آیا واقعاً چشم زخم حقیقت دارد؟ - صفحه 4 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

414 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مجتبی اصغری گفته:
    مدت عضویت: 4202 روز

    وقت بخیر…تصویرسازی از موقعیتی که پیامبر(ص) داشته با توجه به توصیفات آیات ذکر شده اینو به ذهن می رسونه که: تا حالا شده به چیزهایی باور داشته باشین و مسائلی رو درک کنین که اطرافیان از درکش عاجز باشند و شمارو مسخره کنن و با چشمانشون به هم اشاره کنن و بهتون بخندن و بگن دیوانه شدی…استاد عزیز احتمالا برای شما پیش اومده که خودتون بارها گفتین از طرف حتی نزدیکترین افراد مسخره شدین… یه وقتایی این مسخره کردنا و با چشم اشاره کردنا توو دل آدم شک میندازه که نکنه من دارم اشتباه میکنم نکنه دارم توهم میزنم و یه حس ناراحتی میده و نزدیکه که بلغزونن آدمو اما همون موقع به پیامبر(ص) الهام میشه که تمسخر اونارو باور نکن چه بسا که اگه باور کنیشون میلغزی و اما باور کن که این باورها(ذکر…قرآن) جز پند(یادآوری) برای جهانیان نیست… دوباره باهم معنی این آیه و آیه بعدشو ببینیم:(( و نزدیک است کافران تو را با چشمان خود بلغزانند وقتی ذکر را می شنوند می گویند او دیوانه ست و حال آنکه چیزی جز ذکر (و یادآوری) برای جهانیان نیست))…نمی دونم درسته اینو اینجا بگم یا نه: این فایلو من مدتها پیش که رو سایت گذاشته بودین دیدم نه یک بار بارها و بارها. این تصویر که بالا گفتم توو ذهنم شکل گرفت اما ازونجاییکه خیلی کم تمایل به کامنت گذاشتن داشتم چیزی دربارش نگفتم تا اینکه چند روز پیش برام موقعیتی پیش اومد و دوباره برام سوال پیش اومد که نکنه این مسائل چشم زخم اجنه و گره و دعا درسته اما از طرفی من مدتهاست که رو این مسائل کار میکنم و باور نداشتم و ندارم که قدرتی جز (خودآم) وجود داره از خودش خواستم هدایتم کنه یادمه آخر شب بود خوابیدم فرداش که به رسم هر روزه به سایت شما سر زدم دیدم این فایل دوباره قرار گرفته و با دیدن دوباره ش انگار خداوند از طریق شما جوابمو داد و هدایتم کرد و باز هم اون تصویر از موقعیتی که پیامبر(ص) درش بودن به ذهنم اومد باز هم گفتم کامنتش نمیکنم تا اینکه دوبار پشت هم خواب دیدمتون استاد…خواب دیدم که اومدم پیشتون دارم باهاتون درمورد باورها حرف میزنم یادمه دفعه آخری توو پارادایس بود. از خواب که بیدار شدم انگار چیزی درونم تشویقم می کرد که اینو بنویسم درگیر درس و امتحاناتم منتظر فرصتی شدم که بنویسم الانم خیلی مطالب میاد که بگم اما مجال اندک… از خداوند که من بهش میگم خودآم براتون ثروت سلامتی و سعادت در دنیا و آخرت(پاسخ فرکانسی به قول دانشمندان) خواستارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  2. -
    سمیرا نظری گفته:
    مدت عضویت: 3352 روز

    خدایا شکرت تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    نمیدونم خدا چطوری از ت طلب بخشش کنم اخه تو چقدر بزرگی چقدر رحیمی چقدر عاشق بندهاتی خدایا من با تمام وجودم ازت طلب بخشش میکنم و ازت بینهایت سپاسگزارم ک یکی یکی ترمزهای ک تو ذهن من هست و از زیر خروارها خاک میکشی بیرون نشونم میدی اخه نمیدونم این همه من روی باورهام کار میکنم فکر میکنم خیلی زرنگم ولی ای دل قافل ک فقط روی ذهن خودم حساب میکنم و بازم راه رو اشتباه میرم و اگه ۵ سال دیگه زور میزدم و روی خودم حساب میکردم عمرا میتونستم این باور شرک آلود و پیدا کنم

    خدا جونم سپاسگزارم امروز بعد از مدتها رفتم قسمت دو روانشناسی ثروت ۳ رو گوش کردم خدای من این باورها گرانبهاست ب خدا گرانبهاست اصلا نمیشه گفت من این و قبلا هزار بار گوش کردم اصلا امکان نداره این حرف مسخره ست چون وقتی گوش میکنی چ گنج های نهفته ای توش هست ک اون موقع ها اصلا نمیفهمیدم خدای من وقتی گوش کردم گفتم وای من چقدر دارم رو خودم حساب میکنم چقدر دارم زور میزنم خدای استاد داره میگه حتی رو عقل خودت حساب نکن چرا یادت رفته چیکار داری میکنی چرا انقدر زور میزنی میگه از خدا بپرس تو یه لحظه شاید یک هفته ی چیزی بهت میگه ک خودت دهنت وا میمونه خودت داغ میکنی خودت دیونه میشی اینها رو میگم چون من وقتی گوش کردم گفتم خدایا ترمز من کجاست چرا جواب نمیده چرا نتیجه نمیگیرم خدای من فقط چند ساعت شد فقط چند ساعت ب خود خدا قسم انقدر قشنگ بهم ترمز نشون داد ک شاخ دراوردم

    ترمز چی بود طلسم خدایا توبه اون زمان ک من قانون و نمیدونستم خیلی دنبال فال و جادو این چیزها بودم یعنی نون نداشتم بخورم ولی از زیر سنگ پول جور میکردم میرفتم پیش این دعا نویس ها تا شاید زندگی م بهتر بشه و البته بهتر نمیشد هیچ بدتر هم میشد نمیدونم یکی از این دعا نویس ها میگفت ی پول خیلی زیادی ک اصلا از عهده من خارج بود پولش باید بدی تا مثلا ما برات دعا ببریم کجا چال کنیم وای چقدر من احمق بودم ک باور کردم و انقدر با آب و تاب تعریف میکرد ک تو رو طلسم کردن و باید این پول و بدی تا طلسم تو باطل کنم و من هم چون پول نداشتم بدم باور کرده بودم ک من طلسم شده هستم جادو مون کردن ک انقدر بدبخت یم هر کاری هم میکنیم نمیشه و من این همه مدت اصلا این باور و فکر هم نمیکردم داشته باشم العان چهار سال من تو این جای مقدس با این باورهای قشنگ هستم اصلا فکر نمیکردم این باور و دارم مثلا یادم خیلی زمان برد تا من درک کنم چشم زخمی وجود نداره یعنی خیلی روی این باور کار کردم انقدر ک ریشه ای بود تو ذهنم تا فهمیدم. به خاطر همین دیگه فکر طلسم و جادو نبودم تا خدا جونم امشب این ترمز مخفی ک جلو ثروت و ب زندگی من گرفته بود و بهم نشون داد

    العان تقریبا دو ماه ک با تمام وجودم تعهد دادم و دارم روی باورهای ثروت کار میکنم و خدا هر لحطه بیشتر و بیشتر داره هدایتم میکنه باور میسازم ترمز ها مو نشونم میده خدایا شکرت واقعا شکرت

    بچه ها از خدا بخواهید ک کمک تون کنه توی هر چیز از خدا بخواهید اصلا رو عقل خودتون حساب نکنید ما انسان ها فراموشکاری م ب قول استاد ب خدا زود یادمون میره و فکر میکنیم میدونیم میایم از عقل خودمون استفاده میکنیم و این کار باعث میشه مسیر مون طولانی بشه ولی وقتی از خدا میخوای الله اکبر ک خدا سریع الجواب سریع جواب میده

    استاد جونم سپاسگزارم

    ایشالله ک روز ب روز باعزت تر و ثروتمند تر بشی در پناه خدا

    تولدت مبارک استاد عشق ایشالله تولد صدوبیست سالگیت 🎂💝😘😍🥳🎉🎁💸

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    سید عبداله حسینی گفته:
    مدت عضویت: 2261 روز

    به نام الله یکتا و مهربان.

    سلام به استاد عزیزم استاد بی نهایت دوست داشتنی.

    استاد عزیزم به موضوع جالبی اشاره کردید.

    میخوام از شرک خودم تو گذشته بنویسم که چقدر

    باورهای من تغییر کرده که دیگه در موردش فکر

    هم نمی‌کنم.

    باوری که در ذهنم ایجاد کردم اینه:

    زندگی ام را من خودم با باورهایم خلق می‌کنم هر

    جوری که دلم بخواد.

    من در یه برهه ای از زندگی ام تو کار کشاورزی و دامداری بودم چند تا گاو شیرده داشتیم، که یکی از

    گاو ها برا حامله شدن زنگ زدم به دکتر، که واکسن حاملگی به گاو بزنه، گفت یک ساعت دیگه

    میام من هم به خودم گفتم تو این یک ساعت یه

    سر برم مزرعه و بیام که اتفاقا همون لحظه ای که

    من نبودم دکتر اومده بود خونه مون و دیده بود من نیستم یکی از هم محله هامون را برا کمکی

    اورده بود و کاراش انجام داده بود و رفته بود وقتی که من اومدم خونه دیدم گوساله همون گاو حالش

    بد شده همونجا به دکتر زنگ زدم که چرا منتظر

    نموندی تا خودم بیام، گفت مگه چی شده گفتم‌

    آره این اتفاق افتاده، اونی که تو اوردی فلانه نیم ساعت بعد هم محله مون که برا کمک اومده بود

    اومد خونه مون و شروع کرد به گریه کردن و بهم گفت این اینجوری جواب کمک منو دادی من هم

    سرمو انداختم پایین و جوابی نداشتم بهش بدم و

    از رفتارم خیلی پشیمون شدم.

    این باور مخرب را نه تنها در ذهن من اون موقع بود بلکه الان هم خیلی ها واقعا بهش اعتقاد دارند

    و من هم شنیده بودم و باورش کرده بودم.

    خداوند منو هدایت کرد؛

    خداوند منو با نور خودش منور کرد؛

    خداوند بهم عزت داد؛

    خداوند منو تاریکی بیرون کشید و و از نور خودش

    در قلب من روشنایی بخشید؛

    استاد عزیزم با من چیکار کردی که وقتی به

    دیدگاه های قبلم را مرور می‌کنم می‌خندم که چقدر من در گمراهی بودم.

    از شما استاد بزرگوار سپاس گذارم برای شما دعای خیر و برکت و خوشبختی را آرزومندم.

    موفق و سربلند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  4. -
    عاطفه نوری گفته:
    مدت عضویت: 2254 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به استاد عزیز و ارزشمندم،

    سپاسگذارم بابت این فایل و آگاهی های بی نهایت ارزشمندی که هیچ جای دنیا گفته نشده!!!!

    زندگی ما در دستان ماست هر اتفاقی توی زندگی ما می اُفته در واقع خودمان داریم خلق میکنیم،

    ما با تغییر افکار منطقه ی زندگی خودمان هم میتوانیم عوض کنیم فارغ از اینکه توی چه محیطی و خانواده ای هستیم!

    ما در هرلحظه داریم زندگی خودمان را خلق میکنیم هیچ سرنوشتی از قبل مقدر نشده است هیچ تقدیری از قبل مقدر نشده است.

    زندگی ما در هرلحظه به واسطه ی افکار و باورهایی که داریم به واسطه ی ورودی هایی که اجازه میدهیم به ذهن ما وارد شود شکل میگیرد و رقم میخورد.

    هیچ کس به هیچ عنوان نمی تواند در زندگی ما تاثیر بگذارد غیر از خودمان….

    چیزی به نام سرنوشت وجود ندارد این با عدل خداوند ناهماهنگ است

    مگه میشه خداوند برای کسی بخواهد یا برای کسی نخواهد مگه میشه کسی به یک سرنوشت محکوم شده باشه؟!!!!

    افراد فقیر افراد بدبخت شکست ها بدبختی هاشون رو به گردن جامعه و خدا میندازن.

    خداوند برای تمام بندگانش فقط خیر و خوبی میخواهد اما بندگان هم باید بخواهند،

    اگر فردی با باورهای اشتباه در مسیر اشتباه حرکت کند هیچ وقت به موفقیت نمی رسد و این خداست خداوند نیست!

    ما خداوند را بد باور کردیم به ما بد گفتند خداوند کیه!!!

    کسی که باور اینه ثروتمندان انسان های دزدی هستند هرچقدر تلاش کنه به ثروت نمیرسه چون این باور خودش هست نه خواست خداوند،

    در جهانی زندگی میکنیم که قانون مندی وجود داره هر اتفاقی توی زندگی ما بوجود می آید بخاطر قوانین خداوند است آنچه که باور داریم اتفاق می اُفتد،

    اگر باور داریم پول در آوردن سخت است پس سخته برای تو نه برای بقیه،

    چشم زدن یک باور کاملا غلط است هیچ کسی نمی تواند به ما ضربه بزند و چشم بزند مگر اینکه باور کرده باشیم.

    قدرت و انتخاب همواره در دستان ما است،

    مثل باورهای رایج در جامعه منو چشم زدن،بزنم به تخته چشم نخوری،بلا به دور،خدانکنه،خدا بد نده….

    اگر مصیبتی به افراد داده شود اگر اشتباهی به آنها اصابت کند به خاطر اعمال خودشان است چه چیزی را پیشاپیش می فرستیم ما فرکانس را پیشاپیش می فرستیم افکارمون که حاوی ارتعاشات هستند می فرستیم که اتفاقات مارا به وجود می آورند.

    آنچه که اتفاق می اُفتد در زندگی ما بخاطر افکاری که قبلا داشتیم کارهایی که قبلا کردیم است خداوند هرگز ظلم نمیکند،

    اگر باور منفی داشته باشیم ولی با کلمات دروغ بگیم هیچ فایده ای ندارد چون اصل اون ارتعاشات هستند که فرستاده شده است اون فرکانس و باور کارها را انجام میدهد…

    جهان هستی و خداوند مثل یک آیینه می ماند ارتعاشی که بهش میفرستی برمیگرده وارد زندگی خودت میکنه دقیقا مثل آیینه،

    کردار و رفتار های ما از باورهای ما نشات میگیره!!

    این مشیت خداوند است که به رفتارها و باورهای ما واکنش نشان میدهد…

    وقتی رحمتی به لطف خداوند به انسان داده میشود خوشحال میشود اما وقتی به واسطه ی رفتار خودش باورهای خودش بلائی سرش می آید انسان ناسپاس و غمگین میشود…

    خداوند سراسر رحمت است

    سراسر خیر و برکت است،

    هرچیزی توی زندگی داریم بخاطر لطف خداوند است

    سلامتی درختان جنگل ها ضربان قلب و… ما هیج تلاشی هیچ کاری نکردیم به ما داده شده است،

    بخاطر لطف خداوند است اما سختی ها بلاها بخاطر فرکانس های خودمان است.

    رفتارهای ما آیینه ش هم در این دنیا هم در اون دنیا به ما داده میشود.

    مسیر اشتباه هم در این دنیا هم در اون دنیا زجر می کشیم…

    فقط فقط خداوند در این جهان قدرت دارد.

    یک منبع انرژی

    یک نیروی حیاتی

    و یک خداوند وجود دارد که در نبود اون شیطان به وجود می آید.

    یک نیرو یک رب یک فرمانروا و یک قدرت و بقیه هیچ چیزی نیست هیچ کس هیچ چیزی نیست…

    فقط الله❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  5. -
    فرزانه فدایی گفته:
    مدت عضویت: 2205 روز

    سلااااااااااااااااااااااااااااااااام استاااااااااااد

    بابا تو کشتی منو با این فایل

    متحول شدم البته من قبلا صوتیشو گوش داده بودم

    فقط میدونستم ک چشم زخم دری وریه چرت و پرته

    ولی با این فایل ک با سند و مدرک گفتین دیگه قانعه قانع شدم استاد بگم برات ک من تو یه خونواده خرافاتی ب دنیا اومدم طرف پدریم از مادریم بدتر مادریم از پدتری بدتر🤪🤪🤪🤪🤪

    خلاصه خونه عمه ک میرفتیم از بوی دود اسفند خفه میشدم

    خونه عمو ک میرفتیم زنمو بابا قوری از این آبیا آویزون میکرد

    خالم تابلو فرش واِن یکاد میلیونی میخرید

    خونه دایی که میرفتیم زن دایی همش پیس پیس ورد و اینا میخوند😂😂😂😂😂خلاصه یه وضع اسفناکی تو فامیل ما بود که غیر قابل توصیف

    یکی حواسش نبود جلو پاشو نمیدید می افتاد دیگه همش ناله گریه چشم زدن و فلان

    خلاصه استاد حالا فکر کن من که تو این خونواده ای بزرگ شدم دیگه مثله چی از چشم زخم میترسیدم

    مامان منم بیستا بابا قوری برام خریده بود ک طلا بودن آویزون کنم ک چش نخورم🤪🤪🤪🤪

    وااااااای از اون روزی که کسی از من تعریف میکرد چمدونم از پوستم

    قیافم .،هیکلم یا خلاصه هر چی یا حتی میگفتن فرزانه تو خیلی خوبه که رک و بی رودربایستی

    دوباره من همش استرس داشتم ک واااای از این به بعد دیگه لال مادرزاد میشم

    یا یه بار دختر خالم گفت که تو چقد پوستت خوبه دیگه من همش استرس و ناراحتی

    ک اینو باور کردم ک چش میخورم ک برا سه ماه پوستم جوش زد

    ولی استاااااد الان دیگه هر کی ازم تعریف کنه حسم عالی میشه و خوشحال و سپاسگزار تر میشم استاد تو این یه سالی که تقریبا وارد زندگی ما شدید خیلی حالمون عالیه استاد باورتون نمیشه ک ما اصلا نفهمیدیم و ۹۰ درصد آدمای آهو ناله و منفی ک همش غر میزنن یا همش در حال اسفند دود کردن و حسادت و تفتیش تو کار بقین از ما جدا شدن استااااد تو بینظیری نمدونم با چه زبونی از شما قدردانی کنم واقعا یه دونه ای استاد لنگه نداری

    خلاصه از چشم زخم و این خرافات بگم که خودش شاهنامه فردوسیه

    من این فایل شما رو دانلود کردم و رو تلویزیون دیدیم و نشستیم خونوادگی دیدیمش و خلاصه هممون تحت تاثیرش قرار گرفتیم ک خودمون چقدر این بلاها رو وارد زندگیمون کردیم

    استاد ممنونتم ک این تار عنکبوتای چسبیده تو ذهنمو کندی ی دنیاااااااااااااااااا تشکر

    و اینکه در پایان بگم هیچی شیرین تر از این نیست که روز به روز ب دانش و آگاهیات اضافه بشه من الان واقعا رو ابرام🙈🙈🙈🙈🙈🙃🙃🤑

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  6. -
    فائزه رستگار گفته:
    مدت عضویت: 1060 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جانم و سلام خدمت خانواده بزرگ عباس منش استاد عزیزم ممنونم بابت این فایل زیبا و ارزشمند خدارو شکر که من عضوی از خانواده استاد عباس منش هستم

    استاد عزیزم من قبلاً خیلی برام سوال که چرا بعضی‌ها توی زندگی خوشبخت هستند و بعضی‌ها توی زندگی یک روز خوش ندارند اما از وقتی وارد دبیرستان شدم و به واسطه کنکور به کلیپ‌های انگیزشی توجه کردم فهمیدم که هر انسانی خودش می‌تونه آینده‌شو بسازه بعد وقتی وارد سایت شدم این موضوع رو با گوشت و پوست و استخونم دارم درک میکنم انسان خودش انتخاب می‌کنه که شاد باشه یا غمگین پولدار باشه یا فقیر سالم باشه یا مریض هیچ یک از افراد توی زندگی ما تاثیر ندارند جز خودمون من فائزه از نباید کسی بترسم چون

    نا امید و ترس اسلحه شیطان است . و من نباید به جز خدا به کسی قدرت بدم

    من نباید از کسی بترسم نه از معلم نه از دوستام نه از خانواده نه از مشاور تحصیلی

    یادم هست قبلاً به حد از مشاور تحصیلی ام و دیگران می‌ترسیدم که وقتی باهاشون حرف میزدم دست و پام ملیرزید و به لکنت میفتادم یا یادمه از اینکه آدما از دستم ناراحت بشن یا ارتباطشونو باهام قطع کنن می‌ترسیدم بخاطر همین همیشه کوتاه میومدم این یعنی شرک یعنی بی ایمانی یعنی ناامیدی

    و از وقتی فهمیدم که انسان قابل تغییر است به شرط اینکه خودش بخواد به معنای واقعی دارم خوشبختی رو حس میکنم

    و همه چی برای من از قبل لذت بخش تر است همیشه یک فکری من بود و ریشه داشت وقتی کسی به من می‌گفت شرایط قبول کن این زندگی تو هست و بخاطر مشکل جسمی نمیتونی به موفقیت برسی عصبی میشد و مقاومت داشتم

    من فائزه معلولیتم هیچ تاثیری توی زندگیم نداره و نخواهد داشت به شرط اینکه خودم باور کنم

    من فائزه می‌تونم مستقل زندگی کنم پیشرفت کنم به شرط اینکه قدم بردارم هیچ کس به جز خداوند و خود من در زندگی من تاثیر ندرد به شرط اینکه کسی را به جر خدا باور نکنم

    به شرط اینکه روی افکار خودم کار کنم

    استاد عزیز اول از خدا و بد از شما سپاسگزارم که راه رستگاری به من نشون میدید

    امیدوارم همیشه موفق شاد سالم و پر از نعمت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  7. -
    فاطمه مهاجر گفته:
    مدت عضویت: 3147 روز

    سلام

    چند وقت پیش زمانی که به چشم زخم باور داشتم اطرافیانم مدام به من یادآوری و توصیه می کردن که “و ان یکاد …” رو بخونم و روزی که این کار رو نمی کردم فکرد می کردم اتفاق بدی برام خواهد افتاد و یا حتی ممکنه که بیمار بشم و طبق قانون انتظار همین اتفاق ها برای من می افتاد! حتی اگر لباس زیبایی می پوشیدم و ظاهری آراسته داشتم مدام نگران چشم زخم بودم و همیشه ظاهرم رو در حد متوسط یا حتی پایین تر نگه می داشتم که مبادا چشم زخم به من آسیبی برسونه!!! اگر کسی از من یا مهارتم تعریفی می کرد فاتحه اون مهارت یا اون ویژگی رو می خوندم و با خودم می گفتم تموم شد! چشم خوردم!!! اما همیشه متوجه می شدم که خوندن این آیات هیچ تاثیری نداره و بعد هم ـ هر چند خیلی سخت ـ دست از این کار برداشتم و با خودم فکر کردم اگر قراره که آدم اینقدر آسیب پذیر باشه پس چطور خداوند در قرآن گفته که ما بادها و دریا ها را مسخر شما کردیم و یا اینکه انسان اشرف مخلوقات هست؟! تا اینکه این فایل دانلود کردم و وقتی استاد با آوردن دلیل و برهان از قرآن توضیح دادن که “چیزی به عنوان چشم زخم وجود نداره” بیشتر و بیشتر یقین پیدا کردم و الان احساس آزادی می کنم و ترس هام در این زمینه خیلی کم شده و حتی می تونم بگم از بین رفته. اما گاهی همون باورهای قدیمی سعی می کنن که دوباره خودشون رو به من تحمیل کنن ولی اینبار آگاهانه بهشون “نه” میگم و میدونم که تمرکز روی باورهای جدید باعث تقویت اونها میشه.

    متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  8. -
    سـعـیـد گفته:
    مدت عضویت: 920 روز

    درود بر استاد عباسمنش عزیز

    و درود بر دوستان عزیز

    استاد تشکر که منو باخدای حقیقی اشنا میکنی.

    میخوام از تجربه خودم بگم که چه شرک هایی داشتم و هنوزم دارم و با هدایت و یاری خداوند و آموزه های توحیدی استاد عباس منش اجر های این باورهای شرک آلود رو میکشم بیرون.

    من چند روز قبل (بازه بین یک ماه قبل از اشنایی با استاد) از اشنایی با استاد دنبال این بودم که بفهم چرا زندگیم اینجوری بی پولیه و بدبختیه ونمیدونستم که باورهای توحیدیم مشکل داره با اینکه کتاب خونده بودم و رو قانون جذب کار میکردم و به حساب خودم اطلاعات داشتم ولی زندگیم خراب بود.

    خیلی دنبال این سوال بودم و تو کتاب و…. دنبال جواب بودم و نمیدونستم چکار کنم

    قبل اشنایی با استاد به دو نفر زنگ زدم اولی به یک روحانی و ار حرز و تاثیرش پرسیدم و اونم ازم سوال پرسید جواب داد که برو ازدواج کن و نصیحت کرد میکرد با ازدواج زندگیت عوض میشه و خدا نمیدونم روزی اون دختر رو از خانوادش قطع میکنه و به تو میده و میگفت اگه کسایی پول دار بشن تو دنیا فساد میکن و.. چون خود موسسه شون تو کار نوشتن دعای قرانی بود و منم ازش در مورد دعا پرسیدم گفت دعای حرز امام جواد و دعای رزق و روزی امام علی رو بگیر و برو ازدواج کن ولی من منطق ازدواج و چندین مطنق رو که گفت پیش خودم قبول نداشتم ،

    دعاو حرز رو هم خریدم و همیشه رو بازوم و تو بازوبندم بود و فکر میکردم بهم قدرت میده

    مدت ها گذشت ولی همونجور وضعم بود و عوض نشد.

    واسه من دیگه سوال بود، چرا اینجوریم و دنبال جواب بودم. از کتاب، پاکدست و هزاران مطلب داشتم و کتابخونه داشتم و دوره های که نایاب بود و گیر اوردم ولی بازم همینجور وضعم بود

    و نفر دوم که کارش مشاوره به سرمایه دارها و کارخانه دار بود و بهش مربی میگفتم، شمارشو گیر آوردم و زنگش زدم و داستان زندگی خودمو گفتم و اونم گفت من وقت ندارم و من سرم شلوغه و صدا قطع وصل میشد و منم پیله شدم گفتم شما این به این ادم ها داری بهشون مشاوره میدی و مربی هستی باید بدونی و کارتون همینه و گفت نمیدونم و صداش نمیومد و چندبار تماس گرفتم و تو همون قطع و وصلی ها شنیدم گفت احتمالا خود باوریت مشکل داره و اینو گفت و نفهمیدم خداحافظ منو شنید یا نه.

    این کلمه منو انداخت تو جستجوی خودباوری و افتادم دنبالش و نمیفهمدیم اصلشو. فقط گفتم باید به خودم باور بدم و دنبال باورهای ثروت بودم و جستجو برای باور و نتیجه ش این شد که به سایت استاد عباسمنش پیوند خوردم و تیک خوردم . قبلا اسم استادو شنیده بودم ولی تو فرکانس نبودم که چه میکنه وقتی اشنا شدم و با فایل رایگان شروع شده و همین الانم میبینم، افتادم تو فایل های باورهای توحیدی و فهمیدم زیاد شرک داشتم و دارم

    تو ماشین فایل های صوتی استاد رو چند رو گوش میکردم. یک فایل استاد عباسمنش در مورد مشرکان رو گوش میکردم، عجیب بود تو چند روز فایل تکرار شد و انگار تو اون فایل صوتی گیر کرده بود و اخرین بار تو جاده بودم بعد رسیدم خونه میخواستم وسایلمو جمع کنم روز بعد برم مشهد. و این فایل های توحید منو هل میداد برو و به خدا توکل کن و همه چیز رو درست میکنه. رسیدم خونه خسته بودم و میخواستم بخوام و بین خواب بود بیداری بودم و نماز نخونده بودم و یه صدا تو گوشم با صدای خودم گفت چرا اینو بستی؟ اونجا تنم لرزید و یادم اومد تو بازوم بود درش اوردم و انداختمش یه گوشه و رفتم نماز خوندم.

    قسمت دوم:

    چندتا شرک مثال میزنم که تو زندگیم بوده و دیدم از جاهای مختلف در باب این مطلب

    حرز میبندن، سنک نمک یا ذمه واسه چشم زخم میذارن تو خونه، قاب 4 قل میذارن، قاب و ان یکاد میذارن، گردنبد شیشه ای چشم زخم که ابی رنگه با عکس چشم میبندن گردنشون ، گوسفند قربانی میکن و خونشو میکشن به ماشین نو ، زیر لاستیک تخم مرغ میذارن، پارچه سبز و مهر از کربلا تبرک میارن، پیش دعا نویس و فال بین میرن، دخیل میبندن، توسل میکنن و مراسم دعای توسل میگیرن، اجیل مشکل گشا میخرن، سفره ابوالفضل میندازن، نذری میدن، تخم مرغ میشکنن برای چشم زخم. گردنبد سنگ های معدنی میبندن که حالشون خوب شه، دنبال قدرت های ماورایی و چشم سوم. قران خوندن واسه مرده.

    متاسفم اینقدر دنبال این کارها بودم و دیدم ولی خدا کخ پیشم بود رو نمیدیم.

    اینقدر کارهای بیهوده و سخت و شرک الود ولی خداوند منتظر بود که بخوانمش و دستمو بگیره

    من قدم به قدم شرک رو دارم میریزم دور و حس میکنم از بند خلاص شدم.

    و توحید اساس خوشبختیه

    یُقَلِّبُ اللَّهُ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَعِبْرَهً لِأُولِی الْأَبْصَارِ.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  9. -
    النازصالحی گفته:
    مدت عضویت: 1571 روز

    به نام خدای رحمان و رحیم

    سلام استاد قشنگم و سلام به همه ی هم خانواده ای های عزیزم

    سالهای سال بود که از نگاه مردم میترسیدم از تعریف و تمجید هاشون به جای اینکه خوشحال بشم میترسیدم چرا که تو مغزم رفته بود فلانی چشمش شوره یا اگه مریض میشدم یا رخدادی پیش میومد خانوادم سریع میگفتن چشمت کردن ….چه قدر تلخ بود که با ترس بری خونه ی کسی و وقتی ازت تعریف میکنه چایی تو گلوت بپره که یا خدا چشمم نکنه😂 چه قدر بد بود این نگاه چه دید و قضاوتی در مورد افراد داشتم و از همه بدتر سالیان سال سر به سجاده میذاشتم اما براش (خدا)شریک قرار داده بودم شرکی خفی بدون اینکه بدونم ،حتی بعضی ها رو میدیدم که تخم مرغ میشکستن به اسم هرکی شکست حرفی نبود که به اون بنده خدا نزنن 😂حتی به بحث کشیده میشد که فلانی با چشم شورش مقصر این اتفاقه یا در به در و خدا تومن پوول میدادن برای اینکه خون یه حیونکی بیگناه و بریزن که چشم و بلا ازشون دور بشه 😑

    حتی درست میگید استاد بچه های خوشگلشون رو با یه تیپ افتضاح میاوردن مهمونی یا بیرون و همیشه هم به گردناشون هزار تا دعا و مهره آبی بود و همیشه هم میدیدم که لبای این مامانه داره یه چیزی رو زمزمه میکنه و اگه میگفتی ماشالا چه دختر یا پسر خوشگلی شدت این زمزمه ها بیشتر میشد😂😂😂😂(دیدم که میگماااا ) وای خدا

    اما از این نگاه خسته شده بودم از این ترس خسته شده بودم و همیشه برای خودم این مثال و میزدم که اگه چشم و نظر هست پس چرا این آدمای خوشگل و معروف آمریکاییی که هر روز بهشون میگن تو خوشگلی تو تاپ جهانی هستی چرا چشم نمیخورن و هر روز سالم تر از قبل میشن همین تضاد باعث شد من از دایره ی باورهای چشم شوریِ خانوادم بیام بیرون دیگه مریض نمیشدم هرچی هم بهم میگفتن نکن چشم میخوری این باور میومد تو ذهنم که چشم زخم واقعی نیست اگه بود الان فلان شخص معروف آمریکایی باید متلاشی میشد همه چی خوب بود تــــــــــــا تو مدرسه ی لعنتی برامون همین آیه رو خوندن و گفتن چشم زخم وجود داره وکلی حدیث پیامبر براش آورده منم که قبل از آشنایی با این مسیر زیبا هرچی سند قرانی داشت بدون دلیل و تحقیق قبول میکردم و متاسفانه قبول کردم و از اون روز بدی پشت بدی

    تــــــــــــــــا زمانی که با این مسیر زیبا آشنا شدم و اصلا بال درآوردم اونقدر آماده ی شنیدن این مطلب بودم که چشم زخم وجود نداره که با دل و جون پذیرفتمش و دلایل منطقی هم براش داشتم ،بعد از دیدن این فایل اول برای همه خواستم که خدا همه رو هدایت کنه به مسیر درست تا اینقدر آسیب نبینن به خاطر این باور غلط که اینقدر قوی پخش شده تو جهان بعدش عزمم رو جذب کردم و همونطور که خودتون گفتید استاد زدم به دل خیابون برای تحقیق من برای خودم یه دفترچه برداشتم بیست نفرو مشخص کردم (تعدادکم که ذهنم مقاومت نکنه و بره دنبالش ) و استــــــــــــاد ،بچه ها باورتون نمیشه تو یه شهر مذهبی آدمایی که جلوی من میومدن و من ازشون این موضوع رو میپرسیدم یا تحصیل کرده بودن یا حداقل ۱۰ بار قرآن رو خونده بودن به خدا قسم یک نفر نبود که حداقل معنی کاملشو بدونه ،از هرکسی میپرسیدم خیلی ها میدونستن تو قرآن هست و لی معنیش رو نمیدونستن و میگفتن برای چشم زخم ،برای رفع بلاست ،بعضی ها که با شک میگفتن تو قرآن هست ولی با اطمینان میگفتن برای محافظت از بلا و چشم زخمه حتی یه عزیزی گفت بله دخترم تو قرآن هست و معروفه به (و ان یکاد )و برای محافظت از چشم زخمه علاوه براون آیه الکرسی هم هست 😶😶😶

    از خدا سپاسگذارم که به بهترین مسیر هدایتم کرد از خدا سپاسگذارم که توسط یه استاد بی نظیر آگاهی های ناب و آزادی بخش رو بهم میرسونه سپاسگذارم که عضو یه خانواده ی آگاهم خانواده ای که با خوندن داستان هر کدومشون بال پرواز و امید میگیرم خوشحالم که اینجا تشویق میشم برای موفق شدن برای ثروت ساختن ، اینجا یاد گرفتم قدرت تو دست خودمه و کسی تاثیری رو خوب یا بد زندگی من نداره به غیر از خودم

    استاد عزیزم هزاران بار ازت سپاسگذارم به خاطر این آگاهی رهایی بخش ممنون که باعث شدید من بیرون برم تحقیق کنم و رشد کنم بار ها گفتم بازم میگم این مسیر خداییه با انجام هر تمرین به خدا نزدیک تر میشیم این رو من تصدیق میکنم چراکه تمرین امروز من با یه کنجکاوی ساده شروع شد و با سپاسگذاری به درگاه خدا تموم شد 💙💙💙💙💙💙💙

    امید وارم بیشتر از هر روز بدرخشیــــــــــــــــــــــــد عاشقتونم عشقا💗😊💫

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  10. -
    حمید درخشان گفته:
    مدت عضویت: 4198 روز

    سم الله الرحمن الرحیم

    هدف یادداشت زیر به هیچ عنوان خدای نکرده توهین و اهانت به آیات مقدس و نورانی قرآن مجید نیست بلکه رفتاری را که در برابر این آیات نورانی و مقدس در پیش گرفته ایم نقد میکند. به نظر حقیر تک تک آیات نورانی این کتاب باعظمت و آسمانی ، پاک و مقدس و مطهر هستند . هرچند طبق روایات معتبر ، فضیلت برخی سوره ها و برخی آیات نسبت به سوره ها و آیات دیگر بیشتر است .

    این روزها هرجا سر بزنید و تقریبا به هر مغازه و منزلی وارد شوید یک آیه شریفه را در قالب تابلو فرش یا قاب عکس و … می بینید . آیه شریفه :« و ان یکاد الذین کفروا لیزلقونک بابصارهم لما سمعوا الذکر و یقولون انه لمجنون و ما هو الا ذکر للعالمین » که تقریبا همه ما آن را از بس همه جا دیده ایم حفظ کرده ایم

    مفسرین در تفسیر آیه مذکور سه احتمال داده اند :

    1- نگاههای از روی نفرت و عصبانیت کفار به پیامبر اسلام که انگار با نگاهشان می خواهند پیامبر عظیم اسلام را نابود کنند.

    2- قدرتی که در چشم برخی افراد خاص وجود داشت و با استفاده از آن قدرت مرموز می خواستند به پیامبر عظیم اسلام ضرری برسانند.

    3- و عده ای دیگر منظور از این جمله را همان مفهوم عامه چشم زدن تعبیر کرده اند. این افراد بر این اعتقادند که این دو آیه اشاره به تضاد بین حرفهای کافران را نشان میدهد به طوری که از یکسو از شنیدن آیات قران چنان شگفت زده می شوند که از تعجب نزدیک است پیامبر را چشم بزنند اما از طرف دیگر حرفهایش را تکذیب کرده و او را دیوانه می نامند.

    اینکه در برابر دفاع از چشم زخم استفاده یا همراه داشتن آیه و ان یکاد اثری دارد یا نه باز روایات مختلف است:

    طبق نقل مرحوم کلینی در کتاب کافی و همچنین تفسیر روح البیان اثر ابوالفداء اسماعیل حقی و تفسیر ابن کثیر ،روایتی از پیامبر اسلام و یا امامان شیعه مبنی بر تاثیر این دعا در برابر چشم زخم در دست نمی‌باشد و تنها در روایتی آمده است که پیامبر اسلام، هنگام تعویذ حسنین علیهما السلام یا افرادی دیگر از چشم‌زخم، به اذکار دیگری غیر از این آیه توسّل می‌جستند.

    به نوشته تفسیر مجمع البیان تنها کسی که اعتقاد داشت این آیه در برابر چشم زخم موثر است حسن بصری بود. ( حسن بصری فقیه مفسد و گمراه زمان امام سجاد علیه السلام است که بارها با لعن و عتاب اهل بیت علیهم السلام مواجه شده است و طبق نقل علما از پایه گذاران فرقه منحرف تصوف و از دشمنان ائمه اطهار بود)

    فارغ از اینکه این آیه در برابر چشم زخم تاثیر دارد یا نه یک بحث مهم پیش می آید و آن اینکه چرا از بین هزاران آیه شریف قرآن ، توجه بسیار افراطی و فراوان به این آیه در بین مردم به عمل می آید. انگار همه در پی چشم زخم زدن به دیگران هستند و همه خود را مسلح به یک سلاح محکم کرده اند که چشم همسایگان و دوستان و فامیل را که چشم دیدن آنها را ندارند درآورند.

    معنی مستقیمی که در برابر مشاهده این توجه بیش از حد به این آیه شریفه به دست می آید این است که ای همسایه ، ای خویشاوند ، ای مهمان و … تو می خواهی زندگی مرا چشم بزنی ولی کور خوانده ای من با این آیه مانع این کار می شوم.

    در حال که گفتیم تنها برخی تفاسیر معنی چشم زخم را برای این آیه قائل شده اند و تنها یک روایت ضعیف از یک فرد نامعتبر ، این آیه را در برابر چشم زخم موثر دانسته است.

    این در حالی است که سایر آیات باعظمت قرآن مجید مهجور مانده اند و کل استفاده ای که از قرآن می شود در مراسمات ختم یا سر سفره عقد و امثال اینهاست. و انگار قرآن نازل شده است که فقط در مراسمات ختم و قبرستانها برای مرده ها قرائت شود و تنها کاربرد قرآن علاوه بر برخی مراسمات، استفاده از آیه و ان یکاد آن برای دفاع در برابر اطرافیان شریر است.

    و چقدر خوب می شد که آیاتی مانند آیت الکرسی – یا ان اکرمکم عندالله اتقیکم- یا الم یعلم بان الله یری – یا الم یان للذین آمنوا ان تخشع قلوبهم لذکر الله – یا احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لایفتننون – یا امثال این آیات زیبا و تاثیر گذار، زینت بخش در و دیوار خانه ها و مغازه ها می شد. و با توجه همه جانبه به همه آیات قرآن ( نه فقط و ان یکاد ) و عمل به آنها طوری نمی شد که فردای قیامت رسول بزرگوار اسلام لب به شکوه باز کند و بگوید: « یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا »

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای: