خانواده ام در این سایت الهی و توحیدی
الهی که همگی در آرامش و حال خوب باشیم و متصل به نور خداوند باشیم که منبع همه ی خیر و خوبیهاست و برای ما فقط خیر و خوبی میخواد
باز هم همزمانی ها!
دو روزه خواهرم به اتفاق همسر و دخترش اومدن پیش ما تو خونه باغمون در طالقان بسیار زیبا، و جای شما سبز خیلی داره به همه مون خوش میگذره
و اتفاقاً(که هیچ اتفاقی اتفاقی نیست) بعضی از صحبتهامون درباره ی همین موضوعات بوده،
آلبومهای عکسهامونو با هم نگاه میکردیم و خاطرات خوشمون رو برای هم بازگو میکردیم و…
استاد جانم تمام صحبتهایی که در این فایل گفتید رو با جان و دل می پذیرم،
و نه تنها می پذیرم که قبل از آشنایی با شما هم من هرگز به چشم زخم اعتقاد نداشتم، هیچوقت سراغ جادو جنبل و رمال و فالگیر نرفتم، اسفند اصلاً تو خونه من وجود نداشت و…
تو این فایل شما گفتین ترجمه های فارسی اون معنای کامل و درست رو نمی رسونه،
من هم بواسطه آشنایی و تسلطی که به زبان عربی دارم کاملاً اینو تایید میکنم
و دقیقاً بخاطر همینه که عقیده دارم قرآن رو به عربی بخونیم که زبان اصلیش هست
و ترجمه فارسی نه تنها معنی کامل و درست رو نمی رسونه بلکه دارای اون انرژی پاک و خالص و نورانی کلام خود خداوند نیست
و بخاطر همینه که معتقدم بهترین روش نماز، خوندنش به زبان عربی هست، که پیامبر اسلام و بزرگان دین و مسلمانان هم به همون زبان میخونن
از درگاه خداوند رب العالمین درخواست می کنم که همواره ما رو به صراط مستقیم هدایت کنه
رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ (آیه 8 سوره آل عمران)
پروردگارا! پس از آن که ما را هدایت کردى، دلهاى مارا به باطل مایل مگردان و از سوى خود مارا رحمتى ببخش. به راستى که تو خود بسیار بخشندهاى.